Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
::: دردسر های نانگ ::: *قسمت ششم* ::: مترجم: منا ::: کانال ما @mamsubtitle وبلاگ ما mamsubtitle.mihanblog.com
به شماها من اخطار میدم دیگه مشاجره ایی درکار نباشه
شما هردو تایلندی هستید چرا نمیتونید باهم دوست باشید ؟
من بهتون دستور میدم تا در عرض یک هفته باهم باشید
اگر شما کوتاهی بکنید من از نمرهاتون کسر میکنم
از هرکدوم 20 نمره کم میشه
اتش بس
غیر ممکنه
شما درست میگید این غیر ممکنه اونها قلباهاشون رو به روی همدیگه باز کنن
من باور دارم آپیریدی و سویسدا یک روزی باهم دوست میشن
اگر اتفاقی افتاد
همه بچه های که این اتفاق بتونن رد کنن می تونن تو زندگی باهمدیگه هماهنگ باشن
اینجا مراقب باش اهسته بلند شو
اهسته راه برو مراقب باش
کامپونگ این اسناد با دقت چک کن
بعدش بهم این اسناد بده
لطفا کمک کن به من چک کنم جاش کجاست
آقای کنسول یکمی اب بردارید
مچکرم -خواهش میکنم
چیزی وجود داره من بتونم کمک کنم ؟
خوب پس تو میتونی لطفا بنویسی اسم و پس زمینه هر کارگری برای من این پایین ؟
مطمئن شو که با جزئیاتش باشه
چون من باید با پاسپورت چک کنم
اگر اونها کارغیر قانونی انجام داده باشن ما مجبوریم اونارو برگردونیم
البته
کامپونگ بیا اینجا یک لحظه
البته
مینا این گوشه به اندازه کافی کیپ نشده
اون گوشه روهم چک کن
کارگرها به زودی میان عجله کن -باشه
اینم باید به سمت پایین تو بخوره
اینم باید تا بخوره سریع همگی منتظرن
سای اینها رو همه تو انجام دادی؟
من باور نمی کردم اینقدر خوب باشی تو کارهای خونه داری
مردی که با تو ازدواج کنه خوش شانسه
من با کیفیت چک می کنم
مینا سریعا تموم کنه اونو تا راحت باشه
این چی شد؟ -من کارم کردم
سای تو چروکش کردی من مرتبش کرده بودم
مینا تو کمک لازم داری ؟
بله من نمی تونم اشپزی کنم تو می تونی ؟
کی من ؟ کی من ؟ البته من می تونم!
من کی هستم ؟
چیلی چاشنی تخم مرغ روغن
سبزیجات رو بیار
بچه ها غذاشون رو خوردن ؟
نه هنوز مینا داره اشپزی می کنه
اب !آب !
با ایست !
شما سعی دارید داخل کنسولگری آتیش به پا کنید؟
ایا شما می دونید ریختن آب روی الان اتیش بدترش می کنه ؟
اینجا چیکار می کنی ؟
متاسفم من ازش خواستم تو آشپزی غذای تایلندی کمکم کنه
من هرگز فکر نمی کردم ...
بزار اینو کنار من خودم آشپزی می کنم
مینا سبزیجات رو بشور
نانگ جاینا ترکیبات رو اماده کنید
عمو تومی تونی اشپزی کنی ؟
این فوقوالعاده است
برو ترکیباتشو اماده کن
صبرکن هنوز همه رو آماده نکردی
او چیه ؟ من پس اخرسر امادشون میکنم
مراقب انگشتات باش
نانگ با دقت گوش کن
این سه تا ایتم هست یک قاشق از هر کدوم اضافه می کنی
برای سس ماهی لیمو چیلی و بادمجان اضافه می کنی همه اونها رو
اشتباه اونها ور اضافه نکنی
بنظر یکمی شور میاد ؟
امتحان کن
خوشمزه است درسته ؟
اینجا
اون چیه ؟
هیچی
خون باری ایا تو میخوای با ما بخوری ؟
شما بفرمایید
این دست پخت برادر منه
من این مزه رو تا روز مرگم به خاطر میارم
خوشمزه است درسته؟
ظرفی که اونها میخورن دستپخت منه
واقعا؟برادر او تنها تو مزه ها کمک میکرد
سویسدا گفت دستپخت منو تا روز مرگش بخاطر داره
نانگ درباره چی حرف میزنی ؟
تو اینو امتحان کردی ؟ خوشمزه است - تو نخوردی ؟
درباره دوستات چی؟
پی کامپون
چیه ؟
خیلی مچکرم برای کمک و رسیدگی به ما
من احساس بهتری دارم که همه شماها رو می بینم
خاله وپی باید قوی باشن
همه چیز میگذره
کارگرهای مثل ما
تو دردسر می افتنیم اگه کار روزانه مونو ازد دست بدیم
ما پول کافی نداریم حواله کنیم برای خویشاوندانمون در تایلند
من احساس تاسف میکنم برای والدینمون در تایلند پولی که ما میفرستیم کافی نیست
ما هنوزم مجبوریم از اونها پول بخوایم
من میام تا اینجا برای کار
امیدوارم پول کافی نجاتم بده که بفرستم برای خانواده ام
این اتفاقی که افتاده
اون ضربه بزرگی نیست
اما اون اتفاق باعث میشه من خونه ام رو ازدست بدم
من نمی تونم بیشتر ازاین به ایستم
من باید یک کاری برای کمک به این کارگرها بکنم
پس تو میخوای چیکار کنی ؟
ساده است حراچ وسایلی که بتونه مقداری هزینه براشون فراهم کنه
همچین فستوالی تو پایتخت ماندرین داریم
چطوی میخوای حراجی براشون راه بندازی؟
الان موقع بحث نیست
بزار ازت بپرسم وقتی از خونه دوری دلت براش تنگ نمیشه ؟
البته
پس با همدیگه به اونها کمک کنیم
اگر ما بتونیم مقداری پول بدیم به اونها تا اعضای خانوادشون رو ببینن
اون خوب میشد
حالا همگی کمداتون باز کنید
چیزی رو مخفی نکنید
هر لباسی کفش جورابهای که مدت طولانی استفاده کردید می تونید اهدا کنید
تنها به شرطی که خودخواه نباشید
سویسیدا فقط نگاه نکن در کمدت رو باز کن
باز کن در کمدت رو زود باش
بچه ها عاشق این میشن
صبرکن تو خیلی چیزها داری در کمدت رو باز کن
دوباره چیه ؟
تو لباسهای زیادی در شرایط مناسب داری
چرا تو همچین چیزهای رو می خوای اهدا کنی ؟
لباسهای من پاره پوره نیستن
بازکن در کمدت رو اگه پاره پوره نیستن باز کن
بیار بیرون چیزهای که پاره پوره نیستن باز کن !
