All language subtitles for Dangerous.Animals.2025.1080p.HDTS.RGB

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian Download
cs Czech
da Danish Download
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish Download
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew Download
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese Download
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

-خیلی سوت و کور به نظر میاد.

-بریم فقط؟

-رزرو نکردی، نه؟

-فکر کردیم یه امتحانی بکنیم.

-توصیه نمی‌کنم.

به‌خصوص برای تو.

-باشه، آره، چرا؟

-آخرین گروهی که برد، یه جوون بود...

شبیه تو بود. دانشجوی کالج.

داشت از کنار قایق شاش می‌کرد

و یه کوسه گاوی پرید بالا.

آلتشو گاز گرفت.

- خدایا!

-خب، فکر نکنم شانس بیاری.

تاک امروز تعطیلاتش شروع شده،

و برای هیچ‌کس تعطیلاتشو قطع نمی‌کنه.

از شیطان حرف زدی، اومد.

مایلو، خفه شو!

رفیق، به اون نیازی نداری.

اینجا یه طعمه زنده برات داریم.

-آه! اینجا کیارو داریم؟

-گرگ.

-تاکر. آمریکایی؟

- کانادایی. - آه، شانس آوردی.

و این چهره دوست‌داشتنی مال کیه؟

- هدر. - آه!

بذار خودش جواب بده، گرگ.

- من هدرم. - هدر، دوست‌داشتنیه.

بذار حدس بزنم... انگلیسی؟

اوه، دیگه نباید اینو بگیم، نه؟

- نه، اشکالی نداره. ام، آره، انگلیسی.

-رفیق، بهشون گفتم تو تعطیلاتی، تاک.

-خب، این دو تا عاشق کجا اقامت دارن؟

-اوه، ما با هم نیستیم. ام...

فقط... فقط تو هاستل هستیم.

- باشه. - ببخشید رزرو نکردیم.

قرار بود با یه گروه دیگه بریم سی‌ورلد،

ولی خواب موندیم.

- شب شلوغی بود.

- آره، حتماً.

- ببخشید.

-خب، آ...

فکر کنم هیچ‌کس نمی‌دونه شما اینجایید.

-چرا؟

-خب، فقط می‌خوام مطمئن شم

وصیت‌نامه‌تون مرتب باشه.

بالاخره قراره با کوسه‌ها شنا کنیم.

- اوه. - باحال.

-خب، من هفت سالم بود.

اونجا روی تخته بادی‌م بودم،

تو آب‌های کم‌عمق داشتم ورجه‌وورجه می‌کردم.

دست و پای لاغرم این‌جوری تکون می‌دادم

و داشتم شنا می‌کردم و، نمی‌دونم،

فکر کنم از زیر آب شبیه یه فک به نظر می‌اومدم.

یهو بوم!

-یه کوسه سفید گنده منو گرفت.

- و فقط ولت کرد؟ - آره.

داری به یه معجزه واقعی که راه می‌ره و حرف می‌زنه نگاه می‌کنی.

-درد داشت؟

-خب، قلقلکم نداد.

آره، قلقلکم نداد.

ولی بیدارم کرد، می‌فهمی؟

از اون موقع همیشه بیدارم.

-و این اتفاق کاملاً تصادفی بود؟

-یعنی، ظاهراً یه تابلو بود

درباره دیدن کوسه یا یه همچین چیزی، ولی...

اوپسی!

-کسی نبود که حواسش بهت باشه؟

-خب...

بذار فقط بگم قبلاً خیلی تنها بودم.

-باورم نمی‌شه این کاره‌ته.

من بعد از اون دیگه نزدیک آب نمی‌رفتم.

-تقصیر کوسه نیست.

- حالت خوبه؟ - آره.

- همه‌چیز درست می‌شه. - آره، خوبه.

-یه تجربه عالی می‌شه.

-آره.

-باشه، خدمه!

بسّه دیگه معاشقه. بیاید شما دو تا رو خیس کنیم!

- باشه... - نگران نباش، من حواسم بهت هست.

خدای من، باورم نمی‌شه گذاشتم منو راضی کنی.

اوه! اوه!

-اوه، این یه ماکوئه. یوزپلنگ‌های دریا.

-نمی‌تونم.

نمی‌تونم...

-خب، هنوز نه، نمی‌تونی.

چون هنوز یه چیز دیگه مونده که باید درست کنیم.

حالا، گوش کن. این یه تمرین آرامش خیلی خاصه

که، ام، به من یاد دادن و سال‌ها تو دریا طول کشید تا استادش شم.

