Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Corsican
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
طلا
طلا
طلا
طلا
طلا
رویاهاتو پیدا کن پسر آهنگتو بخون
گاریتو رنگ کن و همراهم بیا
به کجا میرم؟ من نمیدونم من کجا هستم؟مطمئن نیستم
همه میدونن که من در راهم
آیا به آنجا میرسم من که نمیدونم
آیا آنجا وجود داره من که مطمئن نیستم
همه میدونن که من در راهم
رویاهاتو پیدا کن پسر آهنگتو بخون
گاریتو رنگ کن و همراهم بیا
رویاهاتو پیدا کن پسر آهنگتو بخون
گاریتو رنگ کن و همراهم بیا
به کجا میرم؟ من نمیدونم
آیا به جایی میرسم من که مطمئن نیستم
چه پیش میاد من چجوری بگم
اما چه کسی لعنتمون کرده اون لعنتی کیه
چه کسی لعنتمون کرده؟ ما در راهیم
به کجا میرم؟ من نمیدونم من کجا هستم؟مطمئن نیستم
همه میدونن که من در راهم
آیا به جایی میرسم من که مطمئن نیستم
آیا آنجا وجود داره من که مطمئن نیستم
همه میدونن که من در راهم
به کجا میرم؟ من نمیدونم من کجا هستم؟مطمئن نیستم
همه میدونن که من در راهم
آیا آنجا وجود داره من که نمیدونم
آیا به جایی میرسیم من که مطمئن نیستم
همه میدونن که من در راهم
رویاهاتو پیدا کن پسر آهنگتو بخون
گاریتو رنگ کن و همراهم بیا
من کجا هستم من که نمیدونم
آیا به جایی میرسم من که مطمئن نیستم
چه پیش میاد من چجوری بگم
اما چه کسی لعنتمون کرده اون لعنتی کیه
کشاورزا بزن بریم
همینجا نیگر دارین اوناهاش
برو اون طرف همونجا بمون
سلام
اونا چطورن مردن؟
بهتره که بیاین
چون میخوام دفنشون کنم
بزن بریم
برادرم
برادرم
اون مرده
شانه وپاش خیلی بد شکسته
تو دکتری؟ دکتره اسب هستم
اما استخوان استخوانه مثل آهنگریه
برادرا بیارینش
یه کم وسط تر
خداوندا ما او را به تو تحویل میدیم
بدن و روح این فرد بی نام را بپذیر
حداقل اون سریع رفت و رنج زخم و پانسمان شدن رو ندید
اون اسهال خونی و تب و وبا نگرفت
یا کلی دلیل دیگه مثل معامله با زنای پست و مبتذل
یا سالها تو زباله ها حفاری کردن و دنبال خاک رفتن ،مثل من
درباره اون حرف بزن میخوای نفر بعدی تو باش
اون از خیلی از این چیزا جان سالم بدر برد اون میتونست از ضربه یه چوب بمیره
یا داخل چاه بیفته واز گرسنگی کشته بشه
یا خودکشی کنه در شب کریسمس
منظور من اینه خداوندا تو هیچ رحمی برای این بچه هایی که اینجان نداری
به همین دلیل ما ازت میخواهیم که
یه کمی مهربونتر باشی برای وقتی که قراره بمیریم
بنابراین، با همه احترامی که برای خدا داریم
ما او را به تو میدهیم تا بدن و روحش آرام شود
او را بگیر و او را نگه دار
منم از اینجا سهم دارم ، برای خودم و شریک جدیدم، حالا هر چی که اسمش باشه
برای همیشه. آمین
بیاریدش بیرون
رویاهاتو پیدا کن پسر آهنگتو بخون
گاریتو رنگ کن و همراهم بیا
به کجا میرم معلوم نیست
حتی نمیدونم کجایم
فقط میدونم که من در راهم
آیا آنجا وجود داره من که نمیدونم
آیا به جایی میرسم من که مطمئن نیستم
فقط میدونم که من در راهم
رویاهاتو پیدا کن پسر آهنگتو بخون
گاریتو رنگ کن و همراهم بیا
به کجا میرم معلوم نیست
آیا آنجا وجود داره من که نمیدونم
چه پیش میاد من چجوری بگم
اما چه کسی لعنتمون کرده اون لعنتی کیه
ما در راهیم
من هنوز هم الیسا را می بینم
او برخواهد گشت
این عشق همیشه جوان می مونه
من هنوز صدای الیسا رو می شنوم
و هنوز دلم برایش تنگه
و می خواهم او را دوباره بدست بیارم
اما قلب اون تعطیل شده
لبخند اون از سپیده دم ساخته شده
و آهنگ خنده او زیباست
که منعکس میشه اینجا
جایی که الیسا رو دیدم
سایه ها دیگه نیستن
و زمستان دیگه میره
من هنوز هم الیسا را می بینم
در هر زمان در رویایم
از عشق
الیسا ،این اسمه یه دختره؟ آره
این رو پیدا کردم فکر کنم چوب زیر بغل خوبی باشه
حالا که دیگه خوب شدی یه دوری این اطراف بزن
ممنون
میدونی یه چیز به نظرم درست نیست آقای رامسون
شما کلی کار انجام دادین و من فقط نصفشو گرفتم
منظورم اون قاطر و ابزار و همه چیزای دیگست
مال اون برادرت بود خب
منو کجا پیدا کردی آقای رامسون من که یه غریبه ام بهم راستشو بگو
تو رو از اون پایین گرفتیمت یه جا داخل نیو ارلیان
برای اون دستت هم دارو خریدم
از کیف پولم برات خرج کردم
تو یه مادر به خطایی این چیزیه که تو فکرمه
مادر به خطا آره حق با توهه اما برای من این که اسبم رو ندزدن مهمتره
من کلی بدهی دارم جونز بهم ویسکی فروخته
وقتی که یه مرد با یک تفنگ بیاد سراغم من اونو میکشم
من نمیتونم به چیزایی فکر کنم که با من تقسیم نکنن
من هیچ وقت والدینم رو دوست نداشتم با این که بهم احترام وافتخار میکردن
من آرزوی زن همسایمونو داشتم
هروقتی که من یک همسایه داشتم اگه اون هر زنی داشت من میخواستمش
کار من قمار و ورق وتقلبه ولی یه چیزدر من وجود نداره
این که هرگز فریب نمیخورم ،پاردنر
هر چیزی که مقدسه خیلی کمه درست مثل یه مرد لخت،پاردنر
دو پنی کمتر از چهار انس طلبته
اون کیسه ات رو بده سهمت رو میریزم توش
ببین پاردنر، حاضرم کیسه خودمو باهات عوض کنم هر وقتی که تو بخوای
من منظور بدی نداشتم آقای رامسون ازت ممنونم تو همه چیز و زندگیمو نجات دادی
اما در عوض چی برام میکنی؟
درسته میخوام اینو بدونم من باید برات چی کار کنم
تو باید وقتی من مست کردم و در حال مرگ داخل یه خیابون گل آلود افتاده بودم
انتظار دارم بیای مواظبم باشی چون نمیخوام از مستی بمیرم
میتونم به یک مرد صد دلار بدم اما تو بیای برای من بهتره
من اون لحظه خل میشم هر لحظه ممکنه این اتفاق بیفته
من انتظار دارم که تو همراه و همدمم باشی
بگو چه اتفاقی میفته وقتی تو درگیره یه دعوا بشی
خب اگه چهار نفر همزمان طرفم بیان من انتظار دارم که تو مشتت رو بهم قرض بدی
تا اون لحظه من میتونم از خودم مراقبت کنم
ببین من عادلانه مبارزه نمی کنم
خب من با هیچ کس دعوا نمی گیرم مگر این که پیش بیاد
من اخلاق خودمو دارم واگه کاری رو شروع کنم دیگه ترکش نمی کنم
خب خیلی خوبه فقط یادت باشه که من کنارت هستم
خب من شنیدم یکی تو شهر مغازه باز کرده یه گاری پر از ویسکی آورده
خب نظرت چیه سوار الاغ بشیم بریم بخوریم تا جوش بیاریم
ببین من یه مرد دائم الخمر نیستم آقای رامسون
خب، من هستم
امشب تو شهر جلسه گزاشتن امشب شورای شهر جلسه دارن
امشب تو شهر جلسه داریم بن
بن . بن رامسون دیوانه.این شریکمه
من فکر کردم تو به ایرلند رفتی من همینجام من فقط اینجا رفت آمد می کنم
راه خودمو میرم فهمیدی؟ دیوانست
چطور پیش میری ویلی؟ من سه هفته است یه دست بازی هم نبردم
این شریکمه
اون اسم خودشو ویلی بد شانس گزاشته اما فقط میخواد مفتی ببره
تو نمی تونی اونو ببری پس باهاش بازی نکن
من قمار نمی کنم ولی اون می کنه
اسم من بن رامسونه اینی که اینجاست هم شریکمه
من اومدم ویسکی بخرم برای هر کسی که بتونه رو پاش بایسته
من اینجا نشسته بودم اما حالا ایستادی . ویسکی بیار
بن رامسون تو یه بدهی از قبل داری مبلغش 68 دلاره
در شهره یوبا سیتی تو اون شهر رو روسرم خراب کردی
شهر رو سرت خراب شد؟ من فقط فرار کردم چرا یادت نمیاد؟
من میخوام بدهی قبلیتو پرداخت کنی وگرنه تو رو از این شهر بیرون میکنم
اون تفنگ لعنتی رو بیار پایین این بچه ها برای ویسکی ایستادن
دستاتو خشک کن قبل از این که وزنش کنی ما به تدارکات نیاز داریم
یک کیلو شکر و نیم بطر ویسکی
و ذات الریه برای آقای شرمن
یک کیلو شکر و دو کیسه آرد لطفا
عصر به خیر هوراس تیبور از ورکستر ماساچوست
کی رسیدی؟
امروز صبح رسیدم این اخباره روزنامه بعد ازظهره
من قصد دارم تا کریسمس به ورکستر برگردم
این خبر میگه که کالیفرنیا داره وارده اتحادیه میشه
تنها چیزی که بهش نیاز دارن نظم و قانونه
این خبره خوبیه خب برای من نیست
این سیاست منه از بین بردن هر منطقه ای که یه روز ایالت دولتی بشه
و این که با سر به بیابون بریم من موافق نیستم آقا
تو به آدمای این اطراف دقت کنی تعجب میکنی از این که خدا چی فکر می کرد ولی آخرش چی شد دربارش فکر کن
خدا کوه را خلق کرد خدا آسمان را خلق کرد
خدا مردم را خلق کرد خدا علتشو می دونه
او ثابت کرد که زمین بهترین آفریده اوست
و سپس مردم آمدند و شیره اش را چشیدند
اولین چیزی که باید بدونین اینه
اونا تمدن خود را در همه جا دردامنه تپه ها قرار دادند
و کوه ها و دره های زیر آن
آنها می آیند و آنها می گیرند و تمدن می سازند
ولی هیچ شخصی متمدن نمیشه
اولین چیزی که باید بدونین اینه اولین چیزی که باید بدونین اینه
که تمدن وقتی زیباست که شهری در آن بسازن
ولی از جایی که هیچی نبود همه چی خیلی رشد کرد
آنها زمستان را گل آلود کردند
و تمدن تبدیل شد به مکانی که باریدن برف هم غیر قانونی شد
اولین چیزی که باید بدونین اینه
اونایی که این تمدن را ترک کردن اونا متمدن بودن
دیگر هیچ چیز باقی نمانده دیگر هیچ چیزی درست نیست
تمدن آزاده آنها برای هیچ کس رایگان نیست
هیچ کس به جز برحسب تصادف خوده من
اولین چیزی که باید بدونین اینه
مشروب خوره زندانی که جنایتکار نیست