نه این یکی
من تنها یک بار اینو پوشیدم
خسیس نباش باشه ؟
من هرگز ندیدم تو یک لباس رو بیشتر از دوبار بپوشی بده دستم !
این لباسها حتی از مال منم بهتره چه حیف
صبر کن یک لحظه جوی کام تو گفتی خانواده تو پولدار هستن
تو گفتی پدرت تاجره و مادرت جامعه شناس اینطور نیست ؟
اما خانواده من یادم دادن که صرفه جوباشم مینا
پس ما می تونیم فقر بهتر بفهمیم
چیزی که مهمه
به معلمها در این باره چیزی نگیم
فردا من این وسایل رو به معتمدم می دم تا اونها رو بفروشه
یکی از ما پول رو میگیره ومامی تونیم با این نقشه مون رو عملی کنیم
همگی فهمیدید.؟
سی چیه ؟
معتمد تو کی هست نانگ؟
خون باری باید این راز رو الزاما نگهدارید
اجازه ندید آقای کنسول در این باره بدونه یا من تبدیل به یک مجرم میشم
موفق باشید
هی چیکار می کنی منو ترسوندی ؟
ما چیزی نداریم که حرف بزنیم
من اینجا نیومدم باهات بازی کنم باید درباره چیزی باهات حرف بزنم
اون چیه ؟
چرا تو وسی اینقدر به برادر من نزدیک هستید ؟
ما چطوری نزدیک هستیم؟
برادر تو کنسوله ما چطوری می تونیم بهش نزدیک باشم؟
پس چرا تو وسنوریتا به خونه برادرم هر جعمه برای تمرین میاین ؟
حتی منکه خواهرش هستم هرگز اونجا تمرین نکردم
این همش بخاطر توست
من می دونم تو و جوی کام به مادام بولین شکایت کردید
که سی شهریه کلاس هنرش رو پرداخت نکرده
باعث شدید اونتونه تومدرسه تمرین کنه
این بخاطر توست
تو میخواستی شوخی خرکی کنی اما قسمت خودت شد
اما حالا سی هم میتونه اونجا تمرین کنه
پس باشه بزار برگرده مدرسه مثل قبل تمرین کنه
چه سریع تو عوض شدی
اما این موضوع عجیب نیست که سی می تونه تو خونه آقای کنسول تمرین کنه
تازه بعد همه اینا آقای کنسول سرپرست....
چیه ؟ ادامه بده
سرپرست ... سرپرست چیه ؟ حرف بزن ؟
او هست قیم همه دانش آموزان تایلندی اینجا
حسودی نکن به دیگران
اگر تو میخوای بدونی از برادرت بپرس
من یک دوستی دارم که گیم باهام بازی می کنه
هی اتش بس
فراموش نکن
ماکارهای مهمی داریم که انجام بدیم
چه خبری هست ؟
همش انجام شد پی جانیا
هیچ مشکلی الان نیست
معتمد ما اطلاع داده که از کسی خواسته تا لباسها رو بفروشه
بعد اینکه هدف ما فردا میرسه
خداروشکر خواهران به ما اجازه دادن که ما برای کمک به اقای کنسول به مدت 3 روز بیام
فردا روز اخره
من امیدوارم اونها بتونن در این مدت تمومش کنن
من میخوام همه احساس خوشحالی بکنن
یک روز بیشتر
خبر چینی نکنید
تو گفتی من خبر چینی می کنم ؟
لبخند لبخند
لبخند برای 20 تا بلیط
برای آوردن دانش آموزان تایلندی در کمک به ما
اون کمکها خیلی موقعیت مارو راحت کرد
دستیار من اینجاست حالا من واقعا ممنونم از شما
خواهش می کنم رسمی نباشید
لطفا تشکر منو به مادر انتی گان برسونید
خواهش می کنم
اون اینجاست پی کامپون اوضاع چطوره ؟
خون باری چی گفت؟
همه چیز آماده است
هدف ما بعدظهر میرسه
آونها نیاز دارن به کسی که بیارشون
من ماشین رو بعدظهر میگیرم
بزار منم با تو بیام منم میخوام بیام
چطوری می تونی تو بری؟ خواهر واقای کنسول اجازه نمی دن
این چطوره بعد اینکه تو ماشین رو گرفتی
وانمود کن که چیزی ندیدی؟باشه
پس تصمیم گرفته شد همگی بریم
سا همه رفتن ماهم سریع بریم صبرکن برای من مینا صبرکن !
متاسفم من دیر کردم
مهم نیست بریم مینو
کس دیگه ای هم باماست ؟
نه مابریم؟
تو هنوزم باید عجله کنی برگردی شام بپزیری
اما من یک صدا شنیدم
نه چطوری می تونه باشه ؟ سریع بریم
خواهر دنبال کسی میگردید ؟
بچه های من همگی بعد از ناهار ناپدیدشدن
ممکنه بعد از خوردن ناهار
اونها بخوان با کارگرها بازی کنن
اما من ادمهای زیادی رو اینجا دیگه نمی بینم
من یک مورداضطراری دارم من اول میرم ممنون از شما
آقای کنسول ما باید بریم دنبال اونها ؟
سلام اقای کنسول
کی شما رسیدید؟
من دیشب رسیدم می خواستم نانگ رو ملاقات کنم
و الان وضعیت اینجا رو چک کنم
یک فرد تایلندی مثل من بابت کمک به کارگرهای تایلندی از شما سپاسگذاره
اون مسولیت منه
بچه ها کجا رفتن؟ من شنیدم که اونها اینجاها کمک می کنن
من احساس می کنم بیشتر از ما دوتا تو این ماشین هست
یا کسی در این ماشین قبلا مرده ؟
خدای من !
نه مینو سریعا بیان بیرون
روحهای زیادی وجود داره !
