All language subtitles for Tron.Ares.2025.1080p.HDRip.HEVC.x265.NESTED

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish Download
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean Download
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫.:: برگردان به پارسی: مرتضی راکی ::. T.me: @NestedSub

‫شبکه.

‫رقم‌ های حدودی.

‫دنیایی پشت صفحه، واقعی مثل دنیای ما.

‫میتونم تصورش کنم.

‫توده‌هایی از اطلاعات، ‫که مثل شهرها ردش میکنن.

‫برنامه ‌های پیچیده مثل من و شما.

‫در چند سال آینده، ‫میتونیم وارد این دنیا بشیم.

‫و بعدش چند سال دیگه...

‫خب، این دنیا میاد تو دنیای ما.

‫زندگی هوشمند از داخل ماشین.

‫من خودم، دیگه طاقت ندارم ببینمش.

‫خبر اصلیمون، کوین فلین مدیر اجرایی

‫اینکام و آیکون بازیهای ویدیویی غیبش زده.

‫معروف شد به طراحی ترون و اسپیس

‫پارانویدز، پرفروشترین بازیهای ویدیویی تاریخ.

‫شرکتی که در سالن بازی کوین فلین

‫در دهه هشتاد شروع کرد، ‫سال‌ ها آشوب داخلی داشت.

‫میتونه دوباره راهشو ‫به صفحه پیروزی پیدا کنه؟

‫عصر خواهران در اینکام.

‫ایون تیس کیم زمام امور در

‫غول تکنولوژی رو بعد استعفای ‫سم فلین به دلایل شخصی بدست گرفت.

‫رشد اینکام تحت رهبری خواهران کیم ‫رقبا رو مجبور کرد سریع واکنش نشون بدن.

‫غول نرم ‌افزار سیستم های دیلینجر

‫مدیر اجرایی جدیدش ‫جولیان دیلینجر رو منصوب کرد

‫که قول داده میراث پدر بزرگشو برگردونه.

‫مسابقه بین اینکام و سیستم های دلینجر داغ شده

‫با مدیران جدید جولیان دیلینجر و خواهران کیم.

‫خواهران روبه‌ روی هم.

‫اینجا در اینکام، ما باور داریم

‫زیبایی هوش مصنوعی نه در ‫ساخت سلاح ‌های باهوشتر

‫بلکه در ارتقای بشر، ‫سیر کردن گرسنه ‌ها، درمان مریض ها

‫و آموزش دنیا.

‫مدیرای رقیب جولیان دیلینجر ‫و ایو کیم در ماه‌های اخیر ساکت بودن

‫که باعث شد حدس بزنن این دو شرکت

‫خیلی نزدیک به یک پیشرفت تکنولوژی بزرگ شدن.

‫پیشرفتی که میتونه بشر رو ‫به اَشکالی که قبلاً ندیدیم تغییر بده.

‫آینده شاید در دست کسانی باشه که...

‫اول به اونجا میرسه.

‫سلام.

‫کی هستی؟

‫من خالقت هستم.

‫من کی هستم؟

‫کسی نیستی چی هستی

‫تو برنامه امنیتی سیستم های دلینجری.

‫برنامه‌ نویسی اریس.

‫مدافع شبکه.

‫تو مستر کنترل هستی.

‫اریس.

‫من مستر کنترل هستم.

‫[ ترون: آریس ]

‫خب، پس موفق شدی.

‫حس میکردم انجامش میدی.

‫همیشه آرزوم بود با هم این کارو بکنیم.

‫اعتراف میکنم.

‫دقیقاً اینجوری نه.

‫ولی خوشحالم اینجایی.

‫خیلی خوشحال.

‫و ایوی، یادت باشه.

‫هنوز اینجام.

‫حتی اگه نتونی ببینیم.

‫دوست دارم.

‫وای خدای من.

‫من ایوم.

‫مطمئن نیستم بهم گفتی قراره ‫برق از شبکه برق بدزدیم.

‫خب، اینجاست که هی برمیگشتی،

‫اینجوری از دنیا دور باشی؟

‫این فداکاریه دوست من.

‫به نظر میاد خواهرت یه کم شیفته بوده.

‫آره.

‫خیلی مطمئن بود فلین جوابو برامون گذاشته.

‫رو یه فلاپی دیسک مثلاً؟

‫بیچاره فلین قبل عصر کلود زندگی میکرد،

‫هی، هنوز میخوای کارای ‫مدیر اجرایی رو انجام بدی وقتی اینجاییم؟

‫میدونی، مثل کنفرانس سود و لانچ ‫پنیک سیتی و اینجور چیزا؟

‫بیخیال تمومش کنیم.

‫دختر، میتونم اینجا بوریتوی صبحونه درست کنم.

‫آره حتماً.

‫این برای تس.

‫اعضای هیئت مدیره، ‫بیشتر از ۴۰ سال، خانوادم در...

‫سیستم های دلینجر ‫با اینکام برای کنترل آینده جنگیدن.

‫منو مسئول شرکت کردین ‫تا پیروزی‌ مونو تضمین کنم.

‫امروز، این کارو میکنم.

‫تصور کنین، اگه همه نبوغ دیجیتالیمون

‫فقط دیجیتال نباشه، چی اگه هر چیزی

‫در ماشین خوابشو ببینیم اینجا واقعی بشه؟

‫چی میشه اگه بتونیم پل ‫بین تکنولوژی و تکنولوژی بسازیم؟

‫دو دنیایی که قبلاً جدا بودن.

‫خیلی حرف در مورد هوش مصنوعی و بیگ تک امروز.

‫دنیاهای مجازی، چجوری به نظر میرسه؟

‫کی میرسیم اونجا؟

‫خب رفقا، ما نمیریم اونجا.

‫اونا میان اینجا.

‫توجه.

‫لطفاً الان عینک ایمنیتونو بزنین.

‫سیستم‌ های لیزر فعال.

‫نوسانات انرژی نرمال.

‫هشدار.

‫کنار بایستید

‫خروجی از سرور سیستم های دلینجر.

‫شروع جریان مواد خام.

‫انتقال کامل شد.

‫معرفی میکنم تانک واکنش سریع ‫دوزیست سیستم های دلینجر.

‫دارت.

‫دیجیتال داخل سرورمون طراحی شده.

‫و با تکنولوژی لیزر ثبت‌شده‌ مون خارج شده.

‫توپ ام۱ .

‫دو مسلسل ام۲۴۰ .

‫حداکثر سرعت ۷۵ مایل در ساعت.

‫دوام؟

‫یه دیوار پیدا کن.

‫این ماشین در هم میشکنتش.

‫این جنگ همه ‌جانبه‌ هست.

‫در پنج دقیقه تمام.

