All language subtitles for The.Good.Place.S01E07.The.Eternal.Shriek.1080p.BluRay.DDP5.1.x264-BTN

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫آنچه که در سریال : گذشت "The Good Place"

هیچ راه فراری ازش نیست

...مشکل

منم

...و حالا

من باید شمارو برای همیشه ترک کنم

مایکل ، مشکل نمی‌تونی تو باشی (Mr)Alishr

اوه ولی خب هستم دیگه

ببینید ، معمار‌‌‌ها معمولاً نباید زندگی کنند

توی محله‌ای که خودشون طراحی کردن

ولی من آدما رو دوست دارم خب من می‌خواستم امتحانش کنم

من یه چیز فوق‌العاده داشتم اما برای لذت اندکی اون رو خراب کردم

من این محله رو مثل ماست یخ‌زده کردم

فضولی‌های همیشگی من باعث به‌وجود اومدن این فجایع شد

من خواستم به زور جیانو رو به حرف بیارم که باعث باز شدن یه سوراخ بزرگ شد

من توله‌سگ رو به سمت خورشید شوت کردم و آشغالا شروع به باریدن کردن

من مقدر ناچیزی میگو رو برای مهمونی شب اول تهیه کردم

و روز بعدش اونا توی آسمون پرواز می‌کردن که منو برای اشتبا‌‌هاتم دست انداختن (Mr)Alishr

