Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تقديم به باليوود دوستان پارسي زبان Www.Bollycine.org سفارشي از آزاده خان
تقديم به تمام پدراني که .قهرمانان ما هستند
تقديم به تمام مادران که .ابرقهرمانان ما هستند
مردم بر اين باور اند که .در دنيا تنها هفت داستان وجود دارد
اما من بر اين باورم که ..به اندازه هر شخص در دنيا
!همونقدر داستان وجود داره
شما فکر ميکنيد زندگي يه فرد معمولي و سن بالا خيلي بايد خسته کننده باشه
شما چه ميدونيد که به اندازه ..موهاي سفيدي که رو سر و ريشمه
!زندگيم بيشتر از اون رنگارنگ بوده
.باليوود سينما با افتخار تقديم ميکند Www.Bollycine.Info
بخور، بخور، بخور
بخور، بخور، بخور
آقاي رابرت
و اين هم جناب بهارات
سلام العليکم
سلام جناب لاکي
ايون جناب گوپتا هستند يه پيمانکار کمنظير
سلام
و در آخر هم جناب رابرت
بهارات رو نميبينم همينجاست -
کجا ميخواد باشه؟
داخل اتاقن
اين آخرين درخواست ماست
بخونيدش و امضا بزنيد
در واقع آقاي گوپتا اينحا يه پروژه ميخوان داشته باشن
و اين براي همه ما سود داره
و ميتوني مغازه رو دو برابر کني
و همه بازاريها اينجا رو امضا زدن
!فقط شما موندين که مرحمت ببخشين
و آقاي بهارات، اگر شما هم امضا کنيد
تضمين ميکنم که تو اين بازار يه مرکز خريد عالي بزنيم
اين چالش منه
..و ببخشيد قربان، بنده متوجهام
که فردا تولد شماست
جناب گوپتا، شيريني رو بذار رو ميز
اين هم پوله که از بس مونده تو صندوق ديگه پوسيده
گفته ميخوام برم پيش جناب بهارات
و حالا هم که در خدمتتونه
بله؟
آها؟ منظورتون اينه بريم داخل تنها باشيم؟
اينجا جاي خوبيه جناب بهارات
همه چي رو ميشه راحت گفت
چي شده قربان؟
چيکار ميکنيد؟
آقاي بهارات
من رو ببخش
مغازه شما رو بيخيال ميشم
هيچي نميخوام
آقاي گوپتا خفه -
!چي شده؟ داره داد ميزنه نه، خبري نيست -
دارن براي مرکز زد و بند ميکنن
از روز اول تا وقتي هستم اينجا مال من بوده و هست
بيشتر از اين چيزها رو از دست دادم
با اين حال هميشه زندگيم حلال بوده
اگر به ملت فاز دادي که برن تو نخ مرکز خريد
پس اين رو يادت باشه
..که اين شير پير شده
!اما شکار رو فراموش نکرده آقاي بهارات -
جون بابات من رو ول کن
ولم کن
تا 10 بشمارين اومدن بيرون
9..8..7..6..5 بسيارعالي
اگر بابا بود با جارو ميزدت
!ديوونه شده
!ديدي اومد
!زده به سرش
وردار بريم بابا
باز کن
اين چه کاريه؟ برو توله سگ -
چشمت به اين مغازه نيفته ديوونه شدن -
عوضي
ول کنيد بريد -
يه بار ديگه به اين مغازه نظر کني
زنده زنده جرتون ميدم
ولت نميکنم
!دشمني رو شروع کردي
دارم برات
همهتون گوش کنيد
تا وقتي که من زنده هستم
نه اين مغازه رو ميفروشم
!و نه خبري از مرکز خريد ميشه
هرکس هر کاري که دلش ميخواد بکنه
!چه وضعيه راه انداختين آخه
فرهنگ نظافت رو ندارن
!اونوقت ميخوان مرکز خريد هم بزنن
بريد، از اينجا بريد
يه چيزي رو بگو ببينم بگو -
خيلي فس شدي
هفتاد سالمه ولي فس نشدم
تو بازار همه منتظرن جون بکني
..بهشون بگو که بهارات
!جون به عزرائيل نميده
ايولاااااااا
جشن بگيريم
آروم.. ميخورين زمين !يه چيزيتون ميشه
يالا، بريد داخل
بياين جناب، تشريف بياريد
سلام جناب موکش
آقا، فردا 75 ساله ميشين
اي بابا 75 نه، 70 يشه
از يه سني به بعد ديگه 70 و 75 فرقي نداره
يکيه
و اين اقا هم که يکم از اون بالايي سنشون کمتره
خيلي سنشون زياده
بابا، ما فردا دوباره ميريد ايستگاه لاهه؟
آره، 15 ساله که داره ميره
بفرمايين چاي
تو اين سن که ملت تولد نميگيرن
ملت اينجور مواقع ميرن يه جاي مقدس
که گناهشون رو بشورن همينه ديگه -
..تو بحث تولد اينو ببين -
ببين
!اين هم از اين
!تولده
خانم خانما کجان؟
برو کنار
!بزن بغل باو
کوري مگه؟
برو کنار
!اوه
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: بينگسا و فاطمه
چت شده جيگر؟
من تصادف کردم !تو حالت خرابه
هر سال تولدم همينه
خير سرم تولد خودمه
بهم ميگن کجا برو !چيکار بکن
عين اينا بچهام مگه؟
هرچي برسه ميزنم !باز ببين
ميخوام روز تولدم بدووم دنبال قطار !هرکي مياد بياد هرکي نمياد نياد
..ميدوني بهارات، هرچي پيرتر ميشي
!بيشتر بچه ميشي
قر و قميش مياي
..هرچي نامنظم پيش بره
!عين انفجار بمب ميشي
حله، تشخيص ما رو که دادين
گزارش رو بده بريم
من؟
تو بازار که هنوز سوپرهيتم
:ديروز جناب شارما داشت ميگفت
ظاهرا کمود هنوزم خيلي رو فرمه
!خيلي رو فرمه
شارما همينجوري يه چيزي ميگه
گاهي هم از خودم بپرس
بهارات (ميهن)
اينقدر قيل و قال نکنيد بريد داخل -
ماشين داستان شده
بيا، کليد مغازه
خانم کجاست؟ نميدونم چرا دير کرده -
ببخشيد تشريف اوردن -
تولدت مبارک
"قولت رو تو دلم نگه ميدارم"
"نتونستم آزادانه زندگي کنم"
"تو درد من رو نميدوني"
اگه برگردي و من رو در آغوش" "بگيري دردهام رو فراموش ميکنم
"ضربان و طپش قلب من نشان دهنده اميد ست"
بهارات، بيا
"کدوم مسير تو رو به من برميگردونه"
"ضربات طبل هم ميگن بيا خونه"
"فصل جدايي هر روز ميکوبه"
آخه اينجا جاي بازيه؟ جمعش کنيد
!شاس، اينم شد جا
..چرا هر سال داريم
براي تولد شما ميايم اينجا؟
امروز تولد من نيست
چي؟
...وقتي بچه بودم
قبل از پذيرش مدرسه
معلم روز تولد ما رو پرسيد
..فقط اينقدر يادمه که
وقتي بعد از مرز بندي اومديم اينجا
پانزدهم آگوست بود واسه همين گفتيم پانزده آگوست
پس چرا هر سال مياين پاکستان؟
..براي اين ميايم پاکستان
چون يه زماني يه عده باهوش ..نشستن و گفتن
که اگر بين کشورمون سيم خاردار بکشن
شايد مردم شادتر باشن
اوني که داره مياد رو ميبيني؟
کت و شلوار پوشيده
مشتيه، برادر زن منه
آدم بزرگيه
تيله بازي ميکني؟ آره -
تيله رو بده، پسرم
بيا
کدوم رو بزنم؟ !اين رو -
کي ياد گرفتي؟
..دخترم
!داستانش خيلي مفصله
!واي! رفت تو اتاق مدير
بريم بياريمش
اومدم
لاهور، سال 1947
ساکت
جناب کاپور، وضعيت عوض شده
وضعيت خيلي حساسه، درک کنيد ..اما -
خبر دارم
آرميتسار که نزديک لاهوره رو آتيش زدن
اينجا براي هندوها امن نيست
امشب با اولين قطار بريد هندوستان
بابا جون
بابا جون
بابا جون
بابا جون
!اومدي
بيا.. جعبه رو بردار
بابا بايد بريم هند
بريم؟ !پسرم
اينجا هندوستانه اينجا هندوستان نيست -
هندوستان اونطرف لاهوره
کي اين رو گفته؟ مدير مدرسه -
گفت اوضاع خيلي وخيمه
هر هندويي که اينجا باشه رو ميکُشن
درارش
نترس
من هستم ديگه
ميدوني چرا اسمت رو بهارات گذاشتم؟ (بهارت = ميهن)
براي چي؟
چون کشور بزرگيه
که با انسانيت و ايمان بنا شده
ممکنه اين کشور اسير مرز بندي بشه
..اما تا وقتي اين مرزبندي
..تو دل مردم کشور نياد
.تا اون زمان متحد ميمونيم
فهميدي؟
بيا، بخور
وقتي ديدي زندگي داره پيچيده ميشه
شيريني بخور
برو
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
