All language subtitles for Osiris.2025.720p.AMZN.WEB-DL.DDP5.1.H.264-NESTED

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫.::: مترجم مرتضی راکی :::. کانال تلگرام : @nestedsub

‫ده، نه، هشت،

‫هفت، شش، پنج،

‫چهار، سه، دو، یک.

‫موتورها رو روشن کردیم، ‫پرتاب انجام شد.

‫برنامه طبق زمانبندی پیش میره،

‫و همه‌چیز عادیه.

‫تاریخ: 09.18.1977 ‫فاصله: 1.6 میلیون مایل از زمین

‫اطلاعات: وویجر 1 اولین عکس از ‫سیستم زمین و ماه را می‌گیرد

‫تاریخ: 03.09.1979 ‫مکان: خارج از سامانه خورشیدی

‫فاصله: 365 میلیون مایل از زمین ‫اطلاعات: نزدیک شدن به مشتری

‫تاریخ: 03.09.1979 ‫مکان: قمر مشتری

‫فاصله: 365 میلیون مایل از زمین

‫اطلاعات: اولین فعالیت تشفشانی روی یک جرم ‫سماوی غیر از زمین مشاهده شد

‫تاریخ: ۱۱.۱۲.۱۹۸۰ ‫موقعیت: سامانه خورشیدی خارجی

‫فاصله: ۷۴۶ میلیون مایل از زمین ‫اطلاعات: نزدیک شدن به زحل

‫تاریخ: ۰۸.۲۵.۲۰۱۲ ‫موقعیت: ناشناخته

‫فاصله: ۱۱ میلیارد مایل از زمین ‫اطلاعات: وویجر ۱ از

‫سامانه خورشیدی ما خارج شده و ‫وارد فضای میان‌ستاره‌ای می‌شود

‫برو! برو!

‫صبر کن!

‫دریافت شد. همه‌جا رو بگردین.

‫برو سمت چپ.

‫مواظب باش.

‫اومدن!

‫احمق لعنتی.

‫خواهش.

‫راست امنه.

‫چپ امنه.

‫همه‌جا امنه.

‫پله‌ها با من، بچه‌ها.

‫دانی، کدوم طرف؟

‫اینجا باید فوردوسا باشه.

‫چپ ما رو به منطقه عزیزیه می‌بره ‫سمت دوستان.

‫- بریم. ‫- برو.

‫رودی! نمی‌تونیم اینجا بمونیم!

‫راه خروج با من! حرکت کنین!

‫تکون بخور!

‫- پناه بگیر! ‫- لعنتی!

‫یالا، حرومزاده ها!

‫جکس، برو! جکس!

‫برو، برو!

‫بریم!

‫گرفتمت، داداش. گرفتمت.

‫گرفتمش، گرفتمش.

‫جکس! بریم!

‫- اون مُرده! ‫- گه توش!

‫خودتونو جمع کنین!

‫منفیه، منفیه! اونا رو سرمونن!

‫نیروی پشتیبانی کوفتی کجاست!؟

‫گیر کردن! پنج دقیقه دیگه می‌رسن!

‫این ماجرا دو دقیقه دیگه تمومه!

‫- برو اونجا و مارو روشن کن! ‫- دیوونه شدی؟!

‫گفتم برو اونجا!

‫اینجا براوو وان زولوئه، ‫درخواست بمباران داریم.

‫مختصات ما 07238947

‫آره، می‌دونم ‫اینجا خود موقعیت ماست!

‫بفرست! خطر نزدیک!

‫این لعنتیو بنداز!

‫یالا

‫خوبی؟

‫خوبم.

‫تو چی؟

‫لعنتی! گندش بزنن!

‫خوبی، نه؟

‫این یه گندکاری درجه یکه، داداش.

‫فقط می‌خوام بدونم کیو باید بکشم.

‫چون یکی قطعاً ‫باید برای این گند خونی بشه.

‫جکس، این چه کوفتیه، داداش؟

‫بقایای رزین ایستا. ‫باید سریع حل بشه.

‫تو اینو از کجا می‌دونی؟

‫نمی‌دونم، فقط می‌دونم.

‫کلی.

‫وای، خدایا، لعنتی، داداش!

‫وای، خدایا، رفیق.

