Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
داری چکار میکنی؟
رفیق ؛ از اینکه میخوام مایکل رو ببینم دارم زهرهترک میشم
و اگه یه ثانیه دیگه به این دلقک عجیبغریب نگاه کنم میزنم شَتَکش میکنم
واسه دلقکا اسم گذاشتی؟
روانی ، عجیبغریب ، دیوونه جادوگر احمق عجیبغریب
پا عجیبِ و جورج واشنگتونِ کابوسوار
شَر یکیشون باید کم شه
اوه پستچی سکسی ، بهتر شد
پنج دقیقه دیگه ، مایکل میخواد کمکش کنم بفهمه که چی این محله رو داغون کرده
که مشخصاً تقصیر منه
یعنی من قول دادم که کمکش کنم
آخه من اینجا چیکار میکنم؟
...راستش جوابش اینه که
دقیقاً همینجا که میشه فهمید داخل این کامیک لختیه
نه . داخلی این کتاب "نظریهی قراردادگرایی"
"ما به هم چی مدیونیم؟"
من این فیلمو دیدم
لورا لینی توی خونه لبه دریاچه گریه میکرد
بخاطر اینکه جود لا اونو ترک کرد به خاطر روح زن سابقش
نه
یه خلاصه سریع از کتاب
اوه ، یه عده آدمای منطقی رو تصور کن که دارن با قوائد جدید جامعهشون رو میسازن
مثلاً اگر راننده اسنپ باهات صحبت کرد تاکسی مجانی میشه؟
دقیقاً ، ولی هر کسی حق مخالفت با قوانین ناعدالانه رو داره
پس اگه تو میگی که ، ما باید بتونیم بزنیم زیر قولمون
بدون هیچگونه عواقبی پس یک نفر میتونه مخالفت کنه
خب اولین قانون من این بود که هیچکی حق مخالفت با منو نداره
خب بعد اون اسمش میشه استبداد و این باعث دلخوری بقیه میشه
پس اگه به کسی قولی دادی باید سر حرفت بمونی
دقیقاً مثل من که قول دادم کمکت کنم و هنوز رو حرفم هستم
با وجود توهینای مسخره همیشگیت
"توهینای مسخره همیشگی"
حالا هر چی . تو خوشت میاد
پس در هر صورت من باید کمکش کنم مشکلو پیدا کنه که اونم منم
و منم به فنا رفتم
یا من کمکش نمیکنم و در اونصورت من خوب رفتار نکردم و کل دنیا داغون میشه
و منم گیر میوفتم بههرحال
من باید یه راهی پیدا کنم که همزمان هم کمکش کنم و هم کمکش نکنم
که اونم غیرممکنه
اه . واقعاً؟
من یه بار برای رقص فارغالتحصیلی پسرخالم باهاش قرار گذاشتم
که هم کمک کردم و هم طبق حرف دکترش کمک نکردم
Synced & corrected by kinglouisxx (Mr)Alishr
اوه هی اِلِنور ممنون که اومدی
شرمنده بابت این بههمریختگی
اوه فراموش کردم که تو قادر نیستی بُعد نهم رو ببینی
خیلی...خیلی تنش زیادی توی هوا دقیقاً هست
تو حالت خوبه رفیق؟
به نظر عصبی میای - نه نه نه . من خوبم -
توپ توپم راستش
...اه...اجازه بده . اوف
بیا بشین اِلِنور
بفرما
برای آمادگی برای آشنایی با شما من درمورد مفهوم «دوستی» کلی مطالعه کردم
من حتی کل ده فصل "دوستان" رو هم نگاه کردم
وای اونا واقعاً رفیق بودن یعنی واقعاً رفیق بودن
اگرچه فهمیدم این نوع از مشاهده آزمایشی فقط میتونه روی موجودات فانی انجام بشه
چطوری اونا از عهده خرج اون خونه برمیومدن؟
یه پیشخدمت و یه سرآشپز با اون قیمتای نجومی منهتن؟
