All language subtitles for [@SoftAnime][OtaKurd] Soul Land II - 34 (60) [SubtitleTools.com]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

به کانال تلگرامی ما بپیوندبد

: مترجم

شهاب الدین محمدی

OtaKurd

@SoftAnime

@SoftAnime

آنچه گذشت

Episode 60

.زرت زرت 500 سکه طلا به جیب زدی

،اگه عمو نینگ فکر میکنن که این مبلغ عادلانه نیست .میتونم مقدارش رو کاهش بدم

.من مشکلی ندارم

.لازم نیست

...بعلاوه من کسی نیستم که باید اینو بگم

.ولی خاندان هفت برج شیشه‌ای همیشه پای حرفش میمونه

.اگه حرف دیگری نمونده، من رفع زحمت میکنم

.رونگ‌رونگ، همراه ژیائو-سان برگرد

فنگ-ژی، چی فکر میکنی؟

واقعا پسر تانگ-هائو هستش؟

.شکی درش نیست

...فکرشو نمیکردم که تانگ-هائو، بعد ترک قبیله آسمان پاک

.چنین پسر بااستعدادی رو پرورش بده

...فرقه آسمان پاک همیشه از قبیله ما جلوتر بوده

...اگه این جغله رو به حال خودش بذاریم

.میترسم بعدا برامون مشکل بتراشه

.عمو، بهتره ک دوباره این حرفو ازت نشنوم

...بااینکه جایگاه فرقه آسمان پاک از ما بالاتره

.ولی سه خاندان همیشه از ما حمایت میکنن

.لازم نیست که نگران باشیم

...ولی اگه این بچه تبدیل به دولو بشه

.فرقه ما دیگه آبروش میره

،در مقایسه با آنچه در قاره اتفاق میوفته .نزاع ما فقط یه دعوای کوچیکه

...رئیس، منظورتون

...وقتی که اون هنوز جوون بود

...سرزمین ارواح دچار یک هرج‌ومرج بزرگ شده بود

...و هرجایی با هم میجنگیدند

...ولی در 20 سال گذشته، تمایل به جنگ به شدت کاهش یافته

.و سراسر سرزمین به شکل ترسناکی به آرامش رسیده

...پس یعنی

...بعلاوه من چندین سرنخ پیدا کردم

ولی فقط این معنی رو میرسونه که سرزمین .بزودی دستخوش تغییرات بزرگی خواهد بود

.به همین خاطر، باید هفت قبیله با هم متحد باشن

میخواید چیزی ازم بپرسید؟

.من که سوالی ندارم

.خودت حرف بزن

.تو خودت سومین هیولای از آکادمی شرکـی

...من هنوز دقیق نمیدونم چه اتفاقی افتاده

...با اینکه دلم میخواد ازت بپرسم، ولی نمیتونم

...خودتم هرگز راجب گذشته ما نپرسیدی

،همه ما برای خودمون اسراری داریم .برای همین چیزی ازت نمیپرسیم

...ما فقط به خودت اهمیت میدیم

.تا وقتی که سالم باشی‌، برامون کافیه

ژیائوو، پدرم میخواست به برادر سان آسیب بزنه؟

.پیف، بهتون به رازی رو میگم

.اخیرا بابام 500 سلاح مخفی از تانگ-سان خرید کرده

.و درجا بهش 500 سکه طلا پرداخت کرده

.پشمام

چکار میخواید بکنید؟

باهاش چکار کنیم؟

.معلومه، بهت حمله میکنیم

رونگ‌رونگ

.فکر نمیکردم بتونی انقدر زود از قبیله هفت برج شیشه برگردی

.میترسیدم که نکنه یه وقت برنگردی

.من که گفته بودم زود برمیگردم

چرا فکر کردی برنمیگردم؟

...خب... راستش... من

...اتفاقی افتاده؟ اگه چیزی

...پس بذار یه نصیحت بهت بکنم

.صادق باش

رونگ‌رونگ، میتونی بهم یه جواب بدی؟

