Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
میشه یه کمکی بکنی؟
ممنون، سلام گاونور
حرکت کن، برو
اینجا رادیو بی بی سی، در یک سرقت دیدنی شب گذشته
گروه ژلینیت دوباره حمله ور شدند
امروز یک نوازنده خیابانی پس از کمک به پلیس در تحقیقات خود از بازداشت آزاد گردید
لرد باوربروک امروز اظهار داشت که در دوره ما وقوع جنگ غیرممکن است
سخنرانی در یک ضیافت
امروز گزارش موثقی بدست ما رسید
که ماده منفجره مصرف شده توسط گروه ژلینیت
در سلسله سرقتهای جسورانه خود در لندن و شهرهای اطراف
در هفته های اخیر میتواند در واقعیت ترکیب جدید مخفیانه ای باشد که در خارج از کشور تولید شده است
تهیه، تنظیم و ترجمه زیرنویس ماهان ح
اعتماد خود را نسبت به خط ماژینو اعلام نمودند
اسکاتلندیارد امروز جزییاتی از 17 نفر از تعلیم دیده ترین افرادش را
در توقف عملیات گروه ژلینیت اعلام کرد
بررسیها نشان میدهند که در هر یک از سرقتهای اخیر
مقادیری از آدامسهای جویده شده یافت شده است
و مقامات را به این باور رسانده است که این سرقتها کار گروهی از خارجیان است
احتمالا آمریکاییها
در یورش متهورانه نیمه شب گذشته به سینما یونیون در همپستد
پلیس از تمامی افراد شناخته شده مرتبط با
فعالیتهای دزدی از گاوصندوق به روشهای متعارف و مرسوم، مصاحبه بعمل آورد
با تجمع ابرهای جنگی برفراز فرانسه
بریتانیاییها بیشتر و بیشتر برای تعطیلات تابستانی به جزایر کانال میروند
در سنت هلیر جزیره جرسی، هتلها امسال با قیمت بالاتر عرضه میگردند
ساختمانهای عمومی و رستورانها رکورد فروش را شکستند
از بی بی سی هستم ببخشید آقا
میشه شغلتون رو بپرسم؟
مالی...من پول دیگران رو اداره میکنم
چی باعث شد که جرسی را بعنوان مقصد مسافرتی انتخاب کردید؟
خب اونها میگن که
دوستی...رسیدن به هم ... اینجا راحت تره
درب رو باز کنین
درب رو باز کنین آقای چاپمن
ادی چاپمن تو بازداشتی
من انگلیسی نمیفهمم
بگیریدش
جدا از خیلی از انحرافات آن، ورزشهای آبی، گلف و تنیس آن
جرسی امروزه بعنوان فضایی جهت آرامش و تمدد اعصاب مشهور شده است
بسیاری از بریتانیاییها بفکر گذراندن دوران بازنشستگی خود در این جزیره هستند
آنها از فضای نامحدود آن
از آب و هوای خوب، ستونهای غیرمعمول در مناظر صحبت میکنند
در جرسی آفتابی گفته میشود که
هر روز دقیقا مثل بقیه روزهاست
سرویس اتاق
یالا عوضیهای افتضاح
کون چاقتون رو تکون بدید یالا
به اندازه کافی مشکل این اطراف نداریم؟ بیا یه نگاه بنداز
اینهمه آلمانی اینجا چی کار میکنند؟ یالا بگو دیگه
بهم بگو که جتگ شروع شده مگه نه؟
اخبار رو گوش نکردی چاپمن؟
ده ماه انفرادی بهم دادید چطوری قراره بدونم این اطراف چی میگذره؟
حالا بگو جنگی شروع شده یا نه؟ منم همین رو فکر میکردم
پس جرسی رو گرفتند مگه نه؟
اگه جای تو بودم با سینه ای پر از مدال در حال رژه رفتن دستگیر نمیشدم پدر بزرگ
اونها شاید فکر کنند این مدالها رو بخاطر کشتن آلمانها بدست آوردی
تو چی میخوای چاپمن
من فرمانده آلمانیها رو میخوام
دیگه اون رو نگو بازم
چرا همون دوباره
و بهش بگو من نمیخوام اینجا منتظر بمونم
تو خیلی خودسری ببین
اگه ما به خودمون فشار نیاریم هیچکس دیگه ای این کار رو نمیکنه
بذار بهت بگم، هرچی بیشتر میترسی بلندتر صحبت کن، تو میتونی با قتل فرار کنی
حالا برو به فرمانده بگو میخوام ببینمش
این ظالمانه است
واقعا فکر کردی میخواد زندان رو به آتش بکشه؟
داشت سعی میکرد که خودش رو بسوزونه قربان، اینطوری این کار رو میکنه
بیا تو این چیه؟
معنی این کار چیه؟
لطفا درب رو ببندید بدجور هوا رو میکشه
در حضور فرمانده بلند شو بایست چاپمن
ببین کی داره الان دستور میده
بابت این اتفاق متاسفم ولی بنظر میاد تنها راه برای تماس با شما همین باشه
حالا که با من در تماس قرار گرفتی چی کاری باهام داری؟
میخوام شغلت رو برای خودت حفظ کنم
شغلم رو برای من حفظ کنی؟ بله
چون اگه کاری که من میخوام رو انجام ندی شغلت رو از دست میدی
درخواستت چیه؟
نمیفهمی میتونم بکشمت؟
ممکنه ولی من ازت میخوام در حضور شاهدان
یه پیغامی رو بسرعت برای اداره اطلاعات آلمان بفرستی
و اصلا دوست ندارم جای تو باشم وقتی که اونها بفهمند که این پیغام رو بهشون نرسوندی
فکر میکنی پیغام از طرف دزدی مثل تو براشون مهم باشه؟
مهم خواهد بود وقتی که بفهمند که یک انگلیسی میخواد کمکشون کنه
و باز هم کمک میکنه، کی میتونه دیگه
همه اش همین رو میخوای؟ همکه اش همینه
قفل این درب رو عوض کن
هر روز
هیتلر بسلامت
ساکت
بفرمایید کنتس عزیزم، فهرستی از افتخارات چشمگیریست که بسیار آنها را دیده ایم
که توسط اسکاتلندیارد برای 30 عدد گاوصندوق شکسته شده
و دو فرار از زندان ثبت شده باقی رو خودتون بخونین
چهارده سال حبس براش بریده شده، جالبه
برای چیزی که ما در ذهنمون داریم فکر میکنم اون امکانش رو داره
برای چیزی که من در ذهنم دارم تو امکانش رو داری
من ازت خوشم میاد آقای چاپمن
از زبون بدش خوشم میاد
زبان بد میتونه خطرناک باشه
چاپمن براساس این مدارک تو باهوش هستی
آیا اینقدر باهوش هستی که ببینی حالا که با ما آشنا شدی
تو رو در موقعیتی قرار میده که ما رو شناسایی کنی، بنابراین مطمئنا کشته خواهی شد
اینطور بگم که
اینطور بگم که مگر اینکه استخدامم کنی
تو کی هستی چاپمن؟
بعد از سه ساعت سوال کردن و 22 تا سیگار که خانوم کشیده
فکر میکردم تا الان فهمیده باشید
من واقعگرا هستم، زندانی هستم و میخوام برم بیرون
برای من انگلیس و آلمان هیچ فرقی نمیکنه
چرا باید برای من مهم باشند، مگه تا الان برای من چی کار کردند؟
انگلیس
انگلیس دیگه وجود نخواهد داشت
با خاک یکسان خواهد شد
انتخابی دارم؟
من ترجیح میدم برای آلمان زندگی کنم تا برای انگلیس بمیرم
اگه ما ازت بخواهیم تا برای آلمان بمیری؟
قیمتش همونه
بالاست ...البته
البته
به فرمانده بگو برگردونتش به سلولش
آقای چاپمن
ممکنه از ما خبری بشنوی
ولی احتمال زیاد نمیشنوی
پرونده ای که جلوتونه خودش صحبت میکنه
همچین توصیه هایی هر روز از هفته دریافت نمیکنین که
خب
خیلی زوده که بگیم
خیلی بدیهی هستش که اون خطرناکه
برای چی اینو میگی کلر؟
صرفا با قضاوت از پرونده اش، اون بیش از حد به زنها اهمیت میده
در پرونده اش نوشته اند که بدقت زیرنظر میگیره
تعداد سیگارها دقیقا 23 تاست
چاپمن
گوش نمیدی نه؟
گذاشتم یه کلمه بگی
میبینم که ترفیع گرفتی
چاپمن
چی شده؟
اینجا رو امضا کن
برای چی؟
وسایلت
کنترلشون کن
برو داخل یالا
دارید منو کجا میبرید؟
لااقل سمت پاریس
آره
جذابه
اینجا رو مثل خونه خودت بدون انگلیسی
اوه خوبه ممنون
اینجا مال خارجیهاست، امیدوارم چند رو زنده بمونی تا ازش لذت ببری
درست مثل خونه است مگه نه؟
من چاپمن هستم
لارس وریمان
اهل کجایی؟
استکهلم
برای چی تو رو اینجا نگه داشته اند؟
اونها منو توی پاریس گرفتند، مدارکم کامل نبود
ما کجاییم؟
رومن ویل
