Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آیــــ(پیوند قلبها)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
،اینجا دیگه خبری از لاس زدن ساده نیست
این برنامه جوونایی رو نشون میده که میخوان با کسی قرار بذارن که
باهاش ازدواج کنن
قسمت جدید پیوند قلبها دوباره شروع شد
(کارشناس روانشناسی، پارک جی سون)
هفته پیش، شرکت کنندهها از
یه قرار کریسمسی رمانتیک لذت بردن
،جیمین و جه یون
،چانگ هوان و سو آه
،چان هیونگ و هانول
،سانگ یون و چه اون
و وو جه و جی وون
این پنج زوج یه روز خاص رو گذروندن
اول از همه، هفته پیش
یه وضعی بود
خیلی شلوغ پلوغ بود- آره-
،پروفسور، وقتی شما نبودی اتفاقای زیادی اُفتاد
تو فرایند انتخاب پارتنر ،برای قرار تو خونه
"اون مستقیم گفت، "اسمتو مینویسم
میخوام اسمتو بنویسم
(دل سانگ یون پیش چه اون بود)
سانگ یون تو فکر چه اون بود
درسته- جه یون و چه اون تو قلبش بودن-
درسته- سانگ یون اینطوری فکر میکرد-
،اگه چه اون به سانگ یون اهمیت نمیداد
بهش معنی نمیداد
ولی اونم بهش علاقهمند بود
(میخواد چیکار کنه؟)
،چه اون وقتی با چان هیونگ بود یه جور دیگه بود
یه حس دیگهای داشت
حس نمیکردی یه زنه؟- آره-
موافقم
،جلوی سانگ یون- یه زن بود-
تبدیل شده بود به قهرمان یه ملودرام
انگار تو یه مینی سریال بود
من میتونستم
حسش رو درک کنم
و چان هیونگ یه نگاه تلخی داشت
خیلی حالمو گرفت- دلش شکست-
انگار یه فیلم بود
که توش یه پسر شیرین زبون، بد میشه
با این حال، تیر چان هیونگ
به سمت چه اون رفت
اشتباه میکردم- ما-
،سی وون با دیدن این صحنه گفت
نظرش عوض شده- به هانول؟-
گفت هانول رو انتخاب میکنه- آهان-
چان هیونگ این کارو نمیکنه
من و پائول کیم
مثل همیشه حس ششممون کار نمیکنه
یه حس بدی دارم
برای من، دیدن جیمین و جه یون
،که داشتن جلوی درخت کریسمس از هم عکس میگرفتن
،نگاه کردن به اون عکسا
،فرستادن یه قلب
و مثل یه زوج واقعی عشقولانه بازی درآوردن
اون صحنهها تو دلم موند- ،و در واقع-
اونا با هم راحتتر به نظر میرسن
آره، اون دوتا- وقتی با همن-
،بعد از اینکه با هم رو راست شدن
سوءتفاهمهای گذشته رو حل کردن
و به نظرم این خیلی با ارزشه- درسته-
(میتونن تا آخر به هم اعتماد کنن؟)
خیلی خوبه- ...و-
قرار چانگ هوان و سو آه
خیلی تاثیرگذار بود
،با استفاده از دستکشها
انگشتاشون رو تو هم قفل کردن
،برقراری اولین تماس فیزیکی سخته
و به نظر میرسه شروع خوبی داشتن، نظرت چیه؟
تو دفترچه قرارش نوشته شده بود
به عنوان مهارت لاس زدنش- درسته-
هیچوقت فکر نمیکردم اون مهارت تو اون لحظه بدرخشه
سو آه
با قبلنایی که باهاش راحت بود فرق داشت
فکر کنم قرار هیجانانگیز تری براش بود
،هرچند
،وقتی چانگ هوان داشت خیلی حرف میزد
نگاهی که تو صورت سو آه بود فراموش نشدنی بود
یه همچین نگاهی داشت
(لبخند میزنه)
،گفتن "از تو خوشم میاد" کافی بود
ولی گفت،" هیچ دلیلی پیدا "نکردم که ازت خوشم نیاد
درسته
(روز قرار تو خونه فرا رسیده)
(...اسم کسی که)
میخواید باهاش قرار تو خونه داشته باشید رو) (تا ساعت ۲ بعد از ظهر امروز بفرستین
(روز هر کسی داره سریع میگذره)
تصمیم گرفتن با کیش) (میخوان این روز رو بگذرونن؟
،با هم معرفی شدن
ولی درست کار نمیکنه
(وو جه یه پیام فرستاد)
تنم مور مور شد
(چانگ هوان یه پیام فرستاد)
(جی وون یه پیام فرستاد)
(چان هیونگ یه پیام فرستاد)
من مدرکی که فرستادی رو دریافت کردم
اونا ۳ روز دیگه) (تا تصمیم گیری نهایی فرصت دارن
انتخاب امروز چه نتیجهای) (به همراه خواهد داشت؟
(جیمین یه پیام فرستاد)
سو آه یه پیام فرستاد) (هانول یه پیام فرستاد
سانگ یون یه پیام فرستاد) (جه یون یه پیام فرستاد
کنجکاو شدم
(و چه اون)
،بین سانگ یون و چان هیونگ کدوم رو انتخاب میکنه؟
(چه اون ساعت ۲ یه پیام فرستاد)
دقیقاً سر ساعت ۲ فرستاد
بعد از کلی فکر کردن) (آخر از همه پیام رو فرستاد
استرس گرفتم
خواهشاً
(جی وون منتظر پارتنر قرار تو خونشه)
چه خوشگله
(پارتنر جی وون برای قرار کیه؟)
(...پارتنر قرار تو خونه جی وون)
(وو جهست)
داره میره- حتماً-
دل تو دلشون نیست
(داره به سمت جی وون میدوئه)
یا خدا- داره میدوئه-
(متعجب)
سلام
!وو جه
(از دیدنش خوشحاله)
گرم کننده دست داری؟- آره، دارم-
از کجا میای؟ چرا ندیدمت؟
از اونجا پیاده اومدم- واقعاً؟-
حتماً سردت شده- خوبم-
چطور انقدر خوشحال به نظر میرسن؟- میدونستم اینجایی-
وای خدا
فکر کردم خوب میشه اگه اینجا باشی
منم همینطور
خدا رو شکر، انگار دارن با هم از سر کار برمیگردن خونه
قرار تو خونه تو یه فضای) (اختصاصی برای خودشون شروع میشه
فکر کنم اون خونهست
اونه؟- اونی که چراغش روشنه، اونجا-
واقعاً؟
خیلی قشنگ به نظر میرسه
بیا بریم ببینیم
،در واقع، برای قرار تو خونه
هیچ فیلمبرداری داخل نیست
(گروه تولید بیرونن)
بعد از نصب دوربینها میرن
فقط خودشون دو نفر تو اون مکان بودن
بریم
لونه عشقه
چه خوبه
اونجاست
(شگفتزده)
این یه خونهست؟
عالیه- خوبه-
خیلی قشنگه
(اتاق نشیمن)
قشنگ به نظر میرسه
(اتاق نشیمن)
خیلی قشنگه
خیلی بزرگه- واقعاً خوبه-
باورم نمیشه اینجا یه خونهست
(آشپزخانه)
خیلی خوبه
خیلی بزرگه
اونا میخوان ۲ روز و ۱ شب اونجا زندگی کنن
خیلی قشنگه
(همش داره تعریف میکنه)
این خونه خیلی خوبه
منم همین رو میگم
جی وون، ممنونم
من به لطف تو اینجام
منم به لطف تو اینجام
میتونیم تو یه روز کل خونه رو بگردیم؟
حیف که فقط یه روز اینجا میمونیم
دقیقا
فکر کنم باید امشب تا صبح بیدار بمونیم
منم همین رو میگم
این یه اتاقه؟
این یه اتاقه
اتاق خواب
یعنی ما باید اینجا بخوابیم؟
(دو تا تخت کنار هم گذاشتن)
این
(یعنی میخوان تو یه اتاق بخوابن؟)
پخش کردن این صحنه مشکلی نداره؟
دو تا تخت اینجوری کنار هم گذاشتن- درسته-
اگه من خروپف کنم چی؟
منم خروپف میکنم- من خروپف نمیکنم-
وو جه دستپاچه شده
خیلی قشنگه- اینجا واقعاً یه خونهست؟-
خورشت کیمچی؟ برای شام چی درست کنیم؟
چی درست کنیم؟- بیا وقتی رفتیم خرید تصمیم بگیریم-
بریم خرید؟ باشه- آره-
خورشت کیمچی
بزن بریم- بریم-
(یه سوپرمارکت تو سئونگبوک-گو، سئول)
این رو برداریم؟
آره، برداریم
من میبرمش
الان دیدن این دوتا با هم خیلی عادی به نظر میرسه
!خرمالوی نرم
خرمالوی نرم برداریم؟ میخوری؟
برداریم؟- آره-
دیگه چی لازم داریم؟
برای فردا میوه هم بگیریم؟- بگیریم؟-
این- آره-
اینو برداریم- باشه-
زیاد نیست؟- نه-
فکر کنم توکگک خوب میشه
توکگک بخوریم؟- بخوریم؟-
فقط باید تو آب گوشت بپزیمش- باشه-
اینو بخریم؟- باشه-
پیازچه لازم داریم، و تخم مرغ هم اضافه میکنیم
میشه چیپس بردارم؟
آره، حتماً
من اینو برمیدارم
منم داشتم به همون نگاه میکردم- واقعاً؟-
اونا- بیا اینو برداریم-
با هم هماهنگن
میتونی بذاریش اینجا
ممنونم- ممنونم-
چه کیفی میده
،وقتی دارن قرار تو خونه رو میگذرونن تصور میکنن
یه همچین چیزی رو تو آینده با هم
لباسامون رو بالا دربیاریم و بیایم پایین؟
بریم- باشه-
بریم، اینو اینجا میذارم
دارن از هم تاثیر میگیرن- آره-
وو جه اول میاد پایین) (و برای شام آماده میشه
چه خبره اینجا
(سریع داره شام رو آماده میکنه)
(ماهر)
(جی وون هم حاضره)
خیلی دیر اومدم پایین- نه-
نه؟- اصلا-
اصلا؟
پیازچهها رو من خورد کنم؟
تو این کارو میکنی؟
(با هم دارن شام رو آماده میکنن)
بیا اینا رو همینجوری بریزیم توش
تخم مرغها رو من اضافه میکنم- باشه-
میخوای امتحان کنی؟- باشه-
ممکنه دستت بسوزه- خوبم-
(فوت میکنه)
قاشق رو فوت کن، ممکنه داغ باشه
وای خدا
مزهاش خوبه؟- آره-
میتونی بیرون بفروشیش- چی؟-
انقدر خوبه که میشه فروختش
واقعاً؟- آره-
من یه درخواست جواز کسب آماده میکنم
سریع دو تا کاسه) (توکگک درست کرد
بیا از این یه عکس بگیریم- آره، بیا بگیریم-
نمیدونم زندگی یه زوج تازه ازدواج کرده چه شکلیه
پاهات تو عکس معلومه
انگار میز شام یه زوج تازه عروسه- چه باحال-
ممنون بابت زحماتت امروز- ممنون بابت زحماتت-
(به سلامتی خونه جدید)
تو میتونی تو چشم به هم زدن یه غذا درست کنی
من اینو سریع پختم، دستور پختش آسونه
خوبه
خیلی خوشمزهست
،اگه با تو زندگی میکردم هر روز غذای خوب میخوردم
درسته
باید اینو یادت بمونه
تو معمولاً تو خونه تنهایی- آره-
برای خودت چی درست میکنی؟
من بیشتر پاستا درست میکنم
،یا، بعضی وقتا
خورشت کرهای درست میکنم
من خورشت کیمچی دوست دارم
،منم
وقتی تنهام درست غذا نمیخورم
پیش میاد، درسته- هر چی دم دست باشه میخورم-
درسته
سخته که همیشه برای خودت غذا درست کنی
،از اونجایی که هر روز آشپزی نمیکنم- آره-
،وقتی مواد اولیه میخرم خیلیهاشون رو باید بندازم دور
حیف میشه، برای همین آشپزی نمیکنم- درسته-
برای همین مردم ازدواج میکنن، فکر کنم- درسته-
(از حرف جی وون ذوق زده شده)
با حرف ازدواج غافلگیرش میکنه
(برای همین مردم ازدواج میکنن، فکر کنم)
درسته
فکر کنم آره
منو سورپرایز کردی
حفظ محیط زیست- چی؟-
حفاظت از محیط زیست
یعنی مردم برای حفاظت از محیط زیست ازدواج میکنن؟
چه ایده خوبی
میتونی اینو تو پیشنهاد ازدواج بگی"با من "از محیط زیست محافظت میکنی؟
خیلی بهم میان
(میخنده)
ولی تا حالا به این موضوع فکر کردی؟
من انقدر به تنهایی عادت کردم- میفهمم-
که سخته تصور کنم
با کسی زندگی کنم- راست میگه-
خب
من میتونم تصور کنم با کسی زندگی کنم
چرا؟
شاید مجبور شم تا یه حدی از راحتیهایی که تو تنهایی داشتم بگذرم
،البته، وقتی با کسی زندگی کنم این اتفاق میاُفته، هرچند
طبیعیه که این اتفاق بیاُفته- آره-
ولی خیلی اتفاقای خوب دیگه هم میاُفته
نمیخوام تا ابد مجرد بمونم
نمیخوای؟- باید از محیط زیست محافظت کنم-
،دیروز که پیامک رو خوندم- آره-
برام سوال بود که جزئیاتش چطوری میشه- میدونم-
تصور نمیکردم که به یه خونه جدا نقل مکان کنیم
منم همینطور- تو هم نه، درسته؟-
،وقتی با بقیهام
سخته فقط روی یه نفر تمرکز کنم- درسته-
از اونجایی که قرار تو خونهست، میتونیم زیاد حرف بزنیم
برای همین دوستش دارم- آره-
حسش با اون رابطههای قراردادی فرق داره، درسته؟
آره
و...
