All language subtitles for Shanghai.Rhapsody.1984.720p.BILIBILI-DB_PER_Subtitles01

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese Download
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

«کولی شانگهای»

تابستان 1936

کنار

تا حد مرگ ترسیدم

شانگهای هستش دیگه- الحق که همینه-

خیلی شلوغه

این بوی چیه؟

این بوی شانگهای هستش

بوی صنعت و تجارت

اگر باهاشون ارتباط بگیری عادت می کنی

ارتباط؟

به هر حال فقط یه روز این جاییم

و اگر به اندازه کافی نمونی جذابیت شانگهای برات پدیدار نمی شه

چون زیادی آزاده

بیا بریم کلوپ شبانه

اون جا می تونیم آزادی آمریکایی رو به چشم ببینیم

به محض این که اون آهنگا رو بشنوم

برق زد

وقتی در مورد اون آهنگا صحبت می کنی چشمات می درخشن

این طوریم نیست

عشقت رو مخفی نکن

بذار قبل از این که ماه عسلمون تموم شه یه بار بریم

بریم خوش بگذرونیم

خوش؟

ماریا چه زن خوبی هستی

چرا نیومدن دنبالمون؟

براشون یه تلگراف فرستادم

نمی تونیم مطمئن باشیم که تلگراف رو دیده باشه بیا ماتسوموتو رو سورپرایز کنیم

بیا بریم به هر حال آدرس خونش رو دارم

هی یه تاکسی می خوایم

ورود چینی ها و سگ ها ممنوع

شیرو ببین

اون جا رو نگاه کن

چون خیلی ها این جا از

نظام شوگونی طرفداری می کنن

انگلیسی ها توی کار اسب دوانی هستن

فرانسوی ها توی کار تیاتر هستن

آمریکایی ها توی کار ماشین های قمار و رقص هستن

برای پول در آوردن روی این چیزا حساب می کنن

ژاپنی ها چی؟

نمی دونم نپرسیدم

رئیس این جاست

سلام آقای سان- سلام علیک-

خوبین؟

این همسرمه- خوشحالم می بینمتون

خیلی خوشگلی

لطفا بیا تو- ممنون-

اتاق خیلی قشنگه

لطفا همین طوری نشین

نمی فهمم چرا این قدر پیچیده هست؟

برای این که لک نشه

تنبل خان کو؟

این طوری نگو

چی شده؟ تلگراف رو نگرفت؟

آقای ماتسوموتو تلگراف رو دیروز گرفت

ولی از وقتی که دیروز رفتم بیرون دیگه ندیدمش

کجا رفته؟

منم نمی دونم

ماریا هنوز می خواد بره فرانسه؟

آره داریم می ریم پاریس

فردا از شانگهای می ریم

می ریم هنگ کنگ سنگاپور، بمبئی

بعدشم مارسی

برگشته

رسیدی؟

الان فقط من و دوستامیم

چه غلطی داشتی می کردی؟

منتظرت بودیم

خیلی از تلگرافت شوکه شده بودم

مگه نگفته بودی بینتون بهم خورده؟

ای دروغگو

تو همونی نبود یکه تو یوکوهاما می رقصید؟

هنوز اسمت اونجا معروفه

اون پشته- کی؟ یکی از اون رقاصه ها؟-

احمق- خانم شمایید؟-

خوشبختم

این طوری سلام نمی کنن

عادت کردم دیگه

نمی شه راحت عوض شد

بابام خیلی برای مامانم ناراحت بود

داشت سکته می کرد

گفت: شما اعضای بند، زن هاتون رو بر اساس سایز سینه انتخاب می کنین

درست گقته- جلوی مامانم گفت-

دیگه چیزی نگفت

چون قلب مامانم ضعیفه

جدی می گه؟- مامانش فکر کرد داریم جدی می گیم-

طوری نشد که؟- نه جمعش کردیم-

برای چی می رید پاریس

می خوام برم جایی که مدیریت هتل یاد بگیرم

راستی برو دوش بگیر و لباسات رو عوض کن

بعدش می ریم شانگهای رو نشونت می دم

هی حموم طبقه ی بالاست

خیلی ممنونم

بابا عجب تیکه ای زدی دمت گرم

اینا رو ببر بالا

کلی چمدون داریم

چجوری می خوای ببریشون پاریس؟

واقعاً فکر کردی می خوام برم پاریس؟

این قولی بود که همین جوری به پدرش دادم

تا بذاره دخترش رو بگیرم

بقیش رو با ابزاری مثل این درست می کنم

ماریا می دونه؟- البته که نه-

با دروغ ازدواج کردی

شیاد

تا وقتی که نتونیم به کشتی فردا برسیم

مشکلی نداره

سلام؟ جایی رفتن؟

رفتن چمدونا رو بیارن

که این طور- بفرما چای-

ممنون

رئیس اوکادا مُرده

پلیس می گوید صحنه قتلش صحنه سازی شده است

همیشه تحت مراقبت شدید بوده

واقعاً احساس بدی بهم می ده

الان دیگه جاهای زیادی

برای زندگی تو ژاپن نمونده

درسته

عزیزم

بیا با هم فرار کنیم

فرار؟ کجا فرار کنیم؟

هرجا بگی میام تا با تو باشم

اون موقع می تونستم صورتم رو توی مردمک چشماش ببینم

خیلی قشنگ بود

اینم آورده؟

بگیرش

ولم کنین- با ما میای-

فکر کردی می تونی همین طوری توی شهر ول بچرخی؟

سلام ماتسوموتو به عشق خودت اومدم

ولم کنین

کمک کمک

آقای ماتسوموتو؟ آقای ماتسوموتو؟

کیه؟

آقای ماتسوموتو این جان؟

الان رفتن بیرون

چی کار کنیم؟ لری پیداش می کنه

چیزی شده؟

این کیه؟

خانم عزیز

شما خانمِ آقای عزیز هستین؟

از آقای ماتسوموتو شنیدم

چیزی براشون پیس اومده؟

آره، رفته بیرون لَری پیداش می کنه

