All language subtitles for Hallow Road 2025 1080p iT WEB-DL DDP5 1 H 264-BYNDR[Fa]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional) Download
co Corsican
hr Croatian
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian Download
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

« جـاده‌ی هـالـو »

واقعا دیر وقته، آلیس

نباید این شکلی می‌رفتی

بابا ماشینش رو می‌خواد

آلیس، نمی‌دونم چی بگم

کجاست؟ خونه میاد؟

...آلی

اوه، تف توش

ساعت دو شده

برگشته به آپارتمان؟ - نمی‌دونم -

چی...خب، پس کجاست؟ مدز، ماشینم کجاست؟

.نمی‌دونم، فرانک فردا ماشین منو ببر

مسئله ماشین نیست، مگه نه، مدز؟

دوباره که شیفت نیستی؟

نه

فکر می‌کردم ایستگاه اونقدری نیرو کم داره که دیگه مرخصی نده

همینطوره - درسته -

این فقط یه لغزشه، مدز

ببین، نظرت چیه من بهش زنگ بزنم؟ ببینم که سالم رسیده؟

بابا فقط می‌خواد بدونه که رسیدی خونه یا نه

،ببین، اگه دلت نمی‌خواد باهامون صحبت کنی .می‌تونی بهمون پیامی چیزی بدی

...فقط

کی؟ کی اتفاق افتاد؟ همین الان؟ - جریان چیه؟ -

آلیس، صدمه دیدی؟ - چی؟ چی؟ -

،اون طرف چی اون صدمه دیده؟

مدی، مدی، چی شده؟

آلیس؟ طرف مقابل چی شده؟

می‌تونی ببینی که صدمه دیده یا نه؟ - کسی بهش زده؟ -

!فرانک، بذار گوش کنم چی میگه

باشه، الان کجان؟

تو چی؟ هنوز تو ماشینی؟

باشه. کسی هست اونجا که بتونه کمک کنه؟

خونه‌ای هست؟ ماشینی هست؟

کسی اونجا هست که بتونه کمک کنه؟ - مدز، بذار رو بلندگو -

چرا نه؟ کجایی؟ - باید صداشو بشنوم! مدز -

چی؟ چرا توی شهر نیستی؟ به اورژانس زنگ زدی؟

!نه، نه .بذار من اول باهاش صحبت کنم

آمبولانس تو راهه؟

.نه، آلیس، این خیلی مهمه .باید به اورژانس زنگ بزنی

...باید بهشون بگی دقیقا کجایی

و چه اتفاقی افتاده، باشه؟

اپراتور بهت کمک می‌کنه، باشه؟

من بهشون زنگ زده‌ام

.باشه، پس آمبولانس تو راهه

باشه. پس چرا الان با اپراتور صحبت نمی‌کنی؟

!باید با اونا صحبت کنی - !من قطع کردم -

نباید همچین کاری می‌کردی

چه کاری؟ میشه به منم بگی جریان چیه لعنتی؟

ساکت باش! اونا سعی می‌کنن .باز باهات تماس بگیرن

نه، باید بهشون دوباره زنگ بزنی، آلیس - !بذار باهاش صحبت کنم، مدز -

...اپراتور می‌تونه راهنمائیت کنه

...که دقیقا آمبولانس کجاست

باشه؟ بهت میگن که دقیقا .باید چیکار کنی و من همچین کاری رو نمی‌تونم

!چی؟ البته که می‌تونی

.نه، به اورژانس زنگ بزن، آلیس !بهشون زنگ بزن. فرانک

آلیس؟ ببخشید، جریان چیه؟

اوه، خدایا

.اوه، لعنتی ...باشه. باشه، باشه، گوش کن

.من میام پیشت منو مامان میایم پیشت، باشه؟

پس گوشی دستت باشه - .اون الان باید با اپراتور صحبت کنه -

،نه، با تو! با تو باید صحبت کنه، مدز .نه یه امدادگر دیگه

تا آمبولانس برسه پشت تلفن بمون

آلیس، آمبولانس کی می‌رسه؟ گفتن کی می‌رسه؟

!سی... بیست دقیقه - اوه، خدایا -

میاید دنبالم؟ - کجایی؟ -

.من تو جنگل اَشفولکم، تو جاده هالو

باشه، داریم میایم

آلیس، من پشت تلفن هستم

بهت میگم دقیقا باید چیکار کنی

اما باید بری سراغ کسی که روی جاده‌ست

باید بدونیم که وضعیتش چطوریه، آلیس

باشه؟ از ماشین پیاده شدی؟ - چرا هنوز اینجوریه؟ نبردیش نشون بدی؟ -

نه، فقط باید کمی فشارش بدی و تکونش بدی. بالاخره کار می‌کنه

آلیس، اگه جوابمو ندی یا حرفمو گوش نکنی، نمی‌تونم کمکی بکنم

خدای من، مدز، ماشینتو درست کن دیگه - !آلیس، باهام حرف بزن -

کجا باید برم؟ - جاده هالو. جنگل اشفولک -

اشفولک؟

.عزیزم، باید همین الان دست به کار بشی

آلیس، اگه همینطوری روی جاده ولش کنی ممکنه بمیره

دلت نمی‌خواد همچین اتفاقی بی‌افته

پس از ماشین پیاده شو

میشه همین الان بذاریش روی بلندگو؟

آلیس، حالش چطوره؟

دختره

.خدایا، تقریبا همسن خودمه ...مامان

چیکار کنم؟ مامان؟

نفس می‌کشه؟ - تکون نمی‌خوره -

.باشه، برو سراغش واکنشی میده؟

نمی‌تونم. چشماش بازه

اوه، خدای من - ...برو پیشش زانو بزن و -

...نه، آلیس - داره خونریزی می‌کنه -

.آره، آلیس، دیگه نمی‌تونیم صبر کنیم .باشه؟ باید همین الان دست به کار بشی

من اینجا پیشتم - تو اینجا نیستی. کسی اینجا نیست -

.عزیزم، من با سرعت تمام دارم میام .خیلی زود می‌رسم اونجا