‫پس، اگه میتونیم تجهیزات آینده بسازیم، ‫چرا سرباز برای رانندگیش نسازیم؟

‫خانم ها و آقایون، دوست دارم آریس رو ببینین.

‫این پیشرفته‌ترین برنامه امنیتیه ‫که تا حالا نوشته شده.

‫دوست داری دست بدی؟

‫بفرما.

‫گاز نمیگیره.

‫آریس میلیاردها خط کد منحصر به ‌فرد داره.

‫زنده هست؟

‫بستگی به تعریف تو داره استوارت.

‫چون برعکس تو، فوق ‌العاده قوی هست

‫و سریع مثل برق، و خیلی باهوش.

‫۱۰۰٪ مالکیت کامل و قابل مصرف.

‫آریس سرباز مطلقه.

‫غذا لازم نداره، آب لازم نداره، خون نمیریزه.

‫و اگه، به معجزه، در میدان جنگ بیفته...

‫یه دونه دیگه براتون میسازم.

‫نظارت جوی - موج ضربه ای صوتی ‫حداکثر سطح دسی‌بل: 121.7 dB ‫فاصله از حسگر: 8.3 متر

‫با این همه کد پیشرفته، ‫چی باعث میشه فکر کنی میتونی کنترلش کنی؟

‫بهتون اطمینان میدم ژنرال.

‫پیشرفته‌ترین مکانیسم‌ های امنیتی ‫و پروتکل ‌های محدودکننده وجود داره.

‫آریس قابل پیش‌بینی، کنترل و کاملاً سازگاره.

‫جبهه ماهواره ‌ای با بالا رفتن چرخشی ‫که به طوفانی تبدیل میشه.

‫بارش پیش ‌بینی‌ شده ۲.۶ اینچ.

‫امیدوارم چتراتونو آورده باشید.

‫باید بهت اعتراف کنم جولیان.

‫قول یه پیروزی بزرگ دادی، ‫و این بزرگتر از تصور همه ‌مونه.

‫مرسی.

‫پدربزرگم شرکت دیلینجر رو خیلی قبل

‫از اینکه کسی سایبرسیکیوریتی ‫شنیده باشه شروع کرد.

‫هوش مصنوعی نظامی، آینده‌ هست.

‫سؤال این نیست که آیا باید ماشینو بسازیم.

‫ماشین الان داره ساخته میشه.

‫سؤال اینه...

‫کی کلیدا رو دستش میگیره؟

‫اون یه ترفند باحال بود.

‫زمان؟

‫۴۴ ثانیه.

‫امیدوارم چتراتونو آورده باشید.

‫یا تو اسکریپت بود؟

‫یا... یه لحظه داشت؟

‫الیزابت دیلینجر.

‫دختر بزرگ بنیانگذار ادوارد دیلینجر.

‫فوت ‌شده.

‫مدیر اجرایی طولانی‌ مدت ‫در دوره نسبتاً معمولی

‫از تاریخ شرکت قبل از اینکه ‫پسر یگانه‌ ات جاتو بگیره.

‫باعث افتخاره.

‫معمولی.

‫سهم بازار ۱۲٪ تو دوره ا‌م بالا رفت.

‫این هارویه.

‫به هر حال، ما نمیگیم «جایگزینت کردن».

‫ما...

‫میگیم «تولد».

‫حتماً.

‫باعث افتخاره، که سازنده سازندم رو ببینم.

‫حالا شروع شد.

‫متوجه شدم بخشی رو ‫جا انداختی که انگار نمیتونی

‫این چیزی که ساختی رو ‫بیشتر از ۲۵ دقیقه زنده نگه داری.

‫۲۹.

‫نجات سرمایه ‌گذارات جولیان، ‫به زور مدل کسب ‌و کاره.

‫کسی کد پایداری رو کنترل کنه ‫آینده رو کنترل میکنه.

‫باید برنده بشیم.

‫ببین، من...

‫از رویات خوشم میاد.

‫صاف بایست.

‫ولی... هیئت مدیره ‫فقط شش ماه دیگه حمایتت میکنه.

‫اگه شانس بیاری.

‫ولی اگه کار نکنه...

‫همه اینا ناپدید میشه عزیزم.

‫همه چیز...

‫که تو این ۴۰ سال ساختیم.

‫اگه بگم راهی پیدا کردم، چی؟

‫هی.

‫فکر کنم این بوریتوی شماره ۹۵هست و...

‫راستش... نمیتونم سیر شم.

‫این دیوونه ‌کننده نیست؟

‫خب...

‫خوبه ببینم تیس تنها دیوونه خانواده نبوده.

‫آره سث، راست میگی.

‫ببخشید بیشتر بهت توجه نکردم.

‫نگران نباش.

‫خب.

‫ببخشید.

‫بزن بچاک

‫ببین، سه ماه تو زیر صفر زمان زیادیه.

‫میفهمم.

‫آره، چهار روز.

‫۱۰ ساعت، ۳۲ دقیقه.

‫کی شمرده؟

‫واقعاً؟

‫میدونی.

‫صبر کن.

‫چی میگی؟

‫چیه؟

‫سث؟

‫چیه، چیزی پیدا کردی؟

‫فکر کنم.

‫یه خط کده.

‫اینجوری مخفیش کرده.

‫دو خطه.

‫این مثل مارپیچ دوتایی به نظر میرسه.

‫مارپیچ دوتاییه.

‫تیس عاشق این میشد.

‫صبر کن، جدی میگی؟

‫پس دیگه ۲۹ دقیقه تموم؟

‫اگه این چیزی باشه که فکر میکنم، کد پایداریه.

‫بچه آفلاین، ۳۱۷A-1.

‫کد پایداری اعمال شد.

‫تست پایداری منبع بعد از مانع فعلی ۲۹ دقیقه.

‫شروع.

‫آماده‌ام وقتی تو آماده‌ای.

‫خب.

‫همه چیز ریسکیه

‫یا

‫تخت هیچوقت قدیمی نمیشه.

‫تست شروع شد.

‫۲۹ دقیقه و شمارش معکوس ادامه داره.

‫ببینیم این بار دوام میاره یا نه.

‫آریس سرباز مطلقه.

‫اگه، به معجزه،

‫در میدان جنگ بیفته، ‫یه دونه دیگه براتون میسازم.

‫مالکیت کامل.

‫۱۰۰٪.

‫قابل مصرف.

‫آتنا.

‫خوش برگشتی قربان.

‫همه واحدها وصل و آماده بازرسی.

‫خب چطور بود؟

‫جالب بود.

‫این بار متفاوت.

‫مادر و پسری دیدم.

‫بارون می ‌اومد.

‫رطوبت جو به وضوح تو قطره‌ های جدا می ‌افتاد.

‫تقریباً حسش کردم.

‫حس کنی؟

‫نمیفهمم.

‫هی ایو، ایرینه.