اونی رذله که چاقو دستشه
وقتی من یک کشیش ببینم باید الاغ خودمو بیارم
و به گاریم که بهش وصله یه دم کلاغ ببندم
اولین چیزی که باید بدونین اینه من بلند میشم وضربه می زنم
اولین چیزی که باید بدونین
بن بن رامسون
بن تو چرا خونسرد وبیخیالی
جک دانکن دیوونه این شریکمه
شنیدم شما شهر اومدین
گوش کن بهتون بگم چه خبره هری و ارنست و من
چی؟ خونه نمیریم
بیاین دیگه میخوایم برقصیم و بپریم
پاردنر پاشو میریم که برقصیم
از پنجره خارج شو از پنجره خارج شو
از پنجره خارج شو امروز روزه شانسته
مری مری قناری شیرین من
ما امشب رو خوش هستیم
مری مری من من امشب تو رو میخوام
تو دستم لوبیا دارم تو دستم لوبیا دارم
تو دستم لوبیا دارم اونو اینجا پرت کردم
از پنجره خارج شو از پنجره خارج شو
از پنجره خارج شو آزاد شو
وقته خوبیه بیا اینجا پیشم
بسته بسته، الان جلسه شورای شهره وقتشه همه آروم شن
تو دستم لوبیا دارم تو دستم لوبیا دارم
تو دستم لوبیا دارم اونو اینجا پرت کردم
از پنجره خارج شو برو لوبیاتو بگیر از پنجره خارج شو برو لوبیاتو بگیر
از پنجره خارج شو برو لوبیاتو بگیر امروز روزه شانسته
مری مری قناری شیرین من
ما امشب رو خوش هستیم
مری مری من من امشب تو رو میخوام
تو دستم لوبیا دارم تو دستم لوبیا دارم
بسته بسته
تو دستم لوبیا دارم اونو اینجا پرت کردم
از پنجره خارج شو برو لوبیاتو بگیر از پنجره خارج شو برو لوبیاتو بگیر
از پنجره خارج شو برو لوبیاتو بگیر لوبیاتو بگیر لوبیاتو بگیر
وقته خوبیه بیا اینجا پیشم
تو دستم لوبیا دارم تو دستم لوبیا دارم
تو دستم لوبیا دارم اونو اینجا پرت کردم
از پنجره خارج شو برو لوبیاتو بگیر از پنجره خارج شو برو لوبیاتو بگیر
از پنجره خارج شو برو لوبیاتو بگیر امروز روزه شانسته
مری مری قناری شیرین من
ما امشب رو خوش هستیم
مری مری من من امشب تو رو میخوام
تو دستم لوبیا دارم
تو دستم لوبیا دارم اونو اینجا پرت کردم
اونو اینجا پرت کردم
از پنجره خارج شو برو لوبیاتو بگیر از پنجره خارج شو برو لوبیاتو بگیر
از پنجره خارج شو برو لوبیاتو بگیر لوبیاتو بگیر لوبیاتو بگیر
وقته خوبیه بیا اینجا پیشم
کسی بن رامسون رو دیده اون بیست دقیقه پیش از اینجا رفت
ممنون تو شریکش هستی؟
آره اون 80 دلار بهم بدهکاره گفت پای بدهیش خوب می ایستی
شریک
می تونی کمکم کنی سوار الاغ بشم تو حالت خوبه؟
من همیشه دارم خجالت می کشم
این یه بیماریه مشترکه ،مردان کوهستان وقتی تنها زندگی کنن گرفتارش میشن
اما اگه تو همچین موقعی پیشم بمونی من خوب میشم
باشه
آقای آتول پیشت اومد؟ برای اون 80 دلار بدهیم
آره من پای بدهیت خوب ایستادم
من حدس زدم که این همون چیزیه که بهم گفتی از من انتظار داری
که باهات بیام و مست گل آلود تو خیابون جمت کنم
حالا ازت میخوام که همدمم بشی در لحظات ناامیدی
خب تو چی،شریک من هستی یا نه؟ من دوستت دارم پاردنر
منم دوستت دارم بن
پدر ومادرم فوت شدن
من و دو تا برادرام توی مزرعه کار می کردیم
بعدش پارسال برادر بزرگترم اون زن گرفت
من و برادره کوچکترم تصمیم گرفتیم میشیگان رو ترک کنیم و از اونجا بیرون بریم
شاید تو حفاری طلا پیدا کنیم و پول کافی برای خرید زمین جمع کنیم
فعلا که اون دیگه رفته منم دیگه علاقه ای به کشاورزی ندارم
درباره اون دختر بگو
دختر؟ آره الیسا
اون اینجا میاد که بهت برسه؟ یا این که اون با برادرت ازدواج کرد؟
بزار حقیقت رو بهت بگم هیچ الیسایی وجود نداره
من فقط این نام رو یه جایی خوندم از خودم درآوردم
بهترین کارو تو کردی اما چیزی که من الان بهش نیاز دارم بدترین کاره
اینجا زندگی جهنمه چون بارانش خونینه
و تنهاییش هم خونینه همش خونینه بادش هم خونینه
ماریا، ماریا
بادها صدایت میزنند ماریا
دور از اینجا آنها نامی نهادند برای باران و باد و آتش
باران ،تس آتش ،جو
بادها صدایت میزنند ماریا
ماریا ستاره ها دورت را گرفته اند وابرها به سویت در پروازند
ماریا کوهها صدایت میزنند
مانند مردمی که آنجا بودند و برایت می مردند
ماریا، ماریا
بادها صدایت میزنند ماریا
قبل از این که نام ماریا را بدانم صدای گریه و زاری شنیدم
من یک دختر داشتم و او نیز مرا داشت و همیشه همچون خورشید می درخشید
اما من یک روز دخترم را ترک کردم من او را دور کردم و پشت سرم گزاشتم
حال من گم شده ام و طلای من گم گشت
حتی خدا نمی خواهد برام پیداش کنه
ماریا، ماریا
بادها صدایت میزنند ماریا
دور از اینجا آنها نامی نهادند برای باران و باد و آتش
اما زمانی که او را از دست دادم تنهای تنها شدم و کلمه ای وجود ندارد جز تنهایی
و من یک مرد گم شده و تنها هستم بدون ستاره ای که مرا راهنمایی کند
ماریا عشق را به من ببخش
من به دخترم در کنارم نیاز دارم
ماریا، ماریا
بادها صدایت میزنند ماریا
ماریا، ماریا
عشق را ببخش
به من
زنا اومدن بیاین زنا رو ببینیم
نگاه کنین دو تا زن دو تا زن رو ببینین
پنج تا زن اومدن من یکی از اونا رو میخوام بگیرم
زن ، زن
شصت وچهار تا زن تو شهر اومدن
هشتاد تا زن دارن میان سمت رودخونه
خانم من پنجاه دلار از تو گرد و غبار طلا جمع کردم
همش مال شما اگر فقط اجازه بدین اون نوزاد رو نگه دارم
خیل خب نه، من پولتو برای اینکار نمی خوام
اونو ناراحت نکن سارا بگیرش
به چشماش نگاه کنین درخشانه انگار از تو خاک درآوردن پاکش کردن
این یه دختره تو بد شگونی
کسه دیگه ای هست که از این بچه مراقبت کنه؟
الان نه ژاکوب راستی شما از کجا اومدین
ایلینویز اورگان من ژاکوب وودلینگ هستم
این همسر من ساراست واین خانم خوب و جوان کیه؟
اسمش الیزابت وودلینگه خواهرته؟
نه اینم همسرمه
همسرته؟ من فکر کردم فقط یه زن داری
هر دو تاشون هستن یا موسای مقدس آنها مورمون هستن
فرشتگان آسمان کارت درسته پیره مرد
اینجا چیزی برای خوردن پیدا میشه؟ با پنجاه دلار همه چی میتونی، آقا دنبالم بیاین
مورمون دیگه چه جهنمیه؟ من چمیدونم
هی شادوماد من عین خیالم نیست که شما چجوری دعا می کنین
حتی در جهنم برای همه ما جا دارن اما این عادلانه نیست
این که تو دوتا زن داشته باشی در حالی که هیچ کدومه ما چیزی نداریم
پس بزار بهت بگم که میخوام چکار کنم
اون قاطرت که چلاقه من یه الاغ خوشگل دارم که 140 دلار خرجش کردم
میخوام با تو مبادله کنم یکی از زنای تو در عوضه الاغه من
خب حالا مادره اون بچه کدومه؟
خدا خودش میدونه که من نمیخوام یه مادر وبچش رو از هم جدا کنم
من هستم خب من یه چیز دیگه تصور کردم
این غیره اخلاقیه من همینو امیدوارم
این زن متاهله نه نیستش
ما چند همسری رو به رسمیت نمی شناسیم در کالیفرنیا
پس من 250 دلار طلا براش پیشنهاد میدم
260 265
صبر کنین شما نمیتونین یه زن رو با پول بخرین
سعی کن یکیشو بدون این قوانین بگیری
خب مورمونها در این مورد چی می کنن
ژاکوب ما به پول نیاز داریم
من یه روزم دیگه نمیتونم تحمل کنم به نظرم اونم راضیه
دوباره ببینش تو نگاه من رضایت دیدی ؟ سارا
این نگاه نفرت خالصه
ساکت شو آقای بریگهام 27 تا زن داره
اما تا به حال نشده که با نصف اونا هم مشکل پیدا کنه
خب از الان زندگیتو راحت کن ژاکوب منو بفروش
اما الیزابت تو که نمیدونی گیره چه کسی میفتی
من میدونم دارم چی میکنم
برو دیگه ژاکوب آقایان
اینجا من یک مورمون نیستم
الیزابت یک زن لجبازه
به ویژه از وقتی که کودکش دو هفته پیش فوت شد
اما اون رضایت داده که به فروش بره
پس اگه هر کدوم از شما پیشنهادی براش دارین بدین
اما اجازه بدین بیرون این اتاق بریم چون بیرون مردم بیشتری میان
اما این سگ مذهب چقدر حرص خون داره ،بیاین بیاین
الیزابت تو همینجا بمون و به بچه شیر بده
مناسب نیست که پیشه اینا رو یه بلوک بایستی
اگه کسی بخواد تو رو ببینه من اونا رو میفرستم سمتت
حراج حراج
من قصد دارم این حراج رو منظم انجام بدم
بعد از پیشنهاد اون اسپانیایی چیزی نگفتن آخرین پیشنهاد 265 دلار و دو تا پتو بود
من 265 دلار با دو پتو ویک خره نر
یک کیسه دو کیلویی قهوه یک کیسه دو کیلویی شکره قهوه ای
هالبروک، حتی اگر کسی اونو بخره اون چجوری با خریدارش ازدواج کنه؟
اون ازدواج میکنه طبق قوانین رایج جامعه
و کاملا قانونی خواهد بود مثل هر کاره قانونی دیگه عمل می کنیم
حراج حراج حراج
پیشنهاد این مرد 275 دلاره
با چهار پتو و یک کلنگ و یک لگن
هی دیوونه یه زن تو سالن نشسته
با یه بچه که تو بغلش محکم گرفته
درسته،بن
صبر کن. هر روز که پیش نمیاد اینجا یه زن باحال پیش آتول پیدا کنیم
اون نوزاد داره پستان اونو فشار میده آره درسته بن
هی کلیندنون
یه زن باحال در هتل اتول هستش پستانشو در سالن فشار میدن
میدونم ،ما داریم براش پیشنهاد میدیم ،نگاه کن
سام فلچر مبلغ 300 دلار با چهار پتو
بن کجا داری میری؟
هی پاردنر ،یه پستان در هتل آتول هست از جلو، زنه رو فشار میداد،شما جایزه گرفتین؟
تو بهتره همینجا بمونی
نگاه کن یکی دیگه هم اونجاست اون یک مورمونه اون دوتا زن داره
من اونو می کشم بن اونا دارن رقابت می کنن
چی پیشنهاد دادن هر کی هر پیشنهادی داده من دوبرابر میدم
