All language subtitles for Nang Ai E08

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

::: دردسر های نانگ ::: *قسمت هشتم* ::: مترجم: منا ::: کانال ما @mamsubtitle وبلاگ ما mamsubtitle.mihanblog.com

فردا بیا ما رو تشویق کن اقای کنسول

بچه ها اینجا یک لحظه صبر کنید

این تیمی که سال گذشته برنده شده

مینا بیا بریم یک عکس با اونها بگیریم

تو نمی تونی اونها رقیب ماهستن

وقت روهدر نده برو صدات رو جای دیگه ای گرم کن

تو خیلی عصبی هستی

من باتو صحبت نمی کردم

شما خوب هستید ؟

خوب

من امیداوارم دختر من خیلی شما رو دردسر نداده باشه ؟

این سکوت معلومه

من انتظار نداشتم شما رو اینجا ببینم عمو پی تیتا

چند روز شما می میونید ؟

نه خیلی

من اینجام تا بچه ها رو تشویق کنم

در حقیقت من اینجام که عروس اینده ام رو تشویق کنم

در باره چی صحبت می کنی بابا ؟

هی تو کجا میری؟

این طرف لطفا

والدین اپیریدی اینجا هستن

و این مرد خوش قیافه پدرم هست

ایشون والدین جوی کام هستن

سلام

با ما بشینید بعدا

باشه مجکرم

ببخشید منو

نانگ چطوری ؟ آیاتو عصبی هستی ؟

پی کامپونگ

اما نه به اندازه سی او تا حالا چند بار دستشویی رفته

نانگ دست انداختن منو تموم کن

والدین ما در جایگاه نشستن

اقای کنسول هم اینجاست

البته که او اینجاست

من بعدا میرم روی صحنه

والدین توهم اینجاهستن ؟

والدین من آزاد نیستن اونها رفتن خارج

داره شروع میشه بریم !

نانگ موفق باشی !

موفق باشید همگی موفق باشید !

بریم

از من نا امید نشو

بیا برازفوت کردن تورو ببینم

خوب من میرم

ممنون

همگی کجا رفتن ؟

اونها رفتن پشت صحنه تمرین کنن مادام

بریم ماهم نگاشون کنیم

تو خودت رو اماده کن

پرسروصدا

خانمها و آقایان بعدظهر تون بخیر

خوشامدید به مسابقه سالانه خوانندگی 2014 پانگ گان

اجازه بدید ما خوش امد بگیم به شرکت کنندگان از آکادمی موسیقی پانگان

بعدیاز اجرای سال گذشته کام پونگ

اونها امسال برگشتن قوی تر از همیشه

لطفا از اجرای صدای عشق لذت ببرید

این تیم خیلی خوش قیافه هستن

واقعا

چیکار کنیم ؟

همینه که هست

بیان برگردیم ؟ بریم

نه!

ما نباید هنوز صحنه رو ترک کنیم

بله همه تیم ها اینجا هستن

به این معنی نیست که چطور اجرا کردن

ما تنها بهترین کارمون رو انجام می دیم

اونها اینجا هستن برای رقابت

ما تنها اینجا هستیم برای شرکت کننده ها

برای دوستمون نیستیم ما ؟

اما من میخوام ببرم

بله که چرا ماکار سختی انجام دادیم

پیروزی!

پیروزی!

پیروزی یا نه ؟

عمو

من فکر میکردم هنوز برای خوشحالی زوده

چرا تو تنها اینجا ایستادی حالا

چه عظمتی داره که حتی نمی تونی صحبت کنی ؟

من میترسم من عصبی هستم

حتی روندن موتور از این راحتر بود

اما تو خوب آماده شدی تو نیستی ؟

بله

من میخوام به جوی کام کمک کنم

من میخوام به دوستم کمک کنم

من انتظار نداشتم این قدر سخت باشه

تو از چی می ترسی ؟

من از باختن می ترسم

حقیقت نداره

سویسدا کسی که از باختن می ترسه

من می ترسم که ما پول جایزه رو نگیریم

من مطمئن نیستم که من از چی می ترسم

تو نمی دونی حتی که از چی می ترسی ؟

پس چرا تو میترسی ؟

من می ترسم

من میترسم که ما ببازیم

انوقت جوی کام نمی تونه دیگه پیانو اجرا کنه

او واقعا عاشق اجرای پیانو هست عمو

جوی کام موفق میشه

همه شماها امروز اومدید بخاطر اون درسته ؟

کاری که تو برای دوستت انجام دادی قابل ستایش هست

فقط اینکه من فکر می کنم تو می بری

پس چرا تو هنوز میترسی ؟

اون درسته من چرا باید بترسم ؟

برو برو با دوستات تفریح کن

تو دوست نداری که اینجا بزدلانه رفتار کنی

پس چطوری می خوای بشه ؟

برو بیرون آواز بخون و نشونشون بده !

عمو

اما این حقیقته

من از شما ناامید نمی شم

پیروزی من رفتم !

ممنون

بعدی گروه نانگ هست

اجرای اونها همگی این بعدظهر اخریش هست

اونها جوانترین تیم هستن و اجرای مثل این هیچ کجا نداشتن

اجازه بدید اولین اجراشون با همدیگه رو تماشا کنیم

و خوشامد بگیم به اجرای از صومعه ویکتوریا

عالی بودید ! شما فو قولاده بودید!

اون عالی بود من به شماها افتخار می کنم

چه احساسی دارید ؟

من خیلی احساس خوشحالی می کنم

منم همینطور

فکر می کنم ما تقریبا بردیم

شما چطور؟

صادقانه بگو

من اهمیت نمی دم اگر ما ببریم یا ببازیم

شما عالی بودید

و ما از اجراتون لذت بردیم

ماعاشق اونیم

مشکل چیه ؟

من احساس خوبی دارم ماتقریبا بردیم مادام

تو واقعا بردی ؟

زمان اعلان نتایج مسابقه رسیده

اولین گروه برنده .....

