All language subtitles for Towa no Yuugure - 9

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

تیم زیرنویس انیم‌ورلد با افتخار تقدیم می‌کند

Tsuki | @AWsub

از بس پر نور و درخشان‌ـه که سردرد گرفتم

همینطور که به دوردست‌ها خیره شدم، داستانم شروع میشه

برای اینکه بتونم شایستگی تو رو داشته باشم

چند بار دیگه باید خودم رو تقویت کنم؟

تنها حقیقتی که واقعا اهمیت داره

یه احساس، احساس انکار نشدنی

دوستت دارم

مهم نیست چقدر طول بکشه

عزیزم، عزیزم

تویی که از همه برای من عزیز تری

امیدوارم که بهت برسن

احساساتم، احساساتم

بهت قول میدم نذارم تنهایی لحظات تلخ رو به دوش بکشی

تا ابد آماده‌ی اومدنت هستم

.ازت می‌خوام راجع‌به توواسا بهم بگی

-آکی

.ازت می‌خوام راجع‌به توواسا بهم بگی

تو می‌دونی، مگه نه؟

.که کجاست... و داره چیکار می‌کنه

.محرمانه‌ست

.دیگه نیازی به اینکار نیست

.الان به زور از زیر زبونت نمی‌کشم بیرون

.باید یه ایده‌ای داشته باشی

،بازم، اگه به هر دلیلی نمی‌تونی بهم بگی .باید بدونم چرا

.می‌خوام درمورد توواسا بدونم

.ولی به همون اندازه می‌خوام درمورد تو هم بدونم، یوگوره

...آکیرا

.بفرما

.قولمون رو یادت مونده بود

...آره، فکر کنم

آکیرا تو برام می‌بندیش؟

...ح-حتما

.من یه قولی به توواسا دادم

.که شاید یه روزی داستانش رو بهت گفتم

.رنگ دستبندهامون فرق می‌کنن

!دیگه نمی‌کشم

!اصلا کی روی دست‌گل این روبان مسخره رو دوست داره؟

.اشکالی نداره، تسلیم نشو .یه بار دیگه تلاش کن

،حتی تو این دوره زمونه .پیش‌کش کردن یه دسته‌گل برای خواستگاری ضروریه

!رسم دوست‌داشتنی‌ایه

...اصلا تو اینجا چیکار می‌کنی

!خوش می‌گذشت پس اومدم

.خانوم‌های زیبا همیشه قدمشون روی چشمای منه

.یه ذره هم عوض نشدی، یوکوراتا

از وقتی اوول رو ترک کردی مراقب خودت بودی؟

.چنتا آشنا دارم

شما همدیگه رو می‌شناسین؟

آمورو-اونه‌چان؟

ببخشید، ببخشید! تمومش کردی؟

!چه قشنگه

...نمی‌دونم یعنی این مامانی رو خوشحال می‌کنه

!نگران نباش

قراره همراه دسته‌گل اینو بهش بدیم، درسته؟

...آره

!شمادوتا

!جفتتون رایحه‌ی هنرمندا رو دارین

«رایحه؟»

