Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
این فیلم تقدیم میشود به گوزن عزیز به پاسِ حضور ارزشمند و عشق بیدریغ به سینما
تیم گفتارنویسی سینما نگاه هانیه، راحیل، مریم، حسام، زواره، حسنا، مسعود، مهسا، آبتین، آزاده
ویرایش نهایی: خواهران کاوسی
(صدای ترانهی گُنجشککِ اَشی مَشی) (خواننده: پری زَنگَنه)
♪ گُنجِشکَکِ اَشی مَشی ♪
♪ لبِ بومِ ما مَشین ♪
♪ بارون میاد خیس میشی ♪
♪ برف میاد گوله میشی ♪
♪ میافتی تو حوضِ نقاشی ♪
(صدای موسیقی)
♪ کی میگیره؟ فَراشباشی ♪
♪ کی میکُشه؟ قَصابباشی ♪
♪ کی میپَزه؟ آشپزباشی ♪
♪ کی میخوره؟ حَکیمباشی ♪
♪ گُنجِشکَکِ اَشی مَشی ♪
♪ لبِ بومِ ما مَشین ♪
♪ بارون میاد خیس میشی ♪
♪ برف میاد گوله میشی ♪
♪ میافتی تو حوضِ نقاشی ♪
♪ کی میگیره؟ فَراشباشی ♪
♪ کی میکُشه؟ قَصابباشی ♪
♪ کی میپَزه؟ آشپزباشی ♪
♪ کی میخوره؟ حَکیمباشی ♪
♪ گُنجِشکَکِ اَشی مَشی ♪
(صدای موسیقی)
(صدای بوقِ ماشین)
(صدای بازی پسرها)
هِی آقا، میشه اون علی آقا رو صداش کنی؟
کدوم علی آقا رو؟
علی آقای فَراش* رو (سِرایدارِ مدرسه)
پسر: بله
(صدای بازی پسرها)
پدرِ سِیِّد: بله آقا؟ با من کار داشتین؟
قُدرَت: سلام، علی آقا پدرِ سِیِّد: سلام، آقا
!بفرمایین
من قُدرَتَم علی آقا، رفیقِ سِیِّد
یادت نمیاد علی آقا؟ ...وقتی بابام تابستونها بیرونم میکرد
شب با سِیِّد رو پشتبومِ کلاسِ دوم میخوابیدیم
پدرِ سِیِّد: آها
چطوری پسر؟ !نشناختمت
!بیا تو
!اِ
زخمی هستی؟ !خون ازت میره
قُدرَت: ناظم هنوز اصلانیه؟ !پدرِ سِیِّد: نه بابا! تا حالا 3-4 تا عوض شدن
!پدرِ سِیِّد: بیا تو
!بیا تو! اِ بدجوریه که !بیا تو اقلاً یه چیزی بخور
!نه بابا !چیزیم نیست، سرِ پام
یه زخم بوده، دهن باز کرده عقبِ سِیِّد میگردم
کجاست؟
از موقعِ مدرسه تا حالا ندیدیش؟
نه، 7-8 سالی میشه
هنوزم بزن بهادُرِه*؟ (پُر زور، دعوایی)
هنوزم مُبصِرِ همهست؟
!اِی بابا
!اون یه وقتی بود
...من و همه بچههای قدیمی
!هنوزم نوچه*شیم (زیردست)
قُدرَت: کجا میشه پیداش کرد؟ پدرِ سِیِّد: باس (باید) بری سرِ کارش
(صدای زنگِ مدرسه)
!پس کار میکنه کجاست؟
پدرِ سِیِّد: میری لالهزار*، سرِ لالهزار، تِئاترِ جامِعِه باربُد (خیابانِ معروف و فرهنگی تهرانِ قدیم)
اونجا میتونی پیداش کنی از هر کی بپرسی نشونت میده
قُدرَت: جامِعهی باربُد؟ قربونِ شما، علی آقا پیداش میکنم
پدرِ سِیِّد: به سلامَت
اِ... اگه دیدی، بگو یه سَری هم به من بزنه
راننده: کجا خانم؟
قُدرَت: مسافر نگیر بیشتر بهت میدم
راننده: چشم، آقا ما هم همین رو میخوایم
شما حالتون خوب نی (نیست)؟
قُدرَت: چیزی نیست
(صدای پخشِ موسیقی از سالنِ تئاتر)
!قُدرَت: همین جا نگه دار
(صدای پخشِ موسیقی از سالنِ تئاتر)
گویندهی سالن در بلندگو: آغازِ برنامههای ما هماکنون شروع شد
قُدرَت: خانم، سِیِّد رسول رو کجا میتونم پیداش کنم؟ ...گویندهی سالن: امشب و هر شب در تئائرِ باربُد
بلیط فروش: سِیِّد رسول کیه؟ !قُدرَت: بلندقَده، هِیکَل داره گویندهی سالن: رقص و آواز، نَمایِشنامهی کُمِدی-موزیکال
...«گویندهی سالن: «خشمِ هیتلِر» یا «کُلفَتِ پُررو قُدرَت: نمیدونم، گفتن اینجا میشه پیداش کرد
...گویندهی سالن: نمایشنامهی فِرعون، همراهِ رقص قُدرَت: بهش میگن سِیِّد
...گویندهی سالن: آکروباتِ برادرانِ جانباز بلیط فروش: ما یه سِیِّد داریم که !پشتِ بلندگو داد میزنه، اوناهاش
سِیِّد: عملیاتِ ژانگولِر*، پروفُسور شامپُو (حرکاتِ عجیب و گاهی خطرناک)
...رقصِ رَقاصهی معروفِ
رادیو تلویزیون، سینما... نَعیمه
(صدای پخشِ موسیقی)
!سِیِّد: آغازِ برنامههای ما هماکنون شروع شد !بِشِتابید
(صدای پخشِ ترانهی بعدِ مَرگَم تو گریه خواهی کرد) (خواننده: علی نظری)
♪ بعدِ مَرگَم تو گریه کن ♪
...رقص و آواز، نمایشنامهی کُمِدی-موزیکالِ
«خشمِ هیتلر» یا «کُلفَتِ پُررو»
♪ ای که اکنون زِ من گُریزانی ♪
♪ میشوی عاقِبَت پَشیمان تو ♪
♪ ای که قَدرِ من را نمیدانی ♪
♪ حالیا بنشین در کنارِ من ♪
!سِیِّد: امشب و هر شب عجله کنید
!عجله کنید !امشب و هر شب عجله کنید
♪ تا که ننشینی بر مَزارِ من ♪
!سِیِّد: عجله کنید آقایون !عجله کنید
♪ اِی دَریغ، شد تَباه زندگانیم ♪
سِیِّد: کاری داشتی داداش؟
♪ گُلِ عُمر و جوانیام ♪
سِیِّد؟
♪ گَشته پَژمُردِه ♪
!سِیِّد: نوکَرِتَم چیه؟ کاری داری؟
♪ بعد از این، کُن به تَن جامهی سیاه ♪
!سِیِّد
!منم، قُدرَت
!*مدرسهی بَدِر (محلِ تحصیلِ واقعی کیمیایی و قَریبیان)
نالوطی* نمیشناسی؟ (ناجَوانمرد، نامَرد)
♪ بعدِ مرگم تو گریه خواهی کرد ♪
سِیِّد: قُدرَت؟
♪ ای که اکنون زِ من گُریزانی ♪
!آره
!خودشه
!بدمَصَبِ نالوطی
غِیرَتِت قبول کرد بعدِ 10 سال بیای سُراغِ من؟
!عینکش رو
♪ حالیا بنشین در کنارِ من ♪
♪ تا که ننشینی بر مَزارِ من ♪
!سِیِّد: باوفا، خوش اومدی
♪ کِی چُنان یادی، عاشقی شِیدا ♪
چیه؟ چی شده قُدرَت؟ چرا خونی شدی؟ بینم (ببینم) کسی زدتت؟
تو همون سِیِّدی؟
قُدرَت: چی شده؟ چرا انقدر داغون شدی؟
جا داری یه چند روزی من رو پَهلوی خودت نگه داری؟
چرا اینجوری شدی سِیِّد؟
قُدرَت تو چرا این ریختی شدی؟
!قُدرَت: نمیخوام ازم چیزی بپرسی میتونی من رو پَهلوی خودت نگه داری؟
!آره که میتونم
یه اتاق دارم، خرابه است نوکَرِتَم، چیکار باس (باید) بکنم؟
!قُدرَت: من رو ببر !سِیِّد: باشه، بیا بریم
!سِیِّد: بیا !نوکَرِتَم هستم، بیا
!اینکاره نبودی
!ای بابا چیزی رو به رُخَم نَکِش که
!اصلاً حوصِله واسهم نمونده که بگم واسهی چی
!نگو واسهی چی
آخه تو؟ !مُبصرِ همهی ما
قُدرَت: نمیتونم
!چه خوب یادته ها
خب، تو بگو واسهی چی؟
خیلی دوره؟
(صدای مُرغابی)
(صدای بازی بچهها)
(صدای بازی بچهها)
قُدرَت: زیاد کسی حواسش نبود !سِیِّد: نه بابا
!سِیِّد: بشین همین جا !بشین
!قُدرَت: آخ
(صدای بازی بچهها)
!سِیِّد: خاطِرِت جَمعِ جَمع باشه
!قُدرَت: یه نظر مهم نیست
!فقط ندونن یه نفر اینجا موندنی شده
(سر و صدای افراد از حیاط)
!سِیِّد: من دِلواپَسِتَم
(سر و صدای افراد از حیاط)
میخوای یه دکتر واسَت خبر کنم؟
اینجام سرِ کوچه یه دواخونهست میتونم دوا-مَوا واسَت بگیرم
نه، فکرش رو نکن
!سِیِّد: اِ! آخه اینجوری که نمیشه
نَمنَم ازت خون میره !دیگه واسَت قُوَت نمیمونه
!سِیِّد: بذا (بذار) بینم
!این رو از تنت در آر
!اوخ
!این که بابا خیلی زخمه
!بدجوریه چاقو که نی (نیست)؟
بینم (ببینم)، گوله (گلوله) بُرده؟
...اصلاً دلم نمیخواد فضولی کرده باشم
اما نوکَرِتَم، چه جوریه؟
دنبالتن؟
قُدرَت: اوهوم
سِیِّد: من اینجا تنها نیستم
قُدرَت: آره، میبینم
قُدرَت: کیه؟ سِیِّد: اسمش فاطیه
سِیِّد: اون اولها عاشقم بود
پام وایساده
!حالا دیگه دوستم نداره
!یعنی با خودش رودربایستی داره
خیال میکنه اگه بره، کَلَک زده... هه
!*هنوز خیال میکنه من شِزِنَم (دعوایی و زرنگ)
تو تئاتر بازی میکنه
بعضی وقتها هم میخونه اسمِ هنریش نَعیمهست
!بیا! بیا این رو بگیر بپوش! تمیزه
تا فاطی بیاد، اون بهتر میدونه چهجوری باس این جِراحَت رو راست و ریستش کنه
...خُلاصه، آقا قُدرَت
!عَصای دستِ ما شده یه زن
این رو بپوش، این جِراحَت هم باس یه کاریش بکنیم که خونِش وایسه
!کارِ فاطیه !اون رو به راهت میکنه
بِالاَخَره دیپلُم رو گرفتی؟
نه، بدجوری شد، نتونستم زدم از خونه بیرون
مادرت چطوره؟
...هنوز وقتی تخته بازی میکنی
از سر و صدای تاس به قولِ خودش غِیظِش (خَشمِش) میگیره؟
!ای ناکِسِ باوَفا
!تو چه یادته
...چهار، پنج سالِ پیش
(صدای موسیقی)
همین وقتها بود که مُرد
(صدای موسیقی)
سِیِّد: آره، داداش
(صدای موسیقی)
قُدرَت: خدا بیامُرزَتِش
(صدای موسیقی)
!درد میکنه، تو هم به روت نیار
قُدرَت: اِ راستی، اون اصغر گُنده چیکار میکنه؟
(صدای موسیقی)
قُدرَت: هیچ دیدیش؟ سِیِّد: میکِشی؟
قُدرَت: اِ... نه
سِیِّد: اصغر؟
(صدای موسیقی)
سِیِّد: کدوم اصغر؟
(صدای موسیقی)
!بچهی سَقاخونه !باباش تُرشی میانداخت
(صدای موسیقی)
!بابا، تو عجب یادته
...یادم نمیره دنبالِ مریم مریم که یادته؟ خواهر کوچیکم؟
(صدای موسیقی)
!آره! خوب یادمه! خوب
(صدای موسیقی)
سِیِّد: همیشه موهاش رو میبافت
دنبالِ مریم افتاده بود
!چه بلایی سرش آوردی !یک ساعت میزدیش
!یه هفته نمیتونست بشینه
مریم دو روز میخندید
(صدای موسیقی)
مریم... الآن چیکار میکنه؟
الآن پنج تا بچه داره
(صدای موسیقی)
!بله
(صدای موسیقی)
(صدای آه کشیدنِ قُدرَت)
(صدای موسیقی)
قُدرَت: فکر نمیکردم اینجوری به هم برسیم
(صدای موسیقی)
چهجوری؟
!قُدرَت: نُچ... خودت رو به اون راه نزن
من از کنارِ خیلی چیزها رد شدم خودم رو نباختم
!خیلی زَخمها خوردم !خودم رو نباختم
...قُدرَت: اما سِیِّد، وقتی دیدمت
!قلبم از جا کَنده شد
(صدای موسیقی)
چی میزنی؟
(صدای موسیقی)
!همهچی! همهچی
(صدای موسیقی)
چند وقته؟
(صدای موسیقی)
سِیِّد: یه هفت سالی میشه
(صدای موسیقی)
قُدرَت: نُچ... چی میشه گفت؟ !اون هم به تو
!تویی که لااَقَل بیست تا مثلِ من رو ساختی
(صدای موسیقی)
!اون وقتها شما چی بودین !ما چی بودیم
بچه زرنگهای درسخون که دائم اون جلو انگشتهامون هوا بود
(صدای موسیقی)
سِیِّد: یه چایی واست درست کنم برم سُراغِ فاطی
(صدای موسیقی)
قُدرَت: دَفعهی اول کی بهت داد؟
سِیِّد: از یک چاقوکِشی جلوی امامزاده شروع شد
!داستانش بلنده
!این هم که فیتیل (فیتیله) نداره
تو شلوغی دعوا، با یه [چاقو] ضامِندارِ ...گردنکُلُفتِ دسته سفیدِ زَنجونی
!گذاشتم تو کِتفِ یه نامَحرَم
یه سال، چربتر (بیشتر) واسم [زندان] بُریدن
توی حَبس به آژان (پاسِبان) بد نگفتم ...خوشرفتاری کردم
دَه ماهش کَسر (کم) شد
همونجا یک رفیق پیدا کردم
بهش گفتم چند ماه از حَبسِت مونده؟
گفت پنج سال
گفتم بینم پسر، جُرمِت چیه؟
گفت دعوا
گفتم رضا... اسمش رضا بود
رضا، نوکَرِتَم، با وفا، این همه حَبس واسه یک مُرافِعِه (دعوا)؟
