All language subtitles for The.Traitors.UK.S04E02.720p.iP.WEB-DL.AAC2.0.H.264-RAWR

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu
Would you like to inspect the original subtitles? These are the user uploaded subtitles that are being translated: 0 00:00:01,474 --> 00:00:04,851 وارز تقدیم میکند IRWAREZ.COM 1 00:00:03,520 --> 00:00:07,520 بازیکن جدید برای انجام بزرگترین بازی فریب وارد شدن ۲۲ 2 00:00:07,520 --> 00:00:10,040 به قلعه خائنین خوش اومدید. (صدای تشویق) 3 00:00:10,040 --> 00:00:11,800 تجدید دیدارهای غافلگیرکننده‌ای هم در کار بود 4 00:00:11,800 --> 00:00:14,120 من راس رو ۱۵ سال پیش دیده بودم 5 00:00:14,120 --> 00:00:15,200 و دروغ‌ها 6 00:00:15,200 --> 00:00:19,160 دارم اینو پنهان می‌کنم که نویسنده داستان‌های جنایی و وکیل سابق هستم 7 00:00:19,160 --> 00:00:21,840 من بازرس ارشد بازنشسته‌ی پلیس آگاهی‌ام 8 00:00:21,840 --> 00:00:23,960 اما قصد ندارم به کسی بگم 9 00:00:23,960 --> 00:00:26,800 جودی خیلی دوست‌داشتنی به نظر میاد، ولی خب معلومه که من باید اینو بگم 10 00:00:26,800 --> 00:00:28,240 چون اون مادرمه 11 00:00:30,000 --> 00:00:32,120 سه تا «خائن» انتخاب شدن 12 00:00:32,120 --> 00:00:36,240 اما یه «خائن مخفی» هم انتخاب شد 13 00:00:36,240 --> 00:00:38,320 اون خائن مخفی به تنهایی کار می‌کنه 14 00:00:38,320 --> 00:00:42,200 هر شب، اونا لیست کوتاهی از کاندیداهای قتل رو به شما می‌دن 15 00:00:42,200 --> 00:00:45,040 شما فقط می‌تونید یکی از اون افراد رو به قتل برسونید 16 00:00:45,040 --> 00:00:47,840 که توی اون لیستِ قتل هستن 17 00:00:47,840 --> 00:00:49,920 همزمان با بالا رفتن مبلغ جایزه 18 00:00:49,920 --> 00:00:52,640 وای خدای من! اسم‌های ما روشه 19 00:00:52,640 --> 00:00:54,800 لیستِ قتل هم همین‌طور داغ‌تر شد 20 00:00:56,320 --> 00:00:58,200 به اون تابوت‌ها نگاه کنید 21 00:00:58,200 --> 00:01:00,360 امشب یکی از شماها توی اون قرار می‌گیره 22 00:01:00,360 --> 00:01:01,600 (صدای رعد و برق) 23 00:01:01,600 --> 00:01:04,120 خائن‌ها اول کی رو می‌کشن؟ 24 00:01:04,120 --> 00:01:08,320 «جیمز، نِتی یا ماز؟» 25 00:01:08,320 --> 00:01:10,400 «امضا: خائن مخفی.» 26 00:01:10,400 --> 00:01:13,320 و خائن مخفی کیه؟ 27 00:01:15,480 --> 00:01:17,480 این مسابقه‌ی «خائنین»ـه 28 00:01:25,680 --> 00:01:27,520 دوست دارید کی رو به قتل برسونید؟ 29 00:01:27,520 --> 00:01:30,080 جیمز... نِتی 30 00:01:30,080 --> 00:01:31,400 یا ماز؟ 31 00:01:31,400 --> 00:01:34,640 اونایی که خودشون باعث اخراج خودشون می‌شن 32 00:01:34,640 --> 00:01:36,960 آره، اونا باید بمونن. باید توی بازی بمونن 33 00:01:36,960 --> 00:01:38,800 جیمز مثل طوفانه 34 00:01:38,800 --> 00:01:41,120 هر روز پنج تا تئوری مختلف داره. آره 35 00:01:41,120 --> 00:01:45,520 می‌دونم، ولی اگه این‌طوری رفتار کنه محاله بتونه خائن باشه 36 00:01:45,520 --> 00:01:47,160 نِتی 37 00:01:47,160 --> 00:01:50,880 اون گفت: «آره، من راس رو می‌شناسم»، ولی اصلاً قانع‌کننده نبود 38 00:01:50,880 --> 00:01:53,160 پس نِتی به هر حال می‌تونه حذف بشه 39 00:01:53,160 --> 00:01:58,200 به نظرم وقتی یه تئوری به سرش می‌زنه، خیلی شبیه جیمز می‌شه 40 00:01:58,200 --> 00:02:00,960 فکر کنم خیلی سفت و سخت پایِ تئوریش می‌مونه 41 00:02:00,960 --> 00:02:02,880 ماز 42 00:02:02,880 --> 00:02:04,160 یکم شیطون و زبل به نظر میاد 43 00:02:04,160 --> 00:02:06,920 ولی فکر کنم با حرف زدنش خودش رو به دردسر بندازه. به نظرم... آره 44 00:02:06,920 --> 00:02:09,400 فایده‌ی اصلیِ خلاص شدن از شر ماز اینه که 45 00:02:09,400 --> 00:02:13,320 ممکنه بتونه آدم‌ها رو دور خودش جمع کنه. زبون‌بازِ قهاریه 46 00:02:13,320 --> 00:02:16,160 باید خیلی رندوم و الکی به نظر بیاد 47 00:02:16,160 --> 00:02:19,200 طوری که حسابی گیج بشن و به هر سمتی برن 48 00:02:19,200 --> 00:02:21,960 # بازی داره به جاهای حساسش می‌رسه 49 00:02:21,960 --> 00:02:24,440 # بپر توی دل شعله‌ها... # 50 00:02:24,440 --> 00:02:26,720 موافقیم؟ بریم تو کارش 51 00:02:26,720 --> 00:02:29,440 دلت می‌خواد اولین قتل رو انجام بدی؟ 52 00:02:29,440 --> 00:02:31,960 واقعاً دلم می‌خواد اولین قتل رو خودم انجام بدم 53 00:02:31,960 --> 00:02:33,080 خیلی بدجنس و موذی هستی 54 00:02:33,080 --> 00:02:35,880 برو انجامش بده. فقط حواست باشه شنلت خونی نشه. سعی‌مو می‌کنم 55 00:02:35,880 --> 00:02:38,080 # بازی داره به جاهای حساسش می‌رسه 56 00:02:38,080 --> 00:02:41,280 # بپر توی دل شعله‌ها 57 00:02:41,280 --> 00:02:44,160 # وقت تردید نیست 58 00:02:44,160 --> 00:02:46,720 # انگار همیشه عاشقِ تعقیب و گریزم... # 59 00:02:46,720 --> 00:02:47,760 تموم شد 60 00:02:47,760 --> 00:02:50,760 کشتن اونا پیام درستی می‌فرسته و دستِ ما رو باز می‌ذاره 61 00:02:50,760 --> 00:02:52,560 طاقت ندارم ببینم نتیجه‌ش چی می‌شه 62 00:02:52,560 --> 00:02:54,160 مزه‌ش رفت زیر زبونم 63 00:02:54,160 --> 00:02:56,360 اون اولین قتلِ امشب حس خوبی داشت 64 00:02:56,360 --> 00:03:01,120 ما بهترین انتخاب رو از بین اون سه نفری که خائن مخفی داده بود، کردیم 65 00:03:01,120 --> 00:03:02,680 اونا اصلاً شناسایی نشدن 66 00:03:02,680 --> 00:03:04,800 حداقل برای ما سه نفری که تو برجیم 67 00:03:04,800 --> 00:03:08,160 پس، فردا صبح مطمئن می‌شم که 68 00:03:08,160 --> 00:03:10,320 بفهمم اون خائن مخفی کیه 69 00:03:10,320 --> 00:03:14,080 # انگار همیشه عاشقِ تعقیب و گریزم 70 00:03:14,080 --> 00:03:17,080 # مثل یه طوفان دارم میام 71 00:03:26,800 --> 00:03:29,600 # مثل یه طوفان دارم میام. # 72 00:03:34,040 --> 00:03:37,120 دیشب، خائنین اولین قتل خودشون رو مرتکب شدن 73 00:03:37,120 --> 00:03:41,120 و قربانی‌شون رو از لیست خائن مخفی انتخاب کردن 74 00:03:41,120 --> 00:03:46,120 اون لیست تایید کرد که نِتی، جیمز و ماز قطعاً جزو «وفادارها» هستن 75 00:03:46,120 --> 00:03:48,800 اما کدومشون برای صبحانه نمیاد؟ 76 00:03:50,960 --> 00:03:53,880 آه، خب. اولین نفراییم که اومدیم. اوه، ما اولی هستیم. باشه 77 00:03:53,880 --> 00:03:55,960 اولین نفر اینجاییم. واو 78 00:03:55,960 --> 00:03:58,560 ایول! بساطِ عیش و نوش! ووهو 79 00:03:58,560 --> 00:04:00,800 عجب سفره‌ای! وای، اینو ببین 80 00:04:00,800 --> 00:04:02,080 به عنوان یه خائن توی اتاق صبحانه 81 00:04:02,080 --> 00:04:06,280 حس می‌کنی انگار داری یواشکی به دنیای بقیه سرک می‌کشی 82 00:04:06,280 --> 00:04:08,520 باید مدام یادت باشه که نقش یه «وفادار» رو بازی کنی 83 00:04:08,520 --> 00:04:11,680 فکر کنم بهتره فقط گوش بدم و عکس‌العمل نشون بدم 84 00:04:11,680 --> 00:04:13,920 قصد ندارم اصلاً آتیش‌بیارِ معرکه بشم 85 00:04:13,920 --> 00:04:15,400 خب، اینجا چی داریم؟ اوه، خدای من 86 00:04:15,400 --> 00:04:17,880 و مجبور شدیم با این پیچیدگیِ اضافه هم کنار بیایم 87 00:04:17,880 --> 00:04:21,080 یعنی داشتنِ یه خائن مخفی. اصلاً روحمم خبر نداره کیه 88 00:04:22,720 --> 00:04:24,960 اوه، اون همه پرتره رو ببین. اصلاً یادم رفته بود 89 00:04:24,960 --> 00:04:27,600 آره می‌دونم. آره. قراره یه نفر نیاد 90 00:04:27,600 --> 00:04:30,720 می‌دونم. نگو. سم، نگو. آره 91 00:04:33,040 --> 00:04:35,000 (صدای در زدن) 92 00:04:33,040 --> 00:04:35,000 اوه، اومدن 93 00:04:35,000 --> 00:04:36,200 بیا تو 94 00:04:37,920 --> 00:04:42,200 سلام 95 00:04:42,200 --> 00:04:43,640 سلام سلام 96 00:04:43,640 --> 00:04:45,560 صبح بخیر. صبح بخیر بچه‌ها. صبح بخیر 97 00:04:45,560 --> 00:04:46,920 وقتی وارد اولین صبحانه می‌شی 98 00:04:46,920 --> 00:04:50,480 خیلی استرس دارم 99 00:04:50,480 --> 00:04:52,440 همه قراره به شدت هوشیار و گوش‌به‌زنگ باشن 100 00:04:52,440 --> 00:04:54,320 و دنبال کسایی می‌گردن که عجیب رفتار می‌کنن 101 00:04:54,320 --> 00:04:57,520 یه خائن مخفی هم داریم 102 00:04:57,520 --> 00:05:01,640 اونا می‌دونن ما کی هستیم ولی ما نمی‌دونیم اونا کی‌ان 103 00:05:01,640 --> 00:05:04,360 که یه جورایی نگران‌کننده است 104 00:05:04,360 --> 00:05:06,360 پس باید حواسم رو 105 00:05:06,360 --> 00:05:09,520 خیلی دقیق به همه جمع کنم 106 00:05:09,520 --> 00:05:11,920 کسی اینجا بود که دیشب در امان نبوده باشه؟ 107 00:05:11,920 --> 00:05:14,760 نه، من... من در امان بودم. فکر کنم همه‌مون در امان بودیم. همه‌مون سالمیم 108 00:05:14,760 --> 00:05:15,920 ما همه‌مون جزو آدم‌های امن بودیم 109 00:05:15,920 --> 00:05:19,280 در ضمن، باید یادتون باشه با توجه به کسایی که اینجا هستن 110 00:05:19,280 --> 00:05:21,600 همین الان یه خائن توی این اتاقه 111 00:05:21,600 --> 00:05:23,680 یا بیشتر. شایدم بیشتر 112 00:05:26,920 --> 00:05:30,000 (صدای در زدن) 113 00:05:26,920 --> 00:05:30,000 اوه، این کیه؟ اوه خدای من 114 00:05:31,600 --> 00:05:35,120 (صدای تشویق) 115 00:05:31,600 --> 00:05:35,120 ایناهاش! رییسی 116 00:05:35,120 --> 00:05:36,320 ادم 117 00:05:36,320 --> 00:05:37,880 و فیونا 118 00:05:37,880 --> 00:05:39,720 خوشحالم می‌بینمتون بچه‌ها 119 00:05:40,760 --> 00:05:44,320 رفتن سر صبحانه فوق‌العاده بود 120 00:05:44,320 --> 00:05:47,920 می‌دونی، این بازی خیلی جالبیه 121 00:05:47,920 --> 00:05:50,640 باید حواس‌مان خیلی جمع باشه 122 00:05:50,640 --> 00:05:52,200 دارم باهاش حال می‌کنم 123 00:05:53,960 --> 00:05:58,280 اگه جودی برنگرده واقعاً مخم سوت می‌کشه. آره 124 00:05:58,280 --> 00:05:59,840 مخم سوت می‌کشه. دیشب هم به همین فکر می‌کردم 125 00:05:59,840 --> 00:06:03,080 با خودم می‌گم: «آخه مگه می‌شه؟» آره. اومم 126 00:06:03,080 --> 00:06:04,840 خب معلومه که خیلی خوشحال بودم که سر صبحانه هستم 127 00:06:04,840 --> 00:06:06,960 ولی تهِ دلم یکم نگران مامان بودم 128 00:06:06,960 --> 00:06:11,000 واقعاً امیدوار بودم که اونم برگرده 129 00:06:11,000 --> 00:06:13,400 اوه، پرتنش‌ترین صبحانه‌ی عمرم بود 130 00:06:13,400 --> 00:06:14,440 (صدای در زدن) 131 00:06:14,440 --> 00:06:16,760 اوه خدا! اوه، اومدن. این کیه؟ 132 00:06:16,760 --> 00:06:17,920 بیا تو! اوه نه 133 00:06:20,040 --> 00:06:22,680 (صدای تشویق) 134 00:06:22,680 --> 00:06:25,000 ووهوهو 135 00:06:26,760 --> 00:06:29,840 وای! مثل ترن هوایی می‌مونه، نه؟ بالا و پایین داره 136 00:06:31,160 --> 00:06:33,920 راس و نِتی؛ اونا قطعاً همدیگه رو می‌شناسن، درسته؟ 137 00:06:33,920 --> 00:06:35,120 اوه، صد در صد 138 00:06:35,120 --> 00:06:37,440 ولی آخه چقدر احتمالش هست؟ 139 00:06:37,440 --> 00:06:38,600 اوه، اون قهوه‌ست؟ 140 00:06:38,600 --> 00:06:40,600 خب، راس، می‌خوام در مورد این بپرسم که 141 00:06:40,600 --> 00:06:43,120 چون مشخصه که تو نِتی رو می‌شناسی 142 00:06:44,360 --> 00:06:47,080 اوم، می‌دونم چه شکلی به نظر میاد 143 00:06:47,080 --> 00:06:50,320 اگه بخوام صادق باشم، وقتی اولش از ماشین‌ها پیاده شدیم 144 00:06:50,320 --> 00:06:52,240 خب داشتم به همه سلام می‌کردم 145 00:06:52,240 --> 00:06:55,400 و راستش اولش قصدم فقط این بود که برم 146 00:06:55,400 --> 00:06:57,480 بشناسمش ولی چیزی به زبان نیارم 147 00:06:59,560 --> 00:07:03,920 ولی یه چیز رو بهتون اطمینان می‌دم، واقعاً روحمم خبر نداشت 148 00:07:03,920 --> 00:07:05,520 من هنوز مرددم و نمی‌تونم قضاوت کنم 149 00:07:05,520 --> 00:07:08,640 لزوماً نمی‌دونم شما خائن هستید یا نه 150 00:07:08,640 --> 00:07:11,840 ولی این رابطه برای من یکم مشکوکه 151 00:07:11,840 --> 00:07:14,800 این یه تصادف خیلی بزرگه. آره. آره. حق با توئه 152 00:07:14,800 --> 00:07:15,960 فقط باید علامت سوال برامون ایجاد کنه 153 00:07:15,960 --> 00:07:18,200 ولی خب دارم باهات صادقانه حرف می‌زنم 154 00:07:18,200 --> 00:07:19,240 فعلاً 155 00:07:19,240 --> 00:07:21,960 واقعاً همه‌مون داریم به هر چیزی چنگ می‌زنیم تا یه سرنخی پیدا کنیم 156 00:07:21,960 --> 00:07:24,920 این واقعیته که من و نِتی همدیگه رو می‌شناسیم 157 00:07:24,920 --> 00:07:27,840 ولی الان... فکر کنم نزدیک ۱۵ ساله که ندیدمش 158 00:07:27,840 --> 00:07:34,400 در نهایت، این کلِ داستانی که با نِتی راه افتاده داره کلافه‌م می‌کنه 159 00:07:42,280 --> 00:07:44,720 می‌دونم. آره، متوجه شدم 160 00:07:48,600 --> 00:07:49,880 اوه، خدای من 161 00:07:49,880 --> 00:07:53,800 پسر، دیگه بازی جدی شده. آره. کی برنمی‌گرده؟ 