Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
[نیازهای مسافر]
ارائهشده توسط سینما دریمینگ @CinemDreaming
کاری نداره.
خیلیخب.
قراره که... بخش اول رو اجرا کنیم؟
آره، بخش اول خوبه.
فقط بخش اول؟
آره. بخش اولش رو دوست دارم. خوبه.
بخش دوم...
چطور بگم...
متفاوته...
البته مگر اینکه خودت بخش دوم رو بخوای.
میخوای بخش دوم رو امتحان کنیم؟
نه، نه، نه، خوبه.
خب...
میخوای امروز بری بیرون؟
میخوای چیکار کنی؟
هم شاید...
شاید.
این یکی؟
آره. ممنون.
خیلی تمرین میکنی؟
آره، خیلی تکرارش کردم.
خیلی خیلی.
خوبه.
من آخر چیزی که ضبط کردی متوقف شدم.
ممنونم. میدونم.
خب میخوای چیکار کنی؟
میخوای...
بریم بیرون.
- بریم؟ - بریم.
میگم که...
میخوای صدای پیانو رو بشنوی؟ من بلدم پیانو بزنم.
باشه.
واقعا عاشقشم.
این لازمت میشه.
ممنونم.
خوب بود.
صداش تا اینجا میاومد.
خوب بود؟
آره.
ممنونم.
میتونی بهم بگی حین نواختن چه حسی داشتی؟
آهان. سوالت اینه؟
من...
چه حسی داشتم...
حس کردم...
احساس... خوشحالی داشتم.
پیانو نواختن من رو خوشحال میکنه.
متوجهام.
و دیگه چه حسی داشتی؟
احساس خوشحالی...
و ملودی...
ملودی خیلی قشنگه.
میدونم. ولی از درون چه حسی داشتی.
از اعماق.
واقعا چه احساسی داشتی؟
نمیدونم.
چه حسی داشتم؟
حس کردم خوشحالم و حس زیبایی داشتم...
بخاطر ملودی.
چه حسی داشتم؟
به نظرت خوب مینوازی؟
بد نبودم.
خیلی اشتباه نداشتم.
گمونم دارم بهتر و بهتر میشم.
پس احساس افتخار داشتی.
به خودت افتخار میکردی؟
آره. یکم.
ولی فقط یکم.
احساس افتخار داشتی یا نه؟
هم...
گمونم...
درواقع احساس...
کمی عصبانیت داشتم.
جدا؟
چرا؟
چون به اندازه کافی خوب نیستم.
دلیلش همینه.
عصبانی شدی که خوب نبودی؟
آره.
حس کردم که...
که از خودم عصبانی شدم.
که انقدر اصرار دارم که پیانیست خوبی باشم.
میخواستی استعدادت رو به نمایش بذاری.
آره. میخواستم به نمایش هم بذارم. مطمئنم.
خیلی...
از خودم...
عصبانیم.
خیلی از خودم خستهام.
این شخص درونم که...
انقدر خستهست کیه؟
که همیشه دوست داره یه نفر دیگه باشه؟
یه نفر دیگه؟
میدونی قضیه اسم این چیه؟
اون؟ چیه؟
اسم پدرم اونجا نوشته شده.
خب چی هست. چی نوشته؟
نوشته اسم مکان ما.
اوه. جدا؟
هم...
بزرگه نه؟
آره. خیلی بزرگه.
پس اسم پدرت رو اونجا نوشته؟
آره. خنده داره نه؟
ولی چرا اسم پدرت رو اونجا نوشتن؟
هم...
پدرم پول ساخت اون سنگ رو داده.
خیلیها پول دادن...
ولی پدر من بیشترین مبلغ رو داده.
این چیزیه که شنیدم.
اسم پدرت اونجا ذکر شده؟
میشه ببینمش؟
میخوای ببینی؟
آره.
وقتی به این فکر میکنی چه حسی بهت دست میده؟
یکم احساس خجالت میکنم.
خندهداره مگه نه؟
آره. متوجهام. خجالتآوره.
حس دیگهای هم داری؟
حس میکنم...
نمیخوام بهش فکر کنم. چون پدرم رو دوست داشتم.
خیلیخب.
اسم پدرت اینجاست.
و...
تو بخاطرش خجالت میکشی.
و پدرت رو دوست داری.
نمیخوام مسخرهاش کنم.
اون خیلی دوستم داشت.
میدونم که اون...
واقعا عاشقم بود.
هر روز، وقتی که زنده بود.
ببخشید.
متوجهام.
بیا.
واقعا خیلی دوستم داشت.
آره.
هم...
عاشقم بود.
واقعا عاشقم بود.
هر روز من...
پنهاهی از کنارش رد میشم... پنهانی از کنار...
سنگ رد میشم.
پنهانی از کنار سنگ رد میشم.
و هرگز بهش نگاه نکردم.
پدر واقعی.
ولی...
پدر واقعیای...
پدر واقعیای هست که بهش نگاه کنیم؟
پدر واقعیای هست که بهش نگاه کنیم؟
بیا.
ممنونم.
ببین. کاملا درمان شده.
عجیبه. پوست جدیده.
به من نشونش نده.
باشه.
درد میاد.
اینجام درد میکنه.
- خیلیخب. - خیلی درد داره.
ولی کاملا درمان شده. عجیبه.
