Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Corsican
Croatian
Czech
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hindi
Hmong
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
.::: مترجم مرتضی راکی :::. کانال تلگرام : @nestedsub
- خیلی خب ، شما دوتا چه خرایی هستین؟ - ما؟ ما...
[ هیچ کس 2 ]
شام چیه ؟
سر کار گیرم
سمی، روت لطفا
باشه، باشه
ظرفت رو هم بردار، لطفا
هی، اون برای پدرته
طبق معمول
- هی یه کم بهش حال بده، باشه؟ - باشه
- اوه صبر کن. دوستت دارم. - منم دوستت دارم
- سلام، عزیزم. - دوستام اینجان
باشه، روز خو....
هی، عشقم. تو زیرزمین خوابیدم،که بیدارت نکنم.
- آها. - باشه، بریدی کجاست؟
می خوام از بازی بشنوم.
خب، اوم...
تیم مقابل یه جورایی، میدونی، خشن بود.
- آره؟ - خب اون، اوم...
میذارم خودش بهت بگه. روز شلوغیه.
ما سه تا شیلینگ و یه سنجاق سر داریم برای فروش. و اوم...
آه. بریدی، قهوه تو برد. باید یه کم دیگه درست کنی.
-اون؟ اوم... - گرفتمت. داری خونریزی می کنی.
باشه، باید، اوم...
آه، لعنتی.
هی! هی، رفیق!
- صبح میری؟ - آره، صبح میرم. قراره انجامش بدم.
- هاچ - چه خبر، عزیزم؟
میدونی،
تعطیلات تابستونی چند روز دیگه شروع می شه، و...
باید یه کاری به عنوان یه خانواده بکنیم.
آره.
من یه برنامه میریزم. امروز، یه برنامه میریزم، و امشب
بهت می گم، سر شام، لازانیا درست می کنم.
باشه، هاچ.
نه، می تونم انجامش بدم. امروز یه تکلیف دارم.
ولی امشب، می بینی که همه چیز داره درست پیش میره.
چه خبره؟
بیخیالش
بالاخره پیدات شد
انگار روزت طولانی شده.
یه کم... گنده تر... یه کم... بیشتر از چیزی بود که آماده کرده بودن.
کارت داده.
یه دزدی ساده بود، هاچ.
از اول... یه دزدی ساده بود.
شماها تو کنفرانس خوش می گذرونید؟
آشغال.
ما برای اون کنفرانس لعنتی اینجا نیستیم.
ماشین کجاست؟
وای خدای من.
آه،
آه.
رِیدر بهتون کمک می کنه!
آه.
وای.
دزدی ساده.
آره.
تا وقتی کورسیکایی ها با یوزی پیداشون شد.
صبر کن، نه. اونا ام پی۷ داشتن.
- کی علیه شونه؟ - با ام پی۷.
خب، ما همیشه فکر می کردیم شاید یه گروه دیگه هم
- تو این ماجرا دخیل باشه. - فقط یکی؟
- برزیلی ها. - آره.
- با قمه. - از اون مدل نمایشی.
- وای من... - آره. وای من...
خب، می گم ارزششو داشت.
چون این درست دراومد. که تو رو ۸۰۰ هزار تا نزدیک تر کرد.
- و چقدر دیگه بدهکارم؟ - ۳۰ میلیون، کم و زیاد.
ماموریت بعدی ت.
نمی تونم.
آرچ، دارم سعی می کنم بهت کمک کنم بدهی مرگتو بدی.یک
به جات پول اون تپه پول روس ها رو دادیم وقتی همشو سوزوندی.
خب، با این روشی که داری میری،
فقط پول اون کلبه عملیاتی رو پرداخت کردی. چرا، اسپرینت؟
یه کم استراحت می کنم. یه استراحت.
موفق باشی.
- برای چی به شانس نیاز دارم؟ - تو. استراحت کن.
این کار تو خونته. طبیعت همیشه برنده ست.
هر جا بری،
همونی هستی که هستی.
وقت منتظر نمی مونه. این تابستون، برو به پلاترویل.
دقیق وسط آمریکا و بیا پیش من.
بیل وحشی برای تفریح تابستونی.
با میدوی باشکوه. هی.
و برای تکمیلش، اولین و بهترین بار جهانی آمریکا.
بچه ها، تابستون خوش می گذرونید؟
آره، ما فقط بیل وحشی هستیم.
چون پلاترویل...
سامرویل.
پس برگردید به بیل وحشی، بارها و بارها.
و بازم.
آره.
این تبلیغ خیلی قدیمیه. مطمئنی هنوز سر جاشه؟
آره، همه چیز هست. چک کردم. هتل و پارک آبی،
قایق های اردکی و میدوی.
قایق اردکی چیه؟
یه جور اتوبوسه که شناور می مونه. یه وسیله نظامیه.
بابابزرگ عاشقش می شه.
بابابزرگم میاریم؟
بابابزرگم میاریم؟
آره، معلومه.
میدونی چیه؟ من داوطلب می شم خونه بمونم.
آره، این اتفاق نمی افته.