صدای عشق مثل سال گذشته

دومین گروه برنده....

آکادمی موسیقی پانگان

درسته ما بهترین کارو انجام دادیم

جمع جور کنید برمی گردیم مدرسه

بیان جمع کنید خودتون رو

سورپرایز ! تیم جدیدی که برنده شده صومعه ویکتوریا

چیکار می کنی ؟ جمع کن

ما بردیم ! ما بردیم

خودت رو کنترل کن برگرد مدرسه ما باختیم

صومعه ویکتوریا کجاست ؟

واقعا ماییم

ساکت

من از اعلان نتایج شگفت زده شدم

اینطور نیست خواهر

علارغم بچه ها خداوند تقریبا جوابمون رو داد

منظورتون چیه مادر انتی گان ؟

خدا اونها رو باهم دوست کرد

و اونها درسختی و مشکلات باهمدیگه بودن

و دلهاشون رو به روی همدیگه باز کردن

بدون چیزهای که اتفاق افتاد اونها دوباره بهم نزدیک شدن

زمان اعلان نتایج

سومین جایزه برنده این سال 5000دلار هیت

سومین جایزه متعلقه به ...

صومعه ویکتوریا

مال ماست !

مادر انتی گان ایا شما فکر می کنید امتحان دیگه ای هم منتظر این بچه هاست ؟

من ایده ندارم خواهر

من خودم میگم که هیچ اتفاق دیگه ای نمی افته

صمیمیت به راحتی از دست نمی ره

ما باید دعا کنیم برای بچه ها که از همه موانع عبور کنن

مینا بیا اینجا

ممنون

مسابقه دلهای بچه ها رو به روی هم باز کرده

اینطور فکر نمی کنید

بله امیدوارم بچه ها هرگز با سختیها مواجه نشن

خیلی ممنونم از همگی

من نمی دونم بیشتر از این چی بگم

پس هیچی نگو

فقط زودی برگرد مدرسه

تو می تونی باقی پول رو به والدینت بدی

چوی کام خودت رو دست پایین نبین

و همچنیم والدینت رو دست پایین نگاه نکن

گاهی اوقات والدین ما ممکنه بهتر از مال دیگران نباشن

اما به این معنی نیست که اونها عاشق ما کمتر از بقیه باشن

البته من خیلی احساس ناراحتی دارم

که من باعث بیشترین ناراحتی برای والدینم بودم

گاهی اوقات اگر ما وارد یک ماجرا نشیم هرگز نمی فهمیم احساس اونهایی که قبلا تو این ماجرا بودن

ایاتو دوقطبی هستی ؟

قبلا تو از حادثه جوی کام عصبانی بودی

ناگهان تو الان اونو خیلی خوب درک می کنی

کار من فهمیدن هست یا نه

تو نگران نباش

سریعا بریم

اگر ما بمونیم ممکنه برچسب دیوانگی بهمون بخوره

من فکر می کنم نانگ اونقدرها هم بد نیست

درسته سیا ؟

درسته مینا ؟

بله

او بد نیست

او خوبه

درسته

او خوبه

بد نیست

کاملا خوب

چه ستودنی

تشریفات کنار بزارید

من باید بیشتر از یکبار به شما تبریک بگم

این قابل تحسین هست

ممنون خواهر من هرگز اینقدر خوشحال نبودم

ممنون خدا

برای اینکه بهترین چیزها روبه ما داده

ممنون خدا

ممنون خدا !

ممنون برای این هدیه سعاتمند

من خیلی خوشحالم

من بهبود یافتم درسته ؟

من بهبود یافتم

من بهبود یافتم

من بهبود یافته ام

من بهبود یافته ام

تو اخیرا رو مد خوبی هستی خون کام پونگ

چرا آیااو قبول کرده تورا؟

نه تا اون درجه

من عجول نیستم

من راضی هستم به دیدن هرروزش

اما من فکر می کنم

با ملاقاتهای گهگاهی

عشق سرانجام میاد

البته

یک روزی من به گوش پدر و مادرت این حرف رو می رسونم

فامیل ماقانونی بنظر میان

این یعنی که تو در زمان فارق التحصیلی ازدواج می کنی ؟

تو میخوای ؟

من نمی دونم

ببین چقدر خوشحال شده

او ضعیف هست

ضعیفه

چه ضعیفی؟

نانگ اینو دوست داره

الان زمان ماست که بازسازی کنیم خوبه رو برای نانگ

این راهی برای بعد از اینکه او ازدواج کنه

بهتر برای اونها که پیش اونها بمونن

در این باره حرف زدید

در پانگ پان پیتا

میخواد که نانگ عروسش بشه

این بستگی داره به او

کدوم پسرشه که مایله باهاش نامزد کنه ؟

او گفت کام پون

اگر دلیلش اینه

بیچاره کام پون

او مشخصا به نانگ دلبستگی داره

درسته

اما من فکر می کنم کام پونگ خیلی جوان هست

مناسب نانگ نیست

فراموش کن

تو مصمم بودی

من حقیقت رو می گم

من میتونم بهش هرچیزی بدم

اما در این موضوع نمی تونم

کی می تونه عزیز منو ببره

من باید یک تصمیم بگیرم

اگر به اون علته جواب بده به خون پیتا

نه هنوز

پیتا گفته منتظر می مونه تا نانگ بزرگ بشه

او میخوام پسر بزرگش برگرد تا تو عروسی شرکت کنه الان داره تو امریکا درس پزشکی میخونه