آخرین پیشنهادی که شد 400 دلار
آقای بن رامسون با احتیاط دو برابر گفت که میشه 800 دلار
هشتصد دلار یک
صبر کن من شریکش هستم اون از پیشنهادش خارج نشده
ازش وکالت داری؟ وکالته چی؟
اجازه کتبی امضا و شاهد
اون اگه میتونست بلند بشه الان خودش بهت می گفت
هشتصد دلار، دو بیدار شو بن، بلند شو
فروخته شد به آقای بن رامسون به مبلغ 800 دلار
اون اینطوری میشه وقتی مست بشه
دقیقتر بهت بگم این الان بهترین حالتشه که میبینی
اما من میبرمش میشورم و اصلاحش میکنم
فکر کنم بعدش ازخوشحالی سورپرایز بشی
صابون و آب ببر براش
صابون و آب ببر براش
یه عطره خوشبو بزنش یه کمی هم شوخی کن
این روزه عروسی بنه
بشور و اصلاحش کن
بشور و اصلاحش کن
اون چشمای آبیش از تعجب زده بیرون
این عروسیه اونه عروسیه بن روزه عروسیه بن
به کجا میروم؟ من نمیدانم
من کجا هستم؟ من مطمئن نیستم
همه میدانند که من در راهم
آمین
دوستان عزیز
ما با هم جمع شده ایم برای دادن این مرد بن رامسون
به این زن منحصر به فرد خانم الیزابت وودلینگ
و با تمام ثروتی که جمع کرده
من این عقد نامه را تهیه کرده ام
که در اینجا و از این به بعد به رسمیت شناخته خواهد شد
به عنوان گواهی ازدواج
پس از تو میپرسم بن
آیا تو گواهی میدهی که که این ازدواج را به رسمیت بشناسی
و به این زن عشق بورزی و افتخار کنی و گرامی بداریش
اون انجام میده
الیزابت وودلینگ آیا به این مرد بن رامسون
باعشق و افتخار از او اطاعت میکنی؟ تا زمانی که مرگ فرا رسد؟
اون انجام میده
من اکنون گواهی میدهم و خانم و آقای بن رامسون را زن و شوهر اعلام میکنم
آقای رامسون رفته شهر رفته تسویه حساب کنه
یه زن خرید و به خونش آورد و با او ازدواج کرد
آقای رامسون یه عروس خریده خارج از کالیفرنیا
اون پول زیادی خرج کرد اون مست و محکم ایستاد
اوه سوزانا اون خوشحاله
چون برای اون یه چیزه بهتر جلوی پاش زانو زد
آقای رامسون امروز ازدواج کرد امروز عروسیشه امروز عروسیشه
آقای رامسون امروز ازدواج کرد فردا چیکار میخواد کنه؟
هی بن من خوشحال میشم تو کارت بهت کمک کنم
براتون ملحفه گزاشتم آتش هم روشنه، کاری داشتین اینجام
شما از گرفتن من پشیمون نمیشی آقای رامسون من همسر خوبی برات میشم
تو مطمئنی که جهنم نرفتم
من مقصرت نمیدونم که منو گرفتی و یه زن رو آسون بدست آوردی
منو خریدی و پولشم پرداخت کردی
اما تو منو به عنوان یک همسر خریدی نه یک فاحشه
اگه تو دوباره اینطوری مثل یه سگ لعنتی طرفم بیای من بهت شلیک میکنم
ببین جای این که این چیزا رو بهم بگی
میخوام مردی رو ببینی که نصف راه رو تا ماه رفته
منظورم اینه که یه همسره خوب باش و به این ازدواج احترام بزار
اگه اینکارو کنی بهت افتخار میکنم
من نمیدونم تو به چی افتخار میکنی
من میدونم که تو اینجوری هستی آقای رامسون
پدرم هم همینجوری بود اون مثل یه ستاره سرگردان متولد شد
من به اندازه کافی احمق هستم که قبول کردم و با یه زورگو ازدواج کردم
همه چیزی که میخوام، فقط اسمته آقای رامسون
و کمترین مقداره احترام به خاطره همسرت
ولی بیشتر از همه
من میخوام تو برای من یه کلبه درست کنی
کلبه ای که ایستاده باشه وبرای زمستان هم یه شومینه سنگی داشته باشه
و یک درب تا بتونم باز وبستش کنم
اگه تو اینکار رو انجام بدی اون موقع میگم که تو به این ازدواج احترام گزاشتی
اما اگه پشیمون شدی که منو خریدی آقای رامسون همین الان بگو
حتی اگه من برای همیشه کار کنم مطمئن باش 800 دلارت رو پس میدم
من روح بزرگت و راه و روشت رو تحسین میکنم
این چیزیه که شما تحسین کردین؟ من تو رو تحسین میکنم
خیل خب ،من برای شما یه کلبه می سازم اسمم رو هم میدم تا بهش افتخار کنی
تو خانم بن رامسون هستی و من میکشم هر کسی رو که بهت بگه نیستی
من میرم که به این کار بچسبم
تا وقتی که طلاهام خرج بشه و اولین برف تو زمستان بیاد
تو بعدا منو سرزنش نمی کنی؟ که چرا من یه تفنگ روبروت گرفتم؟
نه خانم من قصد ندارم شما رو سرزنش کنم
به نظرم دیگه هیچ حس شرمی نسبت بهت ندارم آقای رامسون
هی بن این مردا این همه راه رو از کمپ اومدن اینجا تا همسرت رو ببینن
هی بن
ظاهرا تا من ازدواج کردم اینجا مکان توریستی شد
بعضی از این پسرا 15 مایل راه اومدن بن، زندگی مشترک چطوربود؟
شریک، خیلی خوب بود فقط من فراموش کردم که ازدواج کردم
کی حاضره 15 مایل پیاده بیاد تا منو نگاه کنه
من میتونم نگات کنم ولی آسون نیست
که با تنها زن اینجا ازدواج کنی اونم تو این کوهها
خیل خب پسرا این خانم میخواد که تو یه کلبه زندگی کنه
یه کلبه مناسب که از چوب ساخته بشه و زمستون بتونه دوام بیاره
پس به جای این که بشینین و خمیازه بکشین بیاین کار کنین
دنیایم دیگه برگشت شب های طولانی برمن گذشت
آسمان خیلی بزرگ بود و پناهگاه من وقتی تاریکی می آید
چهار دیوار این کلبه خواهد بود و فقط برای من درست کردن
من نیاز به یک آستانه دارم تا بتوانم از آن عبور کنم
کجا میتوانستم بنشینم و تا ابد شبنم جمع کنم
یک میلیون مایل دورتر
پشت این در
من دشت ها رو جمع میکردم که برایم خیلی زیاد بود
فضای آن طولانی بود و قلبم دراین میان منتظر
و زمزمه کلمات را هرگز نمیشنیدم
این اتاق برای من انجامش میده
هر شبانه روز میتونم به کسی خیره بشم
و جلوی صندلی بهش لبخند بزنم در همه جاش
یک میلیون مایل دورتر
پشت این در
هر شبانه روز میتونم به کسی خیره بشم
و جلوی صندلی بهش لبخند بزنم در همه جاش
یک میلیون مایل دورتر
پشت این در
بدونه ترس ،بدونه حماقت
بدون دروغ،بدون قوانین
فقط میخواهم زندگی کنم
و زندگی برای چیست
یک میلیون مایل دورتر
پشت این در
الیزابت. الیزابت
الیزابت؟
کجا بودی؟ پایین اینجا بودم داشتم حموم میکردم
یعن تو داشتی حموم میکردی؟
منظورم همون حمامه تو در بارم چی فکر کردی؟
تو پایین رفتی، همین الان خودتو در نور لخت و برهنه کردی؟
من دوست ندارم با لباس حموم بگیرم آقای رامسون
آیا جدی داری بهم میگی که تو حموم کردی؟
درسته من حموم گرفتم در نیمه شب؟
آقای رامسون در جامعه 400 نفری مردای اینجا میخوای من بیشتر حموم کنم
خودمو لخت و برهنه کنم تو وسط روز؟
تو چت شده؟ من چم شده؟
من که این اطراف در حال این کارا نیستم نیمه شب با زیر شلواریم
هی پسرا به این گوش کنین
صاحبان کلوپ خرگوشها و اسبها در سونورا
اعلام کردن که شش خانم رو بزودی روی صحنه نمایش میدن
تو سانفرانسیسکو در 15 آگوست
نظرتون چیه این که صد مایل دور از اینجاست
چقدر خوب میشه ما بتونیم بریم
هیچ کس سعی نکرده که همسره تو رو بدزده ،بن
من اعتراف میکنم که چند نفر هستن ولی کسی حتی فکرشم نمیکنه
مثلا هوراس تیبور اون فقط دوست داره بهش نگاه کنه
هوراس تیبور؟ بیخیال بن
اون فقط نگاه میکنه، کاری که نکرده اون یا هر کس دیگه به همین دلشون گرمه
اما تو شروع کردی به بد گمانی و ادا درآوردن
همه بهت میخندن من هرگز فکرم طرف هوراس تیبور نمیرفت
کدوم جهنم رو داری دید میزنی هوراس تیبور
من دنبال چوب دستی خودم هستم
تو چرا اینقدر زیادی سمت همسرم هستی
من قصد دارم بهت شلیک کنم تو مثل سگ هستی
بقیه شما هم گوریل شاخ دار شماها دارین چیکار میکنین؟
پولتون رو به اون شیش نفر فرانسوی بدین که از سونورا میان
اما فکرای شهوت انگیزتون رو از همسره من بردارین
من بهت توصیه میکنم رامسون که من رو دوباره سگ صدا نکنی
روشن شد؟ من مشتم رو به اون گوشت میچسبونم
چرا تو گیر دادی به تیبور، بسه دیگه
برگرد،ازش دور شو
آقای رامسون
رامسون آقای رامسون
هیچ کس با من رفتاره نادرست نکرده
هیچ چیزی منو آزار نداده در اردوگاه همه با من مهربونن
و تو به هر کدوم از این مردا مدیون هستی به ویژه به آقای تیبور،و باید عذرخواهی کنی
به خدا قسم حق با شماست
من نمیدونستم که چه اتفاقی افتاده من مثل یک احمق لعنتی رفتار کردم
من آرزو دارم و از همتون التماس میکنم منو ببخشید به خصوص شما
هوراس تیبور
خب فرض میکنم اگه من با تنها زن اینجا ازدواج کرده بودم
همسایه من ممکن بود که همینجوری دیوونه بشه
و خانم رامسون میتونم صحبتم رو کامل کنم؟
شما عاقل و با انصاف هستین
جلوشو بگیرین این دیوونه سعی کرد منو بکشه
من تقاضای یک جلسه در شهر برای بررسی مناسبه این مسئله دارم
اگه این چاقو یک اینچ پایین تر خورده بود امروز من اینجا نبودم
درست میگه همشهریان
تا زمانی که این مرد دیوانه در بین ماست هیچ کس امنیت نداره
پس باید همین امشب یک راه حل پیدا کنیم
ما دیگه منتظر نمی مونیم که شرایط بدتر بشه و اون به هدفش برسه
ممنون ساکت شین
آقای رئیس آقای آتول ناظره رسمیه ما رو این صندلیه
من میخوام از بن رامسون مستقیم بپرسم
چرا نمیخواد با کمی تلاش هوشیار بشه
و خودشو کنترل کنه و از حسادت دست برداره
نه شانسی نیست ، هر روز بدتر میشم با عرض معذرت نمیتونم بهتون کمک کنم
ما شریک آقای بن رو به رسمیت می شناسیم ممنون ،آقای هالبروک
من بهش خط دادم که بعضی از شما از این فکرا دارین
زمانی که من با بن رامسون اینجا شریک شدم ،اون بدبخت و ضعیف بود
معذرت میخوام خانم ولی اون زود دیوونه میشه