آره، بریدی، گوش کن. این قراره کلی حال بده...
چشمات چی شده؟
یکی تو بازی روم خطا کرد.
چه بازی ای؟
همونی که تو ندیدی.
راست می گی.
باید بیشتر با هم به عنوان یه خانواده وقت بگذرونیم.
آره.
اینجا یکی از اون جاهاییه که وقتی بچه بودی میرفتی.
باشه، ولی اینجوری به نظر میاد که من کلی جا رفتم، مگه نه؟
بابا ما رو یه بار برد تعطیلات. رفتیم پلامبرویل.
گوش کنید
تو زندگی، وقتی اوضاع سخت می شه
باید خاطرات خوشحال کننده داشته باشی
که بتونی تحملش کنی.
من فقط می خوام بهتون جایی رو نشون بدم که منو از همه خوشحال تر کرد.
می خوام براتون یه سری خاطره درست کنم.
می ذارید این کارو کنم، لطفاً؟
خب، سلا، هنوز نه.
باشه.
خوبه.
واقعاً؟
آره.
آره.
بیخیال، بچه ها، این می تونه یه ماجراجویی باشه.
یه ماجراجویی.
آره.
جالبه.
بابابزرگ!
هی، بابا.
- چیه؟ - باید سیگارو خاموش کنی.
دود دست دوم.
چیزی به اسم دود دست دوم وجود نداره.
تـرجـمه از مـرتـضـی راکـی
بریم شروعش کنیم !
- اینجا؟ - آره
آه، تو خیلی غمگینی.
امروز بیشتر از دیروز دوستت دارم.
قدیمی ترین پارک آبی؟ این چیزیه که تبلیغش کردن؟
آره، خب، تاریخیه
بچه ها، شما اینجایید.
آه، ما یه اتاق مشترک داریم.
بابابزرگ کجا می خوابه؟
آه، اون بغلی.
آه، هاچ، فکر کنم بچه ها دیگه برای اشتراک اتاق بزرگ شدن.
آره، متاسفم.
می تونیم هممون تو لژ قدیمی بخوابیم.
نه، این اتفاق نمی افته.
خب، پس برو.
باشه. تو می تونی اتاق منو داشته باشی.
عالیه.
سمی، این فقط مال توئه.
سوییت ماه عسل.
آه، آره.
این چیزیه که درموردش گفتم.
ببینش، ها؟
دریابش.
آره.
اینجا جاییه که کارا انجام می شه.
آره.
خوشت نیومد؟
دارم بررسیش میکنم
بوی سیگار میدم.
ولی خوشحالم که تو خوشحالی.
و اینکه همه مون با همیم.
قراره عالی بشه.
آره، من خوشحالم.
پارک آبی.
پارک آبی.
پارک آبی.
این بهشته.
مثل مناطق گرمسیری قاطی شده با اروپا.
سلام؟
- بسته ست. ببخشید. - چرا؟
یه اتفاقی افتاده.
- پارک آبی تا آخر روز بسته ست. - تا کِی؟
۲۴ ساعت. این کوپن برای هات داگ. دوباره بیاید. ببخشید.
من دیگه میرم، بچه ها.
هات داگ.
لری، بابا داره غذا میاره.
هی، چه خبر، هاچ؟
هی، این تعطیلات خانوادگی عالی منسل هاست، بچه ها.
صبر کن تا لژ رو ببینی.
پشه هایی می بینی از این هات داگ گنده تر.
مشکلی داری، رفیق؟
مشکلی داری؟
نه، ببخشید. فقط داشتم فکر می کردم.
میدونی، زل زدن به مامور قانون کار مودبانه ای نیست.
آه.
ببخشید، افسر.
کلانترم.
کاری اشتباه کردم؟
نمیدونم.
کردی؟
اوم، هاچ؟
همه چیز روبراهه، عزیزم.
باشه.
منسل؟
آره، منم.
هات داگ ها اومد.
مرسی.
خواهش می کنم.
آره.
لذت ببر.
مرسی.
هی.
هی.
ارزش صبر کردن داشت؟
ببین چی گرفتیم.
کوپن برای آرکید.
اینجوری گولت می زنن.
اینجوری گولت می زنن.
می تونم ببینم؟
باشه.
هر چهار گروه غذایی تو یه جا.
مرسی، مامان.
آره.
آره.
بفرما.
می خواستم باهات در مورد اون کبودی که تو بازی گرفتی حرف بزنم.
بازی.
ببخشید، چی؟
پس تو بازی نگرفتمش؟
ولی خطا کردی، مگه نه؟
بابا بس کن.
می تونم... باشه.
می تونم فقط بازی کنم؟
چیز مهمی نیست.
باشه؟
من بردم.
خب... این باعث نمی شه... آره.
باشه.
الان میام اونجا.
اوم، ما...
بعداً بیشتر در مورد این حرف می زنیم، باشه؟
حتماً.
آره.
بچه ها، بلیط می خواین؟
آره.
یه عالمه دارم.
هی بریدی
چرا همشو دادی رفت؟
پول دارم.
مرسی.
بیا.
ما رو نگاه کن.
