Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائه شده توسط وبسایت Deutschweb.ir
من، فوک چیهو، رسماً اعلام میدارم
تأیید میکنم که کامل و دقیق، صرفاً بر اساس حقایق
شهادت میدهم
و حقیقت را تماموکمال بیان کنم
به مرکز کنترل! ماشین 21!
ما الان توی کام تین هستیم و نیاز به پشتیبانی داریم!
به یه ماشین یگان ویژه حمله شده و آمبولانس لازم داریم!
حدود 15 تا مظنون مرد هستن،
شدیداً مسلحن! هرچه سریعتر نیروی کمکی بفرستید!
27 ژولای 2017،
از مرکز فرماندهی دستور گرفتم
مبنیبر اینکه تیم عملیاتیمون مورد حمله قرار گرفته
مظنونین پشت این حمله
عضو باندی بودن که دنبالشون میگشتیم
شلیک کنید!
سه نفر جلو!
شلیک پوششی!
برید! برید!
سنگر بگیرید!
افسر لی! سمت چپ! جلو! یه مظنون!
یه نفر زخمی شد! پوشش بدید!
ده نفر توی منطقۀ ب!
به تیر بستنمون!
یکی از افراد زخمی شده
افسر فوک رو پوشش بدید!
افسر فوک! منو پوشش بده!
برید به درک، مأمورهای بیناموس!
هشت نفر دیگه توی منطقۀ ب
دفاع همهجانبه!
صبر کن
افسر فوک! بالا رو بپا!
گیر کرد!
برو کنار
براساس مشاهداتت،
متهم ردیفاول
توی صحنه چیکار میکرد؟
دیدم افسر لیانگ مییی
در حال تعقیب متهم ردیفاول، چانگ منبینگ، بود
وایسا!
صبر کن!
دیدم متهم ردیفاول از در پشتی فرار کرد؛
من هم دنبالش رفتم
در حین انجام مأموریتت
و تعقیب موکل من،
کارت شناساییت همراهت بود؟
اوضاع بههم ریخته بود
موقع تعقیب نشانم افتاد
به عبارت دیگه، مشخص نبود که شما مأمور پلیس هستی
من اصلاً نمیدونستم اون پلیسه
بعد از شنیدن صدای گلوله،
یه زنِ روانی
یهو پرید بهم
در اون لحظه، افسر لیانگ سعی کرد
متهم ردیفاول،
چانگ منبینگ رو، از پشت سر مهار کنه
به عبارت دیگه، موکل من از پشت مورد حمله قرار گرفت
کاملاً مخالفم
اون مجبور شد از خودش دفاع کنه که منجر به یه حادثۀ ناگوار شد
افسر لیانگ تمام تلاشش رو کرد
تا متهم ردیفاول، چانگ منبینگ،
که عمداً در برابر بازداشت مقاومت میکرد رو بگیره
برو به درک!
دادستانی اشاره میکنه
که شما هیچ دلیلی برای حضور در اون خرابۀ متروکه نداشتید
چه توضیحی دارید؟
میخواستم از چیزهای فراطبیعی فیلم بگیرم
تا توی کانال یوتیوبم بذارم
هیچ تجهیزات عکاسیای در صحنۀ جرم پیدا نکردیم
متهم داره با شهادت دروغ
علناً به دادگاه بیاحترامی میکنه
تو این دوره و زمونه، راحت میشه
با موبایل فیلمبرداری کرد
اتهامات دادستانی غیرمنطقیه
همۀ ده مظنون دستگیر شده
منکر هرگونه آشنایی با موکل اینجانب هستن
که این کافیه برای اثبات اینکه
موکل من هیچ ارتباطی با این پرونده نداره
معلومه که به رئیسشون خیانت نمیکنن!
شوخیت گرفته؟
ساکت!
جناب قاضی،
احتمالش زیاده که این مظنونین دروغ بگن؛
پس شهادتشون نمیتونه مدرک معتبری به حساب بیاد
حقیقت اینه که بعد از تحقیقات جنایی پلیس
اثر انگشت یا دیانای موکل من
در صحنۀ جرم یا روی اسلحهها پیدا نشده
دادستانی علیه موکل من اتهام وارد کرده
دادستانی بدون هیچ مدرک یا شاهدی به موکل من اتهام زده
که در اصل توهین و افتراست
باید به هیئتمنصفه یادآوری کنم که
حتی اگر دربارۀ حضور موکل من در صحنه تردید دارید،
شک و تردید به نفع متهمه
جداً درخواست میکنم که بیگناهی موکل بنده رو اعلام کنید
چون این تنها حکم منطقیه
جناب قاضی،
درخواست بازگشایی پروندۀ دادستانی
و احضار شهود جدید رو دارم
بر چه اساسی؟
شما باید قانون رو بدونید
به دلیل عدمموفقیت دادستانی در اثبات اتهامات
علیه متهم بدون شک و تردید منطقی،
و نظر به تصمیم هیئتمنصفه به اتفاق آرا،
بدین وسیله متهم چانگ منبینگ رو
از اتهام نگهداری سلاح، حمله به مأمور پلیس
و مقاومت در برابر بازداشت
تبرئه میکنم
متهم بایستی فوراً آزاد بشه
اجرای قانون
فقط شروع روند قضاییه
وقتی ترکهای کوچیکی وجود داره،
از دستمون در میره
پیاده شید
به چی زل زدی؟
یالا!
افسر فوک!
موفق باشی!
فقط صحنه قراره عوض بشه
قوی باشید و ثابتقدم!
قوی و ثابتقدم!
« هیچچیز نمیتونه نوری رو که از درون میتابه کمفروغ کنه »
«روند رسیدگی کیفری در هنگ کنگ »
« حقوق کیفری »
« دادسـتـان »
« 7 سال بعد »
« وزارت دادگستری »
متهم زن بیش از بیست بار به قربانی چاقو زد،
هر ضربه اونقدر عمیق بود که به استخون رسید
به نظرتون چیکار باید کرد؟
بعد از ارتکاب قتل، قاتل در صحنۀ جرم موند
حتی گفت که مدتها قصد قتل قربانی رو داشته
شواهد قطعیه و باید به قتل عمد متهم بشه
باز هم باید توجه کنیم
که صحنۀ جرم خونۀ مقتول بوده،
چاقوی میوهخوری که متهم بهکار برده
به طور اتفاقی از داخل خونه برداشته شده
مشخصاً قتل ازقبل برنامهریزی نشده
متهمکردنش به قتل عمد شاید مناسب نباشه
هیچ اثر انگشتی داخل خونه نبود
عمداً داشته صحنه رو تمیز میکرده
بعدش هم همونجا وایساده،
منتظر مونده تا پلیس دستگیرش کنه
بهنظرتون عجیب نیست؟
آقای فوک،
شما قبلاً توی نیروی پلیس بودید
حالا اومدید وزارت دادگستری
حتماً نظرات ارزشمندی دارید
صرفاً یه محیط کاریم عوض شده
پس بیاید با هم بررسی کنیم
من دیدگاه متفاوتی دارم
تعداد زخمهای کشنده روی سمت چپِ بدن قربانی بیشتر بوده،
اینطوری،
ولی مظنون چپدسته
اگه با دست چپش چاقو رو برعکس بگیره و ضربه بزنه،
امکانش هست ولی یه کم ناجوره
فراموش نکنیم که
مقتول یه مرد 90 کیلویی بوده،
حتی قویتر از بنی
بنی، لطفاً،
میشه کمک کنی نشون بدیم؟
مگی، درسته؟
بله، سلام
اول، سعی کنید با هم درگیر بشید
مگی، سعی کن بنی رو بزنی، خب؟
اومدم!
- یالا! محکمتر! - دارم تلاشم رو میکنم!
باشه
ممنون
پس همونطور که میبینیم،
برای یه خانم ظریف
که فقط حدود 40 کیلو وزن داره
غلبه بر یه مرد 90 کیلویی،
که مرتب ورزش میکنه
و ارتکاب همچین جنایتی خیلی سخته
به عبارت دیگه،
احتمالاً یه مظنون دیگه هم دخیل بوده
این دیدگاه منه
ظاهراً نظراتمون متفاوته
چطوره با شرطبندی حلش کنیم؟
هر نفر پونصد دلار بذاره
باشه
بیاید با پول شرطبندی نکنیم. سر آبجو شرط ببندیم!
اگه من باختم، مهمون من!
قبوله!
اگه تو بردی ما مهمونت میکنیم
باشه
آقای فوک
بله؟
من بائو دینگ هستم
سلام
من اینجا حکم استاد راهنما رو دارم
مسئول همۀ تازهواردها هستم
خوشوقتم. توی پروندههای اول به شما کمک میکنم
اگه چیزی لازم داشتی، میتونی روی من حساب کنی
پلیس مسئول دستگیری مظنونینه،
ما هم توی وزارت دادگستری مسئول تعقیب قضایی
و محکومکردن مظنونین بازداشتی هستیم
این اولین پروندۀ شماست
اوایل امسال، گمرک اطلاعاتی دریافت کرد
مبنیبر اینکه کسی شخصی یک کیلو کوکائین
از برزیل بهصورت یه بستۀ پستی وارد میکنه
پلیس هم یه عملیات نظارتی انجام داد
و ردش رو تا خونۀ متهم ردیفاول، ما کاکیت، زد
موقع تحویل بسته دستگیرش کردن
اومدم!
شما ما کاکیت هستید؟
بله، خودمم
اینجا رو امضا کنید
از برزیل به ما کاکیت، هنگ کنگ
پلیس!
این کارت شناساییمه
ما مشکوکیم که توی بستهتون مواد مخدر جاسازی شده
تکون نخور!
کیت!
همونجا وایسا!
من هیچکارهام
هیچی نمیدونم
واقعاً هیچی نمیدونم
کیت!
قربان، این وسایل مشکوکه
این بسته مال من نیست
فقط گذاشتم یه نفر از آدرسم استفاده کنه
از وقتی ما کاکیت دستگیر شد تا وقتی که به ادارۀ پلیس رسید،
اصرار داشت که فقط به متهم ردیفدوم پرونده،
چان کووکوینگ، اجازه داده که از آدرسش استفاده کنه
پلیس هم واقعاً توی خونۀ چان کووکوینگ مواد مخدر پیدا کرد
من وکیل میخوام!
یه پروندۀ واضح نگهداری کالای غیرقانونیه
جای بحثی نداره
اما، بعد از سه ماه بازداشت،
ما کاکیت شهادتش رو عوض کرد
و ادعا کرد که به چان کووکوینگ اجازۀ استفاده از آدرسش رو نداده
نظرت چیه؟
ما کاکیت سابقۀ کیفری نداره،
اما شهادتش ضدونقضیه؛ که یعنی داره دروغ میگه
چان کووکوینگ سابقۀ نگهداری مواد داره،
توی خونهش هم مواد پیدا شده
پس هر دوشون رو متهم کنیم
چون هر دوشون مظنونن
بستگی داره وکیلمدافع چه تدبیری در پیش بگیره
اگه برنامهای داری،
باید تأیید دادستان یانگ رو بگیری
این قانونه؛ لطفاً رعایت کنید
متوجه شدم. ممنون
و دربارۀ پیشنهاد خرید آبجو درصورت باختن،
خوبه که اعتمادبهنفس داری
آقای بائو،
من آبجو رو دوست دارم
فرار از محکومیت سخته؛
چون در حین ارتکاب جرم گرفتنت
پیشنهاد میکنم اتهام وارده رو قبول کنی
چون در این صورت، یک سوم از مجازاتت کم میشه
من فقط هزار دلار گرفتم که بذارم یکی از آدرسم استفاده کنه
نمیدونستم مواد مخدر توشه!