عکسها در روزنامه چاپ شده ؟

بله

زمانیکه اونها جایزه رو گرفتن

اون باید بخاطر این باشه که اونها اومدن و با من تمرین کردن که بردن

خون سویسدا بنظر خیلی خوشحال میاد

این جمعه من میخوام درباره سنوریتا بهش بگم

بله من فکر می کنم زمان خوبی برای سویسدا که همه چیز رو بدونه

من فکر می کنم نانگ و سی خوبن

والدین من نانگ رو خیلی دوست دارن

چون والدینش خوب تربیتش کردن

درسته

والدین او خیلی خوب هستن

اونها از پایین به والدین من نگاه نمی کردن

با اونها نشستن

و حتی دعوت کردن ما رو به دیدن تایلند

واقعا؟

والدینش خیلی مهربونن

و صمیمانه هستن

من اونارو خیلی دوست دارم

منم خیلی اونها رو دوست دارم

توهم اینطور فکر می کنی سیا ؟

اگر او خیلی عالی هست

چرا تو با او نیستی ؟

ناهار رو این بعدظهر با او بخور

دنبال من نیا

بله مادام؟

من اقای کنسول دیدم

اوممکنه دنبال تو باشه

هیچکس تورو صدا نزده ؟

ممنون مادام

اون روز من ملاقات کردم عمو پیتا رو

او ازمن درباره اسپانسر سی پرسید

چون من خواسته بودم از پی کام پون که کمک کنه به سی

پس عمو پیتا خواست از من که قیم سی بشه

و من گفتم به او که عمو ...

که آقای کنسول قیم سی هستی

عمو پیتا خیلی سورپرایز شد وقتی اینو شنید

خیلی سور پرایز

و اونم خواست که سهیم باشه

چون خیلی برای اقای کنسول دردسر داره

وقتی من برگردم خودم بعهده میگیرم

برای همین از عمو می پرسم

اگه شما راحتید با این ؟

اگر نه که

من از عمو پیتا می خوام

که سرپرستی سی رو بعهده بگیره

می تونی تو اجازه بدی دوستت صحبت کنه ؟

تو چی فکر می کنی ؟ دوست داری کی قیم ات باشه ؟

سی یک چیزی بگو

من می تونم انتخاب کنم ؟

من خیلی به اقای کنسول دردسر دادم

تو نیازی نیست با عمو رسمی باشی

درسته عمو ؟

راحت باش

اگر تو ملاحظه اینو می کنی راحت باش

چون من خوشحالم به تحصیل تو کمک کنم

من حتی بیشتر خرسند میشم وقتی نتایج تورو می ببینم

اپیریدی بگو به عمو پیتا من مشکلی با این ندارم

باشه پس عمو قیم سنوریتا باقی می مونه

من خوشحالم که قیم سنوریتا باقی بمونم

او مثل خواهر جوانترمن نشون میده

فقط مثل اینکه من برادر بزرگتر سویسداهستم

پس عمو همه چیز رو گفته

آیا شما چیزی دارید که به من بگید ؟

نه

پس سی ایا تو چیزی داری که به قیمت بگی ؟

من هیچی دیگه ندارم که به شما دوتا بگم

پس برو سویسدا رو صدا کن

بله آقا

خداحافظ

سی بیا چیکار می کنی ؟

چی دوباره فراموش کردی ؟

بشین

چرا تو با من بحث نکردی ؟

من از نانگ سنوریتا خوشم نمیاد

سویسدا تو نباید اینطوری صحبت کنی

چرا تو اینطوری هستی این و اونو دوست نداری ؟

اینطوری حرف نزن

اون به من یک لقب داده و اینطوری درباره خودش لاف میزنه

که دختر نخست وزیر هست

که او خوشگل و برجسته است

سنوریتا همیشه کنارشه

هنوزم به سنوریتا کمک می کنی

نه بجای من پی تیپ

بشین

تمومش کن سویسدا

ماهمه تایلندی هستیم

هرکسی نیاز داره به کمک ما باید پیش قدم بشیم

اما اونها هرگز به من احترام نزاشتن

ایا همه باید به تو احترام بزارن ؟

چی تو خاص هست ؟

سویسدا گوش کن به پی

تو خواهر جوانتر منی

چرا من باید فکر کنم کسان دیگه از خواهرم باید مهمتر باشن ؟

اما من دوست ندارم تو از پایین به مردم نگاه کنی

من دوست ندارم تو به دیگران حسادت کنی

کی می دونه

ماممکنه یک زمانی به اونها نیاز داشته باشیم

اینطور نیست

من هرگز به اونها احتیاج ندارم

درسته

خوبه که تو از من عصبانی باشی

اما لطفا

حرفی بیرون از اینجا به سی نگو و ناراحتش نکن

همش همینه ؟

من خرسندم که سرپرست سنوریتا باقی بمونم

او مثل خواهر جوانتر من نشون میده

فقط مثل اینکه من برادر بزرگتر سویسدا هستم

سی مشکل چیه ؟

بگو به ما

کسی کارت کرده ؟

من هرگز انتظار نداشتم

شخص ارومی مثل سنوریتا

نا امید شدم

کسی که ظاهرش مثل یک خانمه

من نمی خوام اینو بگم

اما نمی تونم بیشتر از این تحمل کنم

او دست به دامان برادرم شده

تابلاخره موافقت کرده

از نظر من

اومثل یک خانم می مونه

سنوریتا چرا تو به ما نگفتی اسمت رو عوض کردی ؟

من اسمم رو عوض نکردم

تو عوضش کردی به نی پا

پا؟ چه پای مینا ؟

خوب مزاحم

او مزاحم هست

چه خبره ؟

تو از سی عذر خواهی می کنی همین الان

عذر خواهی ؟ چرا من باید بکنم ؟

برای چیزهای وحشتناکی که گفتی

تو باعث ناراحتی سی شدی

صبرکن

تو دچار سو تفاهم شدی ؟

من مجبورم از سنوریتا عذر خواهی کنم ؟

نه اپیریدی

تو باید از دوستت بخوای از من ممنون باشه

که مزاحمتهای غیر ضروری اونوقبول کردم

کافیه نانگ

درسته کافیه سنوریتا

و به دوستت بگو

اینقدر خودش رو تحمیل نکنه

تو بهش نزدیکی

چرا خانودات برای کمک نمی یان ؟

تو مجبوری به خانواده سویسدا وابسته باشی

تو خیلی حرف میزنی

درسته !