حالا چرا این افکار به ذهن بن فشار میاره
چون تنها یک زن در 90 مایلی این اطراف وجود داره
پیشنهاده من اینه که ما زنای بیشتری برای این شهر بیاریم
چطوری میخوای زنا رو اینجا بیاری
ساکت،ساکت هی من میدونم از کجا میتونیم اون زنا رو بیاریم
اون شش فرانسوی هفته دیگه شنبه از سونورا میان
بن حق با توهه
برید اونا رو بگیرین به اینجا بیارینشون
چطوری؟ مگر این که من جاکشه فرانسویا بشم و به سونورا برم
اگه تو جاکشه فرانسویا بشی که دیگه مشکلی نداریم
چطوری میتونیم این کار رو انجام بدیم؟
آسونه اونا باید اولش از ساکرامنتو رد شن
وقتی دارن اسباشون رو عوض میکنن در استابوتل
پنج نفری میریم سمتشون و اونا رو میدزدیم
بعدش از اونجا برمیگردیم به نظرت خیلی سخته؟
این کارا فقط برای من خوبه وقتشه بریم انجامش بدیم
ساکت،ساکت بشین سر جات
این پیشنهادته آقای رامسون
که ما رانندشون رو بندازیم بیرون و مربی و شش تا زن رو بدزدیم
چیزه بهتری به نظرت میاد ،گوش میکنم
تو نمی بینی که چه چیز اینجا اشتباهه چه چیز؟
خب اگه شما احتمال درگیری رو در نظر نگیرین
و در سرقت و آدم ربایی به مشکل خوردین چه جهنمی برای اشتباهتون میخواین برین
تو دیوانه ای بشین سرجات
تو دیوانه ای مرد آقای شرمرهون ،تو از نظم خارج شدی
چی؟ میرم پایین
ادامه حرفتو بده ،آقای شرمرهون چی؟
صحبت کن تو خل شدی ،تو دیوانه ای مرد
فکرشو کردی که بعدش مردم اونجا تو سونورا چیکار میکنن
وقتی که ما اونا رو بدزدیم
اونا اسلحه بدست میگیرن و سریع اینجا میان که اونا رو پس بگیرن
ساکت،ساکت،ساکت
آقایان آقای اتول، ایشون ازاونجا نظر میدن
آقایان ، درفاصله پنجاه مایلی از اینجا تا استاربوتل
جاده یا مسیری وجود نداره حتی الاغ من هم میتونه اینکارو بکنه
تو هم دیوانه ای علاوه بر این ما با سونورا وارده جنگ میشیم
شما میخواین ما رو بندازین تو تجارته زنای فاحشه
آقای شرمرهون ،تو از نظم خارج شدی
دوباره؟ تو رو رسمی نمیشناسیم
من شرمرهورن هستم
آقای هالبروک اوه بشین سرجات
بن،این پسرا درست میگن آقای هالبروک ،من پیشنهادم رو پس میگیرم
چرا یه دفعه از سرت پرید؟
بن تو نمیتونی بعدا انتظار داشته باشی که یه ساختمان دو طبقه درست بشه
فقط برای نگهداری این زنا کی گفته دو طبقه؟
کی درستش کنه، با میز بازی و لوازمش
ویلی فاسده بد شانس میسازه بشین دیگه
تو نمیتونی انتظار داشته باشی که اون یه ساختمان فانتزی بسازه با لوستر
و شاهکارهای هنری و بساط قمار و شش تخت زیبا در طبقه بالا
بن ،کدوم بد شانسی مایل هست از اطراف به اینجا بیاد و پولاشو خرجه
زن و ویسکی کنه کناره آقای آتول و شرمرهورن
تو فکر میکنی ،بده؟
آره، این وحشتناکه، خیلی وحشتناکه
تو میتونی بریی، ولی ما این اردوگاه رو به یه شهر پررونق تبدیل میکنیم ما نمیخوایم اینجوری انجامش بدیم
لابد یک سالن میسازی آره ،با یک فاحشه خونه
و یک سالن دیگه برای قمار و یک فاحشه خونه دیگه
و کلی هتل و املاک هم بر پا میشه
از اونا میخوایم پول خرج کنن و طلاهاشونو بیشتر از قبل خرج کنن
این مردان به اینجا نمیان که یه کشور بسازن پیش خودت چی فکر کردی
درسته اما این برای اون مردا ،یک رویای بزرگ و چشم اندازی از عظمت آمریکاست
من بهت هشدار میدم ،اگه میخوای که این جای دلتنگ به یه شهر پررونق تبدیل بشه
که از هیچی پر نباشه، جز میلیونرها
همه شما باید کار کنین و یه فاحشه خونه کوچک دو طبقه رو بسازین
من میگم اجازه بدین رای گیری کنیم و هر کس مخالفت کنه به کشور خیانت کرده
تمام کسایی که موافق آوردن فاحشه به اردوگاه هستن بلند شن
تصویب شد
پاردنر،تو فکرای جالبی داری من تازه شروع به درکت کردم
چرا نمیتونم باهاتون بیام؟ پس چه کسی از الیزابت مراقبت کنه
سه روز طول میکشه اونا رو اینجا بیاریم
تو که انتظار نداری من اونو ترک کنم و الیزابت رو این وسط تنها بزارم
من به کی میتونم اعتماد کنم ،اگه تو نمونی؟
شریک ،بهم نگفته بودی که از همسرت نگهبانی کنم
خب ،فقط بمون تا بیام
ایست کاپیتان برانس فادر از قلعه سامتر هستم
مسافرین سونورا چه موقع میرسن؟ فردا حدوده ساعت 4 بعد از ظهر ،چطور مگه؟
به سربازا برس ، پیاده شین
بیا تو پاردنر
مطمئنی من مزاحمت نیستم؟ بیا تو
تو فکر میکنی که بن سه روز دیگه برگرده؟
چطور؟ دوست دارم بدونم
منتظره کسی برای شام هستی؟
شما ، بیا بشین
ممنون
نمیدونستم که شما منتظره من بودین
من با درختان حرف میزنم
اما اونا بهم گوش نمیدن
من با ستاره ها حرف میزنم
اما اونا هرگز بهم گوش نمیدن
نسیم زمانی نداره
برای ایستادن و شنیدن آنچه که من می گویم
من با همه آنها حرف میزنم
ولی بیهودست
اما ناگهان کلماتم
به گوش یکی دیگر رسید
و آن دیگری را لمس کرد خیلی دلتنگم
من به رویاهایم می گویم
و درحالی که تو به من گوش می دهی
من ناگهان می بینم که آنها به حقیقت می پیوندند
من می توانم خودمان را در یک شب آوریل ببینم
که به مزرعه نگاه میکنیم
و شام را در زیر نور شمع میخوریم
قدم میزنیم و دستت در دستم است
سپس به تو میگویم که روزه من چطور گذشت
و فکر میکنم که شب چطور خواهد بود
و سعی خواهم کرد کلماتی برای گفتن بیابم
از همه چیزهایی که برای من مهم است
من به رویاهایم می گویم
و درحالی که تو به من گوش می دهی
من ناگهان می بینم که آنها
به حقیقت می پیوندند
اونا از استاربوتل خارج شدن
خیل خب،با هم ساقطش میکنیم
بزارم پایین احمق دیوونه بزارم پایین
پایین، پایین، پایین، پایین همه به خط شین
بیاین ،حرکت کنین
کاپیتان برانس فادر از قلعه سامتر هستم درخدمت شمام ،خانوم ها
از اینجا برای محافظت از شما در طول راه ما باید از این مسیره انحرافی بریم
از کی یک مسیره انحرافی اینجا تو کشور باز شده؟ راه پیش رو دیگه امن نیست
درگیری شده اطراف اینجا هیچ جای امنی نیست
خانمها لطفا آروم باشین ،برمیگردیم باید میسرو عوض کنیم
استادمون داره میاد ، استادمون داره میاد داره میاد ، داره میاد ، داره میاد ، داره میاد ، داره میاد
استادمون داره میاد اگه گوش کنی ،صداش میاد
از رو تپه ،با تاخت و تاز، داره میاد
این صدایی که میشنویم به گوشامون ،خوب میاد
داره صدامون میکنه این وحشی بی نظیره
استادمون داره میاد تو میتونی از نزدیک احساسش کنی
همشو یک باره به نمایش میاره
به چشمتون نگاه میکنه از آسمان سقوط میکنه
مثل یک استاده پر از رویاهایی که به حقیقت می پیونده
برای من آورده چشمهایی مهتابی
و لبهایی شیرین که عینه شرابه
و دارن میرسن با آغوش و بالش
و این شب آنها مال من خواهند شد
استادمون داره میاد تا شما را مثل یک استاد هدایت کنه
برو صابون رو بیار اونا دور نیستن
جوراب رو از پات دربیار
موهاتو شونه کن ،شسته و رفته کن
استادمون داره میاد استادمون داره میاد ،همین امروز
استادمون داره میاد عجله کنین ،عجله کنین ،صداشو میشنوین؟
با محموله ای ، لذت بخش
میزو صندلی را جمع کنید وتخت را از پله بالا ببرید
و مطمئن باشید که هر قفل فقط یک کلید دارد
اون دخترا دارن میرسن چه کسی عطره میخره؟
چه کسی پودر و روژ از پاریس میخواد
چه کسی باید بره و یک جا براشون جور کنه
جایی که منم خواهم رفت
استادمون داره میاد مثل گوزنی که پرواز میکنه
از خدا ممنونیم که کمکش در راه بود
با تمام قلبمون از شما تشکر میکنیم
برای این شش لقمه لذیذ
استادمون داره میاد ،همین امروز
استادمون داره میاد اگه گوش کنی ،صداش میاد
از رو تپه ،با تاخت و تاز، داره میاد
این صدایی که میشنویم به گوشامون ،خوب میاد
داره صدامون میکنه این وحشی بی نظیره
برای من آورده چشمهایی مهتابی
و لبهایی شیرین که عینه شرابه
و دارن میرسن با آغوش و بالش
و این شب آنها مال من خواهند شد
استادمون داره میاد تو میتونی از نزدیک احساسش کنی
همشو یک باره به نمایش میاره
به چشمتون نگاه میکنه از آسمان سقوط میکنه
مثل یک استاده پر از رویاهایی که به حقیقت می پیونده
برای من آورده چشمهایی مهتابی
و لبهایی شیرین که عینه شرابه
و دارن میرسن با آغوش و بالش
و این شب آنها مال من خواهند شد
استادمون داره میاد حالا این سوار رو روشن میبینیم
و صداش بلندتر داره میاد
نه دیگه جای دوری نمیرن حالا دیگه اونا رسیدن
استادمون داره میاد استادمون دیگه رسید
و اون اینجاست
بن
پاردنر،من میخوام با تو صحبت کنم
تو فاسد و شهوت پرست و فریبکاری،خیانت کاره خوبی نیست
تنها دلیلی که مغزت رو نمیترکونم اینه که اینجوری آروم نمیشم
چون میخوام بگیرم ،با دستای خالی از هم جدا و پارش کنم
بن، موضوع چیه ، چی شده؟
شما دو نفر روی اسب چیکار داشتین میکردین؟
سواری میکردیم.پس چی بود؟ این آخرین جایی بود که با اسب رفتیم
با کدوم اسب رفتی؟ با اسب اون رفتیم
پس اسب خودت کجاست؟
اسبم رو تو گرفتی
اگر این درست باشه برای همین با من مبارزه نکردی؟
چون تو به تازگی اینجا نبودی ،بن
کاملا واقعیت داره تو خودت هم اینو میدونی
پاردنر،بلند شو
فکت چطوره؟ حس میکنم که پیاده شده
تو باید به من اعتماد کنی بن حق با توهه
تو مردی نیستی که بخوای سراغ همسره یه مرد دیگه بری
