All language subtitles for Towa no Yuugure - 11

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

تیم زیرنویس انیم‌ورلد با افتخار تقدیم می‌کند

Tsuki | @AWsub

!حالت خواب؟

!چیزیش نمیشه؟

!آکیرا دوباره بیدار میشه دیگه؟

.مطمئن نیستم

...آمورو

تو می‌دونستی که آکیرا یه اندروید بود، مگه نه؟

.وقتی که نذاشت اون گلوله به یوگوره بخوره فهمیدم

.آها

هی، یوگوره؟

ما الان قراره کجا بریم؟

سعی می‌کنم با اتصال به واحد پردازش مرکزی آکیرا .پیدا کنمش

.وقتی وصل شدم، تا چند روز خواب می‌مونم

.امکانش هست که تا چندین ماه چشم‌هاش رو باز نکنه

اینقدر طولانی؟

.سیگنال‌های محیط دچار اختلال شدن

!هاکوبو؟

.حالا دیگه هیچ‌کس اینجا رو نمی‌بینه

.هیچ حسگری هم پیداتون نمی‌کنه

می‌خوام برم برجک لیزر هم نصب کنم که وقتی خوابی

.کسی دستش بهتون نرسه

دنبال چی هستی؟

.به عنوان خواهر بزرگترتون شکست خوردم

.باید جلوتون رو می‌گرفتم

.ببخشید

...نه، اون

...اون ربطی به تو نداشت

.نه، به‌هرحال از کمکت ممنونم

می‌تونم روت حساب کنم؟

.معلومه

هی، هاکوبو؟

بله؟

تا کی قراره خواب بمونن؟

.معلوم نیست ...ممکنه چند روزی طول بکشه

.شاید هم سال ها

...سال ها

پس می‌خوام تا وقتی که بیدار بشن .ازشون مراقبت کنم

!مطمئن میشم که هیچ اتفاقی براشون نیافته

!یوگوره

!خداروشکر! خداروشکر

آکیرا چی؟

.صبح بخیر، آکیرا

.سلام، آکیرا

آمورو؟

!آره

!زودباش، بخورین بخورین

قسمت ۱۱

«گریه نکن»