آره در اون مورد ما همهمون هنگیم
و چرا دور یه فواره جستوخیز میکردن وقتی که چتر داشتن؟
منظورم اینه که اون حوض فواره ...بهخاطر بارون پر شده بود؟ یا
یا اینکه داشتن مقاومت چترهاشون رو میسنجیدن؟
نمیدونم مرد - ...حالا هر چی ، دلیل اصلی که اینجا هستی -
میدونم این چند روز سخت گذشته
و الان من واقعاً به یه دوست نیاز دارم که کنارم باشه
خب . منو داری
یه نفر که داد میزنه که قول میدم کمکت کنم
رفیق ، خونهی قشنگیـه
چقدر واسهـش دادی؟ 600هزارتا؟
میدونستی خیلی بیادبانهست که همچین سوالی بپرسی؟
!من تازه مؤدب بودم خودم قیمتش رو میدونم
خب تو میخوای که من یه هفته مراقب خونهت باشم؟
بوش میاد که یه نفر میخواد بره مسافرت
همونطور که قبلاً گفتمت مادرم بدجور مریضه
منم میخوام برم یهکم کمکدستش باشم
خب من اینجام فقط بخاطر تو
وایفایت هم که از مال همسایه من بهتره پس من هستم
ازت میخوام که مواظب لستر هم باشی
دوبار در روز غذا بدی بهش و ببریش قدمزنی
داروهای کلیهشم بهش باید بدی
آره گرفتم به کلیهشم غذا بدم
اِلِنور؟ - جونم -
این هفته برای من خیلی استرسزا قراره باشه
باید بدونم که میتونم روت حساب کنم یا نه
ناامیدت نمیکنم
قول میدم
قول میدم از این خونهی 680هزار دلاری مراقبت کنم
ساشویِر و جسیکا ، برای ناهار خرید میکنین؟
آره . ایشون دوست داره آشپزی کنه !و منم دوست دارم بخورم
ایشون دوست داره ظرفها رو بشوره !منم دوست دارم خشکشون کنم
ایشون دوست داره ظرفها رو بذاره توی کابینت !منم دوست دارم در کابینتها رو ببندم
آره ، نه . که اینطور...نیمههای گمشده این خیلی قشنگـه
بعداً میخوایم بریم یه جلسه آبدرمانی برای زوجها
تو و جیانیو هم باید بیاین
جیانیو عشقم ، چطوری؟
!تصمیمو گرفتم خوب باشم - به نظر خیلی خردمندانهست -
اوه نیمهی گمشده ، یه پیشنهاد
همسایهمون چشمه آب معدنی داره و بهمون چندتا چیز پیشنهاد داده
و من فکر کردم که شاید ما بتونیم یوگا کار کنیم و صحبت کنیم
جملات استدلالی
تو نظرت چیه؟
نظرم مثبنتـه - اوه -
شگفتانگیزه . پس امروز میریم
رفیق تو باید با ما بیای چشمه آب داغ
چی؟ نه . فکرشم نکنم نه . این جداً عجیبه
نمیتونی برای یه روز باهاش یه گپ کوچیک بزنی بدون اینکه گیر بیفتی؟
نه که نمیتونم . اون منو دیوونه میکنه
اون خیلی خوشگله مثله نالا توی شیر شاه
...و اون خیلی هوشمندانه صحبت میکنه مثل
نالا توی شیر شاه
تو باید بهم کمک کنی
خب ، اگه قرار باشه دلم برای کسی بسوزه اون تاهانی هست
میدونم چی میکشه اما خودشم نمیدونه
که این شاید منو مجبور کنه بهش بگم
هر چند که بهتره الان ندونه حقیقت تلخ یا دروغ شیرین؟
...در واقع شفا
آمادهای جیانیو؟
من فقط نمیتونم برای صحبت و استراحت کردن صبر کنم
...و اینکه میدونی
همدیگرو بشناسیم
هی
شاید منم اومدم
اوه ، خب چیدی
خیلی دوست دارم بیای ...ولی آخه