الان باید به حرف مامان گوش کنی، باشه؟

.اون بلده جون آدما رو نجات بده کارش همینه

...اون یهویی پیداش شد

.می‌دونم و کسی تو رو مقصر نمی‌دونه

فکر نمی‌کنم که نفس می‌کشه

.باشه، آلیس اول باید راه تنفسیش رو چک کنیم، باشه؟

می‌خوام یه دستت رو خیلی آروم روی پیشونیش بذاری

و با دست دیگه نوک چونه‌شو بالا بیاری .تا راه تنفسش باز بشه

فهمیدی؟ - باید گوشیم رو بذارم زمین -

آره. گوشی رو بذار روی بلندگو تا صدای ما رو بشنوی

باشه. راه تنفسیش بازه

خب، حالا می‌خوام نفس کشیدنش رو چک کنی

یه دستت رو روی سینه‌ش بذار

،و ببین بالا و پایین میره یا نه

...همزمان گوش‌ت رو خیلی

.نزدیک دهن و دماغش بذار

می‌خوام تنفسش رو بشنوی و حس کنی، باشه؟

،مامان ...فکر نکنم اون

باشه. احیای قلبی ریوی که بهت یاد داده بودم رو یادته؟

یادته چطوری بود؟ - ...نمی‌تونم -

.چرا می‌تونی، می‌تونی .یادت باشه فشار روی سینه رو انجام بدی

...هر بار باید 30 دفعه ماساژ قلبی بدیم

.و بینش دو تا تنفس مصنوعی انجام بدیم

یادت نره با دستت دماغش رو ببندی، باشه؟

آلیس، منم دلم نمی‌خواد ،مجبور به انجام این کار باشی عزیزم

اما اگه الان تلاشتو نکنی .بعدا خیلی برات سخت‌تر میشه

آلیس، فشار رو شروع کن

باشه، باشه - باشه، آفرین دختر -

ریتمشو یادته؟ - فکر کنم -

باشه، صبر نکن - باشه! من می‌شمارم، می‌شمارم -

خب، من اینجا پیشتم

،یک، دو، سه، چهار، پنج

.شش، هفت، هشت، نه، ده

،یک، دو، سه، چهار، پنج ...شش، هفت، هشت

دستات رو صاف نگه دار - .نه، ده... -

،یک، دو، سه، چهار، پنج

.شش، هفت، هشت، نه، ده

سی تا - آره، حالا دو تا تنفس مصنوعی -

دو تا تنفس مصنوعی

.خوبه، خیلی خوبه، آلیس حالا دوباره تکرار کن

،یک، دو، سه، چهار، پنج .شش، هفت، هشت، نه، ده

...یک، دو، سه، چهار - انگشتات رو لای هم بذار -

.از پاشنه دستت استفاده کن - .پنج، شش، هفت، هشت، نه، ده -

،یک، دو، سه، چهار، پنج

.شش، هفت، هشت، نه، ده - دستات رو صاف نگه دار -

.و دوباره عالی داری عمل می‌کنی، آلیس

چیه؟ - اون نمی‌تونه این کارو بکنه -

مجبوره - مدز، اگه دختره مرده باشه چی؟ -

اون با ماشین به یکی زده، فرانک - آره، می‌دونم -

چرا می‌پرسی؟

،یک، دو، سه، چهار، پنج .شش، هفت، هشت، نه، ده

خب، دوباره، آلیس - مامان، اتفاقی نمی‌افته -

خیله‌خب، آلیس. تو باید قبل اینکه .آمبولانس برسه قلبش رو به کار بندازی

این چرخه رو تکرار کن - اگه به موقع نرسن چی؟ -

،حالا ببین، عزیزم ،می‌دونم آسون نیست

اما جون اون توی دستان ماست

هم من، هم تو، باشه؟ پس ادامه بده

،یک، دو، سه، چهار، پنج .شش، هفت، هشت، نه، ده

...یک، دو، سه، چهار، پنج، شش

.سرعتت رو کم نکن، عزیزم آهسته انجامش نده

این آهنگو یادته؟ ? نِلی فیله چمدونش رو بست ?

? و با سیرک خداحافظی کرد ?

? ...رفت با صدای ترومپت ترومپ ?

خوبه. آره - ? رئیس گله صدا می‌زد ? -

? از دور دورا ?

.انگشتات رو لای هم بذار فشار رو حفظ کن

...اون... نفس نمی‌کشه - خب، دو تا تنفس مصنوعی -

خیله‌خب، نبضی حس می‌کنی؟ - !نه. نه، هیچ اتفاقی نمی‌افته -

!جواب نمیده - خب، پیدا کردن نبض می‌تونه سخت باشه -

.یه دور دیگه برو .تا وقتی که امدادگر بیاد و دست به کار بشه

...مامان، نمی‌تونم - نذار بمیره، آلیس -

!چه مرگته، مدی - !لطفا، فشارها رو از اول شروع کن -

!این جواب نمیده - ما نمی‌دونیم -

.عزیزم، می‌تونی بیخیال بشی .اشکالی نداره دست برداری. این تقصیر تو نیست

نمی‌تونه بیخیال بشه! آلیس؟ - تو اصلا نمی‌دونی که اون دختره توی چه وضعیتی هستش -

.این کار آلیس ممکنه بی‌فایده باشه .تو داری ضربه روحی بهش می‌زنی لامصب

،این کار منه فرانک. تو منو تو این موقعیت گذاشتی .که کنترل دست خودم باشه

اگه ولش کنه، دیگه نمی‌تونم کمکش کنم - مامان؟ -

باشه. می‌تونم چند دور دیگه برم - .آره، دخترم. می‌دونم که می‎‌تونی

نِلی فیله چمدونش رو بست ? ? و با سیرک خداحافظی کرد

? ...رفت با صدای ترومپت ترومپ ?

? رئیس گله از دور دورا صدا می‌زد ?

،اون‌ها یه شب تو نور نقره‌ای ? ? تو جاده ماندالای همدیگه رو دیدن

و دوباره، آلیس - باید دست برداره -

نه، دوباره آلیس

نِلی فیله چمدونش رو بست ? ? و با سیرک خداحافظی کرد

? ...رفت با صدای ترومپت ترومپ ?