با اینکه مطمئن نیستم تصمیمای ،نهایی مون آخرش چی میشه
،ولی اگه عاقبت بخیر شیم
خوب میشه اگه از اونجا به بعدش رو ادامه بدیم
حرف مهمی زد
(میخنده)
چرا؟
(خر ذوق به روایت تصویر)
فکر کنم وو جه یکم سرخ شده
خیلی خوب بود، سیر شدم
دستت درد نکنه
بیا سریع اینا رو جمع کنیم
بریم- بریم؟-
باشه
من انجامش میدم
من میخوام انجامش بدم
چیه؟ من سریع انجامش میدم
منم خوبم تو این کار- باشه-
مطمئنی؟- آره-
پس، بیا این کارو کنیم
،اگه تو مایع ظرفشویی بزنی به ظرفا من میتونم بشورمشون
من خوبم
(هولش داد)
باشه
چه باحال- چه باحال-
یه چیز خندهدار بگو
یه چیز خندهدار؟
جوک گفتن از ظرف شستن هم سختتره
اون که از اونم سختتره
یه چیز خندهدار؟
امروز هیچچیز خندهداری به ذهنم نمیرسه
وقتی ازت میپرسن، به ذهنت نمیرسه، درسته؟
درسته
هرچند، وقتی با توام همیشه خوش میگذرونم
ولی همیشه فکر میکنم
که آدم بامزهای نیستم
چرا؟- چی؟-
چرا؟
ولی وقتی با توام خوش میگذرونم
اون خیلی تاثیر داره
تموم شد- دستت درد نکنه-
خواهش میکنم
بریم
من رختخوابمو آوردم اینجا
ترجیح میدم اینجا بخوابم
بهت گفتم، میتونی بالا بخوابی
تخت جدا داریم، پس مشکلی نیست
داره یه پد گرمایشی برقی) (برای یه خواب گرم و راحت آماده میکنه
(داره تخت رو مرتب میکنه)
بیا بشینیم و یکم استراحت کنیم
چیزی هست که بخوای برای خونت بخری
وقتی بعداً پول کافی داشتی؟
داشتن یه تلویزیون صفحه بزرگ خوب میشه
البته، به یه خونه بزرگ هم نیاز داری
یه تلویزیون صفحه بزرگ و یه سیستم صوتی
اینا چیزایی هستن که میخوام تو خونه داشته باشم
یه سیستم صوتی؟
دلم میخواد وقتی تو خونه فیلم میبینم انگار تو سینما باشم
تو چی؟- من؟-
دلم میخواد در آینده یه جاروبرقی رباتیک تو خونه داشته باشم
شنیدم داشتن یکی از اونا خیلی خوبه
تو خونتو زیاد تمیز میکنی؟- تمیز؟-
وقتی چیزی رو میبینم تمیزش میکنم
آخر هفتهها زمین رو تمیز میکنم
من قبلاً هفتهای یه بار خونه تکونی اساسی میکردم
با دست و زانو زمین رو میسابیدم
هنوزم با دست و زانو زمین رو میسابم
ساعت ۳ صبحه
بریم دست و صورتمون رو بشوریم؟- تو اول برو خودتو بشور-
بیا اینا رو فردا جمع کنیم
این چیزیه که تا حالا نشنیده بودیم
تو اول برو خودتو بشور،" یه همچین چیزی، منظورم اینه"
مکالمه شون ناآشنا به نظر میرسه
از اونجایی که دارن با هم زندگی میکنن میتونن اینو بگن
(یه نگاه میندازه)
میترسه که خجالت بکشه
وو جه وقتی جی وون داره دست) (و صورتش رو میشوره میره پایین
(تمیزکاری رو تموم میکنه)
(جی وون بعد از دوش گرفتن میاد بیرون)
(داره دنبال وو جه میگرده)
وو جه، لوسیون داری؟
چی؟- لوسیون آوردی؟-
من لوسیون خودمو آوردم
دارم فکر میکنم اینجا اصلا خوابم میبره
حتماً یکم معذبه
اگه لبات از سرما بی حس شن چی؟
همون شکلی هستی
(بدون آرایش هم همون شکلی هستی)
گفتی منو واضح نمیتونی ببینی
وقتی نزدیک باشم واضح میبینمت- واقعاً؟-
بیا یکم اینجا حرف بزنیم و وقت بگذرونیم
باشه، خب- در مورد جامون برای خواب-
راحت نیستی با این قضیه؟
،بازم باید مراقب باشیم شاید معذب باشی
میفهمم
اگه تو یه اتاق بخوابیم اصلاً مشکلی ندارم
واقعاً؟ با این موضوع مشکلی نداری؟- آره-
(مراقب)
نباید اینو خاموش کنیم؟
حتماً حس عجیبی داره
(چراغ خاموش شد)
چی شد؟
چی؟- باشه-
اون چی بود؟ چی؟- همونه-
آهان، دکمهاش اینه
(حس غریبی داره)
حتماً خیلی استرس زاست
نمیتونه که روشو کنه به دیوار بخوابه
نه.
(یهو میزنه زیر خنده)
منظورم اینه که باید بخوابن
عجیب نیست رو به دیوار بخوابه؟
آره- آره-
موسیقی پخش کنم؟
(برای شکستن سکوت آهنگ پخش میکنه)
چی؟- مسخره شدی-
من؟- آره-
من مسخره شدم؟
از اینکه چقدر خوشگل شده بود سورپرایز شدم
فکر میکردم وقتی آرایش داره خوشگله
ولی
بدون آرایش خیلی خوشگلتر بود
،وقتی داشتیم حرف میزدیم همش فکر میکردم
چقدر خوشگل شده
!وای خدا
(سرخ شده)
،راستی
بدون آرایش خوشگل تری
(خجالتی)
دقیقاً همون شکلی هستی
واقعاً؟- آره-
نمیتونه ازش چشم برداره- آره-
(سرخ شده)
(محو تماشاش شده)
مطمئنی میتونم اینجا بخوابم؟
چرا که نه؟
بهت گفتم که مشکلی نیست
،وقتی خوابمون ببره دیگه هیچی نمیفهمیم
فکر کنم اونقدر استرس داره که نمیتونه اونجا بخوابه
(جی وون آخرین چراغ رو خاموش میکنه)
(جا خورد)
هر وقت خوابت گرفت بخواب- تو چی؟-
منم الان میخوابم
میتونی الان بخوابی؟- آره-
خیلی عجیبه که اینجا با تو اینطوریام
منم همینطور- آره؟-
نمیتونم تصور کنم این کارو با کسی غیر از تو انجام بدم
منم همینطور- آره؟-
،اگه بیشتر به احساساتم توجه میکردم
میدونستم که آخرش عاشقت میشم
پدر و مادرم وقتی تو رو ببینن خوشحال میشن
واقعاً؟- آره-
چرا؟- مگه میشه از تو خوششون نیاد؟-
گفت، مگه میشه از تو خوششون نیاد؟
مگه میشه از تو خوششون نیاد؟
واقعاً؟- معلومه-
منم همین حس رو دارم
خانواده تو چی؟
فکر کنم اونا هم خوشحال میشن
خب، من با مامانم حرف میزنم- آره-
شبشون عمیقتر میشه) (چون مکالمه صمیمیتر میشه
ما دوتا میخواستیم قبل از خواب حرفای بیشتری بزنیم
با اینکه به زور میتونستیم چشمامون رو باز نگه داریم، بازم حرف میزدیم
اون لحظه باعث شد دلم خیلی بلرزه
وقتی حرف زدنمون ،تو خونه تموم شد
انگار داشتیم خداحافظی میکردیم با اینکه تو یه خونه بودیم
ولی وقتی تو اون خونه ،تنها بودیم
تو تاریکی داشتیم با هم حرف میزدیم
همینطور داشتیم با هم حرف میزدیم
انقدر حرف زدیم تا خوابمون برد
تو یه اتاق خوابمون برد
خیلی خوب بود
یا خدا، این دوتا- وای خدا-
واقعاً شبیه یه زوج تازه عروس بودن
انگار یه مدتی بود که با هم بودن
دقیقا- جی وون اول-
بحث ازدواج رو پیش کشید
وقتی داشتن حرف میزدن- درسته-
برام سوال بود که وو جه چه حسی در مورد ازدواج داره
بلافاصله بعدش، اون از ،پیشنهاد ازدواج، محیط زیست
و خانوادش حرف زد- درسته، همینطوره-
باعث شد بفهمم که اونا تو یه مسیرن
آره- خیالم راحت شد-
،وقتی جی وون داشت دوش میگرفت
اون رفت پایین
این خیلی چیزا رو در مورد شخصیتش نشون میده
آره- درسته-
برای اینکه معذب نباشه- چه با ملاحظه بود-
شخصاً فکر میکنم وو جه بیشتر از جی وون استرس داشت
درسته؟- ،جی وون همش میگفت-
"چرا؟ چی؟"
(خیلی سر به سرش میذاشت)
چرا؟" درسته"- ولی... آره-
ولی معلوم بود که استرس داره- درسته-
کاملاً
(ایستگاه گونگدوک)
این چان هیونگه
من ناخودآگاه فکر کردم شاید با کسی جور نشم
خب
میخواستم تو رو برای قرار تو خونه انتخاب کنم
واقعاً؟- آره-
چان هیونگ داشت به حرفای) (سانگ یون و چه اون گوش میداد
صداشون رو میشنید- این قصدم نبود-
حتماً وقتی اینو شنید خیلی ناراحت شده
(سر تکون میده)
داشتم سعی میکردم از نظر احساسی خودمو آروم کنم
با گفتن اینکه همه چی خوبه
اوه، نه
،اگه امتحان نکنم
نمیتونم کنجکاویمو برطرف کنم
چی؟
پارتنر چه اون) (...برای قرار تو خونه
خیلی کنجکاوم
(کی میشه؟)
وای خدا، داره دیونم میکنه
کیه؟ چی؟
امکان نداره
(کاملاً متمرکز شده)
(یکی داره به چه اون نزدیک میشه)
پارتنر چه اون) (...برای قرار تو خونه
چان هیونگه
(چان هیونگ)
همین الانشم خوشحال شده
خیلی باد میاد
از دیدنش خیلی خوشحاله- از خوشحالی داره بال در میاره-
این چیه؟- وای خدا-
چرا انقدر طولش دادی؟- امروز هوا خیلی سرده، درسته؟-
چرا انقدر طولش دادی؟- خیلی سرده، درسته؟-
جدی میگم
سوار شو- الان حالش خوب شده-
چه خوبه
وای خدا- ،راستی-
از دیدنت خیلی خوشحالم- واقعاً؟-
واقعاً؟- کاملاً-
چقدر خوشحالی؟
فکر کردم- نشون بده چقدر خوشحالی-
شاید نتونم ببینمت
واقعاً؟- آره-
نمیتونستم اون نگاهتو از دیشب فراموش کنم
واقعاً؟
،وقتی دراز کشیدم همش صدای سانگ یون رو میشنیدم
بعدش بحث در مورد
(چی؟)
همون چیزی بود که انتظار داشتم وقتی از اتاق اومدم بیرون
شما دوتا داشتین در مورد یه موضوع جدی حرف میزدین
من انقدر- آره-
احساس ناامنی نکرده بودم
داره بهش میگه چه حسی داشته- من به ندرت-
این حس رو تو زندگیم تجربه کرده بودم
اونم به احساساتش پی برد- میفهمم-
میخواستم بهت بگم که قبل از خواب در مورد تصمیمم مطمئن بودم
آره
چون تو با من حرف زدی- آره-
بعد از حرف زدن با چان هیونگ) (تصمیمشو گرفت
کار درستی کردم که دیروز با تو حرف زدم
درست بود، مگه نه؟
اگه باهات حرف نمیزدم چی؟
اگه باهام حرف نمیزدی؟
حتی اگه نمیزدی
،خب، حتی اگه نمیزدی
فکر کنم بازم تو رو انتخاب میکردم
(زل میزنه)
همش داره بهش نگاه میکنه
(یه نگاه میندازه)
دیگه اون نگاه روز قبل رو نداره- آره-
چی شده چان هیونگ؟ چرا انقدر خوشحال به نظر میرسی؟
اون لبخند برای چی بود؟- چی؟-
فقط خیلی خوشحالم- واقعاً؟-
واقعاً خوشحالم
هر کسی به یه تلنگر نیاز داره- درسته-
هر کسی باید یه تلنگر بخوره
اون به یه همچین هل دادنی نیاز داشت- موافقم-
کاملاً
(بهش کمک کرد به احساساتش پی ببره)
همه وسایل رو تو یه چمدون بذاریم؟
فکر کنم بتونیم این کارو کنیم
فکر کنم اینطوری بهتر باشه- آره-
من میرم بالا لگو رو جمع کنم- باشه-
فقط باید- اون میخواد اونو جمع کنه-
دارن روی جمع کردن وسایل) (برای قرار تمرکز میکنن
لیوان داری؟- آره-
اوه، آره، عالیه، بریم
انگار داستان یه زوجیه که ساعت ۱۰ شب دارن فرار میکنن
درسته
بیا سادهترین غذایی که میتونیم رو بخوریم
نه، میخوام برات غذا درست کنم
بذار یه بار برات غذا درست کنم
منتظرشم- آره-
حتماً
چون اون قبلاً براش غذا پخته؟
من دلم میخواد ببینم اون غذا میپزه
کنجکاوم
سلام- سلام-
کوکو درست کنیم؟- چه عالی-
آره؟ کوکو درست کنیم- عاشقشم-
فقط به پودر کوکو نیاز داریم؟
وقتی من درست کردم، پودر کوکو کافی بود
میتونیم ماهی مرکب و میگو هم اضافه کنیم- ماهی مرکب-
عاشقشم
تنقلات
تنقلات؟ آره
کیوت- اینو امتحان کنیم؟-