- ببین. - نه. نه. به من نشون نده.
حتی فکر کردن بهش هم درد داره.
خیلیخب.
فقط خوشحالم که پوست جدید در اومده.
خیلی صورتیه.
خوبه.
امروز فقط سه تا کارت داریم.
این؟
میتونی دستخطم رو بخونی؟
آره.
خوبه. چون خیلی خطم بده.
میتونم بخونم. نگران نباش.
چندین بار تکرارش کن.
- میدونم. - تا جای ممکن.
باشه.
ممنون که من رو با مادر دوستت آشنا کردی.
قابلی نداشت.
خوشحالم که شغل رو به دست آوردی.
- اون خانم خیلی خوبیه. - آره.
ممنونم.
آهان...
این هم پولت. ممنون.
از خودت ممنون.
نه، از تو ممنون.
نه، از تو ممنون.
خیلیخب، من دیگه برم.
خیلیخب، متوجهام.
خداحافظ.
هفته دیگه میبینمت.
من هم همینطور.
سلام؟
سلام.
بیبیمبپ دارین؟
بیبیمبپ؟
بله داریم. بفرمایید بشینید.
مترجم: «تارخ علیخانی» تلگرام: aManOfWar@
آیریس؟
- سلام. - سلام.
شما آیریسید؟
بله. ولی ایریس خونده میشه.
ایریس. آیریس نیست.
نه، ایریس.
مردم اشتباه میگن.
لطفا بیایید طبقه دوم.
واحد 101.
من در رو باز میکنم.
باشه. الان میام واحد 101.
ممنون.
خب... این کارتهای مصوره.
ما دفتر یادداشتی نداریم.
نه، نه.
تا حداقل دو ماه فقط با همین کار میکنیم.
اوه.
از کلاه خوشتون میاد؟
آره، از کلاهم خوشم میاد.
هوم...
خیلی بهتون میاد.
ممنونم.
همیشه کلاه میپوشید؟
آره، از کلاه خوشم میاد.
از وقتی کمسن بودم.
جدا؟ از وقتی بچه بودید؟
آره.
ولی چرا، چرا نباید دفتر کار داشته باشیم؟
دفتر کار لازم نداریم؟
نه.
نه، ولی بعد یه ماه خوندن کتابتون...
کتابی که دوست دارید بخونید رو انتخاب میکنید...
و میتونیم با هم بخونیمش.
و این حین با کارتهای مصور چکار میکنیم؟
دقیقا چیکار میکنیم؟
میدونم که شیوه مرسوم آموزش این نیست.
نه، نه، گمون نکنم.
با این تمرین...
میخوام یاد بگیرید که زبانهای خارجی میتونن چیزهای پرمعنایی رو بروز بدن.
یا...
یا چیزهای شخصی.
از اولش... بعدا نه.
از اون جملههای تورسیتی بچگانه نه که...
«دوست داری بستنی بخوری؟» یا...
«قیمت این چقدره؟»..
«دفتر پست کجاست؟»... چنین چیزهایی.
اگه جملهای پیدا کنید که از لحاظ احساسی روتون تاثیر بذاره...
و اون جمله رو توی اتاقتون توی تاریکی برای خودتون تکرار کنید.
احساسش واقعی باشه.
ازش خوشتون میاد.
عاشق این میشید که احساساتتون به یه زبان خارجی بیان بشه.
و حتی اگه اون جمله سخت و طولانی باشه...
یه روز صبح میبینید که قلبتون یهویی این زبان خارجی رو یاد گرفته.
هوم؟
آهان.
خیلیخب.
یکم شراب میل دارید؟
شراب؟ بله. ممنون.
چی میل دارید؟ شراب قرمز یا سفید؟
شراب قرمز؟
ولی احیانا ماکولی ندارید؟
ماکولی؟
حتما، داریم. خوبش رو دارم.
پس ماکولی دوست داری؟
آره.
- ماکولی خوبه؟ - آره.
- یا شراب؟ - نه، ماکولی خوبه.
اونی دفعه قبلی خوردیم گرون بود، نه؟
درسته.
خیلیخب.
سوها! سوها!
اشکالی نداره؟
کمکم کن.
ناهار درست میکنی؟
نه، ناهار خورده.
یکم سبزی ببر.
گوجه و خیار رو ریز کن. من آجیلها رو آماده میکنم.
باشه.
از این خودکار استفاده میکنید؟
بله.
از این خودکار خوشتون میاد؟
آره. خوشم میاد.
خوبه.
از اسم دوستتون واسه خودکار استفاده کردید، مگه نه؟
این خودکار حتما یه خودکار نوکساچمهای هنری کرهایه...
بله. میدونم، میدونم.
دوستم بهم گفت.
عجیبه.
بله. بله عجیبه.
و دور خودکار رو چسب زدید؟
آره. رنگش رو دوست داشتم.
رنگش.
رنگش حتما... با لباستون هماهنگ بوده.
آره بوده.
خوبه.
- به سلامتی! - به سلامتی!
خوشحالم که ماکولی داریم.
البته. ماکولیه دیگه.
- خوشت میاد؟ - آره، خیلی خوشم میاد.
فقط ماکولی میخوری؟
آره. سعی میکنم.
چون توش باکتری زنده داره.
باکتری خوب.
میدونم.
