All language subtitles for Nang Ai E12

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

::: دردسر های نانگ ::: *قسمت دوازدهم* ::: مترجم: منا ::: کانال ما @mamsubtitle وبلاگ ما mamsubtitle.mihanblog.com

برای پختش باید تو فر کبابی بشه

پس بجاش من چیز کیک درست کنم بهتره

چیکار می کنی عزیزم ؟

من قصد داشتم مقداری اسنک برای خاله توبیت مامان درست کنم

اما من وسایلش رو ندارم

متاسفم عزیزم

ناراحت شدی

نه مامان

من ناراحت نیستم

مامان اینو نگو

سی کسی امده نبالت

او خوش تیپه

خون تیپ

سلام من کامپونگ هستم

من درستیار آقای کنسولم

آقای کنسول از مدرسه سی

من تصادفا کاری تو بانکوک داشتم پس از وقت اضافی ام استفاده کردم

شما شخص مهربون و خوش قیافه هستید ارزو می کنم در آینده همیشه موفق باشید

سی تو قصد نداشتی اسنک درست کنی

با پی درست کن

اسنک درست می کنی ؟

بله او احتمالا اسنکهای مدرسه خیلی دوست داشته

می گه از پختن اسنک لذت می بره

اینطوری پس؟

من دوست ندارم

از اونها بپزم

اینجا من امکاناتش رو ندارم مثل مدرسه

پس میشه اجازه بدید سی رو ببرم بیرون وسایل مورد نیاز تهیه کنیم ؟

آقای کنسول به من اجازه داده

هر چیزی ما نیاز داشتید فراهم کنم

این برای آرد

تو می تونی ازش برای پختن کیک یا نون استفاده کنی

اما اگه تو بخوای کیک بپزی

تو می تونی این یکی کاسه رو بگیری

این برای مخلوط کردن استفاده میشه

بله - امتحان کن

با کاسه است

خوشم میاد

که تو از اسنک پختن لذت میبری

پختن به من آرامش میده

چیزی تورو ناراحت می کنه ؟

بزار من برات انتخاب کنم

چیزهای برمیدارم که کارو برات ساده تر کنه

مثل این

من بعدا یادت میدم

پی کامپونگ تو مجبور نیستی

من دوست ندارم بهت زحمت بدم

چرا تو فکر نمی کنی من خودم میخوام ؟

کلاه سرآشپز

اجازه بده به سر آشپز جدید خوشامد بگم

به اضافه داشتن ذوق و مهارت

کو کف قشنگه ؟

این یکیم خوبه

من واقعا خوشحالم

که تو از پختن لذت میبری

امیدوارم یک روزی

تو مخصوصا برای من بپزی

نانگ

عمو پیتا و پی تانسی چیز مخصوصی آوردن تا دوباره تو رو ببینن

سلام عمو سلام تانسی -سلام

این اسنکها رو کی درست کرده

من هنوز اون دیروزیها رو تموم نکردم

تانسی مقداری دسر برای نانگ سرو کن

البته

انبه خوشمزه تره

بله بابا

یک مقدارم برای عمو سرو کن

سی - بله ؟

من اینو برات خریدم اون تازه است - ممنون

خیلی خوشمزه است

نگاه او چقدر سرگرم شده

پی کامپونگ بچه خوبیه

تو درباره خون کامپونگ چی فکر می کنی ؟

او بنظر شخص مهربونی میاد

صادق و اهل کلک نیست

من فکر می کنم خون کامپونگ ممکنه سی رو دوست داشته باشه

اما من فکر می کنم سی بهش علاقمند نیست

من فکر می کنم ...

چی فکر می کنی ؟

من فکر می کنم او پنهانی شیفته آقای کنسوله

پس تو چی گفتی ؟

من هیچی نگفتم

او هنوز جوانه

و من فکر نمی کنم آقای کنسول به بچه ای مثل سنوریتا علاقمند باشه

دوباره شروع کردی

من جدی ام

ادمهایی

که عاشق همدیگن

همدیگه ملاقات می کنن بدون اهمیت دادن به فاصله بینشون

کیت کجارفته ؟

من باز می کنم مامان

آقای کنسول

چطوری دردسرساز؟

سلام عمو سلام سلام

بفرما بشنید

ممنون برای اینکه اومدید خونه ما

کی شما برگشتید ؟

نانگ هر روز درباره شما صحبت می کنه

من شما رومعرفی نکردم ایشون تانسی پسر خون پیتا ست

سلام خون تانسی

برادر بزرگترکامپونگ و کام پون

سلام خون تیپ

برادرهای جوانتر من اغلب از شما حرف میزنند من تقریبا شما رو میشناسم

تانسی تو امریکا پزشکی می خونه

او سال دیگه فارق التحصیل میشه

خیلی وقته با نانگ قرار میزاره

تقریبا هرروز اینجاست

من اونو هرروز میبینم

خوبه که هرروز اینجاست

اجازه بدید شام رو بعدا باهم باشیم

متاسفانه من بعدش باید برم خونه سنوریتا

من هنوز مادرش رو ملاقات نکردم

درسته

سنوریتا خوشحال میشه تورو ببینه

منم دلم برای سی تنگ شده

من هنوز از وقتی برگشتم ندیدمش

ممکنه منم با شما بیام ؟

نانگ به خون تیپ زحمت نده

درسته تانسی کلی برات غذا اورده

توهنوز ازشون نخوردی نانگ

البته من اینجا اومدم از شمااجازه بگیرم که نانگ روهم ببرم

اگر از نظرشما مانعی نداره

واقعا؟ بله !

مامان بابا ممکنه من برم ؟

نزار بره

بزار اوبره

من این آواز دوست دارم

عمو توهم میتونی آواز بخونی ؟

آواز خوندن ادامه بده بیا با همد یگه بخو نیم

سلام خون تیپ

سلام سنوریتا

سلام سی!

