All language subtitles for Yamla.Pagla.Deewana.3.Phir.Se.2018.

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

فروشگاه هنرهفتم با افتخار تقديم ميکند تقديم به پارسي زبانان سفارشي از خانم کرباسي

زمانبندي ترجمه و زيرنويس توسط : مجيد اچ.اف majid74fa@gmail.com telegram.me/majidhf

"خل چل ديوانه : باري ديگر"

آيروويد و داروهاي محلي هندي سال هاست در هندوستان موجود است

از مغول ها بگير تا انگليسي ها همشون به خاطر آيروويد به سمت هندوستان اومدن

بابر،همايون،اکبر اکبر بعد از خودش فرزند نداشت

سعي خودشُ کرد ولي بعدا در مورد داروخونه ي ود بگا فهميد

کسي که داروهاي دست سازشُ به پادشاه تقديم کرد

پادشاه دارو رو خورد و بعد شاهزاده سليم به دنيا اومد

معروف به ميرزا علائدين بيگ محمد خان سليم

بعدش انگليسي ها براي تجارت اومدن ولي هندوستانُ تصرف کردن

ملکه ي انگليسيا ويکتوريا تازه به دوران جواني رسيده بود

که صورتش جوش درآورد

بعدش ايشونم در مورد داروخونه ي ويد مطلع شد

ويد داروي مورد نظر درست کرد و به ملکه داد

ملکه مرهمُ روي صورتش زد و جوش هاش ازبين رفت و زيباييش برگشت

خيلي ها بهمون حکومت کردن

کشوري که هزاران سال بردگيُ تحمل کرده باشه

ميراثش جايي گم شده

ولي از خانواده ي ويد هنوز يه نفر هست !پورن

که توو خيابوناي آمريتسر با عطاري خزانچي

با همون علم آيروويد مردمُ درمان ميکنه

مردم از پنجاب،هاريانا،يوپي،بيهار و راجستان ميان

ولي امروز هم دستورالعمل درست کردن مرهم

منظورم فرمولشه، هنوزم دست ويد پورن هست

همونطور که افتخار پنجاب الله آباد

افتخار آمريتسر پورن سينگه

به به داداش پورن حرف نداره

اين بار هم جشنمون پر شده از تعريف هاي خزان خانه و شما

شما در اين مورد ميخواين چي بگين؟

اي بابا داداش از من تعريف نکن اگه ميخواي تعريف کني از آيروويدا کن

من از بزرگانمون فقط يه چيز ياد گرفتم

انسان جزئي از طبيعته !بله درسته -

و گياهان موجود در طبيعت آدمُ سالم و تندرست نگه ميدارن

!خيلي عاليه حرف نداره !داداش گوش کن -

هي هي هرچي ميخواي بپرسي از من بپرس

قبل از هرچيزي شبکه ي تلويزيوني رنگيلا پنجابُ ببينيد

از طرف خودم به همه ي مردم درود ميفرستم

شما کي هستين؟ !من بيلا هستم -

همراه داداش پورن دستيارشم،دوستشم، آشپزشم، رانندشم

!داداش پورن

ولي از من که سوال نپرسيد

آهاي داداش رنگارنگ پنجابي يه لحظه گوش کن

داروي پورن در آمريتسار واجرکَوَچ بود

آوازه ي اين دارو تنها در آمريتسار يا چند شهر نبود

بلکه چندين شرکت بين المللي هم با تمام وجود به دنبال پيدا کردن نسخه ي دارو بودن

اين بار هم نتونستيم نسخه ي مناسب دارو رو پيدا کنيم

فکر ميکنم توو يه مسئله ي کليدي رو توو فرمولمون فراموش کرديم

و داروهايي که ما درست کرديم تنها سي درصد از خواص وجرکوچ رو داراست

باشه دکتر سينها ممنونم ميتونيد برين همش همين بود

ممنونم قربان - باتيا اين پورن عطارباشي چيکار ميکنه؟ -

که هيچکدوم از فرمول هامون مثل وجرکوچ نميشه؟

مارفاتيا اگه بخواي درست بگي بهش ميگن علوم سنتي

مارفاتيا پولتُ هدر نده ولش کن

اره خب سخته نميشه درستش کرد

شنيدم قبل از اينم دست رد به سينه ي شرکتاي زيادي زده

اره خب داداش با يه پيشنهاد بهتر برو اونجا

باتيا اگه اين معامله انجام بشه

بهت ميگم شرکت دارويي مارفاتيا به سطح غيرقابل باوري ميرسه

شوهرخواهر بگم چي شد بگم

داداش موتي زنگ زده بود واسه کاکرا و زولبيا

منم پنج کيلو زولبيا سفارش دادم دو کيلو کاکرا هم مجاني

احمق ميدوني اينجا چه خبره؟

ببخشيد شوهرخواهر !مارفاتيا -

توو هر خونه يه نخاله حتما هست

من مطمئنم توو خونه ي پورانم همچين کسي هست

اونُ پيدا کن معاملتُ انجام ميده

بيا بريم

"بزن بريم"

نه نه نه

من اينجام تا معامله رو قطعي کنم

پس چيزي بهم پيشنهاد بده که نتونم ردش کنم

..ميدوني چيه

توو اين پروژه عمو همينجا گير ميکنم -

عمو بي خيالش فکر کنم هندي بگي راحت تري

نه بابا اونا انگليسين اينطوري رو طرف مقابل تاثير ميذاره

عمو؟ - چي شده؟ - اگه کتت کثيف بشه

اونوقت آقاي شرما پس نميگيره !آره رفيق -

ما تا کي بايد اين لباساي کرايه اي رو بپوشيم؟

آره عمو تا کي بايد اين هواپيماها از جلومون رد بشن

کي ميشه ما سوارشون بشيم بريم لندن پاريس هنگ کنگ و ديزني لند؟

ميريم برادرزاده ميريم

قرارداد امروز قطعي بشه بعدش از هيچ جا نميگذريم

با جت شخصيمون پررررر

عمو اين هواپيماي کدوم شرکته؟

!مارفاتيا !مارفاتيا -

!مارفاتيا

!مهمونا اومدن بدو بريم !بريم -

کي قراره بياد دنبالمون؟

کالا داداش پوران

اون از راه درست وجرکوچُ بهمون ميده

!آقاي کالا !بله -

خب مارفاتيا با آي نوشته ميشه نه ايي

!آهان اشتباهه

يه راست بريم سر اصل مطلب

باشه چقدر پول ميدين؟

ده لاک - باشه اين مال برادر زادمه

خودم چي؟

!مرد زرنگي هستي

!يک کرور

حالا من برم سر اصل مطلب؟ !حتما -

شما دارين فيلم بازي ميکنين؟

فيلم؟ به خاطر قطعي شدن معامله وجرکوچ شوهرخواهر توو کل آمريتسار ميرقصه

مگه نه شوهرخواهر؟

!بريم؟

عمو بازم غذاهاي مضر خوردي؟

نه پسرم نه عمو -

يه خورده - عمو چند بار بگم از اين کارا دست بکش

وگرنه شکمت خوب نميشه

اين روغنُ با عسل بخور

عمو در مورد وصلت کالا با کسي حرف زدي؟ !آره حرف زدم -

بعدش؟ خب بعدش چي؟ -

اونا ديگه با من حرف نزدن

کي به يه پسر بيکار دختر ميده؟

خب داداش من که کار ميکنم واسه من صحبت کن

بيلا نوبت تو هم ميرسه ولي کالا از تو بزرگتره

باشه خان داداش

اينُ با شير بخور

وير معجزه شده وير معجزه شده

هشتمين شگفتي جهان - برو تو که هر روز ميبينيش

آهاي ساکت باش!امروز يکي مثل وير پيدا کردم

مثل من ؟ آره -

کسي که مراقب مردمه دردشون درمان ميکنه

کسي که واسه شما يکم از خدا پايين تره

از شما هم يکم کوچيکتره

از گجرات هستن آقاي مارفاتيا بفرمايين، بفرمايين

!بفرمايين جناب مارفاتيا

آقاي پورن مارفاتيا هستم خوشوقتم

!ايي اس مارفاتيا

يه چيزي خيلي اذيتتون ميکنه

خيلي عجيبه آقاي پوران

خارق العاده س

کاملا تحت تاثيرقرار گرفتم

وير ايشونم باور دارن داروها رو نبايد فروخت

داداش ايشون اينقدر بزرگوار هستن که اونجا واسه بچه ها مدرسه درست ميکنن

مگه نه؟ درسته؟

کالا بذار جناب مارفاتيا خودش حرف بزنه

!باشه - بله البته

مدرسه!من دوتا مدرسه افتتاح کردم

که اينطور البته با تمام تجهيزات -

واسه خيره دابليو دابيلو ايي تهيه کرديم

من شخصا واسه بچه هاي فقير امکانات رايگان گذاشتم

تا اون بچه ها با ديدن مسابقه ها بتونن با شرايط بجنگن

با شرايط!ميدونين حتي واسه بچه هاي فقير برنامه ي مُد ترتيب داديم

تا در مورد مُد بيشتر بدونن

کالا انگار بهشون خوب ياد نداديُ آورديشون

آره؟

خيله خب مستقيم ميرم سر اصل مطلب

تو يه دارو داري که از ريشه ها درست ميشه وجرکوچ

من دستور ساختشُ ازت ميخوام

من با داداشت يک کرور قرارداد کردم

...ولي

!بله

اينم دسته چک، قيمتتون بنويسين

ولي من اون فرمولُ ميخوام

آقاي پوران ميبينيد من اين دارو رو به همه ي خونه ها ميرسونم چه داخل کشور و چه خارج