اگه فقط باهام همراهی کنی، قول می‌دم بهت کمک کنه.

حالا چشاتو ببند.

یه نفس عمیق بکش.

و بازدم.

و بازدم.

و دم.

و بازدم.

♪ باااااا... ♪

♪ بچه کوسه، دو دو دو دو دو دو ♪

♪ بچه کوسه، دو دو دو دو دو دو ♪

- ♪ بچه کوسه، دو دو دو دو دو دو دو دو ♪ - چی...؟

- ♪ بچه کوسه ♪ - نه.

- ♪ بچه کوسه ♪ - ♪ دو دو دو دو دو دو ♪

-فقط اگه همراهی کنی جواب می‌ده.

- نمی‌تونم! - ♪ بچه کوسه ♪

♪ دو دو دو دو دو دو ♪

♪ بچه کوسه... ♪ - بیا، هدر!

-♪ بچه کوسه ♪

-♪ مامان کوسه میاد ♪

♪ دو دو دو دو دو دو ♪

♪ مامان کوسه، دو دو دو دو دو دو ♪

♪ مامان کوسه، دو دو دو دو دو دو ♪

♪ مامان کوسه و بابا... ♪

همم. همم.

خدای من، فوق‌العاده بود!

-از سی‌ورلد خیلی بهتره، نه؟

-دوباره بگو.

-آره، یه چیزیه که یه روز به نوه‌هات می‌گی.

-دوست عزیز. خیلی باحال.

- آره.

-اوه، مرد، خیلی ممنون که جا دادی بهمون...

-خوش اومدی به قایق.

-♪ روی کف‌های توکیو ♪

♪ یا پایین تو لندن برای رفتن، رفتن ♪

♪ با انتخاب یه آهنگ و بازتاب آینه ♪

♪ من با خودم می‌رقصم ♪

♪ وقتی هیچ‌کس دیگه‌ای نیست ♪

♪ تو شب شلوغ و تنها ♪

♪ خب، من این‌قدر منتظر موندم برای حس عشقم ♪

♪ و من با خودم می‌رقصم ♪

♪ اوه، اوه، اوه، رقصیدن با خودم ♪

♪ اوه، اوه، اوه، رقصیدن با خودم ♪

♪ وقتی چیزی برای از دست دادن نیست و چیزی برای اثبات نیست ♪

♪ بعد من با خودم می‌رقصم ♪

♪ اوه، اوه، اوه، اوه ♪

♪ اگه کل دنیا رو نگاه کنم ♪

♪ و هر نوع دختری باشه ♪

♪ ولی چشمای خالیت انگار از من رد می‌شن ♪

♪ منو با خودم تنها می‌ذارن ♪

♪ پس بیا یه نوشیدنی دیگه بخوریم ♪

♪ چون بهم وقت فکر کردن می‌ده ♪

♪ اگه شانسشو داشتم، از کل دنیا می‌خواستم برقصن ♪

♪ و من با خودم می‌رقصیدم ♪

♪ اوه، اوه، اوه، رقصیدن با خودم ♪

♪ اوه، اوه، اوه، رقصیدن با خودم ♪

♪ وقتی چیزی برای از دست دادن نیست و چیزی برای اثبات نیست ♪

♪ بعد من با خودم می‌رقصم ♪

-اونجا باید باشه. جایی که گفتم نگاه کردی؟

-آره، نگاه کردم. کابل‌های جامپر رو پیدا نکردم.

-اوه. پس باید تموم شده باشن. ببخشید.

- مرسی.

فکر نکنم تو داشته باشی؟

-نه.

چی شده؟

-هی، چطوره؟

روز باحالیه، نه؟

-♪ خب، اگه کل دنیا رو نگاه کنم ♪

♪ و هر نوع دختری باشه ♪

♪ ولی چشمای خالیت انگار از من رد می‌شن ♪

♪ منو با خودم تنها می‌ذارن ♪

♪ پس بیا یه نوشیدنی دیگه بخوریم ♪

-هی.

دوباره منم.

-آره، مرد، گفتم نمی‌تونم بهت کمک کنم.

-واقعاً کابل جامپر نداری؟

برای این؟ - چی بگم؟

من زندگی رو روی لبه تیغ می‌رم.

-فکر کنم صندوق‌دار بخواد فیلم دوربین امنیتی رو ببینه.

-جدی می‌گی؟

واقعاً این کارو می‌کنی؟

داری منو تهدید می‌کنی.