جـ جواب؟

من توی قلبت جایی دارم؟

...تو

،من جایی درون قلب تو دارم .پس یعنی هنوز شانسی دارم

...من سخت تلاش میکنم

.که پدرت رو هم راضی کنم

رونگ‌رونگ، اینجا چکار میکنی؟

پاپا، داری از اینجا میری؟

.بعضی از مسائل خاندان هستن که باید بهشون رسیدگی بشه

.تو هم باید اینجا به حرف استادها گوش کنی

.سخت تمرین کن

.استاد ژائو، رونگ‌رونگ رو به آکادمی میسپارم

...اگه آکادمی به کمکی نیاز داشت

.خاندان هفت برج شیشه بدون چشم‌داشت به شما کمک خواهد کرد

...رئیس نینگ

.نگران نباشید‌، ما مراقب رونگ‌رونگ‌ هستیم

.با خیال راحت از اینجا برید

رونگ‌رونگ، چرا صورتت قرمز شده؟

ناخوش احوالی؟

.من زیاد حالم خوب نیس

پاپا، نمیشه یکم بیشتر بمونید؟

.احمق کوچولو، اینبار من از وضعیت آکادمی خیلی راضی بودم

،نه تنها قدرتت پیشرف داشته .بلکه به خانم باکمالاتی هم تبدیل شدی

.بعلاوه، میتونی به برادر سان هم نزدیکتر بشی

.اینجا میتونی چیزای زیادی یاد بگیری

.بله

...نه، من باید اسکار رو پیدا کنم و بهش بگم

.حداقل باید قوانین خاندان ما رو بدونه

...اگه الان قوانین فرقه رو بهش بگم

.ممکنه روحیش نابود بشه

...ولی اگه الان بهش نگم، بعدا

...وللش، بعدا تموم شدن مسابقات تورنمنت

.همه چیزو بهش میگم

...نه، نه، نـــــه

...کاپیتان دای

.ژیائو-سان، ممنونم

.کاپیتان دای، انتظار داشتم اول ژوکینگ رو بغل کنی

اسکار، دلت کتک میخواد؟

...من ژیائو-سان رو بخاطر کمکش بغل کردم

...بعد بدست آوردن حلقه جدیدم

.حس میکنم که قدرتم خیلی افزایش یافته

.الان توی سطح 43 هستم

.اینا همش بخاطر تاثیر گل آسمانی مینای مخملی ــه

.شما هم باید به سختی تلاش کنید

.نه اینکه فقط به گیاهان دارویی بسنده کنید

...قبل از شروع مسابقات تورنمنت نخبگان اربابان روح

.در سریعترین زمان ممکن باید همگی به سطح 40 برسیم

.ما فقط یک هدف داریم

.و اون هم، پیروزی در مسابقاته

.بله، پیروزی

ژیائو-سان

یه لحظه باهام بیا

باشه

.استاد اعظم میخواد با ژیائو-سان حرف بزنه

یکمی نگرانم

میرم ببینم چخبره

باوشه

استاد، شما راجب اعقاب من خبر دارید؟

.میدونم، یا بهتره بگم، میدونستم

چی؟

تعجب نکن

،وقتی به آکادمی نودینگ اومدی من تو رو به عنوان شاگرد پذیرفتم

.اونم بخاطر اینکه متوجه شدم تو دارای دو سلاح روحی هستی

...ولی مطمئن نبودم که

.ممکنه سلاح روحی بعدیت پتک آسمان پاک باشه

.تا اینکه روزی پدرت به ملاقات من اومد

...چونکه

.میخوام ژیائو-سان رو به شما بسپرم

.اون پسرمه

!این نشان بالاترین رتبه سلاح روحیه

بله

.در اون لحظه هویت پدرت رو فهمیدم

.اون مشهورترین مبارز سرزمین، و همچنین سرمشق من

جوانترین دولو، تانگ-هائو

.دولوی فرقه آسمان پاک

دولوی فرقه آسمان پاک؟

درسته

.قبلا از اون موقع، شخصا هرگز پدرتو ملاقات نکرده بودم

