Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تقديم به باليوود دوستان پارسي زبان Www.Bollycine.org
زمين
من هشت ساله بودم
و در مارس 1947 لاهور زندگي ميکرديم
وقتي امپراطوري بريتانيا در هند شروع به اضمحلال کرد
علاوه بر مذاکرات استقلال هند از بريتانيا
صداهايي در مورد تقسيم کشور .به هند و پاکستان شنيده ميشد
هندوها، مسلمانان و سيکها که قرنها با هم بعنوان ملتي واحد زندگي کرده بودن
ناگهان شروع به سهم خواهي از هندوستان کردند
..خط مستبدانه تقسيمي که انگليسها
براي تکه تکه کردن هند در آگوست 1947 کشيدن
رد زخمش براي هميشه بر چهره شبه قاره باقي موند
.باليوود سينما با افتخار تقديم ميکنند Www.Bollycine.Info
خداي من! لني عزيزم چکار کردي؟
خيال کردم آمريکا لاهور رو بمباران کرد
يوسف بيا ببين
هي خانم چي ميگه؟
کار من بود مامان
شيرين خانم من.. يه ظرف نه تو صدتا بشکن دختر خوب
مامان کسي ميتونه کشور رو تکه تکه کنه؟
اگه انگليسيها هند رو دو تکه کنن چي ميشه؟
من دوست ندارم اينجوري بشه
نه هيچکس قرار نيست اين کار رو بکنه
از کجا شنيدي؟
از دايه
خانم جان.. من شنيدم انگليسيها قبل از آزاد کردن کشورمون يه کانال بزرگ ميکنن
يکطرف هندوستان و طرف ديگه پاکستان
اگه دو کشور ميخوان، بايد همين کار رو بکنن درسته خانم؟
مزخرفه شانتا
بريم
بگير. شب نبايد دست به گل و گياه زد گناهه
اينجوري که بهتره وقتي خوابن بچيني متوجه نميشن
!ديوونه
بگير يه نان بخور
يکي بخور قوت بگيري
تا بتوني از اون لني شيطون و پسرعموي طوفانيش آدي مراقبت کني
ول کن عمو الان که ديگه خوابيدن
آقاي سينگ که گاوميش داره. آقاي سينگ
خانم گاوميش
آقاي راجرز رييس پليس انگليسي اونم زنشه
مامان بابا
بسه ساکت
بايد اينو بشنوي جناب راجرز
يه سرباز انگليسي و يه هندي باهم تو يه کوپه قطار بودن
اين جوک محبوب لني دختر منه
سرباز هندي بارها شيشه اسکاچ رو به دهان ميگيره و مينوشه
و به انگليسي تعارف نميکنه
وقتي هندي کوپه رو يه لحظه ترک ميکنه
سرباز سريع يه قلوپ از بطري مينوشه
دوباره که هندي ميره بيرون تامي دزدکي يه قلوپ ديگه مينوشه
سرانجام اونا باهم حرف ميزنن و سرباز بهش ميگه از شرابش خورده
ميگه تو به من تعارف نکردي من به خودم کمک کردم
هندي شوکه ميشه ميگه تو اون بطري ادرار من بود
دکتر براي درمان سيفليس برام نسخه کرده
..ميدوني آقاي راجرز ..من چيزي ديگه هم فهميدم که
قبل از اومدن انگليسيها بيماري سيفليس در هندوستان نبود
خب شما نميتونيد ما رو براي همه چيز متهم کنيد
بالاخره ما حکومت خودمون رو خواهيم داشت
تو فکر ميکني از ما باهوشتري پيرمرد؟
چرا که نه؟
ما از شما و امپراطوري شما بهتر حکومت ميکنيم
چرا فکر ميکني ما نميتونيم حکومت خودمون رو داشته باشيم؟
