All language subtitles for The.Expanse.S06E03.1080p.WEB.H264-GLHF

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish Download
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî) Download
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫آنچه گذشت

‫اون بچه داره.

‫لطفا، کمکش کن، لطفا.

‫عزیزم متاسفم. اون مرده.

‫نه. هی. نمیتونی اونو ببری. ‫اون مال تو نیست.

‫شنیدی سفینه‌ای توی حلقه گم بشه؟

‫خب، یه سری اطلاعات مریخی از چندتا کشتی وجود داشت

‫وقتی داشتن از حلقه رد ‫میشدن ارتباطشون قطع شد.

‫میتونی یه کاری کنی به ‫اطلاعات یه نگاه بندازم؟

‫ترتیبش رو میدم.

‫می‌خوام دستور یه پروژه از تو رو بدم.

‫می‌خوام بلت ببینه که ‫داره باهامون چیکار می‌کنه

‫و یکم حس خوب پیدا کردن

‫به کشتن زمینی‌ها رو ‫براشون سخت کنی.

‫اژدهای لاجوردی،

‫یه کشتی هدف‌یاب که صخره‌ها رو هدایت میکنه.

‫قراره بگیریمیش؟

‫نائومی؟ کجایی؟

‫وارد شدیم.

‫باید به هرچیزی که اونجا ‫هست دسترسی داشته باشی.

‫رگه اصلی معدن.

‫اگه هسته داده‌ها رو سالم گرفته باشن،

‫می‌تونن مکان صخره‌هایی که هنوز

‫در حرکتن رو شناسایی کنن.

‫و بقیه اونایی که آماده پرتاب شدنن.

‫و لحظه‌ای که این اتفاق بیوفته، ‫ناوگان‌هاشون رو مجددا مستقر میکنن.

‫بزار بیان. ‫ما آماده خواهیم بود.

‫لاکونیا

‫همه ما به دلایل مختلفی

‫از جاهای متفاوتی میایم.

‫خانواده انی از ال-4 با گروه بررسی اومد.

‫من با ناوگان از مریخ اومدم.

‫اما مهم نیست که از کجا ‫یا چطوری به اینجا اومدیم،

‫الان هممون لاکونیایی هستیم.

‫و از اونجایی که گروه بررسی

‫بیشتر از بقیه اینجا بودن،

‫شما میتونید به آدمایی مثل من که

‫دیرتر اومدن با گفتن اینکه

‫ چیزی تغییر کرده یا نه،

‫مخصوصا تو چند هفته اخیر، کمک کنید.

‫همینطور به توجه کردن به کلاس.

‫کلاس تمومه.

‫کارا! ما می‌خوایم فوتبال بازی کنیم.

‫تو می‌تونی تو تیم ما باشی.

‫نه، نمی‌تونم. ‫واسه شام میام خونه.

‫- پس، میتونم باهات بیام؟ ‫- نه.

‫بهت گفتم، دست از دنبال کردن من بردار.

‫یالا، بیا بریم.

‫درست شده.

‫تو درستش کردی.

‫تو درستش کردی!

‫تو چیزا رو درست میکنی.

‫مامان، بابا،

‫عمرا باور کنید چه اتفاقی افتاد...

‫تمام ساکنین ایستگاه سیریس توجه کنند.

‫ناوگان مشترک سازمان ملل

‫زمین و لونا

‫و جمهوری کنگره‌ای مریخ صحبت می‌کنه.

‫ما درخواست تسلیم فوری و بی‌قید و شرط

‫تمام نیروهای ناوگان آزاد رو داریم.

‫هیچ پاسخی از ایستگاه سیریس ‫روی هیچ فرکانسی دریافت نکردیم.

‫بخش سه امنه.

‫هیچ اثری از سفینه‌های جنگی ناوگان آزاد

‫یا سفینه‌های بلتری در مجاورتمون نیست.

‫انگار ولش کردن.

‫مارکو ایناروس سیریس رو ول کنه؟ ‫باورش سخته.

‫حس میکنم یه تله‌س.

‫بارانداز داخلی امنه.

‫هیچ مادون قرمز یا ‫ضربان قلبی مشاهده نمیشه.

‫کلی از وسایل لخت شدن.

‫تمامی نیروها، علائم حرارتی در طبقه 12.

‫همه بخوابید رو زمین!

‫هیچ حرکت ناگهانی‌ای نکنید. ‫همه بخوابید رو زمین!

‫من مدیر ارشد این ایستگاهم.

‫با کسی حرف میزنم که مهم باشه.

‫- دستبند رو باز کنید. ‫- گروهبان.

‫میدونی من کیم؟

‫بلتری هست که ندونه؟

‫تو برای اندرسون داز کار کردی.