مینو اینها انسانن نه روح
خدای من شما دیوانه اید ؟ چر ااونطوری مخفی شدید؟
اگر معلمها بدونن قطعا تو دردسر می افتید
کام پون سریع برشون گردون
نه مینو ما تقریبا رسیدیم
ما دلیلی برای اومدنمون داریم
ما قطعا نباید به معلمها چیزی بگیم
چطوری مطمئن هستی ؟ من فکر می کنم ماحتما تنبیه میشیم
پس چرا تو دنبال ماهستی ؟
من اجازه نمی دم تو تنها بری
من اومدم چون من مجبورم موقعیت رو کنترل کنم
من اجازه نمی دم تو هر کار احمقانه ای رو دوباره انجام بدی
پس اینه ؟ صحبت می کنی مثل ... کافیه
درست بشنید
نانگ تو می خوای بشینی جلو با من ؟
باشه من اومدم
تو چطوری می تونی ؟ پی کامپونگ اجازه نده درست نیست
نانگ برگرد بشین سرجات اون خطرناکه
اون چیه؟
هیچ کس نیست من همه جارو گشتم
من فکر می کنم اونها قطعا اینجا نیستن
او بچه ای من
نگران نباش نانگ گم نمیشه
اونها باهمدیگه ناپدید شدن قطعا بازی می کنن
نانگ برگرد سرجات بشین
اون خطرناکه و مناسب نیست تو جلو بشینی
پی جامیا من نشستم اینجا برای تفریح
من یک درخواست دارم
چه درخواستی داری نانگ؟
اخرین بار تو اجازه ندای که من رانندگی کنم
این بار من قبول کردم بشینم جلو
پس حالا تو باید بزاری من برونم
نه خیر من نمی شینم تو ماشین تو
چرا تو دنبالمون هستی ؟ می تونی صدات رو بلند نکنی ؟
تو قبلا هم روندی ؟
چند بار؟
سه بار من خیلی خوبم توش بزار من برونم
نانگ مراقب باش
پیاده شو من می رونم
اینکارو نکن نانگ من نمی تونم اجازه بدم تو برونی اگه اتفاقی بیافته چی ؟
تو می تونی وردست من باشی کنار من باشه ؟ هیچ اتفاقی نمی افته ؟
نه نانگ
من سه تاحساب کردم
چکاری انجام می دی اگه من موافق نباشم ؟
من ازت عصبانی میشم ؟
من دیگه باهات حرف نمی زنم
به من اعتماد کن
من اجازه نمی دم او با این ماشین رانندگی کنه این متعلق به کنسولگریه
پس مزاحم نشو
بزار من برم من می تونم رانندگی کنم پی کامپونگ
مینو پیاده شو
نانگ من مطمئنا اجازه نمی دم تو رانندگی کنی
لعنتی گردنم شکست !
بی نزاکت صحبت نکن
من گفتم گردنم شکست چطوری بی نزاکتیه ؟
تو گفتی لعنتی
الان وقت ایراد گرفتن از اشتباهات نیست
اگه اینقدر راحتی نانگ کنترل کن ماشین داره پرواز می کنه !
رانندگی نانگ خیلی عالیه
این عالیه؟
نگهدار ماشینو این ماشین داداشمه
من دستورمیدم توصددر صد متوقفش کنی !
یکمی بیشتر تحمل کن سیا
نه من نمی خوام بخاطر رانندگی نانگ بمیرم
بله منم همینطور من نمی خوام بخاطر رانندگی نانگ بمیرم کی اصلا می خواد ؟
نگهش دار ! نگهش دار ! بهت میگم نگهدار !
من درباره این اتفاق از متیو شنیدم
شماهمه دانش آموزان تایلندی هستید
من خواستم از شما بیاید اینجا برای کمک
بجاش شما رفتید مشکل درست کردید
ما باعث خسارت به اقای کنسول شدیدم
خوبه که فقط خسارت مالی بود کام پون
اما اگه یک تصادفی رخ میداد
من چطوری می تونستم جواب سرپرستهای شمارو می دادم؟
من خیلی از شماها نا امید شدم
چه چیز مهمی بود که شما باید میرفتید بیرون ؟
تقصیر منه مادام
من میخوام تنها تنبیه بشم
همگی مقصر هستید
گرفتن ماشین بدونه اجازه
همگی مجبورید برای این اشتباه مسولیت قبول کنید
براز من ازتو بپرسم
چرا باید می رفتید بیرون ؟
فقط بخاطرتفریح؟
نه
ما میخواستیم بریم ایستگاه قطار
ایستگاه قطار
برای چی ؟
مامان مامان !
بچه ام
مامان تو چطوری اینجا هستی ؟
من شنیدم تو صدمه دیدی
ما برای اونها قطار گرفتیم
چطوری بچه ام ؟
من خوشحالم که می بینم بچه هامون رو
ایا شما فرستادید اونها رو اینجا خون تیپ ؟
بچه ها لباسهای که در داز مدت استفاده نداشتن رو فروختن
و پولش رو به خویشاوندان کارگرها برای بلیط قطار دادن
متاسفیم که برای این کمک رسانی از شما اجازه نگرفتیم
چون من نگران بودم شما موافقت نکنید
متاسفم مامان
من واقعا امیدوارم بودم کارگرها قادر باشن خانوادهاشون رو ملاقات کنن
هیچکسی دلتنگی خونه رو مثل ما نمی فهمه
من عذرمی خوام
اینجا من اومدم
من باید با این بچه ها حالا چیکار کنم ؟
بچه های تایلندی مادام نمی دونید که چیکار باید باهاشون بکنید ؟
من باید با باقی معلمها در باراینها بحث کنم تا تصمیم بگیرم
اما اونها نیت خوبی داشتن
من امیدوارم خواهر اونها رو تنبیه نکنه
خواهر امیدوارم شما این موضوع رو بین خودمون بمونه
من امیدوارم که حاضر باشید گوش کنید
موضوع این نیست که بچه ها به من کمک کردن
البته اما من باید ازمادر انتی گان کسب تکلیف کنم
خیلی مچکرم
مابرگشتیم به زندان
کاش من تا اخر یک وردست تو کنسولگری می موندم
تا مجبور نبودم برگردم
شکایت نکن فقط راجب جلسه تنبیه مون تو بعدظهری فکر کن
تو باید بیشتر نگران این باشی
پس که کفری شدم هیچ کسی چیز نگران کننده ای انجام داده
هنوزم ماباید بخاطر توتنبیه بشیم
چه بدشانسیم
تو داری به سویسدا توهین می کنی ؟
اوتوهین کرد به تو نانگ
من ول کردم تورو اما نخواستی به من گوش کنی
تو کسی هستی که باعث تصادف شدی
اوه خدای من چرا سرم میخاره ؟
مینا سونیا کمک کنید به من نگاه روی سرم آلرژی دارم
پوست سرم الرژی داره؟
مینا من گفتم به تو اول نگاه کن
پس مشگل چیه ؟
تو شپش داری سای سودا شپش داره !