!آره

.آمورو، تو بوی آرزومند و نستالژیک میدی

یعنی چی؟

به نظرت معنیش چیه؟

چی؟

.اوه، الان یادم اومد

چرا صورت تو و یوییامی با یوگوره مو نمیزنه؟

!خواهر من آخه؟ مسخرم نکن

اون از اوناشه که مسئولیت‌هاشو ول می‌کنه

!و میره ولگردی می‌کنه

.خانم، تا الان پنج بار اینو گفتید

...ببینیم و تعریف کنیم

،وقتی که به اومیا برسیم ...حالت رو جا میارم

!غیر از این دیگه عضو اوول بودن چه فایده‌ی لعنتی داره؟

.اون رو هم ششمین باره که میگید

...اون قیافه ی مغرورش حالمو بهم میزنه

.دلم برای این بیچاره‌ها می‌سوزه

دلم می‌خواست به هرکدوم ...ظاهر منحصر به فردی بدم

.می‌دونم

...متأسفم

.ولی، شماها امید بشریت هستید

...و مهم‌تر از همه اینکه، شماها دخترهای من هستید

.که یعنی امید من هم هستید

!داری میگی که توواسا غیبش زده؟

!چرا؟

.نمی‌دونم

.انگار فقط یوگوره رو با خودش برده

،مثلا قراره ما باهمدیگه خواهر باشیم پس چرا اون ما رو ول کرد؟

...باید همون‌موقع می‌فهمیدم

.شاید به خاطر اینکه خواهرید پیچیده‌تر از این حرفاست

.یه‌جوری حرف می‌زنی انگار همه‌چیز رو می‌دونی

،و بازم خیلی بیخیال اینجا وایسادی .تو هم داری از مسئولیت‌هات شونه خالی می‌کنی

.خانم، فکر کنم زیادی نوشیدین

!کاستا

!بهم اجازه بده یبار دیگه باهات پیمان ببندم

تو تنها کسی هستی که من !تا آخر عمرمون عاشقش هستم

!می‌دونم که از دست من خسته شدی

!ولی، خواهش می‌کنم

.اصلا متوجه نیستی

چی؟

مامانی؟

چی گفتی؟

«.گفتم، «ممنونم

!نقشه‌مون موفقیت آمیز بود

،من که نمی‌دونم چه خبره !ولی مبارک باشه

!براتون آرزوی خوشبختی می‌کنم

واقعا بودن کنار کسایی که دوستشون داری عالیه، نه؟

...سختمه که اینطوری ببینمشون

،هروقت اینطوری می‌بینمشون، دهنم قفل میشه ...نمی‌تونم بهشون بگم که منم مثل همیشه راه بدن

