Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
وبسايت باليوود وان تقديم ميکند Bollywood1.co سفارشی از رضا
برترین های سینمای هند در بالیوود وان
اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official
تلگرام باليوود وان @Bollywood1official
"عاشقم باش" ترجمه ای از وبسایت بالیوود وان
مترجم : سپیده و فواره
توجه : این اثر بصورت شنیداری ترجمه شده است
یک ، دو ، سه
به جشن مجردی خوش اومدین
مهمانی کجاست؟
این آخرین شب مجردی توئه
بشین ، بخور یه نوشیدنی بزن و ریلکس باش
دپرس بازی تعطیل امشب آخرین شبیه که دارم
خیلی بهشون قول دادم
مثل همسن های من فکر کن نه همسن های خودت
منو به وگاس نبردی خیلی خب
ولی حداقل چند تا رقاص لختی میاوردی
چند سالته؟
32
سی و پنج سال از جوان شدن من می گذره
من هیچوقت پولی برای بعدظهرهای رمانتیک ندادم
هیچوقت برای سکس پولی ندادم
یک شب مفید برای صبح یه چیز ویژه اس
عجب دیالوگ خوبیه برای مخ زدن
ولی خدایی رقاص ها کجا هستن؟
زنت چی میگه؟
اون هنوز زنم نیست
و اون میدونه که این مهمونی مجردی منه
!خیلی خری
تقریبا کند ذهن
خیلی خره
میدونستم
منم میدونستم برادر
داماد کیه؟
!باید میدونستم
و میدونستم حق با منه !ببین چه کار می کنی؟
از خودت منزجر نمیشی؟
خدایی چطور اونجا وایسادی؟
من که نمیتونم اینجا وایسم ، حیوون
......تو
......تو
کدومتون تو جشن مجردی تون به رقاص ، نه می گفتین؟
عزیز- ازت متنفرم ، زندگی منو خراب کردی-
چی رو خراب کردم؟ من که باهاش سکس نداشتم
باورم نمیشه داشتم با چنین حیوونی ازدواج می کردم
بچه ها گوش کنید
دعوا نکنید
نصیحت خوبی بود
نصیحت بهتری بلدی؟
یعنی تقصیر منه که بهم می زنن؟
تقصیر من هم نیست
میخواست آزمایشش کنه گفت اینکارو بکنم و من کردم
ولی یکی باید اونقدر عقلش برسه که کجا بس کنه
حتی منم مهمانی مجردی راه انداختم
گفت رقاص لختی بیارم آوردم؟
چون تو دوستت رو خوب می شناسی
کی تو جشن مجردی اش به رقاص لختی ، نه می گفت؟
میخواستی چی بگه؟
ببخشید خانم فردا دارم ازدواج می نکم
پس یعنی بریم عروسی رو کنسل کنیم؟
گوش کن اون بی گناهه
عزیز ، دیدم چه کار می کرد- اینطوریا که فکر می کنی نیست-
قصدش رو نداشت
مردها گاهی به هم فشار وارد می کنن
تا ببینن دوستشون چی میگه
اون تظاهر می کرد
ولی داشت می رفت که - باور کن-
من سر پاش نشسته بودم
من میتونم بگم
چیزی حس نکردم
واقعا؟
فقط پونزده ثانیه بود ...و
مردها گاهی به هم فشار وارد می کنن
باید وانمود می کرد خوشحاله
قصد و نیتی نداشت
باور کن
بهم اطمینان کن ، عزیزم
خوش گذشت- من دارم ازدواج می کنم-
ممنونم- خداحافظ-
دارم ازدواج می کنم
خداحافظ- خداحافظ-
شب بخیر
سلام
الو؟
الو؟ ها؟
صبح بخیر- بخیر-
شب سختی بود؟- قهوه؟-
ممنونم
دقیق یادم نمیاد ولی دیشب خوش گذشت
منظورم اینه که حتما خوش گذروندیم
هنوز کسی شکایتی نداشته
فقط میخوام روشن کنم که نباید انتظاراتی داشته باشی
منظورم اینه که دیشب خوش گذشت
ولی فکر نکن ما آینده ای داریم
و اشتباه برداشت نکنی
فکر نکنی حال نکردم
ولی در حال حاضر دنبال رابطه ای نیستم
میخواستم اینو روشن کنم
که اگه انتظار داری این امر ادامه دار باشه
باور کن ، این قضیه ربطی به اینکه زیاد جوان نیستی ، نداره
میدونم عجیبه و تعجب می کنی
که چطور یک دختر بعد از بیدار شدن تو تخت یک غریبه همه این حرفا رو میگه
فکر می کنم تخت خوابت ، شانس داره
اتاق مهمان من شانس داشته
می فرمودی؟
یعنی هیچی بین ما رخ نداد؟
چرا؟
منظورم اینه که هر روز یک دختر خوشگل مثل من گیرت نمیاد که
در ضمن ، اونقدرا پیر نیستی که کاری ازت بر نیاد
پس میتونستی باهام حال کنی و اینکارو نکردی
حتما دلیلی داره
من با زن های مست نمیخوابم
بهشون بهانه عدم هوشیاری رو نمیدم
هرکی باشه باید از کارش با خبر باشه
شانست پرید
وقتی هوشیارم دستت بهم نمیرسه
"با تکبر و بی توجه راه میرم"
"کل شب رو نوشیدنی می خورم"
"با تکبر و بی توجه راه میرم"
"کل شب رو نوشیدنی می خورم"
"وقتی قلبم اصرار می کنه"
"فقط یک لیوان می زنم"
"کاری می کنه شرمنده بشم و صورتم سرخ بشه"
"مردها میگن من الکلی ام"
"من الکلی ام"
"مردها میگن من الکلی ام"
"من الکلی ام"
"مردها میگن من الکلی ام"
"من الکلی ام"
"مردها میگن من الکلی ام"
"من الکلی ام"
"پاهات در حرکت و چشمانت جای دیگه اس"
"چون یک طوفان رو سر کشیدی"
"پاهات در حرکت و چشمانت جای دیگه اس"
"چون یک طوفان رو سر کشیدی"
"بعد از کارت ، بطری خالی رو به جا می گذاری"
"بعد از کارت ، بطری خالی رو به جا می گذاری"
"وقتی مستی ، نمیتونی با ساز نرقصی"
"وقتی مستی ، نمیتونی با ساز نرقصی"
"تنها چیزی که میخوام ، جنس محلیه"
"تا برم تا آخرش برقصم"
"تنها چیزی که میخوام ، جنس محلیه"
"تا برم تا آخرش برقصم"
"مردها داد می زنن و من فقط اخم می کنم"
"میخوام کنترلم رو از دست بدم"
"مردها میگن من الکلی ام"
"من الکلی ام"
"مردها میگن من الکلی ام"
"من الکلی ام"
"مردها میگن من الکلی ام"
"من الکلی ام"
"مردها میگن من الکلی ام"
"من الکلی ام"
"بعد از کارت ، بطری خالی رو به جا می گذاری"
"وقتی مستی ، نمیتونی با ساز نرقصی"
"بعد از کارت ، بطری خالی رو به جا می گذاری"
"وقتی مستی ، نمیتونی با ساز نرقصی"
سعی می کنی غم هاتو کم کنی؟
حسرت میخوری که شانست رو از دست دادی؟
میدونم من خیلی جذابم
اونا خوشحال نیستن؟
خدا خیرشون بده
داشتی یک تنه میریدی تو عروسی شون
من؟
من دلیل ازدواج اونام
داشتن اونو بهم می زدن
نمی فهمم
اگه چیزیه که باید آزمایش بشه
دیگه چطوری اسمش عشقه؟
سوالی دارم
یک بار خوابیدن با هم برای عاشق شدن کافیه؟
پس چطور برای از بین رفتن عاشقی کافیه؟
درسته
چه فکر بزرگی
خب ، جواب به این سوال سخته ...ولی اغلب
بدون خوابیدن هم عاشق میشن
داری مخ منو می زنی
همونطور که گفتم
وقتی هوشیارم ، شانسی نداری
تا حالا هوشیار هم بودی؟
با نوشیدن من مشکلی داری؟
الکل رو دوست دارم
اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official
به نظر میاد ازدواج کردی و رفتارت به وضوح نشون میدن که طلاق گرفتی
چند سالته؟
چند روز پیش تولد 25 سالگی ام بود
معلومه
...بر اساس قانون قرارها
سن منهای هفت ضربدر 2 نهایت سن مجازه
چی؟
من 26 سالمه
پس 26 منهای هفت ...میشه
38
سی و هشت سال بیشتر راه نداره
پس شانسش رو نداری
من خیلی از اون سن بزرگترم
یکم عجیب میشه
به هرحال کلا فرمول رو غلط رفتی
دو برابر منهای هفته
یعنی 26 ضربدر 2 منهای هفت که میشه 45
تو 45 سالته؟- نه-
بخاطر من غصه نخور
اگه حالم خوب بود ، زنگ می زنم
فکر کردش بهش عجیبه
ولی چنین حسی ندارم
فاصله سنی 24 ساله
خیلی زیاده
ولی من اینطور فکر نمی کنم
بهش میگه اختلاف نسلی نه اختلاف سنی
مرد پولدار مسن دختر جوان زیبا
سندرم مشکلات پدری
از این چیزای روانشناسی به من نگو
سندرم مشکلات پدری چیه؟
من چطور بدونم؟
برای اینکار باید با اون جلسه بزارم
کارتم رو بهش بده
و بگو فقط با قرار قبلی کسی رو می بینم
اسکل شدی؟
فکر کردی دختری که فقط دو بار دیدم رو می فرستم پیشت؟
و تو هم الکی داری روشنفکر بازی درمیاری
ساده اس یک پسر و دختر همدیگه رو دیدن
لاس زدن و خوششون اومد
بزار تصحیحش کنم
یک مرد مسن پولدار و یک زن جوان زیبا همدیگه رو دیدن
دختره چشمش به پول بود اون مرد چشمش به جوانی
و حالا هر دو دنبال چیزی هستن که ندارن
چیزهای ابتدایی هستن ، آشیش عزیز
تو خیلی انسان منفی بافی هستی
ولی مدرکم واقعیه
نرفتم که فتوشاپش کنم و بدم تو کاغذی با کیفیت
برام قاب کنن و بیارن که
اینجا کی دکتره؟
من
من صدها پرونده اینطوری رو حل کردم
اوه لطفا
هر هفته میای میگه پول قرض بده
کسی نمیاد ازت مشاوره بگیره
مگه تو نمیای؟
ببین تا کجا پیش میری
و میخوای اینجا چی رو ثابت کنی؟
من تا آخرین پنی پولی که طلبکاری رو با بهره بهت میدم
وقتی همه پولاتو دزدید و رفت بهشون نیاز خواهی داشت
تو یک زن ستیزی
البته
چون هیچوقت زنی بخاطر پول مرد باهاش لاس نمی زنه
!زن ستیز
اگه من زن ستیزم تو ..... هستی
فکر می کنی عشقه
فقط شهوته !شهوت خالص
من احساسات تو رو میدونم یا خودت؟
من دکترم
اگه تو دکتری ...پس من ، من
چی هستی؟
تصور کردنت بعنوان دکتر ، سخته
میتونم براش یه مثال پیدا کنم
وقتت تموم شده
برو بیرون وقتت تمومه
پنجاه و هشت دقیقه
باشه بشین
!پیرمرد منحرف
!تو- وقت تمومه -
آقا ، نقشه ما اینه که هوای قطب شمال رو در بطری کنیم
از 2 تا 10 بطری
...تا هروقت خواستید از آلودگی استرس زای
محیطی که در اون هستید ، فرار کنید...