باز هم باید برم زندان؟
کیت
همگی قبول داریم تو این کارو نکردی،
ولی هیچ مدرکی نیست که ثابت کنه
چان کووکوینگ از آدرست استفاده کرده
اگه توی دادگاه بازنده بشیم،
فرجامخواهی میکنیم
اگه برنده بشیم، وزارت دادگستری فرجامخواهی میکنه
فرجامخواهی برنامهریزی میخواد؛
یعنی تو باید روزها توی زندان منتظر بمونی
راهکار وکیل لی بهترین
و سریعترین راه برای آزادیته
یعنی بعد از اینکه کیت اعتراف کرد،
میتونیم فوراً وارد دادگاه بشیم
بدون اینکه بره زندان؟
راستش، هنوز کلی مراحل و تشریفات قبل از دادگاه مونده،
وکیل چان کووکوینگ هم اقداماتی انجام میده
شما چان کووکوینگ هستید، درسته؟
حالا که پلیس توی خونهتون مواد پیدا کرده
و ما کاکیت شما رو متهم کرده،
میگه که شما از آدرسش برای دریافت بسته استفاده کردید،
وزارت دادگستری شما رو به نگهداری و همدستی در قاچاق مواد متهم میکنه
چطور باید باهاتون همکاری کنم؟
اولین کاری که باید بکنیم
اینه که برای پلیس روشن کنیم
کیت اتهام وارده رو پذیرفته
بعد پلیس پرونده رو میفرسته به وزارت دادگستری
« گزارش اعتراف ما کاکیت »
« محرمانه »
وزارت دادگستری بعد از بررسی پرونده، اتهام رو وارد میکنه،
و دادگاه در اسرع وقت برنامۀ دادرسی رو تنظیم میکنه
کیت باید تو دادگاه اعتراف و تقاضای تخفیف کنه
بهخاطر تعداد زیاد پروندههای دادگاه،
هرچی دیرتر اعتراف کنی، بیشتر باید منتظر بمونی
ولی اگه کیت زودتر اتهامش رو بپذیره،
میتونیم سریع پرونده رو توی دادگاه عالی برنامهریزی کنیم
تا کیت حاضر بشه و تقاضای تخفیف کنه
« گزارش اعتراف ما کاکیت »
« روز دادگاه »
نگی بهت نگفتمها
وقتی پلیس بودی خدای جنگ رو میپرستیدی
الان توی وزارت دادگستری باید دادستان یانگ رو بپرستی
یادت نره
سلام، آقای بائو
سلام، چه کمکی از دستم برمیاد؟
من لی شیمن هستم، وکیل ما کاکیت
میتونیم دربارۀ یه توافق اقرار صحبت کنیم؟
شرایطتون چیه؟
موکل من به قاچاق مواد اعتراف میکنه،
و تنها شرطش اینه که دادستانی
اتهام وارده به چان کووکوینگ، یعنی همدستی در قاچاق مواد رو پس بگیره
شما وکیل متهم ردیفاول هستید،
بعد میخواید اتهام متهم ردیفدوم
پس گرفته بشه
منطقی نیست، نه؟
ما کاکیت شهادتش رو بهخاطر عذاب وجدان تغییر داد،
گفت که هیچ ارتباطی با چان کووکوینگ نداره
نمیخواد یه آدم خوب رو بدبخت کنه
چان کووکوینگ، متهم ردیفدوم، سابقۀ نگهداری مواد داره،
درحالی که متهم ردیفاول سابقۀ پاکی داره
اگه بیخیال متهم ردیفاول بشم، دلیلی نداره قید متهم ردیفدوم بزنم
مجازات همدستی سنگینتره
پس کنارگذاشتن اتهام همدستی با متهم ردیفدوم
کاملاً به نفع موکل منه
متأسفم، قبول نمیکنم
شرلی
- دادستان یانگ. صبح بهخیر - صبح بهخیر
توافق برای اقرار چیز خوبیه
متهم اشتباهش رو میپذیره
و اعتراف میکنه. توی وقت و پول مالیاتدهندهها هم صرفهجویی میشه
- موافقم - ممنون
خواهش میکنم
سلام، صبح بهخیر
جناب یانگ، این همون دادستانیه که تازه منصوب شده
فوک چیهو
سلام، آقای فوک
- خوش اومدید - میخوام از شما یاد بگیرم
بعداً مراحل دادگاه رو بررسی میکنیم،
بعدش میتونیم این پرونده رو ببندیم
ممنون
دادستان یانگ،
چرا قید متهم ردیفدوم رو میزنیم؟
قانون دادستانی چی میشه؟
تو شهادت متهم ردیفاول، تأکید شده
که متهم ردیفدوم هیچ ربطی به این پرونده نداشته
پس نمیخوام وقت تلف کنم
چطور اتلاف وقته؟
وظیفۀ ما دادستانیه،
اینکه دادگاه برگزار کنیم،
به حقیقت امر برسیم
و گناهکار رو محکوم کنیم
اصل وزارت دادگستری
همیشه این بوده که
اگر مدرکی هست مظنون رو متهم و اگر نیست آزادش کنیم
اولاً، اگه متهم ردیفاول به قاچاق مواد اقرار کنه،
میتونیم متهم ردیفدوم رو
به نگهداری مواد متهم کنیم؛
یعنی هر دو نفری که مرتکب جرم شدن
میرن زندان
دیگه چی میخوای؟
پروندۀ شما مربوط به قاچاق مواد از طریق پسته
پس به طور دقیق،
اینکه بقیه تو قاچاق مواد دست داشتن یا نه
به شما ربطی نداره
شما دادستان هستید. باید اینو بفهمید، درسته؟
داره میشه ساعت 10
خب، بریم دادگاه
هر دو متهم اقرار میکنن و محکوم میشن
عادلانه نیست؟ دیگه چی میخوای؟
پروندۀ شماره ESCC235/2023،
متهم ردیفاول، ما کاکیت
و متهم ردیفدوم، چان کووکوینگ
مظنون به همدستی در قاچاق مواد هستن
جناب قاضی،
وکلا به توافقی با دادستانی رسیدن
موکل بنده، متهم ردیفاول، ما کاکیت،
به اتهام قاچاق مواد اقرار میکنه
آیا دادستانی موافقه؟
جناب قاضی،
وزارت دادگستری اتهام متهم ردیفاول،
ما کاکیت رو به قاچاق مواد تغییر میده
و اتهام همدستی در قاچاق رو
از متهم ردیفدوم، چان کووکوینگ، پس میگیره
اما اتهام نگهداری مواد علیه اون به قوت خودش باقیه
ما کاکیت،
شما متهم هستید به اینکه یک کیلو کوکائین رو
از خارج از کشور به محل سکونتتون پست کردید
پلیس موقع دریافت بسته شما رو اونجا دستگیر کرد
لذا اتهام قاچاق مواد مخدر به شما وارد شده
موضعتون چیه؟
اتهام وارده رو میپذیرم
میتونم تخفیف مجازات بگیرم؟
تعیین مجازات در جلسۀ بعدی انجام میشه
دادگاه الان رأی رو اعلام میکنه
اتهام همدستی در قاچاق مواد علیه متهم ردیفدوم،
چان کووکوینگ، پس گرفته میشه
پروندۀ نگهداری مواد برای دادرسی برنامهریزی میشه
متهم ردیفاول، ما کاکیت،
که به قاچاق مواد اقرار کرده،
برای تخفیف مجازات به دادگاه عالی ارجاع داده میشه
متهم در بازداشت میمونه
- ختم جلسه - حضار!
من هم میخوام زود کارم تموم شه،
مثل زندانیها که میخوان زود آزاد شن
سؤالی داری؟
مشکلی نیست
تو مسئول پروندۀ ما کاکیت هستی
ازش بازجویی کردی
نظرت چیه؟
اول دربرابر دستگیری مقاومت کرد،
ولی وقتی آوردنش کلانتری، همکاری کرد
مدام میگفت که هیچکاره بوده
و فقط آدرسش رو داده بوده
چرا یه مجرم باید اقرار کنه گناهکاره؟
شنیدم گذشتۀ سختی داشته
چطور؟
آی! اینجوری که نیست!
همه چیز رو خراب کردی
چرا نمیتونی هیچی رو درست یاد بگیری؟
آشغالِ بیمصرف!
کلهت پوکه!
وقتی بچه بوده، پدرش دراثر اوردوز مُرده
مادرش هم معتاد بوده
بهحدی کتکش میزده که بستری میشده
ولی از اون بدتر اینه که
پدربزرگش مادرش رو کتک زد
و حضانتش رو گرفت،
تا پاش به پرورشگاه باز نشه
مادرش حقش بود کتک بخوره
حتی خودت هم میگی حقش بوده!
اوناهاش، مرتیکۀ حرومزاده!
هی!
- هی! - حرومی، دنبالم نیا
تکون نخور! وایسا!
من پلیسم!
خودتو زدی به اون راه؟
بیا کمک!
داداش!
داری شر درست میکنی؟
به ظن قاچاق مواد دستگیری!
- مقاومت نکن! - سلاحهاتونو بردارید!
حرومزاده!
شر درست میکنی؟
پلیس!
حمله به مأمور پلیس!
بگیریدش! بکُشیدش!
دنبال چی میگردی؟
هی!
بیا اینجا کمک کن!
پلیس! محاصره شدید!
سلاحهاتون رو بندازید!
همونجا وایسا!
بیحرکت!
بیا پایین!
یالا بیا پایین!
ناجوره؟
به دید مدال افتخار بهش نگاه میکنم!
خیلی وقته دنبال این باند قاچاقچیهام
ممنون!
کار سختیه
چیز خاصی نیست! من میرم به کارم برسم
بیا، پاشو
میگم!
یادت باشه، تو الان مسئولی
قاچاقچی
تا ابد اینجا آبخنک میخوری
گمشو برو!
جلوی پات رو نگاه کن
میدونم به زندان عادت نداری
حتی اگه نمیتونی بخوابی، جایی که میشه استراحت کن
وگرنه چطور میخوای قوی بمونی؟ منظورم روحیهته
چیزیم نمیشه
از پس خودم برمیام
تو چی؟
این روزها خیلی گرم شده
پنکه رو روشن میکنی؟
همهش به فکر صرفهجویی توی پول برق نباش
چی میگی؟
نگران من نباش
کی نگران تو شده؟
فقط دارم چندتا سؤال میپرسم
اگه میخوای بری شانگهای، برو پیش عمو بونگ
برو ببینش
هر وقت بخوام میتونم برم
آزاد که شدی با هم میریم
منتظر من نمون
اگه رفتارت خوب باشه، تخفیف میخوری
زود آزاد میشی
چند سال دیگه میمونه
چی؟
مگه اون وکیل لی نگفت
اگه اعتراف کنی بهت تخفیف میدن؟
تو بار اولته! یکی تو سلولم هست،
سر 200 گرم مواد واسهش هشت سال حبس بریدن
از من که… یک کیلو گرفتن
مجازاتش همینطوری محاسبه میشه؟
وقتی آزاد بشم،
هنوز زندهای؟
با یه وکیل معاضدتی حرف زدم،
گفت پروندۀ کیت قابلدفاعه
دارن آماده میشن تا اقرارش رو باطل کنن
همینکه قبول کنی گمراهش کردی،
- کیت آزاد میشه. - ما کسی رو گمراه نکردیم
شما درجریان تمام حقایق هستید،
حتی اعتراف امضاشدۀ ما کاکیت هم هست
حرومزادهها!
شما میدونستید کیت بیگناهه
شما بهش گفتید اعتراف کنه!