-خب، فقط باید برسم به ماشینم.

ده تا بلوک پیاده رفتم و هیچی پیدا نکردم.

ببین، من قاتل زنجیره‌ای نیستم، باشه؟

قول می‌دم.

راهرو یا پنجره؟

من... من یه نظریه دارم

که، ام، آدمای راهرو بیشتر... باز و دوستانه‌ان

ولی، ام، آدمای پنجره بیشتر... خصوصی و متفکرن.

حس پنجره‌ای قوی می‌گیرم.

-این یه چیز مورمونیسم؟

چون نمی‌خوام ملحق شم، پس بی‌خیال شو.

-چرا... چرا فکر کردی من مورمونم؟

-مرد، انگار از کتاب مورمون پا گذاشتی بیرون.

-باشه، آره. نه، من، ام...

تو کار املاکم.

-عالیه.

-فروختن آپارتمان، نه نجات ابدی.

-می‌تونی گهت رو ببندی؟

- آره، بله.

- بله.

بله.

سایت مو-وی پو-وی

- چرخای باحالی. - اون مال مامانم بود.

می‌دونی، یه معامله خوب باهام کرد.

-اونم مال مامانته؟

-خب، کجا موج‌سواری کردی؟

-اوه، بیشتر اسنپر. خوب بود.

ولی قله‌اش یه کم نامعلومه.

-آره.

می‌خوای یه راز محلی بدونی؟

-باشه.

-ولی به هیچ‌کس نباید بگی.

-آدم پنجره‌ای، یادته؟

-آره. درسته.

باشه، خب، دفعه بعد که پارو زدی،

باید به ساحل نگاه کنی برای نیمکت آبی.

باید درست وسط اون نیمکت بشینی.

تعداد موج‌هات دو برابر می‌شه.

-مرسی.

-و ببین، برای ثبت، من...

من هیچ‌وقت درباره اسلورپی لو نمی‌دادم.

-نه، آره، احتمالاً نباید قضاوت می‌کردم

از روی جلد کتاب، پس... اوکی هستیم.

-موزس مارکلی.

- زفیر. - از ملاقاتت خوشحال شدم، زفیر.

-حالا برو ماشینتو روشن کن.

-بله، خانم.

آره! ناجی منی.

- حتماً. - مرسی.

-فن کریدنسی، ها؟

-آره، خیلی. تو هم خوشت میاد؟

-آره، معلومه، فقط این آهنگ نه.

-چی... چی به "اوبی دوبی" گیر دادی؟

-مرد، تو "پسر خوش‌شانس" رو داری،

درباره بچه‌های فقیر که برای جنگ پولدارا می‌جنگن.

و بعد "تا وقتی نور رو می‌بینم" رو داری،

درباره، مثلاً، یه غریبه که دنبال فهمیده شدنه.

و...

و بعد "اوبی-فاکین-دوبی" رو داری،

می‌دونی، درباره یه رقص احمقانه.

من فقط، نمی‌دونم. آره، آهنگ بدیه.

به‌طور عینی. - باشه.

رقص یه استعاره‌ست.

آهنگ درباره عشقه. - واو.

درباره اون حس "اوبی دوبی" تو قلبت...

- باشه. - وقتی اون یکی رو پیدا می‌کنی،

و فقط باید بری دنبالش.

خب، جایگزینش چیه؟

-♪ لبای تو، لبای من ♪

♪ آخرالزمان ♪

-♪ لبای تو، لبای من ♪

♪ آخرالزمان ♪

♪ برو و ما رو از رودخونه‌ها رد کن ♪

- او، او! - چی، چی، چی، چی؟

چی؟

-این یه کلید باله‌ست.

-♪ بیا و منو تسخیر کن ♪

♪ می‌دونم منو می‌خوای ♪

♪ بیا و منو تسخیر کن ♪

♪ از بچگی همه رازاتون رو با هم به اشتراک گذاشتید ♪

- یه عدد بده. - نه راه نداره.

-بیا، قضاوت نمی‌کنم. قول می‌دم.

-باشه.

نه.

- نه! لعنتی.

-اوف، گمشو. خودت گفتی قضاوت نمی‌کنی.

-آره، ولی...

نه تا نون باگت تو یه روز؟

-چی بگم؟

موج‌ها عالی بودن،

و نون باگت ارزونه.

تو که لازم نیست نگران این باشی.

- تو مشکلات روانی عمیقی داری.

هم! - ببخشید.

افتخار می‌کنم که یه دونه‌شو رو من خراب کردی.

