Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
بیا دوست دختر باشیم
...تاوان
بله؟
آیلا میخوام اینکارو درست انجام بدیم
قلبشو نشکن
هرگز اون روز نمیاد آقا
از خانوادت برام بگو
با فامیلیت آشنایی ندارم
اسم پدرم سونگکلود چوکپراسرتسوپه
اجازه نمیدم دختر با بچه یک خائن در ارتباط باشه
به دخترم نزدیک نشو
خیلی وقته خانم مدیر رو ندیده بودم
منشیم خواست یه وقت بگیره ولی خیلی سرت شلوغ بود
بشین
چقدر آشفته ای چیزی شده؟
میخوام بدونم بین شما و آقای تانا چی گذشته
روئنگوناکورن
از کجا اون خائن عوضی رو میشناسی؟
آقای تانا هم دقیقا همینها رو دربارت گفت
بیخود بهش نگو آقا
میشه لطفا راستشو بهم بگی؟
چی بین شما اتفاق افتاده؟
اول بگو چه رابطه ای با تانا داری؟
اون پدر کسیه که عاشقشم
کسیکه عاشقشی؟
بله
من عاشق دخترش آیلام
راستش اصلا برام مهم نیست اگه دوتا دختر عاشق هم باشن
دنیا عوض شده
اما آخه دختر تانا؟
فراموشش کن
من هرگز با اون مرد آشتی نمیکنم
بهتره همین الان ازش دست بکشی
با آقای تانا چیکار کردی؟
اون به من خیانت کرد
اون زمان دوستهای صمیمی بودیم
من کمکش کردم از اول شرکتش رو بسازه
اما در انتها
به من نارو زدو همه چیزمو بالا کشید
برای همین مجبور شدم شرکت خودمو بزنم
و برای رسیدن به اینجا کلی زحمت کشیدم
همین
توان بنظرم
بهتره اون خانواده رو فراموش کنی بیای پیش خودمون کار کنی
نه
من کار خودمو دارم
چرا میذاری این توی کارمون دخالت کنه؟
منکه دارم کمکت میکنم
من دیگه برم
صبر کن توان
دیگه اینجا برنگرد
اصلا نمیدونم چرا اومدی
بابا
برای پروژه ماه آینده همه چیزو آماده کردم
قول میدم اینبار برنده بشیم
اگه آماده ای عالیه
مثل دفعه قبل که گند نمیزنی به مزایده؟
نگران نباش بابا همه چیز تحت کنترله
کسیکه اون خطابش کردی اسم داره
به اسم صداش کن
الانم که حقیقتو میدونی ازم عصبانی هستی؟
با اینکه سونگلود بمن خیانت کرده؟
اشتباه ما چی بوده؟
ما فقط عاشق شدیم
وقتی پدر خائنه حتما دخترش هم مثل خودشه
باید رابطت رو باهاش قطع کنی قهمیدی؟
تو واقعا دیدی توان مثل پدرش کار بدی بکنه؟
تا وقتی فراموشش نکردی اینها پیشم میمونه
سر کارت هم تماس گرفتم گفتم مریضی
نمیتونی اینکارو با من کنی قبول نمیکنم
تا اونو از سرت بیرون نکردی
نمیذارم از خونه بری بیرون
کسی بدون اجازه من از اتاق خارج نمیشه
بله قربان
دیگه دوستت ندارم
دیگه نمیخوام اینجا بمونم
برو بیرون! دیگه نمیخوام زنده باشم دیگه دوستت ندارم
دیگه دوستت ندارم
صبحانه خانم آیلا رو بردم
چیزی خورد؟
نه قربان به چیزی لب نزد
حاضر نیست غذا بخوره
آیلا عزیزم لطفا یه چیزی بخورم
ببخشید خانم
گفتم نمیخورم برو
!وای
باشه باشه نمیخوری نخور
!کاتو
چطوری؟
نمیتونی گرسنگی بکشی
خب چیکار کنم؟
بابا میگه توان رو فراموش کنم اما نمیتونم دوستش دارم
تو میدونی چقدر میخوامش
اره میدونم اما اول باید آروم باشی
میشه بگی دقیقا چی شد؟
بابات یه چیزهایی گفت ولی درست نفهمیدم
بابای من و توان قبلا دوست بودن
باهم شرکت زدند
خیلی هم کارشون گرفته
یکروز یک مناقصه بزرگ برگزار شده
پدرم مطمئن بوده
شرکتش برنده میشه
اما آخرین لحظه
یک شرکت گمنام ازش جلو زده