اعتراف باعث کاهش مجازات شد
با احتساب تخفیف رفتار خوب و تعطیلات،
حدود 10 سال دیگه آزاد میشه
- من ده سال دیگه عمر نمیکنم! - آهای! داری چیکار میکنی؟
زنگ بزنید پلیس!
لازم نیست
بهتره برید
بریم
یه نوجوون بود
که به ناحق متهم شده بود به قتل
توی پروندهش
شک و تردید وجود داشت
رئیس گفت باید تحت تعقیب قضایی قرار بگیره
افسرهای پلیس گفتن دیگه تحقیق نمیکنن
چیکار کردی؟
اون انگلیسیها که حاضر نشدن کاری بکنن،
خودم تنهایی رفتم دنبال مدرک گشتم
آخرش، اون پسر
بدون هیچ اتهامی آزاد شد، درسته؟
از قبل میدونستی؟
تو بارها این پرونده رو
تعریف کردی
بالغبر 40 سال پیش بود
تو هم پرونده رو حل کردی
رئیست
حتی بهت مدال داد
فکر میکردم این پرونده مال همین پنج روز پیش بود
به هر حال،
مأمورهای قانون باید به رسالتشون وفادار بمونن
حتی اگه یه روز مثل من نتونی راه بری،
از هیچی پشیمون نیستی
باید یهکم به خودت استراحت بدی!
اون هم بعد از این همه صحبت!
هنوز یادته من کیام؟
گرسنهام
منو ببر خانۀ سالمندان
باشه
چه آروم میری
قدیمها،
بابات،
چندتا دزد رو دید که به یه جواهرفروشی دستبرد زدن
و بعدش هم سوار اتوبوس شدن
از مونگ کوک تا چیم شا چویی دنبالشون کرد
تا گرفتشون!
میتونی سریعتر بری؟
میتونی تحمل کنی؟
معلومه که میتونم
پس محکم بشین!
بزن بریم!
خوبی؟ سرعتش کافیه؟
« پلیس قهرمان سه سارق را پس از دستبرد به جواهرفروشی تعقیب و دستگیر کرد »
« درخواست تغییر اقرار » جناب قاضی،
متهم ردیفاول، موکل بنده، ما کاکیت،
درکی از قانون نداره
صرفاً بهعلت راهنمایی اشتباهِ وکیل قبلیش اقرار کرده
وضعیتش شدیداً غیرمنصفانهست
پس من درخواست میکنم که اقرارش باطل بشه
دادستانی حرفی داره؟
صحبتی ندارم، جناب قاضی
« یانگ تی لپ، معاون دادستانکل » چطور میتونی وقتی برای ابطال اقرار
درخواست میدن صحبتی نداشته باشی؟
عمداً داری راه رو براشون باز میکنی؟
پرونده رو بردیم. تو عمداً داری ضعیفمون میکنی
آقای فوک، از کارت سر درنمیارم
درواقع، ما کاکیت
همیشه دنبال کاهش مجازات بود
با اقرار به هدفش میرسیده، نه؟
چرا باید اقرارش رو باطل کنه؟
قمار با 10 سال حبس؟
اگه گمراه شده باشه چی؟
ما فقط داریم یه فرصت دیگه بهش میدیم
وزارت دادگستری مسئول تعقیب قضاییه،
و وظیفۀ اصلیش محکومکردن متهمه
آقای فوک، شما دارید به دفاع کمک میکنید
چی تو سرته؟
میخوای بیگناهیش رو ثابت کنی؟
دید من این نیست، آقای یانگ
معتقدم که ما بهعنوان دادستان،
باید گناهکار رو محکوم
و بیگناهی بیگناه رو اثبات کنیم
ما کاکیت اول اقرار کرد، بعد حرفش رو پسگرفت؛
عین روز روشنه که
یکی از این ادعاها دروغه،
چه بسا هر دوش
همراهی باهاش باعث اتلاف نیرو، منابع
و با ارزشترین چیز، یعنی زمان، میشه، آقای فوک
خیلیخب، آقای بائو،
میخوام لی شیمن و آئو پاکمن رو احضار کنی
تا دربارۀ عدم صداقت ما کاکیت در دادگاه شهادت بدن
باشه
درمورد این پرونده هم
میخوام خودت رو دادستان اصلیش کنم
لطفاً به آقای فوک نشون بده
دادستانها چطور پروندهها رو اداره میکنن
با اجازه
وقت ناهاره
همین دیگه
« دادرسی »
حضار!
از اونجایی که این پرونده شامل دستگیری در صحنه میشه،
دادستانی تصمیم گرفته تعقیب قضایی متهم ردیفاول و دوم رو ادامه بده
دادستانی اول بازرس لی کینگوای،
که مسئول عملیات دستگیری بود رو برای شهادت احضار میکنه
وقتی اقدام به دستگیری ما کاکیت کردیم،
اون سعی کرد فرار کنه
موکل من افراد ناآشنایی رو دید که لباس پلیس تنشون نبود
و کارت شناسایی مشکوکی داشتن،
پس ترسید و فرار کرد
مدارک جعلی دلیل موجهی برای فرار هست؟
کل گروه مأمورها با مدارک جعلی فریبش دادن؟
عجب!
خیر، جناب قاضی،
من فقط میخوام اشاره کنم که موکلم در اون لحظه وحشت کردهبود
سؤال دیگهای ندارم، جناب قاضی
من، لی شیمن، صادقانه
اعلام و تأیید میکنم
که شهادتم سراسر حقیقت باشد
و حقیقت را تماموکمال بیان کنم
خانم لی شیمن، تا جایی که اطلاع دارید
دلیل اعتراف ما کاکیت چی بود؟
آیا از جرمی که بهش اقرار میکرد آگاه بود؟
ما کاکیت تخفیف مجازات میخواست؛ برای همین اقرار کرد
تمام مدارک امضای شخصی خودش رو داره،
پس کاملاً از جرمی که بهش اقرار میکرد آگاه بود
خانم لی،
قبول میکنید که موکل من رو گمراه کردید تا اقرار کنه؟
موکل من مرتکب جرم شد و تخفیف میخواست
پیشنهاد میکنم اتهام وارده رو قبول کنی
چون در این صورت، یک سوم از مجازاتت کم میشه
راهکار وکیل لی بهترین
و سریعترین راه برای آزادیته
قطعاً داشتم در چارچوب قانون بهش کمک میکردم
جندهخانم، خودت گفتی اگه بریم دادگاه
حتماً بازنده میشیم!
الان داره تو دادگاه دروغ میگه!
چرا دستگیرش نمیکنید؟
مگه حاکمیت قانون نداریم؟
پدرجان، لطفاً به دادگاه احترام بذارید
وگرنه مجبور میشم ازتون بخوام تشریف ببرید بیرون
شما در مقام قاضی باید عدالت رو تضمین کنید!
جای تضمین عدالت، داری از اون حمایت میکنی!
مأمورها، لطفاً این آقا رو ببرید بیرون تا آروم بشن
داره دروغ میگه، ولی دستگیرش نمیکنید
مگه حاکمیت قانون نداریم؟
چرا دستگیرش نمیکنید؟
وکیل مدافع متهم ردیفدوم،
میتونید سؤالهاتون رو شروع کنید
ممنون، جناب قاضی
خانم لی،
وقتی متهم ردیفاول اول اعتراف کرد،
آیا واضح و صریح گفت
که به موکل من اجازۀ استفاده از آدرسش رو نداده؟
درمورد متهم ردیفدوم، چان کووکوینگ،
شهادتش به وضوح نشون میده
که اجازۀ استفاده از آدرسش رو به کسی نداده
به عبارت دیگه،
این پرونده راجعبه اعمال مجرمانۀ متهم ردیفاوله؛
پس موکل من از اول تا آخر بیگناه بوده
موافقید؟
میشه اینطور گفت
آقای آئو پاکمن،
بهعنوان دستیار سابق وکیلمدافع،
شما درگیر این پرونده بودید
میتونید توضیح بدید که
رابطۀ بین متهم ردیفاول و تیم شما چطور بود؟
تمام مکالمات بینمون براساس اعتماد متقابل انجام گرفت،
پس میشه گفت رابطۀ خوبی داشتیم
جناب قاضی، سؤال دیگهای ندارم
من دارم
دادستان،
مجدداً قصد سؤالوجواب دارید؟
بله، جناب قاضی
آقای آئو پاکمن،
متهم ردیفاول، ما کاکیت،
گفت که شما
و وکیل لی شیمن گمراهش کردید
چرا این حرف رو زد؟
احتمالاً بهخاطر تحصیلات پایینش،
خیلی زود تحت تأثیر قرار میگیره
و شخصیت سادهای داره
معمولاً هرچی بهش بگی باور میکنه
چون که آدم سادهایه
و زود تحت تأثیر قرار میگیره؛
شما هم به اقرار ترغیبش کردید؟
دادستان،
میدونی داری چیکار میکنی؟
داری گل بهخودی میزنی!
اینجا زمین بازی نیست!
جناب قاضی، لطفاً سوءتفاهم نشه
من اول باید شخصیت متهم ردیفاول رو بشناسم
تا بتونم اعتبار شهادتی رو که داده
ارزیابی کنم
پس لطفاً به منطق سؤالهاتون توجه کنید،
باشه؟
بسیار خب، بذارید یه جور دیگه بپرسم
آقای آئو،
شما رایگان برای متهم ردیفاول وکالت میکنید؟
بله
مؤسسۀ حقوقی ما پروندههای رایگان رو تقبل میکنه
تقبل پروندۀ رایگان یعنی وکالت بدون دریافت هزینه
این برداشت متداوله
میشه اول مشخص کنید
شخصی که دارید رایگان بهش کمک میکنید
گناهکاره یا بیگناه؟
با اظهارتون مخالفم
حتی اگه ما کاکیت واقعاً گناهکار باشه،
من باز هم براش تقاضای تخفیف میکنم
پس بهش گفتید که اتهامش رو بپذیره
تز نظر من، تمام جوانها ذاتاً خوبن
حتی اگه ما کاکیت گناهکار باشه،
باید بهش یه فرصت داد؛
پس، اگه دادگاه امروز اون رو گناهکار بدونه،
امیدوارم حکم سبکی بگیره
اعتراض دارم!
شاهد داره بهجای موکلم درمورد گناهکاری اظهارنظر میکنه
به چی اعتراض میکنید؟
داره برای موکلتون تقاضای تخفیف میکنه
اعتراض وارد نیست
جناب قاضی، اجازه بدید سؤالم رو تموم کنم
آقای آئو، بذارید دوباره بپرسم
شما به متهم ردیفاول توصیه کردید
مسئولیت جرمی که مرتکب نشده رو بپذیره؟
نمیدونم چطور به همچین سؤال جهتداری جواب بدم
لزومی به پاسخ شاهد نیست
دادستان، باز داری گل بهخودی میزنی؟
چیکار داری میکنی؟
جناب قاضی، با کمال احترام،
مؤدبانه ازتون میخوام به این فکر کنید
هیئتمنصفه باید بهش فکر کنه، همه باید بهش فکر کنن
اگه متهم ردیفاول با اقرار میتونسته تخفیف بگیره،
و قبلاً هم اتهامش رو پذیرفته، پس چرا تمومش نمیکنه؟
چرا باید شهادت و اقرارش رو باطل کنه؟
منطقی نیست!