مثل حرفه ای ها داریم استراحت می کنیم.
آره.
دارم میرسم بهش.
اون گورکنه؟
آره.
همون.
باشه.
هی.
مرسی.
خوره.
با بلیطات یه چندتا خوره می گیری، خوره؟
چه خبره؟
بگو متاسفی.
برای چی؟
برای زدن به دختری که مال منه.
داری بهش بلیط میدی، مرد.
اگه بهت بگم گمشو، چی؟
اینم حسابه؟
آه، آره.
آه، آره.
آخرین شانس.
عالیه.
چی؟
نمی خوای یه کبودی دیگه رو اون صورت خوشگل شهریت باشه، مگه نه؟
آه.
هی
اومدی توی مکان من داری دعوای میکنی
بتمرگ سر جات
هی.
بابا.
بابا.
بابا.
این آشغال.
همین حالا گمشو بیرون.
چی شد؟
این بچته؟
آره.
همه اینا دعوا راه انداختن.
من هیچی شروع نکردم.
دوربین همه جا دارم.
اگه خانوادت رو جلوی دوربینا نیاری.
من و تو مشکل پیدا می کنیم.
هی.
هی.
داریم میریم.
شنیدی؟
باشه.
خوبه.
بریم.
من هیچ غلطی نکردم.
این یارو همه کارو کرد.
بازوت چطوره؟
گورکنم.
ولش کن.
آخ.
بریدی، صبر کن.
نه، فقط می خوام برم.
فقط می خوام برم.
بریدی.
چیه؟
گوشیمو جا گذاشتم.
الان برمی گردم.
نه، هاچ.
هاچ، نه.
نه.
نه.
نه.
نه.
نه.
نه.
بابا؟
آقا، بهمون حمله کردن. نمی فهمم چرا ما اینجاییم.
نمی فهمم چرا اون زورگوها اینجا نیستن.
ما رو به چیزی متهم کردن؟
پسرت اهل خشونته؟
پسر من... داری شوخی می کنی؟
خانم.
فقط دارم سعی می کنم یه سری اطلاعات جمع کنم.
آقا، اگه ما رو متهم نمی کنید، ترجیح میدم دیگه به سوالای شما جواب ندم.
می فهمم که از خواهرت دفاع کردی، بریدی.
غریزیه.
ولی راه های دیگه ای هم برای حلش هست.
جدی می گی؟
بهم می گی آروم باشم،
ولی بعد خودت داری کنترلت رو از دست میدی؟
که به نظرم باحال بود، به هر حال.
نه. نه، نبود.
فقط می گم.
باید از بابای پیرت بهتر باشی.
هر چی.
باشه.
بریم.
بلندشو
تو نه.
فقط بابا.
بشین.
میدونی من کیم؟
نه، ولی، اوم...
وقتی پشت میز کلانتر نشستی، فکر کنم یکی هستی.
لعنتی درست می گی.
اسمم وایته مارتینه.
من این شهر رو می گردونم.
خب، من هاچم ...
من میدونم تو کی هستی.
تو توریستی که پسرمو بگا دادی.
- من... - خفه شو، لعنتی.
- پسرت همون بچه تو آرکید بود... - خفه...
بشو لعنتی
خب، پسرت شاید یه چیزی تو این ماجرا داشته باشه.
پسرت یه مشکل اخلاقی داره.
فکر کنم دارم به...
بابام اینو ساخت.
و یه قانون داشت.
توریستا یه کارت رایگان می گیرن.
میدونی چرا، مگه نه؟
نون و کره و این حرفا.
ولی برای این...
پسرت...
بریدی، درسته؟
آره.
پسرت بریدی بازوی پسرمو شکوند
می فهمم.
واقعاً؟
می فهمم.
پسرمو مجبور می کنم معذرت بخواد.
ولی باید فیلم دوربینای امنیتی رو نگاه کنی،
چون یکی از اون یاروها به دخترم سیلی زد.
و من کنترل خودمو از دست دادم.
تو چی کار می کردی؟
ببرش بیرون.
بریدی.
بیا.
پس همین بود؟
می تونیم بریم.
یه لطفی به خودت بکن.
برو جلو.
بچه ها رو جمع کن.
نمیدونستم وایت چی گفته که ولشون کن.
برام مهم نیست وایت چی می گه.
از شرشون خلاص شو.
این دیگه چیه، هاچ؟
تو اولین قرارمون؟
متاسفم.
حتماً باید اون یکی وجه خودتو میاوردی؟
بریدی همین حالا هم پرخاشگره و میدونی چرا؟
به خاطر توئه.
چون داره تو رو نگاه می کنه.
و کارایی که تو می کنی.
ببین، من قاط زدم.
باشه؟ تموم شد.
تو کیف کار چی داری؟
چی؟
کیف سیاه، هاچ؟
داری سعی می کنی قایمش کنی.
خب، توش چیه؟
برای این اینجا نیستم...
من بهت قول دادم.
آره.
و حرفمم جدی بود.
آره، قولت یادم میاد.
شراب؟
این هر شرابی نیست.