‫اون یه مرد معقول بود.

‫بیشتر از اون چیزی که من ‫خوشم میومد با خشونت راحت بود.

‫اما برای ممکنات مشتاق بود.

‫داز یه دیدگاه داشت. ‫منم شریک بودم.

‫پس چرا داری با مردی کار ‫میکنی که اون رو به قتل رسوند؟

‫من برای بلت کار میکنم.

‫مارکو ایناروس کجاست؟

‫اون بهم نگفت کجا و چرا میره.

‫و منم نپرسیدم.

‫اون ارزش استراژیکی این پورت رو میدونه.

‫اون عمرا بهمون اجازه نمیداد کنترل

‫مقر دولتش رو به دست بگیریم، ‫خطوط تدارکاتش رو مختل کنیم،

‫و یک موقعیت هجومی رو در بلت بنا کنیم،

‫اونم بدون هیچ مقاومتی.

‫شما با هیچ مقاومتی در این ‫ایستگاه برخورد نخواهید کرد.

‫اگه من بخشی از شورش بودم،

‫همینطوری تسلیم می‌شدم؟

‫ترفند هوشمندانه‌ای میبود.

‫هوشمندانه از نظر شما.

‫اگه نصیحت منو میخوای، بهت میگم.

‫مردمت رو بردار و برو.

‫حرف دهن کیریت رو بفهم.

‫گروهبان.

‫ایناروس ولت کرد.

‫من تصمیم گرفتم اینجا بمونم ‫تا صدمه‌ای که تصرف نامشروع

‫شما وارد میکنه رو محدود کنم.

‫هرچیزی که میتونست به درد نیروهای شما بخوره،

‫از بین رفته.

‫سیریس نه سفینه جنگی داره، ‫نه مهمات،

‫نه سفینه تعمیراتی که کار بکنه، ‫و نه سوخت مازاد یا جیره غذایی.

‫و با سرعت مصرف فعلی‌مون،

‫غذا و هوای کافی برای ‫تقریبا فقط سه هفته موجوده.

‫این برات به اندازه کافی هوشمندانه هست؟

‫به گمونم خواهیم فهمید.

‫خانم، اگه اجازه هست.

‫ما بازجویان آموزش دیده ‫متعددی در ناوگانمون داریم،

‫که خوشحال میشن ‫هر خرده اطلاعاتی رو

‫که بلتر داره پنهان میکنه رو بیرون بکشن.

‫نجکم کامند پافشاری میکنه.

‫بسیار خب.

‫اما سنجرانی نباید از ایستگاه حذف بشه.

‫و انتظار دارم یک نماینده ‫سازمان ملل در تمامی مصاحبه‌ها

‫حاضر باشه.

‫هیچ روش اجباری‌ای به کار گرفته نشه.

‫ما از زور استفاده نمی‌کنیم، خانم. ‫نیازی نداریم.

‫زندانی رو آزاد کنید.

‫اونا و هر برخورد مستقیمی ‫رو زیر نظر داشته باشید.

‫هیچکس بدون اجازه من نباید برای بازپرسی

‫دستگیر بشه.

‫آخرین چیزی که نیاز داریم

‫اینه که ببیننمون که داریم بلتری‌ها ‫رو عین گله گوسفند جمع می‌کنیم.

‫بله خانم.

‫امکان نداره بتونیم برای ‫یه میلیون آدم توی سه هفته

‫غذا و تدارکات تهیه کنیم.

‫خطوط ما همین الانشم بیش از حد فعالیت میکنن.

‫نکته کیریش همینه. مگه نه؟

‫ایناروس میدونست ما به این پورت ‫برای تعمیر و سوخت‌گیری مجدد

‫برای رفتن به زحل و مشتری نیاز داریم

‫و اونو به یه تله تبدیل کرد.

‫و حالا ما توش گیر افتادیم.

‫اگه اون تو این موقعیت بود ‫برای زنده نگه داشتن مردممون،

‫انگشتش رو هم تکون نمیداد.

‫این گند اونه.

‫و حالا تبدیلش کرده به گند ما.

‫اگه به این ایستگاه کمک نکنیم،

‫ما میشیم مسئول یه بحران

‫بشردوستانه عظیم.

‫بلت یه بار دیگه ما رو ‫به عنوان ستمگر میبینه،

‫و قدرت ایناروس به بیشتر شدن ادامه میده.

‫ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز ‫.:: DigiMoviez.Com ::.

‫مـــتـــرجـــم ::. صادق هاشمی .::

‫روسینانته ‫در مسیر سیریس

‫بنظر میاد مسیر حرکتمون تا سیریس کاملا امنه.

‫بیا تو کشیک بده.