162 00:07:53,800 --> 00:07:58,480 خب، نِتی، جیمز، ماز و ریچل رو داریم 163 00:08:03,480 --> 00:08:06,560 من حس می‌کنم ریچل یه «وفادار»ـه 164 00:08:06,560 --> 00:08:09,880 ما که نمی‌دونیم. نه، ولی منم فکر می‌کنم... منم همین حس رو دارم 165 00:08:09,880 --> 00:08:11,600 امیدوارم جیمز نباشه 166 00:08:19,360 --> 00:08:22,480 من تقریباً در مورد نِتی کاملاً مطمئنم 167 00:08:22,480 --> 00:08:24,640 تنها شکِ من بین اون چهار نفر، احتمالاً ماز بود 168 00:08:31,320 --> 00:08:32,560 (صدای در زدن) 169 00:08:32,560 --> 00:08:35,400 اوه! بچه‌ها، بچه‌ها. اومد 170 00:08:35,400 --> 00:08:36,440 بیا تو! بیا تو 171 00:08:38,320 --> 00:08:41,080 (صدای تشویق) 172 00:08:41,080 --> 00:08:43,120 چطوری؟ آخه چطور؟ عجب ورودی 173 00:08:43,120 --> 00:08:44,640 نمی‌دونم چطوری 174 00:08:44,640 --> 00:08:46,560 اوه، نِتیه. کی؟ نِتی 175 00:08:46,560 --> 00:08:49,280 چی؟ بهتون که گفته بودم، گفته بودم، گفته بودم 176 00:08:49,280 --> 00:08:51,160 آخه چرا نِتی رو کشتن؟ 177 00:08:59,480 --> 00:09:00,880 به نظرم نِتی انتخاب خوبی بود 178 00:09:00,880 --> 00:09:04,560 چون فکر نمی‌کنم از گفتنِ نظرش ترسی داشته باشه. نه 179 00:09:04,560 --> 00:09:07,080 و اگه یه وقت برعلیه یکی از ما می‌شد 180 00:09:07,080 --> 00:09:08,360 حسابی به دردسر می‌افتادیم 181 00:09:08,360 --> 00:09:12,280 تازه، اگه از شر نِتی خلاص شیم، راس میاد وسط 182 00:09:12,280 --> 00:09:15,160 خیلی‌ها دارن در موردش حرف می‌زنن. آره، دارن حرف می‌زنن 183 00:09:15,160 --> 00:09:17,520 اولین مقتول‌مون نِتیه؟ 184 00:09:17,520 --> 00:09:18,880 آره. آره 185 00:09:22,080 --> 00:09:24,280 اوه، نه 186 00:09:26,440 --> 00:09:28,280 اوه 187 00:09:31,840 --> 00:09:33,320 نِتی عزیز 188 00:09:33,320 --> 00:09:37,760 به دستور خائنین، تو به قتل رسیدی 189 00:09:37,760 --> 00:09:40,520 امضا: خائنین 190 00:09:42,080 --> 00:09:45,400 خیلی دلم سوخت 191 00:09:45,400 --> 00:09:47,480 فکر کنم می‌تونستم «وفادار» خیلی خوبی باشم 192 00:09:47,480 --> 00:09:50,160 شاید زیادی وفادارِ خوبی بودم، زیادی سر و صدا کردم 193 00:09:50,160 --> 00:09:52,560 و حالا... حالا دیگه وقتم تموم شده 194 00:09:52,560 --> 00:09:54,200 نمی‌خوام گریه کنم 195 00:09:55,200 --> 00:09:57,480 ولی اشکم دراومده 196 00:09:57,480 --> 00:10:01,560 ولی فکر کنم اشک شوقه، چون واقعاً بهم خوش گذشت 197 00:10:01,560 --> 00:10:04,800 پس آره، موفق باشید وفادارها. (صدای فین‌فین) 198 00:10:13,800 --> 00:10:15,440 اوه، خدا 199 00:10:15,440 --> 00:10:18,440 اوه، این خیلی بیرحمانه است. شوکه شدم. واقعاً شوکه‌ام 200 00:10:18,440 --> 00:10:19,560 خدای من، اصلاً حالم بد شد 201 00:10:19,560 --> 00:10:21,400 اوه، خدا خیرت بده. ممنون هریت. بیا اینم از این. دمت گرم 202 00:10:21,400 --> 00:10:24,280 خب، اِم... هی، نون تست‌ها کجاست؟ اوه 203 00:10:24,280 --> 00:10:26,920 راستش یکم خیالم راحت شد چون 204 00:10:26,920 --> 00:10:29,480 این واقعیت که من نِتی رو می‌شناختم 205 00:10:29,480 --> 00:10:31,600 چیزی بود که بقیه می‌تونستن ازش برعلیه من استفاده کنن 206 00:10:31,600 --> 00:10:34,200 و این برام یه جور نقطه ضعف بود 207 00:10:34,200 --> 00:10:37,200 علاوه بر اون بخشِ تاریک‌تری که دارم مخفی می‌کنم 208 00:10:37,200 --> 00:10:38,280 پس راستش 209 00:10:38,280 --> 00:10:41,080 انگار یه بارِ سنگین از روی دوشم برداشته شد 210 00:10:42,840 --> 00:10:45,080 کسی به این فکر کرده که اصلاً چرا نِتی؟ 211 00:10:45,080 --> 00:10:46,920 به نظر من کاملاً اتفاقی و رندوم بوده 212 00:10:46,920 --> 00:10:50,000 اوه، اون خیلی دوست‌داشتنی بود، یه معلم بود. بهش اعتماد داشتم 213 00:10:50,000 --> 00:10:51,400 خیلی خب. تنها چیزی که می‌خوام بگم اینه که 214 00:10:51,400 --> 00:10:53,240 بهتون قول می‌دم، اگه من خائن بودم 215 00:10:53,240 --> 00:10:56,560 به هیچ وجه نِتی رو نمی‌کشتم 216 00:10:56,560 --> 00:10:58,440 خب اگه خائن هم بودی همین رو می‌گفتی 217 00:11:02,000 --> 00:11:04,760 عجیبه. فکر می‌کنی برای راس پاپوش درست کردن؟ 218 00:11:04,760 --> 00:11:07,160 فکر کنم قتل خیلی هوشمندانه‌ای بود 219 00:11:07,160 --> 00:11:08,880 من فکر نمی‌کنم 220 00:11:08,880 --> 00:11:10,240 راس خائن باشه 221 00:11:10,240 --> 00:11:11,840 به عنوان یه روانشناس 222 00:11:11,840 --> 00:11:15,120 فکر می‌کنم راس تحت فشاره و استرس داره 223 00:11:15,120 --> 00:11:19,200 و همین باعث می‌شه که بیش از حد توضیح بده 224 00:11:19,200 --> 00:11:22,720 و همین موضوع هم بقیه رو مشکوک می‌کنه 225 00:11:22,720 --> 00:11:24,440 اولین چیزی که سریع گفت این بود که 226 00:11:24,440 --> 00:11:26,120 «بچه‌ها، این خودش ثابت می‌کنه که...» 227 00:11:26,120 --> 00:11:28,560 «اگه خائن بودم نِتی رو حذف نمی‌کردم.» 228 00:11:28,560 --> 00:11:32,440 نِتی اسمی از کسی برد که ممکنه خائن باشه؟ 229 00:11:32,440 --> 00:11:34,040 آره، برد 230 00:11:37,480 --> 00:11:39,040 (صدای نفس زدن از تعجب) 231 00:11:39,040 --> 00:11:40,560 شوخی نکن! فکر کنم قبلاً هم اینو گفته بود 232 00:11:40,560 --> 00:11:42,000 جودی خیلی ساکته 233 00:11:42,000 --> 00:11:44,720 الان اون تنها کسیه که یه کلمه هم حرف نزده. ساکت نشسته 234 00:11:53,840 --> 00:11:56,960 کلودیا اومد. اوه، ایناهاش. اینجاست. جیمز، جیمز، جیمز 235 00:11:58,600 --> 00:12:01,240 صبح بخیر همگی. صبح بخیر 236 00:12:01,240 --> 00:12:05,200 اولین صبحانه‌ی شما در قلعه خائنین 237 00:12:05,200 --> 00:12:07,800 بشقاب‌های سالامی هست 238 00:12:07,800 --> 00:12:10,120 انواع و اقسام چای 239 00:12:10,120 --> 00:12:13,800 و البته، یه چاشنیِ قتل هم در کنارش سرو می‌کنیم 240 00:12:15,040 --> 00:12:18,600 نِتیِ بیچاره اولین کسیه که کشته شد 241 00:12:23,880 --> 00:12:24,960 نِتیِ دوست‌داشتنی 242 00:12:26,000 --> 00:12:27,080 و طبق معمول 243 00:12:27,080 --> 00:12:28,280 (صدای افتادن پرتره) 244 00:12:28,280 --> 00:12:30,600 اوه خدا. اوه عزیزم 245 00:12:30,600 --> 00:12:33,720 وای خدای من، خیلی وحشیانه است. بیرحمانه است، نه؟ 246 00:12:33,720 --> 00:12:35,400 اگه فکر می‌کنید این سنگین بود 247 00:12:35,400 --> 00:12:37,600 متأسفم، ولی باید بهش عادت کنید 248 00:12:38,760 --> 00:12:41,080 دلم می‌خواد بگم «راحت باشید» 249 00:12:41,080 --> 00:12:42,760 «از مسیر لذت ببرید» 250 00:12:42,760 --> 00:12:44,720 «قرار نیست به دست‌انداز بخوریم.» 251 00:12:44,720 --> 00:12:45,920 اما خب اینجوری دارم دروغ می‌گم 252 00:12:47,080 --> 00:12:51,120 حالا که حرفش شد، به زودی توی مأموریت می‌بینمتون 253 00:12:51,120 --> 00:12:52,880 «پر دست‌انداز»؟ 254 00:12:52,880 --> 00:12:54,200 اوه، زیاد نخور 255 00:12:54,200 --> 00:12:57,480 دیگه نمی‌خورم، یه وقت اگه... آره، آره، آره 256 00:12:59,000 --> 00:13:02,640 عجب بالا و پایینی داشت. کل شب همین‌جوری بودم 257 00:13:03,920 --> 00:13:05,800 می‌تونم یه چیزی بگم؟ شاید اشتباه کنم 258 00:13:05,800 --> 00:13:08,640 نمی‌دونم، ولی حرفت رو باور می‌کنم 259 00:13:08,640 --> 00:13:10,440 اون اصلاً تهدیدی نبود 260 00:13:10,440 --> 00:13:12,720 الان واقعاً حسش می‌کنم. می‌فهمی چی می‌گم؟ آره، آره 261 00:13:12,720 --> 00:13:15,840 دیگه شبیه یه... یه بازی واقعی شده. آره، می‌دونم 262 00:13:15,840 --> 00:13:18,160 مثلاً کلی سناریو از توی سر آدم می‌گذره و این حرفا 263 00:13:19,440 --> 00:13:21,120 تا امروز صبح اصلاً استرس نگرفته بودم 264 00:13:21,120 --> 00:13:24,280 ذهنم اصلاً آروم نمی‌شد، چون حالم بابت «مت» خیلی بد بود 265 00:13:24,280 --> 00:13:26,840 رو چه حسابی اینو می‌گی؟ چون خب معلومه من ازش خوشم میاد 266 00:13:26,840 --> 00:13:28,440 یهو، بنگ، مت اینجوری شد 267 00:13:28,440 --> 00:13:31,240 حدود ده ثانیه زل زده بود به یه جا و به هیچ‌کس نگاه نمی‌کرد 268 00:13:31,240 --> 00:13:33,720 با خودم گفتم: «آخه چرا؟ این تنها شانسیه که داری.» 269 00:13:33,720 --> 00:13:34,840 کاملاً موافقم 270 00:13:34,840 --> 00:13:37,240 غریزه‌م می‌گفت، چشم‌بند رو بردار، به بقیه نگاه کن؛ ببین کی تغییر کرده؟ 271 00:13:37,240 --> 00:13:39,280 چرا که نه؟ غریزه من اینه. غریزه تو 272 00:13:39,280 --> 00:13:40,680 آره، ولی آیا این...؟ اما ممکنه نه 273 00:13:40,680 --> 00:13:42,800 ممکنه غریزه همه... هی، خوبی؟ روبه‌راهی؟ 274 00:13:42,800 --> 00:13:45,040 ممکنه غریزه همه نباشه. آره. خب، رسیدیم به اینجا 275 00:13:45,040 --> 00:13:46,240 ولی داشتم می‌گفتم، مسئله اینه که 276 00:13:46,240 --> 00:13:47,880 وقتی معلوم بود «کلودیا» پشت سرمونه 277 00:13:47,880 --> 00:13:51,680 چشم‌بندم رو برداشتم، و توی ذهنم یادمه که اون گفت: «خائن» 278 00:13:51,680 --> 00:13:53,560 شایدم گفته باشه «توالت‌ها» 279 00:13:53,560 --> 00:13:55,120 من دقیقاً همین‌جوری شدم و گفتم: «اوه!» 280 00:13:55,120 --> 00:13:56,800 سرم رو انداختم پایین، سرم رو انداختم پایین 281 00:13:56,800 --> 00:13:59,680 و همون‌جور موندم چون فکر کردم... فکر کنم تکون خوردم 282 00:13:59,680 --> 00:14:02,440 یه مکالمه خیلی جالب با «جودی» داشتم 283 00:14:02,440 --> 00:14:03,800 درست بعد از صبحونه 284 00:14:03,800 --> 00:14:05,760 و تعریفی که اون از زمان انتخاب خائن‌ها داشت 285 00:14:05,760 --> 00:14:08,280 اینه که اون به کلمه «خائن‌ها» واکنش نشون داده 286 00:14:08,280 --> 00:14:10,800 و بعد مچ خودش رو حین واکنش گرفته و سرش رو انداخته پایین 287 00:14:10,800 --> 00:14:12,920 و این چیزیه که خودش می‌گه انجام داده 288 00:14:12,920 --> 00:14:15,520 پس این خیلی مشکوکه 289 00:14:15,520 --> 00:14:17,720 واسه همین فکر می‌کنم اون خائن مخفیه 290 00:14:21,080 --> 00:14:23,880 ولی تو چی فکر می‌کنی؟ اوه، خدای من. یعنی قتل «نِتی»...؟ 291 00:14:23,880 --> 00:14:25,400 غافلگیرم نکرد... عجیب بود 292 00:14:25,400 --> 00:14:27,240 چون خیلی مطمئن بودم اون یه «وفاداره» 293 00:14:27,240 --> 00:14:29,200 واسه همین می‌دونستم توی خطره. آره، آره، آره 294 00:14:29,200 --> 00:14:32,200 می‌دونی چیه؟ خدایی. و می‌دونم 295 00:14:32,200 --> 00:14:34,760 قضیه «راس» رو، ولی این یه حرکت نبوغ‌آمیزه 296 00:14:34,760 --> 00:14:37,000 تو... تو... می‌دونم، می‌دونم 297 00:14:37,000 --> 00:14:39,240 فکر کنم «جودی» نفر اول لیستمه 298 00:14:39,240 --> 00:14:40,960 واقعاً؟ آره 299 00:14:40,960 --> 00:14:43,840 دیشب قبل از اینکه بریم خونه 300 00:14:43,840 --> 00:14:45,560 خنده، شوخی، ریلکس. آره. آخه چرا؟ 301 00:14:45,560 --> 00:14:48,360 با خودم می‌گم اگه من کاندیدای قتل بودم، داشتم از ترس خودم رو خیس می‌کردم 302 00:14:48,360 --> 00:14:52,120 آره، هر کسی یه غریزه‌ای داره و باید بهش اعتماد کنه 303 00:14:52,120 --> 00:14:54,680 فقط به نظرم عجیبه. دارم تصمیم می‌گیرم که به غریزه خودم اعتماد کنم 304 00:14:54,680 --> 00:14:59,320 یا اینکه احتیاط کنم و برم سراغ جودی، چون 305 00:14:59,320 --> 00:15:02,960 ولی خب، می‌دونی اگه ۱۵ نفر به جودی رأی بدن 306 00:15:02,960 --> 00:15:05,760 و تو به یکی دیگه رأی بدی و اینا... آره، آره، صد در صد 307 00:15:05,760 --> 00:15:07,480 و این دقیقاً همون چیزیه که قراره گوشه ذهنم داشته باشم 308 00:15:07,480 --> 00:15:08,840 باید دربارش فکر کنم 309 00:15:08,840 --> 00:15:11,280 مامان خیلی مشکوکه 310 00:15:11,280 --> 00:15:15,840 این احتمال وجود داره که اون واقعاً یه خائن باشه 311 00:15:15,840 --> 00:15:16,960 با این حال 312 00:15:16,960 --> 00:15:18,720 فکر کنم وقتی نوبت به «سم» می‌رسه 313 00:15:18,720 --> 00:15:20,480 بهم گفته بود 314 00:15:20,480 --> 00:15:22,360 اگه بقیه به جودی رأی ندن 315 00:15:22,360 --> 00:15:24,640 که اون به اون آدما شک می‌کنه 316 00:15:24,640 --> 00:15:28,240 و این یعنی «اگه به جودی رأی ندی، من حواسم به تو هست.» 317 00:15:28,240 --> 00:15:29,400 و من اینو دوست ندارم 318 00:15:29,400 --> 00:15:31,520 دوست ندارم حس کنم تهدید می‌شم و تهدید هم نمی‌شم 319 00:15:35,680 --> 00:15:39,080 چه حسی داری؟ خدایا، از لحاظ جسمی حالم بد بود 320 00:15:39,080 --> 00:15:42,200 حس می‌کنم وقت زیادی باهات نگذروندم. خب، بیا باهام حرف بزن 321 00:15:42,200 --> 00:15:43,880 چه حسی داری؟ آره، خوبم 322 00:15:43,880 --> 00:15:46,080 خب، آره، یه جورایی حس گناه خیلی زیادی داشتم 323 00:15:46,080 --> 00:15:49,200 چون منم جزو اون تیم بودم... همونا که تابوت رو گذاشتن؟ آره 324 00:15:49,200 --> 00:15:52,720 «ریچل» بود. و خب می‌دونی، ما با هم توی ماشین بودیم و اینا 325 00:15:52,720 --> 00:15:54,920 اوه، ممنون. من حالم خوبه؟ آره، آره. آره، آره، آره 326 00:15:54,920 --> 00:15:56,480 بیا پیشمون. معلومه که حالت خوبه. بیا دیگه 327 00:15:56,480 --> 00:16:00,200 نه، فقط... جالبه که چقدر زود همه چی احساسی شد 328 00:16:00,200 --> 00:16:01,880 آره. مثلاً وقتی تو 329 00:16:01,880 --> 00:16:04,200 باعث شدی یه نفر دیگه کاندیدای قتل بشه 330 00:16:04,200 --> 00:16:06,680 آره. ممم... آدم با خودش می‌گه: «اوه، واو، واقعاً... واقعاً حس بدی دارم.» 331 00:16:08,160 --> 00:16:10,240 می‌دونی، آدم باید کاری که لازمه رو انجام بده، مگه نه؟ آره 332 00:16:10,240 --> 00:16:12,560 به دل نمی‌گیریم، مگه نه؟ 333 00:16:12,560 --> 00:16:15,920 جوون‌ترها فکر کنم احساساتی‌ترن. ولی برای من 334 00:16:15,920 --> 00:16:19,080 من پوستم کلفته 335 00:16:19,080 --> 00:16:24,400 توی کارِ سرپرستیِ بچه‌ها، گاهی با پرونده‌های سختی روبرو می‌شیم 336 00:16:24,400 --> 00:16:26,600 و هیچ فشاری بالاتر از فشارِ کار با بچه‌ها نیست 337 00:16:26,600 --> 00:16:28,800 ولی من اومدم توی این بازی و در نهایت 338 00:16:28,800 --> 00:16:31,000 اگه قراره کسایی حذف بشن، باید بشن 339 00:16:31,000 --> 00:16:32,600 اصلاً بابتش حس بدی ندارم 340 00:16:33,680 --> 00:16:36,080 باورم نمی‌شه چرا اون رفت. آره 341 00:16:36,080 --> 00:16:38,200 می‌دونی، نکنه می‌خوان برای «راس» پاپوش بدوزن؟ 342 00:16:38,200 --> 00:16:41,520 آدم نمی‌دونه خائن‌ها چطوری فکر می‌کنن 343 00:16:41,520 --> 00:16:43,480 و شاید خائن‌ها این‌جوری فکر کنن که 344 00:16:43,480 --> 00:16:46,120 «اوه، این رابطه‌ایه که ما نمی‌تونیم...» 345 00:16:46,120 --> 00:16:47,440 هرچند که اصلاً رابطه‌ای در کار نیست 346 00:16:47,440 --> 00:16:49,240 خب، ما که نمی‌دونیم. واقعاً نمی‌دونیم، مگه نه؟ 347 00:16:49,240 --> 00:16:51,960 نمی‌دونیم. آره، ما فقط چیزهایی رو می‌دونیم که اونا بهمون گفتن. دقیقاً 348 00:16:51,960 --> 00:16:54,960 و آیا اصلاً همون‌ها هم راسته؟ حرف منم همینه. دقیقاً حرف منم همینه 349 00:16:54,960 --> 00:16:56,320 بازی همینه دیگه، مگه نه؟ 350 00:16:59,680 --> 00:17:02,120 داشتم به یه سری چیزا فکر می‌کردم، خب؟ ممم؟ 351 00:17:02,120 --> 00:17:06,400 خائن‌ها می‌خوان توجه رو ببرن سمت بقیه آدما 352 00:17:06,400 --> 00:17:09,560 بله. و الان همه توجه‌ها روی راسه. آره. آره، آره، صد در صد 353 00:17:09,560 --> 00:17:12,640 چون همه از رابطه بین اون و «نِتی» خبر داشتن 354 00:17:12,640 --> 00:17:14,800 آره، آره. واسه همین همه‌مون روی راس زوم کردیم 355 00:17:14,800 --> 00:17:16,560 به نظرم یه جای کار خیلی عجیب بود 356 00:17:16,560 --> 00:17:18,920 همون مدلی که امروز صبح جمله‌ش رو بیان کرد 357 00:17:18,920 --> 00:17:20,680 اینکه گفت... چطور مگه؟ چی گفت؟ 358 00:17:20,680 --> 00:17:23,040 وقتی گفت نقشه این بود که اون رو نشناسیم 359 00:17:23,040 --> 00:17:24,680 آره، منم متوجه همون شدم 360 00:17:24,680 --> 00:17:26,120 چطور می‌تونی نقشه داشته باشی 361 00:17:26,120 --> 00:17:28,280 وقتی نمی‌دونی قراره اتفاقی بیفته؟ وای خدای من 362 00:17:28,280 --> 00:17:30,080 نکته‌سنجیِ خیلی خوبی بود 363 00:17:30,080 --> 00:17:32,320 اوه، نه. راس! می‌دونم. می‌دونم 364 00:17:32,320 --> 00:17:35,840 ولی اگه من با یه رابطه‌ای می‌اومدم اینجا... خب؟ 365 00:17:35,840 --> 00:17:39,120 و اگه خائن بودم، همون اول کار می‌کشتمشون 366 00:17:44,400 --> 00:17:46,240 الان واقعاً کلافه‌ام 367 00:17:46,240 --> 00:17:49,080 چون حس می‌کنم خائن‌ها یه بازی راه انداختن 368 00:17:49,080 --> 00:17:51,320 و منم دقیقاً طبق نقشه اونا پیش رفتم 369 00:17:51,320 --> 00:17:52,880 چون رسماً از دهنم پرید و گفتم 370 00:17:52,880 --> 00:17:56,000 «اگه من خائن بودم، محال بود بخوام نِتی رو بکشم.» 371 00:17:56,000 --> 00:17:57,360 بعد از اینکه اینو گفتم... یه جورایی انگار 372 00:17:57,360 --> 00:17:59,320 وقتی یه چیزی می‌گی که دوست داری برگرده توی دهنت؟ 373 00:17:59,320 --> 00:18:01,440 ولی خب مشکوک به نظر میاد، پس نمی‌گم که مشکوک نیست 374 00:18:01,440 --> 00:18:03,720 آره، اون... باید هوا خودت رو داشته باشی 375 00:18:03,720 --> 00:18:06,440 نظرت درباره آدمایی که اصلاً حرف نمی‌زنن چیه؟ 376 00:18:06,440 --> 00:18:10,480 مثلاً... من یه... یه دو نفرِ عجیب و غریب دارم که خودسرانه عمل می‌کنن 377 00:18:10,480 --> 00:18:15,680 ولی برای من، «هوگو» و «آماندا» مثل بتمن هستن 378 00:18:15,680 --> 00:18:18,520 هیچ‌وقت اون دو تا رو کنار هم ندیدم 379 00:18:18,520 --> 00:18:19,720 خوشحالم که اینو مطرح کردی 380 00:18:19,720 --> 00:18:24,320 چون می‌بینم که بین اون دو تا یه چیزی بیشتر هست 381 00:18:24,320 --> 00:18:26,280 امروز صبح دیدمشون. داشتند با هم حرف می‌زدند 382 00:18:26,280 --> 00:18:27,760 و یه جورایی... یکم به نظر می‌رسید 383 00:18:27,760 --> 00:18:29,840 پس تو هم قبلاً به هوگو و آماندا فکر کرده بودی؟ 384 00:18:29,840 --> 00:18:33,240 آره، حتی قبل از اینکه اون بگه هم بهش فکر کرده بودم. واقعاً؟ 385 00:18:33,240 --> 00:18:35,120 آره. امروز صبح دور میز 386 00:18:35,120 --> 00:18:37,800 واقعاً حس می‌کنم برام تله گذاشتن. برات تله گذاشتن 387 00:18:37,800 --> 00:18:42,000 و اگه شنیدی کسی داره این داستان رو رواج می‌ده 388 00:18:42,000 --> 00:18:43,400 فقط به این فکر کن که چرا 389 00:18:43,400 --> 00:18:47,360 راس - واقعاً بدشانسی آورده 390 00:18:47,360 --> 00:18:49,440 ولی واکنشش به این قضیه 391 00:18:49,440 --> 00:18:51,800 باعث شده بهش مشکوک بشن 392 00:18:51,800 --> 00:18:56,960 مشخصه که بالاخره یه جایی همه‌مون تحت فشار قرار می‌گیریم 393 00:18:56,960 --> 00:19:01,520 ولی استراتژی من اینه که تا جای ممکن توی چشم نباشم 394 00:19:10,960 --> 00:19:14,480 خب، ببینیم امروز چی برامون تدارک دیدن؟ بزن بریم 395 00:19:14,480 --> 00:19:17,920 با توجه به اینکه مبلغ جایزه الان ۱۰ هزار پونده 396 00:19:17,920 --> 00:19:21,200 مأموریت امروز فرصتیه برای بازیکن‌ها تا با هم متحد بشن 397 00:19:21,200 --> 00:19:22,880 و مبلغش رو بیشتر کنن 398 00:19:42,480 --> 00:19:44,520 وقت مأموریته. ووهو 399 00:19:46,160 --> 00:19:47,200 امیدوارم ناراحت نشی 400 00:19:47,200 --> 00:19:50,000 ولی واقعاً دلم می‌خواد اگه توی این مأموریت «سپر» هست، برم دنبالش 401 00:19:50,000 --> 00:19:51,040 برو توی نخش 402 00:19:52,600 --> 00:19:54,120 می‌تونیم درباره خائن‌ها حرف بزنیم؟ 403 00:19:54,120 --> 00:19:57,640 چون حس می‌کنم دیروز مثل یه شیطان تاسمانیِ دیوونه به سیم آخر زدم 404 00:19:57,640 --> 00:20:01,440 پس الان می‌خوام یه چیزی بگم «جِید». آره؟ 405 00:20:01,440 --> 00:20:05,560 من وقتی چشم‌بندم رو برداشتم، اوم 406 00:20:05,560 --> 00:20:08,400 تو دقیقاً روبروی من بودی. آره 407 00:20:08,400 --> 00:20:11,520 و به نظر می‌رسید یکم عصبی هستی. فقط در حد یه مشاهده بود 408 00:20:11,520 --> 00:20:14,320 اگه رنگت پریده بود... آره. من... من توی یه موقعیت استرس‌زا بودم 409 00:20:14,320 --> 00:20:16,320 آره... اونم با یه چشم‌بندی که خیلی داغ بود. آره 410 00:20:16,320 --> 00:20:18,280 به نظرم این اصلاً منصفانه نیست 411 00:20:19,680 --> 00:20:22,480 در حال حاضر من بیشترین شک رو به آماندا دارم 412 00:20:22,480 --> 00:20:25,520 دوست دارم قبل از اینکه به کسی بپرم، مطمئن بشم مدرک کافی دارم 413 00:20:25,520 --> 00:20:27,040 قبل از اینکه کسی رو هدف قرار بدم 414 00:20:27,040 --> 00:20:29,720 نه اینکه صرفاً چون صورت کسی سرخ شده، متهمش کنم 415 00:20:29,720 --> 00:20:31,360 و بعد بهش حمله کنم 416 00:20:31,360 --> 00:20:33,120 وقتی چشم‌بندت رو برداشتی چه حسی داشتی؟ 417 00:20:33,120 --> 00:20:34,720 آره، چه حسی داشتی؟ خیالم راحت شد 418 00:20:34,720 --> 00:20:36,560 این رو می‌گی، و بعد بلافاصله یه فکری میاد توی سرت: 419 00:20:36,560 --> 00:20:37,600 «خب، ممکنه به قتل برسم،» 420 00:20:37,600 --> 00:20:39,160 و ما فرض می‌کنیم که ممکنه همون شب کشته بشیم 421 00:20:39,160 --> 00:20:40,920 پس بی‌خیال، «خیال‌راحتی» کلمه عجیبی برای اون لحظه‌ست 422 00:20:46,680 --> 00:20:49,720 اوه خدای من. اینو نگاه کن 423 00:20:49,720 --> 00:20:50,760 چی داریم؟ 424 00:20:52,040 --> 00:20:54,760 نگاه کن! اونجا رو ببین. اوه، یه سری پرچم‌های «خائن‌ها» اونجاست. چی؟ 425 00:20:54,760 --> 00:20:55,800 اون چیه؟ 426 00:20:58,040 --> 00:20:59,080 سلام 427 00:21:00,280 --> 00:21:02,040 بیایید تو 428 00:21:02,040 --> 00:21:05,160 اوه خدای من. امیدوارم بتونیم روی تخت بشینیم 429 00:21:05,160 --> 00:21:08,640 همین که از ماشین‌ها پیاده شدیم 430 00:21:08,640 --> 00:21:10,200 صندلی‌ها رو دیدم 431 00:21:10,200 --> 00:21:12,920 که واقعاً فوق‌العاده به نظر می‌رسیدن. با خودم گفتم: 432 00:21:12,920 --> 00:21:14,200 «واو، این دیگه چیه؟» 433 00:21:15,520 --> 00:21:18,480 بازیکن‌ها، به تپه‌های «آردروس» خوش اومدید 434 00:21:20,520 --> 00:21:24,240 امروز باید با همکاری هم، این سه تا 435 00:21:24,240 --> 00:21:28,120 تختِ عظیم رو تا خودِ قلعه هل بدید 436 00:21:28,120 --> 00:21:29,760 اوه-هو-هو-هو 437 00:21:29,760 --> 00:21:31,080 داری شوخی می‌کنی، نه؟ 438 00:21:31,080 --> 00:21:32,360 فاصله‌ش خیلی زیاده 439 00:21:32,360 --> 00:21:34,280 آره، معلومه 440 00:21:34,280 --> 00:21:35,440 بذارید توضیح بدم 441 00:21:35,440 --> 00:21:37,960 توی مسیر سه تا توقفگاه وجود داره 442 00:21:37,960 --> 00:21:41,240 که می‌تونید اونجا طلا پیدا کنید و جمع کنید 443 00:21:41,240 --> 00:21:46,560 اما فقط بازیکن‌هایی که دارند تخت‌ها رو هل می‌دن می‌تونن دنبال طلا بگردن 444 00:21:46,560 --> 00:21:50,520 می‌تونید تا سقف ۹ هزار پوند پیدا کنید 445 00:21:50,520 --> 00:21:52,600 واو. خوبه، خوبه 446 00:21:52,600 --> 00:21:54,720 حالا، اینجا جاییه که بازی جالب می‌شه 447 00:21:54,720 --> 00:21:55,960 اوه. اوه، شروع شد 448 00:21:55,960 --> 00:21:59,000 می‌بینید که این‌ها فقط یه سری تختِ معمولی نیستن 449 00:21:59,000 --> 00:22:01,680 این‌ها «تخت‌های سپر» هستن 450 00:22:02,720 --> 00:22:07,120 هر کسی که روی تخت نشسته باشه 451 00:22:07,120 --> 00:22:09,880 موقعی که توی قلعه به من می‌رسید 452 00:22:09,880 --> 00:22:13,200 از قتلِ امشب در امان می‌مونه 453 00:22:15,960 --> 00:22:21,120 توی هر توقفگاهِ طلا، یک یا دو تا از این 454 00:22:21,120 --> 00:22:23,400 ژتون‌های سپر مخفی شده 455 00:22:23,400 --> 00:22:25,520 اگه بتونید یکی‌شون رو پیدا کنید 456 00:22:25,520 --> 00:22:30,360 می‌تونید جاتون رو با هر کسی که روی تخت نشسته عوض کنید 457 00:22:30,360 --> 00:22:31,400 اوه 458 00:22:31,400 --> 00:22:34,480 دقیقه وقت دارید ۴۵ 459 00:22:34,480 --> 00:22:40,080 من زمان رو بهتون اعلام نمی‌کنم، پس سرعت واقعاً مهمه 460 00:22:40,080 --> 00:22:44,000 یه هشدار بدم؛ این مأموریت «یا همه یا هیچ» هست 461 00:22:44,000 --> 00:22:46,400 اگه نتونید به موقع برسید 462 00:22:46,400 --> 00:22:48,840 هیچ پولی به صندوق جایزه اضافه نمی‌شه 463 00:22:48,840 --> 00:22:52,720 و هیچ‌کس هم در برابر قتل محافظت نمی‌شه 464 00:22:52,720 --> 00:22:54,640 اوه. واو. اوکی 465 00:22:54,640 --> 00:22:59,800 لطفاً تصمیم بگیرید چه کسانی مأموریت رو نشسته شروع می‌کنن 466 00:22:59,800 --> 00:23:02,520 کسی داوطلب هست که روی صندلی شروع کنه؟ 