آقاي مارفاتيا شما داروهاي گرون قيمتتونُ نميتونيد به خونه هاشون برسونين

اينُ بگيرين و حالا برين

تو داري به مارفاتيا جواب رد ميدي

اصلا ميدوني من کي ام؟

آقاي مارفاتيا اين حرفاتون رو من تاثيري نداره

موقع اجدادم افرادي مثل شما اومدن در مورد کدوم اجداد حرف ميزني؟ -

آره ميبينم اونا چيکارکردن نه شهرتي نه پولي

آقاي پوران اجدادت با کوبيدن داروهاي گياهي خودشونم رفتن

چي شد؟ هيچي

پس تو چرا اينقدر هوا برت داشته؟

پوران تو هيچي نيستي

تو به جز اينکه دارو گياهي بکوبي ديگه چه کاري بلدي؟

تو مرتکب اشتباه بدي شدي

امروز مارفاتيا پيشت اومده بود

!فردا تو پيش مارفاتيا ميايي

بعدش معلوم نيست تو کجا بري بزن به چاک

برو

!حتما ميايي

!برو،برو

گرسنم نيست نميخوام غذا بخورم به خاطر يه مسئله ي کوچيک غذا نميخوري؟ -

نميشه غذا نخوري زود باش غذاتُ بخور

آره پسرم حرف عموتُ قبول کن

چون اين توو خوردن و عذاب دادن دکتري داره

بيلا ساکت باش بگو با چي غذا درست کردين

!سيب زميني !سيب زميني -

اي بابا مرغ درست ميکردين ميدوني که من سيب زميني دوست ندارم

چون مرغ از تو خوشش نمياد

و چون تو دوست داشتي خان داداش سربه نيستش کرد

!بيلا !کالا -

يعني چي کالا ، کالا رو ساده گير آوردين

به خاطر خان داداش ساکتم وگرنه معلوم نيست چه کارايي ميکردي

منم به خاطر داداش ساکتم وگرنه حساب کتاب ميکردم پولتُ توو صورتت پرت ميکردم

اگه احترام داداش نبود اين بشقابُ توو صورتت ميزدم

منم اگه به داداش احترام نميذاشتم زبونتُ ازحلقومت ميکشيدم بيرون

بکش ببينم

آقاي کالا بفرما نون بردار

عزيزم دوتا بده

داداش بيلا يکم سيب زميني بده

!خيلي سيب زميني دوست داري آره يه خورده بيشتر بريز -

کالا تو مارفاتيا رو چطوري و از کجا پيدا کردي؟

ميدوني به خاطر داروهاي تقلبي کلي پرونده داره؟

داداش، من اگه ميدونستم هيچوقت اينجا نمياوردمش

مگه نه آگام - !آره عمو

چرا مياوردي؟ !خفه خون -

زبون درآورده، از يه طرف اشتباه ميکنين از طرف ديگه معذرت خواهيم نميکنين

کالا چرا اينُ مثل خودت بارمياري؟

مردم محل چي ميگن؟

ميگن بزرگترشُ راه خوبُ ياد دادن و کوچيکتره رو پيش عموش گذاشتن

تو عوض نميشي

کالا به حدي به برادرش احترام ميذاشت که جلوي پوران حرفي نزد

ولي فقط قبل از اينکه مشروب بخوره

مردم محل گوش کنين

!اي تو روحت

ميگن من آگامُ از راه به در کردم

!من

بعد از فوت زن داداش من بزرگش کردم

لباساي کثيفش من شستم

بعدش ميگن من از راه به درش کردم

!من

اگه اينقدر نگرانشي اون دارو رو بفروش، بفروشش

و آينده ي بچه هاتُ بساز

منُ بفرست کانادا ولي نه

تو اون دارو رو بيشتر از برادرا و بچه هات دوست داري

!اون داروي وجرکوچ

آخه دارويي که به درد کسي نخوره چه فايده اي داره؟

!بگو داداش اين کار هر روزشه -

چرا با آيروويدا معالجش نميکني؟

درمان اون آيروويدا نيست صبره

طي چند روز ساکت ميشه الان گفت جنگ اصلي شروع شده -

ببينيد گلوله ي بعدي از سمت ارتشي مياد

کالا تو که ازدواج نکردي بدبخت بذار زن و بچه ي بقيه بخوابن

آهاي وتال سوگاي تو برو بخواب

ارتشي از اينجا گمشو

داداش گمشو ديگه واسه تو تازه روز شده واسه ما شب شده بذار بخوابيم

آهاي ستي اين چه مشکليه توو زندگيم

همش تاريکيه تاريکي مطلق

ستي دارم راست ميگم يه روزي اينُ با گلوله ميکشم

آهاي بيا بکش بيا با گلوله منُ بکش

من از پدر کسي نميترسم

از اين پدر که ميترسي !ايشون جيوانت ورماست -

مستاجر پوران و کالا

توو شهر موتور سواري ميکنه و راديو کاروان روشن ميکنه

فکر کن اسب شاهزاده داره مياد

"آروم آروم نگاه کن چشام رفت"

"آروم آروم نگاه کن چشام رفت"

فقرا براي پيروز شدن توو پرونده شواهد محکمي بايد داشته باشن

ولي جذابيت پرمار براي پيروز شدنش کافيه نگاهش کُشنده س

د از اينجا برو مثل تو زياد ديدم

آهاي بهت تهمت ميزنم زندونيت ميکنم

پرمار داري چيکار ميکني؟ اي واي من -

فراموش کردم يه چيزيُ بگم

با ديدن جذابيت پرمار، حوري ها از بهشت به سمتش جذب ميشن

ولي مسئله ي مهم اينه که فقط پرمار ميتونه حوري ها رو ببينه

و صداشونُ بشنوه نه کسي ديگه

!فقط پرمار

آهاي با کي حرف ميزني؟ !داد و بيداد نکن -

بهار به خونم اومده بهار

آهاي اين خونه ي منه

چهل و پنج ساله داري واسه يه ماه 115 روپيه کرايه ميدي

اين روزا 115 روپيه چي ميشه؟

همچين جاي خوبي با همچين مستاجر خوبي

!پرمار !آهاي عمو خودت کنترل کن -

اين دست نيم کيلويي نيست پنجاه کيلو خالصه

اگه بهت بخوره ريختت عوض ميشه

استخوونات له ميشه

با همچين تهديد کوچيکي

بيايين عزيزکانم از مهموني لذت ببريم

زود باشين بيايين من گرسنمه

طبق بند323 جزاي برخورد فيزيکي بالاي دو سال زنداني

طبق بند326 جزاي شکستن دندون بالاي چهارسال زنداني

!نه باتيا

اين عطارباشيُ جوري مداوا کن که تا عمر داره يادش باشه

چيکو به سونال تذکر دادن !چرا؟ -

کارش تموم نشده بود !خب بايد تموم ميشد -

اون خيلي به داروها علاقه داره !آره همينطوره -

ديگه نبايد اينطوري باشه

ما بايد کلي طرف متقاعد کنيم که داداش بذار يه جراحي کنيم

ولش کن تموم شد باشه -

سونال که جراحي هاي سخت داشته

آره عزيز اون فقط به مريض ميگه مشکل داره

بعدش همه چيز خود به خود شروع ميشه بعدشم مستقيم جراحي

آره وايسا يه صورتحساب بلند بالا بنويس

در ضمن با اين سرعتي که تو جراحي ميکني خيلي زود مطب خودتُ افتتاح ميکني

!هيچي مثل وودکا نميشه

!هي بسه دهيگه

!موفق باشي !نه -

رسيدي خونه اس بده !باشه -

آهاي جيگنش آبجي سجال

آبجي دگنا آهاي مردم محله

بفرما باد آمدُ بوي عنبر آورد

اي بابا چي شده کي مُرده؟

داداش چي شده چرا داد و بيداد ميکني؟

!آبجي سجال ببين

!سيپي تو روحت

يکي مشروب خورده بطريشُ اينجا انداخته

ولي کي اينکارُ کرده؟

منظورت چيه کي کرده کار همين پنجابي هاست

!بيايين بيرون !بيايين بيرون

!بيايين بيرون !بيايين بيرون

!بيايين بيرون !بيايين بيرون

بيايين بيرون زود باشين بيايين بيرون

مادرجان چي شده؟ هي چرا ميگي مادرجان مادرجان؟ -

من مادرت نيستم مگه نميدوني توو گجرات زن بابا ننه نميشه

عه برين کنار داداش جيگنيش برين کنار

تحويل بگير مشروب خوردن

پنيشم بهت گفته بودم پنجابي ها رو اينجا نيار

ببين افراد معتمدت چيکار کردن مشروب خوردن مشروب

نه داداش اصلا ممکن نيست

درسته اينا پنجابين ولي اصلا نميخورن

داداش اينا به اين بطري ربطي ندارن

آهاي آقا اين برندمون نيست

!عجب جوکي

ببينيد اينا چي ميگن

ببين پنيشيم از حالا بايد آدماي خوبُ توو اين محل بياري

اصلا پنجابي ها رو اينجا نميخوايم

!شيرفهم شدي

آقاي چوپرا اين مسئله که خيلي ناراحت کننده س

توو کشوري مثل کانادا وکيل خوشتيپ و باهوشي مثل من پيدا نميشه

ولي شما که ميدونين بدي بدي بديه

بدي وقت نداره بياد کانادا

نه جناب بليط پرواز که شما بايد بدين

به هواي کلاس کاري درجه يک کاراي اينجام با خاک يکسان ميشه

!بله جناب

رسيدم دفترم

جناب شب بخير مشتريم جلوم وايستاده

آقاي بدي کي نوبت من ميشه برم کانادا؟

اي بابا ميفرستم ديگه

ببين پرمارُ ميفرستم دنبال کارت

چيه بدي؟امروز چي آماده کردي؟

جناب بدي بايد چي آماده کنه؟

آماده شده

امروز نمونه ي کوچيکي از هوشياريمُ داخل نشونت ميدم

بدي همونقدر که عقل داري

منم همونقدر جذابم

صبح بخير خانم قاضي صبح بخير -

حالتون چطوره؟ من خوبم شما چطورين آقاي پرمار -

!من خوبم

پريروز توو پاساژ با ساري صورتي ديدمتون

جيگري شده بودين

پس بايد همونجا ميومدين ازم تعريف کنين

شما داشتين با شوهرتون وقت ميگذروندين نخواستم خلوتتونُ بهم بزنم

!خيلي لطف دارين

خانم قاضي ده روز پيش منم شما رو توو پاساژ ديدم

شما يه کت آبي پوشيده بودين

همراه با نگين کاري

و يه شال دومتري قرمزم بود

يه مترشُ اينطوري به گردنتون انداخته بودين

و باقيشم همينطوري آويزون بود

آقاي بدي شما وکيل هستين يا تريلر؟

گاهي جوک ميگين گاهي شال اين ور اونوره، جزئيات پرونده روبگين

بله بله چشم خانم قاضي

در مورد پرونده هم ميگم بايد بگم

خانم قاضي دادا پدر کالا و پوران اين خونه رو ساخته بود

که اين پرمار با حقه بازي و زرنگ بازي اونجا لونه کرده

من از دادگاه درخواست ميکنم که پرمارُ از اون خونه بيرون کنه

آقاي پرمار شما در اين مورد چي ميگين

خانم قاضي وقتي اين دوتا کوچيک بودن

اون موقعه ماهي 50 روپيه بهشون اجاره ميدادم

که باهاش کل خونه رو ميچرخوندن اينا اون موقع نگفتن پرمار داره زياد پول ميده

حالا که دارم 115روپيه ميدم

!ساکت،ساکت

خب اينکارُ ميکنيم من تاريخ بعديُ اعلام ميکنم چرا تاريخ بعدي خانم قاضي؟ -

شماپرونده رو مختومه کنين و راي تونُ اعلام کنين

آقاي پرمار تا حالا توو دادگاه من دوتا تاريخ تعيين شده بذارين دوتاي ديگه هم مشخص بشه

در مورد جزئيات حرف ميزنيم شما هم در رفت و آمد باشين

کمي عمق مشکلُ درک ميکنيم بعدش من رايمُ اعلام ميکنم

هرطور ميل شماست خانم قاضي

پوران،کالا اتفاقي که داخل افتاد به دل نگيرين

وقتي توو تاريخ بعدي پر پرمارُ کشيدم

اون موقع ميفهمه که بدي بدي بديه

آقاي بدي من از اين اعتماد به سقفتون خيلي خوشم مياد

!ممنون - به غير از اينم چيزي ندارين

توو تاريخ بعدي ميبينمتون

بيلا - !جان خان داداش

فردا صبح اون دختر از گجرات مياد آيروويدا ياد بگيره

اسمش چيکوئه برو از فرودگاه بيارش

داداش چيکو؟ ولي من فردا دارم ميرم از بيهار آلوورا بيارم

کالا تو برو چيکو رو بيار !آره -

آهاي من دنبال چيکو ميکو نميرم !تو ميري دنبال چيکو -

!نميرم - تو ميري دنبال چيکو

من نميرم !تو ميري چيکو رو بياري -

!من نميرم گفتم تو ميري دنبال چيکو -

!من ميرم ! من ميرم -

!بيلا - جان خان داداش

تو فردا صبح ميري وسايل آيروويدا رو مياري

!باشه خان داداش

!کالا !جان خان داداش -

تو فردا صبح ميري فرودگاه دنبال چيکو

!چشم داداش

!باشه جناب کالا

فردا بايد بري چيکو رو بياري

!خان داداش

کالا شانستُ ببين

اين جيگرطلا داره اينجا ميگرده تو هم منتظر چيکو هستي

!اينکه داره سمت من مياد

!سلام،سلام

!جان بله؟ !چيکو -

با دوتا ايي نه آي

ديروز روز خيس بود به خاطر اينه (روز مشروب خوري)