‫صبر کن... چی؟

‫واقعا نیاز دارم یکم بخوابم.

‫داره رو صندلی خوابم میگیره.

‫پس از این به بعد، توام تو چرخش نوبتی.

‫میدونی که من تو ناوگان نبودم.

‫و منم اونقدری توش بودم که پرتم کنن بیرون.

‫تنها کاری که باید بکنی اینه که بیدار بمونی

‫و حواست به چیزا باشه تا ‫مورد اورژانسی پیش بیاد.

‫من میتونم تو یه شاتل از پس خودمن بربیام،

‫اما مجاز نیستم اینطوری ‫یه سفینه رو هدایت کنم.

‫فقط قراره از اینجا به بعد ‫از نقطه آ بریم به نقطه ب.

‫راسی خودش میتونه اینکارو بکنه.

‫در اون صورت...

‫حالت خوبه؟

‫آره. خوبم.

‫مدتی از آخرین باری که از ‫تعدیل‌کننده‌هام استفاده کردم گذشته.

‫داره بیشتر از حد معمول ‫طول میکشه تا از سیستمم دربیاد.

‫حالم خوبه. جدی میگم.

‫باشه.

‫امیدوارم دوباره از اون تعدیل کننده‌‌ها

‫استفاده نکنی.

‫بخاطر تو آوردمشون.

‫اولش، فقط میخواستم بکشمت.

‫بعدش فکر کردم بهتره رسوات کنم.

‫کاری کنم پدرم یه قهرمان ‫به نظر بیاد، به گمونم.

‫که میدونم نیست.

‫من تو رو سرزنش نمیکنم.

‫من خودم اینکارو با خودم کردم. ‫مسئولیتش رو قبول میکنم.

‫من از تعدیل‌کننده‌هام استفاده ‫کردم تا یه مرد رو بکشم.

‫با دست خالی.

‫اسمش رن بود.

‫مرد خوبی بود.

‫خانواده داشت.

‫اون تعلیمم داد، هوامو داشت، ‫و همیشه باهام خوب بود.

‫هر دفعه از تعدیل‌کننده‌هام ‫استفاده میکنم، صورت اونو میبینم.

‫متعجب،

‫و بعد ترسیده،

‫و بعد در حال درد کشیدن.

‫و بعد هیچی.

‫فکر کنم این دلیل واقعیه اینه ‫که همیشه بعدش بالا میارم.

‫همه تو این سفینه از چیزی پشیمونن.

‫فکر کنم، شامل آموس هم میشه.

‫توام مثل همه‌ای.

‫من کشیک میدم.

‫تو باور میکنی که اون ایناروس ‫لاشی همینجوری زده باشه به چاک؟

‫- من که پرچم سفیدی ندیدم. ‫- منم ندیدم.

‫اونجا چی داری؟

‫رو بسته‌ش نوشته غذاست.

‫میدونی، فکر کنم اون مسئول تدارکات هرچی

‫ته انبار مونده بود بهمون داد.

‫هممم... آره.

‫فکر کنم درست میگی.

‫آشپزی بلدی؟

‫میدونم غذای مونده رو ‫گرم کنم، اما همینقدر.

‫چندتا مغازه نودل خوب توی سیریس هست.

‫اونجا بودی؟

‫اوه، آره.

‫وقتی تو کنت بودم،

‫مسیر عموما از زحل به سیریس و برعکس بود.

‫کنتربری.

‫مدتی میشه راجبش فکر نکردم.

‫منم همینطور.

‫وقتی دانی کشته شد،

‫اکثر مریخی‌ها تو و افرادت رو مقصر میدونستن.

‫زمانی بود که فرصت رو غنیمت می‌شمردم،

‫تا همتون رو به پایگاه هکتی برگردونم

‫و از همتون به‌طرز خشونت‌آمیزی بازجویی کنم.

‫منم ساکت نمیموندم.

‫اونم باحال میشد.

‫ته‌مزه‌ش یواشکی حالت رو گرفت، مگه نه؟

‫آها.

‫دیگه چه چیز خوبی تو سیریس هست؟

‫مشروب مَشتی دارن.

‫و همه فاحشه‌خونه‌ها به هم وصلن.

‫چیز دیگه‌ای بجز نودل، ‫مشروب و فاحشه‌خونه نیست؟

‫هیچوقت نگاه کردم.

‫ناوگان آزاد عقب‌نشینی کرده.

‫هیچکس نمرده و یه پورت ‫مهم دوباره به کنترل ما در اومده.

‫چطور میتونی این رو چیزی جز پیروزی تلقی کنی؟

‫چقدر از غذای خود ما روانه میشه

‫تا این تروریست‌ها رو سیر کنیم،

‫وقتی شهروندان خودمون در نیاز مبرمن؟

‫- سلام. ‫- سلام.