ده کیلومتری شمال پاریس، یه جورایی اردوگاه موقته
بعضیهامون رو فرستادند اینجا باقیمون رو با تیر زدند
راه فرار نداره؟
نه زمان کافی برای کشیدن نقشه فرار وجود نداره
برو تو
جاکشها
جاکشها
لااقل منو با اینها گذاشتند
یکی میخوای؟
و تو؟
خرافاتی
اهل کجایی؟
مالت
حالا چی منو به اینجا آورد؟
مالت توی جنگ با هیتلر نیست
شما پسرها رو برای چی گرفتند؟
من یه پیشخدمت توی گریل ساوی بودم
اونها فکر کردند من جاسوسم هستی؟
باید خیلی شوخ طبع باشی
اگه بهت میگفتم
میتونم فرمانده رو ببینم؟ فرمانده
چه اعصابی داری که میخوای فرمانده بیاد این پایین
آره فکر میکردم تو باید آلمانی بفهمی
حالا ببین ممکنه تو یه کبوتری باشی که برای اونها جاسوسی کنی یا شایدم نباشی
مگر اینکه بخوای صبح سرد و سفت شده از خواب بلند شی، بهتره که سر راه من سبز نشی
یادت باشه من خرافاتی هم هستم
توی قاموس من سه تا شلوغ محسوب میشه
خوبه که میدونیم زنها رو هم اینجا میارن اینجا همه چی برقراره
داخلش چیه؟
از کجا آوردیشون؟
از یکی از نگهبانان
میتونی چند تا بهمون بدی؟ الان یکی بردار نه دفعه بعد
دفعه بعدی وجود نداره
اسمت چیه؟
پاولت
دفعه بعدم هست
بیا، بیا، بیا
برو توپ رو بگیر، منو نگاه کن
بیا منو ببین
توپ رو بگیر
یک دو و سه
توپ رو بگیر
اه اینجایی
فضول
کجایی؟ هان؟
پاولت ششش
اون انتها، اون طرف...تو کی هستی؟
فرانس، یه وقتم میام سراغ تو
زندگی اینجا خیلی کسل کننده است
تو اینجا چی کار میکنی؟
چیزی برای نگرانی نیست
دیوونه شدی؟
میتونن بفرستنت به آلمان یا اینجا بکشنت
چه مدته اینجایی؟
یکماهه ولی به چه درد میخوره؟
همه چیز
تو خوبی، خیلی خوبی
همین مسیر رو برید شب بخیر چاپمن
باید اسمت رو بدونم چه اهمیتی داره؟
ساکت
ببخشید که تو رو به این ماجرا کشوندم، باید بگم که همه اش تقصیر من بوده
ساکت
پاولت، پاولت گهر ساکت
موجودی، اینجا رو امضا کن
برای چی؟ مستقلات ای آ چاپمن
مقدار 24 پوند اسکناس، 6 شلینگ سکه نقره و یک ساعت با صفحه طلایی
صفحه طلا؟ باید دیوونه باشی من هیچوقت چیزهای تقلبی استفاده نمیکنم
بذارش طلای خالصه
به چه آدرسی فرستاده بشه؟
آدرس؟ من آدرسی ندارم پس میتونه بعد از جنگ تحویل گرفته بشه
بذارشون با وسایل دیگه پاولت گهر
چه فکر قشنگی، میتونه اونها رو داشته باشه اگه یه زمانی از اینجا بره بیرون
میدونی میخوان با من چی کار کنند؟
من یه فکری دارم
چون پیشخدمت بودی فکر کنم فرق گوسفند و بز رو بتونی بفهمی
منظورت رو نمیفهمم
برای هرکدوم از اونها دار میزننت
اونو ببریدش
ببرینش بیرون
بیرون
برگرد به کارت یالا
بیرون
این مرد خطرناکه، اون یه تهدید عمومیه
نه برای مدت طولانی
خداحافظ، خداحافظ، دست خدا به همراهت
خداحافظ ادی
بعدیش نوبت ماست
حرفی برای گفتن داری چاپمن؟
زندگی بزرگی بود
آماده
هدف، آتش
کشتن بعلت تلاش برای فرار
ولی چرا در یه رزونامه جرسی
برای گردش روزنامه در انگلیس برای دیدن کسانی که براشون مهمه
جهت اطلاعت دوست کوچولوت پاولت نمیدونم چی چی هم آزاد شد
اگه همونطور که ما فکر میکنیم اون دز مقاومت باشه، اونها میذارن رد شه
آره ولی تاریخش
تاریخش فرداست
اسم جدیدت فرانس گراومن هستش سرباز وظیفه کلاس دو در ارتش آلمان
فرانس چی؟ گراومن، یادت باشه
گراومن چه قشنگ
دیگه چی رو باید یادم بمونه؟
اینکه سوال نپرسی
نزدیک اتاق بیسیم نشو مگه همراه کسی باشی
با افراد بخشهای دیگه قاطی نشو
و گوش بده به هرچیزی که بهت میگم
هرچی که باشه
هرچی
اوه
ببخشید ، مزاحمت شدم؟
بهیچ وجه
فرانس دیگه وقتشه با رییس جدیدت آشنا شی
رییس شاخه مقاومت سرهنگ بارون فون گرونن
با اون مراقب باشه، اون یه کم...غیرقابل پیش بینیه
اما یه آدم بسیار بسیار قابل توجهه آهان
فکر کردم تمام خدمتکارها قبل از تاریکی رفته اند اونها عادت داشتند که برن
فورا در موردش تحقیق میکنم
به من گزارش کن یالا
بیا داخل
نمیتونی سلام بدی؟
آقای استاینهاگر یه کم طول میکشه تا سلام کردن رو یاد بگیره
حالت خوبه کنتس؟
به اندازه کافی خوبم
مسیر طولانی با ماشین همیشه خسته کننده است
پیشنهاد میکنم یه کم بخوابی
فردا صبح ساعت 9 آقای استاینهاگر
ساعت 9 صبح شب بخیر شب بخیر
نظم آلمانی
نظم آلمانی
بشین
تو از سرقت گاوصندوق و زندان به سرباز وظیفه کلاس دو
و یک عضو بالقوه از موفقترین گروه جاسوسی در ارتش، شاخه دفاعی رسیدی
راه درازی رو در یک روز پیمودی
به سلامتی فرانس گراومن
من فکر کردم به سلامتی پیشوا مینوشی
یا بسلامتی پادشاه انگلیس
من بسلامتی پادشاه خودم مینوشم اون برام مهمتره
میبینم که یه تاجر هستی
خوبه براندی رو با شجره نامه عوض کنیم
اینم خودش شجره نامه داره
ایرانیه، 66 یا 700 سال قدمت داره ،نه؟
اوهوم، و میتونه در کسری از ثانیه از بین بره
تو یک زمانی از نگهبانان اعلیحضرت بودی
بهت یاد دادن چطور شلیک کنی؟
میتونم شلیک کنم
از اونجا شلیک کن به کله این حیوان
دستورات رو بطور دور برگردان اطاعت میکنی
این دفعه باید مناسب من باشه
تو واقعا نمیخواستی من این کار رو بکنم مگه نه؟
گلوله ای که الان شلیک کردی گراومن
هم میکروفونی که توی این اتاق کار گذاشته شده رو شکست
هم پرده گوش کسی که داره بهش گوش میکنه رو پاره کرد
که بی شک پشت این نقاشی یا در لامپا وجود داره
من دارم این چیزها رو بعنوان اعلان خطر بهت میگم
به هیچکس اعتماد نکن
منم هیچوقت ندارم
منظورم از هیچکس یعنی بدون استثنا
روشن شد؟
شب بخیر فرانس گراومن
و گراومن از فردا یا میگی سرهنگ یا قربان
بطور مناسب عین ارتشیها پاشنه ها رو بهم میکوبی و سلام میدی
یا اگه کلاه سرت هست با دستت لمسش میکنی
باشه...بارون
شب بخیر
دیدی، دادا، بعضی از مردم تفاوتش رو نمیفهمند
یاد دادن بهشون فایده ای نداره
بهترین محل برای پنهان کردن ماده منفجره در محل اتصال ریلهاست
روی سیمها رو با مگس مرده یا آشغال پر میکنی
یا هرچیز دیگه ای
کدها رو به سادگی هرچه بیشتر نگهداری میکنی، در انجیل یا هر کتاب معروفی
یک مامور نباید هیچگونه تجهیزات سنگین یا چیزی که اونو متهم جلوه بده حمل کنه
هرچیزی باید خانگی باشه که هرجایی پیدا میشه
تو میتونی ابتکار بزنی، پودر فلاش رو با شکر و نمک که میتونی در هر فروشگاهی پیدا کنی قاطی کنی
کاغذ شسته شده با نمک میتونه 5 ثانیه فیوز بده و اگه لازم بود طولانیتر
عدد روز میتونه یکی از کلیدهای رمز تو باشه
برای درست کردن فیوز زماندار میتونی از ساعت معمولی استفاده کنی
از عقربه دقیقه یا ساعت شمار برای اتصال سیم و برقراری تماس استفاده کن
لامپ رو نگاه کن، یه جایگزین برای انفجاره
چاشنی های انسانی گاهی بهتر هم عمل میکنند پرش انجام میده مثل تله موش
نیاز به وزن زیادی نیست
انتهای پیغامت سه بار ایکس بزن در غیراینصورت بمعنی اینه که دسگیر شده ای
چاشنی دست ساز با اسباب بازی بچه ها خودش یه مجموعه ساختمانیه
بذار یه نفر دیگه کار رو برات انجام بده
این یکی از ساخته های خودمونه