بهارات، داخل نرو
تمام وسايل رو جمع کردي؟
به ايستگاه ميرسيم ديگه، نه؟
نگران نباش، اين اميد آخر ماست
بهارات، سريع بيارش
بريم
بدو، يالا بريم
زود باشيد
داداش
بياين
دستش رو بگير
زود باشيد بياين
بريد
بريد بالا
با گوريا ميري بالا، نه؟
آره آفرين -
دستش رو بگير و ول نکن
محکم من رو بگير
بهارات و گوريا؟ عقبن -
گوريا، ما نيومديم که برگرديم پس محکم من رو بگير
ولم نکن
گوريا
خواهرم! گوريا
!کجايي
گوريا
گوريا
گوريا کو؟
افتاد چي؟ -
افتاد پايين
من ميارمش
..خون ميخوايم خون اونا-
تا وقتي برميگردم
مراقبشون باش
بريد مغازه عمهتون
همونجا باشيد تا منم بيام
بهارات، برخي از روابط با خون بوجود ميان
و برخي با ذات، تو هر دو رو داري پسرم
زود باشيد
قول بده، مراقب همه هستي ديگه، نه؟
آره بابا
برو مغازه، يادته؟
آره بابا جون
با گوريا همونجا ميبينمتون مراقب بقيه باش، تو بزرگشوني
چشم بابا مغازه هيترا -
!ميام
...گوريا
بابا جون
..گوريا
دو هفته بعد
دهلي
مغازه هيترا
چند بار بگم اينجا شراب نخور
!نميدونم چته زانوي غم بغل کردي
فقط دارايي تو رو که نبردن
اگر کاري نميتوني بکني نيا مغازه و کار منم خراب نکن
مغازه تو؟
جون کندي پول جمع کردي و مغازه گرفتي
من همه چيزم رو فروختم که مغازه رو خريدم
چيکار کنم؟
برم تو خيابون گدايي؟
عمه
سلام
بده من
کمه
ما بيرون ميخوابيم
چيکار ميکني؟
!تو اين وضع
تو اين وضع همين رو کم داشتيم آروم، ميشنوه -
بذار بشنوه
از خون منن
بچه برادرمن، بندازمشون بيرون؟
بنداز
گا.. گاوتام
اسم بابات گاوتامه؟ بله -
اسم باباي من مختار بود
مسلماني؟
آره
پس چرا نرفتي لاهور؟ چرا؟ -
اينجا خاک ماست
همينجا ميمونيم
پدرم براي آزادي اين کشور جون داد
و وقتي که شورش شروع شد
..خونه و مغازهمون
!هر دو سوختن
سبوسه و جالبي بزنيم؟
آره، ولي پول ندارم
پول رو که من هم ندارم
ولي يه راهي هست که بشه پول در آورد
بنظر جنسش خوبه
بيا
چهار؟
اين که يه روپيه پولشه
يه روپيه که هست ولي اين دزديه
براي همين هرچقدر که ما بديم بايد بگين خدا بده برکت
بريد بده ببينم -
چيکار ميکني؟
نميفروشيم بده ببينم -
ولش کن
يک دقيقه
يه دقيقه وقت بده
چيکار ميکني؟
با احترام با من حرف ميزدن
حالا که دزدي کرديم
ابرومون از بين رفته
پتو.. احترام چي ميگي؟
يعني از گرسنگي ميميرم
!ولي دزدي نه
چيه؟
چيکار ميکني؟
الان ميزنن
بايد پولش رو بگيريم، نه؟
!هي... نميفروشيم
بريد ببينم
چي شده؟
از مغازه عمه پتو دزديديم
بعدش نظرم عوض شد
گفتيم نميفروشيم
اونا هم زدن
ازم متنفري؟ چرا؟ -
..که بخاطر من بابا و گوريا
اون تقصير تو نبود، بهارات
براي مادر همه بچهها برابر هستن
و شکر که از اون وضعيت زنده در اومديم
و بهتره که بجاي عذاب دادن خودت
به قولت که به بابات دادي عمل کني
به مراقبت از ما فکر کن
و سري بعد تو راه درستي بودي
خودت رو درياب
اون روز حرف مامان رو دل و ذهنم نشست
و به زندگي من يه ماموريت داد
عمل کردن به قولي که به بابا دادم "خانواده کنار هم باشن"
تلاش ميکنيم
..و هرچي بشه
تا وقتي بابا و گوريا برنگردن
کُل خانواده رو کنار هم نگه ميدارم
کار ميکرديم
ولي اينقدر زحمت داشت که به کار علاقه نداشتيم
اما يه روز که قيافه مسخره ولايتي رو ديدم
!همه چيز عوض شد
..و مسبب اين داستان کسي نبود جز
ملکه سيرک خيابوني، رادا
داستان ما همينجا شروع شد
و ميدونيم که از همهشون پيچيدهتر همينه
طوري که ولايتي به رادا نگاه ميکرد
مشکل شده بود و طوري که رادا ما رو ميديد هم مشکل بود
و جوري که اون چيني ما رو ميديد
مشکل اصلي بود
پول بده
پول ندارم من دارم -
بيا
بيا
بيا
بيا
از امروز هرچي دارم مال تو
گوش کن
تو سيرک کار گير ما مياد؟ بايد با جونت بازي کني، ميکني؟ -
حاضريم بازي کنيم
ميتونم جونم رو بدم "!برات"
منم ميتونم دندونات رو خرد کنم
زمان داشت ميگذشت
و اون سيرک خيابوني دختره
بزرگترين سيرک شمال شد
..و اسمش
به سيرک بزرگ روسي خوش آمديد
و در اين دنياي ديوانهوار اون هم اجرا داشت
ولايتي
طريقه بيرون اومدن اون از تخم مرغ به قدري شهرت داشت
..که بين حضار يه پسري
که زودتر از اون ستاره شد ازش تو فيلمش استفاده کرد (آميتاب باچان)
شماها همه چيز رو ديديد
!اما شما موتور روي ديوار مرگ رو نديدين
درون قلب شماست
ستاره امشب
دوست من
محبوب مردم به صحنه ميآيد
دست بزنيد
به افتخار خودتون
مجردها هم دقت کنيد چون عشق بچگي من داره مياد
!بزنيد کف مرتب رو
..حواستون جمع باشه که
!تازه سر شبه
!و حالا خواهيد ديد.. مسابقه مرگ رو
ببنديد کي ميبره؟
بهارات ما برنده ميشه خيلي کار درسته
اين 20 روپيه روي بهارات
بيست؟ بله -
اينم مال ماست رو بهارات
امشب جونش رو روي اين ديوار مرگ ميذاره
سليم شاندار
سليم
مراقب باش
ببين امروز چه به روز بهارات بيارم
جريان چيه داش؟ !همه رو بهارات ميبندن
ولي جيمي هم شانس برد داره
نگران نباشيد، وسط بازي ميتونيد تغيير بديد
ولي دو برابر بايد بديد
يار من اومد
جان من دستمال رو ميندازه !و خواهيم ديد که برنده کيه
بيا، مسابقه شروع شده
زود باش
بدويين بريم قهرمان رو ببينيم
کو؟ همون که سفيد پوشيده-
بنظرم جيمي ميبره
چي ميگيد؟ شما که گفتين !بهارات ميبره
رو بهارات بستيم خب رو جيمي ببنديد -
بهارات
انگار موتورش خراب شده
ماشين اومده داخل از رو به رو ميان
بريد
برنده ما شاه شکست ناپذير بهارات
"امشب همه چيز به نظر شبيه يه فيلم مياد"
"مثل يه سکانس يا صحنه فيلم"
من شبيه ستاره فيلم" "و تو شبيه ستاره مقابلم
"تو شبيه ستاره مقابل مني"
"داستان بعد کلي پيچ و تاب شروع شد"
ميخوام در اقيانوس" " چشمهاي تو غرق بشم
"با ريتم کند"
ميخوام در اقيانوس" " چشمهاي تو غرق بشم
"با ريتم کند"
"امشب همه چيز به نظر شبيه يه فيلم مياد"
"مثل يه سکانس يا صحنه فيلم"
"من شادم تو مشتاق به نظر مياي"
"تو علاقه مند و مشتاق به نظر مياي"
"همه توي مهموني توي خوشي غرق شدن"
ميخوام در اقيانوس" " چشمهاي تو غرق بشم
"با ريتم کند"
ميخوام در اقيانوس" " چشمهاي تو غرق بشم
"با ريتم کند"
"يه روز يه حلقه بزرگ الماس براي تو ميخرم"
"ميخوام تو رو مال خودم کنم"
"يه روز يه حلقه بزرگ الماس براي تو ميخرم"
"ميخوام تو رو مال خودم کنم"
بعد ازدواج ميکنيم و بچه دار ميشم" "با هم پوشک بچهمون رو عوض ميکنيم
"اول بذار همديگه رو ببينيم"
"تا عشقمون شکوفا بشه"
بعد از پدر و مادرمون بخوايم" "اجازه بدن ازدواج کنيم
"براي ماه عسل به بالاي يه تپه ميريم"
"حالا ديگه مشکلي نيست"
"فقط چند روز ديگهمونده تا اين وصلت"
"پس بيا"
ميخوام در اقيانوس" " چشمهاي تو غرق بشم
"با ريتم کند"
ميخوام در اقيانوس" " چشمهاي تو غرق بشم
"با ريتم کند"
"با ريتم کند"
فقط اگه عشق باشه" "ميشه ناراحتي رو تحمل کرد
"با ريتم کند"
ميخوام در اقيانوس" " چشمهاي تو غرق بشم