467 00:23:02,520 --> 00:23:05,200 من خیلی دلم سپر می‌خواد. تو هم می‌خوای، مگه نه؟ 468 00:23:05,200 --> 00:23:07,160 ولی می‌تونیم جامون رو عوض کنیم، درسته؟ 469 00:23:07,160 --> 00:23:09,400 من می‌خوام برم روی ارابه 470 00:23:09,400 --> 00:23:14,200 من سپر می‌خوام چون دلم می‌خواد صبحونه آروم‌تری داشته باشم 471 00:23:14,200 --> 00:23:15,760 اون میز صبحونه گاهی خطرناک‌تر از 472 00:23:15,760 --> 00:23:16,960 یه میز گرده 473 00:23:16,960 --> 00:23:19,440 اینجوری به عنوان یه خائن می‌تونم بیام تو و بگم: 474 00:23:19,440 --> 00:23:22,560 «عجب خواب خوبی داشتم»، و دیگه لازم نیست زیاد دروغ بگم 475 00:23:22,560 --> 00:23:25,080 منظورم اینه که بدجوری سپر می‌خوام. تو که دیروز کاندید بودی 476 00:23:27,800 --> 00:23:30,680 بلافاصله غریزه رقابت‌جویی‌م گل کرد 477 00:23:30,680 --> 00:23:34,040 اگه هر فرصتی برای گرفتن سپر باشه، ازش استفاده می‌کنم 478 00:23:34,040 --> 00:23:36,880 و خودم رو به عنوان یه «وفادار» خوب نشون می‌دم 479 00:23:39,120 --> 00:23:42,440 کی می‌خواد بره روی تخت؟ من خیلی دوست دارم. برو، برو سراغش 480 00:23:42,440 --> 00:23:43,720 اون سه نفری که 481 00:23:43,720 --> 00:23:46,120 قراره مأموریت رو نشسته روی تخت‌ها شروع کنن، کی هستن؟ 482 00:23:46,120 --> 00:23:50,560 «سم»، «راس» و «جیمز»، لطفاً بیاید و کنار تخت‌هاتون بایستید 483 00:23:51,800 --> 00:23:55,680 تبریک می‌گم. شما در حال حاضر در برابر قتل محافظت شدید 484 00:23:55,680 --> 00:23:57,320 اما تا کی؟ 485 00:23:57,320 --> 00:23:59,000 خواهیم دید 486 00:23:59,000 --> 00:24:00,240 پسرا 487 00:24:01,320 --> 00:24:03,400 اوه خدای من 488 00:24:01,320 --> 00:24:03,400 (صدای خنده بازیکن‌ها) 489 00:24:03,400 --> 00:24:04,640 کلاسیک بود. واو 490 00:24:04,640 --> 00:24:06,120 این‌ها چهار تا فرزندِ من هستن 491 00:24:06,120 --> 00:24:07,920 (صدای خنده بازیکن‌ها) 492 00:24:09,560 --> 00:24:12,240 موفق باشید. توی قلعه می‌بینمتون 493 00:24:12,240 --> 00:24:13,480 دقیقه ۴۵ 494 00:24:13,480 --> 00:24:17,840 هر وقت صدای شیپور من رو شنیدید، حرکت کنید 495 00:24:17,840 --> 00:24:20,880 پسرا، بعداً بیشتر بغلتون می‌کنم. منو بلند کنید 496 00:24:20,880 --> 00:24:22,880 (صدای خنده بازیکن‌ها) 497 00:24:25,480 --> 00:24:26,920 اونجا می‌بینمتون 498 00:24:28,000 --> 00:24:30,320 این مأموریت «یا همه یا هیچ» هست 499 00:24:30,320 --> 00:24:32,760 چه خائن باشید چه وفادار، هدف اینه که 500 00:24:32,760 --> 00:24:35,440 هزار پوند به دست بیارید ۹ 501 00:24:35,440 --> 00:24:37,320 اما اگه ۹،۰۰۰ پوند بگیریم 502 00:24:37,320 --> 00:24:40,840 و سر وقت نرسیم، همه‌چی رو از دست می‌دیم 503 00:24:40,840 --> 00:24:42,600 منو ببرید که طلا جمع کنم 504 00:24:46,440 --> 00:24:47,600 [صدای بوق بلند] 505 00:24:47,600 --> 00:24:50,640 بزن بریم! بزن بریم 506 00:24:50,640 --> 00:24:52,520 دمتون گرم بچه‌ها. عالی بود 507 00:24:52,520 --> 00:24:56,320 ماموریت رو شروع کردیم و با خودم فکر کردم: 508 00:24:56,320 --> 00:24:58,920 "چرا گنده‌ترین و قوی‌ترین آدمِ اینجا 509 00:24:58,920 --> 00:25:00,920 داره می‌ره روی تخت می‌شینه؟" 510 00:25:00,920 --> 00:25:05,320 در واقع، این‌طور به نظر می‌رسید که سه نفری که از همه ناامیدتر بودیم 511 00:25:05,320 --> 00:25:08,960 اول از همه پریدیم که سعی کنیم سپر بگیریم 512 00:25:08,960 --> 00:25:10,680 همین الان باید این پلیور رو دربیارم 513 00:25:10,680 --> 00:25:12,000 پس جوانمردی چی شد؟ 514 00:25:12,000 --> 00:25:15,320 سه تا ارابه و سه تا پسر که سوارشون شدن 515 00:25:15,320 --> 00:25:17,640 این رفت تو حساب. یادم می‌مونه 516 00:25:17,640 --> 00:25:19,720 همینه، حالا با تمام توان فشار بیار 517 00:25:19,720 --> 00:25:23,120 این دیوانه‌کننده‌ست. خب، دست‌اندازهای شدیدی تو راهه 518 00:25:23,120 --> 00:25:25,440 جیمز، چه حسی داری؟ راستش، افتضاح 519 00:25:25,440 --> 00:25:27,240 [می‌خندند] 520 00:25:27,240 --> 00:25:29,840 بواسیرت در چه حاله؟ این بدترین گزینه ممکنه 521 00:25:31,240 --> 00:25:33,720 خب، الان دیگه از ایستگاه اول دور نیستیم 522 00:25:33,720 --> 00:25:35,080 ایست، ایست 523 00:25:35,080 --> 00:25:36,760 "توی باغ رو بگردید 524 00:25:36,760 --> 00:25:39,280 دنبال ۳،۰۰۰ پوند طلا و نشان‌های سپر." 525 00:25:39,280 --> 00:25:40,680 خیلی خب، برید، برید! پنج دقیقه وقت دارید 526 00:25:40,680 --> 00:25:41,960 ای وای 527 00:25:43,600 --> 00:25:45,280 خلاصه رسیدیم به باغ 528 00:25:45,280 --> 00:25:48,120 و مشخصاً دنبال طلا می‌گشتیم 529 00:25:48,120 --> 00:25:51,800 ولی من بدجوری دنبال سپر بودم تا در امان باشم 530 00:25:51,800 --> 00:25:53,400 پول! پول، پول، پول 531 00:25:53,400 --> 00:25:55,080 عالیه، عالیه، عالیه. رفیق 532 00:25:55,080 --> 00:25:58,240 مواظب پات باش! وای خدا 533 00:25:58,240 --> 00:26:01,680 همه جا پر از بشکه‌های میوه‌ی گندیده بود 534 00:26:01,680 --> 00:26:05,240 و پاهام انگار توی آب‌سیب کپک‌زده خیس شده بود 535 00:26:05,240 --> 00:26:06,800 و واقعاً بوی تعفن می‌داد 536 00:26:06,800 --> 00:26:09,040 اوه! پول! فقط همین یکی. فقط همین یکی 537 00:26:09,040 --> 00:26:11,080 از جلو شروع کن، از جلو شروع کن 538 00:26:11,080 --> 00:26:12,760 من یه نشان سپر پیدا کردم 539 00:26:17,560 --> 00:26:19,200 امروز خیلی شانس آوردم 540 00:26:19,200 --> 00:26:22,240 اولین چیزی که پیدا کردم در واقع یه نشان سپر بود 541 00:26:22,240 --> 00:26:25,080 بین سیب‌های گندیده یه درخشش نقره‌ای کوچیک دیدم 542 00:26:25,080 --> 00:26:26,680 و با خودم گفتم: "این مال منه!" 543 00:26:30,360 --> 00:26:34,040 راس، فکر کنم جامونو عوض کنیم، چون تو باید اون بیرون باشی 544 00:26:34,040 --> 00:26:37,040 من زیر ذره‌بینم. و بعد از اینکه از روی تخت اومدم پایین 545 00:26:37,040 --> 00:26:38,320 اولین چیزی که فهمیدم 546 00:26:38,320 --> 00:26:42,840 این بود که واقعاً باید نشون بدم که مهره‌ی تیمی خوبی هستم 547 00:26:42,840 --> 00:26:44,640 و تا جای ممکن پول جمع کنم 548 00:26:49,360 --> 00:26:51,520 نشان سپر رو پیدا کردم 549 00:26:56,000 --> 00:26:59,280 می‌تونم بیام بیرون، لطفاً؟ اوم، جیمز، من می‌خوام با تو جابه‌جا شم 550 00:26:59,280 --> 00:27:02,000 خدا رو شکر. آماندا یه سکه نقره‌ای رو کرد 551 00:27:02,000 --> 00:27:04,200 و منم گفتم "من، لطفاً! بذار بیام بیرون." 552 00:27:04,200 --> 00:27:07,080 یه ذره بیش‌فعالی توی خونمه 553 00:27:07,080 --> 00:27:10,160 واسه همین تو اون لحظه، اگه بخوام صادق باشم، نقشه‌ی بازی‌م کلاً پرید 554 00:27:10,160 --> 00:27:12,440 با خودم گفتم: "الان وقتشه که مثل «تیگر» بدوم." 555 00:27:12,440 --> 00:27:14,760 نه، راستش. نه، نیستم. چرا، هستی. چرا، هستی 556 00:27:14,760 --> 00:27:15,840 دیگه قول دادی 557 00:27:15,840 --> 00:27:17,600 آماندا نمی‌دونست نشان سکه رو کجا بذاره 558 00:27:17,600 --> 00:27:19,200 و به نظرم این خیلی مشکوک اومد 559 00:27:19,200 --> 00:27:21,120 چون اگه «وفادار» باشی، بهش فکر نمی‌کنی 560 00:27:21,120 --> 00:27:23,080 فقط انجامش می‌دی، مگه نه؟ برو، برو، برو. آره؟ 561 00:27:25,040 --> 00:27:27,920 نمی‌خواستم اون کارو بکنم. آره، یکی دارم. گرفتمش 562 00:27:27,920 --> 00:27:30,800 آره! بزن بریم! بدو، بدو، بدو! بدو، بدو 563 00:27:30,800 --> 00:27:33,160 بقیه هم بیان! بچه‌ها داریم می‌ترکونیم 564 00:27:33,160 --> 00:27:35,280 دمتون گرم. چقدر سریع بود 565 00:27:35,280 --> 00:27:37,720 بوم، بوم، بوم. بردیم. اینم از ۳،۰۰۰ پوند 566 00:27:37,720 --> 00:27:39,400 اینجا تمومه. بریم بعدی 567 00:27:39,400 --> 00:27:41,600 برو! خیلی خب. آماده‌ای؟ 568 00:27:41,600 --> 00:27:43,800 اوه، توی باغ خیلی موفق بودید 569 00:27:43,800 --> 00:27:45,720 دو نفر نشان سپر پیدا کردن 570 00:27:45,720 --> 00:27:49,000 آماندا و جید حالا روی تخت‌ها نشستن 571 00:27:49,000 --> 00:27:51,680 اما سام تونسته صندلی‌شو حفظ کنه 572 00:27:51,680 --> 00:27:54,040 اون فعلاً از قتل در امانه 573 00:27:54,040 --> 00:27:56,480 داریم خوب پیش می‌ریم. هووو 574 00:27:58,040 --> 00:28:00,320 تو این لحظه، از اینکه هنوز روی تختم خرکیفم 575 00:28:00,320 --> 00:28:02,000 فکر کنم یه مزیتی داشت 576 00:28:02,000 --> 00:28:03,520 که روی تخت سومِ عقبی باشی 577 00:28:03,520 --> 00:28:05,440 چون ملت اون سمت رو نگاه نمی‌کردن، واسه همین من 578 00:28:05,440 --> 00:28:07,280 فقط سعی می‌کردم تا جای ممکن اون بالا بمونم 579 00:28:07,280 --> 00:28:08,720 بنگ 580 00:28:08,720 --> 00:28:10,880 لعنتی، اوه! فقط داشتم فنربندی رو امتحان می‌کردم 581 00:28:10,880 --> 00:28:12,800 من جلو بودم 582 00:28:14,120 --> 00:28:15,640 همین‌جا نگه دار! ایست 583 00:28:16,760 --> 00:28:19,800 "کنار رودخونه رو دنبال سه هزار پوند طلا 584 00:28:19,800 --> 00:28:21,160 و نشان‌های سپر بگردید." 585 00:28:21,160 --> 00:28:23,240 بدو، بدو، بدو 586 00:28:23,240 --> 00:28:25,680 طناب هست، طناب هست. طناب‌ها 587 00:28:25,680 --> 00:28:27,960 اگه می‌تونید، ده تا رو با هم بکشید 588 00:28:27,960 --> 00:28:30,080 من کل زندگی‌م اهل رقابت بودم 589 00:28:30,080 --> 00:28:32,920 همیشه می‌خوام برنده بشم. ولی هیچی پیدا نمی‌کنم 590 00:28:32,920 --> 00:28:36,000 و دارم استرس می‌گیرم. حواسم به زمان هست 591 00:28:36,000 --> 00:28:38,040 پس مطمئن باشید هر کاری از دستم برمی‌اومد می‌کردم 592 00:28:38,040 --> 00:28:40,160 تا یه نشان سپر پیدا کنم 593 00:28:42,520 --> 00:28:43,960 نشان سپر رو پیدا کردم 594 00:28:43,960 --> 00:28:45,600 نشان سپر رو پیدا کردم 595 00:28:48,360 --> 00:28:50,040 سام، من می‌خوام با تو جابه‌جا شم 596 00:28:50,040 --> 00:28:51,960 راستش فکر نمی‌کنم فعلاً در خطرِ 597 00:28:51,960 --> 00:28:53,840 به قتل رسیدن باشی. - منطقیه 598 00:28:53,840 --> 00:28:55,600 حالم گرفته شد ولی منم اگه جای اون بودم 599 00:28:55,600 --> 00:28:56,800 دقیقاً همین کارو می‌کردم 600 00:28:56,800 --> 00:28:58,440 توی این مرحله‌ی اولیه‌ی بازی 601 00:28:58,440 --> 00:29:00,440 فقط می‌خوای از قتل در امان باشی 602 00:29:00,440 --> 00:29:03,680 نه! داری چیکار می‌کنی؟ اوه، صبر کن، من یکی پیدا کردم 603 00:29:03,680 --> 00:29:07,280 تا. خب چی کم داریم؟ یکی. یه کیسه‌ی دیگه ۲۵۰ 604 00:29:07,280 --> 00:29:08,640 داشتیم با تمام وجود تلاش می‌کردیم 605 00:29:08,640 --> 00:29:10,760 می‌دونستیم وقت داره تموم می‌شه 606 00:29:10,760 --> 00:29:13,320 و این ماموریتِ «یا همه یا هیچ» بود. یعنی باید تمومش می‌کردیم 607 00:29:13,320 --> 00:29:16,240 گرفتمش! گرفتیش! بدو، بدو، بدو 608 00:29:16,240 --> 00:29:19,480 آره! وای خدای من! آره! بزن بریم 609 00:29:19,480 --> 00:29:21,480 زود باش! برو 610 00:29:21,480 --> 00:29:23,560 نمی‌خوایم وقتمون تموم بشه. اگه وقت تموم بشه 611 00:29:23,560 --> 00:29:25,800 تمام این زحمت‌هایی که کشیدیم به باد می‌ره 612 00:29:25,800 --> 00:29:28,640 یه سربالایی در پیشه. یا علی 613 00:29:28,640 --> 00:29:30,120 مایه بذارید، کم نیارید 614 00:29:30,120 --> 00:29:33,560 اوه، این سخت‌ترین جای مسیره. همه‌ش سربالاییه 615 00:29:37,200 --> 00:29:38,760 نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود. زود باشید 616 00:29:38,760 --> 00:29:40,280 واقعاً دارم کم میارم 617 00:29:40,280 --> 00:29:42,400 بالا رفتن از اون تپه‌ها یه کابوس بود 618 00:29:42,400 --> 00:29:45,600 اگه برگردم به دوران خدمتم تو نیروی دریایی، همه چی کار تیمی بود 619 00:29:45,600 --> 00:29:49,520 همه باید هماهنگ باشن تا به هدف برسن و برنده بشن 620 00:29:49,520 --> 00:29:51,600 نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود 621 00:29:51,600 --> 00:29:53,640 یه دقیقه وقت می‌خوام 622 00:29:53,640 --> 00:29:57,040 جودی، خوبی؟ می‌خوای برات صبر کنیم؟ نه 623 00:29:57,040 --> 00:29:59,240 اون تپه، اصلاً یه سطح دیگه‌ای بود 624 00:29:59,240 --> 00:30:00,880 بدنم داشت آتیش می‌گرفت 625 00:30:00,880 --> 00:30:02,400 ایست، ایست، ایست. ایست 626 00:30:02,400 --> 00:30:06,160 داشتم با خودم فکر می‌کردم که خائن مخفی کی می‌تونه باشه 627 00:30:06,160 --> 00:30:10,720 و به نظرم جودی یه کم مشکوک رفتار می‌کرد 628 00:30:10,720 --> 00:30:13,520 اون آدم پرشور و حالیه 629 00:30:13,520 --> 00:30:17,360 ولی امروز صبح سر صبحونه خیلی ساکت بود 630 00:30:17,360 --> 00:30:20,480 اگه مجبور بودم کسی رو انتخاب کنم، الان روی جودی شرط می‌بستم 631 00:30:22,440 --> 00:30:24,080 خیلی خب. بزن بریم 632 00:30:24,080 --> 00:30:26,240 بدو، بدو، بدو! واینستا عزیزم 633 00:30:26,240 --> 00:30:28,800 زود باش! انگار داری کالسکه هل می‌دی 634 00:30:28,800 --> 00:30:30,640 می‌دونی چیه؟ من خیلی خوش‌شانسم. من یه جورایی 635 00:30:30,640 --> 00:30:34,600 قدرت ساعد خوبی دارم. پس می‌خوای ازشون استفاده کنی؟ اوه 636 00:30:34,600 --> 00:30:36,320 [می‌خندند] 637 00:30:36,320 --> 00:30:39,120 چیزی نمونده به تابلوی ایست! ایست. بذارش زمین 638 00:30:39,120 --> 00:30:42,400 ایست، ایست. زمین! برید! باید سریع باشیم 639 00:30:42,400 --> 00:30:44,840 این ایستگاه آخره. این آخرین فرصتیه 640 00:30:44,840 --> 00:30:46,320 که نشان‌های سپر وجود داره 641 00:30:46,320 --> 00:30:48,880 پس تمرکز اصلی من این بود که هر کی رو که 642 00:30:48,880 --> 00:30:50,440 الان روی تخته، از تخت پایین بکشم 643 00:30:50,440 --> 00:30:53,760 من بدجوری سپر می‌خوام، هر کاری می‌کنم تا یکی به دست بیارم 644 00:30:53,760 --> 00:30:55,080 آره 645 00:30:55,080 --> 00:30:56,920 من ۲۵۰ تا پیدا کردم 646 00:30:56,920 --> 00:30:58,240 تا پیدا کردم ۲۵۰ 647 00:30:58,240 --> 00:30:59,920 خب، ۲۵۰ تای دیگه هم پیدا کردیم 648 00:30:59,920 --> 00:31:02,560 فقط یکی مونده. ۲،۷۵۰ 649 00:31:02,560 --> 00:31:04,760 خیلی خب، بزن بریم! بدو، بدو، بدو 650 00:31:04,760 --> 00:31:06,920 دیگه سپری نیست؟ حتماً هست. بی‌خیالش شیم 651 00:31:06,920 --> 00:31:09,720 بی‌خیالش شیم. ارزشش رو نداره. زود باش! بزن بریم 652 00:31:09,720 --> 00:31:11,400 همه‌ش رو به جز ۲۵۰ تا جمع کردیم 653 00:31:11,400 --> 00:31:12,960 آره. برو! یه چک نهایی. صبر کن 654 00:31:12,960 --> 00:31:15,160 نمی‌دونی چقدر راه مونده! آره، دیوانه‌کننده‌ست 655 00:31:15,160 --> 00:31:16,600 قلعه اونجاست 656 00:31:16,600 --> 00:31:18,760 نمی‌دونیم مسیر کجاست رفیق 657 00:31:18,760 --> 00:31:21,720 با شخصیتی که من دارم، واقعاً سخت بود 658 00:31:21,720 --> 00:31:23,080 که فقط اونجا بشینم و تماشا کنم 659 00:31:23,080 --> 00:31:25,440 ولی پیش خودم می‌گفتم "خدا کنه یکی پیدا نکنن." 660 00:31:27,360 --> 00:31:28,760 زود باشید بچه‌ها. بزن بریم 661 00:31:28,760 --> 00:31:31,520 زود باشید! بزن بریم، بزن بریم. زود باشید، بزن بریم 662 00:31:32,600 --> 00:31:34,400 زود باشید. بزن بریم، بزن بریم 663 00:31:34,400 --> 00:31:36,640 دیشب یه کم سخت خوابیدم 664 00:31:36,640 --> 00:31:40,280 چون نمی‌دونستم اسمم تو لیست حذف هست یا نه 665 00:31:40,280 --> 00:31:42,520 واسه همین خیلی امیدوار بودم و دعا می‌کردم 666 00:31:42,520 --> 00:31:44,360 که هیچ‌کس سپر پیدا نکنه 667 00:31:44,360 --> 00:31:47,600 پس وقتی همه زودتر دست از کار کشیدن، برای من مثل شنیدن یه آهنگ دلنشین بود 668 00:31:47,600 --> 00:31:50,320 قلعه اونجاست سمت چپ. سمت راست 669 00:31:50,320 --> 00:31:53,880 وقتی از جنگل اومدیم بیرون، واقعاً نمی‌دونستیم چقدر وقت مونده 670 00:31:53,880 --> 00:31:55,880 واسه همین دویدیم. واقعاً از تمام توانمون مایه گذاشتیم 671 00:31:55,880 --> 00:31:58,240 زود باشید بچه‌ها! هفت دقیقه مونده 672 00:31:58,240 --> 00:32:00,160 صداشون رو می‌شنوم. دارن فریاد می‌زنن 673 00:32:00,160 --> 00:32:04,240 آره! برو! برو تو کارش 674 00:32:00,160 --> 00:32:04,240 [هورا می‌کشند و تشویق می‌کنند] 675 00:32:04,240 --> 00:32:05,960 بیا انجامش بدیم! شماها برید وسط 676 00:32:05,960 --> 00:32:08,080 ما می‌تونیم! برو هریت 677 00:32:08,080 --> 00:32:09,920 برو هریت! زود باش 678 00:32:11,400 --> 00:32:13,920 یه کم دیگه فشار بیارید! زود باشید، زود باشید 679 00:32:13,920 --> 00:32:16,280 زود باشید بچه‌ها 680 00:32:21,160 --> 00:32:25,360 بازیکن‌ها، دمتون گرم. فوق‌العاده بودید 681 00:32:26,480 --> 00:32:31,400 کل این ماموریت رو در ۳۹ دقیقه انجام دادید 682 00:32:31,400 --> 00:32:33,640 [تشویق می‌کنند] 683 00:32:31,400 --> 00:32:33,640 حتی وقت اضافه هم آوردید 684 00:32:33,640 --> 00:32:36,480 انجامش دادیم! چقدر عالیه؟ 685 00:32:36,480 --> 00:32:39,720 بهتون بگم که این پیرزن هنوز جونی تو تنش هست 686 00:32:39,720 --> 00:32:43,960 شما ۸،۷۵۰ پوند اضافه کردید 687 00:32:43,960 --> 00:32:46,240 [تشویق می‌کنند] 688 00:32:46,240 --> 00:32:48,680 این مبلغ خیلی زیادیه 689 00:32:48,680 --> 00:32:50,920 و واقعاً شگفت‌انگیزه 690 00:32:50,920 --> 00:32:53,560 کسایی که در آخر روی تخت‌ها بودن 691 00:32:53,560 --> 00:32:56,120 آماندا، فراز، جید 692 00:32:56,120 --> 00:33:00,280 تبریک می‌گم، شما امشب از قتل در امان هستید 693 00:33:00,280 --> 00:33:03,400 لطفاً بیاید و سپرهاتون رو بگیرید 694 00:33:03,400 --> 00:33:05,680 دمت گرم آماندا. - خیلی ممنون 695 00:33:05,680 --> 00:33:08,880 دمت گرم فراز. - ممنون. دمت گرم جید. - ممنون 696 00:33:08,880 --> 00:33:10,080 ایول بچه‌ها 697 00:33:10,080 --> 00:33:11,560 طلا بهم میاد، نه؟ 698 00:33:11,560 --> 00:33:14,040 سپر رو گرفتم، ایول، واسه همین الان خیلی خوشحالم 699 00:33:14,040 --> 00:33:17,400 بازیکن‌ها، برید داخل قلعه و آماده بشید 700 00:33:17,400 --> 00:33:20,440 چون امشب اولین «میزگرد» شماست 701 00:33:20,440 --> 00:33:24,320 و یکی از شما صندلی‌شو برای همیشه از دست می‌ده 702 00:33:24,320 --> 00:33:26,920 بفرمایید داخل. خسته نباشید 703 00:33:26,920 --> 00:33:28,760 بیاین بچه‌ها. وای خدا. وای خدا 704 00:33:28,760 --> 00:33:30,160 دمتون گرم بچه‌ها 705 00:33:30,160 --> 00:33:32,920 پسر! عجب ورزش خوبی بود 706 00:33:32,920 --> 00:33:35,760 آره، حال کردم. خیلی خوشم اومد. فیونا، به نظر تو چطور بود؟ 707 00:33:35,760 --> 00:33:38,320 باز هم داشتی می‌ترکوندی. من که جنازه شدم! - واقعاً؟ 708 00:33:38,320 --> 00:33:40,360 وقتی برگردی خونه شوهرت تو رو نمی‌شناسه 709 00:33:40,360 --> 00:33:43,280 با این همه ورزشی که داری می‌کنی! مثل «سیندی کرافورد» می‌شم 710 00:33:44,600 --> 00:33:47,160 می‌ری توی سریال «بی‌واچ»! آماده برای «بی‌واچ» 711 00:33:47,160 --> 00:33:48,600 آره می‌رم! آره حتماً 712 00:33:48,600 --> 00:33:51,880 یه لباس شنای قرمز کوچولوی بندی هم دارم 713 00:33:51,880 --> 00:33:54,080 [می‌خندند] 714 00:33:51,880 --> 00:33:54,080 ای وای، فیونا 715 00:33:54,080 --> 00:33:57,840 فکر نکنم لازم بود اینو بدونم! [می‌خندند] 716 00:34:05,120 --> 00:34:08,120 اوه آره! برای میزگرد امشب تجدید قوا کنید 717 00:34:08,120 --> 00:34:11,880 وای خدای من. وای خدا. نگو! استرس دارم 718 00:34:17,040 --> 00:34:20,960 من هنوز به راس شک دارم. در مورد راس مطمئن نیستم 719 00:34:20,960 --> 00:34:22,400 اصلاً نمی‌فهمم 720 00:34:22,400 --> 00:34:24,480 مثلاً چرا امروز رفت دنبال سپر 721 00:34:24,480 --> 00:34:27,440 یعنی واقعاً 722 00:34:27,440 --> 00:34:29,840 شاید حس می‌کنه در... خطره؟ ...در خطره. آره 723 00:34:29,840 --> 00:34:32,800 خطر اخراج شاید، ولی نه خطر قتل 724 00:34:32,800 --> 00:34:35,040 آخه چون همه‌مون داریم درباره‌ش حرف می‌زنیم. می‌فهمم چی می‌گی 725 00:34:35,040 --> 00:34:36,280 آره، آره، آره 726 00:34:36,280 --> 00:34:38,360 اسم‌های زیادی توی قلعه سر زبون‌هاست 727 00:34:38,360 --> 00:34:41,720 و منم هنوز نمی‌دونم خائن مخفی کیه 728 00:34:42,800 --> 00:34:44,560 الان همه نگاه‌ها روی راسه 729 00:34:44,560 --> 00:34:47,840 و شک ندارم که امشب حسابی بهش حمله می‌شه 730 00:34:49,800 --> 00:34:52,360 واقعاً فکر نمی‌کنم هیچ‌کدوم از اینا خائن باشن 731 00:34:56,760 --> 00:34:59,040 من شخصاً حس می‌کنم دقیقاً همون‌جوری بازی کردم 732 00:34:59,040 --> 00:35:01,240 که خائن‌ها می‌خواستن 733 00:35:01,240 --> 00:35:03,040 منظورت همون حرفیه که سر صبحونه زدی؟ - آره 734 00:35:03,040 --> 00:35:06,240 اولش متوجه نبودم که رابطه‌ی من 735 00:35:06,240 --> 00:35:08,760 با «نتی» چقدر برام دردسرساز می‌شه 736 00:35:08,760 --> 00:35:10,640 حالا که اون رفته چه حسی داری؟ 737 00:35:10,640 --> 00:35:13,040 حتی نمی‌تونم درست‌حسابی ناراحت باشم 738 00:35:13,040 --> 00:35:15,000 چون، می‌دونی که، نمی‌تونی گریه کنی 739 00:35:15,000 --> 00:35:17,080 آره. همه می‌گن "چرا اینقدر ناراحتی؟" 740 00:35:17,080 --> 00:35:20,280 من شخصاً می‌گم به عنوان یه «وفادار» هیچی رو فیلم بازی نمی‌کنم 741 00:35:20,280 --> 00:35:22,080 همه عصبی هستن 742 00:35:22,080 --> 00:35:25,360 و یه جورایی دارن تیر تو تاریکی می‌زنن 743 00:35:25,360 --> 00:35:27,080 به راس شک کرده بودن 744 00:35:27,080 --> 00:35:30,760 و یاد حرف «سون تزو» در کتاب «هنر رزم» افتادم: 745 00:35:30,760 --> 00:35:34,600 "وقتی دشمنت داره اشتباه می‌کنه، مزاحمش نشو." 746 00:35:34,600 --> 00:35:37,240 این داره جواب می‌ده. خیلی خوب پیش می‌ره 747 00:35:39,480 --> 00:35:41,800 امروز صبح یه سری مکالمات نگران‌کننده داشتم 748 00:35:41,800 --> 00:35:43,800 مثلاً امروز صبح. موقع چالش خائن 749 00:35:43,800 --> 00:35:45,360 جیمز روی صندلی جلوی من نشسته بود 750 00:35:45,360 --> 00:35:47,240 آره. آماندا با یه سکه اومد جلو. آره 751 00:35:47,240 --> 00:35:49,080 جیمز اینطوری بود که: «بیا اینجا، بیا اینجا، بیا اینجا.» 752 00:35:49,080 --> 00:35:51,160 اونم گفت: «اوه.» 753 00:35:51,160 --> 00:35:52,840 پس تو به آماندا مشکوکی؟ آره 754 00:35:52,840 --> 00:35:54,920 قضیه همون بود، همون «اوه، من میرم جام رو با جیمز عوض می‌کنم» 755 00:35:54,920 --> 00:35:56,360 «در واقع جید عقبه، بذار من برم.» 756 00:35:56,360 --> 00:35:58,440 بعد جیمز گفت: «نه.» برای همین اون 757 00:35:58,440 --> 00:36:01,360 داری میگی آماندا فکر می‌کنه تو خائنی؟ 758 00:36:01,360 --> 00:36:04,240 فکر کنم به هر دلیلی می‌خواد مچم رو بگیره 759 00:36:04,240 --> 00:36:06,680 آدم‌ها معمولاً من رو دست‌کم می‌گیرن. فکر کنم بازی کردن 760 00:36:06,680 --> 00:36:10,520 باعث شده خیلی استراتژیک و فوق‌العاده تحلیل‌گر بشم 761 00:36:10,520 --> 00:36:12,640 اگه حس کنم یه چیزی 762 00:36:12,640 --> 00:36:15,720 با چیزی که قبلاً شنیدم یا دیدم جور درنمیاد 763 00:36:15,720 --> 00:36:17,440 اون وقت سریع میرم سراغش 764 00:36:17,440 --> 00:36:21,120 فعلاً می‌خوام یکم تو تنهایی بهش فکر کنم 765 00:36:22,680 --> 00:36:24,760 بیشتر از همه نگران آماندام 766 00:36:24,760 --> 00:36:27,520 اون توی این بازی خیلی خیلی خطرناکه 767 00:36:27,520 --> 00:36:30,520 خیلی باهوشه. می‌دونم کی رو می‌خوام به قتل برسونم 768 00:36:30,520 --> 00:36:33,320 ولی اینکه گزینه‌هام محدود بشه، ایده‌آل نیست 769 00:36:33,320 --> 00:36:35,320 باید بفهمم 770 00:36:35,320 --> 00:36:38,360 خائن مخفی کیه و گیرش بندازم 771 00:36:38,360 --> 00:36:40,880 وگرنه کلاه هر سه‌تای ما پس معرکه‌ست 772 00:36:40,880 --> 00:36:44,120 فکر کنم دو تا رابطه خانوادگی اینجا وجود داره 773 00:36:44,120 --> 00:36:46,400 واقعاً؟ آره. ادامه بده 774 00:36:46,400 --> 00:36:48,680 ریس خیلی هم با تو فرق نداره، مگه نه؟ 775 00:36:48,680 --> 00:36:52,280 [می‌خندند] 776 00:36:52,280 --> 00:36:53,800 آره، اون پسرمه 777 00:36:56,760 --> 00:36:58,520 جید توی آشپزخونه اسمت رو آورد 778 00:36:58,520 --> 00:37:00,840 معلومه که میاره. تو این رو می‌دونستی؟ 779 00:37:00,840 --> 00:37:02,960 نه، نه. ولی معلوم بود این کار رو می‌کنه. چون گفت 780 00:37:02,960 --> 00:37:04,680 چون منم امشب می‌خوام اسمش رو بیارم 781 00:37:04,680 --> 00:37:08,640 اون گفت آماندا سپر رو گرفت و بعد یهو مکث کرد 782 00:37:08,640 --> 00:37:10,720 انگاری، میگه که می‌خواد بیاد سراغ من 783 00:37:10,720 --> 00:37:13,120 فقط محض اطلاعت، اون سپر تو جیبشه 784 00:37:13,120 --> 00:37:15,680 ریچل، اون در واقع توی حلقه نزدیکان منه 785 00:37:18,080 --> 00:37:19,800 اون دختر خیلی باهوشیه 786 00:37:21,040 --> 00:37:26,560 استراتژی فعلی من اینه که خودم رو یه «وفادار» خالص نشون بدم 787 00:37:26,560 --> 00:37:30,000 پس امشب شب مهمیه که نیروها رو جمع کنم 788 00:37:32,200 --> 00:37:34,760 عالی بودی، جودی. واقعاً؟ کارت حرف نداشت 789 00:37:34,760 --> 00:37:39,960 ممنون. خوش به حالت. وای خدای من، این ماهیچه گوسفند عالی به نظر میاد 790 00:37:39,960 --> 00:37:43,680 خیلی هم نرمه. اوم. آره. خوبه؟ اوم 791 00:37:43,680 --> 00:37:48,880 خوب پخته؟ خیلی نرمه. خوبه. خب، امشب. امشب همون شبه 792 00:37:48,880 --> 00:37:54,240 وای خدا. خدا. اومد. سلام آماندا. خوبی؟ آره 793 00:37:54,240 --> 00:37:57,200 بفرما، از اینا می‌خوای؟ امشب راحت می‌خوابی، نه؟ 794 00:37:57,200 --> 00:37:59,240 آره، امیدوارم. و به نظرم 795 00:37:59,240 --> 00:38:00,720 اولش خیلی جالب بود 796 00:38:00,720 --> 00:38:02,560 یادتونه وقتی گفتن «کی می‌خواد روش بشینه؟» 797 00:38:02,560 --> 00:38:05,080 سام صاف نشست روش و پلک هم نزد 798 00:38:05,080 --> 00:38:09,680 آره. سام واقعاً داشته... فشار می‌آورده. من؟! اون داره یه داستان می‌سازه 799 00:38:09,680 --> 00:38:11,120 آروم باش. به خودت نگیر 800 00:38:11,120 --> 00:38:15,320 می‌دونم اگه چیزی تو ذهنِ راکسی باشه 801 00:38:15,320 --> 00:38:16,960 فکر کنم به خاطر اینه که سام 802 00:38:16,960 --> 00:38:19,720 مخ چند نفر رو زده و اسم من رو سر زبون‌ها انداخته 803 00:38:19,720 --> 00:38:22,280 ولی من اهل دانی‌ام. ما زن‌های اهل دانی 804 00:38:22,280 --> 00:38:24,080 خیلی قوی هستیم، برای همین 805 00:38:24,080 --> 00:38:25,520 کسی نمی‌تونه با ما دربیفته 806 00:38:25,520 --> 00:38:28,280 اون گفت: «خب، من حواسم به کسایی هست که رای نمی‌دن...» 807 00:38:28,280 --> 00:38:32,160 «به جودی، و با خودم فکر می‌کنم که آیا اونا خائنن یا نه؟» شیطون 808 00:38:32,160 --> 00:38:34,160 اون امروز فاصله‌اش رو با من حفظ کرده 809 00:38:34,160 --> 00:38:36,560 واقعاً؟ آره. اگه قضیه رو علنی کنه 810 00:38:36,560 --> 00:38:38,040 شاید بقیه هم دنبالش رو بگیرن 811 00:38:38,040 --> 00:38:39,880 نمی‌خوام به حرف‌های سام بال و پر بدم 812 00:38:39,880 --> 00:38:41,120 چون صادقانه حس می‌کنم 813 00:38:41,120 --> 00:38:43,720 که داره به عنوان یه خائن، بازی خوبی رو پیش می‌بره 814 00:38:49,240 --> 00:38:50,320 تو چه فکری هستی؟ 815 00:38:50,320 --> 00:38:52,200 چون من حتی... فقط در حد یه «سلام» 816 00:38:52,200 --> 00:38:55,480 خیلی کوتاه. آره خب، منظورم اینه که من خیلی 817 00:38:55,480 --> 00:38:57,160 فکر کنم دارم خودم رو به دردسر می‌اندازم 818 00:38:57,160 --> 00:39:00,040 چون فکر کنم خیلی رک و راست در موردش حرف زدم. آره، تو خیلی پرحرف بودی. آره. اهوم 819 00:39:00,040 --> 00:39:03,120 اوم، پس فکر کنم جودی امشب بدجوری تو دردسر بیفته 820 00:39:03,120 --> 00:39:04,840 من... من اینطوری فکر نمی‌کنم 821 00:39:04,840 --> 00:39:07,120 اوه ریچل، فکر کنم تو تنها کسی هستی که اینطوری فکر می‌کنی 822 00:39:07,120 --> 00:39:08,840 شاید چون زمان زیادی رو باهاش گذروندم 823 00:39:08,840 --> 00:39:11,200 آره. ببین، منظورم اینه که من اینجا نیستم که بخوام نظر بقیه رو 824 00:39:11,200 --> 00:39:13,600 تغییر بدم. آره. فقط دارم طبق چیزی که دیدم پیش میرم 825 00:39:13,600 --> 00:39:14,640 خائن مخفی 826 00:39:14,640 --> 00:39:16,320 اونا تنهایی کار می‌کنن 827 00:39:16,320 --> 00:39:18,280 و مطمئناً باید جسور باشن 828 00:39:18,280 --> 00:39:20,760 باید جربزه داشته باشن 829 00:39:20,760 --> 00:39:23,560 فکر کنم سام الان داره یه جورایی 830 00:39:23,560 --> 00:39:26,240 معرکه می‌گیره. منظورم طرز حرف زدنش با بقیه است 831 00:39:26,240 --> 00:39:27,880 اون خیلی خیلی خوش‌سخنه 832 00:39:27,880 --> 00:39:29,080 قبل از اینکه سوار قطار بشیم 833 00:39:29,080 --> 00:39:31,760 اون خیلی پرانرژی بود، می‌دونی 834 00:39:32,840 --> 00:39:34,920 رک و صریح 835 00:39:34,920 --> 00:39:38,560 شوخی می‌کرد و می‌خندید. می‌دونم الانم هست 836 00:39:38,560 --> 00:39:40,840 ولی فکر کنم فقط به خاطر اینه که یکم تو محیط جا افتاده 837 00:39:40,840 --> 00:39:42,320 و با بقیه خائن‌ها آشنا شده. اوه 838 00:39:43,560 --> 00:39:45,640 سلام. و آره... سلام 839 00:39:45,640 --> 00:39:47,360 پس به نظرم ممکنه یکم پیچیده بشه 840 00:39:47,360 --> 00:39:51,120 ولی خب، میز گرد کلاً برای سوال پرسیدنه، مگه نه؟ 841 00:39:52,560 --> 00:39:54,880 مثلاً به نظرم همه باید با این انتظار برن اونجا که 842 00:39:54,880 --> 00:39:56,880 سام، امروز داری از من دوری می‌کنی؟ نه 843 00:39:58,200 --> 00:39:59,240 واقعاً نه؟ 844 00:40:00,760 --> 00:40:03,360 چرا؟ چرا این رو گفتی؟ اوه، من امروز زیاد حرف نزدم 845 00:40:03,360 --> 00:40:05,960 فکر کنم داری ازم فرار می‌کنی. تو داشتی من رو روی تخت حمل می‌کردی 846 00:40:05,960 --> 00:40:07,720 می‌دونم، فکر کنم به یه دلیلی داری ازم دوری می‌کنی 847 00:40:07,720 --> 00:40:09,240 ولی من برای رویارویی باهات آماده‌ام 848 00:40:12,120 --> 00:40:14,800 کاملاً. حاضرم. با خوشحالی باهات حرف می‌زنم 849 00:40:14,800 --> 00:40:18,480 بیا جلو. آره؟ اهوم. اهوم. باشه. آره، حتماً 850 00:40:18,480 --> 00:40:19,800 خیلی خب 851 00:40:23,560 --> 00:40:26,720 بفرمایید. من مشکلی ندارم. اصلاً مشکلی ندارم 852 00:40:36,160 --> 00:40:38,960 وقت اولین میز گرده 853 00:40:38,960 --> 00:40:41,520 اینجاست که دیپلماسی حکم‌فرمایی می‌کنه 854 00:40:41,520 --> 00:40:44,600 و «وفادارها» می‌تونن کنترل بازی رو به دست بگیرن 855 00:40:44,600 --> 00:40:46,560 آیا اونا موفق میشن یه خائن رو بگیرن؟ 856 00:40:46,560 --> 00:40:49,440 آیا نقاب از چهره خائن مخفی برمی‌دارن؟ 857 00:40:49,440 --> 00:40:53,680 یا یه وفادار بی‌گناه برای همیشه از قلعه اخراج میشه؟ 858 00:40:53,680 --> 00:40:56,960 در هر صورت، هنوز خیلی چیزها برای بازی کردن هست 859 00:40:56,960 --> 00:41:00,320 # آژیر رو به صدا دربیار. # 860 00:41:02,160 --> 00:41:03,240 و حالا می‌دونم 861 00:41:03,240 --> 00:41:05,840 که اسمم یکم سر زبان‌ها افتاده 862 00:41:05,840 --> 00:41:10,160 هر کی می‌خواد بیاد سراغم، آماده باشه چون نباید با جودی دربیفته 863 00:41:12,840 --> 00:41:14,360 توی میز گردِ امشب 864 00:41:14,360 --> 00:41:18,480 فکر کنم برام خیلی مهمه که حواسم به 865 00:41:18,480 --> 00:41:22,680 وفادارها باشه تا ببینم رفتارهای خائنانه دارن یا نه 866 00:41:22,680 --> 00:41:25,160 تا بفهمم اون خائن مخفی ممکنه کی باشه 867 00:41:26,960 --> 00:41:28,920 اصلاً دلم نمی‌خواد اخراج بشم 868 00:41:28,920 --> 00:41:33,680 دعا می‌کنم و امیدوارم این اتفاق نیفته ولی حسابی گیج و پریشونم 869 00:41:40,320 --> 00:41:44,480 # همه‌چیز اینطوری شروع میشه. # 870 00:41:46,240 --> 00:41:47,600 بازیکن‌ها 871 00:41:47,600 --> 00:41:52,360 به اولین جلسه اخراج در میز گرد خوش اومدید 872 00:41:53,360 --> 00:41:57,920 اینجا مکان مقدسیه که توش خائن‌ها شکار میشن 873 00:41:57,920 --> 00:42:01,000 ولی وفادارها اغلب توی این درگیری‌ها قربانی میشن 874 00:42:03,480 --> 00:42:04,880 امروز فوق‌العاده بودید 875 00:42:06,200 --> 00:42:11,920 شما ۸،۷۵۰ پوند به صندوق جایزه اضافه کردید 876 00:42:11,920 --> 00:42:16,080 این یعنی مجموعِ فعلی، رقم غول‌آسای 877 00:42:16,080 --> 00:42:19,880 ۱۸،۷۵۰ پونده 878 00:42:21,120 --> 00:42:24,480 اون بیرون به عنوان یه تیم عالی کار کردید 879 00:42:25,840 --> 00:42:29,280 پس اینجا چطوری عمل می‌کنید؟ 880 00:42:29,280 --> 00:42:31,920 می‌خوام بهتون بگم روال کار چطوریه 881 00:42:31,920 --> 00:42:36,200 اول بحث و گفتگو می‌کنیم و بعد رای‌گیری 882 00:42:36,200 --> 00:42:38,160 هر کسی که بیشترین رای رو بیاره 883 00:42:38,160 --> 00:42:40,520 از قلعه اخراج میشه 884 00:42:41,680 --> 00:42:46,080 اون وقت فاش می‌کنه که وفادار بوده یا خائن 885 00:42:47,840 --> 00:42:51,480 پس برای اولین بار، بازیکن‌ها، میدان در اختیار شماست 886 00:42:53,560 --> 00:42:57,240 [تپش قلب] 887 00:42:59,320 --> 00:43:02,040 من خوشحال میشم نظراتم رو بگم، چون تا حالا هم نظراتم رو بلند اعلام کردم 888 00:43:02,040 --> 00:43:06,440 من نظراتم رو به همه گفتم و علناً هم گفتم که این کار 889 00:43:06,440 --> 00:43:09,440 من رو در معرض خطر به قتل رسیدن قرار میده 890 00:43:09,440 --> 00:43:13,120 منم همین‌طور. ولی ترجیح میدم این کار رو بکنم و اسم‌ها رو بیارم وسط 891 00:43:13,120 --> 00:43:14,720 که البته فقط بر اساس حس و حال نیست 892 00:43:14,720 --> 00:43:16,920 من دارم بر اساس یه تغییر واقعی 893 00:43:16,920 --> 00:43:19,560 توی شخصیتِ زنی که توی ایستگاه دیدم حرف می‌زنم 894 00:43:19,560 --> 00:43:21,680 روی سکو، پر از شور و زندگی و انرژی بود 895 00:43:21,680 --> 00:43:23,360 مدام داشت جوک می‌گفت، تا اینکه 896 00:43:23,360 --> 00:43:27,440 بعد از اون میز گرد، کاملاً توی خودش رفت 897 00:43:27,440 --> 00:43:28,520 مسئله برای من اینه که 898 00:43:28,520 --> 00:43:31,000 وقتی مسلماً اومدیم سر اولین میز گرد 899 00:43:31,000 --> 00:43:32,080 به محض اینکه ماسکم رو برداشتم 900 00:43:32,080 --> 00:43:33,720 سرم رو چرخوندم و با خودم گفتم: «اوه، نه.» 901 00:43:33,720 --> 00:43:35,440 برای همین سرم رو انداختم پایین چون فکر کردم 902 00:43:35,440 --> 00:43:37,640 خب، اون گفت «خائن‌ها» و تو روت رو برگردوندی. آره 903 00:43:37,640 --> 00:43:39,600 خب، می‌دونی چیه؟ اگه بی‌انصافی نکنیم 904 00:43:39,600 --> 00:43:42,080 اونقدر عصبی بودم که فهمیدم اون کار رو کردم... اهوم 905 00:43:42,080 --> 00:43:44,680 برای همین سرم رو انداختم پایین. ولی منظورم اینه که 906 00:43:44,680 --> 00:43:45,920 دست خودتونه که چه حسی داشته باشید 907 00:43:45,920 --> 00:43:49,200 ولی دارم بهتون میگم، واقعاً من ۱۰۰ درصد وفادارم 908 00:43:50,240 --> 00:43:52,080 من خودمم، عوض نمیشم 909 00:43:54,760 --> 00:43:56,240 ببخشید، می‌تونم خیلی سریع یه چیزی بگم؟ 910 00:43:56,240 --> 00:43:58,440 چون می‌دونم تو هم احتمالاً اینجا حرفی برای گفتن داری، سام 911 00:43:59,560 --> 00:44:02,040 ما امروز صبح با هم حرف زدیم و به نظرم خیلی عالیه که 912 00:44:02,040 --> 00:44:04,360 تو نظراتت رو میگی و تئوری‌هات رو با گروه در میون می‌ذاری 913 00:44:04,360 --> 00:44:06,360 ولی این کار یکم من رو نگران کرد 914 00:44:09,200 --> 00:44:11,240 حس کردم داشتی یه جورایی می‌گفتی 915 00:44:11,240 --> 00:44:14,560 اگه من یا بقیه (نه دقیقاً با همین کلمات) 916 00:44:14,560 --> 00:44:16,200 ولی برداشتی که من داشتم این بود 917 00:44:16,200 --> 00:44:20,480 اگه سراغ جودی نریم، اون وقت تو به اون آدم‌ها مشکوک میشی 918 00:44:22,520 --> 00:44:24,680 الان هر کسی اومده که بازی خودش رو بکنه 919 00:44:24,680 --> 00:44:27,160 و آدم‌ها می‌تونن طبق غریزه خودشون پیش برن، درست مثل تو 920 00:44:30,960 --> 00:44:34,680 من هیچ وقت نگفتم که انتظار دارم همه طبق حرف من عمل کنن 921 00:44:34,680 --> 00:44:36,560 نگفتم «انتظار دارم»، ولی اینطوری بودی که 922 00:44:36,560 --> 00:44:38,200 «اگه شاید بقیه به جودی رای ندن...» 923 00:44:38,200 --> 00:44:40,480 «اون وقت حواسم بهشون هست و یکم بهشون مشکوک میشم.» 924 00:44:40,480 --> 00:44:42,880 فقط می‌خوام بدونم معنیش چیه 925 00:44:44,280 --> 00:44:46,520 من اینجا با چند نفر صحبت کردم، حالا چه بخوان 926 00:44:46,520 --> 00:44:48,760 حرف بزنن یا نه. تقریباً همه اینجا در مورد یه نفر 927 00:44:48,760 --> 00:44:52,200 تنها دلیلم برای این حرف اینه که خیلی از آدم‌ها 928 00:44:52,200 --> 00:44:55,160 بدون اینکه من اسم جودی رو بیارم 929 00:44:55,160 --> 00:44:59,040 خودشون به جودی شک داشتن و اسمش رو آوردن 930 00:44:59,040 --> 00:45:01,640 آره، درسته. پس بنابراین اگه خیلی از آدم‌ها رای بدن 931 00:45:01,640 --> 00:45:04,520 به یه نفر و بقیه این کار رو نکنن 932 00:45:04,520 --> 00:45:05,880 این ممکنه یکم عجیب به نظر بیاد 933 00:45:10,360 --> 00:45:13,520 تو، از نظر من، تغییری نکردی 934 00:45:13,520 --> 00:45:15,520 نه، نکردم. اصلاً. و هیچ وقت هم تغییر نمی‌کنم 935 00:45:15,520 --> 00:45:16,840 من اینطوری نیستم 936 00:45:16,840 --> 00:45:21,840 من فقط جودم. همین. و من فقط... فقط اینطوری نمی‌بینمش 937 00:45:21,840 --> 00:45:26,280 فقط با خودم میگم: «این یه بازیه.» ما اینجاییم که خوش بگذرونیم 938 00:45:28,040 --> 00:45:30,760 من ۱۰۰ درصد وفادارم و همه‌تون خواهید دید 939 00:45:35,960 --> 00:45:38,600 جودی، می‌خوام بپرسم به نظرت کی خائنه؟ 