عزيزم لطفا داد نزن
من داد نزدم
دارم به اين مرد ميگم از هند خارج بشه
عزيزم اون جوک شش جوراب چرمي رو براي همه تعريف کن
..ميدوني آقاي راجرز
اگه ما امروز از هند بريم همه شما به جون هم ميافتين
هندو، مسلمان و سيک براي دردست گرفتن قدرت همديگه رو له ميکنيد
صبر کن و ببين
شما ايرانيها چه ميشين؟ مثل انبه ميپرين وسط اين ترشي؟
حقيقتش بعد رفتن انگليسيها هر گروهي بذاريد حکومت خودش رو داشته باشه
هندو، مسلمان و سيکها
ما ايرانيها تو لاهور کمتر از اونيم که طرف کسي رو بگيريم
ما بايد با هرگروهي که حاکم لاهور ميشه باشيم
مرد عاقلي هستي
دامين بهتره زودتر بلند شي بزودي کشور تقسيم ميشه
مسلمانان کشور خودشون رو ميخوان پاکستان
خفه شو فرنگي
ما خودمون اختلافاتمون رو حل ميکنيم
يه شراب ديگه براتون بريزم قهرمان پير؟
شما با کي مشکلات خودتون رو حل ميکنيد؟
شما سيکها با رهبرتون تاراسينگ؟
بله. اون رهبر منه
تاراسينگ همون سيک که براي سرگرمي آدم ميکشه
چکار ميکني؟ ولش کن نميخواست به تو توهين کنه
منظورش توهين به من بود ميشناسمش
ازش بخواه عذرخواهي کنه
برو به جهنم با اون رهبرت
خفه شو ميمون سفيد
خواهش ميکنم بخاطر من عذرخواهي کن
متاسفم نبايد اين حرف رو ميزدم
اين کشور لعنتي خونه هيچکس نيست ميدونم
البته راجرز شما انگليسيها کارهاي زيادي براي ما کردين نه عزيزم؟
شما براي ما جاده ساختين ..و يه سيستم پست نمونه به ما دادين و
زبان. تو داري زبان رو فراموش ميکني
سيفليس رو هم فراموش نکنيد
آقاي سينگ بهتره زودتر از اين شهر بري
قبل از اينکه زمينهات رو مسلمانها به زور ازت بگيرن و بيرونت کنن
هيچ مادر بخطايي نميتونه من رو از مزارعم بيرون کنه
کي پودينگ ميخواد؟ من عاشق پودينگم
بريم ماساژور
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: بينگسا و هژير
بيا لني بشين
شانتا خانم
خبر داري لني از شير پارک وحش تو ميترسه؟
نگران نباش من زنجيرش رو محکم نگه ميدارم
جرات ميکنه تو رو بخوره؟
اوه لني جون ترسيدي؟
هيچکس شير رو از قفس در نمياره
تازه قفس انقدر محکمه که صد تا شير هم نميتونن اون رو بشکنن
و اون بز تازهاي که من هر روز ميدم شير بخوره چي؟
اونوقت چرا دختر لاغري مثل تو رو بخوره، هان؟
کاش چهره تو لک داشت
ماه که تو هستي ستارهها هم همراهت ميبودن
!واه داداش آفرين
چطورين رفقا؟
آسياب زيبايي چرخيد يه دانه(گندم)گيرکرد توش
خاطرخواهي تو چيه دلنواز؟ !همه دنيا خاطرخواه شد
!واه چه زيبا
من يه روغن تازه درست کردم براي رويش مجدد مو براي کچلها
توش روغن ماهي، روغن خردل گرد مرواريد و کلي گياه ديگهست
مراقب باش عزيزم انگشتات مو درميارهها
نترسونش بابا
خداي من
اين که چيزي نيست
من يه قرص براي بچه دارشدن درست کردم