"با ريتم کند"
هر کاري ميکنم
اما رو ديوار مرگ موتورسوازي نميکنم
براي سير کردن شکم خانواده تن به کار دادم
..فکر کن چقدر جوان مثل چوتو هستن که
تو خيابون دست و پاي خودشون !!!رو اينطور خرد ميکنند
چه فازيه؟ بهش بفهمون رادا
کار که روي درخت نيست
گشنمه بايد بميرم بهمراه خانوادهم
مگه کار ديگهاي هم بلدي؟
امروز با ديدن پاي شکسته چوتو ترسيدي، نه؟
ممکن بود جاي اون تو باشي
اونوقت چطور بايد جواب بابات رو ميدادي؟
قول داده بودي ديگه
که مراقب همه باشي
هر کاري که فکر ميکني درسته رو انجام بده
دلم برات تنگ ميشه، رادا فکر من رو نکن -
داري سيرک رو ترک ميکني
مگه چيز بزرگيه؟
يه همکار جديد پيدا ميکنم
ميدوني، اقبال من خرابه
مامان و بابام اسمم رو رادا گذاشتن
..و همه اين رو ميدونن
!که هيچ رادايي به کريشناي خودش نميرسه
اون روز احساسات باعث شد که شغلم رو ترک کنم
ولي اون روزها وضعيت کشور خراب بود *سال 1964*
و پس از تغيير دولت جادهها کيلومترها طولانيتر شد
روزها تو صف واميستاديم
تو اين شرايط وضعيت خونه ما عين فيلمهاي سياه و سفيد شده بود
که پس زمينه صداي ويالون مياومد
و جلو چشما نمايش خانواده در جريان بود
سن مهک بالا ميرفت و کرم ازدواج در اون شدت ميگرفت
وقتي دعواي مهک با مامان رو ميديدم
انگار يکي مثل پانديت مهرو رو ميخواست
مامان چندبار بهم اشاره ميکرد
که ترتيب ازدواج مهک با ولايتي رو بدم
چون قيافهش و فرم صورتش به پانديت ميخورد
ولي من ولايتي رو خيلي دوست داشتم
نميخواستم تباهي زندگيش رو ببينم
حواستون باشه
يه روز که داشتيم تو کارهاي مغازه کمک ميکرديم
صداي جيغ کشيدن مهک رو شنيديم
زمان براي چند لحظه وايساد
پانديت جي فوت کرد
چند وقتي تو همين صف ايستاديم
و يه روز اهاي -
برات خبر اوردم
در مقابل ما يه الهه در کالبد ويلاتي ظاهر شد
يافتم
...کار
حله؟
بريم
هي
بريم؟
بهارات
نفت پيدا کردن
به نيروي کاري نياز دارن
بريم
شما متوجه نيستين
نفت اونجا پيدا شده شما اينجا ميخواين بِکشين؟
!!!چقدر بياحترامي ميکنه
..هيچي بلد نيستين و اومدين چرا اينطور حرف ميزنيد؟ -
دارم صادقانه حرف ميزنم
ميبيني ساري تنمه هيجانزده نشي
زود برو بيرون چون اگر پاشم
جوري کبودت ميکنم که نتوني بشيني
تو زندگيم چنين زني نديدم
چرا؟ هيچي -
زود برو بيرون
اين خانم زبونش عين فلفل قرمزه
هي، با چشم من بهش نگاه کن
شيرينه
مشتيه بريم
چيه؟
ميخواستم اقاي کومل رو ببينيم
خودم کوملم، کارت رو بگو؟
يعني کومل مرد نيست خانمه
شنيديم از عربستان نفت زده بيرون
ميخواين رو سرتون بريزيد؟
نفت مال سه سال پيشه !اينا تازه فهميدن
واسه کار اومديم
همين رو بگين
!هرکي ندونه ميگه چي ميخوان
اسم؟
سليم ولايتي سليم يوسف الطاف خان
اسم خودت رو پرسيدم
نه کل محله
اين اسممه
قبل و بعد اسمم اسامي اجدادمه
اونا هم براي استخراج نفت ميان؟
يه اسم خلاصه بگو
بنويسيد: ولايتي خان
سن؟
از ايشون بپرسيد
خانم، بهارات
بهارات چي؟
بهارات، همين
اسم کاملت رو بگو
کومار، خان.. چي؟
بابام اسمم رو بهارات گذاشت
اگر قبل و بعدش چيزي بذارم
ارزش اسمش مياد پايين
!به به
جناب بهارات
اينجا دفتر نام نويسي انتخاباتي نيست
يه اداره کوچولو براي کاره
و براي اين چيزي که گفتين نيازي به اين همه سخنراني نبود
بله خانم
حالا بگو
قبلا سابقه کار شما چيه؟
تجربهاي دارين؟
کارگر هستيم که اينطور-
پس کارگرين
مربوط به بخش شمان حناب اجيت
اسم و آدرسشون رو بنويسيد تا فردا براي آزمايش پزشکي بيان
کارگره ولي جوري حرف ميزنه انگار ميرزا غالبه
کار استخراج نفت تيميه
براي همين به صورت تيمي تقسيم ميشين
و تيمي که خوب کار کنه انتخاب ميشه هي شما دوتا، جلو -
تيم شماره يک
سونيل سينگ، ديوراج
محمد شميع
تيم شماره دو
بهارات
رو کارت تمرکز کن بعد سلام
ولايتي خان
محمد علي
بله خانم
زلزله سينگ
بله خانم
ردوي راول بله خانم -
ياداو منم -
پر جوش
اين تيم برنده ميشه
تيم ما نفت استخراج نميکنه بلکه گاز ميده بيرون
ميبريم بعدي -
تست فيزيکي
عمو
فشار بيار
بلندش کن
بلندش کرد
قبول
قبول
بعدي
!پشه پهلوان
برش دار
رد بعدي -
!اينو 1..2..3
!ميتوني
!ميتوني
افتاد
رد شدي
رد شدي ولايتي
بعدي
اين رو دريابين
اين دارا سينگ واقعيه
پنج فوت و سه اينچ
يالا درارش
صفر؟
بيشتر نفس بکش
35کيلو
شش فوت
5.8
حله
5.9فوت
بفرماييد
لطفا اين رو درارين
لطفا
بفرماييد لطفا
هفتاد کيلو
رديفه
هفتاد کيلو
بفرماييد لطفا
شاخش چند 5-
پنج چيه بابا؟ پنج، تمام شد و رفت -
الان در ميارم
برو رو ترازو
ولش کن
کسي نميدزدتش
انگار تاج محله
نفس بکش داداش
هي
شورتم رو بيار
به شورت کسي دست نميزنم
خودت بيار
خيلي گرمم بود
دستت رو بده و بيا
بيا
داره ميرسه
ببين
ببين اسمم در اومده؟
!در نيومده
چيکار ميکني؟
ببين در اومده؟ نه -
قربان، ميخوام با شما حرف بزنم
بگو قربان -
چرا اسم من در نيومده؟
از نظر پزشکي خوبن
ولي از نظر فيزيکي تيمشون شکست خورده
فقط بدن بهارات خوبه
اين اصلا نتونست تست رو قبول بشه
درست ميگن
همه بيمصرفن يعني چي بيمصرفن؟ -
حقيقتش من هميشه به ورزش زير کمر اهميت ميدم
منظورم بشين و پاشو بود
ببين داداش
ما فقط 90 نفر ميتونستيم استخدام کنيم
شما سري بعد تلاش کنيد
سري بعدي يعني چي؟ ..يعني -
شش ماه ديگه
شش ماه؟
شش ماه که خيلي زياده
اين کشور هر روز داره عوض ميشه
اگر قضيه وضعيت جسميه
نصف کشور بدن خوبي ندارن
يعني حق زندگي ندارن؟
پس اوني که 40 يا 50% نمره مياره چي؟
بايد طرز فکرمون رو عوض کنيم
فکر کردن هم ضرورت داره چون داريم به دلار پول ميگيريم
و دلار رو مياريم به کشور
با اومدن دلار پيشرفت مياد
پيشرفت بياد شادي هم مياد
رضايت بياد بيمارستان، مدرسه و دانشگاههاي خوب ميان
با درس خوندن فقر از بين ميره
و امثال ما ميتونن دکتر، دانشمند و مهندس بشن
و بجاي دلقکبازي همه جاي کشور درست و زيبا ميشه
مردم خوشبخت ميشن
مردم شاد باشن اين کشور زيبا ميشه
کشور بزرگ و زيبا بشه همه با هم ميخونن
چيه؟
تو بر خاطرات و يادگاران چيره ميگردي اي که سرنوشت هند در دستان توست
از پنجاب، سند، گجرات، ماراتا ..تا دراويد، اوريسه و بنگال
نام تو در دشتهاي نديا و هيماليا و رود گنگ طنين انداز خواهد گرديد
و امواج اقيانوس آن را خواهد سرود
ستايشگرت در فخر و شادي خواهند بود
رستگاري مردم در دستانت است
تو بر خاطرات و يادگاران چيره ميگردي اي که سرنوشت هند در دستان توست
،نامت پيروز باد .پيروزي بر تو باد
،نامت پيروز باد .پيروزي بر تو باد
،نامت پيروز باد .پيروزي بر تو باد
،نامت پيروز باد .پيروزي بر تو باد
زنده باد هندوستان
همه ميريد اونجا
مهر رو بيار
جايي در خاورميانه
"دعاي پروردگار هميشه به نام و همراه منه"
اين خانم که پروين بابي نميتونه باشه
،من درون تو زندهام" "من درون تو زنده خواهم ماند