!گفت قاطی هم داره
گفتم قاطیش چیه؟
*گفت یک قَتلِ جُزمی (جُزئی را اشتباه تلفظ میکند)
!این چاییش درجه یکه !بهترینه
!خلاصه هر جوری بود، تَرکِش دادم !بی دکتر و دوا
همونجا بود که یک، دو دفعه دماغم بهش [مواد] خورد
!ای صلوات به قبرِ عمهاش
یک نظافَتچی بود، اون میآورد
!انباری* میآورد! میدونی که چیه (جاسازی مواد در بدن)
!خب دیگه !کاسِبیه
...از حَبس که اومدم بیرون
دور و برم میپِلِکیدَن
بابام که تو مدرسه بود منم که میرفتم و میاومدم
واسه اونها باغِ زَمزَم بود
توی دو تا عرقخوری، کَلَکَم رو کَندن
*منم که بیپول... آس (آس و پاس: بیخانِمان، بیچیز)
گفتن میری تو مدرسه ...هر مُشتری که دست و پا کنی
یک بار خودت دَوا (مَواد) مَجانی داری
سِیِّد: میکِشی؟ قُدرَت: نه، نمیکِشم
!سِیِّد: دور و برم خیلی خالی شده بود
اونم واسه مایی که تو کوچه بزرگ شدیم
!هیشکی (هیچکی) نبود
!همهی بچهها یا افسر شده بودن یا کارمند
!همون درسخونها
!همونهایی که زیرِ کُتَلِ* ما درس میخوندن (سایهبان)
دستِ بر قَضا، افسرِ بندِ ما یکی از بچههای مدرسه بود
!تو نمیری یه دفعه هم به ما رو نشون نداد
!بله دیگه
ما شده بودیم جِن و اون شده بود بسم الله
...هِی
...چقدر واسه همون توی همین میدونگاهی
با بچههای گذرِ حاج امیر آقا مشرق و مغرب، سر شاخ شدیم
اون موقع با هم ورزش میرفتیم
!زد و ننهم مُرد
دیگه داشت پشمهام میریخت
تا اینکه یک شب تو لالهزار اولین کتک رو خوردم
!تو نمیری، هیج بهانهای هم نداشتم
!تک به تک بودیم! یارو هم خیلی زِپِرتی* بود (به درد نخور)
!دیدم زرشک !حقمه
!جلوی خودم رو ول کردم
عینِ کَرباس* پاره شده بودم (پارچهی پنبهای)
من میرم دنبالِ فاطی تو اون چایی رو بریزی، اومدم
آخی
!بازیگرِ نقشِ فِرعون: ای تو... آی
!بازیگرِ نقش رامسِس: پدر! پدر
تو اینجا به خدای نادیده ایمان آوردی
...میبینی که خدای من
خدای تو
خدای فِرعون
تمام کارهاش روی حسابه؟
(صدای دست و سوت زدنِ تماشاگَرها)
(صدای پِچپِچِ تماشاگَرها)
برادرِ رامْسِس: خب، برادرِ عزیز رامسِس در چه حالی؟
!میبینم که اسیری چرا؟
رامْسِس: من همیشه آرزو می کردم که برادرم رو ببینم
...ولی افسوس میخورم که بعد از این همه مدت
!امروز برادرم رو میبینم که یک آدمِ قاتل و جانیه
چرا اون رو کُشتی؟
رامْسِس: اون پدرِ من بود. چرا کُشتیش؟ !برادرِ رامْسِس: کافیست
!برادرِ رامْسِس: نمیخواد برای من موعِظه کنی
...چون من آدمِ بدنامی هستم که از روزِ اولِ تولدم
از همهی اطرافیانم نِفرَت و اِنزِجار داشتم
همه از من گُریزان بودند
فقط به این خاطر که ...غِیبگویانِ مُفتخورِ بارگاهِ پدرم
پیشگویی کرده بودند که من یک روز قاتلِ او خواهم بود
تو انتِظار داشتی من چه کنم رامْسِس؟ ها؟ پاک و پرهیزکار بمانم؟
...نه، من از زمانی که خودم را شناختهام
!تَصمیم گرفتم که از همه اِنتِقام بگیرم
!از همه !حتی از پدرم
و حالا قَتلِ پدرم اولین قدمی بود که در اِجرای این تَصمیم برداشتم
!و به زودی نوبتِ شما خواهد رسید
(صدای تشویقِ تماشاچیان)
(صدای هَمهَمهی افراد)
!فاطی: دِ! عباس آقا ...صد دفعه گفتم
!فاطی: انقدر زِر زِرِ دَری-وَری درِ گوشِ من نگو عباس: چی میگی بابا؟
!فاطی: مَرتیکه هِی خودش رو میماله به من
عباس: تو هم که هر وقت دستت رسید !خودت رو گُنده کن
!عباس: خیال میکنه چهار تا جایزهی سِپاس* بُرده (جایزهی مُعتبرِ سینمایی قبلِ انقلاب)
!*فاطی: مَرتیکهی ریقو (ضعیف، شُل و وُل)
!مرد: خُب بابا! فاطی فاطی: چقدره بگم دیگه؟
(صدای تشویق مردم) !فاطی: اِنقدره آدم عوضی
...دِ... اگه یه دفعه جلوی مردم بزنم تو گوشِت
!دیگه از این گُهخوریها نمیکنی
!ول نمیکنه
!بابا اگه قرار بود بِماسه، تا حالا ماسیده بود
فاطی: سگ بود، دُمش رو گذاشته بود !رو کولش، رفته بود
یکی نیست به این حالی کنه ...دِ... اگه راهم رو بکشم برم
فاطی: سراغِ مدیر که میاندازدت بیرون !عباس: دِ... باز که شروع کردی
!عباس: حرفِ دهنت رو بفهم
!دِ... اگه مرد بودی که میدونستم جوابت چیه
!مرد: ولش کن بابا !بَدِه
!فاطی: خجالت نمیکشه به تو هم میگن مرد؟
اگه مردها همه مثلِ تو بودن !دیگه الآن دنیا پُرِ نامرد بود
فاطی: دِ... ناسلامتی آخه تو کی من هستی؟
!یه چیزی به این قُرُمساق* بگو! ولم نمیکنه (بیغِیرَت)
!عباس: قُرُمساق اونه که شب پَهلوت میخوابه
!سِیِّد: دِ... آخه انقدر دور و برِ این نَپِلِک !من رو این ریختی نگاه نکن
!یهو دیدی از ماتَحت* به دارِت زدم ها (نِشیمَنگاه)
!عباس: اوهو
!راست برین، میرزا علی آقا خیار کاشته (کسی که میخواهد کاری انجام دهد اما نمیتواند)
(صدای اجرای برنامهی تَقلیدِ صدا)
!شیطونه میگه لِنگَم رو روش هوا کنم !رنگیش کنم ها
(صدای اجرای برنامهی تَقلیدِ صدا)
!سِیِّد: ناکِسِ بیمعرفتِ عوضی! پاشو بینم عباس: چی میگه این؟
!مرد: اِ! وِلِش کن دیگه
!سِیِّد: بیا اینجا لامَصَب
!سِیِّد: ولم کنین بینم! ولم کنین !الآن حالیش میکنم
!عباس: ولم کن
...کُمِدیَن: ساعت هفت و نیمِ بامداد
به جانی دالِر* افسرِ اِدارهی آگاهی نیویورک تلفن شد (ارادتمند، جانی دالِر نام مجموعه نمایش رادیویی معروف)
که سِرقَتِ بزرگ و مُهِمی در خیابانِ شمارهی 95 نیویورک اتفاق افتاده
جانی دالِر از سَرگُرد جُورج مُعاوِنِش میخواد به حُضورِش بیاد
!سَرگُرد جُورج (تَقلیدِ صدای جانی دالِر با صداپیشگی حیدر صارمی)
!سَرگُرد جُورج: بله، قربان (تَقلیدِ صدای سَرگُرد جُورج )
!با صدای جانی دالِر: گُروهبان والْش
!گروهبان والْش: بله، قربان (تَقلیدِ صدای گُروهبان والْش با صداپیشگی حمید عاملی)
(تَقلیدِ صدای نمایشِ رادیویی جانی دالِر) (نامفهوم)
با صدای جانی دالِر: سَرگُرد جُورج میری خیابون 95
یونیتی با ۷۷۰ مامور
!عباس: ولم کن
تو خیال کردی راست راستی بِپایی؟ !بیا اینجا بینم! بیا
شما بِلافاصِله تیراندازی میکنید
!کُمِدین با صدای سَرگُرد جُورج: به چشم، قربان
(تَقلید صدای ماشینِ پلیس و تَعقیب و گُریز با دهان)
(تَقلید صدای موتور سواری با دهان)
:کُمِدین با صدای سَرگُرد جُورج قربان، موتور کم باده، راه نمیره
حالا باد کنیم بعد حرکت کنیم
(تَقلید صدای باد کردنِ لاستیک با دهان)
!سِیِّد: بیا اینجا !عباس: ولم کن میگم! اِ
!سِیِّد: بیا اینجا! یه دقیقه صبر کن بینم !باهات حرف بزنم عباس آقا
(تقلید صدای تیراندازی)
(تقلید صدای تعَقیب و گُریز)
(تقلید صدای تیراندازی)
(تقلید صدای تعَقیب و گُریز)
:کُمِدین با صدای سَرگُرد جُورج قربان، من تَقصیر نداشتم
!سِیِّد: گوش کن ببین چی میگم، عباس آقا !یه دقیقه حوصله کن
!گوش کن ببین چی میگم !نوکَرِتَم، قربونِ هِیکَلِت
!یه دقیقه گوش کن ببین چی میگم ...نوکَرِتَم، ببین، عباس آقا
!بذار من جلوی فاطی یه چَکِت (سیلی) بزنم
اون داره لباس عوض میکنه !راهِ دوری نمیره
!*بذار جلوش قُمپُز دَر کُنم (پُز بدم)
!فقط یه دفعه !فقط یه دفعه
!سِیِّد: پونزده روز حقوقم مالِ تو !واسَت جِنس (مَواد) میارم
!فقط بذار جلوی فاطی بزنم تو گوشِت !هر چی گفتم غلط کردم
(صدای بوسیدن)
!میدونی که !شنیدم خیلی آقایی
!نوکَرِتَم، یه دقیقه بیا اینجا !بیا اینجا یه دقیقه
!نوکَرِتَم، چاکِرِتَم !یه دقیقه بیا
!ناکِسِ کِثافَت !برو بینَم
(صدای نفس زدنِ سِیِّد)
سِیِّد: صورتت رو پاک کردی؟ !بیا بریم
!سِیِّد: دیگه از این گهخوریها نمیکنه عباس: آخ... آخ
(صدای سوت و دست زدنِ تماشاچیان برای کُمِدین)
!چه عجب از جلوش در اومدی
!مام (ما هم) بعضی وقتها آدمیم بابا
اول برو [خیابان] نیرو هوایی، داداش
راننده تاکسی: کجای نیرو هوایی؟ سِیِّد: برو، بهت میگم
هر چی پول میگیریم، میدیم تاکسی مگه اتوبوس نیست؟
فاطی: باز میری اونجا؟
!سِیِّد: آره
!تو که پول نداری
مگه دیگه جنس نداری؟
نه، تموم شده
عصر تا حالا دارم همینطور به خودم میپیچَم
!آخ
فاطی: اگه بهت نداد چی؟ سِیِّد: میگیرم ازش
سِیِّد: یه دویست تومنی بهش بدهکارم
...آخ که خسته شدم
!از این سگ دو زدن ها
!از این عَلافی
!اِ !باز شروع کردی
سِیِّد: تو باش، من الانه برمیگردم
!فاطی: زود بیا !سِیِّد: خیلهخُب بابا! اومدم! اومدم
(صدای لَرزِش و نفسهای سِیِّد)
(صدای زنگِ در) (صدای لَرزِش و نفسهای سِیِّد)
(صدای زنگِ در) (صدای لَرزِش و نفسهای سِیِّد)
(صدای زنگِ در) (صدای لَرزِش و نفسهای سِیِّد)
(صدای نفسهای سِیِّد)
اصغر: هِمم؟ سِیِّد: سام (سلام)، اصغر آقا
!اصغر: باز که تو پیدات شد
سِیِّد: نوکَرِتَم، اصغر آقا
!اصغر: بیا تو !سِیِّد: اوخ
(صدای جیرجیرک)
سِیِّد: تنم سیمکِشی اومده
دست و پام رو داره میکِشه
اصغر: چیه؟ میری هر وقت جنست تموم شد آفتابی میشی! پول آوردی؟
می دونم اصغر آقا، دویست تومنی بدهکارم
بهت میدم اما این روزها یُخده* وَضعَم خرابه (یه خُرده)
اصغر: مگه نگفته بودم دیگه پیدات نشه؟
!بهت گفتم که دیگه من خُردهفروشی نمیکنم
(صدای نفسهای سِیِّد) راهت رو میکِشی و صاف میای سُراغِ ما؟
با کی اومدی؟
!سِیِّد: کسی نی (نیست)، فاطیه
...اصغر آقا، یه دفعه دیگه بهم بده
سرِ ماه میام حسابم رو صاف میکنم
زنِ اصغر: کیه اصغر؟
زنِ اصغر: اصغر کیه؟ !اصغر: هیچکی بابا! یه الکی خوشه
این [چای] داره پس جوش میزنه
یه دفعه رفتی خونه اکبر کَره، پشتِ سرت !شیش تا آژان رفت تو، حالا هم سیاهکاریه
!دِ... گفتم که اصغر آقا، وضعم خرابه
!جونِ زنت، جونِ بچههات، یه دفعه دیگه
اگه من نتونم رو پام وایستم !که نمیتونم بدهکاریم رو بهت بدم
!به امام حسین، این دفعه با پول میام
سِیِّد: مگه ما هم مثلِ شما سیاهکاریم اصغر آقا؟ !اصغر: عجب
اصغر: اَلدَنگِ عوضی، مگه وَعده نکرده بودی از توی مدرسه واسَم مشتری بیاری؟
!هِی گفتی آقام فَراشه !میتونم باهاشون قاطی بشم
هر چی مشتری بود که بُردی !واسه ناصر چاقه و غلام نون خالی خور
...هر وقت آستَرِ جیبت میاد تو مُشتِت