به راحتی
یک بطری هوای تازه رو باز کنید
هوشمندانه اس نه؟
و اینطوری میتونید در دفتر خودتون به تعطیلات برین
امیدوارم مضطرب نباشی
هوشمندانه اس . نه؟
تو از این درخواست مضطرب بودی نه؟
قراره اسمش رو بزاریم
نفسی از تازگی
اوه لطفا
ایراد نداره میتونی بپذیری
خیلی خب ، زرنگ بازی در نیار منو ساعت 12 در بار ببین
خیلی ممنون
من نمیتونم دو تا رو بخورم
به سلامتی رفقا
ممنونم شب خوش
شب خوش ، باب
خداحافظ ، عشقمی
چقدر این دو پیرمرد نجیب هستن
خیلی بامزه ان
هر روز میان و تا موقع بسته شدن بار صبر می کنن
فکر کردم سن من مشکل سازه
ولی تو فقط پیرمردها رو جذاب می بینی
اینجا مال توئه؟
نه ، من اینجا کار می کنم
من فقیرم
این همه راه از هند اومدی تا در یک بار کار کنی؟
برای تحصیل اومدم
کالج تموم شد و من شروع به کار کردم
وقتی دانش آموز بودم آخر هفته متصدی میشدم
حالا از دوشنبه تا جمعه سر یک کار میرم
و آخر هفته ها هم اینطوریه
و قبل از اینکه سوالات بیشتری بپرسی
اون کار پول خوبی داره ولی خسته کننده اس
و اینو بخاطر تفریح انجام میدم
من مدرک مهندسی دارم
در دنیا دو جور آدم هست
حرفه گرا و شغل گرا
من شغل گرا هستم
ولی تو به نظر حرفه گرا میای
بگو خجالت نکش
من اهل سرمایه گزاری ام
روی شرکت هایی که هنوز نوپا هستن سرمایه گزاری می کنم
تا بعدا ازشون سود کنم
و من فکر کردم سن من مشکل ساز میشه
تو قبل از رشد هرچیزی روش سرمایه گزاری می کنی
تا بتونی بعدا سود کنی
فقط اگه چیزی توش ببینم
منو برای ظرفشویی دعوت کردی؟
تا یک چشمه اش رو ببینم
کاری کردی ظرف بشورم و اونجا رو تمیز کنم
بزار به خونه ات هم برسونمت
من خونه نمیرم
چرا؟
دوست پسر هم اتاقی ام اومده
خیلی اذیت می کنه
هر خواسته ای داری بگو خجالت نکش
چی بگم؟
میتونی خونه من بمونی
منم چند تا ظرف برای شستن دارم
خب ، بزرگترین مشکل مردانی که نزدیک 50 سالگی هستن چیه؟
کاری ازشون بر نمیاد
به محض ورود به بحران میانسالی
درگیر دروغ های شرکت های داروسازی میشن ولی بازم کاری ازشون بر نمیاد
مشکل اینه که اونا میخوان دخترهای جوونتر رو تور کنن
الو؟
هنوز پیشنهاد برقراره؟
به شرط اینکه قول بدی کنارت امنیت داشته باشم
همه سعی ام رو می کنم
آدرست رو بفرست میام دنبالت
تقریبا حرفتو قبول کرده بودم
هند
پنجابی
کی به اینجا رسیدی؟
تازه رسیدم
کی به لندن اومدی؟
2001
مهاجر غیرقانونی؟
ویزا
شهروندی داری؟
عالیه چی به اینجا کشونده ات؟
دنبال کسی اومدم
منم
دوست دخترم اینجا زندگی می کنه
عصبانیه ولی درستش می کنم
"هنوز کاری می کنی قلبم یک ضربان رو جا بندازه"
"دلم برای سر تا پات تنگ شده"
"قبول دارم که خائن بودم"
و بعد از این یک خط زیبا گذاشتم
قشنگ بود؟
میدونم
منتظر کی هستی؟
هم اتاقی دوست دخترت
هم اتاقی آیشا؟
آیشا
عزیزم
نگفتی که بابات میاد
گفتم همه چیز تموم شده و منو تنها بزار
!ما کاری با هم نداریم
باشه ، خیلی خب
ولی دعوامون اونقدر جدی نبود که ...نتونی بهم بگی که
بابات میاد....
و من حتی برات یک رپ هم نوشتم
"هنوز کاری می کنی قلبم یک ضربان رو جا بندازه"
"دلم برای سر تا پات تنگ شده"
"قبول دارم که خائن بودم"
"قبول دارم که خائن بودم"
"به جان مامانم ، دیگه تکرار نمیشه"
ممنون پدرجان
اون بابای من نیست
پس کیه؟
چرا باید به تو بگم؟
کجا میری ، آیشا؟
این یارو کیه؟ عموت؟ برادر بزرگت؟
یه چیزی بگو ، آیشا
باید اعتراف کنم
بهت دروغ گفتم
اون دوست پسر هم اتاقی هم نبود دوست پسر من بود
دوست پسر سابق
تو یک ماه رابطه ، بهم خیانت کرد
ده دقیقه برای اینکه بگی اعترافه ، دیر شده
ولی عیب نداره
"....کاری می کنی که"
"....کاری می کنی که قلبم"
"...کاری می کنی که قلبم یک"
خدایی؟
خوبی؟
بله ، فقط عصبانی ام
آیشا ، آیشا
لطفا بهم گوش کن- اینجا چه غلطی می کنی؟-
خجالت نمی کشی؟
گمشو دیگه نمیخوام صورتت رو ببینم
من واقعا عاشق توام
به ما یک فرصت دیگه بده
لطفا
حتی آخرین مرد روی زمین هم باشی شانسی بهت نمیدم
می فهمی؟
!حالا برو گمشو
!حداقل به حرفم گوش کن ، آیشا
لطفا یک بار گوش کن ، آیشا در رو باز کن
آیشا ، لطفا
آیشا ، لطفا
لطفا بهم گوش کن
آیشا لطفا آیشا ، چه کار می کنی؟
آیشا ، بهم گوش کن
آیشا
سلام
فقط اونو دارم ، عمو
آشیش
عمو آشیش لطفا باهاش صحبت کن
اینطوری نمیشه
بهم بگو ، اینجوری رفتار می کنن؟
چیزی که باید بشه ، پیش میاد
من حتی برای خودمون در حومه لندن یک کلبه گرفتم
که بتونیم بعد از ازدواجمون اونجا زندگی کنیم
شاید از اینجا هم بتونی ببینیش
تو مشکلی نداری
میتونی دخترای بیشتری پیدا کنی
و تازه آیشا بهت نمی خوره
نه عمو اون دختر مناسب منه
درباره اش فکر کن
هرکسی اشتباهات کوچکی می کنه
ولی این توجیه نمی کنه که برای حسودی کردن تو یک غریبه رو ببوسه
بله ، گل گفتی عمو
آشیش
عمو آشیش این چه جور رفتاریه؟
کی چنین کاری می کنه؟
شما غریبه ای؟
اگه شما غریبه ای پس چرا باهات می مونه ، آشیش؟
...عمو
آشیش
داره از منم استفاده می کنه
همونطور که از تو استفاده کرد
و دقیقا آیشا چطور ازم استفاده کرد؟
پس دیگه اسمشو چی میزاری؟
تا وقتی بدردش می خورد باهات بود باهات بیرون میومد ، می بوسیدت
و وقتی ازت خسته شد رفت یکی دیگه رو بوسید
اگه خودت ارزش خودت رو ندونی بقیه هم نمی دونن
بهش میگن احترام به نفس خود
باید بهش ثابت کنی که اونه که داره ضرر می کنه
چطور؟
بیا- بریم-
صداش نکن ، التماس نکن گریه نکن
قوی باش
خیلی خیلی قوی باش
پشت سرتو نگاه نکن
اون موقع حالیش میشه
حق با توست
فقط یک راه برای برگردوندن آیشا هست عمو
آشیش
خوشحالم که می فهمی
حالا بهتره قبل از اینکه بیاد ، بری
و گرنه فکر می کنه بدرد هیچی نمی خوری
این همه چیز بهت گفت باز اینجایی
ممنونم عمو
فقط تو منو درک می کنی ، عمو
آلفرد تو باشگاه میاد سراغت
تلگرام باليوود وان @Bollywood1official
این همه تلاش کردی واسه من؟
زیاد به خودت فشار نیار
میگن باید تفریحات مناسب سن آدم باشه
چه فایده داره با این سن و سال استخونات بشکنه؟
اینقدر به خودت توهین نکن
و در ضمن ، بعد از دیدن انتخاب تو نظرمو عوض کردم
من نمیتونم خودمو اینقدر کوچک کنم
بهتره با اون بپری
پس چرا ردش کردی؟
اگه یک زن درمانده ، کمکی بخواد نمیتونم ردش کنم
اینقدر امل هستم
تو همه چیز اینطوری؟
بیشعور
بدنت رو ببینم
ببینم- خفه شو-
!حداقل سینه ات رو ببینم
خل شدی؟- عضله های دو سرت-
زود باش خجالت نکش
عضلاتت چی؟ اونا رو ببینم
صبحانه؟
متاسفانه اینجا چاله چوله نداره
بهانه ای برای ترمز نداری
خیلی بیشعوری
چه کار می کنی؟
چه مدته که اینجایی؟- شونزده سال میشه-
خانواده؟
هند
بچه؟
یک پسر و یک دختر
این تنها حسرت منه
برای اینکه به روش خودم زندگی کنم اونا رو جا گذاشتم
دلت برای بچه هات می سوزه ولی برای زنت نه؟
این تصمیمی متقابل بین من و مانجو بود
در کالج با هم بودیم
اوایل هر دو یک زندگی رو میخواستیم
ولی با گذر زمان خواسته هامون متفاوت شد
بچه ها این وسط جایی نداشتن
میدونی مردم میگن من خودخواهم
شاید باشم
قبول دارم که پدر خوبی نیستم
...ولی حس می کنم اگه مونده بودم
بدتر هم میشدم
آرزو دارم میتونستم این زندگی رو با مانجو ایشیکا و ایشان داشته باشم
ولی اگه نتونم ، اهمیتی نداره
تو آدم باحالی هستی
فقط تعداد کمی افراد پنجاه ساله هستن که اینقدر خوشحال و باحال هستن
هرچقدر میخوای تلاش کن حقیقت اینه که
با خودت کلنجار میری که چرا نمیتونی جلوی من مقاومت کنی
مدام این بحث سنی رو پیش می کشی
...تا اینو نرمال جلوه بدی که
که چی؟
که دیشب باهام بودی و امروز صبح دوباره هستی
سفارش بدیم؟
چیه؟
یه پیامک گرفتی که میگفت بیا به بار
وقتی رفتی اونجا فهمیدی که پیشخدمته
فقط برای سرگرمی
باشه
اینکارو برای سرگرمی می کنه
دو ساعت باهاش وقت گذروندی اونجا رو تمیز کردی
ظرفا رو شستی و رایگان اتاقت رو بهش اجاره دادی
در ازای همه اینا هیچی نگرفتی
کوری؟
نمی فهمی تلاش داره خونه ات رو بگیره؟
عقل نداری و بیش از حد تجزیه و تحلیلش می کنی
دکتر کیه؟
من
مدرکم رو بیارم؟- باشه بابا-
ادامه بده
مردم در پیری از بچه هاشون کمک می گیرن
نه از .....هایی که همسن بچه هاشون هستن
تو الان باید با دخترت قدم بزنی
ولی تو
برعکس راه رفتن چی میشه؟
هرچی تو فقط همینکارو می کنی
من اولین آدم تو جهان نیستم که
که به فکر قرار گذاشتن با دختری نصف سن خودشه
افراد دیگه ای هم بودن همشون ناموفق بودن؟
واقعا؟
اسم یک زوج موفق رو بگو زود باش؟
مایکل داگلاس و کاترین زتا جونز
جرج کلونی و همسرش
سیف و کارینا
حرفی ندارم
نمیتونم مشکلات احمقانه ات رو حل کنم
دقیقا دقیقا همیننو میگفتم
فقط خفه شو
من هیچوقت نگفتم مشکلی دارم
هر دفعه که میام
روی این صندلی میشینی و برام صورت حساب می فرستی
حالا می فهمم چرا فکر می کنی ازم سواستفاده می کنه
چون خودت اینکارو می کنی فکر می کنی همه اینکارو می کنن
!بیرون بیرون !همین الان برو بیرون
خداروشکر کن که بدون قرار قبلی تو رو می بینم
من هر روز ده تا پرونده اینطوری رو حل می کنم
و مشکلها قطعا پیش میان من تضمین می کنم
...اگه یه روز روی همون صندلی زار نزدی
من مدرکم رو پاره می کنم...