همچون پرندهاي آزاد" "تمام زنجيرها را درهم خواهم شکست
وقتي اومديم اينجا فهميديم که تنها نيستيم
پاکستاني، فيليپني و سريلانکاييها هم بودن
که واسه سير کردن شکم خانوادهشون اومده بودن
تموم شد تموم شد؟ -
باشه، بعدا در موردش حرف ميزنيم
بيا
خودتم بگير
بکش
حواست باشه
ببين
همچون پرندهاي آزاد" "تمام زنجيرها را درهم خواهم شکست
،من درون تو زندهام" "من درون تو زنده خواهم ماند
آره خوبيم مامان
مهک چطوره؟
خوبه
مهر خوبه، ما هم خوبيم
پول بفرست، خونه پيدا شده
آخر ماه پول ميفرستم
تا وقتي برنگشتم تو مراقب خانواده باش
قول بده
مراقبشون هستي، نه؟
،من درون تو زندهام" "من درون تو زنده خواهم ماند
همچون پرندهاي آزاد" "تمام زنجيرها را درهم خواهم شکست
،من درون تو زندهام" "من درون تو زنده خواهم ماند
همچون پرندهاي آزاد" "تمام زنجيرها را درهم خواهم شکست
موضوع چيه؟ !جيره غذا هر روز کم ميشه
به ما چه؟ ما هم عين شما کارگريم
شکايت دارين؟ برين اونجا بريد
از صبح هيچي نخورديم
با شکم خالي چطور کار کنيم؟
غذاي اونا که تموم نميشه
همين رو گفتيم که اگر ميمونه بفرستين اينجا
گوش نميدن، شما برو بگو
بريم اونجا غذا بخوريم
هي، کمک لازم نيست
اين غذاي شما نيست ضمنا نميتونيد بياين اينجا
بريد بيرون
هي
هولش نده، دوستمه
چي شده؟
از اين بپرسيد
بذاريد من توضيح بدم
بذار اون بگه
جناب
برنج و عدس گرفتيم
همه چي تموم شده
اونا گوشت و سبزي ميگيرن
همينطور شيريني
غذا تموم نميشه
براي چي؟
چون ما هندي هستيم؟ پاکستاني؟
سريلانکا و فيليپين؟
رنگ پوستمون با شما يکي نيست؟
زبانمون يکي نيست؟
اصلا درست نيست بس کن، بهارات -
..راستش بذار حرفش رو بزنه -
جناب شما ميدونيد
..شما سرپرستها و متخصصين نفتي
فقط ماشين نفتي رو ميشناسين
درست کار بکنه و متوقف نشه
شما ما رو سير نگه دارين ما هم بيوقفه کار ميکنيم
همين جناب
همينه
يه روز غذا نميخوردي !نميمُردي که
معلوم نيست چه به روزمون بيارن
اومد
اومد
خوب بود؟
کارمون سر جاشه؟
بياين برگرديم
از فردا همه غذاي درست ميخورن
از فردا همه غذا داريم
..بهارات
..بهارات
بهارات
چه کاري بود اون داخل کردي؟
چي؟
ميدوني چه سمت بالايي داره؟
ميتونه دو دقيقهاي قراداد ما رو !لغو کنه
اونوقت تمام کارگرها بيکار ميشدن
ببخشيد خانم
چيزي که تو دلم بود رو گفتم
دلت؟
حسي که گفتنش ضروريه رو نميگي
ببخشيد خانم
!حس دل رو عرض ميکنن
در مورد کي حرف ميزد؟
بريم ديوانه
بريم
ميگم فردا ديواليه
با خانم صحبت کنيم يه زماني براي جشن در نظر بگيره
کي ميره بهش بگه؟ من -
!ببند گاله رو
بنظرم بهارات بايد بره
شايد بتونه مخشو بزنه
از امروز خودت مديري
اون از تو خوشش مياد
مگه دروغ ميگيم؟
همه ديديم درست ميگه -
هميشه ساکتي عين ديليپ
اين دختراي خوشگل از پسرايي که استايلشون کلاسيکه خوششون مياد
!آره عين من
!چي داري ميگي
قبل از اتمام ويزا ميگم
تجربه من ميگه چيز بد بخواد بشه يا نشه
ولي شراب حلال کاره
کيه؟
خانم
بهارات
ببخشيد
..همه ميگن فردا ديواليه، اگر
بذارين جشن رو رنگارنگ کنيم
خوشحال ميشيم
باشه، با سرپرست صحبت ميکنم
باشه
و ديگه؟
نه
دختراي خوشگل از پسراي کلاسيک خوششون مياد
بله خانم
وقتي شما رو ميبينم انگار شير ميبينم
..وقتي صداتون رو ميشنوم انگار
دستم رو تو اب ميزنم؟
اوهوم
چشمام رو ميبيني عين آسموني تاريکه که هزارات ستاره توشه؟
اوهوم
موهام رو ميبيني انگار نسيم صبحگاهيه؟
اوهوم
...عين چاندرموکي
..منظورم اينه
!عين سورج موکي
..ولي شما
از کجا ميدونستين؟
وقتي سوار هواپيما شديم عمو برام گفت
لعنت بهش
همونجا بهش گفتم
از سنش خجالت بکشه
چون به هدف نميرسه
حالا چيزي رو بگو که خودت ميخواي
بعد از جريانات 1947
..از پاکستان به هندوستان اومدن
خواهر کوچيکم و بابام
نشد که سوار قطار بشن
اين ساعتي که دستمه
براي بابامه
بقيه براي رفع نياز دست ميکنن
ولي وقتي نگاهش ميکنم
..حس ميکنم که
..بابام و خواهر کوچيکم
!چه حالن
و بعدش شما به زندگي من اومدين
وقتي نميبينمتون
..دست خودم که نيست اما
!بهتون فکر ميکنم که کجايين
فهميدم
در من، پدرت رو ميبيني؟ نه -
نه خانم
چشمان شما زيباست ..بابام هميشه ميگفت
وقتي زندگي پيچيده شد
يکم شيريني بخور
زندگي من عين يه زلوبياي بيمزه بود
شما بهش طعم شيرين دادين
!شيريني
"شيرين، شيرين"
"شيرين، شيرين"
"شيرين، شيرين"
"زبان من هنوز طعم هم صحبتي با تو رو نچشيده"
"من بدون تو غمگينم"
"اين حس امروز منه"
"اين رو از تو ميخوام"
"به من ارزش عشق رو نشون بده"
"شيرين، شيرين"
"...وقتي خوابيدم"
"شيرين، شيرين"
"روياهاي شيرين به خوابهاي من ببخش"
"...تبديل بشو"
"...تبديل بشو"
"شيريني عشق من"
"طعم شيرين من"
"من درخشش خورشيد رو نميخوام"
"من نور مهتاب رو نميخوام"
"من فقط حضور شيرين عشق تو رو ميخوام"
"شربت شيرين، شيرين"
"شيرين، شيرين، شيرين، شيرين"
"وقتي به تو فکر ميکنم"
"حس خوبي دارم"
"وقتي اول صبح تو رو ميبينم"
"کل روزم با خوشي ميگذره"
"اين چه جور اشتياقيه که براي تو دارم؟"
"من از تو خودت رو ميخوام"
"...تبديل بشو"
"...تبديل بشو"
"...تبديل بشو"
"شيريني عشق من"
عمو، آقا از دست رفت ..اما دختره -
فکر کنم دختره هم از دست رفتنيه
"من فقط حضور شيرين عشق تو رو ميخوام"
"شربت شيرين، شيرين"
"شيرين، شيرين"
"شربت شيرين، شيرين"
يه عرض مهم داشتم
بگو
خانم
من و تيمم ميخوايم تو تونل گاز کار کنيم
ويزامون تمومه
و تو اين سه سال در حد انتظار پول در نياوردم
ماه بعد عروسيه خواهرمه
يکي ميخواد خونه بسازه يکي پدر و مادرش ناخوشه
اونجا سه برابر پول ميگيريم
سه برابر ميدن چون خطرش سه برابره
خوب فکر کن، بهارات
من فکر کردم، خانم
اين کار رو ميکنيم
بريد
پيش بچهها پايين يه ربع
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
از اينجا شروعشه
تا اينجا مياد بله -
از اينجا تا اونجا خيلي خطرناکه -
روز هفتم
نفسم بالا نمياد
سه برابر داري پول ميگيري
روز چهاردهم
روز بيست و يکم
داداش
چي بود؟
شايد انفجار بوده داداش
ميرم ببينم
اين رو ببين اصلا خوب نيست -
داره مياد پايين
زود باشيد
از اتاق کنترل حرف ميزنم شرايط بحرانيه
کمک لازم داريم
تونل منفجر شده همه رو بيار بيرون
زود باشيد
چيکار ميکنيد؟
اون توو آدم هست
اون توو آدم هست
وايسين
تونل گاز منفجر شده
فرار کن
بدوييد
داخلن مياريمشون بيرون -
چيکار ميکنيد؟ اونا داخلن بهارات اونجاست
خيلي خطرناکه
آسانسور ديگه پايين نميره
!کمک
پاهام گير کرده
نترس، بلندش کن
بلندش کن
با شماره سه بلندش کن
1..2..3
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: بينگسا و فاطمه
خانم
عمو، بهارات کجاست؟
داداش
داداش
داداش
اگر تو چيزيت بشه جواب خونه رو چي بدم؟
داداش
داداش
داداش
اون پايين اند
چطور بياريمشون بيرون؟
بابا، من کاهندر هستم خيلي مواظبم