خارج کره از این ماکولی پیدا نمیشه...
چون وقتی صادر میشه...
فقط اونهایی که پاستوریزه شده رو صادر میکنن.
آره، آره، سعی میکنن دوره تخمیر رو طولانی کنن.
آره. درسته.
حیف شد.
نمیشه خارج کره ماکولی خورد.
تنها راهش اینه که کارخانه بسازی.
که اونجا تولید کنی.
معمولا چقدر ازش میخوری؟
روزی یکی دو بطری ازش میخورم.
وای.
واقعا؟ هر روز؟
ماکولی خیلی ملایمه.
میتونم هر روز بخورم.
انگار بخشی از غذامه.
خوبه.
خوبه.
خیلی وقته که فرانسوی تدریس میکنی؟
نه. قبل اینکه بیام اینجا، جایی تدریس نکرده بودم.
- واقعا؟ - اصلا سابقه تدریس فرانسوی ندارم.
- جدا؟ - نه.
متوجهام.
این شیوه تفکر...
واسه آموزش رو...
همین چند ماه پیش خلق کردم.
امیدوارم جواب بده.
چند ماه پیش؟
آهان.
آره. همین چند ماه پیش.
اگه واسه کسی جواب بده میتونم ازش پول در بیارم...
پس امیدوارم جواب بده.
حداقل واسه یه نفر.
پس ما قراره موش آزمایشگاهی باشیم؟
نه، جز چیزهایی که گفتم...
قصد دیگهای ندارم.
منظورت چیه؟
خب، من میگم که قرار نیست اعضای بدنت رو خارج کنم.
یا هر چیز دیگهای.
ولی ازم پول میگیری.
آره، ولی پول که عضو بدن نیست.
پول هم میتونه به مهمی اعضای بدن باشه. نه؟
اگه خودت چنین عقیدهای داشته باشی، آره.
پس تو قراره که روی من... روی من آزمایش کنی.
نه، گمون نکنم کاری که میکنم آزمایش باشه.
من اصلا آزمایش نمیکنم.
فقط گمونم دارم شیوه تجربی جدیدی میسازم...
میتونین بپذیرید و ازش لذت ببرید یا...
یا میتونید قبول کنید.
مطمئن نیستم.
سوها.
سوها.
- بله؟ - بیا خودت رو معرفی کن.
معرفی کردم که.
ولی فرانسوی حرف میزنی. به فرانسوی سلام کن.
نمیتونم فرانسوی حرف بزنم.
فقط یکم توی دبیرستان خوندم.
فقط یه چیزی بگو. میخوام بشنوم که فرانسوی حرف میزنه.
نمیتونم. به نومی غذا دادی؟
نه، ندادم. خودت بده.
حتما خیلی گرسنهاش شده.
نومی!
گرسنهای؟
بیا بریم!
میدونی، اون سه سال در دبیرستان فرانسوی خونده.
ولی نمیتونه حتی یه کلمه حرف بزنه.
- واقعا؟ - آره.
و الان چیکار میکنه؟
هیچکاری نمیکنه.
پارسال از شغلش استعفا داد...
الان دنبال یه شغل جدید میگرده.
همیشه کلی ایده داره...
از تلاش خوشش میاد...
آره دیگه.
ولی خیلی زود بیخیال همهچیز میشه.
گمون نکنم اشکالی داشته باشه.
ظاهرا سبک خودش رو داره.
مثل خود شما.
اینطور فکر میکنید؟
آره.
هرکسی سبکی داره.
اینطور فکر میکنین؟
ممنون.
باز هم... ماکولی لازم داریم.
میتونی باز هم بخوری؟
آره.
میگه رئیس شرکت شمایید. کار خودشون چیه؟
رئیس اونه.
من صرفا کارگرم.
آهان.
قبلا وکیل بودم...
ولی الان رئیس هیئت شرکتم.
وکیلید؟
همچنان یه وکیلم.
ولی الان این شغل رو دارم.
پس حتما خیلی به شما اطمینان داره.
نمیدونم.
این رو واسم باز کن. من باز کنم میریزه.
- این یکی فرق داره. - اون مدل قبلی تموم شده بود.
بذار من بزنم...
اشکالی نداره؟
حتما.
خیلیخب، بذار...
کجا میتونم سیگار بکشم؟
سیگار؟
میتونی بری بیرون... اونجا سیگار بکشی.
ولی اونجا سگ هست...
نمیتونم برم پیش سگ.
آهان. میتونی بری بالای پشت بام.
میتونی اونجا سیگار بکشی. خیلی خوبه.
- روی پشت بام؟ - آره، پشت بام.
خیلی خوب میزنی. قشنگ بود.
جدی میگی؟
آره، قشنگ بود.
خیلی قشنگ و ساده.
ممنون.
از اینجا خوشت میاد؟
آره قشنگه. خیلی جای قشنگیه.
آره. من عاشق اینجام.
جای خوبی واسه مشروب خوردنه.
مگه نه؟
درسته.
ببخشید. واسه تو لیوان نیاوردم.
اشکالی نداره.
میخوای اینها رو امتحان کنی؟ درس رو؟
درس؟
آره. چرا که نه.
باشه.
میتونی بهم بگی وقتی که مینواختی چه حسی داشتی؟
وقتی که گیتار میزدم؟
چه حسی داشتم؟
احساس...