‫اوضاع چطوره؟

‫- خوب. ‫- خوبه.

‫خوب خوبه.

‫اشکال نداره راجبش حرف بزنی.

‫نمیخواستم تحت فشار بزارمت.

‫خشکم زد.

‫وقتش رسید که از در برم بیرون،

‫و برای چند ثانیه،

‫برگشته بودم به پلا و بدون لباس ‫مخصوص تو محفظه تطبیق فشار هوا بودم.

‫و داشتم بدون کپسول هوا از چتزموکا

‫میپریدم پایین.

‫بدنم تکون نمی‌خورد.

‫چند ثانیه میگذشت، خودم رو جمع و جور میکردم.

‫اما تا اون موقع، کلاریسا...

‫به طرز تخمی‌ای تحقیرکننده‌س.

‫اگه کارایی که کردی رو من میکردم،

‫برام احساس شرمندگی میکردی؟

‫نه.

‫چون اون کارا رو واسه خودت میکردی.

‫درسته.

‫میشه یه درخواستی ازت بکنم؟

‫البته. چه درخواستی؟

‫- بارکیث. ‫- یه سفینه‌س؟

‫آره. یکی از مریخی‌های یاغی.

‫ممکنه تو قضیه

‫پروتومولکول‌های دزدیده ‫شده فرد دست داشته باشه.

‫من به چندتا ویدیو نظارت نسم برخوردم که

‫نشون میداد بارکیث داره ‫فضای حلقه رو ترک می‌کنه.

‫و از بابی پرسیدم که سازمان ملل

‫تاریخچه‌ای از حوادث مشابهی از سفینه‌هایی

‫که بعد از گذر از حلقه گم شدن داره یا نه،

‫و اون پیدا کرد، ‫اما یه کوه اطلاعات هست.

‫واقعا میتونم از یکم کمک برای ‫سر در آوردن ازش استفاده کنم.

‫داری سعی میکنی با دادن

‫یه مشکل جذاب بهم حواسم رو پرت کنی.

‫آره.

‫نشونم بده چی پیدا کردی.

‫پــــــلا ‫درون بلت

‫پلا، لابر و گرانیکِس ‫درون بلت

‫ناآرامی در ایستگاه‌های ‫متعددی در بلت وجود داشت

‫و بعضی‌ها خشمشان را سر چیزی که باور دارند

‫رها کردن ایستگاه سیریس بوده ابراز کردند.

‫در گانیمید، یک محقق ژنتیک ‫کشاورزی وقتی تلاش کرد حین

‫روال بررسی امنیتی فرار کند

‫با شلیک گلوله کشته شد.

‫معتقدیم که محقق جاسوس ‫مردم سیارات داخلی بوده.

‫در وستا، پارتیزان‌های ایناروس، ‫با معترضین درگیر شدند،

‫که منجر به مجروح شدن چندتن

‫و کشته شدن یک مکانیک ناوگان آزاد رسید.

‫گزارش بده.

‫لابر و گرانیکس طبق دستور

‫علائم درایو رو دوباره تغییر دادن.

‫تمامی سفینه‌ها در سکوت رادیویی به سر میبرن ‫هیچ تماس جدیدی وجود نداره.

‫خوبه.

‫وقت داشتی به ارزیابی من

‫از ناوگان مرد سیارات داخلی یه نگاهی بندازی؟

‫- انداختم. ‫- نگران به نظر نمیای.

‫نمیتونم بگم هستم.

‫سه سفینه مرکزی نسم جدید و ‫دو سفینه مریخی کلاس دانگر.

‫این بیشتر از چیزیه که انتظار داشتیم.

‫اونا سریع نیروهاشون رو بازسازی میکنن.

‫بهشون نیاز پیدا میکنن.

‫این چیزی نیست که راجبش خوشحال باشی.

‫چرا باید ناراحت باشم؟

‫ما بهش غلبه میکنیم.

‫مسیری که سفینه‌های ما قراره طی کنن

‫تا برای مدینا تدارکات جمع کنن

‫تعدادیشون رو در معرض نیروهای جنگی

‫متعدد سیارات داخلی میزاره.

‫عمرا بتونیم از درگیری ‫با همشون اجتناب کنیم.

‫این از اون جنگ‌ها نیست که ‫سیارات داخلی توش شرکت کنن.

‫ما بزن دررو بزن دررو میکنیم و میریم

‫قبل از اینکه اونا بفهمن چی بهشون زده.

‫پدر.

‫میشه لطفا صحبت کنم؟

‫چی تو ذهنته؟

‫اونا دارن ما رو بزدل صدا میکنن.