به خصوص با اون شیش نفری که به شهر آوردیم
درسته بن من از این کارا نمیکنم
این تنها نوعی از احساسه که همیشه وجود داره ،و عمق داره
و اگه تو الیزابت رو میخواستی
خودت میومدی بهم میگفتی قبل از این که اون بگه
درسته بن همین کارو میکردم
تو مرده خوبی هستی پاردنر من اومده بودم همین کارو انجام بدم
به من بگو کدوم یک از احساسات الیزابت عمیقه
بن ،تو یه بار دیگه منو زدی من اون مخت رو باز میکنم
هیچ چیز اتفاق نیفتاده ،هیچ چیز هم اتفاق نمیفته چون من دارم میرم
تو این شراکت رو میشکنی؟
اگه من این اطراف زیادی بمونم باید تو و اونو تماشا کنم
و تبدیل میشم به یک خائن بزرگ از طرف تو
خیل خب
پس سهم من از طلاهام رو بردار ببر
تو میتونی اون قاطر رو هم داشته باشی و ظرف نویه جستجوی طلا
حتی میتونی صندلیمو هم داشته باشی البته اگه میخوای
چه اتفاقی افتاده ،بن؟ کجا میری؟ دیگه کجا رو میخوای بگیری؟
اینا مال پاردنره ،اون داره میره
جای دوری میره؟ اون هرگز بهم نگفته که میخواد بره
البته که نمیگه ،تو نمیدونستی که اون مرد مثل منه ، الیزابت
چی میگی؟
اون تو رو دوست داره ، به همین دلیل میخواد بره
من نمیخوام پاردنر از اینجا بره بن من اونو دوست دارم
بازش کن پاردنر،تو جایی نمیری این زن تو رو دوست داره
پس کی چرخ نو روی گاریم بزاره؟ اینکارو نکن
حتی راست هم بگی من همسره تورو نمیخوام ،این حرفه آخرمه
اما تو هم اونو دوست داری پس یه کار میکنیم
تنها راهی که برای هر کدوم ما وجود داره تا خوشحال بشیم
اینه که یکی از ما بره و همه چیزو فراموش کنه ، پس من میرم
از سر راهم برو کنار
پاردنر یه زمانی در زندگی به وجود میاد که باید همکاری کنیم
وقتی مرحله اول رو رفتی دیگه راهی نداری
به جز این که از بعضی چیزا دست بکشی و به مرحله دوم بری
تو همینجا میمونی
چی شد؟ اون میمونه
اون صدمه دیده؟ نه فقط خسته شده
اون خوب میشه،مثل اولش در عرض چند هفته
کجا داری میری، بن؟
تو عاشق پاردنر هستی؟ اونو بگیر الیزابت ازش خوب مراقبت کن
این مرد ثروتمند میشه من تا الان تلاشمو کردم ،اون قویه
البته من میدونم که شما زنا دوست دارین همه چیز قانونی باشه،مدارکش اینجاست
دو هفته برای شما طول میکشه تا از این قضیه رها بشین
بعد از این تو نام خودت رو از صاحب جدیدت میگیری
مدارکش اینجاست در دفتره معدن
و بعدش همه چیز قانونی میشه
بن،من نمیخوام تو بری من دوستت دارم
در باره چی حرف میزنی؟ الیزابت
تو شوهره منی من نمیخوام تو از بین ما بری
چی شده؟ بهش اجاز نده بره، پاردنر
تو بهم گفتی اون منو دوست داره تو مگه نگفتی که اونو دوست داری؟
آره درسته ، دوسش دارم
ولی تو گفتی که عاشق بن هستی
آره ،درسته ، هستم
بن تو الان احساس نیاز به یک نوشیدنی رو داری؟
از کجا فهمیدی؟ چون منم میخوام
اما پاردنر تو نباید بنوشی نه میخوام حالم عوض شه
انجام این کار به یک زن نیاز داره
تا به دلت برکت بده
ببین الیزابت بیا سعی کنیم در این مورد عاقل باشیم
محض رضای خدا بگو، چی تو فکرت میگذره
چرا نتونم ، من عاشق هر دوی شما شدم
اما این کار شدنی نیست،الیزابت تو نمیتونی هر دوی ما رو داشته باشی
چرا که نه؟ چرا که نه؟
چرا که نه؟ چون یه زن نمیتونه دوتا شوهر داشته باشه
من ازدواج کرده بودم با مردی که دوتا زن داشت
پس چرا زن نتونه دوتا شوهر داشته باشه؟
چون تو نمیتونی خب،چرا؟
تو بهش توضیح بده بن من نمیخوام مجبورش کنم پاردنر
اما من گیج شدم ولی فکر کنم
اگه ما بتونیم باید قوانین خودمون رو اینجا به ترتیب تشکیل بدیم
مثل همون مرد که دو زن داشت و یکی رو در حراج فروخت و هیچکس بهش دوباره فکر نکرد
یا اگه شهر نیاز به زن داشت دزدیدن اونا طبیعی به نظر میاد
یا اگه دو نفر شریک باشن بتونن یه همسر رو با هم شریک بشن،چرا که نه؟
اینجا میشیگان نیست این کشور طلاست
چرا، جهنم، این کشور طلاییه
دست نخورده و بدست بشر آلوده نشده
مردم میتونن با چشمشون به این تمدن نگاه کنند و تف کنن
و تو مجبور نیستی که از دیگران مخفی کنی که عاشق همسایت شدی
در اینجا انسان ، وحشی و آزاده
و در سراسر این کشور اونا هر یکشنبه علیه اش موعظه میکنن
اما خدا بهشون گوش نمیده میدونی چرا؟
چون خدا همینجاست در کالیفرنیای باشکوه
تو داری سعی میکنی بهم بگی که موافق اینکاری؟ من موافق هستم
من فکر می کنم این یک کاره انسانی و عملی و یک راه حل زیباست
و خیلی هم حساسه شدنی نیست
در میشیگان نیست ولی در کالیفرنیا هست
تو چی داری میگی؟ فکر میکنی در مورده چی باهات حرف میزنم؟
منظورم کل شهره همه آماده شدن با اون فرانسویا شاخ بازی کنن
اون لعنتیها خوشحال میشن دو نفر کمتر تو صف بمونن
بن،تو درست میگی
البته که درست میگم شبیه کسی شدی که ازش خواستن
بره کاره غیره اخلاقی کنه مثلا سرقت طلا
اگه این باشه که بد نیست پس چه جهنمی در نظرت بده؟
تو فهرست این دستورات رو به من نشون بده
جایی که بگن زن نمیتونه دو تا شوهر داشته باشه
هیچ دستوری مثل این وجود نداره
لعنتی داغه ،فکر کنم خیلی عالیه این تاریخ سازه
نتونستم نیگرش دارم
الیزابت؟ بله ، بن
ما سه نفر شدیم برای صرف شام
فاحشه های بی شرم
شما مثل بعضی از این مردا فکر کردین که خداوند فقط در یک ورق قدیمی کاغذ از 2000 سال پیش وجود داره؟
شما در اشتباه هستین اون الان اینجاست و شما رو میبینه
ای بیخدایان کافر،شما دیگر که هستین فراماسونید؟ انجمن مخفی؟
فرستادگان بت پرست از آبهای بابل هستین؟
مستهای پرخور
قمارباز، زناکار، شهوتران
زنا کار چیه؟ من نمیدونم،من مذهبی نیستم مرد
از این شهر بوی زننده می آید گوشه گوشه اش لجن است و شما را مریض میکند
خداوند این را نمیخواهد بسیار دیر است
بیا بالا کشیش تا بهت یه دین قدیمی نشون بدم
صبح بخیر خانم رامسون،شوهرات چطورن؟ خوبن ، ممنون آقای آتول
شوهرات؟ آیا من شوهرات شنیدم؟
شما حیوانید،شما کافرید
ای خداوند،ای پروردگاره خالق چشمانم را ببند،و بینی ام را نگه دار
من در حال عبور از این زباله دان انسانی هستم
بیا ،رفیق
تفاله ،چنگال کثیفت رو از روی همسرم بردار،ای مرغ مگس خوار
شما خوک و بت پرستین
آیا میدانید که خداوند با دو شهره سدوم و گموراه چه کرد
وقتی که 50 مرد صالح هم در آنها پیدا نشد آن شهرها سوختند
حال من جایی را میبینم که 40 نفر هم پیدا نیست
نه سی تا
نه دوتا
نه یکی
آره و اون اینجاست
شما میخواین بدونید ، بد ترین نوع گناه در کجاست؟ همین جاست
شما میخواین بدونید ،کجا ایمان رو پشت سر میزارن همین جا
سدوم، در گناه و جهت مخالف بود
و شما هم اگه میخواین بدونین بدجنسها کجا هستن همین جان
منظور من، همینجاست
شما میخواین بدونین ، کجا میشه با روانیها زندگی کرد؟ همین جا
زن و ویسکی شب و روز همینجاست
شما میخواین گوساله طلایی رو درآغوش بگیرین، از مچ پا و ران و بالای نیم تنه
همینجا منظور من، همینجاست
شهر بدون نام،شهره بدون نام خداوند اینجا را دوست ندارد
شهر بدون نام،شهره بدون نام روزه ،حساب پس دادن نزدیک ،است
شهر بدون نام،شهره بدون نام اینجا چیزیست که او انجام خواهد داد
این شهر نابود شده و به زمین فرو خواهد رفت و خداحافظ شما
آیا به بهشت میروید؟ یا به جهنم میروید؟
به جهنم میرویم توبه میکنید یا خوشگذرانی
خوشگذرانی میکنیم و خدا خواهد گرفت ،شهره بی نام را
و پایان خواهد یافت و آن زیبا نخواهد بود
همینجا منظور من، همینجاست
آمین
عصر به خیر ،پاردنر عصر به خیر، الیزابت
عصر به خیر، بن عصر به خیر ،الیزابت
شنیدم که جرج لونرگان رو از شهر بیرون کشوندن
اون باهوشه اون شکست خورد
بن،فکرشو کردی که حفاری معدن در این بخش داره کاملا تموم میشه
ما باید چیکار کنیم؟
شنیدم که قراره به معدن سگ سرخ بریم
من خونمو ترک نمیکنم ،بن منم این پیشنهاد رو نکردم
من در چمن و گل و لای و آب زندگی میکردم قبل از اینکه اینجا بیام
بن ،اون ازت نمیخواد که خونتو ترک کنی
لعنتی ، چرا که نه؟ الیزایت تو این شهر رو همون قدر دوست داری که من شرمرهورن رو دوست دارم
درسته،درسته آقای رامسون من از چیزی که این شهر بهش تبدیل شده نفرت دارم
اما اینجا مکانیه که ما میتونیم با هم زندگی کنیم
و چیزی که من ازش متنفر نیستم
اینه که من شما دوتا رو دوست دارم همینطور این کلبه رو
اگه میخوای به معدن سگ سرخ بری تو میتونی بری،اما من اینجا میمونم
هر زمان که بخوای میتونی بری
الیزابت،تنها چیزی که تو رو متوقف کرده اینه که تو کاملا سرسختی
یکی باید باشه که به اونجا بره کسی باید از خانواده حمایت کنه
تو نمیتونی بیای چون اون زمستان تو کلبه تنها میشه
من اونو اینجا تنها نمیزارم
تو میخوای اجازه بدی که این مرد که از تو مراقبت و پرستاری کرد تا حالت خوب بشه
تنها بمونه، در حالی که به خواب زمستونی رفته درست مثل یک موش خرمای چاق
اگه اون میره تو هم برو همچین قصدی ندارم
خب،پس من میرم اگه اون بره ، تو هم باهاش میری
من فقط میخوام بهت بگم که تو نمیتونی در زمستان اینجا تنها بمونی
تو تا به حال همچین زن سرسختی دیدی؟
نه ، هرگز ندیدم
اما اگه تا الان شناخته باشیش میدونی که در برابرمون رک و راست می ایسته