میدونی چیه؟
این بیشتر یه چیز بین زوجهاست
میدونم ولی خب اِلِنور با مایکلـه
و جیانیو راحتتره وقتی من پیشش هستم
مگه نه؟
!ساخت تایوان - آره -
...آره که تو بچه تایوانی خب
قرار دوتایی . بزن بریم
من روز اول اصلاً به دفترت توجه نکرده بودم
این . همه آشغال چیه؟
خب از نظر فنی معمارا مجاز نیستن ...که وسایل انسانی داشته باشن ولی
خب من خیلی دوسش دارم
و اینجا رو داشته باش
این گیرههای کاغذ فوقالعادهترین چیز توی دنیاست مگه نه؟
آره حتماً همینطوره
بههرحال...نظر من اینه که بعضی اشیای توی این محله دچار نقص هستن
که میتونه علت این همه خرابی باشه
پس ما باید اون چیزو پیدا کنیم
ما با سنگها شروع میکنیم
حالا من تمام سنگهارو بررسی میکنم توی محله
این 78تا مظنونهای ماست
شاید برای یه معمار اینا مظنون به نظر بیان اما برای من اونا فقط سنگن
من مطمئن نیستم بتونم کمکی بکنم
کدوم یکیشون ناقص به نظر میاد؟
مشکلدار؟
میدونی ، شاید دستت انداخته باشن همیشه یه قدم جلوتر هستن
ای هیولاهای منحرف
سلام جَنِت
من و جیانیو برای کارای دوتایی اومدیم اینجا
و همچنین منم قراره برم پیششون
چه خوب . فقط اون نیمه دوم تو کجاست؟
اوه نه نه نه . فقط منم
دوتایی یعنی یه جفت آدم
اوه درسته . بیا اینم یه جفت از آدما
تاهانی و جیانیو
و بعدش که منم اینجام
خوبه . فقط کی قراره بیاد پیش تو؟
هیچکی
اهم...این خیلی سادهست ، جَنِت
اینا زوج هستن و منم بخش سوم این این دوتا هستم
بخش کمککننده که واسه سرگرمی اینجام
و بسیار هیجانزده
بخش سوم این دوتا دیگه
این محاسبه درست نیست
این محاسبه درست نیست
این محاسبه درست نیست
من فقط شوخی میکردم
منظورم اینکه درسته محاسبه درست نیست ولی خب قرار نیست چیزی رو خراب کنم
درسته . خب داخل میبینمت عزیزم
باشه تو باید دستبهکار شی
یه جوری باهاش گرم شی البته بدون اینکه خودت باشی
اصلاً این چه معنیای میده؟ حالا حرف بزنم یا نزنم باهاش؟
با تاهانی خوب باشم یا اینکه همه جواهراتشو بریزم تو توالت؟
بهنظرت این الان «برعکس خوب بودن» نیست!؟
پس تو توالت نندازم؟
خیلیخب ، ما 2تا ستون داریم
بهنظر خوب میاد ...جایی که 3تا سنگ رو گذاشتیم یهطرف و
اگه آزمایشهای بیشتری لازم شد بقیهی 75تا سنگ یهطرف دیگه
!واسه حذف 3تا سنگ فقط 90 دقیقه وقت نیاز داشتیم !به این میگن پیشرفت
البته باید بگم نسبت به اون دومی یهکم مشکوکم
میشه بذاریمش اونطرف؟
تو باید یکم آروم بشی رفیق
چون دیگه داری عین این کامپیوترها دیوونه میشی
تا زمانی که نفهمم مشکل از کجاست نمیتونم بیخیال بشم
این مسئولیت منه که مشکلات رو حل کنم
دیگه چیکار میتونم بکنم جز کار کردن؟
تو میتونی کار نکنی
نگاه ، من قول دادم کمکت کنم
و صادقانه بگم یه راه هست که بتونم کمکت کنم اینه که مجبورت کنم یکم استراحت کنی
و کار نکردن کمک میکنه به کار من؟
آره