مامان خوبه
و مثل قبلا زيباست
چيزي نميگه ولي چشماش داد ميزنه
که هر روز در انتظار شماست
چوتو هم مدرسهش تموم شده
مهر بزرگ و زيبا شده
در نبود شما، مواظب همه هستم
و همين هفتهها عروسيشه، بابا
شرمندم گوريا، گورياي کوچولوي من ..بابا
بابا، هر وقت به اينه نگاه ميکنم شما رو ميبينم
چهره شما رو در روز اخر کنار ايستگاه به ياد ميارم، بابا
شنيدم وقتي لحظه مرگ انسان ميرسه
تمام زندگيش جلو چشماش مرور ميشه
قولي که بهتون دادم رو هنوز دارم بهش عمل ميکنم
دوباره عين خونه خودمونه .. نفس و طپش قلب
هر دارن من رو ترک ميکنن
من رو ببخش بابا
ببخشيد
بابا
داداش؟
همهمون ميميريم
اينجا نميميريم
يه راهي پيدا ميکنيم و ميريم بيرون
ميريم قوي باش-
خوفه
يادته تو سيرک چي بهت گفت؟
جونت رو به خطر ميندازي
بله، براي اخرين بار
!بيا با جونمون بازي کنيم
،من درون تو زندهام" "من درون تو زنده خواهم ماند
خبري نميشه
تمومه
اومدن
!زنده هستن
ديدي زنده موندي؟ بهارات نجاتمون داد -
،من درون تو زندهام" "من درون تو زنده خواهم ماند
همچون پرندهاي آزاد" "تمام زنجيرها را درهم خواهم شکست
...بهارات
بياين بچهها
صبحونه حاضره
باقيش بعد از صبحانه
!بالاخره اومدي
داستانت رو به همه گفتي؟
امروز تولدمه
اگر با دستان خودت بهم غذا بدي
حال ميده
تو واقعا آدم سختگيري هستي
چي شده؟ هيچي -
يه آدم سختگير رو يادم اومد
طوري که نگاهش ميکردي.. اوف اوف
همه چي رو بهم ميزد
زرنگ بازي در نيار
تولدت مبارک
!خانم خانما
دوستت دارم
بگين بعدش چي شد؟
يک دقيقه
بگين کجا خانم رو ديدين؟
کِي بهش پيشنهاد ازدواج دادين؟
سوالت پيچيدهست
بگو
اين رو تو جواب بده
همگي به گوش
بايد بگم، کسي که در اين شرايط کوتاه نمياد، قهرمان واقعي اونه
امروز ميخوايم به بهارات و تيمش جايزه اعطا کنيم
و امروز ميخوام جلو همه يه سوال شخصي از بهارات بپرسم
وقتي همديگه رو ديديم
تو شاس بودي و من خفن
حرف که هيچ از قيافهت هم خوشم نمياومد
..اما الان حس ميکنم
دوستت دارم بهارات
زده به سرت؟
با من ازدواج ميکني؟
خانم بولد نيست، بولدوزره
ببين داره خواستگار ميکنه !بزن کف مرتب رو
به عروسي خواهرت دعوتم ميکني يا خودم پاشم بيام؟
کي ميخواي به مادر و خواهرت معرفيم کني؟
خانم، چنين تواني ندارم
به وقتش آشنا ميشيم
ببين بهارات
از بچگي دارم به ذهن و دلم ميگم
بابا و مامان نداشتم پس کسي نبود درست و غلط رو بهم بگه
پس هرچي که ميبينم درسته رو مستقيم ميگم
وقت ازدواجمه بله -
از تو هم خوشم مياد ممنون -
براي همين جلوي همه گفتم
عيبي نداره خانم
حالا بگو ببينم
کِي ازدواج ميکنيم؟
روزي که توي تونل گير کرده بودم
چهره چند نفر اومد جلوي چشمام
چهره شما
چهره مادرم
چهره خواهر و برادر
چهره ولايتي رو ديدم
چيزي که زنده نگهم داشت قولم به پدرم بود
خانم، من خيلي از شما خوشم مياد
عاشقتون هم هستم
..ولي ميترسم
..که بين وظيفه و عشق
!گير بياُفتم
من رو ببخش
چي ميگي؟
تو که خودت رو نگرفتي تو صاف و ساده هستي
چند ماهه من رو اسير خودت کردي
و با يه نهار باهام خداحافظي ميکني؟
هرگز کسي رو اميدوار به چيزي نکن که نميتوني انجام بدي
امروز دلم رو شکستي
براي اين هرگز نميبخشمت
..ضمنا
خدا تو رو انسان افريده
!سعي نکن خدا باشي
اينجا بهتر از ما نيست
..سه ماهه
روش زوميم
پدر و مادرم بعد از تصادف عمل کردن براي همين عينک زدن
منم گفتم کسي که از من خوشش بياد
خودم رو داره
اون خوبه
اون عمه دختره
دختره اونه، دستاش رو ببين
خرابمون نکن
و تعريف شما رو زياد شنيدم
شنيدم عين يه پرنده رها شدين
از اين خوشت مياد؟ بله -
خيلي خوب آهنگ ميخونه
شنيديم خوب آهنگ ميخونيد
!تو که گفتي خوب ميخونه
داداش، لطفا قبول کن
ما قبول کرديم
ممنون
ما اومديم قرش بديم
محکمتر بزن
خانم؟ اومدم پيت -
حالا درياب
داداش بهارات، مگه روح ديدي؟
بدترش رو ديدم داش
شيريني حاضره؟ بله، حاضره -
ميخواي تست کني؟ چرا که نه؟ -
بيا ببين
با من ميخواي چه کني؟
!ولايتي
بيا، اومدن ديگه
اومدم
زنده باشي
بفرماييد
بفرماييد
ميبيني؟
تو خاندان داماد هم دارم ميبينمش منم -
تو هم؟ آره -
بيشتر دقت کن
بله، خودشه
خانم هستن
من اينا رو بردم کار
ولايتي هم بود حرف بزن
بله، خانم ما رو بردن
..در حين کار
بين من و بهارات روابطي شکل گرفت
داداشت که فقط ظاهرا شريفه
ولي از باطن خيلي عوضيه
و وقتي جلوي همه از بهارات درخواست ازدواج کردم
رد کرد و گفت به پدرش قول داده مراقب همه باشه
دليلش منطقيه و ناراحت نيستم
فقط حرفم اينه که اگر از همديگه خوشمون مياد
چرا رابطه رو نتونيم ادامه بديم؟
حق با دخترهست
ببند
و من فکر نميکنم اينروزا براي عاشق بودن ازدواج ضروري باشه
درسته چي ميگي خانم؟
!جلو همه
اين دست داداشت رو از پشت بسته
ميخواد خودش رو بندازه بهش
بهارات، ازش خوشت مياد؟
!خيلي
!تو ساکت
بهارات
بله
از خانم خوشم مياد
خيلي خب
چي؟
هر کاري که فکر ميکنيد درسته رو انجام بدين
"يه تلمبه جديد دستي براي شير آب"
"محبوبم توي حياط براي من ساخته"
"ديگه لازم نيست براي آب سر چاه برم"
"ديگه لازم نيست براي آب سر چاه برم"
"يه تلمبه جديد دستي براي شير آب"
"محبوبم توي حياط براي من ساخته"
"ديگه لازم نيست براي آب سر چاه برم"
"ديگه لازم نيست براي آب سر چاه برم"
"من از روي پشت بوم پريدم و اينجا اومدم"
"تو رو ميگيرم بعد هُل ميدم"
"چشمهاي من روي تو قفل شده"
"همه محدوديتهاي داره از بين ميره"
"حالا ديگه مسئله جدي شده"
"فاصلهاي که بين ماست خيلي زياده"
"يه روزي بهم نزديک شو"
"ميخوام قلبت رو لمس کنم"
"اين دختر همسر شخص ديگهاي نميشه"
"يه روز بايد همسرش کني"
"بيا اينجا"
"بيا اينجا"
"يه تلمبه جديد دستي براي شير آب"
"محبوبم توي حياط براي من ساخته"
"ديگه لازم نيست براي آب سر چاه برم"
"يه تلمبه جديد دستي براي شير آب"
"محبوبم توي حياط براي من ساخته"
"ديگه لازم نيست براي آب سر چاه برم"
"ديگه لازم نيست براي آب سر چاه برم"
"بيا اينجا"
"چرا همه جا طوفان به پا شده؟"
چرا بعضي وقتها آرومي" " و بعضي وقتها رودي از آتيش؟
"براي اولين بار که همچين چيزي ميبينم"
هيچوقت فکر نميکردم" " همچين اتفاقي توي زندگي بياُفته
"تو از من ميخواي بهت نزديک بشم"
"اين دختر همسر شخص ديگهاي نميشه"
"يه روز بايد همسرش کني"
"بيا اينجا"
"بيا اينجا"
"بيا اينجا"
"براي تو از بازار گل ميخرم"
"هر روز با يه گل به خونه تو ميام"
"کج خلقي رو تموم کن و بگو بله"
"بعد نزديکتر بيا"
"ميخوام قلبت رو لمس کنم"
"اين دختر همسر شخص ديگهاي نميشه"
"يه روز بايد همسرش کني"
"بيا اينجا"
اين بهترين بخش زندگيم بود
و شايد اولين هندي بودم که مادرش اجازه چنين رابطهاي رو بهش داد
و خواهرم با عشقش ازدواج کرد
و همون موقع بود که خانم خانما گزارشگر خبري شد
صبحها ميرفت سر کار و شب ما رو آماده امتحان ميکرد