من متوجه نشدم

يه هفته توو پنجاب بمونين همه چيزُ متوجه ميشين

باشه!اسمتون؟ ...بله کالـــ -

کي ! - کي؟ -

!کي کي ديگه چجور اسميه ؟ -

اختصاريه

بريم؟ حتما -

اين چش شد؟ سابقه نداشته اين ماشين خراب بشه

خب امروز سابقه دار شد

من چک ميکنم

!گندش بزنن

چه مرگش شد؟ ماشين بايد امروز خراب ميشد؟

!چيکار کنم

!پرمار

زود باش از اينجا برو اينجا واينستا

!کالا

ابوغراضت دوباره خراب شده

اين چطوري به نظرتون سياه مياد؟

!..اين اسمش !هي -

اسم منُ به زبون نيار

کي با آدمايي مثل تو دهن به دهن نميکنه فهميدي؟

کي!از کي تا حالا کي شدي؟ پرمار برو سوالاتُ توو دادگاه بپرس -

زود باش بزن به چاک

چقدر عذاب ميکشه

ببخشيد خان داداش يه خورده تحت فشاره

ماشينمونم خراب شده شما برين بفرمايين

خانما اگه اجازه بدين ايشونُ برسونم

اي بابا شما که دلتون واسه همه ميسوزه اگه اينطوري پيش بره بايد ماشين بگيري

درضمن من از چشم هاش خوشم نمياد پرمار بزن بريم

اشکال نداره ولي اگه شما ميگين بريم

!همتون حسودين

!خانوماي حسود

توو پنجاب مردم توو روز مشروب ميخورن؟

نه خانم شب ميخورن ولي تا روز بعد نعشه هستن

بريم؟ ما هم راه ميفتيم

!بريم - !بريم

بفرمايين اينم از عطاري خزانچي اسم داروخونه ي ما اينه

!بله خانم قشنگه -

ببينيد مردم اينجا همينطوري هستن

ولي ما قراره بريم خونه ي جديدمون

ولي وقت نميکنين،آره وقت نميکنين

داداش داري ميبيني

آهاي کالا اين دختره کيه؟ - !خاله جون -

اين دختره چيکوئه چيکو

مهمون ماست از گجرات اومده

اومده تحقيق کنه - !در مورد تو؟ -

!داداش

چه حرفيه ميزنين در مورد من که نه

اومده در مورد داروهاي داداش تحقيق کنه

که اينطور - !بريم بريم

!سلامت باشي

اينجا داستان يه چيز ديگه س

بازم بگو توو سن چهل سالگي آهاي شيرو توو روحت -

!داداش فقط تو کم بودي

چهل که نيستم 39 شدم

چهل باشي يا 39 چه فرقي ميکنه؟

سن فقط يه عدده عزيز

!فقط يه عدده

کالا اين بار شانس بهت رو کرده

تو توو فکر بودي اين واسه تحقيق اومد

واي خداي من خدا عجب زوجي خلق کرد

!سروسامون گرفتم

يه خورده مواظب باشين بفرمايين بيايين

عارضم اينجا خونمونه

!بيلا چيکوئه

!اي بخشکي شانس

!چيکو اين بود

بيلا يعني گربه ي نر؟ بله گربه ي نر -

عرض درود من چيکو ام

خانم منم بزرگترين احمق دنيام

داره چي ميگه؟ بعضي ها مثل جگنو ميمونن

اونا بي دليل حسادت ميکنن چي؟ -

!من بهتون ميگم !داداش خانم چيکو اومدن -

تو دکتري داري علاوه بر اين جراحم هستي

پس چرا به آيروويدا علاقه داري؟

قديمي ترين درمانه

هند قديمي ترين اجتماعُ داره

قبلا با آيروويدا مردمُ درمان ميکرديم

کسي چه ميدونه اگه اين به کشورمون وارد نميشد

شايد به داروهاي شيميايي نيازي نداشتيم

به به به به به - !تو درست ميگي

حالا هم اگه بخوايم يه زندگي سالم و منظم انختاب کنيم بهش نيازي نداريم

فکر ميکنم اين بهترين گزينه س

!موافقم آقا راستي کجا ميموني؟ -

!آقا هتل آلوستانيا

!عمو خيلي دوره

هر روز توو ترافيک گير ميکنه

آره واسه يه هفته اومده دوهفته بايد توو ترافيک باشه

!آره نميتونه آيروويدا رو ياد بگيره

آره - خيله خب باشه باشه

اگه شما مشکلي نداشته باشين ميتونين همينجا بمونين

آقا من چه مشکلي ميتونم داشته باشم هرطور شما صلاح بدونين

ولي داداش اتاقش کجاس؟

توو اتاق تو ميمونه

...ولي خان داداش آهاي بيلا مشکلت چيه؟ -

هميشه نصف شب اون بالا ميخوابي حالا کلا بالا بخواب

!خوبه کاليا؟ هرطور شما صلاح بدوني داداش -

خوبه ؟ من بايد به کارام برسم بعدا ميبينمتون - باشه آقا -

بابا منم ميام

اتاقُ نشونتون بدم؟ - آقاي پوران چرا بهتون ميگه کالا؟

کالا خب اين اسمش کالاست

هه کالا مگه نه کالا

چطوره؟ بفرمايين اتاقتون نشون بدم !بله حتما -

!بريم - کالا - سياه -

کالا خيلي قشنگه اسم خوبيه

!خيله خب خداحافظ کالا

!مردم محله گوش کنين

آخه کالا هم شد اسم؟

کالا - سياه يه رنگه رنگ

مار سياهه

بخت يه نفر سياه ميشه

مثل من مثل من وقتي توو مدرسه بودم

مردم بهم ميگفتن کالاشاه کالاشاه

من واسه قايم شدن از دستشون پشت تراکتور فرار ميکردم

ميگفتم چشم بد روت سياه

کالا!مردم وقتي بچه هاشون ميان ميگن قرمزي من پسرم اومد

به من ميگفتن کالاي سياهم اومد

کالا!مردم محله شنيدين من اصلا از اين اسم خوشم نمياد

اگه کسي خوشش مياد اسم خودشُ بذاره کالا

کالا کالا کالا پوران سينگ کالا

از بچگي همينطوري نق نق ميکرد

مامان هر روز براش خال سياه ميذاشت تا کسي چشمش نزنه

من گفتم مامان چرا اسمشُ کالا نميذاري؟

تا هيچوقت کسي داداشمُ چشم نزنه

ممنونم کالي فکر نميکردم يه روزي بتونم به معبد طلايي بيام

خب حالا که اومدي پس طلب دعاي خير کن

ميبيني که تمام خواسته هاي قلبيت برآورده ميشه

بعدش من کل آمريتسارُ بهت نشون ميدم

يه خورده شيرين يه خورده بانمک" "يه خورده اومده توو محله مونن

اي واي من اون ورد زبون همه شده

براي اينکه هرشب توو چشامم ببينمت بيدارخوابي ميکشيدم

اينجا در مورد زيباييت کلي خبر پخش شده

آقا شما کلا با جراحي مخالفين؟

ببين اگه تصادفي پيش بياد عمل جراحي لازمه

ولي اگه شکم درد باشي يا سر درد باشي چرا عمل کني؟

آيروويدا ميگه اگه جزئي از بدن مشکل داشته باشه

فقط قسمتي که مشکل داره رو درمان کنين

تا حالا اينطوري فکر نکرده بودم

آقا افرادي مثل ما که در مورد داروها مطالعه ميکنيم

کلي کتاب داريم،شما آيروويدتونُ چطوري حفظ ميکنين؟

همه ي اين درمان هاي قديميُ توو کتاب نوشتم

پس يعني نحوه ي ساخت وجرکوچ هم توو ايناست

هيچکس خونه نيست

نگران نباش واسه تو هم آبميوه آوردم

بفرما خوشحال شدي؟

تو مشروب ميخوري؟آبم نياوردي

ما پنجابي هستيم با ديدن مشروب اينطوري آب از دهنمون راه ميفته

چقدر زيباست،اين پيک که از خود استکانم بيشتر شد

به اين ميگن جام نگروالا

!به سلامتي

!توو روحت

داشتم ميگفتم خب مشکلت چيه؟

چي گفتي؟

اي بابا خب بگو مشکل چيه؟

مشکل اينه داداشم منُ درک نميکنه

درکم نميکنه !درکت نميکنه -

مگه تو نقشه ي گنجي که درکت نميکنه

بي سروصدا بشين حرفتُ بزن تمومش کن

بگو مشکل ديگه اي داري؟

!نه خانم چيکو

!همش تموم شد - اينم تموم شد -

کسي ديگه مشکلي نداره؟

کسي جواب نميده

آهاي پنجابي ها اگه مشکلي دارين بگين ديگه

آهاي دختر چرا نصفه شبي داد و بيداد ميکني؟

من چيکاربه تو دارم؟ برو بگير بخواب

آهاي پدر من اين کالا تو محله کم بود

که اين دختره رو مشروب خور کرد

اي خيکي چاقالو

خفه خون ميگيري يا يکي بزن زيرگوشت برق از چشات بپره

اومده واسه من بلبل زبوني ميکنه

چي گفتي؟ واسه خودت هشت نه ده

ده؟خيلي خوبه خيکي برو ببينم

آهاي کي اين بطري رو شکست

!من شکستم ميخواي چيکار کني؟

آهاي دختره تو نميدوني من کي ام

ميدونم تو کي هستي

تو مستاجر 115 روپيه اي هستي

خجالت نميکشي به خاطر وکالتت داري از اين آدماي ساده سوءاستفاده ميکني

مواظب حرف زدنت باش

هوي آهاي

چون شبيه درمندرا هستي فکر نکن کسي برات هيما ميشه

!درمندرا -

!پرمار - جانم خانم -

اين دختر که خيلي بدذاته

اگه اين بدذاته من شيطانم

آهاي شيطان با من حرف بزن چرا با اين ور اونورت حرف ميزني؟

پرمار فکر نکنم ما حوري ها جلوي اين جادوگر دووم بياريم

بيا بي سروصدا بريم وگرنه ماهم ميذاريم ميريم

عه صبر کنين صبر کنين

!واي خدايا

جلوي زن ها ما وکيل ها هم بي زبون ميشيم

چيکو تو امشب همه رو نفله کردي

خودتم نفله شدي عه چيکو

چيکو داري چيکار ميکني؟

!مامان

دخترم تو خوب بودي توو تله ي بطري افتادي