گفته بود ماتسوموتو رو می کشه

می کشه؟- نمی دونی کجا رفتن؟-

این لَری که گفتی چجوری آدمیه؟

اون رئیس همه رؤساست

نمی دونی کجا رفت؟- چمدون بیاره-

چرا رئیس می خواد ماتسوموتو رو بکشه؟

یکم توضیح دادنش سخته

من توی همون سالن رقصی که

ماتسوموتو توش کار می کرد، کار می کردم

اون ترومپتش خوب بود می دونی منظورم چیه؟

می فهمم- بعدش از این کارا باهام کرد-

و دوستای خوبی شدیم متوجه ای؟

ویل قبلش با لَری این طوری بودم

دوستای خوبی بودیم متوجه ای یا نه؟

می فهمم

ولی دیروز با لَری برنگشتم

برای همین لَری خیلی ناراحته

پس سر تو دعوا شده

آره نمی دونی ماتسوموتو کجا رفته؟

بس کنین

بسه بسه

بیا این جا ببینم خواهر جان

اگر بهم دست بزنی پلیس رو خبر می کنم

می فهمی؟

خانم

می دونی کجایی؟ این جا شانگهای هستش

زبان ما را فهمیدن؟

ما با پلیس های این جا درک متقابل داریم

و تو آقای ماتسوموتو

تو دختره رو ازم دزدیدی

حتی اگر ازم عذر خواهی هم بکنی نمی بخشمت

حق نداری ببریش

همدیگر رو خیلی دوست دارن مگه قاعدش همین نیست؟

برای ایشون یه شال خز دار گرون خریدم

و یه خونه لب دریا هم بهش دادم

و هرچیزی که بخواد براش فراهم می کنم

و با این حال ازم فرار کرد

این طوری نمی شه که

چون دوستت نداره

دیگه عاشقت نیست می فهمی؟

بانو شما واقعاً بلدید چطور یه مرد رو شکسته کنید

پس دیگه دوستم نداره

ولی

با این حال تو دوست دختر من رو تور کردی

با اون سازی که می زنی

بده انگشتای دست راستش رو قطع کنم

تا دیگه نتونه جَز بزنه

یک دو سه

لطفاً صبر کنین آقای لَری

از انگشتای این بدبخت چی عایدتون می شه؟

هیچی

ولی می دونید من یه مسیحی خوب هستم و از انجیل پیروی می کنم

بدن فرد متعلق به بالایی هاست

ببرش

التماس می کنم همچین کار بی معنی ای انجام ندین

اگر می خواید انگشتای من رو بجاش ببرید

بس کن

ببخشید واقعاً متاسفم

ماتسوموتو

تکون نخورید

این کار باید انجام بشه

صبر کنین من پول دارم

لطفاً بذارین برن

اوه پس بچه مایه هم هستی ونگ ببین چه قدر توشه؟

سه هزار تایی

یعنی دوست من همین قدر ارزش داشت؟

سه هزار ین کمتر؟

ونگ سه تا از انگشتاش رو ببر

بقیشم می دیم

شوهرم و من پولتون رو می دیم- چی کار می خواین بکنین؟-

مگه ماهی چه قدر در میارین؟

می تونه ترومپت بزنه

پس تو هم موسیقیدانی

منم کمکش می کنم می تونم کنارش برقصم

تو هم رقاصی؟

بله من تو یوکوهاما می رقصیدم

باشه بذار ببینیم چند مرده حلاجین

بذار ببینم شما ها چه کارایی ازتون بر میاد

عالی

لطفاً گل من رو قبول کنین

برای این که عشقم رو بهتون ابراز کنم

صد ین می دم برقصی

صد و پنجاه تا می دم باهاش برقصی

سیصد ین می خوام فقط برای یه دور رقص

دویستا هم برای خوندن می خوام

باشه؟

خیلی زیاده

بذار ببینم چه کاری از دستم بر میاد

ببخشید لطفاً

هیروتا

این جا چی کار می کنی؟

قرار بود بری پاریس

ولی اومدی شانگهای و توی باشگاه شبانه کار می کنی؟

خیلی اتفاقا افتاد

به من نگاه کن بعد از فارغ التحصیل شدن از کالج

می خواستی بری مدیریت هتل بخونی

ازت توقع نداشتم- ببخشید-

اون زنایی که جورابای شیشه ای می پوشن خیلی معروفن

آزاد نمی ذارنت بگو ببینم

اومدی این جا تا رقاص بشی؟

پس اون برنامه هایی که داشتی چی شدن؟

من تو یوکوهاما هم می رقصیدم

اون یه سالنی بود که پدرت بهش نظارت می کرد

این جا هم مهربونن

این دنیا پر از جَزیست هستش

نمی تونم کاریش کنم

کار زشتی که انجام ندادم

ماریا

چون باهام خوب رفتار می کنن

منم می تونم راحت کارم رو بکنم

پس الان دارم به این فکر می کنم که

همین طوری بخونم و برقصم

استعداد شوهرم برای زندگی خوبه

منطقی نیستی

بعد از اون اتفاقی که افتاد

قسم خورد دیگه به ترومپت دست نزنه

ایستاد و برای گول زدن پدرت عذر خواهی کرد

کلی هم توضیح داد

برای یه لحظه ازش خوشم اومد- حرف زدن بسه دیگه-

می دونم یه اتفاقایی افتاده

ولی این قدر پیچیده گفتی که نفهمیدم

برای بابا یه نامه می نویسم

ولی الان کار دارم

سه نفر اون جا منتظرمن

چی شده؟- اگر براشون برقصی می کشمت

قربونت برم با خودت اسباب بازی آوردی

اسباب بازی نیست

پس بزن

می زنما- بزن-

چی شده؟- نگاه کن-

دنبالتن؟- از وقتی که از چین اومدم-

بیا بیا

از این ور برو- ممنون-

مثل این که هنوزم یه وضع عجیب طوری من رو دوست داری- زود باش-

اینو داشته باش خوب نیست چیزی برای دفاع از خودت نداشته باشی