-هدر دادن نبود.

-می‌دونی اینا چه‌قدر مواد نگهدارنده دارن؟

- برام مهم نیست. - هم.

می‌دونی من غذای واقعی اون تو دارم، نه؟

حتی آب لوله‌کشی دارم. یه جورایی معجزه‌ست.

-من خوبم.

خب، چی باعث شد موج‌سواری کنی؟

-چون...

ما در برابر سیستمیم.

سیستمی که روح آدما رو می‌کشه.

ما برای چیزی ایستادیم.

برای همه اون روح‌های مرده که تو آزادراه لاک‌پشتی حرکت می‌کنن

تو تابوت‌های فلزی‌شون، ما بهشون نشون می‌دیم

که روح آدما هنوز زنده‌ست.

-نکنه الان "پوینت بریک" رو نقل کردی؟

- شاید. - هم.

-هم، ولی واقعاً.

چی باعث شد موج‌سواری کنی؟

-چون رو خشکی چیزی برام نبود.

-لعنتی.

سلام؟

کسی اینجاست؟

هی، اگه صدامو می‌شنوی، فقط دنبال یه کلید باله‌م.

قول می‌دم برگردونمش.

- سلام! - عیسی مسیح!

آره، نه دقیقاً. تاکر.

-ببخشید، فقط دنبال یه...

-کلید باله. آره، من هواتو دارم.

بیا ببینیم چی کار می‌تونیم بکنیم.

هی، خیلی شجاعی، اینجا تنها موج‌سواری می‌کنی.

اون جریان می‌تونه حسابی خطرناک بشه.

-تو تنها هستی، نه؟

-خوب گفتی.

بیا ایناهاش.

-مرسی. فوراً برمی‌گردونمش.

- من کلی دارم. - باحال. ممنونم.

-♪ بیا و چیز واقعی رو ببین ♪

♪ بیا و چیز واقعی رو ببین ♪

♪ بیا و ببین ♪

♪ من چیز واقعی‌ام ♪

♪ سخت تلاش می‌کنم تا بفهمم که ♪

♪ واقعاً نه، تو منو می‌بینی ♪

♪ سخت تلاش می‌کنم تا بفهمم که... ♪

- سلام. - این چیه؟

ک-ک-کجا هستیم؟

-تو قایقش هستیم.

-قایق کی؟!

-ام...

-ببخشید بوی بدشو.

-کمک!

- کسی نمی‌شنوه... - کمک!

یکی کمک کنه! - من قبلاً امتحان کردم.

-کمک!

-لعنتی.

-دنبال چی می‌گردی؟

-یه چیزی که این دستبندای لعنتی رو باز کنم.

-می‌دونی چطور قفل باز کنی؟ چی لازم داریم؟

-یه چیز بلند و نازک، مثل گیره مو.

-چیه؟

هیچی.

-♪ از راه دور از آمریکا اومد ♪

♪ یه قرار کور با سرنوشت داشت ♪

♪ و صدای ته آواموتو... ♪

هی، کسی هست که دنبالت بیاد؟

دوست‌پسر یا چیزی؟

-یه پسر بود.

باهم غواصی با کوسه کردیم.

ولی...

-چی؟

-فکر نکنم بخوای بدونی.

کسی دنبال تو می‌گرده؟

نه.

-ببین، ونش توقیف شده.

نمی‌ذاشت این اتفاق بیفته، باشه؟

اون خونه‌شه. کجا قراره بخوابه؟

-ببین، رفیق، این آدمای گذری که تو ماشیناشون زندگی می‌کنن...

-اون این‌جوری نیست.

-چند وقته این دخترو می‌شناسی؟

-یعنی... یعنی، فقط...

فقط یه شب بود.

یا یه روز و یه شب. ام...

در کل یه 10، 11 ساعت درست.

ولی مهم مقدارش نیست، کیفیتشه.

- اسمش چی بود؟ - ام، زفیر.

-فامیلیش؟

-ام...

-فامیلیشو نمی‌دونی.

-نه، نمی‌دونم.

-باید گوش می‌دادم.

-مامانم نمی‌خواست من یه سال مرخصی بگیرم.

قبل از اینکه بیام بدترین دعوامونو کردیم.

حالا دیگه هیچ‌وقت نمی‌بینمش.

دیگه هیچ‌کسو نمی‌بینم.

-چرا نمی‌خواست تو مرخصی بگیری؟

-به خاطر همین.

نگران بود که امن نباشه.