باتری قدیمیا رو دوباره شارژ کن (یه استراحتی بکن و دوباره کار کن)
من قول میدم که این به دوتامون کمک کنه 182
بریم تو کارش
باشه
بیا حواسمون رو جمع کنیم شاید متوجه دلیل این مشکالات شدیم
خب دیوونه ، بیا بریم
جریان تو و ماست یخزده چی هست؟
تا حالا چیزی درمورد بستنی نشنیدی؟
خب شنیدم ولی خب من واقعاً از ماست یخزده خوشم میاد
این یه چیز انسانیه درمورد یه چیز خوب
و خراب کردن اون و اینکه میتونی بیشتر ازش داشته باشی
واقعاً خیلی انسانیه
تو برای چی یه آدم برای دستیار بودنت لازم داری؟
منظورم اینه...مگه افرادی بیشتری مثل تو وجود ندارن؟
خب از اونجایی که ما دیگه دوست شدیم
مثل راس و فیبی
چه روج عجیبی رو انتخاب کردی اما خب باشه
من میخوام بهت یه رازی رو بگم
معمولاً معمارا توی محلهها زندگی نمیکنن
معمولاً مردم میان ما یه فیلم پخش میکنیم
جَنِت برای جواب دادن سوالا میاد و دیگه خودتی و خودت
ولی من این نظریه رو دارم که
گذر از برزخ آسونتر میشه اگه معمار اونجا باشه
حداقل برای 1000 سال اول یا بیشتر
برای همینه که اینقدر تو وحشت کردی چون نزدیکهـه که کونت به فنا بره
!تو اصلاً کون هم داری؟
!خب فکر میکردم دارم
...نه . ببخشید . کون قشنگی داری . من - ...نه . من -
فقط اینکه...یهکم عجیبـه - ...بههرحال -
رئیسم فکر میکرد من خلوچلم
و اگه یهوقتی این محله درست کار نکنه خاک بر سرم میشه
مثل چندلر و جویی که بچهی راس رو توی اتوبوس جا گذاشتن
اما مهمتر از اون اینه که من به همه شما قول دادم که
اینجا امن و شاد باشین
و آدم که نباید زیر قولش بزنه که
برعکس راس که به امیلی قول داد دیگه با ریچل صحبت نکنه
واااو ، داری غرق میشی تو این سریال
میدونی چیه؟ حالم بهتر از قبل شده
بهنظرت نباید برگردیم سرکارمون؟
کل قضیه اینه که تو درمورد کار فکر نکنی
و اینکه خوش بگذرونیم
خب حالا اول چیکار کنیم؟
خیلی جالب بود
منظورم اینه که هیچ هدفی تو این کار نیست
یه تصویر روی صفحه که به هیچی ربط نداره
زمان میگذره و یهویی تموم میشه
این اسمش کارائوکه هست
یهبار دیگه انجامش بدیم
خیلیخب دستام به اندازه 105 درجه داغه
کی دوست داره اول باشه؟
اوه خب ، چی میشه که اول من برم
و اینکه شاید جیانیو بتونه بعدش کنار من وایسه
و یکمی بیشتر از خودش صمیمیت نشون بده؟
...یا چی میشه اگه
وقتی جَنِت داره تاهانی رو ماساژ میده من جیانیو رو ماساژ بدم؟
جیانیو عزیزم ، بیا درمورد هنر صحبت کنیم
من سبک هنری امپرسیونیسم رو میپرستم
هنرمند موردعلاقهت کیه؟
میدونی پیتبول یه اسطورهست
ببخشید فقط دارم روی این قسمت پابین فکش کار میکنم
اوه پسر
من هیچوقت همچین چیزیو نمیخواستم چرا دارم تلاش میکنم که ببرم؟
بخاطر اینکه دستگاه گفت جایزه داره
چندتا بلیط گیرم اومد؟ 6تا؟
همش همین؟ - خب ، حالا منو داشته باش -
این مگه مجازه؟ - نه راستش -