چطوری تو اومدی اینجا ؟

اقای کنسول منوآورد

چه خوشبو سی

آیا خاله توبیت پخت و پز دوست داره ؟

وسایل کاملا مجهزی داره

پی کامپونگ تصادفا منو دید

پس اینا رو برام خرید

اوه پس اومده دیدنت

چرا دیدن من نیومده ؟

خون تیپ هم اول اومده دیدن تو

تو دلخور شدی ؟

نه چرا

تو چی پختی ؟

می تونم من از اونها بخورم ؟

دست نزن

دست نزن اون هنوز اماده نیست

من بعدا میارم برای خون تیپ باهمدیگه بخوریم

ممنون خون تیپ

بخاطر بزرگواریتون نسبت به ما

اون کار بزرگی نبود خون سیسنوم

فقط منو خاله صدا کنید

من اتفاقی کاری در بانکوک داشتم

پس من امدم ملاقات خاله که بپرسم

من می ترسیدم شما ممکنه دلواپس باشید یا سوالی درباره موضوع سنوریتا داشته باشید

من هیچ دلواپسی ندارم خون تیپ

من تنها حق شناسی بزرگی نسبت به شما دارم

از من ممنون نباشید خاله

این افتخار منه که اسپانسر سنوریتا تا زمان فارق التحصیلیش باشم

شما مجبور نیستید تشکر کنید

پی تانسی ؟

همون شخصی که فرودگاه اومد استقبالت ؟

همونه

من فکرمی کنم من باهاش جورم

واقعا؟

من مطمئن نیستم

هر روز ما باهمدیگه هستیم

پس تو اونو دوست داری ؟

من خیلی دوست دارم

من کوکوی تورو دوست دارم

اون خوشمزه است

توباید اونا رو بفروشی

من میتونیم نصف یک جین از اونا بخورم

نه فقط یک جین

اونها واقعا خوشمزن

امتحان کنید خون تیپ

من خودم اونا رو درست کردم

خوشمزه است

پس من براتون قهوه میارم

بله ممنون

ایا شما امشب شام میمونید ؟

امشب ممکنه راحت نباشه

چون من هنوزم کارهای دارم که باید سروسامون بدم

پس من می تونم خودم برگردم

نه

وقتی من خودم تورو اوردم خودمم تورو برمی گردونم

تو می خوای جای دیگه ای قبل رفتن به خونه بری

من فکر می کنم جای دیگه ای نمی خواد بره

چون پی تانسی می تونه اونو ببره

تانسی همه جا دنبال تو میاد

تقریبا

شما دیدید ؟ او هر روز میاد

آیا تو دوسش داری ؟

نه من اونو دوست ندارم

اما بابا و عمو پیتا سعی می کنن مارو باهمدیگه جور کنن

پس می خوای چیکار کنی ؟

هیچی

چون من برمیگردم مدرسه

و پی تانسی برمیگرده مدرسه

ما تو اینده باهم قرار میزاریم

مادام یاد داده به ما

که خیلی به اینده فکر نکنیم

چون اون نامشخصه

ما باید یادبگیرم از لحظه هامون لذت ببریم

پس تو این لحظه

تو خوشحالی ؟

من خوشحالم

شما میخواید بیان داخل ؟

بهتر نیام

من هنوز یک کارهای بعدا دارم

پس کی برمیگردید پانگان ؟

تو دو سه روز دیگه

پس قبل رفتن می ببینمتون

پس ...من میرم داخل

خوبه شما نیازی نیست در رو برای من باز کنید

من میرم خداحافظ

خداحافظ

بوی بوی

از کی قلب من اینطوری سریع میزنه ؟

من عاشق یک بچه شدم

من منتظروقت مناسبش میشم

چی می پزی عزیزم ؟

بوی خوشش همه خونه رو پر کرده

کیک شکلاتی با خامه کره ای و توت فرنگی مامان

خوشمزه بنظر میاد

خاله توبیت قطعا دوسش داره

میارم باهمدیگه امتحان کنیم

پس من بشقاب میارم مامان

خاله یک چیزی رو می خوام باشما مطرح کنم

البته

ممکنه من درخواست کنم اسپانسر سنوریتا بشم ؟

تومیخوای اسپانسر سنوریتا بشی ؟

البته من قبلا میخواستم این کارو انجام بدم

اما دیر شده بود

چرا تو میخوای اسپانسر سنوریتا بشی ؟

من فکر می کنم سنوریتا دختر خوبیه

من می خوام از خاله بخوام که

اجازه میدن من از سی مراقبت کنم می تونم من ؟

ممنون

ممنون برای اینکه همیشه رفتار صمیمانه و محترمانه ای نسبت بهش داری

من فکر می کنم تو هیچ ایرادی نداشته باشی

اما می دونم که دخترم هنوز جوانه

و اینکه شما دوتا زیاد بهم نزدیک بشید

من نمی خوام سی به این زودی تو این جور فکرها بیفته

بله من میفهمم

من عجله ندارم فقط میخواستم شمارو از نیتم باخبر کنم

بله من میخوام سی فعلا درسش رو تموم کنه

کار کنه تا قرضش رو پرداخت کنه و به همه مشکلاتش سروسامون بده

اگر بازم چیزی باقی موند

پس ما یواش یواش درباره اش حرف میزنیم

سریعا انتخاب کن کدوم محل مناسب تره

تنوع زیادی وجود داره

این بد نیست بابا

این دوتا به جاده اصلی نزدیکترن

چه اتفاقی افتاده ؟

برای مخت خوب نیست که تو اینطوری با سرت به صندلی ضربه بزنی

تو نباید وارد جزئیات بشی

این حالتش باید در ارتباط بایک زن باشه

اعتماد کن به من

از کی شما دوتا اینقدر بیخیال شدید

چیکار میکردید ؟

داشتین ارث بدون من تقسیم می کردید؟

تودیوانه ای ؟

ما دنبال خونه و درمانگاه برای بعد ازدواج برادتیم

با نانگ ؟

اون قبول کرده ؟

تازه اشم

بیشتر از چند باره به اونجا رفت وآمد داشتیم

پس پی تانسی واقعا اونو دوست داره ؟

او دوست داشتنیه

دوست داشتنی بودن کافی نیست !

