Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
Milkyway ترجمه و زیرنویس از @Milkywaysub
گلفباز لی سونگ بین، که آخر هفته گذشته ناپدید شده بود
همچنان مفقود است
(گلفباز لی سونگ بین درست قبل از اعزام به آمریکا ناپدید شد)
دوستان لی در سفر مرده پیدا شدند
(لی سونگ بین و گروهش در طول سفر با یک تراژدی مواجه شدند)
بر اساس اظهارات دوستان بازمانده لی
(تحقیقات بر اساس اظهارات دوستان نجاتیافته از مرگ آغاز شد)
پلیس جستجو در نزدیکی محل سکونت مبلغان مذهبی که فاجعه در آنجا رخ داده است را آغاز کرده
(تراژدی که در محل اقامت قدیمی مبلغان مذهبی رخ داد)
آنها فوراً به دنبال دستگیری مظنونان اصلی، پارک و کانگ هستند
(بازداشت اضطراری! مظنونان اصلی پارک و کانگ)
در حال حاضر تحقیقات گستردهای در حال انجام است
(دقیقه پیش 6666)
نزدیک نشوید! فاصله ایمن را حفظ کنید
بریم، بریم
[پسران خوشتیپ]
یا خوده خدا
هی، آبرومون و نبرید
هی تو داشتی در مورد اینکه دلت برای سونگ بین تنگ شده و میخوای ببینیش آواز میخوندی
حالا چطور میتونی اینقدر راحت بخوابی؟
هی من برای اینکه بتونم بیام اینجا چند جا پارهوقت کار کردم
بخاطر همین الان خیلی خستم
جوری که الان گردنت و چرخوندی
شبیهِ زامبیها شدی
نه بابا، حتما سونگ بین هم اینو دیده
فقط سونگ بین نبود که دیدش
اون یکی
این؟ - آره -
لعنتی، خیلی ترسناک بنظر میرسه
خدای من، حساب کردنش کل روز طول میکشه - تا جایی که بتونم سریع حساب میکنم -
سونگ بین، بذار پول بعضیهاش و من بدم
نیازی نیست
یه بوس میخوام - از دست تو -
چقدر نازه
اسمت چیه کوچولو؟
اسمش بونگ گو هست اسم تو چیه؟
صداش میزنید بونگ گو؟
داری چیکار میکنی؟ بهت گفتم که مشکلی ندارم
ولم کن
می نا
آجوشی، تو کی هستی؟
هنوز نمیخوای بری گمشی؟
هی
تو کی هستی؟ دلت میخواد بمیری؟
چی؟
به چی نگاه میکنی، عوضی؟
چه خبره؟
شما بچهها کی هستید؟
چی شده؟
هان؟
شما
میخواین با برادرم دعوا کنید؟
ازتون یه سوال پرسیدم
سونگ بین
من خوبم، بذار بره
آره، راست میگه بیاید بریم
دیگه جلو چشمم نیاید
هی، من فکر میکنم اون دو تا یارو از سگهای ناز و ملوس برای دزدیدن دخترها استفاده میکنند
هی، چطور ممکنه؟
تو هم دیدیش
همه چیزهایی که از سوپرمارکت خریدند مثل سلاحهای قتل بود
اگه سونگ بین پا پیش نمیگذاشت، مینا تو دردسر بزرگی میفتاد
من مطمئنم اون دو تا عوضی کمه کمش سابقهدارن
اما برای اولین بار تو زندگیم، یکی رو زشتتر از بیونگ جو دیدم
بیونگ جوِ ما در مقایسه با اونا خیلی خوشتیپه
هیونگ، تو واقعا خوشتیپی، باید اعتمادبهنفس بیشتری داشته باشی
هیونگ، تو خیلی خوشتیپی
بز
چه بدشانسیای
هیونگ
نشنیدی که سونگبین گفت وایسا؟
شنیدم
چون بیونگ جوِ ما احمقیه که حتی بلد نیست رانندگی کنه
بخاطر همینه که ما صدات میزنیم بیونگ جو
جیسون
این اولینباریه که من یه بز مرده میبینم
بیا عکس یادگاری بگیریم
اوکی
پس، بزکُش هم باید توی عکس باشه، نه؟
نه، نه
بیخیال، ای داداش احمق
3, 2, 1.
یکی دیگه بگیر
1، 2 - اون بز -
نباید دفنش کنیم؟
داری میگی باید دفنش کنیم؟
یعنی باید همینطوری ولش کنیم و بریم؟
مینا، همه خستهان بیا فقط بریم
سانگ گو
چند بار بهت گفتم دخالت نکن؟
آخه من فقط
یه نفر جلوی من افتاده بود
فقط میخواستم کمکش کنم
اون حرومزادههای قدرنشناس ما رو تو دردسر میندازن
این اولین باری نیست که این اتفاق میفته
فقط دست از دخالت کردن بردار
همه اینا بخاطر اینه که من خیلی ترسناک بنظر میرسم
تو خیلی خوش تیپی، چرا همچین حرفی میزنی؟
فقط چند تا لباس خوب تنت کن
اونوقت ستارههای سینما هم به گرد پات نمیرسن
اما بازم به خوشتیپی تو نمیشم
هی، استایل ما با همدیگه فرق میکنه
من مدل مردای خوشتیپ و خشنم
تو مدل مردای جذاب و خوشتیپی
راست میگی
پس بونگ گو چه مدلیه؟
بونگ گو
خوشتیپه سگیه؟
بونگ گو هم خوشتیپه، عالی نیست؟
منم خوشحالم که شماها خوشتیپید
چی شد؟
وای، هوا واقعا عالیه
حالا دیگه فصل بارندگی تموم شده
شنیدم امروز قراره بارون بباره
کی گفته؟
اداره هواشناسیِ کره این و گفته؟
من دقیقتر از اونام کودن
آره، حق با توهه
اون چیه؟
هی، ماشین و نگه دار
شما دو تا
تکون نخوردید
هی، نام سون کیونگ - بله -
برو داخل گونی رو نگاه کن
من؟
بجنب نکبت
ممنون میشم برید کنار
نه، اونجا
یکم عقبتر