سرت رو میاندازی زیر و عینِ اُلاغ میای سُراغِ ما؟
!سِیِّد: نوکَرِتَم اصغر آقا !اصغر: یاالله بزن به چاک
!سِیِّد: نزن !میدونم تو دستِ بزن داری اما نزن
...اصغر: الله سِیِّد: یه دقیقه نمیخوای به حرفهام گوش کنی؟
دِ... یخُده حوصله کن، اصغر آقا
اصغر: هر وقت میرسی اینجا ، دستت درازه !بزن بیرون! یاالله
سِیِّد: اگه واسه مشتریه که
!سِیِّد: واسه تو هم آوردم !دختر: بابا
سِیِّد: به جونِ خودت، به جونِ این بچهات !دیگه نمیذارن برم تو مدرسه
ولی واست جور میکنم
!سِیِّد: نگاه... نگاه این بچهات چه خوشگله !اصغر: بچه رو نَجِس نکن! دستت رو بکِش
سِیِّد: اسمت چیه کوچولو؟ دختر: پَروانه
!سِیِّد: به به !چه اسمِ قشنگیه
!این بچه رو صداش کن !برو بینم
...اصغر آقا
پولِ تاکسی زیاد میشه
!سِیِّد: یه جوری راهم بنداز !غُلامِتَم
!دیگه ندارم
یاالله تا کُفرَم در نیومده و !شَل و پَلِت نکردم، بزن بیرون
اصغر آقا، بهم برس
!غُلامِتَم! نوکَرِتَم
حالم خوب نی
سِیِّد: تو رو خونِ حسین بازم بهم بِده !اصغر: گفتم نمیتونم
!اصغر:عجب آدم سِمِجیه ها
!به قرآن دیگه واسم جون نمونده
نگاه، دَ... دستم به مَ... مَغزَم نَ... نمیرسه
اص... اصغر آقا
فا... فاطی بیرونه
...اَگ... اگه دست خالی برم، اگه خُمار* برم (بیحالی و بیقراری ناشی از نرسیدن مواد به مُعتاد)
اُ... اُمیدش رو ازم میبُره
!دِ... مَصَب سگِ* بیهمه کَس (سگ مذهب، بیارزش)
!اِنقَذه (انقدره) ننه من غَریبم در نیار !این لَشِت رو بزن به چاک
!سِیِّد: ولم کن، اصغر آقا
!اصغر: میکُشَمت! بیرون !سِیِّد: ولم کن، نوکَرِتَم اصغر آقا
!سِیِّد: تو رو قرآن به حرفم گوش کن !اصغر: دِ... برو بیرون از تو خونهام! برو دیگه
سِیِّد: اصغر آقا، گوش کن به حرفم گوش کن
!سِیِّد: بذار دستت رو ماچ کنم !اصغر: دستم رو نَجِس نکن
!اصغر با فریاد: دستم رو نَجِس نکن
سِیِّد با گریه: پاهات رو ول نمیکنم پاهات رو ول نمیکنم
یه چیزی بهم بِده قُرصی، سوختهای، تَریاکی
...سِیِّد با التماس: یه جوری... یه چیزی !اصغر: پاشو
...سِیِّد با گریه: هر چی... هر چی که باشه !اصغر: پاشو
!اصغر: گفتم بردار لَشِت رو بزن به چاک
!سِیِّد با فریاد: دِ... آخه هُرهُریمَذهَب* تو لَشَم کردی (بیدین، کسی که دین و مذهب ندارد)
(صدای گریه سِیِّد)
سِیِّد با گریه: حالا هم که ازت چیزی نمیخوام
سِیِّد: به نَفَسِ علی، کسی به من نه نمیتونست بگه اصغر: تُف
(صدای گریهی سِیِّد)
سِیِّد با گریه: گُندهتر از توش رو درِ خِشتَکَم میچِزوندَم
(صدای گریهی سِیِّد)
حالا نگاه، ازم چی مونده؟
سِیِّد: بزنه کمرت اون نباشه !اصغر: تو... پُر رو
اصغر: بزنه تو کمرِ من؟
!زنِ اصغر: ولش کن اصغر، نکُشیش
اصغر: مَرتیکهی دَیوث (بیغیرت) من دَمِ خِشتَکِ تو بودم؟ !دِ... بزن به چاک از پَتیارِه کمتر !زنِ اصغر: دستت رو همون فیلها بلند بشه
اصغر: من درِ خِشتَکِ تو بودم؟
!اصغر: دِ... بزن به چاک از پَتیارِه* کمتر (زنِ بدکاره)
!سِیِّد با فریاد: ولم کن دیگه ...اصغر: اگه یه دفعه دیگه اینجا پیدات بشه
اصغر: یک دفعه دیگه اینجا پیدات بشه !باس (باید) کثافتِ بچهام رو بشوری !سِیِّد با فریاد: دِ... ولم کن
...سِیِّد با فریاد: دستت
!سِیِّد با لَحنِ آرامتر: دستت رو من بلند نشه
...سِیِّد با بُغض: من میگم نوکَرِتَم، چاکِرِتَم
سِیِّد با گریه: گفتم غُلومِتم، خاکِ زیر پاتَم
!د... بسه دیگه
(صدای موسیقی)
...جونِ بچهات، جونِ زنت
(صدای موسیقی)
به... به خونِ حسین، هر کاری بود کردم
!من رو بساز یه جوری !نوکَرِتَم
!من رو بساز
!تو رو خونِ حسین... من رو بساز
(صدای موسیقی)
!اصغر: تمومِ عمرم از این زِر زِرها شنیدم !سِیِّد: نه! نه
!اصغر: دیگه بَسه دیگه! میزنم تو سرت ها !سِیِّد: نزن! نزن! نوکَرِتَم! نزن
!سِیِّد: نزن! نوکَرِتَم! نزن! نزن
!اصغر: آخه منم کاسِبم پروانه: بابا، این رو مامان داد
اصغر: ها؟
این رو مامان داد که بِدی به این آقاهه
(صدای موسیقی)
سَ... سفرِ حَج میکنی اگه امشب من رو بسازی
(صدای موسیقی)
این دفعه دستِ پُر میام
...آخه گناهِ من چیه که دیگه نمیخوام
عِینِ خورِه بیُفتم تو جوونها
!اصغر... مَردی گفتن
یادته؟
!من خیلی پای تو وایستادم
یادت هست؟ آره؟
(صدای موسیقی)
!اصغر: بدهاش من
(صدای موسیقی)
!سِیِّد: آخ قربونت برم! قربونِ قَد و بالات برم !بذار ماچِت کنم !اصغر: اِهَه
!اصغر: ولش کن بچه رو !سِیِّد: فدات شم الهی
!اصغر: میگم ولش کن! برو !سِیِّد: فدات شم
!اصغر: بیا بریم
(صدای موسیقی)
!اصغر: تو برو
!اصغر: بیرون! بیرون
!پاشو برو بیرون میخوای کار دستِ ما بدی؟
سِیِّد: اگه بذاری اینجا میتونم دو تا دود بگیرم
!اصغر: پاشو برو بیرون !هر غلطی میخوای بکنی، بیرون
!اصغر: اوه
(صدای سگها)
(صدای سگها)
(صدای سگها)
(صدای سگها)
(صدای سگها)
فاطی: چی شده؟ صورتت چی شده؟
!سِیِّد: هیچی بابا !چیزی نی
گوش کن، فاطی... یه مهمون دارم یه چند روزی پَهلو ما میمونه
فاطی: کیه؟ سِیِّد: نمیشناسیش، اَ (از) قدیمیهاست
سِیِّد: وقتِ مدرسه
بهم پَناه آورده
فاطی: میخوای بهش جنس بدی؟ !سِیِّد: نه بابا
!سِیِّد: این از اوناش نیست
چشمم که بهش خورد از خِجالَت مُردَم
وقتی میخواستن ازش باج بگیرن من نمیگذاشتم
!کسی جُرأَت نداشت به خواهرش چپ نگاه کنه
هر وقت میباخت، شریکش میشدم
هر وقت هم میبُرد، تنهاش میگذاشتم
فاطی: حالا این حرفها رو واسه چی میزنی؟
!سِیِّد: هیچی
!واسه اینکه آبِروی من رو جلوش نبری
فاطی، یه چند روزی !جلو خودت رو نگه دار، نوکَرِتَم
!اون هنوز هم رو من حساب میکنه
فاطی: شام چیزی نداریم
سِیِّد: باشه، همین سرِ راه یه خُرده آت و آشغال میگیریم
امشب خیلی هوسِ دوا خوری کردم
(صدای هَیاهوی بازار)
!زنِ همسایه با فریاد: بسه دیگه !واسه ما قُمپُز دَر نکُن
!من که از زیره و زَنجِبیلِت خبر دارم
!من که میدونم چی بودی و کجا بودی
زنِ مرتضی با عِشوِه: دِ؟ !زنِ همسایه: قَباحَت داره! خجالت هم خوب چیزیه
زنِ مرتضی با عِشوِه: نه بابا؟ زنِ همسایه: بازی، بازی، با ما هم بازی؟
زنِ همسایه: زنیکهی پَتیاره !دیگه حَنات واسه ما رنگ نداره
!همه میدونن هنوز جات رو اون شوهرت میاندازه
!بابا نصفه شبی انقدر به هم تعارف نکنین !این دور و بَر آدم میشینه
مرتضی: چیه؟ چه خبره؟ !ولش کن بره، زن
!زنِ مرتضی: دِ... این ول نمیکنه !هِی به پَر و پای من میپیچه
!مرتضی: دِ... بیا برو، زن
!همه میدونن شوهرت واسه چی طلاقت داده
!دِ... آخه سَلیطِه، تو که مرد نداری
...اگه داشتی، میدونستم
!مرتضی: چهجوری بدم از بِیضِه به دارِش بزنن !زنِ مرتضی: هوم
!هه هه هه هه! این رو تماشا کن
!هر وقت اومده صدای خروس کنه، قُد قُد کرده
!*تو برو تو، جاکِشِ ننهی حَرمَلِه (قاتلِ علیاصغر پسرِ امام حسین)
برو جلوی زنت رو بگیر که !با صاحبخونه و بَقال و عَطار خوش و بِش داره
(صدای دعوای همسایهها از بیرون)
!فاطی: وای که مُردَم از داد و قالِ این خونه !شب و نصفه شب و روز نمیشناسن
!فاطی: بیا بگیر !سِیِّد: اینم آقا قُدرَت ما... بِدِهاش من
قُدرَت: سلام، خانم. حالتون چطوره؟ سِیِّد: نوکرتم هستم
(صدای دعوای همسایهها از بیرون) سلام. چطورین؟
سِیِّد راجِع به شما خیلی با من حرف زد
به چشمِ برادری خونهی خودتونه
از این سر و صدا چطور خوابتون برد؟
!مرتضی از بیرون: خفه شو، زن سِیِّد: حتماً خسته بوده
(صدای دعوای همسایهها از بیرون)
تَقصیری ندارن، خانم
اگه سواد داشتن انقدر سرِ چیزهای بیخودی دعوا نمیکردن
فاطی با پوزخند: هوم
(صدای دعوای همسایهها از بیرون)
!فاطی: اِی آقا !سرگرمی که ندارن
شب که میشه، بعدِ شام تَفریح میکنن
!سِیِّد: بیا بشین
...امشب میخوام
یه عَرَقخوری دو تایی تمیز راه بندازیم
(صدای دعوای شَدیدِ همسایهها از بیرون)
...فاطی جون، میگم که اون باندی که خریدی
...بیار ببین واسه زخمِ این آقا خیلی باوفائه
!چیکار میتونی بکنی
!به به
تو که نمیخوری؟ !بَده! نَجِسِه
بذار این گَردِ آجُر رو پاک کنم، الان میام (صدای خندهی سِیِّد)
سِیِّد: خیلی وقته که با هم عرق نخوردیم
قُدرَت: من اولین عرقم رو با تو خوردم
سِیِّد: آره... یادش بخیر... هوم
بازی میکنم *pièce که توی این *Role فاطی: از !هیچ خوشم نمیاد (نقش) (نمایشنامه)
!اصلش هُنَری نیست
بازی این مَرتیکه که روبرومه، مُزَخرَفِه
...آخه من چطوری میتونم دِرام* بازی کنم (جِدی و احساسی)
وقتی سیاهه هِی مَزه میریزه؟
سِیِّد: خب تو [مَزه] هم بریز
سِیِّد با ریتم میخواند: عرقِ میهَن
عرق هم که گرون شد
!اصلاً نَعشِهجات* گرون شده (نَشئهجات: موادِ مُخَدِر و سرخوش کننده)
...زحمت میکِشی، [خودت را] میسازی
!سِیِّد: یه آژان بگه آقا کجا؟ همهاش [حسِ خوب] پَریده !فاطی: این رو بگیر
...اگه میتونستم یه یخچالِ کوچیک
سِیِّد: اونوقت تاوان کی میده؟ !فاطی: وای
!فاطی: اینجوری ها خوب نمیشه! بایِست رفت دکتر سِیِّد: نه! کی تاوان میده؟
...سِیِّد: این اصغر آقا هم که همینجور ما رو فاطی: این زخم چیه؟
سِیِّد: تصادف کرده فاطی: ها؟
فاطی: پس بذار یه روغنی بمالَم روش
...سِیِّد: این که عرقمون و
هوم؟ کالباسه چی شد؟ ...آه
قُدرَت: راجع به یخچال میگفتی !سِیِّد: ایناهاش! پنج تا
!سِیِّد: عجب پاکتی داره فاطی: آره
...اگه میتونستم یه یخچالِ کوچیک میخریدم
خیلی خوب میشد
!سِیِّد: این خیارشورها هم که پلاستیکه !قُدرَت: خب اینکه کاری نداره
قُدرَت: چرا پول روی هم نمیگذارید و همه همسایهها یه یخچال نمیگیرید؟
...سِیِّد: اولاً تا این یخچال
همهی این ایلِ بوربور رو یخ بده؟ خب؟
بعد سرِ اینکه یخچال کجا باشه خون راه میافته! خب؟
تازه مگه چیزی پیدا میشه که !بذارن توش و اون رو خنک کنه، با وَفا؟ هِه
!خلاصه میبخشی ها! همینه دیگه !پاشو بیا جلو! پاشو
دَرویشه و یه کَشکولِ* بی آب (کاسهای مخصوصِ دَرویشان)
...اما اگه ازش بخوری
رَفعِ عَطَش میکنه
قُدرَت: قربونِ دستتون، خانم !بفرمایید شام