اون... اون چی بود؟

چی شده؟ چه اتفاقی افتاد؟ - !مامان، سینه‌ش -

.عزیزم، چیزی نیست .پیش میاد، باشه؟ بازم می‌تونی ادامه بدی

.لامصب، مدز اون چیکار کرده؟

.احتمالا یه دنده‌ش شکسته یا جناغش ترک خورده

پیش میاد، باشه؟

شوخی داری می‌کنی لعنتی؟ آلیس، برگرد توی ماشین

نه، هنوز تموم نکرده، فرانک

سینه‌ش، مامان، فرو رفته

.باشه، باشه آلیس، برو توی ماشین

.نه، فرانک، نمی‌تونه نباید بره

!محض رضای خدا بس کن! تمومه .آلیس، دختره رو ولش کن

.توی ماشین منتظر آمبولانس باش

باشه، باشه

فرانک، تو اصلا نمی‌دونی این چه کاری باهاش می‌کنه

اون از قبل مرده بود، مدز

.هیچ کاری نمیشه کرد که اون برگرده .اون دختره مرده

متاسفم

!آلیس؟ آلیس؟ لعنتی

یالا

یالا، یالا

با آلیس فینچ تماس گرفتید

الان خیلی سرم شلوغه

!اگه کار مهمی داری پیغام بذار. بای

.آلیس، خواهش می‌کنم جواب بده

منو مامان باید بدونیم .که آمبولانس رسیده یا نه

و حال تو رو بدونیم، باشه؟ ما نزدیکیم، پس بهمون زنگ بزن

فکر می‌کنی تنهاست؟

آمبولانس احتمالا تا الان رسیده باشه دیگه، درسته؟

زمان پاسخ به تماس دسته یک کمتر از 15 دقیقه‌ست

این یعنی آره؟

،متاسفم، وقتی شنیدم همچین وضعی داره مجبور شدم بهش بگم که بس کنه

...ما جفتمون می‌دونیم که اون دختر

مدز، من فقط سلامت آلیس مد نظرم بود

.فکر می‌کردم توئم همین نظرو داری .بی‌فایده بود

چیکار داری می‌کنی؟

مدی؟ - ماشین منه، فرانک -

کی دوباره شروع کردی؟ - نکرده‌ام -

ببین، می‌دونم من نمی‌تونم بفهمم .که از دست دادن یه بیمار چه حسی داره

مشخص بود اون دختر مرده

...من باید آلیس رو باید دخترمون رو اولویت قرار می‌دادم

اونا یکی بودن - نه، اینطور نیست -

تو منو متقاعد کردی - این یعنی چی؟ -

.اون باید با یه پاسخ‌دهنده کنترل‌شده تماس می‌گرفت، نه با من

میشه خاموشش کنی؟

یالا، یالا، یالا

.با آلیس فینچ تماس گرفتید الان خیلی سرم شلوغه

!اگه کار مهمی داری پیغام بذار. بای

.آلیس، خواهش می‌کنم جواب بده

باید بدونم چه خبره. باشه؟ این تقصیر تو نبود

.پلیس درک می‌کنه چیزی نمیشه، آل

یه دختر مرده، فرانک

.اون از وسط ناکجاآباد پریده وسط یک جاده تاریک

پلیس همه‌چی رو در نظر می‌گیره

اون دختره اصلا این موقع شب چرا توی اشفولک داشته می‌گشته؟

واقعا میگی؟ - تقریبا سه صبحه -

ما حتی نمی‌دونیم که آلیس چرا اونجا بوده

مدز، می‌دونی که اون کلی دلیل داشت

اشفولک توی راه برگشته - خدایا. اون داشت از ما فرار می‌کرد، فرانک -

.اون فرار نمی‌کرد چرا اینطوری صحبت می‌کنی؟

...این یه بحث بود فقط، مدز

.این فقط یه لغزش تو قضاوته

اون بچه خوبیه. احتمالا نمی‌دونی که چقد توی دانشگاه خوب عمل می‌کنه

استاداش اونو برای یک سال .تحصیل در خارج توی استرالیا معرفی کردن

.ما درست تربیتش کردیم، مدز

فرانک - چیه؟ -

.من دلم برای خانواده‌ی اون دختر می‌سوزه

این موقع شب چرا توی جنگل می‌دویده؟

.نمی‌دونم شاید محل کمپ اونجا هست

اونجا بسته‌ست. یادت نیست قبلا آلیس رو می‌بردیم اونجا؟

آخرین هفته‌ی هر ماه سپتامبر در پایان فصل؟

.شاید اونجا پارتی گرفتن

!آلیس

آلیس، دیگه نباید .گوشی رو اینطوری قطع کنی

آمبولانس رسیده؟

!آلیس، باهامون صحبت کن - کسی اونجا باهات هست؟ -

من توی ماشینم - باشه، باشه. خوبه. خوبه -

.همونجا بشین. ما نزدیکیم - .تو یه گودال گیر کرده -

سعی کردم اما نتونستم آزادش کنم

الان نگران اون نباش

.در هر صورت بهتره رانندگی نکنه .آلیس، می‌دونی که نباید اونجا رو ترک کنی

مدز، اون جایی نمیره، باشه؟

آمبولانس چی؟ - نیومدن -

کسی بهت زنگ زده؟ پاسخ‌دهنده‌ای بهت زنگ زده؟

با اونا داشتی صحبت می‌کردی؟ - نه -

متوجه نمیشم. تا الان باید یه نفری می‌رسید اونجا

.احتمالا تاخیر کردن .همونطور که گفتی نیرو کم دارن

چرا توی جنگل اشفولکی؟ - مدز، وقتی رسیدیم می‌تونیم در این باره صحبت کنیم -

نمی‌خوای قبل اینکه پلیس برسه اول حرفاشو بشنوی؟

آلیس، بهمون بگو چی شد

.داشتم رانندگی می‌کردم اون از جنگل در اومد و مستقیم پرید جلوی ماشین

سرعتت چقد بود؟

نتونستم برم کنار - سرعتت چقد بود؟ -

نمی‌دونم. از جاده خارج شدم - چرا از اشفولک رفتی؟ -

،داشتم می‌رفتم سمت خونه اما بعد با خودم گفتم اینطوری سریع‌تره

سریع‌تر از آزاد راه؟ - نمی‌تونستم روی جاده اصلی بمونم -

چی؟ چرا؟ - مدز، آروم بگیر -

آلیس، پلیس قراره تمام این سوالاتو ازت بپرسه

نمی‌تونستم نفس بکشم .یا تمرکز کنم. دستام داشت می‌لرزید

همه‌ش به حرفای شما فکر می‌کردم

نمی‌تونستم به آپارتمان برگردم !چون اون اونجا حضور داشت

نمی‌تونستم بیام خونه چون شما بودید

!فقط می‌خواستم تنها باشم

واسه همین رفتم سمت اشفولک

منو دوستام قبلا وقتی کسی نبود شبا می‌اومدیم اینجا

.اولین بار یاکوب رو اینجا دیدم

،اگه یاکوب رو توی آپارتمان می‌دیدم

،اون موقع مجبور می‌شدم بهش بگم

اما نمی‌دونستم چی بگم

،آلیس. آلیس الان نگران اون نباش

،اگه اول به جای شما به اون می‌گفتم !الان اینجا نبودم

آلیس، ساعت چند رسیدی اونجا؟

.مطمئن نیستم شاید حوالی ساعت ده

ده؟ اون بیشتر از چهار ساعت پیش میشه

خسته بودم. خوابم برد - !خدای من، آلیس! نباید همچین کاری کنی -

!جایی نداشتم برم و خیلی خسته بودم

بیدار شدم و دیگه نتونستم جاده اصلی رو پیدا کنم

.گم شدم اینجا مثل یک هزارتوئه

حرفتو باور نمی‌کنم - چی؟ -

.باور نمی‌کنم که تو رفتی اونجا تا چرت بزنی

پلیس هم باور نمی‌کنه

آلیس، چیزی مصرف کردی؟ - !چی؟ حرفای مسخره نزن -

آلیس، بهم بگو - !البته که چیزی مصرف نکرده -

فرانک، ماه سپتامبر گذشته ...آلیس با ناراحتی بهم زنگ زد

،چون با دوستاش قرص ام‌دی‌ام‌ای خورده بود

.و خیال کرده بود که داره اوردوز می‌کنه

ترسیده بود بره بیمارستان .واسه همین به من زنگ زده بود

مشخص شد که فقط حمله عصبی بهش دست داده. مگه نه، آلیس؟

تا وقتی که حس کنم دوباره .می‌تونم رانندگی کنم صبر کردم

اوه، خدایا - هیچ حسی نداشتم -