من مطمئن شدم ،امشب خیلی خستم باید از بلند کردن اون کارت ها باشه
من فقط چند دست شب گذشته بازی کردم ،الیزابت یه سری خوش شانس بودم ، شکست هم خوردم
بزار بهت بگم به سوئینی سه انگشتی باختم هفته دیگه باید بدهیمو بدم
تو شب گذشته داشتی پوکر بازی میکردی؟ آره میکردم و تو هم خسته بودی ،یادت اومد؟
خب من فکر کنم که برم آخرین نوشیدنیمو بخورم با سه تا لیمو
اونا فردا از اینجا بیرون میکشن اون چقدر به سوئینی بدهکاره؟
صبر کن ،من از تو پول نمیخوام چرا نه؟
چون یک مرد نباید اینکارو کنه در میشیگان یا کالیفرنیا
این برای من خوبه اما تو اگه میخوای مردانگیتو حفظ کنی
سعی کن به زورم که شده با جفت چهار دست و پات اینکارو ترک کنی
برای صبحانه میبینمتون
ببخشید پسرا پاردنر امشب بازی نمیکنه
ویلی . جک دیوونه رو ندیدی؟ اون اونجاست
من میخوام این خاک طلا رو به دلار تبدیل کنم
هی مواظب باش،تو طلای خودتو از دست میدی هر بار که آرنج یکی به دستت میخوره
بیشتر از اینا اینجا ریخته یک ماه کاره شبانه روزیشو از بین برده
مثل ثروت دزدان دریایی رفته زیره کف این تخته
تو کجا میخوای بری؟ جایی که بتونم مقداری طلا پیدا کنم
شاید تپه فلشپوت شاید دره میمونها ،نمیدونم
روح خود را نجات دهید و برای ساخت خانه ای برای خداوند کمک کنید
اون میتونه کلبه من بگیره،من دارم از اینجا میرم
شما تفاله ها، پول پرستین
و خداوند میگوید پول سرچشمه همه پلیدیهاست
چون اون هرگز پولدار نبود
اون در مورده شما میدونه ،بن رامسون بهم نگو
زندگیت مثل حیووناست تو به جهنم میری
امیدوارم. همین هم خیلی کم نیست
من میخوام یه تونل بکنم و خاک طلایی رو که زیره این طبقه ریخته جمع کنم
ما چطور میتونیم اینجا یه تونل حفاری کنیم بدون این که دیده بشه
ما از پایین حفاری میکنم از کف طبقه
زیره خیابون همینجا درستش میکنیم
یک تونل؟ تو احمقی
شما دیوانه ها چی میکنین حفاری میکنیم ،بعدا میفهمی
چه جهنمی داره اتفاق میفته؟ ما زیره طبقه ویلی یه تونل میزنیم
و بعدش خاک طلای کف رو جمع می کنین
از کجا فهمیدی؟ هفته هاست که بهش فکر میکنم
پس چرا چیزی نگفتی؟ تو کثیف و تنبل و مستی
من تنبلم؟ لعنت به تو دانکن خفه شو
به حفاریمون نگاه کن ،بعدا بزنش درسته
بعدا میتونی منو بزنی خودم یادت میندازم
پاردنر رو نباید این وسط فراموش کنیم راستی اون کجاست؟
اون تو خونست اون تو خونه چیکار میکنه؟
جک دیوونه،لعنت به تو اون زبونتو نیگردار یا این که من
تو بعدا میتونی اونو بزنی درسته،بعدا میتونی منو بزنی
منم یادتون میندازم بکنین
سلام ویلی ،تو بن رامسون رو ندیدی؟ آ آ
ببخشید اون دره خونی رو ببند
شما دارین یه سوراخ میکنین این یه کلکه، پس از دستش نده، هستی؟
بن پاردنر،ما خبره بزرگی برات داریم
شماها چیکار میکنین؟ ما پیش ویلی نمیریم
اینجا 16 تالار قمار داره با هفت هتل و 21 سالن اجرای برنامه
با کمک جک دیوونه ما میخوایم زیره همشون تونل بزنیم
در داخل خیابان اصلی از یک سمت به سمت دیگه
چطوری این همه زمین رو حفاری کنیم؟ با حوصله
نکنه دیوونه شدی ،بن؟ نه،اون دیوونه نشده الیزابت
کلی خاک طلا اونجا وجود داره باید بریم کف طبقه
من فکر میکنم که بیش از حد وجود داره
فکر کنم ممکنه به قدره کافی تا زمستون جمع کنیم
هردو تون عجله کنین اینو بخورین قهوه تا یک دقیقه دیگه آماده میشه
نمیخوام شما دیر به کارتون برسین
کوده این زمین خالصه کود چیزه خوبیه
و گل ولای با لجنه فقط لجنش خوبه
تو این باتلاق غرق میشیم باتلاقش هم خوبه
شل میشه مثل خامه خامه نشانه خوبیه
فقیرا امیدوار شدن که میتونن صابون بخرن
رنگین کمون که یک گلدان نیست
ومن نقطه ای بیش نیستم
چند متر پایین تر چیزای زیادی وجود داره
فقط از حالا منتظره خریدن توتون و تنباکوی سیگارم تا وقتی که بمیرم
بهترین چیزها در زندگی کثیف هستند و در زندگی هیچ چیز نیست
بهتره طلای کثیف رو نگه داریم که بهترین چیز در زندگیه
کثیف و کثیف تر از طلا طلاست طلاست طلاست
بیش از حد طلا وجود داره طلا به اندازه کافی هست
که این زیر دفن شده طلا زیباست
این دانه در زمین وجود داره طلا دوست داشتنیه
فقط صبر کن تا رشد کنه تا طلا مصرف بشه
این مرد اعتقاد داره این معدن همش حرص و طمعه
بانک ها چه حساب هایی دارند؟
و من از یک ذرش نمیگذرم
این زیر مقداره بی پایانی وجود داره در زباله های قدیمی و کثیف
این چیزه کثیف زود به اسکناس کهنه تبدیل میشه
بهترین چیزها در زندگی کثیف هستند که بدترین چیزا در زندگی هستند
بلند شم بدون صابون تمیز شم که بهترین چیز در زندگی هستش
کثیف و کثیف تر از طلا طلاست طلاست طلاست
بهترین چیزها در زندگی کثیف هستند که بدترین چیزا در زندگی هستند
پول داشتن بدون زحمت بهترین چیز در زندگیه
کثیف و کثیف تر از طلا طلاست طلاست طلاست
این تکه های فاسد لزج و کثیف و شپشی دوست داشتنی اند
طلا
هی شما بدجنسا اینجا هستین
من اینو در کوه پیدا کردم اون نصفش یخ زده
اون گفته که واگن قطارشون از ریل افتاد و چپ شد
زودباشین باید گروه نجات تشکیل بدیم
بیاین از این کوهها خارج بشیم قبل از اینکه طوفان بیاد و بسته شه
تو دراوج فصل به ارتفاع اومدی آقای فنتی
ما براتون در هتل جا پیدا میکنیم خیلی از شما زخمی شدین
اگه شما نمیرین به قدره یک جهنم زمان دارین
ما نباید این افراد محترم رو به، شهره بی نام ،ببریم
میتونیم چندتاشونو به محل خودمون ببریم میتونی بقیه رو بیاری؟
شما در کلبتون،اتاق برای چند تا زخمی دارین؟
بن شوهرش رو میاره خانم فنتی،ایشون خانم رامسون هستن
من پسر خانم فنتی ، هورتون هستم اینم خواهرم لوراست
اینجا چند تا پتو داریم با آتش گرم نیگرش دارین
میرم از بچه ها مراقبت کنم
شوهره شما مرده خوبیه خانم رامسون
بله اونا خوبن
من گفتم که شوهر شما یک مرد خوبه
بله، ممنونم، خانم فنتی شما نگران نباشین
بچه ها خوابیدن الان میرم آقای فنتی رو ببینم
ممنونم،آقای رامسون
اسم من رامسون نیست خانم این اسمه همسرمه
من شرط میبندم که کمی گیج کننده به نظر میرسه،اینطور نیست؟
یه کم، آره
چطور ممکنه شما و همسرتون نامتون یکسان نباشه؟
توضیحش آسانه همونه؟
در بخش چینی از شهر یه بتکده و سالن جهنمی هست
که در طبقه بالاش یه شاهزاد خانم واقعی چینی زندگی میکنه
که گاهی از اوقات از من برای صرف یه تخم مرغ کوچیک دعوت میکرد،،،بن
رامسون من میخوام دعا کنم برای قربانیان متاسفم
کشیش ،این مردم به اندازه کافی رنج بردن
چرا تو از اینجا بیرون نمیری جایی که خدا بتونه بهتر دعاتو بشنوه
چون من بلدم خودم اینجا صحبت کنم
بن،تو نمیتونی با کشیش در مقابل این افراد اینطوری صحبت کنی
اینا یه خانواده خوب و اهل کلیسان
برو ببین پاردنر کجاست و چی لازم داره
باشه، خانم
آقای رامسون ،شما به من بقیه این داستان رو بعد از شام میگید؟
حتما، حدوده ده سال بعد از شام
من از خواهره کوچکت مراقبت میکنم شما گرم نگهش دارین
خانم رامسون ،اگه اون آقا شوهرتونه پس این آقای رامسون کیه؟
اون شریک شوهرم،پاردنره پس چطور اسمش روی شماست
فقط یه تصادفه
درباره چی حرف میزنی؟ بن الیزابت که مریض نیست
به من گوش کن اون یه جورایی بی محبت شده
چند روزه که داره تو تب عفت وایمان میسوزه
پس مراقب باش چرا؟
پاردنر،این تجربه منه هیچ چیزی بیرحم تر و
خائن تر از یک زن واقعی و خوب وجود نداره
بن، تو باید امشب به هتل آتول بری
چرا؟
من نمیتونم به اونا بگم که من با دوتا مرد زندگی میکنم،من اصلا نمیتونم
الیزابت، تو احساس نداری
اینجوری میخوای محترمانه آقای رامسون رو بندازی بیرون
در حالی که خانم رامسون با یه مرد دیگه باقی میمونه
اگه کسی قراره بره،اون منم که باید برم
تو نمیتونی بری من قبلا به اونا گفتم که پاردنر شوهرمه
به اونا بگو که اشتباه شده این فقط برای یک یا دو شبه
این چه نظریه که داری اونا شش هفته میمونن قبل از این که بتونن برن
اون کشاورز بیشعور به قدره کافی بهم یخ زده
خیلی سخت زنده موندیم کشاورزای لعنتی
باشه،میرم بیرون بخوابم کجا میری؟
برم وسایلم رو بیارم من برات اینجا آوردمش
در تونل میبینمت، بن
تو هم از اینجا میری،بن نه
من هم نه،به گمانم دو نوع آدم در این دنیا وجود داره ،بن
افرادی که در حرکتند و افرادی که میمانند درست نیست؟
نه،این درست نیست خب، چی درسته؟
آه ، دو نوع از مردم وجود داره
آنهایی که به جایی میروند و آنهایی که به هیچ جا نمیروند، این درسته
من موافق نیستم، بن
چون تو نمیدونی من در مورده چه جهنمی حرف میزنم
من یه شهرونده سابقم که جایی ندارم و گاهی اوقات خیلی دل تنگ میشم
من متولد شدم
زیره یک ستاره سرگردان
من متولد شدم
زیره یک ستاره سرگردان
چرخ برای گاری ساخته شده و قاطربهش بسته میشه
من هرگز ندیدم و به نظرم نمیاد که از این بهتر بشه
من متولد شدم
زیره یک ستاره سرگردان
تو در گل ولای میتونی اسیر شی و دردشت هم میتونی پخته شی
برف میتواند چشمانم رو بسوزاند اما فقط مردم بهت گریه میکنند
خانه ای ساخته شده در آینده برای رفتن رویاها
که با هر نوع شانس هرگز به حقیقت نخواهد رسید