همون فتوشاپی رو
!اصلیه
بوی خوبی داره
هندیه؟
نه ، پاستا با کمی نمک و ظرفی از فلفل درست کردم
هندیه
من عدس نمی خورم- چرا؟-
نمی خورم خب- کی هست که عدس نخوره؟-
من نمی خورم
هرجور میلته
دیگه چی می خوری؟
تو بخور ببینم دیگه چی داریم
میدونم با کلی زحمت درستش کردی
و حتی خوشمزه به نظر میاد
ولی من چیزی برای خوردن پیدا نمی کنم
بیا بریم بیرون
واقعا؟ هیچی؟
من فقط بخاطر تو عدس رو ول می کنم
حالا عذاب وجدان گرفتم
من با کشک می خورمش
نه ، نه اگه تو چیزی نخوری ،من عذاب وجدان می گیرم
بریم بیرون
عصر خوش
میخواد سه روز ما رو با کارد و چنگال تنها بزاره؟
...یکی برای صدف و سوپ- اوه ، آقای خیالپرداز-
میدونم
اولش از بیرون شروع می کنیم
و اونی که داخل هست رو میزاریم برای آخرش
تو تنها فرد خِبره اینجا نیستی
من اولین بار که اومدم اینو نمیدونستم
بی سواد
با قیمت مرغ اینجا میتونم مرغداری بزنم
خانم خِبره من برای نهار تجاری به اینجا میام
آروم باش- باشه-
حتی هندی ها هم اینجا اونقدر انگلیسی میشن
که خودشون فراموش می کنن هندی هستن
تو اصرار کردی به این مکان فانتزی بیاییم
من فقط یک غذای هندی ساده می خواستم
میخوام غذا بخورم نه وانمود کنم دارم می خورم
میخوای بین اینا چی سفارش بدم؟
سوپ عدس با سبزیجات با رایحه نعناع
منو برای انگلیسی هاست
اونا نمیدونن "دال" چیه
تقصیرت این بود که گفتی منو به جای مجللی بیاری
من تحت تاثیر قرار می گیرم و تو هم خودتو می گیری
خفه شو جدا خفه شو
فقط بگو چی می خوری
بیخیال
با دیدن سطح تو ...اگه جایی بریم که من غذا می خورم
همش نق می زنی...
بریم
برای توجیه قیمت های گرانشون جلوت ده جور کارد و چنگال میزارن
ما فقط میخوایم غذا بخوریم
تو غذا که طلا یا نقره نریختن
این یک رستوران 150 ساله اس
این روزها همه چیز در زندگی من عطیقه شده
ساعت چنده ، رفیق؟
یازدهه
چرا ساعتت رو بهش میدی؟
دارن ازمون دزدی می کنن
کیف پول
اون؟
دربان های کلوپ من دو برابر اینن
الان اینجان؟- تو هستی-
فایده بوکسور بودن چیه؟
میزاری هرچیزی میخوان رو ببرن؟
من اینکارو برای تناسب اندام می کنم
از کتت خوشم میاد
داری بهش هرچی میخواد رو میدی
میزاری منم ببره؟
از من خوشت نمیاد؟
" !!!! سینگهام"
"ذهن آشفته میشه و بدن به لرزه در میاد "
"...وقتی می فهمن که داره میاد"
" !!!! سینگهام"
میتونیم بریم؟
چی؟
سیلی؟
برو
میخوام پروازش رو ببینم
بپرونش
افتاد پایین که
و اونم که هنوز تکون می خوره
میخوای بکشمشون؟
حداقل ناک اوتشون کن
مثل ناک اوت در بوکس
!بزنش
!میخواست بهم دست بزنه
کیفت
این بخاطر اینه که به زن من نگاه کردی
من میگم مشت بزن !تو دیالوگ میگی
!کت
حال می کنی؟
البته
باید میگذاشتم که تو رو ببرن
!فکر کن اگه نبودی ، چی سرم میومد
چطور ازت تشکر کنم که جونت رو بخاطر من به خطر انداختی؟
این برای قهرمان بازیه
برای هرچیزی سنی هست
بخاطر چنین پول کمی دعوا راه انداختی
من اونا رو به چالش کشیدم؟
من داشتم بهشون همه چیز رو می دادم
ولی نه
کی بود که گفت فایده بوکس چیه؟
میزاری منم ببرن؟
اصلا به تو نگاه هم نکرده بودن
تو این فکر رو تو سرشون انداختی
تو تشنه توجه هستی
طفلکا الکی کتک خوردن
طفلکا
با ساعت گران قیمت پیاده روی می کنی
بعد من تشنه توجه هستم
تقصیر منه که مثل تو فقیر نیستم؟
من بودم که گفتم قدم بزنیم؟
میتونستیم پول رو بهشون بدیم و بریم
راستی یادم اومد پول من کو؟
کدوم پول؟
اونی که به دلیل نگاه کردن به زن من ازشون گرفتی
بیخیالش
جوری زدمشون که انگشت هام ورم کرده پس مال خودمه
از یک زن هم کش میری؟
بله میرم
باشه
مال خودت
و در ضمن من زن تو نیستم
باشه ، باشه
نصف نصف؟
شب خوش
اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official
"در رویاهام ، زیباییت رو شاهد بودم"
"قلب من حس کرد که تو آشنا هستی"
"هر روز با چهره زیبای تو در چشمانم ، بیدار میشم"
"ولی هرگز نمیدونستم تو برام چه معنایی داری"
"و حالا حس می کنم"
"حتی با اینکه ، دیر همدیگه رو دیدیم"
"حداقل هم دیگه رو دیدیم"
"آروم و به تدریج " "نزدیک تر شدیم"
"نزدیک تر شدیم"
"حتی با اینکه ، دیر همدیگه رو دیدیم"
"حداقل هم دیگه رو دیدیم"
"آروم و به تدریج " "نزدیک تر شدیم"
"نزدیک تر شدیم"
"میخوام هر روز با تو باشم"
"هر بهانه ای رو به کار می گیرم"
"وقتی خودمو درک می کنم که تو رو درک کنم"
"میخوام چیزی رو ببینم که تو میخوای ببینم"
"و چیزی رو بشنوم که تو میخوای بشنوم"
"نفس کشیدن رو لازم ندارم"
"چون الان تو زندگی منی"
"حتی با اینکه ، دیر همدیگه رو دیدیم"
"حداقل هم دیگه رو دیدیم"
"آروم و به تدریج " "نزدیک تر شدیم"
"نزدیک تر شدیم"
"حتی با اینکه ، دیر همدیگه رو دیدیم"
"حداقل هم دیگه رو دیدیم"
"آروم و به تدریج " "نزدیک تر شدیم"
"نزدیک تر شدیم"
میدونم که کلی پرونده اینطوری داشتی
اونایی که اختلاف سنی توشون مطرح بود
صدها مورد
ولی همه شون دیر اومدن- یعنی چی؟-
یعنی باید شش ماه زودتر میومدن
ولی همه بعد از طلاق اومدن
منظورم اینه که کاملا شگفت انگیزه
حتی در جایی بسیار با سواد مثل لندن
مفهوم تعهدنامه ازدواج براشون ناشناخته اس
همش تقصیر اونا نیست
اولین درس هر جلسه حفاری طلا اینه که
چطور از تصمیمات درباره تعهدنامه اجتناب کنیم
یک روز باید برای سخنرانی خبرم کنی
بهش گوش نکن دیوونه اس
بخاطر همین کسی اونو به خونه اش دعوت نمی کنه
واقعا؟- من میرم یک لیوان دیگه بیارم- واسه منم بیار-
باشه
اسکلی؟
باید ازم تشکر کنی
تعهدنامه دیر یا زود رخ می داد
اینجا کلینیک تو نیست
واقعا؟
اگه یک متخصص قلب به خونه دوستش که سکته کرده ، بره
متخصص قلب نباید اونو نجات بده
بلکه بهش بگه فردا بیا کلینیک؟
یک دکتر همیشه یک دکتره میخواد تو کلینیک باشه یا نباشه
شامت رو بخور و برو
مشکل برای خودت ایجاد نکن من مدرکم رو پاره می کنم
خیلی خب بیا جدی باشیم و درباره قدم بعدی صحبت کنیم
ازدواج ، بچه ها درباره شون فکر کردی؟
نه- چرا نه؟-
به فکر ساختن یک خانواده نیستی؟
بهش فکر نکردم- الان فکر کن-
نمیخوام
یعنی چی که نمیخوای؟
ممنونم
هوا قراره خراب بشه
بهش فکر کردی ؟- به چی؟-
اجتناب از یک سوال باعث از بین رفتنش نمیشه
میخوای الان ازدواج کنی؟
میخوای الان بچه داشته باشی؟
الان نه ولی یه زمانی
و بله یک زمانی می رسه که بچه هم میخوام
یه زمانی یعنی کی؟
دو سال برای ازدواج و چهارسال برای بچه
آشیش ، فایده نداره اینطوری درباره اش صحبت کرد
ولش کن
چی میتونم بگم ، آیشا؟
من 50 سالمه
شوهر بدی بودم
پدر بدی بودم
من بچه نمیخوام و دوباره با اونا نخواهم بود
دو سال دیگه ، من 52 ساله میشم
و چهارسال بعد ، 54 سال میشم
نمیخوام وقتی 65 ساله هستم پدر یک بچه 10 ساله باشم
نمیخوام وقتی کالج میره من 70 سالم باشه
حتی ممکنه اون موقع دیگه زنده نباشم
نمیتونم منظورم اینه که
پس چکار می کنی؟
اون روز رو زندگی می کنم
و فرداش چی؟
نمیدونم
بین فردای تو و من خیلی فرق هست
فردای تو نسبت به من چیزهای بیشتری داره
جواب نمیده نه؟
همه فکر می کنن من بخاطر پولت با توام
و تو بخاطر جذابیت و جوانی من با منی
من نابالغم و تو کسل کننده
من میخوام چیزهای جدید رو کشف کنم
ولی تو همه شون رو تجربه کردی
و همه اینا رو بخاطر من دوباره انجام میدی
به همون نقطه اول برمیگردی
همون اشتباهات رو دوباره تکرار می کنی
همون نزاع ها رو دوباره تجربه می کنی
دوباره منو خر می کنی
دوباره آهنگمون رو انتخاب می کنی
دوباره به نام حیوان خانگی فکر می کنی
همون دروغ ها رو دوباره میگی
همون سرزنش ها رو تحمل می کنی
به همون شادی ها دوباره می خندی
برای همون غم ها دوباره اشک میریزی
مجبور میشی زندگی ات رو دوباره تکرار کنی
و من حس می کنم یک زندگی کسل کننده دارم
نمیخوای چیزی بگی؟
چی بگم؟
تو از الان تصمیمت رو گرفتی
این احساساتیه که من نمیخوام
من قول الکی نمیدم که از پسش بر نیام
ولی میدونم که عاشق تو هستم
میدونم وقتی کسی میره زندگی از حرکت نمی ایسته
به همه چیز عادت می کنی
زود باهاش کنار میای
و منم همینطور
"میدونم راهمون از همه جدا شده ، عزیزم"
"ولی هنوزم می خوام که بدونی"
"میدونم راهمون از همه جدا شده ، عزیزم"