ولی الان وقت سُنت احترام به افتخاراتـه
چیزی نگو . گرفتم چی شد . گرفتم
یه چیزیو میدونی؟
با اینکه خیلی دلم میخواست دوروبر انسانها باشم
فکر میکنم بخش بزرگی از اینکه چه چیزی اونا رو فوقالعاده میکنه رو از دست دادم
بعضی وقتا شماها فکر میکنین که چطور میتونین بیشتری تفریح رو داشته باشین
دقیقاً . این دقیقاً خوراک خودم بود
چه خبرا ، حاج خانم؟
آب دستته بذار زمین
ریحانا توی وگاس اجرا داره من بلیطشو دارم . بزنیم به جاده
اوه ، من نمیتونم
من قول دادم که یک روز دیگه خونهش بمونم و باید به سگ مزخرفش هم غذا بدم
جانم؟ نکنه این سگِ سیگار برگ تو دست مثل رئیسا کنار بخاری میشینه؟
بخاطر اینکه این کاریه که ریحانا میکنه - به نکته خوبی اشآره کردی -
صندلی ردیف جلو توی کنسرت وگاس ریحانا
و شراب مجانی اونجاست
لازمه هنوزم بگم؟
خیلیخب ، این شما امشب اینم صبحانه فردا
یه فکری دارم
اینم درصورتیکه مورد اورژانسی پیش اومد
اینو نمیخوری مگه اینکه موقعیت اورژانسی باشه
واااو
آمادهام که مامان بشم
من با این ماسکِ مشکل دارم که نمیچسبه
آره بخاطر اینه که منفذ پوستم ریزه (منظورش پوستم مشکل داره)
هیچ راهی نداره که بتونی چیزی بهش بچسبونی
این یه مصیبته واقعاً
جیانیو؟
منفذهای پوستت تو دقیقاً چطوریه؟
حالا خیلی اینم جواب میده
جَنِت میشه بهم سونا رو نشون بدی؟
داداش اون خیلی داره تلاش میکنه و تو هیچ توجهی نمیکنی بهش
فقط یه چیزی درموردش میدونی رو انتخاب کن و با همون برو جلو
اون میگه که از نقاشی سبک امپرسیونیسم خوشش میاد
امپرسیونیسم نقاشی آخه؟ باشه دیگه چیزی نگو
نه نه نه . من قطعاً احساس میکنم که باید یه چیزی بگم
خب بهنظرت من امروز بهت کمک کردم؟
اوه خیلی زیاد
بهم خوش گذشت و اصلاً درمورد مشکلاتم فکر نکردم
و تازه این بچه زرد زشت رو بردم درحالیکه این یکی از زیباترین چیزاییه که دیدم
اِلِنور ممنونم که برام مثل یه دوست بودی
تو یه رفیق و محرماسراری
«بعد از تماشای سریال «دوستان نشستی «دختان طلایی» رو هم دیدی؟
آره
اونا چیزکیک دوست دارن و یکیشون خیلی از مقاربت خوشـش میاد
خیلیخب فردا میبینمت رفیق
تو مطمئنی اینجا جاییه که الان میخوای باشی؟
توی کافهی "قهوه برای زوجها"؟
هیچ راه فراری نیست چیدی
من تنهام
جیانیو و من هیچ تفاهمی نداریم
من فقط یه نیمهی گمشده میخوام
یکی که بتونم باهاش درمورد علایقم صحبت کنم
کسی که بتونم باهاش درمورد نقاشیهای جاودانه دگاس صحبت کنم
من عاشق دگاسام
من از وقتی بچه بودم کلاس نقاشی میرفتم و دگاس الهامبخش من بود
نقاشی موردعلاقهـت کدومـه؟ - بذار با شماره 3 بگیم -
باشه - 1 ، 2 ، 3 -
- The Absinthe Drinker - Ballet Dancers in the Wings
خب ، حداقل اینه که 2تامون از دگاس خوشمون میاد
آره و اینکه تو اونقدری که من فرانسه رو دوست دارم ، دوست داری؟
خب اونا 300 سال کشور منو به بردگی گرفته بودند