‫اینجا چه خبره، بچه‌ها؟ لعنتی...

‫- آروم باش. ‫- آروم باشم؟

‫من تازه تو یه تنگ ماهی ‫تو این خونه وحشت بیدار شدم.

‫حالا می‌خوای آروم باشم؟

‫آره، خفه شو!

‫ما اصلاً کجاییم؟

‫مقر مخفی.

‫مقر مخفی؟

‫کی اداره‌ش می‌کنه؟

‫آره، نمی‌دونم.

‫یکی با تکنولوژی، ‫یکی با جیب پرپول.

‫شاید روس ها؟

‫شاید چینی‌ها.

‫خب، این که چینی نیست.

‫اسمامونو نوشته. ‫عنوان واحدهای ما.

‫تو اینو از کجا می‌دونی؟

‫نمی‌دونم.

‫فقط می‌دونم.

‫گندش بزنن.

‫چیه؟

‫خشابا همشون پرن.

‫مال منم همین‌طور.

‫همین‌طور.

‫چرا یکی باید این کارو بکنه؟

‫از اون بهتر، ‫کدوم خری این کارو کرده؟

‫آره.

‫آخرین چیزی که یادته چیه؟

‫حسکه.

‫تیراندازی.

‫دانی.

‫و اون صدای آژیر بلند.

‫و اون شوک الکتریکی.

‫مثل یه تیزری بود که رو استروئیده.

‫این خیلی دست‌کم گرفتنه.

‫و بعد فقط... فقط کابوسا.

‫- باید بجنبیم. ‫- کجا بریم؟

‫هرکی این کارو با ما کرده ‫ما رو اینجا گذاشته.

‫یه دلیلی داشته.

‫برمی‌گردن.

‫هرچه زودتر بهتر.

‫آره، باهاتم، رئیس.

‫فرض کن همین حالا از اینجا دربیایم.

‫سرتو بچرخون.

‫بریم.

‫برو.

‫داری چی کار می‌کنی؟

‫نمی‌دونم. فقط...

‫حس کردم باید این کارو بکنم.

‫حالا چی؟

‫دستی امتحان کن.

‫جکس!

‫باشه، با من.

‫با هم.

‫- گرفتی؟ ‫- آره.

‫یک...

‫دو...

‫سه...

‫آروم!

‫می‌خواد بسته شه.

‫- گرفتی؟ ‫- آره. گرفتیمش.

‫رییس؟

‫بده به من...

‫گرفتمش، رفیق، هان؟

‫مواظب باش، این می‌تونه نصفت کنه.

‫- گندش بزنن. ‫- یکی بده به من.

‫بریم.

‫این یکی بگا رفته.

‫ببین. کجه.

‫از ریلش کج شده.

‫رییس.

‫نوبت توئه. بریم سمت ارتباطات.

‫لعنتی.

‫رسیدم به یه تقاطع.

‫می‌تونم برم بالا، پایین تو تاریکی.

‫یا یه کم نور اون جلو دارم.

‫اون طرف دیگه این دیواره؟

‫فکر کنم.

‫باشه، می‌ریم ببینیم. مواظب باش.

‫حتماً.

‫آره. رد شدم.

‫اون طرف درِ توام.

‫تو یه راهروام، یه جورایی ‫مثل همونی که توشی.

‫فقط یه کم طولانی‌تر.

‫چقدر طولانی‌تر؟

‫بیست، شاید بیست و پنج یارد.

‫یه تقاطع هست.

‫و چپ و راست T می‌شه.

‫مرسی، رفیق.

‫- خوبی؟ ‫- آره.

‫هی، رئیس؟

‫یه نگاه به این بنداز.

‫هی، این سوختگی های عجیبو ببین.

‫جای ضربه‌ها. مثل اینه که یکی

‫خیلی زیاد زور زده که بیاد اینجا.

‫هی.

‫اینجا انگار یه هزارتو گنده‌ست.

‫تا حالا همچین جایی دیدی؟

‫نه. هیچ‌وقت.

‫حتماً زیرزمینه.

‫بیشتر زیر آبه.

‫آره.

‫از همچین جاهایی شنیدم.

‫زندان های گنده زیر آب.

‫جاسوسا، هدفای باارزش، ‫اینجور چیزا رو نگه می‌دارن.