"ولی هنوزم می خوام که بدونی"
"اگه دلتنگ من شدی"
"فقط بیا سر بزن"
"اگه فکر می کنی فراموشت می کنم"
"اشتباه می کنی"
"اگه دلتنگ من شدی"
"فقط بیا سر بزن"
"به جز تو کسی رو نداشتم"
"از نفس هم برام مهم تر شدی"
"من شاید همه چیزت نباشم"
"ولی تو همه چیز من هستی"
"هیچوقت ترکم نکن"
"همیشه این رو می گفتی"
"من دیگه دلیلی برای لبخند ندارم"
"حتی تو هم مثل زمان ، سپری شدی"
"عاشق تو بود و هست"
"میدونی که قلبم دیوونه شده"
"اگه دلتنگ من شدی"
"فقط بیا سر بزن"
"کاری که گفتی رو کردم"
"فقط من میدونم چطور به قلبم دلداری دادم"
"هرجا که هستی خوشحال باش"
"هیچوقت هیچی بین ما نبود"
"مهم نیست که چقدر از هم دوریم"
"در دنیای رویاها ، هر روز همدیگه رو می بینیم"
"این دورتر از حدی هست که میخواستیم"
"حالا باید برگردی"
"اگه دلتنگ من شدی"
"فقط بیا سر بزن"
تلگرام باليوود وان @Bollywood1official
واقعا؟ اون؟
بعد از من اینو پیدا کردی؟
فکر کردی با کمک اون میتونی منو فراموش کنی؟
به فکر آبروی خودت نیستی به فکر آبروی من باش
با همه چیز کنار میای؟
باورم نمیشه از این به این رسیدی
من نتونستم با دوریت کنار بیام
گفتی با این قضیه کنار میام ولی نیومدم
دیدی؟ تو همه چیز رو نمیدونی
نمیتونی هم بدونی
من چیز زیادی نمیخوام
حداقل منو یک عادت کن که نمیتونی ترکش کنی
تو کاملا تازه کاری
داشتم فکر می کردم که تو رو به مانجو و بچه ها معرفی کنم
چرا؟
منظورم اینه که چرا یهو؟
فقط
فکر نمی کردم چنین چیزی در زندگی من رخ بده
ولی حالا رخ داده
میخوام بدونن
اگه تو مشکلی نداری
آخرین بار چه زمانی اونا رو دیدی؟
چند سال پیش
اخیرا وقت نشد برم ببینمشون
ازشون دعای خیر میخوای؟
اینطور نیست
شوخی می کنم بیا بریم
امروز نه !هفته دیگه
باشه
نگران نباش
امروزه دیدن خانواده مسئله آنچنانی نیست
باحاله
من امروزی نیستم
منم امروزی نیستم
داستان بهتری لازم داریم
چه داستانی؟
داستان ما که بهشون میگی
که چطور همدیگه رو دیدیم
یعنی چی؟
یعنی وقتی بپرسن چطور همدیگه رو دیدین چی میگی؟
کوه ها رو ببین چقدر قشنگن
ببین
اون با لباس رقاص لختی اومد
و روز بعد بیهوش تو خونه ات افتاده بود
این داستان اینجا جواب نمیده
این داستان هیچ جا جواب نمیده
دقیقا
پس چی؟
من گفتم حقیقت رو بهشون میگیم
نگفتم میریم تو جزییات
ما توسط یک دوست مشترک آشنا شدیم ساده اس
چه کسل کننده به یه چیز دیگه فکر کن
هی ، ابرها رو ببین
چطوری پینتو؟- خوبم-
بارها رو بیار
میگم موقع دعا در معبد همدیگه رو دیدیم
تاثیر خوبی روی اونا میزاره
نگران نباش من عاشق توام ، تو هم عاشق منی
کسی سوال بیشتری نمی پرسه
ایشیکا- کی خبرت کرد؟-
ایشیکا؟- کدوم خری گفت بیای؟-
این دخترمه- پینتو-
بارها رو برگردون !سریع
کی گفت بارهای اونا رو بیاری؟
هرکی از اینجا رد بشه بارهاشو میاری؟
کی گفته اون بیاد؟
من نبودم
پس کی بوده؟
همش می خندی
من میخواستم خبرش کنم حتی بهش فکر کردم
ولی قسم می خورم کار من نبود
این همه روز صاف باید امروز می بود؟
من بهش نگفتم ، ایشو
مونا کی خبرت کرد؟
تو خونه خودم هم نمیتونم بیام؟
و منظورش از امروز چیه؟
هروقت میخوای میتونی بیای
فقط قبلش خبر بده
من زود برمیگردم
خونه ات؟
دیوار خونه ات چه رنگیه؟
مهم نیست کی خبرش کرده بگو برگرده
ادبت کو؟
الان دیگه چه فایده ؟
بابا
سلام- ایشان-
سلام. من ایشان هستم پسرش
و این مامان ماست
تو اونو خبر کردی؟
چرا؟
گفتم که اون بوده
ببین چطور بهش خوشامد میگه
خائن
من نبودم
لطفا بگید برگرده نمیخوام اینجا باشه
برو داخل جلوی کارکنان ، جنجال به پا نکن
اون چشه؟
فردا دوست پسرش و پدرش میان
برای بحث عروسیش
ولی
مانجو- آیشا-
همسرم
منشی من
ایشیکا داره ازدواج می کنه و کسی بهم خبر نداد
ازدواج نمی کنه
دوست پسرش و پدرش برای دیدن ما میان
ما هم اولین باره که اونا رو می بینیم
و چه فایده داشت اگه بهت می گفتیم؟
از لندن برای دیدن اونا میومدی؟
وقتی اینجا بودی احترام هیچ رابطه ای رو نداشتی
و حالا میگی از لندن برای دیدن پسره به اینجا میای
واقعا فکر می کنه برای ازدواج اجازه اونو میخوام؟
مسئله اجازه من نیست
ولی میخوام پسره رو ببینم
وقتی بگن پدرت کو بهشون چی میگی؟
میخواستی برای عروسی ...منو دعوت کنی یا
بهشون گفتم که پدرم از پیش ما رفته
حتی طلاق هم نه
! مُرده
نمُرده
گفته که رفته
یعنی تو دیگه پدرش نیستی
این خیلی مضحکه
فقط چون من و مانجو جدا شدیم
یعنی من دیگه پدرش نیستم؟
ممنونم
خیلی خوبه
جلوی غریبه ها تظاهر می کنی
تا خودتو قربانی جلوه بدی
من بیرون منتظر می مونم
تازن درست همونطوری که شما دوست داری
ویکیل این آشیشه
بابای ایشی و ایشان
!چه خوب
چطورید؟
من ویکیل ام- وی کی توی کلبه ما میمونه
سلام
دو دقیقه بیاید بیرون باهاتون کار واجب دارم
عمو ویکیل میتونه بمونه
ولی تو که گفتی نمیخوای جلو غریبه ها راجع به این موضوع بحث کنی
این غریبه نیست
شش ماه پیش برای مرخصی اومدم اینجا
مانجو خانم رو دیدم، احساس کردم زندگی همینجاست
برای یک سال کامل کرایه رو دادم
تا حالا راجع بهش چیزی نگفته بودین
منم راجع به شما چیزی نشنیده بودم
تا حالا حرفی ازتون نزدن
...راستی کار شما چیه؟
درحال حاضر دارم یه مساله مهم خانوادگی رو حل میکنم
راجع به شغلت میپرسه بگو، خجالت نکش
تو کار سرمایه گذاری ام- سرمایه گذاری؟-
چه عالی منم سرمایه گذاری میکنم
بازار این منطقه رو محصولات باغ من قبضه کرده
نظر تو چیه؟- ارزش سرمایه گذاری نداره-
اون نداشته باشه حتما یه چی دیگه داره ...ولی تو رو دیدم یاد یه شعر افتادم
نه زن، نه بچه، نه پدر، نه مادر
تمام قضیه اینه که روپیه برای داداشون از همه چیز با ارزش تره
!وقتی دیدمت فهمیدم
!که دزدی
منظورم اینه که شعرت دزدیه
حرفی که داشتیم میزدیم رو تموم کنیم؟- کدوم حرف رو؟-
این همین الان فهمید که ایشیکا و ریشی به ...خانوادش درباره این گفتن
دیگه زنده نیست
آهاااان آره خب بایدم میگفت
بهش فکر نکن
راستی شما چند روز اینجایی؟
اون باید بره اونا فردا صبح میان اینجا
من جایی نمیرم- چرا میخوای زندگیم رو خراب کنی؟-
!اوهووو
دروغ بگید
به هر حال این میتونه توی یه مسافرخونه یا هتل بمونه
بگه اومده تفریح مگه نه بابا جون؟
فکر بدی نیست
دیوونه شدین؟
در آینده که همدیگه رو میبینیم شک نمیکنه این چه مهمونیه که همش پیش ایناست؟
قراره در آینده هم ببینیمت؟
باباتم به عنوان باباتم مییبنمش
آشیش این حرفیه که زده شده
چه درست چه غلط کاریه که شده
وقتی بیان نمیتونیم بهشون بگیم که همچین دروغ بزرگی بهشون گفتیم
تو هم خبر ندادی که داری میای
وگرنه یه فکری میکردیم
دخترم داره ازدواج میکنه، منم باباشم میخوام ببینم با کی داره ازدواج میکنه
یه کاریش بکن- !تو هم که-
ما چرا یه کاریش بکنیم؟- درست میگه-
میگیم مهمونه
نمیتونیم بهش بگیم که برو- چرا؟
چرا نمیتونیم بگیم برو؟
دست خودشه هر وقت خواست بیاد هر وقت خواست بره
یه کاری کنید، بگید فامیل دوره از راه دور اومده، بحثی پیش نمیاد
هیچکسم چیزی نمیپرسه
یه فامیل دور رو برای اولین دیدار دعوت کردیم؟
پس یه راهی میمونه بگو داداشمه
...توی- فقط جلوی اونا-
دایی هم میتونی باشی دیگه
به هر حال که بین شما و مانجو چیزی نیست
پس لطمه ای هم به احساساتتون نمیخوره
اینم فکر خوبیه
کجاش خوبه؟ این فکر خوبیه، اون فکر خوبیه
چی با خودت فکر کردی؟
به پسر خودت میگی داداش زنش باشه؟
آیشا خیلی متاسفم
...کار ایشیکا از روی عصبانیت- !آیشا-
به خاطر رفتار ایشیکا متاسفم به دل نگیر
اشکال نداره درک میکنم
شام اینجا بخورید برید
بره؟
...اگر بخوایم اینجا بمونه
کجای اینجا؟ توی کلبه؟
نه
...دو تا کلبه پره
یکی هم که ریشی و پدرش میمونن
هتل رزرو کن- اشکال نداره-
خودم حلش میکنم
مطمئنی؟
نمیخوام مزاحم بشم
چی داری میگی؟ من دارم ردیفش میکنم
اولین بارشه اومده مسئولیتش با منه
درست نیست بذارم بره هتل
چی شده؟- هیچی-
ایشان
وسایل بابات رو بذار تو اتاق خودت
و مال آیشا رو بذار اتاق ایشیکا
واقعا داری این کارو میکنی؟- !-ایشو
...نمیخواد ناراحتش کنید- آیشو-
!آیشا
ردیف شد- ردیف شد-
بریم؟- بریم-
ندیدی عمو چه پیشنهادی داد که به بابا بگیم دایی