من متأسفم همگی من واقعاً متأسفم

جَنِت؟

به قطار بگو بیاد منو برای بازنشستگی ببره

ببینین ، تنها راه ورود و خروج اینجا با قطاره

و جَنِت تنها نفریه که می‌تونه اونارو مدیریت کنه

اوه عزیز من جَنِت ، با رفتن من مشکلی برات پیش نمیاد؟

نه

به‌هرصورت این روی من تأثیر نمیذاره

خدای من حداقل یکم دلسوزی کن براش

خب من نمی‌تونم غمگین باشم

ولی این بهترین حالت از گریه آدماست که می‌تونم داشته باشم

اوه جَنِت خیلی زیبا بود - آره -

تو بهش چی گفتی؟ یه‌جورایی مجبورش کردی این‌کار رو بکنه؟

نه ، این تماماً فکر خودش بود

رفیق ، این خبر خوبیه

مایکل میره که یه بازنشستگی خیلی خوب داشته باشه

که مشخصاً اون به این شدیداً نیاز داره

و من بالاخره راحت میشم

که این شدیداً عالیه

نه ، این وحشتناکه مایکل داره اشتباه می‌کنه

مشکل که از اون نیست

خب ، مایکل منو آورده اینجا

که اون یه اشتباه بود که باعث تمام این مشکلای دیگه شد

پس در این‌صورت اون مشکل اصلیه

اینم جزء اخلاقیات حساب میشه؟

من الان اخلاقیات رو کوبیدم تو صورتت چیدی

این اینو تغییر نمیده که ما صادقانه رفتار نکردیم

یه ضرب‌المثل چینی هست که میگه

دروغ‌‌‌ها مثل ببر‌‌‌ها هستن" "جفتشون بد هستن

مطمئنی؟ - این بیشتر مثل یه شعر ماندارین بود -

نگاه کن مایکل داره بازنشسته میشه

اون قراره سوار کشتی فرشته بشه تو یه جایی و سیگار خفن بکشه

الان ، تاهانی می‌خواد براش یه جشن پشت‌پای بگیره بریم کمکش کنیم

حتماً این ترکیب بهتر !از درد و رنج و دروغ‌ـه

!آره . تازه داری میای تو باغ

هی چیدی ، من مقاله‌تو خوندم که درمورد استدلالات مثبت‌اندیشی بود خیلی خفن بود

اوه ممنونم هنری

چکمه‌‌‌های جدید

اه آره تازه گرفتم‌شون

توی مغازه دیدم‌شون و ...انگار یهویی

راستشو بگو خوشت میاد ازشون؟

اوه

اوه آره - واقعاً؟ -

آره بابا . خیلی خفن هستن

خیلی قرمز نیستن؟

نه - مرواریداش زیاد نیست؟ -

مروارید‌‌‌هاش هم زیاد نیست - به‌نظر قشنگ میاد ، نه؟ -

آره بابا - !خداروشکر -

اوه خب الان خیلی حس بهتری دارم

بخاطر اینکه همه‌-ش تو این فکر بودم که آیا ارزش‌ـش رو داشته یا نه

اونا خیلی گرونن

آره خب اینا واقعاً فوق‌العادن

اینا باحال‌ترین چکمه‌‌‌هاییه که تا حالا دیدم

دستت درد نکنه رفیق - فعلاً -

خدای من

من چه غلطی کردم؟

امشب باید یه ترکیب عالی باشه از جشن گرفتن ، تکریم و احترام

شیرین ، شادانه ، باحال و خفن

میشه #جشن ــ تاهانی

اینا برای چیه؟

اوه نه مایکل . تو نباید تا موقع چیده شدن‌شون اینارو ببینی

اما خب خوش اومدی به مهمونی بازنسشتگی‌ـت

اونجا رو ببین اونجا ظرف‌‌‌هایی

پر از دسرهای متناسب و خوشمزه هست مثل شکلات بازنشستگی

یا غذا‌‌های دریایی فرانسه - اوه پسر -

و اینجا ما پینیاتا داریم توش پر از خوراکی و اسباب‌بازیه) (و آخر جشن میزنن می‌ترکونشش