نه خیر من شپش ندارم
توداری!
من شپش ندارم
توداری!
من گفتم من شپش ندارم !
از من دور بمون
من شپش ندارم نگاه کن
موضوع چیه ؟
من گفتم من شپش ندارم !
توهم شپش داری همینطور
من شپش دارم؟
خون تیپ ایا شما با بانکوک تماس گرفتید
درباره سویسدا ؟
او گفته میخواد اونو ببینه
من سویسدا تو سال جدید می برم خونه
من میخوام امروز بهداشت شما بچه ها رو چک کنم
و فهمیدم بچه های زیادی تحت کنترل شپش هستن
مدیر واقعا نگران گسترش شپش روی دانش آموزان هست
وحشتناکه وحشتناکه
باشه باشه
همگی آماده باشید که موهاتون رو بشو.رید
پس شروع کنید و به یاد داشته باشید تنیجه کاربردی دارو ریشه کن میکنه شپش رو کاملا
من یک سوال دارم
چه سوالی ؟
من..من نمی خوام بشورم
چرا ؟ چرا تو نمی خوای انجام بدی ؟
خلاص میشی از شپش
من نگرانم که شستن همه اونها خلاصمون نکنه
من مطمئنم گزینه های دیگه ای هم هست نه ؟
بله بله وجو داره
من گرفتم
راه دیگه خلاصی از شپش
که ملزم نباشید موهاتون رو با استفاده از این دارو بشورید
اون هست ..که موهاتون رو کوتاه کنید
بزارید با شماها شروع کنیم
هرکسی می تونه شروع کنه
تو میخوای الان بشوری درسته ؟
باشه اگه تو نمی خوای کوتاه کنی پس بشورش
تمیز بشور خواهر بولین به اونها یک دست دیگه بده
پایین تر پایین تر سرهاتون
بشورید موهاتون رو مثل زمانیکه دوش میگیرید
در طول 4839
این تصادف بخاطر شماها اتفاق افتاد
نه تنها خطرناک بود باعث شایعه پراکنی در مدرسه هم شد
اما مادر ارجمند....
بحث نکن آپیریدی
زمان بحث کردن با من نیست
مدرسه پوزش میخواد که اجازه داد این اتفاق بیافته
ماباید پوزش بخوایم بخاطر این دردسر از اقای کنسول
من ناراحتم این کارو صورت گرفته بدون اجازه آقا
همه معلمها ناامید شدن
ما وظیفه مون رو بخوبی انجام ندادیم و مراقب همه شماها نبودیم
به هر حال حسن این کار در این بود که
علارغم اینکه شماها به کارگرها کمک کردید
اون فقط یک سهل انگاری بود
وهمچنینن خداوند متعال یاد داد عشق ورزیدن رو
و ساختن اتحاد بیشتر و مراقبت از همدیگه
یعنی مادر مقدس مارو تنبیه نمی کنه درسته ؟
البته که تنبیه میشید برای اشتباهاتتون شما ها تنبیه میشید
بدقت گوش کنید
از امروز تا هفته بعد
همه شما یک ساعت دعا در کلیسا دارید
دستهای همدیگه رو می گرید و برای دعا زانو میزنید
چون مدرسه رو بدون اجازه ترک کردید
بدون از دست دادن یک روزاز هفت روز
به اضافه اینکه من می خوام شما به رستوان به مدت یک هفته کمک کنید
یک هفته؟
و یک چیز دیگه
مهم نیست شما چه برنامه بیرون دارید
من به والدینتون اطلاع دادم شما تو مدرسه می مونید و خونه نمیرید
اما مادر مقدس این نمیشه ما کارهای خوب انجام دادیم
درس کردن اشتباهاتمون ؟
پاداش تو برای کمک به کارگرها ورسوندن اونها به خانوادهاشون
رفتن به خونه در طول تعطیلات نیست
اقای کنسول باهر کسی برطبق میلش رفتار میکنه
و از شما برای گذروندن یک روز در کنسولگری دعوت می کنه
بعنوان یک نماینده از کنسول تایلند
من دوست دارم از همگی تشکر کنم
شماها در طول این هرج و مرج دستیار من بودید و تورسوندن کارگرها به خانوادهاشون کمک کردید
گاهی اوقات ایده های شما
توسط بزرگترها قبول نمیشه
من بعنوان کنسول یک هدیه آماده کردم
کی این پیشامد رو سازماندهی کرده ؟
فکر از سویسیدا بود
که تو تحققش کمک کرد
وبقیه تنها کمکش کردن
میس اکارا لطفا
کنسول گری تایلند دوست داره تشکر کنه از میس اکارا برای عمق مهربونیش
پی افتخار میکنه به تو
آقای کنسول یا مقداری اسنک برای بچه ها آماده کرده
خواهر مانعی نداره درسته ؟
مانعی نداره
این برنامه اخری برای بچه ها
باعث مقداری تسلی خاطر شد
بابا چطوری می تونی به دخترت اینطوری بخندی ؟
اون خیلی خنده داره
همون بهتر که تو نیومدی خونه
چون تو سگ گربه های خونه رو شپشی می کردی
بابا باشه
من برمیگردم این تعطیلی رو قطعا من برمیگردم
اینجا وایسا این بستگی داره
اگه تو باعث دردسر در مدرسه نبودی که قبول بود
بابا من باعث دردسر مدرسه نیستم
صبرکن نیا نزدیک من باعث دردسر نیستم
نه نشون من نده بابا
ایا شما صدمه دید؟
من خوبم حواسم بود
می تونید خودتون رو معرفی کنید ؟
اسم من ترساست
معلم تایلندی که مراقب ناگ بود
اسم من امی من مادر نانگم
آپیریدی
مچکرم از شما مراقب دختر من بودید
اگه او بد رفتاری داشت ازادید که اونو باز خواست کنید
شما می تونید مثل دختر م باشید
اون وظیفه منه
بله
کیکی که برادرت داده خیلی خوشمزه است
برادرت خوش قیافه است
کافیه سریعتر کیکت رو بخور
تموم کن خیالپردازی درباره برادر منو
تو خیلی نگران نباش درباره برادرت سوی سیدا !