ایست

هیروتا

هی بچه

خیلی بامزه اید

چطوری با همچین چیزی خر می شید؟

ماریا

اشکالی نداره

موسیقی

این اتفاقی بود که وقتی اومدم شانگهای برام افتاد

این شهری زیباست که همه توش به آرزوشون می رسن

شانگهای مثل یه کابوسه

به یادم باش عاشقتم

تابستان 1937

اومدم

چه خوشمزه

امروز می خوام خوب پیش بره

باید حاضر و آماده باشیم

خیلی خوب کار کردی

ممنون امیدوارم خوب شده باشه

ماتسوموتو کجاست؟- رفته خرید-

این سری هم لیست خرید رو حفط کرد که بعدا یادش بره؟

چند نفر امروز میان؟

همه کسایی که توی بند هستن میان

همکلاسی های دبیرسان ماتسوموتو هم هستن

همکلاسی های دبیرستان؟

آره مثل این که توی خیابون همو دیدن

الان ژاپنیت خیلی خوب شده

جدی؟

بله؟- اومدم-

این چیه؟

توی راه دیدم گفتم بگیرم بیارمش

چی هست حالا؟- توی اینا باید آرزوهامون رو بنویسیم-

بعدم وصل کنیم بهش بره

بیا

دیگه آرزویی ندارم

خیلی عاشق همدیگه این

نشونه ی تانابا

یه سال از وقتی اومدم شانگهای می گذره

چی نوشتی؟

دو قلو می خوای؟

عجب حرف باحالی

توی شانگهای خوش نمی گذره؟

ببین چه نت هایی بهمون دادن

چی هستن؟- همشون ترانه های اقتباسی هستن-

عزیزم؟

یه چیزی می خواستم بهت بگم

چیه؟- بیا عزیزم-

عزیزم

عزیزم؟

دیگه نمی تونه چیزی بشنوه

ببین شروع کرد

خیلی خوب نیست

چی شده؟

دارم در مورد یه چیزی فکر می کنم

امسال چه پیشرفتی کردم؟

آوازت بهتر نشده؟

رقصت هم که عالی بود

صحبتش شد

باید ازت تشکر کنم

اگر منو نجات نمی دادی

نمی دونم یه سال پیش چه بلایی سرم میومد

ممنونم

نمی خواد این طوری تشکر کنی

یه نکته ای هست

این کار من چه معنایی داشت؟

باید پولت رو پس بدم

الان می خوایش؟

باید برم پاریس

پاریس؟

چرا یهو دوباره تصمیم گرفتی بری؟

نمی دونم چرا

اون موافقه؟

تنهایی می رم

برای این که

زندگیش جَز هستش

نمی تونم جَز رو ازش بگیرم

باید بی خیالش بشم

ولی همش فاز جزیست ها رو بر می داره

خوب خوندمش

ولی الان

دیگه نیازی به من نداره

زن ها خیلی قوی هستن

نمی دونم چی بگم

یه چیزی بگم؟- چی؟-

نباید ولش کنی

هیچ وقت این کار رو نمی کنم

فقط می بینم و می نویسم

قلبم می زنه و می زنه

ها؟

اشتباه نوشتم

هی نت ها اشتباهن

این چیه دیگه؟

همون طور که خودت گفتی اقتباسین

فکر می کنم دوره کار های اصلی به سر رسیده

این چیزی که من می خوام نیست

خوب حرف می زنه

همون طور که فکر می کردم ما ژاپنی ها جَزمون خوب نیست

حالا انگار آمریکایی ها دارن سنگ تموم می ذارن

اونام وضعشون خرابه- ولی ما ژاپنی هستیم-

لطفاً روزنامه ها رو بخون

چرا سعیت رو نمی کنی؟

الان اگر رقاص هامون نبودن کارمون تموم بود

اومدم

مهمونا دارن میان پس بریم آماده شیم

باشه

بدون کمک نظامی کارمون تمومه

لطفاً بیاید داخل

ایشون دوست ماتسوموتو از دبیرستان هستن

شیرا هستم- عزیز هستم-

لطفاً بشینید

دوست ماتسوموتو هستین؟

همونی که جَز کار می کنه

درسته

بس کنین

بسه

بس کنین

آدمای خیلی شاخصی امروز این جا هستن

ایشون از ارتش هستن

نمی خواد مؤدب باشیم جشنه

حس خوبتون رو گرفتم

عروس و داماد کجان؟

لطفاً صبر کنین

اومدن

خیلی قشنگ شدین

خیلی به هم میاین

این جام تا از ازدواجت جلوگیری کنم

نمی تونی ازدواج کنی

آقای ماتسوموتو

امکان این کار وجود نداره

این حرف رو نزن- خفه شو-

اوه سرباز ارتش

بله می دونم ارتش ژاپن خیلی قویه

ولی این جا شانگهای هستش

این جا صاحب داره

صاحبشم منم

ونگ ببرش بیرون

ممنون

عروسی ماتسوموتوئه

منم میزبانم

بیاین این جا

آقای ماتسوموتو موکلم لیلی رو همسرتون اعلام کنم؟

بله- لیلی-

موکلم ماتسوموتو رو شوهرتون اعلام کنم؟

بله- بنا بر این قسم یاد می کنید در تمام فراز و نشیب های-

زندگی تا ابد در کنار هم باشید؟

بله

حالا باید به محض این که گل به زمین می رسه

ویبره برید

باشه حالا شما رو زن و شوهر اعلام می کنم

کاپیتان کیمورا این جا هستن؟

چی شده؟

باشه

سروران

تا این جا در خدمت بودم

باید از حضورتون مرخص شم

چی شده؟

جنگ شروع شده

جنگ؟ همونی که یه کشور با ی کشور دیگه درگیر می شه؟

ژاپن با چین

بدرود

جنگ دوم چین و ژاپن 7 ژوئیۀ 1937 آغاز شد

جنگ در سیزدهم آگوست 1937 به شانگهای رسید

فرار کنین

برین

ژاپنی ها بیاین تو ماشین

ژاپنی ها بپرن بالا

کسی هست؟

جبهه داره به این جا می رشه زود باشید برید

زود باشید