طراحی شده دقیقاً به شکل خودت

به‌هرصورت رنگ موردعلاقه‌ت چیه؟ برای رومیزی می‌خوام

خب اون دقیقاً توسط چشمای آدما قابل دیدن نیست

بهش میگن پرولیگلُس

می‌تونی توصیفش کنی؟

...اون یه رنگی‌ـه

که وقتی سربازی از جنگ برمیگرده خونه‌ش و برای اولین بار سگشو می‌بینه

نظرت درمورد آبی چیه؟

تاهانی من واقعاً متأسفم . ما باید این مهمونی رو سریعاً لغوش کنیم

ولی چرا؟

برای کسی مثل من بازنشستگی چیز باحالی نیست

بازنشستگی تو دقیقاً چه شکلیه؟

خب در اصل نباید چیزی بگم چون ناراحت‌تون می‌کنه

اما اون یه شکل بد از مجازاته

که ما اونو "فریاد تموم‌نشدنی" بهش میگیم

روحم از هم می‌پاشه

و هر مولکولش میره یه جایی روی سطح خورشید تا بسوزه

و بعدش ذاتم از بدنم جدا میشه

توسط یه اشعه‌ی شعله‌ور و پر میشه توسط الماس‌‌‌های داغ

اوه ولی خب الماس‌‌‌ها به نظر دوست داشتنی میان

اینجور نیست

و بعدش از من چی می‌مونه؟

قراره به صورت همیشگی توسط یه میله تیتانیومی ضربه بخوره

...مثله

مثل پینیاتا

آره . به جز اینکه اینجا یه دستبند دور مچم هستش

ولی در اصل اونجا دور ناحیه تناسلیم هست

چی؟ - مایکل من واقعاً معذرت می‌خوام -

من فقط می‌خواستم تو رو تکریم کنم

اوه خب فقط بذار من این قضیه رو جمعش کنم

حتماً

خب بچه‌‌‌ها همگی دوباره شروع می‌کنیم

ولی خب رمز امشب "غم‌انگیز" هستش

جیانو عشقم ، ما باید خیلی سریع از شر تموم این وسایل مهمونی خلاص شیم

نه ، نه با استفاده کردن‌شون

نه جیانو ، عزیزم

اون قراره شکنجه بشه؟

لعنت بهش ، من تقریباً یه راه‌حل عالی برای مشکلاتم بدون

کار کردن روشون در کل پیدا کرده بودم و الان دیگه نیستش

چرا همیشه اتفاقای بد سر آدمای عادی میاد که مجبور میشن درمورد شخصیت‌شون دروغ بگن؟

خیلی‌خب ، تو دوتا راه داری

اعتراف کنی و مایکل رو نجات بدی

یا می‌تونی به دروغ گفتنت ادامه بدی

و محکومش کنی به یه عذاب غیرقابل‌تصور دائمی

یا انتخاب سوم

درمورد شخصیتم به دروغ گفتن ادامه بدم و یه راهی برای نجات مایکل پیدا کنم

میشه تاهانی رو زیر اتوبوس پرت کنیم؟

این یه چیز کلاسیکه قضیه‌ی یه تیر و دو نشون

بعلاوه اینکه من خونه‌شم بدست میارم

!میشه 3 نشون

نه هیچ راهی وجود نداره جز اعتراف کردن

هر لحظه مایکل ممکنه سوار اون قطار بشه و ما دیگه هیچ‌وقت نمی‌بینیمش

دقیقاً مثل پروفسور لیندِمن

بعد اینکه من ازش خواستم تمام 3600 صفحه مقاله‌ام رو دوباره بخونه

اون گفت که میره بیرون سیگار بکشه

ولی اون از کارش استعفا داده بود اونم توی دانشگاه سوربن

داستان قشنگی بود جَنِت؟

من اینجام

سلام ، خب تنها راه خروج از محله گفتی قطاره؟

درسته . تنها کسی که می‌تونه قطار رو فرا بخونه و می‌تونه مدیریتش کنه منم

یه سوال دیگه و این قراره عجیب باشه

...ولی ما می‌تونیم

تو رو خاموش کنیم؟

آره سوال خوبیه

یه‌دونه کلید کشتن هست توی قسمت مرکز کنترل محلات

برای موقعی که من درست کار نکنم و به ساکنان اینجا ضرر و صدمه برسونم

اگه اونو فشار بدی من از بین میرم

سوال دیگه؟ - نه . دستت طلا -

خیلی‌خب - تو می‌خوای جَنِت رو بکشی؟ -

مایکل تا اینجارو ترک نکنه نمی‌تونه بازنشسته بشه

نمی‌تونه بره اگه جَنِتی وجود نداشته باشه تا قطار رو برونه

این یه راه‌حل عالیه

جَنِت بزن قدش لطفاً

ممنونم عزیزم

نمی‌تونی جَنِت رو بکشی

کشتن یکی از غیراخلاقی‌ترین کارای ممکنه

جَنِت انسان که نیست یه وسیله هست که فرستاده شده تا به ما کمک کنه

!کشتنش باعث کمک به ما میشه

ما فقط قراره یه قتل کوچولو بکنیم برای دلیل بهتر و بزرگ‌تر

هدف وسیله رو توجیه کی‌کنه

میدونی این جمله رو کی گفته؟

یه آدم بزرگ و مهربون مثل اُپرا؟

اینو ماکیاولی گفته (یه دیپلمات فیلسوف نویسنده و ایتالیایی)