بابا شد دایی ما
خیلی فکر خوبیه
خب اینجا اتاق شماست
اتاق من همین بغله
لطفا هرچی لازم داشتی بگو
کیف- !اوه
ممنون
قراره از کجا بیان؟
مرسی آیشا
آشیش داشتم فکر میکردم که برم هتلا رو یه بررسی کنم
چرا؟
از اتاق راضی نیستی؟
...نه فقط نمیخوام که
انقدر فکر نکن غذات رو بخور
...نمیدونم توی لندن چه خبره
اینجا به آدمایی که 20 سال از خودت بزرگترن میگیم عمو
با هم کار میکنیم چطوری بهم بگه عمو؟
پس بگه آقا
تو ازش بزرگتری رئیسشم هستی
...درسته که لیاقت احترام نداری
ولی حداقل اینکارو که میتونه برات بکنه
این عدسی نمیخوره
مال منو میخوره
بهترین های سینمای هند در وبسایت بالیوود وان Bollywood1.CO
بابا؟- چیه؟-
میدونی آیشا چند سالشه؟
شبت بخیر
باید حرف بزنیم
بیا پشت آشپزخونه از در اصلی نیا
این چه مسخره بازیه؟
منشی؟ واقعا؟
تو چت شده؟
من فکر کردم که درست نیست جلوی در همه چیز رو یهو بگم
من تا یه حدی میدونستم ایشیکا همچین واکنشی نشون میده
و... و بعدش این بحثا پیش اومد
نمیتونستم اون موقع کاری کنم
چی؟
...ببین
...بعد از شنیدن راجع به ایشیکا
رابطه ایشیکا به رابطه ما چه ربطی داره؟
میدونی که برام عجیب بود
...تو منو منشی خودت کردی
میدونی چقدر برام حقارت آمیزه اصلا من برای چی اینجام؟
چرا احساس میکنم تنها کسی ام که با این اتفاقات راحت نیستم؟
فکر میکنی برای من راحته؟
من داشتم کیف میکردم؟
تو چرا ناراحت باشی؟
تو حتی عدسی هم گیرت اومد که ظاهرا اصلا نمیخوری
!اوه پس قضیه عدسیه
...نه! این راجع به منشی کردن من ...راجع به ترسو بودن تو، راجع به دروغت
میدونم
وقتی همه چیز عادی بشه به همه راجع به خودمون میگم
برای همین اومدیم
عادی یعنی چی؟
منظورم اینه وقتی خواستگارش از اینجا بره
البته وگرنه میخوان چه فکری بکنن
تو چه پدری هستی؟ ...با یه دختر همسن دختر خودت
ببخشید !دایی
تو دایی هستی
زنت شده خواهرت و عشقت شده منشیت خاک تو سرت
همسر سابق- عشق سابق-
...عزیزم- چرا نگفتی بچه هات همسن منن؟-
بهت که گفته بودم دختر و پسر دارم
با عصبانیت نگاه نکن من 18 سال پیش ترکشون کردم
ایشان 3 سالش بود ایشیکا هم 7 سالش بود
هفت به علاوه هجده بیست و پنج
...تو- فقط یه ذره زمان بده-
دوستت دارم
صبح بخیر عزیزم
فکر کردم توئی
من بچه عزیزت نیستم
تو چرا لباس خواب ایشیکا رو پوشیدی؟
چون لباس خواب نیاوردم- چرا؟-
چون فکر کردم قراره توی اتاق تو و کنار تو بخوام
نه توی اتاق ایشیکا و کنار ایشیکا
چیزی رو که وقتی پیشت میخوابم رو آوردم
بپوشمش و تو خونه باهاش بچرخم؟
آروم باش عزیزم
چی شده؟ کیه؟
...یه ذره عجیبه
...لباسای ایشیکا
برو به جهنم
میان دیگه چرا انقدر اضطراب داری؟
لطفا سعی نکن خودت رو قاطی ماجرا کنی
به خاطر اونا نگران نیستم
اومدن
!اومدن
ایشیکا گفت کلبه های شما همینجاست
ولی فکر نمیکردم که مثل هتلای 5 ستاره باشه
فکر کردم خونه های معمولیه
!ای بابا
جناب آتول ایشون پدربزرگ و مادربزرگ ایشیکا هستن
سلام- سلام-
...و ایشونم آشیش
برادر من
دایی ایشیکا
اووه خدایا
نگفته بودی که داییت هم میاد
عموی ریشی هم میخواست بیاد ...به سختی قانعش کردیم
که فعلا خانواده ها قراره همدیگه رو ببین ایشونم ناراحت شدن
!که من خانواده نیستم؟
خیلی هم به ریشی نزدیکه
اگر میدونستیم، ایشونم میاوردیم
این بی خبر مارو سورپرایز کرد
لندن زندگی میکنه دیروز اومده
ایشیکا اسم پدرت هم آشیش بود نه؟
آره اتفاقیه
فقط یه اتفاقه
...آخه نگفته بود
قرار نبود که قائمش کنم خودت بالاخره میفهمیدی
حرفی از دایی نشد واسه همین چیزی نگفتم
راجع به بابات بهشون گفتی؟
چیز زیادی از اون یادش نیست
خیلی زود فوت کرده
شما هم خانوداتون رو آوردین؟
اگر خانواده داشت میاورد
این بی لیاقت ولشون کرده
جدا شده
سلام به همه سلام دایی
ایشون همسایه ما هستن
ویکیل
جوون خوشتیپ
این مال باغ ماست کاملا ارگانیک
راستش ایشون همسایه نیست مشتریه
اومده اینجاها رو بگرده واسه همین تو مسافرخونست
زنده باشی زنده باشی
ایشون رو هم دایی بدون
عجب حرفی میزنید
...میدونم که ما خیلی به هم نزدیکیم ولی
نمیشه که دایی باشم
و شما؟
دوست ایشیکا هستین؟
منشی ایشونه
همیشه همه جا باهاشه
آیشا
...ما چرا عمو جون
...شما ها استراحت کنید
بعدا همو میبینیم
بفرمایید مانجو خانم چیکار کنیم؟
همونکاری که این دوتا میخوان همونکارو میکنیم
هرکاری میخواید بکنید فقط باید انجام داد
هدف چه بزرگ باشه چه کوچیک
من فکر نمیکنم که تاخیر داشتن ایده خوبی باشه
آره ولی چه عجلیه؟
ما میخواستیم که اول شماها همو ببنید
سر فرصت راجع بهش حرف میزنیم- چرا کارا رو عقب بندازیم؟-
راستش به این فکر میکردیم که اول یه مدت با هم زندگی کنیم
هنوز مطمئن نیستید؟- قضیه اطمینان نیست-
قضیه اینه که نمیخوایم به خودمون دروغ بگیم
ما میدونیم که میخوایم .. با هم زندگیمون رو سپری کنیم
این چه حرفیه؟
همچین چیزی نمیشه دخترم
جناب آتول منظورش اینه که اط بابت اینکه همدیگه رو میخوان، مطمئنن
ولی تا الان فقط چند ساعت در روز با هم بودن
و برای چند ساعت کنار هم خوش بودن با زندگی کنار هم خیلی فرق داره
خیلی وقتا عشق هست ولی سازگاری نیست
...و
با هم زندگی کردن این روزا عادیه
قبل از ازدواج با هم زندگی کنن باعث میشه بهتر همو بشناسن
جناب آشیش اینجا لندن نیست
بقیه چی میگن؟
اگر همدیگه رو نمیشناسید پس ما برای چی اینجا نشستیم؟
دقیقا درست میگید
زندگی توی لندن مغزش رو از کار انداخته
این توی هند هم قانونیه
و شما نگران چی هستی؟
وقتی با هم زندگی کنن چه اتفاقی قراره بینشون پیش بیاد که تا الان پیش نیومده باشه؟
ولی وقتی با هم زندگی کنن با درک بهتر نسبت به هم، ازدواج میکنن
تو هم هر حرفی میزنی
قبل از حرف زدن نمیتونی فکر کنی؟
شماها چی دارید میگید؟
...این خیلی خوبه که بچه ها فهمیدن
بله
فقط شما و بچه ها فهمیده اید
جناب آشیش شما راجع به ازدواج و روابط چی میدونی؟
اگر دختر خودت بود همین رو میگفتی؟
بله همینو میگفتم
پس خیلی خوبه که من دارم راجع به ازدواج دختر ایشون حرف میزنم نه دختر شما
ببخشید
جناب آتول منم نمیدونستم بچه ها همچین فکری توی سرشون دارن
من و شما فردا با هم حرف بزنیم؟
منم یه بار با ایشیکا حرف بزنم
خوبی؟
بچه ها حرف عاقلانه ای میزنن
اونا میدونستن که واکنشا چیه
ولی باز جرات به خرج دادن
اونا قبل از رد کردن این پیشنهاد باید بهش فکر میکردن
لازمه بگیم چیزی که سالهاست رسمه حتما درسته؟
و چیزی که جدیده اشتباهه؟
بریم یه آدم اجیر کنیم
سر اون عوضی رو میزنن نگرانی تموم میشه
اگر یکی رئیس منو ناراحت کنه و من کاری نکنم پس منشی به چه دردی میخوره؟
نمیدونم به خاطر من تا حالا چقدر دعوا شده
برم ببینم مانجو احتمالا مشغول آروم کردن جو ئه
میخواست ببینه من دارم با کی ازدواج میکنم
چرا ساکت نشست و ببینه؟
چه لزومی داشت جلوی اونا حرف بزنه
چرا دخالت کردی؟
نمیتونستی ساکت بشینی؟
سعی کردم از تو حمایت کنم- من نیازی به حمایت تو ندارم-
این زندگی منه و خودم میتونم مراقب خودم باشم
میشه با هم حرف بزنیم؟
تو برو من میام
این راحت نیست
...نمیتونی بی خبر بیای و ...میدونی
میدونم
میخواد کار درستی انجام بده
باید ازش حمایت کنی
دارم همین کار رو میکنم
...نباید از حرفی که میخوای بزنی بترسی
چون ممکنه از دید بقیه اشتباه باشه
شایدم قبولش نکنن
دختر منم هست
جناب آتول من با ایشیکا حرف زدم
براش توضیح دادم
با هم توی یه شهر زندگی میکنن دور از ما زندگی میکنن
هر وقت بخوان میتونن همو ببینن
ولی توی اتاق جدا میمونن
بعدش لازم نیست به ما بگن که روز رو باهم سپری میکنن یا شب رو
هیچوقت بهمون نمیگن
ما مادر و پدریم
انقدر رو میتونن ازمون مخفی کنن
مگه نه؟
نامزدی راه بندازیم؟
بعدش با هم میمونن
یه ذره ما درکشون میکنیم یه ذره اونا درکمون میکنن
مانجو خانم شما چطوری اینکارو میکنی؟
باشه نامزدیشون رو راه بندازیم
بعدش هروقت احساس کردن که ...میخوان با هم زندگی کنن
فرار هم که نمیکن ازدواجشون رو راه میندازیم
به سلامتی جناب آتول
بفرمایید روزتون بخیر
روز بخیر
بابا
جناب آتول یه پیشنهاد خوب دادن
نامزدشون میکنیم
بعد یه چند ماهی با هم زندگی میکنن
به نظر شما مخالفتی ندارید