این جدیده
گوجه گیلاسی
بلوبری؟
همه چی بردار، بذار قفسهها رو خالی کنیم
خوبه چان هیونگ
دوتا؟ میخوای بخوریش؟
آره، دوتا لطفا- دوتا-
همیشه دوتا برمیدارم چون ما یه زوجیم
من باید جفتی بردارم
چان هیونگ امروز داره رهبری میکنه
خداحافظ- خداحافظ-
ممنون- ممنون-
میشه برم دستشویی؟- باشه، بفرمایید-
داره چیکار میکنه؟
(...وقتی چه اون میره دستشویی)
وای خدا، چقدر مشغوله
وای خدا
از این فرصت استفاده میکنه) (تا به کاراش برسه
هنوزم داره کار میکنه؟- فکر کنم چان هیونگ واقعاً مشغوله-
یکم کار داری؟- نه، بعداً انجامش میدم-
نه، الان انجامش بده
نه، الان انجامش بده- باید یه ایمیل بفرستم، ولی بعداً-
نه، باید الان انجامش بدی- نه، اشکالی نداره-
الان انجامش بده- نه، اشکالی نداره-
فقط الان انجامش بده
باعث میشه استرس بگیرم- نه-
گزارش حسابداری تموم شد- آره-
میتونم بعداً چکش کنم
پس- فقط باید بعداً ایمیلش کنم-
پس- فقط یه ایمیله-
باید قبل از نیمه شب انجامش بدی؟- نه-
میتونم فردا انجامش بدم
فقط یادم اومد، فکر کردم شاید منتظرش باشن
فکر کردم یکم طول میکشه برای همین میخواستم ایمیل رو بفرستم
،از اونجایی که یادت اومد بیا وقتی رسیدیم بهش رسیدگی کنیم
نمیخوام
(ریز میخنده)
نمیخوام
اوپا- چیه؟-
چرا انقدر هیجان زدهای؟
معلومه که هیجان زدهام
الان خیلی خوشحالم
رو ابرهام
حتماً فکر میکنه نازه
خیلی زود، میرسن به یه خونه) (که فقط برای اونها آماده شده
یه خونه دیگست؟
اینجا عالیه- خیلی گرمه-
داخلش هم گرمه
فقط دو جفت دمپایی هست
دمپاییهاش ست هستن- درسته-
(آشپزخونه)
عاشقشم
عاشقشم، چان هیونگ- وای خدا-
باید یه بطری
شامپاین میگرفتیم
ما ماکئولی خریدیم
وای خدا، به ظرف و ظروف هم نگاه کن
خیلی قشنگه
نمیدونستم انقدر شیک میشه- خیلی باحاله-
(اتاق نشیمن رو میبینه)
وای خدا، این- اینجا فوقالعادهست-
(اتاق نشیمن)
اینجا فوقالعادهست- وای خدا-
من اینجا رو دوست دارم- وای خدا-
بذارش زمین، سنگینه- اینجا دیوونه کنندهست-
سنگینه، بذارش زمین
خیلی از خونه خوشحالن- اینجا فوقالعادهست-
من اینجا رو دوست دارم
فقط میخوام اینجا زندگی کنم
بریم بالا هم ببینیم؟
وای خدا، سقفش خیلی بلنده
میتونیم از این اتاق هم استفاده کنیم؟
این اتاق خوابه
وای خدا، امکان نداره
(یه اتاق خواب دنج ازشون استقبال میکنه)
خیلی خوب میشه اینجا خوابید
وای خدا، اوپا، درسته؟
اتاق لباس خیلی بزرگه
این دیوونه کنندهست
،هرچند
قشنگترین چیز اینه
چیه؟- اون چیه؟-
از هر کدوم یه دونه برداریم؟- برداریم؟-
لیوان بابانوئل- من از اونا میخوام-
(...هر کدوم یه لیوان و جوراب)
(تو ایتالیا برداشتن)
اون آورده بود
خاطرات ایتالیاشونم با خودشون آوردن- درسته-
جوراب داری؟
دارم
اینو بپوش- میخوام بپوشمش-
کیوت
بیا لباس راحت بپوشیم
تو برو
برو یه چیزی گرمتر بپوش
کیوت
(...وقتی چه اون بالاست)
چان هیونگ، مردی که میتونه آشپزی کنه
(وقتی چه اون بالاست،)
(چان هیونگ اول مواد اولیه رو آماده میکنه)
ماهی مرکب، داره تشریحش میکنه
به نظر میرسه میدونه داره چیکار میکنه
خوبه- فکر کنم آشپز خوبیه-
(مراقب)
از الان شروع کردی؟
آره، همه رو خورد کردم
،چان هیونگ چطوری انقدر قشنگ خوردشون کردی؟
من؟- آره-
فکر کردم ماکت فلفلن- واقعاً؟-
مهارت چاقو زنی تو خیلی خوبه
دفعه بعد سعی میکنم بهتر انجامش بدم
این دیوونه کنندهست
تو تو آشپزی هم خوبی
اون چی بود؟
فکر کنم با سیر خورد شده خوشمزهتر میشه- بفرمایید، اونو خریدیم-
نوشته- تا وقتی که بتونیم-
بوی سیر رو تحمل کنیم، خوبه- این-
هر چی بیشتر، بهتر، درسته؟
،هر چی بیشتر بریزیم خوشمزهتر میشه
فکر میکنی بتونی بوی سیر رو تحمل کنی؟
منظورم اینه که من سیر دوست دارم
فقط یکم بریز
چرا؟
چون خجالت میکشی؟- آره-
نصفشو میریزم- باشه-
بذار اینو امتحان کنم- بفرمایید-
روشی که میخوای رو امتحان کن- آره-
وای خدا، این خوب به نظر میرسه
چان هیونگ، این خیلی خوب به نظر میرسه- وای خدا-
مواد اولیه باعث شدن غذا خوب بشه
وای خدا، این خیلی غذاست
(طلایی قهوه ای)
تا حالا کوکو برگردوندی؟
واقعاً باید این کارو کنم؟- لطفا-
واقعاً؟- وای خدا-
خودت مسئولیتش رو به عهده بگیر
نباید این کارو کنم، درسته؟
تو سریع تصمیمات درست میگیری
باهوشی
فکر کنم باید از قاشق برای نگه داشتنش استفاده کنیم
آفرین
بد نیست- آره، خوبه-
عالی انجامش دادی- بد انجام ندادم-
کاملاً، بسیارخب
هویج میخوری؟
(بهش غذا میده)
(یه علامت تایید)
شرط میبندم خیلی خوشمزهست- آره-
چی؟- خوبه-
خوبه، درسته؟- آره-
وای خدا، این خیلی خوب میشه- آره-
اولین کوکو
وای خدا، این خوب به نظر میرسه
بالاخره میتونیم از لیوانهایی که از ایتالیا آوردیم استفاده کنیم
تصور نمیکردم وقتی تو ایتالیا ملاقات کردیم این کارو انجام بدیم
اصلاً فکرشو نمیکردم- آره؟-
خیلی عجیبه
این عالی به نظر میرسه
خیلی احساس غرور میکنم
(یه وعده غذایی فقط برای اون دوتا حاضره)
(ماکئولی به جای شراب)
خیلی نازه، آره- آره؟-
بزن به سلامتی- بزن به سلامتی-
وای خدا، با لیوانهایی که از ایتالیا آوردن
خوبه
وای خدا، باورم نمیشه خیلی خوبه
(داره پاجه اون که درست کرده رو امتحان میکنه)
(یه گاز بزرگ میزنه)
امکان نداره
چان هیونگ- این شوخی نیست، درسته؟-
خیلی خوبه، درسته؟- تو یه متخصص پاجه اونی-
جدی میگم
با هم درستش کردیم- وای خدا، چه اون-
طبیعت رُک و راستت
باعث شادی زیادی برای پارتنرت میشه
خیلی خوبه باید خودمو تو ماکئولی غرق کنم
داره سر میکشه- بزن به سلامتی-
لیوان هم تم کریسمسی داره
جدی میگم
این خستگی امروز رو از بین میبره- آره؟ خیلی خوشحالم-
بیرون خیلی سرد بود- آره-
من همچین ازدواجی میخوام
واقعاً؟ با هم آشپزی کردن؟- آره-
نه.
با هم غذا درست کردن
،آخر هفته قبل از خواب
با هم یه نوشیدنی خوردن و رفع خستگی کردن
منم اینو دوست دارم- چه خوبه-
حالا میخوایم غذاهای بیشتری درست کنیم
تو تو درست کردن کوکو خیلی خوبی
خیلی خوشحالم
این روز داره خوشحالش میکنه
لیوان مناسبی رو انتخاب کردی- جدی میگم-
مگه همه اینا بخاطر همین لیوان شروع نشد؟
درسته
من تو سنگ کاغذ قیچی برنده شدم
درسته- آره-
اون هنوزم فکر میکنه) (بهترین انتخاب رو کرده
خیلی بهم میان، دارن خیلی لوس میشن
وقتی به شروع داستانهای ،عاشقانه موفق نگاه میکنی
همیشه یه ردپایی از سرنوشت هست- درسته-
خیلی خوب میشد اگه
فردا کار نداشتی- درسته-
البته این باید سختترین قسمتش برای تو باشه
من فقط باید یکم کار کنم- باشه-
زیاد طول نمیکشه
زود برمیگردم
زود برگرد- یکم استراحت کن، باشه؟-
الان فقط ساعت ۲: ۰۱ صبحه
نباید بگی دیر وقته
بعد از اینکه حدود ۳۰ دقیقه حرف زدیم بخوابیم؟
اونا وقتی برای با هم بودن ندارن چون اون بعد از کار خیلی دیر میاد خونه
این همون بستنی ایتالیایی نیست که گفتی؟- خودشه-
وقتی داشتن غذا درست میکردن) (بستنی ایتالیایی رو آوردن
بستنی ایتالیایی رسید
حتماً عاشق بستنی ایتالیایی هستی- عاشقشم، دیوونشم-
بستنی ایتالیایی) (خاطرات ایتالیا رو براشون زنده میکنه
همینطور که به ایتالیا فکر میکنن
نعنا و ریحون داره
و بالنگ و جینسینگ هم داره- یکیش جینسینگه، درسته؟-
این جینسینگیش خوشمزهست
خوشمزهست؟- آره-
خوشمزهست، درسته؟- طعم خاصی داره-
آره
خیلی خوبه
چی؟
خیلی معصومی
فکر کنم آدم سادهای هستم
برای خوشحال بودن به چیز زیادی نیاز ندارم
این خصلت خوبیه
با بستنی و ماکئولی خوشحاله
درسته، چیزای کوچیک خوشحالش میکنه- آره-
یه چیز کوچیکی هست که تو رو خوشحال کنه؟
من؟
وقتی تو یه کنفرانس خارج از کشور ،شرکت میکنم یا یه جایی میرم
همیشه تنهایی به این جور جاها میرم
همیشه از یه باغوحش یا آکواریوم دیدن میکنم
واقعاً؟- آره، حتی وقتی تنهام-
این یه جواب غیر منتظره بود
هست؟- آره-
این چیزیه که در موردت فکر میکردم
به نظر میرسید همیشه آدم دورت باشه
واقعاً؟- آره-
راستش، از تنها بودن لذت میبرم
تو خیلی با تصوری که اول ازت داشتم فرق داری
واقعاً؟ چقدر فرق دارم؟
راستش، فکر میکردم
فکر میکردم تو
خیلی برونگرا مثل یه توله سگ باشی- میفهمم-
فکر میکردم سطحی باشی
،خیلی وقت نیست که همدیگه رو دیدیم
ولی فکر کردم شغل تخصصی داری- منم همینطور-
حس میکردم وکیل باشی
(حتی وقتی اولین بار تو ایتالیا همدیگه رو دیدن،)
(اون سوالای زیادی ازش پرسید)
ولی راستش، برای من
آدمایی هستن که برونگرا هستن و بقیه رو رهبری میکنن
ولی من از این جور آدما خوشم نمیاد
وقتی با کسی آشنا میشم- میفهمم-
،حقیقتش اینه که ،قبل از اینکه رابطه قراردادی رو شروع کنیم
یکم نگران بودم
واقعاً؟
قبل از رابطه قراردادی؟- آره-
میخواستم تو
یه گوشه خیره شی و به هیچی فکر نکنی و هر وقت خواستی ریلکس کنی
میخواستم اینطوری باشی
لازم نیست شوخی کنی
میفهمم- آره-
،برای همین میخواستم اینو بهت بگم
،ولی وقتی فقط با من بودی
خیلی فرق داشتی
کاری رو که میخواستی انجام دادی
بدون اینکه زیاد فشار بیاری روز رو گذروندی
فکر کردم بیشتر باهات آشنا شدم
تو واقعی بودی، آروم بودی
همونطوری که وقتی تنهایی هستی
درسته- آره-
فکر کنم تو واقعاً منو میشناسی
طوری که داری اینو بهم میگی باعث میشه اینطوری فکر کنم
چرا؟- دوست دارم که از غذات لذت میبری-
واقعاً؟
دوباره عاشقش شد
نمیتونم دست از خوردن بردارم چون خیلی خوشمزهست
(خش و خش)
خیلی نازی، همینطور داری میخوری
چان هیونگ، چرا باید
وقتی دارم غذا میخورم بهم نگاه نکن
بهتره اینو بعد از اینکه خوابیدی بخورم
اینجوری معذب میشم
چطور میتونی اینو بگی؟- نه، منظورم اینه که-
معذب میشی؟- اون-
من یه چیز خوب گفتم
بخاطر چیزی که گفتی نیست
،انگار تو باید بخوابی و این باعث میشه من معذب بشم