:او گفت

!عجب ضیافتی

!مشتاق جشن گرفتن برای بیدار شدنتون بودم

!آفرین، آفرین

!پس تا دلتون می‌خواد بخورید

.ای بابا، تازه بیدار شدیما

-نمیشه که صورت‌هامون رو کثیف کنیم

!ایتاداکیماس

!آکیرا

!نباید همچین لقمه‌ی بزرگی برداری

...چی میشه؟ خب اندرویدم دیگه

!خوشمزه‌ست

.فکر کنم می‌تونم درکت کنم، یوگوره

،ما ساخته شدیم تا از انسان‌ها تقلید کنیم

پس میشه گفت که .باید کارهایی مثل خوردن رو انجام بدیم

.ربطی به سوخت یا چیز دیگه‌ای هم نداره

.دقیقا

!طعمش عالیه

.حس سرزندگی بهم میده

آره؟

.خب البته که فرق بزرگی دارم

...اینا رو ولش کن

نمی‌خوای از آمورو-چان تشکر کنی؟

!هاکوبو

.مثل همیشه یه خمار پرحرف و بیشعوری

اون دختر تمام وقتی که شما دوتا خواب بودید

!ازتون مراقبت کرد

!ازتون مراقبت کرد

.هـ-همین که بیدار شدید برای من کافیه

!حالیتون هست چه کارایی براتون کرده؟

.هـ-همین که بیدار شدید برای من کافیه

!حالیتون هست چه کارایی براتون کرده؟

.نه، بحث مهمیه

!می‌فهمم! حالا یه لحظه آروم بگیر

.نه، بحث مهمیه

!می‌فهمم! حالا یه لحظه آروم بگیر

اینکه ما صحیح و سالم بیدار شدیم

.به لطف توئه

.واقعا ازت ممنونم

.هفت سال و ۱۷۷ روز

.ما برای مدت خیلی زیادی منتظرت گذاشتیم

.نمی‌دونم چطوری ازت تشکر کنم

...هفت سال

،میگم که، من... وقتی که خواب بودم

یوگوره درمورد همه‌ی اتفاقاتی .که تو دنیا افتاد بهم گفت

.از جمله دلیلی که من، یه اندروید، ساخته شدم

.پس حالا دیگه حالم خوبه

.ببخشید که نگرانتون کردم

...شما دوتا این همه وقت باهم بودید

.میرم بازم آب بیارم

...منم باهاشون بودم

.اینطور فکر می‌کردم

.اما... ما واقعاً باهم نبودیم

محل سکونت یوگوره رو پیدا کردی؟

.متأسفانه نه

،اگه دوباره همدیگه رو ببینید یه جنگ دیگه راه میافته؟

.اگه لازم باشه، آره

خودت چطور؟

چی؟

تو چرا دنبالشی؟

مگه بهت نگفتم؟

.اون هدف نهاییم نیست

...بیشتر از اینهاست

.می‌دونستم که نباید بهت اعتماد کنم

.پس شما دونفر واقعا انسان نیستید

.نه

.یجورایی عجیبه

...که چقدر تو و یوگوره همیشه شبیه همدیگه‌اید

...درک نمی‌کنم چرا

چرا وقت ارزشمندت رو صرف ما دونفر کردی؟

...تو انسانی، آمورو

«.ما»

-هی

!چون که من عاشق تو و یوگوره هستم

-آمورو، من عاشق یوگوره

.می‌دونم

پس من چی؟

چی میشه که همونطور که یوگوره رو دوست داری منم دوست داشته باشی؟

...آمورو

...من

.ببخشید! بیا برگردیم

.اوه، برگشتن

شما دونفر. چیزی شده؟

چی؟ از طرف آکیرا هیمگیمی اصلی؟

هنوز زنده‌ست؟

.بله

،تو آزمایشگاه زیرزمینی خانه‌ی اوماگی

.اقداماتی رو به کار می‌گیره تا عمرش رو کش بده

...راستشو بخوای، می‌خواستم دیروز بهت بگم، اما

.از بس رفتی بالا که بیهوش شدی...