چرا تو دخالت می کنی ؟

میخوای بهم بزنی ؟

داشتن یک قیافه عنق برای دخترا مشخصه توست

تو هنوز میخوای تو کار برادرت دخالت کنی

سرراست بگو چی میخوای ؟

من میخوام بتونم از یک دختر مراقبت کنم

فقط اینه

احمق

تو نمی دونی چطوری باید از پدر صاحب منصبت کمک بگیری؟

ممنون بابا

منو بوس نکن ! من دوست ندارم مردها منو ببوسن !

ممنون

خراب نکنی !

تو میخوای یک جایی اجاره کنی

عالیه سی

من خوشحالم نانگ

من تعجب کردم مامان اینجا رو پیدا کرده

اینجا خیلی امکانات داره

مامان و خاله توبیت سعی می کنن تا برای مدتی اداره اش کنن

ما می تونیم یک رستوران باز کنیم

اگه من بعد از فارق التحصیلی برگردم می تونم اینجا یک کافه باز کنم

سی من خیلی برات خوشحالم

تو و مادرت بهترین زندگی رو دارید

سی تو پختن کیک کوکی ادامه میدی حراج میزاری ؟

قطعا

فوقوالعاده ست

بزار منو امروز معلوم کنیم

بعد از فیلم من میام خونه شما

چقدر ادم اومده سینما چه صف درازی شده !

اگه تو صف وایسیم باید فردا شب فیلم ببینیم

من یک فکری دارم

یکاری بکنیم بیشتر خوشگل بشیم

بیشتر خوشگل بشیم ؟

یعنی

ما باید کاری بکنیم بیشتر خوشگلمون کنه

برگردیم پانتگان

ما حتی زمان کافی برای دوش گرفتنم نداریم

موهای ما کاملا خشک نمیشه وپوست صورتمون رو نمیشه ترمیم کرد

ما فقط سه تا ست یونیفورم داریم

اون خسته کننده است !

حالا زمان ارایش کردن داریم

نانگ ؟ سیا

اون قشنگه

از این رو به این رو شدیدم موفق شدیم موفق شدیدم !

ایشون پی تابیم هستن

ما با ایشون زندگی می کنیم

خوش قیافه مثل هنر پیشه ها

چی دوست دارید بنوشید ؟ من براتون میارم

خیلی خب

من یک چیزهای براتون اوردم

چون من فردا برمی گردم پانگان

من دوست داشتم چک کنم ببینم خاله و سنوریتا چیزی نیاز دارن

پس به این خاطره اول بشینید

من براتو مقداری ابمیوه پاپای تازه میارم

لطفا بشنید

من احساس بدی دارم خیلی به شما زحمت میدم

پس بزارید من برای شام شمارو دعوت کنم

تا کمی از بار دین من به شما ور کم کنه

فقط یک وعده ساده است

اما من واقعا میخوام کاملا از شما تشکر کنم

بچه ها به زودی میان خونه

اونها بعد ظهر رفتن سینما

خیلی خب پس

ماشین خون تیپ !

اوه نه !

بریم نانگ

چی سی؟

صبرکن سی ؟ مشکل چیه ؟

می تونم من تو نیام ؟

من نمی خوام آقای کنسول و ببینم

چرا نانگ ؟

اگه منو ببینه دوباره کلی سرم نق میزنه ؟

کلا عادت داره حتی وقتی یونیفرم مدرسه می پوشم بهم نق میزنه

امروز من موهام رو کاملا مرتب کردم

من قطعا به حدمرگ بازخواست میشم

پس برگردیم کلی روش وقت گزاشتیم

اما الان نمیشه

او اینطوری فکر نمی کنه

باهمدیگه بریم

تو درست می گی

اگر اونق زد به من

من ازش میپرسم

تو مگه کی هستی که منو سرزنش می کنی ؟

تو خونه ای عزیزم

چرا داخل نمیایی؟

خون تیپ خیلی وقته منتظر شماهاست ؟

سی من نمیتونم برم خونه اول لطفا؟

سی یکجوری به صورتم نگاه می کنه انگار میخواد منو قورت بده

شانس اوردم مادرت اینجا بود

وگرنه من مطمئنا مرده بودم !

دوباره تپش قلب گرفتم!

سی تو الان قهوه سرد خوردی

قلبت الان تند نمیزنه ؟

نه

نانگ توفکر می کنی من چه درسری باید برای خون تیپ درست کنم ؟

هر چی میخوای درست کن

نانگ می تونی یک لطفی به من بکنی ؟

این قهوه رو برای خون تیپ ببر

یاهاش بشین وکمی حرف بزن

من میترسم احساس خستگی بکنه

باشه؟

آپیریدی

به خانوادت بگو اونها ماشین دنبالت نفرستن

من بعد ازشام تورو برمیگردونم

بحث نکن

من می تونم تاکسی بگیرم

نه

بشین

من باید درباره چیزی با تو صحبت کنم

کی یادت داده خودت رو مثل عروسک درست کنی ؟

اون خوشگله نیست ؟

خیلی تو ذوق میزنه

چرا تو گریه می کنی ؟

از چیزی که گفتم عصبانی شدی؟

اینطور نیست

من زشت شدم ؟

اینطور نیست

من بابت حرفام عذر میخوام

من فقط میخوام بگم

که توبدون ارایش بهتر بنظر میای

اما من یک دخترم من میخوام خوشگلم باشم

تو بزرگ شدن عجله نکن من ازت خواهش میکنم

می تونی توبه من بگی چرا الان گریه کردی ؟

من واقعا نمی دونم

ایا تو عصباتی شدی از چیزی که گفتم ؟

نه واقعا

من عادت کردم به چیزی که شما میگید اهمیت ندم

چون من اغلب سرزنش میشم

پس یعنی الان اهمیت میدی؟

تو اهمیت میدی به چیزی که گفتم

درسته ؟

محشره

این درمدرسه مجاز نیست

دانش آموزان جدید ممکنه قوانین رو ندونن

من این بار رو به مادام اطلاع نمی دم

اما من اجازه نمی دم دوباره اتفاق بیافته

ما همدیگه رو میفهمیم ؟

ایا ما ؟

دانش اموزان جدید به پی سویسیدا گوش بدید

پی سویسیدا رو نگران نکنید

فهمیدید ؟

اونه ؟ سویسیدا

دوتا پرتغال دوتا بطری شیر و شکلات و...