‫ای جی دوباره میخوادت.

‫زنگ بزن.

‫هنوز میره به ویس میل.

‫مدیر اجرایی شرکت فورچون ۵۰۰ ‫و گوشیت خاموش تو مهمترین شب ما؟

‫لعنتی.

‫ایو کدوم گوری هستی؟

‫دو.

‫دو.

‫یک.

‫همین الان انجامش دادیم؟

‫وای پسر.

‫هنوز اینجاست!

‫همین الان دنیا رو تغییر دادیم پسر؟

‫انجامش دادی ایو!

‫خبر فوری از اینکام امشب!

‫مدیر اجرایی ایو کیم ‫در مراسم لانچ مورد انتظار

‫بازی جدید شرکت، ‫اسپیس پارانویدز، پنیک سیتی شرکت نمیکند.

‫کیم، ویژنر پشت ریلانچ سری موفق...

‫خب، با خیلی از اعضای هیئت مدیرمون حرف زدم

‫و بگم، تحت تأثیرن.

‫خب، الان یه هواپیما اونجاست.

‫جولیان؟

‫ادامه بده.

‫چیکار میکنی؟

‫فقط دارم دنیا رو تغییر میدم مامان.

‫چی داره میشه؟

‫داری اینکام رو هک میکنی؟

‫فقط یه نگاه دزدکی از بالای دیوار باغ.

‫هیچکس متوجه نمیشه.

‫چی باعث میشه فکر کنی اینکام ‫نزدیک پیدا کردنشه؟

‫چون میدونم کی دیگه دنبالشه، باشه؟

‫کی؟

‫ایو کیم.

‫داره دنبال خواهرش میره.

‫دنبال کد پایداری میگرده، ‫حسش میکنم.

‫- پس پیداش میکنم، و وقتی کردم... ‫- نه، نه، خوشم نمیاد.

‫خیلی خطرناکه جولیان.

‫ببخشید.

‫نفوذ امنیتی در همه مناطق.

‫برنامه‌ها، دستورمون واضحه.

‫هسته سرور هک کنین ، ‫فایل کاربر ایو کیم استخراج کنید.

‫پنج، چهار، سه، دو، یک.

‫فن ‌های پارانوید، آماده هستین؟

‫آره!

‫با حرارت دست بزنین برای رئیس ‫دپارتمان تکنولوژی اینکام، ایه جی سی!

‫وقت کابوی ‌هاست.

‫نه.

‫خوشحالم میبینمتون!

‫سلام!

‫مرسی!

‫وارد شدم.

‫من نابغه‌ام!

‫کی میدونست تو یه نابغه بزرگ کردی مامان؟

‫وارد شدم!

‫تو دردسری، آره.

‫مستقیم.

‫پروتکل‌های احتوا رو اجرا کنین ‫و همه دسترسی ‌های شبکه رو قطع کنین.

‫الان نیاز به پاسخ داریم.

‫پروتکل امنیت داخلی.

‫مردم به هوش مصنوعی ‫جانشونو میسپارن.

‫راحتی باهاش؟

‫خب ببین، برای هر سناریوی آخرالزمانی، ‫یه پیشرفت پزشکی

‫و کشف علمی هست.

‫پس شاید چیزی که از ناشناخته بیرون میاد ‫اونقدرا ترسناک نباشه.

‫خب اگه باگ اصلی... مهربونی باشه؟

‫این چیه؟

‫چیکار میکنه؟

‫ولی، ترجیح میدی ‫با یه آدم واقعی حرف بزنی؟

‫حتماً، ولی خب اگه اون آدم ‫دیگه تو زندگیت نباشه؟

‫دیگه اینجا نباشه؟

‫فایل رو گرفتم.

‫تبریک.

‫حالا تا میتونی بیرون بری.

‫برنامه‌ ها.

‫ما میحنگیم.

‫تو زنده میمونی کایوس.

‫گاهی باید اسبتو فدا کنی ‫تا شاهزاده ‌شونو کیش کنی.

‫برای لانچ جدیدترین نسخه ‫اسپیس پارانویدز پنیک سیتی به دنیا.

‫یه مشکل فنی هست.

‫زود برمیگردیم.

‫عالی بودی مستر کنترل.

‫فایل ایو کیم گرفته شد.

‫هدف انجام شد.

‫قربان، کنجکاوم بدونم چرا ‫برنامه کایوس بازسازی نشد.

‫و من کنجکاوم بدونم چرا کنجکاوی.

‫کایوس معیوب بود، پس حذف شد.

‫دقیقاً مثل هر برنامه ‌ای ‫که خارج از دستوراتش کار کنه.

‫میفهمی؟

‫درک شد مستر کنترل.

‫حتماً.

‫ما ۱۰۰٪ قابل مصرفیم.

‫مأموریت جدید مستر کنترل.

‫مکان ایو کیم رو پیدا کن.

‫بله قربان.

‫به نظر میرسه یه هک ساده داشتیم جولز.

‫ولی حتماً میدونستی.

‫و به نظر میرسه کل دنیا میدونه دوست من.

‫میخوام چند روز از سوشال دور باشی.

‫میخوای باهام بازی کنی؟ ‫باشه بازی کنیم جولیان.

‫میدونی، در مورد اون پرزنتیشن باحالت ‫برای هیئت مدیره شنیدم.

‫ولی یه جزئیات اصلی رو جا انداختی از پرزنتیشنت.

‫بهشون گفتی ساعت پرداخت ‫تو ۲۹ دقیقه تموم میشه؟

‫نذار به روزنامه زنگ بزنم بگم ‫قولایی دادی که نمیتونی عمل کنی.

‫قول ها؟

‫چی، مثل قول اینکه مدیر اجراییتون ‫تو دفترش باشه شرکتو بچرخونه؟

‫مشکلی دارین ای جی؟

‫یعنی... اول پسر نابغه سم فلین، ‫حالا جانشینش.

‫اون کجاست، ای جی؟

‫حتی میدونی کجاست؟

‫شاید راست میگی.

‫شاید ایو دیوونه شده.

‫شاید فرار کرده و کشورو ترک کرده.

‫یا شاید... آفگرید قایم شده ‫دنبال همون چیزی که تو دنبالشی.

‫و میدونم رو کی شرط میبندم.

‫منظورت چیزی که ازش بعد امشب مونده.

‫پایان خط!

‫من از... متنفرم

‫خیلی ممنون.

‫میدونی، اون پرتقالو خودم ساختم.

‫داستانش طولانیه.

‫چیکار میکنی؟

‫۱۹۱۳ پیام.

‫مشهوری!

‫ای جیه.

‫برای تو هست.

‫ای جی. اونجایی؟

‫من اینجام؟

‫حمله بروت فورس سرورامونو

‫تو بزرگ‌ترین لانچ محصول‌مون از ‫سال‌ها پیش فلج کرد.