از پولیا اومده.
چی شدیم؟
بهت نیاز دارم.
اینو از کجا پیدا کردی؟
ایی بِی.
ایی بِی؟
آره.
پس سفارشش دادی؟
شش هفته طول کشید.
براش برنامه ریختی.
از همون لحظه که دیدمت، میدونستم کی هستی.
میدونستم خطرناکی.
غرق خون شدی.
روزای خوب.
روزای خوب.
آه لعنتی، مامان.
توام چشم کبود کردی؟
واقعاً؟
خب، این مبارزه عادلانه نیست.
این مبارزه عادلانه نیست.
من طرف اونم.
سمی؟
کجا رفت؟
سمی؟
سمی، صبر کن برام.
اینجا منم.
چشم کبود کردی.
هشدار دادم بهت، اینجا سرزمین عجایبه.
برو.
آماده ای؟
از ما هم بگیر!
بابابزرگ نمیدونه چیو از دست داده.
قایق های اردکی خیلی حال میدن.
قابل اعتمادن، ولی نه.
چهار تا بلیط برای...
اون...
اون قایق اردکی نیست.
آره، اون اردک گنده رو بالای قایق نمی بینی؟
نه، به پسرم گفتم قایق اردکی یه وسیله نظامیه.
بیش از یه درگیری.
میرم... باشه، چهار تا بلیط.
یه بچه.
آره، بفرما.
می تونیم اینا رو پخش کنیم.
واقعاً باید انجامش بدیم
بدون مشخصات.
آره.
یه تنه باعث باختمون تو نام شد.
هی، فقط چندتا صندلی مونده، ملت.
بیاید سوار شید.
امیدوارم از خیس شدن بدتون نیاد.
بله.
مرسی.
عزیزم، چرا اینجا نمی شینی؟
آره، راست می گی.
مثل اتوبوسه که شناور می مونه.
واقعاً مثل اتوبوسه که شناور می مونه.
بابات کجاست؟
چی؟ نمیای؟
عزیزم، با ماکیاتو چوروهای زیادی خوردم.
تو پارک می بینمت.
چی؟
خوش بگذره!
بای ماکیاتوی.
بهتر بخور!
انگار واسه شماها زنده و جون دار به نظر میاد.
خب، بزن بریم این پارتی رو شروع کنیم.
خانم بزرگ بازومو بگیر.
جلیقه.
آره، آره.
بازوی جلویی رو بده جلو.
هدفون باید رو نیمکت باشه.
یه جا عقب پیدا کن بشین.
فقط راحت باش.
اگه دوست داری می تونی وایسی.
محکم بگیر.
یه دقیقه دیگه راه می افتیم.
چه خبر رفقا؟
چرا نرفتی؟
بهت گفته بودن بری.
پس هنوز تو شهر چی کار می کنی، پیرمرد؟
با خونوادم اینجام.
دارم خاطره می سازم.
خاطره می سازه، نه؟
نیازی به این کارا نیست.
همه چیز یه سوءتفاهم گنده هست.
نیازی بهش نیست.
آروم باش
بیخیال
هی!
اروم باش
تـرجـمه از مـرتـضـی راکـی
دقیقاً.
شخصا خودم عاشق «باگر راوندر»ام.
اوه، و راستی...
حالا هیچ کس توپو نمی گیره!
باید بکشمت لعنتی!
اون حرومزاده رو بگیر!
از تو برکه، این آبا خونه یه ماهی غول پیکر بومیه.
آروم باش، مرد، آروم! باهام حرف بزن، باشه؟ به بچه ها فکر کن!
چی؟
لعنتی!
حرومزاده!
این همونیه که دارم دربارش حرف می زنم!
تو گفتی فقط یه تروریست گهه!
این همه چیزیه که انگل بهم گفت!
حالا کلی پول بیشتره، دن!
یه دندونم گم شده!
گیرت انداختم!
به رئیست بگو
اون ترومپت نبود.
داداش، تو فقط با یه شامیسن سرناده شدی.
نه، نه، تازه از اوزاکا گرفتیش، درسته؟
آره، و این آشغالو تند جمع کردم.
چه خبره؟
هی، پلامبرویل رو یادته؟
یکی از شادترین هفته های عمرم.
آره، مال منم.
آره، یادمه...
یادمه بچه های دیگه و والدینشونو دیدم
و فکر کردم ما هم مثل اونا هستیم.
به هر حال، برگشتم اینجا و، اوم...
پلامبرویل دیگه مثل اون چیزی که یادمه مهربون نیست.
از زمان قاچاقچی ها مسیر تجاری ای بوده.
فکر می کنی چرا بابا ما رو فقط یه بار برای تعطیلات خونوادگی برد اونجا؟
داری می گی ماموریت بود؟
دقیقاً، هاچی پسر.
اوه، آره.
پلیسای اونجا.
دن با سندیکای گنده بود
هی، با اون مواظب باش.
پول من نیست.
ببخشید، رئیس.
منظورم احمق گه نبود.
و اون اصلاً دوست نداره یکی مثل تو دور و برش بو بکشه، داداش.