خوشحالی. آره خوشحالی...
گیتار زدن من رو خیلی خوشحال میکنه.
آره. متوجهام.
باز هم چیزی احساس کردی؟
احساس خوشحالی و...
و ملودی میکردم.
ملودی خیلی زیباست.
ولی از درون چه حسی داشتی؟
از اعماق وجود چه احساسی داشتی؟
نمیدونم.
احساس خوشحالی و زیبایی و ملودی میکردم.
چطور؟
چه حسی میکردم؟
به نظرت خوب نواختی؟
بد نبودم. خیلی اشتباه نداشتم.
دارم بهتر و بهتر میشم. گمونم.
خودت اینطور گفتی.
افتخار میکردی. به خودت افتخار میکردی.
یه کوچولو.
فقط یه کوچولو.
ولی...
افتخار میکردی یا نه؟
گمونم...
درواقع حس میکردم یکم عصبیم...
جدی؟
چرا؟
چون به اندازه کافی خوب نیستم.
عصبی بودی چون حس میکردی به اندازه کافی خوب نیستی؟
آره گمونم من...
در مورد خودم عصبی بودم.
خیلی سخت تلاش میکردم که گیتاریست خوبی بشم.
میخواستی مهارتت رو به نمایش بذاری.
آره.
آره، گمونم میخواستم که به نمایش بذارم.
آره، مطمئنم.
پس چنین احساسی داشتی؟
آره. چنین حسی داشتم.
و...
حسهای دیگه هم داشتم.
حرفت رو باور میکنم.
پس بنویسم...
من...
خیلی...
از خودم...
عصبانیم...
خیلی...
از خودم...
خسته شدم.
همیشه...
دوست دارم...
یه نفر دیگه باشم...
این کیست...
درون من...
که من رو...
انقدر خسته میکنه؟
دستخطم رو میتونی بخونی؟
آره.
خیلی...
- از خودم... - خودم.
- عصبانیم. - عصبانی.
خیلی...
- از خودم خستهام. - خستهام.
- همیشه؟ - آره.
- همیشه میخوام... - خیلی خوبه.
- که یه... - که یه.
نفر دیگه باشم.
کی...
- هست... - هست...
- این شخص... - این شخص درون من...
- که مرا... - که مرا...
انقدر خسته میکند؟
انقدر خسته؟ خیلی خسته؟
آفرین.
من خیلی...
میدونی این چیه؟
نمیدونم.
چیه؟
یه شعر از شاعری معروفه.
اوه. پس شعره.
چی نوشته؟
اسمش سئوشیه.
سئوشی.
شعر واقعا زیباییه.
ترجمه سئوشی چی میشه؟
چی بشه؟
پیشگفتار؟ نه. اون یه چیز دیگه بود.
سئوشی...
شعری به عنوان پیشگفتار؟ ترجمه خوبیه؟
تحقیق میکنم.
تحقیق کردن سریعترین راه ممکنه.
سئوشی...
ترجمه انگلیسیش زود میاد.
از «پیشگفتار» هم استفاده شده.
خیلیخب، این هم ترجمه انگلیسیش.
ممنون.
که بتوانم بدون شرمی از آخرین نفسم با آسمان روبرو بشم...
حتی از بادی که برگها را میریزاند رنجیدهام.
با این قلبی که ستارهها را میخواند، عاشق تمام چیزهای درحال مرگ خواهم بود.
و مسیری که زندگی در پیش رویم گذاشته را قدم خواهم زد.
امشب نیست باد ستارهها را نظم میبخشد.
وای. خیلی خوشتیپه.
شاعرش رو میگم.
آره. شاعرش اینه.
واقعا خوشتیپه.
خیلی خوشگل بوده.
چهره خوشگلی داشته.
درسته.
ولی در جوانی مُرد.
خیلی جوان بود.
بیست و هشت ساله و یا بیست و هفت ساله بود.
گمونم...
متوجهام.
آره، در یه زندان ژاپنی مُرد.
واقعا؟
آره.
چرا همیشه آدمهای خوشگل زود میمیرن؟
آره.
ولی مهم نیست.
مهم اینه که حین زندگیش خیلی زیبا بود.
در هر صورت زیبا بود. نه؟
آره.
وقت نوشیدنیه.
ایریس.
باز هم ماکولی میخوای؟
میخوام؟
جدی؟ عالیه.
باز هم میخوای بخوری؟ به نظرم زیادی خوردی.
گمونم مناسبت خوبی واسش باشه.
اگه مشروب بخوری اوضاع فقط بدتر میشه.
خب پس آبجو چطوره؟
- آبجو؟ - آره.
میگم.
میتونی بگی وقتی که دیدی اینطوری تعظیم کرد چه حسی بهت دست داد؟
این هم سواله؟
آره.
خیلیخب.
حس کردم...
بخاطرش شرمنده بودم. نمیدونم.
واقعا؟
چرا؟
از بابت خودش شرمنده شده بود.
دلیلش همینه.
من هم الان چنین حسی داشتم.
واقعا؟
به نظرت چرا از بابت خودش شرمنده بود؟
نمیدونم. فقط چنین حسی داشتم.
میدونی، انگار که به شاعر ادای احترام نمیکرد.
خیلی شرمنده خودش شده بود.