‫یه رفیق تیمی دارم، می‌گفت دیده.

‫می‌گفت بهش می‌گفتن ‫خزانه آتلانتیک شمالی

‫یا یه همچین چیزی.

‫می‌گفت یه زندان گنده زیر آبه.

‫- چرت و پرت. ‫- نه.

‫قسم به خدا بهم گفت دیده،

‫و منم باور دارم.

‫این توضیح می‌ده چرا درِ هوابند داریم.

‫این دیگه چی بود؟

‫بیا.

‫صبر کن، می‌خوای بریم سمتش؟

‫این چیه؟

‫خوبی؟

‫این گیره چیه؟

‫قطعی برق.

‫اینجا انگار داره می‌میره.

‫هی، با من.

‫لعنتی

‫اوه لعنتی!

‫لعنت بهش، داداش.

‫صبر کن! امنیت اتاق.

‫رییس، گیبز، با من.

‫نش.

‫شش، شش، شش، شش. ‫هی. آروم باش. آروم باش.

‫گرفتمت. گرفتمت.

‫اهرمو بکش.

‫اهرمو بکش، آخرین اهرم.

‫بکش، بکش، بکش.

‫بیا دیگه. بیا.

‫وای، گندش بزنن!

‫این دیگه چه کوفتیه؟

‫هی، صبر کن!

‫بیا.

‫خب، این چه خریه؟

‫یالا.

‫گیبز کجاست؟

‫لعنتی.

‫کلی...

‫فرار کن.

‫لعنتی فرار کن!

‫یالا! یه راه خروج پیدا کنیم!

‫هی، بهم پوشش بده!

‫پایین، پایین، پایین!

‫هی، یه راه خروج پیدا کن!

‫و مواظبش باش.

‫مثل اینکه یکی از خودمونه!

‫این نمی‌تونه جلوشونو بگیره.

‫داری شوخی می‌کنی، ‫داداش. یالا!

‫راه خروج، با من.

‫برو، برو، برو.

‫برو! درست پشتتم!

‫برو.

‫برو، تو برو.

‫رییس، بریم!

‫هی!

‫رییس!

‫پاکه!

‫فقط می‌خوام کمک کنم. بیا.

‫گرفتمت.

‫لعنتی!

‫- اسلحمو بگیر. ‫- گرفتمت.

‫بیا.

‫بیا.

‫رییس کجاست؟

‫لعنتی. اون برادرمه، رفیق.

‫ببین، من فقط به دو چیز اعتقاد دارم.

‫عیسی مسیح و دالی پارتون.

‫و اینا نه شبیه مسیحن، نه ملکه.

‫پس می‌تونیم هممون قبول کنیم ‫که این لعنتی ها فضایی هستن؟!

‫هی! بسه!

‫از کجا می‌دونستی ‫چطور از اون استفاده کنی؟

‫می‌گه ما نمی‌تونیم دربریم.

‫مرسی، عزیزم. خیلی لطف کردی.

‫لعنتی!

‫حالش چطوره؟

‫یه خراش بهش زده. به منم خورد.

‫زخمو سوزونده.

‫- چی می‌گه؟ ‫- گفت حالش خوبه.

‫باید بریم.

‫نمی‌دونستم روس حرف می‌زنی.

‫آره، خودمم نمی‌دونستم.

‫تو کی هستی؟

‫چیه؟

‫ما رو خواب‌زده‌ها صدا کرد.

‫گفت هیچی بهمون نمی‌گه.

‫هی.

‫ما تازه جونتو از دست ‫اون چیزا نجات دادیم.

‫اونا چین؟

‫ها؟ چی؟

‫گفت تو خودت بهمون گفتی.

‫می‌دونستم!

‫فضایی‌ها بودن! لعنتی فضایی‌ها!

‫از اول می‌دونستم!

‫خدایا، بهت گفته بودم!

‫باشه.

‫باشه، پس...

‫خب ما کجاییم؟

‫کلی.

‫گفت تو این سفینه هستیم.

‫تـرجـمه از مـرتـضـی راکـی

‫سفینه؟

‫لعنتی.

‫مثل سفینه فضایی؟ سفینه فضایی؟!

‫اینجا چه خبره، بچه‌ها؟ ‫من لعنتی...