انجام شد

من شنیدم اب نزدیک پله دیشب جمع شده

ایا توفکر می کنی روح آب بوده ؟

من جرعت نمی کنم شب برم توالت

درسته اون کنار مدرسه است

بله تومی تونی اونو از بالای دیوار ببینی

نباید از دیوار بالابرید تا از مدرسه خارج بشید

برخلاف قوانینه

واقعا؟

واقعاپی ؟

من شنیدم یکنفر یواشکی از دیوار رفته بالا دیشب راسته ؟

نه!

واقعا؟

کی جرعت داره از دیوار بالابره ؟ اون خیلی خطرناکه

هرگز انجامش ندید

بله مادام فرانسیس

موقعه خوردن راه نرید

جای نشستنتون رو ترک نکنید

وزمانیکه غذا در دهانتون هست

حرف نزنید

فهمیدید؟

بله مادام فرانسیس

شما قطعا باتجربه هستید

نانگ کجاست ؟

من اینجام

شمادیر کردید

سی تودیدی ؟

من اول رسیدم

من خوشحالم که به همه شما در سال جدید مدرسه خوشامد بگم

من امیداوارم که همگی سخت درس بخونید

سخت کار کنید ...

خون تیپ شخص خوبیه مامان

اوواقعا با ما مهربونه

این خوبه برای ما که با ما خوب باشه

هیچ فکری نسبت به او تو دلت نداشته باش

فقط با ما همدردی می کنه

ما باید حد خودمون رو بدونیم

تو مجبوری سخت درس بخونی و فارق التحصیل بشی

تا دینت رو به آقا ادا کنی

خون تیپ وما

از دنیاهای متفاوتی هستیم

یادت باشه عزیزم

موقعیتت رو فراموش نکن

سی مشکل چیه ؟

هیچی چشمم کمی درد می کنه

من اخرین چیزی که باید امروز اطلاع بدم

انتصاب من در کنسولگری تایلند در پانگان به زودی تموم میشه

به هرحال مشکلی نیست

یک کنسول تایلندی جدید از شما بطور نرمال مراقبت می کنه

مهم نیست

که حتی اگه من اینجادیگه کار نکنم

من همیشه بهترین آروزها رو برای همه شما دارم

در طول مسولیتم

هر جوری بهتون کمک می کنم

من همیشه از انجامش خوشحال میشم

ممنون از همگی شما

توهیچی نمی دونستی سیا ؟

نمی دونستم !

تو خونه پی تیپ درباره اش حرف نزد

اما شما تو یک خونه هستید تو باید بدونی

در بانکوک پی تیپ سوئیت شخصی خودشو داره

او سوئیت شخصی داره !

من میخوام ببینمش

من نمی خوام آقا بره !او...

صبرکن تو یک دانش آموز تایلندی نیستی برای چی نگرانی ؟

سیا آقای کنسول یک شخصی با قلب مهربونه

همگی عاشق اوهستن

شماها هم نمی خواین که اون بره

درسته مینا ؟

درسته ماریا ؟

نانگ ! نانگ ! ها؟

درسته ؟

چی شده ؟

نگاه او دوباره اومد

این دانش اموز جدید چه مشکلی داره !

لبات خشکه ؟

من گفتم به تو که این برخلاف قوانین هست تو نمی فهمی ؟

من گفتم نگفتم ؟

اون رژلب تو مدرسه مجاز نیست

تونمی تونی ازش استفاده کنی

درسته ما اخرین بار بهتون هشدار دادیم

ما مجبوریم به مادام گزارش بدیم

رژلبتو بده به من

و با ما پیش مادام بیا

نه

باشه ؟

تو فقط یک ارشدی

چرا ما باید به تو گوش بدیم ؟

درسته

توفقط حرف میزنی خودت هرگز قوانین رو نشکستی

هی ماخیلی خوب بهتون تذکر دادیم

چرا شما اینقدر بی ادب هستید ؟

من میخوام بدونم

چی شماها اینقدر عالیه که مانع دیگران میشید

بهتر ازشماهایم

خانوادت ادب یادت ندادن

من می تونم بگم شماها هیچی نیستید

پس اینطوریه ؟

کی نمی دونه ؟

ایا پی سویسیدا مادر داره ؟

چرا نداشته باشه ؟

سیا دختر خون نارمه

پدر او ...