زود باشید برید ژاپنی ها خیلی وقته رفتن

فرار کردن مهم نیست

با تو این جا می مونیم

باشه

ما هم این جا می مونیم

پشیمون نیستی؟ پشیمون نیستی باهم ازدواج کردیم؟

هیچ وقت

همچین حرف احمقانه ای نزن- بهم راست گفتی-

همیشه راست می گفتی

پرچم رو بده من

نزنید

ما ژاپنی هستیم نزنید

اشتباه کردیم هم وطن های من هستن

سریع سریع

حمله

بدو

آقای فانگ مُرده بیاین بریم

بدویین

از این ور

نرین بیرون

شیرو

شیرو

بهوش بیا بهشو بیا

بیاین ببریمش یه جایی کمک بخوایم

زود باشین

کی منو نجات می ده؟

کسی هست؟ لطفاً در رو باز کنین

نجاتمون بدین در رو باز کنین

زود باشین بیاین تو

عالیه که هنوز زنده ای

الان چی کار می کنین؟- فکر نمی کردم این قدر جنگ سریع پیش بره-

وقت نداشتیم در بریم

عالیه که همه خوبن

کوزا هم این جاست

عالیه که این جایی

شانگهای سقوط کرد

باختیم

به نظر اوضاع سخت شده

ولی همیشه با هم می مونیم

بیاین باهم برگردیم بعد از جنگ

چطور؟

پدرم مادرم

و خواهرم مُردن

همه زیر بمب های ژاپنی ها مردن

دیگه نمی تونم ادامه بدم

بیاین راه بیوفتین

حرکت کنین

سریع تر

بذارین رد شم

بندازش بعدی

نکن

بس کنین دیگه نکشین

شیطان شرقی

حتی اگر همچین اتفاقی بیوفته

هنوزم از شانگهای نمی ریم

جنگ شانگهای در یازدهم نوامبر 1937 تمام شد

جنگ زود تموم شد

وقتی به روزای قدیمی آزادی فکر می کنم

آروزی برگشتنشون رو می کنم

فکر کنم زیادی خوب بودن

سقوط نانجینگ در سیزدهم دسامبر 1937 اتفاق افتاد

بیا ببینم

جرات نداری

شب بخیر

خیلی وقته ندیدمت

اونی که جَز می زد چی شد؟

همه برای جنگ برگشتن شیکاگو

پیانیست هم فردا می ره نیویورک

آخرین شبشه

احساس تنهایی می کنی؟

شانگهای رو دوست دار؟

حس می کنم بهش تعلق دارم

ولی خودمم نمی فهمم چرا

منظورم اینه که

می فهمم

خیلی آدم احساسی ای هستی

که با شانگهای امروز نمی سازه

با کجا می سازم؟

با نیواورلان مثلا

وطنمه

خوبی؟

می تونی در مورد وطنت بهم بگی؟

البته که می تونم

برام یه نوشیدنی می گیری؟

بهار 1938

عزیزم غذا حاضره

ماریا چی شده؟

عزیز دیروز بر نگشت

اونم نگرانه

امکان نداره

ماریا غذا خاضره

ممنون شما بخورین

چی شده؟

اگر من رو بفرستن سیبری باهام میای؟

سیبری کجاست؟

شمال این جاست توی شوروی

راست می گن شوروی سینما داره؟

البته

نگاه کن

این یه ستاره ی سینمایی هستش

عشق مردای ژاپنیه

که این طور

به عبارت دیگه بازیگر خیلی معروفیه

تازه فرار کرده رفته آمریکا

برای رسیدن به آزادی

این کار باعث توهین به پدرش شده

و دیگه هیچ وقت دخترش رو نمی بخشه

تو می تونی تحمل کنی؟

فردا می ری شوروی؟

فعلا بیا جنسینگت رو بخور

مسئله این نیست چیزی که می خوام بگم اینه که

خوشحالم می بینمتون

شما اومدین کاپیتان؟

بفرمایین- ممنونم-

لطفاً بشینین فقط غذای چینی داریم

می خواین ژاپنی حاضر کنیم؟

غذا خوردم فقط یه فنجون چای لطفاً

یه فنجون چای بیار

نمی دونید وقتی تو شانگهای بودیم چه بر ما گذشت

کلی داستان داشتیم

باورتون نمی شه

ژاپن می تونه ببره

توی روزنامه خوندم

لطفاً بس کن

جدی می گم

چه دشمن سر سختیه

حتی به شهر های خودشون هم رحم نمی کنن

جالبه

همش به سربازای خط مقدم بستگی داره

به این راحتی ها هم نیست

اوضاع خرابه

چی می گید؟ جنگ شانگهای بالاخره تموم شد

بهتره برگردی

می بینی دارن شهر رو دوباره می سازن

ژاپنی ها هم دارن میان

ببخشید طول کشید

در این مرحله از جنگ

پشتیبانی ضعیفه

وطن پرستی باعث بردن جنگ نمی شه

وسعت این کشور

تا وقتی تو نقشه نبینی نمی فهمی

چین لقمه بزرگ تر از دهنمون بود

خوشحالم می بینمتون

چرا نیومدی خبر بدی

ببخشید می رم عوض کنم

صبر کن

بیا یکم ازش لذت ببریم

بر اساس طراحی ادوارده

لَری خودش طراحیش کرده

که این طور

الان شغلم رو خیلی جدی می گیرم

همیشه در عین عشق و حال کار هم می کنم درسته؟

برای همین این قدر موفقی

دقیقا

نمی دونم یکی ژاپن این طوری بگرده بهش چی می گن

ضد ملت که نیست؟

من فکر می کنم زن ها باید زیبا باشن

اومد

بهش نگو بذار شورپرایز شه

اومدم

سری بعدی تا صبح بیرون نمون

از نانجینگ برگشته

خوش برگشتین

یه آلبوم جدید دادم

یه نسخه می خواید؟

البته

زنم کجاست؟

نمی دونم

یه چیزی باید بهت بگم

بیا

چی شده؟

چی می خواستی بگی؟

در اصل می خوام برم

بری؟

از زندگی توی شانگهای خسته شدم

این طوری ادامه دادن با عقل جور در نمیاد