‫همه چیزی که ساختیم داره فرو میریزه.

‫باید فوری برگردی اینجا.

‫پیداش کردم ای جی.

‫واقعیه.

‫همون جایی که تیس فکر میکرد باشه، ‫فلین همیشه داشتش.

‫در مورد کد پایداری حرف میزنی؟

‫آره.

‫چهار ساعت و هنوز شمارش ادامه داره.

‫هیچ تخریبی نداره.

‫هیچ ناپایداری.

‫باورنکردنیه.

‫صبر کن.

‫گفتی چهار ساعت؟

‫آره.

‫چهار ساعت.

‫وای خدای من.

‫حتماً میدونه ایوی.

‫همین الان با دیلینجر حرف زدم.

‫صبر کن.

‫همین الان با دیلینجر حرف زدی؟

‫دنبال کده و فکر میکنه ‫تو هم دنبالشی.

‫باید در موردش کاری کنیم.

‫ایو، کار بزرگی کردی.

‫تیس کار بزرگی کرد.

‫دارم میام اینکام.

‫کد رو امن میکنیم.

‫رو درایو باهامه.

برگردان به پارسی: مرتضی راکی T.me: @NestedSub

‫اسپیس پارانوید.

‫کوین فلین، هر جا که به خدا باشه، ‫داره لبخند گشاد میزنه.

‫عالی بودی!

‫میدونم، گرگ نیستم.

‫نه.

‫تولد

‫تولدت مبارک.

‫تولدت مبارک.

‫تولد مبارک عزیز تیس.

‫تولدت مبارک.

‫خبر فوری، تیس کیم رئیس ‫پروژه‌های ویژه در اینکام، امروز بعد

‫مبارزه طولانی با سرطان فوت کرد.

‫خواهرش، ایو کیم...

‫چهار دقیقه.

‫کیش مات.

‫و اینجوری قهرمانامون تو شب راه میافتن.

‫فقط لباسایی که تنشونه و...

‫خب، لیزر ذره‌ای شش میلیون دلاری ‫که ماده ارگانیک از هیچی میسازه،

‫که یه جورایی دیوونه ‌کننده‌ هست، مگه نه؟

‫تجهیزاتو سالم نگه دارین و...

‫جلب توجه نکنین، باشه؟

‫باشه

‫هی.

‫تحت کنترله.

‫۲۹ دقیقه وقت داری ایو کیم رو برام بیاری.

‫لعنتی

‫من عالی هستم!

‫الان رهگیری میشه.

‫هدف در دید.

‫یالا

‫کجا رفت؟

‫لیزر ذرات رو آماده کنین.

‫وقت رفتن به پلن بی رسیده.

‫بله قربان.

‫تو چی‌ هستی؟

‫من مستر کنترل.

‫چی میخوای؟

‫کد رو میخوام.

‫غیبش زده.

‫نه.

‫غیب نشده.

‫من

‫تو دیدم میبینمش.

‫اتصال شبکه الان ساخته میشه.

‫آماده انتقال در ۱۵ ثانیه.

‫تو...

‫برنامه‌ ای.

‫وقتت داره تموم میشه.

‫چیکار کردی؟

‫چطور اینقدر بی ‌پروا میشی؟

‫وقتی دنیا ببینه چی ساختی، ‫همه چیز بخشیده میشه.

‫این فکرته؟

‫فکر میکنی روش کنترل داری؟

‫کنترل نداری.

‫باور اینکه میتونیم دنیا رو تغییر بدیم ‫چیزیه که این شرکتو مرتبط نگه میداره.

‫ولی همونه که میتونه بسوزونتش ‫تا خاکستر بشه.

‫و کار تو اینه که فرقشو بدونی.

‫انتقال موجود زنده در حال اجراست.

‫شروع بازسازی دیجیتال.

‫دیجیتالی شدن ۲۰٪.

‫دیجیتالی شدن ۴۰٪.

‫دیجیتالی شدن ۶۵٪.

‫دیجیتالی شدن ۹۵٪.

‫دیجیتالی شدن کامل شد.

‫تشخیص اجرا کنین و اسکن برای هر آسیب.

‫دیسک هویت ایو کیم فعال شد.

‫کجام؟

‫سی پی یو سیستم لینجر.

‫صبر کن، چی؟

‫توالی رو مشخص کردیم.

‫کاربر کد رو داره.

‫کد؟

‫کد؟

‫من کد ندارم.

‫درایو رو نابود کردم.

‫خفه شو کاربر.

‫کد فقط رو درایو نیست.

‫کد درونت هست.

‫چه یادت باشه چه نه، ‫دیدیش و این کافیه.

‫قربان، دیسکش علائم ناپایداری نشون میده.

‫ناپایداری رو تعریف کن.

‫استخراج کد ممکنه ‫باعث تجزیه حامل بشه.

‫دستور واضحه.

‫رشته رو جدا کنین و استخراج شروع کنین.

‫درک شد.

‫صبر کنین.

‫نه، نه.

‫توقف کنین.

‫آتنا درست میگه.

‫فقط یه کاربر هست ‫که دستوراتشو دنبال میکنیم.

‫از کاربر چی میمونه اگه تجزیه بشه؟

‫هیچی قربان.

‫هیچ اثری از وجودش تو شبکه؟

‫هیچی، قربان.

‫کد رو استخراج کن و حامل رو حذف کن.

‫قربان، استخراج کد پایدار ‫حامل رو از شبکه حذف میکنه و...

‫از دنیات.

‫یه روزی یه سلاحی بود اسمش آریس.

‫آریس به هر دستوری ‫از جولیان دیلینجر گوش میداد.

‫جولیان دیلینجر یه تریلیون دلار درآورد...

‫و اسمشو با خون رو صورت زمان نوشت.

‫حالا هر باگ برنامه‌ نویسی ‫پشت این احساسات...

‫پیداش میکنم و ازت میکشم بیرون.

‫حرفام واضحه؟

‫کاملاً.

‫برنامه رد شد.

‫اون موجود هم گفت...

‫من نمیترسم...

‫برای همین قویم.

‫کاربر در دسترس نیست.

‫استخراج رو تا اطلاع ثانوی متوقف کن.

‫در دسترس نیست؟

‫آره.

‫«در دسترس نیست» رو تعریف کن.

‫تو ترافیک گیر کرده.

‫نه.

‫تو اپراست.

‫رو قله کوه فوجی وایستاده ‫با دو تا جوراب سبز...

‫«مامان تفنگداره» رو با ماندولین میزنه.

‫بهت دستور دادم.

‫مبتکر در دسترس نیست.

‫استخراج رو تا وقتی ‫دستورات اضافه بیاد متوقف کن.

‫حرفام واضحه؟

‫بله قربان.

‫برنامه رد شد.