پس من دلیل دارم
که به شواهد ارائهشده توسط این دو شاهد شک کنم
دادستان،
شما میخواید بگید شاهدان خودتون معارضن؟
جناب قاضی،
خواستۀ بنده انصاف، عدالت و کمک به دادگاه
برای رسیدن به حقیقته
سؤال دیگهای ندارم
آقای آئو،
وقتی متهم ردیفاول ما کاکیت
اول اتهامش رو پذیرفت،
سه نامه برای درخواست تخفیف ارائه کرد؟
بله
ما اون مدارک رو به دادگاه تسلیم کردیم،
با این امید که در کاهش مجازات مؤثر باشن
دادگاه هر سه نامه رو بایگانی کرده،
و همه میتونن با دقت بررسیشون کنن
نامۀ اول
توسط یکی از مدیران اجراییِ یه شرکت سهامی نوشته شده
آقای آئو، تا حالا به این شک یا فکر افتادید که چطور
متهم ردیفاول، ما کاکیت،
میتونسته یا فرصتی داشته که
مدیر اجرایی یک شرکت سهامی رو بشناسه؟
بهعنوان تیم حقوقیش،
حتی در صورت شک به این موضوع هم، باید با حسن نیت عمل کنیم…
متوجهم
نامۀ دوم توسط یک مددکار اجتماعی نوشته شده،
که گفته ما کاکیت اغلب در فعالیتهای داوطلبانه شرکت میکرده
با این حال، بعد از تحقیق،
اون سازمان اعلام کرده که
هرگز فعالیتهای مذکور در نامه رو برگزار نکرده
نظر شما چیه، آقای آئو؟
بهزعم بنده اظهارنظر من مناسب نباشه
جناب قاضی،
به نظر من شما نباید اجازه بدید
وکیلمدافع به سؤالاتش راجعبه این نامهها ادامه بده؛
چون ربطی به پرونده ندارن
موافقم، جناب قاضی
بشینید
آقای هو، ادامه بدید
ممنون، جناب قاضی
نامۀ آخر
که به ادعای ما کاکیت توسط رئیس سابقش نوشته شده
توی نامه رئیسش نوشته که اون آدم کاری و درستکاریه
طبق نامه از دسامبر 2019 استخدام شده،
اما اون شرکت از سال 2017 منحل شدهبود،
پس در واقع ما کاکیت این نامه رو جعل کرده
این نامههای حمایتی رو اونها ترتیب دادن،
به من چه ربطی داره؟
جناب قاضی،
میخواستم درکمال احترام مطلبی رو
راجعبه عرایض وکیلمدافع بگم
تا وقتی اصالت این سه نامۀ درخواست تخفیف تأیید نشده،
حملۀ عجولانۀ وکیلمدافع به متهم ردیفاول،
قطعاً به اعتبار متهم ردیفاول آسیب میزنه. درسته؟
اعتراض دارم، جناب قاضی…
جناب قاضی، اعتراض دارم
درخواست 15 دقیقه تنفس دارم
من هیچ کاری نکردم!
جناب قاضی، میخوام یادآوری کنم
که اگر این سه نامه جعلی باشن،
که احتمالش هم وجود داره،
نمیشه ازشون بهعنوان مدرک استفاده کرد
دادستان فوک، شما دقیقاً دنبال چی هستی؟
دفاع وظیفۀ منه، شما دارید چیکار میکنید؟
آقای چنگ،
شما گفتید موکلتون رو یه نفر گمراه کرده
این صرفاً یه نظره؟
مدرکی هم دارید؟
مدرکی دال بر گمراهیش ندارم،
اما مدرکی هم دال بر عدمگمراهیش وجود نداره
آقای چنگ، همکار فرهیخته
همکار فرهیخته
میشه لطفاً حرفهایتر عمل کنید؟
شما باید به موکلتون کمک کنید مدرک گیر بیاره
اگه نمیتونید مدرک گیر بیارید، شاهد پیدا کنید
شما ناکارآمدید
دارید پرتوپلا میگید
اصلاً چطوری شدید وکیل مدافع؟
آقای بائو،
این دادستانتون
مدام سؤالهایی میپرسه که به نفع متهمه
کاملاً غیرمنطقیه!
و علناً داره
به وکیل مخالف توی دادگاه توهین میکنه،
کاملاً مسخرهست!
اگه نمیتونید افرادتون رو کنترل کنید،
بابت توهین به دادگاه ازتون شکایت میکنم
جناب قاضی،
آقای فوک قصد توهین نداره
فقط میخواد از یک روش پرسش خلاقانه استفاده کنه
جناب قاضی، این هیچ ارتباطی با دادستان بائو نداره
امیدوارم بادقت بررسی کنید
که ما کاکیت واقعاً گمراه شده یا خیر
آقای فوک،
وقتی من جای شما بودم،
شما هنوز پوشک میبستی
بهت یادآوری میکنم که
شما در جایگاهی نیستی که راه درست رو به من نشون بدی
برعکس، من باید بهت راه رو نشون بدم
در مقام دادستان،
دفاع از متهم وظیفۀ شما نیست!
پس برگردید
جناب قاضی، عذر میخوام،
ولی میخوام مؤدبانه یادآوری کنم
که وظیفۀ ما در تعقیب کیفری
فقط تضمین محکومیت متهم نیست،
بلکه کارمون ارائۀ شواهد معتبر به هیئتمنصفه هست
بابت جرایمی که بهخاطرشون شخص رو تحت پیگرد قرار میدیم
باز داری کارم رو به من یاد میدی؟
میخوای ردام رو دربیارم بدم تو بپوشی؟
یا کلاه گیس قاضی رو بذارم سرت؟
جناب قاضی، منظورم اینه که اقدامات شما
قبلاً روی دید هیئتمنصفه به متهم ردیفاول تأثیر گذاشته
پس درخواست میکنم فوراً هیئتمنصفه رو مرخص کنید
و دستور دادرسی مجدد بدید
جلسه تعطیله
حضار!
حرف کم آوردم
یهکم قهوه بخور
ممنون
باید موقعیت رو بسنجی
مثل باتوم پلیس میمونه
فقط موقع نیاز برو سراغش،
و وقتی لازم نیست بهش دست نزن
اگه همیشه دستت باشه، خودت آسیب میبینی
ساعت 3:30 میخوام دادگاهت رو ببینم
نمیمونی رأی رو ببینی؟
مهم نیست من ببینم
باید یادمون باشه حکم درصورت رأی اکثریت معتبره
میتونه 7-0، 6-1 یا 5-2 باشه، خب
اگه 4-3 باشه، دادگاه تجدید میشه
آقای فوک،
دادگاه واقعاً جای عجیبیه
یه مشت آدم که قانون میفهمن اینجا با هم درگیرن
بعد هفت نفر که قانون سرسون نمیشه در مورد مرگ و زندگی تصمیم میگیرن
ولی کارت خوب بود
زیاد نگران نتیجه نباش
همهمون یه هدف داریم: کمک به کیت
آقای آئو، مزخرف نگو
قاضی ارشد،
به رأی رسیدید؟
بله
رأی به اتفاق آرا بود؟
خیر
اکثریت قابلتوجه؟
بله
نتیجۀ رأیگیری چند به چند بود؟
5-2
متهم ردیفاول گناهکاره یا بیگناه؟
گناهکار
متهم ردیفدوم گناهکاره یا بیگناه؟
بیگناه
شما اون جوون رو گمراه کردید، نه؟
شما ما کاکیت رو فرستادید قعرِ جهنم، نه؟
حالا حکم رو اعلام میکنم
متهم ردیفاول، ما کاکیت،
به جرم قاچاق مواد مخدر گناهکار شناخته شد
به دلیل عدمندامت
و اتلاف منابع دادگاه،
متحمل مجازات سنگینی میشه
اون به
27 سال زندان محکوم میشه
متهم ردیفدوم، چان کووکوینگ، تبرئه و آزاد میشه
- ختم جلسه - حضار!
کیت،
باید قوی باشی
کیت!
کیت! تو…
پدربزرگ…
نگران نباش!
پدربزرگ نمیذاره 27 سال بیفتی زندان
من که تا آزادیت زنده نمیمونم!
نگران نباش!
یه راهی پیدا میکنم!
ببخشید
باور کن، کمکت میکنم
دادگاه منو به 27 سال حبس محکوم کرد
چه کمکی از دستت برمیاد؟
- آقای آئو، صبح بهخیر - صبح بهخیر
خانم چئونگ
- سلام - دبی
سلام، آمَن
اجازه بدید معرفی کنم
وکیل لی، متخصص پروندههای کلاهبرداری تجاری
حتماً میتونه کمکتون کنه
میتونید برای شکایتتون روی من حساب کنید
کیسی
- برگشتی؟ - من برم دیگه
یه پروندۀ مدنی دیگه هم گرفتم
برای تو که آبخوردنه
دفعۀ قبل گفتی دنبال شاهماهیِ پروندهها هستی
از بلژیک یه مورد خوب برات پیدا کردم. حرف نداره
چرا مردم میان پیش ما؟
چون احساس درموندگی میکنن
مثل مریضهایی که میرن پیش دکتر،
یا گناهکارهایی که میرن کلیسا اعتراف کنن،
یا میرن پیش جادوگر یه نفرو نفرین کنن
همهش یه چیزه
ولی تو فرق داری،
چون قانون میفهمی
تو ناجیشونی
همهش بهلطف زحمات بیدریغ
و تلاشهای شبانهروز و خستگیناپذیر شماست،
که وزارت دادگستری میتونه پاسدار حاکمیت قانون در جامعه باشه
ولی هنوز بحرانها و چالشهای زیادی داریم
امیدوارم همه به وظایفشون متعهد بمونن
و همچنان مانع از بیعدالتی در حق شهروندان بشن
بائو، ممنون که مراقب همکارهامون هستید
خواهش میکنم، رئیس
فوک چیهو
سلام رئیس
به خانوادۀ وزارت دادگستری خوش اومدی
وقتی توی نیروی پلیس بودی،
به دستگیری مجرمها معروف بودی
و بیامان مشغول بودی
ما معتقدیم که
با تجربهت بهعنوان پلیس،
میتونی دیدگاه متفاوتی به ما بدی
آقای یانگ تجربۀ زیادی داره
اگه سؤالی دارید،
قطع به یقین میتونه خوب راهنماییت کنه
باید همکاری نزدیکی داشته باشید
صد البته! امیدوارم
تمام تلاشم رو میکنم که به آقای فوک کمک کنم
ایشون خیلی باهوشـه. خیالتون تخت، هیچ مشکلی پیش نمیاد،
جناب وزیر
میدونم
دادستان فوک دربارهی این پروندهی اول کمی شک و تردید داره،
ولی ما در مقام دادستان،
حتی اگه مشکلی هم ببینیم،
فقط وکیل مدافع میتونه درخواست تجدید نظر بده
توی این مرحله، کار چندانی از وزارت دادگستری بر نمیاد
متوجهم، جناب وزیر
هرچند، فرض کنیم،
اگه متهم... احیاناً،
درخواست تجدید نظر داد،
واقعاً امیدوارم که شما در مقام وزیر دادگستری،
شخصاً به این پرونده عنایت و توجه داشته باشید
آقای فوک، کنجکاوم بدونم چرا
اینقدر مشتاقید که متهم درخواست تجدید نظر بده؟
دادگاه قبلاً حکم واضحی صادر کرده،
پس میخوام بدونم مشکل چیه،
یا فقط میخوای شاهد شکست خوردنِ وزارت دادگستری، توی یه دعوی حقوقی باشی؟
این نوع بحثها
باید بخشی از کار روزمرهی شما باشه
بهتره یه وقت دیگه این بحث رو ادامه بدید،
ولی امروز، یه کار خیلی مهم داریم
سلام، جورج
سلام، سلینا
پارسال دوست، امسال آشنا
یادت که هست؟ یادتونه؟ ماه آینده
تورنمنت گلف فارغالتحصیلان داریم. تو توی تیم من هستی.