پیش از این وقتی من پول نداشتم برای یادگیری پیانو من به مسابقه خوانندگی ملحق شدم

من می ترسیدم سویسدا از برادرش درخواست کمک به من بکنه

اما سنوریتا برای کمک موی دماغش شده بود

اونو نگو جوی کام

مهم نیست ما بزرگ منش هستیم

ما گدایی نمی کنیم

چیه ؟

او اینجاست

چه اتفاقی افتاده مادر او به اندازه کافی برای او غم انده اورده

حالا باید این موضوع رو چطوری تحمل کنه

فقط صبرکن

اگر سی نارحت باشه ...

اگر سی به خودش صدمه بزنه

من به اونها اجازه زنده موندن نمی دم

بزار من باهاش صحبت کنم

باشه من میرم

ناگ اینجا بمون

اول آروم شو

من فکر می کنم ما باید باهاش صحبت کنیم

میبینم این یک امتحان دیگه است

از حالا ما مجبوریم بیشتر از سنوریتا مراقبت کنیم

قلب او مجبوره متحمل درد زیادی بشه

این خوبه که اپیریدی همراهشه

این بچه اراده قوی داره

درباره سویسدا چی ؟

من باور دارم که سویسدا خودش از یک امتحان سخت پشیمون میشه

تو گریه کردی چرا تو گریه می کنی سی ؟

ماریا او چه اتفاقی بود که حالا افتاد

در باره نتایج امتحانته ؟

پس چیز جدی نیست

من ناراحتم

از اینکه مجبور باشم به دیگران وابسته باشم

من نمی تونم وابستگی نداشته باشم به دیگران ماریا

سی ایا تو خسته شدی ؟

وقتی مردم به ما کمک می کنن

نه من هر گز احساس خستگی نکردم

پس اونه

اگر تو خودت رو سر بار دیگران صدا بزنی

تو نمی تونی بدتر از من باشی

این ستمه برای من که تنها برم دستشویی هر جایی

من واقعا مزاحم دیگران هستم

حقیقت نداره ماریا

همینه اما من هرگز خودمو دست پایین نگرفتم

من ممکن به کمک دیگران نیاز داشته باشم

اما من دعا می کنم که یک دوست خوب و یک بچه خوب داشته باشم

من ممکنه کاستیهایی داشته باشم

اما قول دادم به خودم سی

من یک روح مهربان داشته باشم

تو همیشه سلامتی

که به سادگی بهت داده نشده سی

دلسوزی کردن برای خودمون ساده ست

وقتی من می دونم من نمی تونم راه برم

من عصبانی بودم از همه کس وهمه چیز

من خیلی ناراحت بودم

من فکر میکردم همه چیز بدترین هست

اون ساده است که از همه کس عصبانی باشی

خیلی سخته

که تنها با خودمون بجنگیم

اون خیلی سخته سی

تو عالی هستی

ممنون مادام

اما خیلی حرف میزنی

متاسفم مادام من خیلی شورش درداوردم

اون قادره بفهمه

اما چیزی که توهم گفتی درسته

اون ساده است که دلسوزی کنیم برای خودمان و عصبانی باشیم از دیگران

اما من نمی دونم چیکار باید کنم مادام

تو مجبور نیستی از راهت برگردی

مهم نیست که چه اتفاقی افتاده

مهم نیست که ممکنه چی سمت تو بیاد

تو باید قوی بمونی

به هیچ کس التماس نکن

خودت رو مسخره نکن

اگر تو مسخره کنی خودت رو بیش از حد

در نهایت توسط اعمال خودت شکست میخوری

چرا تو منو میکشی ؟

من خستم

مشکل چیه ؟

من کمک تورو لازم دارم

نه اون باید چیز بدی باشه خداحافظ

تو همدردی نمی کنی با سی

بله اما چطوری ما می تونیم انجام بدیم ؟

اگرچه ما نمی تونیم احساس سی در یک یا دوروز بهتر کنیم

شخصی که اونو ناراحت کرده باید تنبیه بشه

پس تو میخوای من چیکار کنم ؟

چیزی نیست

من تنها می خوام کمک کنی به من چیزی رو از بیرون بخرم

فردا برای من بگیرش

کیه ؟

من پرسیدم تو کی هستی ؟

تو شخص بدی هستی تو باید تنبیه بشی

هی! نمیر منم

نانگ تو دیگه از حد گذروندی

درباره تو چی سیا ؟ از حد نگذروندی خودت ؟

نخیر من حقیقت رو گفتم

من به مادام در این باره میگیم

تو باید اخراج بشی

پس من ...

چیه؟ تو چیکار کردی ؟

بو اون بو مثل... مثل ...

پی پی تو پی پی کردی !

یک شب

یک روح ترسناک جلوی در توالت کلی اب بالا اورده

اب بالا اومده بود جلوی در اتاق 71

آب توهمه طبق جمع شده بود

روح اب توهستی نیستی ؟

نانگ التماست می کنم

به دیگران در این باره نگو

درباره تو چی ؟ ایا تو هم گفتنش رو به دیگران ادامه می دی ؟

اگر به این علته من فردا باید بگم ....