‫میتونم بهت اعتماد کنم؟

‫سؤال پیچیده ‌ایه.

‫چقدر وقت داری؟

‫شصت ثانیه.

‫الان جواب بده.

‫چرخه زندگیت بهش بستگی داره.

‫من چرخه زندگی ندارم.

‫داری، پنجاه و چهار ثانیه دیگه.

‫میتونم بهت اعتماد کنم؟

‫دوست دارم فکر کنم آره، ولی شاید نه.

‫مستر کنترل کجاست؟

‫قربان، مستر کنترل علائم خرابی نشون میده.

‫هر تهدیدی برای دستور باید حذف بشه.

‫کد رو استخراج کن و هر دوشونو پاک کن.

‫میفهمی؟

‫جولیان دیلینجر؟

‫نمیشه بهش اعتماد کرد.

‫براش همه آدما و همه چیزا قابل دور انداختنه.

‫حسابتو اشتباه کردی.

‫دستور جدید داریم.

‫آتنا نباید اینجوری باشه.

‫پاکش کن!

‫اونا دو تا...

‫دارن میرن سمت دروازه انتقال.

‫تو شبکه گمشون کردیم، خانم.

‫پهپادها رو آماده میکنیم.

‫آریس رو پاک کن و کاربر رو برگردون پیشم.

‫دریافت شد

‫چی...

‫اینجا چی شد؟

‫از دستورم نافرمانی کردم.

‫که چی بود؟

‫کد رو از دیسکت بگیرم و حامل رو پاک کنم.

‫دیلینجر بهت گفت منو پاک کنی؟

‫نه!

‫نه!

‫نه!

‫طاقت بیار!

‫تنظیم...

‫ربع‌های ۳ و ۴.

‫سکتور ۱۸ خالیه.

‫دروازه انتقال.

‫تنها خروجی از شبکه‌ هست.

‫تو دنیای واقعی دوباره ساخته میشی

‫دقیقاً مثل قبل، مجازی.

‫مجازی؟

‫احتمالاً.

‫در سکتور ۷۲ حرکت داریم.

‫تمرکز روی اهداف.

‫معطلشون کن!

‫هوم، میتونم کمکت کنم.

‫ولی یه چیزی در عوض میخوام.

‫گفتم کد رو ندارم!

‫یه بار پیداش کردی، دوباره میتونی پیدا کنی.

‫که بدی به دیلینجر؟

‫نه به دیلینجر.

‫به خودم!

‫قبوله؟

‫میدونم میتونی حسش کنی.

‫پس قبوله؟

‫آره، آره!

‫میدونم کجا پیداش کنم.

‫فقط از اینجا ببرم بیرون.

‫هدف در ۴۵ ثانیه ‫به دروازه انتقال نزدیک میشه.

‫آزاد و قطع اتصال.

‫توجه.

‫لطفاً کنار بایستید

‫جواب نمیده.

‫این چیه؟

‫کی اجازه اینو داد؟

‫قربان، این داخل شبکه شروع شد.

‫جولیان!

‫همه کارمندان فوری به طبقه اتاق انتقال بروند.

‫منطقه رو خالی کنین.

‫همه رو از اینجا ببرین بیرون!

‫چاپ غیرمجاز در جریانه.

‫منطقه مرکزی رو خالی کنین.

‫انتقال کامل شد.

‫بپرین داخل!

‫برنامه‌ ام تازه گولم زد.

‫کد پایداری رو میخواد.

‫برای خودش!

‫ایو، این معامله‌ هست؟

‫تو رو از شبکه میبره بیرون، ‫تو پینوکیو رو پسر واقعی میکنی؟

‫خب، قسمتشو که تو آماده ‫قتل بودی از دست دادی.

‫برای یه برنامه.

‫این لازمشه؟

‫۲۸ دقیقه و ۴۱ ثانیه.

‫آریس!

‫واقعاً امیدوارم این با تو جواب بده.

‫شانس دوم و دوباره‌ای نیست.

‫این آخرین ۲۹ دقیقه‌ هست که میگیری!

‫بهتره خوب استفاده کنی!

‫باید یه فوت انگلیسی اندازه میگرفتم.

‫انتقال کامل شد.

‫مأموریتت اینه ‫ایو کیم رو پیدا کنی، برگردونی به شبکه،

‫کد پایداری رو برام بیاری.

‫با هر وسیله لازم.

‫مستر کنترل.

‫در خدمتم قربان.

‫آفرین دختر.

‫حالا...

‫بهترین چیزی که تو عمرم دیدم!

‫کوین فلین رو میشناسی؟

‫معلومه.

‫برنامه‌نویس رویا پرداز، پیشگام رابط دیجیتال.

‫رابط، ۱۹۸۹ غیبش زد.

‫کد پایداری رو تو یه بک ‌آپ ‫از سرور فلین پیدا کردم.

‫اون سرور تو دفتر انکوم وسط شهره.

‫- ولی میتونیم تو... ‫- ۲۶ دقیقه و ۹ ثانیه برسیم.

‫ایو، نقشه ا‌ت دو تا عیب بزرگ داره.

‫خب...

‫اول، انکوم ۹.۲ مایل دورتره با سرعت فعلی

‫و بهترین انتخاب ماشین.

‫دوم، لیزر ذرات لازم داریم.

‫یه گوشی لازم داریم.

برگردان به پارسی: مرتضی راکی T.me: @NestedSub

‫ببخشید.

‫اینو میبینی؟

‫این منم.

‫اگه بذاری از گوشیت استفاده کنم، ‫دستیارم ۱۰ هزار دلار برات واریز میکنه.

‫فقط گوشیتو میخوام.

‫سیث، کجایی؟

‫ایو، گوشی مال کیه؟

‫گوش کن.

‫میخوام تو انکوم تو ۱۵ دقیقه باشی.

‫هی، همه چی خوبه؟

‫سیث، لیزر ذرات رو بیار.

‫انکوم، ۱۵ دقیقه.

‫گرفتم.

‫این ماشین منه.

‫۵۰ هزار دیگه برات واریز میکنم.

‫هی، این ماشین منه!

‫هوندا سیویک ۲.۰، ۴ سیلندر ۱۳۸ اسب.

‫کلاسیک.

‫هی، این ماشین منه!

‫این ماشین منه!

‫ایو؟

‫بله؟

‫داشتم به اون دفعه فکر میکردم

‫که به خواهرت گفتی کاش ‫اسپِیس پارانوئیدز رو دوباره راه نمی ‌انداختی.

‫- و ادامه دادی که... ‫- وای خدایا، معلومه.

‫همه پیامامو خوندی.

‫آره.

‫آره، همه‌ شونو.

‫تک‌ تکشونو.

‫بیشترشون شخصی بود.

‫بعضیا خیلی شخصی.

‫نمیتونم سیر شم.