منظورم این بود- اشکالی نداره، من با یه خواب کوتاه هم اوکیم-
مشکلی نیست
تو باید الان بری بخوابی- ساعت چنده؟-
ساعت ۳: ۳۰ صبحه
ساعت ۳: ۳۰ صبحه؟- تو باید الان بری بخوابی-
باید چیکار کنیم؟ ،اگه معذب میشی
میتونم اینجا رو کاناپه بخوابم
نه، برام مهم نیست- آخه، میدونی-
شاید مجبور شیم
اشکالی نداره- مجبور شیم نحوه خوابیدنمونو به هم نشون بدیم-
پس اگه معذب میشی
خب، نه، برام مهم نیست
واقعاً؟- نه، من باهاش اوکیم-
اونا باید برن تو یه اتاق
حتماً حس عجیبی دارن
میتونم ببینم که خجالت میکشن
برام مهم نیست
از کدوم میخوای استفاده کنی؟
من؟ اونی که داخله- کدوم؟ اونی که داخله؟-
باشه، من بیشتر میام و میرم
اون داره اونجا هم میخوره؟
خیلی نازه
من الان یه آب به دست و صورتم بزنم
و فردا دوش بگیرم
دست از خوردن برنمیداره- خدای من-
من بیرونم- باشه-
اینو با خمیر دندون بهت میدم
خیلی مهربونه- چه خوب-
داره خمیر دندون میزنه براش
اینجا حولههای ست هم دارن
میبینم
(مسواک رو بهش میده)
ممنون
چراغ رو برای چان هیونگ خاموش میکنه) (که فقط چند ساعت میخوابه
چه اون خیلی با ملاحظهست
میخوای ماسک صورت بذاری؟- چه خوب-
دوتا آوردم
جدی میگی
من ماسک صورت زیادی ،به خونه پیوند آوردم
ولی هیچوقت نتونستم ازشون استفاده کنم
واقعاً؟ چرا؟
خب، من- خوابت میومد؟ خسته بودی؟-
زود خوابم میبرد
واقعاً؟- آره-
انرژی انجام دادنش رو نداشتم
واقعاً؟ وای خدا، متاسفم برات- آره-
(دلش براش میسوزه)
من برات میذارم، بیا اینجا
بذار من برات انجامش بدم، اینجا بشین
باید اینطوری دراز بکشم؟
بعد از این برو بخواب
فکر کنم بتونم اینطوری بخوابم
اینو بذار و برو بخواب
فکر کنم اینطوری خوابت ببره
خیلی حس خوبی دارم، خیلی راحته
پوستت فردا میدرخشه
به هر حال فقط سه ساعت میخوابی
فکر کنم وقتی بیدار شدی بتونی درش بیاری
یکم بیشتر بیا بالا
خیلی راحته- که بتونی زود بخوابی-
این فرق داره
واقعاً؟- این یکی فرق داره-
از شیرینی زیاد دارم میمیرم
یکم بیشتر بیا بالا، روتو بپوشونم
خیلی خوبه- میخوابونمت و میرم صورتمو میشورم-
خیلی خوبه، اوه، درسته تو هم باید صورتتو بشوری
من قطعا قبل از تو میخوابم
من قبل از تو میخوابم، ببخشید- این چیزیه که فکر میکنم-
،من روتو بپوشونم تو هم تو 0.1 ثانیه خوابت میبره
خیلی ممنونم که انقدر ملاحظه کاری
وای خدا، خیلی راحته
حتی پاهاشم پوشوند، خدایا
من اینطوری میخوابم
حتماً خیلی خستهای
چه اون چان هیونگ رو درک میکنه) (که خیلی خستهست
من میخوابم، تو راحت صورتتو بشور
باشه
عاشقشم- کیوت-
ممنون بابت ماسک صورت خیلی خوبه
نه، چان هیونگ منم که باید ازت تشکر کنم
پوستم فردا خیلی نرم میشه
منتظرشم- فردا دیگه خیلی خوب میشم-
،وقتی از سر کار اومدی بخواب تا من غذا درست کنم، باشه؟
باید
آلارم صبح بیدارت میکنه؟
این ممکنه یکم برات ناراحت کننده باشه، درسته؟
نه، من خوبم
من باید بیدار شم، پس
آلارم میذارم امیدوارم زود بیدار شم
شب بخیر- شب بخیر-
(اولین شب قرار تو خونه تموم میشه)
(من عاشقشم)
من عاشقشم- ،داشتم تماشا میکردم-
از اونجایی که مجردم
(چی؟)
این عکسالعمل من بود- دیدی که چطوری میشه-
وقتی ازدواج میکنی
آره- میفهمم-
اگه ازدواج اینطوریه) (منم میخوام ازدواج کنم
،در نهایت
چه اون اینو انتخاب کرد- درسته-
،اگه اون با سانگ یون بود
فکر کنم خیلی معذب میشد- درسته-
و همینطور که دید ،چان هیونگ چقدر باهاش خوشحاله
اون حتی خوشحالتر شد
فکر کردم خیلی بهم میان- جدی میگم-
انگار خدا اینا رو واسه هم ساخته
چان هیونگ امروز خیلی چیزا رو آماده کرده بود
جورابها و همه چی رو آورده بود
درسته- همینطور، آشپزی-
فکر کنم براش برنامهریزی کرده بود
میفهمم- حتماً برنامهریزی کرده بود که چیکار کنه-
از روی تجربه نبود براش آماده شده بود
مطالعه کرده بود- آره-
خیلی خوشحالم- واقعاً-
(...نامه بازتاب جیمین)
(با اینکه هیچکس دعواش نکرد)
،تو روز قرار تو خونه، فکر کردم
من جه یون رو انتخاب میکنم
ولی تو میتونی از قلبت پیروی کنی، جه یون
واضحاً، امیدوارم که اون منو انتخاب کنه
تو قرار تو کریسمس
الان نگران چیزی هستی؟
برای منم آسون نیست
اون شب
میدونم
یکم احساساتی شدم
و احساس تاسف کردم
فکر کنم معلوم نیست
اصلاً- هیچکس نمیدونه دارم تقلا میکنم-
با اینکه جه یون نشون نمیده) (،که داره تقلا میکنه
درسته
(باید یه نگاه دیگه مینداختم)
فکر کردم
شاید باید روز قبلش بیشتر بهش توجه میکردم
تصور اینکه داره با بقیه حرف میزنه
انگار هیچ مشکلی نیست
دقیقا
خیلی براش ناراحت شدم
اونم داره تمام تلاشش رو میکنه
به نظر ناراحت میومدی
من؟- یا نه-
من میرم بالا
،تو اون لحظه
مطمئن نبودم چه حسی دارم
،میدونی
انگار که دخترم نیست
ولی قلبم میشکنه
وقتی تصور میکنم که داره احساساتش جریحه دار میشه یا داره تقلا میکنه
آره
ولی هیچوقت این حس رو هیچ جای دیگه نداشتم
تو کل زندگیم
،چه منو انتخاب کنه چه نه
ناامید نمیشم
،من از احساسم به اون مطمئنم
پس هیچچیز نمیتونه نظرمو عوض کنه
هیچی عوض نشده، همونطوره
،اگه جذب بشیم میتونیم با هم کنار بیایم
(اون به دلیلی براش احساس بدی داره)
(...داستان اونا)
(...نیازی به تایید نداره)
(و هیچ قید و شرطی نداره)
(نیشخند میزنه)
اون جه یونه
(نمیتونه لبخندشو پنهون کنه)
ولی
اونجا بود
من
واقعاً
فکر کنم کلمه درست "خوشحال" باشه
جیمین از الان داره لبخند میزنه
من خیلی خوشحال بودم
(یه ماشین جلوی جه یون وایمیسته)
خیلی خوشحاله
جیمین و جه یون میرن) (به یه قرار تو خونه
سلام- اینجا چیکار میکنی؟-
چی؟- اینجا چیکار میکنی؟-
نمیدونستی من اینجا میام؟
چی؟- انتظار منو نداشتی؟-
هیچوقت نمیدونم
ژاکتی که دوست داشتی رو پوشیدم
(منم همینطور)
از کجا فهمیدی؟
یکی از لباساتو یادمه
،نمیدونم یادت میاد یا نه ،ولی تو فلورانس
من از پالتو بلندت تعریف کردم
اوه، یادمه، پالتو مورد علاقمه
،آره، خیلی بهت میومد و فکر کردم خیلی قشنگه
واقعاً؟
(...جیمین پالتو جه یون رو یادش بود)
(که تو ایتالیا پوشیده بود)
ما ذهن همدیگه رو میخونیم
به نظر میرسه جیمین بالاخره خیالش راحت شد
زیاد منتظر موندی؟- یه کوچولو-
یه کوچولو؟ سردت نیست؟
گرم کننده دست داشتی؟- آره-
ولی اینو پوشیدی
آره
،من تو رو انتخاب کردم
پس تو تنها کسی بودی که احتمال داشت ببینمش
اوه، راست میگی- آره-
منم همینطور
،برای من
ژاکت پوست گوسفندی
همونی که تو قرار با تو پوشیده بودم؟- آره-
(جه یون هم ژاکت جیمین رو یادش بود)
اون شب خیلی خوش گذشت
میتونی بیشتر قدردانیش کنی- باید؟-
بیا رو پلهها بشینیم و تماشا کنیم- فکر خوبیه-
وقتی اینو گفت خیلی ممنون شدم- باید اینجا بشینیم؟-
آره
حتماً خیلی سرد بوده
تو اون لحظه فقط احساس آرامش کردم
،نگاههای دزدکی بهش انداختم
و اون زیبا بود
،اگه ازش حس خوبی نمیگرفتم
اونقدر طولانی اجرا رو تماشا نمیکردم
هم دلم رو به تپش مینداخت هم بهم حس راحتی میداد
(زل میزنه)
(تو حال و هوای خودشه)
خیلی خوشحاله
جه یون- بله؟-
چیI؟- هیچی-
فقط
عجیبه که چقدر زود زمان گذشت
درسته
راستش، حس میکنم
(برمیگرده)
تو مثل یه خرگوشی
تو یه خرگوش تمام عیاری
یادمه ایموجیهای همدیگه رو انتخاب میکردیم
تو یه روباه بودی
درسته- آره-
من اصرار داشتم که روباه باشم
ولی تو در واقع یه توله سگی- آره-
(قبل از خواب یه نگاه دیگه بنداز)
اسمهای مستعارشون تو دوران) (رابطه قراردادی روباه و خرگوش بود
(عاشق این عکسم)
(!منم همینطور)
کاش میتونستیم فردا یه عکس دیگه بگیریم)، (ولی وقت نداریم
مثل یه خونه گرم و نرم برای تازه عروسها میشه؟
احتمالاً
!جه یون دستپاچه شده
فکر میکنی بتونیم با هم زندگی کنیم و آشپزی کنیم؟
من از تو آشپز بهتری هستم
آره
من سعی میکنم آشپزی کنم
ولی میدونی که نمیتونی شکایت کنی
میدونم
فکر میکنی بتونی از اون قانون پیروی کنی؟- آره-
چاپاگتی مثل مهارت اصلی منه
(ناله میکنه)
غذای اصلی جیمین) (از قبل تایید شده
خیلی خوشمزه بود
امروز
چیه؟
چی؟- چی؟-
امروز چی؟
میخوای برات آشپزی کنم؟
(جیغ میزنه)
حتماً تمرین کرده
اینطور فکر نمیکنی؟
!وای خدای من
(!خیلی هیجانانگیزه)
کیوت
(باعث میشه از خنده منفجر بشن)
(یه نگاه میندازه)
یا تو میتونی آشپزی کنی
برام آشپزی کن
حتی اگه بسوزه هم میخورم
حتی اگه زغال بشه
منظورت چیه؟- آره-
من حتی دستیارت میشم- عالیه-
خیلی دوست داشتنیه
میدونم که اون علاقهای به آشپزی نداره و توش بده
،ولی اون تلاشش رو میکنه و از ته قلبشه
(با اینکه از ته قلبشه،)
(اون هنوزم یه آشپز افتضاحه)
میدونم چقدر شجاعت به خرج داد
برای همینه که بیشتر از همیشه) (بخاطر آشپزیش ممنونه
من باهات عالی خواهم بود
منظورم امروز بود
میدونم
چی میخوای درست کنی؟- چی؟-
بولگوگی؟
بولگوگی؟ تو بلدی بولگوگی درست کنی؟
ولی تو هیچوقت درستش نکردی- نه-
این نگرانت میکنه؟- نه-
به نظر میاد چشات نگرانن- نه-
نمیتونم صبر کنم تا ببینمش- چطوری مزه دارش میکنی؟-
مزه دار کردن؟ یه چیزی تو ذهن دارم
دستور پختشو مطالعه کردم
جدی؟- آره-
چرا اینقدر خندهداره؟- چی؟-
پیاز پوست کنده
آره، به پیاز پوست کنده نیاز داریم
(تحت تاثیر قرار گرفته)
ببین کی شدی تو
اینجاست
(سس مخصوص رو پیدا کرد)
همینه
فکر کنم همینه- دنبالش گشتی؟-
خیلی سخت مطالعه کردی
،به برنج فوری نیاز داریم
آب
رامیون
چه نوع رامیونی دوست داری؟- من خیلی خوب میتونم رامیون درست کنم-
واقعاً؟
میخوایم مشروب بخوریم؟
بخوریم؟
(عاشقانه)
اینا چیپسهای مورد علاقه تو هستن؟- ...نه، اونایی که دوست دارم-
چی؟- اسمش چی بود؟-
هومرون بال- هومرون بال؟-
(ماده اصلی امروز)
فکر میکنی اینم خندهداره، درسته؟- چی؟-
(میخنده)
هیچوقت تصور نمیکردی که این کارا رو با من انجام بدی، درسته؟
نه.