خون نام ؟

خدای من

اما مادر پی

خدمتکار خانواده است نیست ؟

چه چرندیاتی که شما میگید ؟

حقیقت نداره درسته سیا ؟

بهتر تصدیق کنی

سیا؟

چرا شما دنبالش نمیرید ؟ سیا ؟

ممنون مادام

مشکل شما دوتا با اون چیه ؟

چرا شما ازدست سویسیدا عصبانی هستید ؟

درسته

این درسته که اونو بخاطر اینکه مادرش یک خدمتکاره طردش کنید

پس من چی ؟

چرا منو طرد نکردید ؟

خانواده منم فقیرن

اماما به این خاطر عصبانی نیستیم

درسته

ما از دوستمون دلخوریم

ما دوستش هستیم

چرا اوبه ما دروغ گفت ؟

اما من عصبانیم

درباره چی عصبانی هستی زاریا ؟

سویسیدا ادعا میکرد که دختر یک شخص ثروتمنده

و همیشه جوری رفتار میکرد که از ماها بهتره

از همه بپرس اگه باور نمی کنی

ایا کسی هست که سوییسدا براش قلدری نکرده باشه؟

برای کی قبلا قلدری کرده دستاتون رو ببرید بالا ؟

کنار من بایستید

الان وقت ماست که تلافی کنیم

تودیدی نانگ ؟

جامعه مثل میدان جنگه

بیشتر از اینکه تو یک خانمی

بیشتر توباید مراقب خودت باشی

و احترام خودت رو نگهداری

و اجازه ندی کسی بهت صدمه بزنه

ایا تو میفهمی من چی میگم ؟

جامعه مامثل میدون جنگه

حتی بدتر برای زنها

من فکر میکنم هرزنی باید مثل خدمتکار باشه

زنها نسبت بهم در هر زمانی حسودی می کنن

وباهمدیگه در هر زمانی در جنگنن

چون ما همگی از مکانهای متفاوتی هستیم

من تعجب نمی کنم

برای سویسدا که داخل میدون جنگه

و یک زره میپوشه

اما ما دوستیم

چرا او یک زره میپوشه ؟

تو هم یکبار اون پوشیدی ؟

گاهی اوقات دردهای بزرگتر از جانب دوستامون میاد

چون وقتی ما عمیقا عاشق همدیگه هستیم

ما می تونیم سهل انگار تر باشیم

وقتی مادر من مریض بود

این دوستان

کمک کردن تا سروسامون بگیرم

مادرم به من گفته که

دوستای دختر

روح های جفت واقعیه ماهستن

ماباید اونها رو باارزش بدونیم

من فکر می کنم هرکسی یک زره می پوشه

چرا همگی تنها از سویسدا عصبانی هستید ؟

من معتقدم سویسدا یک دوست خوب با قلبی مهربونه

اون تنها جنبه های بدی نداره

اون فقط یک مشکل کوچیک داره

ما نمی تونیم دوستامون رو فراموش کنیم ؟

همگی درسته ؟

پس ماباید چیکار کنیم

پس سیا می تونه زره اش رو دربیاره

اجازه نده جو مثل یک میدان جنگ بنظر بیاد

سیا بیا با ما بشین

سویسیدا بیا بجاش با ما بشین اینجا

خوب... زراش رو دراورد؟

چرا تو ول کردی ؟

تمرین رو ادامه بده

تمرین امروز چطور بود ؟

خوبه

وقتی من از اینجا رفتم

توممکنه دیگه قادر نباشی بیشتر از این تمرین پیانوت رو ادامه بدی

اما نگران نباش

من با مادر انتی گام و خواهر بولین صحبت کردم

در اینده تو دراتاق موسیقی تمرین می کنی

خواهر بولین احساس بهتری نسبت بهت داره

او بنظر میاد هنوزم تورودوست داره

من همجوره راحتم

خون تیپ کی شما برمیگردید بانکوک

ممنون خون باری

توبنظر تو دردسر افتادی امروز

مشکلات زیادی تو زندگی هست خون باری

من واقعا نمی خوام بزرگ بشم

تو اینده که تو مشکلی داشتی دیگه نمی تونی به اینجا فرار کنی

من قطعا خیلی دلم برای خون باری تنگ میشه

در اینده کی به من غذا و نوشیدنی بده نودل کوکی آدامس خرسی شیرگرم....

من مطمئنام ما دوباره همو می ببینیم

علارغم مشکلاتی که تو درباره اش حرف می زنی

چیزی هست من بتونم کمکت کنم ؟

احتمالا هست

درباره سویسدا !