دیگه چه حسی داری؟
دیگه چه حسی؟
خب...
دیگه چه حسی؟
دیگه چه حسی؟
حس کردم که بخاطر پدرم شرمندهام.
آره.
اون.
اون مثل پدرمه.
آره. خیلی بابت پدرم خجالت میکشم.
میدونی، من وقتی بچه بودم...
اون ما رو ترک کرد.
و من میتونستم بعدا اون رو ببخشم.
ولی نبخشیدم.
کار سختی نبود.
بخشیدنش خیلی کار راحتی بود.
من خیلی خودخواه بودم.
الان واقعا متاسفم.
خیلیخب.
قشنگ بود.
زیباییش...
روی سنگ هم...
ذکر شده.
پدرم...
- زیبا نبود. - زیبا نبود.
مثل خودم بود.
هیچ شعری را...
برای این دنیا...
باقی نخواهیم گذاشت.
تا ابد...
برای یکدیگر...
تاسف میخوریم...
که...
حین نبرد...
کشته نشدیم...
که...
با افتخار...
زندگی نکردیم.
این هم نوار.
تا جای ممکن باهاش تمرین کن.
باشه. میکنم. ممنون.
اینجا ایستگاه مترو داره؟
آره. خیلی نزدیکه...
برو پایین و بپیچ به سمت چپ.
پنج دقیقه راهه.
ایستگاه اتوبوس هم هست.
همه چیز هست.
ببخشید. پاکت آماده نکرده بودم.
مهم نیست. اهمیت نمیدم.
- ممنون. - ممنون.
ممنون.
خب پس هفته بعد میبینمتون.
ما هم همینطور.
خداحافظ.
خداحافظ.
خداحافظ.
چرا اومده کُره؟
باید میپرسیدی.
میتونیم هفته بعد بپرسیم.
امروز خیلی خوردی.
زیاد بود، نه؟
آره، خیلی خوردم.
بیشتر از حد مجازم.
نمیدونم چرا چنین کاری کردم.
شاید جادو شده بودم.
کجا رفت؟
رفت پایین؟ به اندازه کافی وقت نداشت.
کجا رفت؟
وای.
خیلی خیلی تند راه میره!
حالت چطوره؟
خوبم.
خستهام ولی خوبم.
تو چطوری؟
من هم خوبم.
بذار دستهام رو بشورم.
باشه.
یه چیزی واست آوردم.
جدی؟
چی هست؟
صبر کن...
دویست هزار ینه.
باورت میشه؟
وای. جدا؟
امروز اینقدر پول درآوردی؟
چون هر دوشون امروز بهم پول دادن.
- عالیه. - آره.
نصف پول اجاره میشه. نه؟
- آره. - پول اجاره چقدره؟
پونصدهزار.
خب تقریبا نصفشه
باورت میشه.
این همه پول با یه روز کار.
الان دیگه موفق شدی.
چون تو بهم کمک کردی.
کمکم کردی این شغل رو به دست بیارم.
مال توئه.
جدا؟
آره. مال خودت.
همیشه میخواستم یه چیزی بهت بدم.
مطمئن نیستم. این خیلیه.
خیلیه.
لازم نیست پول بدی. بهت که گفتم.
میدونم، میخواستم مهربانی و دوستیت رو جبران کنم.
ممنونم.
ممنون.
خیلیه.
خودت به دستش آوردی.
پول لازمت میشه.
چیزی نیست.
خودم راضیم. خیلی راضیم.
شاید بتونم از الان سهم اجارهام رو بدم.
باشه، حتما.
واقعا خیلی آدم درخشانی هستی.
اینطور فکر میکنی؟
آره.
وای. ممنون.
خیلی درخشان و بااستعدادی.
ممنون.
از خودت ممنون.
ممنون.
ممنون.
خوبه.
مال تو.
ممنون.
- به سلامتی. - به سلامتی.
بابت شغل جدیدت تبریک میگم.
آره.
ممکنه دو تا ثروتمند پیدا کرده باشم که دوست دارن فرانسوی یاد بگیرن.
آره، عالیه.
الان دیگه خیلی به خودم افتخار میکنم.
باید هم بکنی.
نه! شوخی کردم!
میدونم.
بذار ارتباطت با زمین رو اندازه بگیرم.
دراز بکش.
باشه.
این رو محکم نگه دار.
خیلیخب.
بعدش؟
پات رو هم بذار بالا.
خب...
به صفر نمیرسه.
چرا به صفر نمیرسه؟
- جدا؟ - آره.
به صفر نزدیک میشه. ولی صفر نمیشه.
یک دهم...
دو دهم...
من صفرم ولی تو صفر نیستی.
پات رو محکمتر فشار بده.
باشه.
دارم... دارم فشار میدم.
محکم فشار بده. هنوز صفر نشده.
باشه، باشه.
باید پات رو محکم فشار بدی.
چرا به صفر نمیرسه؟
محکمتر فشار بده!
محکم فشار بده!
- آخ! - محکم!
- درد داره! نکن! نکن! - عجیبه.
عجیبه.
باشه حالا بعدا انجامش میدم.
دردت اومد؟
آره.
ببخشید.
واسه شام چی میخوای بخوری؟
نون؟
- نون؟ - عاشق نونیم که درست میکنی.
خیلیخب. تو هم سالاد درست کن.