فقط سه هفته پیش
(بعد از خرید مواد غذایی)
هیچ ایدهای ندارم کجا داریم میریم
منم همینطور
عجیبه
میدونم
(اینجا جاییه که دارن میرن)
اون
(شگفتزده)
(به خونه شخصیشون رسیدن)
!چه خوبه
آره، عالی به نظر میرسه
رمز عبور رو وارد کن
اینجا همونجاست؟- آره-
(فریاد میزنه)
نمیدونستم همچین جایی وجود داره
دمپایی هاتو بپوش
(اتاق نشیمن)
عالی به نظر میرسه- خدایا-
حیف که فقط یه شب وقت دارن
دقیقا
این خونه یه حس و حال دیگهای) (نسبت به خونه پیوند داره
!این عالیه
خیلی قشنگه
از خونه ما بهتره
آره
واقعاً عالی به نظر میرسه
منو یاد اون روز میندازه- کی؟-
،وقتی اولین بار وارد خونه پیوند شدیم
تو خونه رو بهم نشون دادی
آره
(اتاق خواب)
این خیلی دوست داشتنیه
کاملاً، عاشقشم
یه دستگاه خشک کن لباس هست- راست میگی-
بیا همه لباسامونو بذاریم توش نظرت چیه؟
باشه
نوبتی استفاده میکنیم... چی؟
میتونم خوابم ببره
کنار تخت تو؟
بعد از یه گشت تو خونه) (آماده آشپزی میشن
یه حسی بهم میگه این سرگرم کننده میشه
(متعجب شده)
اون یه اسپیکره؟- من وصلش میکنم-
چه نوع آهنگی میخوای؟- چی؟-
آهنگ؟
همونی که دفعه قبل گذاشتی
یادت میاد؟- آره-
(داره آهنگ پخش میکنه)
اینه؟- فکر کنم-
تو حتی اسمشو بهم نگفتی
اسمش "شنبه" است
(قبل از آشپزی پیشبند میپوشه)
(داره میپوشه)
جه یون- بله؟-
(برمیگرده)
کیوت
خیلی خندهدار به نظر میرسم- چی؟-
تو آینه
آره
خوبی؟- چی؟-
بهت میاد
خیلی سفت گره نمیزنم
(دارن پیشبندهای همدیگه رو میبندن)
بیا اول همه مواد رو خرد کنیم
من خردشون میکنم- باشه-
سعی کن دستور پخت رو از حفظ به یاد بیاری
دستور پخت؟ اول، پیاز پوست کنده رو برمیداریم
تو میتونی راهنماییم کنی
چون تو سرآشپز اصلی هستی
میخوای مورب ببرمشون؟- چی؟-
مورب که قشنگتر بشن- آره-
(نگاه میکنه)
اینطوری دستت رو زخمی میکنی
انگشتات رو بذار
اینطوری- اینطوری؟-
نه، باید ناخونات رو جمع کنی- اینطوری؟-
آفرین
اینطوری، چاقو نمیتونه دستت رو ببره
بعد، میکشی عقب
تماشا کردنش خیلی خوبه- خوبه-
بسه
آفرین حالا باید مورب ببریمش؟
خیلی نازه
(وقت مزه دار کردن گوشته)
(زل میزنه)
چشماش رو نمیتونه ازش برداره
باید این روغن رو پس بدیم؟
جه یون- بله؟-
چی رو موهات داری؟
یه چیزی روشه؟
سس چطوری رفت اونجا؟
تو گذاشتیش رو موهام، مگه نه؟
خیلی زحمت کشیدی
(خجالتزده)
خیلی خوب به نظر میرسه
درسته؟- منظورم رنگشه-
آره
(پختن بولگوگی که جه یون مزه دارش کرده)
این "کلاس آشپزی لی جه یون" عه؟
خیلی بهم میان
برنج خوب پخته
واقعاً؟
جه یون، بفرمایید
جیمین خیلی پسر خوبیه- آره-
دوستش داری؟
(گذاشتن بولگوگی پخته شده تو یه بشقاب)
خیلی گرسنه بودم
حتماً خیلی گرسنهای- آره-
(یه گاز بزرگ)
نظرت چیه؟
خیلی خوب مزه دار شده- واقعاً؟-
عالیه- واقعاً؟-
آره
شاید به برنج بیشتری نیاز داشته باشیم
خیلی خوبه
(خوشحال)
جه یون، کارت خوبه، این خوشمزهست
جدی میگی؟- آره-
خوشحاله
(مغرور)
من همیشه آشپز خوبی بودم
فقط زیاد آشپزی نمیکنی بلدی چطوری انجامش بدی
(تایید میکنه)
(شام با کیفیتشون ادامه داره)
هیچوقت دودل شدی
درباره ملاقات با من امشب؟
وقتی مجبور شدی انتخاب کنی
نه
!خیلی تاثیر گذاره
بخاطر قرار کریسمس؟
نه، برای من
میدونی چی منو متقاعد کرد؟
بگو
جه یون شروع کرد به حرف زدن از ته دلش
اون مصممه- آره-
روزی که اشتباهی اومدی پیش من
روزی که اومدی وقتی نباید میومدی
چرا؟- چی؟-
چرا؟
،وقتی اومدم که نباید میومدم ،و یه پسر جدید اومد
و این باعث شد تو به احساست پی ببری- آره-
بهت ضربه زد؟
خیلی بهم برخورد
چون خیلی خوشحال شدم که دیدمت
هر کسی به یه بحران نیاز داره، واقعاً
بخاطر همینه
جیپیاس هی میگفت باید برم اونجا
پس اشتباه خوبی بود
آره، اشتباه خیلی خوبی بود
"یه اشتباه خوب"
اینطوری شد
میدونی کی فکر کردم از همیشه قشنگ تری؟
نه
تو فلورانس
،اون روز تموم شد
و من اومدم به اتاق تو
تو و هانول هم اتاقی بودین- بودیم-
تو تو تخت دراز کشیده بودی شاید حالت خوب نبود
و تو تو تخت نشستی، ژولیده و گیج
اونجا خیلی قشنگ به نظر میرسیدی
اینکه ژولیده بودم؟- آره-
تقریباً فکر کردم تبلیغ تخت خوابه
و تو اینطوری نشسته بودی
نیمه خواب بودی و سعی میکردی تو بحث شرکت کنی
اون تاثیر زیادی روم گذاشت
(تایید میکنه)
ولی میدونم
که تو داشتی تقلا میکردی
تنها
حالا که میدونم سرعتت چطوریه
،و اینکه کاملاً درکش میکنم خیلی حس بدی پیدا کردم
خب، میخواستم اینو بهت بگم
،از وقتی اومدم اینجا بیشتر از همه الان بهم خوش میگذره
چرا اینجا رو تمیز نمیکنیم؟
کاش یکم چوب غذاخوری به ما میدادن
باید رامیون بخوریم
یا اینکه من نمیتونم پیداشون کنم؟
فقط چنگال و چاقو هست- واقعاً؟-
هنوز چوب غذاخوری پیدا نکردیم؟
جیمین داشت با ناامیدی) (دنبال چوب غذاخوری میگشت
هیچ چوب غذاخوریای نیست
(آخرش با چنگال خوردن)
هنوزم دورهمیهای شرکتی زیادی هست؟
کمه، مگه نه؟- تو شرکت من-
چی تو کار من خاصه
(داره مثل قاشق ازش استفاده میکنه)
برای ناهار یا شام بیرون میرید؟
میتونه ناهار یا شام باشه
(هردوشون خونگرم و بی شیله پیله ان)
تیم من خیلی جو خوبی داره
(این هیجانانگیزه)
من میذارمش کنار
(جیمینی که یه جا بند نمیشه)
خیلی خوشمزهست- خوشمزهست-
جالب نیست که ما اینجا با همیم؟
(جیمین، نابغه سوماک)
این ترکیب مخصوص توئه
ترکیب مخصوص من یکم فرق داره
میشه یه کم بزنم بالا؟
(حتی بدون چوب غذاخوری هم هیجان زده ان)
این باید باحال باشه
به سلامتی
به سلامتی
خیلی خوشمزهست- موافقم، خوب درستش کردی-
خدایا
همه خستگی رو
از بین برد- واقعاً؟-
کار من چی؟
تو گفتی که امروز کارت سخت بود
نگران امشب بودم
(به پایان رسوندن روزشون با یه شام گرم)
وای، منم سرخ میشم
اینا چیه؟ اینا چوب غذاخورین
کجا؟
فکر نکنم اینجا چوب غذاخوری باشه
اون مطمئن بود) (که هیچ چوب غذاخوریای اونجا نیست
آن جیمین، بیا اینجا
اینجا چوب غذاخوری هست
از اون شوهرای دردسرسازی که) (نمیتونن چوب غذاخوری پیدا کنن
(فرار میکنه)
نمیدونستم
ما فقط برای خوردن رامیون بهشون نیاز داریم
درسته
به عنوان یه همسر- درخت کریسمس قشنگه-
ازش عکس بگیر- چی؟-
از درخت؟- آره-
(کلیک میکنه)
نشونم بده- چی؟-
نشونم بده
از دور گرفتمش
برام مهم نیست
کیوت
عکس غروبی که گرفتم رو بهت نشون دادم؟
همونی که پسزمینهاته؟- آره-
(تایید میکنه)
تو جزیره ججو گرفتیش؟
تو الان خیلی چیزا درباره من میدونی
البته
دوست دارم آلبوم عکساتو ببینم اگه عکسای زیادی داری
اینو بهت نشون ندادم؟- نه، نشون ندادی-
واقعاً؟- بذار ببینم-
صبر کن
بذار ببینم
این عکس پروفایل کاکائوتالک ته؟ تو عکس پروفایل داری؟
به عکسای دیگه نگاه نکن
چرا که نه؟ میخوام ببینمشون- پسش بده، نه-
(هجوم میاره)
چرا که نه؟- نشونشون میدم-
خدایا- هیچی نتونستم ببینم-
خیلی لوسی
هیچی نتونستم ببینم- چی؟-
با دستت پوشوندیشون
نمیتونی اینا رو ببینی، عکسای قدیمی ان
،از اونجایی که عکس پروفایلن منظورت این نبود که نشونشون بدی؟
درسته
به هر حال میبینمشون چون همدیگه رو تو کاکائوتاک اد میکنیم
از دور بهشون نگاه کن
عکس قشنگ به نظر میرسه
اینکه داری نشونم میدی چون خوب شده خیلی نازه
کار زیادی نکردیم، ولی بازم خوش میگذره
تادا
این فانتزی منه وقتی ازدواج کنم
فانتزیت؟
جمعه شب بعد از کار با زنم مشروب بخورم
،اگه بچه داشته باشیم مرغ سفارش میدیم و آروم مشروب میخوریم
با زنش- به سلامتی-
(یه نوشیدنی فقط برای دوتایی شون)
،وقتی کارت با اون تموم شد یه نوشیدنی با طراوت بخور
(داره به ظاهرش نگاه میکنه)
میخوای ازت عکس بگیرم؟- چی؟-
الان خیلی خوشگل به نظر میرسی- الان؟-
نه
(زل میزنه)
یه سلفی بگیریم؟
باشه- با هم-
"با هم؟"- آره-
تو بگیر- گفت که اون بگیره-
بشین
یه قیافه خوشگل بگیر، همینه، تکون نخور
(وقت سلفی گرفتن جیمین و جه یون)
(کلیک)
خیلی خندهداره
تو خوب اُفتادی- واقعاً؟-
من همینطوری میمونم
فکر کنم من بد اُفتادم
تکون نخور
(دوباره کلیک میکنه)
خیلی خوشگل اُفتادی
تو این عکس؟- خیلی خوشگل اُفتادی-
صورتم برام مهم نیست
جه یون پیشنهاد داد اول سلفی بگیریم
امروز باید عکسای زیادی بگیری
تو زیبایی
من این مدل طراحی داخلی رو دوست دارم
اینجارو؟- آره-
شیکه
یه حس مردی که جایگاهش رو تو جامعه پیدا کرده
یه بوی مردونگی، نظرت چیه؟
آره
تو یه توله سگی، باشه؟
ولی من میخوام یه مرد باشم
نه، من توله سگ رو ترجیح میدم
"باشه؟"- ،نه-
من توله سگ نیستم، من یه روباهم
تو یه توله سگی
داری چیکار میکنی؟ تو احمقی
"احمق؟"
خدایا- تو دوره ماه عسل شون هستن-
خیلی احمقی
(منظورت اینه که تو؟)
(نه، تو)
آدما وقتی از کسی خوششون میاد بچه میشن
چی؟
من ممنونم و متاسفم
