All language subtitles for Towa no Yuugure - 7

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

...این کلید

از سشات-سانِ کتاب‌دار کش رفتیش؟

چیشده حالا؟ .بعدا که ازش معذرت خواهی کردم منو می‌بخشه

.و اینکه، امشب باهاش قرار دارم

.که باعث میشه جست و جوی تو خیلی آسون تر باشه

چرا اینقدر کمکمون می‌کنی؟

.چون که منم مشتاقم چیزی که شما دنبالشید رو ببینم

.پس ما ازش استفاده می‌کنیم

مگه نه؟

.خوب بلدی کار رو جمع کنی، آمورو

.بعید بدونم دوباره همچین فرصتی گیرمون بیاد

.حرف خوبیه

!خیلی‌خب .ممنون که بهمون قرضش دادی

.هنوز چند ساعت تا شب مونده

.شاید بهتر باشه اول یه سری به بازار زیرزمینی کتاب بزنید

بازار زیرزمینی کتاب؟

اگه دنبال یه کتاب کمیاب می‌گردی .اول باید یه سری به اونجا بزنی

.و، با این حساب، من دیگه میرم خونه

چی؟ تو باهامون نمیای؟

.به یه برنامه‌ی بی‌نقص برای قرارم نیاز دارم

!خب دیگه موفق باشید

.شاید بهتر باشه زودتر بلیت‌هامون رو بگیریم

آمورو، هیچ‌کدوم از کتاب‌داستان‌های مامان‌وبابات رو پیدا نکردی؟

می‌دونستی که دنبالشونم؟

.معلومه

مگه به هم قول ندادیم؟

.که باهم دنبالشون بگردیم

!از دست شما

یوگوره؟

...ای بابا

.خب. جفتتون. از این طرف

!...ه-هی، یوگوره

چه اتفاقی افتاده؟

.نباید با افرادی که نزدیکمون شدن مواجه بشیم

...منظورت

.یوییامی و هاکوبو

اینجا چیکار می‌کنن؟

!کی؟ بذار ببینم

حتما به کلّی شهر سر زدن

حتما به کلّی شهر سر زدن

مطمئنی که یوگوره

.و فهمیدن که به سمت شمال میریم

یه جایی تو این شهره؟

.سندای اولین ایستگاه‌ تو مسیرمون به توکیوـه

.من نقش طعمه رو بازی می‌کنم و راهشونو گم می‌کنم

فکر خوبیه؟

.اونطوری می‌تونیم از جنگیدن اجتناب کنیم

...یوگوره

ببخشید که دیگه نمی‌تونم کمکت کنم .تا دنبال کتاب‌داستانهات بگردی

.آکیرا، آمورو-سان رو به تو می‌سپرم

.فهمیدم

.مواظب باش

،حتی اگه هتل‌شون خیلی داغون بود .بازم یه اتاق دوخواب بگیرید

-فکرای بد به سرتون ن

!نمیزه

...یوگوره

،و اگه اشکالی نداره .واسه من هم بلیت بگیرید

.پرداخت نکردن کرایه خلاف اصول منه

!هاکوبو! یوگوره‌ست؟

.آره

...ولی همچین رفتاری ازش بعیده

!نباید فرصتمون رو از دست بدیم

!بزن بریم

!ببخشید

!برای توکیو بلیت می‌خواستیم، لطفا

.حتما سوار چه ماشینی میشید؟

.سواری درجه-سه تنها چیزی بود که پولشو داشتیم

...سوار قطار شدن خیلی گرون درمیاد

.خداروشکر که تونستیم سه تا بلیت جور کنیم