وضعیت خیلی داره وخیم می شه

یه مدت در موردش فکر کردم

موسیقیدان ها، بازیگر ها تجار

اونایی که سرشون به تنشون می ارزه

اکثرشون می رن آمریکا پیشرفت کنن

بر نمی گردی ژاپن؟

همیشه نمی گفت می خوای ماریا رو ببری ژاپن؟

می رم آمریکا- برای چی؟-

چون یه زن پیدا کردم

اون زنه توی کلاب شبانه رو یادته؟

گفت آمریکا آینده ی بزرگی داره

پس می خوام باهاش برم

به به

ماریا چی؟

وقتی با منه نمی تونه بره پاریس

چرت نگو الان روی کار آواز و رقص خیلی جدیه

عالیه

زحمتشم میوفته گردن تو

با مهارت ازش دلجویی کن اجازش رو نگرفتم به هر حال

ولی الانشم یه بلیط برای آمریکا دارم

دوستی همینه دیگه؛ فعلا- شیرو-

هی

برو جلوش رو بگیر نذار بره آمریکا

نمی ذارم این کار رو بکنه

شیرو

شیرو

برو

بیاید برقصیم

من دستت رو می گیرم

این- بهش فکر نکن-

چویی

بیا با هم شانگهای رو شاد کنیم

برای همیشه این جا بمون

دومین جنگ جهانی در اول سپتامبر 1939 آغاز شد

نیرو های آلمان چهارم ژوئن 1940 وارد پاریس شدند

در بیست و هفتم سپتامبر 1940 اتحاد بین آلمان، ایتالیا و ژاپن به وجود آمد

پائیز 1940

جنگ های اروپایی جالب و خشن هستن

تمام دنیا پر از باروت شده

ولی زندگی من تو شانگهای روز به روز آروم تر از همیشه پیش می ره

بالاخره با تنهایی کنار اومدم

ماریا

بیا این جا

ورود چینی ها و سگ ها ممنوع

بیا اشکالی نداره؛ بهشون گفتم

مشکلی ندارن

بیا

خرید کردم بعدشم می رم خونه

جدی؟ بیا باهم برگردیم

از دور خیلی جذاب شده بودی

داشتی چی کار می کردی؟

در مورد عزیز فکر می کردی؟

باشه بیا بریم

با دوچرخه زود می ریم

چی خریدی؟

زیادن

خرچنگ دریایی خیلی خواص داره

درست می گی

یه وقتایی نگران می شم دوباره برسه به این جا

فعلا که خبری نیست

درست می گی

بیا بازی کنیم سنگ کاغذ قیچی

نظرت چیه سریع تر بریم؟

باشه

چی شده؟

می شناسیش؟

به نظر اشتباه گرفتمش

هر بار میام شانگهای مزه خوشمزه جدیدی انتظارم رو می کشه

و لازمم نیست بجنگیم

منم همین نظر رو در مورد شانگهای دارم

اونو می شناسی؟

تمام دنیا تو کفش هستن

اولبن باره می شنوم- مردم برای این که عالیه شیفتش شدن

که این طور

نمی دونم اگر ببینمش چی کار می کنم

ای بابا

هی همین دختر چینی برای من کافیه

از ژاپنیه یکم پایین تره

ولی بازم خیلی خوبه

اون دختره ماریا رو می گم

دومین ماریائه که دوست دارم

ماریا بیا ببین کی بلند شده

عزیزم کیمورا اومد

کاپیتان واقعاً بی ادبی کردم

سریع خودتون رو جمع کنین

مرخص شدین تبریک می گم

بیاید یکم خرچنگ بخوریم

بفرمایید کاپیتان

خرچنگ امسال واقعاً خوشمزه هست

چون خرچنگ ها در جنگ

خوشمزه تر می شن

واقعاً جنگ ارتباطی با طعم خرچنگ داره؟

البته که داره

آدمایی که می میرن میوفتن توی دریا

خرچنگا هم می خورنشون

می تونن بخورن؟

این طور به نظر میاد که خرچنگ های امسال چربی اضافه دارن

برای همین چینی ها این موقع خرچنگ نمی خورن

مگه نه خانم؟

ما رفتیم قربان

همه رو بالا آوردم

این حرفا برای سر میز مناسب نیست

سلام چویی

ببخشید نیومدم بالا

مرخص شدن

واقعاً؟ خیلی خوشحالم برات

چون هنوز زیردست های زیادی دارم

باید زود تر خوب می شدم

واقعاً خالتون خوبه؟

اگر چیزی بشه اشکالی نداره

زیاد شانگای نمی مونم

کجا میری؟

منچوری

منچوری؟

من برش می دارم

الو؟

کی می ری؟

فردا صبح

داریم از هم جدا می افتیم

که این طور

همه رفتن

فهمیدم خدافظ

کار مهمیه می رم

منتظرم باشین میام باهم شام بخوریم

بیا یه نوشیدنی باز کنیم

الان راحتی؟

می تونیم بریم

یکساله مهمون درست و حسابی نداشتیم

یه قطره هم نخوردم

به چی نگاه می کنی؟

واقعا ناراحت کننده هست

در حالی که ما داریم مشروب می خوریم

در سراسر چین

سرباز های وطن پرست دارن از وطنشون دفاع می کنن

امروز دیگه از این حرفای وحشتناک نزن

امیدوارم دیگه از این اتفاقا برات نیوفته

دیروز از بس خورده بودم سردرد شدم و خوابم نمی برد

به ستاره ها نگاه می کردم

خیلی احمقانه هست که در مورد گونه خودت فکر کنی

اول زمین

بعد انسان ها

بعدم کشور ها ساخته شدن

بعضی ها خیلی سخت کوشن

از طرف دیگه توپ هایی ساختیم تا زحمت بقیه رو از بین ببریم

برای چی این کار رو می کنیم؟

تو سرباز عجیبی هستی

دقیقاً یه سرباز نباید در مورد اینا فکر کنه

برای حرفام متاسفم

می خوای برام بخونی؟

آواز بخونم؟

چون می خوایم جدا بشیم