آلیس، چی زدی؟ - ...زیاد نبود -

متوجه نمیشم - ...همه تو دانشگاه می‌زدن. من -

فقط می‌خواستم حالم بهتر بشه - آلیس. متوجه‌ای که این یعنی چی؟ -

یعنی تحت تاثیر مواد بودی

اونطوری نبود

اون یهویی پرید وسط جاده

آلیس، تو حتی نمی‌دونی که سرعتت چقد بوده

پلیس... آمبولانس چرا نرسیده؟

!بگو که بهشون زنگ زدی. خواهش می‌کنم

فکر می‌کردم تو بتونی نجاتش بدی - آلیس -

متاسفم. متاسفم

آلیس، چرا به اورژانس زنگ نزدی؟ - نمی‌دونم -

چرا، می‌دونی. به ما زنگ زدی چون همیشه به ما زنگ می‌زنی

چون ما راه آسون خلاصی رو برات فراهم می‌کنیم

من نیاز داشتم که شما بگید چیکار کنم

،آلیس، اگه اصلا قرار نبود آمبولانس بیاد

!پس احیای قلبی ریوی اصلا فایده‌ای نداشت

چطور میشه اینو ندونی؟

!من نتونستم نجاتش بدم - متاسفم -

آمبولانس اگه می‌اومد !ممکن بود جونشو نجات بدن

!همه‌چیز داره خیلی سریع اتفاق می‌افته

،اوه خدایا .باید به یکی زنگ بزنیم

.چند تا افسر پلیس می‌شناسم سوفیا گرنت چی؟

.اون به خوبی این قضیه رو حل می‌کنه - نه، مامان، می‌خوای به پلیس زنگ بزنی؟ -

مجبوریم، آلیس - منو دستگیر می‌کنن؟ -

!نمی‌دونم آلیس !نمی‌دونم چی بگم

!نمی‌دونم چطور این قضیه رو درستش کنم - من قراره برم زندان؟ -

نمی‌تونم درستش کنم

می‌تونم با سوفیا صحبت کنم .و اون می‌دونه که چطور باید این وضعیت رو مدیریت کرد

.اما... اما اون یهویی پرید وسط .نتونستم راهمو عوض کنم. قسم می‌خورم

...بابا

.لطفا، قسم می‌خورم .نتونستم

!آلیس، کار دیگه‌ای از دست ما بر نمیاد

!نباید به من زنگ می‌زدی

!دلم نمی‌خواد برم زندان

.من گردن می‌گیرم

...من... من به جاش گردن می‌گیرم

.نمی‌تونی همچین کاری کنی - چرا، می‌تونم. من پدرشم

.ماشین منه فقط میگم من پشت فرمون بودم

فرانک، نه - .فقط اول باید برسیم پیشش -

.پلیس می‌فهمه می‌تونم با سوفیا صحبت کنم

اون حل می‌کنه - بعدشم آلیس دستگیر میشه -

،اول می‌رسیم به جاده هالو بعد می‌تونی ببریش خونه

.منم اونجا پیش ماشین می‌مونم و... و جسد

به پلیس زنگ می‌زنم و دقیقا ،حرفایی که آلیس بهمون زد رو بهشون میگم

،اینکه یهو پرید وسط جاده جلوی ماشین

...و .کاری از دست منم بر نمی‌اومد

.من چیزی نزدم، مدز الکل تو خونم نیست

موادی نیست

یعنی، شاید یه‌کمی سرعت رفته باشم

.اما پلیس اینو درک می‌کنه ساعت سه صبحه

،جاده تاریک، چراغی نیست .و اونم یهو از جنگل زده بیرون

درک می‌کنن - فرانک -

هیچ کاری نمی‌تونستم بکنم که جلوی اینو بگیرم

،پس اگه آلیس رو از معادله خارج کنیم

...اون اون هیچوقت حتی اونجا نبوده

مگه نه، آلیس؟

من اینجا نیستم

خوبه. حل شد پس

.آلیس، من باید یه لحظه با پدرت صحبت کنم .صدامون رو قطع می‌کنم

.نه، نمی‌خوام تنها باشم - فقط یه لحظه طول می‌کشه، باشه؟ -

نمی‌تونی اینو به جاش لاپوشونی کنی - این کارو نمی‌کنم -

پلیس می‌فهمه

پلیس حرفی که بهشون میگم رو باور می‌کنه

.چون دلیل دیگه‌ای ندارن که باور نکنن

ببین، یه نفر کشته شده، فرانک

دیگه چه حرفی باقی می‌مونه آخه، مدز؟ !خدای من

!چه کار دیگه‌ای می‌تونیم بکنیم؟ هیچی

اگه بگن مرگ به خاطر رانندگی خطرناک بوده، تو زندان میری

ممکنه همه‌چیو از دست بدی - اگه آلیس بره زندان، همه‌چیو از دست میدم -

نباید به خاطر یه اشتباه مسخره تنبیه‌ش کنیم

.این یک تصادف بوده نباید آینده‌ش رو خراب کنیم

تو دقیقا داری چیزی رو بهش میدی .که فکر می‌کنه می‌خواد. یه راه خروج آسون

اما هیچوقت چهره‌ی اون دختر یادش نمیره، فرانک

تا آخر عمرش روی هر تصمیم کوچیکی که می‌گیره تاثیر می‌ذاره

خودم می‌دونم

و هر کاری بکنیم، و هر چقد هم ،سعی کنه نادیده بگیرتش

.احساس گناه از درون اونو می‌خوره

پس یعنی همین؟ همه‌چیز بی‌فایده‌ست؟

...نمی‌تونم اینو قبول کنم و قبول هم نمی‌کنم

...اما اگه انقدر مشتاقی که ،تسلیم بشی، پس، آره

...حتما با دوست پلیست تماس بگیر

.و بعد می‌تونی به دخترمون توضیح بدی چرا کمک نمی‌کنی

می‌تونی توضیح بدی که چرا همه‌چیز از دست رفته

هنوز پشت خط هستید؟

.تو می‌تونی این کارو بکنی. چون من نمی‌کنم .و نمی‌تونم که بکنم

تماست رو بگیر

مامان

بابا؟ - من اینجام -

اوه! چه اتفاقی داره می‌افته؟

.الان دیگه خیلی دور نیستیم .زود می‌رسیم پیشت

درست میشه، آل - ممنونم -

...می‌دونم. فقط فقط پشت خط بمون

چه بلایی سرش میاد؟

آلیس، الان لازم نیست در مورد اون صحبت کنیم

مامان؟ می‌خوام بدونم

یه پزشک قانونی میاد و اونو می‌بره

خانواده‌ش نمیاد؟ - نه، بعدا می‌بیننش -

رو جاده ولش کردم - فقط تو ماشین بمون، آل -

چطور می‌تونی همچین چیزی رو تحمل کن، مامان؟

منظورت چیه؟ - وقتی سر کاری -

حتما کسایی مثل منو می‌بینی که همچین کاری کردن

چطور می‌تونی بهشون نگاه کنی؟

آلیس، تو کار اشتباهی نکردی

تصادفات هر روز رخ میده، آلیس - این تصادف نبود -

آلیس، گفتم الان لازم نیست در این باره صحبت کنیم، باشه؟

...بیا فقط فکر کنیم بیا به دانشگاه فکر کنیم

احتمالا به زودی امتحانات شروع میشه، درسته؟

...نمی‌تونم - و... کارآموزیت -

...اون سال اون سالی که قراره استرالیا تحصیل کنی

...من ...من حاضر بودم هر کاری بکنم

تا همسن تو بودم همچین فرصتی گیرم بیاد

آلیس، الان فقط مستقیم جلو رو نگاه می‌کنیم، باشه؟

.فقط... جلو رو عقب رو نگاه نمی‌کنیم، فقط رو به جلو

.و قبل از اینکه بفهمی، از اینجا خیلی دور خواهی بود

نمی‌تونم دانشگاه رو تموم کنم - چرا، می‌تونی. و تموم خواهی کرد -

چون قرار نیست بذاری امشب زندگیتو منحل کنه

اما جکوب چی؟ - آلیس، نه -

!اون حق داره بدونه - !نه، آلیس -

تصمیم در اون مورد رو می‌تونیم .بعدا دربارش صحبت کنیم

الان حالت روحی درستی نداری، باشه؟

و من می‌دونم چی درسته

منو مامان جفتمون می‌دونیم چی به نفعته

...اگه یاکوب می‌خواد - کون لق یاکوب! باشه؟ -

.می‌دونم چطوریه ...مدلشو می‌شناسم! اون

آلیس، اگه بگی بهش !دیگه ولت می‌کنه