‫- "اونا" دقیقا کین؟ ‫- مخالفین. توی اخبار.

‫چرا واست مهمه که یه مخالف چه فکری میکنه؟

‫تو به مردم سیریس گفتی ‫که اونجا پایتخت جدید ماست،

‫که ما اون رو به افتخار بلت تبدیل میکنیم.

‫- و تو حس میکنی که... ‫- ما ترکشون کردیم.

‫یا این از اول بخشی از نقشه‌ت بود؟

‫ما هیچوقت نمیتونستیم از سیریس در ‫مقابل مردم سیارات داخلی محافظت کنیم.

‫اما مردم اونجا نیاز داشتن فکر کنن میتونیم.

‫پس من چیزی رو به مردم ‫گفتم که نیاز بود بشنون،

‫اونم دقیقا وقتی که نیاز بود بشنونش.

‫ما ایستگاه رو لخت کردیم،

‫طوری ولشون کردیم که به زور زنده بمونن...

‫ما سیارات داخلی ‫رو با مشکلی ول کردیم

‫که باید باهاش سروکله میزدن.

‫منابعشون رو مختل کردیم و تضعیفشون کردیم.

‫اگه بهشون اهمیت میدی ‫خوبی تو رو نشون میده...

‫... اما بلترهای تو سیریس مثل ما نیستن.

‫نسل بعد نسل،

‫برای مردم سیارات داخلی بردگی کردن،

‫نیازهای خودشون رو به جنگیدن ‫برای نیازهای ما اولویت دادن.

‫به راحتی خودشون بیشتر از

‫آینده بلت اهمیت دادن.

‫من و تو، مقدر شده که ‫این بیرون تو تاریکی باشیم.

‫تو مبارزه.

‫این کسیه که ما هستیم.

‫کسی که متولد شدیم باشیم.

‫هیچوقت فراموش نکن اسمت چیه.

‫اسمی که با هم سهیم هستیم.

‫تاینن و اینازامی ‫درون بلت

‫خب این همکارات...

‫گالت سه شاتگان تدنز

‫و یه قفسه موشک داره.

‫سیبرهیگن فقط موشکه،

‫اما مقدارش خوبه.

‫- و کاملا بهشون اعتماد داری؟ ‫- کاملا؟

‫خب... بهتره بگیم به اندازه کافی.

‫اولش راحت‌تر بود.

‫وقتی فاجعه اولش اتفاق میفته،

‫همه‌مون خودمون رو جمع و ‫جور میکنیم تا به همدیگه کمک کنیم.

‫غریضه انسانیه.

‫اما وقتی اوضاع بهتر نمیشه،

‫وقتی مردم آسیب‌دیده، گشنه و ترسیده میمونن،

‫به خاطر آوردن اون حس اهمیت ‫دادن به دیگران سخت میشه.

‫اما مجبوریم.

‫تنها راهیه که میتونیم ‫اینو پشت سر بذاریم.

‫هممون.

‫مهم نیست از کدوم بخش منظومه باشیم.

‫اه، زمینی بیچاره.

‫نمیدونه قراره از کجا آب و غذاش رو بگیره.

‫به بلت خوش اومدی.

‫انبار تدارکات باید اینجا باشه.

‫قطعاً توی این مداره.

قطعاً؟ - .کم و بیش -

‫خیلی خوب یادم میاد.

‫درست برنامه‌ریزی کردنش کلی کار برد.

‫تو گفتی که مارکو چندین‌تا ‫از این انبارها داشت.

‫آره.

،طبق چیزی که شنیدم .میتونه ده‌تایی باشه

برای چه هدفی؟

ناوگان آزاد اکثر ایستگاه‌های اصلی .توی بلت رو تحت کنترل داره

چرا برای مخفی کردن تدارکات خودش رو به همچین زحمتی بنداره؟

شاید داره محض احتیاط برای وقتی .که مردم سیارات داخلی بیان این کارو میکنه

.که الان اومدن

.تو بهم بگو .استراتژی تخصص ژنرال‌هاست

از دونستن اینکه بعضی از زمینی‌ها

باید جوری که ما همیشه زندگی کردیم .زندگی کنن، ناراحت نیستم

‫هیچکس نباید جوری ‫که ما زندگی کردیم، زندگی کنه.

.‫و حالا شاید اونا درک کنن

چیو درک کنن؟

اینکه بلت آبشونو مسموم کرد

و بهشون گشنگی داد؟

اینکه ما بچه‌هاشونو جوری که خودشون بچه‌هامونو کشتن، کشتیم؟

مشکل چیه؟

.‫چیزی نیست .‫تفاوت نظره

.‫شرمنده، کاپیتان .‫قصد نداشتیم مزاحم بشیم

‫حالا میفهمم که چرا میخواستی .‫اون یکی تو سفینه‌ت نباشه

ازت پرسیدم؟

‫رییس، دو تماس ورودی داریم. ‫درخواست ارتباط پرتویی دارن.