اما او واقعا خوش قیافه بود زمانیکه گل سینه برات میزاشت
ایده از او بود
کیک
آوردیم اینجا بخوریم من تموم کردم مال خودم رو
نه نخور لطفا نه
تومی تونی مال منو داشته باشی
تو وقتی با اونا دعوا می کنی من نمی تونم بیشتر از این تحمل کنم
بده به من من اینو میخورم مینا
اگه زنه اخرش مارو بگیره ترسناکه
هیچ اتفاقی نمی افته
این چه صدای هست ؟
تنها یک امکان وجو داره که ....
من می ترسم
من گفتم به تو ما یه روزی ما اونو می ببینیم
نترس
اما من خودم یکمی می ترسم بزار نگاه کنیم
ما باید نترس بودنو انتخاب کنیم
بزار نگاه کنیم
نه من می ترسم
جوی کام همه چیز خوبه دختر من ؟
سخت درس بخون
و صرفه جو باش
تجارت اخیرا خوب نبوده
ما مجبور شدیم مقداری پول برای پرداخت شهریه مدرسه تو قرض بگیریم
به هرحال نگران نباش
تو باید برای اینده خودت سخت درس بخونی
همیشه دلتنگ توهستیم بابا و مامان
منم دلتنگ شماهاهستم مامان بابا خیلی زیاد دلم براتون تنگ شده
منم دلتنگ مامانم هستم
منم دلتنگ والدینم هستم
عمو دونگ سلام
اونها با عمو احوال پرسی کردن
ضروری نیست
درسته اون ضروری نیست
چرا نباید با عمو احوالپرسی کنن ؟ چرا لازم نیست ؟
بدون عمو سانگ مدرسه چطوری کثیف میشه ؟
بله تو درست میگی چرا اونها نمی تونن با عمو احوال پرسی کنن ؟
بدون اون مدرسه چطوری می خواد بشه هان ؟
به دقت به حرفات فکر کن جوی کام
مبنا بریم با من بخوریم
بدون من ؟
برای تو نه مچکرم
مینا سای ... برو کنار
بزار منم بازی کنم
برو کنار ! تو نمی فهمی ؟
دعوا مرافعه بدون دلیل دیوانه هستن
درسته
همه میرن خونه من بهشون غبطه میخورم
خوب نیست به دیگران حسودی کنی سنوریتا
اما حقیقته
پس چیه پی جامیا ؟
همه ما نمی تونیم برگردیم خونه بخاطر تونانگ
به هر حال در طول تعطیلات کام پوس ساکته
شما می تونید هر چی خواستید بخورید
حمام طولانی هرچقدر که مایلید و هر کاری خواستید انجام بدید
و چیزهای جالبی ببنید
در طول تعطیلات که دانش آموزان تایلندی باهمدیگه هستن
شما اجازه ندارید تایلندی صحبت کنید فهمیدید ؟
من فقط داشتم دوستم رو دلداری می دادم
که مدرسه ساکت وراحت هست
و می تونیم هر کاری مایل بودیم انجام بدیم
درسته تو می تونی هر کاری خواستی انجام بدی
اما بعد از اینکه شستن جورابهای بد بوت رو تموم کردی
مادام شما خودتون اونارو پیدا کردید؟
ساده نبود
من مطمئنا اجازه نمی دم تا تو بدیگران مزد بدی تا اونارو برات بشورن
فکر نکن من خبر دار نمیشم اپیریدی
سیا بریم ناهار بخوریم
مینا بریم دستشوی با من
چی رو نگاه می کنید ؟
مادام ممکنه من تلفن رو قرض بگیرم تا با خونه تماس بگیرم ؟
بفرمایید
سلام مامان بابا حالتون خوبه ؟ دلم براتون تنگ شده بود
ما خوبیم فقط این تماس گرونه
مامان تو اخیرا سرفه می کنی لطفابرو دکتر
نگران هزینه اش نباش
جوی کام سرفه هاش عادیه بعد از کمی استراحت اون بهتر میشه
مامان تو خوبی؟ مامان
بابا لطفا جواب منو بده ؟
مامان ! مامان چطوره ؟
بابا جواب بده به من ؟ حال مامان چطوره بابا
مامان ؟ مامان مامان!