اما باید بهش بگم - !چه مرگته، آلیس -

الان کنترل دست منه، باشه؟

.منم که این مشکلو حل می‌کنم !این ریدمان رو

،پس فکر می‌کنم از حالا به بعد حق دارم من تصمیم‌گیری کنم

...و رها کردن دانشگاه برای شروع یه خانواده

!با یه لهستانی لعنتی تو 18 سالگی گزینه‌ای نیست

یاکوب اهل چکه

.باشه. ببین، آلیس آلیس گوش کن

تو ماشین ما رو دزدیدی ،تا از یک بحث فرار کنی

،رفتی وسط جنگل تا مواد بزنی

،اونم زمانی که تازه فهمیدی حامله‌ای

.به جای اینکه بری به دوست پسرت اینو بگی

...این

،منو بابات وقتی جوان بودیم تو رو به دنیا آوردیم ،درسته

.و مشخصا حاضریم هر کاری برات بکنیم

اما من پای حرفم می‎‌مونم

.تو برای این مسئولیت آماده نیستی، عزیزم

،وقتی بهمون گفتی ...متاسفم که واکنشم

.چیزی نبود که انتظارشو داشتی

،اما اون موقع گفتم و الانم میگم

تو دلت نمی‌خواد که مامان بشی، آلیس

خودت دلت می‌خواست؟

چی؟ - دلت می‌خواست مامان بشی؟ -

.اوه، آل، مسخره بازی در نیار البته که دلمون می‌خواست

ما فقط می‌خوایم از تو در برابر .تمام اتفاقاتی که افتاد حفاظت کنیم

،و این اتفاقات

،مثل مواد و یاکوب ،همه‌شون قابل اصلاح هستن

و من همه کار می‌کنم ...تا تو به مسیر درستت برگردی و

آلیس، من همیشه پیشتم .تا راهنمائیت کنم

...و این اتفاقات همیشه در نهایت درست میشه

لعنتی - یه پیچ رو رد کردیم؟ -

.خب، اینجا میگه باید می‌رفتیم چپ .من که پیچ چپی ندیدم

مطمئنی؟ - آره، مطمئنم پیچ چپی نبود -

جی‌پی‌اس هم مثل تمام چیزای دیگه .این ماشین لعنتی بازیش گرفته

باید برگردیم؟ - نه، می‌دونم که راهش همینه -

من واسه تعمیرگاهِ لعنتی برات وقت گرفته بودم، مدز - فکر کنم باید دور بزنیم -

به نظر منم تو باید ماشینتو می‌بردی تعمیرگاه - فرانک -

!من می‌دونم کجا دارم میرم - !داره بهمون میگه برگردیم -

این مسیر به پشت قله‌ها می‌رسه .درست کنار جنگل اشفولک

،نه که یادت باشه .یا اصلا این روزا به تخمت باشه

ما قبلا هر سال خانوادگی می‌اومدیم اینجا

چی؟ این یعنی چی؟ - خودت می‌دونی یعنی چی -

می‌دونم؟ - !آره -

این شش هفت ماه گذشته، تو توی باغ نبودی

نبودی - ...بابا، به نظرم -

قطعا به من که نمیگی جریان چیه

خب قطعا اگه می‌گفتم آلیس مواد می‌زنه حرفمو باور نمی‌کردی

مسئله این نیست

.تو حضور نداری ...حتی دیگه سر کار نمیری

...این روزا حرفایی می‌زنی که انگار

اهمیت نمیدی یا اصلا هیجوقت نمی‌دادی

و ای کاش ماشین تخمیت رو درست می‌کردی

داره بهمون میگه که برگردیم، فرانک - دیگه جایی برای دور زدن نیست -

بابا، می‌تونم ببینمتون - چی گفتی؟ -

می‌بینمتون. از لا درختا .می‌تونم چراغاتونو ببینم

چی... منظورت چیه؟

.به رانندگی ادامه بدید. جاده درازیه دور جنگل دور می‌زنه

اما خیلی فاصله ندارید

من چراغا رو روشن می‌کنم تا منو ببینید

!نه، نه، نه! خاموش کن - چی؟ -

!چراغا رو خاموش کن !اون ما نیستیم

!ماشین یکی دیگه‌ست

دیدنت؟ - .هنوز دارن این سمتی میان -

!منو می‌بینن. اونم همینطور - نه، نمی‌بینن. خیله‌خب، گوش کن -

...بابا، چیکار کنم؟ چی

...اونا ،اونا نمی‌بیننش و قرار نیست بدونن که جسد اونجاست

چون از رو جاده جابه‌جاش می‌کنی، باشه، آلیس؟

همین الان برو جسدش رو از رو جاده بردار

و یه‌جایی دور از دید .توی جنگل قایمش کن

نه، فرانک، نباید همچین کاری کنه - جسدشو از رو جاده بردار، آلیس -

نه، فرانک. نه، فرانک - !فقط این کارو بکن لعنتی -

نه، بابا، دلم نمی‌خواد - !مجبوری وگرنه تمومه -

فرانک، به من گوش بده - !محض رضای خدا -

!برو قبل اینکه برسن - این فقط اوضاع رو بدتر می‌کنه -

شرایطو تحت کنترل داریم

،خیله‌خب، آلیس

برو جسد لعنتیشو .از جاده بردار

باشه

فرانک - نکن. نکن، مدی، نکن -

معطل نکن، آلیس - نمی‌تونم این کارو بکنم -

.چرا، می‌تونی. از لباسش بگیر !از روی جاده بردارش

!لطفا، سریع

قایمش کردی؟ جاش امنه؟

.کفشش رو روی جاده جا گذاشتم

!خب، برگرد و بگیرش !سریع

باشه

!صورتش داره تغییر می‌کنه

چی... منظورت چیه؟ - !داره تبدیل به یکی دیگه میشه -

!آلیس، حرفات منطقی نیست - !نه، نمی‌تونم! نه، نمی‌تونم -

آلیس، هنوز چِتی؟

.نه، آلیس، فرار نکن !فرار نکن! فرار نکن

سلام

خوبی؟ عزیزم، چراغارو خاموش کن

.داری کوچولو رو کور می‌کنی .ما نمی‌خواستیم تو رو بترسونیم

بابت ماشینت به کمک نیاز داری؟

اینجا تنهایی؟ - آلیس، باهاش صحبت کن، کاری کن بره -

منو شوهرم می‌تونیم کمک کنیم ...اگه اتفاقی افتاده

.دارم با گوشی صحبت می‌کنم یعنی، خوبم. صدمه ندیدم

اما اینجا چی شده؟ - فقط باید توقف می‌کردم -

توی یه چاله؟ اشکالی نداره از ماشینم خارج بشم؟

.نه، آلیس. کاری کن بره - نه، خواهش می‌کنم، جدی میگم. خوبم -

لازم نیست اینقدر وحشت‌زده به نظر برسی

لازم داشتم خون به پام برسه

مسیر اینجا خیلی طولانیه

.روزها منظره‌ش فوق‌العاده‌ست

مردم میگن جادوئیه

،خیلی چیزا برای پنهان کردن داره

.مخصوصا تو تاریکی مطلق

آره

تو خیلی مضطربی - چی؟ -

.خیلی مضطربی مثل یه روح شدی

،نه، یه حیوان، شاید یه گوزن ...اومدی جلوی

...و من ماشینم لیز خورد توی چاله و

عزیزم، اینجا گوزن هم هست؟

نه - شاید یه سگ فراری بوده -

مشکلشون چیه؟ - نمی‌دونم -

از بالای جاده دیدیم که چراغ بالا دادی

خیال کردیم شاید یکی توی دردسر افتاده

.نه. متاسفم مشکلی ندارم. خوبم

آلیس، توضیح بده که داری با .خانواده‌ت صحبت می‌کنی، بگو ما توی راهیم

.مامان بابام پشت گوشی هستن دارن میان تا ماشین رو آزاد کنن

اوه! خب، ما می‌تونیم کمک کنیم

.نه، چیزی نیست مشکلی نیست

،مزخرف نگو. عزیزم !طناب‌ها رو از صندوق بیار

می‌تونیم بوکسلش کنیم تا آزاد شه

چرا سوئیچ ماشینتو بهم نمیدی؟ .شاید بتونم دنده عقب بیام و ماشین رو آزاد کنم

.نه ترجیح میدم برید

وای! چه سرده

آدمای زیادی وقتی هوا سرده نمیان به اشفولک

مخصوصا شبا

اینجا تقریبا دل جنگل محسوب میشه

می‌دونی چرا بهش میگن جاده‌ی هالو؟ (هالو:مقدس)