‫باشه. باشه. ببخشید.

‫ببخشید.

‫همه‌چیز روبراهه.

‫باید بریم.

‫اونا دنبالمون میان.

‫اون انگلیسی حرف می‌زنه.

‫هی. کجا بریم؟

‫یه جای امن.

‫یه جای امن؟

‫تو یه سفینه فضایی؟!

‫- نش! ‫- دیگه یه کلمه هم نگو.

‫بچه‌ها، ببخشید.

‫ولی ما تازه دوتا برادر دیگه رو از دست دادیم،

‫و نمی‌خوام دیگه ‫کسی رو از دست بدم، باشه؟

‫الان واقعاً دارم ‫با این موضوع حال می‌کنم.

‫آره، همه‌مون همینیم.

‫ولی شنیدن اینکه تو ‫داری خودتو خیس می‌کنی کمکی نمی‌کنه.

‫ببخشید.

‫خدایا. حالا چی کار کنیم؟

‫لعنتی نمی‌دونم.

‫ولی می‌دونم دختر کوچولوم قراره بزرگ شه

‫بدون اینکه من ‫یه عکس رو دیوار باشم.

‫صبر کن، رئیس. بدون بی‌احترامی،

‫فقط می‌خوام یه چیز دیگه بگم، باشه؟

‫ولی انگار

‫داری می‌گی باید کشتی رو بگیریم

‫و خودمونو برگردونیم به زمین، درسته؟

‫باشه؟ باشه. من باهاشم. باهاشم.

‫با این می‌ریم.

‫ولی یکی از اون چیزا ‫تقریباً کل تیممونو نابود کرد.

‫خب چی کار کنیم؟

‫اون یکی مهربونو پیدا کنیم، ‫اونی که بهش

‫دونات پر از ژله می‌دن،

‫و ازش بپرسیم، هی، رفیق، ‫یه لطفی کن.

‫می‌تونی منو برگردونی تنسی؟

‫چون یه کم مشروب ‫تو حیاط خلوت دفن کردم...

‫خفه شو.

‫و لعنتی آروم باش.

‫هی!

‫باید به حرکت ادامه بدیم.

‫پس از سر راه کنار برو.

‫داداش، داریم چی کار می‌کنیم؟

‫از کجا بدونیم اون طرف ماست؟

‫خب، اونم از اون چیزا ‫به همون سرعت ما فرار می‌کرد.

‫آره، ولی، منظورم اینه که اگه...

‫کلی اینو می‌فهمه.

‫فقط باید بهش اعتماد کنیم، داداش.

‫اگه تو می‌گی.

‫اسمتو بگو.

‫اسمتو بهم بگو.

‫رافشانا.

‫راوی.

‫باشه، راوی. من کلی‌ام.

‫اون گنده با جای زخما.

‫اون رئیسه؟

‫آره.

‫چندتا از اینا هستن؟

‫یکی هم زیاده.

‫ده‌ها تا؟

‫بیشتر.

‫با این همه بزرگی این جا،

‫پیدا کردنمون آسون نیست.

‫نه، اونا می‌دونن کجاییم.

‫حسگرای حرکتی دارن.

‫هی. هی. داری چی کار می‌کنی؟

‫برگرد سر جات.

‫اونا دنبال چی‌ان؟

‫یه وعده غذا.

‫گرسنه‌ن.

‫صبر کن، چی؟ داره شوخی می‌کنه، نه؟

‫منظورم اینه که اون...

‫حتماً داره مارو دست می‌ندازه.

‫توش چیه؟

‫نمی‌تونم بگم. ‫شیشه‌ش کلی خط و خش داره.

‫خیلی ماته، چیزی معلوم نیست.

‫صبر کن.

‫چی؟ چیه؟

‫این یه آدمه، لعنتی.

‫خواب‌زده‌ها.

‫خدایا، این خیلی گندکاریه، داداش.

‫نباید اینجا باشیم.

‫باید همین حالا بریم.

‫آره. آره، باهاشم.

‫باید لعنتی از اینجا دربیایم.

‫جکس، چون بهترین دوستمونی،

‫می‌خوام یه چیزی باهات درمیون بذارم.

‫گندش بزنن، حالا چی، داداش؟

‫از وقتی دزدینمون ‫داری چرت و پرت می‌گی.