بابا همه چیز خوبه ؟
همه چیز خوبه مادام من اول میرم ممنون که اجازه دادید از تلفن استفاده کنم
بشین من فقط اینجا میشینم
تو خوبی ؟
چرا تو نمی ری دکتر که جوی کام میگه ؟
من خوبم من بعداز کمی استراحت بهتر میشم
از کجا پول بیارم برم دکتر ؟
برو مواظب مغازه باش برو
تونباید تنها بشینی اینجا ؟
مهم نیست ما دوستیم
اگه از چیزی ناراحتی می تونی با ما حرف بزنی
مشکلت چیه ؟ چرا تو سخت گریه میکردی ؟
چیکار می کنی با من مثل گناهکارها رفتار می کنی ؟
ما دیدم تو خوشحال نیستی و خواستیم کمکت کنیم
یا تو می خواستی به من بخندی و بگی که مراعاتت رو می کنم ؟
تو میخوای انتقام بگیری درسته ؟
دیگه این زیاده رویه
ماهرگز اینطوری فکر نمی کردیم
بس کن این رفتار خانومانت رو
تو سعی می کنی راز منو بفهمی تا اینطوری درباره ام غیبت کنی اینطور نیست ؟
حتی اگه سویسدا شخص مهربانی نباشه او با من مثل یک دوست رفتار می کنه
اوهرگز از حقه های کثیف روی من استفاده نمی کنه
من درک نمی کردم چرا سویسدا ازت خوشش نمیومد
اما حالا میفهمم
من میخوام به سویسدا کمک کنم حالتو بگیره
جوی کام کجاست ؟
من هیچ کجا ندیدمش
اگر تو دنبال او هستی من اطراف دیوار دیدمش
ااو ممکنه از دیورا بالا رفته باشه
چرا مانعش نشدی؟
مبصر امشب همه رو چک می کنه باید حاضرباشه
اگر مادام بدونه ما مجبوریم دوباره تنبیه بشیم
من فکر می کنم ما باید دنبال جوی کام بریم
ایا تو می خوای ببینی دوستتون تنبیه میشه ؟
بدبختانه او مثل یک دوست خوب هست برای شما
الان مادام یک ملاقاتی داره
اگر ما حالا بریم می تونیم سروقت برگردیم
تو چی میگی ؟ ایا تو میخوای دوستت تنبیه بشه ؟
خوب امامن هیچ ایده ندارم که او کجا رفته
چه دردسری
مادام شما می تونید خیلی از کارها رو به تنهایی مدیریت کنید ؟
می خواین ما کمکتون کنیم ؟
خدای من
سویدا اپیریدی بلاخره
خدای من خیر بده به شما
چقدر شما بچه مهربون دوست داشتنی هستید
بیا کمک کن به من
این اسناد رو برطبق این لیست صورت بندی کنید
و گمشون نکنید به دقت بخونید اونها رو
من بیشتر پیدا می کنم
او خدای من
دوباره کاری دوباره کاری نامرتب تر از قبل شد
این کارو بکنید
مادام مادر انتی گان می خواد شما برید پیششون
نگران نباش مادام اجازه بدید ما اینها رو مرتب می کنیم
تو مطمئنی ؟ بله مادام
پس برو من سریع برمیگردم
بله مادام از همه شما مچکرم
من پیداش کردم
من هنوز آماده نیستم من نیاز دارم به امادگی جسمانی بیشتری
من با این کارشماها موافق تیستم
پی جامیا دوتا از اونها تقریبا رفتن
در نتیجه تو می خوای تنها جوی کام تنبیه بشه ؟
چه قدر اینا پر دردسرن
شما دوتا باید رفتار عادی داشته باشید
پس مادام نمی فهمه ما رفتیم
عادی رفتار کنید عادی
عسلم ببین کی اینجاست
سورپرایز نخست وزیر
خون پیتی چرا تو اینجایی؟
من زنم اوردم اینجا برای خرید
اوچه همسر نمونه ای
خون ایم آیاد تو می خوای بگی من تورو برای خرید نمی یارم
چند روز تو می مونی ؟ ایا تو نمیری پاساژ؟
من فردا بعدظهر برمیگردم
من نمیرم پاساژ اما می ترسم پاساژ کنارم سبز بشه
چرا تو خونه من نمی مونی ؟
من تو هتل می مونم
مهمترین چیز اینه که هتل نزدیک پاساژ و اون می تونه خرید کنه و تا اونجا پیاده روی کنه
پس تنها الان می تونم تورو ببینم
ما می تونیم امروز حرف بزنیم
پس من میرم شام رو حاضر کنم
شما تاحالا نیومده بودید پس خوش بگذرونید
همسر تو خیلی عالیه
چرا من باخبر نشدم که او برگشته به پنانگ؟
اگه من زودتر میشناختمش من برای تو پیداش میکردم
چه یاوه والدین او سختگیر بودن
اون بیشتر اوقات تو خونه می مونده چطوری می تونستی ببنیش؟
درسته بازگشت به پی نانگ
من یادمه تو عاشق یک دانش اموزی از صومعه بودی ؟
بله
پی دین ما چی بخوریم من گرسنه امه
ما باید امروز حسابی خوش بگذرونیم
پس بیشتر بخوریم
چرا تو وایستادی پی ؟
کجا میری ؟
سلام دوباره دیدمتون ؟
بله تو خوبی ؟
من خوبم تو چطوری
منم خوبم خیلی وقت شده
اگر تو یاداوری نمی کردی من کلا فراموش می کردم
دانش اموز تایلندی درسته ؟
احتمالا من فراموش کردم اسم اونو من تنها بخاطر دارم ...
من در عجبم اون الان کجاست
معلم تایلندی که مراقب نانگ من هست
ممنونم برای مراقبت از دخترم
تو می تونی مثل دختر خودت باهاش رفتار کنی
سی اون ساختمان زیبا اونجاچیه ؟
فری مقدس کره جهان
اون ساختمان سفید چطور؟
خانواده جوی کام خیلی ثروتمند هستن اینطور نیست
اما اینجا منطقه ثروتمند پی نانگ نیست
پس تصمیم گرفته شد ما برطبق این آماده میشیم
دنبال کنید وظایف محول شدتون رو.
شما برگردید سرکارتون
اقای کنسول می تونم کمکتون کنم ؟
من اینجام که سویسیدا رو ببینم
نه من میرم میارمش
لطفا داخل بشنید
چیکار می کنی ؟
مینا چرا گریه می کنی ؟
جامیا مشکل اون چیه ؟
مینا چه اتفاقی افتاده ؟
من دلتنگ خونه هستم
من هرگز در طول تعطیلات تو مدرسه نمی موندم
من نمی تونم بمونم
من ..من میخوام برم خونه
اوه..من فهمیدم
گریه نکن
یادت باشه در آینده هیچ اشتباهی نداشته باشی تا تنبیه نشی
من کاری نکردم مادام
اون اپیریدی و سویسدا بودن
مادام کجا میرید ؟
من میرم سوسیدا پیداش کنم برادرش اینجا ست که ملاقاتش کنه
مادام من میرم میارمش
من میزارم مینا رو پیش شما من نمی تونم تحملش کنم
صبرکن جامیا
تونبودی که دلت برای خونه تنگ شده بود؟
من هنوزم دلتنگ خونه هستم می خوام برم خونه
تو این لحظات افت خیز سریع داره
سریع بشین
ایا تو جای درست مارو اوردی ؟
اون ممکنه نیست اینجا باشه
چطوری می تونه نباشه ؟ من نقشه رو دنبال می کنم
ما تو منطقه 7 هستیم
منطقه 6 تا 1 فقط پایین تر بریم
ابنبات کشی سی تو میخوای ؟
بخوریم !