زودتر بیا که چندتا عکس هم بگیریم
خیلیخب
همگی بیاید اینجا
امروز چقدر مهمون داریم
بله
لطفاً بشینید
قاضی عالی
لطفاً بشینید
آقای یانگ!
قاضی عالی. آقای بائو
قاضی ارشد
لطفاً بشینید!
جناب وزیر، زیر دست شما هم منو «قاضی عالی» خطاب میکنه
با قوانین آشنا نیست
همۀ افراد حاضر در اینجا میتونن منو «قاضی عالی» خطاب کنن
به جز تو
مگه نه، آقای یانگ؟
قبل از سال 1997،
به همهی قضات دادگاههای عالی
«قاضی عالی» گفته میشد
واسه همین منو «قاضی عالی» صدا میکردن
بعد از سال 1997، عنوانش از «قاضی عالی» به «قاضی»
مختصر شد
پس،
هر کسی که سابقهی دوستیش با من، به قبل از سال 1997 برگرده،
هنوزم میتونه منو «قاضی عالی» خطاب کنه که مشکلی هم نداره
ولی برای تو،
زیاد در خور نیست، نه؟
خیلی ممنون که بهش سخت نمیگیرید
باید ازتون تشکر کنم
مارکو، شراب بریز
آقای فوک،
راستش رو بخوای،
در مقام قاضی، فقط سه قانون رو سر لوحهی خودم قرار دادم،
قانون چهارمی در کار نیست
شهادت شاهد عینی، شواهد فیزیکی و
رأی هیئت منصفه
حقیقتش...
گاهی اوقات
میدونم متهم گناهکاره،
ولی اگه شواهدی نباشه، مجبورم از خیرش بگذرم
از طرف دیگه،
گاهی هم میدونم طرف بیگناهـه،
ولی اگه شواهد نصفهنیمهای هم باشه، مجبورم به تصمیم سختی متوسل بشم
این میراث تاریخیـه،
من هم مجبورم از قوانین پیروی کنم
حتی منی که قاضی عالیام،
مجبورم تابع قوانین باشم
هیچ دلیلی نداره که تابع این قوانین نباشی
مگه میشه باب میل خودت عمل کنی؟
ولی این بار رو درک میکنم
اولین دفعهست که واسه وزارت دادگستری کار میکنی و
تجربه نداری
این دفعه رو میبخشمت
دیگه صحبتِ کاری کافیه. بیاید گلویی تازه کنیم!
یالا. این بطری شراب بینظیره
از «رابرت پارکر» نمرهی صد گرفته!
همگی بخوریم!
از یه مزایده توی فرانسه خریدمش
بریم براش!
در سال 1982، شوهرش اون زن رو ترک کرد و اونا طلاق گرفتند
وقتی که داشت این شراب رو درست میکرد، تمام مدت روی اون انگورها پا میزد و گریه میکرد.
اشکهاش توی آب انگور میریخت
پس الان وقتی مینوشیدش،
یه تهمزهای از غمش هم هست
بیاید همگی بنوشیم ببینیم اثری از ناراحتی هست یا نه
آقای فوک
مزۀ غم رو حس کردید؟
یه بطری شراب که دهها هزار دلار میارزه،
حتی قیمت یه پیکش هزاران دلاره...
درآمد یه خانوادۀ فقیر توی هنگکنگ همینقدره
بدون شک غمانگیزه
از این حس شوخطبعیت خوشم میاد
آدم باهوشی هستی!
عمو ما
تو توی زندانی شدن نوهام نقش داشتی!
چرا سراغم رو گرفتی؟
حستون رو درک میکنم
میشه چند دقیقه بهم وقت بدید؟
میخوام یه چیزی بگم
نقصهای زیادی توی این پرونده بوده
از طرف وزارت دادگستری،
از شما معذرت میخوام
علاوه بر این، میخوام یادآوری کنم که
شما بهعنوان یک شهروند، حق دارید از حقوق مدنی خودتون استفاده کنید و
درخواست تجدید نظر بدید
نیازی به یادآوریت نیست
قبلاً درخواستش رو دادم
اون وکیله چنگ بهم گفت
این رو هم بهم گفت که طی این مدت با کسی حرف نزنم
آره. سر به سرم نذار!
امیدوارم حرفم رو باور کنید
- جامعهمون قانون داره... - وانمود میکنید آدم خوبی هستید
یه کلمه هم از مزخرفاتت رو باور نمیکنم!
حرفات رو باور نمیکنم، مرتیکهی دو دَرهباز!
همهتون وانمود میکنید آدم خوبها شمایید!
ارائـه شـده توسـط وبـسـایـت دوِیـــچ وب
کمک!
کمکم کنید!
اظهارات عمو ما رو ثبت کردیم
تازه درخواست تجدید نظر کرده بود و الان هم بهش حمله شد
یحتمل به اون دو تا وکیل مربوطـه
ما اخیراً چندین وسیله نقلیه رو که مواد مخدر حمل میکردن توقیف کردیم،
پروندۀ شما هم به قاچاق مواد مخدر مربوط بوده
بهتره مراقب باشید
جدی لازم نیست همراهیم کنید
خودم میتونم برگردم خونه
مشکلی نیست. سر راهمـه
اینجا کلی آت و آشغال هست. مواظب باش.
این کلبهی درویشی منه. ببخشید اگه نامرتبـه.
لطفاً بشینید!
پنجره رو باز میکنم هوای تازه بیاد
بذارید یه نوشیدنی بیارم براتون
لعنتی!
دوباره در رفت!
لطفاً کمی چایی بنوشید
ممنون
هر وقت بارون میباره،
اینجا هم چکه میکنه
به قول اون ضربالمثل قدیمی چینی: «آب آبادانی میاره»
مادامی که از گرسنگی نمیرم، چیزی نمیشه
این تصاویر رو نوهتون کشیده؟
آره. کیت اونا رو کشیده
اون عاشق نقاشی کردنِ ساختمونهای بلنده و
همیشه میگه دلش میخواد من جای بهتری زندگی کنم
18 سالش که شد،
واسه مسکن عمومی درخواست میده
ایشالا که تا دو سال بعدش، با هم کوچ میکنیم توی یه آپارتمان نو
عمو ما،
لی شیمن رو از کجا میشناسید؟
به واسطهی رئیس رستورانی که کیت توش کار میکنه
گمونم فامیلیش «لیائو»ـه
اون دید کیت چقدر سختکوشـه و
به یه وکیل معرفیش کرد
بعدش وکیله ما رو به اون هرزه معرفی کرد که
پیشنهاد کرد رایگان کمکمون کنه
ما آه در بساط نداریم. چارهای نداشتیم.
یه احوالپرسی ساده با وکیل، چند هزار دلار خرج برمیداره
چطوری از پس هزینهش برمیاومدم؟
مشاورۀ حقوقی یا وزارت دادگستری به چه درد امثالِ ما میخوره؟
همهشون کارکنان دولت هستن
انگار اونا هم نمیتونن کمکی بهمون بکنن
بعد از این همه بالا پایین، گرسنه نیستید؟
فکر کن خونۀ خودتـه
هر چی هست با هم میخوریم
تا نگفته بودید حواسم نبود گرسنهام!
« وزارت دادگستری »
آقای فوک، دیگه همه رفتن
بیا
بیا بریم توی سانس تخفیف یه نوشیدنی بزنیم
توی پروندۀ ما کاکیت سرنخهای جدیدی پیدا کردیم
میدونی که واسه اضافهکاری هیچ پاداشی در کار نیست؟
کارفرمای قبلی ما کاکیت، لیائو سیوکیونگ،
سرنخ جدیدی رو به پرونده اضافه کرده
باید از کمّ و کِیف رابطهش با لی شیمن و آئو پاکمن باخبر بشیم
تنها راه کمک به ما کاکیت همینـه
طبق گزارشهای اطلاعاتیمون،
لیائو سیوکیونگ توی چند سال اخیر،
چندین رستوران، بارِ شراب و کلاب شبانه باز کرده
در ظاهر میخوره یه تاجر کار درست و قانونمدار باشه،
ولی در باطن، با چندین تن از رؤسای مافیای تثلیث همکاری داره
شرکت حقوقی آئو پاکمن مدیریت همۀ کسب و کارهاش رو به عهده داره
اون لی شیمن واقعاً اعجوبهست!
توی یتیمخونه بزرگ شده،
بعدش آئو پاکمن هزینۀ تحصیلش در آمریکا رو تقبل کرده،
همونجا هم پروانۀ وکالت گرفته
اگه من جای دختره بودم، یه دل نه صد دل عاشق آئو میشدم
سوابق وزارت دادگستری رو بررسی کردم
آئو پاکمن زودتر آزاد شده
چون لی شیمن کمکش کرده توی دادگاه تجدید نظر برنده بشه
به چی میخوای برسی، بائو دینگ؟
واضح نیست؟
با یه زوج کلاهبردار طرفیم!
این آئو پاکمن دیگه نوبرشـه
چندین سال توی زندان بوده
به جرم ضرب و شتم، اخاذی، مدارک جعلی. همینطور فرار از زندان!
اون مرتکب جرایم زیادی شده
بعد روش میشه راجع به قانون با بقیه حرف بزنه
مسخرهست!
ردیفش میکنم
پیچوندنِ مدرک اسپرم کار نسبتاً آسونیـه
چون حین ارتکاب سکس که نگرفتنش
آئو پاکمن. آره!
گم شو! برو بیرون!
پولشوییـه دیگه؟ سهم من میشه 20 درصد
چه یه میلیارد باشه چه ده میلیارد، به چپم
در هر صورت، 20 درصد کمیسیون میگیرم
مسئولان زندان میگن
توی زندان با جدّیت حقوق میخونده
بعد از آزادیش، از ارتکاب جرایمش دست برنداشته،
ولی هر بار، موفق شده به تنهایی توی پروندهش پیروز بشه
توی زندان هم با کلی آدم بانفوذ آشنا شده
از جمله اونی که خودت شخصاً بازداشتش کردی
سانگ، از کامبوج
« فیجی »
نقدش کن
برو
کیونگ... مُنجمها راست میگفتن، اصلاً سال خوبی نیست
چندتا از کامیونهای غذامون توقیف شدن!
تازه، جنسی هم که توی نارگیل جاساز میکردیم تموم شده
پس گمونم بهتره یه مدت آفتابی نشم
فعلاً توزیع رو متوقف کنیم
توزیع نکنیم؟
رئیس صد درصد از کوره در میره
از کوره در میره؟
پس بذار از کوره در بره!
اگه پلیس جلومون رو بگیره و ما رو بازرسی کنه،
فاتحهام خوندهست
حمله به عمو ما کار یکی از اونا بوده، مگه نه؟
الحق که باهوشی
حق با توئـه. هیچی از نظرت پنهون نمیمونه
یا کار تانگـه، یا سانگ
مگه میشه جز این دو نفر باشه؟
واسه همین همیشه میگم
احمق بالا بره پایین بیاد احمق میمونه
از عقلشون استفاده نمیکنن
کیونگ،
تو آدم باهوشی هستی،
آدم متمدنی هستی
پس در آینده، هر کاری کردی،
مثل اونا احمق نباش
خب؟
فهمیدم، رئیس
سانگ، لطفاً بشین
سانگ!