.چون اینجا زمین‌های مقدسه، پر از افسانه و روایت

در زمان‌های قدیم، بت‌پرستان به .پری‌ها در این جنگل ادای احترام می‌کردن

...حالا همه این روایات به داستان‌های دور آتیشی

.برای جوون‌هایی که میان اینجا تا مست کنن تبدیل شده

خب تو چطور سر از اینجا در آوردی؟

واقعا تک و تنهایی؟ - چی؟ -

"باید بگی "ببخشید ."نه "چی

و من پرسیدم که آیا کسی تو رو اینجا آورده

شما متوجه نیستی

.می‌تونم تو چشم‌هات ببینم که مستی

پس اگه فکر کردی که می‌تونی ،به راحتی بیای به اشفولک

،با دوستات ،هر جور که دلت بخواد

،و جایی که کسی نتونه پیداتون کنه کمپ بزنید

،و مست کنید یا چِت کنید یا هرچی

پس باید بهت یادآوری کنم که ...داری قانون‌شکنی می‌کنی

.و من حق دارم که به مقامات اطلاع بدم

نه، نه - متوجه هستی؟ -

.نه، نمی‌فهمم کسی اینجا نیست

.من فقط گم شدم ...لطفا، من نکردم

چیکار نکردی؟

...فقط - برای رانندگی زیادی مستی؟ -

واسه همین تصادف کردی؟ - فقط ولم کن -

لازمه که به پلیس اطلاع بدم؟

من واقعا متاسفم

متاسف برای چی؟ خانم؟

چی می‌خوای بهم بگی؟ - ...من نمی‌خواستم -

.آلیس، آلیس گوشی رو بده دست اون

بذار بهش توضیح بدم جریان چیه، باشه؟

مامانم، می‌تونه باهاتون صحبت کنه - چی می‌خوای بگی؟ -

باشه، گوشیت رو بده - نه، نگه‌ش دار. نگه‌ش دار -

بذار روی بلندگو

مامانم پشت خطه - الو؟ -

سلام. الو. صدامو داری؟

تو مادر این دختری؟ - بله، من مادر آلیس هستم -

شوهرم هم پیشمه

...و داشتیم گوش می‌دادیم

.و نگرانی شما رو درک می‌کنیم

آلیس فقط شب سختی داشته

اون..و داشت برمی‌گشت دانشگاه

و وقتی خواست میانبر بره گم شده .و در نهایت از جاده خارج شده

.و منو شوهرم الان داریم میایم سمت اشفولک

ما واقعا مچکریم که وایسادید .تا ببینید آلیس در چه حاله

.اما ما خیلی فاصله نداریم ...ما فقط... فقط

چند دقیقه فاصله داریم

یعنی از اینجا به بعدش رو .خودمون می‌تونیم به آلیس رسیدگی کنیم

شما می‌تونید برید

می‌خوای که دخترت رو تنها بذاریم و بریم؟

توی جنگل؟ در تاریکی؟

،خب، همونطور که گفتم چند دقیقه دیگه می‌رسیم

توی جنگل چیکار می‌کردی؟

چی؟ - توی جنگل؟ -

.تو مات و مبهوت از جنگل زدی بیرون

چیکار داشتی می‌کردی؟ - !ببخشید. ببخشید، لطفا -

...ببین، متاسفم، اما می‌تونم بشنوم

که داری واقعا آلیس رو ناراحت می‌کنی

...قصد بی‌احترامی ندارم اما همین که شما غریبه‌هایی هستید

که این وقت شب توی دل جنگل دارید رانندگی می‌کنید منو اذیت می‌کنه، باشه؟

خیلی ناراحت‌کننده‌ست، باشه؟

پس... منو شوهرم خیلی ممنون میشیم

اگه شما و شوهرتون به مسیرتون ادامه بدید

و سوار ماشینتون بشید .و دخترمو تنها بذارید

من دارم ناراحتت می‌کنم؟

بله

باشه پس

حتما زخمت رو تمیز کن

روی لباست خون هست - از توی ماشینه -

بعد تصادفت؟ - آره، دستمو بریدم -

شب خوبی داشته باشی

دارن میرن - خیله‌خب. آلیس، سوار ماشینت شو -

.و در رو قفل کن - ممنون که چیزی نگفتی -

اون رو دیدن، فرانک - می‌دونم، می‌دونم، اما هنوز مشکلی نداریم -

نه، این دروغ فقط بزرگ‌تر میشه - .بیا فقط برسیم اونجا و ببینیم چی به چیه -

برگشتم تو ماشین - باشه خوبه. در رو قفل کن، آل -

چقد فاصله دارید؟ - ...ما -

آلیس؟ آلیس، چی شده؟ - نه، نه، نه، نه -

چیکار دارن می‌کنن؟ - نه، اونا توقف کردن. کنار جنگل -

دنبال اون می‌گردن. خدای من - باشه، باشه -

فرانک - ...من چیکار - ...چیکار کنم؟ چی -

شاید پیداش نکنن - فرانک، باید به پلیس زنگ بزنیم -

قبل اینکه جریان بیشتر بالا بگیره - نه، نه -

فرانک، می‌تونیم جلوی اتفاقی که قراره - بی‌افته رو بگیریم مامان، چی داری میگی؟ -

.آلیس. آلیس .ازت می‌خوام توی ماشین بمونی

.پیاده نشو بهشون بگو پلیس داره میاد

.منم الان زنگ می‌زنم .همونطور که خیلی وقت پیش باید زنگ می‌زدم

!نه - آلیس، خواهش می‌کنم، متاسفم -

،اما بهت قول میدم الان این تنها راهه

!نه

آلیس، چیکار داری می‌کنی؟

.آلیس، وایسا، لطفا .آلیس، نباید فرار کنی

!فرانک، بهش بگو بس کنه

!آلیس، لطفا! لطفا

بهت قول میدم، پلیس این قضیه رو برات حل می‌کنه

نباید از این فرار کنی

آلیس، آلیس، نباید این کارو بکنی

!جایی نمونده که بری

!خانم؟ وایسا از ماشین پیاده شو

.هی. هی! تو گیر کردی فقط داری بیشتر توی چاله فرو میری

!برید گمشید - دختره رو پیدا کردیم. الان دیگه می‌دونیم -

می‌دونیم تصادف بوده اما باید بس کنی

!قبل اینکه به کسی دیگه صدمه بزنی خانم، ماشین رو خاموش کن

!لطفا، لطفا، منو تنها بذارید - نمی‌تونیم -

.آلیس، به من گوش بده. به من گوش بده منو بابا پشتت هستیم

.با هم باهاش روبه‌رو میشیم اما باید بس کنی

پنجره، عزیزم

!نه

!نه، به من دست نزن! نه

!ولش کن عوضی !ولش کن کثافت

!به دختر من دست نزن - !نه -

خدایا - مدی، الان چی شد؟ -

الان چه اتفاقی افتاد؟

اوه، خدایا

فرانک، آروم برو

شاید فقط سعی داشتن .جلوش رو بگیرن تا فرار نکنه

.اونا فهمیدن، مدز فهمیدن، فهمیدن

باید به پلیس زنگ بزنیم - نه، نه، دوباره به آلیس زنگ بزن -

نه - دوباره آلیس رو بگیر -

.باید بدونیم ک حالش خوبه یا نه - !بعدش به پلیس زنگ بزن نه، فرانک -

!مدز، ما تقریبا دیگه رسیدیم لعنتی - !نه -

!این خیلی ریاکارانه‌ست - چی؟ -

تو به آلیس گفتی که اون دلش .مسئولیت مامان شدن رو نمی‌خواد

!انگار فقط می‌خوای خودت همه‌چیزو ول کنی

چی داری میگی؟ - !ما باید این قضیه رو درستش کنیم -

آلیس، آلیس؟ آلیس؟

فکر کنم از ماجرای اون دختر خبر داشتی

آلیس کجاست؟ - تو باید پدرش باشی -

آلیس کجاست؟ - توی ماشینه، داره آروم می‌گیره -

مجبور شدیم شیشه رو بشکنیم .تا سوئیچ رو ازش بگیریم. ممکن بود به خودش صدمه بزنه

گوشی رو بده بهش - .توی شوکه و نمی‌خواست تلفن شما رو جواب بده -