فاطی: شما بخورین، نوشِ جان
ما سرِ شب توی تئاتر یه چیزی میخوریم
سِیِّد: میترسم رادیو رو بگیرم سر و صدای همسایهها درآد
فاطی: بیزحمت بشینین اینجا تا من لباسم رو عوض کنم
فاطی: پشتتون به این کُمُد باشه سِیِّد: بگیر بشین قُدرَت: چشم، خانم
سِیِّد: آره داداش، آره
بیا بگیر بازش کن بینم، داداش
سِیِّد: خلاصه صفا آوردی
قربونِ دستت
سِیِّد: خُنَک
خُنَک
(صدای موسیقی)
...وقتی گریهام میگیره
هنوز امیدوار میشم که جون دارم
(صدای موسیقی)
!به سلامتی اون وقتها
(صدای موسیقی)
!تو همیشه جون داری
...از وقتی آخرین عرق رو با تو خوردم
(صدای موسیقی)
!دیگه عرق نخوردم
(صدای موسیقی)
!تا حالا هفت، هشت ساله
نمیدونم
(صدای موسیقی)
...حال و هوای امشب... تو
(صدای موسیقی)
خلاصه به سلامتی اون وقتهای تو
(صدای موسیقی)
سِیِّد: وقتی رفتی نفهمیدم کی داره میره
!حالا که اومدی، میفهمم کی اومده
(صدای موسیقی)
هووم... هنوزم کم حرف میزنی !هنوزم ماتی
!هنوز تو چشمهات عشقه
!حتماً هنوزم دروغ نمیگی
عینِ یه کفتر روی شونهی من
!صَفای قَدَمِت
(صدای موسیقی)
(صدای جیرجیرَک) (صدای پارسِ سگ)
!من دیگه هیچی حالیم نیست
!هیچ کس هم ضامِن قبول ندارم
!من اینجا یه گِداخونه که باز نکردم که
صاحِبخانه: اونهایی که از یه روز تا هر چقدر ...اجارهشون عقب افتاده
!اگه تا فردا صاف کردن، کردن
نکردن، بی بُر و برگرد !آت و آشغالشون رو میریزم وسطِ کوچه
!زینب: ای وای! خدا مرگم بِده !صاحِبخانه: مالِ شما زینب خانم، درست سه ماهه
...به خدا، به لبِ تشنهی حسین
!تا آخرِ این ماه، همه رو صاف میکنم
کاظم آقا نیستش، رفته دنبالِ کار
!صاحِبخانه: کاظم آقا نیست وقتی من میام، کی هست؟
!دیگه فردا نه خدا رو قبول دارم !نه بَندهی خدا رو
!التماسم حالیم نیست
...آدم خونهاش رو اِجاره بده
!صاحِبخانه: بعد کاسهی گدایی دستش بگیره !زن: بچه بگیر بشین ببینم
!زن: مَندَلی خان، دِ... بیا بیرون دیگه
!اونوقت میگن چرا این حیاط همهاش کثافته
...مَندَلی: آخی
چه خبره باز سرِ صبحی قِشقِرق راه انداختی؟
!زن: هر وقت شما رفتین تو، یک ساعت مُعَطَل کردی !مَندَلی: اَه
قُدرَت: یکی نیست جلوی این آدم وایسه؟
!صاحبخانه با لهجه دهاتی: روی پشتِ بومِ خودتون بخوابین
!*صاحبخانه: قُپی نمیام (لاف نمیزنم)
...فردا اگه بچهتون رو هم قُربونی کنین
!پول نباشه، اَثاث تو کوچهست
!سِیِّد: وِل کن نیست سرِ صبحی
!نگاه، چه سُمی زمین میزنه
!صاحبخانه: حالا میبینین
!اگه همهتون رو بیخانِمان نکردم
اگه زنِ مرتضی باهاش نَلاسه ...و بهش دلخوشی نده
!فاطی: یه ساعت هم صبر نمیکنه ...صاحبخانه: شماها خیال کردین
!صاحبخانه: میتونین پولِ من رو بخورین
!سِیِّد
!پاشو بینم !خودت رو قایِم نکن
فاطی: بلند شو همون کارهایی که !همیشه میکردی، بازم بکُن
!یه جوری دست به سرش کن
!صاحبخانه: بیا بیرون
!دِ... بیا بیرون !میدونم که هستی، بیا بیرون
سِیِّد: چیه بابا؟ !اومدم
!صاحبخانه: بیا بیرون و اِلا میام خودم میارمت ها
این قُرُمساق دوست داره بهش التماس کنن
...هر وقت زنش شب پُشتش رو بهش میکُنه
!صبح میاد اینجا دادِش رو میزنه
!سِیِّد: اَه !صاحبخانه: مگه با تو نیستم پسر؟ بیا بیرون
سِیِّد: سام (سلام)، اصغر آقا
اصغر آقا... بهت میدم داداش
!همین فردا که نه! ولی بهت میدم
سرِ صبحی چرا آبروریزی میکنی؟ !نوکَرِتَم... با وفا
تو هم عینِ اونها اگه تا فردا اجارهی عقبموندهات رو
!دادی که دادی و اِلا اَثاث توی کوچهست
...سِیِّد: ببین، اصغر آقا، فردا که !صاحبخانه: همین که گفتم! خَفَه
!سِیِّد: دست به یَخَه
!آسه... گَرِ لاکتاب (گر: کَچَل - لاکتاب: خدانشناس)
!اَه
!مَرتیکه، سگِ هارش گرفته
خیال میکنه کسی نمیدونه !با دخترِ گاروان (گاروان) زنه و زنِ مرتضی بله
خب داداش، ما رفتیم من میرم پَهلو بابام
کاری نداری که فاطی؟ قربونت برم
یا علی، قُدرَت. خداحافظ
قُدرَت: خداحافظ !فاطی: خوش اومدی
حتماً دیشب هِروئینفروشه بهش گفته باید بره سُراغِ باباش
!تو رو خدا، شما نصیحتش کنین
دوستش دارین؟
فاطی: یه وقتی داشتم
حالا عینِ خواهر و برادریم
!عینِ همه
(صدای موسیقی)
(صدای هَمهَمهی پسرها)
!پسر: ای ناکِسِ کَچَل !مرد: اِی بیتربیت
(صدای هَمهَمهی پسرها)
!فاطی: خیلی زندگی بهش سخت شده
از شما چه پنهون، دیشب که ...رفت دواش رو بگیره
وقتی برگشت، زخم و زیلی بود
مثلِ اینکه زده بودنش
اون اولها حتی ازش پول نمیخواستن فقط مشتری میخواستن
اونم افتاده بود توی جوونهای مُحَصِل
عینِ برگِ خَزون، اونها رو میریخت
فاطی: شده بود گُرگِ رَفیقِ بَرِه
قُدرَت: امروز اینجا خبریه؟
فاطی: آره، قراره الان بیان خواستگاری دخترِ عاجِزه
فاطی: میگن پسره توی یه حُجرِه کار میکنه !اِی، وَضعِش بد نی
(صدای خندهی زنها از بیرون)
خدا کنه همه به یه سامونی برسن
خواستگاری رو انداختن تو اتاقِ همسایهی بالاییشون
فاطی: دختره، حیوونی
حِیف میشه اگه توی این خونه بمونه
یهو دیدی باباش فروختش
!عینِ گُله ندیدینش؟
(صدای نفسِ عمیقِ قدرت)
هنوز هم چیزهای قشنگ تو این دنیا هست
زیرِ بالِش نشستم که جوونهای مردم رو بدبخت نکنه
اما حالا خیلی بهش سخت میگیرن
جنسِ مَواد دار (ناخالِص) بهش میدن کمتر نَعشِه میشه
مجبوره زیادتر بخره پولش بیشتر میشه
منم که وُسعی* ندارم (توانایی مالی)
سِیِّد: دِ... اگه هر جور که خیال کنی کاسِب بودم که دیگه اینجا نمیاومدم، نوکَرِتَم
مگه قرار نبود دیگه توی این مدرسه نیای؟
یُخدِه (یه خُرده) پول میخوام اوضاعم حسابی پشت و رو شده
آخه مگه من حُقوقَم چقدره که نصفش هم بدم به تو؟
همینقدر هست که بتونم خودم رو راه ببرم
!مهمون دارم، وضعم خوب نیست دیگه !جلوی این هم رودربایستی دارم
!دیدمش! مثلِ اینکه چاقو خورده بود
!پدر سِیِّد: یه وقت، اسبابِ زحمت واسَت نشه، پسر ...سِیِّد: اَه
حالا داری یه چیزی به ما بدی یا نه؟
اجاره خونه پَس* افتاده، پولِ دوا ندارم (عقب)
تو تئاتر بدهکاری بالا آوردم مهمون واسم اومده
فاطی هم همینطور واسم قَمیش* میاد (ادا و ناز)
!خلاصه که زِکی
!پدر سِیِّد: ما پاک شدیم عَلافِ تو
!دیگه نمیشه یه گوشهات رو گرفت
!همینجور باید منتظر بمونیم تا یه روزی بِمیری
قرآنِ خدا غلط میشد اگه یه چند روز دیگه تو مریضخونه دَووم میآوردی؟
!ما هم بَندهی خدا هستیم دیگه
مگه بندهی خدا نبایست نَعشِه باشه؟ چه عِیبِشه؟
!سِیِّد: همه نَعشِهان، ما هم روش
نصفِ مردم شب که میشه خیال میکنن خستهان
!اما همهشون خُمارَن! بله
!پدر سِیِّد: بیا سِیِّد: ها؟
سِیِّد: این چیه؟
پدر سِیِّد: این یه کتابِ قدیمی خَطیه !خوب میخرنش
!ارزون نفروشیش
به خطِ خودِ ذاکِرُ الرَحیمِ نِیشابوریه
این دست به دست به ما رسیده
!چیکار کنم؟ همه رو فروختم !اینم روش
این هم تو بفروش و بِده به دستِ هِروئین فُروشه
سِیِّد: تَلافیش رو در میارم نوکَرِتَم... آخی
♪ گُنجِشکَکِ اَشی مَشی ♪
♪ لبِ بومِ ما مَشین ♪
♪ بارون میاد خیس میشی ♪
♪ برف میاد گوله میشی ♪
♪ میافتی تو حوضِ نقاشی ♪
(صدای موسیقی)
♪ کی میگیره؟ فَراشباشی ♪
♪ کی میکُشه؟ قَصابباشی ♪
♪ کی میپَزه؟ آشپزباشی ♪
♪ کی میخوره؟ حَکیمباشی ♪
♪ گُنجِشکَکِ اَشی مَشی ♪
♪ لبِ بومِ ما مَشین ♪
♪ بارون میاد خیس میشی ♪
♪ برف میاد گوله میشی ♪
♪ میافتی تو حوضِ نقاشی ♪
♪ کی میگیره؟ فَراشباشی ♪
♪ کی میکُشه؟ قَصابباشی ♪
♪ کی میپَزه؟ آشپزباشی ♪
♪ کی میخوره؟ حَکیمباشی ♪
♪ گُنجِشکَکِ اَشی مَشی ♪
(صدای موسیقی)
(صدای گوسفندان)
صاحبخانه: بیا، بیاین، بیا، بیا
(صدای گوسفندان)
صاحبخانه: بیارشون
(صدای گوسفندان)
(صدای هِی کردن چوپان)
!زینب: ای وای! خدا به دادمون برسه !بیا ببین بیرون چه خبره
(صدای گوسفندان)
!دختر بچه: چقدر خوشگله
(صدای گوسفندان)
محمد: این همه گوسفند رو میخوای توی این خونه نگه داری، اصغر آقا؟
!بابا اِیوَل الله
صاحبخانه: بیشتر از همهی شماها اجاره میدن
آخه نامسلمون! بو گَندِ این گوسفندها !بچههای ما رو توی این خونه ناخوش میکنه
!کاظم: نگاه، مَرتیکه داره چیکار میکنه
دِ... اگه ما شُل نَدیم !هر کسی هر کاری خواست نمیکنه
!مردِ نابینا: بچهها تو این خونه، همه ناخوشن صاحبخانه: برادر، شُل ندی میخوای چیکار بکنی؟
!صاحبخانه: من که اینجا هتل باز نکردم که
!هر کی دلش نمیخواد، هِری
!زنِ همسایه: تو رو خدا نگاه کنین این چه وَضعیه؟
زینب: آخه بابا جون اینجا که آغُل نیست که !این همه گوسفند آوردین جا بدین
!اینجا ناسلامتی خونهست !آدم توش زندگی میکنه
!سِیِّد، تو یه چیزی بهش بگو
!زینب: تو هم آدمِ این خونهای دیگه
!کاظم: ای لَعنَت! لَعنَتی این کارها چیه آخه میکنی؟
(صدای هَیاهوی مُستَاجِرها) (صدای گوسفندان)
کاظم: آخه این چه وَضعیه؟ این چه کاریه، اصغر آقا؟
سِیِّد: اصغر آقا، اینجا رو !داری پاک طَویلهاش میکنی ها
آخه نوکَرِتَم! با وفا! اینها چیه؟
!صاحبخانه: گوسفنده آقا !گوسفند
سِیِّد: اِ... گوسفنده؟ !صاحبخانه: این [گوسفند] رو هم دارم باز میکنم
!اِجارهتون رو بدین
!مردِ همسایه: اینها که اینجا همهشون جاشون نمیشه
!کاظم: تو رو خدا وضعِ ما رو نگاه
!سِیِّد: به کی داری میگی !این که حالیش نی
زن همسایه: بابا یه مَرد پیدا نمیشه؟
به خدا اگه من مَرد بودم !اینجا رو روی سرش خراب میکردم
!وا! خُب حق داره !اِجارهاش رو میخواد
!مرتضی: تو دِخالَت نکن !زنِ مرتضی: ایشش
!مرتضی: تو دِخالَت نکن !زنِ مرتضی: ایشش
!مرتضی: دِخالَت نکن! برو تو! اَه !زنِ مرتضی: حرف نزن! اِه
کاظم: بابا جون، اینجوری که نمیشه
!کاظم: عجب وَضعیه ها زنِ همسایه: اگه زن و بچهی خودت اینجا زندگی میکردن این کارها رو میکردی؟
!زن همسایه: مرد، اینها شب صدا میکنن !تو داری آروم و قَرار از همهی ما میبَری
زن همسایه: پَسفردا برو قوم و خویشهات !رو هم بردار بیار دیگه
!صاحبخانه: این چند تا رو هم بنداز دور !چوپان: چشم
!کاظم: اصغر آقا جون !آخه جای اینها که اینجا نیست بابا جان