...جلوتر شاید مجبور بشیم دنبال کار بگردیم

.ای بابا، این حرفهای بدبینانه فایده‌ای ندارن

!اونجا رو ببین

هوی-

!یه شهر کوچکی عجیبه

!آکیرا، خیلی باحاله

!وای، چه منظره ای

کدومو دوست داری، آکیرا؟

...تا حالا درمورد اینا نشنیده بودم

چه نوع مرغ و ماهی هستن؟

،مرغ مرغه !ماهی هم ماهیه دیگه

پس چطوره از جفتش بگیریم؟

!آره

چطوره؟

.خیلی گشاده

این یکی چطور؟

.زیادی شیکه

...این یکی خیلی تنگه

!آکیرا، اونا رو ببین

.قشنگن

!بیا ست کنیم

!من زردم، تو قرمزی، یوگوره هم آبیه

پولمون اندازه‌ست؟

.اگه هرسه‌تا رو بخرین بهتون تخفیف میدم

...عمو

چقدر تخفیف میدی؟

!نازه

...خانوم کوچولو، یه روزی سی-هلر خیلی خوبی میشی

.خوب قدرشو بدون

به‌ چی می‌خندی؟

!آخه خیلی خوشحالم

!بدو، بیا مغازه‌های بعدی رو هم ببینیم

!حالا دیگه کاملا آماده‌ی رفتنیم

به لطف تو خرید خوبی نصیبمون شد.

!این چیزا رو بسپر به خودم

ف-فراموش کن چی شنیدی!

.فکر کنم دیگه وقت ناهاره

نگران یوگوره‌ای؟

.خب... آره، یکم

.اون دوتا حسابی بوی دردسر میدادن

عاشق یوگوره هستی؟

!این دیگه چه حرفیه؟

.آخه، مگه شما با همدیگه قرار نداشتین

...دیدن اینکه تو با یوگوره بدون من وقت بگذرونین

.یخورده سخت بود

.وقتی سه‌تایی باهم‌دیگه هستیم بیشتر بهم خوش می‌گذره

...آمورو

...تو می‌خوای با این توواساـه ازدواج کنی

...یوگوره می‌خواد با تو ازدواج کنه

...و منم می‌خوام با تو و یوگوره ال‌سی کنم

،نمی‌دونم توواسا-سان چجور زنیه

،اما اگه عاشقته .حتما آدم خوبیه

،اگه این چیزیه که تو می‌خوای، آکیرا

.من مشکلی ندارم که چهارنفری ال‌سی کنیم

.نکته رو نگرفتی، آمورو

...چیزی که من بهش عادت دارم

...اون ازدواجی که من می‌خوام

.فقط بین من و کسی که بیشتر از همه عاشقشم هست

...بازم همین حرفا

...یوگوره هم همینو بهم می‌گفت

.آکیرا، من تو و یوگوره رو به یه اندازه دوست دارم

...آمورو

...من

!ببخشید، فراموشش کن

!آکیرا، ببین

!شاید واقعا اینجا پیداشون کردیم

.راست میگی

...ممکنه همین باشه

!هی، آکیرا-کون

اوبورو-سان؟

شما همچین جایی چیکار می‌کنید؟

مسافرکشی زیاد نمی‌صرفید!

.الان دارم یه مغازه‌ی کتاب دست دوم فروشی رو می‌گردونم

خب، دنبال چی می‌گردی؟

.دنبال یه سری کتاب ممنوعه می‌گشتم

!کتاب ممنوعه؟

!صداتو بیار پایین

کتاب ممنوعه؟

گفتش «کتاب ممنوعه»؟

.آره، من شنیدم گفت «کتاب ممنوعه»

.اون بچه قطعا گفتش «کتاب ممنوعه»