عجله کن - بله -
پشمام
چیه؟
هی، چه خبره؟
اون چیه؟
جسد یه بزه
کی؟
یه بز
چی؟ - یه بز، یه بز سیاه، خیلی سیاه -
چرا؟
نمیدونم چرا سیاهه، یه بز سیاهه
(پارک سانگ گو) (کانگ جه پیل)
هر دوتاشون شبیه جنایتکارها بنظر میرسن
تو جاده مرده بود، ما فقط داشتیم میبردیمش کنار
چند بار باید بگم؟
هی، چیز مشکوکی پیدا نکردی؟
نه، هیچکدوم سابقه کیفری ندارند
اینجا چیکار میکنید؟
خب، ما از یه جای دور اومدیم اینجا خونه بخریم
شنیدم اسمش بیکِر یا یه همچین چیزیه
اون خونه توی جنگل رو داری میگی؟
میدونی کجاست؟
چرا اون خونه قدیمی رو خریدید؟
من و برادرم میخوایم اونجا یه زندگی روستایی داشته باشیم
تزئینش کنیم
تو حیاط کاهو و فلفل بکاریم
برگ پریلا هم میکاریم
بس کن بونگ گو قلقلکم میاد
از دیوونه خونه فرار کرده؟
حالا هر چی
حتی فکر دردسر درست کردن تو این روستا هم به سرتون نزنه
کی گفته که ما میخوایم دردسر درست کنیم؟
چه دردسری؟
شما برای غریبهها قلدری میکنید؟
هی بس کن، بیا بریم - ببخشید؟ -
الان چی گفتی؟
معذرت میخوام
لطفا برید
برگرد اینجا
لطفا برید
اونا واقعا زشتن
هی، فکر نمیکنی که اونا شبیه جنایتکارهان؟
به چی نگاه میکنی؟
نگاه نمیکردم
اینجا قبلاً محل اقامت شخصیه یه مبلغ آمریکایی بوده
فکر میکنم همه ازش ممنون بودند
بخاطر همین به سبک غربی براش تزئینش کردند
چطوره؟
قشنگ نیست؟
جای خوبیه برای کشتن یه نفر
چی؟
شیبال
چی؟
شیبونگ
(دو علامت اختصاری روی تابلو اس بی هستند)
شیبول؟ (دورافتاده)
توی عکس و زندگیِ واقعی خیلی با هم فرق دارن
(خانه روستایی به سبک اروپایی! فروش فوری نصف قیمت بازار! عکس و خانه 100% مطابقت دارند)
فتوشاپش خیلی زیاده
چه فتوشاپی؟
عکسها فقط خیلی خوب گرفته شدن
حالا که در براتون خودش و زد زمین
چطوره که بریم تو و یه نگاهی بندازیم؟
اینجا قبلا توسط کلیسای روستا اداره میشد
اما کشیش سالهای زیادیه که تو بستر مرگ افتاده
بخاطر همین گفت که تمام اثاثیه اینجا میتونه برای ساکنین آینده باقی بمونه
هیچ جایی با مبلمان کاملتر از اینجا وجود نداره
تو به این میگی مبلمان کامل؟
فکر میکنم بیشتر شبیهِ یه تپه آشغاله
به قول معروف زندگی روستایی همهاش درباره تعمیر و مرمت کردنه تا جالب باشه
سانگ گو، نظر تو چیه؟
...این خونه بیشتر از چیزی که فکر میکردم
هیونگ، اینجا حتی یه تخت هم هست
اینجا اتاق منه
هیونگ، حتی یه قابلمه آهنی بزرگ هم داره
این و هم میتونیم نگه داریم، مگه نه؟
من واقعا یه شومینه برای خودم میخوام
روشن کردن آتیش و
کباب کردن سیبزمینی شیرین تو زمستون عالی میشه
بیا فورا قرارداد رو ببندیم
عالیه
باشه
ممنون
داری چیکار میکنی؟
من اومدم
چرا اینطوری میکنی
هیونگ، وقتی پخت صدام کن
این آشغالا
بهت گفتم سر قیمت چونه بزن و تو فقط همینطوری قبول کردی؟
من امروز خیلی خوشحالم
آیگوو، میترسم اگه یه خونه دیگه بخریم
از خوشحالی بال در بیاری
هیونگ، تو خوشحال نیستی؟
ما ده سال پول پسانداز کردیم تا بتونیم اینجا رو بخریم
این خونمونه
کجاش خوشحالی داره؟
این خونه خیلی قدیمیه، کلی کار هست که باید انجام بدیم
کم کم درستش میکنیم
اوه راستی، ما هنوز باید اون کار رو بکنیم
مراسم خونه نویی
به مناسبت خونه جدید
مراسم به یه ورم
به جای اون، ما باید بیشتر کار کنیم
اون دیگه چه کوفتیه؟
این همه زنبور از کجا اومدن؟
شاید برای احوالپرسی با ما اومدن
انقدر حرف مفت نزن
سریع لونه زنبور و پیدا کن و از ببین ببرش
هیونگ
خوبی؟
بیا اول این و درست کنیم
باشه
نمیخوای از روم بلند شی؟
نه
سانگ گو چکش و بیار اینجا
لعنتی، یه زیرزمین اینجاست
عالیه
سرت و بپا
اینجا واسه چیه؟
حس و حالش خیلی ترسناکه
چی شده؟
چی دیدی؟
هیچی
داری چیکار میکنی؟
هیونگ، تو داری چیکار میکنی؟
تو بودی که اول جیغ کشیدی
بخاطر اون بود
فقط یه طرحه چیز ترسناکی که نداره
چیز مهمی نیست
چرا همچین طرحی رو روی زمین کشیدن؟
شاید کسایی که قبلا اینجا زندگی میکردند کشیدنش
نقاشیشون واقعا خوب بوده
انگار بیکر از مدرسه هنر فارغالتحصیل شده
روش حک شده
یه لحظه صبر کن
این یه تفنگه؟
آره
یه تفنگ واقعیه
پُره
این گلولهها از نقره ساخته شدن
حتما گرونه
باارزش بنظر میرسه
اون یارو مشاور املاکیه رو خبر کن
باید این و به صاحب قبلیش برگردونیم
حتما
بیا بریم بز رو دفن کنیم