...سِیِّد: مرتیکه قُرُمساق رو ولش بِدی
!فردا اینجا رو دُرشکهخونهاش میکنه! اَه
باز کجا شال و قَبا کردی؟
!تا حرف میشه میگی راه بازه، جاده درازه
کجا رو بلدم؟ کجا برم؟
پِیغَمبَرِ خدا گفت روز کار، شب خواب
!من شب و روز دارم کار میکنم !جمعه و شنبه ندارم
!دیگه به جونم رسیده چی تو زندگیمه؟
!همهاش بدبختی
تو بوی عرق و سیگار و نمیدونم فحشِ خواهر، مادر جون میکَنم
همهاش دلم به این خوشه که آخرش یه روز یه طوری میشه! کِی؟ کِی؟
!قُدرَت که غَریبه نیست
*یه شب کِلئوپاترا* میشم، یه شب ژولیت (ملکهی مصرِ باستان) (قهرمان نمایشنامهی رومِئو و ژولیت)
یه شب کُلفَت میشم، یه شب زنِ فِرعون
!آخرِ شب، 15 تومن میگذارن توی مُشتَم
بعدشم بیا توی کِثافتِ گوسفند و مرغ !و کِثافتِ بچه جون بکَن
!نه عشقی! نه مَردی !نه کاری! نه تَشویقی
!نه حَتی تلویزیونی
!نای یه ماچ کردن هم که نداره آقا
بابا وقتی تلویزیون برنامه داره !تو هم برنامه داری که
منم که نمیتونم ماهی 250 تومن بدم به هر قِسطِ تلویزیون
!که فوتبال تَماشا کنم! نوکَرِتَم، باوفا
!سِیِّد: اِ... هِی میگه !فاطی: تو هم که گوش میکنی
سِیِّد: وای از اون روزی !که تلویزیون هم بیاد توی این خونه
!چی میشه !فقط جای اون یکی خالیه
فاطی: اون وقت به اونی که !توی خیابون وایمیسته میگن نانَجیب
!یه کدومش درست باشه که آدم بشه نَجیب
!نَجیبَم که زندگیم همین یه بُقچِهست
(صدای گوسفندان از بیرون)
!فاطی: بابا! مَرد، یه فکری بکن
من میرم خونهی خواهرم رَختها رو هم اونجا میشورم
!فاطی: خداحافظ قُدرَت خان قُدرَت: خداحافظ
(صدای گوسفندان از بیرون)
قُدرَت با خَشم: اون کتاب رو از کجا آوردی؟
از بابام گرفتم که به پول نزدیکش کنم
چند میخوای بفروشیش؟
!نمیدونم، هر چی بیشتر، بهتر !واسه من که فرقی نداره
!سِیِّد
تو میدونی این کتاب چیه؟
یه نگاه به خودت کردی؟
!بابا دور و برت رو یه نگاهی بکن
!به خدا تو از همهی ما آدمتر بودی
!نگاههات ارزش داشت
دِ... بگو اسمِ اون کسی که تو رو عملی کرده کیه؟
!شیش دفعه واسه خودت بگو !تو دلت بگو
ببین دلت نمیخواد خونِش رو بریزی؟
تو میری به اون کسی که !بدبختت کرده، التماس میکنی
!گریه میکنی که بیشتر بدبختت کنه
دِ... کجاست اون چاقوی دسته سفیدِ خوشدستِ کارِ زَنجانِت؟
تو میری جوونهای مردم رو که !فردا همه بهشون احتیاح دارن، اَختِه (عَقیم) کنی
سِیِّد: دِ... اگه من چشمهام بستهست !گوشهام که بازه
اگه راست میگی، تو بگو توی اون کیف چیه؟
!قُدرَت: میدونم میدونی !میدونم از من چی میخوای
!من هنوزم با تو اینجوریم
خیلی وقته میخوای بدونی این تو چیه؟
!بیا! نگاه کن
!آره! همهش دزدیه
اما همین پولِ دزدی ...میتونه اجارهی عقبموندهی
همهی مُستَاجِرهای بدبختِ اینجا رو !تا دو سالِ دیگه بِده
!میتونه اون کتاب رو از تو بخره
میتونه اون کسی رو که تو رو به این روز !انداخت، بکُشه و پول خونِش رو بده
!این دزدی فرق داره با هِروئینی شدن، عَمَلی شدن
!بلند شو مرد !بلند شو یه تَکونی بخور
!میدونم تو اون دلت چی میگذره
!تکون بخور مرد !انقدر چشمهات [روی] هم نباشه
!سِیِّد: دِ... مَشتی، از دزدی که بهتره
قُدرَت: تو آدمی بودی که نونخورِ زنت بشی؟
!به من گوش کن چقدر دَمِ درِ تئاتر میگیری؟
چقدر؟
!سِیِّد: حالا هر چی
مَشتی، من با تو ذیحسابی ندارم که !واسم زِرت و زورت کنه
!هفت، هشت تومن حالا که چی؟
!قُدرَت: من خودم سه برابر بهت حقوق میدم !بیا واسه من کار کن
!هیچچیزِ غیرِ شَرعی هم ازت نمیخوام
!هیچی! نه دزدی! نه مالِ مَردُمخوری! هیچی
سِیِّد: پس چی میخوای؟
!سِیِّد: تو هم یَقِهام رو هِی بگیر پس چی میخوای؟
!قُدرَت: هیچی، سِیِّد
!قُدرَت: سِیِّد رسول !زیر عَلَمِ [عزاداری] سیزده تیغه برو
!هیچی نمیخوام !فقط بلند شو
یادته تو مدرسه مُشت میزدی به دیوار یه بندِ انگشت جای مُشتِت مینشست تو دیوار؟
!حالا هم بزن !وایسا کنار، نگاه کن
!قُدرَت: بزن! بزن !بزن! بزن
(صدای موسیقی) !بزن! بزن! بزن! بزن
(صدای موسیقی) !بزن! بزن! بزن
(صدای موسیقی) !بزن! بزن
(صدای موسیقی) !بزن
(صدای موسیقی)
!قُدرَت: بزن
!قُدرَت !منم میتونم
!سِیِّد: منم میتونم !میتونم
!قُدرَت: تو به من گفتی حرف زور نشنو !سِیِّد: میزنم! میزنم
!قُدرَت: تو دستِ من رو گرفتی !سِیِّد: میزنم! میزنم
!قُدرَت: تو گفتی نبایست بترسی !سِیِّد: میزنم
!قُدرَت: تو گفتی نبایست بترسی !سِیِّد: میزنم
!قُدرَت: نزن !سِیِّد: میزنم
!قُدرَت: دیگه بسه
!قُدرَت با گریه: نزن
(صدای موسیقی)
!قُدرَت با گریه: نزن! نزن
(صدای موسیقی)
(صدای تَقَلای سِیِّد) !قُدرَت با گریه: نزن
(صدای موسیقی) (صدای تَقَلای سِیِّد)
!قُدرَت: نزن
!سِیِّد: منم میتونم !منم بلند میشم
(صدای موسیقی)
!سِیِّد با گریه: منم میتونم
قُدرَت، دستم درد نمیکنه
هیچجام درد نمیکنه
مَ... منم وایمیسَم
(صدای موسیقی) (صدای گریهی سِیِّد و قُدرَت)
!سِیِّد با گریه: وایمیسَم
(صدای موسیقی) (صدای گریهی بلندِ سِیِّد و قُدرَت)
(صدای موسیقی) (صدای گریهی سِیِّد)
!قُدرَت: تو هنوز مُبصِرِ مایی
(صدای موسیقی)
!تو همیشه مُبصِرِ همهی مایی
نوکَرِتَم
نوکَرِتَم
(صدای گریهی سِیِّد و قُدرَت)
بازیگرِ نَقشِ وزیر: قربانت گَردَم همه در انتظارِ نابودی شما هستند
مرا ببخشید اگر بیپَرده میگویم
عباس در نقشِ فِرعون: ها ها ها ها ها
هر کس حرفی دارد بگوید، میشِنَویم
فاطی: اِی فرعونِ بزرگ، مَطلَبی دارم که باید درِ گوشِتان گفت
!فاطی: حتی به وَزیر هم اِطمینان ندارم !عباس در نقشِ فِرعون: بیا نزدیکتر، بیا بگو
!فاطی: دِ... گُم شو بابا کجاست این آق (آقا) مدیر؟ !بازیگرِ نَقشِ وزیر: باز شروع کرد این
!فاطی: مدیر صَحنه هم ندیدیم هیچوقت اینجا باشه !بازیگرِ نقشِ رامسِس: خیله خب، برو تمرینت رو بکُن
!فاطی: تو تمرین هم ولم نمیکنه !بازیگرِ نقشِ رامسِس: برو تمرینت رو بکُن
!فاطی: خجالت بکِش، مرد !نمیام آقا! درش رو گِل گرفتم !بازیگرِ نَقشِ وزیر: بیا برو اینوَر
!فاطی: صد دفعه بهت گفتم چیزی بهت نمیماسه ...عباس: برو تمرینت رو بکُن! اگه شَعبون آدم بمونه
!بازیگرِ نَقشِ وزیر: بیا تمرینت رو بکُن
...فاطی: من که داشتم تمرینم رو میکردم
!فاطی: این نمیگذاره! به خدا به تَنگ اومدم !بازیگرِ نَقشِ وزیر: بیا بشین، تو هم کوتاه بیا دیگه
!عباس: این شلوغش میکنه
فاطی: یکی نیست به این آقا، به این سَروَر !به این هیچیندار بگه دست از سرِ ما برداره
!ولمون کن بابا
!فاطی با جیغ: ولمون کن !عباس: اَه !بازیگرِ نقشِ رامسِس: اَه
!سِیِّد با فریاد: دِ... بیهمهچیز ولش کن !مثلِ اینکه به تو نمیشه اِلتِماس کرد
!دیگه نه به خَلَفِش و نه به ناخَلَفِش اِلتِماس نمیکنم
کی بودم انقدر به تو التماس کردم؟
!عباس: وایسا بینم !بازیگرِ رامسِس: ولش کن
!سِیِّد: نامَردِ !فاطی: ولش کن
...سِیِّد: قُرُمساق! اگه تو آفتاب وایسم فاطی: بیا بریم سِیِّد: صبر کن
سِیِّد: سایهاش میافتاد رو مغزِ سرت !بازیگرِ رامسِس: ول کن بابا
بازیگر: به جای این کارها، این فاطی رو ببر !سِیِّد: دستت رو بِکِش
!سِیِّد: بیا ببینم
...فاطی: این رو میخورم
...به سلامتی
غِیرَتِت
مگه چیکار کرده؟
هیچی
امروز سرم تو تئاتر بالا بود
خِدمَتی به یه نفر کرد که تا ابد از شَرِش خَلاص شدم
!فاطی: به سَلامَتیت
سِیِّد: نوشِ جان فاطی: اووف
سِیِّد: نوکَرِتَم فاطی: خب، بقیهی حرفت رو بزن
...سِیِّد: آره، میگفتم
...عزت دهن گُشاد و جواد تَق لاستیکی
از قدیم با مَمَدِه (محمد) بد بودن
مَمَد هم میخواد واسه اینها سِپَر شه
!کاظم: اصغر آقا، گوش کن چی میگم
!زینب: داری چیکار میکنی !کاظم: یه لحظه صبر کن! این کار رو نکن
!زینب: بیانصاف، خدانَشناس !کاظم: والله خوب نیست! بالله خوب نیست
!زینب: رَحم کن
!کاظم: اینجوری که همهاش از بین میره !یه چیزی داریم که توش یه چیکه آب بخوریم
زینب: چرا داری میاندازی بیرون اینها رو بیانصاف؟
کاظم: یه تکه سالم نمیمونه !توش یه غذا بپزیم و کوفت کنیم !زینب با گریه: همه رو شِکَستی
!زینب: تمامِ زندگیم از بین رفت !کاظم: اصغر آقا، خدا رو خوش نمیاد
!کاظم: گوش کن چی میگم زینب: چرا این کار رو میکنی؟
زینب: مگه حرف حالیت نمیشه؟ !کاظم: اصغر آقا با تواَم
!کاظم: آخه اِنصاف هم خوب چیزیه لامَصَب
!زینب: خاک بر سرم شد کاظم: چرا اینجور میکنی؟
کاظم: آخه نامَرد، اینها رو میریزی بیرون که چی بشه؟ !زینب با گریه: الهی ویرانِتون بکنه
!زینب با گریه: الهی خِیر از زندگیت نبینی !کاظم: آخه چیزی عایِدِ تو نمیشه
زینب با گریه: آخه مگه تو انصاف نداری؟ !کاظم: وقتی گفتم حالا ندارم، ندارم دیگه
زینب با گریه: تو انصاف نداری؟ کوری؟ کَری؟ شَلی؟ کاظم: تو که صبر کردی !یه چند روزِ دیگه هم صبر کن
!کاظم: اجارهی پَرداخت نشدهات رو بهت میدادم
زینب با گریه: همه چینیهام شکست
...زینب: مرتیکه کاظم: مردِ حسابی، دیگه چرا لَگَدِشون میکنی؟
!کاظم: اصغر آقا جون، نوکَرِتَم !اصغر آقا
زینب: پُشتت رو کِشیدم کاظم: اصغر آقا، چرا داری پاک از بین میبریشون؟
!صاحبخانه با فریاد: برو کنار !کاظم: این کار رو نکُن
!کاظم: اینها رو از بین نبر زینب: آخه چرا اینجوری میکنی؟
!صاحبخانه: برو کنار! هر چی گفتم حالیتون نشد کاظم: اون رو چیکار داری؟
!زینب: اصغر آقا !کاظم: اون زنه، عاجِزه! بیا من رو بزن
زینب: مگه تو انصاف نداری؟
!زینب: الهی جِزِ جیگر بزنی کاظم: گفتم 10-15 روزِ دیگه میرم سرِ کار
صاحبخانه: به شما نمیشه رحم کرد
!کاظم: دست نگه دار !صاحبخانه: ولم کن زن
!صاحبخانه: دَه ماه هست دندون رو جیگر گذاشتم !از اینجا بلند شین
!صاحبخانه: دو ساله، دو برابره اینجا نشستین ...کاظم: مردم نگاه کنین
(صدای گریهی بچه) !کاظم: اَثاثِ من رو ریخته بیرون !زینب: بیا! بیا
کاظم: اصغر آقا جون، نگاه کن چی میگم !زینب: اصغر آقا