اسلحه ای برای شلیک در گوشه ها، تو دشمن رو در آینه میبینی ولی اون نمیبینتت
همه چیزهای اینجا رو میتونی توی مغازه ها، داروخانه ها و مغازه های لوازم آرایشی پیدا کنی
چیزی که باید درست کنی نقطه انفجاریه
با یه وسیله معمولی یا یه چیز دوستانه فعالش کن
فرکانسهای رادیویی مخفی مامورین دیگه به تو مربوط نیست
تا دو ماه دیگه باید آماده بشه
سرهنگ من بهش خیلی شک دارم
بهت گفتم که یکی از مسئولیتهای توئه کنتس
کاملا اون رو مورد مطالعه قرار بده
ارزشش رو داره
من معتقدم سرویس مخفی انگلیس اونو آموزش داد و در جرسی زندانی کرد
که اون بتونه توی سرویس ما نفوذ کنه
من حتی فکر میکنم گذشته جنایی اون چیزی جز یک داستان تخیلی برای فریب دادن ما نیست، من که باورش نمیکنم
من میگم اون کار ما رو به خطر میندازه
و من میگم که تو یه تعصب شخصی نسبت به اون داری
آقای استاینهاگر تو اونو کشف کردی و تحقیقات کردی
تو برنامه ریختی که اون تحت نظر باشه، حالا برنامه دومی داری؟
بارون من به هیچکس اعتماد ندارم
من افسر اطلاعات هستم و وظیفه من اینه که به هرکسی مشکوک باشم حتی کسانی که اینجا هستند
میخوای بگی که به شخص پیشوا هم مشکوکی؟
من نه به دانشگاه هایدلبرگ رفته ام و نه مثل تو به کالج کارکنان در پوتسدام
قبل از اینکه وارد ارتش بشم پلیس بودم
و بعنوان یه پلیس ، مردم رو میشناسم
بحث تمامه
فرانس گراومن برای یک ماموریت فوق العاده مهم آموزش میبینه
چیزی که فعلا نباید در موردش زیاد بدونین
باید هرچیزی که گراومن میگه یا انجام میده رو به من گزارش بدی
اصلا مهم نیست که چقدر همراه جذاب و دلپذیری برات هست
بنظر میاد که تصمیم گرفتی من رو بزور وارد تخت این مرد کنی
بارون عزیزم هرکسی فکر میکنه من به یه خریدار نیازمندم
خریدار نه، مدیر بله تو همیشه این اسم رو بکار میبری
در مورد تو دیدم که به کسی نیازه که امکانات نهفته تو رو توسعه بده
امکانات نهفته ، جذاب بود
بله تو آموزشهای پرهیزنه و بسیار پیچیده ای رو در انگلستان داشتی
امیدوار بودم نتایجش رو الان ببینم
یه روز باید بهت بگم واقعا چقدر برای من هزینه برداشت
باید واقعا داشته باشه چندین برابر
اه اینم گرامن تو
برگردیم به کار، شکار خوش بگذره
کی فرستاده تو رو اینجا؟
نتونستم بخوابم
به اندازه کافی تلاش نکردی
مشکل چیه؟ نتونستم بخوابم
میتونم برات لالایی بخونم یا یه آواز برای خواب بخونم
تلاشت رو بکن
تو باید آوازم رو بشنوی مثل صدای یه دانه ذرت در یک شب طوفانی
بهتر شد
بگو ببینم مشکل چیه؟
اوه بخاطر اینجاست که داره من رو داغون میکنه
تعجب نداره، دارن یه کاری میکنن مثل یه آدم دیوانه بشی، مدرسه چتربازی
با این آموزشهای چتربازی لعنتی نمیتونم تکون بخورم
برگرد یه کم مشت و مالت بدم
پشتم رو بکنم به تو؟ باید دیوونه شده باشم
نه دیوونه نشو
من مسئول قسمت انگلیسی هستم و تو یکی از اعضای انگلیسی هستی، پس
چی خنده داره؟ بهم بگو کل این داستان
هر جاسوسی یه جاسوس کوچک دیگه ایه و اون جاسوس کوچک
خب معلومه دیگه این یه تجارت قدیمیه، انتظارت چی بوده؟
تو که برای کشیش شدن تحت آموزش نیستی، اینقدر شکایت نکن پولش خوبه
من که هنوز چیزی ندیدم برای خودت خیلی متاسف نباش تو تنها کس نیستی اینجا
بله رییس منم همینطور فکر میکنم، فکر میکنم
چی فکر میکنی؟ اگه یه نفر توی این کار روراست باشه اونم تویی
بله، هلگا لیندستروم کوچولوی روراست ماتا هاری مرد بیچاره
کیو میگی... اگه میتونست منو رد میکرد
من از اینکه تو رو رد کنم خوشحال نمیشم خودت میدونی
ولی میکنی
ولی برای این کار بهم پول میدن مگه نه؟
فکر میکنم ازت خوشم میاد
هلگا لیندستروم روراست
فکر میکنم ازت خوشم میاد خوشحالم که اینطور میگی
این جزو معامله ما نیست ولی ترجیح میدم اینطوری باشه
احتمالا توی مسیر به شربورگه
خوبه لااقل جفتمون میگیم کسی از طرف ما نیست
کبریت داری؟ فندک دارنم
آقایون وقت خیلی کمی داریم
نیروهای بریتانیا و کانادایی یکساعت پیش در دیپه به زمین نشستند
احتمالا یک تاکتیک برای منحرف کردن ما از یک عملیات تهاجمی در نقطه دیگری از ساحله
شاخه تدافعی ما باید تمام فعالیتهای آموزشی خودش رو متوقف کنه و بر روی
پتانسیل نیروهای مقاومتی فرانسوی تمرکز کنه
من کنترل این عملیات رو به سرهنگ اشتاینهاگر میسپرم
که تجربیاتش در این موضوعات بسیار بیشتر از منه
بله سرهنگ
کلار میخوام با من بیای، 30 دقیقه دیگه هم رو میبینیم
از اینطرف
باز کن...باز کن
باز کنین، پلیس آلمان
ساکت
درب رو باز کنین
سریع
چی شده؟
بله
بیایید تو
مدارک
بگردشون فرانس، همیشه این کار رو اول بکن
این ساعت رو از کجا گرفتی؟
این ساعت رو از کجا گرفتی؟
من نگرفتمش
از کی؟
بهم داده شده
کی داده؟
یه دختره اسمش؟
اسمش؟
فقط یه دختره
نمیخوای بهم بگی اون کجاست؟
نمیخوای بهم بگی کجاست؟
طبقه سوم
آفرین گراومن
داری شروع میکنی که کار رو یاد بگیری
خب من الان دنبال کارشون رو میگیرم
تو آپارتمانهای دیگه رو بگرد
بلند شو
حالا من میخوام باهات صحبت کنم
پا شو
ادی تویی
ششش ساکت
برای چی این یونیفرم رو پوشیدی؟
تو اینو به یکی دیگه دادی مگه نه؟
توی اردوگاه گفته بودند تو مرده ای
ببین تو باید از اینجا بیای بیرون امروز وگرنه کارت تمومه
دفعه بعد از خودت یه آدرس توی ا ین ساختمون بذار و اینم به کسی نده
اه
سرزده اومدم؟
تو سرزده بیای؟ هیچوقت
نه این مدل تو نیست مطمئنم
ما دنبال ماهی گنده تری هستیم مگه نه؟
اون چیزی بجز یه سرخ کردنی کوچیک نیست
اسم؟
ادامه بدید
اسم؟
گیلین دونکن، سرباز وظیفه
نمیخوام کارتون رو قطع کنم
113030
اسمم جیمزه
من گروهبانم
اسم...شماره ام 483295 هستش
درجه ستوان
شماره
632051
از این زنها یک در میلیون داریم
حضور مسئول محترم
بدین وسیله تایید میشود که چون شوهر قانونی من
گروهبان ویلیام جورج دانیلز در فاصله ای دور خدمت میکند
اجازه کامل دارد تا با هر دختر زیبایی که مایل بود ملاقات کند
تو خیلی قشنگ صحبت میکنی مگه نه حرومزاده؟
خب چهار سال در مدارس شبانه روزی باعث میشه بالاخره یه چیزایی یاد بگیری
تو یکی از اونهایی مگه نه؟
هی بچه ها نگاهش کنین
یه هم وطن هم خون خائن دیگه
یکی از افراد گروه لرد هاو هاو
میشه خفه شی؟
همونطوری که داشتم میگفتم قبل از اینکه حرفم رو قطع کنه
یک فندک، یک سایز 20 بسته بازی حاوی 12 سیگار
بلیت اتوبوس سه پنی، یک قطعه شکلات
قبض هتل، قوطی کبریت
باقیش رو همینجا بذار کلر
آیا به این معنیه سرهنگ که علیرغم توصیه های من باز هم گراومن رو مورد استفاده قرار میدی؟
معنیش اینه که موارد لیست رو چک کن، چیز دیگه نه
قرارداد رو قبول داری؟
بنظر همه چیز خوبه ولی چرا قرارداد؟
طبق قوانین آلمانه
این یه قرارداد شخصیه بین من و تو
باعث میشه روی تو کنترل داشته باشم
نه نیروی هوایی نه نیروی دریایی بدون اجازه من
نمیتونه از خدماتت استفاده کنه
اونها من رو میخوان؟
در این وظایف موفق باشی همه میان دنبالت
من نمیدونم این وظایف چی هستند؟