زیردستهات محمولهی نارگیلم رو دزدیدن،
پنجاه میلیون بهم ضرر زدن
پس کِی قراره واسم جبران کنی؟
اگه واسه خودش برداشته بود، میتونستی بهش تهمت دزدی بزنی
ولی پلیس بود که همه چی رو توقیف کرد
میخوام در ازاش جنسها رو بهت بدم
مان نمیتونه کار توزیع رو انجام بده
ببینید حرف حسابش چیه
به نظر من
اگه الان توزیع کنیم، انگار جنسها رو دو دستی تقدیم پلیس کردیم
لزوماً پنجاه میلیون ضرر نمیکنیم
شخصاً براتون جبرانش میکنم
واسه تانگ هم
روی سه محمولۀ بعدی بهت 30 درصد تخفیف میدم
همه راضی
عجب قرار محشری
خیال میکنی پول همه چی رو حل میکنه؟
سانگ،
من میدونم تو دنبال چی هستی
تانگ! بگو که قرار نیست این کار رو بکنی!
از وقتی بچه بودم چشمم به دستت بوده!
واقعاً قراره این کار رو باهام بکنی؟
ولم کنید! بس کنید!
این دفعه، زیردستِ من اشتباه کرد
میدونم باید چیکار کنم
مان!
کمک بده
چیه؟
کاری که رئیس میگه بکن، کلهپوک!
بزنش!
گفتم بزنش!
یالا!
سانگ!
نمیدونستم کوکائین داخل اون نارگیلها مال تو بودن!
یه فرصت دیگه بهم بده!
تانگ! میدونم کجاشو گند زدم!
لطفاً از سانگ بخواه یه فرصت دیگه بهم بده!
رئیس تانگ!
این کار رو نکنید!
واو! لازم بود اینهمه بیرحم باشی؟
راضی شدی؟
خب، من که نگفتم نباید باشه
ببریدش دکتر
یادت نره فردا محموله رو به دستمون برسونی
آقایون،
من واقعاً میخوام توزیع انجام بشه،
ولی پروندهام هنوز بسته نشده
به شدت منو زیر نظر دارن
من ترتیب پروندهت رو میدم
یادت نره توزیع رو ادامه بدی،
شنیدی؟
بریم
من دارم میرم، سانگ
ای تخم سگ
حتی به زیردست خودت هم رحم نمیکنی
کاری رو که لازمـه انجام داد!
اگه ازش زهر چشم نمیگرفت که
نمیتونستی بترسونیش تا محموله رو توزیع کنه
سلام، بائو دینگ
صدات رو ندارم!
اونجا خیلی سر و صداست. بلندتر حرف بزن!
ای آشغال!
اینجا مال منـه، بعد اینجا مواد میزنی؟
جرأت داری بگی بالا چشمم اَبروئـه؟
من نبودم که خیلی وقت پیش سَقَط شده بودی!
گورت رو گم کن!
بزن به چاک!
تخم سگ! ادای گردنکلفتها رو در میاری؟
یعنی من داداش بزرگهات نیستم؟
نام خانوادگی من چانـه
بابای تو بابای من نیست
مامانت مامانِ من نیست؟!
خب که چی که باشه؟
گم شو!
هر وقت کارم تموم شد میرم
عوضی!
بس کن! یکی داره ازمون فیلم میگیره
توی دادگاه دیدمش
شرمنده
داشتی از چی فیلم میگرفتی؟
موبایلت رو بده من
آهای! کسی رو کتک میزنید؟
دعوای بین باندیـه؟
زنگ زدم پلیس
چرا اینقدر دیر رسیدی؟
بیا بریم
مدرکِ لازم رو دارم. بیا سریع بریم.
حالت خوبه؟
بیا «آه وای» رو پیدا کنیم
توی راهـه
تو زنگ زدی پلیس؟
حتی پلیس رو هم لت و پار میکنیم
تابحال دعوا کردی؟
هیچوقت! دانشجوی نمونه بودم
الو؟
آه وای؟
چرا هنوز نرسیدی؟
دوستت
صد نفر رو به باد کتک گرفته!
نه!
منظورم اینه که صد نفر دارن کتکش میزنن!
منو نزنید!
آقای فوک؟
آقای فوک! منم!
منم!
شانس آوردی زندهای!
شام مهمون من
معلوم شد اون یارو لیائو سیوکیونگ،
برادر ناتنی چان کووکوینگـه
کلش رو ضبط کردم
اینجا مال لیائو سیوکیونگـه
اون کتشلواریهایی که بهتون حمله کردن
نیروهای حراستِ اینجان
یکیشون اصرار داشت وکیلش بیاد
مشخصاً هم سراغ شرکت حقوقی آئو پاکمن رو گرفت
عدالت پیروز میشه. بهشت حامی ماست
اون دو تا داداش، در اجرای عدالت کارشکنی میکنن
حالا پروندۀ ما کاکیت میتونه جلو بره
آقای یانگ
سلام، آقای بائو
باید راجع به یه چیزی باهاتون صحبت کنم
باید سریع برم دیوان عالی
- چی شده؟ - خیلی مهمـه. باید همین الان بهتون بگم
لی شیمن رو از کجا میشناسید؟
به واسطهی رئیس رستورانی که کیت توش کار میکنه
گمونم فامیلیش «لیائو»ـه
عمو ما گفت
لیائو سیوکیونگ آئو پاکمن رو بهش معرفی کرده و
این لیائو سیوکیونگ و چان کووکوینگ
معلوم شد برادر ناتنی هستن
اونا خیلی وقتـه که دستشون توی یه کاسهست و کارشکنی میکنن
بائو، تو خیلی پرانرژی هستی
برو به تیم تحقیقاتشون ملحق شو
الان قراره عمو ما یه گزارش رسمی و اظهاریه ثبت کنه
باید برید یه نگاهی بندازید. شواهد جدیدی هست.
حالا «دایرۀ مشاورۀ حقوقی»
دست گذاشته روی «راهنمایی نادرست از سوی قاضی به هیئت منصفه»
پرونده رو برای محاکمۀ مجدد باز کردن
28 روز دیگه شروع میشه
واقعاً نمیفهمم
چرا اینقدر به همچین
پروندهی کوچیکی گیر دادن؟
نمیخوام مردم فکر کنن وزارت دادگستری
کارش رو بلد نیست
بعد اینکه پلیس اظهارات رو ثبت کرد،
میفرسته واسه وزارت دادگستری
بعدش وزارت دادگستری بررسی میکنه که قبولشون کنه یا نه
البته، من که میدونم،
ولی نمیخوام افراد خودمون به همدیگه شک کنن
چی میخوای بگی؟ بنال!
وزارت دادگستری سه بار آئو پاکمن رو تحت پیگرد قرار داد،
هر سه بار هم آئو پاکمن قِسر در رفت
هر سه بار دادستان پرونده یه نفر بود
«یانگ تیلپ»
دادستان ارشد هر سه پرونده تو بودی
چند وقته منو میشناسی، بائو دینگ؟
36 سالـه
میدونی که هر سال بیشتر از هزارتا پرونده میاد زیر دستم؟
سه تا پرونده
درمورد اون سه پرونده چی میخوای بهم بگی؟
- آقای یانگ - میخوای منو بازخواست کنی؟
همین امروز عصر، 38 تا پرونده دارم که
باید بهشون رسیدگی کنم
اگه مدرکی دال بر اتهامت داری،
فوراً گزارشم رو بده لطفاً
در غیر اینصورت با این مزخرفات وقتم رو نگیر!
میخوام وکیل بگیرم
فرقی نمیکنه چند بار محاکمۀ مجدد انجام بشه،
نتیجه تغییری نمیکنه. پرونده رو نمیبازیم.
برد و باختش برام مهم نیست
نگران اطمینان دادن به مردم هستم
که بدونن ما میتونیم نظم و قانون رو حفظ کنیم
دایرۀ مشاوره هماهنگ کرده که توی کلانتری اظهاراتتون رو ثبت کنید
وقتی فاش کنید لیائو سیوکیونگ
شما رو به اون وکیل معرفی کرده،
با جرم کارشکنی در عدالت مواجه میشن و
یه امیدی واسه کیت هست
انگار واقعاً یه شانسی نصیب کیت شده،
ممنون!
حرفشم نزن. وظیفمـه
ولی مجبوری توی دادگاه شهادت بدی
قوی باش
قوی هستم!
امیدوارم بعد از آزادی کیت،
عقلش سر جاش بیاد و برگرده سر درس
در آینده شاید بتونه مثل شما وکیل بزرگی بشه
لطف دارید!
دیدم که نوهات
استعداد هنری داره
میدونم. نقاشیاش حرف نداره
تابلوها و نقاشیها این روزها با قیمتهای خیلی بالا فروخته میشن
راستش، مهم نیست در چه زمینهای درس بخونه
مهمتر از همه چی، پیدا کردن یه دوستدخترِ خوبـه
اگه ازدواج و بچهدار شدنش رو به چشم ببینم،
دلم آروم میگیره
چشم به راه ضیافت عروسیش هستم!
یه صندلی برات میذارم کنار!
من میرم دستشویی
روز عروسی، میتونی سر میز میزبان بشینی
مهم نیست. فقط غذا باشه!
دادستان فوک، التماستون میکنم
شما از وزارت دادگستری هستید
میشه با قاضی صحبت کنید که
فقط یه روز به من مرخصی بده؟ فقط یه روز
بعدش میتونم کل عمرم رو توی زندان بگذرونم
میخوام انتقام بگیرم!
نمیفهمم
من واقعاً...
واقعاً نمیفهمم که چرا هیچکدومتون حاضر نیستید کمکم کنید؟
من واقعاً هیچ کاری نکردم!
من آدرسم رو اجاره دارم
که فقط چند قرون گیرم بیاد تا به پدربزرگم واسه هزینههای خونه کمک کنم
فقط میخواستم غذای بهتری بخوریم،
با هم سر یه میز غذا بخوریم،
خونهای داشته باشیم که سقفش چکه نکنه. همین و بس.
واقعاً کار اشتباهی کردم؟
اخیراً یکی از بستگان ما کاکیت با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیده
یعنی یکی میخواد ساکتشون کنه؟
وزارت دادگستری شخص اشتباهی رو متهم کرده؟
توجه همه به این پرونده معطوف شده
میخوام بدونم، با چه ذهنیتی با این ماجرا برخورد میکنید؟
این پرونده وارد روند قضایی شده
در موقعیتی نیستم که اظهار نظر کنم. شرمنده
اگر رأی تجدید نظر تأیید بشه، اعتبار وزارت دادگستری خدشهدار نمیشه؟
اعتبار وزارت دادگستری، ارتباطی به این موضوع نداره
کار وزارت دادگستری بر مبنای شواهد و مدارکـه
ما مدارک رو به دادگاه ارائه میدیم
تصمیم نهایی با دادگاهـه
این مورد رو بارها بررسی کردیم
هیچ سرنخی نیست
نه شاهدی هست، نه اثر انگشتی، نه آلت قتالهای
دوربینهای نظارتی
مغازههای اون طرف خیابون رو بررسی کردید؟
بین ماشینها و پیادههایی که رد شدن گشتید؟
اگه نمیتونید هیچی پیدا کنید، یعنی کاربلد نیستید!
من و همکارام 48 ساعتـه که بکوب کار کردیم!
مگه عمداً دلمون میخواد پیدا نشه؟
نه مدرکی هست، نه شاهدی
هیچ راه دیگهای به ذهنم نمیرسه
اگه راهی نباشه، باید یه راهی پیدا کنیم
من اطمینان دارم
ولی تو باید به خودت اطمینان داشته باشی
یادتـه چی میگفتیم؟
قوی باشید و ثابتقدم
قوی باشید و ثابتقدم؟
اینجا همه قوی و ثابتقدم هستن!
ولی نمیتونیم جرایم رو ریشهکن کنیم!