!کاظم: از خرِ شیطون بیا پایین زینب: برای چی اینجوری میکنی؟
!کاظم: اگه داشتم همین حالا طَلَبِت رو میدادم
!زینب: تو رو خدا به بچهام رَحم کن !کاظم: آقایی کن! یه خُرده صبر کن !صاحبخانه: گوش کن
!صاحبخانه: من شِمرَم! خونیام !زینب: اصغر آقا، چرا این کار رو میکنی
!صاحبخانه: هر چی که تو میگی هستم
!صاحبخانه: کِرایهی عقب افتاده رو نَدین، همینه فهمیدی؟
!زینب با گریه: اِی وای !صاحبخانه: بعدم نوبتِ همهتون میرسه
!آخه مگه تو آژان نیستی !تو یه چیزی بگو
!آخه ببین چیکار داره با من میکنه !بیا جلو
!مَندَلی: من سرِ پُست نیستم !زینب با گریه: بیانصاف
!خب، اجارهاش رو میخواد !حرفِ دیگهای که نمیزنه! دروغ که نمیگه
!کاظم: آقا! عزیز! پُفیوز !زینب با گریه: ای خدا! خاک بر سرم شد
کاظم: هر چی داشتم دادم، دیگه چه خاکی به سرم بریزم؟ آخه مردم به چی دارین نگاه میکنین؟
صاحبخانه: مگه من درآمدِ دیگهای دارم؟ !چرا حالیت نیست مرد؟ خرجِ منم همینه دیگَه
یه کَف دست زمین داشتم که !اونم فروختم که برم سرِ یه کار
!قول بهم دادن تا پونزده روزِ دیگه میگذارنم سرِ کار
!تو این سه ماه، سه دفعه خون فروختم
*اونوقت این بیانصاف خیال میکنه ما زَرخَریدِشیم (غلام و کَنیز)
!خدا ازت نگذره چی میخوای؟
!اونوقت میگن شِمر نیستش
!این قومِه که آب رو روی حسین بستن
!این قومِه که ابوالفضل رو دستش رو انداختن
!این قومِه که اَثاثِ من رو میریزه بیرون
آخه من با این بچه کجا میتونم برم؟ (صدای گریهی بلندترِ بچه)
!ای مسلمونها! به دادم برسین
این از جونِ من چی میخواد؟
زنِ همسایه: یه مرد میونِ شما نیست یه اوسار (افسار) به این بزنه؟
مرد، اجارهات عقب افتاده، چرا جیغ میزنی؟
مگه مَملِکَت قانون نداره؟
زنِ همسایه: آخه تو چیکارهای؟ زنِ مرتضی: هُشَه! تو چیکارهای؟
(زنِ همسایه ادا در میآورد) !زنِ مرتضی: اجاره خونهاش رو میخواد دیگه
!زنِ مرتضی: قُربونم بری الهی !ایکبیری
!زنِ همسایه ادا در میآورد: اجارهاش رو میخواد
!مرتضی: داد و فریاد که فایدهای نداره ما راحتی نَباس داشته باشیم؟
...اگه چهار نفر پیدا شن جلوی اینها وایسَن
دیگه اینها اینقدر بیناموسی نمیکُنن !باید تو دهنِ اینها زد
!صاحبخانه: همهتون همین رو میگین مرتضی: چی چی میگیم؟
!صاحبخانه: عادتتونه !مرتضی ادا در میآورد: عادتتونه
!سه ماه اجارهی من پس افتاده !قانون با منه
مرتضی: چی رو قانون با توئه؟ زنِ همسایه: افتاده که افتاده
!صاحبخانه: به شماها نمیشه رَحم کرد مرتضی: چی چی رو رَحم کنی؟
!زنِ مرتضی: تو برو تو مرتضی: هان؟
!زنِ مرتضی: برو تو دیگه
!زنِ همسایه: آره! تو برو تو !خانم ناراحت میشه
...اگه فکر میکنید خیلی بهتون زور مییاد
!پاشین برین کار بکنین، پولِ مردم رو بدین
!هِی نشستین، میگین بدبختم، بیچارهام
مگه به من اِرث و میراث رسیده؟
صاحبخانه: منم کار کردم، جون کَندم، زحمت کشیدم
!دِ... ببین مَرتیکه چه پُفیوزبازی داره در میآره
!آخه یکی باید به این مَرتیکه حالی کنه
!تو کجا داری میری؟ میکُشَنِت !بگیر بشین
!سِیِّد: خیال میکنه کیه !فاطی: اونها خودشون از پسِ هم برمیان
!وایسا! نرو سِیِّد
!قُدرَت: ولش کن بذار بِره
صاحبخانه: خیال کردین میتونین پولِ من رو بخورین؟ قُدرَت: تازه داره درست میشه
!صاحبخانه: پدرتون رو در میارم
مگه تو مسلمون نیستی؟ نمیبینی این بیکاره؟
!دِ... مردِ ناحِسابی، مَملِکَت قانون داره
سِیِّد: تو چیکارهای که اَثاث میریزی بیرون؟ !زینب: یا خدا
سِیِّد: نذارین این بیهمهچیزِ هیچیندار !هر کاری دلش میخواد بکنه
!فردا نوبتِ آقا رضاست !بعدش مَمَد و ملیحه
*صاحبخانه: دِ... هَه! حالا دیگه قورباغه ابوعَطا میخونه (کارِ غیرِممکن و عجیبی از کسی سر زدن)
!سِیِّد: دِ... انقدر بهش نگید رَحم کن !اگه شِمر بود از غَضَب میافتاد
!زینب: قربونِ دهنت! تو یه چیزی بگو سِیِّد: اصلاً تو کی هستی که رَحم کنی؟ !صاحبخانه: مَرتیکهی پوفیوزِ عَمَلی
!صاحبخانه: آی! آی !کاظم: بزنین
!زینب: بزنینش! بزنینش !صاحبخانه: کُشتَن
!صاحبخانه: اَی نامسلمونها !زینب: بکشینش
!صاحبخانه: اَی نامسلمونها
!صاحبخانه: به دادَم برسین !زنِ مرتضی: چیکارش دارین؟ دِ... برو کنار
!زنِ مرتضی: رد شو ببینم !اِ! بیا برو کنار
!پسر: گوشت! گوشت! گوشت !بچه: گوشت! گوشت! گوشتِ قربونی
!بچه: بزن بریم
!صاحبخانه: اِی نامسلمونها... نامرد
!صاحبخانه: کُشتَن !سِیِّد: چقدر باید بهت التماس کرد
!صاحبخانه: آی پاسبان سِیِّد: چقدر؟ چقدر؟
!سِیِّد: چقدر باید بهت التماس کرد !صاحبخانه: آی پاسَبان کاظم: خیلهخُب، چشمهاش بازه
سِیِّد: آژانی شدی؟ !خودمون یکی داریم
(صدای هَمهَمهی مردم)
!زنِ خَیِر: خیلهخُب! خیلهخُب !بچه: بِده من! بِدِه من! دو تا هستیم
!پیرزن: قربونت برم الهی! من پنج تا بچه دارم !زنِ خَیِر: خیلهخُب! بگیر
زنِ خَیِر: من که برای خودم نیاوردم، خانم جون !پیرزن: نوههام هم پَهلو مَنَن ها، خیلی کمه
!زنِ خَیِر: الان... خیلهخُب، انقدر سر و صدا نکنید
!دختر: قربونِ شکلِ ماهت برم !زنِ دیگر: بیا این هم مالِ شما
!زنِ خَیِر: اِ! خیلهخُب! اَه !بابا تمامِ دست و بالَم رو بُریدی
!زن: قربونت برم الهی !زنِ خَیِر: صبر کن، خانم جون !زن: قربونت برم الهی
!زنِ خَیِر: به شما هم میدم! من برای شما آوردم زن: من شیش تا بچهی یَتیم دارم
!زن: قربونت قَدِت برم الهی خانم !پیرزن: یه دونه هم به من بدین
نیازمَند: به جونِ تو، من شیش تا نوهی کور و کچل دارم
!نیازمَندِ دیگر: اِی خانم! خانم! یکی هم به من بِده
!زن: خانم جون، خانم، قربونِ شما برم من !فقیر: یکی هم به من بِده تو رو خدا
!زن: خدا انشاالله عِزَت بهت بِده، خانم جون
!کاظم: الهی خدا به زمینِ گرمت بزنه !مرد: اصلاً حالیش نیست
!کاظم: الهی کاسهی آبِت، پُرِ خون بشه
(صدای گریهی کاظم)
!کاظم: اِی خدا
کاظم با گریه: اِی خدا! آخه چرا؟ چرا؟ چرا؟
(صدای گریهی کاظم)
دخترم
دخترم
(صدای گریهی کاظم)
(صدای گریهی کاظم)
!مرد: بیخود اومدی شهر !بیخودِ بیخود! بشین
...میدونی، به ارواحِ خاکِ داداشم
!من بهش گفتم، اونم قبول کرد، حرفی نداره
!میخواد تو غُصه نخوری
!گوش کن ببین چی میگم
اونجا که بودی... اِ... تو وِلایَتِ خودت اونجا راحتتر بودی
تو شهر هِزار رَقَم بدبختی هست گِرِفتاری هست
آدمهای عوضی بدبختت میکنن
یه وقت... یه وقت خبردار میشی که
!کار از کار گذشته !دیگه راهِ پس و پیش نداری
اونوقت خر بیار، باقالی بار کُن هاها
مردِ دیگر: همین جا وایسا که اومدن بیرون کَمَرم رو ببندی
زن: اینوَر؟ مردِ دیگر: آره، اینوَر
!پسر: سَرکار، مرگِ من بگو خیلی کوتاه نکنه
!چند سال زحمت کشیدم تا اینجوری شد !جِناب سَروان
سَروان: کَفتَربازه اینه؟ سُتوان: بله، قربان
کَفتَرباز: جِناب سَروان، نوکَرِتَم !به آقاییتون ببخشین
به دَرَجهتون قسم اگه دیگه حیوونهای من رو ...روی آسمونِ این محل دیدین
!سرِ خود من رو بِبُرین
!سَروان: دستوره !باید حتماً بُریده بشه
!کَفتَرباز: جِناب سَروان، اینها همه بچهی منن !به خُصوص اون زیر دُم قَهوهایه
!سَروان: برو اونجا وایسا ...کفتَرباز: جونِ زنت، جونِ بچهات
!سَروان: اگه هم دلت نمیاد تَماشا کنی، میتونی بری !کَفتَرباز: خدا میدونه گناه داره
!کَفتَرباز: جِناب سَروان! جِناب سَروان! نوکَرِتَم !تو یه کاری بکن
به امام حسین، نِفص (نِصف) زمستون و تابستون !رو پشتِ بوم میخوابم که یه دفعه دیگه اینجا پیدا نشه
!به قرآن دیگه هواشون نمیکنم
داشِمون (داداش) رفته آب و دون بذاره واسشون در رو یادش میره ببنده
!کَفتَرباز: به قرآن دَفعهی آخره! تو یه کاری بکن نوکَرِتَم !سُتوان: من کاری نمیتونم بکنم، برو
!کَفتَرباز: حیوونهای زبونبسته گناه داره !خدا رو خوش نمیاد
!اِی مَصَبِت رو شُکر
!میبینیم
!تازه اولشه
کاری میکنم وقتی تو آفتاب راه بری ...و اسمِ من رو بیارن از پاچهی شلوارت
(*سِیِّد شیشَکی میبَندد) (صدایی شبیهِ صدای بادِ شکم که از دهان ایجاد میکنند)
!صاحبخانه: بیحَیا
!سِیِّد: آسه... حرفها میزنه
(صدای کبوترها)
!نوکَرِتَم
!*همهشون جَلدَن (کبوتری که همیشه به خانهاش برمیگردد)
(صدای کبوترها)
!کَفتَرباز: قربونِ همهتون برم
کی اینها رو آزاد کرد؟ مگه اینجا کسی نیست مُواظِب باشه؟
کو این سَرکار محمدی؟
!کَفتَرباز: به امام حسین من وا نکردم !این بچه وا کرد
!سَروان: کاری میکنم که یکیشون برنگردن
صاحبخانه: سلام عرض میکنم، جناب سَروان
سِیِّد: سام (سلام) علیکم سَروان: شما شاکی هستین؟ صاحبخانه: بله، جِناب سَروان
صاحبخانه: این بود که اونها ریختن سرِ من
!سِیِّد: جِناب سَروان، به امام حسین دروغ میگه
!سِیِّد: یه دقیقه بیاین !سَروان: دستت رو بنداز
!سِیِّد: جِناب سَروان، به قرآن این یه ناکِسیه
!کسی از دستِ این آروم و قرار نداره
آخه تو رو خدا یه نگاه به منِ عملی بکنین
!ببینین به من میاد با این گَردَنکُلُفت طَرف شم؟ نه
!سَروان: رِضایَتِش رو بگیر وَ اِلا مِهمونی
!سِیِّد: اِ !صاحبخانه: خیلی ممنونم، جِناب سَروان
!خیلی ممنون
!نوکَرَم
سِیِّد: خیلی ممنونی؟
!اگه نزدم این پات هم عینِ اون پات بکنم !صبر کن
!صاحبخانه: حالا میبینیم !سِیِّد: میبینیم! تو ببین، منم میبینم
!سِیِّد: آره، داداش، آره
!ببین اصغر آقا، اگه رضایت دادی، دادی
!اگه ندادی، باز همدیگه رو می... بی... نیم
!بِالاَخَره یه جوری میشه دیگه
اونوقت من میدونم و تو !و یه [چاقو] ضامِندار انقدری
!جَریانِ دخترِ گاربان زنه رو هم رو میکنم !حالا خود دانی
سِیِّد: آره داداش، تَصمیمِت رو بگیر
...هوم
صاحبخانه: هوم؟ سِیِّد: آره
!صاحبخانه: اِ... سَرکار
!من میخوام رِضایَت بدم چیکار باید بکنم؟
(صدای بازی بچهها)
مرد: ضَعیفه، نگاه! پلیس برای چی اومده اینجا؟ زن: اِ! چی شد؟
(صدای موسیقی)
پلیس: اتاقِ مَمَد کدومه؟ مَمَد و علی رو میگم... کدومه؟
!کاظم: اونجا !از پلهها که میری بالا، همون روبِرو