ولی مگه بر نمی گردی؟

گفتن می رم منچوری

جایی که اگر برم دیگه بر نمی گردم

برای همین می خوام صدات رو بشنوم

حتما

چی می خوای بخونم؟

اون آهنگه چطوره؟

آهنگ خونه

همش بهم نگاه نکن

متاسفم

دیگه نمی تونم بخونم

رفت تا بمیره

الان جایی برای رفتن ندارم

هیچ کس نمی تونه من رو کنترل کنه

چی شده؟ چرا این طوری می خوری؟

برای هفتم ژوئن

این کار رو نکن

بذار آهنگم بزنم

چت شده؟

داری آهنگ ملی گرایانه می زنی؟

نگاه کن

داره می ره جنگ

برای چی باید بره جنگ؟

چون ژاپنیه

نمی تونه نره

نمی ذارم بره

مگه نه؟

این جا بمون بمون

باهم زندگی می کنیم

مگه نه؟

لیلی راهی نداره

فقط می تونم صبر کنیم تا برگرده

کجا می خوای به ارتش ملحق شی؟

چون محلی ثبت نام شدم

نمی دونم کجا می فرستنم

چطور؟

کی می ری؟

فردا

خیلی زوده

...پس

آخرین شبه که این جایی؟

نمی دونم

برای اون باید خیلی سخت باشه

می دونم

نمی تونی ناراحتش کنی

حرف نزن

متاسفم

نمی تونم کاری برات بکنم

...اون

ترومپت رو یادگاری می دی به من؟

البته مال خودت

عزیزم

عالیه

می رم چمدونت رو ببندم

نه چیزی نمی خوام

ارتش همه چیز رو می ده

این طوری نمی شه بیا چمدونامون رو ببیندیم و بریم شهر من

اگر بریم شهر من

تو زنده می مونی

ولی باید برم خدمت کنم

اشکالی نداره شبیه چینی ها هستی

می خوای خودم رو چینی جا بزنم؟- آره، الان چینی هستی-

باهم خوب زندگی می کنیم

فانگ فانگ

بیا این جا

چی شده؟

یه راه فرار برامون جور کن

برای کی؟- شوهرم-

باشه حاضر شید

صبر کن چی گفتی؟

از فانگ خواستم برامون راه فرار جور کنه

نمی تونم از این جا فرار کنم

کلی سرباز موظف رو فراری دادم

شانگهای خیلی راحته

من چینی نیستم

چینی هم بلد نیستم

منم نمی دونستم چجوری ژاپنی صحبت کنم

اگرعجله نکنی ماشین گیرمون نمیاد

ماتسوموتو اولین ماه سال گذشته به من گفتی

قلبت برای من می زنه

راهی برای فرار نیست

می دونم

برو آماده شو

ماتسوموتو با من بیا

باید قمار کنی

اگر بردم با من میای

باشه

نوبتی دوتا بر می داریم

چند؟

هیجده

بیست

چی کار می کنی؟

زندگی می کنم

اگر نرم ارتش به خاطر من نمی بازه

چینی هستم

لال و شیک پوش

خودم رو جمع کردم

این سری واقعاً می رم پاریس

نمی دونم چی پیش میاد

که این طور

پس همه داریم می ریم

می خوای یه چیزایی یادت بدم؟

فانگ بیا

ممنون

ببخشید

یهو تنهات می ذارم

شرط می بندم این تخصص ماتسوموتو هستش

منم امیدوارم بتونم انجامش بدم

برد

ها؟

نمی خواد پیر بشه

نمی خواد چینی بشه

که این طور

الان ساعت پنجه

برای کار دیره

می خوای بمونی؟- البته-

چون امشب آخرین شبت هستش

باشه بیا یه گود بای پارتی حسابی برگزار کنیم

من و لیلی برات می خونیم

باشه

می شه رو منم حساب کنین؟

شیرو- یا خدا-

می دونم نباید این طوری برگردم

ولی وقتی وارد یوکوهاما شدیم

دختره پول هام رو گرفت و من رو قال گذاشت

چاره ای ندارم مگر این که پول در بیارم

خب؟

ژاپن اجازه کار نداد

نمی دونم چرا

چی؟

الان دیگه اعتباری توی ژاپن ندارم

ژاپن من رو دور انداخت

بریزید بهم

متوقفشون کنین

تموم کنین

ممنون ممنون

زمستان 1941

بن عالیه

این آهنگ هر جا می ره می ترکه

واقعاً لذت بخشه

کی قهوه می خواد؟

من یه لیوان می خوام

چی شده؟

چی شد؟

چی شد؟

تکون نخورین

فانگ

ببرینش

فانگ فانگ

ماریا خیلی وقته ندیده بودمت

هیروتا تویی؟- بله-

آخرین بار وقتی دوچرخه سواری می کردم

کیه؟- منو یادت نمیاد؟-

اومده بودی پیش پدرش التماس می کردی

آها- بله اون موقع لباس دانشجویی تنم بود

چرا کشتیش؟

پلیس مخفی

هبچ کدومتون نمی دونید

جفتشون از اعضای زیرزمینی حزب بودن که این جا آموزش می دیدن

زیرزمینی؟- بله-

شما بچه ها می ریزید روی همیدیگه

پیدا کردنش سخت می شه

راستی می شه یه فنجون قهوه برام حاضر کنی؟

گمشو بیرون

دارم با تو حرف می زنم من رو تحقیر نکن

تو از کمونیست ها هم بد تری

تو یه زالوی سگ صفتی

فهمیدم که تو این دنیا فقط خودم هستم

که جلوی انقلاب رو می گیره

حالا ما این استاندارد رو به وجود میاریم

این انقلاب آسیاست

تقریباً وقتشه

درسته

چی شد؟

جنگ بین ایالات متحده و ژاپن شروع شد

به عبارت دیگه بعضی از نیروهای آمریکایی

دارن غرق می شن

تیم ما هم توی این جنگ همکاری داره

همکاری فعال

جاوید ژاپن

جاوید جاوید

جاوید

جاوید جاوید

جاوید

هی

من لَری هستم باز کنین