حالت چطوره؟
لعنتی، این یه محموله گنده ست.
این چیز چشمک زن چیه؟
این آشغالی که قراره لندین رو تو لیست ده تایی اینترپل بندازه.
عالیه.
آدمای بیشتری لازم داری اینجا، اگه بازم دردسری شد؟
هی، دردسر درست نکنی، دردسری هم نمی شه.
یادت باشه اینجا کی رئیسه.
گرفتم.
باید برم پسرمو بیارم.
این آشغالو نگاه کن و آروم باش.
فکر می کنی بابا بالاخره میاد پیش ما؟
- یا... - حیونای وحشی!
وای، وای، وای، وای، وای.
زیاد نزدیک نرو.
اون یه سگ گرگ وحشیه.
باید قفلش کنی.
خب، مامان، تو وقتی با بابا آشنا شدی، حیونا رو نجات میدادی، نه؟
بین چیزای دیگه، ولی... میدونی، اگه اعتمادشونو جلب کنی...
می تونی بهشون نشون بدی که دنیا جای ایمنیه براشون؟
جهان امن؟
آره.
اون چه جهانیه؟
خب، بریم با بابا برای شام دعوا کنیم.
یه توریست گرفتی، شنیدم.
زیاد تقلا کردی؟
ششش.
این چیه؟
نمی شنوم.
هی، خاموشش کن.
ببندش!
تو چی هستی، مرد؟
چی... اون چی بود؟
دندونات چی؟
داری در مورد چی گه می خوری؟
در مورد اون یارو حرف می زنم، باشه؟
فکر نمی کنم فقط یه توریست باشه!
بله؟
یه مشکل دارم.
حس می کنم خودت درستش کردی.
پلامبرویل.
شنیدی؟
اتاق پشتیه.
مواد، اسلحه، ویروس و بدتر از اینا از کانادا میاد و به جاهای نامعلوم میره.
باشه.
خب، اینجا کی تصمیم گیره؟
لایه لایه ست.
شاید یه نفر،
یه آدم خاص، مخفی.
لندینا.
لندینا.
یارو با لباس سفید؟
بله، خانوم.
نه، نه.
هیچ معامله جدیدی نیاز به دست زنونه نداره.
دارم می برم.
تو اوجشم.
تبریک میگم.
ببینیم شانس تو چطور پیش میره.
قشنگه.
تقسیم.
آره.
بزن.
خب، سفرت تا حالا چطور بوده؟
خفه شو، لیندیو.
پلامبرویل برای امپراتوری بزرگ لندینا خیلی مهمه.
اوف، لعنتی.
اوف، لعنتی.
اوه.
پیش میاد
یه گرگ تنها.
بدون هیچ محدودیتی کار می کنه.
اصلاً.
اگه روسا رو عصبانی کنی، با تفنگ میان در خونت.
بعد دینا و تیمش خونوادت رو جلوی چمن خونه می کشن
و مجبورت می کنن تماشا کنی اگه بیشتر وضعشونو بهم بزنی.
بله.
ههه.
هه.
هی، احمق.
هه هه هه.
هه هه هه.
هه هه هه.
دارم می برم.
قسم می خورم هیچی نمیدونستم.
نه!
نه!
نه!
می خوای اوضاع رو آروم کنی؟
منظورم اینه، چیزی، آدرسی، چیزی داری؟
یه سرنخ بهت میدم. ولی گوش کن،
تو تنهایی، هاچ.
اوه، کیرا، خیلی متاسفم که دوباره کمربند ایمنی بستی.
میدونی، واقعاً خوب بود اون آدمای گه رو دیدم.
اونایی که اونجا بودن چی؟
اگه شاهدی نباشه، بکششون. گرفتی؟
بزن بریم.
- خیلی سریع بود. دردت گرفت؟ - نه، خوبم.
شاید زیادی زوده
بابا، واقعاً خوبم. بازوم حس خوبی داره.
صبر کن.
مکس، باید این تماس لعنتی رو جواب بدم.
زیاد طول نمی کشه.
چیه؟
خب، اینجوری با شریک تجاریم رفتار نمی کنن.
شریک سابق.
این آخرین محمولم هست.
خدایا.
مرگ پدرم همه چیزو تسویه کرد.
می تونم بشمرم.
این، میدونی، آخرین بدهی مونو می پردازه.
اوه، طبق محاسبات من، بدهی هیچ وقت تسویه نمی شه.
نه.
این چرته و پرته، خودت میدونی.
حرفی که زدم خنده دار نیست.
پدرت چون حواسش پرت بود مُرد.
تو حواست پرته؟
من بابام نیستم.
تمومه.
خب، ببینیم چی می شه.
خب...
الو؟
هی، مکس!
کجا داری میری؟
هی، مکس!
کلانتر!
می تونی فقط صدام کنی.
کلانتر!
باید مطمئن شم وایات یادش نرفته برای کی کار می کنه.
یه چیزی که براش خیلی مهمه رو بگیر.
گرفتم.
مامان، نوبت توئه.
هی، مامان.