سویسیدا چه مشکلی داره ؟

من تقریبا باهرکسی حرف زدم

و همگی سویسدا رو می فهممن

اما او خودش نمی خواد نیت خوب مارو قبول کنه

خیلی ممنون

برای اینکه پیگیر سویسیدا هستی

من کاری بعنوان برادر بزرگتر براش انجام ندادم

حقیقت نداره

شما قهرمان سویسیدا هستید

اینطوریه ؟

من میخوام به سویسیدا کمک کنم تا به حالت قبلش برگرده

اما من نمی دونم چیکار کنم

مهم نیست من چی بگم

او احساس میکنه من نمی فهممش

خون تیپ می تونید درباره سویسیدا به من بگید ؟

پس من بهتر می تونم درکش کنم

تو میخوای من با تو درباره خواهر م غیبت کنم

منظور این نبود

من فقط ...من فقط میخواستم

من شوخی کردم

من دوست دارم صورتت رو اینطوری ببینم

خنده داره

خون تیپ

چرا تو اینطوری لبخند میزنی ؟

تو می دونی

تو عمو صدا کردن منو تموم کردی ؟

خون تیپ می تونید شما درباره سوییسدا به من بگید ؟

بفرماید من گوشم با شماست

چراتو اینجا داری شمع روشن می کنی سویسیدا ؟

مشکلی داری سویسیدا؟

شمعهای روشن زیبا بنظر میان

ممنون برای اینکه کمک کردی اونها رو روشن کنم

خواهش میکنم مادام

شمعهای روشن مثل زندگی ماهستن

هرجا که روشن باشن اونحا رو نورانی می کنن

زندگی با تاریکهاش تو همه زمانی پر میشه

اما گاهی اوقات

شمعها می تونه خاموش بشه

و در طولانی مدت اونها گرما وامنیت میارن

نور شمعها می تونه در خشندگی و حرارت بیاره

چطوری می تونیم ما ازاون ناامیدبشیم ؟

فقط مثل حقیقت

ما دعا می کنیم برای ستمگر و دردمند

حتی وقتی که ما می دونیم که حقیقت در زیباترین چیزهاست

دروغ مشکل خودمون هست

من می دونم چه اتفاقی برات افتاده سویسیدا

اما من فکر می کنم که تو خیلی قوی هستی

ما نمی تونیم از حقیقت فرارکنیم

ما مجبوریم با اون مواجه بشیم و بپذیریم

مهم نیست ما از کجا اومدیم

مهم نیست چی هستیم

مهم نیست چطوری زندگیمون رو میگذرونیم

چون خدا یک شخص رو براساس تولدش دادرسی نمی کنه

وگرنه من هرگز فرصت پیدا نمی کنم در جایگاه مقدس به ایستم

اما حالا

اما من نمی دونم باید چیکار کنم مادام

وقتی من نتونم جواب پیدا کنم

من میام اینجا

دعا می کنم

تا ذهنم اروم بشه

بیشتر ین نگرانی ما

جوابهای اینده است

بزار دعا کنیم

من با تو دعا می کنم

مادام شما چطوری بودید قبل از اینکه بیان اینجا ؟

روی دعا تمرکز کن سویسیدا

امیداوارم خواهر فرانسیس بتونه حال سویسیدا رو بهتر کنه

درسته

سویسیدا چیزهای زیادی تو خودش میریزه

امیدوارم این بار

ما بتونیم تو حل مشکلش کمک کنیم

خداوند لطفا سویسیدا رو هدایت کن

خواهر

اپیریدی میخواد شما رو ببینه

درباره سویسیدا ست

این کلاس عجبیه اونها حتی کلاس رو برطبق ملیتها تقسیم بندی کردن

درسته درسته نانگ ؟

کار توه؟

دیوانه شدی ؟ چه کاری ؟ من هیچی نمی دونم

سریع بگو

چیزی نیست نمی دونم

تو از ما دوری می کنی ؟

تو سعی داری چیکار کنی ؟

یادت باشه کنار ارشدهات هستی

اینجا ولو نشو

اگه تو کاری بخوای با دوست من انجام بدی

من اجازشو نمی دم

چرا شما هنوز کلاس تشکیل ندادید

خیلی خب همگی به من گوش بدید

روش مدرسه ما در فرایند زیبایهای خانمهاست

وقتی شما فارق التحصیل شدید

شما باید یک خانم با معرفت رعنا وقوی باشید

شما باهمدیگه هستید برای زمانهای زیادی

اگرچه شما از مکانهای متفاوتی میاین ولی باهم خوبید

به هرحال هر کشوری فرهنگ منحصر به فرد خودشو داره

و راههای متفاوت زندگی

برای درس امروز

ما دانش آموزان براساس ملیتشون تقسیم بندی کردیم

ما از خانمهای متشخص از کشورهای متفاوت دعوت کردیم که نقش مدلهای شما باشن

و به شما آموزش بدن

اجازه بدید من به مهمان محترممون خوشامد بگم

خیلی خب همگی

مهمان عالی ومخصوص ما

مامان

مامانت خدمتکاره

چیه آپیریدی ؟

کی حرف میزنه ؟

او به مهمان ما احترام نمیزاره

شما دوتا

در طول فراقت امشب

قوانین مدرسه رو با من دراتاق کنفراس از برمیخونین 200 بار

فهمیدید ؟

بله مادام

باشه اگر شما اماده هستید شروع کنیم

ممنون خواهر برای احترامتون

سلام به همگی

اجازه بدید من خودمو خاله امروز مخاطب قرار بدم

ما تایلندیها دوست داریم صمیمانه با دیگران رفتار کنیم

چون ما می دونیم

تایلندیها همیشه خواهر برادرن

ما اینجا طرز درست کردن این اسنکهای خوشبو رو یاد میدیم

این روش سنتی درست کردن اسنکهای تایلندیه

بطور قابل توجهی سخته حالا می بینید

و خانمها با تربیت خوب

بایدیک خونه رو مثل یک خونه خوب بسازن

دیگر اینکه خونه رو باید راحت برای زندگی درست کنن

تزئین خونه باید ززیبا باشه

مهمترین اساس رایحه است

اونو می پوشونیم

با شمعهای معطر روشن می کنیم

پس این تکه کاغذ رومی بریم

وقتی ما اونو بردیم

اون کاملا بریده نشده

پس به راحتی نگهش میداریم

به قطعات کوچکتر میبریم

یک همسر خوب

اینطوری یک خونه رو ارامش بخش درست می کنه

ما همچنینم به یک قلب قوی و تحمل پذیر نیاز داریم

مهمترین چیز اینه که همیشه لبخند بزنیم

خاله نویام

پس اگر چیزی مارو ناراحت کرد

چطوری می تونیم لبخند بزنیم

این کلمات نیستن که تصمیم میگیرن شما درستید می گید یا نه

بجاش نشون بدید چه نوع شخصی هستید نسبت به شخصی که می گید

وانگهی

اگر اونچه حقیقت نباشه

چرا ما باید عصبانی بشیم ؟

چون او گفته حقیقت نیست