940 00:45:40,080 --> 00:45:45,560 منم داشتم به سام و جید شک می‌کردم. باشه 941 00:45:45,560 --> 00:45:46,760 و چرا؟ 942 00:45:48,760 --> 00:45:50,400 وقتی مسلماً همه ماسک‌هامون رو برداشتیم 943 00:45:50,400 --> 00:45:54,320 جید فقط... خیلی شوکه به نظر می‌رسید 944 00:45:54,320 --> 00:45:57,760 می‌تونم منم بگم... ببخشید. منم دقیقاً همین رو دیدم 945 00:45:58,920 --> 00:45:59,960 در تکمیل حرفت 946 00:45:59,960 --> 00:46:02,680 امروز یه اتفاقی افتاد که بهم خبر دادن 947 00:46:03,960 --> 00:46:06,480 تو به دو سه نفر گفتی 948 00:46:06,480 --> 00:46:10,400 که من توی ماموریت یه کار «عجیب» انجام دادم 949 00:46:11,680 --> 00:46:18,560 من یکی از سکه‌ها رو پیدا کردم و دویدم سمت اولین گاری که جیمز اونجا بود 950 00:46:18,560 --> 00:46:20,240 اگه راستش رو بگم، بی‌صبرانه منتظر بودم بیام بیرون. آره 951 00:46:20,240 --> 00:46:23,800 دقیقاً. برای همین دویدم سمت گاری و دقیقاً می‌خواستم یه جورایی 952 00:46:23,800 --> 00:46:25,760 یه چیزی بگم و بندازمش توش، ولی بعد فکر کردم 953 00:46:25,760 --> 00:46:30,200 نه، چون تو دیشب شب سختی رو داشتی 954 00:46:30,200 --> 00:46:33,400 آره همین‌طور بود. برای همین رفتم سراغ ماشین بعدی 955 00:46:33,400 --> 00:46:36,400 و تو سرم داد زدی: «برگرد اینجا!» 956 00:46:36,400 --> 00:46:37,880 بهت بگم که مثل یه فنرِ جمع‌شده آماده انفجار بودم 957 00:46:37,880 --> 00:46:40,840 «می‌خوام بندازمش تو!» آره. و قضیه عجیب هم همینه 958 00:46:42,440 --> 00:46:46,400 چیزی که من رو گیج می‌کنه اینه که تو چند قدم اون‌طرف‌تر بودی 959 00:46:46,400 --> 00:46:50,040 حتماً باید صداش رو می‌شنیدی. خیلی بلند داد زد 960 00:46:50,040 --> 00:46:55,120 ولی بعد حس کردی باید گارد دفاعی بگیری چون 961 00:46:55,120 --> 00:46:59,280 چون توی لندرور بهت گفته بودم 962 00:46:59,280 --> 00:47:02,080 که به نظر می‌رسید ترسیدی 963 00:47:02,080 --> 00:47:04,360 خب، برداشتن چشم‌بندها 964 00:47:04,360 --> 00:47:07,360 خیلی گرمم بود و این 965 00:47:07,360 --> 00:47:10,440 یه موقعیت فوق‌العاده اضطراب‌آور بود 966 00:47:11,600 --> 00:47:16,400 من... من نمی‌تونم عکس‌العمل‌های بدنم رو کنترل کنم 967 00:47:16,400 --> 00:47:19,040 مسئله دوم این بود که فقط می‌خواستم دیدگاه‌های مختلف رو بدونم 968 00:47:19,040 --> 00:47:23,000 چون برای ما خیلی راحته که بشینیم و روی چیزهای خاص کلید کنیم 969 00:47:23,000 --> 00:47:25,720 و من... من تو این کار استادم 970 00:47:25,720 --> 00:47:28,560 چون همه این شایعات در مورد من پیچیده 971 00:47:28,560 --> 00:47:30,040 می‌خواستم یه سپر بگیرم 972 00:47:30,040 --> 00:47:32,120 چون می‌خواستم به عنوان یه وفادار، احساس امنیت کنم 973 00:47:34,320 --> 00:47:39,400 می‌تونم...؟ امروز بعد از صبحانه یه لحظه‌ای پیش اومد 974 00:47:39,400 --> 00:47:42,480 راس دو تا اسم رو انداخت وسط و بعد خیلی اتفاقی 975 00:47:42,480 --> 00:47:45,800 آدام همون اسم‌هایی رو آورد که راس آورده بود 976 00:47:45,800 --> 00:47:50,800 ولی به نظر من خیلی مشکوک بود که اون دو تا اسم رو گفت 977 00:47:50,800 --> 00:47:52,640 و در عرض دو دقیقه تو اینطوری بودی که 978 00:47:52,640 --> 00:47:54,680 «آره، منم به همون دو نفر فکر می‌کنم.» 979 00:47:54,680 --> 00:47:56,640 و من با خودم گفتم: «این تخم شک رو توی دلم کاشت.» 980 00:47:56,640 --> 00:47:58,520 و عذر می‌خوام که دارم اینطوری بهت می‌توپم. نه، مشکلی نیست 981 00:47:58,520 --> 00:48:01,480 مشکلی نیست. ولی واقعاً در اون لحظه... اصلاً این میز برای همین کارهاست 982 00:48:01,480 --> 00:48:06,120 این واقعاً یه اتهام نبود. و اون دو نفری که اسم بردم آماندا و هوگو بودن 983 00:48:06,120 --> 00:48:08,880 چون من شما دو تا رو با هم ندیده بودم 984 00:48:08,880 --> 00:48:11,440 و شما دو تا ظاهراً خیلی با هم مچ شدید 985 00:48:11,440 --> 00:48:14,760 فقط... منطق من این بود که «این رابطه صمیمی از کجا اومده؟» 986 00:48:14,760 --> 00:48:15,960 وقتی راس اون رو مطرح کرد 987 00:48:15,960 --> 00:48:18,480 من فقط... اون گفت که «من اونا رو با هم ندیدم.» 988 00:48:18,480 --> 00:48:21,200 من گفتم: «خب، من امروز صبح موقع صبحانه دیدمشون...» 989 00:48:21,200 --> 00:48:23,320 «و به نظر می‌رسید یکم...» 990 00:48:23,320 --> 00:48:26,800 «...بیش از حد صمیمی‌ان»، ولی کل قضیه همین بود 991 00:48:26,800 --> 00:48:28,280 خیلی قشنگه که فکر می‌کنی می‌دونی 992 00:48:28,280 --> 00:48:31,880 ما با همیم یا هر چی، ولی اینطوری نیست 993 00:48:31,880 --> 00:48:33,760 اوم 994 00:48:33,760 --> 00:48:35,040 من همجنس‌گرام 995 00:48:35,040 --> 00:48:37,560 پس مطمئن نیستم که تیپ مورد علاقه‌ات باشم 996 00:48:35,040 --> 00:48:37,560 نه، تو تیپ من نیستی 997 00:48:35,040 --> 00:48:37,560 [خنده] 998 00:48:37,560 --> 00:48:40,040 پس فکر می‌کنی هر دو وفادارن؟ فکر کنم هر دو وفادار باشن 999 00:48:40,040 --> 00:48:41,720 فقط نمی‌دونستم ارتباطی بینشون هست یا نه 1000 00:48:41,720 --> 00:48:43,400 ولی می‌خواستم از دور زیر نظر داشته باشمش 1001 00:48:43,400 --> 00:48:45,240 خب، می‌فهمی چی می‌گم؟ 1002 00:48:45,240 --> 00:48:48,360 می‌تونم یه اسم دیگه هم بیارم وسط؟ اوم 1003 00:48:48,360 --> 00:48:52,320 من خیلی بهت مشکوکم. اووه. خواهش می‌کنم 1004 00:48:52,320 --> 00:48:55,840 به نظرم کشته شدنِ نِتی خیلی تابلوئه 1005 00:48:55,840 --> 00:48:59,280 همه چی به تو اشاره داره، ولی واسه همینه که جواب می‌‌ده 1006 00:48:59,280 --> 00:49:03,320 آره. نه، اوم، بخوام باهات روراست باشم، انتظارشو داشتم 1007 00:49:04,960 --> 00:49:07,720 فکر کنم امروز صبح خیلی حرفه‌ای برام پاپوش دوختن 1008 00:49:07,720 --> 00:49:10,480 نمی‌خواستم اینو مطرح کنم، ولی حس کردم خیلی تمیز برام تله گذاشتن 1009 00:49:10,480 --> 00:49:13,880 این واقعیت که دوستم رفته و نیومده تو، راستشو بگم؟ 1010 00:49:13,880 --> 00:49:16,400 یه جورایی خیالم راحت شده... چون 1011 00:49:16,400 --> 00:49:19,320 خیالت راحته که کشتنش؟ با عذاب وجدان، آره 1012 00:49:19,320 --> 00:49:21,880 چون اون امتیاز ناعادلانه‌ای که داشتم هم از بین رفت 1013 00:49:22,920 --> 00:49:25,480 اگه من خائن بودم، عمراً نِتی رو حذف نمی‌کردم 1014 00:49:25,480 --> 00:49:28,840 چون در نهایت، آره، یه امتیاز ناعادلانه بود 1015 00:49:28,840 --> 00:49:30,560 ولی حتماً یه... حتماً یه 1016 00:49:30,560 --> 00:49:32,000 حتماً یه تاکتیکی در کار بوده 1017 00:49:32,000 --> 00:49:33,880 که جفتتون رو نگه دارن، چون اون‌وقت شاید ما 1018 00:49:33,880 --> 00:49:37,240 یکیتون رو حذف می‌کردیم. اگه من خائن بودم 1019 00:49:37,240 --> 00:49:39,000 شما دوتا رو کنار هم نگه می‌داشتم 1020 00:49:39,000 --> 00:49:41,400 چون خیلی بهتون مشکوکن 1021 00:49:41,400 --> 00:49:46,240 به نظرم امروز یکیتون حذف می‌شد. آره، خب، فکر کنم... فکر کنم خیلی‌ها بی‌خیالش می‌شن و می‌گن 1022 00:49:46,240 --> 00:49:49,880 «خیلی تابلوعه، پس اون نیست.» ولی به نظر من ممکنه خودش باشه 1023 00:49:49,880 --> 00:49:52,640 و ممکنه یه بلوفِ دوطرفه‌ی هوشمندانه باشه. نظر من اینه 1024 00:49:52,640 --> 00:49:56,200 دوطرفه؟ ممکنه. آره. خب مسلماً شنیدنش سخته 1025 00:49:56,200 --> 00:50:00,600 من وفادارم. شنیدن این حرف‌ها سنگینه. ولی به نظرم باید اینم 1026 00:50:00,600 --> 00:50:03,320 در نظر گرفت که قتلِ نِتی 1027 00:50:05,000 --> 00:50:09,960 این مزیت رو داشت که شک و تردیدها رو ببره سمتِ راس 1028 00:50:09,960 --> 00:50:12,400 ولی در عین حال، نِتی یکی از کسایی بود که 1029 00:50:12,400 --> 00:50:17,960 از همه بیشتر علیه جودی اتهام می‌زد 1030 00:50:17,960 --> 00:50:19,920 پس... با اینکه من باهاش حرف نزده بودم 1031 00:50:19,920 --> 00:50:21,320 به هیچ شکلی 1032 00:50:21,320 --> 00:50:24,040 ممکنه یه قصدی پشتش بوده باشه 1033 00:50:24,040 --> 00:50:25,840 بازیکنان 1034 00:50:26,920 --> 00:50:30,040 زمان گفتگو به پایان رسید 1035 00:50:30,040 --> 00:50:34,480 لطفاً نام شخصی رو که فکر می‌کنید خائنه، بنویسید 1036 00:50:50,640 --> 00:50:53,000 آماندا، با تو شروع می‌کنیم 1037 00:50:53,000 --> 00:50:55,240 به نظر تو کی خائنه و چرا؟ 1038 00:50:56,400 --> 00:50:59,360 فکر نکنم برای کسی غافلگیرکننده باشه 1039 00:50:59,360 --> 00:51:01,400 من به تو رأی دادم، جِید 1040 00:51:02,960 --> 00:51:05,920 جیمز، به نظر تو کی خائنه و چرا؟ 1041 00:51:05,920 --> 00:51:07,440 متأسفانه انتخاب من جودیه 1042 00:51:09,320 --> 00:51:11,000 به حرف‌های گروه گوش دادم 1043 00:51:11,000 --> 00:51:12,200 جودی؟ 1044 00:51:12,200 --> 00:51:13,640 من به سَم رأی دادم 1045 00:51:15,080 --> 00:51:16,800 و به نظرم خیلی عالی داری بازی می‌کنی 1046 00:51:16,800 --> 00:51:20,760 هر کاری کردی و هر طور پخشش کردی، معرکه‌ست 1047 00:51:20,760 --> 00:51:22,480 سَم؟ 1048 00:51:22,480 --> 00:51:26,000 خب، من اسم جودی رو نوشتم 1049 00:51:26,000 --> 00:51:28,920 دلیلم هم تغییرِ رفتارته 1050 00:51:28,920 --> 00:51:30,320 واسه همین انتخابت کردم 1051 00:51:31,880 --> 00:51:32,960 هوگو؟ 1052 00:51:32,960 --> 00:51:34,200 جودی 1053 00:51:34,200 --> 00:51:36,120 انرژی مثبت فوق‌العاده‌ای داری 1054 00:51:36,120 --> 00:51:38,360 کارت درسته. متأسفم 1055 00:51:38,360 --> 00:51:39,480 متیو؟ 1056 00:51:39,480 --> 00:51:40,920 جودی. ببخشید 1057 00:51:40,920 --> 00:51:43,160 اومدم اینجا و می‌خواستم فقط به 1058 00:51:43,160 --> 00:51:44,440 مدارکی که ارائه شد گوش بدم 1059 00:51:44,440 --> 00:51:46,440 و موردِ تو از همه قانع‌کننده‌تر بود 1060 00:51:48,760 --> 00:51:50,120 جسی؟ 1061 00:51:50,120 --> 00:51:51,720 ج... جودی 1062 00:51:52,920 --> 00:51:54,480 واقعاً معذرت می‌خوام 1063 00:51:54,480 --> 00:51:56,600 اصلاً معذرت‌خواهی نکن 1064 00:52:00,360 --> 00:52:02,840 ریس، به نظر تو کی خائنه؟ 1065 00:52:02,840 --> 00:52:05,160 اوم، خب من به تو رأی دادم، آدام 1066 00:52:09,080 --> 00:52:11,200 خب، شمارش آرا 1067 00:52:11,200 --> 00:52:12,640 پنج رأی برای جودی 1068 00:52:14,240 --> 00:52:16,120 یک رأی برای جِید 1069 00:52:16,120 --> 00:52:17,960 یک رأی برای سَم 1070 00:52:17,960 --> 00:52:19,520 و یک رأی برای آدام 1071 00:52:22,480 --> 00:52:25,040 هریت، به نظر تو کی خائنه و چرا؟ 1072 00:52:31,280 --> 00:52:32,400 جودی 1073 00:52:33,440 --> 00:52:35,720 واقعاً امیدوارم خودت باشی 1074 00:52:35,720 --> 00:52:39,560 و توی تله‌ی جوگیری و همرنگی با جماعت نیفتاده باشم 1075 00:52:45,000 --> 00:52:46,240 ریچل؟ 1076 00:52:46,240 --> 00:52:49,040 خب، من فکر می‌کنم راس خائنه 1077 00:52:50,360 --> 00:52:51,520 راس؟ 1078 00:52:51,520 --> 00:52:54,080 م... من فکر می‌کنم جودی خائنه 1079 00:52:57,160 --> 00:52:58,400 جِید؟ 1080 00:52:58,400 --> 00:52:59,640 جودی، متأسفم 1081 00:53:01,520 --> 00:53:03,720 جودی. من طبق شمّ خودم پیش رفتم 1082 00:53:03,720 --> 00:53:05,400 به خاطر بقیه نبود 1083 00:53:06,800 --> 00:53:10,480 جودی، صمیمانه امیدوارم که حق با من باشه 1084 00:53:11,720 --> 00:53:13,680 من به جودی رأی دادم. خیلی متأسفم 1085 00:53:17,960 --> 00:53:19,080 فراز؟ 1086 00:53:19,080 --> 00:53:22,240 من فقط بر اساس اون افتِ انرژیِ اولیه بعد از انتخاب خائن‌ها 1087 00:53:22,240 --> 00:53:24,040 واقعاً دارم بر همون اساس نظر می‌دم 1088 00:53:24,040 --> 00:53:25,600 راکسی؟ 