تا لحظه آخر قرار نیست بدونی
اون انگلیسیها هستند که به سربازانشون پول تقلبی میدن ولی این استرلینگه
ما فقط یک میلیون پوند از دانکریک آوردیم
حالا آماده امضای قرارداد هستی یا هنوز هم سوالاتی داری؟
دو تا سوال دارم
بله
صد هزار مارک نقد میگیرم کی و چطوری؟
وقتی ماموریتت رو با موفقیت انجام دادی هر واحد پولی که بخوای میگیری
اونا اینجان؟
گاوصندوق
امضا کن
فکر میکنم نیاز به یه جشن داشته باشه
اگه ساوی گریل رو دست من بدهند تو رو روز اول اخراج میکنم
بسلامتیتون سرگرد
شنا کردن در کانال جزو خواسته های من نبوده
مردمت خیلی خوب زندگی میکنند سرهنگ
معلومه سرگرد، نمیبینی؟ ما واقعا هیچ کمبودی در اینجا نداریم
بهیچ وجه
آره مردم من خاص هستند
استعدادهای خاص لیاقت خدمات خاص هم دارند
همه مثل هم هستند؟ خاص؟
سرگرد تو امشب یه ماموریت داری نباید با من لاس بزنی
در این اتاق چند تا از زبردست ترین متخصصان جهان حضور دارند
اه دوست دارید یه نمایش ببینین؟
فقط از این ساعت بعنوان فیوز زمانی استفاده کنین
آلبرت یک یاز درختان بیرون رو وقتی ساعت 9 بشه منفجر میکنه
میشه منم باهاش برم هواش رو داشته باشم
نظر خوبیه، تو مشروب نخوردی
من مشروب خورده ام، خدای من چقدر مشروب خورده ام
حالا اون رفت
ساعت 9
باید سریع باشه
مردم من اشتباه نمیکنند
نه از این نوعش
من شنیدم، چه روباهی هستی، چه روباهی هستی
من با بی بی سی ساعت 9 رو چک میکنم
به رادیو بریتانیایی گوش میدی؟
شنیدی که سرهنگ گفت رسیدگی خاص
اینجا بی بی سی است برنامه های وطنی و نیروها
حال اخبار ساعت 9 و این آلوار لیدل است که آنرا میخواند
گراومن
کجایی گراومن؟ گراومن
گراومن کجاست؟
من همه جا رو نگاه کردم
کجا بودی؟
با شیشه بریده
بذار یه نگاهی بهش بندازم
فکر نمیکنی که خودم بریدمش، حالا واقعیه دیگه
موفق باشی
ممنون
ادی
اوه
حالا توصیه های ویژه رو بهت میکنم
تا 15 دقیقه بعد از نشستن در انگلیس، تو باید بهمون علامت فرود مطمئن رو بدی
پانزده دقیقه، این یک باید هستش
وگرنه ما به هواپیمای بعدی بعنوان جایگزین علامت میدیم
پانزده دقیقه، روشن شد؟
خیلی زودتر از اینها ازم خبر میگیرید
هیتلر بسلامت جولی آلبرت
هیتلر بسلامت
آه، هیتلر بسلامت
جناب سرهنگ، دارن مخابره میکنند
دارن دور منطقه میچرخند
ما رسیدیم، آماده باش
هی توی احمق
باید از اینجا آزاد شه
اوه بهمون مخابره نمیکنه
میتونم بهتون دقیقا بگم داره چی کار میکنه
اون از هر تصمیمی برای انجام ماموریتش سر باز میزنه
داره سعی میکنه یه ماشین به نزدیکترین شهر بگیره
هنوز هیچی نداریم
حالا متقاعد شدی سرهنگ؟ 40 دقیقه گذشته
نیمساعت دیگه هم منتظر میمونیم
ساخت فرانسه
حرومزاده ها
میخوام برگردونینش پیش من
زنده یا مرده
باید ماشینها رو آماده کنیم
ماشینها بیرون آماده اند
یالا، یالا
متقاعد شدم که تو داری اشتباه میکنی
شاید فقط یه حس زنانه باشه ولی حس میکنم یه بلایی سرش اومده
نه سرهنگ اشتاینهاگر حق داشت که این آزمایش رو تحمیل کنه
وگرنه میتونست یه اشتباه جدی پیش بیاد
اگه گرفتیش خوشحالم که من برات نگرفتمش
من میرم بخوابم
صبر کنین، صبر کنین چیزی رسید
آقای بارون الان پیداش کردم
چی هست؟
گراومن مخابره کرده
بهش بگو هرجا هست باشه داریم میریم سراغش
حس زنانه تو کنتس، قابل توجهه
یالا
گراومن
چی کار میکنین شما احمقها؟
فکر کردید شماها کی هستین؟ کمدین؟
افتادی روی نیمکت یا جعبه سفت؟
افتادم درست وسط اون درخت اگه برات مهمه
بس کن گراومن
گراومن من باید تو رو آزمایش میکردم
بامزه بود
پس اینم آخرین بار بود که پریدم، خیلی ممنون
دفعه بعد واقعی خواهد بود
اعصابم نمیکشه
این یه شوک بود خیلی ترسیدم واقعا شوکه شدم
واقعا؟
بله
خیلی خوب میشه که شوک بزرگتری بهم وارد شه تا به حالت طبیعی خودم برگردم
منظورت اینه که
هزار پوند اضافه
کی تو رو فرستاد اینجا؟
نمیتونستم بخوابم
بیشتر امتحان کن
حداقل تو از یه چیزی مطمئن شدی تا الان
این چیزیه که بهم بگی؟
نه... هیتلر بسلامت
هیتلر بسلامت
ورودی کارخونه
فقط یک پلیس نگهبانی میده
محل برق
محل مواد منفجره
ممنون لارس
میتونی بعدا وسایلت رو برداری
و تو فرانس فراموش نمیکنی تمام اسم رمزهایی رو که بهت یاد دادم؟
نه، نه، نه
و سه تا ایکسی که باید آخرش بذاری؟
کاملا برام روشن شده
بعدا میبینمت
حالا این عکسها با جزییات بیشتریه
با دقت مطالعه شون کن
بیخیال من 5 روزه روی این داستن تمرکز میکنم حتی میتونم از آخر به اول هم تعریف کنم
حالا از جلو هم یاد بگیر
این آخرین شانسته
و گراومن همیشه یه چیزی رو به یاد داشته باش
تو تحت قرارداد با من هستی
اینها تمیز هستند
یه فندک، یه جعبه کبریت
بهتره این دفعه یا هر وقت دیگه این رو برای من در جای مناسبش بدی
باشه، باشه
بیا این رو بپوش حس بهتری بهت میده این چیه؟
تونیک برای اعصابت. این هزار پونده گفتی که میخواهیش
امیدوارم همه چیز درست باشه چون من تقلبیش رو دوست ندارم، این صادقانه نیست
یکی از اونها رو میدی بهم کلر؟
میشه لطفا یه سیگار به منم بدی؟
آخرین چیز
اگه دستگیر شدی این رو بنداز بالا
خیلی موثره
فوری میکشتت اوه ممنون چه احساسی
سه روز وقت داری، اگه ازت خبری نشنویم براحتی از این کار برکنار میشی
سه روز دیگه من برمیگردم میتونی روش حساب کنی
اون بالا امن تر از این پایینه
تو برو سمت هواپیما من چپمن رو میارم
از کانال انگلیس رد شدیم؟
آره رد شدیم
فکر میکردم اون پایین من رو دوست ندارند ولی این مضحکه
چراغ سبز ،آماده باش
وضعیت گزارش میشه قربان
هواپیما میچرخه در منطقه پرتاب هستند
ارتفاع
1200
لئو برو به سرهنگ بگو
چیه صدا درمیاری؟ چی کار داری؟
من خلبان انگلیسی هستم متاسفم گرفتار حادثه شدم
میشه از تلفنتون استفاده کنم؟ تلفن؟ بله باید به پلیس زنگ بزنم
همه چی کنترل شد قربان
یکی از این فرکانسهای رادیویی در لیست عوامل دشمن در نروژ ثبت شده
بنظر میاد که همه چیز رو درست میگه قربان
ببین قربان من از اون بالا پریدم پایین که با شما یه معامله ای انجام بدم
ولی هر ثانیه که میگذره وضعیت چونه زدن من داره ضعیف تر میشه
حالا بس کنین دیگه امروز روز سومه
کی مسئوله که چند تا از بهترین مامورین مخفی رو
برای حل مشکلاتش در این جنگ لعنتی نخریده؟ ...شماها
و یونیفرم قشنگ و گره زدن کراواتت مدل قدیمیها
با داشتن اعصاب ممکنه از دست دوستان آلمانی خودت از قتل فرار کرده باشی
ولی اینجا اینجوری کار نمیکنه
قبلا کار کرد، میتونه باز هم کار کنه
اگه با اون امتحان کنی میفهمی که هیچوقت اجازه نداری اون پیغام رو مخابره کنی
یا اینکه برمیگردی برای 14 سال دیگه به همون زندانی که بودی
درمورد این چی داری بگی؟
خب قربان من میگم که
داریم بدجور وقتمون رو تلف میکنیم
صادقانه بگم منم همینطور
من خوبم با دوستان منتظر دستورالعمل هستم
سه تا ایکس رو یادت باشه
اوه ممنون
اگه چیزی نشنیدیم بازم تلاش میکنیم بله
انفجار
ویکرز
پنجشنبه
03.00...