...ای-این‌همه آدم از کجا اومدن

!اون حرومزاده‌های اوول خیلی عوضی هستن

هرچی کتاب ممنوعه که خودمون و پاره .کرده بودیم تا جمع کنیم رو گرفتن و بردن

!تا دونه‌ی آخرشو ازمون گرفتن

.یه عالمه ازشون بهمون هجوم اورده بودن

واقعا؟ همچین بوده؟

.قبل از اینکه تو به این شهر حرکت کنی اتفاق افتاد، اوبورو

.پس حتما همین تازگی‌ها بوده

جدا؟

یعنی که دیگه چیزی برات نمونده؟

اون...؟

!یه کتاب که تونستم از هجوم نجاتش بدم

...این یکی هم نه

...فکر نکنم اینجا باشن

...چه بد

الکی امیدوار شده بودی، نه؟

برام سواله که کتاب هایی که بردن آخرش به کجا میرسن؟

!خب معلومه که تو کتاب‌خونه

.آهان

.آره

اون کتاب‌خونه‌هه؟

.اون کتاب‌دار عینکی خوشگلشون

.اون مسئول نظارت روی هجوم بود

اون انبار ممنوعه‌ی داخل کتاب‌خونه؟ .جای بزرگیه

...انبار ممنوعه

شنیدم که چیزای غیرقانونی رو اونجا نگه میدارن,

.کنار کتاب هایی که می‌خوان بسوزونن

بسوزونن؟

یعنی واقعا می‌ندازنشون تو آتیش؟

.احتمالا کارشون تمومه

.اون هرزه‌ی عینکی وسواس شدیدی روی کتاب‌ها داره

.واسه اون، آتیش زدن کتاب به تلخی کشتن معشوقشه

،که‌یعنی، به جای آتیش زدنشون

.احتمالا زیر نظارت امنیتی نگهشون‌ میداره

.پس کتاب‌خونه بهترین فرصتمونه

!دقیقا

.ای وای من

.خورشید هنوز حتی غروب هم نکرده

.من مست نشدم

...باید زودتر برم

.کتاب‌هایی هستن که منتظرن تا خونده بشن

...چقدر حیف

چطوره امشب یه برگه از کتاب من رو بخونی؟

فکر کردی می‌تونی قبل از تموم شدن شب من رو تمام و کمال بخونی؟

.مگه نمیدونی خوندن تخصص منه

...فقط یه‌دونه تخت داره

.اقتصادی‌ـه

.تخت مال تو

!مرسی

وقت رفتن که شد من رو بیدار کن، باشه؟

.باشه

.سریع هم خوابش برد

.بیا، پسر. اینو بگیر

مطمئنی؟

.حتی وقتی تعطیل کردن نگهبانا سرکارن

.مواظب خودت باش

.ببخشید، آمورو

.وقتی پیداشون کردم برمی‌گردم

!حالا

!آکیرا

!چرا بیدارم نکردی

!خطرناکه !و یوگوره هم که اینجا نیست

!معلوم نیست که تنهایی بتونم هواتو داشته باشم یا نه

...ای‌بابا

!تو که نمی‌دونی کدوم کتابا برای مامان و بابای من هستن

!من هم باید باهات بیام

اگه تو دردسر افتادیم فرار می‌کنیم، باشه؟

!باشه

...انبار ممنوعه از این طرفه

.تونستیم بدون دیده شدن خودمونو برسونیم

.آره. شانس اوردیم

!ششش

...این در، نکنه

قفل دیجیتال؟

مگه پردازش دیجیتال ممنوع نشده بود؟

...یه کارت‌کلید می‌خواد

کارت‌کلید؟

!ششش

اینه؟

!بعضیا مدیریت بلد نیستن

! واقعا باز شد

صدای چی بود؟ کسی اینجاست؟

!آکیرا

!می‌دونم

!یه لحظه صبر کن

!باز شد

.که اینطور. در هل دادنی بود

...حتما خیالاتی شدم

.ببخشید

.چه صدای ناسپاسی

چیزی شده؟

،یوکوراتا-ساما

شبی که با شما گذروندم مثل یه قصه .از یه کتاب داستان بود

.با این حال، این منم که روی کتاب‌ها سلطه دارم

.یه چیزی در رابطه با اون در خاص به نظر میاد

پس، شاید...؟

کسی اینجاست؟

!کی اونجاست؟

چیکار کنیم؟

آمورو؟

!وایسا

چه خبرته؟

!متأسفم

یه دختر کوچولوی‌ گم‌شده؟

!بزن بریم

!اوه، بدک نبود

!اوه، بدک نبود

!بسته! ولم کن

یه خوراکی کوچیک از طرف بالادستیا؟

!بسته! ولم کن

یه خوراکی کوچیک از طرف بالادستیا؟

!آکیرا

مرد؟

.نه، فقط بیهوش شد

آخیش، خوب شد که اون کلاس‌های جودو رو برداشتم

این اتاق دیگه چیه؟

.ظاهراً متعلق به یه نفره

.آره. مثل یه دفتر شخصی

.زدیم تو خال کتاب‌هایی که تو این اتاق هستن

.شک ندارم همه‌شون ممنوعه هستن

...می‌دونی،‌ چند لحظه قبل

.تو من رو یاد بابام انداختی

بابا؟

.آره

...بابام معمولا، رفتارش صمیمانه‌ بود

،ولی اگه اتفاقی برای من یا مامانم می‌افتاد .خیلی قوی و سرسخت میشد

.خیلی... خفن بود

پرنده‌ی درون قلبت

!فرار کن، آمورو

!و پشت سرت رو هم نگاه نکن

...مامان

!اینجان! بچه هم باهاشونه

!اینجان! بچه هم باهاشونه

!مامان

!اینجان! بچه هم باهاشونه

بابا؟

!بدو، آمورو

!دوستت دارم، آمورو

!خفه شو

بابا! مامان!