‫همینه. بهش فکر کردم.

‫فکر نمی‌کنم دزدیده شده باشیم. ‫فکر کنم به عروج رفتیم.

‫- عروج؟ ‫- آره.

‫چی، اینجا به نظرت بهشته؟

‫این نه بهشته، نه جهنم.

‫این کتاب مکاشفه‌ست، ‫داداش، و ما داریم توش زندگی می‌کنیم.

‫و فکر نمی‌کنم اونا فضایی باشن.

‫اونا دیو هستن. تو چی فکر می‌کنی؟

‫فکر کنم بابات باید دو بار فکر می‌کرد

‫قبل از اینکه با خواهرش شروع کنه.

‫- جکس. ‫- هی.

‫بانداژ.

‫مرسی.

‫برای چی؟

‫برای کمک کردنم.

‫برای دوستات متاسفم.

‫منم همین‌طور.

‫اهل کجایی؟

‫اینجا.

‫اصلش.

‫خانوادم از یه جا به اسم سوچی بودن.

‫سوچی رو می‌شناسی؟ دریای سیاه؟

‫رفتی اونجا؟

‫نرفتم. ولی شنیدم قشنگه.

‫تو چی؟

‫نیویورک.

‫- آمریکا. ‫- آره.

‫سرزمین آزادا.

‫خونه شجاعان.

‫این نقشه‌م بوده.

‫اسم دخترت چیه؟

‫سارا.

‫مادرش چی؟

‫باهاش زندگی می‌کنه.

‫و تو و اونا؟

‫این کار برای بیشتر زن‌ها نیست.

‫همیشه سرباز بودی؟

‫تقریباً.

‫چی توش این‌قدر دوست داری؟

‫دوست داشتن؟

‫برای یه چیزی جنگیدن،

‫یا فقط خود جنگیدن؟

‫اینا همش چیه؟

‫هر چیزی و همه‌چیز

‫که فکر کردن ارزش برگردوندن داره.

‫آروم باش.

‫قبل از اینکه ببینیشون ‫صداشونو می‌شنوی.

‫کلی.

‫آره؟

‫دارم فکر می‌کنم.

‫به چی؟

‫اونا می‌دونن ما کجاییم.

‫می‌دونن داریم کجا می‌ریم.

‫فقط مسئله زمانه تا ازمون جلو بزنن

‫و سعی کنن مارو گیر بندازن.

‫من که جای اونا بودم همین کارو می‌کردم.

‫آره.

‫چی؟

‫می‌ ایستیم و می‌جنگیم.

‫نه، نمی‌تونی مستقیم باهاشون بجنگی.

‫باید بزن و دررو باشه.

‫یه طعمه لازم داریم.

‫بی‌خیال.

‫آروم باش، داداش.

‫من این کارو می‌کنم.

‫مطمئنی؟

‫با تجهیزات 4.5 می‌دووم.

‫کسی می‌تونه اینو بزنه؟

‫دارمت، رئیس.

‫بیخیال، داداش، مثلاً...

‫این باید اوکی باشه.

‫اوکی؟

‫خوبه.

‫اوکی؟

‫خیلی خب.

‫فقط آماده باش.

‫بیا، لعنتی! بیا یه کم حال کن!

‫یالا!

‫یالا، بریم!

‫بریم!

‫- امنه! ‫- امنه!

‫- دارم میام! ‫- امنه!

‫باشه، اعتراف می‌کنم. دوسش دارم.

‫خیلی آسون.

‫نه.

‫این چیزیه که ما بهش می‌گیم تمرکز زیپ-آ-مال.

‫شماها جای زخما رو دیدین؟

‫نه

‫نه.

‫اونا این‌طوری کار نمی‌کنن.

‫رئیس هاشون هیچ‌وقت طعمه نیستن.

‫لعنتی.

‫لعنتی.

‫برو، برو، برو!

‫- جکس، بجنب! ‫- بیا! بیا!

‫آه!

‫تـرجـمه از مـرتـضـی راکـی

‫- بریم! بریم! ‫- آه!

‫بریم! برو، برو!

‫وای، نه لعنتی!

‫گرفتمت. گرفتمت، کلی.

‫خیلی بو می‌ده.

‫خیلی بو می‌ده.