ساعت
نمیخوای به من بگی که واقعا بهم اجازه میدی تا ویکرز رو منفجر کنم
ارزشش رو داره، اگر بعدا با اون چیزی که برات درنظر داریم کنار بیایی
من همیشه آماده شنیدن پیشنهادات هستم
حتی اگه قرار باشه باز هم به آلمان برگردی؟
ولی این دفعه برای ما کار میکنی
اینبار بصورت اختصاصی
اختصاصی باشه پول بیشتر میگیرم
لااقل این شایستگی رو داری که چپمن ثابت باشی، این رو بهت خواهم گفت
منظورم اینه که برگشتن به اونجا...زندگیم رو حسابی به خطر میندازه
همین الانشم در خطری
کسی که خودش رو با چتر میندازه داخل انگلیس با بیسیم آلمانی
و کارت شناسایی کسی که بعنوان مرده گزارش شده
میشد بابت این کار دار زدت
این جمله آخر معنی خوبی نمیداد، اصلا همچین انتظاری رو از بازی جوانمردانه بریتانیا نداشتم
حالا برای ما مشخص شده که تو بخاطر دلایل وطن پرستانه برنگشتی
چی دیگه برات مهمه؟
ده هزار پوند، نصفش رو پیش میگیرم بصورت نقد
من به بانکها اعتماد ندارم، ازشون دزدی میشه
ده هزار پوند، همش همین؟
با یه عفو رایگان
و یک مدال قشنگ براق مثل همونی که اون داره
از اینکه باهات کار میکنم خوشحالم چپمن تو واضحا میدونی چی میخوای
ولی بهت نگفتم که اگر این خرابکاری ویکرز رو پشت سر نذاریم
تو یه نگهبان بودی نه؟ اوهوم
برگه های فراخوان تو از طرف ارتش فردا موقع صرف صبحانه به دستت میرسه
باجگیری، این جنگ واقعا تمام ارزشهای اخلاقی رو از بین برده
بعلاوه من صلح طلب هستم و با همه جنگها مخالفم
حالا شدیم دوتا
میای؟
دستورالعملهای من کاملا دقیق بود
همراه بقیه شیفت شب بود
همینجا وایسا
باید از یکی از این دربها وارد میشدم مثل همون درب
بهم گفته شد که همراه کارگرها برم و گوش بدم به چیزی که افراد جلویی میگن
سلام چارلی
هی تو
کلاهت
تو باید بری به یکی از دستشوییها و تا نیمه شب اونجا قایم شی
موقع غذا خوردن که شد دوباره همراه بقیه شو
این تو رو میبره به قسمت اصلی کارخانه
قسمت بعدی خیلی بدتره
فون گرون بهم گفت که غذا خیلی وحشتناکه... شوخی نمیکرد
دستور بعدیم رفتن دنبال بقیه به بیرون بود و تا آخر باید میموندم
در ساختمانهای انتهایی کارخانه ژنراتور قرار داره
دینام اصلی که به تمام کارخانه برق میرسونه
بیست و دو قدم از گوشه شمالی ساختمان
مواد منفجره پلاستیکی رو کار میذاری
جرقه زن رو قرار میدی
فیوز ساعت رو با تاخیر 7 ساعته تنظیم میکنی
دستور این بود که برگردم به دستشویی
و اونجا قایم شم تا 6 صبح وقتی که شیفت شب میاد
بعدش مثل بقیه میرم خونه
حالا منو باور میکنی؟ جالب بود
تمام شب که نشسته بودم اینجا داشتم فکر میکردم
اگه بتونم کابینه جنگ رو راغب کنم تا یه شانس بهت بدن با بقیه معامله ات راه میای؟
منظورت چیه از اینکه میگی کابینه جنگ بهم یه شانس بده؟
خب برای مثال عدالت
نخست وزیر لرد بیوربروک رو نگه داشته
ولی داره میاد، معذرت خواهی کرد
ولی صحبت در مورد وزارت تولید هواپیما
فقط میتونم بگم که همونطور که در یادداشت شما اومده
در مورد انفجار یکی از بزرگترین کارخانه هامون دیدگاه بسیار ضعیفی خواهیم داشت
جری خیلی مشتاقه که چپمن کارخانه ویکرز رو نابود کنه
حداقل نشان میده که حملات ما موفق تر از اون چیزیه که فکر میکردیم
ولی مشکل رو متوجه میشی که وقتی چپمن در ماموریت شکست بخوره آلمانها میفهمند که یه جای کار میلنگه
و ارزشش برای ما بعنوان یه مامور از بین میره
باید اقرار کنم که از فعالیتهای آقای چپمن شما در اینجا بی اطلاعم
ولی هرچقدر که کارهاش ارزشمند باشه
نمیتونی از وزارت ساخت هواپیما انتظار داشته باشی که
عملکرد یکی از کارخانه هاش رو برای یکماه متوقف کنه
دوست من ، برات اخباری دارم. بعد از اینکه لرد بیوربروک رو دیدم
دقیقا همون چیزی بود که انتظار دارم
اولین باره که یه پلیس وسایلم رو برام آورد و بعد برد
میدونی تو منو تبدیل کردی به یک مرد ژلیتینی خوب
هروقت بخوام برگردم به شغلم تو اولین انتخاب من خواهی بود
اگه برگردی به شغلت اونوقت دست من میافتی
یک هواپیمای ناشناس در مسیر ساحل رویت شده
بسمت جنوب شرقی منهای 10 نزدیک میشه
با تمام باتریهای ضدهوایی گروه 7 تماس بگیرید و اجازه دهید تا هواپیمای ناشناس عبور کند
یکی از هواپیماهای ماست که از ماموریت برمیگرده
نه قربان، هواپیمای ناشناس آلمانیه
گفتی ممکنه باشه
پس دارن یکی رو میفرستند ببینند اینجا چه خبره
همونطوریه که من
باتری ضدهوایی 554 اظهار میکنه که هواپیما از محدوده خارجه و مسیرش رو ادامه میده
ساعت 17 و 35 آدمیرال
سرتیپ دالریمپل
افسر سلاح کمکی بانوان، اسم نامعلوم
خب بنظر میاد اینجا خیلی راحتی
از بیشتر زندانهایی که من میشناسم کمی نژادپرستانه تره
این افسر اسکادران لارنس هستش و یکی از افراد استتاری برتر ماست
اون خیلی به کاری که دیشب برای ما انجام داده افتخار میکنه، بهش نشون بده
اون دیوارهای کاذبی که بناکردی خیلی خوب آتش گرفتند و باید آلمانها رو گول زده باشه
اه اینها در تاریکی گرفته شدند
آره با دوربین مادون قرمز
بهم نگفتی که اینهمه خسارت زدی
برای منم همینطوره و من متخصصش هستم
و این یکی، بیشتر از 5 دقیقه بعد از رفتن هواپیمای آلمانی طول نکشیده
پس عکسهاش باید
از اون یکی خیلی متفاوت نیست. اما کارخانه، چه مدت از کار میافته؟
فقط چند ساعت، شیفت شب طبق برنامه نیمه شب سر کاره
خیلی متاسفم قربان ولی اونها الان دارند توی بیسیم سراغ چپمن رو میگیرند
میشه بجای من جواب بدی؟ تو دیگه الان تمام رمزها رو حفظ هستی
اونها میتونن انگشتت رو موقع ضربه زدن تشخیث بدن
مراقب این باش
آماده دریافتم، پیغامت رو الان بگذار
هیچ
زیردریایی قادر نیست
پیشروی کنه
تا لیسبون با کشتی
پیغام آخر
بامزه است
هیچ پیام تبریک یا خوب انجام دادی نگفت
پیغام آخر یه جورایی معنی میده که تماس رو قطع کنیم نه؟
نمیتونم بگم که خوشم اومد
من بهیچ وجه نمیتونم بگم که خوشم اومد
یه معنی مسخره ای میداد، بنظر نمیاد همه چیز درست باشه
چون ما یه کم نگران تو هستیم داریم این بحث رو انجام میدیم
مطمئن نیستم که اگه برگردی امنیتی داشته باشی
البته اگه ارزش این کار رو داشته باشه
مسائل مالی همه مورد توافق قرار گرفته همینطور قبول شده که عفو شی
سفارش خدمات ممتاز نه
وقتی خودم یونیفرم رو پوشیدم انجامش میدم ولی اگه کس دیگه ای پوشیده باشه اونوقت یه کم سخت گیر میشم
اگه تو الان برگردی
اونوقت مسئولیتش با من میشه
روز جنگ شخصی ادی چپمن به پایان رسیده
با من موافقی؟ مطمئن نیستم باهات موافق باشم ولی دارم سعی میکنم بفهمم چی تو سرته
اون در 600 فوتی زیر دریا بین صخره هاست
و اون در اصل ماهیهای کوچیک رو میخوره و علاقه به گوشت انسان و خرچنگ هم داره
تا اینجاش خیلی خوب انجامش دادی
تو برای فون گرونن مثل یه جنتلمن قدیمی کار کردی
ولی الان برای یه جنتلمن کار نمیکنی
باید حواست رو جمع کنی و ببینی کی در این جنگ پیروز میشه
خدا به دادت برسه اگه اتفاق بدی بیفته و آلمانها به لندن برسند
اونها تن ها مدارک رسمی و سری رو پیدا میکنند
که همه شون خاکستر شده اند
و در شومینه مرسوم ام آی 5
اونها با پرونده نیمه سوخته ادوارد آرنولد چپمن برخورد میکنند
نصفش هم کافیه که طی یکساعت تا یه طناب دور گردنت بندازند و یه گلوله توی مغزت خالی کنند
من واقعا نمیدونم چه بلایی سر حس عدالت بریتانیایی اومده