1089 00:53:25,600 --> 00:53:28,520 من اومدم اینجا که بازیِ خودمو بکنم و دنبال شمّ خودم برم 1090 00:53:28,520 --> 00:53:30,080 و با خودم روراست باشم 1091 00:53:30,080 --> 00:53:31,400 پس متأسفم، جیمز 1092 00:53:33,640 --> 00:53:34,720 بن؟ 1093 00:53:34,720 --> 00:53:36,040 جودی 1094 00:53:37,920 --> 00:53:39,160 استیون؟ 1095 00:53:39,160 --> 00:53:40,480 (آه می‌کشد) 1096 00:53:40,480 --> 00:53:43,080 جودی، مجبور شدم اسم تو رو بنویسم 1097 00:53:45,680 --> 00:53:47,120 الی؟ 1098 00:53:47,120 --> 00:53:48,280 جودی 1099 00:53:50,880 --> 00:53:53,240 و برای آخرین رأی، جک؟ 1100 00:53:53,240 --> 00:53:54,520 جودی 1101 00:54:06,560 --> 00:54:09,120 جودی، تو بیشترین رأی رو آوردی 1102 00:54:09,120 --> 00:54:10,720 لطفاً بیا اینجا کنار من 1103 00:54:12,000 --> 00:54:13,600 اشکالی نداره. ممنون 1104 00:54:26,880 --> 00:54:28,280 امیدوارم خائن باشه 1105 00:54:32,640 --> 00:54:35,240 جودی، تو بیشترین رأی رو آوردی 1106 00:54:35,240 --> 00:54:37,760 و از قلعه اخراج می‌شی 1107 00:54:39,680 --> 00:54:44,480 حالا لطفاً بگو، خائنی یا وفادار؟ 1108 00:54:52,840 --> 00:54:54,200 فقط می‌خوام بگم که 1109 00:54:54,200 --> 00:54:56,000 همه‌تون فوق‌العاده بودین 1110 00:54:56,000 --> 00:54:57,920 واقعاً به من خوش گذشت 1111 00:55:00,040 --> 00:55:01,480 و من فقط خودمم 1112 00:55:06,360 --> 00:55:07,720 من 1113 00:55:13,240 --> 00:55:14,720 یک وفادارم 1114 00:55:14,720 --> 00:55:16,440 (همه ناله می‌کنند) 1115 00:55:25,920 --> 00:55:28,120 متأسفم، ولی 1116 00:55:28,120 --> 00:55:30,320 معلومه که هست. معلومه که وفاداره 1117 00:55:30,320 --> 00:55:31,840 تقصیر هیچ‌کس نیست، ولی 1118 00:55:31,840 --> 00:55:34,120 داریم چیکار می‌کنیم؟ داریم چیکار می‌کنیم؟ 1119 00:55:34,120 --> 00:55:37,000 بچه‌ها، دست از جوگیری و همرنگی با جماعت بردارین. تمومش کنین 1120 00:55:38,280 --> 00:55:39,640 تقصیر هیچ‌کس نیست 1121 00:55:39,640 --> 00:55:42,000 ولی آدما باید بازیِ خودشون رو بکنن... دست از فتنه‌انگیزی بردارین 1122 00:55:42,000 --> 00:55:44,680 و واقعاً پای کاری که می‌خوان بکنن واینستن. آره. دقیقاً 1123 00:55:44,680 --> 00:55:46,400 من واقعاً فکر کردم 1124 00:55:46,400 --> 00:55:48,960 فکر کردم اون... بحث فتنه نیست. مردم این‌طوری فکر می‌کردن 1125 00:55:48,960 --> 00:55:50,720 بازیکنان 1126 00:55:50,720 --> 00:55:55,720 اولین میزگرد، و شما یک وفادارِ بی‌گناه رو اخراج کردین 1127 00:55:59,640 --> 00:56:01,480 همون‌طور که جودی گفت 1128 00:56:01,480 --> 00:56:04,280 اون فقط داشت خودش می‌بود 1129 00:56:04,280 --> 00:56:05,680 (راکسی ناله می‌کند) 1130 00:56:05,680 --> 00:56:09,000 چه بردِ خیره‌کننده‌ای برای خائن‌ها 1131 00:56:09,000 --> 00:56:10,600 دارن به ما می‌خندن 1132 00:56:10,600 --> 00:56:12,760 و حسابی رو دورِ شانس افتادن 1133 00:56:12,760 --> 00:56:15,880 چون امشب دوباره می‌تونن یه نفر رو بکشن 1134 00:56:19,040 --> 00:56:22,280 پس اکثرتون رو موقع صبحانه می‌بینم 1135 00:56:22,280 --> 00:56:23,520 شب بخیر 1136 00:56:26,360 --> 00:56:28,520 قبول دارم که امشب یه عده زیادی رفتن سراغِ جودی، خب؟ 1137 00:56:28,520 --> 00:56:30,280 آره. ولی به نظرم منصفانه نیست اگه فکر کنیم 1138 00:56:30,280 --> 00:56:32,480 که هیچ‌کدوم از این آدما خودشون تصمیم نگرفتن 1139 00:56:32,480 --> 00:56:34,560 که چرا اون انتخاب رو کردن. آره 1140 00:56:34,560 --> 00:56:36,040 فکر کنم یه سری 1141 00:56:36,040 --> 00:56:38,640 یه سری آدم‌ها هستن که شاید تحت تأثیر بقیه قرار گرفتن. همین 1142 00:56:38,640 --> 00:56:40,920 دارم می‌گم همه‌شون نه. هر کسی نظر خودشو داره 1143 00:56:40,920 --> 00:56:43,120 ولی اگه آدما تحت تأثیر قرار نمی‌گرفتن، این اتفاق نمی‌افتاد 1144 00:56:44,280 --> 00:56:45,760 اوه 1145 00:56:46,800 --> 00:56:50,080 دیوانه‌کننده‌ست چون واقعاً حس می‌کنم 1146 00:56:50,080 --> 00:56:53,560 که سَم نقش خیلی کلیدی‌ای توی اخراجِ مامانم داشت 1147 00:56:53,560 --> 00:56:55,200 و اگه سَم یه وفادار باشه 1148 00:56:55,200 --> 00:56:57,360 امشب در حقِ خائن‌ها لطف کرده 1149 00:56:58,960 --> 00:57:00,920 بازیِ مامانم شاید تموم شده باشه. بازی‌ش نیمه‌کاره موند 1150 00:57:00,920 --> 00:57:04,360 ولی بازیِ من تازه شروع شده و این بهم انگیزه می‌ده 1151 00:57:05,480 --> 00:57:08,440 # ما هیچ‌وقت فرار نمی‌کنیم. # 1152 00:57:18,680 --> 00:57:20,840 بعدِ اون اتفاق حالت خوبه؟ خوبم. ولی می‌دونی چیه؟ 1153 00:57:20,840 --> 00:57:22,880 واقعاً ازش خوشم می‌اومد 1154 00:57:20,840 --> 00:57:22,880 (خنده کوتاه) 1155 00:57:22,880 --> 00:57:25,040 و فکر کردم دارم خودمو به خطر می‌اندازم 1156 00:57:25,040 --> 00:57:26,640 جوری که انگار خودم خائنم 1157 00:57:26,640 --> 00:57:28,160 که اگه اون خائنه، ازش محافظت کنم 1158 00:57:28,160 --> 00:57:29,600 نه، درکت می‌کنم 1159 00:57:29,600 --> 00:57:31,920 خب، وقتی اشتباه می‌کنی حس خیلی گندی داره 1160 00:57:31,920 --> 00:57:33,880 می‌دونم. حالم افتضاحه 1161 00:57:33,880 --> 00:57:36,600 خیالم خیلی راحته. تا اینجا که همه چی خوب بوده 1162 00:57:36,600 --> 00:57:39,760 امشب توی میزگرد اسمی از من برده نشد 1163 00:57:39,760 --> 00:57:44,080 ولی جودی وفادار بود، یعنی 1164 00:57:44,080 --> 00:57:46,320 خائنِ مخفی هنوز اینجاست 1165 00:57:46,320 --> 00:57:50,200 و قطعاً فعلاً داره منو فریب می‌ده 1166 00:57:53,280 --> 00:57:56,160 سلام بچه‌ها. می‌تونم بیام تو؟ بیا تو. بیا تو 1167 00:57:56,160 --> 00:57:58,040 می‌دونی چیه هوگو؟ فکر کنم تو احتمالاً 1168 00:57:58,040 --> 00:58:00,560 یکی از آخرین کسایی هستی که هنوز باهاش حرف نزدم 1169 00:58:00,560 --> 00:58:02,280 گپِ درست و حسابی نزدیم، نه؟ 1170 00:58:02,280 --> 00:58:03,960 هنوز یه بار قشنگ و مفصل با هم ننشستیم گپ بزنیم 1171 00:58:03,960 --> 00:58:06,680 نه، نزدیم. باید این کارو بکنیم. یه گپ حسابی بزنیم 1172 00:58:09,280 --> 00:58:11,280 ولی اصلاً نمی‌دونم کجاهای کار می‌لنگه 1173 00:58:13,080 --> 00:58:15,520 الی؟ نظری نداری؟ چی، کیو باید زیر نظر بگیریم؟ 1174 00:58:15,520 --> 00:58:18,080 اگه بخوایم از صفر شروع کنیم، از کجا شروع می‌کنیم؟ 1175 00:58:18,080 --> 00:58:19,840 تو وکیلی، مگه نه؟ 1176 00:58:19,840 --> 00:58:21,920 باریستای قهوه! هی اشتباه می‌گی 1177 00:58:23,600 --> 00:58:26,240 جیمز، می‌تونم ازت بپرسم...؟ آره، بپرس 1178 00:58:26,240 --> 00:58:27,960 الان به کی شک داری؟ 1179 00:58:27,960 --> 00:58:30,000 اوم، مَت هنوز برای من گزینه‌ی اوله 1180 00:58:30,000 --> 00:58:33,120 دیگه کی؟ بعدِ امشب، راس 1181 00:58:33,120 --> 00:58:35,320 به محض اینکه اعلام کرد «من وفادارم» 1182 00:58:35,320 --> 00:58:37,720 اون اولین کسی بود که گفت «اوه، نه!» 1183 00:58:37,720 --> 00:58:40,400 یه جورایی حالم گرفته شد. باید به شمّ خودم اعتماد می‌کردم 1184 00:58:40,400 --> 00:58:43,240 و به راس رأی می‌دادم، چون اون گزینه‌ی اولم بود 1185 00:58:43,240 --> 00:58:45,160 ولی به حرفِ بقیه گوش دادم 1186 00:58:45,160 --> 00:58:46,640 و نباید این کارو می‌کردم 1187 00:58:46,640 --> 00:58:48,960 این بازی خیلی کلافه‌کننده‌ست 1188 00:58:48,960 --> 00:58:53,200 اگه هر کدوم از شما خائن باشین و اونم خائن باشه 1189 00:58:53,200 --> 00:58:54,520 نمی‌گم شما هستین‌ها 1190 00:58:54,520 --> 00:58:57,120 ولی امشب به گوشش می‌رسونین و من فردا حذف می‌شم 1191 00:58:57,120 --> 00:58:58,600 امشب منو می‌کشن 1192 00:59:11,280 --> 00:59:12,640 (صدای زنگ ساعت) 1193 00:59:12,640 --> 00:59:14,600 واقعاً امیدوارم فردا همه‌تون رو ببینم، خب؟ 1194 00:59:14,600 --> 00:59:16,120 آره. امیدوارم فردا همه‌تون رو ببینم 1195 00:59:16,120 --> 00:59:18,400 به امیدِ فردا، باشه؟ 1196 00:59:18,400 --> 00:59:21,040 اگه کسی بینتون خائنه، منو نکشین. لطفاً 1197 00:59:22,160 --> 00:59:23,960 زنگِ قلعه به صدا در اومده 1198 00:59:23,960 --> 00:59:27,680 این یعنی وفادارها باید به اتاق‌هاشون برگردن 1199 00:59:27,680 --> 00:59:31,320 اما برای خائن‌ها، شب تازه شروع شده 1200 00:59:31,320 --> 00:59:36,480 اون‌ها باید دوباره از بینِ فهرستِ انتخابیِ خائنِ مخفی، یک نفر رو بکشن 1201 00:59:36,480 --> 00:59:39,960 اما چه کسی قربانیان احتمالیِ اون‌ها رو انتخاب می‌کنه؟ 1202 00:59:41,960 --> 00:59:46,480 # این دنیاییه که ما ساختیم... # 1203 00:59:49,600 --> 00:59:53,600 # این دنیاییه که ما ساختیم... # 1204 01:00:06,960 --> 01:00:09,600 # این دنیاییه که ما ساختیم. # 1205 01:00:09,600 --> 01:00:11,080 (همه می‌خندند) 1206 01:00:11,080 --> 01:00:14,320 عجب شبی! امشب واسه ما خیلی خوب بود 1207 01:00:14,320 --> 01:00:16,320 حرف نداشت 1208 01:00:16,320 --> 01:00:18,600 امشب اسم‌های خیلی زیادی مطرح شد 1209 01:00:18,600 --> 01:00:20,680 اصلاً حرفی از خائن بودنِ هیچ‌کدوم از ما نشد 1210 01:00:20,680 --> 01:00:22,840 واسه رفتن به اولین میزگرد یه کم استرس داشتم 1211 01:00:22,840 --> 01:00:26,200 چون هیچ‌وقت نمی‌دونی توی گروه‌های دیگه چی دارن می‌گن 1212 01:00:26,200 --> 01:00:27,760 ولی وضعمون خوبه. آره 1213 01:00:27,760 --> 01:00:30,120 فکر می‌کنیم خائنِ مخفی کی باشه؟ 1214 01:00:30,120 --> 01:00:31,400 اوه 1215 01:00:31,400 --> 01:00:32,560 یکی مثلِ الی 1216 01:00:32,560 --> 01:00:34,520 اسمِ الی نوکِ زبونم بود 1217 01:00:34,520 --> 01:00:36,480 نمی‌تونه درست توی چشمام نگاه کنه 1218 01:00:36,480 --> 01:00:37,560 خیلی تودار و ملاحظه‌کاره 1219 01:00:37,560 --> 01:00:40,680 و ارتباطِ چشمی‌ش توی این یکی دو روزِ اخیر عوض شده 1220 01:00:40,680 --> 01:00:45,320 واسه همین، یه کم نگاهم نسبت بهش عوض شده 1221 01:00:45,320 --> 01:00:48,920 خیلی خیلی باهوشه، خیلی شمرده حرف می‌زنه و هیچی بروز نمی‌ده 1222 01:00:48,920 --> 01:00:50,520 و این نشونه‌ی چیه؟ 1223 01:00:50,520 --> 01:00:53,040 من یه پیشنهادِ دیگه دارم 1224 01:00:53,040 --> 01:00:54,800 فیونا 1225 01:00:54,800 --> 01:00:57,960 این فکر چند باری به سرِ منم زده 1226 01:00:57,960 --> 01:01:00,400 با یه اعتمادبه‌نفس خاصی این طرف و اون طرف می‌ره 1227 01:01:00,400 --> 01:01:03,400 دارم بهش نگاه می‌کنم و با خودم می‌گم، تو 1228 01:01:05,200 --> 01:01:08,720 در ظاهر مهربون ولی یه روانیِ واقعی هستی! آره. خیلی معرکه می‌شه 1229 01:01:08,720 --> 01:01:12,160 کنجکاوم بدونم فهرستِ انتخابیِ امشب سرنخ‌های بیشتری بهمون می‌ده یا نه 1230 01:01:12,160 --> 01:01:13,800 بریم ببینیم کیه؟ 1231 01:01:13,800 --> 01:01:15,560 بیا ببینیم. خب 1232 01:01:15,560 --> 01:01:16,880 # قراره... # 1233 01:01:20,400 --> 01:01:22,200 # ماشه رو بکشی؟ # 1234 01:01:22,200 --> 01:01:23,560 «خائن‌های عزیز 1235 01:01:23,560 --> 01:01:26,840 شما باید امشب یکی از وفادارهای زیر رو بکشین.» 1236 01:01:26,840 --> 01:01:28,680 بن 1237 01:01:28,680 --> 01:01:30,560 ریس 1238 01:01:30,560 --> 01:01:31,920 یا مَز 1239 01:01:33,640 --> 01:01:37,320 خب، کی روی کشتنِ مَز اصرار داره؟ 1240 01:01:37,320 --> 01:01:40,080 به نظرتون کی ممکنه این فهرست رو نوشته باشه؟ 1241 01:01:40,080 --> 01:01:42,320 سه تا مرد. کارِ یه زنه 1242 01:01:42,320 --> 01:01:45,480 قطعاً یه زن این‌ها رو توی لیست گذاشته 1243 01:01:45,480 --> 01:01:47,160 اوه، مغزم ترکید 1244 01:01:47,160 --> 01:01:49,880 اووه، فکر کنم دارن خیلی تمیز بازی می‌کنن 1245 01:01:49,880 --> 01:01:52,280 کارِ کسیه که اصلاً تابلو نیست 1246 01:01:52,280 --> 01:01:54,840 کاملاً چراغ خاموش حرکت می‌کنه 1247 01:01:54,840 --> 01:01:57,400 خائنِ مخفی کیه؟ 1248 01:01:57,400 --> 01:02:00,400 یه جورایی هیجان‌زده‌ام که شاید طرفِ ما باشه 1249 01:02:00,400 --> 01:02:03,000 ولی یه کم هم نگرانم چون نمی‌دونی توی کله‌اش چی می‌گذره 1250 01:02:03,000 --> 01:02:04,760 نمی‌دونی توی فکرش چیه. آره 1251 01:02:06,800 --> 01:02:08,240 # ماشه رو بکش 1252 01:02:08,240 --> 01:02:10,480 # ماشه، ماشه، ماشه. # 1253 01:02:11,480 --> 01:02:18,480 💫✿ WAREZ-IR ✿💫 🌸♡ IRWAREZ.COM ♡🌸122185

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.