حتی گاهی ما پلیسها هم درمونده میشیم
در هر صورت، میشه یه راهی پیدا کرد!
حالا میفهمم که
چرا اون موقع تسلیم شدی
آقای فوک
سلام، عه! مشتاق دیدار!
پسرته؟
آره
- اسمش لوکلوکـه - سلام
سلام، عمو
سلام، لوکلوک
منون
هنوزم توی نیروی ویژه هستی؟
آره
تازه مصاحبهام با کمیسیون تموم شد
احتمالش هست ترفیع بگیرم و بازرس بشم
عالیه! دستخوش
قوی باش و ثابتقدم!
افسر فوک،
طی اون عملیاتی که هفت سال پیش داشتیم،
پسرم رو سه ماهه باردار بودم
اگه شما نجاتم نمیدادید،
اون الان اینجا ننشسته بود
ممنون
من هیچوقت تسلیم نمیشم
فقط سرد و بیرمق شدم
نمیتونم همیشه با تمام قوا پیش برم
توی خط مقدم بودن
دیگه افتاده گردن شماها
واسه همین
منتقل شدم وزارت دادگستری
میخوام حافظ و نگهبان دروازۀ نهایی باشم
مادامی که روحیه و باور داشته باشی،
از پسش برمیای!
به اهدافت پایبند باش
کاش میشد همه شور و اشتیاقِ شما رو داشتن
تو که داری
دریافت شد
خیلیخب. بیاید ادامه بدیم!
همگی ادامه بدید!
اصلاً تسلیم نشید!
چشم!
ادامه بدید!
بائو دینگ
اضافهکاری پاداش و مزایا نداره ها
اگه تعهد نداری، بذار برو
آهای،
هنوز بیشتر از 20، 30 تا پرونده مونده
دو هفتهای نمیتونیم همهشونو تموم کنیم!
باید میچسبیدی به همون شغل پلیسی
اگه باهات آشنا نشده بودم، مجبور نبودم این همه عرق بریزم
بیدلیل پا شدی اومدی وزارت دادگستری!
حتی نمیدونم واسه چی اینجایی!
میخوای علتش رو بدونی؟
بگو، اینقدر مرموز بازی در نیار!
چون به نظرم کارِ ما
مثل یه نور درخشان اَبدیـه
کارِ ما، نور شکوه انصاف و عدالت رو
به قلب مردم میتابونه،
توی هر گوشۀ تاریکی
دارم پیر میشم. دیگه نمیتونم دزدها رو بگیرم.
زانوهام هم دیگه یاری نمیکنن
من هنوز جوونم. از پسش بر میام
حق با شما بود
واقعاً یه شخص سومی توی صحنۀ جنایتِ اون پرونده بود
توطئهای برای ارتکاب قتل بود
اعتراف میکنم شکست خوردم
توی مرور اسناد، کسی رو دستِ من نیست
همگی کمکتون میکنیم
حرف دیگه بسه. بیاید با همدیگه انجامش بدیم.
اینا رو نگاه. البته که کمک میکنیم.
این جعبه با من
این جعبه هم با من
اون نور درخشان!
من خفهاش کردم
این تشکیلات جنایی، یه الگویی داره
قربانیهای بیشتری مثل ما کاکیت هست
کلی ما کاکیت اون بیرون هستن
قبل از محاکمه، باید یه ما کاکیتِ دیگه پیدا کنیم که
حاضر باشه شهادت بده.
ولی باندهای مواد مخدر، سالی حداقل
300 بار محموله میفرستن هنگکنگ
که در مجموع میشه بالای هزار تا پرونده
فقط چند روز وقت داریم. میدونم کار سختیـه،
ولی مطمئنم از پسش بر میای!
یه مرد جوان درست مثل خودت هست
شهادتت میتونه بهش کمک کنه
من قبلاً حبسم رو کامل گذروندم،
چی از جونم میخوای؟
برو رد کارت!
پسرم تازه از ندامتگاهِ نوجوانان آزاد شده!
اگه دوباره بیای زنگ میزنم پلیس!
من مشکلی ندارم که بیام پاسگاه پلیس و اظهاراتم رو ثبت کنم
ولی ترجیح میدم نیام دادگاه
میترسم بقیه بفهمن که قبلاً زندان بودم
درک میکنم، ولی یه پسر جوان درست مثل خودتون هست
اون هم یه بسته به دستش رسیده و به قاچاق موارد مخدر متهم شده
دست از سرم بردار!
این شخص یه وکیل رو به شما معرفی کرد؟
این شخص با همین روش
به افراد زیادی آسیب زده
لطفاً کمک کنید
پسر جوانی که یه بسته تحویل گرفته و به قاچاق مواد مخدر محکوم شده
اگه توی دادگاه شهادت بدید، میتونیم نجاتش بدیم
آهای!
زدیم به هدف!
یکی قبول کرده بیاد دادگاه!
عالیه!
ممنون
همگی ممنون
آفرین!
باریکلا، دادستان فوک!
سلام، آقای فوک
امروز مرخصی گرفتی و نمیای وزرات دادگستری؟
چی شده؟ همه چی مرتبـه؟
ممنون
اوضاع چطوره؟
این پرونده چطوری
اینهمه به بیراهـه رفت؟
یکی کُشته شده!
تا کِی میتونی ادامهاش بدی؟
عمو ما کُشته شده
نکنه پاک کور تشریف داری؟
مرگ عمو ما یه پروندۀ پلیسیـه،
یه پروندۀ جنایی
ما وزارت دادگستری هستیم
تابحال بهش فکر کردی که دوباره برگردی پلیس شی؟
اونوقت میتونی به پروندههای قتل رسیدگی کنی و جنایتکارها رو بگیری
حتی میتونی وکیل مدافع بشی
با وکیل مدافع شدن خیلی حال میکنی
داری استعدادهات رو توی وزرات دادگستری حروم میکنی
اصلاً میدونی وزارت دادگستری واسه چیه؟
بذار بگم برات!
وزارت دادگستری آخرین دروازۀ حاکمیت قانونـه!
حالا، عمو ما به قتل رسیده و
ما کاکیت هم قراره 27 سال حبس بکشه
حتی اگه گناهکار هم باشه، حقشـه 27 سال حبس بکشه؟
شما بگید!
راستشو بخوای،
27 سال یکم زیاده
خیر سرمون وزارت دادگستریایم
میدونی چندتا پروندهی مُعوقه رو دستمون هست؟
اگه همۀ همکارهامون رویکرد تو رو پیش بگیرن،
وزارت دادگستری فلج میشه، میفهمی؟
با این ذهنیت فعلیت،
واسه نقش دادستان ارشد این پرونده صلاحیت نداری،
بدتر، اصلاً به درد وزارت دادگستری هم نمیخوری
همین الانش یه نامه به سازمان خدمات کشوری زدم و
درخواست انتقالت رو دادم
ظرف یک ماه اطلاعیهش میرسه دستت، خب؟
- جدی میگی؟ - آره
- برو بیرون! - ممنون!
تو به هیچ دردی نمیخوری!
دست از تظاهر بردار!
همۀ کتابهایی که خوندی به درد لای جرز دیوار هم نمیخورن!
چی؟
کتشلوار پوشیدی و مثل آقایون متشخص رفتار میکنی،
تو از همونایی هستی که
به یه پیرزن کمک نمیکنن از خیابون رد بشه
هیچ دوستی نداری، خودخواهی،
فقط به فکر خودتی
حتی حیوون خونگی هم نداری!
برو خونه جقت رو بزن!
عه راستی، هنوز نرو
من مدرک دارم که با آئو همدستی
تا کِی قصد داری منو بدنام کنی؟
چه آشی داری میپزی؟
واسه من کُت در میاری؟
میخوای بجنگیم؟
خیلی وقته تحملت کردم!
- ببینیم دل و جرئتش رو داری یا نه - آئو پاکمن شده وِرد زبونت!
هر ماه از دولت صدها هزار دلار حقوق میگیری!
گوش کن، دارم بهت یه فرصت میدم.
یانگ تیلپ؟ اگه بتونی منو بزنی،
- بیخیالت میشم - بیا ببینم چیکارهای!
- من خیلی چِغرم! - بیا دعوا کنیم
بزن بریم!
- تو با من دعوا کنی؟! - امثالِ آئو پاکمن توی این دنیا زیاده
میتونی همه رو دستگیر کنی!؟
یالا!
بگیر!
یالا، یالا، یالا
همینـه!
اگه شکستم بدی، حمایتت میکنم!
پس آماده شو که ازم حمایت کنی!
مگه خوابشو ببینی!
با کاغذ سفید گولم میزنی؟
مگه جز این راهی بود که بهت تلنگر بزنم؟
کاری که مجبور بودم رو کردم!
واقعاً کارت رو بلدی
داداش تانگ، دلارهای آمریکایی که خواسته بودی
خودت بشمر
ناکامورا، اینو بذار اونجا
بله، قربان
آقایون، قرون به قرونِ دلارها پولشویی شدن
هر وقت دوباره کارِ تمیز خواستید، خبرم کنید
دستخوش!
مان به قولش عمل کرد! همه راضیان!
ولی هنوز باید یه چیزی رو از لیائو سیوکیونگ بپرسم
آهای
بله، تانگ؟
پلیسها دارن همه جا رو میگردن و دنبال نشونی از تو هستن
صد درصد پای مان رو وسط میکشی
ما رو مینذازی توی هچل
تقصیر منـه
حلش میکنم
چرا راجع به این چیزها صحبت میکنیم؟
الان همگی کِیفمون کوکـه
بیاید یه گلویی تازه کنیم
قبلاً مسئله رو با کیونگ حل کردم
اون خودش رو تحویل میده و به جرمش اعتراف میکنه
بعدش کل قضیه تر و تمیز حل میشه
در هر صورت گریبانگیر شما نمیشه
یالا
بیاید نوشیدنی بخوریم!
ممنون، سانگ
آقایون،
کیونگ خیلی کاربلده
اگه خطایی هم کرده، ببخشیدش
به حرمتِ من. سرزنشش نکنید
امروز
تولد سانگـه
یه کادوی تولد کوچیک برات تدارک دیدم
نگاه! خوشت میاد؟
مان،
تو آدم باهوشی هستی!
سانگ، برای آرزوی موفقیتی همینقدر درخشان دارم
مثل آتیشبازی، هر چی بیشتر بزنی، درخشانتر بشه!
وقت تمومـه!
دیوونه شدی؟
امروز تولدمـه
قرار شد خودم شلیک کنم!
خب تولدتـه که تولدتـه، گلپسر!
قرار شد سر ساعت 12:30 تیر بزنیم
تو نزدی، پس من زدم!
این دفعه نوبت منـه
اگه میخواستی شلیک کنی، باید عقب کشتی میکردی
اینجا زدیش. حالا ببین چه افتضاحی شد!
باید مبلها رو عوض کنم. طول میکشه تا از ایتالیا سفارش بدم.
نمیتونستم صبر کنم!
اگه همهی مشروبم رو میخورد چی؟
بیاید نوشیدنی بخوریم!
تولدت مبارک!