!عرض ادب خانم !گمشو بابا -

اون بزمجه کم بود که اين عجوزه هم بهش اضافه شد مخ ما رو بخوره

!عرض ادب

شيرزن گجراتي اينُ ببين

چرا همه باهام اينطوري رفتار ميکنن؟

من ديشب توو مستي به همه بد و بيراه گفتم؟

نه چيز خوب که نگفتي فقط بيراه گفتي تو همه رو سکه يه پول کردي

عزيز من اصلا هيچي يادم نيست

اشکال نداره اونا که يادشونه

واقعا از ته دل خوشحالم کردي چيزايي که به پرمار گفتي

چشاش از حدقه در اومده بود

بي سروصدا درُ بست خوابيد

پس يعني همه چيز عوض شده

با وجود من داداش چيزي نميفهمه تو سودا بخور و به حرفام گوش بده

ببين يه کاري واسم کن چيزايي که ديشب گفتي دوباره تکرار کن

بطري سي روپيه س مگه نه؟ سه شب به حساب من

فقط تو همينطوري به پرمار تيکه بنداز

با 900 روپيه اتاق خالي ميشه

شما پنجابي ها خيلي زرنگين واسه خالي کردن خونه ي خودت 900 روپيه خرج ميکنين

پس چيکار کنم؟ اون پرمار نميره

آروم باش به حرفم گوش کن

وسايلشُ از خونه بنداز بيرون

وسايلش بيرون بره پرمار هم ميره بيرون

تو داري ميگي وسايلم بذارم بيرون؟

ولي چرا پرمار ميره بيرون؟ اي بابا خره وسايل خودت نه وسايل اون بنداز بيرون -

شيرفهم شدي؟

!هي

چي شد؟ بابا مشروبه -

مردم محله ببينيد، من امروز پرمارُ بيرون کردم

هرکي با کالا دربيفته ور ميفته

کالا پسرم داري خونه رو ول ميکني بري؟

پرمار با دقت ببين اينا وسايل توئه

حالا آهنگُ گوش کن سوت بزن از اينجا برو

خيلي قلدري ميکردي پرمار پر

يه سلفي بگيريم

!منم - بدي لطفا برو بيرون

بذار بزرگترا حرف بزنن

حالا آروم اينجا بشين

فقط بهش تذکر بده ولش کن

!نه

خب پس اينکارُ کن چندت باتوم بزنش بعد ولش کن

خيله خب بابا شيش ساعت بزنش

بعدش فکر کن بچه س ولش کن

بچه؟ اين بچه وسايل خونمُ انداخته بيرون

بيرون ننداخته خواسته بترسونه فقط بيرون گذاشته

آهاي يکي با شکستن قفل خونه ي اون يکي چطوري ميترسونش؟

اين اينکارُ ميکنه آقا خُله

آهاي بدي اينقدر بهم بي احترامي ميکني

من بيرون اومدم چطوري زندگي کنم؟

تجربم توو زندگي بي احترام خيلي زياده

توو چند دقيقه بهت ياد ميدم

!کالا، کالا

من يه خورده از آمريتسار بيرون رفتم تو اينجا معرکه درست کردي

پرمار من همه ي وسايلُ ميذارم توو خونه فقط شکايتتُ پس بگير

!پرمار

باشه بهش بگو با همون دستايي که وسايلُ بيرون انداخته

با همون دستا کاخ سفيد درست کنه

!حالا بهش بگو

چطوري آقاي کالاي نقاش

واي تو که خيلي خوب رنگ ميکني

عه اينجا رو ببين يکم مونده

همينطور که رنگ ميکني مواظب باش پايين رو فرش نيفته

بيلا از اينجا بزن به چاک وگرنه خودتم ميزنم

باشه باشه ميرم کالا نقاش

!شيطونه ميگه

سلام، کالا عزيز معذرت ميخوام

به خاطرم برات شر درست شد نه مشکلي نيست مشکلي نيست -

اگه شما اينطوري سطل رنگُ بگيرين عمو ميتونه کل آمريتسارُ رنگ کنه

مگه نه عمو؟ هووم -

آهاي کالا گاهي مختم يه تکوني بده

!خان داداش - اين چيزا رو ول کن امشب توو محله بيداري داريم

فحشاي اين گجراتيُ خيلي شنيدم

حالا بايد شعراي پنجابي رو گوش کنه

کالي با اينکه ديشب کلي بهشون بد و بيراه گفتم بازم دارن منُ دعوت ميکنن

اينجا شب دعوا ميکنن صبح دعوتت ميکنن

چون پنجابي ها به جز عشق چيزيُ جدي نميگيرن

برو به دختره بگو با من ازدواج ميکني؟

داداش چقدره؟

داداش شب بايد برام بياريش

!بريم

رفيق امروز بگو

کالي تو اومدي؟

تو چيکو رو برسون فرودگاه

فرودگاه

وقت پروازم رسيده يه هفته ام کامل شد

چيه به چي فکر ميکني؟

باشه داداش ماشينُ ميارم

!آهاي وايسا

..اين گل ها

من اين گلا رو واسه چيکو آورده بودم

تو يادت بود ميخوام برم؟

پس چي ؟

از وقتي ديدمت هر روز دارم ميشمارم

چي؟ آره چون هفت روز بعدش اتاقم خالي ميشد

!آگام بريم

کالي به خاطر همه چيز ممنونم

مواظب خودت باش دلم خيلي براتون تنگ ميشه

!خداحافظ

چيکو دوستت دارم

کالا همينم نتونست بگه و چيکو پرواز کرد

کالا درحسرت اين بود که از زبان چيکو گجراتي بشنوه

مشترک مورد نظر در شبکه موجود نميباشد لطفا شماره را بررسي کنين

همه ي گجراتي ها که شيرين نيستن

دنياي کالي عوض شده بود

دنياي اون رنگ تنهايي به خودش گرفته بود

و بطري ها جاشون به شيريني ها داده بودن، همينطوري شيريني ميخورد

اين بازار پرجمعيت و اين چهره هاي خندون چه ميدونن درد يه عاشق چيه

موبايلُ مثل يه کبوتر رو شونش گذاشته بود و منتظر يه پيام بود

...و بعدش

کالي نامه اومده - بده به مغازه

عمو چاندن اين نامه از کجا اومده؟

!از گجرات

عمو نامه از گجرات اومده، گجرات !گجرات -

داداش نامه ي کيه؟

!نامه ي دوستته !چي نوشته ؟ -

مارفاتيا واسمون نامه فرستاده همون نوشته

!يادآوري؟

مارفاتيا فرمول وجرکوچ پيدا کرده بود

بالاخره وجرکوچي که پوران و اجدادش سال ها فرمولش حفظ کردن

تا از مردم مراقبت کنن

اون وجرکوچ از عطاري خزانچي بيرون رفت

و مستقيم به دست مارفاتيا رسيد

پوران اصلا نميدونست اين اتفاق چطوري افتاده

!پوران

!نامه رو خوندي

!پسرم وجرکوچ که از دستت رفت

!تو چي گفته بودي

اين آبروي اجدادته

ما بي آبروشون کرديم

تو دندون شوهرخواهرمُ شکستي

امروز غرور تو ميشکنه

..درضمن

اگه عطاري خزانچيت اگه قفل نشه

!بزنيدش

آره شوهرخواهر افرادمون انتقام بي آبرو شدنتونُ گرفتن

!دندون پورانُ شکستن

نه نه شوهرخواهر من با پرواز بعدي ميام

خيله خب پوران ميخواي واسه دفاع از پروندت باهات بيام گجرات

!بله

به من چي ميرسه؟ سه ماه اجاره تُ ميبخشم -

شما يه کاري کنين،اون آقاي بدي هست

اونُ به عنوان وکيل استخدام کنين من اجاره دوازده ماهُ اضافه ميدم

ببينيد شما ميدونين بدي لياقتش نداره

واسه همين من پيش شما اومدم

پوران من اعتراضي ندارم ولي ولي هواي اونجا رطوبتيه

نه خان داداش من شنيدم اونجا آب و هواش خيلي خوبه

آب و هواش خيلي خوبه ولي رطوبتيه رطوبتي

من مشروبتُ رديف ميکنم

رفيق داداشت گاهي خيلي خوب حرف ميزنه

من يه شرط ديگه هم دارم

من اونجا توو هتل نميمونم

راستش عادت کردم توو همچين محله هاي باز و آزاد بمونم

رفت و آمد چهره هاي خندان اگه همچين جايي اونجا پيدا کردي بهم بگو

چطور؟ميخواي اونجا رو هم صاحب بشي؟

!هوي کالا ،پيش مياد

پس حله بزن بريم

عمو حالا ميريم گجرات

!آقا آقا لطفا يه سلفي

هواي گجراتم عاشقانه س

!چيکو چيکو

!داداش يکي اومده دنبالت

!آقا جناب مارفاتيا واستون ماشين فرستاده

بذار منم ببينم اين مارفاتيا کيه

!داداش بريم

!آقاي پوران خوش اومدي

به شرکت مارفاتيا خوش اومدي

!نترس امروز اينا روت دست بلند نميکنن

!نه نه نه نه

شوهرخواهر منظورش اينه بزن بزن تموم شده

آقاي پوران امروز با محبت حرف بزنين

!باشه برو - ممنون داداش ممنون

!ممنون آقا ممنون

ميدوني پوران خب راست ميگه

ولي همه چيز بايد برابر باشه

تو رو من دست بلند کردي افراد منم تو رو زدن

شما هم در مورد چه چيزايي حرف ميزنين

بيايين در مورد کار حرف بزنيم آقاي پوران بفرمايين بشينين

!لطفا بشينين

!شما هم لطفا بيايين

!سلام من باتيا هستم

!وکيل آقاي مارفاتيا

آقاي پوران دادگاه و پرونده ها کار هر روزمه

و باتيا تا الان توو پرونده اي شکست نخورده

واسه همين دارم بهتون ميگم همکاري کنين

چرا ميخواين توو دردسراي غيرقانوني بيفتين؟

ببينيد واسه اينکه وقت کسي حروم نشه يه پيشنهاد بهتون ميدم

اين چک به همراه بليط برگشت به آمريتسار

اونم به خاطر کارمونه

فکر ميکردم قراره يه تاجرُ ببينيم اينا که کلاهبردار از آب دراومدن رفيق

مثل اين مغازه هاي دزد ميمونن که با چاي بيسکوييت مجاني ميدن