لیلی، ماتسوموتو نجاتم بدین

لطفا کمکم کنین- چی شده؟-

ژاپنی ها ریختن تو کلوپم گفتن باید تمام آمرکایی ها رو بگیرن

همه رو می خوان ببرن

چرا باید بیام اینجا؟

پس رفتم سمت دوست دخترم

ولی اون بیرونم کرد

اون موقع یادم اومد

به لیلی فکر کردم

به شما ها فکر کردم

همتون دوستای خوب من هستین

منو نجات می دین؟

ولم کن

نمی تونم هیچ فکر دیگه ای به ذهنم نمی رسه

می خوام این جا بمونم

می تونم همه کار ها رو انجام بدم

قبلاً ملوان بودم

جدی می گم

می تونم کمکتون کنم

نه نه نه

نمی تونم بذارم رتش ژاپن پیدام کنه

نمی تونم اسیر بشم

لیلی کمکم کن

دیگه کارهای بد نمی کنم

خیلی دیره

امکان نداره

برو اون ور

لیلی می خوای کمکش کنی؟

نمی تونیم ملت رو به کشتن بدیم

چی می گی؟

اگر قایمش کنیم و لو بریم خودمونم می کشن

باشه

ولی نمی تونیم بکشیمشون

لطفاً در رو برای بازرس های ژاپنی باز کنین

راهی نیست بذاریم لَری بره

الان دیگه خیلی دیر شده

برو طبقه دوم

وسایلتم ببر

زود باشین

دارم میام

شما کی هستین؟

کارمند های سالن رقص

جزیست هستین؟

بله- باشه، بگردین

صبر کنین- تو کی هستی؟-

منم

از کدوم تیپ هستین؟

تیپ سوم

اینجا خونه دوستمه

بر می گردین- ...ولی-

دستورات ما فوقتون رو رعایت نمی کنین؟

برگردین

ببخشید

گفتم که الان برش دارم

آقای لَری الان می تونین بیاین پایین؛ مشکلی نیست

واقعاً؟

این طوری سفت نچسب

دوست داری بفرستمت بری آمریکا؟

جدی؟- بله-

بدون کوچکترین مشکل برت می گردونم آمریکا

ممنون، خیلی ازت ممنونم

برو سوار کشتی شو

گشتن شانگهای تموم می شه

در هشتم سپتامبر 1941 ارتش ژاپن جهت حملاتش را به سمت شرق تغییر داد

در پنجم ژوئن 1942 ارتش آمریکا ضد حمله رو آغاز کرد

شکست اول فوریه ی ژاپن

بهار 1944

بله

بله اشکالی نداره کنار من باشه

فهمیدم منتظر خبرت می مونم

برگشتم

کجا رفتی؟

رفتم خبر بگیرم

کی زنگ زد؟

هیروتا

گفت ممکنه بیاد

می خوام لیلی کمک کنه

کمک کردنش مسئله نیست

لیلی راحته؟

اگر کار نکنم غذا ندارم بخورم

ببخشید این جا هیچ چیزی نداریم

اومدم

این جا چه خبره؟

یه رفیق خارجی دیدم باهاش چند تا پیک زدم

فقط خوردیم

خیلی هم خوش گذشت

چرا این کار رو می کنی؟

بابت هزینش عذر می خوام

ماریا نامه نوشته

چی نوشته؟

بازش نکردم

باهم بخونیم؟- باشه-

تو این روزا

خیلی دلم برات تنگ شده

منتظر اون روزم که همدیگر رو ببینیم

یعنی چی چی گفته؟

برای زنش فرستاده؟

یعنی چی؟

مارسه اول بهاره

برای همین همش خنکه

منطقیه

ارتش لباسم بهمون داده

گفتم یکی از اون لباسا رو بگیرم برای شیرو

هی اشکالی نداره؟

جایی که این سری داریم می ریم

چی شد؟

جایی که این بار می ریم

جایی گرمتره

همچنان منتظر دیدار دوباره ام

بده ببینم

افتضاحه

دارن می فرستنش خط مقدم

همیشه کنایه نمی زد؟

شاید منتظره برگرده

ولی

می دونم که لیلی خیلی دوستش داره

مغروره

باشه باشه

ها؟

قراره بعدا چی کار کنی؟

نمی دونم

در مورد این که چی بپوشمم نگرانه

بیا برگردیم ژاپن

وقتی برگردم ژاپن دیگه کارم تمومه

پس باید چی کار کنیم؟

نمی خواستم شعر هام رو خراب کنم

چیز دیگه ای هستش؟

نه

نمی خوام نگران چیزی باشی

این روزا زنا چرا این طوری شدن؟

قلب ما کوچیکه

شیرو

شیرو نکن، بس کن

نکن

شیرو

برای اینه که دوستت دارم

شیرو اشکالی نداره

بیا بریم طبقه بالا

اومدیم

سلام- سلام، از هنگ کنگ برگشتم-

واقعاً لذت می بری

این شد یکم احترام

چیه؟- یکم لوازم آرایشی-

نگاه کن

همیشه می خواستم خرید کنم

برای تو هم این رو آوردم

واقعاً عالیه

می رم بالا لباسام رو عوض کنم

باشه

چن یی ژو

معذرت می خوام که همش اذیتت کردم

چجوری می تونم ازت تشکر کنم

خواهش می کنم

چطوری بهت گفت بیای پیش من

کار داشت؟

بیا

اگر واقعاً قصد برگشت داری پیشنهاد می کنم این کار رو نکنی

من حقوق دارم همه رو تامین می کنم

غذا و سیگار فراهم می کنم

توی ژاپن نداریم

در مقایسه با ژاپن شانگهای بهشته

راستی چطور فکر می کنی؟

این چیزیه که می خواد بپرسی؟

این چطوره؟

چیه؟

ماری جوانا

این که چجوری بکشی مهم نیست

برای روحیت خوبه

مثل سیگار برگ باید بکشی

یه پک بزن

خب اوقات بدت از بین می رن

بذار بچه ها صبر کنن

غذا پختیم گذاشتیم روی گاز

گشنت شد گرم کن و بخور

بیا بریم دیگه

دارم می رم

این دختر خوبه

بله همین طوره

می تونن بخونن و برقصن

چی می گن؟- می گن می تونی بخونی و برقصی-