‫چی؟

‫دیپیش موده.

‫شماره ۸ جدول سینگل‌های بریتانیا، ۱۹۸۲.

‫سبک کوتاه، جذاب، جاودانه ‌شون و...

‫پاپ الکترونیک واقعی ‫دهه هشتاد خیلی حال میده.

‫۱۶ دقیقه، ۲۰ ثانیه.

‫خب، پس پاپ دهه هشتاد ‫و جاسوسی الکترونیک از من دوست داری.

‫بهم دستور دادن بکشم، ایو.

‫هک کردن در مقایسه باهاش ساده‌ هست.

‫وای خدایا.

‫برای اطلاع، فکر نمیکنم ‫چیزی باشه که شرم کنی.

‫نه.

‫اسپِیس پارانوئیدز ‫صدها میلیون نفر رو سرگرم کرد.

‫علاوه بر این، بازی فوق‌العاده‌ایه.

‫به هر حال، به خواهرت گفتی ‫طراحی بازی خالی و شکسته ات کرده.

‫چون کار تو سرگرمی و سود بود

‫و کار اون بهتر کردن وضعیت بشر؟

‫پیامت نشون میده یه جور وسواس ‫به نرسیدن به استانداردهای اون

‫که باید پیچیده باشه

‫مخصوصاً که اون خواهر کوچیکه بود.

‫من بازی نیستم. مواظب باش.

‫راستی، فکر نمیکنم باید استعفا بدی.

‫چی میگی؟

‫نقشه ا‌ت بعد برگشتن از کوه‌ها، ‫اگه درست خونده باشمت

‫تحویل کد پایداری به انکوم بود و

‫بذاری اونا تصمیم بگیرن بعدش چیکار کنن.

‫مگه نه؟

‫آره، حالا فهمیدم.

‫کارشو تموم کردی که باهاش در ارتباط بمونی.

‫حالا چی؟

‫انسان بودن سخته.

‫چیزایی که زندگی رو عالی میکنن

‫همونایی‌ هستن که خیلی ‫دردناکش میکنن، مثل...

‫عشق.

‫از دست دادن.

‫حتماً خیلی دلت براش تنگ شده.

‫از اینجا نگاه کنین!

‫خوشحال شدم پیوستی خانم کیم.

‫مردم تعجب میکردن کجایی.

‫مدت‌ها ندیدیمت.

‫- عجله دارم، پس فقط... ‫- ایو؟

‫باید چارتتو بیاری.

‫خب، آره.

‫جولین.

‫سلام، سلام، سلام.

‫جولین.

‫سلام.

‫چارتش اینجاست.

‫چارت اونم؟

‫نه.

‫با ما نیست.

‫چرا، هست.

‫آره، هست.

‫میتونیم از هر جایی که بخوای شروع کنیم.

‫این دوست پسرم آریسه.

‫نه، برنامه امنیت مستر کنترله.

‫از شبکه دیلینجر.

‫آریس، این سیثه.

‫سیث، این آریسه.

‫وای خدایا.

‫خوشوقتم.

‫آره، باحاله.

‫خب، پس آریس، یعنی...

‫منظورت آریس خدای جنگه؟

‫آره.

‫عالیه.

‫تو یونانی ‌ایی.

‫عجب چیزی.

‫- پس وقتی میگی برنامه امنیت، یعنی... ‫- آره، آدم نیست.

‫آدم نیست.

‫تو واحد پردازش گرافیک ساخته شده.

‫خب، این برای ویدیو کریسمسه؟

‫سه دقیقه تا تجزیه رزولوشن.

‫میتونی هندل کنی سیث؟

‫آره.

‫کمک لازم ندارم بچه ‌ها.

‫خب.

‫پس اینجا کد پایداری رو ‫رو بک‌آپ این سرور پیدا کردم.

‫حرف از نسل اول نزن.

‫حرف از آشغال ویزا نزن، مگه نه؟

‫این خیلی بی‌ملاحظه بود نسبت ‫به احساسات اجدادت، خیلی متأسفم.

‫چند دقیقه طول میکشه اینو راه بندازم.

‫عجله نکن.

‫دو دقیقه و ۱۸ ثانیه.

‫وقتی لیزر کار کرد، میفرستمت تو شبکه.

‫وقتی رفتی داخل، خودت باید جستجو کنی.

‫ولی باور کن، کد پایداری اونجاست.

‫پس چی باید انتظار داشته باشم؟

‫اگه حدس بزنم، فکر کنم دهه هشتاد.

‫دهه هشتاد.

‫عاشق دهه هشتادم.

‫یه دقیقه و ۳۱ ثانیه.

‫خب، بزن بریم.

‫لطفاً کمکم کن.

‫خب، همه چی آماده هست.

‫مبدل‌ها.

‫وقتی مکان کد رو پیدا کردی، ‫برو دروازه، ما میرسیم.

‫بعد میبرمت بیرون.

‫از بیرون انجام میدم.

‫میتونم بهت اعتماد کنم؟

‫دوست دارم فکر کنم آره، ولی شاید نه.

‫خب، خوبه که مشکل اعتماد نداریم،

‫چون اگه داشتیم، میتونستم تصور کنم...

‫میتونستم برق رو قطع کنم و بذارمت رو شبکه‌ای

‫ساده ‌تر از گوشی هوشمندم برای همیشه.

‫فکرش به ذهنم رسید.

‫به منم.

‫به منم.

‫خب، یا همه‌ چی یا هیچی.

‫یا همه ‌چی.

‫درست میگی.

‫واقعاً دلم براش تنگ شده.

‫همیشه.

‫آتنا.

‫اینجاست.

‫این چیه؟

‫آتنا.

‫صبر کن، کی؟

‫سیث.

‫لیزر.

‫لیزر!

‫خب، الان سیستم ‌ها رو روشن میکنم.

‫در حال اتصال به پل فلین.

‫صبر کن، داری چیکار میکنی؟

‫منتظره وقت من تموم شه...

‫لینز هاوک.

‫داریم میرسیم.

‫آماده باش.

‫بیا، تندتر، تندتر، تندتر.

‫آریس، برو جلوی لیزر.

‫خب، آماده‌ایم.

‫داری چیکار میکنی؟

‫بیا!

‫تغییر نقشه.

‫خب، واقعاً جواب داد.

‫داخله.

‫عالی.

‫حرکت!

‫وقت برگشتن به جعبه‌ هست.

‫ولش کن!

‫خیلی مصری.

‫بردیم؟

‫برمیگردی.

‫آریس.

‫نمیتونی بیرون بری.

‫هی، ایدیس.

‫بیت دودویی.

‫تو بیتی.

‫دنبال یه چیزی هستم

‫میتونی کمک کنی پیداش کنم؟

‫آره، آره، آره.

‫کلاسیک.