.آکیرا... ممنون که نجاتم دادی

.حرفشم نزن

می‌تونی به جاش از برنامه‌ی درسی قدیمیم تشکر کنی.

برنامه‌ی درسی؟

.چیزایی که تو مدرسه یاد می‌گرفتم

.توواسا کارش تو این زمینه اصلا تعریفی نداشت

توواسا-سان چجور زنی بود؟

شبیه یوگوره بود، مگه نه؟

.فقط صورتش

...توواسا

.مثل یه پرتو از آفتاب بود

آفتاب؟

.هروقت که اون بود همه‌چیز درخشان تر میشد

...به طرز باورنکردنی‌ای بااستعداد بود .و یخورده هم افکارش به‌هم‌ریخته بود

.حالت صورتش می‌تونست تو یه لحظه کلّا عوض بشه

.آکیرا، عاشقتم

یجوری شد، نه داوُ؟

!هاپ

آکیرا؟

.نه، چیزی نیست

این چیه؟

!توواسا اوماگی

مروری بر پروژه‌ی ال‌سی

توواسا اوماگی

.پیداش کردم

!ت-تف توش

!تکون بخور

.چند ساعتی میشه که کتابخونه تعطیل شده

!دستای کثیفتون به هیچی نخوره

!بدو برو درخواست نیروی کمکی کن

!چ-چشم

...خب

.باید یه درس به بچه‌های شیطونمون بدم

!داشتید با عزیز دردونه‌های من چه غلطی می‌کردید؟

!چی‌های تو؟

مگه همین الان بهشون نگفتی عزیز دردونه؟

.تک تک کتاب‌ها عاشق من هستن

نمی‌ذارم یه مشت دون‌مایه‌ی چندش‌آور بهشون دست بزنه

...پس اگه مال من نباشن

!مال هیچ‌کس نیستن

! کتاب‌داستان‌های مامان و بابام

!مثل اینکه این کوچولوها بیشتر من رو دوست دارن

...خواهش می‌کنم! فقط کتابا رو بده به ما و

نشنیدی چی گفتم؟

.تمام کتاب هایی که اینجان دلباخته‌ی من هستن

...نمی‌خوام کسی دستش بهشون برسه

.‌‌..اوه، و هنوز هم

!نمی‌فهمی چرا اذیت میشم؟

دیدن اینکه هرروز مردم دستای چسبناک و کثیفشون رو به عزیزای من می‌زنن...