جای من کجاست؟

مامانی؟

جانم؟

من، ام... می‌خواستم به آشتی کردنتون کمک کنم .پس این نقاشی رو از همه‌مون کشیدم

ولی چند لحظه پیش که صورتت رو .دیدم باید عوضش می‌کردم

.خوبه که تو با مامانی آشتی کردین

به نظرت به خاطر دسته‌گل پرتقالی بود که جواب داد؟

.ای بابا... بابایی تو هیچی نمی‌دونی

،خب، نباید اینو بهت بگم .ولی مامانی چیزای ترش دوست نداره

چی؟

.فقط خودت فکر می‌کردی که اون پرتقال دوست داره

،ولی مامانی از اون موقع یه راز نگه‌ش داشته .چون فکر می‌کرد که این طرز فکرت نازه

و-واقعا؟

!واقعا

پس با اینکه از چیزای ترش بدش میاد !پرتقال دوست داره

.دوستش داره با اینکه ازش متنفره مامانی بامزه‌ست نه؟

الان از بابایی بدت میاد؟

.نه، بدم نمیاد

...بابایی رو

.واره رو دوست دارم

مامانی؟

.ببخشید

.من برمی‌گردم به صندلیم

...کالئو

آمورو-اونه‌چان؟

.مامانی داشت گریه می‌کرد

.تقصیر این نقاشیه که من کشیدم

!نه، نیست

!تو نقاشی خیلی مهمی کشیدی، کالئو

.که حقیقت رو بهش نشون داد

حی اگه دردناک باشه، نمی‌تونه تا ابد !وانمود کنه که هیچ مشکلی نیست

...پس

تو هم همینطوری؟

میای یکم قدم بزنیم؟

.من نمی‌تونم ببخشمت

.تو بهم دروغ گفتی که فقط به من عشق می‌ورزی

.و به دروغ گفتن ادامه دادی

،پیمانی که اون روز باهام بستی دروغ بود .و من نمی‌تونم ببخشم

.می‌دونم که خودت پشیمونی .ذهنم خوب می‌دونه

.ولی اینطوری نمیشه

.هیچ‌جوره نمی‌بخشمت

.اولین باره می‌بینم که اینطوری صدات رو بالا می‌بری

از این به بعد، دیگه نمی‌خوام .کسی به جای من صحبت کنه

.من و بچه‌ها ایستگاه بعد پیاده میشیم

.ما به سندای برمی‌گردیم

...که اینطور

.باشه

.متوجهم

.عاشقتم

.منم، همینطور. منم عاشقتم، واره

من واقعا همچین قیافه‌ای گرفته بودم؟

سر و کلّه زدن با یوگوره ...تا وقتی که توواسا اینجا نیست

.تازه احساسات آمورو هم هست

من اصلا پیش اونا جلوی خودم رو می‌گیرم؟

...عجب نامردی‌ام

...پس تصمیم گرفتن راهشونو از هم جدا کنن

!نه، نمی‌خوام

.ولی می‌گفت که دوستش داره

.شاید واسه همین بوده که نمی‌تونسته ببخشه

میگم، اگه یه‌نفر که تو بهش اهمیت میدی بهت دروغ بگه، آکیرا تو چیکار می‌کردی؟

!آمورو-اونه‌چان

کالئو؟

.بفرما

این منم؟

.آمورو-اونه‌چان، وقتی می‌خندی خوشگل تری

!مرسی. خوب ازش مراقبت می‌کنم

.نگران نباشین، دوباره همدیگه رو می‌بینین

!شما رفیق‌هایی هستین که رایحه‌تون یکیه

از این به بعد بازم یه‌عالمه نقاشی بکش، باشه؟

!مطمئنم که کارت خیلی بهتر میشه

!باشه

!بعدش کالئو می‌تونی همه‌ی نقاشی هایی که کشیدی رو نشونم بدی

!آره

خانم؟

.به زودی به اومیا می‌رسیم

مطمئنید که می‌خواید وقتی رسیدیم مست باشید؟

اومیا

!اومیا! اومیا

!ایستگاه آخر: اومیا

واقعا می‌خواین بجنگین؟

.خودش بود که شروعش کرد

-یوگوره

.سعی نکن متوقفشون کنی

!چرا نکنم؟! مگه تو خواهر بزرگ‌ترشون نیستی؟

.من صرفاً یه تماشاگر هستم

.یوییامی هم نقش خودش رو ایفا می‌کنه

،هرچی نباشه .یه دلیلی برای جنگیدن با یوگوره داره

دلیل؟

.یوگوره

.من تو رو به اوول می‌برم

!امتحان کردنش مجانیه

!بیا ببینم

!در نرو

!فقط فرار کردن بلدی

.چون من برخلاف بعضیا از سرم کار می‌کشم

!بعضیا؟

!می‌دونستم امتحانش می‌کنی

!حقه هات رو مثل کف دستم می‌شناسم

!و تو هم مثل همیشه با قدرتت مسخرم می‌کنی

!دستت بهم نمیرسه

!نوبت منه

!یوگوره

فقط بشینیم نگاه کنیم؟

.با این روند، یکی‌شون تبدیل به آهن‌قراضه میشه

.احتمالش هست که همدیگه رو نابود کنن

!نه

!یوگوره

!خیلی سمجی نه؟

!جلوی من حواست پرت نشه

!نمی‌تونه کاری جز فرار کردن بکنه

.نمی‌دونم، اصلا معلوم نیست

!نمی‌خوای تسلیم بشی؟

!ای... کله‌خر لعنتی

!خفه شو

.بازی تمومه

حالا شکستت رو قبول کن !و بگو توواسا کجاست

.واسه همینه که بهت میگم کله‌خر

!چی گفتی؟

!وقتی داشت اینور و اونور میرفت همه‌جا تله گذاشت

...یوییامی

حتی یکی با قدرت تو هم یه مدت .بعد از اون نمی‌تونه سرپا وایسه

ازت می‌خوام قسم بخوری دیگه .با من و توواسا کاری نداری

...وقتش شده که

.فراموش کنی و ادامه بدی

...تو... حق نداری... حرف بزنی

!تو با توواسا غیبت زد و به هیچ‌کس نگفتی

!یوگوره

،اگه همکاری نکنی .مجبورم یه‌جور دیگه برخورد کنم

.هسته‌ت رو از بین می‌برم

!نه، نکن

!لطفا بس کن

!یوگوره، نه

!آکیرا

...آکیرا

الان چی شد؟

.تو محدودکننده رو غیرفعال کردی

محدودکننده»؟»