دفن کردنش بهتر از انداختنش تو سطل زباله است
بز
امیدوارم تو بهشت با شادی زندگی کنی
ماجرای این حرفای بهشتی چیه؟
وقتی آدم میمیره، هیچ فرقی نمی کنه
هیونگ تو خیلی بیعاطفهای
الان فهمیدی؟
بیا قبل از غروب بریم کنار دریاچه و
یکم ماهیگیری کنیم
ماهیگیری؟
ماهیگیری خوبه
بگو آ
یهویی احساس سرما کردم
میخوای این و بپوشی؟
اشکالی نداره؟
مرسی
می نا
بله
میدونستی اینجا تسخیر شده؟
تسخیر؟
اینجا زادگاه پدربزرگمه
قبلا یه دختری بود که تسخیر شده بود
مثل بز میدوید و شبها مردم و اذیت میکرد
کل روستا به هم ریخته بود
جدا؟
بخاطر همین روستاییها اون دختر و گرفتند
پدر
چرا باهام اینکارو میکنید؟
من میترسم
پدر
خودت و نشون بده
من بافومت (شیطان) هستم
شما انسانهای ضعیف و میبرم جهنم
نقشهات کاملا شکستخورده، بافومت
...اگه اینجا بمونی
شما خارجیهای لعنتی تو این روستای خراب شده چیکار میکنید؟
به نام پدر، پسر و روحالقدس
شیاطین باید فورا از این سرزمین ناپدید بشن
از اون روز به بعد
مردم محلی روحی که اون بچه رو تسخیر کرده بود
بزِشیطانی صدا زدند
بس کن، چیزی به اسم تسخیر روح وجود نداره
با اینکه منم باور نمیکنم
اما شنیدم که عموی بزرگم و اون دختر کشته
نونا
تکون نخور یو هان
(1934-1958) لی وون هی، (عموی بزرگ سونگ بین)
برگام
آخر سر چه بلایی سر بز شیطانی اومد؟
...اون
ای آدمهای احمق
همتون رو تا حد مرگ میسوزونم
خیلی داغه، خیلی داغه
ببخشید آقا
خفه شو
کشیش یه گلوله نقرهای تو سرش خالی کرد
خدای من
بخاطر همین، پدربزرگم میترسید که من تسخیر بشم
برای همین مجبورم میکرد که همیشه این طلسم و با خودم داشته باشم
ببین
پدربزرگم این و از یه شمن معروف به قیمت 10 میلیون وون خریده
این 10 میلیون میارزه؟
همونطوری که خواستید انجامش دادم
اتفاقی نمیفته، مگه نه؟
گذشته از اون، شایعههای خیلی ترسناکی درمورد اونجا هست
فقط یه شایعه قدیمیه
نگران نباشید
به هر حال، من یه مدتی از اینجا میرم
اما چرا؟
با توجه به مشکلات خونه، اگه واقعا اتفاقی بیفته چه؟
میترسم اونا واقعا بخوان منو بکشن
بکشنت؟
موقع امضای قرارداد مشکلی پیش اومد؟
حتی فکر دیدنشون هم نکن
مگه اونا چه جور آدمایی هستن؟
(شصت و شش سال و شش ماه گذشت)
(با قربانی کردن بز... دروازه های جهنم باز میشود)
دوستم داره؟
اما بین همه کسایی که بو را آورده، مینا بدترینه، نه؟
فقط یه بچه روستاییه که برای پرداخت شهریهاش باید کار پاره وقت انجام بده
این اصلا مهم نیست
همین که ناز و مهربونه کافیه
قبل از اینکه برم آمریکا
اون بهترین گزینه برای اینه که باهاش بازی کنم
سلیقهات واقعا منحصر بفرده
اون برای من خیلی کسل کننده است
بو را حتی اونو فرستاد
مودبانه نیست که فقط باهاش کنار بیام؟
از کی تا حالا مودب شدی؟
بو را کجاست؟
بو را کجاست؟
هیونگ
تو گفتی که ما جفتمون خوشتیپیم
اما چرا دوست دختر نداریم؟
هی
چون هنوز عزممون رو جزم نکردیم
بعد از اینکه اراده کردیم حتما دوستدختر دار میشیم
مگه ما چی کم داریم؟
خونه داریم، ماشین داریم و همینطور خوشتیپیم
به هر حال
دوست دختر رو فعلا فراموش کن
دخترها هم آدمن پس خیلی مراقب خودت باش
دو نفری عالیه
میتونیم بازی کنیم، نقاشی بکشیم، گوشت خوک شیرین و ترش سفارش دهیم و همینطور
یه دختره
(می نا)
(نه تماس از دست رفته)
شمارهای که با آن تماس گرفتهاید در دسترس نمیباشد
لعنتی
اون صدای چی بود؟
هی
هیونگ
هیونگ
هیونگ
این همون دختریه که امروز صبح توی سوپرمارکت دیدیم
هی
بیدار شو، صدای منو میشنوی؟
هیونگ
مرده؟
هی، برای چی رفتی دور؟
سریع بیا و بهش سی پی آر بده
سی پی آر؟
با دهنم؟
بجنب
داره میمیره، عجله کن
بجنب
بیدار شدی
هی
درد داره
این چیه؟
ازم دور شید، عوضیا
اونا همون آدمای تو سوپرمارکت نیستند؟
عجله کن
اون می نا نیست؟
لعنتی
بیا با هم بریم
بدبخت شدیم
دزدیدنش؟
آره
همونایی که صبح دیدیم، دزدیدنش
مثل اینکه چهرهخوانی یه علمه
خودش چرا فرار کرد؟
اگه اتفاقی براش بیفته، ما تو دردسر نمیفتیم؟
چیکار کنیم سونگ بین؟
بیاید اول زنگ بزنیم به پلیس
تلفنم توی ژاکت می ناست
اون
این دیگه چه کوفتیه؟
هی، این عوضی رو ببین
مواد میکشه
این بچه واقعا خوب چیزی هستا
میتونیم این رو به یه ایستگاه تلویزیونی بفروشیم
(خبر تکاندهنده! لی سونگ بین، بازیکن گلف، هنگام بازی گلف مواد مخدر مصرف میکند و لخت است)