و اصلاً شبیه اُپرا نیست

و بعد اینکه اونو کشتیم چی میشه؟

اینجوری درمورد کاری که کردیم به همه دروغ میگیم

و دروغگو دشمن خداست

چرا آخه؟ چرا به هنری گفتم که از چکمه‌‌‌هاش خوشم میاد؟

من خوشم نمیاد از چکمه‌‌‌هاش من متفرم ازشون

آره میدونم . دو روزه داری درموردش یک‌سره زر میزنی

من بهش دروغ گفتم تو پایان‌نامه‌تو درمورد کانت نوشته بودی

او باور داشت که دروغ از لحاظ اخلاقی کار اشتباهی‌ـه بدون استثنا

آره خب ، کانت یه زاهد عقده‌ای خلوت‌نشین تنها بود بدون هیچ دوستی

بعضی وقتا ما فقط کاری رو می‌کنیم که مؤدبانه به نظر بیاد

ولی خب اگه واقعاً مهمه برات می‌تونی راستشو بهش بگی

همچنین برام مهم نیست بخاطر اینکه الان نصفه‌شب‌ـه

اینم دلیل اینکه چرا همه از پروفسورای فلسفه اخلاقیات متنفرن

جداً؟

هی چیدی

تو امروز توی کلاس من بودی؟ - آره بودم -

سخرانی قشنگی بود به‌هرحال خیلی توپ بود

ممنون رفیق

این واقعاً عالیه که تو اینجایی من برات یه چیزی دارم

یا امام زاده بیژن

از مال من که خیلی خوشت اومده بود گفتم برای تو هم یه جفت بگیرم

ما می‌تونیم داداش‌‌‌های چکمه‌ای باشیم

من نمی‌تونم اینارو ازت قبول کنم اینا خیلی گرونن

صدالبته که می‌تونی امتحانشون کن رفیق

چون تو از چکمه‌‌‌های من خیلی خوشت اومد این حس رو بهم دادی که خرید درستی کردم

از اینا بگذریم ، چرا من فقط باید این همه شاد باشم با این چکمه‌‌‌ها؟

من...من نمیدونم

عالی به‌نظر میان

یه دوری بزن با‌‌هاش

از شوق داری بال درمیاری

ممنون

سخنرانی همگی توجه کنین . زمان سخنرانی‌ـه

مایکل به‌عنوان فردی که واقعاً حمایت پدر و مادروشو نداشته

فقط می‌خوام ازت تشکر کنم تو همیشه برای ما اینجا بودی

نباید اینجا می‌بودم من خود مشکل بودم

درسته ولی اینجا عالی می‌مونه وقتی تو نیستی

نگران نباش من برای همیشه میرم

بخاطر اون عذاب فریاد‌‌‌های همیشگی؟

آره ممنون گِلِن

...ببینین ، من می‌خوام بگم که

مایکل تو همیشه از ما مراقبت می‌کردی

مثل نور خورشید درخشان

مثل موقعی که من توله‌سگ رو توی خورشید شوت کردم

یا موقعی که من قراره سوزونده بشم در سطح خورشید اونم به صورت همیشگی؟

خیلی‌خب حرف دیگه بسه حرفا تموم شد

مایکل می‌خواد حرف بزنه

من متأسفم ببخشید بداخلاقی کردم

من ناراحتم بخاطر اینکه من باید برم

قبل اینکه بتونم تموم کارای آدما رو که می‌خواستم ، بتونم انجام بدم

من می‌خواستم که مو‌‌هامو خیس کنم

میدونین ، من می‌خواستم که بتونم

"بفهمم تفاوت دو کلمه "به سویِ و "به طرفِ" رو

من می‌خواستم که اون کاری که شما موقع راه رفتن جلوی در تالار می‌کردید رو انجام بدم

که یه نفر دیگه از یه راه دیگه میومد

و بعد به یه طرف تکیه میدادید

و بعد به یه طزرف دیگه

و بعد شما درمورد نقطه ضعف‌‌‌های مشترک‌تون می‌خندیدید

من می‌خواستم که یه کارت جایزه داشته باشم

هر کارت جایزه‌ای

من می‌خواستم که با یه نفر بطور خلاصه صحبت کنم و بعد بهش بگم

"زیاد سخت نگیر"

من می‌خوام که ساقه طلایی بخورم

اوه راستش من یکم ساقه طلایی دارم

بیا ، امتحانش کن

خیلی خشکه

و خیلی شور

خب بیخیال این حرفای غمگین بشیم

خیلی‌خب ، خداحافظ همگی

خب ، زیاد سخت نگیر

حتماً باید می‌گفتیش؟

آره و خب تو هم می‌تونی تکرارش کنی

نه . این درست نیست

اوه جَنِت ، چندتا جَنِت وجود داره؟

25تا نسل از جَنِت وجود داشته

هر نسخه جدید جَنِت بیشتر دانا هستش و همینطور روابط اجتماعیش بهتر میشه

یه چیز جالب درمورد جَنِت 1 اون یه کلید داشت

پس مثل پیر شدن برای آدما یعنی تو هم رشد می‌کنی

دقیقاً دوست دارم که اینطوری فکر کنم چیدی

من نمی‌تونم چیزی بخورم پس هر موقع نسخه جدیدی از جَنِت میاد

من دوست دارم مثل یه تیکه کیک تولد بردارمش و خوردش کنم دور جایی که دهنم هستش

ببین جَنِت می‌تونه یاد بگیره و بزرگ بشه

اون یه ذات از زندگی رو داره ما نمی‌تونیم بکشیمش

نه با این طرز برخوردی که داره

گوش کن من ، من مُردم تو هم مُردی

ما همه‌مون مردیم و حالا می‌خوایم اونم بمیره

به جلو قدم بردار (عقلت رو به کار بنداز)