همه این خبرا رو تو اخبار درباره مسافرا می‌بینی و...

اونم نمی‌خواست من از برنامه دور بشم.

-برنامه؟

-دانشکده حقوق.

خونه تو همون خیابون.

این انگار برنامه اونه.

این زندگی توئه.

باید اینو بهش بگی وقتی دوباره دیدیش.

سایت مو-وی پو-وی

-چرا اینجایی؟

یعنی تو استرالیا.

-برای موج‌سواری.

تا جایی که می‌تونم از خونه دور شم.

-خانوادت تو آمریکا هستن؟

-کدومشون؟

کلی والدین خوانده برای انتخاب دارم.

-برای همین بلدی قفل باز کنی؟

-چی منظورته؟

-مثلاً، از کانون اصلاح و تربیت یا یه همچین چیزی؟

ببخشید، من... نمی‌خواستم چیزی فرض کنم.

-نه، تنها چیزی که تو کانون یاد گرفتم

این بود که با یه چشم باز بخوابم،

و یه عالمه جوک بد.

-می‌تونی یه دونه برام تعریف کنی؟

-الان حس و حال جوک گفتن ندارم.

فقط برای یه ثانیه به یه چیز دیگه فکر کنیم.

لطفاً؟

-به یه تیکه پوست بی‌فایده رو آلت چی می‌گن؟

-چی؟

-مرد.

این خیلی درسته.

این زیرسوتینه؟

-آره، دارم تیکه‌تیکه‌م می‌کنه...

- بده به من! - صبر کن، این برای...

- آره، آره، برای قفل لعنتی! - اوه!

-زود باش!

ببخشید، دارم سعی می‌کنم.

-عصر بخیر، خانم‌ها.

امیدوارم فرصت آشنا شدن باهم رو داشته باشید.

حالا، حتماً گرسنه‌تونه.

اوه، طرفدار وجمایت نیستید؟

خب، فکر کنم اولین خارجی نیستید

که این حسو داره، نه؟

بیا، برای احتیاط.

آب؟

واقعاً؟

اینجا هزار درجه‌ست.

خب، هر جور راحتی... - صبر کن، صبر کن.

-صبر کن، چی شده برای...

-هی، احمق. حالا برای شامم آماده‌م.

-اوه، اگه نگاه می‌تونست بکشه.

تا حالا درباره مار پادشاه اسکارلت شنیدی؟

یه موجود بی‌ضرره،

ولی خیلی زیرکانه نوارهای رنگارنگ

مار مرجانی مرگبار رو تقلید می‌کنه.

حالا، تو خیلی سعی می‌کنی مار مرجانی باشی، ولی...

هر دومون می‌دونیم که منم.

و تو...

خب، تو فقط یه الگوی خیلی خوشگل داری.

همم.

مزه ترس می‌ده.

خداحافظ!

-حالت خوبه؟

- لعنتی! - چی شده؟

-صبر کن، باید تمرکز کنم.

گرفتیش؟

تقریباً.

-زفیر؟

حالم خوب نیست.

- نه!

نه، نه!

اوه، تو یه جنگجویی.

من جنگجوها رو دوست دارم.

نمایش بهتری می‌سازه.

این چیه؟

چرا دوربین اینجاست؟

عالیه.

خیره‌کننده‌ست، نه؟

-این چیه؟! داری چی کار می‌کنی؟!

-می‌دونی، بیشتر آدما فکر می‌کنن خدا... این بالاست.

نه.

خدا اون پایینه.

جایی که همه‌چیز شروع شد.

جایی که همه‌چیز تموم می‌شه.

پس، من تو ساحل تو و چند تا ساحل دیگه ماهی‌گیری می‌کنم و...

واقعاً امیدوار بودم تو باشی.

می‌دونی، می‌بینمت که روی اون تخته زنده می‌شی.

این...

معنویه.

حالا، من موج‌سواری نمی‌کنم، ولی درباره...

می‌دونی، کاری که من می‌کنم همین حسو دارم.

این...

رسالت واقعی منه.

-بهش لعنتی دست نزن!

هی!

-هدر.

- ها؟ - هی.

اینجایی.

اینجایی.

-می‌دونی چرا کوسه‌ها از پشه‌ها ترسناک‌ترن،

با اینکه پشه‌ها هر سال یه میلیون نفر رو می‌کشن؟

-لعنتی برام مهم نیست!

-چون آدما با مغزشون فکر نمی‌کنن.

با دل و رودشون فکر می‌کنن.