.‫وصل کن

،‫سیبرهیگن هستم

.‫و همینطور از طرف گالت حرف میزنم

.‫کاپیتان درامر، ما جزئی از شاخه طلایی بودیم

.‫حالا در کنار شما میجنگیم

.خوبه

‫من برای جنگ آماده‌م.

ما اطراف تمام باراندزهای رسمی مناطق سبز داریم،

.‫از جمله ایستگاه‌های سوخت‌گیری

بعدش، پورت‌های ثانویه و محوطه‌های نگهداری

.ایمن میشن

محلی‌ها چطور دارن تحملش میکنن؟ - .به سختی -

اما تا الان که به‌نظر میرسه .دارن پیروی میکنن

شاید سانجرانی بهمون .کسشر نمیگفت

‫نمیتونم تشخیص بدم .‫.که دارین طعنه‌آمیز حرف میزنین یا نه، خانم

.‫داشتم طعنه‌آمیز حرف میزدم

همیشه خدا... .تا یه دقیقه دیگه راه میوفتیم

داری ملحق میشی؟ - .معلومه. خانم -

.خوبه

راستی، خیلی

.از آخرین گزارشت خوشم اومد

.فکر کردم همینطور باشه .خودت تاییدش کردی

.کشیش استعداد درآوردن حس دلسوزی داره

.اوهوم

.خب، خبر بعدیم بهترم میشه

به تفنگدارهات بگو .که حواسشون به اون باشه

.استعداد خلق دردسر داره

.چشم، خانم

چی شده؟

کاپیتان، تلسکوپ‌ها فعالیت یک رانشگر رو دریافت کردن.

.میتونه یه ناو محافظ داستر باشه

سفینه دیگه‌ای در نزدیکی هست؟

فعالیت رانشگر دیگه‌ای در نزدیکی دیده نمیشه.

.روسینانته

.دارن به سمت سیریس میرن

،تا به مردم سیارات داخلی‌‌شون ملحق بشن .شکی درش نیست

.اونا تنهان

بدون اسکن‌های فعال نمیتونیم مطمئن باشیم

.که چه چیزهایی اون بیرونه

.و نمیتونیم موقعیتمون رو فاش کنیم

.اونا تقریباً توی برد موشکین

،اگه تغییر مسیر بدیم .به تاخیر میوفته

.فقط یه ناو محافظه

.در مقابل پلا چیزی نیست

،حتی تک به تک هم نیست .و الان ما سه به یکیم

.اونا یه ریل‌انداز دارن - .آره -

و قبل اینکه بتونن برای استفاده ازش ،به اندازه کافی نزدیک بشن

.خاکستر میشن

،با لابر و گرانیکس

.برتری موشکی ما به پنج به یکه

.مجبور نیستی همچین کاری کنی

.وقت درستی براش نیست

باید یاد بگیری که فرصتو تشخیص بدی

.وقتی خودش در خونت رو میزنه

!همه به‌جای خود

.فیلیپ

اسلحه‌ها رو به عهده میگیری؟

.بله، کاپیتان

.اسلحه‌ها رو به پسرم بدین

.چشم، کاپیتان

از اپوکسی فلزی برای پوشش ترک‌ها استفاده کردم

.تا بدتر از این نشه

اما نمیتونم بگم .که پیوند خوردنش چقدر خوبه

.این آلیاژ عین چی سفته

اصلاً این زره از چی درست شده؟

.از مریخ درست شده، عزیزم

چه خبر شده؟

.مطمئن نیستم

.یکی برام یه چیزی فرستاد

میتونی مبهم‌تر از اینم باشی؟

انگار از طریق رساننده‌های ناشناس .ارسال شده

یکی خیلی سخت داره تلاش میکنه .که ردی از خودش به‌جا نذاره

.همم - .آموس -

.امیدوارم این بهت برسه

.شرمنده، قدیمی بود

.اون یارو گیاهیست - .پرکس -

.میدونم وسط جنگی

امروز ناوگان آزاد به یه محقق .توی آزمایشگاهم شلیک کرد

.گفتن که جاسوس بوده

.اسمش کاروانیدس بود

،در طول سال اخیر داشتیم روی راهکارهایی

برای بهبودبخشی به تولید محصول .برای تولید غذا توی بلت کار می‌کردیم

کاروانیدس در حال توسعه سویه جدیدی

از مخمرها با پلیمر عایقی بود

که اندامک‌هاشون

‫از ساختارِ برداشتی محصول پروتومولکول ‫تقلید میکنن، بود.