من التماست می کنم

من با هر شرایط تو موافقت می کنم

اوه خدای من خیلی سنگینه

چه سنگینه

چی سنگینه جوی کام ؟

اوخیلی سنگینه حمل یک مزاحم

سویسدا بیچاره

سنگین نیست ؟ بزار ماساژت بدم

کافیه کافیه

کافیه !

اجازه ندارید بیشتر ازاین دراین باره صحبت کنید من ازش خسته شدم

اما سنوریتا ....

من گفتم من خسته شدم

تفریح تموم شد فهمیدید ؟

شوخی تموم شد جوی کام چه کسل کننده ای

چی سویسدا همون روح آبه ؟

درسته یعنی او به دیگران حقه زده

البته او از ترسش پی پی کرده

وقتی من در این باره فهمیدم

او قول داد هیچ صحبت چرندی بیشتر از این نکنه

نانگ این خوب نیست اینطوری تلافی کنی

من انتخابی نداشتم اون اول یاوه گویی رو شروع کرد

اما من واقعا از برادرش دارم سود می برم

بزار او هر چی میخواد بگه

اون چیه ؟ اجازه بهش نده

من ثروتی ندارم پس زمینه فقیری هم دارم

اگر من سرم رو پایین نندازم من هیچ کاری نمی تونم انجام بدم

من هرگز بهش اجازه نمی دم من همشو پرداخت می کنم

اما من نمی تونم انجام بدم

نانگ تو خوش شانسی

تو بهترین دوست و شخص خوبی هستی

اگر تو خوب نبودی

من مطمئنا تاب نمی اوردم

سی اگه تو هنوز خوشحال نیستی

من لباس روح می پوشم و دوباره امشب میترسونمش باشه ؟

باهمدیگه ....نکن

باشه ؟ کافیه

کافیه امتحان نکن دوستات رو

کافیه

کسی که داستان درست میکنه اما می ترسه اخرش

کافیه

بچه ها ! آیا می خواید والیبال بازی کنید باهمدیگه ؟

نه بیا اینجا بازی کنیم

نه بیا با من بازی کن

من تورو یک جایی میبرم

خوشمزه و جالب وخیلی تک

پاپا سالاد ؟

با من بیا

درسته

من هل میدم تو راهنمایی کن

بریم

ایاتوهم میای ؟ نه ؟ خوب؟

برای من صبرکن

اون ایده خوبیه که اینجا بازی کنیم زالیا ؟

اگر مادام ما رو ببینه ماقطعا سرزنش میشیم

این مثل اینه که با پسرها بازی کنیم

چرا اون جالبه اما امروز ساکته

کی شروع می کنه؟

اگر شماهنوز شروع نکردید تا اخرش میبازید

از کجا شما ظاهر شدید ؟

خوبه ما می تونیم باهمدیگه بازی کنیم

امامن امروز بیس بال بازی نمی کنم کی هست ؟

تو زاریا

خوب

شروع

سریع پاس بده من

توپ افتاد اونطرف حالا ما چیکار کنیم ؟

چیکار کنیم سیا ؟

کی انداختش اونطرف بره بیارتش

من برش میدارم

نانگ چطوری رفتی اونطرف؟

برگرد نانگ

نانگ برگرد!

مراقب باش

تو اینجا چیکار می کنی ؟

لطفا توپم رو برگردون

چراتو اونو گفتی ؟

ما اجازه نمی دیم تو به سادگی برگردی

لطفا توپم رو برگردون

من قطعا اونو برمی گردونم

اما تو باید یک بوس به من بدی

وگرنه

من به معلمها میگم تو نافرمانی کردی از قوانین ووارد مدرسه پسرونه شدی

ایا تو می خوای ؟

خوب

تو خوبی ؟

بیا اینجا !

سریع برگرد نانگ

بیا اینجا دعوارو تموم کن

نانگ فوقولاده هستی

نانگ برگرد دعوا رو تموم کن نانگ !

نانگ سریع برگرد

سریعتر نانگ سریع

تو میخوای عالی باشی

بس کنید ! بس کنید !

چیکار می کنید ؟

باشه ممنون....

برید مادر انتی گان میخواد همتون رو ببینه !

همگی می تونید برید

بله مادر مقدس

اپیریدی و سنوریتا بمونید اینجا

دوتا از شما تمیز می کنه جاده رو قبل خواب نیمه شب

دوتا ازما ؟

چرا سنوریتا هم باید با من تنبیه بشه ؟

سنوریتا دوست تو نیست ؟

من مطمئنام اون سعی کرده مانع توبشه

اما نتونسته مانعت بشه

و یکی از کسانی بود که اینو شروع کرد

در نتیجه با تو باید اونم تنبیه بشه

یا تو فکر کردی می تونی تنبیه خودت رو به تنهایی مدیریت کنی ؟

من نمی تونم

پس ممکنه من حالا برم؟

قبل رفتن

یادت باشه که تو مثل رهبر یک کلاس هستی

نقشت رو خوب ایفا کن

شما می تونید برید

مادر انتی گان همه چیز رو به من گفت

مادر انتیگان از من به شما شکایت کرده ؟

آپیریدی الان زمان شوخی نیست

تو بزرگ شدی

وتو می دونی نباید بری مدرسه پسرونه

حتی تو دعوا کردی با پسرهای مدرسه

ایا تو می دونی رفتارت چقدر خجالت اور بوده ؟

عمو من احساس شرمندگی نمی کنم

وقتی پی کام پون اومد کمک من ...

من این ...