!حالم رو به هم می‌زنه

جدا شدن معشوقه‌هام از من

!مثل تیکه تیکه شدن قلبم می‌مونه

.من ترس از دست دادن چیزهای مهم رو درک می‌کنم

اون کتاب‌ها؟ .اونا برای من و آمورو اهمیت دارن

!پس لطفا

!هی، خانوم

...کتاب‌ها رو رد کن بیاد .وگرنه همه‌شون رو به آتیش می‌کشم

!چی؟

همه‌ی کتاب‌هایی که اینجان برات اهمیت دارن، درسته؟

!نکنه می‌خوای دود بشن برن هوا؟

.و-ولی اگه این کارو کنی، کتاب‌های خودتم از دست میدی

!پس زودباش اونا رو بده به ما

!دارم بهت میگم که اینجا آتیش باز ممنوعه

!وای خدا

!نه! نه

!نــــــــــه

...دست خالی از اونجا برنگرد

.آکیرا هیمگیمی-کون

آمورو! حالت خوبه؟

!سفت بچسب

...ب-باشه

!باید زودی از اینجا بزنیم بیرون

...ولی کتاب‌هامون

!عقلتو از دست دادی؟ تو زخمی شدی

.و اینجا هم کارش تمومه

!نه... ببین

!هنوز آتیش نگرفتن !اگه سریع باشیم می تونیم بهشون برسیم

!ولی

.تا الان هم خیلی به من کمک کردی

.برو کتاب‌های توواسا-سان رو بردار

.باشه

پیش‌نمایش

فوکوشیما

کُریاما

شیراکاوا

کورُسیو

یایتا

اوشینومیا

اویاما

اومیا

توکیو

قسمت ۷

ترانه‌های کاغذی

سردسته‌ی نورسیده

مرغ

و گوجه

ماهی

روغنی

مهندسی

الکتریکی

عصر آرشیو دیجیتال

BDA دفترچه راهنمای

هوش مصنوعی مولد

سواد دیجیتال

کامپیوتر

امنیت کامپیوتر

مهندسی الکتریکی

نقشه‌ی ساختمان کتاب‌خانه‌ی سندای

مروری بر طرح ال‌سی

توواسا اوماگی

مروری بر طرح ال‌سی

توواسا اوماگی

خون استثنایی

خون استثنایی

مروری بر طرح ال‌سی

خون استثنایی

قسمت ۸

پرستوی خیانت‌کاری بر افق اقیانوس سقوط می‌کند

تیم زیرنویس انیم‌ورلد با افتخار تقدیم می‌کند

Tsuki | @AWsub

از بس پر نور و درخشان‌ـه که سرم گیج رفته

همینطور که به دوردست‌ها خیره شدم، داستانم شروع میشه

برای اینکه بتونم شایستگی تو رو داشته باشم

چند بار دیگه باید خودم رو تقویت کنم؟

تنها حقیقتی که واقعا اهمیت داره

یه احساس، احساس انکار نشدنی

دوستت دارم

مهم نیست چقدر طول می‌کشه

عزیزم، عزیزم

تویی که از همه برای من عزیز تری

امیدوارم که بهت برسن

احساساتم، احساساتم

بهت قول میدم نذارم تنهایی لحظات تلخ رو به دوش بکشی

تا ابد آماده‌ی اومدنت هستم

k

i

ki

r

a

ra

k

i

ki

r

a

ra

m

a

ma

b

u

bu

s

h

i

shi

k

u

ku

t

e

te

m

e

me

m

a

ma

i

i

t

o

to

o

o

k

u

ku

w

o

wo

m

i

mi

t

t

s

u

su

m

e

me

r

u

ru

y

o

yo

k

o

ko

g

a

ga

o

o

w

a

wa

i

i

m

a

ma

f

u

fu

s

a

sa

w

a

wa

s

h

i

shi

i

i

h

i

hi

t

o

to

n

i

ni

n

a

na

r

u

ru

t

a

ta

m

e

me

n

i

ni

a

a

t

o

to

n

a

na

n

n

d

o

do

a

p

ap

p

u

pu

g

u

gu

r

e

re

d

u

du

s

u

su

r

e

re

b

a

ba

i

i

d

a

da

o

o

r

u

ru

y

u

yu

g

e

ge

n

n

j

i

ji

k

o

ko

d

a

da

i

i

j

i

ji

n

a

na

k

o

ko

t

o

to

w

a

wa

t

a

ta

s

h

i

shi

k

a

ka

n

a

na

f

f

e

e

e

e

l

l

i

i

n

n

g

g

f

f

e

e

e

e

l

l

i

i

n

n

g

g

k

i

ki

m

i

mi

g

a

ga

s

u

su

k

i

ki

d

o

do

n

n

n

a

na

n

i

ni

t

o

to

k

i

ki

k

a

ka

k

a

ka

t

t

t

e

te

m

o

mo

d

d

a

a

r

r

l

l

i

i

n

n

g

g

d

d

a

a

r

r

l

l

i

i

n

n

g

g

s

a

sa

i

i

a

a

i

i

n

o

no

h

i

hi

t

o

to

y

o

yo

t

t

s

u

su

t

a

ta

w

a

wa

t

t

t

e

te

r

u

ru

n

o

no

w

a

wa

f

f

e

e

e

e

l

l

i

i

n

n

g

g

f

f

e

e

e

e

l

l

i

i

n

n

g

g

k

u

ku

r

u

ru

s

h

i

shi

i

i

t

o

to

k

i

ki

w

a

wa

s

a

sa

s

a

sa

e

e

r

a

ra

r

e

re

r

u

ru

t

a

ta

d

a

da

s

h

i

shi

i

i

y

o

yo

k

o

ko

k

o

ko

n

i

ni

s

o

so

n

a

na

e

e

t

e

te

o

o

k

u

ku

k

a

ka

r

a

ra

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.