لعنتی
هی، میخوای چیکار کنی؟
هیونگ، سریع زنگ بزن به تلفنم
چرا اینجا آنتن نداره؟
مال منم
مال منم کار نمیکنه
اگه این قضیه لو بره دیگه کارمون تمومه
تو هم نمیتونی بری آمریکا
لعنتی
فکر میکنی خودم نمیدونم؟
هیونگ، ما می نا رو پیدا میکنیم
تو برو پلیس و بیار
بجنب
سریع سوار ماشین شو
اگه بیمارستان باز نباشه چه؟
بیا اول بریم اونجا
محکمتر هل بده
لعنت به این ابو قراضه
یه مشت دیوونه
عجله کنید و لو برید و آبروی خودتون و ببرید
ایول
اون حتما دوباره داد و هوار راه میندازه
گم شو
هی، حرومزاده روانی
تو هم فکر میکنی من احمقم؟
فکر میکنی احمقم؟
خیلی خفه کنندست
لعنتی
بیدار شدی
کجا میری؟
میری خونه؟
زده به سرت؟
نه
اینطوری نیست
نزدیکم نیاید
عوضیا
گم شو برو اونور، دارم جدی میگم
مامان چیکار کنم؟
لعنتی
من میترسم
حتما گرسنهای؟
من از مشعل استفاده کردم تا یکم طعمش و کبابی کنم
نمیدونم با ذائقهات جور درمیاد یا نه
ممنون
به خاطر خوشگل بودنش براش غذا درست کردی؟
هی دانشآموز
میدونی برای نجات دادنت چی صدامون زدن؟
بچههای این دوره زمونه حتی بلد نیستن تشکر کنن
به جاش، یه سوراخ بزرگ تو سقف آدما درست میکنند
اون فقط شوکه شده بود
متاسفم، برادرم اغلب اینطوری نق میزنه
اما اون واقعا آدم خونگرمیه
لطفا درک کنید - نه اشکالی نداره -
من بودم که اشتباه متوجه شدم
متاسفم - فراموشش کن -
حالا غذات و بخور و سریع برو
ما کلی کار داریم که باید انجام بدیم
اما شما بهم کمک کردید
اگه شمارتون و بهم بدید
بعدا غذا مهمونتون میکنم
0107105717
دوباره بگو
میخوای برات بنویسم؟ - ای احمق -
چطور میتونی بذاری غذا مهمونت کنه؟
اوه، راست میگی
من خیلی بیملاحظه بودم
نمیتونم حداقل اسمش رو بدونم؟
اسم من کیم می ناست
اوه، اسمت می ناست
اسم من پارک سانگ گو هست
اسم دوستم کانگ جه پیله
ما به عنوان نجار کار میکنیم
چطور بگم؟
ما دوستای همبازی(بچگی) هستیم
(بورال به معنای ب*ی*ض*ه است، موقع تلفظ اشتباه لفظی داشت)
ای کودن
چرا بهش ب*ی*ض*ه میگی؟
سریع عذرخواهی کن
متاسفم می نا
انگار دوباره گند زدم
اگه باعث ناراحتیت شدم، معذرت میخوام
اشکالی نداره نگران نباش
جبران کردن برای من و فراموش کن
بیا فقط با هم غذا بخوریم
هیونگ، بیا و باهامون غذا بخور
بیخیال، اول شما بخورید
لطفا شروع کن
باشه، پس من اول میخورم
وای
...خیلی خوش
این واقعا خوبه
جدا؟
لطفا بیشتر بخور
باشه
جز اینجا جایی برای رفتن ندارن
جوِ اینجا به طرز نامحسوسی
شبیه پناهگاه یه قاتله
یونگ جون
تو اول برو
من؟
پس من باید برم؟
چرا داری به من نگاه میکنی؟
دلت میخواد بمیری؟
نمیشه من نرم؟
ولم کن
ناموسا
نکن
چرا اینکارو میکنی؟
واقعا که
اینکارو نکن
گفتم خودم ظرفا رو میشورم
خودم میتونم بشورم
میخوای همیشه احساس گناه کنم؟
باشه
پس بیا با همدیگه بشوریم
باشه، با هم
آه صبر کن
(موسیقیِ هنگام شستن ظروف شماره 3)
بیا
باور نکردنیه
این سندروم استکهلمه
(سندروم استکهلم: پدیدهای که در آن گروگانها به گروگانگیران خود علاقمند میشوند)
عالیه
عالی نیست پارک سانگ گو
فرار کنید
(زنبورها دارن میان! فرار کن، عجله کن)
(نمیفهمی دارم چی میگم؟)
(دوستات و بردار و برو! بجنب)
لعنتی
هی، جیسون
کجایی؟
ای حرومزاده
هی، نام سون کیونگ
بله
تازگیها هیچ پروندهای نداشتی؟
هیچی به جز رانندگی تو حالت مستی
چرا؟
اون عوضیهای دیروز
نگرانت نمیکنن؟
کسی که همچین چهرهای داره نمیتونه بیگناه باشه
به نظر من آدمای خوبی بودند
اونا حتی حیوون مرده رو از وسط جاده برداشتن
قضیه چیه؟
به خاطر همینه که هیچکاری ازت برنمیاد
میدونی لقب من تو واحد جرائم بزرگ چی بود؟
نمیدونم
چشمهای روح، احمق چشمهای روح
حتی روحها هم جرئت نداشتن با من درگیر بشن
میدونی چرا؟
چون من فقط اینجوری بهشون نگاه میکنم
میتونم بگم که اونا روح هستند یا نه
روح
چی؟
بهش بگو نیاد جلو
چرا؟ - لعنتی -
تو دیگه چه خری هستی؟
نیا جلو
اینجا چیکار میکنی؟
نیا جلو
این عوضی
داره چیکار میکنه؟
چه مرگته؟
...بزه، اون
یهویی منو گرفت
برو
من اول برمیگردم سئول
هیونگ کجا رفت؟
باید زود بری، نه؟
وقتی هیونگ برگشت ازش میخوام ببرتت
من نمیتونم رانندگی کنم
نه اشکالی نداره
میتونم منتظر بمونم
(تینر، نیاشامید)
مثل رنگ و تینر
اگه همه با هم کنار بیان خیلی خوب میشه