حالا، دل و رودت نمی‌تونه حشرات قاتل جمعی

و بیماری‌های میکروسکوپی رو بفهمه.

نه، چیزی که دل و رودت می‌فهمه...

- سیصد تا دندون تیز

و دو هزار و پونصد پوند عضله‌ست

که گوشت رو از استخون جدا می‌کنه.

چیزی که دل و رودت می‌فهمه

سلسله‌مراتب حیوانات تو این دنیاست.

-نه! نه!

لطفاً بس کن! بس کن!

لطفاً بس کن، لطفاً بس کن! لطفاً بس کن!

لطفاً بس کن!

این دیگه چه مرگته؟

-ببین، نکته درباره کوسه‌ها اینه که

اونا واقعاً از خوردن آدما لذت نمی‌برن، نه.

- مامانمو می‌خوام! - اون فقط یه بچه‌ست...

-وقتی حمله می‌کنن، بدون شک

یه مورد اشتباه هویته.

-می‌دونی، روز به روز طعمه می‌ریزی تو آب

تا توریستا حال کنن،

و خیلی زود، کوسه‌ها شروع می‌کنن به ارتباط دادن قایق‌ها با غذا.

حالا، بعضیا ممکنه بگن این دستورالعملی برای حوادث بیشتره،

و، همم، منم باهاش موافقم.

-بکشش بالا! بس کن! لعنتی بس کن!

-نه! بکشش بالا! بکشش بالا!

-فقط بکشش بالا! بکشش بالا، لطفاً!

- لعنتی آره.

-بهم بگو این بهترین نمایش روی زمین نیست.

-بیا، این‌جوری نباش.

می‌دونم شماها دوست ندارید نقش دوم باشین، ولی...

فردا شب نوبت شماست که بدرخشید.

لعنتی!

لعنتی!

-اجازه می‌دی؟

آه، بیا، می‌دونم داری چی فکر می‌کنی، ولی...

جوک فقط یه بار خنده‌داره.

هی، گوش کن، تو کلی مایعات از دست دادی

و می‌دونی، بعداً به قوتت نیاز داری.

اون جنگجویی که توت دیدم کجاست، ها؟

-از من دور شو، دیوونه لعنتی.

-می‌فهمی اگه کوسه رو از اکوسیستم حذف کنی چی می‌شه؟

آه، طعمشون بدون محدودیت عمل می‌کنه.

ولی کوسه...

کوسه نظم میاره.

و بدون این...

هرج و مرج غالبه و...

خب، موجودات ضعیف‌تر فقط...

فکر می‌کنن می‌تونن هر کاری دلشون خواست بکنن.

- عیسی.

یه کم بهم استراحت بده.

تا حالا کسی رو ندیدم

که این‌قدر صدای خودشو دوست داشته باشه.

خودتو با کوسه مقایسه نکن.

اونا خیلی تکامل‌یافتن.

تو فقط یه بزدل رقت‌انگیزی که زن‌ها رو می‌کشه

چون مامانت هیچ‌وقت دوستت نداشته، یا هر چی.

تو پایین‌ترینِ پایینی.

یه کرم.

حتی پایین‌تر از کرم.

تو زباله سمی لعنتی‌ای هستی که تو اقیانوس شناور شده.

تو زباله سمی لعنتی‌ای هستی که تو اقیانوس شناور شده.

-هم.

متوجه شدم هنوز از امکانات استفاده نکردی.

شاید بخوای بهش فکر کنی.

می‌دونی، چیزا یه کم می‌تونن...

بی‌کلاس بشن.

-نه! بکشش بالا، بکشش بالا!

لطفاً، لطفاً، بکشش بالا!

بیا...

سلام؟ سلام؟

کمک! به کمک نیاز دارم!

کمک! کمک!

کمک! کمک!

خب، حداقل یکی داره خوش می‌گذرونه، نه؟

آه-آه-آه-آه-آه.

هی، مواظب باش با اون.

هی، اونو بذار زمین.

اونو بذار زمین وگرنه حتی نمی‌تونی...

به قلاب هم برسی.

آه!

آه!

هی، مایلو، خفه شو! هی، تاکی!

رفيق، فکر می‌کردم کل هفته غیبم زده.

باید یه سری وسیله بگیرم.

اینکه تموم کنی، بهت نمیاد.

همه‌چیز یه بار اولی داره.

رفيق، یه چیزی برات دارم.

رفيق، بس کن! یه چیز خوب برامون دارم.

دیروز، یه آدم پولدار، درست می‌گم،

با بچه پولدارش اومد

تو یه قایق پولداری.