پروتئین کاملاً قابل هضم تولید میکنه

با خُردمُغَذی‌های جمع شده .نظیر سویا دست‌نخورده

.یه لحظه بهش وقت بده .خودش توضیح میده

.احتمالاً اصلاً اینو نفهمیدین

این مخمر با یکم بیشتر از دی‌اکسید کربن

و انرژی زاید میتونه مقدار زیادی غذا

.تولید کنه

.آدمای قدرتمندی رو میشناسی

.لطفاً این داده‌ها رو بهشون بده

فکر کنم کاروانیدس سعی داشت .که همین کارو بکنه

.الان زمین میتونه از این استفاده کنه

.نگران من یا می یا بقیه‌مون نباش

.میتونم مراقبشون باشم

.دلم برات تنگ میشه، دوست من

.امیدوارم این بتونه کمکی کنه

.الان یه خانواده جدید داره

.این هیچ سودی براش نداره

.فقط آدم خوبیه

.بهاش همیشه همینه

.اگه پرکس فکر میکنه مهمه، پس همینطوره

.کریسی میدونه باهاش چیکار کنه

پیرزن وقتی اینطور صداش میکنی .واقعاً خوشش میاد

.حداقل من تو روش میگم

!جیم. جیم

.بیدارم

فکر کنم یه الگویی

.توی ناپدید شدن سفینه‌ها وجود داره

واقعاً؟ - .اوهوم -

برای انواع سفینه‌ها

.توی انواع حلقه‌ها اتفاق افتاد

ولی ناپدیدی‌ها به‌نظر میرسه توی خوشه‌ها اتفاق میفتن

‫که هرکدوم تقریباً یه بازه ‫زمانی رو پوشش میدن.

انگار یه دفعه یه سوراخی .توی سطح باز میشه

.و اگه کسی توش بیوفته، دیگه رفته

،اما یه دقیقه بعد

،خود سوراخ هم میره .و همه‌چیز عادی به‌نظر میرسه

تا اینکه یه سوراخ دیگه ناگهانی ،یه جای دیگه باز بشه

.و تا یه دقیقه بعد، آدمای بیشتری توش میوفتن

‫فکر میکنی اون اتفاقی ‫که برای بارکیث افتاد،

برای اون سفینه‌ها هم افتاده؟

.نمیتونم با اطمینان بگم

.نه با این داده‌ها

و من متخصص این چیزهای .توی حلقه نیستم

.منم همینطور

ولی یکی رو میشناسم .که ممکنه باشه

!هولدن - چیشده؟ -

رادار سه تا سفینه رو نشون میده

که دارن با سرعت بالا .به سمتمون حرکت میکنن

هویت دارن؟

.فرستنده‌ای ندارن

.درحال برسی علائم درایوم

هی، کاپیتان، چه خبر شده؟

.همگی آماده بشین و کمربندهاتون رو ببندین

.قراره اوضاع قاراشمیش بشه

.اینو همراه دعای خیرمون بگیرین

مریخ و زمین خوشحالن که .میتونن به بلت کمک کنن

.اینو همراه دعای خیرمون بگیرین

مگه اینجا نیومدیم که به اینا شلیک کنیم؟

نگران نباشین. میتونیم ویرایشش کنیم .و از تو فیلم در بیاریمش

.ببخشید، خانم

.کسکش

مریخ و زمین خوشحالن که» «میتونن به بلت کمک کنن

مریخ و زمین خوشحالن که .میتونن به بلت کمک کنن

.لطفاً. من کار بدی نکردم

.مشکلی نیست، مشکلی نیست

این گربه شماست؟

.آره، اسمش تومانگ شنیونه

مهربونه و کاری نداره

.و منم هرچیزی بخواد رو بهش میدم

.اینو همراه دعای خیرمون بگیرین

هی. خبرنگارت کجاست؟

.لعنت بهش .الان برمیگردم

.موشک روی هدف قفل شد

.شلیک کن

.شلیک

.همشونو گرفتن - !دارن نزدیک میشن -

!اژدرهای بیشتری دارن میان

.از حد و اندازه ما بزرگتره

.دارم ریل‌انداز رو روشن میکنم

!خیلی ازشون دوریم

.تنها شانسیه که داریم

.همگی، آماده یه چرخش کامل باشین

.به لابر ضربه خیلی بدی خورد

.دارن جو رو تخلیه میکنن - .احمقا -

گرانیکس داره درخواست اجازه

.برای جدایی از پشتیبانی میده

ما به هیچکدومشون .نیازی نداریم

.پرواز، فاصله رو با دشمن حفظ کنین

.وقتی که میچرخن مراقب باشین

.فیلیپ، همین حالا تمومش کن

.شلیک میکنم

.تمیز جاخالی دادن. لعنتی

.چهار تا اژدر دیگه دارن میان

.نمیتونیم تا ابد اینو ادامه بدیم

!ما آسیب دیدیم !تدنزها دارن خطا میزنن

دریافت شد. میرم سمت تندزها.