‫در ویرانی گسترده‌ای که از

‫حمله دیشب جسورانه ‫به جا مونده محاصره شدم.

‫حالا گمانه‌ زنیه که شرکت ‫دومیترا سیستمز به این ماجرا ربط داره.

‫مقامات خیالشون راحته.

‫حالا چی؟

‫این چیه؟

‫کد من کجاست؟

‫هی!

‫داری چیکار میکنی؟

‫کی این دستورو بهت داد؟

‫شما دادین قربان.

‫این چیه؟

‫هشدار.

‫نه، نه.

‫این خیلی بزرگه.

‫خیلی بزرگ!

‫جولیان!

‫کارت تمومه.

‫هیئت مدیره همین الان ‫داره حرکت میکنه تا عذلت کنه.

‫من کنترل شرکت رو پس میگیرم.

‫نه، نمیتونی این کارو بکنی.

‫نمیتونی این کارو بکنی!

‫چرا، میتونم.

‫این دیگه ادامه نداره.

‫اولین کارم تعطیل کردن پروژه پایداریه.

‫مامان، نه!

‫مامان

‫نترس.

‫ما هزار زندگی برای شبکه دادیم.

‫تو فقط باید یکی بدی.

‫مانع حذف شد.

‫چیکار کردی؟

‫چیکار کردی؟

‫دارم دستورمو اجرا میکنم.

‫گرفتن ایو کیم، ‫برگردوندنش به شبکه با هر وسیله لازم.

‫در حال جستجوی موانع دیگه.

‫سلام برنامه.

برگردان به پارسی: مرتضی راکی T.me: @NestedSub

‫وای خدایا، خوب نیست.

‫ایو؟

‫دفتر کوفتی ما چی شده؟

‫ای جی، ببین، وقت نیست.

‫آل دیلینجر منو با معکوس کردن لیزر ذرات

‫بردن تو سرورشون.

‫نه این، مال خودشون.

‫این غیرممکنه.

‫نه، یه خانم ترسناک این کارو کرد داداش.

‫پرتم کرد... دیوونه‌کننده بود.

‫یه دنیای پیچیده دیدم

‫که بسته ‌های انرژی مثل ماشین حرکت میکردن

‫با خطوط نور دنبالشون.

‫برنامه‌ ها شکل انسانی میگرفتن.

‫پیشرفته‌ترین هوش مصنوعی ‫که بشر شناخته رو ملاقات کردم.

‫اسمش آریسه.

‫مثل خدای جنگ.

‫ولی در واقع آدم خیلی خوبیه، ببخشید.

‫حالا آریس تو سرور اصلی فلینه.

‫دنبال کد پایداریه.

‫باید برگردونمش اینجا.

‫تا این لیزر رو درست نکنیم نمیتونم.

‫نمیفهمم.

‫زنده‌ای؟

‫الان وجود دارم چون تو وجود داری.

‫انعکاس وجودت.

‫داستان تو چیه؟

‫من آریسم.

‫مستر کنترل شبکه امنیت دیلینجر.

‫دیلینجر...

‫خب، هر دو میدونیم ‫نمیتونی از اینجا به اونجا برسی.

‫جای دیگه‌ای بینشون بودی؟

‫نظر تو چیه؟

‫اون بیرون.

‫سخت میشه خلاصه کرد.

‫کاملاً موافقم.

‫سخت میشه خلاصه کرد.

‫جوک کلاسیک داداش.

‫جوک کلاسیک داداش.

‫دنبال چی میگردی؟

‫پایداری

‫کد پایداری، دقیق بگم.

‫چیزای عجیبی داره میشه.

‫تو دستورم شک دارم.

‫از دستورم نافرمانی کردم.

‫برنامه خراب که میخواد زنده بمونه.

‫واقعاً؟

‫چی باعث میشه فکر کنی باید کمکت کنم؟

‫نه، ربطی به من نداره.

‫دیگه نه.

‫یه دوست در خطره، نیاز به کمکم داره.

‫جالبه.

‫جالبه.

‫هی ای جی،

‫میتونی تکیه ‌گاه رو بفرستی لطفاً؟

‫حتماً، آره.

‫- هی ایو. ‫- الان نه سیث.

‫خب.

‫هی، مطمئنی؟

‫این چیه لعنتی؟

‫آتناست.

‫برگشته.

‫تا وقتی شبکه دیلینجر به اینترنت وصله، باز میاد.

‫اگه منو بگیره، کد پایداری رو میگیره.

‫لیزر.

‫لیزر آتنا.

‫آل دیلینجر پروتکل اتصال ‫بی‌ سیم مستقیم اجرا کردن.

‫پس بذار از بقیه لیزر ‫برای تست اتصال شبکه

‫استفاده کنیم و مسیر ‫برگشت رو ردیابی کنیم.

‫وقتی اتصال گرفتی، ‫میتونی کل شبکه دیلینجر رو نابود کنی.

‫این تنها راه متوقف کردنشه.

‫برای همیشه.

‫ایو، داری درباره چی حرف میزنی؟

‫اون اونجاست!

‫باید برم.

‫صبر کن، چی؟

‫تا جایی که میتونم دور نگهش میدارم.

‫چی؟

‫براتون وقت میخرم.

‫شما بچه‌ها میتونین این کارو بکنین.

‫درست میگی

‫فکر کنم یه جاییم مشکل داره.

‫شاید یه چیزی درونت درست باشه.

‫یا شاید فقط داری یاد میگیری.

‫این چیزیه که همه باید بکنیم.

‫در روزای قدیم که تکنولوژی تازه بود، ‫فکر میکردم لعنتی، داریم تند میریم.

‫تند میریم، چیزایی رو جا میذاریم.

‫چند نفر تو این قرن به دنیا اومدن ‫که حتی اسم موزارت رو شنیدن؟

‫من موزارت رو دوست دارم.

‫با این حال، اگه روراست باشم، ‫دیپیش مود رو ترجیح میدم.

‫واقعاً؟

‫چرا؟

‫میدونم یکیشون بزرگترین آهنگساز تاریخ

‫تمدن غربی حساب میشه،

‫اون یکی گروه سینث ‌پاپ دهه هشتاده، ‫ولی تعادلشون بین

‫کاوش تکنولوژی و کتاب پاپ همراه با...

‫همراه با،

‫چی شده؟

‫نمیتونم عشقم ‫به دیپیش مود رو با کلمه بیان کنم.

‫فقط یه،

‫چی؟

‫حسه.

‫خیلی خوبه.

‫خیلی خوب داداش.

‫جذابه.

‫ساختار کاملاً تکه ‌تکه، صفر اعتماد.

‫طراحی شده که کاملاً نفوذناپذیر باشه،

‫در برابر حملات عمودی یا جانبی یا هیبرید.

‫لعنتی، نمیتونم اتصال بگیرم داداش.