ولی قشنگ بود، رفیق. می‌خواستن غواصی کنن.

بهشون گفتم تاک تعطیله، رفيق.

ولی حالا که برگشتی،

شاید بتونیم قبل از اینکه برن گیرشون بیاریم، رفیق.

شمارشونو گرفتم برای احتیاط، اگه...

رو یکی از ایناست.

باشه، فکر کنم یه انعام خوب برات توشه

و شاید یه کم حق‌الزحمه برای داوروی پیر، رفیق.

برای داوروی پیر، رفیق.

سلام!

تجربه کوسه تاکر در حال حاضر تعطیله

تا کاپیتانتون یه تعطیلات خوب داشته باشه.

لطفاً بعد از سیزدهم تماس بگیرین تا بهتون معرفی کنم

عجیب‌ترین موجودات روی زمین رو.

سلام. اوم...

دقیقاً نمی‌دونم چی می‌خوام،

ولی، لطفاً بهم زنگ بزنین.

مرسی.

نمی‌تونی تکون بخوری؟

چی؟

هی، هی، هی.

مرسی.

باید بری... یه گیره کاغذ یا سیخ پیدا کنی

یا یه چیزی تا قفل رو باز کنی.

من راهنمایی‌ت می‌کنم. زود باش، قبل از اینکه برگرده.

برو! و به پلیس زنگ بزن!

پلیس، آتش‌نشانی یا آمبولانس؟

سلام؟ پلیس، آتش‌نشانی یا آمبولانس؟

پلی...

ببخشید، نمی‌شنوم. می‌تونین تکرار کنین؟

کمک!

آه!

آقا، اگه نیاز به کمک دارین ولی نمی‌تونین حرف بزنین،

لطفاً دکمه...

از کجا پیدات شد؟

سایت مو-وی پو-وی

تاک، خوبی...

حالت خوبه، رفیق؟ سلام؟!

موسس؟

لطفاً! سلام؟

خدایا، چی... کمک!

رفيق، یه دوست‌دختر داری اونجا که من نمی‌دونم؟

لعنتی، تاک!

خدایا. باهاش چیکار کردی؟

موسس! موسس!

زف.

من اینجام.

نجات رو گند زدم.

تقریباً درستش کردی.

هوم.

چه قهرمانی از آب دراومدم.

اومدن دنبال من خودش قهرمانیه.

فکر نکنم به پلیس زنگ زده باشی؟

نتوستم بگم کجاییم.

چرا وایستادیم؟

خیلی بده، نه؟

چرا اون صبح در رفتی؟

گفتم بهت. سحرخیز بشین، حالشو ببر.

چرت و پرت.

بگو حسش نکردی.

من تنهایی بهترم.

هیچ‌کس تنهایی بهتر نیست. 616 015:44,133... > 01:05:45,967 این فقط چیزیه که بعضی‌ها می‌گن.

نه، نیست.

تو منو نمی‌شناسی. تو...

من تو رو می‌شناسم.

می‌دونم عاشق کریدنسی.

می‌دونم که...

تو کتاب رکوردهای گینس هستی

برای بیشترین نون رول که تو یه روز خوردی.

می‌دونم تو قویی.

و می‌دونم خیلی گرمی.

و بامزه.

می‌دونم...

نه، حس می‌کنم...

که تو زندگیت اونقدر که لیاقتشو داری

مهربونی ندیدی.

بس کن.

برای همین در رفتی.

چون...

اعتماد کردن سخته وقتی...

تنها چیزی که می‌دونی اینه که چرا نباید.

موسس، واقعاً الان حال این حرفا رو ندارم.

نه، نمی‌تونی!

تصمیم گرفتم یه نمایش ظهر اضافه کنم.

لعنتی، این دیگه کیه؟!

نه! آه! آه!

صبر کن. صبر کن، صبر کن، صبر کن. نه، اون توریست نیست.

اون ولووی مامانشو می‌رونه، لعنتی.

پول داره. فکرشو بکن.

هیچ‌وقت دنبالشو ول نمی‌کنن.

احمق نباش.

نه!

نه!

موسس!

کمک!

آه!

کمک کن!

نه!

لعنتی!

صبر کن!

منو بذار به جاش.

زف، نه! لطفاً!

اون لیاقت اینو نداره!

وای، چه رمانتیک.

حیف که من بیشتر طرفدار فیلم ترسناکم.

لعنتی! لعنتی! صبر کن، صبر کن، صبر کن، صبر کن.