بله؟
بابا بازم تو دردسره؟
چرا، چیزی میدونی؟
نه، اشکالی نداره.
نه.
نه.
مطمئنم درست می شه.
نه.
اینو بگیر.
همبرگر!
و اس مور!
برای شام امشب!
خیلی مغذی.
هورا!
دیرش شده.
ولی با من بیا.
قول میدم راهش همونه.
سمی، یالا
برنگرد عقب.
با هاچ صحبت کردی؟
بعدا، باید حرکت کنیم.
باشه.
بیا تو.
راحت و آروم.
همه چیزو تو دمای اتاق نگه دار.
آره.
بدترش نکن.
آروم کن.
با مثال پیش برو.
هی، رفقا.
چه سوءتفاهمی.
محموله گنده ست، ولی قول میدم دفعه بعد بیشتر بتونیم.
فقط اون نقاشی ها آشغالن
ولی باید ببینی اینجا چی داریم.
اینجا...
چیز خاصی که رئیس خانوم خواسته بود.
چرا پسرشو دزدیدی؟
می خوام به رئیس بگی که گفتم خدمت کردن بهش لذت بخش بود.
باشه؟
فهمیدی؟
یا باید یه مترجم بیارم؟
باید یه مترجم لعنتی بیارم.
هی، رفقا.
چه غلطا؟ تو چطور اومدی اینجا؟
از در!
این بنزینه؟
این بنزینه؟
زود می فهمی.
آلیسون، می تونم این پولا رو آتیش بزنم و تو یه لحظه همه چیز بالا میره.
و هر چی تو اون بشکه هاست منفجر می شه
و بیشترتون نمی تونید از اینجا در برید
و اونا که در برن باید به لندینا جواب پس بدن.
فکر کنم همه چیز مال اونه.
خب، پس چه کوفتی می خوای؟
خب، ببین...
یه استراحت می خوام.
یه استراحت!
فقط یه استراحت لعنتی می خوام.
اگه از اینجا برم بیرون، من و خونوادمو بیخیال بشو
چون این همه چیزیه که می خوام.
که اوضاع رو آروم کنم.
لعنتی داری جدی میگی؟
از وقتی پیدات شد، آدمای منو فرستادی اورژانس.
امکان نداره فقط یه مرد خونواده باشی.
آروم کردن؟
گمشو.
پلامبرویل قبل از اینکه تو پیدات بشه روبه راه بود.
هر جا برم...
می تونستم همین الان راحت بکشمت.
ولی...
شانس آوردی.
امروز حالم خوبه.
برو.
گمشو از اینجا.
برو تا نظرم عوض نشده.
لعنتی بلندش کن!
داری رو اعصاب آخرم راه میری.
گفتم گمشو از اینجا.
برو! برو این یارو رو بگیر!
لعنتی!
باشه، بریم.
چقدر ضرر کردیم؟ همه چیز. پول، مواد شیمیایی، کیس زیستی.
همه چیز. همه آدما رو نابود کرد و با پسر وایات فرار کرد.
این متعصب کیه؟
- هیچی دربارش پیدا نمیشه. - یه چیز عجیب هست.
- یه خونواده باهاش بود. - محموله گرون قیمت من
توسط یه توریست تو تعطیلات خونوادگی گه منفجر شد؟
دیگه هیچ کس طبق قانون بازی نمی کنه؟
خدایا، لعنت بهش
نمیدونم تو کدوم خری هستی، ولی خطو رد کردی، احمق.
کلانتر.
- در مورد این تهدید چی میدونی؟ - نمیدونم، باشه؟
ولی عکسا رو برات فرستادم. و هنوز از هتل چک اوت نکردن.
شاید بخوای چند نفر دیگه بیاری، درسته؟ چند تا از،
فکر کنم، سربازاتو می تونی بیاری؟ چون اون...
خفه شو. دارم میام. این یارو احمقه.
- سلام، پسرم. - ببین کی بالاخره پیداش شد.
هی، بابا. همه خوبن؟
اوه، همه عالی ان. پسرت مثل حرفه ای ها ضربه می زنه و بازی می کنه.
بابا.
سمی.
کجا بودی؟
اوه، هی، بردی، این مکسه. من آوردمش اینجا، پس آروم باش.
خوبی؟
آره.
بریم بیرون.
چطور اون کبودی رو گرفتی، پسر روستایی؟ شوخی می کنم.
امشب می مونی؟
دوست داشتم بمونم، ولی هنوز یه کار سنگین دارم که باید انجام بدم.
اوه، آره. حق با توئه.
بریم، سمی.
بیا.
می تونی آتیشو روشن کنی.
تـرجـمه از مـرتـضـی راکـی
به اندازه یه بازو، هاچ.
قرار بود خطر رو به اندازه یه بازو دور نگه داری.
نمی خواستم...
هاچ، بهم قول دادی.
قول دادی.
قولمونو شکستیم.
من...
کنترلی روش ندارم.
تازه دارم می فهمم که باید از من دور بشی.
بکا.
بکا، درخواست نمی کنم.
به من نگو چی کار کنم.
تو خیلی چیزا بودی.