من متولد شدم
زیره یک ستاره سرگردان
من متولد شدم
زیره یک ستاره سرگردان
آیا من میدانم جهنم کجاست؟ جهنم سلام میکنه
بهشت برای همیشه خداحافظی کرد زمان رفتن من سر رسیده
من متولد شدم
زیره یک ستاره سرگردان
و تو و تو یک ستاره سرگردانی
تو در گل ولای میتونی اسیر شی و دردشت هم میتونی پخته شی
برف میتواند چشمانم رو بسوزاند اما فقط مردم بهت گریه میکنند
خانه ای ساخته شده در آینده برای رفتن رویاها
که با هر نوع شانس هرگز به حقیقت نخواهد رسید
من متولد شدم
زیره یک ستاره سرگردان
من متولد شدم
زیره یک ستاره سرگردان
وقتی به بهشت رسیدم من را به یک درخت ببندید
یا که من دوباره سرگردان خواهم شد و به زودی میدانید که من کجا هستم
من متولد شدم
زیره یک ستاره سرگردان
و تو و تو یک ستاره سرگردانی
ویلی، میتونی بهم یه جا بدی برای چند روز؟
حتما ،خودت بردار نه منظورم یه اتاقه که بتونم بخوابم
ما تخت خالی نداریم اجاره بدیم
فقط تا زمانی که اون کشاورزای بیمار خونه منو ترک کنن
صبر کن، کلوتیلد یه مدته که رفته
از اتاقش استفاده کن چه اتفاقی برای کلوتیلد افتاده؟
بعضیا آزارش دادن بهش گفتن اگه باهاشون ازدواج نکنه قصد دارن بکشنش
اون بیرون اومده تا اونا رو بپیچونه
اون گفته که ازدواج کرده و میخواد کارش رو ترک کنه
این کارش کوته فکرانه هست
این بوی خوشبو دهندست
کشاورزای لعنتی
شکر،،حدس بزن این کیه
شکر،،حدس بزن این کیه
باید عجله کنیم اینجا بیش از حد موندیم
از وقتی اومدی بوی یک زن رو میدی
صبح بخیر صبح بخیر صبح بخیر آقای رامسون
شما یه ساعت دیر کردین کدوم جهنمی بودین؟
اون به کسی چیزی نمیگه اون از خانواده خودمونه
فقط میخواد ببینه معدن طلا چه شکلیه
تو اگه دهنت رو در این مورد باز کنی من یه دینامیت توش میزارم
تو هیچی نمیگی، شنیدی؟ من به خدا قسم میخورم
من گفتم هیچی نمیگی از اول تا آخرش 4 کلمست
یک ساعت اضافه کاری میکنین به خاطر این که دیر کردین
الیزابت چطوره؟ اون خوبه
ما میخوایم تو رو برای امشب شام دعوت کنیم
راست میگی؟ آره ،ساعت 6:30،خوبه دیگه؟
این همسایت قویه اما من باید مثل یه کشیش نقش بازی کنم
احتمالا بعضی وقتا
اگه تو یکی از خانواده ما هستی باید حفاری کنی
آقای رامسون،من قسم میخورم به کسی چیزی نگم
من امیدوارم معنیش به جز پدر ومادرم باشه
معنیش اینه به خصوص پدر و مادرت
من هرگز رازی ازشون پنهان نکردم
پس از این لحظه کارت شروع میشه چون وقتی انجامش بدی
یک دنیای کاملا جدید به روت باز میشه
شما اینجاتون سرد نمیشه احساس این که درونتون خالیه؟
آره منم شدم، همه معدنچیان طلا اینجوری شدن؟ خیلی رایج شده
برای اونا چه کاری باید کرد؟
بهت نشون میدم
ما به سالن میریم؟
این جا مکانیه که گنجه دارو دارن
این بخشی از این جهان جدیده که من دربارش با تو حرف زدم
پس اول تو برو ،کلمبوس
موسیقی ملایم آسمان را پر می کند در شهره بی نام
و در روز آنها این را زمزمه میکنند در شهره بی نام
بیا مطمئن باش هیچ نقطه به این اندازه نادر نیست همه آسمانش بهشته
بگذار زندگی کنم تا بمیرم در شهره بی نام
خوبه اولین باره مینوشم
تو احساس خوبی میکنی؟ بله،قربان،ممنونم
حس سردی و تو خالی بودن تقریبا دیگه رفته
گارسون،سیگاربرگ
ممنون
من شرط می بندم که این قویترین سیگاریه که تا حالا دود کردی
این اولین سیگاریه که من تا الان دود کردم خوشمزست
تو خوبی آقای رامسون؟ خوبم
به نظرت چرا پدر من هیچ حسی به این سالنها نداره
چون کشاورزا ،وقت برای لذت بردن از چیزهای خوب در زندگی ندارن
کشاورز هر روز مشغول کاره
اونا شلغم میچینن و از آب و هوا حرف میزنن
این همون قدره که اونا بلدن اداره کنن
ساکت
اونا کی هستن آقای رامسون؟ اونا هم در لیست هستن
من درک نمی کنم، آقا
تو میخوای به من بگی که هیچ وقت با یک زن نبودی؟
نه آقا من نبودم
غیره ممکنه این وحشتناکه
هیچ میدونی که تو میتونستی کور باشی؟ ما باید یه کاری در این مورد انجام بدیم
من نمیدونم باید چیکار کنم
نگران نباش،استعداده خودت رو هیچ وقت دست کم نگیر
ویلی،اگه تو به دام افتاده بودی برای اولین بار
کدوم رو انتخاب میکردی تا راهنماییت کنه؟
گریس میتونه اون ماجراجویی دوست داره
گریس،من این پسر رو به تو میدم
یه مرد تحویلم بده
این بهترین کار بود، آقای رامسون تو اینطوری فکر میکنی؟ ها
همه چیز جالب بود ،دوست دارم خیلی زیاد سیگار بکشم و بنوشم اما اونا نمیتونن اون جای آخر رو لمسش کنن
همه جور کاری کردم
بیشتره مردم دارن میرن خیل خب،شب خوش
خانم رامسون ناراحت میشن اگه شما برای شام نیاین
آخرین چیزی که اون امروز صبح گفت میخواست مطمئن شه که شما رو میارم
در این صورت شاید بخوام بیام خوبه پس من بعد از شما به خونه میرم
یادت باشه که تو نه در هیچ تونل و نه در هیچ سالنی بودی
یادم میمونه
ما از تو سپاسگزاریم،خدای بزرگ برای دو نفر از این دوستان و غذا
در رو ببند بن
برای این ما از تو سپاسگزاریم،خدای بزرگ،آمین،آمین
شما پاهاتون رو شستین؟ عصر به خیر بن ،بیا بشین
عصر به خیر،الیزابت
خب پاردنر شما لطف خیلی زیادی دارین
نه به خوبی کارایی که هورتون این بعد ظهر انجام داد اما خیلی خوبه
شما کجا بودین؟ معدن طلا
آقای فنتی پسر شما ذاتا یه معدنچی طلا به دنیا اومده که من تا به حال دیدم
بله،من تربیتش کردم تا بترسه هر چیزی رو امتحان کنه
این پسر در همه چیز تلاش میکنه
آیا شما میدونستین که ، خانم فنتی یه مزرعه سیب در پنسیلوانیا داره؟
کنیاک سیب؟
نه آقا ما کنیاک سیب درست نمیکنیم پس چرا سیب میکارین؟
آقای رامسون شما فکر میکنی از هر چیزی در زمین برای ساختن مشروب الکلی استفاده میشه؟
در صورت امکان،بله شما باید کتاب مقدس رو بخونی،آقای رامسون
من کتاب مقدس رو خوندم خانم فنتی
آیا تو از این کار دلسرد نمیشی از نوشیدن؟
نه ،چون اگه ننوشم اشتهام برای خوندن از بین میره
ما به خانم فنتی گفتیم که زمینای این اطراف خوبه
آره ما تو فکریم که اینجا اقامت کنیم اوه عالیه
این چه خبریه ،خدایا لعنت من به یه نوشیدنی نیاز دارم
به اون گوش نکنین اون همیشه شوخی میکنه
الیزابت،ویسکی نیستش میدونم،من همشو دور ریختم
تو چی کردی؟ حسن نیت ارائه دادیم به مهمونامون، بن
اگه تو نوشیدنی میخوای تن لشت رو از این خونه ببر
الیزابت تو نمیتونی به یه مرد دستور بدی که از خونه خودش بره بیرون
خونه خودش؟ درسته،این خونه مال اونه
مگه خانم رامسون با اون ازدواج کرده؟ اون با هر دوی ما ازدواج کرده
همزمان؟ خب ما با هم شریکیم
من هرگز نشنیدم خفه شو و بشین
بهشون چیزی نگو بن ،اونا اینجا مهمونن چرا که نه؟ این تقصیره اونه که اینجا اومده،
بدون احترام احمقانه اون ما هنوز هم با خوشحالی ازدواج موفقی داریم،،هر سه تامون
یه نوشیدنی ویسکی هم پیدا نمیشه؟ بفرمایید آقای رامسون،من دارم
ممنونم پسر،تو زندگیمو نجات دادی
هورتون،این بطری چطوری وارده جیب تو شده؟
چند وقته که مشروب مینوشی؟ از همین بعد از ظهر
میدونم شما موافق نیستی،اما بهم اعتماد کن شما تا به حال یه سیگار برگ خوب و ویسکی نداشتی
تو از دستش دادی دو مورد از بهترین چیزا در زندگی
اونو کجا بردی بن؟ لعنت به تو بن رامسون
دیگه چی میخوای به این پسر بعدا یاد بدی؟
این که چطوری تو ورق تقلب کنه یا با بدن زنای جوان بوالهوس بازی کنه
این یکی از همه بهتره هورتون
تو امروز چیکار کردی بن؟ این چیزا رو اون امروز انجام داد،الیزابت
اون برای عیاشی استعداد داره که کاملا منحصر به فرده
بیرون،برو بیرون من ازت میخوام از این خونه بری بیرون
این خونه تو نیست این خونه منه
درسته،من به اون خونه دادم
اگه تو دوباره از اینجا رد بشی
من بهت شلیک میکنم مثل هر مهاجم دیگه
چه چیزی اونو اینطور برافروخته؟ اون حق داره که اینطوری بشه
مجبور به این کارا کردیش تا از پاکدامنی این پسر انتقام بگیری
پاکدامنی؟ تو بهش هر زشتی تو شهر رو نشون دادی،این واقعیته
اگه ما داریم اینجا زندگی میکنیم پس ما هم بیش از حد زشتیم
من هرگز نمیتونم به قبل برگردم به آنچه که قبل تر داشتم
این کارتموم شد ، و انجام شد و به پایان رسید،حالا برو بیرون
صبر کن الیزابت،اگه بن بره ،منم باید برم پس تو هم برو
عصر به خیر خانم عصرتون به خیر خانم
تو میدونستی اون گوشت خوک بود اون نمیخواست اونا بدونن
الیزابت یه زن بیماره
بن،تو هیچ احترامی برای هر کس یا هر چیزی قائل نیستی
من هیچ نوع احترامی نمیزارم اونا اونجا نشستن و دستاشونو بهم گره زدن
و مثل مومن به صورتم نگاه کردن بعد از یه روزه سخت کاری از دزدیمون
این که دزدی نیست پس ما چرا داریم پنهانش میکنیم؟
چرا ما در این مورد صحبت میکنیم؟ اون دیگه تنها شده
تقصیره چه کسیه؟ تو
اون مقصره اون مارو بیرون انداخت
بن، پیش من پشت سر الیزابت چیزی نگو
من هر چیزی رو که بخوام میگم ،اون زن منه پولشو پرداخت کردم،اینو فراموش نکن
من هرگز فراموش نکردم
من چیزه بیشتری بهت نمیگم هیچ چیز نمیخوام ازت بشنوم
اگه گیرت بندازم که مخفیانه بدون من برگشتی
دیگه هرگز پیداشون نمیکنی همشونو دفن میکنم
