All language subtitles for Web Drama Hot and Sweet Ep.8(End)

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali Download
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ترجمه و زیرنویس : مهدي (Mehdi_Rain)

گرم و شيرين

قسمت هشتم خدافظ... و سلام؟

به چی زُل زدی؟

این خیلی باحاله

برو بشین

باشه

(الان میام اونجا)

شام ـتون حاضره

چرا اینطوری بهش نگاه میکنی؟

رفتارم در برابر غذاهای خوشمزه اینطوریه

خیلی خوشمزه به نظر میرسه

دیگه اینقدرا هم تعریف نداره

امروز مثل یه سرآشپز واقعی به نظر میای

فکر کنم نمیدونی

من قبلا تویِ آشپزی یه ستاره ی جهانی بودم

بله، سرآشپز

بیا اینجا چرا؟

زود باش یه لحظه صبر کن

یک، دو، سه

من هیچوقت همچین چیزی نگرفتم حتی تو تولدم

نمی تونیم بیخیال مشروب بشیم، می تونیم؟

تو حتی ظرفیت مشروب خوردنت پایینه

آه، واقعا که

فقط همون یه بار اینطوری بود

به سلامتی

یه گیلاس

یه گیلاس شراب که فایده ای نداره

بیا امروز فقط یه گیلاس بخوریم

اینطوری نمی چسبه...

خیلی خوشمزه به نظر میاد بیا دیگه بخوریم

برام بُرشِش بده

میخوای به کار کردن تویِ کامیون غذا فروشیت ادامه بدی؟

آره جالبه

اینطوری با آدمای زیادی آشنا میشم

بهتر نیست بگم، بیشتر احساس سرزندگی میکنم؟

منو یاد موقعی میندازه که تصمیم گرفتم برای اولین بار آشپز بشم

کِی بود؟

نمیدونم

اولش بخاطر اینکه از آشپزی خوشم میومد اینکارو شروع کردم

اما موقعی که مردم به آشپزیم علاقه نشون دادن،

بهم میگفتن تویِ آشپزی یه ستاره ی جهانی ام و همچین حرفایی...

اولش خیلی خوشم اومد که همه دارن بهم توجه میکنن

اما موقعی که اون علاقه شروع به محو شدن کرد، مردم دونه به دونه منو ترک کردند

حتی کمک آشپز هم همینکارو کرد آها، همون زنه که قبلا اومد اینجا؟

به هر حال

حالا یادم میاد کِی از آشپزی خوشم اومد

موقعی بود که تو ارتش بودم

من سرباز آشپز خونه بودم

واقعا هیچی بلد نبودم

اما باید هر روز برای صدها نفر سه وعده غذا درست می کردم

هر روز سرم داد می کشیدن و دستام کثیف میشد

واقعا از این وضعیت متنفر بودم

اما یه روز، برای اولین بار سوسیس و سبزیجات سرخ کردم

همه ازش خوش ـشون اومده بود

انگار که داشتم برای اولین بار آبشار نیاگارا رو می دیدم

البته، هیچوقت ندیدمِش

برای یه مدتی از آشپزی ترسیده بودم، واسه همین با کامیون غذام فرار کردم

اما اخیرا دوباره از آشپزی کردن خوشم اومد

این لحظه رو دوست دارم

شرابُ دوست دارم

باد رو دوست دارم...

تو رو دوست دارم

الان از این خیلی خوشم میاد

تو چی؟ میخوای چیکار کنی؟

مطمئن نیستم

فکر کنم یه کم بیشتر زمان نیاز دارم

همونطور که گفتی باید بیشتر تمرین کنم

نمیدونم...

آره

تو اونجا یه دانشگاه خیلی بزرگ داری

اگه اینجا تمرین کنی، پول در بیاری و با من وقت بگذرونی...

بیخیال

میخوای اینکارو کنم؟ واقعا؟

چیه؟

واقعا بهم اعتماد داری؟

بس کن دیگه

چی شده؟

چیه؟

چیزی رو صورتمه؟

آره

حالا که با دقت نگاه میکنم...

اونقدرا هم باهوش نیستی

باید چیکار کنم؟

هی، حالت خوبه؟

هی

متاسفم

هوا سرده

من دیگه دارم میرم بخوابم

بیا فردا با همدیگه اینجا رو تمیز کنیم

خوابی؟

آره

به نظرم آدما وقتی تازه دارن میخوابن عکس العمل نشون میدن

هوا سرده

میخوام بخوابم

یکسال بعد

ممنون. خدافظ

ما اون عشق رو در قلب ـمون نگه میداریم و منتظر می مونیم که اونا در بهار بعدی برگردند

دوباره درست کار نمیکنه

میخوام سفارش بدم

معذرت میخوام، تعطیل کردیم

لطفا یه همبرگر گرم و شیرین بدید

خیلی وقته ندیدمت

اوضاعت چطوره؟

تازگیا آپدیت نمیکنی

میخوای چیزی برات درست کنم؟

نه

اگه میشه یه چیزی برای نوشیدن بهم بده

یه لحظه صبر کن

بیا

ممنون

بیا. این مالِ توئه

این چیه؟

(نمایشگاه هنریِ جون یونگ)

واقعا؟

آره

اما این یه نمایشگاه کوچیکه

چه اهمیتی داره؟

تبریک میگم

برات آرزوي موفقيت ميکنم

ممنون

میشه ازت یه خواهشی کنم؟

میتونم؟ چه خواهشی؟

میشه مثل قبل اینجا پاره وقت کار کنم؟

ترجمه و زیرنویس : مهدي (Mehdi_Rain)

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.