ولی از همه بیشتر، تو یه پدری.
و تو مرد منی.
پس برو این گه رو درست کن.
یالا، پسر
تلفن لعنتی تو جواب بده.
یالا
یالا
یالا
تو.
هنوز تو شهر من چه غلطی می کنی؟
خب، می تونستم کمکت رو بخوام.
نه، نه، نه.
آروم باش.
پسرت پیش منه.
وضعش خوبه
یکی از پسرامو وقتی مرده بودی ملاقات کردم.
یادت باشه، نمی فهمی.
کاملاً با آدما امنه.
منظورت از امن چیه؟
لندینا
ما یه چیزو می خوایم.
همه چیزو سوزوندی.
آره.
پولا رو سوزوندی.
و هر چی تو اون بشکه های شیمیایی بود، منفجر شد.
همه چیزو سوزوندی؟
پسرتو نجات دادم.
مرسی.
اون کاملاً شروره، مرد.
اون بابامو کشت.
اون تونست پسرمو بگیره.
حرومزاده خائن.
این امپراتوری که از بابام بهم رسید
با کلی بدهی اومد.
بیل وحشی.
خیلی باحال بود، ولی این مرد شانسای بدو دوست داشت.
و من هنوز دارم تاوان اشتباهاتشو میدم.
مدینا اینو دو نسل گه اداره کرده.
نمی ذارم پسرم مجبور به این کار بشه.
می فهمم چی می گی.
اگه بفهمه تو انبارشو سوزوندی چی کار می کنه؟
تو سوزوندیش.
باشه، چی کار می کنه؟
باشه، چطور بگم؟
اون کل نسل ها رو برای کمتر از این نابود کرده.
کاملاً دیوونه عوضیه.
شریر.
الان کجاست؟
قطعاً داره میاد اینجا.
لن، وقتشه.
راه بیافتین، حرومزاده ها!
بریم!
بابام نقشه داشت با لندینا بجنگه.
ولی اون زودتر بهش رسید.
مطمئن نیستم چیزی ازش هنوز کار کنه.
نمی کردم.
حالا باید بکشونیمش به خطرناک ترین جای پلامبرویل.
برای تعمیرات بسته ست.
هی، تازه گرفتیمت.
خیلی متاسفم، بسته ست، ولی باید امنش کنیم.
بفرما، ابزار رایگان گرفتی.
پولتو پس میدن.
بریم، بریم، حالا!
خب، باید سخت باشه با این جا خداحافظی کنی، نه؟
میدونی، وقتی بابام ما رو آورد اینجا، یه نفرین بود.
پارک مثل گه نیاز به تعمیر داره.
خونه سرگرمی فقط سردرده.
هیچ بچه ای دقیقاً چیزی که باباش ساخته نمی خواد.
واقعاً؟
شنیدنش خوبه.
اون چه خریه؟
هری؟
نه، این جا خیلی کوچیکتر از اونی که یادمه هست، مرد.
اوه، مرد!
این داداشم هریه.
وایات مارتین.
خوشحال شدم.
اینجا چی کار می کنی؟
گفتم داری یه بحران وجودی می گذرونی.
باشه، می خوام باهات حرف بزنم.
هی.
آره، پسر خوب.
آره، برو، برو، برو.
باشه.
میدونی، بابا، یادته که مارو تنها گذاشتی
و دو شب پشت سر هم با قانون تنها بودیم.
و تنها چیزی که برای خوردن داشتیم هات داگ و اس مور بود.
بیا پارتی کنیم، من گیاه خوارم.
خب، شماها امن بودید.
تقریباً.
هیچ وقت نگران ما بودی؟
منظورم اینه، مثلاً اینکه چی می شیم.
مثل اینکه نگران بردی باشی؟
آره، می خوام اون، آره.
می خوام اون...
مرد بهتری از تو باشه.
آره.
اونوقت می شه.
باور کنی یا نه، شماها از من بهترید.
هی، گوش کن.
میدونی کجا داری میری.
گرفتم.
باشه، کمکی اونجا لازم داری؟
آره، یه چیزی تو... دارم.
وایستا!
پارک آبی.
امم.
خوش می گذره.
اون چیه؟
یه کلبه نوشابه.
فکر کنیم خونوادش اونجان.
تیمتو جمع کن.
و کارتیوش.
بله.
زمین سوخته.
بدون اسیر.
و یه کم شکلات توش.
باشه، بزن بریم.
میدونی چی کار داری می کنی؟
آره، میدونم.
گرفتار خوبی بود.
نه، نمی تونم.
حمله.
فقط بپر اینجا.
امم، بچه ها.
میرم یه کم راه برم.
خوش بگذره.
چی؟
بریدی، تو اوکی هستی؟
تا آخر میرم.
آره.
مواظب باش.
این خوبه.
باشه، تگ کن.
باشه.
نه، اشکالی نداره.
مثل تو نیست.
مرسی.
باشه، پس... مثلاً، این قیافه جدید خیلی بهت میاد، ایدن.
بطری نداشتی.
ناز.
واقعاً وقتی اون کارو کردی فیتیله رو روشن کردی.