متاسف برای چی؟ ممنون برای چی؟
خب
برای قضاوت کردن چیزا از طرف خودم
اون این کارو کرد
من ازت ممنونم
که با وجود همه اینا ذهن بازی داشتی
وای خدای من
اوه، خدای من
حتماً یه چیزی نوشته
من نمیفهمم
"تو نوشتی "حمق
فردا هم با من خوش بگذرون
باشه- چی؟-
صدامو شنیدی؟- آره-
فکر نکنم درست شنیده باشی
شنیدمت
چی گفت؟- چی گفت؟-
(همین الان چی گفت؟)
من رو زمین میخوابم- چی؟-
من رو زمین میخوابم
کجای زمین؟
میتونم رو این فرش بخوابم
میخوای اینجا بخوابی؟- آره-
ولی
سردت نمیشه؟
نه، عالیه
خمیر دندون میخوای؟
(شستن و آماده شدن برای خواب)
تو یه اتاق نمیخوابن
میشه یکم کرم مرطوب کننده بهم بدی؟
کرم مرطوب کننده؟- آره-
چی؟
میخواستم ازت تشکر کنم بخاطر کرم مرطوب کننده
برو
برو صورتتو بشور
نیا تو
چی؟- نیا تو-
حتی اگه التماس هم کنی نمیام
شب بخیر، جه یون- تو هم همینطور-
جیمین پتو رو برمیداره) (و میره پایین
(همون خونه)
(اتاقهای متفاوت)
(امشب خوابیدن سخته)
انگار حس رمانتیکم دوباره زنده شده
حس خوبی دارم- موافقم-
،حالا که جه یون باهاش صمیمی شده
داره سریع پیشرفت میکنه- درسته-
وقتی جیمین جه یون رو ،برای اولین بار دید
یه نگاه خاصی تو صورتش بود نشون میداد که اون
خیلی زیاد دوست داشتنیه- لبخندش رو نگه داشت-
وقتی جه یون رو دید نتونست) (نگاه صورتش رو پنهون کنه
میمی از قسمت اول بهشون میگفت "جی جه یون"
درسته- پیشبینی کرد-
جیمین حتی امروز هم همون نگاه رو تو صورتش داره
خیلی خوشحالم
انگار رویام به حقیقت پیوست
(اونا خونه رو صبح زود تمیز کردن)
تو امروز صبح کار کردی
باید خسته باشی، چه حسی داری؟
بهم خوش گذشت
واقعاً؟- آره-
خسته نیستی؟
،خسته نیستم
ولی پاهام ورم کرده
پاهات؟- آره-
(پاها، 3 بار)
امتحانش کن- پاها-
(مراقبت ویژه، 1 از 3)
فشارش زیاده
تاثیر داره؟- پاهام حس بهتری دارن-
حس بهتری دارن؟- آره-
(کش و قوس باحال و با طراوت)
این واقعاً خوبه
تشک سفت دوست داری یا نرم؟
من نرم دوست دارم
،در این صورت
میتونیم سفتیش رو تنظیم کنیم
این خیلی جالبه- داره نرمتر میشه-
این خیلی جالبه
(نرم)
این خوبه- آره-
(وقتی جه یون خوابه،)
(جیمین داره برای برانچ رامیون درست میکنه)
(اضافه کردن پیازچه خرد شده)
(تموم کردنش با یه تخم مرغ)
خیلی خوشمزه به نظر میرسه
خوشمزه به نظر میرسه
خیلی بوی خوبی میده
ممنون بابت غذا- ممنون بابت غذا-
(هورت میکشه)
خوبه
خوبه؟- آره-
،فکر میکردم شور باشه ولی نیست
(ناهار ریلکس با رامیون)
اونا با هم راحت شدن- درسته-
دیگه نگران به نظر نمیرسن
درسته
(شب تو خونه پیوند)
اون چانگ هوانه
اون تو خونه پیونده
(چانگ هوان اولین نفریه که برمیگرده)
جفت نشده؟
امکان نداره- اوه، نه-
اونهانوله
(هانول بعد از اون برمیگرده)
یه دقیقه صبر کن- فکر کنم جفت نشدن-
امکان نداره
سو آه، سانگ یون
چراغ رو خاموش کرد
(آه میکشه)
انگار خیلی چیزا تو سرش داره
(قرار خونه تموم شد)
جفت نشد؟
اوه، نه
(چانگ هوان سو آه رو انتخاب کرد)
خدایا- این ناراحت کنندهست-
آره، ناراحت کنندهست
(هانول جیمین رو انتخاب کرد)
(سانگ یون چه اون رو انتخاب کرد)
(و سو آه جیمین رو انتخاب کرد)
خدایا
سو آه جیمین رو انتخاب کرد
پس اینطوری شد
موندن تو یه خونه با هم ناجوره
برای سو آه و چانگ هوان- هردوشون اونجان-
(خیلی نگران)
سو آه، کی برگشتی؟
من تازه از سر کار اومدم
چی؟ منم از سر کار دراومدم
فهمیدم- خستهام-
یه پیام اومد که قرار تموم شده
آره، منم دریافتش کردم
انتظار داشتم اتفاق نیاُفته- ناراحت کنندهست-
بعضی از مردا هم باید اینجا باشن
دوتاشون که جفت نشدن
،راستی
میترسیدم که تحت فشار قرار بگیری
خب
،به هر حال
من این کارو کردم و میدونستم که این اتفاق میاُفته- میدونستی-
سو آه میدونست- درسته-
که جیمین جه یون رو انتخاب میکنه
درسته- حالا-
بله؟
تو اخلاق چانگ هوان رو میدونی
اخلاق چانگ هوان؟
اون دل رحمه
درسته
من نگران همینم
ولی حس تو مهمتره
جدی میگم
تو کار درستی کردی، تو یه تصمیم قاطع بر اساس احساست گرفتی
آره- درسته، اون کار درستی کرد-
خدایا- چی شده؟-
چانگ هوان داره میاد بالا
(دنبال چیزی میگرده)
(داره با یه غذای ساده گرسنگیش رو رفع میکنه)
یکی داره آشپزی میکنه
اون چانگ هوانه
سلام، چانگ هوان- سلام-
سلام- خدایا-
بینشون یه کم فضا سنگینه- غذا خوردی؟-
نه، هنوز نه- باید زودتر میپرسیدم-
کیمچی پلو میخوری؟- کیمچی پلو؟-
نه، من به جاش کیک میخوام
،میخواستم دیروز بخورمش ولی نخوردم
کیکی که خریدم
این؟- آره-
داشتم مثل آدمای تنها غذا میخوردم
چرا داشتی تنها غذا میخوردی؟
داشتم تنها غذا میخوردم
من امروز به زور یه چیزی خوردم
چرا اینجوری دلمو میشکنی؟
چی؟ منظورت چیه؟- چی؟-
باید ازم میخواستی بهت ملحق شم
نمیدونستم اینجایی
نمیدونستی؟- واقعاً نمیدونستم-
فکر کردی من با یکی جفت شدم؟
امیدوار بودم که این دفعه جفت نشم
امیدوار بودی که نشی؟- آره-
منظورم، ما
امیدوار بودی که ما با هم جفت نشیم؟
فکر کردم درست نیست- چرا؟-
تو باید با آدمای بیشتری حرف بزنی و تجربه بیشتری داشته باشی
اگه منو انتخاب کنی
،بعد از اینکه همه این کارا رو کردی
انتخاب درستی میکنی
این باعث میشه منم حس بهتری داشته باشم
حتی اگه با یکی دیگه بری قرار تو خونه
،مطمئناً حسودی میکردم
ولی فکر کردم این درسته
،وقتی یکی دیگه رو میشناسی
یه حسی پیدا میکنی
اگه وقتی با اونی، چند ثانیه ،به من فکر کنی
معنیش اینه که
من خوب تلاش کردم
،اگه اینطور نباشه
معنیش اینه که من به اندازه کافی تلاش نکردم یا به اندازه کافی جذاب نبودم
میخواستم این فرصت رو داشته باشی که این قضاوت رو بکنی
با وجود این دوره زمانی کوتاه
درسته
اگرچه
،امیدوار بودم که با هم جفت نشیم
،وقتی جفت نشدیم
خیلی خوشایند نبود
اوه، نه
و اینطوری شد که
قرار تو خونه
بهتر بود که اتفاق نمیاُفتاد؟
با تو- در آخر، ما دوتا-
یه قرار تو خونهست- ما تو یه قرار تو خونهایم-
یه جورایی، ما جفت شدیم
بذار اسمشو بذاریم قرار تو خونه- باشه، یه قرار تو خونه است-
یه چیزی اونجاست
اون گوجانگه
،اونا تو خونه قرار دارن ولی قرار تو خونه نیست
درسته
اونا خیلی حرف برای گفتن دارن- حق با توئه-
(این حتی بهتره)
کیک میخوری؟
کیک؟- آره-
باید اینجا بشینی
داره آبجو رو سر میکشه
(سر میکشه)
خدایا، سو آه رو نگاه کن
به نظر میرسه تو این چند روز وزن کم کردی
نتونستم زیاد غذا بخورم- درسته-
چرا نتونستی زیاد غذا بخوری؟
تو این 3، 4 روز از غذا زده شدم
کارم به جایی رسید که ،فقط یه وعده در روز غذا میخوردم
و یه روز بود که کمتر از 1000 کالری خوردم
ولی
،همه چی الان داره تموم میشه
پس قابل درکه
خدایا، اون تو فکرش بوده
باید حس بدی داشته باشه
حتی اینم کالریش کمه
بیخیال
چانگ هوان قلب شکنندهای داره
اینجا یه کم سرده- میدونم-
برات پتو بیشتر بیارم؟
من از قبل یکی دارم
هوا اینجا ذاتا سرده
شال گردن چانگ هوان) (به عنوان پتو هم استفاده میشه
شال گردنش رو آورد
اینطوری؟
یه جوری سر کن که شبیه حجاب بشه- آره، شبیه حجاب بشه-
ممنون
اینکه تو این پتوها پیچیده شدیم و همه چی
باعث میشه حس کنم تو فصل تعطیلاتیم
درسته؟- دقیقا-
کی دیگه همچین فرصتی گیرمون میاد؟
هی، سانگ یون
غذا خوردی؟- نه، نخوردم-
دقیقا، نباید غذا بخوری؟- میتونیم یه چیزی سفارش بدیم-
باید سفارش بدیم- کی مرغ سوخاری میخواد؟-
انگار که باید غذا بخوریم
نمیخوای اون رو بپزی؟
تو فقط وقتی آشپزی میکنی که کسی باشه باهاش تقسیمش کنی
اینکه برای خودت آشپزی کنی هم عالیه
چیکار میشه کرد؟- دقیقا-
اتفاق میاُفته، مگه نه؟- البته-
ولی سانگ یون واقعاً ناراحته
،بعضی وقتا یه جوریه
بعضی وقتا یه جور دیگه- دقیقا-
سانگ یون، تو ناراحت نبودی؟
من از دیروز ناراحتم
چطور؟
از وقتی فهمیدم دارم وقتمو تلف میکنم ناراحتم
،وقتی امروز رسیدم خونه
راستش رو بخوای- شرط میبندم خسته بودی-
با خودم فکر کردم،"چی "میشد اگه جه یون اینجا بود؟
تمام فکرم همین بود- درسته-
خوشحال شدی که اینجا نبود؟- خیالم راحت شد-
من باور دارم که بهترین آدم رو اینجا انتخاب کردم
پس اینکه بدونی یکی دیگه اون رو انتخاب نکرده؟
ناراحتم میکنه
چرا که نه؟
،من باور دارم که بهترین آدم رو اینجا انتخاب کردم
و اونم باید فکر کنه که پسری که انتخاب کرده
اونم همین باور رو داره
!اون درست اونجاست
اون وقت کافی نداشت
این مدت کافی نبوده
وقتمون کم بود
واقعاً آرزو میکنم بهش فرصت کافی داده میشد که بقیه رو هم بشناسه
فقط بگو منم
(میشه یکم جسورتر باشه؟)
سو آه منو شگفتزده میکنه
"فقط بگو منم."
(اون مثل بقیه نیست)
اون صادقه، مگه نه؟- هست-
من همینجام "منم،" نه "اون یا ایشون."