.گناه راه عجیبی برای خاموش کردن بدن داره

اون یک تصادف بود

.مطمئن نیستم اینجوری بهش نگاه کنم - این یعنی چی؟ -

.تصادف حتما روی جاده اتفاق افتاده

با این حال دختره از دید خارج شده .و کشوندنش توی جنگل

و خبری هم از مقامات نیست

.نه آمبولانسی، نه پلیسی فقط دو تا مامان و بابا پشت تلفن

و این دیگه اتفاق و تصادف نیست، درسته؟

این خودِ معضل توی یه معضله

منطقی رفتار کنیم یا احساسی؟

...می‌تونم ببینم انتخاب‌هایی که اینجا صورت گرفته

...از روی احساس به دخترتون بوده، نه منطق برای

.اون بچه بیچاره‌ای که توی سرما رها شده

گفتنش برای تو خیلی آسونه

.من یه امدادگرم .واسه همینم آلیس به ما زنگ زد

به طرز احمقانه‌ای فکر کردم ،می‌تونم دختره رو پشت تلفن نجات بدم

و تا زمانی که متوجه بشم .نمی‌تونم این کارو بکنم، دیگه دیر شده بود

دیر شده بود؟ چرا دیر؟

میشه لطفا لامصب گوشی رو بدی به آلیس؟

.نه. شما ولش کردید بمیره - نه، این کارو نکردیم. ما احیای قلبی ریوی انجام دادیم -

آلیس انجام داد. ما... اما دختره .رو نمی‌شد احیا کرد

.دختره وقتی شوهرم بردش خیلی هم زنده به نظر می‌رسید

تو چی... چی گفتی؟ - دختره زنده‌ست -

خدای من

متوجه نمیشم - اوه، خدا رو شکر -

من جاتون بودم ذوق زده نمی‌شدم

چی... اما... اما زنده‌ست؟ - الان گفتم دیگه -

به پلیس زنگ زدی؟ - نه -

چرا؟

...آلیس؟ اون اون آلیسه؟

ساکت باش - !لطفا، لطفا گوشی رو بده بهش -

ساکت. تو ماشین بمون. تو ماشین بمون - !بهش صدمه نزن -

شما واقعا می‌ذارید قوه‌ی تخیلتون شما رو در بر بگیره

.ولی فکر کنم همه‌مون داستان‌هایی می‌سازیم - .هیچ داستانی وجود نداره -

.دختره توی تاریکی پریده جلوی ماشین

.تقصیر آلیس نبوده .اون هر کاری می‌تونست برای نجاتش کرد

...این.. این حقیقت همینه

این دلیل اینجا بودنش رو توجیه نمی‌کنه

که حین مستی رانندگی کنه

چی می‌خوای؟ - یه داستان بهتر -

تو... خودت بچه داری؟

...پس درک می‌کنی تا کجا می‌تونی پیش بری

.تا از بچه‌ات محافظت کنی

اینو می‌فهمی؟

...تنها کاری که آلیس کرد، فقط ...فقط رانندگی به سمت جنگل بود

تا از یه موقعیت استرس‌زا فرار کنه

...من بودم... من بودم که

...بهش گفتم تا جسد رو قایم کنه

چون نمی‌خواستم تا ما برسیم اونجا .کسی جریان رو بفهمه

همسرم قرار بود اونو ببره خونه .و من بمونم و تقصیر رو به گردن بگیرم

...اما من... بهت اطمینان میدم که ما .ما نمی‌خواستیم فرار کنیم

.من مسئولم، نه آلیس

.منم که... منم که مقصرم و داستان همینه

...لط... لطفا

هیچ والدی نمی‌خواد هیولای بچه‌اش باشه

هیچکسی نمی‌خواد بهشون نه بگه

و بعد اونا بزرگ میشن و دیگه خیلی دیر میشه

من و شوهرم اینو به سختی یاد گرفتیم

مشابه وضعی که شما الان درش هستید

،و از اون موقع داریم تاوان پس میدیم جور دیوونگی‌مون رو می‌کشیم

.پس تصمیم گرفته شد. باید با دخترت صحبت کنی

ممنونم

آلیس هستی دیگه؟ بیا

.بدنت کم آب شده و سست شدی .یه کم آب بخور. بنوش

،خوبه. حالا با مامانو بابات صحبت کن

الو

حالت خوبه؟

.متوجه نمیشم چطور می‌تونه زنده باشه؟

آلیس، تو اونقدری ترسیده بودی ،از اینکه کشته باشیش

که خودت رو قانع کردی که حقیقت همینه

...اما مهمترین چیز اینه که اون اون حالش خوب میشه

مامان؟

...نمی‌دونم. شاید شاید ضربان قلبش رو حس نکردیم

.اما حس کردم سینه‌ش فرو رفت

آلیس، تو نجاتش دادی - ...اگه به آمبولانس زنگ می‌زدم -

.حالش خوب میشه و... و توئم چیزیت نمیشه

و اون زن هنوز اجازه میده طبق نقشه پیش بریم

و بگیم من رانندگی می‌کردم، باشه؟

چیزی عوض نمیشه. باشه؟

.تصمیمش رو باید خودت بگیری

نه، تصمیم گرفته شده - نه فرانک. نباید جاش تصمیم بگیریم -

...چرا نمی‌تونی چرا نمی‌تونی بذاری این نتیجه بده؟

چون می‌دونم اگه با کاری که کردی روبه‌رو نشی چه اتفاقی می‌افته

.تو رو خرد می‌کنه .تکه‌تکه‌ی وجودت رو

من مجبور شدم از امدادگری استعفا بدم

منظورت چیه؟

.مدتی بود که داشتم علامت‌های هشدار رو نادیده می‌گرفتم

می‌دونی، همون زنگ خطرهایی که .می‌گفتن دیگه نمی‌تونم ادامه بدم

بعد ندا دادن که برم سراغ .یک زن همسن خودم در یک مرکز خرید

،و وقتی رسیدیم به اونجا .می‌تونستم ببینم که حمله عصبی بهش دست داده

.و دقیقا همونجوری ظاهر شد که انتظارشو داشتم

.مشکل تنفس، انگشتای گرفته، چشم‌های باز و خیره

.همیشه از این موردها پیش میاد مهارت خوبی در مدیریت‌شون دارم

همیشه می‌تونم با صحبت حمله عصبی .یه نفرو حل کنم

"و همکارم گفت: "فکر کنم بهتره ببریمش بیمارستان

"و من گفتم: "نه، یه دقیقه دیگه خوب میشه

و بعد خوب نشد، و نتونستم ،تنفسش رو به حالت عادی برگردونم

،واسه همین مجبور شدیم حرکت کنیم .و توی آمبولانس دچار ایست قلبی شد

و احیای قلبی ریوی کردم .اما نتونستم زنده‌ش کنم

،و وقتی رسیدیم بیمارستان ...دکتر اورژانس بهم گفت

.که اون دچار آمبولی شدید ریه شده بود

.چندتا لخته توی ریه‌هاش داشت

.و من متوجه‌ش نشدم کلا سوالات اشتباهی پرسیده بودم

،و خیلی از چیزی که می‌دیدم مطمئن بودم

اونقدری مطمئن بودم .حمله عصبیه که موارد دیگه رو نفهمیدم

و... و کسی منو مقصر ندونست

.یک اشتباه قابل درک در نظر گرفته شد

واسه همین استعفا دادم

پس آلیس، باید خودت تصمیم بگیری، عزیزم

نمیشه... بابا و من نمی‌تونیم جات تصمیم بگیریم، باشه؟

من اونجا ولش کردم

دختره، درست مثل خودم بود

چهره خودمو روی بدنش دیدم

...آره

،اگه زنده بمونه می‌خوام ازش عذرخواهی کنم

می‌خوام کار درست رو بکنم

باشه

قبل اینکه خیلی دیر بشه می‌خوام به اون زنه بگم

چقدر فاصله دارید؟ - نزدیکیم. چند دقیقه مونده -

باشه. پس چند دقیقه دیگه می‌بینمتون

یادم رفته بود که این جنگل چقدر عمیقه

چرا باید کسی شب تنها بیاد اینجا؟