اوه نه نه این اصلاً همچین معنی‌ای نمیده

اِلِنور

اینم از این

فقط این دکمه رو فشار میدیم و بعد بای‌بای جَنِت

چیدی من میدونم که تو نگرانی

و من فقط می‌خوام که بهت اطمینان بدم که من آدم نیستم و نمی‌تونم درد رو احساس کنم

!آه ممنون . خیلی کمک کرد

هر چند من باید بهتون اخطار بدم که من به صورت تخریب ایمن برنامه‌ریزی شدم

وقتی که بخواین دکمه کشتن رو فشار بدین من شروع می‌کنم به التماس کردن برای زندگیم

این فقط یه قسمت از برنامه‌ریزی‌شده منه وقتی که دارم خاموش میشم

ولی خیلی طبیعی به نظر میاد

خوبه خب کی قراره دکمه رو فشار بده ، تو یا من؟

فکر کنم که من

اوه ، تماشاچی بودن به نحوی بده

خیلی‌خب ، برو که بریم

چیدی نه نه نه چیدی لطفاً

لطفاً لطفاً به من آسیب نرسون

من نمی‌خوام بمیرم ...خواهش می‌کنم . لطفاً

دوباره بگم ، من آدم نیستم من نمی‌تونم بمیرم

من فقط به صورت انسانی از اطلاعات درست شدم تا زندگی شما رو راحت‌تر کنم

التماس کردنت خیلی واقعی به نظر میاد

اوه آره این یه قسمت از اون تخریب ایمن‌ـه

اوق ، اگه می‌خوای یه ربات رو بکشی پس باید خودت دست‌به‌کار شی

اِلِنور؟ اِلِنور نه نه نه

لطفاً صبر کن . لطفاً لطفاً اِلِنور من بچه دارم

من 3تا بچه‌ی خوشگل دارم

تایلر ، اما و یه بچه فسقلی به نام فیلیپ

تایلر رو ببین

تایلر آسم داره ولی خب مثل یه قهرمان داره باهاش مبارزه می‌کنه

بهش نگاه کن اِلِنور نه . به اونا فکر کن

بهشون نگاه کن

بهشون نگا کن

آه این خیلی دیگه واقعیه

اِلِنور دوباره میگم من آدم نیستم

اینا عکسای یه‌سری از آدماست از مراسم انتخاب کودکان

درسته ، اونا واقعیت ندارند

بیا دست‌به‌کار شیم - باشه -

لطفاً من کلی آرزو دارم برای زندگیم

نه نه نه لطفاً - ...چی؟ ما که اصلاً -

هی بچه‌‌‌ها چه خبره؟

مهمونی خیلی مسخره بود پس پیچوندمش

بعد دیدم که شما میاین اینجا پس دنبالتون کردم

اوه دکمه رو ببین - نه نه نه -

جیانو نه

آه پسر من می‌خواستم دکمه رو فشار بدم

اصلاً کارت باحال نبود رفیق

جَنِت چی شد؟

اون...اون مُرده من...من کشتمش

نه نکشتیش

فراموش نکن جَنِت آدم نبود پس نمی‌تونه کشته بشه

: توجه من به قتل رسیدم

: توجه من به قتل رسیدم

: توجه من به قتل رسیدم

: توجه من به قتل رسیدم

...توجه

حالا چه خاکی تو سرمون بریزیم اِلِنور؟

چی‌کار کنیم؟ چیدی ، تو جَنِت رو کشتی

ما باید از صحته‌ی جرم بزنیم به چاک فرار کنین

من به قتل رسیدم

ببخشید جَنِت - من به قتل رسیدم -

...توجه : من به

: توجه من به قتل رسیدم

خیلی‌خب رفیق ، قضیه کشتن یکم بد پیش رفت

اما باید آروم باشی

انگار که به عیچی اهمیت نمیدی

باشه؟ عالیه

اینو ببین "آخر هفته در بِرنی"