پس نه
ولی اونا موزههای فوقالعادهای دارن - آره -
خوش اومدید به کافه من شما دو نفر
ما کیکهای کرهای خوشمزهای برای زوجها داریم
دوتا با قیمت مجانی
همهچی اینجا مجانیه
اه...ما نیمه گمشده هم نیستیم
نه - ...ما فقط -
رفیق فاب همیم - اوه -
سلام رفیق
من کلی چیزا برای خوشگذرونی امروزمون دارم
بعدش تو فکر میکنی هیچکاری نکردی؟
RealHousewives صبر کن تا ببینی !چقدر کار نمیکنن
اِلِنور ، اِلِنور...من یه خبر مهم دارم
کار نکردن» راستش جواب داد»
چی گفتی الان؟
بعد از مرخصی دیروز بدون هیچ داشتن مشغلهای
متوجه شدم اون قسمتی که باعث میشه انسان بودن جذاب باشه غیرقابلپیشبینی بودنشون هست
اون بینظمی که ما تجربهش کردیم
دقیقاً اتفاقیـه که اگه یه شهروند یه کار غیرقابلپیشبینی انجام بده
مشکل توی محله سنگ یا وسیله نیست
مشکل یهدونه از آدمای اینجاست
ما باید جشن بگیریم
باشه . دوش گیرهی کاغذ
خب تو فکر میکنی که ما باید دنبال یه مرد باشیم
یا فکر میکنی که دنبال دوتا مرد باشیم؟
نه دقیقاً
ما هنوز چیزی درموردش نمیدونیم
یعنی که معلوم نیست زنه یا مرد که باعث همه اینا شده
نه نمیتونه باشه
منظورم اینه کدوم هیولایی میتونه اینجوری خرابکاری کنه و بعد هیچی نگه؟
هیولاهای خوب هم هستن مثل اِلمو
اِلمو؟ نمیدونم کیه
...بذار ببینم
اِلمو خیلی باحالـه
اونا دارن ازش سوءاستفاده میکنن اونا عصبانی شده
خیلی بد شد برگردیم سراغ شکارمون
خب این نقطه همونجایی بود که اشغالا از اسمون میریخت
جَنِت - بله قربان -
من اسم اونایی رو میخوام که اینجا آشغالها را جمع میکردند
در حین مأموریت پرواز
اوه
اِلِنور . مجرم ما توی این لیست کوتاهه
مردم اون روز پرواز هم میکردنها
من حتی اونایی که پرواز میکردن رو هم اضافه کردم
اِلِنور ، مجرم ما تو این لیست بلندبالاست
اوه هی رفیق ممنون بخاطر نصیحتهات
من میخوام بهترین هدیه رو تاهانی بدم
نگاه کن
چی؟ منظورم اینه که چی؟
اون از نقاشیای امپرسیونیسم خوشش میاد مگه نه؟
من بهترین نقاشی امپرسیونیسم رو براش گرفتم
فرانک کالیِندو
اون میتونه هر کاری بکنه آل پاچینو چاق ، جری ساینفیلد چاق
جان مَدِن معمولی
جیانیو ، بهتره این نقاشی رنگروغن از فرانک کالیِندو ازت بگیرم
و بذارمش تو یه اتاق خیلی تاریک که کسی پیداش نکنه
عالیه . توی تاریکی برق میزنه . ببین
فراموشـش کن . فراموشـش کن
خب ، اون مهمونی شب اول نمیتونه کمکمون کنه که اون لیست رو کوتاهتر کنیم
چون...همه اینجا بودن
درسته . همه اینجا بودن
همه هم مقدار قابلتوجهی الکل نوشیدن
پس بهنظر بنبست میاد - ...ولی -
اینجا جاییه که سوراخ باز شدش
و لیست مهمونای اون شبمون خیلی کوتاهه
سرجمع شاید 30 نفر بشن
فقط 30 نفر؟
چطوری مشتهاتون رو میچرخونین؟
همینجوریه؟
ولی 66 نفر از اینجا رد شدند قبل اینکه سوراخ باز بشه
و هر کس دیگهای تو محله هم توی شعاع نزدیک اینجا بوده