!ايشون کي هستن؟ - ايشون وکيلمون آقاي پرمار هستن

!اوه که اينطور خب آقاب پرمار به زبون خودمون حرف بزنيم؟

ببينيد به خاطر دزديدن فرمول موکل من

طبق بند 39قانون اساسي

حبس ابد و 50لاک جريمه

و براي خراب کردن اعتبارشون

طبق بند 503 ده پونزده سال زندان و دو سه کرور هم مخارجشه

آقاي گاتيا اطلاعاتتون خوبه !ببخشيد آقاي باتيام -

بله آقاي باتيا شما بندهاي زيادي ميدونينن

ولي گويا چند بندُ نميدونين من اونا رو بهتون ميگم

طبق بند 339 براي دزديدن فرمول وجرکوچ وطبق قوانين مجرمانه

اعتباري ندارين

طبق بند 191 به خاطر اتهام هاي دروغ مجازاتش هفت ساله

باتيا اينا رو توو دادگاه لختشون کن بي آبروشون کن

و دوباره به همون عطاري کثيف خزانچي بفرستشون

و تو دوباره دست رد به سينه ي مارفاتيا زدي

!دوبار حالا تو ميبيني

تو حتما دارو گياهيتُ ميفروشي ولي بايد بشيني لب يه خيابون کثيف

!فهميدي؟

!چه خبره؟

اينجا چه خبره؟

!داداش نه

!من خوبم

هي مرهم عدس بزن خوب ميشه

!بريم

حالا ديگه توو دادگاه ميبينمت

من که خيلي دوست دارم

همينطوري بخورمت

پس بخور

داداش گانش چند نفر اومدن

داداش کي هستي بيا داخل

!بازم پنجابي؟

!بفرمايين بشينين

!عرض ادب جناب

من پوران هستم بهتون واسه خونه زنگ زده بودم

شما پنجابي هستين درسته؟ پس مشکلي نيست

واسه پيدا کردن خونه؟ نه واسه اينکه جلوتون مرغ بخورم -

توو پيدا کردن خونه يکم مشکل هست

ولي گفته بودين انجام ميشه

ولي شما نگفته بودين پنجابي هستين

ببين داداش من فعلا فقط يه خونه دارم

و خونه دادن به پنجابيا اونجا سخته چون اونجا يه محله ايده آله

ولي شما مشروب ميخورين مرغ ميخورين

ولي شما هم مرغ ميخورين آره ولي من که قرار نيست توو اون محله بمونم -

خب ما هم که قرار نيست اونجا مرغ ببريم

ببينيد ما فقط واسه ده پونزده روز خونه رو ميخوايم

که اينطور فقط ده پونزده روز !آره -

پس حل ميشه ولي دو تا شرط داره

يک بايد پول يه ماه کامل بدين !اون حله -

دوم اينکه بايد نقش گجراتي ها رو بازي کنين

اگه قبوله بگين - !ما نميتونيم نقش بازي کنيم -

!پس برين به درک !چي گفتي؟ -

خان داداش من به جز اين خونه اي ندارم

و توو گجرات بايد حساب مشروب و موندنُ از هم سوا کنين

اينجا قبول ميکنيم ولي اونجا اين که نيست

ولي پسرجان بايد گجراتي حرف بزنيم

!آره اينم هست

آهاي خان داداش ني ناش ناش

!من پنجابي حرف زدم گجراتي هم به اين آسونيه

فقط بايد يادتون باشه کمچو يعني چطوري؟

مجاما يعني حالشُ ميبري؟

برابرچه يعني همه چيز روبه راهه؟

همين آسونه بگين

!کمچو

مجاما

برابرچه

!صدالبته

!داروچه

ما اومديم خوش اومديم

داداش سارات داداش جيگات

بفرما همسايه ي گجراتي براتون آوردم

دقيقا مثل خودتونن

شريف و محترم بهشون خوش آمد بگين جمعتون جمع شد

معرفيشون ميکنم ايشون آقابزرگ پرمارشاه هستن

ايشون داداشمون آقاي پوران شاه هستن

!درود

ايشون گلوله ي نمک نازنازي کالوشاه

!کالاشاه !کالاشاه -

هرچي پرسيد جوابشُ نده فقط بهش لبخند بزن

خان داداش احوالات؟

يک دو سه چهار پنج شيش هفت

!بفرما دخترکم

!ممنون عمو

راستش من بدون عينک نميبينم

برات دارويي درست ميکنم تا چند روز ديگه خوب بشي

واقعا - !آره دخملم

!دخمل

بيا عمو بفرما اينم موتورتون

همونطور که خواسته بودين آماده کردمش

اينا هم پنجابي هستن

اين گفت دخمل اي بابا چرا اينقدر شک ميکني -

ميخواي باهاش بروني يا فقط تزئينيه

شوخي ميکني ديگه درسته؟

ريختشونُ ببين

انگار با تير زدنشون من مطمئنم اينا پنجابين

اينام واسه چيزي هستن؟

نه عمو فقط تزئينيه

پرمار فکر کنُ بنويس

پرمار علوم سنتي

!حله

من ميگم همراهه نه سربازه -

اي بابا تو ساکت باش مثل سگه نه بابا اينطور نيست -

تو هيچي نميدوني فقط همينطوري حرف ميزني

جيگرا لطفا ساکت باشين

آهاي داداش چيکار ميکني؟ !کدوم داداش؟ -

!داداش يعني چي؟ - !چطوري؟

خوبي؟حله؟ !آره حله -

!آره حله !پس بيا پايين، بيا پايين -

!حله ، حله

!حله

آقايون بيايين غذا آماده س

!کالا بيا داداش

پوران، داداش غذاي خشک و خالي؟ پس بطري هامون کجاست؟

پرمار امروز اولين روزه من فردا به قولم عمل ميکنم

نه اول اين بعد اين

کافيه پرمار کافيه حالا که حرف قولُ قرار شد کالا زيرش نميزنه

امشب اول در بطري باز ميشه بعد اشتهامون واسه غذا باز ميشه

برو حاضر شو بخور ميارمت

کاش همينقدر به درسات علاقه داشتي اونوقت امروز توو کانادا مهندس ميشدي

آهاي کالا کي راه ميفتي؟

!اي واي !نصفشُ فهميدم بقيشم ميفهميم -

خوبه دمت گرم

!راه بيفت

داداش تو چرا ميايي؟ کي ميخواد تو رو برداره بياره؟ -

آره نکته ي خوبيه !درسته -

برو برو زود باش برو رفيق

دکتر چيکو به خاطر مطب جديدت تبريک ميگم

ولي رفيق کالا اونجا چيکار ميکرد؟

برم ازش بپرسم؟ خفه شو بابا جدي پرسيدم -

چقدر مست کرده بودم همش از سرم پريد

نگران نباش واست يه چيزي دارم

!ممنون - !باشه شب بخير

بطريشُ بيرون محله بنداز !باشه باشه -

!من واقعا اونجا چيکو رو ديدم

!چيکو !آره -

اگه يکي دوتا پيک ديگه ميزدي کل ميوه ها رو اونجا ميديدي

آهاي پرمار، امشب تا خرخره خوردي !آره -

حالا کاري کن پروندمون پيروز بشه !همينکارُ ميکنم -

فکر ميکنم کالا توو اين کار دست داره

!داداش ببين چي ميگه

آهاي پرمار داداش من نميتونه همچين کاري کنه

اي بابا من وکيلم،اون کي بود داشت ميرقصيد چيکو چيکو

!چيکو دست داره !داداش داداش وايسا -

يا اين توو اين سه چرخه ميشينه يا من

اينقدرمشروب خورده داره چرت ميگه

اي بابا خفه شين

چرا موتور خاموش شد؟

!من خاموشش کردم

!رسيديم خونه

نه نه خونه نيستيم ما رسيديم خونه

!رسيديم خونه ي خودمون

داداش کل محل داره دور چشام ميچرخه

همين که خونه ي خودمون برسه ميپرم داخلش

!اومدش

!اومد !اومدش -

آهاي ايناهاش ايناها

اون نيست پشت سره پشته

توو اين محله چه خبره هان؟

...جيگنش !نکنه بوش رفته بيرون -

آبجي سيما، مردم محله

ببينيد، ببينيد تا اومدن اينجا چي پيدا کردم

نکنه پرمار گنجينه ي منُ غارت کرده باشه

نه اينا که درسته پس چي؟

مامان مامان چي ميگي؟ چرا به خاطر اشتباه يکي ديگه زبونتُ تلخ ميکني؟

اي بابا يه لحظه يه لحظه چي شده؟

يعني چي چي شده؟ همسايه هايي که مياري هميشه اينطورين

!ببين ببين ببين ما دفعه ي قبلي هم بهت گفتيم -

اينجا فقط آدماي شريف ميان

مامان توو محلمون بايد آدماي پاک سرشت داشته باشيم

درسته يا نه؟ خجالت نميکشين هميشه همچين آدمايي رو ميارين

اينا رو بندازين بيرون آره بندازينشون بيرون -

بيايين بيرون همين الان بيايين بيرون

!آره مامان

بذارين باهاشون حرف بزنم

آبجي چه خبره چي شده؟

!چيکو تو اينجايي؟

ميدوني چقدر بهت زنگ زدم؟ ولي موبايلت زنگ نميخورد

وقتي از پنجاب برگشتي منُ فراموش کردي

!پنجاب؟

!و ديشب !کالي -

!مامان !مادرم -

عمو اين چه کاريه؟ بهم ميگفتين اينجا رو ديدين

!چيکو !بله مامان -

!تو رفتي پنجاب؟

مامان بهت گفتم ميخوام برم در مورد آيروويدا بخونم

خاله من رفته بودم داروخانه آيروويدا توو پنجاب که گفته بودين

همونجا همُ ديديم کالي چطوري خوبي؟ !يه لحظه يه لحظه

داروخانه آيروويدا توو احمد آباد پنجاب از کجا اومد؟

آقاي چاق بي ريخت

اگه قلعه ي سرخ ميتونه توو دهلي باشه و تاج محل توو آگرا

پس چرا توو احمد آباد نميشه داروخونه ي پنجاب باشه؟

حله چشاته

چي چيش حله؟

قلعه ي سرخ دهلي و تاج محل آگرا

چه ربطي به داروخونه ي پنجاب دارن؟ منم دارم همينُ ميگم -

بطري شرابُ توو دستت گرفتي داري داد ميزني؟

ما آدماي پاک و شريف چه ربطي به اين داريم؟