رسیدیم

یه چیزی سر جاش نیست

آلیس؟ آلیس؟ آل؟

یعنی چی؟ کجان؟ یعنی پلیس اومده و بردتشون؟

نه، نه، نه، همچین کاری نمی‌کنن - !مدز، کسی اینجا نیست -

آلیس؟ آل؟

فرانک. فرانک

!دختره‌ست

اوه، خدایا. خدایا. خدایا

!خدای من. خدای من !مدز، اونا دروغ گفتن

خدمات اضطراری

چه خدمتی رو درخواست دارید؟ - پلیس رو می‌خوام -

در حال وصل کردن - بفرمائید -

.با پلیس صحبت می‌کنید موقعیت مکانی شما کجاست؟

...جنگل اشفولک .جاده هالو، جنگل اشفولک، پارک ملی

بله، میشه لطفا اسمتون رو بگید؟ - مدلین فینچ هستم -

بابت چی تماس گرفتید اون‌وقت؟ - در مورد تصادف ماشین -

دخترم اینجا داشته رانندگی می‌کرده .و یکی رو با ماشین زده کشته

باشه، باشه. یه آمبولانس و پلیس .به اون منطقه اعزام شدن

شما شاهد تصادف بودید؟ - .نه، نه، منو شوهرم تازه به محل حادثه رسیدیم -

پس دخترتون و قربانی الان اونجا هستند؟

نه، فقط قربانی اینجاست

دخترتون چی؟ - ...اون... خب... اون -

الو؟

مدی، آلیسه

...خانم فینچ - مدز، آلیسه. آلیسه -

مدز، آلیسه - خانم فینچ؟ -

آلیسه

خانم فینچ، الو؟ پشت خط هستید؟

.الو؟ خانم فینچ، باهام صحبت کنید

ازتون می‌خوام یه چیزی بگید، لطفا

خانم فینچ، الو؟ هنوز پشت خط هستید؟ خانم فینچ، حالتون خوبه؟

الو؟

.نه، نمی‌تونه اون باشه نمی‌تونه اون باشه، فرانک

اون نیست. یادته؟ اون حرف زد و صداشو شنیدیم

.یادته؟ نمی‌تونه اون باشه، فرانک اون نیست

خانم فینچ؟ - آلیس نیست. اون نیست -

صدامو دارید؟ - مدز، خودشه -

باید بفهمم که چه اتفاقی افتاده - ...فرانک، اون -

الو؟ - اون نیست، فرانک. آلیس نیست -

بس کن. بس کن

آلیس نیست - خود آلیسه -

تو... تو یادت نیست؟ - الو؟ -

اون... بهمون گفت که صورتش داره تغییر می‌کنه

و یه صدایی شنیدیم

شنیدیم - چی داری میگی؟ -

صدامو دارید؟ - در مورد چی داری صحبت می‌کنی؟ -

.اون آلیسه - الو؟ خانم فینچ، باهام صحبت کن. الو؟ -

...نه، فرانک. نه، چون اون - مدز، چی داری میگی؟ -

چی داری میگی؟ - نه، فرانک -

...چون ما یه چیزی شنیدیم - مدز -

.و اون بهمون گفت که صورتش داره تغییر می‌کنه ...

در مورد چی صحبت می‌کنی؟ - و اون صدای وحشتناک رو شنیدیم -

در مورد چی صحبت می‌کنی؟ - ...و اون -

اون آلیسه - !فقط خفه شو، فرانک! خفه شو -

،خانم فینچ ...ازتون می‌خوام یه چیزی بگید

آلیس؟

گوش کن

به این گوش کن - اون چیه؟ -

آلیس؟

مامان؟ - آلیس، من اینجام. من اینجام -

حالم بده - مطمئنم -

ما برای کمک اینجا هستیم

آلیس، کجایی؟ - مامان، هنوز توی جنگلیم -

نباید دور باشن

چرا هنوز اینجا هستیم؟ قراره بریم بیمارستان؟

پیش پلیس؟ دختره خوبه؟

نه. اون مرده، آلیس

تو کشتیش

.تو در جاده هالو توی جنگل ولش کردی تا یخ بزنه

من... متوجه نمیشم - چرا، میشی -

وقتی زیرش گرفتی می‌دونستی که مرده

،و می‌دونستی این یعنی پایان زندگی خودت

،پایان آینده‌ی امیدوارکننده‌ت .و می‌دونستی هیچی دیگه مثل سابق نمیشه

می‌دونستی چیکار کردی - نه -

.من مامان و بابام رو می‌خوام - اونا کجان؟ ما اینجائیم، آلیس -

!نه !شما مامان و بابای من نیستید

اما الان هستیم دیگه

کسایی که مامان و بابا خطاب می‌کنی دیگه کنترل دستشون نیست

!خدای من

...اونا توانایی اینو ندارن که بتونن تو رو

.از این کار وحشتناک و شیطانی که کردی آزاد کنن

این چیه؟ - خدای من -

هیچ والدی نمی‌خواد هیولای بچه‌ش باشه، آلیس

اونا نمی‌تونن با چیزی که باید .انجام بشه روبه‌رو بشن. اما ما می‌تونیم، آلیس

و ما دیگه الان پیشت هستیم

.همونطور که پشت بچه‌ی قبل از تو بودیم

و بچه‌ی قبل از اون

!لطفا، ولم کنید

کدوم طرف؟ کدوم طرف؟ کدوم طرف؟

،خواهش می‌کنم من نمی‌خوام اینجا باشم

.نه، اما حقته که اینجا باشی همه‌تون این رو خواستید

!مامان

...غریزه پایه‌ای والدین اینه که باور داشته باشن

.می‌تونن فرزندشون رو از پیامدهای زندگی محافظت کنن

،اینکه می‌تونن نجاتت بدن به هر قیمتی که باشه

واسه همین داستان‌سرایی می‌کنن - خودشونن؟ -

واسه همین در این مسیر هستید

!نمی‌خوام اینجا باشم !این چیه؟ من کجام؟ خواهش می‌کنم

فکر می‌کنی برای تو تا چه حد پیش میرن، آلیس؟

فکر می‌کنی تا کی رانندگی می‌کنن؟

،نه، نه، نه. لطفا، لطفا چیکار داری می‌کنی؟

نمی‌دونن که داستانشون هیچ پایانی نداره؟

.خواهش می‌کنم منو کجا داری می‌بری؟

...یک مسیر بی‌پایان بعد از دیگری

لطفا - که دائم ادامه داره -

!نه، نه، نه، نه !باید تکون بخوری

!باید تکون بخوری! برو کنار !باید تکون بخوری

!دخترمون اونجاست - نه! منو کجا داری می‌بری؟ -

!نه، نه، نه! نه - !لطفا، گوشیم رو بهم بده -

،نه، من باید اینو درستش کنم. لطفا !بذار یه فرصت دیگه داشته باشم

!خواهش می‌کنم - دیگه خیلی دیره -

لطفا. خواهش می‌کنم، تمنا می‌کنم

!یه فرصت دیگه بهم بده !یه فرصت دیگه بهم بده

!مدی، تکون نمی‌خورن !کنار نمیرن

.تو متوجه نیستی !من حامله‌ام

.پس ما فرزندت رو هم اصلاح می‌کنیم

!نه

.با آلیس فینچ تماس گرفتید الان سرم خیلی شلوغه

!اگه مهمه پیغام بذارید. بای

.با آلیس فینچ تماس گرفتید الان سرم خیلی شلوغه

!اگه مهمه پیغام بذارید. بای

.اولین برداشت‌ها، دختره مست بوده ماشین رو در یه چاله واژگون کرده

،وسط جاده ایستاده، کاملا گیج

.کسی توی تاریکی با ماشین زیرش گرفته

،راننده ترسیده، جسد رو قایم کرده از صحنه فرار کرده

.مامان باباش همچین چیزی نمیگن

اونا جسد رو تشخیص دادن

قانع شدن که جسد مال دختر واقعی‌شون نیست

میگن وقتی این اتفاقا افتاده تلفنی با دخترشون صحبت می‌کردن

حتما به خاطر ضربه روحیه

احتمالا سر کنار اومدن با این جریان به مشکل خوردن

مگه میشه مقصر دونستشون آخه؟

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.