چی؟
آخه
دیشب دیدم با یکی از دوستات دعوا میکنی
آره
خیلی ناراحت نباش
تنها دوستی که من باهاش بحث میکنم جه پیله
یهویی چم شده؟
هیونگ
کجا رفتی؟
صورتت چی شده؟
من
مگه نگفتم از شر لونه زنبور خلاص بشی؟
قاتلهای سریالی اینطوری قتلشون و به نمایش میذارن
ما نمیتونیم از پسش بر بیایم
بیاید سریع برگردیم
ما نمیتونیم برگردیم
باید پیداش کنیم و ازش انتقام بگیریم
بعد از دیدنش متوجه نشدی؟
این عوضیا کلا یه تختشون کمه
بریم
بریم اون حروملقمهها رو بگیریم
سونگ بین
اونا چه قاتل سریالی باشن چه شیطان
ما باید پیداشون کنیم
آره، بریم
بریم اون روانیها رو بکشیم
شماها فیلم ترسناک ندیدید؟
مردم همیشه بعد از این کار میمیرند
نمیشه یکم ملایمتر باشی؟
فهمیدم
ناموسا؟
لطفا از این برای کمپرس استفاده کن
شاید فنگشوییِ(انرژی) اینجا بده
باید یه مجسمه بودا اینجا بذاریم؟
چه مجسمه بودایی؟
انرژی اینجا از همون اول بد بوده
راستی
دوستات و همین نزدیکی دیدم
دوستام؟
بله
انگار داشتن دنبال تو میگشتن
احتمالا همشون با دیدن زنبورها ترسیدن و فرار کردن
واقعا؟
عالیه
می نا، میتونی فقط همین جا منتظرشون بمونی
منتظر برای چی؟
اگه اومدن دنبالش، فقط بگو که دیگه رفته
فهمیدم
چرا همیشه عصبانی هستی؟
هی، من عصبانی نیستم
عصبانی هستی
من اینطوریم چون جای نیش زنبوره میسوزه
باشه
چه میخوای منتظر بمونی یا نه
هر کاری که راحتی انجام بده
نظر تو چیه، می نا؟
اینجا منتظر میمونم تا دوستام برگردن
تا اون موقع بهتون کمک میکنم
لازم نیست کمکم کنی
(موسیقی در حین کار شماره 5)
وای می نا، تو توی همه چیز خوبی
کارت خیلی درسته
من اول میخواستم هنر بخونم
(خانه جه پیل و سانگ گو با بونگ جو)
راستی بیا عکس بگیریم
عکس بگیریم؟ - آره -
بیا
1, 2, 3.
چیکار میکنی؟
میخوام یه باغچه گل درست کنم
یکم کاهو و فلفل بکارم
منم میخوام امتحان کنم
این خطرناکه
دلم میخواد امتحانش کنم
محکم بگیرش، بعد نشونه بگیر
امتحان کن
کار نمیکنه
زمان زیادیه که ازش استفاده نشده
گاهی وقتا خراب میشه
حالا باید کار کنه
کار کرد
کارم خوبه، مگه نه؟
گفتی میخوای کمک کنی؟
شما دو تا فقط دارید خوش میگذرونید
هی، پارک سانگ گو
چطور تونستی این کار رو با من بکنی؟
اون انقدر خوبه؟
با پشت سر گذاشتن این پیرمرد
انقدر دوستش داری؟
چرا هیچی نمیگی؟
بمیر
لعنتی
چی فهمیدی؟
اون یارو الان خیلی هیجانزده است
احتمالا الان تو اوج میلش برای کشتنه
این یکی خیلی دیدنیه
داره می نا رو وادار میکنه که تابوت خودش و بسازه
می نا داره موقع ساختن تابوت خودش گریه میکنه؟
چی شده؟
فکر کنم یه چیزی رفته تو چشمم
بذار ببینم
حالا خوبه؟
آره
دیگه دست به چیزی نزن کافیه
هی، اون الان داره چه غلطی میکنه؟
باشه
1, 2, 3.
چه دیوونهایه
داره از یه خاکسپاری ساختگی عکس میگیره
باغچه گل شبیهِ یه تابوته
اون عوضیا حتما
یه مشت روانیان که از دیوونه خونه فرار کردن
من و یونگ جون اون مرد و زیر نظر میگیریم
جیسون
تو مراقب اون آشغالی باش که دوست دخترت و کشته
و یادت باشه که گوشیم و پس بگیری
میتونی این کارو بکنی؟
نگران نباش
یه ضرب، یه قتل
سونگ بین
دوستات اینجان
بیا جلو
سونگ بین
دانشآموز
خون
بمیر
تو
اینجا چیکار میکنی؟
بیا بیرون
بیا بیرون
خدای من
بیا اول روش و بپوشونیم
اوه خدا، باید چیکار کنیم؟
این دیگه چه مصیبتیه؟
یه اتفاقی افتاده
یه اتفاقی افتاده
چی شده؟ - یه اتفاقی افتاده -
چه اتفاقی؟
یه اتفاق جدی
من
فقط یه لحظه برگشتم عقب
بعد یهویی یکی
خودشو پرت کرد تو خردکن
ریز ریز شده
آخه، چرا یکی باید بپره تو خردکن؟
من چه بدونم؟
فقط همینطوری پرید تو
پس
مرده است یا زنده؟
جامپونگ شد (مثل نودل رشته رشته شد)
جامپونگ شد (مثل نودل رشته رشته شد)
چطور کسی که جامپونگ شده، میتونه هنوز زنده باشه؟
هی, این دیگه چیه؟
اونجا رو نگاه کن، یکی دیگه هم اونجاست
می نا
می نا
جای دندونه
پس
همتون نصفه شب برای پیدا کردن
دوست دزدیده شدتون رفتید بیرون؟
در واقع، برای نجات دادن اون نبود
اما به هر حال رفتیم بیرون
آیگو، تو واقعا شجاعی
یه لحظه صبر کن
گفتی دو تا گروگانگیر بودن؟
و یه توله سگ عجیب غریب با خودشون داشتند؟
بله، یه توله سگ
اون عوضیا، میدونستم
هی، نام سون کیونگ
بله - حرکت کن -
بریم
هی، بیا اینجا
حالش چطوره؟
خیلی شوکه بنظر میرسه