واقعا؟
آزمايشش ميکنم ديگه جواني که از دستم رفته
الاغ قرص افزايش قواي جنسي که نيست
براي اون زنهاست که بچهدار نميشن
ولي انقدر موثره که حتي مردها رو هم باردار ميکنه
خب براي همين ميخواد ديگه
خب باغبان از خونه دولت خبر جديدي نداري؟
شنيدم گاندي و نهرو و مونتباتن اينجوري متحد شدن
واقعا؟
اگه اونا اينجوري متحدن کي براي ما مسلمانان تلاش ميکنه؟
و کي به کمک جناب جنا مياد؟ رهبر تاراسينگ و سيکهاي بز؟
دلنواز به کي ميگي بز؟
تو رو دارم ميگم
ببين اگه شماها فقط ميخواين بحث هندو، مسلمان بکنين من ديگه نميام پارک
شانتا خانم
بريم لني
بابا اينا که گپ دوستانهست
ولي اگه تو دوست نداري ديگه بحث نميکنيم، مگه نه؟
!اصلا نميکنيم
بشين خانم
خب پس منم ميرم خداحافظ
لني جان خسته ميشي بيا سوار دوچرخه شو
دکتر گفته سواري نکنه بذار راه بره
بابا دکتر چي ميفهمه؟ لني خسته شدي؟
آره خيلي
آفرين
شيطون
ببين شانتا پيش خدا که همه ما برابريم
تو هندو هستي و من مسلمان چه فرقي ميکنه؟
بازهم حرف هندو و مسلمان؟ ما ديگه پارک نمياييم
اوهو ببخشيد لني خانم
خب ديگه تو برو من کلي کار دارم
چکار؟
لباس شستن و اتو کشيدن هنوز اتاق خانم روهم جارو نکشيدم
خب بده من بکنم من استاد جارو و گردگيريام
ديوونه شدي؟
مامان بيمعطلي با اوردنگي ميندازت بيرون
خب يه کم بشين پيشم
باشه ولي فقط ده دقيقه
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
!گمشو.. تو خيلي بيحيا هستي
!اي بابا چقدر زود ناراحت شدي
حالا ميري يا به خانم بگم؟
باشه بابا معذرت ميخوام من رو ببخش
چرا ببخشم؟ مگه تو تغييري هم ميکني؟
ماساژور رو ببين چقدر جنتلمنه
هي باشه بيا
نه بدرد من ميخوره نه بدرد بقيه
آخه خدا قلب دلبر رو به نام کي کرده؟
شيطون.. بيا اينجا الان نشونت ميدم
ولم کن
بذارش زمين الان مياندازمت-
ولش کن
تو انقدر بدجنسي که اگه بندازمت همه ممنون من ميشن
کمک.. عمو امام.. مامان
هان مامان؟
ولش کن ديگه
کمک
به شرط اينکه بياي خونه من !وگرنه الان ميندازمش لني جونت رو
باشه ميام بيارش پايين
تو چرا نيشت بازه؟ مگه اين قهرمان توئه؟
بيا بدجنس بريم
خب حالا کي قراره بياي؟
چي؟
الان بهت ميگم کي ميام برو. ميري يا نه؟ برو
"فصل جديد اومد و همه جا رو گرفت"
"فصل جديد اومد و همه جا رو گرفت"
گلهاي زدر رنگ خردل شکفته شد" "و برگهاي زرد به رقص درآمدن
"و فاخته تو باغ آواز ميخونه" ما اومديم -
بفرماييد بسنگ مبارک بسنگ مبارک
سبحان الله
ول کن
بيا عمو امام بادبادک هوا کن
امروز جشن بسنگه
استخوناي پيرت رو امروز فراموش کن
ميام
اينو ببين
شانتا خانم مراقب باش چوب بادبادک رو نشکن
فقط خمش کن
بده من هواش کنم قرقره رو بده
نگاه کن
دختر، پسر، موشک بادبادکهاي زيادي اينجاست