‫مثل... مثل وایستادن تو پاپ‌کورنه.

‫آدما! لعنتی آدمان!

‫وای، گه توش!

‫خفه شو!

‫- این دیوونگیه! ‫- همه خفه شین!

‫این توصیه خوبیه.

‫مامان؟

‫راوی!

‫مامان!

‫بیا.

‫مامان؟ مامان؟

‫تو کی هستی؟

‫گارد چهارم روس؟

‫زیاد حرف می‌زنی.

‫بیا!

‫حسگرا چی؟

‫نزدیک بمون.

‫فقط جایی برو که من می‌رم.

‫راوی، بهشون نشون بده.

‫نش.

‫رودی.

‫یه فرمانده تانک روس ‫اینجا چی کار می‌کنه؟

‫به همون دلایلی که نیروهای ویژه اینجان.

‫چقدر وقته بیداری؟

‫نمی‌دونم، چند ساعت.

‫ساعت؟

‫ما غافلگیر شدیم.

‫کنستانتین مواد منفجره رو داشت.

‫خودشو فدا کرد ‫تا به ما شانس فرار بده.

‫بگو ببینم، کجا بیدار شدی؟

‫نمی‌دونم. یه اتاق تقریباً به این اندازه.

‫اسمامون زیر کپسولامون حک شده بود.

‫اسلحه‌ها و تجهیزاتمون ‫خوب باهامون بسته‌بندی شده بود.

‫خوب نه.

‫عمداً.

‫یه اتاق غنائم بود.

‫تبریک.

‫شماها یادگاری‌این.

‫چقدر وقته بیداری؟

‫نمی‌تونم مطمئن باشم.

‫بیست، سی سال.

‫فکر می‌کنی اون چند سالشه؟

‫گفت بیست یا سی سال؟

‫دقیقاً.

‫نمی‌تونی جدی باشی.

‫اینجا خیلی سخته زمانو دنبال کنی.

‫اون بعد از سقوط به دنیا اومد.

‫سقوط؟

‫تهاجم.

‫تهاجم؟

‫واقعاً تقصیر خودمونه.

‫ما بودیم که زنگ شامو زدیم.

‫اون داره درباره چی حرف می‌زنه؟

‫تو سال 77، ناسای شما ‫یه کاوشگر فرستاد.

‫یه نقشه روش حک شده بود،

‫که به هر کی پیداش کنه ‫دقیقاً می‌گفت ما کجاییم.

‫البته، کسایی بودن ‫که مخالف گنجوندن نقشه بودن.

‫بهش می‌گفتن مهر اوزیریس،

‫به اسم خدای مرگ مصری.

‫باشه، بیشتر درباره تهاجم بگو.

‫من فقط یه یادگاریم، مثل شما.

‫فقط چیزایی که ‫تونستم کنار هم بذارم می‌دونم.

‫ولی جنگ...

‫تموم شده.

‫اونا زمینو تو چند هفته له کردن.

‫با همه اطلاعاتی که ‫بهشون دادیم، آسون بود.

‫چه اطلاعاتی؟

‫اول مارو جمع کردن.

‫بهترین استراتژیست‌های نظامی ‫جهان تو هوا،

‫زمین و دریا.

‫یه دستگاه دارن

‫که باهاش می‌تونن ‫مستقیم به ما وصل بشن.

‫تو... تو کابوس دیدی؟ آره؟

‫اونا کابوس نبودن.

‫بازی‌های جنگی بودن.

‫بازی‌های جنگی برای مطالعه دقیق

‫که ما چطور می‌جنگیم ‫و چطور می‌تونن مارو شکست بدن.

‫و اون تکانه‌های عجیبی ‫که نمی‌تونی توضیحشون بدی.

‫هدیه‌هایی که باهاشون بیدار شدی، ‫فکر می‌کنی از کجا اومدن؟

‫ارتباطی که اونا ساختن دو طرفه بود.

‫انتقال تصادفی.

‫سرریز.

‫و سفینه؟

‫در اصل یه سفینه باربری غول‌پیکره

‫که غنائم جنگ رو می‌بره خونه.

‫چه غنائمی؟

‫اونی که برای اون اومدن اینجا.

‫دام.

‫انبار بارشون.

‫با همه اون کپسولا.