قابل درکه
هیونگ، اول نباید زنگ بزنیم به پلیس؟
اگه زنگ بزنیم پلیس و اضاع خراب شه
ممکنه کارمون به زندان بکشه
چرا؟
چرا باید بریم زندان؟
این چیزی نیست که الان به نظر میرسه؟
اگه به پلیس بگیم این آدما خودکشی کردن
اگه خودت پلیس بودی، باور میکردی؟
این احتمال وجود داره که واقعا خودکشی کرده باشن
مگه می نا دیروز خودشو پرت نکرد تو آب؟
به نظر میرسید میخواسته خودکشی کنه؟
اون زیاد غذا میخوره و انگار داره بهش خوش میگذره
درسته
علاوه بر این، کسی که میخواد خودکشی کنه
چرا باید به تویی که هیچکاری نکردی حمله کنه؟
دقیقاً اونا مستقیما به ما حمله کردند
به نظر من
می نا و دوستاش همشون داخل یه فرقهان
انگار افراطین
همچین آدمایی وجود ندارن؟
کدوم آدمی خودش و قربانی میکنه؟
مینا قربانی بود
اما فرار کرد
آره، بهشون خیانت کرد
مگه نه؟
راستی
یا شاید
یه لیست آرزوهای قبل از مرگه؟
مثل کشتن کسی قبل از مرگ؟
ممکنه
بچههای این دوره زمونه خیلی عجیبن
اونا یوتیوبرن؟
تو رسانهان
لعنتی
تف تو ذاتت - متاسفم -
یونگ جون
اون نمک به حروما اینجا داشتن چه غلطی میکردن؟
رییس، باید بیاید اینجا
انگار یکی سعی کرده مخفیانه دفنش کنه
حالا همه چی داره معنی پیدا میکنه
همه چی داره سر جای خودش قرار میگیره
اون روانیهای عوضی
اونا عملا از قتل عام لذت میبرن
هی، عکس بگیر
این عوضیا - لعنتی، شاشیدم به خودم
اونا واقعا روانین
ما نمیتونیم دست کم بگیریمشون - سونگ بین -
هی
چرا انقدر دیر کردی؟
بزه یهویی دیوونه شد
کدوم بز؟ چرا انقدر چرت و پرت میگی؟
اینجوری رفتار کردن مشکل رو حل نمیکنه
من حلش میکنم
لعنتی
میدونی اون روانیها الان کجان؟
نمیدونم بیهوش شدم
اما
حتما دارن یه جایی برامون تله درست میکنن
تله؟
هی، افسر نام
بله
من میرم داخل و چک میکنم
تو اول اونا رو ببر تو ماشین
بریم
این حرومزادههای نفرتانگیز
اگه بریم زندان
کی به بونگ گو غذا میده؟
بیا فقط خودمون و تحویل بدیم
بیا ازشون بخوایم که یه بار از خیرمون بگذرن
مغز فندقی
من میرم دنبال بونگ گو
وقتی که تو داری با پلیس حرف میزنی
اول دانشآموزه رو از دستگاه خردکن درمیارم
در غیر این صورت، خیلی وحشتناک میشه
منظورت چیه که درش میاری؟
تو فقط اثر انگشت بیشتری به جا میذاری
و به دنیا اعلام میکنی که تو کشتیش
این عوضیا
چطور جرئت میکنن نقشه بکشن؟
من باهاش حرف میزنم
هیچ کاری نکن، فهمیدی؟
فهمیدم
آی نفس کش
لعنتی
تکون نخورید، عوضیا
شما یه مشت دیوونهاید
اون چیه؟
ای حرومزادههای منحرف
بهتون نگفتم دردسر درست نکنید؟
دستهاتون و بیارید بالا و بیاید بیرون
سریع
برو بیرون
تکون نخور
افسر
آروم باش و اول یه نگاه به صحنه بنداز
دهنتون و ببندید، عوضیا
بخوابید زمین
دستاتون و بگیرید بالا
روی کمرتون، شاسکولها
پشت سرتون، عوضیا
شما حرومزادهها واقعا سعی کردید چشمهای روح و فریب بدید؟
میدونستم این کارو میکنید
مراقب باش - ...دهنت و ببن -
ستون و درست نکردی؟
لعنتی
یه تله
ی...یه تله
همونجا بمونید - حالت خوبه؟
وایسید سر جاتون
همونجا بمونید، لعنتی
رییس
یه تله
یه تله
آتیش، آتیش - آتیش گرفته -
آتیش، آتیش
سریع، بیارش
ممنونم آقا
هیونگ برو کنار
آب
آب داره میاد
نیا اینجا نیا اینجا
هیونگ
ما چیکار کردیم؟
سانگ گو
مگه بهت نگفتم
تینر و تو بطری پلاستیکی نریز؟
(تینر، نیاشامید)
بچه
بچه، پس تو نمردی
ای حرومزادههای عوضی
آره، هنوز نمردم
فرار کن
بچه، آروم باش
بیا درموردش حرف بزنیم
خفه شید، قاتلا
نه
خونمون داره نابود میشه
یه کاری کن برن
چرا داری اینکارو با ما میکنی؟
اما این عالی نیست که بچههه هنوز زنده است؟
به کتفم هم نیست که زنده است
ما داریم میمیریم
اون صدای بونگ گوهه، نه؟
دیوونههای عوضی
همین الان تسلیم بشید
یا اینکه سگتون واقعا میمیره
اون دانشآموزا بونگ گو رو گروگان گرفتن
بونگ گویِ بیگناه و آزاد کنید
اگه بونگ گو رو بکشن چی؟
اگه بیاین بیرون دخلتون اومده
چه خبره؟
لعنتی
مرد
بونگ گو
حالا
سونگ بین
چی؟
سگه - عوضی -
این نکبتا
بگیرش
هیونگ، بونگ گو رو نجات دادی؟
آجوشی
آجوشی
آجوشی
می نا
الان چی شد؟
هان
اون دانشآموزی که برق گرفتش زنده است
هیونگ کجا رفتی؟
هیونگ
بونگ گو
خدای من
پدر
لطفا نرو
پدر بِیکر
لطفا نرو
پدر
همهاش تقصیر منه
وقتی شیطان برگشت
تو تنها کسی هستی که میتونی متوقفش کنی