حالا بگو، اينا به چيکو آيروويدا ياد دادن

حالا ما به اينا شک ميکنيم

چرا الم شنگه به پا ميکني؟

مقصر کسي ديگه س و ما بي جهت به اينا شک کرديم

!ببخشيد

داداش سيرات شغلتُ ببين داري جاسوسي ميکني

بيشتر از شيشه ي شير توو دستتون بطري مشروب ميبينيم

ولش کن بطري بنداز برو شيرتُ بفروش

بيا بريم بابا

!چيکو !ساکت باش -

!آروم باش

!چيکو آروم باش

تو فرمول وجرکوچُ آوردي بهم دادي

در عوضش منم يه مطب بهت هديه دادم

بله آقا ولي چه لزومي داشت عليه آقاي پوران تشکيل پرونده بدين؟

کل آمريتسار اومدن توو محلمون

چيکو نگران اين نباش

ببين اين پرونده طي يکي دوسال حل ميشه !آقا شما متوجه نيستين -

مسئله يکي دو سال نيست

آقا پرونده ي محرمانه ايه

اگه توو روزنامه ها چاپ بشه کار من بوده و خانوادم بفهمن خيلي مشکل ساز ميشه

!لطفا درک کنين

خيلي نگراني، همونطور که پنجاب باهاشون زندگي کردي

الانم اينجا همونطور باهاشون زندگي کن

و حواست به يه چيز باشه

از طرف خودت کاري نکن که بهت شک کنن

چطوري حرف دلمُ به چيکو بگم؟

مامان من ميرم مطب بابا بزرگُ ببر پياده روي

خداحافظ بابا بزرگ بريم داداش خيلي ديرم شده

پدرجان زود باشين بايد بريم پياده روي

مامان خانم شما چرا زحمت ميکشين من آقاجونُ ميبرم پياده روي

!تو

نه شما چرا توو زحمت بيفتين

خودم ميبرمش !نه چه زحمتي آخه -

وظيفمه مواظب بزرگترا باشم

به وظيفت عمل کن !ببرش

پدرجان برين، مواظب باش !بريم، بريم -

!مواظب خودت باش

آقاجون من ميخواستم بهتون يه چيزي بگم !ميخواستي بگي -

!آره

...ميدونين من به چيکو !به چيکو -

...آره آره به چيکو

ميدونين چيه

!چطوري بگم؟

خب داشتم ميگفتم !بستني -

!بستني، بستني اي بابا آقا بزرگ کجا ميري؟ -

شما بشينين من ميگيرم ميام بگيرينش بگيرينش

اي داد چيکار کردي؟ آب نارگيلمُ خوردي

!خوردم، خوردم

!خوردي !آره -

حالا چطوري بگم چيکو رو دوست دارم

!چيکو رو دوست داري؟

آره آقاجون کالا چيکو رو خيلي دوست داره

و ميخواد هميشه خوشحالش کنه

فقط يه بار بگين دست چيکو رو توو دست من ميذارين

!دادم، دادم !دادين؟ -

!دادين؟

!دادين؟ !آب نارگيل -

تو با آقاجون چيکار کردي؟

تا حالا نديديم پدرجان اينقدر خوشحال باشه

کاري نکردم فقط يه خورده حرف زديم که ايشون خيلي خوششون اومد

آقاجون به همه بگين من بهتون چي گفتم

کالي آقاجون قراره چي بگه؟

آقاجون چيزي يادش نميمونه

آره پسرم طي ده سال گذشته وضعيتش همين بوده

ايشون چيزي يادش نميمونه

نه نه آقاجون بايد يادت باشه مگه نه؟

يادتون بيارين بگين من بهتون چي گفتم

!آب نارگيل !پدرجان آب نارگيل ميخورين -

خيله خب بهتون آب نارگيل ميديم !پسرم هر روز پدرجانُ ببر پياده روي -

ممنون کالي بريم پدرجان !آب نارگيل

!ممنون کالي

!بريم !پيري فراموش کرد -

اگه در اين حد فراموش کاره چرا تا حالا نفس کشيدنُ فراموش نکرده؟

اون موقع دستاي کالا خالي بود مثل اسمش بختش سياهه

اين اومده بود گجرات با چيکو ازدواج کنه

ولي رابطه ش با آقابزرگ بهتر شد

نکته رو نگرفتين؟ فکر نميکنين نه

ويد پوران ما اينطوريه، وقتي يه بار گفت چشماي بچه رو خوب ميکنه اينکارم کرد

گروه جوان ها بزنين بريم

اوه آره همينجا از پرونده دفاع ميکنيم

فعلا از زندگي سياه و سفيد به زندگي رنگي نقل مکان کردن

در اين لحظه من بيرون دادگاه گجراتم امروز بزرگترين پرونده اينجا شنيده ميشه

اين پرونده در مورد داروي آيرويداست

و قراره بزرگترين وکيل هند آقاي باتيا از اين پرونده دفاع کنه

عه آقاي باتيا اومد بريم

آقا در مورد اين پرونده چي فکر ميکنين؟

شما چي فکر ميکنين؟ طي بيست سال گذشته باتيا توو هيچ پرونده اي شکست نخورده

بله اين پرونده ي واضحيه

حالا ميبينيد وکيل طرف مقابل دزدکي فرار ميکنه

آقا لطفا يه سوال ديگه !بسه تمومه -

!آقا يه سوال ديگه لطفا

آقاي قاضي اومدن

!بيتو

ديته -

واي خدايا دوست من حالت چطوره؟ !ممنون -

چه افتخاري خيلي غافلگير شدم

تو اينجا قاضي هستي؟ !آره -

چقدر شانس آوردم

!دوست هستن

تو تووي فيس بوک نيستي؟ نه من توو توييتر هستم توويتر -

من توو توييتر نيستم - اين دوتا بچه هاتن؟

آره مثل بچه هام هستن، اومدم اينجا از پروندشون دفاع کنم

من هنوزم مجردم هنوز مجردي يا حرکاتت مثل مجردهاست؟ -

رفيق از زندگيم لذت ميبرم

اون استاد انگليسيُ يادته که سوار موتور کرديمش برديمش سينما؟

رفيق چطور ميتونم فراموشش کنم خيلي دختر خوشکلي بود

آره واقعا همينطور بود يادته يه دختري به اسم شاليني بود -

ميرفتيم خونش رقص و آواز ياد ميگرفتيم

رفيق آواز بهونه بود موقع عشق و حال بود

يادته توو خوابگاه يه دختر بود خيلي خوشکل

چندين بار اينکارُ کرده بود اون دختر بد عنقُ يادته؟ -

من اون چندين باريُ يادمه

اون دختره شيريني خوشي؟ کدوم شيريني؟ -

من دختر چندين باريُ کاملا يادمه حالا بيا داخل تا بقيه چيزا رو هم يادت بيارم

!بيا داخل

اي خدا کارم در اومد !پرمار -

اين دختره چندين باري کي بود؟ رفيق توو دانشگاه يه دختر درس ميخوند -

هردوتامون عاشقش بوديم !حتما تو دختره رو بردي -

نه دختره منُ برده بود

داداش من که گفته بودم همون بِدي خوب بود

جلسه رو شروع کنين

عاليجناب اين يه پرونده ساده و واضحه عليه موکل من آقاي مارفاتيا

آقاي مارفاتيا کسي که صاحب شرکت بزرگ داروسازي هستن

ايشون اسم و رسم بزرگي دارن محترم هستن

عاليجناب آقاي مارفاتيا يه دارو تهيه کردن که اسمش درمان کامل هستش

که ايشون ثبتش هم کردن

و اينم اوراقش

عاليجناب حالا بايد يه چيزي بهتون بگم

همونطور که آقاي مارفاتيا بعد از کلي آزمايش تحقيق، سرمايه گذاري و استخدام مختصصين به اين موفقيت رسيدن

عاليجناب اين دارو فقط به موکل من آقاي مارفاتيا تعلق داره

که بدون اجازه ي ايشون فروش و استفاده ي اين دارو يه جرم قانونيه

عرايضم تموم شد عاليجناب

!پرمار

!آقاي پرمار

آقاي قاضي ايشون؟ عادتش همينه -

وقتي ميترسه شروع ميکنه به نوشتن زنده باد الهه ي رام

!آقاي پرمار

!زنده باد الهه ي رام

آقاي قاضي مسائل قديمي رو فراموش کنين

توو جووني اشتباهاتي ازآدم سر ميزنه

شما از خيرش بگذرين بذارين بره

تو فراموش کردي اينجا اتاق دانشگاه نيست اتاق دادگاهه

اينجا در مورد پرونده ها تصميم گيري ميشه

آره رفيق سرنوشتُ ببين

خدا تو رو قاضي کرد، منم روزاي امتحان واست تقلب مينوشتم ميفرستادم

دست خطتت اينقدر بد بود که هيچي نميفهميدم

ولي رفيق بازم ميخوندي

هي نگو رفيق رفيق واسه سالگرد دانشکده نيومدي بلکه واسه پرونده اومدي

ببخشيد ميتو، منظورم اينه ميخواستم بگم آقاي قاضي

حالا ميخوام از جناب مارفاتيا چندتا سوال بپرسم

اجازه داريد

آقاي مارفاتيا خيلي سخت نگير

چاي يا قهوه ميخورين؟ !آقاي پرمار -

اينجا چه خبره؟ عه عذرميخوام ببخشيد قربان -

ميتونين بگين اين چيه؟

مثل زردچوبه س اين زردچوبه به چه دردي ميخوره؟ -

زردچوبه رو توو غذا ميريزن

توو غذا مذا

ميتيت يادته وقتي زخمي ميشدي من شيرزردچوبه بهت ميدادم

!يادمه و با دستاي خودت ميخوردي

آقاي قاضي ميخوام از موکلم پوران چندتا سوال بپرسم

!اجازه دارين

عه شما کجا ميرين صبر کنين هنوز باهاتون کار دارم

خب پوران ميشه بگي زردچوبه چه خواصي داره؟

!بله

آقاي قاضي زردچوبه خواص آنتي باکتريال و ضدعفوني کننده داره

و علاوه بر اين شامل پروتئين و صدها مولتي ويتامينه

آقاي قاضي زردچوبه از تب تا سرطانُ درمان ميکنه

آقاي قاضي من ميخوام بگم

زردچوبه از غذا گرفته تا مي خونه و از خونه هاي شاهنشاهي تا انبار مادربزرگمون پيدا ميشه