!زینب: اِ وا! تو چرا دِخالَت میکنی؟ دِ !کاظم: خب چیکار کنم؟ یه چیزی پرسید جوابش رو دادم
!پلیس: محمدِ اکبری زنِ همسایه: چی شده؟ ها؟ !زن: هر چی که شده، الان مَعلوم میشه
!پلیس: محمدِ اکبری
(صدای موسیقی)
!نیستش مگه چیکار کرده؟
!پلیس: باس (باید) ببینیمش
!علی: برین کنار بینَم
پلیس: به مَأمورِ دولَت؟
علی: برو کنار !پلیسِ دیگر: آخ
!پلیس: بگیرینش !علی: تو هم برو کنار
زنِ همسایه: چرا همچین میکنن؟ !پلیس: دِ... وایسا
!پلیس: میگَم وایسا !علی: اِ! ولم کنین !پلیس: وایسا
!پلیس: مُقاوِمَت نکن
!پلیس: وایسا زنِ همسایه: بدبختِ بیچاره چیکار کرده آخه؟ !ولش کنین! کجا میبرینش؟ ولش کنین
(صدای موسیقی) (صدای درگیری از بیرون)
!علی: ولم کنین! اِ من رو کجا میبرین؟
!پلیس: بیا
علی: مگه من چیکار کردم؟ من رو کجا میبرین؟ پلیس: چیکار کردی؟
!پلیس: تو کَلانتَری معلوم میشه علی: به من چیکار دارین؟
زنِ همسایه: چرا وایسادین؟ !برین جلوشون رو بگیرین، نذارین ببرنش
!پیرمرد: اون که گناهی نداشته
زنِ همسایه: کجا میبرین بابا؟ آخه چیکارش دارین؟
پلیس: کاری نکردی؟
!پلیس: همین طوری دست و پا بزن !علی: ولم کنین
علی: ولم کنین! من رو کجا میبرین؟ پلیس: قاچاق میکنی؟
!علی: کجا میبرین من رو؟ اِ مگه من چیکار کردم؟
کاظم: چیکار کرده مگه؟ !زینب: وای خدا مَرگُم بِده
مردِ نابینا: کجا دارن میبرنش؟ !کاظم: ببین، بیچاره رو چیکار میکنن !زینب: چی بگم والله
علی: ولم کنین! من رو کجا دارین میبرین؟ زنِ همسایه: کجا میبَرینِش؟
!پلیس: به صَلاحِته علی: مگه من چیکار کردم؟ به من چیکار دارین؟
!زنِ همسایه: برین جلو! اقَلاً برین دنبالش
!محمد: سِیِّد! فاطی خانم !سِیِّد
(صدای نفسهای محمد و قُدرَت)
(صدای موسیقی)
قُدرَت: همه رو از پنجره دیدم
(صدای موسیقی)
قُدرَت: خیالت راحت باشه
(صدای موسیقی)
قُدرَت: رفیقت رو بُردن، دیدم
!بیا بشین
(صدای موسیقی)
قُدرَت: دیدمت از تو اتاق اومدی بیرون
!بشین
!نترس !نترس
(صدای موسیقی)
!شاید برگردن
!شاید بَرگَردن، همه جا رو بِگَردن
(صدای موسیقی)
!من بایِس (باید) یه جوری برم
(صدای موسیقی)
قُدرَت: دیگه برنمیگردن
(صدای موسیقی)
...قُدرَت: ببینم
دزدی کردین؟
(صدای موسیقی)
قُدرَت: قاچاق رَد کردین؟
جُرمتون چیه؟
(صدای موسیقی)
تو رو اینجا ندیده بودم
رفیقِ سِیِّدی؟
آره، رفیقِ سِیِّدم
جُرم دارم، زخم دارم یَواشَکی هم اومدم اینجا
(صدای موسیقی)
!قُدرَت: سِیِّدِ بدبخت هم هیچ تَقصیری نداره
(صدای موسیقی)
!حالِ من خیلی بده
!سه روزه که مریضم
تَب و لَرز دارم
نمیتونم از اینجا برم بیرون
(صدای موسیقی)
قُدرَت: خدا نکنه برگَردَن و همه جا رو بِگَردن
(صدای موسیقی)
این کار رو نمیکنن
(صدای موسیقی)
رفیقت کارِ درستی کرد که شلوغ کرد
(صدای موسیقی)
!قُدرَت: نترس
!من اینجام
(صدای موسیقی)
از تو مُطمَئِنَم
!نمیدونم چرا
(صدای موسیقی) (صدای نفسِ عمیقِ محمد)
اسمت چیه؟
(صدای موسیقی)
قُدرَت: حرف باهام بزنی، میشنوم، جواب میدم
اسمم رو واسه چی میخوای؟
هوا تاریک بشه، یه جوری رَدِت میکنم بِری
همسایهها میدونن اومدی اینجا؟
اونها میدونن من دَر رفتم
ولی نمیدونن اینجام
حالم خوب نیست
قُدرَت: بخواب
اگه خیلی ناراحتی، میتونی حالا بری
اما من میگم نه
قُدرَت: یه خُرده صبر کن
!رو من حساب کن
!تا اونجایی که بتونم نمیذارم
!تو هم وَضعِ درستی نداری
!منم نمیذارم که تو رو بگیرن
!نمیدونم چیکار کردی
...محمد: اما هر چی هست همهاش
!همهاش از رو بدبختی و ناچاریه
یه سیگار داری؟
قُدرَت: سیگاری نیستم
سِیِّد هم سیگارش رو میبَره
قُدرَت: بهتره یه خُرده بخوابی
!بخواب
(صدای موسیقی) (صدای نفسهای محمد)
(صدای سرفههای محمد)
!محمد: بِب... ببین، برادر
نه تو من رو گول بزن و نه من تو رو
امروز، فردا دومرتبه میان سُراغِ من
...اگه یه دفعه دیگه بیان توی این خونه سُراغِ من
!واسه تو دردِسَره !واسَت خوب نیست
!مُفتِ مُفت کَلَکِت کَندهست
من همین امشب، اگه شده !نَعشَم هم از اینجا بره، میرم
!تواَم نَمون
...ببین، آقا !یه چیزی رو از من یادِگاری داشته باش
نه من میدونم تو کی هستی نه تو میدونی من کی هستم
اما هر چی هست، هر دو یه چیزیمون میشه
هر جا رفتی قایِم بشی ...اگه خونهی داداشتم بود
!بیشتر از دو، سه روز نَمون
(صدای سرفههای محمد)
!بخواب
!من از جلوی پنجره جُم(جُنب) نمیخورم
(صدای نفسهای محمد)
گشنهت نیست؟
محمد: یه خُرده آب بِده بِهِم !دارم میسوزم
(صدای سرفههای محمد)
سِیِّد: سلام به قُدرَت !به خَتمِ همهی مردهای عالَم
!قُدرَت: سلام! دیر کردی
سِیِّد: بابا تو هم تو این چند روزه !دیگه حوصله واسَت نَمونده ها !فاطی: آخی! خیلی خستهام
!فاطی: شما چطورین؟
قُدرَت: مهمون دارین، همسایهتونه سِیِّد: ها؟
!فاطی: اِ !سِیِّد: اِ
فاطی: این اینجا چیکار میکنه؟ !سِیِّد: بگیر بینَم
فاطی: اومده اینجا چیکار؟
!سِیِّد: اِ، اِ، اِ! نگاه چه جا خوش کرده
!بَه! مَمَده
!اوضاعش کیشمیشیه
کِی تا حالا اینجاست؟ مگه خبری شده؟
بینَم اتاقشون طاقِش اومده پایین؟
قُدرَت: یه دفعه 4-5 تا پاسبان ریختن تو
بعدش رفتن طرفِ اتاق اینها
رفیقش رو بُردن این خَزید بیرون
اومد این سَمتی همسایهها به روشون نیاوردن
یه دفعه در رو وا کرد، اومد این تو
مریضه
تَب و لَرز داره
!فاطی: اسبابِ دردسر نشه !سِیِّد: ببین، آب از سرِ ما گذشته
سِیِّد: نفهمیدی چیکار کرده؟ !قُدرَت: نه، تواَم ندونی بهتره
بایِست (باید) یه جوری خیالش رو راحت کرد من تنهایی نمیتونستم
!قُدرَت: آخی
!سِیِّد: خب، بیدارش کن
!قُدرَت: هِی! هِی! بلند شو! هِی
!سِیِّد: نترس! نترس! نوکَرِتَم! طوری نشده
سلام، سِیِّد
سلام، خانم
اسبابِ زَحمَت شدم
!فاطی: بابا هَراسونِش نکنین مَمَد آقا، چیه؟ چی شده؟
!سِیِّد: نه بابا! چیزی نیست !بگو! هول بَرِت نداره، داداش
!فاطی: خیلی حالش خرابه ها
!سِیِّد: این یواش یواش داره میشه کارِ ما
میخوای برسونمت دکتر؟ آخه بگو چی شده؟
بگو چیکار واسَت بکنیم؟
...فاطی خانم... سِیِّد
این آقا توی اتاق بود که من اومدم
!سِیِّد: اینم از خودمونه. بوگو
هیچی... پاسِبانها ریختن تو
محمد: عَ...عَ... علی جلوشون وایستاد !فاطی: خب
علی رو میشناسین که؟
علی شُلوغ کرد که من بتونم دَر برم
چیکارش میکنن؟
!اما من رو نمیگه
!من رو نمیگه
!هَراسون نباش
!امن و امانه
حالا خوش داری چیکار بکنم؟
!هیچی! برم
!یه جوری که به کوچه نرسه
!آدمهای محل نفهمن
!همه جا... آخه فُضول هست
چیزی می خوری؟
!بابا این حالش خوش نیست !دکتری، دَوایی، چیزی
!نه! نه! قُربونِ همهتون !فقط راه پشتِ بوم هست
میرم خونهی رضا شیری اون موتور سهچرخه داره
الانم بایِست اومده باشه
مَحرَمِه... اون میبَرَتَم
قُدرَت: جای مطمئن داری که بری؟
!میدونی که !همه جا رو میپان
!قُدرَت: باید خیلی مواظب باشی !محمد: آره! مواظبم
فقط یه جوری به دوا میرسیدم
!کارِ شماها نیست !میدونم... بیا و برو واسهتون بَدِه
!اِ وا
فاطی: بذار واسَت یه لُقمِهی کوچیک بگیرم
!ضَعف داری، مَمَد آقا! میافتی باس (باید) پات جون داشته باشه که بتونی راه بری
!راهِ پشتِ بومَم که بلدی
!سِیِّد: بله! اول بایِس حواسش جمع باشه، بعد
!سِیِّد: پاشو داداش !شماها نیاین بیرون! من خودم میبَرَمِش
فقط تا لبِ پشتِ بومِ حاجی مواظب باشین
!بقیهاش راهی نیست !پشتِ بومِ اونها هم که در و پِیکُر نداره
!سِیِّد: خیلهخُب! پاشو بریم! بریم داداش
سِیِّد: تا پشتِ بومش با من !اما بعدش بایس خیلی مواظب باشی ها
من الان برمیگردم
فاطی: به سلامَت، مَمَد آقا
(صدای پارسِ سگ)
انشالله یه روز همدیگر رو میبینیم
انشالله
!سِیِّد: بریم، مَمَد آقا من الان برمیگردم
زیاد طول نمیکشه
فاطی: عکست رو تو روزنامه انداختن دیدی؟
!قُدرَت: ببینم همه چی رو نوشتن؟
فاطی: من دو، سه روز پیش این روزنامه رو دیدم
!خیلی فکر کرده بودم تو اون کیف چیه
سِیِّد هم میدونه؟
فاطی: چیزی به من نگفته
!قُدرَت: میدونستم که میدونی
...اما فاطی خانم
...اگه بخوای بدونی که تو این کیف چیه
!حتماً من زودتر به سِیِّد گفته بودم
!که گفتم
من مثلِ امامِ زَمون (زمان) به سِیِّد اِعتِقاد دارم
!حتی حالا که به این روز افتاده
!نگاه... هنوزم جُرأت داره
سِیِّد: به سلامتی رفتش
اما خیلی ازش میرفت
!اینکه بابا بچهی سربهزیری بود
!کسی سایهاش هم نمیدید
میگفتن شبها درس میخونه با اون علی
!طِفلی
!میگن آژانها خیلی زدنش
عکسم رو تو روزنامه دیدی؟
سِیِّد: عکست رو؟
!پس گَندِش در اومد
!بینَم
...سِیِّد: سارِقینِ مُسَلَح دَستگیر شدند
(سِیِّد بقیهی خبر را زیرِ لب میخواند)
!خب، اون که همه چی رو میدونه
حالا من از تو می خوام که بگی چرا تو و دزدی؟
!تو که سَرکوفت میزنی، تو عَمَلی هستی !تو اَختِه شدی
همهی دیوارهای هر چی مُستَراح !تو سرِ ما خراب کردی
!*به ما گفتی پیزوری (سُست و ضَعیف)
!من هیچوقت به تو نگفتم پیزوری
!من فقط تو رو یادِ خودت انداختم
واسه همینه که تازه یادت افتاده که !من چرا با یه کیفِ پول و زخمی اومدم سُراغِ تو
!دِ... رِفیقِ من
!ما وایستادیم، تو رفتی
!ما نخوندیم، تو خوندی
...ما عِینِ یه جزیره، بیکس موندیم
!تو با همه کس، جُلِت رو از آب کِشیدی
آخرش چی شد؟ !تو اونجا نشستی و ما اینجا
مگه تو کارِ درستی کردی؟
دِ... اگه یه مُجتُهِد هم دزدی کنه !خب دزدیه دیگه
!حرفم که میزنی، میگن حالیت نی
!بابا اگه حالیمون نی، تَقصیری نداریم کسی حالیمون کرده که ما جُفتَک زدیم؟
!دِ... باوَفا... رِفیقَمی، نوکَرِتَم
!تا جون هم دارم پات وامیستم !واسه اینکه آدمی
!اما دیگه بهم سَرکوفت نزن !کارِ تو هم که کمتر از ما نیست که
!تو اونجوری شب رو روز کردی !ما اینجوری
!آخرش هم هر دویَش رو نگاه کنی یعنی زِرِشک
!گوش کن، مُبصِرِ من !آب از سرِ من گذشته
دزدی من با این که تو یه مدرسه رو !گَردی (هِروئینی) کنی، خیلی فَرق داره
تو بایست بلند شی !و جلوی هِروئینفُروشه رو بگیری