همه توی شرکت شوکه شدند
هیچکس نمیدونست چی شده
بعدش معلوم شد مالک شرکت گمنام
پدر توان بوده
از اون زمان این دو شرکت رقیب هم شدن
یعنی درگیری بین دوتا دوست و رقیب کاریه؟
دقیقا
ولی به ما چه ربطی داره؟
هزار سال قبل بوده
چرا ما باید تاوانش رو بدیم؟
میدونی چقدر برام سخت بود تا توان رو پیدا کردم
حالا میگه ازهم جدا شید؟
ما تازه بهم رسیدیم
اما من 8 ساله عاشقشم
!هشت سال
!میدونم من 8 سال حرفهاتو گوش کردم
خدایا میخوای چیکار کنی؟
اولین باره باباتو اینقدر جدی میبینم
معمولا هرچی میخوای بهت میده
نمیدونم چیکار کنم
فقط میدونم دلم برای توان تنگ شده چیکار کنم؟
دلم تنگ شده
خیلی دلتنگشم
!هی
خوب گوش کن اولین کاریکه میکنی
میری دوش میگیری چون بوی گند میدی
موهاتم بهم ریخته
بعدشم غذا بخور
منظورم این نبود
من به بابات میگم آروم شدی
وقتی از خر شیطون پایین اومد
منم پیشش شیرین میشم که کمک کردم
اینطوری راحت تر آمد و رفت میکنم
درسته؟
اره
ده دقیقه ست همینطوری نشسته
تا همین دیروز همه چیز عشقولانه بود
اما امروز خیلی داغونه بهم ریخته
حتما دعواشون شده
با خانم رئیس؟ عمرا
پس چی شده؟
درست نخوابیده
اگه خانم رئیس نیست پس چی اینقدر مضطربش کرده؟
بپرسیم؟
رئیس با خانوم رئیس دعوا کردی؟
با آیلا دعوام نشده
با پدر آیلا مشکل داره
!کاتو
آیلا چطوره؟
گفت اینو بدم بهت
توان...خیلی دلم برات تنگ شده
من رابطمو باهات قطع نمیکنم نمیتونم دوستت نداشته باشم
تو هم تسلیم نشو. باشه؟
بیشتر از هر چیزی توی دنیا دوستت دارم
...خب
اشتباه از پدرت بوده؟
نمیدونم
دقیقا چی شده؟
خب
پدر توان و آیلا
سالها قبل مشکل داشتن
الانم رقیب تجاری هستند
دشمنهای قسم خورده
پس بگو چرا میگن کات کنید
باباش مثل فیلمها توی خونه حبسش کرده
همه وسایلشو گرفته و نمیذاره از اتاق بیاد بیرون
تیم جدید محافظتی آورده پشت در اتاقش
دیروز آیلا هیچی نخورد
هیچی نخورد؟ درست مثل بعضیها
ولی الان غذا میخوره؟
اره من وادارش کردم
باید قدرتشو حفظ کنه اگه میخواد مبارزه کنه
ممنون
لازم نبود خودتو درگیر کنی
عیب نداره توان
اما تو هم باید درست بخوابی و غذا بخوری
وگرنه چطوری میخوای ادامه بدی؟
آیلا داره تلاشش رو میکنه
میدونم تو هم میکنی
حالا برنامت چیه؟
هنوز نمیدونم
چطوری باید مشکل پدرهامون رو حل کنم
فقط میدونم باید همین حالا آیلا رو ببینم
میخواید برم ببینم
از چه شرکتی تیم محافظتی گرفتن؟
شاید بهتون کمک کنه
فعلا رئیس چطوره یه چیزی بخوری؟
اینطوری بهتر فکر میکنی
منم غذای مورد علاقتون رو سفارش دادم
نمیخواد گرسنه نیستم
حتی اگه گرسنه نیستی باید بخوری
بخاطر آیلا بخور توان
رئیس لطفا غذا بخور
بخور توان
اطلاعات دارم رئیس
آقای تانا از شرکت چانون تیم حفاظتی گرفته
میتونی تلفنشون رو بگیری؟
پشت خطه رئیس
حرفتون تموم شد در بزنید
آیلا
!توان
حالت خوبه؟
نه اصلا دلم برات تنگ شده
منم دلم تنگ شده
کاتو رو دیدی؟ نامه رو برات آورد؟
همشو از ته دلم گفتم
چطور بابا تونست بامن اینجوری کنه؟ اصلا نمیفهمم
من 8 سال دوستت داشتم چطور بمن میگه کات کن؟
توان
نکنه دیگه دوستم نداشته باشی؟
من خیلی وقته عاشقتم
قرار نیست جایی برم