عاليجناب متوجه نميشم اين حرفا چه ارتباطي با اين پرونده داره؟

آقاي قاضي من ميخوام بگم که آقاي مارفاتيا چقدر روي داروها تحقيق ميکنن

ايشون در مورد اين زردچوبه چيزي نميدونن ولي بازم وجر کوچ کشف کردن

خب همين الان بهتون گفتم اين يه شرکت بزرگه

شب و روز کلي آدم اونجا کار ميکنن نتيجه تلاش سال هاست

وجرکوچ سبزي يا ادويه نيست که توو هر بازار بفروشنش

بعد از تلاش چندين ساله ي اجدادم

که رفتن توو جنگل و کلي داروهاي گياهي پيدا کردن

باهم يه نسخه آماده کردن

که باهاش وجرکوچ آماده کردن

با حرف زدن نميشه دارو ساخت درمان کامل حاصل صبر و زحمت ماست

!صبر

آقاي قاضي بعضي ها اينطوري علوم سنتيُ ميدزدن

و اسم خودشونُ صبور ميذارن

و اين اسمش عمل انجام شده س

شما منظورتون چيه؟ يعني موکل من آقاي مارفاتيا اينُ دزديدن؟

داداش من که اينُ نميگم ولي اگه شما ميگين ما قبول ميکنيم

مواظب حرف زدنت باش - اونُ که در نظر داريم

وگرنه براي همچين تصميم هايي دست من کفايت ميکنه

درمان کامل داروي ماست

چيزي که سال ها اين کشور به اسم وجرکوچ ميشناسه

ما دزدي نکرديم اين عطارباشي کرده

پوران،پوران ولش کن داري چيکار ميکني

!ولش کن !سکوت کنين -

پس خودتون تصميم بگيرين

ديگه بسه سرجاتون بشينين

احترام به دادگاهُ ياد بگيرين متوجه شدين؟

قانون تصميم ميگيره کي دزدي کرده

...آقاي باتيا شما !قربان -

ثابت کنين که آقاي پوران فرمول شما رو دزديده

و آقاي پوران شما هم اينُ ثابت کنين که اين وجرکوچ متعلق به اجدادتونه

و اگه اين متعلق به اجدادتونه مارفاتيا چطوري دزديدتش؟

دادگاه تاريخ بعديُ بهتون اعلام ميکنه

!ختم جلسه دادگاه

!باتيا !بله آقا -

بيا اينجا

اين مدرسه اي که تو تووش دانش آموزي اون آقا مدير اين مدرسه س

اونقدر که تو تاحالا مشق نوشتي اون توو خونه ش اونقدر مشق مينويسه

واسه همين با فکر براي اين پرونده بجنگ باشه؟

پسر خوب حالا برو

ترجمه شنيداري توسط : مجيد اچ.اف majid74fa@gmail.com telegram.me/majidhf

بابا ببين عکس عمو پورانُ توو روزنامه زدن

!ببينمش دخترم

آمريتسار!پس يعني صددرصد اينا پنجابي هستن

آهاي آبجي سيجل آهاي خواهر شما هم بيا، بيايين پايين

آهاي جيگنيش بيا چي شده چرا داد وبيداد ميکني؟ -

امروز دوباره شير سر ريخته؟؟ نه شير سرنريخته -

ولي خبري هست که با خوندنش چشات از حدقه بيرون ميزنه

سر صبح چرا وراجي ميکني - فشار خونت بالا ميزنه آروم باشم؟

آخه برادر من حداقل بگو چي شده

دخترم ساريکا تو دوباره اين خبرُ واسه همه بخون

جنگ بين دانشمندان دارو در دادگاه گجرات پرونده اي تشکيل شد

که در طي آن يک عطار به بزرگترين شرکت داروسازي هند کمپاني مارفاتيا اتهام زده است

ساريکا!ساريکا بدون عينک ميخونه !مامان

ساريکا بدون عينک ميخونه

آره اينُ که ميدونم !چطوري اين اتفاق افتاد؟ -

اي بابا بخون بقيه شُ بخون

عطارباشي پوران فرمول صبر را دزديده و استفاده کرده

!کافيه دخترم کافيه

شما هم ديدين به خاطر داداش پوران چشماي دخترم خوب شد

اين مارفاتياي کثيف به آدم خوبي مثل داداش پوران اتهام دروغ زده

ولي من ميدونم دشمن نميتونه در مقابل همچين آدماي خوبي طاقت بياره

داداش پوران امروز چشماي دخترم خوب شدن

و چشماي منم باز شده اگه ممکنه منُ ببخشين

يه صفر ديگه بيشتر کن

آقاي پرمار منم از لوديانا هستم پدرمم اهل لوديانا بود

پس همه اينجا خودي هستيم

درضمن دلايلتون خيلي خوب بود عاليه

آقاي باتيا دلايل من هميشه دندون شکنه

ولي پنجابيتون يکم رطوبت زده گجراتي باهاش قاطي شده

بهتره شما با ايشون صحبت کنين

جناب پرمار از سال گذشته سهام شرکت مارفاتيا 7 درصد سقوط کرده

بايدم اينطور ميشد سال ديگه صد درصد سقوط ميکنه

چون پرونده اي که پرمار دست بگيره طي يکي دوتا تاريخ حل ميشه

جناب ما هم ميخوايم اين پرونده توو يکي دوتا تاريخ تموم بشه

جناب ما هم ميخوايم اين پرونده توو يکي دوتا تاريخ تموم بشه

!بدش به من

اگه به توافق برسيم که ميشه يه کاري کرد

و وقتي هم بشه يه کاري کرد هرجور بشه شنيد انجام ميشه

باتيا از وقتي از لوديانا اومدم

دلم ميخواد يه دلي از عزا دربيارم

دلم ميخواد يه رستورانُ کامل بخورم سنبوسه بخورم

آره بخورمش

يکان دهگان صدگان هزارگان ده هزارگان

صدهزار روپيه، يک ميليون روپيه ده ميليون، صدميليون روپيه

من از باتيا دو ميليون روپيه ديگه هم خواستم !اضافه؟ -

تا بتونيم سه تايي به طور مساوي تقسيم کنيم نفري 40 ميليون

پرمار تو که دست منم از پشت بستي

من فقط ميخواستم ده ميليون بگيرم تو 120 ميليون ميگيري

رفيق فقط يه کار کوچولو کن چي؟ -

با داداش صحبت کن

کالا دارم بهت چهل ميليون ميدم

خودت بايد با پوران حرف بزني

باشه سعيمُ ميکنم

کالا از وقتي با چيکو آشنا شدي اراده ات محکم تر شده

!پرمار !کالاي ميليونر -

بابا واستون عدس گجراتي فرستاده يه خورده شيرينه

واقعا، ممنونم دخترم !خواهش -

دختر ساينات عدس آورده ميگفت شيرينه

پوران لجبازيُ بذار کنار اگه خداي نکرده توو پرونده شکست بخوريم

هيچي دستمونُ نميگيره

و اگه پيروز هم بشيم چيزي که توو دستت مياد نبض مريض هاست اونم رايگان

من اينُ نميگم پرمار ميگفت

پوران صد ميليون مبلغ کمي نيست آينده ي بچه هات تامين ميشه

همينطور مال عموش

پوران يه خورده فکر کن تو يه آدم صافُ ساده و محترمي

از قيد و بند دادگاه بيا بيرون

اين دادگاه چهره ها رو نابود ميکنه

مثلا ببين چند ساله درگير پرونده ي من هستين

ولي نتونستين کاري کنين من خونه رو خالي کنم

اگه تو قبول کني مارفاتيا حاضره بيست ميليون ديگه بده

اون بيست ميليونُ قبل از اينکه پرونده رو پس بگيره ميده يا بعدش؟

کاملا قبلش ميده

اون خيلي حرفه ايه

باشه پس فردا پولُ بگير

داداش تو اولين بار بهترين تصميمُ توو زندگيت گرفتي

پوران تمام عمرت همه از شرافتت سوءاستفاده کردن

و تو حتي متوجه هم نشدي

جناب پرمار من از همه چيز خبردارم

ولي اين مسئله رو به روشون نياوردم

خودتونُ ببينيد هرموقع دلم ميخواست ميتونستم از خونه بندازمتون بيرون

ولي فکر کردم بزرگ خونه هستين

امروزم ميدونم ازم سوءاستفاده ميشه

..ولي

کالا داداشم اين همه مدت کنارمه ولي من درکش نکردم

ميترسم فرداشايد بچه ي منم منُ درک نکنه

من خودمُ که نميتونم تغيير بدم

ولي به خاطر شما مطمئنا ميتونم پاپس بکشم

!داداش

داداش معذرت ميخوام

!داداش

!داداش

!پرمار

داداش توو خونه نيست

پرواز آمريتسار؟ عذرميخوام جناب چندلحظه پيش پروازکرد -

!رفت

داداشم منُ تنها گذاشت رفت

کالي من هيچ جا نرفتم

داداش من قبلا هم اشتباه کردم

تو هم هميشه منُ بخشيدي

اين بار که ناراحت شدي ميخواي تنهام بذاري بري

!معذرت ميخوام

من بايد مارفاتيا رو مياوردم پيشت

پوران اشتباه از منم هست

من نبايد از مارفاتيا چک قبول ميکردم

!داداش منُ ببخش

بزرگترين اشتباه از من سرزده

...آقاي پوران اون

من وجرکوچُ دزديم به مارفاتيا دادم

من فقط ميخواستم مطب بزنم تا آرزوي مامان برآورده بشه

ولي راهي که انتخاب کردم اشتباه بوده

!معذرت ميخوام

مامان با فروختن کاکرا و فافرا منُ جراح کرد

خيلي سختي کشيد

من فقط اون دو نفرُ... طماع شده بودم

فقط واسه اينکه زندگي خوبي داشته باشن

همين،از قصد اينکارا رو نکردم

!کالي

من فردا توو دادگاه شهادت ميدم کالي من واقعا متاسفم

!اشکال نداره

درضمن با تاسف من درست نميشه آقا منُ بخشيده

وقتي اين دادگاه ها تموم بشه شهرُ بهت نشون ميدم

شهرُ نشونم ميدي؟ نميخواي ببيني؟ -

ميخوام - بايدم ببيني

درضمن بايد بدوني شهر زنت چي داره

درسته يا نه؟کجا کدوم فيلم خوبه

کدوم سينما خوبه؟ کجا پاپ کورنش خوبه کدوم رستوران خوبه

دونستن همه ي اينا لازمه لازمه بدوني من

تو چي گفتي؟ يکي از رستوراناي مورد علاقم -

نه نه قبل از اون !قبل از اون؟ -

!فيلم نه نه، قبل از اون -

قبل از اون يادم نيست

اون مسئله زن؟ زن کي؟ -

چيکو بگو ديگه

شوهرخواهر قراره فردا چيکو عليه ما توو دادگاه شهادت بده

اون اسناد مطبُ هم پس فرستاده ..و آقاي پرمار هم چکُ

همونطور که همتون ميدونين اين پرونده در مورد حق و حقوق و علوم سنتيه

اين پرونده ي کوچيک امروز به يه پرونده ي مهم تبديل شده

ما منتظر نتيجه ي نهاييش هستيم

بريم با افرادي صحبت کنيم که مخصوصا به خاطر اين پرونده از پنجاب اومدن

فقط همين نيست کل پنجاب اومدن با کلي مدرک اومدن

سال هاست مردم ما برا درمان به عطاري خزانچي ميرن

و منم..عه پدرجان شما بگو

من 90سالم شده ولي تا به حال مريض نشدم

من سال هاست وجرکوچ ميخورم

...من که خوبه، پدر پدر پدرم

بله دخترم از بچگي چشم هاش مشکل داشت اين بدون عينک اصلا نميتونست ببينه

آره ولي چند روز پيش آقاي پوران بهش يه دارو داد

امروز بدون عينک هم واضح ميبينه

داداش پوران توو گجرات هم معروف شده

اين خيلي دعوا ميگيره خودش بيشتر دعوا ميگيره -

واقعا تو اول زدي نخير خودت زدي که اينطور عجب -

کي اول سيلي زد؟

خيله خب حالا دعوا نکنين

من مشوق داداش پوران بودم که بياد اينجا

من مشوقشم همچين مسئله ي کوچيکي نيست

بهتون ميگم توو عطاري خزانچي چه کارايي که نميکنم

به حرفم گوش کن

بفرمايين حالتون چطوره؟ آقاي پرمار تصميم امروز به نفع شماست؟ -

مطمئنا همينطوره من ميگم جزو اخبارفوري بذارين -

پرمار قراره برنده ي اين پرونده باشه

ببينيد بايد يه چيزي بهتون بگم من به قضات هندي کاملا اعتماد دارم

حالا جناب قاضي هر دستوري بدن به روي چشم

لطفا ديگه سوال نپرسين

اينا هر سوالي ميپرسن خوب شد به موقع جبهتُ عوض کردي -

توو دادگاه همينطوري بمون باشه ميتو -