چرا همش داری درباره من به صورت سوم شخص حرف میزنی؟
نیازی نیست خجالت بکشی- فضا رو بهشون بدیم؟-
خوشم نمیاد آقای سو آه اینجاست
خانم سو آه- خانم سو آه، نه آقای سو آه-
خانم سو آه درسته
اون همش داشت به من ،به صورت سوم شخص اشاره میکرد
برای همین داشتم فکر میکردم تویی
منم؟
چانگ هوان، داشتی درباره من حرف میزدی؟
(خجالتزده)
خوبه که دارم مشروب میخورم
با تو اینجا، هانول- میدونم، خوبه-
کی دیگه همچین فرصتی گیرمون میاد؟- باید به خودمون بگیم خوش شانس-
از این خوش شانستر نمیشیم- از این خوش شانستر نمیشیم-
(از این خوش شانستر نمیشیم)
باید برای شب وسایل جمع میکردن
دقیقا- چقدر دردسر داره؟-
باید فردا برگردن- باید فردا وسایلشون رو خالی کنن-
باید تو این هوای سرد برن بیرون، درسته؟
کاملا
این یعنی خودشیفتگی
هوا هم که سرده
(فقط مثبت فکر میکنن)
امشب هممون یه اتاق برای خودمون داریم
درسته
این بهترینه
حتی اگه تا دیروقت بیدار بمونیم و بخوریم و بنوشیم
،تا 1 یا 2 نصف شب- درسته-
بازم 8، 9 ساعت میخوابیم- درسته-
8،$4 ساعت رو بیخیال
بذار بخوابیم
تا وقتی اونا برگردن- خوشحالم که فردا رو مرخصی گرفتم-
چی؟- این چقدر خوبه؟-
خیلی بدبخت به نظر میرسیم
میدونم
یه شب پر از خنده) (تو خونه میگذره
(چانگ هوان بیدار شده)
(به محض اینکه بیدار میشه آشپزخونه رو قبضه میکنه)
دوباره داره برای همه صبحونه درست میکنه
همیشه خیلی مهربونه
چه پسر خوبیه
اون خورشت کیمچیه؟
(سیر رو فراموش نمیکنه)
(هر چیزی که آماده کرده بود رو میریزه توش)
(داره سخت کار میکنه)
(همه چی رو تفت میده)
(خوشمزه به نظر میرسه)
خوب به نظر میرسه
اون بهترین مورد تو این برنامهاس
(بذار ببینم)
صبح بخیر- هی-
خورشت کیمچی درست کردم
(شگفتزده)
صدام گرفته
منم همینطور
،(یه سلام سریع رد و بدل میکنن بعد هرکدوم صورتشون رو میشورن)
و حالا یه سکوت ناجور داریم
خدایا
باید اول این کارو بکنم
صبحونه ساده میخوای؟
من ترجیح میدم اول قهوه بخورم
میتونم برات بگیرم
چانگ هوان مراقبشه
من میرم
،من برات میگیرم چون به هر حال باید اینو ببرم بیرون
چی میخوای؟ آمریکانو؟
لازم نیست
فقط 30 ثانیه راهه
زود برمیگردم، آمریکانو، درسته؟
آره، ولی غلیظ با آب کم
غلیظ با آب کم؟- آره-
منم برای خودم میگیرم
ممنون
کجا داره میره؟
داره میره قهوه بگیره
(زود برمیگردم)
بذار برات بکشم
(بذار برات خورشت کیمچی بکشم)
امکان نداره
چجوری میشه کاری کرد تو عکس خوب بیاُفته؟
جوونای امروزی اینجوری عکس میگیرن
جوونای امروزی اینجوری عکس میگیرن؟- اینجوری؟-
چجوری؟- چی بود دوباره؟-
منم این کارو میکنم
این دفعه اعتماد به نفس دارم
خوشمزهست، به به
نوش جون- نوش جون-
اینو میخورم و خیلی کیف میکنم، چانگ هوان- نوش جون-
این صدف داره؟
نه
من یکم پودر ماهی کولی ریختم
(!فهمیدم)
این اولین باره که غذای خونگی میخورم
تو این خونه؟- آره-
خیلی خوبه
(لبخند میزنه)
سرمون کلاه رفت
فکر کردیم اونا دارن از یه قرار تو خونه لذت میبرن
خیلی وقته ندیده بودم کسی اینجوری یه نوشیدنی رو سر بکشه
و اون
یه بطری بزرگ بود
دلم شکست
صحنه های هفته پیش
باعث شد فکر کنیم اونا با هم جفت شدن
اینطور نبود- میدونم-
،چانگ هوان سو آه رو انتخاب کرد
ولی اونا با هم جفت نشدن
ولی کسی که اون انتخاب کرد
،توسط کسی که اون انتخاب کرده بود رد شد
و اونا در آخر با هم
دقیقا- تو خونه پیوند موندن-
تو روانشناسی، رفتاری که
چانگ هوان یکم پیش نشون داد
ناهماهنگی شناختی نامیده میشه
نتیجه پیوندی که از قبل اتفاق اُفتاده رو اون نمیتونه تغییر بده
درسته- ،با این حال-
اون هنوز ناراحته و با این نتیجه احساس ناراحتی میکنه
،وقتی نمیتونیم نتیجه رو تغییر بدیم
رفتار و نگرشمون رو تغییر میدیم
برای همینه که گفت
خوشحاله که اون با کسی جفت نشده
اون بخاطر اون خیالش راحت شد
حرفاش
به خودش هم اشاره داشت
اون داره سعی میکنه بگه حالش خوبه
،وقتی ناراحتی
من باور دارم که اشکالی نداره چیزی نگی- درسته-
بهتر بود که
سعی میکرد سو آه رو ناراحت کنه- دقیقا-
تا باعث بشه بهش توجه کنه
فکر نمیکنم این رد کردن چانگ هوان توسط سو آه بود
از اونجایی که اون میدونه چانگ هوان ،چه جایگاهی داره
اون میخواست از این فرصت استفاده کنه تا امیدوارانه جیمین رو بشناسه
و سانگ یون فقط آشکارا درباره جه یون حرف زد
با خودم فکر کردم، "چی "میشد اگه جه یون اینجا بود؟
اون یهویی از دهنش پرید، مگه نه؟
نکته اصلی اینه
اون بعد از اینکه به چه اون گفت
میخواد اون رو برای قرار تو خونه انتخاب کنه، اسمش رو آورد
دقیقا- با این حال، اون اسم جه یون رو آورد-
احساسات واقعیش بیرون ریخت- درسته-
اون هنوز به جه یون علاقه داره- دقیقا-
اون غیر ارادی از دهنش پرید
"چی میشد اگه جه یون اینجا بود؟"
اون همه چیو توضیح داد
دقیقا- کاملا-
(صبح روز دوم قرار تو خونه)
(جی وون از خواب بیدار میشه)
(تخت وو جه خالیه)
وو جه از قبل بیدار شده
(خمیازه میکشه)
هرکی میتونه بگه اون نتونسته دیشب بخوابه
(وو جه زود بیدار شد)
صبح بخیر، خوب خوابیدی؟- آره-
راحت بود؟- آره-
شاید یکم سیب بخوریم
خوبه؟- آره-
خیلی نزدیک هم نشستن
(پهلو به پهلو نشستن، دارن صبحونه میخورن)
من واقعاً خسته بودم
معلوم بود
،من واقعاً خسته بودم
و تو هم همینطور به نظر میرسیدی- درسته-
،هردومون خوابمون میومد ولی میخواستیم به حرف زدن ادامه بدیم
خیلی خوشم اومد که هردومون داشتیم سعی میکردیم
،که مکالمه رو زنده نگه داریم حتی با اینکه خوابمون میومد
،هر وقت یه مکث طولانی میشد
با خودم فکر میکردم نکنه خوابت برده
چی؟- "جی وون خوابش برده؟"-
وسط حرف زدن- خوابت برد-
آخه صدات خیلی قشنگه
یه تیکه بزرگ از حرفامون رو درست و حسابی یادم نمیاد
یه لحظه چرت زدم
،تو داشتی حرف میزدی ولی یادم نمیاد درباره چی بود
پس- درست حدس زده بودم-
،با این حال، میخواستم به حرف زدن ادامه بدم
برای همین الکی گفتم که همه چی رو شنیدم- من فکر میکنم-
تا جایی که میتونستیم حرف زدیم
درسته؟ بعدش، دیگه دوتایی از حال رفتیم
،خوشم میاد که چقدر شبیه همیم حتی تو این چیزا
درسته- آره؟-
من داشتم با دو تا چنگال غذا میخوردم؟
اشکال نداره، هر چقدر دلت میخواد از قاشق و چنگال استفاده کن
هر چقدر دلت میخواد از" "قاشق و چنگال استفاده کن
اصلاً منظورت از این حرف چیه؟
خیلی خندهداره
،وو جه فکر میکنه ممکنه حوصله سر بر باشه
ولی جی وون فکر میکنه بامزهست- میدونم-
هر چقدر میخوای از قاشق چنگال استفاده کن
تصمیمتو گرفتی؟
من؟- آره-
هنوز داری بهش فکر میکنی؟
من
(!وایسا)
با دقت تصمیم بگیر
قبل از اینکه امشب بخوابی بهش فکر کن
خدایا
(یه دونه انگور قل میخوره و میاُفته رو زمین)
برات میشورمش- اشکال نداره-
باید شسته بشه
اشکال نداره، فقط یه لحظه رو زمین بود
ولی کثیف میشه، فرش هم که هست
حتماً به قانون سه ثانیه اعتقاد داری
مگه قانون جهانی نیست؟
چی؟- بفرمایید-
(یه انگور دیگه بهش میده)
یه انگور دیگه بهش داد
نظرت چیه با یه دوربین فیلمی تایمری عکس بگیریم؟
ایده خوبیه- دوست دارم-
میتونم تو کادر جاش بدم
ولی این جلوی دید رو میگیره
فکر کنم آمادهایم- تموم شدی؟-
بیا امتحان کنیم
،خورشید پشت سرمونه ولی فکر کنم خوب میشه
خوبه؟
(سریع)
(دوربین هیچ کاری نمیکنه)
چی؟
یه لحظه صبر کن
فقط یه ثانیه
چراغش روشن شد
(سریع برمیگردن)
(پهلو به پهلو عکس میگیرن)
(یه عکس دیگه با دستای در هم گره کرده)
(گیج و منگ)
فکر کنم داشتم یه جای دیگه رو نگاه میکردم
بیا هر چقدر میتونیم عکس بگیریم
(تاب)
(لحظات با هم بودنشون تو یه عکس ثبت شد)
خیلی قشنگه- حس و حال دوربین فیلمی رو داره-
عاشق این حس و حالم
اینو بهت میدم- باشه-
وو جه و جی وون شبیه یه زوجی میمونن
که تازه شروع کردن- درسته-
کاملا- اونا فقط از با هم بودن لذت میبرن-
دیدی جی وون چجوری دستشو دور بازوش حلقه کرد؟
،دیدنی بود
ولی بعدش وو جه دستشو گرفت
و دور بازوش حلقه کرد- دقیقا-
دلم یه جوری شد
قرار تو خونه واقعاً رابطهشون رو محکم کرد
مثل بتن محکم شد
درسته
اون چان هیونگه
(یه آلارم سکوت صبح زود رو میشکنه)
(چان هیونگ زود بیدار میشه)
روز خوبی داشته باشی- باشه-
استراحت کن- باش-
چان هیونگ باید بره سر کار
(آسمون روشن میشه)
(کش و قوس میده)
(...چه اون بیدار میشه)
(از یه خواب آروم)
درست در همین لحظه، چان) (هیونگ از سر کار برمیگرده
(با احتیاط)
یه وقت چه اون خواب باشه
درسته، هی، آره، الان میفرستمش
چان هیونگ حتی بعد) (از برگشتن هم مشغوله
بعد از تموم کردن) (کارش یه چرت میزنه
چه اون کجاست؟
(به آرومی)
هی
من میرم پایین غذامونو درست کنم
من بلند میشم، ممنون
(وقتی چان هیونگ چرت میزنه،)
(اون شروع میکنه به درست کردن ناهار)
(بلند میشه)
ممنون بابت این- هی، بیدار شدی-
(خواب آلود)
خوبی؟
من ظرفا رو میشورم- ظرفا رو؟-
خیلی وقته میگو سرخ نکردم
چه اون چه کارایی که نمیتونه بکنه؟
امکان نداره، خیلی خوشمزه به نظر میرسن
(چان هیونگ کمک میکنه)
چان هیونگ، فکر کردم اونا واقعی نیستن
چجوری میتونی اینقدر قشنگ برش بزنیشون؟
میخواستم ازت ستاره طلایی بگیرم
واقعاً؟- هردوشون دنبال-
تعریف میگردن- این واقعاً منو سورپرایز کرد-
باید فوراً یکی از اینا رو بخورم
چه اون عاشق هویجه
هویج خوشمزه نیست؟- هست-
تو اینو بهم یاد دادی
فقط اینا دو بار سرخ شدن
خوب به نظر میرسه
خدایا- خوبی؟-
باید جاشو بگیرم؟
(اون به جاش با روغن داغ میجنگه)
ماهی مرکب
(چیدن غذایی که درست کردن)
کاملاً به سبک ژاپنی درست کردیم
باید از این یه عکس بگیری
(ناهار از چه اون)
مکگوکسو روغن کنجد) (و انواع کوکو
میگوی سرخ شده از چه اون
(ترد)
خوبه؟- خیلی خوشمزهست، امتحان کن-
خوب از آب دراومدن- آره؟-
این دیوونه کنندهست- میدونم-
(بعدش، مکگوکسو رو میخورن)
من تا حالا مکگوکسو روغن کنجد نخورده بودم
واقعاً؟- آره-
یه جایی هست که باید بری تا مکگوکسو روغن کنجد بخوری
اونا واقعاً از غذاشون لذت میبرن
تحت هیچ شرایطی اینو نمیذارم بمونه
(تمومش میکنن با یه دسر)
(زل میزنه)
لنز میذاری؟
نه- نه، درسته؟-
چشمای من این شکلیه
مجذوب شدم- چطور؟-
چشمات خیلی شفافن
تو هم چشمای شفافی داری
(دوست داشتنی)
این ثابت میکنه که ما الان خیلی وقته با همیم
ببین به کجا رسیدیم که داریم درباره رنگ چشمای هم حرف میزنیم
(تمیزکاری اساسی)
باید جاروبرقی بکشم اینجا رو؟
وقت مسواک زدنه- وقت مسواک زدنه-
صبر کن، آه، فهمیدم
فکر کردم داری تنهایی این کارو میکنی- امکان نداره-
از جورابا خوشت اومد؟ چطور بودن؟
خیلی نرم و پفکی بودن
ولی یکیشو بهت نمیدم
باید پسشون بده؟- میخوای خودت بپوشیشون؟-
خیلی ازشون مراقبت میکنم
واقعاً؟- آره-
،اگه قرار نیست هر روز بهشون نگاه کنی بده من
،اگه قرار نیست هر روز ازش استفاده کنی لیوان رو بده من
باید اینو هم میپوشیدیم
امتحانش کن- باید میپوشیدیم-
یه لباس ستِ
منو یاد تکواندو میندازه
کاش میتونستیم
یه چرت 30 دقیقهای بزنیم اینجوری- آره، مگه نه؟-
یه ایده بهتری دارم
بیا با اینا سلفی بگیریم- من هستم-
آره، چه ایده خوبی
این دو نفر لحظات با هم بودنشون رو) (با عکس ثبت میکنن
بهمون خوش گذشت، مگه نه؟- آره، خیلی زیاد-
اصلاً فکر نمیکردم یه روزی به اینجا بیایم
خیلی وقته آکواریوم نرفتم
منم همینطور
اون یارو خیلی بزرگه
اقیانوس جای جالبیه
(ماهی دکتر)
باید چیکار کنم؟
تازگیا دستام پوست پوست میشن
ماهی دکتر داره دکتر رو درمان میکنه
چه اون که نمیتونه جلوی کنجکاویش رو بگیره) (بهش ملحق میشه
من حتماً پوست پوست نمیشم
دارن میان
تکون نخور- حس عجیبی داره-
واقعاً حس عجیبی داره
اون چیه؟- یواش یواش میریم جلو-
ماهیهای کوچیک، اسقومری هستن
اسقومری؟- میتونی ببینی پایین چیه؟-
اسقومریه
یه کوسه داره رد میشه- اون یه کوسهست-
(سفره ماهی)
این چه نوع ماهیایه؟
مارماهی ماسهایه- مارماهی ماسهای-
بندازیمش تو آب؟
(پخش شدن آب)
کوسه خوردش- خورد؟-
آره خورد
(شگفتزده)
منم میندازم اونجا
منم میخوام امتحان کنم- بفرما-
اینا دیگه خیلی اهل دل و غذا خوردنن
ثبت یه روز فقط برای خودشون) (تو عکس
باید کلی عکس بگیریم- آره؟-
قدمون... صبر کن بذار یکم بیام پایین
حتی عکسهای فوری) (اجباری هم میگیرن
یه ژست دیگه
(قلب گونه ای)
خیلی به هم میان
چه باحال
فقط نگاه کردن بهشون هم خوشحالمون میکنه- درسته-
یه جورایی، اونا یه زوج با ثباتن
تو خونه پیوند- آره-
موافقم
دیگه به آرامش رسیدن- آره-
حتی صبح روز بعدش هم صبحونه خوردن
زوجهای دیگه همچین لحظهای نداشتن
آره- دقیقا-
این قرار تو خونه مثل گرفتن مهر تایید بود
آره؟- آره-
شک دارم اتفاق غیر منتظرهای بیاُفته
امیدوارم نیاُفته- خواهشاً-
کجا داریم میریم؟
پارک تفریحی
امروز؟- آره، داریم میریم اورلند-
اورلند؟- آره-
واقعاً؟ همین الان؟- آره-
نمیخواستی تل سر بزنی؟- میخواستم-
(در طول اولین رابطه قراردادی)
حسش رو دوست دارم
میفهمم- ،میدونی-
تل سر زدن با لباس فرم مدرسه
(خوب تحویل گرفته شد)
سالها از آخرین باری که اورلند رفتم میگذره
بزن بریم
چه باحال
راهی میشن تا رویای جه یون رو) (به واقعیت تبدیل کنن
(یه نگاه میندازه)
چرا اینقدر کیوت به نظر میرسی؟
اصلاً هم ظریف نیستی
اصلاً چی؟- ظریف-
نه، لازم نیست چک کنی- چی؟-
دیگه بهش نگاه نکن
دنبال این نیستم که کیوت به نظر برسم
(چپ چپ نگاه میکنه)
ولی کیوت به نظر میرسی
تو کیوتی
،دیروز به دوستام گفتم تو کیوتی
ولی من آدم کیوتی نیستم
تو برداشت اشتباهی داری
اصلاً قیافه من به کیوت بودن نمیخوره
برای همینه که از همچین پسری خوشم میاد
یه پسری که فقط برای من کیوته
اینا الان دیگه مثل یه زوج واقعی شدن
من تا حالا پانگ یو نرفتم
میخوای از پانگ یو دیدن کنی؟
پانگ یو نظرم رو جلب کرده
دوستم تو پانگ یو زندگی میکنه
اون تو پانگ یو زندگی میکنه؟- آره، ازدواج کرده-
اونا یه زوج ادارین
یه زوج اداری؟- آره-
،اگه ازدواج کرده باشی زوج اداری باحاله
میدونم، مگه نه؟ منم همین فکر رو کردم
نه، بهتره یکی رو بیرون از شرکت ملاقات کنی
واقعاً؟- آره-
باید با یکی قرار بذاری که تو سامسونگ الکترونیکس کار میکنه
سامسونگ الکترونیکس؟- آره-
(داره فکر میکنه)
جی وون؟
یا خدا، میخوای با یه زن قرار بذاری؟
نه، جی وون که صاحب داره
(میخنده)
همین الان میریم سوار چرخ و فلک میشیم
دیگه چی؟- "دیگه چی؟"-
بازیهای زیادی هست که بتونی سوار شی؟
من میتونم بیشترشون رو سوار شم
من تو سوار شدن وسایل شهربازی عالیم
واقعاً؟- آره-
بیا چوروس بگیریم
میخوای چوروس بگیری؟- آره-
چه ایده خوبی- آره؟-
(دارن بازی میکنن)
خورشید داره غروب میکنه
قشنگه
شهربازی که تو ذهنت بود
برای شب بود یا روز؟
شب.