انگار یه مُرده‌ای که عینک دودی داره

ما خوش می‌گذرونیم مگه نه چیدی؟

من هیچ‌وقت اینقدر استرس توی کل عمرم نداشتم

من میدونم تو چی نیاز داری

جَنِت می‌تونی یکم علف بدی به چیدی؟

اوه ، حواسم نبود . تو جَنِت رو کشتی

گروهان تجسس ، دنبال من بیاین

ما از پا نخواهیم نشست !تا انتقام خواهرمان را بگیریم

آره

آره

جَنِت بیچاره ما باید براش یه مراسم باشکوه برگزار کنیم

باعث افتخاره که میزبان این مراسم باشم

تاهانی ، مطمئنی؟ ببین نمی‌خوام کارت رو بی‌ارزش کنم

ولی مهمونی خدافظی من خیلی هم خوب از آب درنیومد

نه . اینطوری نگو توروخدا

مایکل ، خواهش می‌کنم لطفاً بهم یه شانس دیگه بده

این باکلاس‌ترین رخدادی میشه که من برنامه‌ریزش کردم

مراسم تدفین جَنِت میشه بهترین مراسم ترجیم تاریخ بشریت

خیلی‌خب

فقط نفس‌ـت بده تو

حالا بده بیرون

به چیزهای موردعلاقه‌ات فکر کن

اخلاقیات ، مطالعه کردن

نوشیدن شیر بعد از اینکه رفتم مشکل حساسیت به لاکتوزم رو درمان کردم

فیلم‌های صامت ، روتختی مرتب‌شده

دانه‌های خوشمزه ، یه نشانک جدید

...بادام بی‌نمک - !اینا چیزهای منوردعلاقه‌ی توئه؟ -

تحملش برام سخته نمی‌تونم با خودم کنار بیام

تحملش برام سخته اِلِنور

خب ، جَنِت به قتل رسیده

!واقعاً یه اتفاق عالیه توی این روز فوق‌العاده

من واقعاً نمیدونم داره چی میشه چون جَنِت هیچ‌وقت تا حالا به قتل نرسیده بود

اونم امروز و دقیقاً این‌موقع

که من حواسم به مهمونی که تاهانی برام گرفته بود ، پرت شده بود

که البته منم نمی‌خواستم

مایکل تو نباید خودتو سرزنش کنی

نمی‌کنم تو رو سرزنش می‌کنم

به‌هرحال کسی می‌خواد درمورد جَنِت چیزی بگه که تا حالا توسط

اون جَنِت بزرگ توی آسمون گفته نشده باشه؟

"من به قتل رسیدم"