‫عرشه 31.

‫آره. کل اون انبار ‫بعد از قیام خراب شد.

‫بابای راوی با یه گروه دیگه بود که آزاد شدن.

‫رآکتورو خراب کرد.

‫صبر کن، این یعنی چی؟ ما کجاییم؟

‫هیچ ایده‌ای ندارم.

‫تو فضا شناوریم؟

‫راست می‌گه.

‫ما با خواب‌زده‌ها شریک نمی‌شیم.

‫این‌جوری تا حالا زنده موندیم.

‫اونا پیداتون کنن، حرف می‌زنین ‫و مارو برمی‌گردونن پیششون.

‫پس چرا حالا با ما شریک شدی؟

‫چاره‌ای ندارم.

‫با نبود تیمم، ‫به شما نیاز دارم که کارو تموم کنین.

‫چی رو تموم کنیم؟

‫اونا دارن سعی می‌کنن ‫رله ارتباطیشونو تعمیر کنن.

‫تو اینو از کجا می‌دونی؟

‫هدیه‌ام.

‫می‌تونم صداشونو بشنوم.

‫تو می‌تونی اون چیزا رو بفهمی.

‫اونا تقریباً آماده پخشن.

‫اگه انتقال انجام بشه،

‫دوستاشون می‌فهمن ما کجاییم.

‫اونا میان.

‫مارو نابود می‌کنن و ‫انبارهای باقی‌مونده رو جمع می‌کنن.

‫باید جلوشونو بگیریم.

‫باورم نمی‌شه این آخرشه.

‫این‌جوری تموم می‌شم.

‫دیگه هیچ‌وقت به خونه برنمی‌گردیم.

‫دیگه هیچ‌وقت به خونه برنمی‌گردیم.

‫حالت چطوره؟

‫تازه فهمیدم اگه هنوز زنده باشه...

‫...مثلاً، چهل سالشه.

‫آره.

‫منم همینو درباره بث و بچه‌ها فکر می‌کردم.

‫می‌دونی به چی فکر می‌کنم؟

‫نمی‌تونم از ذهنم بیرون کنم؟

‫انبار بار.

‫همه اون آدما که فقط ‫مکش شدن تو یه سفینه فضایی.

‫بیدار می‌شن و بعد ‫برای شام سرو می‌شن.

‫خب، حالا چی کار کنیم؟

‫میدونی مرکز ارتباطات کجاست؟

‫آره.

‫عرشه بالایی.

‫اونجا پایگاهشونه، جایی که قوی‌ترن.

‫نقشه چیه؟

‫از چیزی که راوی بهم گفته،

‫نباید بیشتر از دوازده تا باقی مونده باشن.

‫چرا مستقیم نریم باهاشون بجنگیم؟

‫خیلی خطرناکه.

‫خیلی زیادن.

‫فهمیدم.

‫از شفت‌های تهویه استفاده می‌کنیم.

‫ولی وقتی وارد بشیم، ‫تو چند ثانیه میان سراغمون.

‫مگه اینکه یه چیز دیگه ‫مشغولشون کنه.

‫چیزی که لازم داری ‫برای خراب کردنش داری؟

‫باشه.

‫راهو نشون بده.

‫واقعاً درد داره.

‫این بند داره کیسه‌مو فشار می‌ده.

‫اینا برای چی استفاده می‌شن؟

‫برای هوا؟

‫امکان نداره اون گنده‌های لعنتی ‫از این تو بخزن.

‫لعنتی

‫مرکز ارتباطات درست اونجاست.

‫طناب می‌زنیم، ‫مواد منفجره رو کار می‌ذاریم،

‫و امیدوارم قبل از انفجار ‫برسیم به دیوار اصلی.

‫اینجاست که ما وارد می‌شیم.

‫باشه، رو تو حساب می‌کنم ‫که اونا رو ایمن نگه داری.

‫گرفتم، رئیس. نمی‌تونم صبر کنم.

‫مشغولشون می‌کنیم، ‫تا جایی که بتونیم جلوشونو می‌گیریم.

‫اینجا و اینجا رو فشار بده ‫تا سپر فعال بشه.

‫اینجا و اینجا برای خاموش کردنش.

‫آنیا.

‫آنیا میتوف.

‫مایکل کلی.