اگر او حقیقت رو گفته باشه چی ؟

اگر اونچه او گفت حقیقت داشت

حتی بیشتر نباید عصبانی بشیم

چون حقیقت حقیقته

حقیقت همیشه زیباترینه

وقتی اونو کاملا تازه ان

بوشون خیلی قویه

چرا تو اینجا ایستادی جوی کام ؟

بیا داخل اگه میخوای

اسنکهای کشور ماهم حاضره

من میخواستم با دوستام اونو تقسیم کنم

بفرمایید

اون چیه ؟ چه رایحه خوبیه

اون اسنکه مادام ؟

چرا اینقدر بوش خوبه ؟

اینشون خانم نویا اکاریا مادر سویسیدا هستن

او اینجاست تا طرز تهیه اسنکهای سنتی رو آموزش بده

سیا مادرت چه خوبه

ممنون از همگی

من ...متاسفم

برای چی عذر خواهی می کنی ؟ چرا من نمی دونم ؟ درسته جوی کام ؟

عذرخواهی برای چیه ؟

اسنکهای سنتی ؟ چه عالیه

درسته

اون زمانها تنها خدمتکاران می تونستن از اینها درست کنن

شما دوتا با من بیان

قبل اینکه برید به خانم اکارا احترامتون رو نشون بدید

شما حالا میتونید برید

چرا مادر من اینجا همچین نمایشی اجرا نکرد

درسته من حسودیم شد مادام

حسودی نکن

آقای کنسول اجازه گرفته از خواهر

از دانش اموزان تایلندی دعوت کرده امشب همگی برای شام بیان اقامتگاهش

یعنی من نمی تونم برم ؟

آقای کنسول همچنین ماریا و هانگل ام دعوت کرده

وتو

خانمهای جوان با شور شوق اشفته نشید

پس دانش اموزان تایلندی

ارجحیت به دانش اموزان تایلندیه

نه هرکسی

بازوهاتون رو بالا ببرید

خیلی دررناکه

سیا

من فکر می کنم وقتش ما یک صحبت خانوادگی داشته باشیم

سرطان

در مرحله اولیه است

خوشبختانه به موقع فهمیدیدم

او درمان رو قبول کرده

سیا هر زمانی که من گفتم به تو مجبورم ماموریتی برای پدرت انجام بدم

و نمی تونستم دنبال تو بیام

من پدرت رو میبردم دکتر ببینه

بابا

بعد از شروع درمان

ممکنه مسافرت برای بابا راحت نباشه

وقتی مامان گفت بابا میخواد کجا بره

او گفت میخواد بیاد پاتگان

اومیخواست توروببینه سیا

منو ببینی ؟

تورو ببینم بچه من

باورش سخته ؟

من جرعت باورش رو ندارم

جرعت باورش نداری که تو دختر منی ؟

ما والدین میشیم وقتی ما بچه داریم

ما والدین متولد نمیشیم

در نتیجه تو یک دختری

تو متولد شدی وقتی من تقریبا پیر بودم

گاهی اوقات کارمن درست نبود

من نمی دونستم به تو چی یاد بدم

من تنها میخوام تو بهترین فرد باشی

من فکر میکردم بابا منو دوست نداره

که شما پی تیب دوست دارید

چون من از تو تعریف نمیکردم مثل پی تیب درسته ؟

یک پسر

می تونه با اراده و اطمینان موفق بشه

برای یک دختر

او تنها باید زیبا و اسوده خاطر باشه

من به این باور دارم

راههای درس دادن من ممکنه قدیمی باشه

سیا بابا از هر چیزی که تو درست می کنی استفاده می کنه

مثل شال گردن

هر وقت میره دکتر اونو میندازه

شال گردنی که بافتم

اون خیلی گرمه عزیزم

من نمی خوام بابا مریض باشه

من میجنگم

اما من باید از این بیماری تشکر کنم

برای اینکه اجازه داد ماقلبهامون برای همدیگه باز کنیم

گاهی اوقات انسانها احمق میشن

تا نگاهی به افکارشون بندازن

عذرخواهی می کنم

داروتون

متاسفمم برهم زدم

ممنون

دانش اموزان اینجا هستن

آپیریدی اینجا اومده

من میخوام برم خونه

تو مجبور نیستی عزیزم

تو به زودی فارق التحصیل میشی

بعد از فارق التحصیلی

من میفرستم تورو برای فارق التحصیلی در آینده هر جاییکه دوست داری

نه

نه نه

وظیفه تو اینه که خیلی خب درس بخونی تو می تونی

و یک خانم زیبا باشی

یادت باشه

نویانگ به خوبی از من مراقبت می کنه

خیلی شرمنده هستم ؟

که مادرت یک خدمتکاره

ما در یک خانواده ثروتمند با موقعیت اجتماعی مناسب متولد شدیم

اون خیلی ساده است برای ما احترام کسب کنیم

اما برای مردمی که سخت کار می کنن

و بدست میارن احترام دیگران رو با سخت کار کردنشون

تا بدست بیارن احترام مردم رو

شدیدا سخته

مامانت شخص بسیار سخت کوشیه

از وقتی مادرم درگذشته

تنها مادرتو بود که وجدانا همه چیزرو یادم داد

خاله دلیلی بود که تا به امروز من همه چیز بدست آوردم

اینو نگو خون تیپ

توهم خون مادام هستی

من هیچکاری نکردم

من متاسفم

متاسفم برای فکرهای نامناسبم

من شرمنده نیستم چون مامان یک خدمتکاره

من فقط فکر میکردم

اگر من بچه مادام بزرگ بودم

بابا منو بیشتر دوست داره

من نمی دونستم که بابا منو دوست داره

من متاسفم مامان

مامان ازت عصبانی نیست

و هرگز ازتو عصبانی نمیشه

من تنها عشق و آرزوهای خوب برای تو دارم

فکر نمی کنم که تو برگردی خونه

مهم نیست که ناملایمات بیرون دنیا چیه

همیشه یادت باشه عزیزم

تو می تونی به خونه برگردی

بابا و مامان خونه هستن

مامان ممنون

من خیلی عاشقتم

پس من چی ؟

متاسفم بابا

بیا اینجا

خیلی ممنون برای پیشنهادت

من باورنمی شه اینو به تو گفتم

من واقعا ممنونم آپیریدی

خانواده ام ومن مدیون توهستیم

نانگه چه خوبه ؟ چه خبره ؟

نگاه چه خوشمزه است یکمی بردار

بریم سریع

نانگ چرا خون تیپ تور صدا کردالان فقط ؟

سرزنش کردن من عادیه سی

او گفت به من خیلی غذا نخورم

و به پسرها نزدیک نشم درست نیست

عجیب نیست ؟ خون تیپ تنها تورو سرزنش میکنه

سی چون دیگران دلیلی برای سرزنش شدن ندارن

تو حرف میزنی جوری انگار من دوست دارم مواخذه بشم

سی من جدی هستم

اگرتو عاشق کسی باشی

من فکر نمی کنم اون باید ...که شخص!