خب باشه، فقط یادت باشه اول 5000 تا
و بصورت چک هم نیست
خوبه
حالا تنها کاری که ما باید بکنیم برگردوندن تو به آلمان در بهترین شرایط ممکنه
اولین باری که اونها بهت گفتند که ازت مراقبت میکنند کی بود؟
من که گفتم
اون
اون
و ساعت قطار؟ درست قبل از 6 من که گفتم
راهرو یا غیر راهرو
نه یادم نیست من جواب درست میخوام
راهرو نبود
ببین من خسته ام
باید یه کم بخوابم
بهش یه نوشیدنی دیگه بدید بیدارش میکنه
تا نیمساعت دیگه تمومش کن
اون فیلمی که در اولین شب در لندن دیدی چی بود؟ دختر زیبایی به اسم
سالی
گری و انتون والبروک و
کنسرت ورشو، اسمش بود یه همچین چیزی
چه سینمایی؟ ماربل آرچ
رنگ بلیت قطاری که از ریگبی به لندن سوار شدی چی بود؟
سفید نه،نه، نه احمق سبزه
سفید مال درجه یکه، قطارهای محلی درجه یک ندارند
یه همچین اشتباهی با آدمهای واقعی کارت رو تموم میکنه
لطفا... من روزهاست که اینجام
تازه شده 15 ساعت و اونها تو رو 30 ساعت آویزون نگه میدارنت
بذارید بطری رو تموم کنه
یه چهار ساعت دیگه هم حسابی حالش رو جا بیارید اگه تحمل کرد
فک رمیکنم براش بهتر باشه کشتی رو فردا شب بگیره
ممنون آقایان برای کمکتون، تو بهم یه چیزی رو یاد دادی
هرگز اجازه ندید لهستانیها اسیرتون کنند
و چپمن
اگه همدیگه رو ندیدیم بهت اعتماد دارم که کارت رو خوب انجام میدی
به غیر از اینها یه سرمایه گذاری خوبی کردی
حالا سهمیه شکر
چند انس در هفته است؟ اوه
تحسینت میکنم چرا؟
چون تو هیچوقت، هیچوقت عوض نمیشی
گوش کن من اینقدری وقت ندارم که باهات گپ بزنم
تو بودی توی ماشین مشکی؟ بله
باید قبل از اشنپس یا کلر بهت میرسیدم
فون گرونن کجاست؟
در جبهه روسها
روسیه؟
برای چی؟
اونها کسانی هستند که میگن کار تو بوده
آقا... یک مانزانیلا لطفا
خب الان برای چی دارم مقصر میشم؟
سه تا از بهترین آدمهامون توی انگلیس
بعد از رسیدن تو به اونجا از بین رفتند
قدرت شانسی شدن همزمانی اتفاقات نمیتونه اینقدر زیاد باشه، منظورم رو که میگیری؟
بله دارم گوش میکنم
تو امروز، فردا و روز بعدش بازجویی میشی
امیدوارم داستانت خوب باشه
هست
تا وقتی که فون گرونن برگرده هیچکدوممون امنیت نداریم
تو تنها کسی هستی که میتونی انجامش بدی
چطوری انجامش بدم؟
چند تا اطلاعات ارزشمند وجود ندارند که تو فقط باید به فون گرونن منتقل کنی؟
نه ولی اون به من خیلی پول بدهکاره
میتونی اثباتش کنی؟
توی قرارداده به محض اینکه اونها با داستان تو در شاتو راضی شن
من میتونم آدمهای درستی رو با تلفن پیدا کنم
عامل تحریک کننده
تو خیلی سخت کار میکنی
چرا؟
تابلوئه؟
چرا بس نمیکنی؟ این یه بازی مردونه است
چرا میخوام بس کنم
گاهی آدم باید بس کنه
در این لحظه من هوشیار شدم
بیا هردو هوشیار شیم
از اینطرف
بیا تو
تو فرانس گراومن هستی؟
مگر اینکه شما وابسته نظامی باشید، نه من نیستم
اینکه من چی هستم به تو ربطی نداره
لطفا برو پشت اون میز
و تمام فعالیتهات رو از لحظه ای که وارد انگلیس شدی بنویس
هیچ چیزی رو حذف نکن
باید بگم هردوتون بیش از اندازه از دیدن من خوشحال شدید
البته که شدیم
خوش اومدی
فقط یه فرانس گراومن هستش، اون یه مرد درستیه
نه حتی یه ذره هم عوض نشده
لااقل حالا که برگشته زندگی در شاتو با خوشی بیشتر خواهد بود
درست وقتی که ما برای همیشه ازش دست کشیدیم
از من دست کشیدین؟
هیچوقت فکر نمیکردم جرات کنی بعد از اتفاقهایی که افتاد برگردی پیشمون
خب چرا نه؟
کاری که داری الان میکنی خیلی جرات میخواد
مستقیم بسمت لانه شیرها بری، مثل الان
خب
برای پول برگشتم
کدوم پول؟
صدهزار مارکی که بارون بهم بدهکاره کسی که متاسفانه دیگه پیش ما نیست
کسی که متاسفانه دیگه پیش هیچکسی نیست
اونطوری که به من گفته اند تلفات در جبهه شرقی وحشتناکه
سرهنگ اشتاینهاگر این صحبتها شکست خورده است
بله درسته
بله حالا تجربیاتت رو در انگلیس برای ما روی کاغذ بنویس
باید خوندنشون لذتبخش باشه
چیزی حذف نشه
زمان زیادی داری؟ اوه بله ما خیلی وقت داریم
بجز این زمان به نفع ماست مگه نه؟
امکان پناهندگی سیاسی برای تو از بین رفته فرانس
ما از مرز رد شدیم
من بطور کامل نمیفهمم به چی میخوای برسی کلر
تو در محدوده بی خطر بودی الان دیگه نیستی
فرانس بیا
ادی
موفق باشی
هیتلر بسلامت هیتلر بسلامت
هیتلر بسلامت
برای تو
اوه بله اونها منتظرند
اونها خیلی وقته منتظرند، اونها دوست ندارند منتظر بمونند
بیا...گراومن
حالا این چیه؟ هان؟
جایی هست که بتونم؟ توالت اونطرفه
گراومن
فرانس این درب رو باز کن
باشه
چت شده؟ قیافه ات داغونه
راه طولانی بود و غذا هم نخورده ام
این رو بنوش
آدم باید یه چیزی توی معده اش بریزه
کسی رو میشناسم که داشت همین کارو میکرد
از اینطرف
خب آقایان فکر میکنم تا الان دیگه کافیه، باید بعدا در موردش بحث کنیم
این کاغذها رو لطفا بگیرید
فرانس
آقای فیلدمارشال روندستد
معرفی میکنم ستوان خدمات ویژه فرانس گراومن
اونها داستانت رو بهم گفته اند منتظر بودم تا ببینمت
بخونش
به ستوان خدمات ویژه فرانس گروامن
برای دستاوردهای موفقیت آمیز از طرف اداره اطلاعات ارتش آلمان
که منجر به تخریب
قسمت بزرگی از کارخانه هواپیماسازی ویکرز در انگلستان گردید
در معرض خطر بزرگ شخصی و نیاز به مهارتهای تخصصی
جایزه شما مدال صلیب آهنی درجه دوم میباشد
به نام پیشوا، آدولف هیتلر
باید توجه ویژه ای داشت که فرانس گروامن
اولین انگلیسی است که این مدال افتخار را دریافت نمود
به نام پیشوا، آدولف هیتلر
حالا که به درجه ستوانی مفتخر شدی فکر میکنم اولین چیزی که نیاز داری
رفتن پیش خیاطم و سفارش یونیفرم متفاوته نظر لطف شماست قربان
چیز دیگه ای هست که بخوای؟ کار دیگه ای هست که برات انجام بدم؟
خب بله من... من نمیدونم چطور باید اظهار کنم
درحقیقت هست
واقعا هست
خوشحالیم که شما برگشتید قربان
نیازی به سخنرانی نیست خوشحالم که برگشتم
آلبر، دگمه هات باید برق بیفتند
فکر میکنم شامل تمام مدارک شخصی منم میشه
اینها پرونده های اداره کل هستش
ممنون اشتاینهگر متاسفم که باعث شدم همه چیز رو به روز اولش برگردونی
ولی فکر میکنم بهتر باشه که روشی رو که قصد دارم ادامه بدم شروع کنیم
اینها رو از کجا آوردی؟
چی؟ این عکسهای هوایی رو
عکسهای هوایی چیه فرانس؟ به ما هم بگو
اینها رو قبلا کجا دیدی هان؟ به ما هم بگو
معلومه که کارخانه ویکرزه
ببین من چهار روز رو صرف کردم تا همه چیزش رو یاد بگیرم و به عکسها نگاه کردم
در این اتاق
من قبلا دیدمش
نه فرانس، عکس و طرح دیدی ولی عکس هوایی ندیدی
و واقعیتش عکس هوایی از کارخانه در حال آتش سوزی ندیدی
فکر نمیکنی که یه لغزش خطرناکی رو این بار انجام داده باشی؟
اینطور نیست؟
دوست انگلیسی من
اوه بیخیال اشتاینهاگر، تو هم داری مثل کلر دیوونه میشی
شاید یه بیماری شغلیه
یکبار که پلیس بشی همیشه پلیس میمونی
همینطوری میگن دیگه نه؟
بله ولی من رو عصبانی نمیکنه اونطوری که تو میخوای
من افتخار میکنم که پلیس هستم و خوشحالم
چون ما پلیسها به این کاری نداریم که چه رژیمی سر قدرته
چه آلمان توسط امپراتور اداره شه چه کمونیست یا سوسیالیست ملی
کشور نیاز به پلیس داره و پلیس کسیه که ازت یک سوال بیشتر میکنه
عجله کن پس
تو گفتی از کجا من این عکس رو پیدا کردم
درسته
انگار برای ما آلمانیها داشتن این عکس تعجب آور بود