بس کن! لعنتی!

لعنتی!

تکون نخور!

هرچقدر می‌تونی بی‌حرکت باش.

این یه کوسه گاویه.

بیشترین کوسه‌ای که تو اقیانوس کشته شده.

مشکلات عصبی جدی داره.

نه!

گور بابات!

خب، این باید زنگ شامو به صدا درآره.

لعنتی!

لطفاً، این کارو نکن.

یه وقفه کوتاه، خانم‌ها و آقایان.

موسس؟

کو اون هلیکوپتر لعنتی؟

ادامه بده.

ادامه بده. ادامه بده.

فکر کنم گشنش نیست.

ببین، اگه دلت رو خنک می‌کنه، تو...

شماها به درد هم نمی‌خوردین.

می‌دونی، اون نرم و... لوسه.

و تو سفتی.

مثل میخ محکمی.

مثل من.

من اصلاً شبیه تو نیستم.

چرا، هستی.

آره، تو و من...

ما کوسه‌ایم.

موجودات تنها.

ما خودمون از خودمون مراقبت می‌کنیم.

آره، حس می‌کنم

نمایش امشب قراره یه چیز تاریخی باشه.

شاید بهتر باشه اینو نبینی.

آره، آره، آره!

لعنتی، لعنتی، لعنتی، لعنتی، لعنتی.

نه. لعنتی!

آه!

زف.

رفيق، فکر می‌کنی نمی‌خوای نگاه کنی...

ولی ته دلت... می‌خوای.

اینه که تو ما مردا، رفیق.

واقعاً نمی‌دونیم تو دلمون چیه تا وقتی بزنه بیرون.

و وقتی این اتفاق می‌افته، دیگه نمی‌شه جمعش کرد.

حالا، کدومتون می‌تونه بگه

چرا مارلین ماهی مورد علاقه ماهیگیرای ورزشیه؟

کسی؟ یه راهنمایی می‌دم.

به خاطر اندازه‌ش نیست

و به خاطر زیباییش هم نیست.

به خاطر... جنگشه!

ببین، هر ماهیگیری عاشق یه جنگ خوبه.

یه مارلین گیرت میاد

و درست می‌کشیش تا کنار قایق

و درست می‌کشیش تا کنار قایق

و فکر می‌کنی گرفتیش

و بعد یهو... ززز! دوباره درمی‌ره

و این خیلی هیجان‌انگیزه، رفيق.

می‌دونی؟

ولی چیزی که ماهی نمی‌فهمه

اینه که وقتی قلاب گیرش کرد،

مهم نیست چقدر تند بدوه،

مهم نیست چند بار...

اون دیگه تو قایقه.

و بازی دستکاری شده، می‌دونی؟

چون برای ماهی زندگی و مرگه.

ولی برای ماهیگیرا،

فقط یه بعدازظهر پر از تفریح قدیمیه.

ولی تفریح همیشه نمی‌تونه ادامه داشته باشه، نه؟

نه، نه.

نه، دیر یا زود، مارلین باید سرنوشتشو ببینه.

آه!

آه، امیدوار بودم این یکی تاریخی بشه.

حق داشتم.

لعنتی، قراره دست و پاهای کوچیکشو

به خلال دندون تبدیل کنه.

باشه! جاها، لطفاً!

و...

اکشن!

آه، لعنتی.

آه، لعنتی، آروم باش.

آروم باش. بس کن، بس کن، بس کن، بس کن، بس کن.

بس کن!

برو، برو! امشب مال تو نیست.

کجایی؟

می‌دونم اونجایی، عزیزم، وگرنه کوسه گاوی نمی‌رفت.

تو فقط ول نمی‌کنی، مارلین، نه؟

پشت سرت!

بو! آه!

کجایی، مارلین؟

اوبی دوبی، مادرجون.

زف!

زف!

زف!

موسس؟ هی.

موسس!

هی، هی، هی، هی.

موسس، بیدار شو. بیدار شو.

موسس، لطفاً بیدار شو.

هی.

کمک!

کمک! کمک!

کمک!

کمک!

کمک!

موسس! هی، هی، مو، بیدار شو.

موسس، بیدار شو. کمک تو راهه.

هی. لطفاً بیدار شو.

لطفاً. هی.

هی، هی. موسس.

هی، می‌خوام یه چیزی بهت بگم.

وقتی گفتم هیچی برام تو خشکی نیست؟

تو هستی. باشه؟

لطفاً بیدار شو.

خدای من.

می‌دونستم.

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.