دلم برات تنگ شده
میخوام ببینمت حتما باید ببینمت
گریه نکن باشه؟
دختر قوی من، گریه نکن
تیم امنیتی که الان اونجاست مال یکی از دوستهامه
یجوری میام میبینمت
منتظرم باشه
باشه منتظرم
دوستت دارم
منم دوستت دارم
امشب میرم پیش آیلا
اما توان
تا جاییکه شنیدم
آقای تانا تمام برنامه هاشو لغو کرده
احتمالا تمام مدت خونه ست
چطوری میخوای ببینیش؟
تایفون بله رئیس؟
به چانون بگو ترتیب کارو بده
امشب میرم اونجا
!ای ول رئیس
فهمیدم
تمام وسایلو آماده میکنم
الان نقشه خونه رو برات میفرستم
من چیکار کنم؟
کشیک واستم؟
کاتو بله؟
جلوی آقای تانا از دهنت نپره
!به چشم
توان
دیگه گریه نکن
من اینجام
گریه نکن
دختر خوبم
...میدونی
اینقدر دلم برات تنگ شده بود نمیتونستم هیچ کاری کنم
خیلی ترسیده بودم
میترسیدم دیگه هیچوقت نبینمت
لازم نیست بترسی
الان پیشتم
چیزی نیست
وقتی کاتو گفت قراره بیای فکر کردم داره گولم میزنه
با اینهمه نگهبان چطوری اومدی؟
نگهبانها
میتونن بیان اینجا
نگران نباش
تیم اون بیرون رسما تیم منه
نگران چیزی نباش
تیم تو؟
اره
واقعا تو کی هستی؟
من دوست دخترتم
دوست دخترم فوق العاده ست
از این ارتفاع اومدی بالا
نترسیدی بیفتی؟
نه
قلبم اینجاست
هرچقدر هم بلند بود نمیترسیدم
عشقم
خیلی میخوامت
دیگه مال تو شدم؟
...تو فقط
مال خودمی
معلومه که هستم
اگه بری سراغ کسی
خودم میکشمت
وای که ترسیدم !اینکارو با من نکن
آیلا
دیگه باید برم
نمیخوام بری
منم باهات بیام؟
...شایدم
تو بتونی توی اتاقم قایم بشی
نمیذازم بابا بیاد تو
نه نمیشه
کاتو و تیم حفاظتی به دردسر میفتن
قول میدم
هرشب بیام پیشت
قول
قول
پس منتظرتم
ممنون
فقط مواقع ضروری تماس بگیر. باشه؟
نذار کسی بفهمه
دوستت دارم آیلا
فقط خواستم یادآوری کنم
هر وقت ناراحت بودی
یادت نره من هیچ جا نمیرم
باشه
اینقدر صبر میکنم
تا بابا بذاره باهم باشیم
از اینطرف لطفا
الان همه میریزن اینجا
بعدش چی شد؟
خب؟
خب؟
خودت میدونی
چی رو؟
خب خب؟
کاملا مال هم شدیم
وای بالشم کجاست؟ برو بیارش
نمیتونم الان میمیرم
!خودتم جیغ زدی
الانه که غش کنم
خسته شدم
چقدر احمقانه خوشحالی
اینقدر هیجان دارم و حسودیم شده الانه که منفجر بشم
نمیری کاتو؟
فکر نکنم
چی؟
تا بازش میکنی بوی خوب میده
محشره
!چقدر لفتش میدی
صبح برگشت؟
اره
خب؟ چی شد؟
رئیس خیلی خوشحال بود
همین؟
اره همین
رئیس خوشحاله. کافی نیست؟
بهتر از اینه که تمام روز اون قیافه آشفتش رو ببینیم
خودت میگی یا از زیر زبونت بکشیم؟
میگی؟
نمیگم
میگی یا نه؟ نه
بذار بگم اول چی میشه
یا خفه میشی یا میگی
الو؟ آیلا خوبی؟
خوبم
فقط دلم تنگ شده بود
فکر کردم چیزی شده
تو این گوشی رو دادی
گفتی وقتی واجب بود زنگ بزن
واجب بود باید صداتو میشنیدم
بچه پررو
منم دلم برات تنگ شده
...راستش داشتم
به دیشب فکر میکردم
سر به سرم نذار
غذا خوردی؟
خیلی دلم تنگ شده بود
فهمیدم
الان میرم
دوستت دارم دوستم
منم دوستت دارم
بفرست برام
یه کار ضروریه
تموم شد
خوابت برد؟
اره
بیدار شو
یکم دیگه
من باید برم
نمیشه بمونی؟
نه نمیتونم
باید برم
soogand1983@yahoo.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.