اون رو ببين، اون پسره شاهزاده همه بادبادکهاست
هي دلنواز نميدونستم بادبادک هواکردن هم بلدي
فقط واسه سرگرميه
منم ميخوام هوا کنم يادم بده
بيا
..هان اينجوري
شانتا خانم انقدر خشن نباش فکر کن بادبادک عاشق توئه
بهش محبت کن
وقتي ازت دور شد نخ رو شل کن بذار بره
و وقتي رامش کردي بکشش پيش خودت
بدجنس
"روسريت اگه ميپره بذار پرواز کنه"
"و بيندياي تو اگه ميافته بذار بيافته"
روسريت اگه ميافته بذار پرواز کنه " "فصل بسنگ اومده و همه جارو گرفته
"فصل بسنگ اومده و همه جارو گرفته"
تو وقتي آرايش ميکني" "بلوايي تو کوچهها و بازار بپا ميشه
روسريت وقتي رها ميشه چيزي" "که باهاش الکي ساخته ميشه
"اون بتيست که در عشق عبادتش کردم"
"نميدونم اين چه جور ارتباطي هست"
اونجا رو ببين بادبادک ما رو دارن ميندازن
امکان نداره! بادقت نگاه کن چطوري بادبادکش رو ميندازم
آهان.. اون افتاد
يالا آمادهاي؟ من بهت نشون ميدم تو تکرار کن
يک، دو، سه، يک، دو، سه چهار.. برو عقب باشه
بيا، دستت رو بده يه مرحله ديگه
..يک و سه، يک، دو، سه
باحاله؟ ميدوني همه ميگن رقص تايتانيک
ولي من ميگم رقص کلاسيک بهترين رقص انگليسيهاست
ولي مامان دخترعمو آليسا ميگه ما ايرانيها از انگليسيها هستيم
چي؟
فکر نکنم ما از اين باشيم
پس چي هستيم؟
صبرکن بيا
آفتاب پرستها رو تو باغ ديدي که رنگ عوض ميکنن؟سوسمار؟
ما پارسي در واقع يه کم شبيه اونا هستيم
آفتاب پرست؟
پارسيها هم رنگ محيط ميشن براي نجات و زنده موندن
پارسيهاي خيلي کمي تو دنيا در امنيت زندگي ميکنن
ميدوني وقتي پارسيها 300سال پيش از ايران به هند اومدن
شاهزاده هند اجازه ورود به کشور بهشون نداد
نماينده اونا يه هديه به شاهزاده هند داد يه ليوان شير با شکر
و گفت ما پارسيها مثل شکر در شير هستيم شيرين اما نامرئي، فهميدي؟
.ما نامرئي هستيم نه از اونا
ساکت بچهها
ميخواي دوچرخه سواري کني؟
اينجا بشيني خطر افتادنت نيست
!خداي من
زنده باشيد بچهها
اوخ کمرم
واي بذار من بزنم
خب هلش بدين يالا هل بدين
چکار داري ميکني؟
پاپو سرت به کارخودت باشه نميشنوي؟ چکار ميکني؟
نزنش.. مامان ببين دوباره داره پاپو رو ميزنه
سرکار همه چي خوب بود عزيزم؟
همم
عزيزم اين تقسيم کشور به ما هم ربطي داره؟
هممم
..ميدوني لني چي ميگفت؟ ميگفت
وايستا دزد مادربخطا
ميگفت بابا داره سخت کار ميکنه
وقتي من بزرگ بشم کارمند ميشم
و اون ميتونه همه روز بشينه و روزنامه بخونه
تو اينو به مادرت گفتي؟
آره بابا
دروغ نگو! برعکس مادرت دروغگويي بهت نمياد
هي عزيزم
پاکستان زنده باد مرگ بر هندوستان
يالا بريد پايين
پاکستان زنده باد مرگ بر هندوستان
پاکستان زنده باد مرگ بر هندوستان
دستشويي تموم شد؟
کارت رو کردي؟
آره