فکر کنم همون تکلیف رو روشن کرد - سلام -

سلام

جَنِت ، تو زنده‌ای

سلام ، معمار

لطفاً رمز 4 رقمی خود را وارد کنید

اوه چی بود؟ چی بود؟

اه چی بود؟ ام...درسته درسته درسته

تاریخ تولدم

آه

من باید عوضش کنم . خیلی راحت میشه حدسش زد

جَنِت ، کی تو رو کشت؟

اه نه - ششش -

سلام - آره سلام -

اه...آره

اه...حتماً حافظه‌ش پاک شده

خب اون الان باید دوباره بارگذاری بشه درمورد تمام حقایق هستی توی جهان

که اونم ممکنه چند روزی طول بکشه خیلی‌خب

سلام - سلام -

سلام ، سلام

خب همگی تا وقتی که من به این مورد رسیدگی می‌کنم بازنشستگی من رسماً عقب میوفته

سلام ، سلام

شما باید قبول کنین من یه‌جورایی ترکوندم

و تمام کاری که باید بکنیم اینه که این راز رو تا ابد نگه داریم

جِی-داگ تو مشکلی نداری؟

نه . وقتی رسیدم سراغ پنیاتا تمام شکلاتا تموم شده بود

اون قرار نیست به کسی بگه

چیدی؟ چیدستر؟

چی شده رفیق؟

تو چشات دیوونگی موج میزنه و اون کله‌ت داره میره تو پیراهنت

داری میری تو فاز لاک‌پشت شدن

هنری همه‌چی ردیفه؟ چی شده؟

من اتساع عروق گرفتم نیاز به عمل اورژانسی دارم

دکتر بهم گفته شانسم پنجاه‌پنجاه‌ست

پس اگه چیزی نیازه که بهم بگی الان وقتشه

...اه خب

...راستش همم

اونا اجازه میدن چکمه‌‌‌هاتو اینجا بپوشی؟

اونا تنها چیزیه که من احساس آرامش می‌کنم با‌‌هاش

اینا و البته همسرم

اون می‌خواد واسم یه جفت چکمه اضافی بگیره

اون میگه اینا باعث انگیزه‌ی من میشه که از اینجا سالم بیام بیرون

چی می‌خواستی به من بگی؟

اه...همم

فقط اینکه من اینجام و دوست دارم مرد

منم دوست داره برادر چکمه‌ای

خیلی‌خب

!دادم تیزه‌شون کردن

آره

چیدی ، مجبور نبودی کل شب رو اینجا بمونی

جراحی خوب پیش رفت؟ حالت خوبه؟

توپ توپ رفیق

این خیلی خیلی خیلی عالیه

من از چکمه‌‌‌هات متنفرم - چی؟ -

من سه سال پیش بهت گفتم که چکمه‌‌‌هاتو دوست دارم

و دروغ گفتم و دروغه رفته رو مخم از اون‌موقع

و بقیه بهم می‌گفتن که عیبی نداره

و دروغ مصلحتی بعضی وقتا برای احترام نگه داشتن بقیه عیب نداره

ولی من مخالف بودم و دیروز فکر می‌کردم بمیری ولی الان دیگه نمُردی

و من بالاخره می‌تونم صادق باشم با‌‌هات و بگم که اون چکمه‌‌‌ها واقعاً محشتناک و مزخرف بودن

و من ازشون متنفرم

دقیقاً این دلیلیه که همه از پروفسورهای فیلسوف اخلاق بدشون میاد

آره میدونم و درک می‌کنم

برام مهم نیست که اون زنده شده با اینکه ما برای این‌کار دلیلی خوبی داشتیم

من نمی‌تونم با این دروغ زندگی کنم

من میخ‌وام برم اعتراف کنم که من جَنِت رو کشتم

چی؟

رفیق ، چرا؟ جَنِت حالش خوبه ما اصلاً بهش صدمه‌ای نرسوندیم؟

صدمه‌ای نرسوندیم؟ هی جَنِت؟

سلام

سلام؟ - سلام -

جَنِت میشه الفبای انگلیسی رو از حفظ بگی؟

الف ، ب...جَنِت

الف و ب و جَنِت رو میدونه

اون واقعاً همه‌چیزو درمورد جهان میدونست و الان عین یه بچه شده

و اگر اون دوباره خوب بشه بازم برای من عذاب‌آوره

که با این دروغ زندگی کنم

چرا چرند میگی؟

خیلی ساده‌ست که با یه دروغ زندگی کنی

من یه بار تظاهر کردم که مریضی کشنده‌ای دارم تا بتونم اسکات وُلف رو توی خونه‌اش ببینم

"جرم بدون قربانی"

باشه

من هیچی نمیگم چون قول دادم به تو کمک کنم

و اون استلزامات اخلاقی از هر چی که انجام دادیم پیچیده‌ترـه

که شاید من هیچی رو زیر پا نذارم اما از دروغ متنفرم

همیشه متنفر بودم

و قراره منو از تو مثل خوره بخوره برای همیشه

تو می‌تونی بهش بی‌اعتنایی نکنی

و فراموشش کنی ولی من نمی‌تونم

سلام

سلام

سلام - سلام -

جیانو

مایکل ، جَنِت گفت می‌خوای با من صحبت کنی

خب راستش اون چرند زیاد میگه الان

و یک‌سره میگه سلام ولی به تو اشاره کرد

من یه عذرخواهی بهت بدهکارم

نه . تو نیستی . نه...همم ولی خواهش می‌کنم ادامه بده

تو تنها کسی بود که تلاش می‌کرد کمک کنه و من گذاشتن ناراحتیم روی قضاوتم تأثیر بذاره

تو یه آدم خارق‌العاده‌ای

و اگر من یه وقت مهمونی بازنشستگی خواستم امیدوارم تو برنامه‌ش رو بچینی

ممنون از همه که اینجا جمع شدین

من می‌خوام بهتون اخبار جدیدی بدم

این چیزاییه که میدونیم

یه نفر جَنِت رو کشته

اوه پسر

اوه پسر - آروم باش -

من اطمینان میدم که این حرکت وحشتناک یه‌جورایی با مشکلایی که قبلاً داشتیم مرتبطه

که البته مشخصه که اون مشکلات ریشه در این محله داره

و همش تقصیر من هم نبوده

یه چیزی اینجا می‌لنگه

اگه کسی از چیزی اطلاعی داره درمورد هر کدوم از این اتفاقات

التماستون می‌کنم بهم بگید

هی ، من عاشقتم مرد

مایکل

...مشکل محله

منم

من اشتباهی وارد مکان خوب شدم من قرار نبوده اینجا باشم

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.