خیلی نونت رو دوست دارم.
ممنون ولی...
من هم سالاد تو رو خیلی دوست دارم.
سالاد تو خیلی متفاوته.
خیلی تازه و خوشمزهست
خوشمزه خوبه.
نون رو بیشتر از هر چیزی توی دنیا دوست دارم.
آره. آره.
دیشب چیزی نوشتی؟
آره. نوشتم.
بعد اینکه تو خوابت برد.
چیز خوبی نوشتی؟
میشه ببینمش؟
نه، نه. چیزی نیست.
همیشه شعرهای خوبی نمینویسی.
همیشه!
ممنون.
شاعر خوبی هستی.
شاعر بزرگی میشی.
ممنون.
ممنون که دوستمی!
تو...
تو خیلی خوبی.
خیلی بهم انگیزه میدی. و...
باورم نمیشه که آدمی مثل تو رو کنارم دارم.
فرقی نمیکنه توی زندگیت چه اتفاقی میافته. هیچوقت بیخیال شعر نشو.
قول میدی؟
آره. میدونم. میدونم.
بزنم؟ اشکالی نداره؟
حتما.
با میلت مقابله کن.
چی؟
در مقابل میلت برای خاطرات مقاومت کن.
میدونم.
ولی خیلی سخته.
به هر نت واکنش مجزایی داشته باش.
از پسش برمیای.
مادرم اومده.
اون... پشت دره.
بهم زنگ نزده. همینطوری اومده.
بهش بگو که من معلم فرانسویتم.
نه، نه، نه، نمیتونم اینکار رو بکنم.
چرا؟
چرا؟
چرا... چرا بهم زنگ نزده...
اصلا پیش نمیاد که بیاد خونه من.
باهات کاری ندارم.
نمیذارم بهت آسیب بزنن.
عجله نکن.
چیزی نیست.
آره، آره.
چیزی نیست، میره.
خیلی زود میره.
- درسته. - باشه.
سلام. خونهای؟
این رو واست آوردم. خوب شد که خونهای.
ببخشید که دیر جواب دادم.
آره. خوب شد هستی.
یه کلاس کنار چهارراه سینسا برداشتم.
- جدی؟ - آره.
خیلی نزدیکه.
واسه همین میتونم بیام بهت سر بزنم.
آره.
ایریس.
ایشون کی هستن؟
این ایریسه.
حالتون چطوره؟
خوشوقتم.
من هم خوشوقتم.
شما مادر اینگوک هستید؟
آره.
کی هستن؟
دوستمه. ایریس.
دوست؟
من معلم فرانسوی اینگوک هستم.
داشتم که...
- بهش سر میزدم. - معلم فرانسوی؟
آره.
قراره جایی بری؟
آره. میرم سیگار بکشم و یه کاری بکنم.
جدی؟
آره.
آره. با مامانت وقت بگذرون.
من یه دو سه ساعتی میرم. خوبه؟
نه، نه، نه، میتونی بمونی.
لازم نیست بری بیرون. خب؟
نه، با مادرت وقت بگذرون.
شرمنده. من باید برم.
- خداحافظ. - خداحافظ.
مراقب باش.
البته.
بعدا برمیگردی؟
منظورت چیه؟
خیلیخب، برمیگردم...
خداحافظ.
باشه.
چی؟ داری فرانسوی یاد میگیری؟
آره خب...
فرانسوی خب... آره.
- قهوه خوردی؟ - هان؟
- قهوه میخوری؟ - حتما.
قهوه خوبه.
باشه. بریم قهوه بخوریم.
چی آوردی؟
این؟ کیمچی درست کردم. هشتپای خشک و جنگجوریم.
کیمچی تازه. چند روزی بیرون نگهش میداری و بعد میذاریش توی یخچال.
باید بیرون تخمیر بشه خب؟ کیمچی میخوری؟
- نه نمیخورم. - هیچی؟
این روزها زیاد کیمچی نمیخورم.
پس چی میخوری؟
خب نون، سالاد، چنین چیزهایی.
و ماهی تون.
چطوری اینجور زندگی میکنی؟ اونها غذای واقعی نیستن.
من خوشم میاد.
به نظر من خوشمزهان.
- و کلی تخممرغ آبپز. - تخممرغ آبپز؟
وقتی بچه بودی عاشق کیمچی و غذاهای تند بودی.
درسته.
حتما.
خب پول اجارهات چقدره؟
ماهی چهارصد دلار. با هشت هزار دلار رهن.
که تقریبا میشه همون صد و بیست تا صد و پنجاه هزار جئونز.
درسته.
پول برق و گاز چی؟
گاز حدود چهل دلار.
برق خیلی نبود. هشت دلار؟
غذا چی؟ خیلی پیش میاد بیرون غذا بخوری؟
بیرون غذا خوردن...
یکی دو بار در هفته؟ تقریبا.
اکثرا رستورانهای همین اطراف غذا میخورم.
جاهایی که میرم خیلی گرون نیستن.
پس اکثر اوقات خونه آشپزی میکنی؟
آره، اکثرا خونه غذا میخورم.
با در نظر گرفتن بیرون غذاخوردن، چقدر خرج غذا میکنی؟
- واسه خوردنی؟ - آره.
نود دلار.
آخرین باری که حساب کردم انقدر بود.