.می‌خواستم بگم

می‌خوای چیکار کنی، آکیرا؟

.میرم

،اگه آکیرا هیمگیمی رو نبینم .نمی‌تونم ادامه بدم

.پس منم باهات میام

.باشه، ممنون

.مطمئنم وقتی خانه‌ی اوماگی رو ببینی تعجب می‌کنی

-آخه، همین که سرجاش باشه هم عجیبه

.میگم، فکر کنم یادم رفت در چاه رو درست ببندم

.گریه کردن عیبی نداره‌ها

...یوکوراتا

.می‌فهمم چرا ناراحتی

من یه احمقم، نه؟ .که خودمو امیدوار کرده بودم

،که فکر کرده بودم، وقتی که بیدار بشن

همه می‌خندیم و به خوبی و خوشی .به یه ماجراجویی دیگه میریم

...ولی آکیرا و یوگوره

...زمین تا آسمون با قبل از به خواب رفتنشون فرق دارن

.نمی‌فهمم

چون که من مثل اونا نیستم؟

چون که فقط من بزرگ شدم؟

واسه همینه که نمی‌تونم منم یه بخشی از «ما»‌ی آکیرا باشم؟

چون که من... انسانم؟

می‌خوای مثل اونها بشی؟

چی؟

،اگه باهام بیای .می‌تونم تو رو به آرزوت برسونم

.آمورو هنوز برنگشته

...نه

،از دریچه‌های چشم‌های آمورو .دنیا باید جای قشنگی باشه

...آره

حتی شده یه‌بار، دلم می‌خواد .با چشم‌های اون دنیا رو ببینم

.معصوم و پرمحبت

یعنی وقتی داشته اون‌ها رو ...نقاشی می‌کرده چی فکر می‌کرده

.آکیرا

.واقعا قشنگه

منم؟

...آرزوی

...من

.چند لحظه میرم بیرون

.ولی تازه برگشتی

.ببخشید، اما کار مهمی هست که باید انجام بدم

.بدون من به سمت خانه‌ی اوماگی برید

بدون ما تو مسیر از پس همه‌چیز برمیای؟

.آره

.پس یه نقشه می‌کشم

.بفرما

کار مهم؟

کار مهم؟

.ممنون

مطمئنی که تنهایی چیزیت نمیشه؟

.ممنون

مطمئنی که تنهایی چیزیت نمیشه؟

نگرانمی؟

!معلومه که هستم

.فعلا، من رفتم

،خودمو بهتون می‌رسونم پس منتظرم بمونید، باشه؟

...آکیرا

تو هم آمورو رو دوست داری دیگه؟

شبیه دوست‌پسری شده بودی که .با دوست‌دخترش دعواش شده

یوگوره، یادته چی گفتی؟

پرسیدی که امکانش هست تو .دلیل من برای زندگی باشی

،من به لطف تو بیدار شدم .و حالا هم اینجام

.من از جوابم مطمئن نیستم

،بیا وقتی که آمورو رو دیدیم .درمورد هفت سال گذشته حرف بزنیم

.آره

.با مشکل هفت‌ساله‌ی آمورو رو به رو میشم

.اونجا مرکز فرماندهی اووله

دیوار جلوش چطور؟

مانعی محاظفتی برای مدیریت .شهر مجاور اوول

...وایسا ببینم خانه‌ی اوماگی هم اونجاست؟

.بله

.باید از ایست بازرسی رد بشیم

.بیا، کارت شناسایی

.هاکوبو برامون جعلش کرد

...فکر همه‌جاشو کردین

.ممنونم

چی شده؟

چرا هیچ‌کسی اینجا نیست؟

.نه، هستش

اینجا کجاست؟

زمین‌های خوشگذرونی گذشته‌ها .که قبلا به «شش حکیم» تعلق داشت

.اول، تو رو آماده می‌کنیم

تاحالا آمپول زدی؟

.فقط یه بار

می‌دونستی؟

انسان‌هایی که درحال حاضر زنده هستن نوع خاصی از خون دارن

.که در رگ هاشون جریان داره

نوع خاص؟

اوه! مثل کتاب‌داستان مامان و بابام؟

«.چیزیه که بهش میگفتن «فمتوخون

.خب، تموم شد

الان... من اندروید شدم؟

.هنوز نه

.هنوز باید آگاهیت رو به یه بدن مکانیکی انتقال بدیم

مکانیکی؟

.مثل بدن یوگوره

!چی؟

گفتی چرا می‌خوای تبدیل به یه اندروید بشی؟

.تا بتونم با آکیرا و یوگوره باشم

.و همزمان زندگی کنم

همش همین؟

چی؟

واقعا همش همین؟

نیست، مگه نه؟ چیه که بیشتر از همه ازشون می‌خوای؟

آرزوی حقیقی تو چیه؟

...آرزوی حقیقی من

...می‌خوام آکیرا و یوگوره

!دوستم داشته باشن

.شدنی نیست

.تو زندگی اون‌ها جایی برای تو نیست

چرا؟ چرا؟

!چرا؟! چرا؟

!من هیچ‌وقت ولشون نکردم

!هفت سال... هفت سال تمام

!آخرش چه فایده‌ای داشت؟

اینطوری دلم می‌خواد که ای کاش !تا ابد خواب می‌موندن

!اون که خوبه

،اگه دوباره به خواب برن .این‌دفعه می‌تونی تا ابد باهاشون باشی

.ولی مطمئنم اون دختره جلوش رو می‌گیره

...یوگوره

...حداقل

.تا با خودت رو راستی

اوبورو-سان؟

اینجا چیکار می‌کنی؟ و اون لباس چیه تنت کردی؟

.باورتون بشه یا نه، این شغل الان منه .من رهبر اوولم

!رهبر؟

زیردست‌هاتون می‌تونستن از .نظم و انضباط جدی‌تری استفاده کنن

.عمیقا شرمسارم

پس داشتی تعقیبمون می‌کردی؟ چرا یکی دیگه رو نفرستادی؟

.من صرفاً داشتم ازتون مراقبت می‌کردم

،یه درخواست از طرف رهبر مؤسس‌مون .آکیرا هیمگیمی‌ـه

می‌شناسیش؟

.ایشون استاد محترم من هستن

.میشه گفت از نظر شخصی هم نزدیکیم

،وقتی که آکیرا بیدار شد»

«.ازت می‌خوام به خاطر من حواست بهش باشه

.اینطور خواهش کرد، نمی‌تونستم رد کنم

«.هر اتفاقی هم که افتاد، مداخله نکن»