کافیه اپیریدی

تو خیلی وقته بچه نیستی

ایا تو نمی دونی که تو بزرگ شدی ؟

من نمی دونم

این حادثه اخرش با امنیت تو تموم شد

اون گروه از بچه ها به دشمنی معروف هستن

دیروز من رفتم به مدرسه پسرونه و موقعیت رو فهمیدم

یک دانش اموزی که دیوید نامیده میشد

میخواد کام پون رو بکشه

او گفته اگر کام پون رو بیرون ببینه اونو میکشه

دقت کن من طرف تو هستم کام پون

دیگه بیشتر از این بیرون مدرسه دردسر درست نکن خطرناکه

من نمی ترسم

ایا اونها فکر کردن من تنها می مونم ؟

کام پون آروم باش

بدقت فکر کن قبل اینکه هر کاری انجام بدی

اون وحشتناکه اگه چیزی اتفاق بیافته

من نمی ترسم

من اجاز نمی دم اونها به نانگ من زور بگن برای خوشمزگی

نانگ من ؟ من نیستم

اپیریدی لطفا به نصیحت من گوش کن

حتی اگر تو همچین فکری نکنی

تو باید روی کلمات و رفتارت فکر کنی

تو حالا یک خانم جوان هستی اینو می دونی ؟

چطوری یک خانم جوان به این مربوطه ؟

دقت کن من از تو دفاع می کنم

بی پروا نباش

وگرنه من قطعا یک روزی از نگرانی درباره تو میمیرم

من هرگز بچه ای مثل تورو ملاقات نکردم

پی من یک بچه هستم یا بزرگ شدم ؟

من میرم

عمو عمو تو نمی خوای منتظر بشی سی بیاد ؟

سی مثل تو

سی مثل تو دردسر ساز نیست

او رفته

اون اومده بود بخاطر دعوای من

گو.شهای من از سخنرانی او دراز شده

یعنی او خیلی نگرانه درباره پی کام پون

او خیلی خطرناکه

درسته برادر من کسی که تو اون مدرسه است

به من گفته او دوتا شخصیت ساده ای نیستن بیرون از مدرسه

شخصیت ساده ای نیستن بیرون از مدرسه ؟

چه اتفاقی برای پی کام پون می افته ؟

آونها نمی ترسن ؟

اونها چیکار می کنن هانگل؟

برای مثال چیز خور می کنن

دعوا درست می کنن دردسر درست می کنن مردم رو میکشن

هول نکن

من اینجا دردسر درست نمی کنم

اگر ما دردسر بخوایم درست کنیم اون بیرونه درسته ؟

اگر اونطور باشه اون بیرونه

پس هیچکس نمی تونه مارو متوقف کنه

اگر تو جرعت داری ملاقات کن منو بیرون مدرسه جمعه شب

ما دوئل می کنیم

اگر تو جرعت نداری

پس برو لباس دوست دخترت رو بپوش

فقط منتظر باش

اروم باش دوست من کام پون

کام پون دوست من

اروم باش

فقط صبرکن توهم

کوتاه 1 کوتاه 2 کوتاه 3 کوتاه 4 درسته

بیرون میبینمت

دیوید! براو؟

ایا تو جدی هستی برادر ؟

البته که هستم

هنوزم تو میخوای من بیام باتو

بله بزار باهمدگیه بریم

بزار باهمدگیه بریم

کریس بیا دفتر من

خیلی ممنونم از شما براتون جبران می کنم

اونها چی گفتن ؟

اونها میخوان این جمعه شب بیرون دردسر درست کنن

من عذرخواهی می کنم بخاطر رفتار برادرجوانترم

برای اینکه او باعث دردسر شده

هیچی نیست

هنوزم ما دراین باره می دونیم مامجبوریم دخالت کنیم

مهم نیست من اجازه نمی دم هر اتفاقی بین دانش اموزان تایلندی علارغم اینکه او برادر جوانتر تو باشه رخ بده

این بچه ها به چی فکر می کنن ؟

هر وقت بزرگترها با دلیل حرف می زنن

اونها از گوش کردن سرباز میزنن

درسته

اونها خوشبختی درکارهای که خودشون انجام میدن می دونن

نگران نباش کامپونگ

علارغم این من اجازه نمیدم هیچ اتفاقی برای پی کامپون بیفته

اما ماباید اجازه بدیم به اونها چیزهای رو تجربه کنن

من مطمئنم

که او شخص ستیزه جویی نیست

اون این کارو کرده چون نگران نانگ بوده

او خیلی نانگ رو دوست داره

خوبه من میرونم

به حد مرگ کتکش بزنم تا بمیره این اخرشه

ایا اوباید بمیره پی ؟

بله

پی من فکر می کنم یک فشار کوچولو کافیه

همین کافیه که او در اینده مزاحم مانشه

بزار من به تو بگم

در دایره ما یکی از تو پول میگیره توهم از مشکلات خلاص میشی حالا فهمیدی ؟

هردوتون فهمیدید نفهمدید ؟

چیکار باید بکنیم

الان مراقب باش

اون یکمی زیاد نیست ؟

اینجاست ؟ چرا اینقدر ساکته ؟

تو راست می گی

اون ساکت نمیشه

اونها 5 نفرهستن ما چیکار کنیم ؟

اگر تومردی

جنگ تن به تن بکن

حرف نزن اگه من ازت نپرسیدم

اتو مجبور نیستی درست صحبت کنی

شما حمتا بعدا مردید

ایا تو مطمئنی می خوای این کار رو بکنی ؟

این طرز رفتار یک مرد نیست

چقدر شلوغ کاریه

کام پون کام پون

این برای دهن کثیفت

کسی هست که بخواد چیز دیگه ای بگه ؟

کام پون

پی اینطوری درسته نیست

بزار اونها برن

برو

پی بزار اونها برن

پی !

دنبال دردسر میگردی ؟

چیلی چیلی

برو بمیر

او چطوره ؟

چطور جرعت کردی اینطوری با من رفتار کنی قلدر ؟ برو به جهنم

پیتر !