‫موفق باشی.

‫مواظب خودت باش، گنده.

‫هی، تو هم، دهاتی.

‫باشه، بریم.

‫امنه

‫همینه؟

‫همینه؟

‫منتظر می‌مونیم.

‫اینجاییم.

‫اینجاییم، لعنتی، بیا بگیرمون.

‫جکس رو دوست داشتم. خوب بود.

‫آره، باحال‌ترین بود.

‫خب، اِ...

‫کنستانتین کی بود؟

‫بهترین دوستم بود.

‫آره، شرط می‌بندم ‫اونم خیلی باحال بود، نه؟

‫بابتش متاسفم.

‫منم همین‌طور.

‫داره حرکت می‌کنه.

‫- چه خبره؟ ‫- دارن کجا می‌رن؟

‫دارن میان.

‫دارن میان.

‫نش، می‌شنوی؟ تمام.

‫دریافت شد، تمام.

‫دشمنا دارن میان. ‫لعنتی از اونجا دربیا.

‫لعنتی از اونجا دربیا.

‫همین حالا دربیا!

‫لعنت به من.

‫رودی، بگاش دادن

‫اگه بتونی بهشون برسی

‫رودی!

‫نش، دارم میام پیشت!

‫به هر قیمتی.

‫گور بابات.

‫راوی. برو.

‫برو! برو!

‫برو!

‫حالا تو. باهاش برو.

‫زنده نگهش دار.

‫مامان، وایستا!

‫اومد...

‫مامان!

‫مامان!

‫مامان!

‫بیا. بیا، بیا.

‫مامان!

‫نش، می‌شنوی؟

‫نش!

‫تموم شد! لعنتی تموم شد!

‫ولی یه عالمه دردسر دنبالمه!

‫صبر کن. دارم میام پیشت.

‫لعنتی

‫برو راست! برو راست!

‫یالا! دارن میان!

‫آره، آره، می‌دونم.

‫هی، صبر کن. صبر کن.

‫بپر تو.

‫- چی؟ ‫- بپر تو!

‫باشه. خوبه.

‫صبر کن. داری چی کار می‌کنی؟

‫هر کاری که بتونم، عزیزم.

‫هر کاری که بتونم.

‫بزن بریم!

‫بیا یه کار دهاتی بکنیم!

‫بیا بگیرم، ای گنده‌ی زشت لعنتی!

‫آرههه!

‫بیا!

‫اگه صدامو می‌شنوی، ‫رئیس، خیلی واقعی بود.

‫♪ تو شهر، واتس قدیمی خوب ♪

‫♪ تو شهر، شهر کامپتون ♪

‫♪ ما حسابی می‌تکونیمش ‫ما حسابی می‌تکونیمش ♪

‫اوه، لعنتی.

‫لعنتی. باشه، باشه، اوکی.

‫♪ ما حسابی می‌تکونیمش ♪

‫نه.

‫سارا!

‫لطفاً، لطفاً...

‫کلی؟

‫- کلی، خوبی؟ ‫- آره.

‫نش؟

‫و مادرت؟

‫غرغروی عوضی.

‫چطور آویزونه، رئیس؟

‫لعنتی منو بیار پایین!

‫باشه، صبر کن.

‫دارم می‌رم.

‫- حالا کجا بریم، رئیس؟ ‫- بریم راوی رو پیدا کنیم.

‫اینجا.

‫اونو بده من. در رو نگه دار.

‫- راوی! ‫- من اینجام!

‫برو عقب! دور شو! دور شو!

‫مهمون داریم!

‫خدایا!

‫راوی! راوی!

‫هی! خوبی؟

‫باشه، برو.

‫بریم! بریم!

‫ادامه بده، ادمه بده ‫برو، برو، برو

‫نش!

‫تیر تموم کردم!

‫بوم!

‫انجامش دادیم.

‫انجامش دادیم.

‫لعنتی انجامش دادیم.

‫لعنتی.

‫برو!

‫برو!

‫بیا. بیا، لعنتی.

‫بیا!

‫بیا! بیا!

‫بیا! بیا!

‫بیا!

‫نه!

‫منو می‌خوای؟

‫من همین‌جام!

تـرجـمه از مـرتـضـی راکـی کانال تلگرام : @nestedsub

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.