.این شرطی بود که گذاشت

.پس، همه‌ی اینها تصمیم خودخواهانه‌ی من بودن

،شما دوتا این‌همه راه رو تا اینجا اومدید ...پس می‌خوام ازتون قدردانی کنم

.و شما رو به سمتش بدرقه کنم

.یوکوراتا اینجا نیست

کی هستی؟

منو یادت نیست؟

...تو

.همراه یوگوره بودی

.یه پیام برات دارم

بفرما. این چیزیه که دنبالش بودی، مگه نه؟

یه نقشه؟

-ببینم، یوگوره اینجا

...اون چشم‌ها

..هـ-هک شدی

.به نظر جای پیشرفته‌ای میاد

.هرچی نباشه جلوی دروازه‌ی مرکز فرماندهی اوول اعظم هستیم

.حرف‌های خشنی میزنی

.به دنبال جنگ، توکیو دچار تکامل منحصربه‌فردی شد

قلب شهر که قبلا به اسم ۲۳ بخش ،شناخته میشد حتی الان هم غیرقابل سکونته

.اما انسان‌ها انعطاف‌پذیرن

،مهم نیست کسی چقدر سرچشمه‌ی دانشی رو پاک کنه

.به این راحتیا از بین نمیره

این چیه؟

.آکیرا، یوگوره... زودی میام پیشتون

!میشم مثل خودتون

...تمومش کن... از سرم برو بیرون

!من باید توواسا رو پیدا کنم

اگه منم یه روبات بشم، بالاخره قبولم می‌کنین، نه؟

...یوگوره چیز خاصی نداشت

فقط یه تصادف بود که فقط اون !تونست با توواسا بره

...همون حسی که من به آکیرا و یوگوره دارم !قراره اونا هم همین حسو داشته باشن

چرا قبل از اینکه بره هیچی نگفت؟

!باید توواسا رو پیدا کنم !باید دلیلش رو پیدا کنم

.عجب جنگی راه انداخته

بیشتر از ۲۰۰ سال به تنهایی تکامل پیدا کرده؟

.همین الان جفتشون رو آزاد کن

تو اینجا چیکار می‌کنی؟

.احتمالا یوییامی اون رو انداخت

فمتوخون رو استفاده کردی نه؟

انتقال آگاهی آمورو به بدن یوییامی؟

چی تو سرت می‌گذره؟

.اون تکنولوژی گم شده فاسده

.هیچ‌کس نباید بدونه چطور ازش استفاده کنه

:به جز توواسا... یا توسعه‌دهنده

.یکی از شش حکیم، پروفسور اینگمار

،با توجه به اسناد .تا باید صدها سال پیش می‌مردی

...مخفی کردن هویتت، مخفیانه پرسه زدن

هدفت از این کارها چیه؟

هدف؟

.نه، بیشتر مثل یه آرزوـه

.باید با توواسا اوماگی ملاقات کنم

توواسا؟

می‌دونی چرا اوول دنبال توواسا اوماگی می‌گرده؟

.چون که مغز اوول مشتاق دیدنشه

.هوش مصنوعی مدیریتی اوول

!هوش مصنوعی مدیریتی؟

اونم بعد از اینکه پردازش دیجیتال رو تو کل جهان ممنوع کردن؟

تو بودی می‌تونستی رهاش کنی؟

.تاگیتسو هم مشتاق دیدنت بود

یاد قدیما میافتی نه؟

.منظورش هوش مصنوعی شخصی آکیرا، تاگیتسوـه

!واقعا؟

اون هم می‌خواد توواسا رو ببینه؟

.توواسا اوماگی یه افسانه بود

،تا به امروز .همه شیفته‌ی اون هستن

ظاهرم رو عوض کردم و گذشته‌م .رو مخفی کردم تا دوباره باهاش یار بشم

.هیچ‌چیزی هم نمی‌تونه جلومو بگیره

.این تنها دلیلیه که هنوز زنده موندم

و تو می‌خوای این دونفر رو برای این «آرزو»ت قربانی کنی؟

.کثافت

.حیف شد

.دیگه خیلی دیر شده

...یوگوره

...تنها کسی که

...دوست داشته شد

.که اینطور

-خب، من میرم خاطرات یوگوره رو قرض بگیرم

...بهت اجازه نمیدم

.خود-بازسازی، ها

،حالا که بهش فکر می‌کنم .فکر کنم تو از اون مدل بودی

حالا کثافت کدوممونه؟

.ولی بازم عاشقتم

،مهم نیست چقدر زشت باشی .تو هنوز هم دختر من و توواسایی

.این عشق خودپسندانه‌ت باعث سقوطت میشه

.عشق خودخواهانه‌ست

.نمی‌ذارم دستت رو روی خواهرهای من بلند کنی

.بیا اینجا، هاکوبو

.وقت مجازاته

.ممنونم

.باقی مسیر رو راه میریم

.خیلی‌خب

.بهش سلامم رو برسونید

.حتما

،اینجا خونه‌ی من بوده ...ولی خیلی حس غریبی می‌کنم

.بریم

اینجا کجاست؟

.زمین‌های تمرین‌های جنگی سری بیرونی

-یه‌جایی اون‌سمت، آکیرا هیمگیمی

!ببخشید دیر کردم

یوییامی؟

!اینجا چیکار می‌کنی؟

!آکیرا! یوگوره

نکنه... آمورو؟

چرا شبیه یوییامی شدی؟

!فهمیدی که منم؟

!واقعا که کارت درسته، آکیرا

!خب؟ ببین

!من بدن مکانیکی خودم رو پیدا کردم

!درست مثل شما دونفر

حالا دیگه شما عاشق من هم میشید، مگه نه؟

.پس بالاخره میگم

...آکیرا، یوگوره

با من ال‌سی می‌کنید؟

خون خاص

پیش نمایش

قسمت ۱۲

عشق تو متعلق به توست

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.