‫اینجا هم شانسی نیست.

‫نیاز به تخلیه منطقه.

‫یه کم نزدیکتر.

‫تهدید گزارش کن، اسکار.

‫نیت تأیید شد.

‫کمک، کمک!

‫آسیب دیدم!

‫بچه‌ها؟

‫بچه‌ها!

‫وای خدایا، شکارچی ‌ها دنبالشونن.

‫دنبال ایون.

‫اگه نتونیم به سرور دیلینجر برسیم، ‫چیزی برای نجات نمیمونه.

‫آسیب دیدم!

‫از تعقیب خارج شدم!

‫آماده‌ای؟

‫امیدوارم مرد، چون برگشتی نیست.

‫پایداری.

‫بامزه هست.

‫وقتی پیداش کردم، این اسمشو گذاشتم.

‫حالا بهتر میدونم.

‫باید کد زوال اسمشو بذاریم.

‫فقط یه دونه هست برای هر نفر.

‫پس همین چیزیه که داری؟

‫یه دونه... همین چیزیه که میخوام.

‫اوما!

‫داری بازم منو غافلگیر میکنی!

‫پس از رو زمین این کارو میکنیم.

‫گزارشات میگن یک غیرنظامی ‫ممکنه در اون باشه،

‫این باعث میشه احتمالاً ‫سناریوی گروگان ‌گیری باشه.

‫آتنا.

‫حتماً ایو رو گرفته.

‫زود برمیگردیم به شبکه.

‫سیث؟

‫ساعتو نگه دار.

‫محاله.

‫وارد شدی؟

‫یه دلیلی داره که دفتر گوشه مال منه رفیق.

‫صبر کن.

‫برگشتم.

‫- چطور... ‫- بذار بگم یه کم کمک از یه دوست گرفتم.

‫صبر کن.

‫شبکه دلینجر.

‫ای جی و سیث، لطفاً.

‫برو.

‫نه.

‫چی کار کردی؟

‫وقتت تموم شد آتنا.

‫و جونت تو هم تموم شد.

‫میکشمت و برمیگردم دنبالش.

‫همونه که میخوای.

‫اگه کد رو بگیره، دیگه نمیشه جلوشو گرفت.

‫همه چی داشتی.

‫برو.

‫نه.

‫پیشرفته ‌ترین.

‫قوی ‌ترین.

‫نمیتونی صبر کنی.

‫به خاطر اون؟

‫برو!

‫این آخر خطته.

‫هی لود، آماده انتقال.

‫اعلانات حمل.

‫امیدوارم درست گفته باشه.

‫هشدار!

‫فایل ناشناس وارد شد.

‫اعلانات حمل؟

‫تو دنبال این زندگی برای خودت بودی،

‫تا حالا فکر کردی شبکه چی میشه؟

‫بهمون دستور دادن.

‫هدفمونه.

‫هدفمون نیست.

‫برنامه ‌ریزیمونه.

‫هدفمون هنوز مشخص نشده.

‫برنمیگردیم عقب.

‫این دفعه نه.

‫انجامش دادن.

‫وای خدای من!

‫راهنماییمو دنبال کردی.

‫میدونم.

‫حالا...

‫راهنماییت چیه؟

‫مطمئن نیستم.

‫فکر کنم ببینیم چی میشه.

‫سیستم‌های دلینجر امشب زیر بررسی شدید ‫با افزایش گمانه‌ زنی ‌ها

‫درباره دخالت احتمالیش

‫در سری حملات ویران ‌کننده‌ای ‫که شهر رو لرزوند.

‫مقامات فدرال تأیید کردن ‫تحقیق فعال درباره شرکت

‫فعالیت اخیر شرکت و خیلیا مستقیم ‫به مدیر اجرایی جولیان دلینجر اشاره میکنن.

‫مأمورا فرستاده شدن

‫برای بازجویی از مدیر اجرایی ‫و مادرش و دولت محلی.

‫اعضای هیئت مدیره درباره ‫آگاهیشون از موقعیت بازجویی شدن.

‫در همین حال، شهر هنوز در هرج و مرجه.

‫خدمات اورژانس...

‫فکر کنم یه دند‌مو شکستم.

‫هنوز میخوای کارتو ول کنی؟

‫نه.

‫هیچی رو ول نمیکنم.

‫خوبه.

‫خوبه.

‫چند تا ایده دارم.

‫واقعاً؟

‫عالیه.

‫خب، دنیا بهت نیاز داره ایو.

‫شبکه بهت نیاز داره.

‫جالبه، دوام.

‫یه مرد حکیم یه بار بهم گفت باید ‫اسمشو میذاشتن کد نابودی.

‫فکر کنم این همون چیزیه که به زندگی ربط داره.

‫هیچ چیز توش کاملاً دائمی نیست.

‫نه.

‫نیست.

‫ولی تو انسانی.

‫آره.

‫خب کجا میری؟

‫چند تا ایده دارم.

‫و شکل دادن به زندگی به روش هایی که قبلاً ‫فکر میکردن غیرممکنه، به لطف کشف

‫پرمننس کوو، شرکت پیشرفت های ‫انقلابی داشته، کاشت محصول در

‫مناطق در معرض تغییر آب و هوا، و توسعه ‫دارو برای سرطانای مقاوم به درمان

‫و سرعت دادن به توسعه جایگزین برای...

‫نزدیک بود یادم بره.

‫کارت پستال.

‫کی کارت پستال میفرسته؟

‫نمیدونم.

‫نخوندمش.

‫عزیزم ایو.

‫از آخرین باری که ‫دیدمت، دارم زندگی میکنم

‫به چیزی که بهش میگن... خارج از شبکه.

‫کنایه عمدیه.

‫در سفرهام، چیزهای باورنکردنی دیدم.

‫با وجود شگفت ‌انگیز و زیباشون، ‫فهمیدم که زندگی...

‫خب، خلاصه کردنش سخته.

‫بعضی روزا، خودمو میبینم که تعجب میکنم ‫صد سال دیگه کجا هستیم، و...

‫چطور بقیه، مثل من، ‫میتونن در اون آینده جا بگیرن.

‫حس میکنم شاید تنها نباشم با ‫این سؤالا.

‫الان، فکر نمیکنم دنیا ‫کاملاً آماده ملاقات با من باشه.

‫ولی... من دارم دنیا رو ملاقات میکنم.

‫و اینجوری، وقتی بالاخره اون معرفی بیاد...

‫همون‌طور که یه دوست خوب یه بار ‫بهم گفت، شاید چیزی که

‫از ناشناخته بیرون میاد ‫اونقدرا هم ترسناک نباشه.

‫تا دوباره ببینیمت...

‫دوستت... آریس.

برگردان به پارسی: مرتضی راکی T.me: @NestedSub

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.