سلام پی کامپونگ

شما درسرمخصوص و خوشگل که امروز داریم خوردینش ؟

نه هنوز پی کامپونگ من هنوز منتظر درسرتوهستم

من اونها رو درست می کنم نونگ سی آیا تومیخوای به من کمک کنی ؟

برو

سریعتر من میخوام دسر بخورم

برو - بریم

چطوی ؟

اسنکها خوشمزه ان

توخیلی دوباره خوردی

چرا ؟ من نخورم ؟

تومی تونی

تومی تونی

من مجبورم برای تحصیل برم انگلستان در اینده

این عالیه پی کام پون

البته من نمی خوام برم

من میخوام منتظر باشم تاتو فارق التحصیل بشی اما بابا منو مجبورکرده برم

تو مجبور نیستی برای من صبرکنی پی کام پون بفرما

چقدر عالیه که قادر باشی اونور آب درس بخونی

اگر من بودم همین فردا میرفتم

توبخاطر من ناراحت نیستی ؟

چرا ؟

از اینجا شروع کن

تو خوبی تواین

انگار تو آشپزخونه برای مدت طولانی کار کردی

نه من از راهنمایهای شما یاد گرفتم

من تنها ده درصد یادت دادم اما تو می تونی به تنهای انجامش بدی

اگر حقیقت من بگم تو می تونی یک مغازه باز کنی

من میخوام وقتی برگشتم بانکوک یک مغازه باز کنم

واقعا؟ چرا تو به من نگفتی ؟

من اخیرا بهش فکر کردم

مادرم اتفاقا یک خونه مغازه کوچک خریده

پس راحت توسعه اش بده

پس من فکر کردم اگه من برگشتم بانکوک برای دانشگاه

من یک مغازه فروش کیک و قهوه باز کنم

عالیه

من باید عمیقا از پی کامپونگ تشکر کنم

برای ؟

چون پی کامپونگ کسی که پختن رو یاد من داد

اگرمن راهم رو گم نمی کردم واون روز تو آشپزخونه سرگردون نمی شدم

من نمی تونستم امروز مغازه خودمو داشته باشم

باعث افتخارمه واقعا خوشحالم

گاهی اوقات گم شدن هم مفیده

درهای جدیدی برای ماباز می کنه

درسته

این چیه ؟

اب پرتغال برای پی کام پون

ممنون چرا تو به من اب پرتغال میدی ؟

تو دپرس بنظر میای بهتریکمی اب پرتغال بخوری

مشکلی هست ؟

پدرم

اومیخواد منو بفرسته برای ادامه تحصیل انگلستان

انگلستان ؟

کی تومیری؟ ایا مدت زیادی اونجا می مونی ؟ تو برمیگردی خونه ؟

چند سال قراره اونجا باشی پی کام پون ؟ تو برمیگردی دیگه ؟

پی کام پون جواب منو بده پی کام پون !

درسته ! این واکنش باید باشه !

خیلی ممنون سیا من احساس بهتری دارم

تونباید ناراحت بشی

من اغلب میام خونه

کمک کن من دنبال نانگ بگردم باشه ؟

وقتی من دورم نزار کسی براش قلدری بکنه

من ندیدم هیچ کسی درباره من اینطوری نگران باشه

من نگرانم من درباره توهم نگرانم

تو مثل خواهر جوانتر منی البته که من نگران توهم هستم

نانگ یادت نره

باهمدیگه برگردیم

خون نانگ توهنوز سیر نشدی ؟

نه من سیر شدم اما من فکر کردم من باید بخورم یکمی بیشتر برای ذخیره

ذخیره

چون من بعدا احساس گرسنگی می کنم

خون باری باید داشته باشه ...

بجای خوردن نودل معمولی

چی استفاده می کنی بجای خوردن نودل ؟

خوب اون خوشمزه است آقای کنسول نمیفهمن

اینطوری نگاه نکن من رئیس نودلهام

بزارمن نشونت بدم نودل خوشمزه چیه

انجام شد تومیتونی حالا بخوریش

بزار یک بشقاب بیارم بکشی

نه مامجبورنیستیم تو بشقاب بکشیم

خوشمزه تر همینطوری بخوری

مگه همینطوری نیست

بفرمایید

ممنون

لذت ببرید وعده خوبی داشته باشید

امتحان کن

اول فوت کن

خوشمزه است

تو اینده تو نباید دوباره بیای اینجا برای دیدن نودلها

این اخرین بارمن اینطوری باهات رفتار می کنم

آقای کنسول جدیدهم ممکنه مهربون باشه

نه ! من به کسی اعتمادندارم

منظور اینه که تونباید به دیگران اعتمادکنی

کام پون به تو چی گفت ؟

گفت میخواد تو انگستان تحصیل کنه

اوحتی عصبانی شد که من ناراحت نشدم

تو ناراحت نشدی ؟

نه چرا من باید ناراحت بشم ؟

او میخواد که تو ناراحت باشی چون او تورو واقعا دوست داره

اما من اونطوری پی کام پون رو دوست ندارم

من میرم

تو ناراحت شدی؟

منکنه من چیزی ازت درخواست کنم

می تونی تو قلبت همچنان یک بچه بمونی ؟

اغلب شیک لباس نپوش نزدیک پسرها هم نشو

تاقبل از فارق التحصیلیت عاشق نشو تومی تونی این کارو بکنی ؟

چرا؟ برای چی ؟

چرا من باید هر چیزی که تو می گی رو گوش بدم ؟

چرا تومنو از هرکس دیگه ای بیشتر محدود میکنی ؟

چرا همیشه من ؟ من ندیدم دیگران رو محدود کنی ؟

چون ...

چون چی ؟

چرا توخیلی میپرسی ؟

ما بزرگ شدیدم

هر چیزی باید یک دلیلی داشته باشه

پس دوباره ببرس اما نپرس برای چی

ممکنه من بپرسم از تو برای چی؟

البته برای چه کسی خون تیپ ؟

برای من

درباره چی فکر می کنی ؟

باشه بشین

تنها دوتا دلیل پیدا میشه که تو اینطوری فکر می کنی

بدهی یا عشق

هیچکدوم نیست

حاشا نکن من می تونم بگم

فراموش کن تو عاشق کی شدی ؟

کی بابا فهمیدی که عاشق مامان شدی ؟

زودی بعد از اینکه باهمدیگه بودیم

ما توسط بزرگترها توافق کردیم بعد عاشق شدیم

به این سادگی ؟

نه

اما نسل ما مقاوم ومدمی مزاج نبودن

بجاش تعلیمات بزرگترها رو گوش میدادیم

عشق از شایستگی متولد میشه

اما وقتی من نویانگ دیدم ما مناسب هم نبودیم

ما خیلی در موقعیت و در سن متفاوتی ازهمدیگه بودیم

اون روز شایستگی ناپدید شد

چیکار کردید بابا ؟

همه چیز به کنار رفت

باقلبت پیش برو

چون دوشخصی که باهمدیگه هستن بخاطر ارزشهای نیکوی که دارن باهمدیگه جورمیشن

موقعیت و سن مهم نیست

اونها متعلق به ظواهرو استاندارهای جامعه است اونها تنها فاکتورهای عالی هستن

اما مهم هم روحته

هم روح ؟

بعد از اینکه همدیگه برای زمان زیادی موندید

موقعیت و سن ناپدید میشه

چیزی که باقی میمونه قلب شمادوتا ست که عاشق همدیگه اید

بازمان شما دوتا مناسب همدیگه میشید

اگه من دنبال موقعیت مناسب بودم

من هرگز جفت عالی الان نداشتم

امیدواریم از دیدن این قسمت لذت برده باشید ::: مترجم: منا ::: کانال ما @mamsubtitle وبلاگ ما mamsubtitle.mihanblog.com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.