آهاي بيتو نه آقاي قاضي آقاي قاضي

باشه آقاي قاضي

پرمار دوباره که باهاش درگير نشدي؟

نه کالا رفيقمه يه خورده باهم گپ زديم خوش گذشت

ولي چيکو کجاست؟

نميبينمش - واسه پيروزي پرونده رفته معبد دعا کنه

!مارفاتيا اومد

باتيا خيلي دل و جرئت داري

خودت واسه شکست توو پرونده اومدي

فکر ميکردم يکي از دستياراتُ بفرستي

جناب پرمار شما مواظب شهودتون باشين

ببينيد خوب نيست اينطوري در ملاعام بچرخن

همه ي حواستون به پرونده بود

!منظورت چيه؟

شما وکيل هستين يعني متوجه اين نشدين؟

!موفق باشين

کالا چيکو کجاست؟ اون که رفته معبد مگه نه؟ -

اين عوضي يه بازي کثيف واسمون راه انداخته پورن هرطور شده چيکو رو بيار

تا اون موقع منُ کالا حواسمون به پرونده هست

!بفرما

!سلام

من هيچ...هيچ..من هيچکاري نکردم

من هيچي نميدونم اصلا نميدونم

من...شوهرخواهر...من نميدونم

بيا حرف بزنيم

پرمار حداقل بگو داخل بايد چيکارکنيم؟

وقتُ تلف کنيم، تا زماني که پوران چيکو رو نياورده

بايد پرونده رو به بيراهه بکشونيم

پرونده رو شروع کنين

ميتو رفيق من امروز خيلي خوشحالم !ميتو؟ -

عذرميخوام آقاي قاضي

امروز من خيلي خوشحالم شايد شما اين مسئله رو ندونين

امروز قراره مقدمه ي صدمين پروندتونُ بشنوين

من از طرف همه بهتون تبريک ميگم

شما هم بلندشين تبريک بگين

!قربان تبريک ميگم

خيله خب خيله خب بشينين شما هم بشينين

!لطفا بشينين

توو اين ساعات خوش يومن من ازتون درخواست مرخصي واسه تعطيلات ميکنم

عاليجناب ايشون وقت دادگاه تفل ميکنن

تفل نه تلف

اگه دوست دارين اردو حرف بزنين تلفظتون درست کنين

ولي شما حرمت دادگاه حفظ کنين ادامه بدين

چشم قربان چشم قربان

قبل از هرچيز ميخوام شاهدم پارش به جايگاه دعوت کنم

اجازه دارين

اسم کامل شما چيه؟

پريش مانوباي جيوراج باي آمريت لال ايندو کومار بربان باي

ناگرداش باي جمناباي هيمچندکومار پاتل

شما پورانُ از کي ميشناسين؟

من پوران پوري رو ميشناسم ولي ادمي به اسم پوران نميشناسم

پس شما پارش هيمچند پاتل نيستين؟

!هيمچند پاتل !وقتمُ تلف نکن -

شما دوباره اسمتونُ بگين کامل هم بگين

اسم کامل من پريش مانوباي جيوراج باي آمريت لال ايندو کومار بربان باي

کافيه کافيه کافيه

همين که گفتين اسم کاملتون يادمون موند

اونقدري که توو سال ماه داريم اسم شما از اونم بلند تره

و آقاي پرمار شما، شما شاهدتونُ نميشناسين؟

من حواسم به شاهد باشه يا پرونده؟

درضمن اگه شما ميخواين چيزي بپرسين خب بپرسين

من چرا از شاهد شما سوال بپرسم؟

پرونده ي شماست شما پول گرفتين چرا من بگم؟

شما هم وقت دادگاه تفل نکنين بلين از اينجا بلين

!چشم

آقاي قاضي حالا ميخوام خدمتکاري که توو خونه ي پوران کاري ميکنه احضار کنم

اجازه دارين

!برو من؟ -

عاليجناب اين خدمتکاره؟

اينکه مَرده توو روستا همه بهم بيلاباي ميگن -

به به پس زن ها بايد کار مرد ها روانجام بدن

مردها کار زن ها رو انجام ندن

آقاي قاضي يعني تا کي ميخواد اين وضع ادامه داشته باشه؟

حالا وقتش رسيده که احترام و عزت و جايگاه واقعي زن ها رو

حقشون و اون چيزي که بيشتر از همه دوست دارن

اوني که اينجا ميزنن ، آره رژ لب -

رژ لبشون بايد بهشون بديم

بهم بگو چه نسبتي با پوران داري؟

بله من مشوقشون هستم ولي الان داشتي ميگفتي خدمتکارشوني -

شغلم مشوق بود

بعدا از کارم خوششون اومد

بهم گفتن کاراي خونه رو هم انجام بده نه نه به انجام کاراي خونه پيشرفت نميگن -

بلکه اينکار بي ارزش تره

اين داره راست ميگه؟ حواست به پرونده باشه -

يکمم بايد حواسم به سابقه ام باشه باشه هرچي ميخواي بدي بده -

آقاي قاضي راستش بگم من توو خونه مواظب داروها هستم

مواظب بچه ها هستم آبُ جارو ميکنم

غذا درست ميکنم

مزدم فقط پنج هزار روپيه س

آقاي قاضي من درخواست دارم مزدم زياد کنين

مزدم زياد کنين ...مزدم

آقاي قاضي، آقاي قاضي

اگه شما کار اينُ ببينين بهش دو زارم نميدين

شما دخالت نکنين

وقتي صداتون کردن بعد صحبت کنين

شنيدي يا دوباره بگم

آقاي پرمار شما سوالتونُ بپرسين کدومش؟ -

کدومش؟من از کجا بدونم چه تصادفي -

ميتو، ببخشيد آقاي قاضي فکر و گفتارمون هنوزم مثل همديگه س

آقاي وکيل موقعيتتونم هنوز يکيه

خيله خب خدمتکار خب اينُ بگو ظروف خونشون چقدر کثيفه؟

اين مسئله چه ربطي به اين پرونده داره؟ باتيا ربط داره -

چه ربطي داره؟ من نميدونم -

خب اگه نميدوني پس چطوري ربط داره؟ اگه اينقدر فشار وارد کني چطوري بپرسم؟ -

!بپرس نميپرسم، حسم بهم ريختي -

شما فعلا توو دادگاه هستين توو کافي شاپ نيستين که حستون بهم خورد

قربان من اصلا قهوه نميخورم مگه ما ازت پرسيديم؟ -

اي بابا خب بپرس

شاهدهاتون تموم شدن يا موندن؟

من الان ستي رو احضار کنم که هميشه راست ميگه و از داروهاي پوران استفاده کرده

سرزنشم نکنين

خيله خب ستي راستش بگو

تو چه چيزايي ديدي

من قلعه ي سرخ توو دهليُ ديدم

دروازه هندُ ديدم

تاج محل آگرا رو ديدم تاج محل چه ربطي به اين پرونده داره؟ -

داره، تاج محل نشانه ي علاقه س اين پرونده ي عشق نيست -

آره اين پرونده ي نفرته نفرت بين دو برادر

نفرت بين دو همسايه نفرت بين دو کشور

اين پرونده ي کشور نيست اين پرونده شخصيه

شخصي؟ دادگاه مال پرونده هاي شخصي نيست

عاليجناب پرونده حل شد

!ساکت - رفيق تو منُ سرزنش ميکني؟

فراموش کردي ما چه دوستاي خوبي بوديم؟ بقيشُ بگو

حالا ميخوام شاهد مخصوصم آقاي کالا رو احضار کنم

!احضارش کنين

خب شما چي ميخواي بگي؟

من عاشق چيکو هستم وبه خاطرش هرکاري ميکنم

!دست بزنين

عاليجناب واسه چي دست ميزنن؟

جوانان کشور ميخواين يه کاري کنن

من بهش احترام ميذارم اگه احترام گذاشتنتون تموم شده -

بقيه سوالا رو بپرسين بله -

شما پورانُ از کي ميشناسين؟ ازبچگي -

خب رنگ موردعلاقش چيه؟ !سياه -

و غذاي مورد علاقه ش؟

!قرمه سبزي

شما اومدين از پرونده دفاع کنين يا مسابقه جواب هاي آتشينه؟

هي باتيا چيه پرونده پرونده راه انداختي

رفتن توو دل پرونده وقت ميخواد

آهاي پرمار من بچه نيستم

آره داداش تو پدرمي

محض اطلاعاتون بگم ما اينجا از پرونده ي درمان کامل دفاع ميکنيم

وجر کوچ نه درمان کامل

دادگاه در موردش تصميم ميگيره باتيا داريم در موردش تصميم ميگيريم -

چيکو توو همين کاميونيه که داره مياد

!ميتو !ميتو

حالت خوبه؟ اي بابا ميتو نه، قاضي سونيل سينها -

آقاي قاضي بله قربان بله قربان -

چيز ديگه اي واسه گفتن دارين؟ !من، من دوستت دارم -

عاليجناب لطفا راي تونُ اعلام کنين

منم دوستت دارم

دوبار دوستت دارم سه بار دوستت دارم لطفا بشينين بشينين

حالا قراره راي امُ اعلام کنم

ديگه کافيه قبل از اعلام راي ام ميخوام به اين طرف توجه کنين

با مد نظر گرفتن تمام شواهد و مدارک

اين دادگاه چي ؟ -

نه نه نه اي بابا چيزي نميشه تو که خودت ميدوني

بدي بديه بديه

اومدش آقا شما کي هستين؟ -

آر يو بدي

اي بابا چندبار گفتم اسم من سونيل سينهاست قاضي سونيل سينها

نه عاليجناب منظورم اينه من آر يو بدي

رجيندر اوتاب سينگ بدي

من وکيل کالا هستم

يه وکيل بي ارزشه

اين تا امروز توو يه پرونده هم پيروز نشده !آهاي پرمار -

با وکيلم درست صحبت کن داداش اينم وکيل شماست ديگه -

اين مال اين پرونده س اون مال اون پرونده

اي بابا داداش چندتا پرونده درجريانه چندتا؟

آره داداش شما چندتا پرونده دارين؟ آهاي باتيا -

دولت گفته شماره حساب بدين نه شماره پرونده

ساکت ساکت ساکت

آقاي پرمار شما تا الان نه مدرکي ارائه کردين

نه شاهدي احضار کردين

آقاي قاضي لطفا حالا راي تونُ اعلام کنين

شما مدرکي ندارين شاهدي هم ندارين

به همين دليل اين دادگاه با مدنظر گرفتن تمام مدارک و شواهد

تصميمش به صاحب کمپاني مارفاتيا

...آقاي مارفاتيا آقاي قاضي لطف صبر کنين -

شما ديگه کي هستين؟

آقاي قاضي عذرميخوام

تا الان من وقت دادگاه تلف کردم

ولي حالا ميخوام آخرين و مهم ترين شاهدمُ احضار کنم

من همه چيزُ متوجه هستم ولي بازم اجازه دارين

!ممنونم قربان

بالاخره قاضي سونيل سينها راي شُ اعلام کرد

کمپاني مارفاتيا پلمپ شد

...چون پرونده اي که پرمار دست ميگيره !باتيا -

طي يکي دوتا تاريخ در موردش راي صادر ميشه

وجرکوچ که افتخار اجداد پوران بود دوباره به عطاري خزانچي برگشت

و قاضي به نفع پوران راي داد

داروهاي گياهي که اين طبيعت بهمون داده متعلق به همه ي ماست

اين يه هديه ي بينظير براي ماست

ولي ما چيکار ميکنيم در تاريکي به سر ميبريم

بهترين درمان ها توو کشورمون هست ولي بازم ميليون ها خرج ميکنيم

و براي درمان به کشورهاي خارجي ميريم

ما نميتونيم تصور کنيم که توو آيروويد چه گنجينه ي عظيمي نهفته س

بيايين و به اين گنجينه ي عظيم احترام بذاريم

بيايين قدرشُ بدونيم

آقاي پرمار خونه هستن؟ دم دراومده -

دم دره، دعاي خير کنين !زنده باشي -

شما کي هستين؟ من، من مستانه هستم -

توو بازار خبر رسيده که شما هم مثل من پري ها رو ميبينين

اي واي پسرم تو هم به اين بيماري مبتلا شدي؟

مبتلا مفتلا بله بله دقيقا همونه

ولي چطوري از دست اين پري ها خلاص بشيم؟

خلاص بشي؟ واسه چي داداش؟

فقط ميبينمشون فقط ميبيني؟ -

اين پري ها از سرتاسرزمين ميان

يه باز از ته دلت بخواه يه کاري کن

با من يه وردي بخون ورد؟ آره -

رفته رفته رفته رفته -

رفته رفته رفته رفته -

ببين چشمم داره ميپره

ارائه شده توسط فروشگاه باليوود براي شما b4umovies 09372751966 براي سفارش محصولات و زيرنويس با ما درتماس باشيد

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.