تو زدی منو ؟

تو زدی منو ؟ تو جربزه پیدا کردی ؟

حالت چطوره ؟

اسلحه اینجاست

بابا

متاسفم

من خیلی عجول بودم با دقت فکر نکردم

ایا تو فکرکردی در این باره ؟

اگر خون تیپ و کامپونگ کمک تو نمی کردن

چه اتفاقی می افتاد ؟

من ...

من ممکنه یک قاتل میشدم

اول بشین

اگر همچینی شخصی بود اما من تو کشتنش ضعیف بودم

وبد

اما من نمی دونستم

اگر من بتونم تنبیه کنم اونو

وقتی من اسلحه رو نگه داشتم

من میخواستم شلیک کنم

مطمئنا از زندگی پشیمون میشدم

یک مرد

ما مجبوریم با این اتفاقات مواجه بشیم

اگر ما بتونیم به خوبی انجام بدیم

من خوشحال هستم

اکه تو به اندازه کافی عاقل بودی که خودت رو کنترل کنی

اگر هر اتفاقی می افتاد برای تو

من نمیدونستم چطوری می تونم زندگی رو ادامه بدم

من متاسفم بابا

یادت باشه

مهم نیست که چطوری ریسک کردی

ادمهای که نا امید میشین پدر و مادر هستن

یک مرد واقعی با خشونت بازی نمی کنه اما با قدرتش فکر می کنه

درسته کریس ؟ من بخاطر دارم

بله کامپونگ ممنون از یاد آوریت

ممنون برای اینکه بچه ها رو ول نکردی

ممنون خون تیپ برای مراقبت از بچه ها

خواهش میکنم

وظیفم بود

عمو کام پون چطوره ؟

مودب بشین

کام پون خوب هست ؟

کام پون شکه شده

او بد تر نشده

اگر ما در اون زمان بهش کمک نمی کردیم او ممکن بود ...

ممکن بود به قصد مرگ کتک بخوره

ممنون برای کمک به او

امیدوار نباش ! کام پون ممکن بود شلیک کنه وکسی باشه که میشه یک قاتل !

همگی شامل این تنبیه میشن

مقصرین دستگیر شدن

برای دیوید و پیتر اونها در بازداشت می مونن

من فکر می کنم احتمالا اخراج میشن

خیلی زیادی نیست ؟

اپیریدی بزا من تورو روشن کنم

اگر کام پون میخواست از تو

باهاش نمیری چون قطعا به دردسر می افتی

چرا تو فکر می کنی او قطعا تو دردسر می افتاد ؟

تو می دونی که تو یک خانم جوان هستی الان ؟

ویکمی خوشگل

من چندین بار برای تو مشخص کردم که مراقب اعمالت باش

عمو تو دیوانه ای ؟

وقتی اینطوری منو تحسین می کنی من خجالت می کشم

درسته

پس خون اپیریدی لطفا به من گوش کن

و به چیزهای که بهت گفتم گوش بده

باشه من بهت گوش میدم

اما اگر من از دعوا کردن برگردم

تو باید تضمین کنی که عدالت رو برای من برقرار می کنی

پس شما میخواین کس دیگه ای رو ببنید ؟

سویسدا یا سنوریتا ؟

سویسیدا که هنوزم از دست من عصبانیه چون سرپرستی سنوریتا بعهده گرفتم

عمو اگه هنوز عصبانیه کافیه سرش رو شیره بمالی

سویسدا خیلی عاشق تو است

اون خیلی نگرانته و به راحتی آروم میشه

قبلش فقط یک هدیه کوچولو براش بخر

همون کافیه به وجد بیاد

من جدی هستم عمو

برو دنبال سی

سنوریتا زمانیکه تو فارق التحصیل شدی

ماقطعا ازدواج میکنیم

چرا تو خندون اینجا ایستادی ؟

سریع برو سرپرستت منتظر توست

بله مادام

بشین

وقتی تو فارق التحصیل شدی

ایا تو فکر کردی کجا می خوای تحصیلت رو ادامه بدی ؟

ایا تو می خوای تحصیلت رو اینجا ادامه بدی یا برگردی تایلند ؟

من هرگز دراین باره فکر نکردم

اون خوبه درباره پیشرفتت فکر کنی

پس ...پی کام پون چطوره ؟

من شنیدم از نانگ که بازوش صدمه دیده

اون موقعی که اومد صدات کنه بهت گفته ؟

غیر قابل باوره

کام پون خوبه

ازمون سنچش سنگ اوله خوب از خودت مراقبت کن

بعد از امتحان من ممکنه ببرم تورو جای که اوقات خوشی داشته باشی

ایاتو دوست داری جای بری با نانگ ؟

اون خوبه لازم نیست

من خیلی به شما زحمت دادم

خوشبختانه این تعطیلات معلمها مارو می برنن به تایگون بانگن

پس من اول میرم

اگر تو چیزی نیاز داشتی راحت باش به من بگو

موذب نباش

هی تانگیون بانگل چیه ؟

تانگیون بانگل چیه ؟

اون خونه تعطیلات مدرسه کنار دریاست

معلمها میبرن دانش اموزانی که نمیرن خونه برای بازی اونجا

پس ما می تونیم کنار ساحل بازی کنیم ؟

تو می تونی اما زمان محدودی داره

ممنون خدا برای هدیه ات به ما تانگیون بانگل

تانگیون بانگل!

تو چه برنامه ای بعد از فارق التحصیلی داری ؟

ممنکنه پرستار بشم

تو خیلی خوشگلی

چه کسی می تونه برای تو گردن کلفتی بکنه که بشی یک پرستار

اگر من پرستار نشم چی باید بشم ؟

بشی مادر یک بچه

هی امتحان تموم شد !