فهم اینچزا از سن ما گذشته
ولی به این اعتماد داریم
چیکار میکنی؟
صبحانه درست میکنم گفتم یه چیز سالم بخورم
وااای چرا داری آشپزی میکنی؟
میخواد غذای سالم بخوره
دو روزه داره نا سالم میخوره
تو چی میخوری؟
تو هم غذای سالم میخوری؟
یا چیزی رو که برای همه درست کردم میخوری؟
چیزی که برای همه درست کردی چی درست کردی؟
نون عدس
این داره مخصوصا منو اذیت میکنه
نه بابا اذیت نمیکنه
تو چی بهش گفتی؟
میخوای ببینی من چی بهش گفتم که ...به خاطرش این
نه بابا
دارم میگم این مخصوصا اینکارو میکنه از این به بعد وایستا کنار
هرچند تو از قبل همینکارو کردی
تو عدست رو بخور
...ولی کاری که الان شروعش کرد
خودم نشونش میدم
"توی راه دیدمش"
"توی راه دیدمش"
"از چیزی که میترسیدم باهاش حرف زدم"
آهنگای این دوره مثل قدیما نیست
آهگ فقط آهنگای دوره ما
ما کیه؟
اینجا سه دوره وجود داره
یکی دوره مامان و بابا بود
یکی دوره ما بود
یکی هم دوره بچه ها ایشیکا و ایشان و آیشا
تو راجع به کدوم دوره حرف میزنی؟
میدونی آیشا وقتی این آهنگ اومد ما کالج میرفتیم
آشو همش اینو گوش میداد
شاید اون موقع هنوز متولدم نشده بودی
من این آهنگا رو تو رادیو شنیدم
ولی شما واقعا کالج بودی وقتی این آهنگ اومد؟
شما انقدر قدیمیه؟
چند سالتونه؟
بیشتر از 30 سال بهشون نمیخوره
چهل و هفت
بهتون میخوره
بیست و شش
آیشا 26 سالشه فهمیدم
شب بخیر
شما وقتی مامان رو دیدی بیست سال بود
پدربزرگم تو 19 سالگی ازدواج کرد
به آیندت فکر کردی؟
دارم فکر همونو میکنم
دارم فکر میکنم که سر و سامون بگیرم
مرسی بابا
میدونستم که برای تولد 21 سالگی من دست خالی نمیای
بابا
این هنوز اینجاست؟
آره
بعضی وقتا میارمش بیرون
راه میره؟
میدوئه
اولین ماشین ما
بریم دور بزنیم
بیا- بریم-
هرچی بگی اولین ماشینت خاصه
وقتی به فرمونش دست میزنی دلت میخواد باهاش حرف بزنی
میدونی آیشا این ماشین رو قبل از ازدواج خریدیم
این همه سال گذشته ولی هنوز مثل روز اوله
مگه نه آشو- آره-
جنسای قدیمی اصلا یه چیز دیگه ان
مگه نه؟
قابل اعتماد، با دوام و با وفا
مگه نه آشو؟- آره-
و حتی هنوز هم استوارن !ببین
آره ولی حتما ریپ میزنه
نوستالژی بحثش جداست ولی نکته اینجاست که قابلیتاش قدیمی میشن
بدنش قدیمی میشه ظاهرش قدیمی میشه
موتورش از کار میوفته
جدیدا راحتی دارن، کیف میدن هیجان جدیدا یه چیز متفاوته
چیزای قدیمی نیاز به تعمیر دارن ولی چیزای جدید ضمانت دارن
مگه نه آقای آشو؟
...یه بار که یه چیز جدید بگیری
برای یک سال خوبه
همش باید یه جاییش رو تعمیر کنی
انقدر هزینه نگهداری داره که نپرس
منظورم اینه که هزینه یک سال تعمیر اون ماشین
هزینه تعمیر این ماشین توی این همه سال نشده مگه نه آشو؟
نه ...منظورم اینه
آره
...قدیمیا جای خودشون
چیزای جدید هم فایده خودشون رو دارن
چه فایده ای؟
کارایی بهتره، ظاهرش بهتره امنیتش هم بالاتره
نه
امنیت جدیدا با قدیمیا اصلا قابل مقایسه نیست
درسته که اون موقع ها کیسه هوا نبود ولی تا الان سالم موندیم نه؟
خودمون سالمیم
بچه هامون سالمن
...و از همه مهمتر
این ماشین هیچقوت ما رو وسط راه نذاشته
مگه نه آشو؟
چی شده مانجو خانم؟
کمرتون درد گرفته؟
بگید جناب آشو ماساژتون بده
کارش خیلی خوبه
آشو تو ماساژ بلدی؟
بریم
بریم
کارت خوبه
از کجا یاد گرفتی؟
سرمایه گذاری روی آکادمی ماساژ
این بخشی از قرارداد تموم کارمنداست؟
برای یک ماه چقدر توافق میکنید؟
یک بار یا دوبار ماساژ ...یا هفتگی یا
فقط برای جوونا- مانجو ما تو سفر بودیم که صدمه دید-
همین
یه ذره دیگه سمت چپ
آشو یه ذره برو پایین
آرهههه
اینجا؟- آره همونجا-
خجالت نکش آشو
چیزی نیست که قبلا بهش دست نزده باشی
میدونم خجالت نمیکشم
مرسی آیشا- خواهش میکنم-
...آبجی هرچی میخواد بگه
ولی من دوست دارم بابا- منم دوستت دارم-
بابا میخوام باهات حرف بزنم- نه-
تا امروز چیزی ازت نخواستم، فقط یه کمک- نه-
من میخوام با آیشا آشنا بشم- نه-
بابا این خیلی احساس خوبیه
من آیشا رو دوست دارم
نمیشه
چرا؟- چون اون کارمند منه
این خلاف قوانین شرکته
اگر جواب بله بده میتون دیگه توی هند بمونه
مشکل حل میشه- نمیشه-
...من میدونم 5 ساال اختلاف سنی زیاده ولی- !هی-
بحث اختلاف سن نیست
چی داری میگی بابا
سن برای یه رابطه خیلی مهمه
وگرنه مسائل پیچیده میشه
چی پیچیده میشه؟
اختلاف سنی چه فرقی داره؟
عشق باید باشه مایکل داگلاس و کاترینا جونز
جرج کلونی و زنش
سیف و کارینا
یعی شما قبول کردی؟
گفتم که نمیشه
آبجی درست میگه
شما اصلا لیاقت پدر بودن رو نداری
چه خبره؟- (راکی (روز پیوند خواهر برادری-
مانجو خانم سینی شما کجاست؟
شما راکی نمیبندین؟
برای داداش
رسوم راکی برای بچه هاست
...ما کجا- شما زیادی خارجی شدی-
رابطه خواهر و برادر با راکی محکم میشه
تو هر سنی باید زنده نگهش داشت
برای همین اومده
اول گفتیم بهتون که اومده سورپرایزمون کنه
برای همین اومده
مانجو برو سینیت رو بیار
خواهر و برادرا باید راکی ببندن ...ولی
...ما- ساکت-
کلا صدات در نیاد چرت و پرت نگو
برو هدیه ای که برای مانجو خریدی رو بیار
هدیه رو بعدا بهم میده بابا
بذار اول سینی ایشیکا رو بهش بدم
ایشیکا تو اول برای ایشان راکی ببند
فکر خوبیه
چطور بذاریم ببنده؟
بذار ببنده
چیکار میتونیم بکنیم؟
اگر نبنده آتول فکر میکنه که چرا این خواهر و بردار راکی نمیبندن
بده من
جلوی بچه ها، مامان و باباشون راکی ببندن؟
بفرمایید مانجو خانم
!یه لحظه حاسمو برو گیتار منو بیار
باشه داداش- باید جشن بگیریم-
...داداش بعد این همه سال داری راکی میبندی
روزبزرگیه
این اشتباهه واقعا اشتباهه
آخرین راکی بود
یه دونه مونده بود
یکی بود؟
به هر حال مانجو چیزی از عشق ما کم نمیکنه
عجب جذبه ای داری به به
شما نگران نباش داداش
من اینجام
تو راکی میذاری تو جیبت میری اینور اونور؟
مامان جون همچین موقعیتای همیشه گیر نمیاد
اون یکی دستت
دست راست به دست چپ نمیبندن
...ستاره ها و گل ها همه دارن میگن
خواهر من بین هزارتا تکه
تمام عمر در کنارش میمونم
...ستاره ها و گل ها همه دارن میگن
چی شده؟- چی شده؟-
فصل خوب هوای تازه
خورشیدم که در اومده ما هم اومدیم پیک نیک
بریم سیب زمینی و گوجه بخریم؟
قربان گوجه های تازه
از اینا بگیریم ازشون آب میوه میگیریم
برای سلامتی خوبه- تمومش کن آیشا-
بگو چی شده؟
قضیه اینه که من شدم منشی تو
بعد من بیخبر وارد یه رقابت با زن سابقت شدم که کی بهتر آشیش رو میشناسه
بعد فکر کردم که منو آوردی با خانودات آشنا کنی ولی با اونا اصلا حرفی نمیزنی
آیشا من راجع به رابطه ایشیکا نمیدونستم
وقتی اینا برن ردیفش میکنم
مزخرفه که درستش میکنی
تو با مادر بچه هات راکی میبندی
!ردیفش میکنی
بابا میگه که من یه کار بزرگی میکنم
پسرم آنچنان کار بزرگی میکنه
ولی کسی نمیدونه
که مقصد من کجاست؟
ولش کن پسرم
خودش تمیز میکنه
دایی مامان صدات میکنه
...جناب آتول من
سیب زمینی تمام دنیا رو خوردم ...ولی مانجو خانم میدونن که
...چیزی خوبه که ارگانیک باشه
جدی میگم مانجو خانم
شما از من یه انسان خوب ساختید
تو رو دیدم و خودم رو ساختم
اگر نمیدیدمت ناقص میموندم
زمونه میگذشت
نمیدونم که قرار بود چه زندگی داشته باشم
من ناقص میموندم
!به به
شاعرش کیه؟
!داداش !مانجو خانم
داداش اومد
میخواستی مشروب محلی بهم بدی تست کنم بریم؟
باید جلوی بچه ها بخورید
تاثیرش بهتره به ویژه برای پسر ایشون
میدونم همه میخورن
من خودم ریشی رو همراهی کردم که برای اولین بار آبجو بخوره
که اینطوری نشه که بره بیرون بخوره و اثراتش رو ندونه
داییه واسه همینه
متوجه نیست
یه بار در سال میبینینش
باقی چیزا رو مادر پدرا باید حواسشون باشه- درست میگید-
بعضی وقتا بقیه اعضا خانواده چیزی از مسئولیت بچه داری چیزی نمیدونن
مگه نه؟
من تا یه دقیقه دیگه میام
شما خجالتش دادین
آره من خجالتش دادم
...اون تلفنی که راجع به سرمایه گذارامون بود
بریم راجع به قراردادشون حرف بزنیم؟- آره-
توی تلفنم دارم، بریم صحبت کنیم- آره بریم-
راستش رو بگو موافقت مانجو چقدر برات مهمه؟
من نیازی به موافقتش ندارم فقط زمان میخوام که به بچه ها بگم
به بچه ها؟ بچه؟