خدا بهت کمک میکنه
پدر
آخرش، چی گفتی؟
من انگلیسی نفهمید
(خانه پدر بیکر)
پدر
ببخشید لطفا
آقای بیکر؟
نرو
ببخشید لطفا
سلام
آقای بیکر؟
کتاب
کتاب پدر بیکر
اونجاست
کسی اونجا نیست؟
پدر بیدار شده
شصت و شش سال و شش ماه بعد
پنج تا آدم شرور یه بز رو قربانی میکنند
اونا درهای جهنم و باز میکنند
همچنین اونها قربانی میشن
کودنهایی که نمیتونند خوب و از بد تشخیص بدن بهشون کمک میکنند
بافومت بیدار میشه و این دنیا رو به آتش میکشه
این برای بو راست
این برای یونگ جونه
این برای جیسونه
دانشآموز
ما واقعا اینکارو نکردیم
کتک زدن من و تموم کن
آدمایی مثل تو
حقشونه که تا سر حد مرگ کتک بخورن
هیونگ
بونگ گو
هیونگ
سانگ گو
آجوشی
خوک کثیف
چطور جرئت میکنی بهم نگاه کنی؟
سانگ گو
سونگ بین
این آدما اونطوری که تو فکر میکنی نیستند
ما اشتباه متوجه شدیم
اونا همشون آدمهای معمولی هستن
ندیدی چطوری اونا رو کشتن؟
اونا واقعا اینکارو نکردن
همهاش تصادفی بود
منم ناراحتم که اونا اینطوری شدن
بخاطر اینکه اومده بودن دنبال من این بلا سرشون اومد
دیوونه
ما دنبال تو نیومده بودیم
اومده بودیم دنبال این
در مقایسه با کودنی مثل تو
این مهمتره
دانشآموز
چطور میتونی با دوستت اینطوری حرف بزنی؟
دوست؟
کدوم دوست؟
شما گدا گشنهها خیالات برتون داشته
واسه همینه که همیشه دوستاتون بهتون خیانت میکنن
ای احمقها
احمق؟
برای چی انقدر غرور برت داشته؟
اگه اینو آنلاین آپلود کنم
تو هم آخر سر عین یه احمق میشی
حرومزاده
نمک به حروم
خاک تو سر نکبتت کنن
دوستت بهت خیانت کرد
لعنتی
روح
یه روحه
سونگ بین، یه روحه
گندت بزنن
باهام شوخیت گرفته؟
تلفنم کجاست؟
تلفنم کجاست؟
بزه از روش رد شد
بو راهه؟
بو را؟
بو را نیست، یه روحه
می نا
دوستت مریضه؟
اون چه مرگشه؟
باید چیکار کنیم؟
هی، تو چته؟
بو را
اونا دیوونه شدن؟
چرا دارن گرگم به هوا بازی میکنند؟
بز شیطانی؟
بز شیطانی بو را رو تسخیر کرده
پشمام
فکر میکردم پیرمرد فقط داره چرت و پرت میگه
بریم
باید از اینجا بریم
اون الان گفت روح؟
نمیدونم
چیزی به نام روح وجود نداره
معلومه که بالاخونه رو کلا اجاره داده
چیکار میکنید؟
سریع بازم کنید
اوه، راستی
کلیدای ماشین کجاست؟
اونا حتی اسلحه هم دارن
و میگن که هیچکاری نکردن
بونگ گو
بونگ گو چطوره؟
همین الانشم خیلی خوش شانسیم
اگه بونگ گو هم گرفتار میشد
واقعا تو دردسر میفتادیم
خیلی نگران نباش
بونگ گو باهوشه
حتما راهشو پیدا میکنه
چیه؟
کلیدها
همین الان کلیدا رو بدین به من
یه مشت قاتل روانی
چی میخوای؟
بهت گفتم، یه سوءتفاهمه
خفه شو
کلیدا رو بدید لعنتیا
هی
لطفا
خودتو کنترل کن
عوضیه دیوونه
نکنه دلت میخواد بمیری؟
کلیدها
می نا
کلیدها رو بده بهش
فقط بذار از خونم بره
آجوشیها
متاسفم
گمشو بیرون عوضی
لعنتی، شماها واقعا یه مشت آشغالین
حرومزادهها
بیونگ جو
سونگ بین؟
اینجاست
گفتم اینجاست
دیگه چیه؟
دیگه کی اومده اینجا؟
شیطان بز اینجاست
ای حرومزاده عوضی
بیونگ جو
چی شده؟
اون دانشآموز هم تبدیل به روح شده
چی؟
روح کجا بود؟
سونگ بین
اون تو رو میخواد
لعنتی، گندش بزنن
این
این طلسم ده میلیون وون میارزه
از اینجا گمشو پدرسگ
ده میلیون وون برای یه طلسم؟
اون گفت از یه شمن خریدتش
برو شیطان
بز شیطانی
انگار یکم کار میکنه
ای کودن
ولم کن - عوضی -
چیکار کنیم؟
اوپا بس کن
همین الان ولم کن
بس کن - بسه -
تو اول برو
سانگ گو
بندازش داخل
سانگ گو
هیچ روحی نمیتونه من و از پا دربیاره
این اولین باریه که یه روحه قاتل میبینم
سونگ بین
سونگ بین، سونگ بین
دانشآموز
اون بیدار شده
هیونگ
نقاشی عصبانیه
سانگ گو
بیا بریم یه شمن بیاریم
بیارشون اینجا
ما به یه مراسم بزرگ نیاز داریم
یه مراسم جواب میده؟
آجوشیها
به نظرم باید اول از اینجا بریم بیرون
این بار دیگه چه خبره؟
این بار دو تا تسخیر شدن؟
همین الان ولش کنید
شما کی هستید؟
انگار یه چیزی داره میاد بیرون
اونو ببین
اون دوستت نیست؟
سونگ بین
یوهان
بافومت
برگرد همونجایی که ازش اومدی
اینجا جایی برای تو نیست
خفه شو
تنبونم
متاسفم، متاسفم
معذرت میخوام
پروردگار، عیسی مسیح
مادر خدا، مریم مقدس
نه - او فرزندی است که با درایت همه اولیای الهی -
با وسوسههای شیرین شیطان مبارزه میکند
اگر خریدن ساختمان میتوانست گناهی را بیامرزد