تا بتونيم توي راه آهن مشغول به کار بشيم
..و يه روز
*مسابقات جام جهاني کريکت، سال 1983*
ولايتي
فينال رو باختيم
بگو ببينم
اين چيه؟
برگه استخدام داداشت توي راه آهن
مهندس راه آهن شدي داداشم به آرزوش رسيد
جلوي مغازه چيکار دارن؟
داريم ميفروشيم
براي چي؟
مگه مال توء؟
نه
ولي مغازه عمهم که هست
ده سال من و عمه اين رو گردونديم
دو ماه نشده که فوت کرده و داري ميفروشيش؟
صدات رو بالا نبر
اينقدر بيتربيت شدي که اينطور باهام حرف ميزني؟
پول ندارم
و تا زندهام نميخوام محتاج بچهها باشم
اگه مغازه رو ميخواي
بيا بخر
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
مغازه عمه ميبينيمتون
اين داستان بعد از قضيه مرگ مهمترين قضيه بود
هند از شانس ما برد
روزي که کل هند داشتن براي اين برد جشن ميگرفتن
و تيممون داشت جام بالا سر ميبرد
ما داشتيم مغازه رو از دست ميداديم
و براي اين که از دستش ندم
مجبور شدم روي ارزوي پدرم يعني کارمند راه اهن شدن پا بذارم
کاري بهمون پيشنهاد بديد که در زمان کم پول زيادي توش باشه
بريد تو بورس نه -
بورس تو کار ما نيست يه چيز ديگه بگين
دارم ميگم بريد تو خط صادرات واردات
چند برابر پول توشه، حله؟
کلي پول توشه
شما که سابقه کار تو موتور خونه داشتين
بعنوان مکانيک ميفرستمون اونجا
حله؟
حله
ولي تو اين کار خطر هست
يعني چي؟
...يعني که مثلا انجامش ميدم -
بعد از اين همه سال ميخواي با من ازدواج کني؟
تا پشت سرت مراقب مادرت باشم؟
الان بخاطر کار همهش دارم ميرم
خواهرم ازدواج کرده
و مادر هم تو اين سن نميتونه مغازه رو بگردونه
مغازه؟
براي گردوندن مغازه ميخواي من رو بگيري؟
و بعد از ازدواج از کارم بيام بيرون و مراقب مغازه تو باشم؟
درسته؟
ببين بهارات
من بخاطر اين اينجا نيستم که ميترسم از دستت بدم
به خواست خودم اومدم کنارت
نوبت شماست
نه بهارات، تو جايي نميري
مگه نديدي کشتي به اون بزرگي تاني غرق شد؟
تايتانيکه مامان
حالا هرچي! غرق شد ديگه، نه؟
نميذارم بري تو اين کار
مامان، من و ولايتي سه چهار ماه ميريم و پول جمع ميکنيم و ميايم
چي؟ ولايتي هم مياد؟
اره منم ميرم مامان بهم اعتماد کن
اين کار هيچ خطري نداره
به اين قسم
لنگر رو بنداز
طوفان شده، خطرناکه
اين رو نگه داريد
رفت
..خطرناکتر از اين طوفانها
..يه چيز بود
ناخداي کشتي ما
سوندر سينگ
"چرت و پرت ميگه"
"چرت و پرت ميگه"
"چرت و پرت ميگه"
ملتفت شدين؟
"چرت و پرت ميگه"
مفهومه؟
اين داره به چه زبوني حرف ميزنه؟
هيچي نميفهمم
چي ميگه؟ ميفهمي؟
چرت ميگه
بم بم بوله
مشکل اين بود که سرعت حرف زدنش
سريعتر از عقلش بود
خودش فکر ميکرد خوب حرف ميزنه
!ولي بايد گوش ميداد
به گوشم قربان
بريد
يه ساعته دارم براي ديوار حرف ميزنم
کاپتانها حق داشتن خانوادهشون رو روي کشتي بيارن
و بهترين بخش اين کشتي دختر 5 ساله کاپتان بود
که با اولين ديدار دوستم شد
اون روز حس کردم که انگار دنيا مال من شده
رسيدگي به موتور کشتي کار هر روزمون بود
و تا وقت خالي پيدا ميکرديم
با ميمي سر ميکرديم
تا پيش ميمي بودم انگار گورياي خودم پيشم بود
پشت گوشت خال در آوردي
چيه؟
ميگن وقتي خدا يکي رو خوشگل ميآفرينه يه خال پشت گوشش ميذاره
درست گفتن
چطورين؟
و در ميان همه خطرناکترين قضيه جناب کاپتانه
و يه روز ولايتي به دامش افتاد
تا قيافه ولايتي رو ديدم حس کردم بايد فورا بره تيمارستان
!پاچيد، هه
کاپتان به خواب ويلاتي مياومد من نبودم -
ولايتي، همه چيز ولايتي رو نابود کرده بود
قربان، شما ارشد هستين شما ميدونيد
ما وانمود ميکرديم که زبان کاپتان رو ميفهميم
ديگه همه اين رو ميگفتن
قربان، شما ارشد هستين شما ميدونيد
قربان، شما ارشد هستين شما ميدونيد
قربان، شما ارشد هستين شما ميدونيد
مالت
چند بار ميشماري داش؟
درسته بيست هزاره -
ميشمردم تا بفهمم چقدر ديگه براي مغازه لازم دارم
اينجا هم ول نميکني؟ بيا بريم بچرخيم
بيا
زندگيمون داره عين رويا ميگذره
مرزبندي رو ديديم
سيرک بوديم
معدن
و الان هم اينجاييم
حق با شماست
روياييه
قبل از پريدن از خواب
ما رفتيم
!يا پشم
ولايتي
اينجا رو درياب، من ولايتي هستم
چيکار ميکني؟ پولها رو به باد ميدي
سلام
!يا برگ
بايد ازش خواستگاري کنم
ولايتي با من بيا -
اي واي ولايتي -
الان به فنا ميري زن داداشت رو يافتم -
چرا دري وري ميگي؟
اسمت چيه؟ سوزان -
سوزن زن داداشت سوزنه
نه، گفتم سوزان سوووزاااان
اين هم عين مادره
کجا ميبريم؟ بهشت -
ديگه برنميگردم بهشت رو يافتم، بليطتم رو کنسل کن
ميبينم دوستات اونجا دارن حال ميکنن
کسي منتظر اونا نيست من يکي در انتظارمه
خيلي خاصه
اسمت چيه؟ بهارات -
اهل کايي؟
هند
به دادم برس داش کنترل نميشه
قبل از ازدواج، طلاق ميخواد
کجا ميري؟ بايد باهام ازدواج کني
ازدواج؟ باشه
ولي رقص نه
ما اهل هنديم، ريتم بيشتر لازم داريم
باشه، آهنگتون رو پخش کن
ميخوام ببينم
تو براشون بخون
اينا نميفهمن چي ميگم
!موسيقي ما مال روحه و دل
همه ميفهمنش
همگي دست بزنيد !آقاي بهارات ميخواد بخونه
"من براي چند روزي از خونه دور شدم"
من از خونه دور شدم" "ولي خونه از من دور نيست
"به قلب من نگاه کن"
"عکس خونه روي قلب من حک شد"
اگه شک داري ميتوني" "سينهم رو بشکافي و ببيني
"دور شدم، از خونه دور شدم"
"دور شدم، از خونه دور شدم"
"من ميرم ولي مطمئنن برميگردم"
"دور شدم، از خونه دور شدم"
سلام مامان عهههه -
اومدين؟ چطوري پسرم؟
برات عروس پيدا کردم
در اين سرزمين غربت" "جاي رازهاي دور از خيال نيست
"کلماتي که در نامههاست براي آغوش نيست"
"فرصت داري کل جهان رو بگردي"
"اينجا عشق و صميميتي پيدا نميکني"
"من براي چند روزي از خونه دور شدم"
من از خونه دور شدم" "ولي خونه از من دور نيست
من جشن و مناظر شگفت انگيزي" "اينجا ديدم ولي خونه هنوز تو قلبمه
"وقتي فکر ميکنم قلبم به گريه مياُفته"
"دور شدم، از خونه دور شدم"
"دور شدم، اما حتما برميگردم"
"دور شدم، از خونه دور شدم"
"من ميرم ولي مطمئنن برميگردم"
"دور شدم، اما حتما برميگردم"
"دور شدم، اما حتما برميگردم"
عدن
قربان، چندتا قايق دارن بهمون نزديک ميشن
انگار دزدان دريايي هستن
اعلام خطر کنيد
زود باشيد، همگي
چي ميگين؟ نميفهمم
بگو زود بيان اينجا
سريع بياين اينجا
وضعيت اضطراريه
زود باشيد
دورشون کنيد
يالا
اين کار خطر داره
تا تير ميزنن اون عقب باش
ميزنن و ميرن
شلنگ بيار
يالا
بزنيدش
برگرديد
برگرديد
کاپتان و خانوادهش رو گرفتن
برو رو عرشه، يالا
ولايتي، در رو باز کن
چي شده؟ دزدان درياي حمله کردن-
کاپتان و خانوادهش رو گرفتن
چي؟
بريم نجاتش بديم
نه، بيا داخل
اگر تو گير افتاده بودي کاپتان خيالش هم نبود
من تازه زن گرفتم
تکون نخوريد
ميني هم باهاشونه 5سالشه
ميدونم ميني تو رو ياد گوريا ميندازه