ایشیکا شبیه خواهر بزرگتره منه
!و ایشان میدونی ایشان چی داشت بهم میگفت؟
...اسم تو با ایشا تموم میشه
و اسم من با ایشا شروع میشه
یه ل بذار وسطش میشه آلیشان
ل بره به جهنم
چی بهش بگم؟
که پسرم من نیومدم بشم عزیز تو اومدم مامانت بشم؟
ایشیکا از تو بزرگتر نیست
دوستت دارم
اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official
تلگرام باليوود وان @Bollywood1official
"آی دختر! تو چشمای خیلی زیبایی داری"
"با دو سه تا پیک الکل دما میره بالا"
"آی دختر! تو چشمای خیلی زیبایی داری" "با دو سه تا پیک الکل دما میره بالا"
"احساس میکنم که مست شدم"
"من نمیدونم توی قلبت چه خبره" "اما من با دیدن تو...ای وای"
"من نمیدونم توی قلبت چه خبره" "اما من با دیدن چهره تو، از عشق تو مردم"
"من نمیدونم توی قلبت چه خبره" "اما من با دیدن چهره تو، از عشق تو مردم"
"من نمیدونم توی قلبت چه خبره" "اما من با دیدن چهره تو، از عشق تو مردم"
"زیاد چرت و پرت نگو خالی بند"
"حتی تمام بازیگرای بالیوود " "سعی میکنن به من نخ بدن"
"وقتی من کمر جذابم رو تکون میدم" "قلب آدما آروم میگیره"
"وقتی من کمر جذابم رو تکون میدم" "قلب آدما آروم میگیره"
"باید خدا رو شکر کنی که " "همچین پسر خوبی دنبال توئه"
"من نمیدونم توی قلبت چه خبره" "اما با دیدن چهره تو من...ای وای"
"من نمیدونم توی قلبت چه خبره" "اما من با دیدن چهره تو، از عشق تو مردم"
"من نمیدونم توی قلبت چه خبره" "اما من با دیدن چهره تو، از عشق تو مردم"
"اما من با دیدن چهره تو، از عشق تو مردم"
"اما من با دیدن چهره تو، از عشق تو مردم"
"اما من با دیدن چهره تو، از عشق تو مردم"
"هر روز و هر شب به من زنگ میزنه"
"بهم میگه وقتی میاد دیدنم" "برام حلقه طلا میاره"
"هر روز و هر شب به من زنگ میزنه" "میگه وقتی میاد دیدنم برام حلقه طلا میاره"
"میخواستم بهش جواب رد بدم" "ولی بهش جواب بله دادم"
"اتفاق پیش اومد"
"من نمیدونم توی قلبت چه خبره" "اما من با دیدن چهره تو، از عشق تو مردم"
"من نمیدونم توی قلبت چه خبره" "اما من با دیدن چهره تو، از عشق تو مردم"
"من نمیدونم توی قلبت چه خبره" "اما من با دیدن چهره تو، از عشق تو مردم"
"من نمیدونم توی قلبت چه خبره" "اما من با دیدن چهره تو، از عشق تو مردم"
"اما من با دیدن چهره تو، از عشق تو مردم"
ایشیکا آروم باش
من آروم نمیشم تا وقتی این آدم اینجا رو ترک نکنه
باشه برو داخل- این آدم دروغ گوئه-
از همون موقع که گفت هروقت لازمش داشته باشم، میاد پیشم، دروغ گفت
از همون موقع که ولمون کرد و گفت هیچی نمیشه، چیزی نمیشه، من همه چیو درست میکنم دروغ گفت
این آدم دروغ گوئه
این منشی این نیست اگرم باشه با هم رابطه دارن
این منشی من نیست
اومده بودم به شماها معرفیش کنم
...به خاطر دروغی که گفتی- چیزی نگو، لطفا، التماس میکنم-
تو یه دروغگویی منم مثل تو یه دروغگو نمیشم
من دروغ نمیگم نمیخواستم بهشون دروغ بگم و بهشون حقه بزنم
هرچقدرم که دلیل این درگیری تویی
ریشی
این دایی من نیست
اون پدر منه
مادر و پدرم وقتی کوچیک بودم جدا شدن
بهت دروغ گفتم چون واقعا برام مرده بود
وقتی بی خبر برگشت ترسیدم که چطوری حقیقت رو بهت بگم
متاسفم
مانجو خانم بهتون احترام میذاشتم
چیز بیشتری نمیگم
...نه چیز بیشتری برای گفتن هست
نه من چیزی میتونم بگم
...زیاد نمیدونم فقط اینقدر میدونم که
این برای ریشی درست نیست
ریشی بیا تو ماشین
پینتو
وسایل خانم رو بذار تو کلبه
تو چرا اومدی اینجا؟
چرا اومدی؟
دختر هم سن ایشیکاست
تو خجالت نکشیدی؟
چی فکر کردی؟
...بی خبر میای اینجا
دوست دخترت رو میکنی منشیت
ما هم ازش خوشمون میاد میگیم پسرم با این ازدواج کن
چرا نمیتونی توی زندگی یه کار درست انجام بدی
بهت گفتم که بهش بگو بره بهت گفتم که نذار بمونه ولی گوش ندادی
میشه همتون خفه بشید؟
رابطه تو به خاطر دروغ خودت از بین رفته نه به خاطر دروغ این
و رابطه ما به خاطر من از بین رفت نه به خاطر این
وقتی ما از هم جدا شدیم شما یکی از ما رو انتخاب کردید
چون توی قلبتون از جدا شدن ما راضی بودین
...شایم منم خیلی خوشحال بودم
که همه فکر کردن اشتباه اینه و همه منو انتخاب کردن
...ولی وقتی دو تا آدم جدا میشن
فقط خودشون دو تا میدونن چرا از هم جدا شدن
چرا طلاق یه همچین موضوع مهمیه؟
بهتره که به جای اینکه تمام زندگی همدیگه رو سرزنش کنن و بد زندگی کنن از هم جدا بشن
و یه زندگی جدید رو امتحان کنن
تو فقط با این نسبت رابطه داشتی؟
ما باهاش رابطه ای نداشتیم؟
این کی شماها رو ول کرد بابا؟
شما منو انتخاب کردین این حتی دعوا هم نکرد
رابطش براش مهم بود که آیشا رو آورد ببینینش
وگرنه میتونست براتون عکس بفرسته که اینو ببین زن جدیدمه
...و تا جایی که مربوط به بچه هاست
همونطوری که بچه ها از ...پول و وقت و حمایت و
همه چیز پدر و مادر سهم دارن، از رابطه شکست خوردشون هم سهم دارن
وقتی از کارای درستم فایده میبرن از کارای اشتباهمون هم ضرر میکنن دیگه
...من فقط اینو میدونم
با یه دختری هم سن دختر خودش؟
اگر هم سن من بود تحمل دیدنش رو نداشتین
توی دوره شما 10، 15 سال اختلاف سنی نبود؟
بیست و پنج سالم بود
اون موقع دخترا مجبور بودن
این دو تا خودشون همدیگه رو میخوان
رو راست بگم این حرفا بیخوده
این زندگی خودشه هرطوری بخواد میتونه زندگی کنه
باید از سرزنش کردنش بابات هر چیزی دست برداریم
نه این رابطه به خاطر این از بین رفته
نه اون رابطه به خاطرش از بین رفته
...میخواستم یه چیزی بگم
لطفا اشتباه برداشت نکن
...شاید به حای شروع یه زندگی جدید
شاید وقتشه این زندگی نصفه نیمه رو کاملش کنی
...بهم اعتماد کن
...اگر برای یک لحظه هم به این فکر کنی
...این چیزیه که تو میخوای
...و اینجا جاییه که میخوای باشی
من درکت میکنم
برو بخواب
من میرم پیش مانجو
ممنون
...من نیومدم اینجا که- میدونم-
متاسفم
خسته شدم
خسته ام
از اینکه همیشه مسئولیت همه چیز با من باشه
من چرا همیشه باید متوجه همه چیز باشم؟
چرا من همیشه بفهمم؟
...برای یه بار
میخوام که به چیزی اهمیت ندم
راجع به هیچکس
...بعضی وقتا
منظورم اینه برای یه روزم که شده میخوام نگران هیچکس نباشم
...چرا نمیشه
چرا همچین چزی ممکنه نیست؟
گندش بزنن
خسته شدم آشو
...میدونم
نگران نباش
چیزی بهش نگو درک نمیکنه
دیشب نیومدی
با مانجو حرف میزدم خوابم برد
حالش خوبه؟
چی شده؟
...دیشب
...من و مانجو
با هم خوابیدیم
با هم خوابیدیم یعنی روی یه تخت خوابتون برد؟
چیکار میکنی آیشا؟
دیگه باید برم
...بهت که گفتم اگر میخوای بمونی پیش مانجو- همچین چیزی نیست
هیچ معنی نداشت
ما قرار نیست برگردیم پیش هم
منظورت چیه؟
...منظورم اینه فقط به اتفاق بود
هیچ معنی نداشت
...اگر نمیخوای برگردی پیشش
چرا داری به من میگی؟
یعنی چی؟
یعنی با گفتنش به من چی میخواستی به دست بیاری؟
من باید با این اطلاعات چیکار کنم؟
نباید میگفتی
آیشا چی داری میگی؟
ما قراره ازدواج کنیم
فکر میکنم که حقته که بدونی
حقمه که بدونم؟
حقمه که بدونم؟
میدونی چی حق منه؟ حقم اینه تو نباید با اون میخوابیدی
بهت گفتم بهش نگو
مانجو ما داریم حرف میزنیم- وااااو-
اینم بهت گفته نگو
خوبه
پس شما با هم بحث کردید که به من بگید یا نه
...بحث نکردیم این گفت- چی گفت؟-
که نگو این درک نمیکنه
آره من چطور درک کنم؟
فقط شما دو تا درک میکنید
تو هم درک میکنی؟- معلومه که درک میکنم-
چیو درک میکنی؟- مانجو تو چرا متوجه نیستی؟-
انقدر واکنش نشون نده
پیش اومد
چیزی نبود که قبلا بینمون اتفاق نیوفتاده باشه
هزار بار هم پیش اومده فکر کردی این بچه ها از کجا اومده؟
واقعا؟
این دیوونست؟
چی داره میگه؟
اگر جای من بودی و این با یه زن دیگه ...بهت خیانت میکرد
به خودت همین حرف رو میزدی؟
اون خیانت نکرد
...اساسا تو اون یه زن دیگه ای
من هنوز زنشم هنوز طلاق نگرفتیم
تو به من گفتی طلاق گرفتی
من بهت گفتم جدا شدیم- طلاق نگرفتین؟-
...منظورم اینه ...راستش
اصلا بهش فکر نکردم
هیچوقت لازم نشد واسه همین هیچ برگه ای امضا نکردیم
بعد این همه سال به فکر اینم نرسید
قسم میخورم توی 15 سال گذشته همچین چیزی بینمون پیش نیومده بود