من نیومدم که تو بری خوش بگزرونی
چیه ؟ فقط یک لحظه
تو میخوای ؟ بریم داخل
اونها رنگهای مختلف دارن کدوم رو میخوای ؟
خوب من برات میخرم
اماخیلی طولش ندید من قرمزش رو میخوام
اول اون یکی مال منه تو نمی دونی چطوری بگی تشکر ؟
من میخوام یک قرمز و این اون خوبه ؟
دارو اینجاست
عزیزم چرا برگشتی ؟
چرا تو دارو خریدی ؟ اون خیلی گرونه
من گفتم به تو جدی نیست من فقط نیاز دارم چند روز استراحت کنم
این دارو باید قبل غذا داده بشه
دوتای دیگه اش بعد از غذا
مامان دارو تو بخور سریعتر خوب بشی
جو.ی کام این دارو گرونه ایاتو اونها رو با پول تو جیبی خودت خریدی ؟
بابا من پول تو جیبی لازم ندارم
مدرسه هرروز غذای زیادی میده
اون خوبه
سخت درس بخون بعداز فارق التحصیلی
تومی تونی پیدا کنی یک شغل خوب و آینده زیبایی داشته باشی
اگرچه شهریه مدرسه خیلی گرونه من می تونم کناره گیری کنم
نه نه تو نمی تونی
وظیفه تو سخت درس خوندنه
برای بابا ومامان
این مسئولیت ماهست که تو بدون نگرانی سخت درس بخونی
سخت درس بخون عزیزم
سریعتر برگرد مدرسه خواهر مهربونه که اجازه داده تو بیای بیرون
سریعتر برگرد
یادت باشه داروت رو بخوری
باشه من درعرض یک یا دوروز خوب میشم نگران نباش
سخت درس بخون جوی کام
بابا فراموش نکن این باید بعد از غذا خورده بشه باشه
مامان فراموش نکن داروتو بخوری باشه عزیزم
من یک قرمز میخوام
خاطرم هست
انجام شد ؟ من عجله دارم
فقط بمون کمی صبرکن
اینجا چیکار می کنید ؟
جوی کام توچرا اینجایی؟
ما اینجایم که تو رو برگردونیم
پس سریع برگردیم
صبرکن تو گفتی خانوادت ثروتمد هستن ؟ چرا خونه ات اینجاست ؟
این خونه مستاجره والدین من چندین تا ملک دارن
امااینجا ادرس پروفایل توست
چطوری فهمیدید؟
ما یواشکی از پشت مادام نگاه کردیم
شماها باید خیلی نگران باشید که خوندنتون رو تموم نکردید
من چندین خونه ثبت کردم
خوش شانسیم که همه ما اومدیم یک جا امروز
مادرمن اینجا اتفاقا کاری داشت
چه کاری ؟
فراموش کن تقریبا 4 عصره عجله کنیم برگردیم
اگه ما سروقت نرسیم همگی مردیم
درسته
بزار من یکی دیگه توپ بخرم
تونمیری خوابگاه اینطورنیست سیا ؟
نه سریعا برگردیم
جوی کام تو هنوز اینجایی؟
من رفتم عمو
تو می خوای اول با عمو صحبت کنی ؟
من اشناهستم با خیلیها اینجا این که چیزی نیست
بریم سریعا ما دیرمون شده
پی جامیا پی جامیا
سریعا نانگ صبرکن
من بخاطر توتقریبا صدمه دیدم
اون جدی نیست
اون جدی نیست
چرا شما اینقدر طولش دادید ؟ چه مشکلی هست !
شما کجا بودید ؟
ما قصد داشتیم تمیز کنیم خودمون رو مادام
چکار می کردید که مجبور شدید خودتون روتمیز کنید
ما کمک کردیم به مادام اندری تو دفترش
برای همین کثیف شدیدم
برای همین حالا میخوایم خودمون رو بشوریم اگه شما باور ندارید نگاه کنید
ضروری نیست نگید که من به شما نگفتم
تونیازی نیست چیزی بگی وقتی جواب بزرگترت می دی؟
سوال نکن از بزرگترت اخرش این نشون دهنده گستاخیه
سویسدا برو داخل آقای کنسول منتظر ببینته
جامیا من گفتم بری دنبال سویسیدا
چرا تو ناپدیدشدی ؟ مشکل چیه؟
من..متاسفم مادام
مادام پی جامیا امده بود دفتر دنبال ما
وقتی اواونجا بود ما میخواستیم دستامون رو بشوریم
زمانیکه برگشتیم او رفته بود
کافیه
از ملاقات پی تیپ خوشحال شدم
بشین
من رفتم دیدن بابا
مامان گفت به من اینو بدم سیا
اون ممکنه اسنک یا لباس باشه من درش رو باز نکردم
ممنون
سیا تو نمیپرسی درباره مامان؟
مامان چطوره ؟
خوبه دلش برات تنگ شده ودوست داره ببیندت
نه اون بهتر برای من که من برم ملاقاتش
منهم همینه بهش گفتم
چون اخیرا بابا مریض بود و کسی نبود ازش مراقبت کنه
درسته مامان من تنها خدمتکار باباست
برای زوجها طبیعی که در هنگام مریضی مراقب هم باشن
این مسئولیت از سر عشقه نه وظیفه
درسته پی تیپ
سیا یک روزی تو بزرگ میشی و می فهمی
که هر چیزی که مخالف تو ست فقط توهمی از تصورات توست
البته یک روزی من می فهمم امانه امروز
اما بخاطر داشته باش سیا
کسی که بتونه بفهمه می تونه خودش رو سازگار کنه
و دوباره یک زندگی جدید بدست میاره
من میخوام تو واقعا بفهمی
پس تو بدونی در زندگیت هیچ چیزی نیست که تورو پایین تر از دیگران نشون بده
بله پی تیپ
باشه همین بود من تورو در طول جشن می بینم
خداحافظ
سیا لطفا به سنوریتا بگو بیاد دیدن من
چراتو باید سنوریتا رو ببینی ؟
خاله میخواد بهت دردسر بده اینارو برای سویسدا کنار گذاشته
البته
خیلی مچکرم
خاله اگه تو دوست داری سیا رو تو مدرسه ملاقات کنی من می تونم ترتیبش رو بدم
ضروری نیست فقط کمک کن من اینارو براش بفرستم
من احساس می کنم بهت زحمت دادم
اگر سویسدا هر مشکلی داشت
راحت باش بازخواستش بکن تنبیه اش کن اجازه نده جایگاهشو فراموش کنه
خاله سویسدا خواهر جوانتر منه
ماهردو بچه های بابا هستیم