گاهی اوقات تا صد و بیست دلار هم میرسه.
پس یه بار در هفته...
اگه بگیم پنج بار در ماه. و هر بارش شش دلار بدی میشه سی دلار.
پس یعنی میشه 150 دلار خرج غذا.
درسته.
400 دلاره بعلاوهی 150 و 50 دلار دیگه...
قبض تلفن چی؟ چقدره؟
حدود 25 دلار.
و اگه خرج اینترنت رو هم در نظر بگیریم حدود 40 دلار.
40 دلار...
بعد 400 دلار و میشه 600 دلار. جمعا میشه 640 دلار.
پس 800 دلار کافیه دیگه؟ خرجت همینقدره، نه؟
فقط مخارج ضروری.
با اونقدر هم میتونم زندگی کنم.
ولی 900 دلار خرجم شد.
- بین 800 تا 900 دلار. - آره.
بد نیست.
توی کمد چه خبره؟ لباس زنونه اینجاست.
چه خبره؟
آهان آره... لباسن دیگه.
مال کین اینگوک؟ چه خبره؟
اون لباسها...
لباسهای اونن.
بستهست؟
آره. بستهست.
کمک میخواید؟
نه چیزی نیست. ممنونم.
امروز تعطیله.
- نمیدونستین؟ - نه نمیدونستم.
متوجهام. تنهایید؟
آره.
- کمک میخواید؟ - آره.
اینجا چی نوشته؟
این شعره؟
آره شعره.
جدا؟ نمیدونستم.
پس که شعره؟
آره.
چندین باری اومدم اینجا. ولی ندیده بودمش.
که اینطور. میخواید بخونمش؟
نمیتونید بخونیدش؟
شعری از یه شاعر معروفه.
بله.
چی نوشته؟
یه لحظه لطفا. ترجمهاش رو پیدا میکنم.
ممنون میشم. خیلی لطف دارید.
خواهش میکنم. کاری نیست که.
این هم ترجمهاش.
ممنونم.
شما فرانسوی هستید؟
آره. از کجا فهمیدید؟
حدس زدم.
خوشوقتم.
همچنین.
خوبه.
خیلی خوبه.
جدا؟
آره.
خیلی قشنگه.
ولی خیلی جوان مُرد.
در یه زندان ژاپنی.
جدا؟
چرا همه این آدمهای زیبا جوان میمیرن؟
آره موافقم.
اگه خواسته زیادی نیست...
میشه فرانسویش رو برام بخونید؟
میخواید بخونم؟
آره.
میخوام این شعر رو به فرانسوی بشنوم.
باشه. میتونم براتون بخونم.
این کلمه انگلیسیه.
این «قاصدک» چیه؟
و این...
زاغی؟ زاغی؟
نمیدونم این کلمه چیه.
قاصدک گمونم که...
اسم یه گل باشه، و زاغی هم نوعی پرنده باشه.
جدا؟
فقط یه گل و پرنده؟
- آره. - بسیاخب.
بذار ببینم.
مسیر جدید...
مسیر جدید...
از جریان رد میشه...
وارد جنگل میشه...
از تپه رد میشه و به روستا میرسه...
مسیر من، یه مسیر جدید...
دیروز ازش گذشتم...
و امروز هم میگذرم.
غنچهها شکوفا میشن.
پرندهها پرواز میکنن...
خانمی رد میشه...
خانمی رد میشه...
باد میوزه...
همیشه از یه مسیر جدید میرم.
امروز و فردا.
از جریان رد میشه و وارد جنگل میشه...
از تپه رد میشه و به روستا میرسه...
ممنونم.
پس دو ماه شده؟
آره.
چطوری آشنا شدین؟
یه پارک محلی این نزدیکی هست.
اونجا قدم میزدم...
اون هم روی نیمکت نشسته بود و به ضبطش گوش میکرد.
خیلی بلد نبود ولی سخت تلاش میکرد.
من هم رفتم و باهاش حرف زدم.
و همون... زن فرانسوی بود.
چون فرانسوی بود ازش خوشت اومد؟
بخاطر همین؟
خب اعتراف میکنم که فرانسوی بودنش هم نقش داشت.
ولی انسان واقعا خاصیه.
خیلی خوب با هم ارتباط میگیریم.
از شغل و گذشتهاش خبر نداری.
- ولی باهاش ارتباط گرفتی؟ - آره، ارتباط داریم.
گمون نکنم که مهم باشه که چیکارها کرده و از کجا اومده.
چی باعث میشه انقدر خوب ارتباط بگیرین؟
خب...
سخته.
یعنی...
بخوام ساده بیانش کنم...
با وجود اینکه توی دنیایی سکولار زندگی میکنه به دنبال روشنگریه.
با اینکه فرانسویه.
جدا؟
واقعا آدم خالصیه.
هر روز با این تفکر زندگی میکنه که روزی قراره بمیره.
بخاطر این نیتس که سنش زیاده؟
نه، ربطی به سنش نداره!
همه وقتی پیر میشن به خلوص نمیرسن.
همه زندگی مشابهای دارن و میمیرن.
من هم پیرم. به خلوص رسیدم؟
تو...
ما اصلا طولانی با هم زندگی نکردیم، واسه همین.
آره میدونم. ولی خالصانه زندگی میکنم؟
آره. از زندگیت تمام و کمال استفاده میکنی.