تأیید شد جسدی که روی آب شناور بوده، لیائو سیوکیونگـه
حتی با شهادت دختری که توی خشکشویی کار میکرد،
بازم مدرک کافی واسه محکوم کردنش نداریم
هدف بعدیشون صد درصد چان کووکوینگـه
نمیدونیم مخفی شده یا همین الانش سرش رو کردن زیر آب
نمیتونیم پیداش کنیم
چیزی به محاکمه نمونده،
باید هر چه سریعتر چان کووکوینگ رو پیدا کنیم
به شرطی که همۀ حقیقت رو بگی،
قطعاً کمکت میکنم حکمت تخفیف بخوره،
ضمناً اگه شهادتت به محکومیتِ
کل باند قاچاق مواد مخدر کمک کنه،
احتمالاً کمکت کنم درخواست عفو هم ثبت کنی
اگه شاهدمون بشی، شک نکن به نفعتـه
میزان کاهش حکم بستگی به مقدار اطلاعات و کمکت داره
برادرم برام مدرک بهجا گذاشت،
که میتونه ثابت کنه آئو پاکمن مُجرمـه
حتی میدونم مخفیگاه مواد مخدرش کجاست
حتماً واسم تخفیف بگیرید!
گزینۀ دیگهای داری؟
دادستان یانگ،
فوک چیهو هنوز نرسیده
فقط کاری که میگم رو بعداً بکن
پام...
نمیتونم راه برم
بشین
- نمیتونی راه بری؟ - با خودت ببرش و برو!
دادگاه شروع شده. یالا! برو!
مراقب من باش، سرکار!
مراقبت کن
یکی میخواد منو بکُشه!
نذار من بمیرم!
بازرس لی کینگوای هستم
توی تقاطع خیابون کیلانگ هستم...
میخوان منو بکُشن!
من در خطرم!
زود باش منو با خودت ببر! د یالا دیگه!
با درخواست تجدیدنظر متهم ما کاکیت
در پرونده توطئهی قاچاق مواد مخدر موافقت شد
پرونده امروز مجدداً بررسی میشه
خانم چئونگ یوکسام
چند سال پیش، یک بسته در منزلتون تحویل گرفتید
داخلش، 500 گرم کوکائین بود و
اونموقع، به جرم قاچاق موادمخدر اعتراف کردید
این حقیقت داره؟
راستش، کار چان کووکوینگ بود
بهم هزار دلار داد تا از آدرس خونهام استفاده کنه
نمیدونستم توی اون بسته مواد مخدر هست
رئیس سابقم، لیائو سیوکیونگ،
منو به آئو پاکمن معرفی کرد
اونا بودن که بهم گفتن اقرار به جرم کنم
مدرکی داری؟
قبلاً بابتش رفتم زندون! همین کافی نیست؟
اشخاص کلیدی پروندۀ ما، یعنی چان کووکوینگ و لیائو سیوکیونگ،
توی دادگاه حاضر نیستن
پس میخوام شاهد بعدی، آقای آئو پاکمن رو
به جایگاه احضار کنم تا شهادت بده و
به بازسازی ترتیب وقایع کمک کنه
اتفاقاً حل و فصل کردن این پرونده توی چهارچوب قانونی، برام خیلی راحت بود
ولی شما حرومزادهها پاتون رو کردید توی یه کفش که یه نفر باید بمیره
زدید برادر بزرگه رو کُشتید، همینطور برادر کوچیکترش رو
اگه چان کووکوینگ از من مدرکی دستش باشه، به گا میرم!
اگه فرار کنی، این پرونده هیچوقت بسته نمیشه
دیر یا زود، پلیس بیشتر و بیشتر میفهمه
اونوقت همگی به فنا میریم
فردا سر و ته دادگاه رو هم بیار تا همگی راضی باشیم
زده به سرت؟
مجبورم میکنید توی دادگاه حاضر شم
دارید باهام بازی میکنید؟
گوشهات رو باز کن، اگه من بمیرم،
قطعاً شما رو هم با خودم به گا میدم
یکم به اون عقلت فشار بیار
طی این سالها به لطفِ من چقدر کاسب شدید؟
من نباشم، عن هم نیستید!
دیر یا زود توی تنگنا قرار میگیرم
باید الان آروم باشی
بیا با هم حلش کنیم
مقدماتی فراهم کردم
اصلاً میدونی
کجای این سیاره میشه طلوع آفتاب رو زودتر دید؟
فیجی
یه جزیرۀ کوچیک اونجا خریدم
آمادهام برم و از زندگیم لذت ببرم
توی هنگکنگ،
همه جا پر آسمونخراشـه
دیگه دیدنِ طلوع آفتاب راحت نیست
چان کووکوینگ چطور؟
ایشون اینطور شهادت دادن که
چان و برادرش لیائو سیوکیونگ هر دو برای شما کار میکردن
مسئولیت اصلیش پیدا کردن افراد،
قرض گرفتن آدرسشون و دریافت بستهها بوده،
در حالی که برادرش مسئول معرفی وکلا به قربانیها بوده
از جمله خانم چئونگ یوکسام و
آقای ما کاکیت
برای این اتهامات توضیحی دارید؟
گوش کن
فردا برو دادگاه و مسئله رو حل کن
با خودم میبرمت
وقتی رسیدیم،
میتونی هر روز طلوع خورشید رو ببینی
بیرون دادگاه
من ترتیب همه چی رو میدم
اولاً
نمیدونم چه اظهاراتی رو برای پلیس بیان کرده،
ولی تنها چیزی که میدونم اینـه که
اگه توی دادگاه حاضر نباشه، نمیتونه شهادت بده و
هیچ مدرکی برای موضوعی که شما نگرانش هستید در کار نیست
دادستان یانگ،
فکر نکن نمیدونم قصدت چیه
دادگاه ِمن رو کردی وسیلهی افشای جرایم بقیه
دقیقاً هدفت از این کار چیه؟
در جواب سؤالتون، جناب قاضی؛
میخوام درخواست کنم که
چان کووکوینگ بهعنوان شاهد ویژهی دادستانی در این دادگاه حاضر بشه
درخواستی ارائه نکرده
اگه درخواستی نباشه، موافقت نمیکنم
در حق وکیل مدافع ظلم میشه
جناب قاضی،
من هیچ اعتراضی ندارم
شما دو تا دست به یکی کردید منو بازی بدید؟!
جناب قاضی،
با کمال احترام، خواهشمندم با حضور چان کووکوینگ
برای شهادت در دادگاه موافقت بفرمایید
اگر پس شنیدن شهادتش راضی نشدید،
حاضرم تمام عواقب و مسئولیتش رو بهعهده بگیرم
پس این شاهدت کِی سر و کلهاش پیدا میشه؟
آقای فوک!
دادستان فوک
من و سانگ به خاطر تو
ده سال توی یه زندان در کامبوج گرفتار شدیم
تو خیلیها رو دستگیر کردی
منو یادت نمیاد؟
اون پیرمرد کلهشق، عمو ما،
10 12 بار با چاقو زدمش،
دل و رودهاش ریخت کف زمین
خیلی حال داد!
حالا نوبت توئـه
قانون روالش اینطوریـه، دادستان فوک
آهای!
اعتراض دارم
میخوای درخواست تجدید نظر بدی؟
دادگاه محل پرده برداشتن از حقیقتـه
حقیقت، ورای زمانـه
پس هرچقدر هم که طول بکشه،
باید صبر کنیم تا حقیقت برملا بشه
مگه نه؟
دادستان یانگ
میشه اینجا شعر نخونی؟
کِی میتونه بیاد؟
من اینجام!
شرمنده، جناب قاضی،
ترافیک خیلی سنگین بود
برادرم برام مدرک گذاشته،
که شامل دفاتر حسابها و سوابق معاملات مواد مخدر میشن،
همینطور مشخصات تمام حسابهای بانکی آئو پاکمن
گفت اگه اتفاقی افتاد، این مدارک آتو باشه دستم
ما کاکیت روحش هم خبر نداشت که توی بسته مواد مخدر بوده
آئو پاکمن بهم گفت اقرار به جرم کنم
گفت اگه نکنم، منو میکُشه
خیال میکنی ازت میترسم؟
حتی اگه برم زندون، دستتو رو میکنم!
آئو پاکمن حرومزاده!
جناب دادستان، سخن نهاییای دارید؟
خانمها و آقایان،
هنگکنگ،
برای دادگاه ارجحیتِ شواهد از همه چی بالاتره
ولی شواهد همیشه با حقایق یکسان نیستن،
لزوماً هم تضمیندهندهی اجرای عدالت نیستن
از طرفی،
هیچ سیستم قضاییای بینقص نیست،
و خلاء قانونی ممکنه پیش بیاد
این خلاءهای قانونی
اغلب دستمایهی سوءاستفادهی
افرادی با نیتهای شوم میشن
وقتی بذاریم افراد بیگناه قربانی این خلاءهای قانونی بشن،
مثل پروندهی ما کاکیت،
فقط یک قضاوت اشتباه
میتونه یه خانواده رو نابود کنه
به همین دلیلـه که اجازه نمیدیم
تحت نظر ما، قضاوت اشتباهی رخ بده،
چه برای ما کاکیت،
چه هر کس دیگهای!
این وجدانِ کاری ما بهعنوان کارکنان قضاییـه، جناب قاضی!
این دادگاه بدینوسیله حکم را اعلام میکند:
متهم ردیفاول، ما کاکیت، از اتهام قاچاق مواد مخدر تبرئه شد و
آزاد میشود
وزارت دادگستری بسیار به خودش میبالد که
پروندۀ ما کاکیت با موفقیت فرآیند تجدید نظر را طی کرد
وزارت دادگستری به بهینهسازی عملکرد خود ادامه خواهد داد
با افزایش کارایی، کیفیت و سازگاری
در تصمیمات پیگردهای قانونی
این وزارت همچنین همکاری با دیگر ادارات دولتی را تقویت خواهد کرد
تا خدمات حقوقی با کیفیت بالا به جامعۀ هنگکنگ ارائه گردد و
اطمینان حاصل شود که در فرآیند قضایی عدالت و انصاف رعایت میشود
« هیچچیز نمیتونه نوری رو که از درون میتابه کمفروغ کنه »
« ماک چون تانگ، جرم: قتل » « حکم: حبس ابد »
« چان کووکوینگ، جرم: قاچاق مواد مخدر » «حکم: 27 سال حبس (13 سال پس از تخفیف)»
« کیم هانگ، جرم: قتل » « حکم: حبس ابد »
« یین سانگ، جرم: توطئه برای قتل و توطئه برای قاچاق مواد مخدر، حکم: حبس ابد »
« لی شیمان، جرم: کارشکنی در فرآیند قضایی » « حکم: 2 سال حبس »
«آئو پاکمن، جرم: کارشکنی در فرآیند قضایی و توطئه برای قاچاق مواد مخدر، حکم: 30 سال حبس»
قاضی های، با لغو حکم خودتون در پروندۀ ما کاچون،
یعنی سیستم قضایی به قدر کافی عادلانه نیست؟
آیا این نشون میده کسی مرتکب اشتباهی شده؟
درسته
قبول دارم
قضاوت اولیه در این پرونده
قطعاً مشکل داشته
این امر باعث شک و تردیدها و نگرانیهایی در میان عموم شده
در این خصوص، بنده صمیمانه
احساس تأسف میکنم و عذرخواهی میخوام
« اطلاعیۀ درخواست کمکهزینه تحصیلی برنامه جوانان واجد شرایط »
« برای تو! »
« هیچ چیز نمیتواند نوری که از درون میتابد را کمفروغ کند، فوک چیهو »
توی این پرونده، بالاخره حقیقت برملا شد
و حقایق آشکار
مهمترین نکته اینه که عدالت جاری شد
مهمترین نکته همینـه
« چئونگ مان بینگ، هشت سال بعد مرتکب جرم دیگری شد و در صحنه جرم دستگیر شد. »
« تجدید نظر وزارت دادگستری موفق بود و تبرئه نشد »
« چئونگ مان بینگ، جرم: سرقت » « حکم: حبس ابد »
همگی برخیزید!
کانال تلگرام Deutschwebvip
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.