پس بايد اين رو هم بدوني
بدون خواهرم يه روز هم زنده نميمونم
در رو باز کنيد
همونجا وايسا
اگر بلايي سرم اومد
پول رو به مامان بده
اين آخرين سفره
خودت رو به باد نده
اگر ميخواي بيا
خفه شو وگرنه خفهتون ميکنم
اينجا چيکار ميکني؟ همون کاري که تو ميکني -
مگه تا حالا تنهات گذاشتم؟
الان چطور تنهات بذارم؟
!نميدونم نقشه بگيره يا نه
ولي نقشه دارم
...هي.. اگر ب-
از کجا پيداشون کردي؟
قايم شده بودن
نجاتمون بديد
داداش، دعوا نکنيد
شليک نکنيد
ما خيلي فقيريم
خانوادهمون منتظر ما هستن
هند و افريقا خيلي فقيرن
هم رنگ هستيم
من سياهم تو هم سياهي
تو سياهي؟
ببخشيد داداش اون که سياهه
نه، قهوهايه
من هندي هستم
تو هند فرقي بين سياه و سفيد و قهوهاي نيست
همه يکي هستن
ما هنديها عاشق شما افريقاييها هستيم
از مايکل جکسون شما خيلي خوشمون مياد
مايکل جکسون؟
مايکل جکسون
اون امريکايي بود
!از کجا ميدونستم
ما عاشق پله هستيم
پله برزيليه
نلسون ما عاشق نلسون ماندلا هستيم -
جناب گاندي و نلسون ماندلا عين داداش بودن
گاندي؟ آره -
گاندي؟ آره -
آدم خوبيه خيلي -
خيلي خوبه
پول؟ پولت رو بده، الان نظرش عوض ميشه -
بده
نميدم پولت رو بده -
اين همه خواب خونه و ماشين رو ديديم
!بده بشون
پول رو بده تا زنده بمونيم
پول بده چشم -
ميديم
اسامي آثار پادشاه باليوود آميتاب باچان
ديوار؟
آميتاب باچان
ديوار؟
آميتاب باچان؟
بله داداش آميتاب باچان
من عشق آميتاب باچان هستم
من عاشق آميتاب باچان هستم
همه عاشقشيم
کل هند
کل هند عاشقشن
از اهنگش بخون نه -
خيلي سخته
گفتم بخون
آميتاب باچان
هي
اون روز مايکل جوري با ما رقصيد
که انگار بچه محل خودمون بود
پول ما رو هم پس داد
ما هم نصف جيره غذايي کشتي رو بهشون داديم
..و اون روز بزرگترين چيزي که ياد گرفتيم اين بود
بزرگترين جنگها رو هم ميشه با عشق، علاقه و ترانه هندي پيروز شد
يه مغازه خريديم
و کل خانواده يه بار ديگه دور هم جمع شدن
مامان خوشحال بود خانم شاد بود
من هم خوشحال بودم
ولي شيريني واقعي رو بايد با ولايتي ميخورديم
...چون اون اولين پسر محل بود که
با يه خارجي عروسي کرده بود
دهه نود بود
و کشور دوتا سوپراستار داشت
شاهرخ خان و ساچين تندولکار
ولي قهرمان واقعي در اين بين نخست وزير دکتر منموهان سينگ بود
کسي که سياست و خط فکري جديدي رو با خودش آورد
هند رو کشوري مستقل اعلام ميکنم
کسي که باعث پيشرفت کشور شد
چند شبکه جديد اومد زي تي وي
شبکهاي که با برنامه خلاقانه خانم کارگردان درش اثار ميهن پرستانه ساخته ميشد
در سال 1947 اوضاع بسيار پيچيده بود
تقريبا 3 ميليون نفر از گرسنگي تلف شدن
اينا جنبشي غيرقابل پيشبيني براي نجات جون خود و خانوادهشون بود
و در اين ميان کلي خانواده از بين رفتن
و اين خط مشي رسانه ماست
..قربان، از هر دو طرف مرز
ميخوايم يه استديو راه بندازيم
که مردم داستان مشکلاتشون رو برامون بگن
اين رو به دو طرف مرز نشون ميديم
به اين اميد که شايد برخي بتونن خانواده خودشون رو پيدا کنن
چهار ساله تو و تيمت همين رو داريد ارائه ميکنيد
براي چي؟ قربان -
در اين مرز بندي کلي از مردم خانوادهشون رو از دست دادن
با اين ميشه زندگيشون رو عوض کرد
مطمئنم اين برنامه ميتونه برگ برنده شبکه باشه
احساسات شخصي در اين برنامه شما دخيل نيست؟
اينطور ميتونيد در نظر بگيرين، قربان
باشه، تو از کارگردانهاي اين شبکه هستي
..اين با تو، مجور رفت و آمد و
حل بشه، ميريم تو کارش
ممنون قربان
دوستان، امروز يه روز تاريخيه جايي که هزاران نفر لب مرز اومدن
به اين اميد که شايد بتونن گمشده خودشون رو پيدا کنن
با تلاش دولتهاي دو کشور ..و اندک تلاش زيتيوي
که داستانهاي متفاوتي از سه ماه گذشته داشتن
تا شايد چيزي دستگيرشون بشه
داداش.. اونجا
اميد من از بين نميره" "ايمان من کمرنگ نميشه
چشمهاي بازيگوش من" "يه گوشه کز کردن، چون تو از من ناراحتي
"من به آنچه که ميخواستم رسيدم"
من بين پاکستان و هندوستان ايستادم
چون اين اولين باره که دو دولت تصميم گرفتند که به کمک مردم بيان
سليم هستم، در مرز پاکستان هستم
تمام تلاش مردم اينه که شايد بتونن گمشده خودشون رو بيابن
و بتونن خانواده خودشون رو ببينن
درها را گشودم" "چشمانم را به در دوختم
"اما تو نيامدي"
درها را گشودم" "چشمانم را به در دوختم
"اما تو نيامدي"
به شما خوش آمد ميگم که به استديوي مرزي ما تشريف اوردين *روز سوم*
اون طرف استديوي پاکستان واقع شده
سه ماه گذشته ما داستانهاي زيادي رو شنيديم
ميريم رو اير 3..2..1
داستان خودتون رو برامون بگين
از لاهور به هند ميرفتيم
که نظاميها بهمون حمله کردن
کي اين اتفاق افتاد؟ صبح -
صبح که پاشدم ديدم پسرم نيست
هر طرف رو نگاه کردم همه جا رو گشتم
اسمش رو صدا زدم ولي نبود
ميگفتم: بيلو
پسرم
هرگز پيداش نشد
ايندر کومار هستم از هند *روز ششم*
پشاون زندگي ميکرديم
يه روز خواهر کوچيکم مدرسه بود که دزدينش
..وقتي اومديم چندتا آدم خوب
سالم از اونجا خارجش کرده بودن
ولي توي بازار دزدنيش
خيلي گشتيم ولي پيدا نشد
غيب شده بود
و کنار ما، شخص ديگري هست *روز دوازدهم*
بهارات از دهلي
14آگوست من هشت ساله بودم
در سال 1976 خواهرم گوريا رو در ايستگاه قطار گم کردم
جا موند
قطار راه افتاد
يهو افتاد و غيب شد
رو سطح زمين افتاد
..و بابا
..رفت
که بيارش
قطار رفت
از اون روز تا الان ..من و مادرم
.انتظارشون رو ميکشيم
"من تنها و سرگردانم، خودم مشکلم رو حل ميکنم"
روز هجدهم
"چطور بايد توي اين دنياي طاقت فرسا زندگي کنم"
"حتي توي اخبار هم خبر خوشي نيست" *روز بيست و دوم *
"حتي بعد از نماز قلبم در آرامش نيست"
من هنوز ميخوام دريابم" "که کي بودم و کي شدم
"به جزء تو هيچکي حال قلب من رو نميدونه"
دوستان اين لحظه بسيار خاصيه *روز بيست و پنجم*
چون ممکنه امروز دو نفر به هم برسن
برخي از داستانهاي اونا با داستان مردم ما مطابقت داشت
!ببينيم همديگه رو ملاقات ميکنند يا خير
جناب، بفرماييد
اسم شما هربال سينگه؟
اسم واقعيم رو يادم نيست
فقط يادمه که وقتي گم شدم
يکي پشت سرم داد ميزد بيلو
بيلو؟
ترشي انبه دوست داري؟
خيلي
خيلي دوست دارم
من پسر شمام؟
بيلو پسرم، من رو ببخش
اون روز نبايد تو رو با خودم ميبُردم
بله من دختر شمام - *روز سي و دوم *
يادته بچگيت چي صدات ميکردم؟
کشمش
"غم و اندوهم رو به کسي نگفتم"
در ظاهر ميخنديدم" "اما درونم گريانه
"اما تو نيامدي"
"غم و اندوهم رو به کسي نگفتم"
در ظاهر ميخنديدم" "اما درونم گريانه
"اما تو نيامدي"
روز چهل و يکم
چرا نرفتي پاکستان دنبال بابات؟
..اين سالها من و مامان
..حداقل اميد داشتيم
!که زندهست
تا اينجا هم خيلي شجاعت به خرج دادم
خانم خانما
داداش *روز چهل و نهم*
يکي از پاکستان هست که برادر و مادرش رو گُم کرده
زود باش
بهارات، يکي عين خواهرته