نانگ ما هنوزم باید یک هفته انجیل رو مطالعه کنیم

سی اون هیچی نیست

اون بهتر پس ما مطالعه نمی کنیم هیچی اینجا

خوشحال باش که تو میری خونه

پس چطوریه اگه من برنگردم خونه ؟

اخرین بار من می تونم با دوستام بااینجا باشم

و برای تفریح بریم کنار دریا

وقتی من رفتم خونه من از مینا می خوام بریم برای خرید کردن بیرون

من قصد ندارم برگردم سی والدینم خونه نیستن

من میرم تانگیون بانگل

من هنوزم جوی کام رو دارم ؟

من مجبورم بمونم اینجا

خوبه پس همه شماها باهمدیگه هستید

وقتی مدرسه بازگشایی میشه شما نزدیک همدیگه هستید

مادوتا نزدیک اونها نیستیم

قبل رفتن به تانگیون بانگل

مامنتظر یک مناسبت دیگه هم هستیم

اون چیه ؟

کریسمس !

کریسمس بزرگترین رویداد هر ساله است

مدرسه هم زیبا و صمیمانه تزئین میشه

از همه چیز مهمتر

این رویدا به وسیله مدرسه ما و اکادمی جورج تان سازماندهی میشه

اکادمی جورج تان

ایا تو می دونی داستان درخت رو ؟

من میدونم بزار من بگم

مادام فرانسیس اینجاست

برگردید بخش 11

برطبق سنت کریسمس

کسانیکه باهم زیردرخت بایستاد همدیگه رو می بوسن

بلند شید

اپیریدی زمان کلاسه

نه زمان نت برداری

همگی شما بیاید اینجا

کس دیگه ای هم می خواد صحبت کنه ؟

ما باید دارواش داشته باشیم (درخت کریسمس

ایا تو می خوای اون پیدا کنی ؟

دوباره تو شروع کردی

ما می بینیم بوسه مردم رو

باشه ؟

اما تنها در طول رویداد

ایاتو جدی هستی ؟

چرنده

پر از چرندیاته

پس ما نمی تونیم وقتی تو یواشکی میری زیردرخت برای بوسه ببینیمت

دیوانه

بزار من کمکت کنم

ممنون

من اینو نگه می دارم

اون ممکنه از پشت هل بدی راحتر باشه

چیکار می کنی ؟

به کی فکر می کنی خانم سنوریتا ؟

چه فکری ؟ من تمرکز کرده بودم اینو بسازم

که چرا من هول کردم

چی میسازی ؟ چه نازه

یک هدیه کوچک برای همه

چرا تو چیز خوردنی درست نمی کنی ؟

این خوردنیه تو می خوای امتحان کنی ؟

واقعا ؟

بگیریش نه

من میخوام این یکی رو می تونم داشته باشمش سی ؟

البته !

تو برای چی می خوای ؟

خوردن

من گفتم کامپونگ یک اجرای تایلندی داشته باشه برای همه کسانیکه به جشن ملحق میشن

خانواده مسیحی می تونن این بعد ظهر شرکت کنن

افتخار ماست آقای کنسول

بتمن و رابین سلام

سلام شما دوبزرگوار اینجا بودید من دلتنگ شما بودم

اون بهتر ما ملاقات نکنیم

هر وقتی ماهمو می ببینیم چیزهای بدی اتفاق میفته

پی کامپونگ تو ابروی منو با گفتنش به عمو ازبین بردی

همگی ما این جعمه ملاقات می کنیم

چون سنوریتا رو قطعا در اقامتگاهم برای تمرین پیانو می ببینم

ماقرار نداریم

بعد از چشن

معلمها ما رو میبرن به تانگیون بانگل

ما ممکنه این پنجشنبه قبل بعدظهر بریم

باعث دردسر نشو

عمو من واقعا قول میدم

خشک ورسمی باشم و مناسب یک بچه از حالا رفتار کنم

من باور نمی کنم

محض اطلاع شما

عمو من باید درباره چیزی با گامپونگ صحبت کنم

پی کامپونگ

کریسمس مبارک !

این برای تو هست ؟

سنوریتا گفت بدمش بهت

یواش تر

یک فکری برای احساسات من بکن

مال منه

چه میکنی ؟

ایا تو مراقب احساست هستی؟

واقعا؟

چیکار می کنید ؟

چرا یک هدیه گرفتی ؟

چیه ؟ سنوریتا گفت به من اینو بدم به کامپونگ

پس اون خوبه

چی خوبه ؟

تو می دونی جوری رفتار می کنی انگار می خوای منو تیکه پاره کنی ؟

نانگ من شوخی کردم

شوخی ؟ شوخی نبود

من اول میرم

اگر مادام منو ببینه تو دردسر می افتم

خداحافظ

نانگ صبرکن !

نانگ من شوخی کردم

پی

من فقط شوخی کردم

چی پی ؟ پی کامپونگ ؟

می تونی خندیدن رو تموم کنی برادر عزیز من ؟

تو چیز خنده داری پیدا نکردی ؟

تو نبودی کسی که اغلب دیگر دانش اموزان رو می ترسوندی

اما وقتی غضب نانگ دیدی عقب کشیدی

من بهش اوانس دادم

اوانس دادی؟

بله تو تقریبا از یک دختر هدیه گرفتی

چه حسادتی

کی به من چیزی میده ؟

بزرگواری شما به من اجازه تولد دوباره داد

من همیشه مدیون احترام و عشق شماهستم

کریسمس مبارک

شما اخموبنظر میاید مریض هستید ؟

ایا می خواید مقداری دارو ؟

من خوبم

خیلی ممنون خون بانل

من ...من دلتنگ مادرم هستم

من فکر می کنم مادام هم دلتنگ شماست

یادتون باشه شیرتون رو بنوشید

امیدواریم از دیدن این قسمت لذت برده باشید ::: مترجم: منا ::: کانال ما @mamsubtitle وبلاگ ما mamsubtitle.mihanblog.com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.