پس چرا میپرسی اگه تو قبلا این عکس رو با بارون در اینجا مطالعه کرده بودی؟
چرا.....چرا
معنیش اینه که بعنوان بالاترین طبقه امنیتی باید در گاوصندوق نگهداری بشه، همین
فقط بارون که مسئول پروژه بود و من حق دیدن اون رو داشتیم
حالا دارند همه جا میگردوننش تا هر کسی ببینه، تعجبی هم نیست
تا وقتی که بارون امروز برگرده من مسئول شاخه دفاعی بودم، من هرکسی نیستم
اوه فرانس تو منو مایوس کردی
منو مایوس کردی که نمیتونی به چیزهای دیگه فکر کنی
اشتاینهاگر اگه قویا حس میکنی چیزی علیه گراومن داری
پس باید یه اتهام رسمی علیه اون انجام بدی
ولی اگه اشتباه کنی اونوقت مسئولیتش با خودته
آیا حاضری ریسکش رو قبول کنی؟
چه فایده ای داره؟
فرانس دوستانی در جاهای بالاتر داره
نه فقط اینه که من بصورت حرفه ای از اون مایوس شدم
بدجور مایوس شدم
اولین باره که با این مرد حس همدردی میکنم
البته اون حق داره
اون اینطوری زنده میمونه
چرا اون؟ اون داره کارش رو میکنه
ازش لذت میبره، همینه که اون رو خطرناک میکنه
خب بارون
به منزل خوش آمدی
این قطعا ارتش آلمان نیست که لهستان، نروژ
و فرانسه رو کمتر از یکسال فتح کرد
نه قطعا نیست
عجیبه
من جزیی از این ارتش هستم
و الان دوست دارم خودم رو صلحجو بنامم
منم خودم صلح جو هستم
من تعجب میکنم ادی... تمام وقت تعجب میکنم
که تو واقعا چی هستی
هلن یه بسته گالوا لطفا
فکر میکنم بازم شامپاین میخواین اینطور نیست؟
گارسون
ببخشید که باید تنها بذارمت
دوستانم در اون گوشه هستند نمیتونم بیشتر از این تنهاشون بذارم
رده بالای ارتش هستند
اینطوره؟
براش یه بطری دیگه بیار و وقتی تمومش کرد سوار تاکسی کن و برش گردون هتل
بله
فردا صبح میبینمت
تو خیلی غمزده و تنهایی من تیپ غمزده و تنها دارم عزیزم
پس فکر نمیکنی که
بزن کنار من اول اومدم
سلام اون به اینجا تعلق نداره بزن به چاک
میدونم دیر کردم ببخشید تلگرامت بسختی ارسال میشد
و الان اسم دیگه ای دارم
اوه قانونی بله اسم شوهرم
چرا میخواستی منو ببینی؟ برای پرسیدن ساعت
دیگه چی؟
خب آخرین باری که دیدمت دوستانی در کنار خودت داشتی، یادته؟
دوستانی در مقاومت
من نمیخوام به تله بندازمت باور کن، من نیاز به کمک دارم
از راههای زیرزمینی فرانسه کمک میخوام باید برم
من باید با انگلیس ارتباط رادیویی برقرار کنم من نمیتونم
تو نباید چیزی رو انجام بدی فقط گوش کن
فرض کن یکی رو میشناختی توی مقاومت
و فرض کن اون منو با لندن چک کنه
و وقتی فهمید همه چیز مرتبه با من تماس بگیره
اگه من همچین کسی رو بشناسم چی میخوای بهشون بگم؟
یه نگاه به اون میز در گوشه بنداز
یکی از اون ژنرالها، فیلد مارشال فون کلوگ هستش. سرهنگی که کنارشه فون گرونن هستش
خب که چی؟
فون گرونن از من بعنوان پوشش برای رسیدن به اون گردهمایی داره استفاده میکنه
امروز سه شنبه است من فقط روزهای جمعه و شنبه کتاب میخرم
پس اسمشون واقعا برات این معنی رو میداد که کاری بکنی
یه لطفی بهم میکنی؟
بذار با انگلیس تماس رادیویی برقرار کنم و بعدش فورا
از این کار میزنم بیرون
دویست فرانک آقا
ساعت 8 در کافه لبانوت خیابان لامارتین
ساعت 8؟
ممنون آقا
فورا بهم اطلاع بده
خب؟
چند دقیقه دیگه برمیگردیم
قرمز؟
پاولت
سلام
ریموند
ریموند دارم میام
شری
میتونیم اینجا صحبت کنیم؟
اوهوم هیچ کجا امن تر نیست
منو با لندن چک کردی؟
اگه چیزی برای گفتن داری ممکنه بتونم انتقال بدم
داری خطر خیلی بزرگی میکنی که اینطوری باز صحبت میکنی
این رازشه، کلکش اینه
که باز صحبت کنی، من چیزی رو نمیتونم انکار کنم
شاید علیه من کینه داری
یا میخوای بنا به دلایلی من رو از سر راهت برداری
حالا هنوزم چیزی وجود داره که بخوای بهم بگی؟
من میتونستم از کسی مثل تو در سالهای خوب گذشته استفاده کنم
من سریع بهت میگم، لشگر 21 زرهی و 19 سبک وارد فرانسه شده اند
از کجا میدونی؟
ژنرالها شام اینجا توی پاریس بودند سه شنبه شب
یه چیز خنده داری بین اون ژنرالها هست یه آدم ارتشی معمولی منظورمه
این شامل یه افسر ارشد در بین ژنرالهاست
باید میدونستم
کلر
منو غافلگیر کردی که اینجا میبینمت
اینجوری یهو شیرجه بزنی این وسط
البته من تعجب نمیکنم که تو رو اینجا میبینم
بنظر میاد همه دستها توی جیبشونه
این چیه؟ حمله یا چیزیه؟
ولی تو دستت رو از جیبت در بیار
یه کمی بپریم، نه کلر؟
چی تو رو ناراحت کرده؟
سیگار؟ تو بازداشتی
اوه کلر باید واقعا مغزت معاینه شه
پیغام تلفنیت رو دریافت کردم و بسرعتی که میشد خودم رو رسوندم
متاسفم که مزاحمت شدم بنظر میاد یه زنگ خطر اشتباه بود
اسلحه ات رو بذار کنار و تو اینجا چی کار میکنی؟
فقط یه همزمانی بود، اون و دوستانش اومدند داخل، مگه راست نمیگم کلر؟
همونطور که گراومن میگه یه زنگ خطر اشتباهی بود
من نمیدونم اینجا چه اتفاقی افتاده ولی میخوام بفهمم
به اندازه کافی باید مهم بوده باشه که من رو از سر میز شام با ژنرال به اینجا کشوندی
برگرد به هتلت
اونجا بمون تا بفرستم دنبالت بله قربان
تو فردا عصر یه قرار داری دوست ندارم ببینم که از دست دادیش
حالا تو
یه پیغام تلفنی
از طرف تو بود؟
بهتره از گراومن بپرسی
بنظر میاد اون تنها کسیه که میدونه چه خبر شده
شب همگی بخیر
کتت رو بذار اینجا من برای هردومون یه شماره میگیرم...عصر بخیر
اه پسر عموی عزیزم پس این تحت حمایت شماست
عصربخیر آقایون پیشوا
حال پدرت چطوره؟ سالهاست که ندیدیمش، همه چیز خوبه؟
کاملا خوبه قربان ما باید هممون خوب باشیم
ارتشبد ژنرال اجازه میخوام ستوان خدمات ویژه فرانس گراومن رو حضورتون معرفی کنم
عصر بخیر
هیتلر بسلامت
همه چیز فوق العاده تغییر کرده مگه نه؟ بجای گفتن هیتلر بسلامت فقط غرش میکنه
سرهنگ اشتاینهاگر بله
تا وقتی نشست تموم شه هیچکس حق ورود و خروج نداره
هیچ استثنایی نیست قربان؟
هیچ استثنایی نیست این یه دستوره
نگهبان بنظر میاد شب سختی رو در پیش داریم دوست من
من میگم نه، نه، نه. ماموریت آخر کاملا بنفع نیروی هوایی بود
این بار نیروی دریایی باید شانس خودش رو امتحان کنه من میگم گراومن به نیروی زمینی متعلقه
نیروی دریایی سرور تمام نیروهای ارتشیه بله و کوچکترین اونها
این نشست قراره یک هفته طول بکشه
برای یک هفته نمیخوابند
خدای من نیروی هوایی قراره نیروی دریایی رو بمباران کنه
نیروی دریایی خودمون رو
ژنرال شولر داخله و تقاضا دارم که این پیغام رو بهش برسونین
تمام آینده شغلی من میتونه نابود شه
یک ژنرال اس اس اجازه نداره یک پیغام مهم رو دریافت کنه؟
تو دستورالعمل ما رو شنیدی
متاسفم قربان ولی باید اصرار کنم
اصرار؟ تو اصرار میکنی؟
همین الان بشین
ممکنه که افسر اس اس نباشم ولی بخدا
بخاطر سرپیچی از دستوراتم تحویل دادگاه نظامی میدمت
اونو بده به من
ساعت 4و نیمه هر دقیقه ممکنه تموم شه
تنها راه حلش یه ماموریت برای گراومن هستش که برای هر یک از اونها فایده ای داره
اینطور بنظر میرسه
پیشنهادی داری؟
در انگلیس ژنرال ارتشبد، در نزدیکی پورتسموث
پنج ایستگاه بمب افکن سنگین فرودگاهی از اهداف کاملا خاص آلمان هستند
هواپیماهای لاکنهیت همیشه هامبورگ را بمباران میکنند و منستون، برلین رو بعنوان یک هدف در نظر داره
چیزی که نیاز داریم کسیه در ناحیه پورتسموث که بتونه
دقیقا سرهنگ، کسی که اخبار زمان حرکت بمب افکنها بسمت ما رو اطلاع بده