زنده ميريم
دوستان امروز دوباره نوري از اميد زنده شده
يکي از پاکستان زنگ زده و ميگه بهارات پسر منه
مامان، چوتي، بياين
ميرپور زندگي ميکردي؟
بله
اسمت چيه، بهرت؟
بهارات سينگي؟
بهاراتم، اسم بابام هم گاوتم هست
اسم تو بهرت نيست؟ تو بهرت من نيستي؟
کسي من رو به پسر من نميرسونه؟
پسر شما پيدا ميشه
همهش چرنده *روز پنجاه و پنجم *
يه ماه و نيمه که اينجاييم
خانواده همه پيدا شد الا باباي ما
غذات رو بخور سرد ميشه
اشتها ندارم
وسايل رو جمع کن
فردا از اينجا ميريم
با غذا نخوردنت که بابا پيدا نميشه
تا کي نميخواي بخوري؟
هر کاري بتونيم ميکنيم تو 48سالي هست از بابات دور شدي
اصلا مشخص نيست کجاست !چطوره.. ميتونه بياد يانه
الان بايد حداقل 80 ساله باشه !اگر زنده باشه
هان؟
زنده باشه؟
دوستمي
رفاقت کن
ميدوني قضيه چيه؟
کسيکه همراهته و پيشته قدرش رو نميدوني
تمام عمرت رو با اون خيال گذروندي
که خدا ميدونه به حقيقت !مبدل ميشه يا نه
به من ميگي دوست؟
بيا غذا بخوريم
اشتها ندارم
با غذا نخوردن تو باباي من برنميگرده
فقط تويي که از بچگي من رو درک کرده
بهارات، يه خانمي از لندن زنگ زده
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
عرض ادب
اسم خواهر من گورياست
من اسم اصليم رو نميدونم
پدر و مادرم من رو از يتيمخونه ميرپور به فرزندي پذيرفتن
و بعدش اومديم لندن
و اسمم رو مهر گذاشتن
ميرپور زندگي ميکردين؟
!نميدونم
..فقط يادمه
دنبال قطار ميدوييدم
و داداشم دستم رو گرفته بود
..و هي داشت ميگفت
گوريا، اين جشن نيست
و نيومديم اينجا جشن بگيريم
دستم رو ول نکن
دستم رو ول نکن
پشت گوش گوريا يه خال هست
چرا دستم رو ول کردي داداش؟
من رو ببخش
خيلي تلاش کردم
که دستت رو ول نکنم
گوريا مامان کجاست؟-
ميخوام ببينمش
مادر هست
خواهرش پيدا شده
خواهرش پيدا شده
کار زندگي خيلي عجيبه
من دنبال بابام بودم ولي خواهرم رو پيدا کردم
و همه اينا به لطف خانم خانما بود
مادر ما ابرقهرمان ما بود
و بعد از 40 سال تو چشماش اشک ديدم
شايد به اين دليل گريه نميکرد تا بچههاش ضعيف نشن
امروز با ديدن گوريا نيمي از ارزوهاش برآورده شد
و با ارزوي ديدن بابا در دلش ما رو تنها گذاشت
شش ماه بعد شوهر عمه هم رفت
و الان من بزرگ خونه هستم
اومد، کيک رو بيارين
داداش بهارات، وانميستم بايد برم، زود ببريدش
فوت کن، يالا
تولدت مبارک
تولدت مبارک
بله ولايتي؟
کجايي؟
روبروي مغازه بچه گولاتي بود -
فردا براي صنف جلسه گذاشته
داره عليه تو موج منفي ميده مشخصه -
موج منفي نده چي بده؟
عاليه مشتي
گولاتي فرستادتون؟ اگر دنبال مغازه من هستين
چالتون ميکنم
طبق بند چهارم قانون اصناف
امروز راي ميديم که مرکز خريد !ساخته بشه يا نه
و اين تصميم صنف خواهد بود پس بايد قبول کنيد
..جن
جناب گوپتا گولاتي خان -
چرا با ديدن من رنگت پريد؟
به همه بگو، ديشب آدم فرستادي من رو بزنن
آره، من فرستادم
چون نميتونم شاهد مرگ بچههام از گرسنگي باشم
فقط من نيستم بلکه همه همينن
هرکي مرکز خريد ميخواد دستش بالا
يالا
بفرماييد
وقت تغييره
ميخواي مانعش بشي؟
تو يه نفري چطور ميخواي براي اينده همه تصميم بگيري؟
صنف هند زنده باد -
يک دقيقه
زمين که مال شماست و خراب ميشه
بايد بهشون هزينه هم بديد اين چه حماقتيه؟
مرکز خريد بسازين
اما پولش رو خارجيها بدن
پيتر نميسازه شما بايد بسازين
صنف شما بايد بسازه ببخشيد -
چي ميگين؟
سرمايهگذار خارجي اومده ساکت شو، بشين -
چرا بايد ساکت بشم؟
چرند گفتن رو تموم کن
وگرنه طبق بند 307 زنداني ميشي
که تا ابد زنداني باشي، حله؟
چطور جرات ميکني؟ تو خونه خودمون؟
با کفش ميزنمت عوضي
گندهتر از دهنت حرف نزني وگرنه ميزنم سرويست ميکنم
زيادهروي کردم؟ اره -
دوستان، تو اون مرکز خريد براي مغازه خودتون اجاره ميدين؟
يا خودتون مالک ميشين؟
هرکي ميخواد مالک باشه دستش بالا
چرا دستت رو بردي بالا؟
انگار زيادي خورده
ديگه وقت تنگه
الان بايد زنده باد بگين
زنده باد
زنده باد
زنده باد
:کاملترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org
بابا جون
بابا، مغازه رو دارن خراب ميکنن
دارن مرکز خريد ميزنن
اين بهارات جديده (هند مدرن)
من ديگه قديمي شدم
اما از اين ناراحت نيستم
ناراحتم چون سالها رو قولم بودم
سالها مراقب اين مغازه بودم
فقط بخاطر اين که به شما قول داده بودم
پسش ميدم
خوب يادمه
بخاطر اون حرفي که زدم
با اينکه سالها بين اين آدماي خوب بودم
قيد اينجا رو زدم بابا جون
فقط.. هرجا هستي
خوش بمون
بهارات
بهارات
تو مغازه بمون .من ميام
فکر کردي رو حرفم وانميستم؟
من تمام اين مدت کنارت بودم
اون روز که پياده شدم ميدونستم که شايد جون سالم به در نبرم
اما مثل يه پدر بهش نگاه کن
اگر گوريا رو ول ميکردم شايد زنده ميموندم
!ولي از درون نه
براي يه پدر همه بچهها برابرن
ميدوني چرا اسمت رو بهارات گذاشتم؟
چون ادمها کشور رو ميسازن
و ماهيت ادمها از خانوادهشونه
و تو مراقب خانواده بودي
آفرين پسرم
آفرين پسرم
تو کشور رو درونت داري، بهارات
کُل کشور درونته
بارها من رو لمس کردي
حالا ترکم کن
من تو همين مغازه ميمونم
برو خودت رو از بند اين رويا رها کن
:ارائه شده توسط مرجع باليوود سينما Www.Bollycine.org
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: بينگسا و فاطمه
،من درون تو زندهام" "من درون تو زنده خواهم ماند
همچون پرندهاي آزاد" "تمام زنجيرها را درهم خواهم شکست
اميد.. اميد بزرگترين قدرت در دنياست
و همين قدرت ما رو زنده نگه داشته
بابا هرجا ميخواد باشه اما درون من هميشه زندهست
و مطمئنم يه روزي، يه جايي !قطعا همديگه رو ميبينيم
،من درون تو زندهام" "من درون تو زنده خواهم ماند
*تا آخر ببينيد*
..آغاز
چيزي که بيشتر از همه پريشونه تو سر خانم خانماست
دوستت دارم خانم خانما
بهارات
اگر دوباره درخواست ازدواج کني
اما تصميم ازدواج با منه
به اينا اصلا ضرورتي نيست
ضمنا، الان سال 2010 جناب بهارات
ديگه بابا هم درک ازدواج نداره
مطمئني؟
ازدواج نميکني؟
آره
آره يعني ميکني؟
يا نميکني؟
زيادي زرنگ بازي در نيار
باشه بابا
اگر اينقدر مُصّر هستي
...خب
يه حرفهايي داره مياد تو دلم" "به حرف دل گوش ميدم و اروم اروم ميگم
از روي پشت بوم ميپرم" "و ميام
"دنبال دلم ميرم"
"ميبرمت و ميريم"
"تو رو اذين ميبخشم"
"با يه لبخند ميرقصم"
"ميام نزديک"
"تا دستت رو بگيرم"
"با يه لبخندت قرباني ميشم"
"بيا اينجا"
"بيا اينجا"
يه حرفهايي داره مياد تو دلم" "به حرف دل گوش ميدم و اروم اروم ميگم
يه حرفهايي داره مياد تو دلم" "به حرف دل گوش ميدم و اروم اروم ميگم
"بيا اينجا"
First Edited - Farsi Version 08.06.2019 - By BeingSa Copyright© Bollycine.Org
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.