نه.
فکر کنم همون لحظه که منو دست کم گرفتی این کارو کردی.
می بینی، من دیگه به اندازه کافی هل داده شدم.
پس از حالا به بعد، من خود گه ام.
و این شهر گه منه.
پس تفنگاتونو بدید، جلوی من راه بیفتید، برگردید به ماشین،
و شاید بتونم شما رو از این گند دربیارم.
شاید.
اگه بگیم نه چی؟
جهان به گا میره.
آره، همونو می خوایم.
چه دردسریه.
بکشش.
گرفتم.
این چه کوفتیه؟
لعنتی.
شلیک کنین
حرکت.
هی رفقا.
چه گهی؟
هی وایات.
بیا کنار استخر ببینمت.
دارم میام.
ساعت شش
هی، پسر خوب.
آره، یکی بهت بدهکارم.
برو.
مادرجنده.
بچه ها!
هی، پوشش بده
بابا! لعنت بهت!
هرکی توشه، دیگه بیرون نمیاد.
دستورات خونواده مسترز، اصل هشتم،
و بارکلیز، بزار ترست حملت رو قوی تر کنه.
چه کوفتی؟
چالش رو تبدیل به فرصت کن.
اصل پنجم توئه.
این کارو نکن.
من فقط دارم کارمو میکنم پسر.
درسته!
سمی رو محافظت کن!
- یه ذره منو چلنج کرد، سرشو زدم. - توپ رو بردار.
هیچوقت با قمه نیا دوئل کاتانا. این اصل اوله.
تو رو خدا نکش منو.
چه خبر پسرخاله؟ پدرت بهت افتخار میکنه، بریدی.
- وایات - تیر خود توی پام لعنتیم!
باشه، فقط فشار بده روش.
باشه، پر شد. وایات، حواست باشه، من میرم پیش بابام.
بابا!
لدینا؟
کی فرستادت؟
هیچکی. با خونوادم اومدم خاطره بسازیم.
تو اینجا چیکار میکنی؟
واسه تو اومدم.
میدونی، من این امپراتوری کوچیکمو دوس دارم.
مهم نیست مأمور باشم یا یه مرد خونواده.
چیزی که دوس ندارم آدمایی ان که میخوان آرامشم رو بهم بزنن.
آره دیگه، من اینجوریم.
عه، عجب!
اگه این آقای "خاطره سازی" نیست، پس اون مای تای لب ساحل چی شد ؟
هرجا میری فقط رد خرابکاری میذاری.
میفهمی این شهر چقد واسه کار و کاسبی من مهمه؟
به چه کوفتی فکر کردی؟
اف بی آی، نگهبون جنگل، کوفت. تو هیچی نیستی.
و الان، همه چی رو از دست میدی.
میخوای بدونی چرا رفیق؟
چون با آدم اشتباهی درافتادی.
بکشینش، حوصلمو سر برده.
حرومزاده.
وایسا ببینم کله کیـ....
فکر کردی راحت قِسِر در میری؟
باید یه درسی بگیری حرومزاده.
گور بابای خاطراتت.
گور بابای خونوادت.
از همه بیشتر، گور بابای خودت.
بمیر، حرومزاده.
لعنتی.
تو کی هستی؟
من نیمه بهترشم.
بکشینش.
با مامان خرسه در نیافت
برین دنبال رئیس
بکشینش.
آتیش!
تو...
گندشو... آخ!
اوه!
فکر کنم... سه تا نقطه!
همه چی روبراه میشه؟
آره.
فقط یه تعطیلات مردونه دیگه.
دوباره نمیپرسیم.
شماها کی هستین؟
ما؟
- ما... - ما زن و شوهریم.
آره.
ما زن و شوهریم.
قربان، نمیشه این کارو بکنم.
اینجا همه جا پر جنازه هست.
مثل میدون جنگه.
من...
بله.
بله قربان.
شنیدم.
کاملاً واضح.
بله قربان.
آزادین برین.
کلیدو بیار...
واسه دستبندا.
هاچ؟
بعد این تعطیلات؟
ها؟
یه تعطیلات دیگه لازم داریم.
موفق شدیم!
رفتیم پلامرویل.
و سالم برگشتیم.
آره!
آره!
تقریباً.
وایسا.
گوش کن.
یه چیزی که کمک میکنه هیچوقت یادمون نره... مت، بیا ببین چی میگیم.
ایده این یکی چی بود؟
مکس و لوگان!
بهشون زنگ زدی؟
عزیزم، به نظرم دیگه بس بود اذیتشون کردیم.
بی صبرم واسه تعطیلات بعدی تابستون.
میایین با ما.
درسته بابابزرگ؟
دلم برای اون استخر توپ تنگ شده.
اوو ببین اینو.
من اصلاً یادم نمیاد.
یکی گرفتی؟
آره.
میخوایم حال و هواشو عوض کنیم.
آره، تو خیلی دیوونه ای.
ببین اینو.
یکم نزدیک تر شد.
تـرجـمه از مـرتـضـی راکـی کانال تلگرام : @nestedsub
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.