چه باحال- آره-
شب خیلی قشنگ تره- دقیقا-
چراغا روشن میشن- آره؟-
آره
ما در واقع تو آخرین قرارمون داریم میریم اونجا
فکر نمیکردم بریم
شهربازی؟- آره-
این فیناله- واقعاً فیناله-
از همین الانشم خیلی قشنگه
یه قلعه واقعیه
اومدن به اینجا بهترین تصمیم بود- من الان رو ابرام-
ما- بله؟-
،به خاطر تو اومدیم اینجا ولی من بیشتر دارم لذت میبرم
کیوت- قشنگه-
منظرهی افسانهای) (از این دو نفر استقبال میکنه
عاشقشم
واقعاً قشنگه
بیا اینجا کلی عکس بگیریم
باشه
این یه فینال واقعیه
یخ جه یون کاملاً باز شده
اینو امتحان کن- امتحانش کنم؟-
(از اون حرف گوش کنا)
خوب به نظر میاد؟
(راضی)
بهت میاد- میتونم باهاش بگردم؟-
ولی بهت میاد
یه گوسفند
پس یه گوسفنده- من یه گوسفندم-
این یکی روباهه
یه روباه صحرایی، اینو امتحان کن
خیلی بزرگه
کوچیکترشو میخوای؟
آره
اینجا یه خرگوش هست
این برای توئه
ولی این گربهست- کاملاً بهت میاد-
منو نگاه کن، امتحانش کن- چی؟-
خیلی بهت میاد- ولی چرا گوشاش مثل هم نیستن؟-
برش میدارم
چرا این دوتا اینقدر بهم میان؟
جیمین گوسفندی و جه یون گربهای
نازه
من سوار چرخ و فلک نمیشم
با من سوار شو- نه، نمیشم-
باید سوار شی- سوار نمیشم-
باید با من سوار شی
با این، همه چیو از نو شروع کن- چی؟-
از نو شروع کن- باید؟-
جه یون سوار چرخ و فلک نمیشه چون اون با سو آه سوار شده
جه یون خیلی دوست داشتنیه
(هشدار بامزگی)
بلند شو، یه نگاه بنداز
اون چیه؟- قشنگه-
اینجا از اول بوده؟
حیف میشد اگه اینو از دست میدادیم
خیلی قشنگه
چرا اینقدر استرس دارم؟ نه، هیجان زدهام؟
رنگش هی عوض میشه
این همیشه اینجا بود؟ من تا حالا ندیده بودمش
خیلی قشنگه- شبیه یه دهکده افسانهایه-
اینجا واقعاً قشنگه
درختا واقعاً
به این میگن بهشت زمستونی
تکون نخور- من؟-
منو نگاه کن
خوبه
شرط میبندم عکسا عالی میشن
همه چی خوبه؟- آره-
خوب از آب درمیاد
همه چی حله
بزن بریم
نظرت چیه یه عکس با هم بگیریم؟
با هم؟- آره-
اونجا؟- آره-
خیلی بهم میان
جه یون خجالت میکشه- ممنون-
ممنون
نشونم بده
صبر کن- تل سرها-
تل سرها خیلی تو چشمن
آره؟ مال منم همینطوره
(بیرون زده)
قشنگه- آره؟-
پس اینطوریه که الان به چشمای هم نگاه میکنن
میدونم- بیا یه قلب دیگه درست کنیم-
(به لنز دوربین نگاه کن)
بیا یه ژست دیگه که میخوای بگیریم
خدای من
(به لنز دوربین نگاه کن)
(ثبت فینالشون تو یه عکس)
کیوت- آره؟-
ناز به نظر میرسن
از بین همه جاهایی که تو این برنامه ،قرار گذاشتم
،حتی اونایی که تو فلورانس بودن اینجا رو از همه بیشتر دوست دارم
اینجارو؟- آره-
منم همینطور
یه لیوان چوروس و دو تا لاته شکلاتی، لطفاً
این باحاله
از کدوم طرف میخوری؟- چی؟-
من از اون طرف میخورم
فقط یه بار فرصت داری تصمیم بگیری- این طرف-
این طرف؟
(کمک میکنه جیمین اول بخوره)
جه یون
(شگفتزده)
خوبه
خوبه- واقعاً خوبه-
مردم حتماً برای تماشای رژه جمع شدن
،شخصاً- بله؟-
میخوام با پشتم به چرخ و فلک تماشاش کنم
باشه
چه قشنگ
این دو نفر آروم به چرخ و فلک) (نگاه میکنن
(از فلورانس تا سئول)
درسته
آره؟
(از فلورانس تا سئول)
چرا وقتی به چرخ و فلک میرسه این حس رو داری؟
مثل یه ایده رمانتیک یا یه رویا
اولاً، چراغاش و اینا قشنگن
درسته- چشم گیره-
،وقتی بچه بودم سوارش شدم
مامان و بابام کلی ازم عکس گرفتن
منو یاد اون لحظه میندازه
چه رمانتیک
چرخ و فلک
تو ایتالیا هم بود- آره-
پس بیشتر
(تایید میکنه)
خیلی بهم میان- خوب به نظر میرسن-
موافقم
آره
عشق در نگاه اول بود
زنونه به نظر میرسید
و واقعاً دل رحم بود
امبیتیآی من؟
یهویی؟
خیلی یهویی بود- آره؟-
من ناخودآگاه کنجکاو بودم
درباره این آدم
من ترجیح میدم جذب
همون لحظه به اون آدم بشم
خیالم راحت شد
مردم اینجا اجرا میکردن؟- آره-
،وقتی دنبال چرخ و فلک تو فلورانس گشتم اینجا اومد
به نظر میرسید تنها جا همینجاست
(اولین قرارشون تو فلورانس)
(و 3 هفته بعد از اون)
نمیدونم چه حسی داره
این دو نفر دوباره جلوی) (چرخ و فلک هستن
این دو نفر خیلی دوست داشتنی هستن
(این دو نفر دوباره جلوی چرخ و فلک هستن)
خوبه
غرش کردن
با من رابطه قراردادی داشته باش
آره، اون روز
ممنون
یخ نزدی؟- آره، زدم-
بیا یه چیز خوشمزه بگیریم- باشه-
(...قلبهاشون به هم نزدیکتر شد)
(آروم آروم)
حتی کوچیکترین چیزا هم) (ناراحتشون میکرد
(و کوچیکترین چیزا خوشحالشون میکرد)
(با تمام لحظاتی که با هم به اشتراک گذاشتن،)
(با هم بودن الان طبیعی به نظر میرسه)
این دو نفر مثل یه زوج واقعی هستن
کیوت
هردوشون خیلی خوشحال به نظر میرسن
(...چه روزهایی)
(در انتظار این دو نفر هست؟)
موسیقی کاملاً مناسبه
،یه موسیقی داشت پخش میشد
و چشمامون اتفاقی به هم اُفتاد
وقتی به هم نگاه کردیم
برای حدود پنج ثانیه
نمیتونستیم چشم از هم برداریم
اصلاً ممکن نبود
باعث شد
دلم بلرزه
(اون لحظه دل لرزون)
اون لحظه
(تحت تاثیر قرار گرفته)
بیا اینجا
(اونو میگیره)
خیلی بهم میان
فقط نگاه کردن بهشون باعث میشه دلمون بلرزه
جه یون خیلی خوشحال به نظر میرسه
مثل یه نقاشیه
(در حیرت)
منو میبینی؟- چی؟-
منو میبینی؟- آره-
خیلی قشنگه- میدونم، مگه نه؟-
قشنگه- واقعاً قشنگه-
داره برف میاد
واقعاً داره برف میاد
این عالیه
این فراموش نشدنی میشه
اون ناراحت بود که
نتونستیم با هم از برف لذت ببریم
،اون موقع خیلی قشنگ برف میومد
که باعث شد حتی خاصتر بشه
برای من خیلی خوشایند بود
(لحظات با هم بودنشون مثل یه رویا بود)
اوه، خدایا- تموم شد-
خیلی شدید بود- واقعاً-
جیمین ناامید بود که نتونستن با هم برف رو ببینن
ولی اینکه فکر کنی آخر روز برف میاد
باید به جی جه یون تبریک بگم
خوبه
،از بین همه قرارهای جه یون
فکر کنم امروز بهترینش بود
،حتی با احتساب قرار اسکیت- درسته-
امروز بهترین بود
موافقم- آره؟-
و همچین لحظهای وجود داره
وقتی به چشمای ،طرف مقابل نگاه میکنی
میتونی خود واقعیش رو تو چشماش ببینی
مثل اون حسی که به اون آدم متصل شدی
آره- پس-
،از اون لحظه به بعد مثل یه فیلم تماشاشون کردم
یه فرصت گیرت میاد
اگه مثل جیمین پافشاری کنی
آره- آره؟-
انگار
عشقم به بشریت دوباره
زنده شده حالا که این دوتا با همن
حس میکنم همه عشقهای این دنیا به حقیقت میپیوندن
جی جه یون
امروز حس یه زوج واقعی رو میدادن
روز اول؟
روز اول؟- روز اول؟-
امروز روز اوله؟
جه یون- بله؟-
بفرمایید
(هدیه جیمین)
(کنجکاو)
دو تا حلقه به هم وصلن
واقعاً قشنگه
میدونی که من عاشق حلقههام
قشنگه- یه گردنبند با دو تا حلقه متصل-
خوشحالم که دوستش داری
ممنون- خواهش میکنم-
بزن بریم
(روز تصمیم گیری نهایی) ::::@AirenTeam::::
(آخرین داستان ما) ::::@AirenTeam::::
(زمستان خیره کننده فراموش نشدنی) ::::@AirenTeam::::
(....یه اعتراف به کسی که) ::::@AirenTeam::::
(باعث شد قلبم تند بزنه) ::::@AirenTeam::::
(چه حسی داری؟) ::::@AirenTeam::::
بعد از گذروندن احساسات) (،و تفکرات زیاد ::::@AirenTeam::::
(امروز شجاعت پیدا میکنم) ::::@AirenTeam::::
از لحظهای که) (،اولین بار دیدمت تا الان ::::@AirenTeam::::
(کلماتی که هی فریاد میزدم) ::::@AirenTeam::::
(....یه اعتراف دلخراش و زیبا) ::::@AirenTeam::::
(در طول 25 شب) ::::@AirenTeam::::
(....یه شانس آخر که شاید) ::::@AirenTeam::::
(هیچوقت دیگه تو زندگی پیش نیاد) ::::@AirenTeam::::
(با هم جفت میشیم؟) ::::@AirenTeam::::
میتونستم حس کنم که تو هی ::::@AirenTeam::::
الو؟- منو میبینی- ::::@AirenTeam::::
این منو پر از قدردانی و خوشحالی کرد ::::@AirenTeam::::
،بخاطر تو، قلبم تند زد ::::@AirenTeam::::
و بهم خوش گذشت ::::@AirenTeam::::
آشنا شدن با تو ::::@AirenTeam::::
بزرگترین نعمت تو زندگیم بود ::::@AirenTeam::::
ممنونم، و جدی میگم ::::@AirenTeam::::
زود بیا اینجا ::::@AirenTeam::::
::::::::: آیــــ(پیوند قلبها)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.