یعنی چی؟ با خالصانه زندگی کردن فرق داره؟
مردم ممکنه در مورد چیزی علاقه پیدا کنن و با پشتکار زندگی کنن.
منظورم تو نیستی...
ولی این با خلوص داشتن فرق داره.
منظورم از خلوص اینه که چیزهای تقلبی چشمت رو کور نکنه...
و بتونی با توجه به حقایق اصلی زندگی کنی.
حقایق واقعی و اصلی.
واقعا؟
اون اینطوری زندگی میکنه؟
دائما تلاش میکنه. هرگز متوقف نمیشه.
واقعا روانیش شدی. عقلت رو از دست دادی!
چی؟ چطور میتونی...
وای.
اصلا نمیشناسیش.
چطور ممکنه از کسی که نمیشناسیش خوشت بیاد؟
تصوراتی که ازش داری واقعی نیستن. خب؟
شخصیتی که از اون برای خودت ساختی واقعیت نداره.
چیز زیادی در موردش نمیدونی، مگه نه؟
میشناسمش.
واقعا میشناسم.
غریبهها ممکنه که هر چیزی بهت بگن.
نمیتونی از تمام حرفهاش مطمئن باشی.
نمیتونیم مطمئن بشیم که حقیقته یا دروغ.
گفتی اینجا شغل نداره دیگه؟
و گفتی نمیدونی توی کشور خودش هم شغلش چی بوده.
همین یعنی ممکنه هر چیزی بهت بگه. هر چیزی که بخواد...
اگه دلش بخواد.
و راهی نداری که مطمئن بشی.
گفتی ازش خوشت میاد چون خلوص داره دیگه؟
پس اون از چه خصوصیتی در تو خوشش میاد؟
به نظرت چه مزایایی در تو میبینه؟
مزایا؟
آره، مگه پیش میاد کسی بدون مزایا کاری رو انجام بده
مزایا؟
خب فکر کن.
واسش چی هستی؟
منظورم احساس رویاییای که الان داری نیست...
من منطقی بهش فکر میکنم.
خیلیخب، بهش فکر میکنم.
همونطور که گفتی...
من خیلی آدم خالصی نیستم.
ولی دوستت دارم و سعی میکنم نهایت تلاشم رو بکنم...
بدون توجه به اینکه چه اتفاقاتی رخ داده.
من واقعا خیلی دوستت دارم.
و هرگز کاری نمیکنم که بهت آسیب بزنه.
مامانها کارشون همینه.
اون هم همینه. اون هم به کسی آسیب نمیزنه.
تواناییش رو نداره.
اون شخص کیه؟ کی هست؟
مامانته؟
نکنه...
دلیل کارت اینه که مامانت پیشت نبوده و مامان نیاز داشتی؟
دلیلت همینه؟
اینگوک.
تو هیچی در موردش نمیدونی.
خب؟ ازش بپرس که کیه.
ببین گذشتهاش چطور بوده.
خب؟
خیلیخب، لطفا آروم باش.
زندگیای که داشته...
خیالاتی نشو و هر حرفی که میزنه رو باور نکن.
باید بررسی کنی ببینی قبلا کی بوده.
بعد باید قضاوت کنی.
لطفا آروم باش.
واست خوب نیست. خب؟
خب؟
باشه.
خیلیخب.
ممنون.
واست آب میارم.
مترجم: «تارخ علیخانی» تلگرام: aManOfWar@
بیا.
بخور.
خودت چرا نمیخوری؟
بعدا میخورم. خیلی مونده.
مرسی.
- بخور. - باشه.
چطوره؟
کیمچی نرسیده بود واسه همین سس فلفل زیاد زدم.
خیلی خوبه.
خوبه.
خیلی خوبه. خودت هم یکم بخور.
بعدا میخورم.
بخور.
خوبه که خوب غذا میخوری.
چرا نمیاد؟
گفت زود برمیگرده. خیلی وقت شده رفته.
برمیگرده. جایی واسه رفتن نداره.
ولش کن. بخور.
و وقتی که برگشت ازش بپرس.
با جزئیات بپرس. باشه؟
باشه. میپرسم.
حتما بپرس. از خودش، گذشتهاش...
باشه.
خوب بخور...
چطوری تا الان با نون خوردن زندگی میکردی؟
وای. خیلی خوشمزه شده.
خوراک رب لوبیات خیلی خوبه.
جدی؟
بخور. توفو هم بخور.
ایریس؟ ایریس؟
اینگوک.
اومدی.
آره. پیدات کردم.
یه لحظه...
اینجا ماکولی خوردی؟
فقط یکم.
خیلیخب.
میخوری؟
باشه.
- به سلامتی. - به سلامتی.
بیا بریم...
بیا بریم خونه.
- خونه من هم هست؟ - البته.
ببخشید که مجبور شدی انقدر تا دیروقت بیرون باشی.
حتما خیلی خسته شدی.
نه، اشکالی نداره.
- بیا بریم خونه. - آره، بریم خونه.
همچنان من رو به عنوان دوستت دوست داری؟
البته.
به عنوان دوستت.
آره.
خب پس بریم.
به سلامتی.
ممنون.
این رو یه لحظه نگه میداری؟
ارائهشده توسط سینما دریمینگ @CinemDreaming
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.