.ولی ازم خواست که مراقب تو باشم

.این نشان هم، تنها شش عدد ازش وجود داره

.که به دو بخش تقسیم شده

.بخش اولش رو سه دولو از معبد اروح در اختیار دارن

...و بخش بعدیش

.به سه دولو در هفت قبیله بزرگ داده شده

...شمشیر نماد دولوی شمشیر خاندان هفت برج شیشه

.اژدها نماد خاندان اژدهای رعد آبی یعنی همون خاندان من

.و پتک نماد خاندان پتک آسمان پاک

،خاندان پتک آسمان آبی دارای دو نفر دولو میباشد .دو برادر تانگ-هائو و تانگ-ژیائو

.در زمان خودشون، تمامی سرزمین را به لرزه در آورده بودند

.حدود 13 سال پیش پدرت به رتبه دولو دست یافت

.و در اون زمان فقط 44 سال داشت

.بر اساس شایعه‌ها، اون تونسته بود به تنهایی به سطح 90 برسه

.و موفق به شکست دو تن از دولوهای معبد روح شده

...دو نفری که پدرت باهاشون درگیر شد

.دولوی مینای بهشتی و دولوی استخوان بودند

چرا پدرم با دو نفر با عنوان دولو درگیر شده بود؟

...گویا اسراری بین معبد اروح و فرقه آسمان پاک بوده

ولی چرا پدرم به دیدنم نمیاد؟

ژیائو-سان

...میتونم با اطمینان بهت بگم

.پدرت هرگز تو رو رها نکرده

چطور مگه؟

...راستش اینو فلندر شنیدم که

...وقتی تو به آکادمی اومدی، ژائو-جی باهات درگیر شده

.و میخواسته که امتحانت کنه

...و تو هم با سلاح‌های مخفی باهاش درگیر شدی

.و اونم بهت آسیب زد

درسته؟

اوهوم

فک نکردی که چرا انقد یهویی تغییر کرد؟

یادت نیست روز بعدش توی صورتش کلی بادمجون بود؟

...فلندر گفت که اون شب یکی با لباس سیاه اومد به آکادمی

.و با دست خالی حسابی دهنشو سرویس کرد

.و حتی از سلاح روحی هم استفاده نکرد

.و اون شخص پدرت بود

یعنی پدرم اومده بود به دیدنم؟

...اگه غلط نکنم

دلیل اینکه مستقیم باهات دیدن نکرده اولا به این خاطر بوده که نمیخواسته در روند تمریت اختلال ایجاد کنه

...و دوما میترسیده که بعد دیدن تو

.دیگه نتونه از پیشت بره

.معتقدم که تو الان باید به مسائل مهمتری برسی

...پدرم همیشه از دور مراقب منه

...اینارو بهت گفتم که درک کنی

اگه مسیر تبدیل شدن به ارباب روخی رو انتخاب کنی نباید متوقف بشی

...پدرت به کمک تو نیاز داره

.تو باید قدرتت رو به پدرت ثابت کنی

.اینجوری میتونی کمکش کنی

پدر، الان داری منو از سایه‌ها نگاه میکنی؟

.پس منم ناامیدت نمیکنم

...استاد، من هنوز دو سوال دارم

.بپرس سکسی

اول، میدونی مادرم کی بود؟

.راستش هویت مادرت یجورایی اسرار آمیز بود

.فک نکنم افراد زیادی ازش مطلع باشن

...ولی با توجه به ریشه نقره آبی

...میشه نتیجه گرفت که از خاندان مشهوری نبوده

.ریشه نقره آبی به عنوان یک سلاح روحی بی‌ارزش شناخته شده

...ولی ریشه نقره آبی تو یجورایی متفاوته

...استاد، راجب سوال دومم

چرا تو و پدرم به من اجازه نمیدید که سلاح پتک آسمانیم رو تمرین بدم؟

قسمت بعدی

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.