مبارزه گاو با خرس مبارزه گاو با خرس
این گاوه نر بزرگ رو نگاش کنین که یه شیره کوهی در سونورا زخمیش کرده
و اون پیروز شده به بیشتراز ده تا سگ بزرگ
روح خود را نجات دهید،ای پس مانده های بت پرست
این کشتارگاه اجازه نداره روز یکشنبه باز باشه
و خداوند دست از شما خواهد شست
ممنون کشیش،حالا برو
خداوند میخواهد این زمین پاک وآزاد شود
و این لانه شیطان در زمین فرو خواهد رفت و خداوند فریب نمیخورد
و من از الان صداهای عجیب میشنوم که از زیر زمین می آید
اونا بلیط های زیادی فروختن برای مبارزه گاو و خرس در روزه یکشنبه
خاک طلای این قسمت داره کم میشه
ببین جک ما دیگه این تونل رو اینجا لازم نداریم
تو یه دیوانه خونین ای چرا تو یکی دیگه نمیسازی؟
جک، ما تا یکشنبه میتونیم از این زیر بریم بیرون دیگه هیچ چیزی،اینجا نیست
شاید اینطوری باشه
اما مطمئنم ما میتونستیم از کمک اونا یه کم بیشتر استفاده کنیم
از اون کشاورزه جوان چه خبر اون کجاست؟
هورتون فنتی؟ من یکم اونو درک کردم اما وقتی که پاش
به طبقه دوم سالن ویلی رسید تاریخ در حال درست شدن بود
اون الان اونجاست؟ اون جائیه که همیشه هستش
سیگار میکشه و مشروب میخوره و به درب ضربه میزنه
اگه اون خاموش نشه،اون دخترا بعده یه مدت کوتاه اعتصاب میکنن
من میبینمش،اگه بتونم گیرش بیارم امشب وسطه اتاقها
اگه میتونستیم انرژیمون رو جابجا کنیم میتونستیم تا صبح بمونیم
شرط چند
من 50 شرط می بندم
من اینو دیدم ،تا 50 تا بالا میرم نه برای من،من حذف شدم
هی ویلی،تو اونو دیدی؟ پدره آینده کشورمون رو؟
آره ،اون به خونه میره،تا سال دیگه چه وقت برمیگرده؟
به زودی،فعلا که با اونا خوابیده بهش بگو میخوام ببینمش
خودت درش رو باز کن و صبر کن تا نوبتت بشه
همین جا باش
ببخشید قربان میتونید ده دلار بهم بدین؟
چرا تو به خونه و رختخوابت نمیری؟
من فکر کردم این کار رو از یه راه دیگه این اطراف انجام بدم
ممنونم قربان من 50 تا میزارم
شماره هفت قرمز، دوباره برنده شد
ببخشید،این ده دلارتون رو برمیگردونم،قربان
و ده دلار بیشتر، شماره هفت قرمز
تو پول زیادی از دست دادی پاردنر این همه پول رو از کجا آوردی؟
دزدی کردم
من میخوام دنیا رو ببینم تا چگونه از آن استفاده کنم
وقتی که من تبری برای خرد کردن نداشتم و جز تکه ای چوب نداشتم
روز روز بود و شب شب بود هرگز اشتباه نکردم
مهم نبود که من کجا رفتم و در کجا ایستاده بودم
من رویایی داشتم در حد متوسط
ستارگان وجود داشتند در آسمان
چشمانم مال من نبود
سپس من تب طلا گرفتم
بدون عشق ورزیدن به همسر و دختر
میتونین تب طلا رو درمان کنین؟
هیچ چیز نمیتونه به شما کمک کنه اما این چیزهای زرد
چه چیزی میتونه متوقفش کنه؟
این اطراف آشپزخانه ای نیست
طلا،طلا به من قلاب شده سوزانا، برو جلو و گریه کن
وقتی همه ما خواستیم صادقانه کارکنیم کشاورز، وکیل، کارمند
مردان متاهل و مردان مجرد و بعضی که خیلی مطمئن نیستم
حالا که به آنها نگاه میکنم،میبینم که از من تقلید میکنن
چه درمانی ازچیزی که ازش رنج میبریم وجود داره و چه درد و رنجی از درمان میبریم
چه کسی میتونه بگه چرا ما اینجا آمدیم؟
امید کجاست؟ آن شعله کجاست؟
ما یکسان هستیم
وقتی شما تب طلا رو تجربه کردین
بدون عشق ورزیدن به همسر و دختر
میتونین تب طلا رو درمان کنین؟
هیچ چیز نمیتونه به شما کمک کنه اما این چیزهای زرد
چه چیزی میتونه متوقفش کنه؟
این اطراف آشپزخانه ای نیست
طلا،طلا به من قلاب شده سوزانا، برو جلو و گریه کن
تب طلا
تب طلا
تب طلا
تب طلا
تب طلا
بریز
خدایا، ما دیگه ساختیمش
خب،الان دیگه گیشه بلیط بازمیشه
اینجا ،این درآمده روزانه شماست،بن
و مال تو هم اینجاست،پاردنر
جک،بزار بن مقدارش رو برای من بگه درسته اون اینجا حق داره
فقط بهش بگو که من در حال حرکتم قبل از زمستان
اون میتونه یه شریک دیگه پیدا کنه
تو میتونی با این بدجنسا تقسیمش کنی از هر کاری که من اومدم اینجا کردم
کجا میری؟
معدن سگ سرخ،شنیدم که اونا در بخشهایی از اونجا حفاری میکنن
اونا همیشه با علامت حفاری میکنن و جاهای دیگه تکه هاش رو جابجا میکنن
موفق باشی مرد ممنونم جک
جک،به بن بگو مراقبه الیزابت باشه خانواده فنتی دارن بیرون میکشن
اون دیگه تنها میشه
شما متعفن های، تفاله بت پرست فاسد شدین
ساکت شین خائنا،امروز یکشنبه است
آیا میخواهید کلام خداوند رابشنوید چه آن را دوست داشته باشید یا نه
از اینجا برو بیرون کشیش و کلام خداوند،عذابه،عذاب
گاو رو بنداز روش
زودباش انجامش بده بیارش بیرون
این شهر پر از شهوت و فساده
از اینجا برو
برو،برو،برو
تو نباید با اون خرس در روزه تعطیل بجنگی
من نماینده خداوند هستم و خداوند میگوید که از این میدان خارج شو، بیرون بیرون بیرون
خداوند زمین را باز خواهد کرد و شما به گودال فرو میروید ، شنیدید؟
گفتم، به گودال فرو میروید گفتم، به گودال فرو میروید
خداوندا من دوزخی شدم سلام کشیش،به جهنم خوش اومدی
به هرحال من از وسطش میروم از گوداله سایه های مرگ
تو بهتره از وسطه این گودال بدوی
لطفا تماشا کن که جهنم شما اینجا در حال سقوطه ،دوست خوب من
حالا به کجا بریم؟
آه،خدای من ،نه نه
شما پاردنر و بن رو دیدین؟ پاردنر و بن
شما پاردنر و بن رو دیدین؟
بن کجاست؟ بن رامسون
چوب و میله رو بگیر گاوه داره میاد
اون ،اونجاست بریم پایین،اونو بگیریم
بن،کجایی؟
شهر بدون نام،شهره بدون نام خداوند اینجا را دوست ندارد
شهر بدون نام،شهره بدون نام روزه ،حساب پس دادن نزدیک ،است
شهر بدون نام،شهره بدون نام اینجا چیزیست که او انجام خواهد داد
این شهر نابود شده و به زمین فرو خواهد رفت
و خداحافظ شما
آیا به بهشت میروید؟ یا به جهنم میروید؟
به جهنم میرویم توبه میکنید یا خوشگذرانی
خوشگذرانی میکنیم و خدا خواهد گرفت ،شهره بی نام را،وپایان آن زیبا نخواهد بود
همینجا منظور من، همینجاست
همینجا منظور من، همینجاست
همینجا
منظور من، همینجاست
برای بهشت یا دوزخ
بگذار زندگی کنم تا وقتی که بمیرم در شهره بدون نام
بگذار زندگی کنم تا وقتی که بمیرم
بیاین از اینجا بریم بیرون فکر کنم این محل داره خراب میشه
آروم باش،عزیزم
پاردنر،بن کجاست؟
تو این جهنم،اونجا چیکار میکنی؟
من اون شهر رو دوست نداشتم،اما به نظرم دیگه چیزه سرگرم کننده ای توش وجود نداره
اینجا سرد میشه زمستون هم سخت و طولانی میشه،بدون اون
من خونم رو ترک نمیکنم ،پاردنر
من اینو میدونم
تو مجبوری بری؟ نمیتونیم همه سعیمون رو بکنیم که راهی برای زندگی داشته باشیم؟
نه نه من نمیتونم
ببین، تا اون شبی که خانواده فنتی اومدن،ما با هم بودیم
من و تو مثل یه زن و شوهره واقعی بودیم
نمیتونم با تو زندگی کنم به هر راه دیگه ای
و تو متعلق به بن هستی اون تو رو با من شریک شد
من تو رو با اون شریک نمیشم
خانم
بایست قاطر میدونستی اون کشاورزا بیرون کشیدن و رفتن
منظورت اون مهمونا هستن فنتی ها؟ به نظره من که اونا مهمون نبودن
بیا بپر بالا تو نمیتونی این راهو بری بیا دیگه
راه بیفت قاطر
من ندیدم اونا کلیسا رو بسازن دادگاه شهر هم زیر آب رفت
منم همینطور
تو هنوز میخوای بالای معدن سگ سرخ بری؟ آره هنوز میخوام
من اهمیتی نمیدم که کجا برم چون میتونم صدها مایل دورتر از تمدن بمونم
تو هم داری میری؟بن میخوای من بمیرم؟
من فقط میتونم ببینم که این گودال،نتیجه یک سال کار و تلاش همه رو خراب کرد،از خانه و مدرسه وکلیسا و دادگاه و موزه
این فقط یه رویای بزرگ و بد بود
پس الیزابت چی؟ من از دست اون زن دارم میرم،پاردنر
اما تو هم نمیتونی اون رو از کلبه اش بکشی بیرون
خنده داره، ما اینجا اومدیم و یه شهر ساختیم دقیقا همون طوری که دوست داشتیم
و بعدش غرقش کردیم راه بیفت قاطر
نگه دار،بن بایست حیوون،موضوع چیه؟
من میمونم ، مجبور هستم
من همیشه گفتم تو روحیه یه کشاورز رو داری
اما هنوزم از بهترین هایی هستی که تا حالا بوده،پاردنر
خب،تو هم یگانه شریکی هستی که تا حالا بوده
این باعث شد من بهترین باشم
تو نمیخوای از الیزابت خداحافظی کنی؟ نه،فکر نکنم بتونم این کارو بکنم
بعدا به اندازه کافی لبخند میزنم بدون این که الان بار اضافی بردارم
تو که چیزای خوبی از من براش میگی پاردر
بگذریم،اسم اصلی تو چه جهنمیه؟
سیلوستر نیول
سیلوستر نیول آره فقط یک ،، ل ،،داره
این یک نام خوب برای یک کشاورزه
خب به امید دیدار، پاردنر به امید دیدار، بن
هرگز مردی رو به قدره تو دوست نداشتم
بن گفت خداحافظ ،الیزابت
تو با اون نمیری؟
نه، من هیچ جا نمیرم
تو فکر میکنی حق میتونه با اون باشه؟ پاردنر
اون کجا میره؟
به کجا میرم؟ من نمیدونم من کجا هستم؟مطمئن نیستم
فقط میدونم که من در راهم
آیا به جایی میرسم؟من که نمیدونم آیا آنجا وجود داره؟ من که مطمئن نیستم
فقط میدونم که من در راهم
رویاهاتو پیدا کن پسر آهنگتو بخون
گاریتو رنگ کن و همراهم بیا
به کجا میرم؟ من نمیدونم آیا به جایی میرسم؟ من که مطمئن نیستم
چه پیش میاد من چجوری بگم
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.