!هر چند که اون هم بزرگتر داره
مگه قرار نیست اگه زدن تو سرت بزنی تو سرشون؟
که چی بشه؟
!نَسلِشون رو که مَلَخ نمیخوره !بازم هستن
!اومدیم و من جُنبیدَم درست میشه؟
اصلاً عَمَلی پیدا نمیشه؟
...اگه از هِروئینفُروشه شروع کنی
دیگه اون نَسل به وجود نمیاد که !تو هم شدی یکیش
اما این پولِ دزدی من میتونه !یه زمستون [پولِ] لباسِ این خونه رو بِده
میتونه این خونه رو بخره !و همهی عُمر، مالِ خودشون باشه
اما تو چیزی تو دستت داری که
بتونه لااَقَل یه روز این زن رو خوشحال کنه؟
سِیِّد: د...ِ من کسی رو جِلوم ندیدم که !خودم رو وِل کردم
اگه قرار باشه چیزی داشته باشم !بِدَم فاطی رو خوشحال کنه، نوکَرِشَم هستم
!اگه عَمَلی شدم، عَمَلیم کردن
!ما که سوادِ درست، حسابی نداریم !نمیدونیم از کجا میخوریم
تو میگی دزدی خوبه؟ !نه، داداش! خَلافِه
!خَلاف، خَلافِه
!منم تو گوشَم نمیره که تو بگی این بهتره
!قُدرَت! اگه من زِپِرتی* شدم، حَقَم نبود (به درد نخور)
...سِیِّد: اگه این زن نبود
تا حالا دَه دَفعه تو خُماری !خودم رو راحت کرده بودم
خیال میکنی که چی؟ من دو دستی این زندگیم رو چسبیدم؟
خیال میکنی فکرم دیگه ازم پَریده؟
!نه
!به امام حسین، بالامم میدونم !پایینمم میدونم
!غُصِه وَرَم داشته !غُصِهی من که عِینِ تو نی
!همهاش شده اِلتِماس !گورِ پدرِ نَشئِگیِ بعدِ اِلتِماس
نوکَرِتَم، من میدونم تو چی میگی
...ما هم یکی
من میرم کار دارم یه ساعتِ دیگه برمیگردم
(صدای موسیقی دِلهُرِهآوَر)
(صدای زنگِ در را زدن)
(صدای پارسِ سگها)
اصغر: کیه؟
(صدای پارسِ سگها)
سِیِّد: سام (سلام)، اصغر آقا
!اصغر: اووف! بیا تو
!سِیِّد: خیلی مُخلِصیم
!اصغر: آدم رو عَقرَب بزنه، عَلاف نزنه
واسه ما چیکار کردی؟
!سِیِّد: یه دقیقه وایسا اصغر آقا، کارِت دارم
یه 5-6 تا تازه نَفَس* جور کردم (تازه مُعتاد شده)
اصغر: تو بهشون [مَواد] میرسونی؟
راستی اصغر آقا، با این 4-5 تا چند تا میشن؟ یعنی تا حالا؟
!اصغر: امشب زیاد حرف میزنی !حرفت رو بزن
!سِیِّد: آره، خیلی
میدونی؟
!حرفم حرفِ همهی اونهاست
!اینه
!اصغر: اوه
(صدای تقلای سِیِّد)
!اصغر: آخ
!اصغر: آه
(صدای تقلای سِیِّد)
!اصغر: آخ! آخ
(صدای آه و نالهی اصغر)
(صدای تقلای سِیِّد)
(صدای تقلای سِیِّد)
(صدای تقلای سِیِّد) !اصغر: آی
!اصغر: آخ! آی
(صدای آه و نالهی اصغر)
(صدای آه و نالهی اصغر)
!اصغر: آخ
(صدای آه و نالهی اصغر)
(صدای موسیقی) (صدای آه و فَغانِ اصغر)
!اصغر: پروانه
(صدای موسیقی) (صدای آه و فَغانِ اصغر)
(صدای آه و فَغانِ اصغر)
!اصغر: زن
(صدای آه و فَغانِ اصغر)
!اصغر با فریاد: زن زنِ اصغر: چیه؟
!زنِ اصغر: خدا مَرگَم بِده اصغر چرا اینطوری شدی؟
اصغر بگو کی این کار رو کرده؟ کی زَدَتِت؟
!دِ... حرف بزن آخه چرا حرف نمیزنی اصغر؟
زنِ اصغر: دِ... بگو آخه کی این کار رو کرده؟ !اصغر: گوش کن، زن
...اصغر: زن، مثلِ برق برو تو خونه پُشتی !زنِ اصغر: اصغر
!اصغر: یه کاسه اونجا چال هست زنِ اصغر: دِ... آخه بگو چی شده؟ ...اصغر: یه وقت
!اصغر: واسه تو و بچه اسبابِ زَحمَت نشه
!اصغر: بِجُنب !زنِ اصغر: خدا
(صدای جان دادنِ اصغر) (صدای آه و گریههای زنِ اصغر)
(صدای جان دادنِ اصغر)
(صدای جوی آب)
(صدای جوی آب)
(صدای جیرجیرَک) (صدای پارسِ سگ)
!سِیِّد: صَفات رو !قُدرَت: به سلامَتی
قُدرَت
میگم اگه اینجا ناراحتی، بذارمت مدرسهی بابام
اونجا مدرسهست، کسی بهش شَک نمیکنه
نه سِیِّد
!باهاس (باید) برم یه وَری
!دیگه گَندِش در اومده
عکسم چاپ شده
!خُلاصه، هر جورِش ما هستیم
تو برو، ما هم میایم
قُدرَت: فاطی خوابه؟
سِیِّد: آره، چطور مگه؟
میشه بهش اِطمینان کرد؟
!حالا دیگه خیلی
!میدونی که !یا نمیگم، یا وقتی بگم الکی نمیگم
نمیدونم چرا این کار رو میکنم
آره، میدونم
...واسه اینکه راحت باشی
!سِیِّد: بیا
یه دو ساعتی هست که اصغر هِروئینفُروشه رو کُشتم
مُرد؟
آها
اون مَرد، صد و سی، چهل تا مثلِ من رو کُشته بود
!تو حق داشتی !راست میگفتی
!یا قَمَرِ بَنی هاشم
!چه کِیفی داشت
!من میخوام این کیفِ پول رو به یه آدرس بِبَری
!خیلی اِطمینانه
کیفت رو هر جا بخوای میبرم با فاطی هم میرم
...ما که قیافهی درست، حسابی نداریم
اگه یه زن باهامون باشه، بهمون شَک نمیکنن
خب، بذار بهت آدرس بدم
!پلیس در بلندگو: همهی راهها بستهست
!مُقاوِمَت نکن
...اگه یه نگاه به دور و بَرِت بکنی
!میبینی راهِ فراری نداری
!وِل بدی، جُرمِت خیلی کمتر میشه
هر جوری هست باید زنده دستگیرش کنیم
میگن چند روزه اینجا مَخفیه
اگه زَخمی شده باشه !دیگه رَمَقی ازش نمونده
(صدای آژیرِ ماشینِ پلیس)
فقط نباید کِش پیدا کنه
اگه میخوای زنده بمونی !خودت رو تَسلیم کن
اگه دیر به این فکر بیُفتی !جونِت رو مُفت از دست دادی
اگه خواستی تَسلیم بشی یه دونه از اون شیشهها رو بشکَن
!دیگه بهت تیراندازی نمیشه
مُواظِب باش ناامید نشه
!پلیس: برید کنار، برید کنار
!پلیسِ دیگر: با شماها هستم !برید پِی کارِتون
!سیّد: فاطی، تو از اینجا برو !برو خونهی خواهرت
!فاطی: نمیتونم برم، سِیِّد
دلم خیلی شورِت رو میزنه، من تنها نمیرم !اگه بخوام برم، تو هم باید با من بیای
!زن، وقتی میگم برو خونهی خواهرت، برو دیگه !بذار کارم رو بکنم
!آخه واسه چی برم؟ تو هم خودت رو وسط ننداز !این کار خیلی پُر دَردِسَره
!سِیِّد: دِ... میگم برو، بگو خب !فاطی: نمیرم! تا تو هستی، منم هستم
!سِیِّد: بهت میگم برو خونهی خواهرت، زن !اینجا نمون
!برو دیگه! واینَسا! اِ
!مرد: آقا یه دزد رو میخواین بگیرین دیگه
!پلیس: برید کِنار! بفرمایید کِنار !خانم، شما هم برو کِنار
!مرد: خوبه یه دزد میخواین بگیرین !پلیس: برو کِنار، برو کِنار
!پلیس: برین عقب، برین عقبتر !پلیس: برین کِنار، برو کِنار
!پلیس: برین عقبتر !برین کِنار، برین کِنار
!پلیس: برین کِنار آقا !خواهش میکنم برو کنار
!برین کِنار، برین کِنار، برو عقب
(صدای هَمهَمهی پلیس و مردم)
سِیِّد: سام (سلام) علیکُم پلیس: سلام
سِیِّد: جناب سَروان، اینجا خونهی ماست میدونم اون رو میخواینِش
اگه اجازه بدین من میرم تو میارمش بیرون
پلیس: اون دزده، باید تَسلیم بشه !وگرنه کُشته میشه
!پلیس: هیچکس هم حق نداره بره تو سِیِّد: نه جناب سَروان
سِیِّد: من رِفیقشم من برم، خودم بَرِش میدارم میارم پلیس: خیلهخُب، خیلهخُب، یه دقیقه صبر کن
پلیس در بیسیم: جِناب سَروان، این هِرویینیه میگه میتونه از تو اتاق بیارتش بیرون
رَفیقشه، همونه که پَناهِش داده
سَروان: یک دقیقه صبر کن
این رَفیقشه، میگه زبونش رو بلده میتونه بیارتش
من میگم در هر حال که باید دستگیر بشه میگم بره، شاید یه جوری بتونه بیارتش بیرون
بد فکری نیست، بگو بیارنش
!سَروان: با دو تا مَأمور بیارینش زیرِ این دیوار !خوب بِگَردینش
!پلیس: اطاعت میشه، قربان
!پلیس: بیاین این رو ببرین !ببرینش دَمِ درِ اون خونه
!سِیِّد: نوکَرِتَم، جناب سَروان !مَأمور: اطاعت قُربان !پلیس: خوب مواظبش باشین
!سَروان: هِی با تو اَم !گوشهات رو خوب وا کن
چی میگی تو؟ اگه راست نگی چی؟
سِیِّد: جناب سَروان، رِفیقِمون حرفِ ما رو میخونه ما از تو حیاط باهاش حرف میزنم
به امام حسین، من بیشتر از شما !دلم میخواد زنده بمونه
!میتونی بری اما از تو حیاط باهاش حرف بزن !از لبِ باغچه، جلوتر نرو
سِیِّد: قُربونِ مَرحَمَتِتون میدونین اون رِفیقمه، حرفِ ما رو میخونه
(صدای آژیرِ ماشینِ پلیس)
پ (پس) بگین ما رفتیم تو حیاط !این آژانها گوله-مُوله به ما نزنن ها
!نوکَرِتَم، کاره دیگه
!سَروان: هیچکس تیراندازی نکنه !این رَفیقشه که میاد تو حیاط
(صدای آژیرِ ماشینِ پلیس)
!سِیِّد: قُدرَت
تو چرا اومدی تو، سِیِّد؟
!راحت باش
(صدای آژیرِ ماشینِ پلیس)
!همه چی درست شد
اگه بیای بیرون، چطور میشه؟
!میگیرن میبرنت حَبْس !لااَقَل هستی
!سِیِّد! تو توی این حرفها دِخالَت نکن
!حالا هم واسه خودت خیلی دردِسَر شده
!خودت رو قاطی نکن
!برو بیرون
!بابا، خیلی ما رو دستِ کم گرفتی
!تَنِمون ضایِع شده !رِفاقَتِمون که جایی نرفته
میای یا بیام؟
!سیّد، دیوونگی نکن
!برو بیرون
!نزنه به سرت
(صدای بال زدنِ کبوتر)
!سَروان: وایسا
(صدای تیراندازی)
!سِیِّد: آی! آه
!سِیِّد: آه! اوه! آخ
!سِیِّد: آه
(صدای نالهی سِیِّد)
!سِیِّد: آی
(صدای تیراندازی)
(صدای نفسهای سِیِّد)
(صدای تیراندازی)
سِیِّد: هَراسون (هَراسان) نشو
زَخمِ زَخم نی
!عینِ مالِ خودته
!قُدرَت: همون جا بشین !تَکون نخور
!جُم (جُنب) نخور
اِ... اِ... تو چرا؟ !تو که تو مَعرِکِه نیستی
قُدرَت: اِ... جای گلولهات بدجوریه؟
اِ... نَ... نَمُردیم و گوله (گلوله) هم خوردیم
(صدای نالهی سِیِّد)
!قُدرَت: سِیِّد، برو بیرون
!نه بابا، مِثلِ اینکه تو حالیت نی !خونهمه
(صدای نالهی سِیِّد)
قُدرَت: هوم
خیلی دلم میخواست یه جوری درست کَلَکَم کَنده شه
حالا اینجوری درسته
مام (ما هم) هستیم
با گوله (گلوله) مُردن که
از تو کوچه، زیرِ پُل مُردن بهتره
این پای خوب رو که من مُفت نمیدم
...اِ... با وَفا
تو همیشه مُبصِرِ منی
(صدای تیراندازی) (صدای شکستنِ شیشه)
!پلیس: آی
(صدای تیراندازی)
(صدای تیراندازی) (صدای شکستنِ شیشهها)
(صدای تیراندازی)
(صدای اِنفِجار)
(صدای ترانهی گُنجشککِ اَشی مَشی) (خواننده: پری زَنگَنه)
♪ گُنجِشکَکِ اشی مَشی ♪
♪ لبِ بومِ ما نَشین ♪
♪ بارون میاد، خیس میشی ♪
♪ برف میاد، گوله میشی ♪
♪ میافتی تو حوضِ نقاشی ♪
♪ کی میگیره؟ فَراشباشی ♪
♪ کی میکُشه؟ قَصابباشی ♪
♪ کی میپَزه؟ آشپزباشی ♪
♪ کی میخوره؟ حَکیمباشی ♪
♪ گُنجِشکَکِ اشی مَشی ♪
♪ لبِ بومِ ما نَشین ♪
♪ ...بارون میاد
این زیرنویس برای ناشنوایان منتشر شده است حق پخش و نشر این زیرنویس بدون اجازهی مترجم، ممنوع است t.me/YisFilm
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.