توی شانگهای نادره

سرده

سرده

ماریا کجایی؟

برگرد پیش من

اون لحظه خیلی خوبه

این لحظه

احساس پوچی می کنم

خیلی خوبه بتونم همیشه اون طور حس کنم

می دونم توی مسیر بی بازگشتی افتادم

ببخشید ماریا

من ناامیدم

نمی تونم ویشروی شانگهای باشم برات

من هیچ چیز ندارم

برگشتی

ارکستر لَری

همتون دوستای خوب منید

فانگ هنوز زنده هست

اون جا چی کار می کنی؟

دور هم نیستیم؟

باهمدیگه

آره همه این جا منتظرتن

بعد از این نمایش می ریم مکزیک

چرا همتون می رید مکزیک؟

مکزیکو باشگاه شبانه داره؟

البته که داره

مکزیک سرده؟

همیشه گرمه

جنگ هست؟

نه نه

می خواین برین مکزیک چی کار؟

جز اجرا کنیم

بیا بریم مکزیک

لیلی تو هم می ری؟

منم می خوام با اینا باشم

بریم

چرا رفتین؟

صبر کنین منتظرم باشین

منم میام

با خانم بیا

نه نمی تونم بیارمش

جلوم رو می گیره

باشه پس مکزیک منتظرتیم

فعلا

هی صبر کنین

منو تنها نزارین

صبر کنین

شیرو

ماریا- شیرو-

ماریا

ببخشید برگشتم

بیا سازت رو بگیر

بیا با بقیه بریم

شما اجازه عبور ندارید

قایق رو نگه دارین

نگه دارین

نگران نباش

ناوگان ژاپن این جا کاری نمی کنه

بایست

وگرنه می زنیم

بیاین بایستیم

اگر بزنن بد می شه

هی نگه دارین

بچه ها نگه دارین

زدن

اگر بخوره بهتون چی کار می کنین؟

اشکالی نداره خوب می شیم

چون همه مردیم

نمی تونن ما رو ببرن

تو مردی

بیا باهم بنوازیم

نه من نمردم

ماریا ماریا کجایی؟

ماریا برگشته

چون هنوز زنده هست

احمق نشید بایستید

تسلیم بی قید و شرط ژاپن در 15 آگوست 1945

پاییز 1945

چند وقته این طوریه؟

چند ماهی می شه

برای مدت طولانی بده

خیلی تحلیل رفته

می تونم برش گردونم ژاپن؟

الان وضعش خیلی خرابه

قلبشم ضعیف شده

برای همینه که نمی تونم برش گردونم ژاپن

دیدم قایقش داره میاد

اشکالی نداره همش باهمیم

چطور؟

عزیز چطوره؟

امروز بهتره

عزیز روحیه داشته باش

ماتسوموتو داره میاد

پس باید روحیه ات رو حفظ کنی

این طوری

رفیقم بر می گرده؟

بله الان جنگ تموم شده

لیلی برو

وگرنه دیر می شه

باشه پس من می رم

خانم کمک کنید لباساش رو در بیارم

نه منو نکشید

نمی خوایم بکشیمت شیرو

با من میای بریم پاریس؟

آره

بیا سوار کشتی بشیم

داره می ره پاریس

شانگهای

هنگ کنگ

سنگاپور

بمبئی

مارسی

یه مدت می خوابه

بعدش باید ببندیدش

باشه

کی بر می گردید ژاپن؟

هفته آنیده

مراقب خودتون باشید

ممنون

الان نمی تونیم برگردیم ژاپن

واقعاً سخته

باید چی کار کنیم؟

چی کار می کنین؟

هیروتا کجاست؟

همچین کسی این جا نیست

مخفی کردنش جرمه

بگردین- هیروتا چی کار کرده؟

چی کار کرده؟

کار های غیر قانونی زیادی انجام داده

و خیلی ها رو توی شانگهای کشته

می تونی ژاپنی حرف بزنی؟

هیکوکی چی؟

بهمن گفتن با هواپیما می ره

پس باید زود تر پیداش کنیم

نمی بخشیمش

نیست

خب بیاید بریم جای دیگه

چی؟

هیروتا

این جا چی کار می کنی؟

این چه لحنیه؟- برو-

ارتش اومد دنبالت

با من چی کار داری؟

بذار خلاصش کنم

چی می گی؟

حتی اگر شلیک نکنم زیاد ینده نمی مونه

آوردنش فقط بلیط اضافی خرج کردنه

اون در اصل همون کسی هستش که آوردت شانگهای

از این به بعد چی کار می کنی؟

اول می ریم تایوان

بعدش می ریم آمریکای جنوبی

همش رو برنامه ریزی کردم

نظرت چیه باهم بریم؟

چی می گی؟

فرار کردن باهم خوب نیست؟

اول باید بریم تایوان

فقط این طوریه که می تونیم تحویلش بدیم

اگر بیاریش خیلی رنج می کشه

چرا این طوریه؟

نمی تونم کاری کنم تنها می رم

ولی قبلش تفنگ رو پس بده

وقتی با تو اومدم شانگهای

سی یوان خریدمش

لطفاً پسش بده

ممنونم مراقب خودت باش

می خوای چی کار کنی؟

امیدوارم بازم بتونیم همدیگر رو ببینیم

اومدم

ماتسوموتو اومد؟

این چیه؟

این که ماتسوموتو نیست

این باقی موندشه که همرزماش آوردن

امکان نداره

اصلا ممکن نیست

چرا این طوری شد؟

این چیه؟

هی ترومپتم رو بیار

ماتسوموتو بر نگشت؟

درسته

ترومپت

و همه دوستام برگشتن

...پس

بس کن

ماریا ، نرو

خوبی

جایی نمی رم

همیشه باهات می مونم

باشه

فقظ یه رویا داشتیم

امروز رسیدیم شانگهای

فردا صبح

می ریم مسافرت

اینا همش خوابه

ولی چرا

باید این بلا ها سرمون بیاد؟

ترومپت

ماریا لیلی

*6655*70071# برای ارتباط با من کد را شماره گیری فرمایید

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.