پس بافومت شیطان دوباره از این زمین برمیخواست
بافومت، تسلیم شو و به جهنم برگرد
بنظر نمیرسه یه پیرمرد معمولی باشه
با وجود غیبت من
تو هنوزم یه احمقی؟
اگه میخوای جنگیری کنی، حداقل اول یه حفاظ نمکی درست کن یوهان
ببخشید
پدر، پدر
حالتون خوبه؟
من خوبم، شما چطورید؟
من یه پسرم... تو یه دختری؟
اون عوضی
شماها
همتون تو آتش جهنم میسوزید
هیونگ
آتش جهنم
بیا و بسوز
معذرت میخوام
معذرت میخوام
پدر، مراقب باش
پدر، خوبید؟ - حالتون خوبه؟ -
هیونگ - بله -
اونجا رو نگاه کن
بندگان من
بیدار شوید
اون دانشآموزها
رییس
چیکار کنم؟
آجوشی
جنازهها زندهان
هیونگ
اگه این ادامه پیدا کنه، هممون میمیریم
بیا فرار کنیم
سانگ گو
من جلوشون و میگیرم
تو و می نا، پیرمرد و بردارید و برید
وقتی بهش فکر کنی، مگه اینا همش تقصیر من نیست؟
تا دیر نشده همه رو زنده از اینجا ببر
من قانعت کردم که
همه پساندازت و برای خرید این خونه خرج کنی
اما
من حتی نمیدونستم که این یه خونه تسخیر شده است
تو
تو باید زنده بمونی
تا آخر عمرت
خوشحال باش
فهمیدی؟
کجا رفتن؟
هیونگ
چرا هنوز وایسادی اونجا؟
لعنتی، این احمق
پشت سرت
پشت سرت و نگاه کن
آجوشی، مواظب باش
ای روحهای پدرسگ
از خونم برید بیرون
هیونگ
آجوشی
می نا
ممنون
که باهام دوست شدی
آجوشی
هیونگ
آجوشی
یکم تحمل کن
سانگ گو، عجله کن
سانگ گو
آجوشی
تفنگ
ما باید تفنگ پدر بیکر و پیدا کنیم
چی؟
گلولههای نقرهایِ اون تفنگ
فقط اونا میتونند شیطان و نابود کنند
تفنگ؟
اون تفنگ
سانگ گو، کمک
خوبی؟
چرا وقتی میتونستی بری برگشتی؟
بدون تو کجا برم؟
باشه
حتی اگه به معنی رفتن به جهنمه
اگه با تو هستم
تنها نیستم
درسته
سانگ گو
بریم
هی، شیطان
خونم و بهم پس بده
امیدوارم اسهال خونی بشی
با یه حرکت نفلهاش کردی
هیونگ
دانشآموز
هیونگ
تفنگ
لعنتی
حالا چیکار کنیم؟
بونگ گو، بونگ گو
بونگ گو، کجا رفته بودی؟
شما حرومزادههای لعنتی
قبل از اینکه همتون و بفرستم جهنم
تو
حق داری
...سکوت کن
قبل از اینکه بفرستمتون جهنم
بذارید حقیقتی رو بهتون بگم
که فقط شما دو تا
نمیدونید
شما دو تا
مثل جهنم زشتید
دروغگو
هیونگ، داره دروغ میگه، مگه نه؟
سانگ گو
داره دروغ میگه، حرفش و باور نکن - دروغگو -
حرفت و باور نمیکنم
حالا وقت رفتن به جهنمه
اگه میخوای بکشی
اول منو بکش
بذارش زمین
می نا
اونی که مستحق رفتن به جهنمه
اونا نیستن
اگه دلت نمیخواد سرت با یه گلوله نقرهای بترکه
پس بذارش زمین
چرا داری باهام اینکارو میکنی؟
مگه ما دوست نیستیم؟
نیستیم؟
چه مزخرفاتی
لعنتی
کودن
بمیر
نخند، تو حتی از نقاشیِ بز هم زشتتری
شلیک کن
برو به جهنم
من مامانم و میخوام
لعنتی، اون چیه؟
سانگ گو، یهو چی ظاهر شد؟
شبیه دست یه انسان بود
بونگ گو - بونگ گو -
کجا رفته بودی؟
ما بونگ گو رو پیدا کردیم
بونگ گو
با اون برگشتی؟
پروردگار
(بافومت بیدار شد و جهان را به آتش کشید) (پس خداوند سه فرشته را برای مبارزه با بافومت فرستاد)
دو مظنون به قتل گروهی از دانشآموزان متهم هستند
نجارانی که در حادثه خانه بیکر مورد تعقیب قرار گرفته بودند
بالاخره دستگیر شدند
تیم ما با اونها مصاحبه اختصاصی انجام داد
اون دانشآموزا بودند کار خودشون بود
(نجاران از اتهام نادرست "دنیایی که شبفته ظواهر است" تبرئه شدند)
یکیشون برق گرفتش، یکیشون پرید تو دستگاه خرد کن
اونا حتی توی باغچه گل هم پریدند
همه این کارها رو خودشون کردند
ما از همون اول فقط میخواستیم کمکشون کنیم
نه، نمیخواستیم بکشیمشون
چرا اینطوری به ما نگاه میکنی؟
میدونی بخاطر این موضوع چقدر بدبختی کشیدیم؟
(افسر گشت حوزه که در اثبات بیگناهی نجاران نقش داشت)
با اینکه شلوارم یکم سوخت
اما مطمئنم که اونا جونم و نجات دادن
رییس
(فیلمهای دوربین داشبورد این حادثه در شبکههای اجتماعی به بیرون درز کرد و جنجال به پا کرد)
همچنین، فیلمهای دوربین داشبورد
که مدرک این حادثه بود در رسانهها پخش شد
بحث و جدل بزرگی بر سر واقعی بودن یا نبودن این فیلمها وجود دارد
همگی، من یه شیطان از جهنم و دیدم
(افسر پلیس حوزه: فیلم ساختگیه، قسم میخورم)
یه همچین دستی تو آسمون بود
امیدوارم همتون کارهای خیر انجام بدید
شما باید برید به بهشت
با من بیاید
بریم
Milkyway ترجمه و زیرنویس از @Milkywaysub
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.