صادقانه این فقط یه برگه فرمالیته ست
پس اساسا تو هنوز متاهلی و دیشب با زنت خوابیدی
و من یه زن دیگه ام
چه قشنگ- ...آیشا تو-
تو خفه شو
تو بزرگی و از نظر همه دروغگویی همه همچین حسی بهت دارن
من هیچوقت همچین حسی بهت نداشتم
...ولی احساسی که امروز باعث شدی بهم دست بده
توی زندگیم نداشتم
احساس میکنم که یه داستان کوچیک از زندگی تو ام
یه داستان که اشتباه برداشت شده بود
"تو بخشی از سرنوشت من نیستی"
"حتی دلیلش رو نمیدونم که چرا نیستی"
"تو بخشی از سرنوشت من نیستی"
"حتی دلیلش رو نمیدونم که چرا نیستی"
"...تنها چیزی که میدونم اینه"
"تو اشتباه میکنی و کار من درسته"
"بدون تو احساس ناراحتی میکنم" "احساس میکنم نمیتونم نفس بکشم"
"احساس میکنم به جای اینکه بیشتر" "به دستت بیارم دارم از دستت میدم"
"قلبم داره گریه میکنه"
"قلبم کنار چشمام نشسته و داره اشک میریزه"
"قلبم داره گریه میکنه"
"قلبم کنار خاطرات نشسته و داره اشک میریزه"
"...بدون تو هم من زندگی دارم اما"
"به این نوع زندگی اعتراض دارم"
"...قبول دارم که قلبامون به هم نزدیک شد اما"
"انگار سرنوشت از ما ناراحته"
"...بدون تو هم من زندگی دارم اما"
"به این نوع زندگی اعتراض دارم"
"...قبول دارم که قلبامون به هم نزدیک شد اما"
"انگار سرنوشت از ما ناراحته"
"این قطرات اشک عشقه " "که داره داستان ما رو میگه"
"همه توی این دریای عشق غرق میشن" "اما فقط بعضیا به ساحل میرسن"
"قلبم داره گریه میکنه"
"قلبم کنار چشمام نشسته و داره اشک میریزه"
"قلبم داره گریه میکنه"
"قلبم کنار خاطرات نشسته و داره اشک میریزه"
"قلبم داره گریه میکنه"
من پدر خوبی نیستم
نمیدونم تا امروز کاری که کردم درست بوده یا غلط
من راست و دروغ رو نمیدونم
فقط اینو میدونم که دخترم داره گریه میکنه
یا التماس میکنم و میبرمتون
یا میذارم رو دوشم و میبرمتون
"انگشت تو رو گرفتم رو باهات راه رفتم"
"همیشه مراقبت هستم"
"توی گوش تو آواز خوندم"
"همیشه مراقبت هستم"
"سینه ام رو برات بالش کردم" " و موهات رو شونه کردم"
"قلقلکت دادم"
"دستات رو گرفتم و اشکت رو پاک کردم"
"به دنبال چیزی که میخواستی گشتم" "برات پیدا کردمش و اوردمش"
"همیشه مراقبت هستم"
"همیشه مراقبت هستم"
ممنون
دیوونه شدی؟
دختر منم هست
به هر حال من باید ازت تشکر کنم بابت این همه سال که براش وقت گذاشتی
اونکه آره
دلت براش تنگ شده؟
هجده سال گذشته که دلم تنگ بشه؟
نخیر
اینجا با این حال وایستادی واسه همین پرسیدم
آره
دلم تنگ شده
...میدونی
ده سال دیگه اون هنوز جوونه و تو توان انجام هیچ کاری نداری
و غیر از خیانت به تو هیچ راه دیگه ای نداره
"وقتی تو توی این مسیر همراهم نیستی" "انگار این راه، راه بدیه"
"وقتی تو نیستی حتی خوابم به این چشما نمیاد"
"بدون هیچ دلیلی خوابام تبدیل به کابوس شده"
"بدون تو ضربان قلبم هم " "داره تنهایی رو فریاد میزنه"
"بدون تو احساس ناراحتی میکنم" "احساس میکنم نمیتونم نفس بکشم"
"احساس میکنم به جای اینکه بیشتر" "به دستت بیارم دارم از دستت میدم"
"قلبم داره گریه میکنه"
"قلبم کنار چشمام نشسته و داره اشک میریزه"
"قلبم داره گریه میکنه"
"قلبم کنار خاطرات نشسته و داره اشک میریزه"
"قلبم داره گریه میکنه"
"قلبم کنار چشمام نشسته و داره اشک میریزه"
"قلبم داره گریه میکنه"
"قلبم داره گریه میکنه"
متاسفم مغازه بسته ست
من مادر بچه هاشم
منو خیلی دوست داره
ولی نه طوری که تو رو دوست داره
...ولی انقدر هست که لازم باشه
اون به من نه نمیگه
به تو خیانت نکرد
داشت از من حمایت میکرد
با دیدن ضعف و ناتوانی من، خودش ضعیف نشد
...شاید عذاب وجدان اینکه منو تنها گذاشت
اون روز نتونست تنهام بذاره
...فقط اینو متوجه بشو که
...یه مسئولیتی گردنش بود
که سرش رو خم کرد
برگه های طلاق رو آماده کردم
...اون مال توئه فقط خودت باید قبولش کنی
پذیرفتنش خیلی سخته
...اما
...مگه با یک بار خوابیدن با یکی عاشقش میشی
که بار خوابیدن با یکی دیگه عشقت از بین بره
...شما دو تا با هم قسم خوردین
که فقط یکی از شما مسئولیت پذیر باشه؟
مامان کجاست؟
ایشیکا به من گفت که برای یه روز مراقب همه چیز باشم
حالا که یه بار بهم گفته حواسم باشه ازش بپرسم چرا، چی شده؟
من منتظر نمیمونم نامزدی رو برگزار میکنم
خیلی خودخواهی
منتظر مادری که بزرگت کردی نمیشی؟
من خودخواهم- ایشیکا-
خجالت نکشیدی نه؟
کی برای آشتی زن سابقش رو میفرسته؟
هنوز طلاق نگرفتیم
پس چرا گفتی بیام؟
من همه چیز رو دوباره انجام میدم
هرجایی که رفتیم رو دوباره میبرمت
هر اشتباهی رو دوباره تکرار میکنم هر دعوایی رو دوباره تکرار میکنم
دوباره جلوت رو میگیرم
دوباره همه اهنگا رو گوش میدم
دوباره به اسم حیوون خونگیمون فکر میکنم
هر دروغی رو دوباره میگم
هر ناراحتیت رو دوباره گوش میدم
بابت هرچیزی که خندیدی دوباره میخندونمت
بابت هرچیزی که گریه کردی دوباره به گریه میندازمت
بدون تو زندگی معنی نداره
...یه بار دیگه بذار با تو
دوباره زندگی کنم
میدونم خیلی لحظه رمانتیکیه و دیالوگتم خیلی قشنگ بود، ولی لطفا بجنب
تو...شما هم زودتر حاضر شو
من لباس ندارم- من میدم تو فقط زود بپوش-
مامان جدیدت رو ببین
حالا چطوری میبینیش؟
چطوری میخوای زندگی کنی؟
پدر بزرگ چرا اینکارو میکنی؟- من کاری نمیکنم-
بابات قراره کاری بکنه
...داداش
کار تو که راه افتاد
سفارش کار منم بکن
من چیکار میتونم بکنم؟
همه چی حاضره- الان؟-
مانجو خانم شما چطوری اینکارا رو میکنی؟
جناب آتول
رقیبت رو ببین
خب همه چیز ردیف شد
حالا کی انجامش بدیم؟
منظورت چیه؟
من یتیم ام؟
من خانواده ندارم؟
اگر مال تو این بود از چیزی که در انتظارته وحشت میکنی
منظور؟- یعنی باید خانوادم رو ببینیم-
من نمیام- باید بیای-
چرا نمیای؟- خانوادت دیوونن-
خانواده من دیوونست؟ تو که با یکی دیگه ازدواج نکردم
من نمیدونم، خانوادت چرا دیوونن- یعنی چی؟-
چی داری میگی وقتی خانواده خودت اینجوری ان؟
تجربه ی سینمای هند در وبسایت بالیوود وان BOllywood1.CO
مترجم : سپیده و فواره
دانلود فیلم های بیشتر در سایت بالیوود وان Bollywood1.CO
"میخوام صدات رو بشنوم"
"من دختر بدی ام و یه ذره شیطونم" "هر مهمونی بدون من ناقصه"
"هیچوقت یاد نگرفتم که حتی یه ذره خجالت بکشم" "از اون گذشته الان الکل خوردم"
"من به خاطر تو لباس پوشیدم و آرایش کردم" "امشب خسته نمیشم و همش میرقصم"
"آهای پسر حواست به من باشه که" "با قر کمر من تو قلبت آتیش به پا میشه"
"آهای دختر، یه ذره یواش تر گودا برقص" (گودا یک نوع رقص بانوان پنجابی )
"وگرنه کمرت پیچ میخوره"
"آهای دختر، یه ذره یواش تر گودا برقص" "وگرنه کمرت پیچ میخوره"
"آهای دختر، یه ذره یواش تر گودا برقص" "وگرنه کمرت پیچ میخوره"
"وقتی کمرت رو بالا و پایین میکنی" "احساس میکنم روح داره از بدنم جدا میشه"
"ممکنه که با چشمات بگی آره یا نه"
"ولی مطمئنم قلبت رو به من میدی"
"مثل یه طاووس توی کلوپ میرقصی" "حتی اگر بخوام هم نمیتونم ازت چشم بردارم"
"وقتی لباس قرمز به تن میکنی و جواهرات میندازی" "پسرا با دیدن تو جونشون رو از دست میدن"
"من به خاطر تو لباس پوشیدم و آرایش کردم" "امشب خسته نمیشم و همش میرقصم"
"آهای پسر حواست به من باشه که" "با قر کمر من تو قلبت آتیش به پا میشه"
"آهای دختر، یه ذره یواش تر گودا برقص"
"وگرنه کمرت پیچ میخوره"
"آهای دختر، یه ذره یواش تر گودا برقص" "وگرنه کمرت پیچ میخوره"
"آهای دختر، یه ذره یواش تر گودا برقص" "وگرنه کمرت پیچ میخوره"
"من دختر بدی ام و یه ذره شیطونم" "هر مهمونی بدون من ناقصه"
"هیچوقت یاد نگرفتم که حتی یه ذره خجالت بکشم" "از اون گذشته الان الکل خوردم"
"من به خاطر تو لباس پوشیدم و آرایش کردم" "امشب خسته نمیشم و همش میرقصم"
"آهای پسر حواست به من باشه که" "با قر کمر من تو قلبت آتیش به پا میشه"
"آهای دختر، یه ذره یواش تر گودا برقص" "وگرنه کمرت پیچ میخوره"
"آهای دختر، یه ذره یواش تر گودا برقص" "وگرنه کمرت پیچ میخوره"
"آهای دختر، یه ذره یواش تر گودا برقص" "وگرنه کمرت پیچ میخوره"
بالیوود وان Bollywood1.CO
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.