نه نه این درست نیست فرق می کنه
تو پسر مادام هستی
من کنار شماها زیادی هستم من فقط یک خدمتکارم
از نیک خواهی تو بودکه منو ملتمسانه بغل می کردی
بزار سویسدا جایگاهش رو بدونه لطفا باشه ؟
عمو سلام
من یادمه خواستم سنوریتا رو ببینم
او اینجاست
عمو من فکر میکردم این نامناسبه برای سی که تنها بیاد
وقتی سویسدا اومد اونو صدا کرد
سویسدا مشکوک میشه به رابطه بین شما وسی
برای همین من باهاش اومدم
البته من نمی خواستم مزاحم شما بشم
پس من باید از تو تشکر کنم ؟
مشکلی نیست شما مجبور نیستید
سی من خریدم مقداری پنیر و ویتامین برای تو یادت باشه اونها روبخوری
که مادرت نگران تو نباشه
مچکرم اقای کنسول
مال من کجاست ؟
من قیم توهم هستم ؟
بله شما نمی دونید؟ پنیر من کجاست ؟
نانگ من مال خودم رو با تو تقسیم می کنم
واقعا ؟
پس تو ویتامین بخور ومن کمک می کنم تو پنیر بخوری
البته من از تو عذر خواهی می کنم
من فراموش کردم یک بچه دیگه دارم که مراقبش باشم
زمانیکه ما برای وعده بعدی ملاقات کردیم من پنیر بیشتری میارم
واقعا ؟ مچکرم عمو
عمو بهترینه
پس اونو به سیا بده اول
خیلی اسنک داریم من عاشقشم
ایا اون کیف تنها ویتامین داره ؟
بله درسته تو می تونی خودت اونها روبخوری
بزار تقسیم کنیم برای سلامتی خوبه نه من تقریبا سلامتم
اما بزار این پنیر رو تقسیم کنیم اون خیله
چرا برادر من به شماها هدیه داده ؟
برادر تو هست کنسول تایلند و مسولیت مراقبت از همه دانش آموزان تایلندی رو داره
ما دانش اموز تایلندی هستیم
چه نوع منطقی تو داری ؟ نمی تونی بفهمی ؟
اگه تو حقیقت رو میگی
چرا به پی جامیا یا مینا نداده ؟
این اسنکها تقسیم میشه که شامل پی جامیا و مینامیشه
پس چرا به من نداده ؟ چرا به شما دوتا داده ؟
سویسیدا بخاطر اینکه تو خاص هستی
اقای کنسول تنها از این چیزها برای تو آورده
ما باید تقسیم کنیم
درسته ؟ اما برادر من ...
سی من احساس تاسف می کنم برای کامپون
چرا پی کامپون ؟
چرا احساس تاسف می کنی برای اون ؟
سیا اگر تو قرار بزاری در اینده با پی کامپون
و تو مشکوک باشی به هر چیزی اینطوری پی کامپو.ن احساس کسالت می کنه
نانگ من همچین شخصی نیستم
چه اراجیفی تو داری می گی ؟
بزار اول اینو نگهدارم
وگرنه برای کلیسا دیر می کنیم
بریم
یریم سریع
بله پی کامپون
ممنون
برای چی ؟
نمی تونی تو خوب صحبت کنی ؟
ممنون اگرچه ما از هم دلخور بودیم بازم اون موقعه تو اومدی دنبال من
اگر تو نمیامدی ممکن بود من توسط مادام تنبیه بشم مطمئنن
می تونید شما دوتا اشتی کنید ؟
نانگ چرا تو چسبیدی به من ؟ برو اونطرف
فقط ما دوتا اینجا بشینیم کافیه
شما اشتی کردید درسته؟ وقتی شما دوتا آشتی می کنید شماها شروع می کنید به گاز گرفتن ؟
تو میگی من گاز میگیرم ؟ تو منو سگ صدا کردی ؟
تو منو سگ صدا کردی ؟ من نگفتم
اما تو گفتی من نگفتم با صدای بلند
اما تو گفتی من نگفتم اونو
تو گفتی تو چطوری می تونی اینطوری با من صحبت کنی ؟
چرندیات مینا پاشو بریم
هنوزم تموم نکردی گاز گرفتن رو دوست داری
افسوس
من فکر میکردم که این اتفاق باعث میشه سویسدا و آپیریدی باهم اشتی کنن و دوست بشن
اونا به زمان بیشتری نیاز دارن
من باور دارم خدا به بچه ها کمک می کنه
می تونه این باشه خواهر
درسته نمی تونیم تصور کنیم
اگر اون دوتا دعوارو تموم نکنن چه سکوتی تو محوطه مدرسه پیدا میشه
او اینجاست
اون چطور شد؟
انجام شد مشکلی نیست
من از معلمها خواستم که تو فردا باما بیای
من خوشحالم برای تو جوی کام من خیلی خوشحالم
اماتو احساس کسلی نمی کنی ؟
ما می تونیم تنها اونجا تایلندی حرف بزنیم
من بیشتر خسته هستم که بمونم اینجا حتی اگه من نفهمم هیچی تو مراسم
من می تونم مردم زیادی رو ملاقات کنم و غذاهای تایلندی بخورم
ایا تو لباس آماده کردی ؟ تو چیزی داری که بپوشی ؟
من می تونم بپوشم لباسهای خوشگلی که مامانم برام خریده
من خیلی وقته اونارو نگهداشته بود براشون احساس تاسف می کنم
رنگش ممکنه مناسب تو نباشه اونهارو خونه بپوش
سیا تو چه میکنی ؟من دیدم مادرت چیزی برات خریده
تو باید لباس جدید بپوشی ؟ نمی پوشی ؟
البته
مامان مقداری لباس برام فرستاده
او باید با دوستاش برای خرید رفته باشه پاریس
حسودیم شد
اما من بوهای غیرعادی به مشامم میرسه
اون چیه ؟ مینا چه بویه ؟ چقدر چندشه
نه اون تویی
تو دیوانه ای ؟ من نیستم اون تویی اون تویی
بس کنید گوش کنید
من احساس ناجوری در رابطه بین برادرم و نانگ و سنوریتا دارم
من میخوام تو با ما بیای
و اونارو تحت نظر بگیری
و هرچیز غیرعادی دیدی که دیدی
قطعا به من بگو باشه ؟
امیدواریم از دیدن این قسمت لذت برده باشید ::: مترجم: منا ::: کانال ما @mamsubtitle وبلاگ ما mamsubtitle.mihanblog.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.