کجا داری میری؟ - .باید درستش کنم -

وسط جنگ؟

.کار همینه دیگه، هلو

!همگی سفت بچسبین

زدیمش؟ - .نه -

،اگه لازم بود دوباره این کارو بکنیم .بهمون خبر بده

.فقط اون تندز رو دوباره راه بندازین

.بهم کنترل شلیک بده

چیزی تو ذهنته؟ - .دوباره چرخشتو انجام بده -

.من شلیک میکنم - .ولی ما خیلی دوریم -

اما اونا میبینن که داریم میچرخیم .و قبل اینکه بتونم شلیک کنم در میرن

.فقط کنترل شلیک رو بده من

.خیلی خب. آموس، محکم بمون

!کلاریسا! بچسب

.نخورد - !چپ -

.هر دو دفعه به سمت چپ جاخالی دادن

گرفتم. اژدر؟

آره، یه چیز دیگه‌ای .برای نگرانی بهشون بده

.چهارتا، به یه نقطه بزن و تندز رو بده بهم

.دریافت شد. همگی محکم بچسبین

.پشمام. کار کرد

،از کار افتادن .ولی از بین نرفتن

.وقتشه که کارشون رو تموم کنیم

.شلیک نکن - چی؟ چرا؟ -

مارکو زندانی باشه خیلی بهتره .تا یه شهید به حساب بیاد

آره، ولی هیچوقت قرار نیست .تسلیم بشه

.زمان زیادی اینطور باقی نمی‌مونن

.وقتمون داره تنگ میشه

.اگه این جواب نداد، شلیک کن

.جیمز هولدن

سلاح‌هاتون رو غیرفعال کن .و کد کنترلتون رو بفرست

.کاری میکنم که منصفانه باهات برخورد شه

.این تنها فرصتته

میمیرم اما اجازه نمیدم .گردنم قلاده ببندی

.اه، گور باباش، تلاشمونو کردیم

.یه موشک شلیک میکنم

.مستقیم برخورد کرد .اما انفجاری صورت نگرفت

.راکتور آمادست

لعنت بهش، الان وقت منفجر نشدن بود؟ !لعنتی

...لغو درگیری

!و عقب‌نشینی...

.پلا ادامه نمیده

.تعقیبمون نمیکنن

ما بردیم؟ - .نه -

.ولی حداقل نباختیم

کلاهک: غیر فعال شد مجری: ج. هولدن

.لابر تو حالت بدیه

.گرانیکس توی عملیات نجاته

،اگه دوتا از سفینه‌ها عقب‌نشینی کنن

.دیگه برتری سه به یک نیست

تمام عرشه‌هامون .دوباره تحت فشار قرار گرفتن

اما هنوزم تعدادی رخنه .توی بدنه خارجی داریم

اونا با گلوله‌هاشون .گولمون زدن

.باهوش بودن

.خوش‌شانس بودن

در زودترین وقت ممکن .یه خلبان جدید میخوام

یکی که توی نبرد .به خودش نرینه

یه فرد با تجربه

.توی شینکوساتو هست

.ما سخت جنگیدیم

.کافی نبود

.وقتی که گفتی شلیک کردم

باید چیکار می‌کردم؟

.باید دشمن رو می‌کشتی

.اونا نمردن

.شکست خوردی - .تو شکست خوردی -

چی گفتی؟

.این تقصیر توئه

.لازم نبود اینجا باشیم

.لازم نبود توی این جنگ باشیم

.تو یه بزدلی

.لازم نبود جیمز هولدن رو بکشیم

.این غرور تو بود

تو بودی، فقط تو ...که میخواستی اون مردو بکشی

!از انجام وظیفه برکناری

.از این عرشه و از جلو چشمام گمشو

‫مـــتـــرجـــم ::. صادق هاشمی .::

‫ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز ‫.:: DigiMoviez.Com ::.

.رئیس

ایستگاه مدینا میخواد گزارش بده

که راح-6 (ریل‌انداز ایستگاه حلقه) همین تازه .توی دروازه حلقه لاکونیا دریافت شد

آزمایش عملیاتی به محض اینکه ممکن باشه شروع میشه

.و البته، کاملاً درجریان میذاریم‌تون

اگه این یکی هم مثل بقیه ،به خوبی اجرا بشه

.خوش میگذره

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.