اوه پسر بهنظرت یهذرّه کوتاهتر هم نشد
انگار که به آخر خط رسیدیم
Boyz Il Men آخر خط» از گروه» بزن بریم کارائوکه
بیا بریم . زیادم درموردش فکر نکن
جَنِت
گرمکن کلاهدارمو بیار
الان چی شد؟ - من تسلیم شدم -
من نمیتونم به مردم کمک کنم با اینکه بهشون قول دادم
الان فکر میکنم شبیه دوستان توی فصل 8 شدم
بدون هیچ فکری و رِیچِل و جویی باهم اگرچه این با عقل جور درنمیاد
کاشکی سوراخه دوباره باز بشه و منو ببلعه
پائلا ، سلام دختر سگت چطوره؟
هنوز چاقه اِلِنور هنوز چاقـه
دامپزشکش گفت که معدهش بیش از حد بزرگ شده
حتی بیشتر از یه توپ بستکبال و هیچوقتم کوچیک نمیشه
اوه خب این که تقصیر من نیست
من از کجا باید میدونستم که اون همهی غذاهارو میخوره؟
اصلاً نباید همچین مشکلی پیش میومد
تو قرار بود اونجا باشی ولی زدی زیر قولت
چون خشی زد زیر دلت و حالا من یه سگ چاق و چله دارم
خب میدونی چیه؟ تو خیلی پُررویی
بخاطر اینکه اصلاً از من نپرسیدی کنسرت ریحانا چطور بود
اون خیلی دیر اومد
و یکمی هم مست بود
من بهت قول دادم کمک کنم و کمک میکنم
هر چقدر که بتونم
حتی اگه ازم بخوای یه میلیون سنگ رو مثل روانیا بررسی کنم من پایهام
اگه تو میخوای که اینجا دراز بکشی توی اون گرمکنت من مشکلی ندارم
راستش من نمیدونم چطوری کمکت کنم
بخاطر اینکه من فقط یه انسانم
تو مثل اوریل رِدِنباکر خفن هستی کسی که این جهان رو شکل داد
ولی من تمام تلاشمو میکنم
من اینجام
اوه خدای من
البته
چطوری من اینو نفهمیدم؟
جَنِت
من جواب مشکلو پیدا کردم
مردم محله رو برای جلسه خبر کن
آیا باید شاد و معمولی باشه یا باید افسردهکننده و غمگین باشه؟
غمگین و افسردهکننده لطفاً
باشه
سلام چیدی و جیانیو
این چیه؟
من برات نقاشی کشیدم
این سهتا از منه توی لباس باله
توی سبک امپرسیونیسم نقاشی شده
البته
تو مرد حرف نیست تو مرد عملی
و تو احساس میکنی چیزا رو
فقط نیمهی گمشده من میتونه به من همچین هدیه عالیای بده
ممنونم ازت
کار دیگهای از دست من برمیاد؟
نه ، نه . فقط میخوام اونجا وایسی
چه خبره؟
خب ، من کاریو که گفتی کردم
من سر قولم برای کمک به مایکل موندم و اونم مشکل رو پیدا کرد
خیلی متأسفم
شاید منم زیر قولم زدم من قول دادم بهت کمک کنم
نگران نباش . کمک هم کردی
بعد اینکه من رفتم تمام نقاشیای این دلقکا رو بریز دور
ولی نقاشی پستچی سکسی رو بذار باشه
که من رو به یاد داشته باشی
ممنونم بخاطر تمام صبری که بهخاطر مشکلات این محله داشتین
من سرانجام دلیلشو فهمیدم
یه چیزی توی همه اتفاقا مشترکـه
و وقتی سر ازش درآورم من رو شوکه کرد
ولی هیچ راه فراری نیست
...مشکل
منم
...و حالا
من باید شما رو ترک کنم برای همیشه
Synced & corrected by kinglouisxx (Mr)Alishr telegram:@alishrr
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.