دقیقا. نیروی هوایی میتونه جنگنده های شب خودش رو روی ناحیه هدف متمرکز کنه
از فرماندهی عالی اطلاعات بولتن شماره 317
ما گزارشی از قوای آمریکایی داریم که در انگلیس مشغول هستند
که احتمالا تحت فرماندهی ژنرال پاتون هستند
در همون ناحیه پورتسموث
این ارتش سوم آمریکایی رو بخوبی شناسایی کنین
و من قول میدم که میتونیم یه چیزی با ارزش تر و جالب تر از صلیب آهنی برات درنظر بگیریم
آقایون این پیشنهاد سرهنگ فون گرونن الهام شده است
ما در مورد اهداف متقاطع ساعتها صحبت کردیم
و حالا یک برنامه عملی برای همکار ارزشمند انگلیسی خودمون داریم
هیچ نظری در این مورد نداری؟
کی قراره برم بخوابم؟
همین الان چون من میخوام برم بخوابم
پنجره ها رو لطفا باز کن نیاز به یه مقدار هوای تازه دارم
میدونی که بابات فرمانده لشکر من بود، وقتی دیدیش
از طرف من بهش بگو که دستاوردهای پسرش قطعا با مال اون برابری میکنه
بهش میگم ژنرال ارتشبد ممنون
سخته که هم سرباز باشی و هم سیاستمدار
شب بخیر یا بهتره بگم صبح بخیر آقایان
ژنرال شولر بله
دستور شما این بود که کسی مزاحمتون نشه قربان
تو دستوراتت رو خوب اجرا کردی
ولی این پیغامها مهم هستند قربان، اونها خیلی مهم هستند قربان
میتونم بهتون بگم چی هستند
متفقین
متفقین وارد نورماندی شدند
چیز بدی شده؟
نه بنظر میاد همه چیز روبراهه
تنها چیز اینه که پول باید در بانک سوییس به دلار واریز شه، همه صد هزارتاش
خب نمیتونم تو رو مقصر چیزی کنم، ما جنگ رو شکست خوردیم تنها چیز مهم الان همینه
شششش میکروفون
دیگه برای کسی مهم نیست، همه این رو میگن
هیتلر تاحد زیادی با استراتژی ارتش تداخل کرده
از فون روندشتد خواسته شده که جایگیزن بشه
فون کلوگه کارش تمومه آهان همونی که توی کلوپ شبانه باهات بود
من بهت نگفتم اون فون کلوگه بود
چند وقت قبل این اظهاراتت ممکن بود به دردسر بدی بندازتت
ولی الان برای کی مهمه؟ رونوشت تو برای قرارداد امضا شده
اونها در مورد فرستادن به این عملیات جدی نیستند نه؟
وی یک و وی دو ها تنها چیزهایی هستند که توی آستین این مرد دیوانه باقی مونده اند
سلاحهای سری
چقدر از ما فاصله دارند؟
حدود 35 مایل
ارتش سوم آمریکا کمتر از یک هفته دیگه میرسه اینجا
من فردا در پاریس خواهم بود
چیزی هست که برات انجام بدم؟
نه هواپیما منتظرمه
یک سفر مهمیه برای من
اونها رو دیدی؟ فرانسویهای آزاد بودند آره من برام مهم نیست
لعنتی داره دیرم میشه میخواستم شب آخرم رو در پاریس جشن بگیرم
وقتی که تموم شه که داره تموم هم میشه میخوای چی کار کنی؟
اگه زنده بمونم تو زنده میمونی
همونطور که من میمونم، ما هردو زنده بمونهای حرفه ای هستیم
خب در این حالت کاری رو ادامه میدم که از همه بیشتر دوست دارم
که چی هست؟
نگاه کردن به چیزهای خوشگل
تا حالا رفتی به سوئد؟
فایده نداره
میتونیم امتحانش کنیم
اوه
ما خیلی شبیه هم هستیم؟
بذار فقط بگیم
ما خیلی شبیه هم هستیم
اشتاینهاگر اینجاست
میمونین قربان؟ چی؟
میشه نرقصیم؟ من خوشم نمیاد وقتی اون داره تماشامون میکنه
میز؟ نه، نه
آه
جذابه
جذابه
وقتی شما رو میبینم دوباره حس جوانی بهم دست میده
اول باید یه دلی رو ببری
فرانس
آخرین باریه که قراره با هم باشیم نه؟
یه کم زود برای من اومدی
اونها در فرودگاه مضطرب هستند و فون گرونن نیومده
میدونی کجاست؟
بیا
تو میای؟ من در زمان خودم خداحافظیهای زیادی داشته ام
دلم برات تنگ میشه هلگا
خیلی قشنگه که میبینم هنوز اسمم یادته
دلم برات تنگ میشه
فقط برو من یه کم شراب دیگه هم میخورم
اه کلر من نگرانت بودم
فکر کردم فرستادنت به جبهه روسیه
اگه جای تو بودم بیشتر نگران خودم میشدم
اوه نمیدونستم برات مهمه
سرهنگ، میگن مه داره نزدیک میشه. بمحض اینکه آماده شدید
بله داریم میاییم
باید بگم کاش میشد بارون رو ببینم
هممون همینطور توجه، توجه
این یک اطلاعیه مهم است
حال پیشوا خوب است
پیشوا نمرده است، برخلاف آنچه چند دقیقه پیش خائنین به آلمان گزارش کرده بودند...اوه خدای من
آنها رادیو اشتوتگارت را بطور غیرقانونی تسخیر کرده اند
توسط برخی از افسران ارشد خیانتکار به جان پیشوای باشکوه ما سوء قصدهایی صورت گرفته است
ولی در کمتر از یکساعت دیگر پیشوا خود از این ایستگاه رادیویی با شما صحبت خواهد نمود
با این ایستگاه همراه باشید
حالا فکر میکنم سفر من کنسل شده است
نیازی به کنسل کردن خروج نیست
گراومن باید منتظر بمونه
بیخیال فکر درست رو بکن، شنیدی که خلبان چی گفت
درسته ماموریت گراومن اضطراریه
نمیدونم این گروه از خائنان کثیف برای چی باید تو رو تحت تاثیر قرار بدن
بیا ماشینها منتظرند
آماده باشید تا بفرستم دنبالتون
مراقب خودت باش اشتاینهاگر. من نمیخوام برگردم و ببینم که تو مفقود شده ای
همیشه شوخی میکنی فرانس، همیشه شوخی میکنی
فرانس یه چیزی هست که باید ازت بپرسم، آیا تو
میدونم ، شنیدم
قبلا؟ از تو رادیو
ما محکوم به فنا هستیم
وقتی که اشراف ارتش آلمان نمیتونن حتی یه اتاق رو در یک زمان معین منفجر کنه
حقمونه که شکست بخوریم
بله، ممنون، ممنون، بعدا
سرهنگ فون گرونن شما بازداشتید
من در برابر بازداشت شدن مقاومت میکنم اشتاینهاگر
شما مقاومت میکنین قربان؟
خودت میدونی دستورات چی هستند
اگه من مقاومت کنم
بهت دستور میدم که دستوراتت رو اجرا کنی
لزومی نداشت
یکی دیگه این کار رو برای ما میکرد
شناسایی هوایی عملا وجود ندارند اما به لطف امنیت شما
فرماندهی عالی آلمان هیچ ایده ای نداره که وی یک ها در کجا فرود می آیند
یا چه تاثیری بر مردم بریتانیا دارند
ماموریت من گزارش زمان دقیق و محل هرکدوم از انفجارها بود
تا بتونند هدفشون رو تصحیح کنند و بیشترین بار رو روی لندن وارد کنند
منظورت اینه که اونها نمیدونن چه زمان بدی رو به ما دادند؟
خب آقایون بذارید افراد اتاق پشتی رو صدا کنیم و با هم نقشه بریزیم
ما میتونیم به آلمانیها اطلاعات بدهیم و در عین حال تمام سلاحهای مخفی اونها رو منحرف کنیم
ساعت 15 پنج بمب در منفی 51 درجه و 15 دقیقه شمالی
صفر درجه 10 دقیقه غرب
برای ترجمه به اطلاعات فریب بهت داده میشه
خوانش اشتباه منفی 51 درجه و 7 دقیقه شمالی
صفر درجه و 5 دقیقه غرب
باید اونها رو گول بزنه، حالا این رو بذار روی صفحه
بفرمایید
عصربخیر برید عصربخیر قربان همه چیز مرتبه
پارکر چطور پیش میره؟
فکر میکنم داریم حلش میکنیم قربان
بمبها بنظر میاد بتدریج بسمت شمال میرن
اسمیسون 37
مدل زیبا
قدیمها سه دقیقه لازم داشتم تا اون رو باز کنم
اون مال قدیمها بود الان که عفو خودت رو دریافت کردی
بهتره که حفظش کنی
سرقت مالینو و دفتر پست بروملی کار تو بود؟
هی موارد سرقت من کجاست؟
هیچی اینجا نیست
این عفو رو قانونی نمیکنه
این قانونیه
بخونش هرچیزی قبل از 1945 رو شامل میشه، تو پاک هستی
بهتره که باشه
حالا که همه چیز تموم شده میتونم یه چیز دیگه بگم
سابقه جناییت، پرونده ات در انفجار رفت هوا
چی؟ یک بار دیگه بگو
یه بمب افتاد روی اداره ثبت همه چیز از الف تا ی پاک شد
منظورت اینه که قبل از اینکه برای اولین بار اینجا فرود بیام؟
منظورت اینه که من تمام این کارها رو کردم
من جونم رو بخطر انداختم
چرا من همه چی رو با هم قاطی کردم؟
بگو ادی هوم؟
یه چیزی رو بهمون بگو، واقعا کدوم طرفی هستی؟
منظورت اینه که نمیدونی؟
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.