!آکیرا، لطفا بهش گوش نده

محدودکننده چیه؟

...یه ویژگی اصولی‌ـه .که همه‌ی اندرویدها دارن

اندرویدها؟

من... اندرویدم؟

.می‌دونستم که خودت خبر نداری

چی؟

.حتما تا الان فهمیدی که یه جای کار می‌لنگه

.فقط داشتی خودتو به اون راه می‌زنی

خودمو به اون راه می‌زدم؟

...پس، یعنی من

من... اصلا انسان نبودم؟

...آ-آکیرا

.واقعا که از تو ظالم تر نداریم

،تو می‌دونستی که انسان نیست و این همه مدت ازش مخفی نگه داشتی؟

!خفه شو

...یوگوره، تو هم می‌دونستی

چرا بهم نگفتی؟

-آکیرا، یه دلیلی هست که من

!آخه چه دلیلی؟

!این همه وقت باهمدیگه گذروندیم

!تو هزارتا فرصت داشتی تا بهم بگی

!پس چرا نگفتی؟

...آکیرا

.من می‌خواستم بشناسمت

.من می‌‌خواستم کاملا درک کنم .حسم این بود

!و فکر می‌کردم بالاخره داریم باهم کنار میایم

-آکیرا، گوش کن. من

.زحمت نکش

...میگم

،اگه یه نفر که بهش اهمیت میدی بهت دروغ بگه آکیرا تو چیکار می‌کردی؟

!آکیرا؟ آکیرا

.دیگه نمی‌خوام حرفات رو بشنوم

من اندرویدم؟

پس این خاطرات از کجا میان؟

این یعنی من تقلبی‌ام؟

،یعنی این احساسات ...همه‌ی افکارم

.مصنوعی هستن

من برای چی داشتم دنبال توواسا می‌گشتم؟

،اگه من آکیرا هیمگامی نیستم ...پس این سفر

.بی‌فایده بود

!آکیرا

...آکیرا! بهم گوش کن

!بذار بهت توضیح بدم

چرا؟

!تو حتی بهم نگفتی که اندرویدم

چون فکر می‌کردم که اگه فقط بهت اطلاعات حقیقی بگم

.نمی‌تونی واقعیت رو درک کنی

...با عقل جور درنمیاد

...آکیرا

!من تقلبیم

!هیچ دلیلی برای وجود داشتن ندارم

.لطفا... این حرفو نزن

.باشه

.بهت میگم. بهترین قابلیتم رو

.که چه اتفاقی برای جهان افتاد

.تو کی هستی، من کی هستم

...و

.حقیقت ماجرای توواسا و آکیرا

پیش‌نمایش

قسمت ۹

نگاهی به گستره‌ی

اتفاقات گذشته

راه‌آهن ملّی اوول

توکیو

اویاما

قسمت ۱۰

بعدظهر طولانی آن دو

k

i

ki

r

a

ra

k

i

ki

r

a

ra

m

a

ma

b

u

bu

s

h

i

shi

k

u

ku

t

e

te

m

e

me

m

a

ma

i

i

t

o

to

o

o

k

u

ku

w

o

wo

m

i

mi

t

t

s

u

su

m

e

me

r

u

ru

y

o

yo

k

o

ko

g

a

ga

o

o

w

a

wa

i

i

m

a

ma

f

u

fu

s

a

sa

w

a

wa

s

h

i

shi

i

i

h

i

hi

t

o

to

n

i

ni

n

a

na

r

u

ru

t

a

ta

m

e

me

n

i

ni

a

a

t

o

to

n

a

na

n

n

d

o

do

a

p

ap

p

u

pu

g

u

gu

r

e

re

d

u

du

s

u

su

r

e

re

b

a

ba

i

i

d

a

da

o

o

r

u

ru

y

u

yu

g

e

ge

n

n

j

i

ji

k

o

ko

d

a

da

i

i

j

i

ji

n

a

na

k

o

ko

t

o

to

w

a

wa

t

a

ta

s

h

i

shi

k

a

ka

n

a

na

f

f

e

e

e

e

l

l

i

i

n

n

g

g

f

f

e

e

e

e

l

l

i

i

n

n

g

g

k

i

ki

m

i

mi

g

a

ga

s

u

su

k

i

ki

d

o

do

n

n

n

a

na

n

i

ni

t

o

to

k

i

ki

k

a

ka

k

a

ka

t

t

t

e

te

m

o

mo

d

d

a

a

r

r

l

l

i

i

n

n

g

g

d

d

a

a

r

r

l

l

i

i

n

n

g

g

s

a

sa

i

i

a

a

i

i

n

o

no

h

i

hi

t

o

to

y

o

yo

t

t

s

u

su

t

a

ta

w

a

wa

t

t

t

e

te

r

u

ru

n

o

no

w

a

wa

f

f

e

e

e

e

l

l

i

i

n

n

g

g

f

f

e

e

e

e

l

l

i

i

n

n

g

g

k

u

ku

r

u

ru

s

h

i

shi

i

i

t

o

to

k

i

ki

w

a

wa

s

a

sa

s

a

sa

e

e

r

a

ra

r

e

re

r

u

ru

t

a

ta

d

a

da

s

h

i

shi

i

i

y

o

yo

k

o

ko

k

o

ko

n

i

ni

s

o

so

n

a

na

e

e

t

e

te

o

o

k

u

ku

k

a

ka

r

a

ra

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.