پارک عوض شده
هندو، مسلمان و سيکها جداي ازهم نشستن
فقط گروه تو اينجوريه
آره شانتا ما هندو، مسلمان و سيک
دور تو جوري ميچرخيم !که پروانهها دور شمع ميچرخه
تو پروانهاي؟
شما هندوها انقدر حبوبات ميخوريد
عجيب نيست که مرتاضهاي شما رو هوا معلق هستن
يه روز با باد شکمهاشون پرواز ميکنن به بهشت ميرسن
الله هو
من برم؟
برو
پروردگارا مولاي من
پس امروز تلفن خدا شده
هيچکس اندازه دلنواز سرگرمي نداره
خداياشکرت که به من اجازه دادي دعاي بندههات رو به تو برسونم
الله اکبر
درود درويش
درود
با من بياييد هان بريم -
سلام
بفرماييد جناب
درويش ما سه دختر داريم
خانمم ميخواد بدونه که خداوند بهش پسر ميده؟
بدون شک
بسم الله الرحمن الرحيم
خط وصل شد
اي خدا صدام رو ميشنوي؟
اين زن بيچاره پسر ميخواد سه تا دختر داره، عدالت تو اينه؟
تازگيا سر خداوند خيلي شلوغه
يه طرف آزادي هند و طرف ديگه دعواي هندو و مسلمان
يا خدا.. سبحان الله از زيبايي کائناتت
سبحان الله از بارش رحمتت براي تو فقير و پادشاه يکسانن
تو حتما به اين زن پسر عطا ميکني
الله اکبر
چي شد؟
االه اکبر
درويش يه زنگ به خدا بزن بپرس
وقتي بعد تقسيم، فرنگيها از هند برن چي سر ما مياد؟
ديگه خط قطع شد
چرا؟
نوبت سيکها که شد خط خداي تو قطع شد؟
آقا اين خط خصوصي براي مسلمانهاست
اگه تو سوالي داري به پيامبر خودت زنگ بزن
مرتيکه
يه لحظه.. الان ميپرسم
خدا رحم کنه
خدا ميگه موقع تقسيم کشور يه بلاي بزرگ مياد
و همه شماها مثل جانوران باهم ميجنگيد
خب من ديگه بايد برم آقاي جنا وقت گرفته
بابا، پاپو داره عروسي ميکنه
راست ميگه؛ باباش داره براي حفاظت ازش، شوهرش ميده
اون فقط ده سالشه چطور اجازه اين کار رو دارن؟
عزيزم اين روزا همه چي مجازه
ميدوني تصميم گرفته دينش رو عوض کنه و مسيحي بشه
کار خوبي ميکنه اينجوري کسي بهش کاري نداره
امروز تعداد هندوها تو لاهور زياد نيست
تو لازم نيست مثل مادرت نگران باشي
تو رو حداقل زودتر از 16سالگي شوهر نميديم. بيا
جعبه رو بذار يه گوشه
!چقدر خوشگل شدي
اينو بده به پاپو ندي به مادرش
من براش کادو آماده نکردم
حتما که نبايد دوتا هديه بگيره
تو مگه نمياي؟
نه تو برو
"بانو تو يه روز بايد بري به کاخ پادشاهت"
"بايد يه روزي با دوستات غريبه ميشدي"
"بانو تو بايد يه روزي بزرگ ميشدي"
"خط کاجل دور چشماته و دستات باحنا نقش شده"
گوشوارههات ميدرخشه" "و پازيب تو صداي قشنگي ميده
"گردنبند تو گردنت برق ميزنه"
روسري تو ابريشمي و ميبينمت دزدکي" "و آروم داري زيرلب لبخند ميزني
"بايد يه روزي تو خوابهات گم ميشدي"
"بانو بايد يه روزي بزرگ ميشدي"
وقتي شاهزاده مياد نزديکت " "و بخواد روسري تو رو برداره
بانو زود راضي نشي " "و چهرهات رو بهش نشون ندي
"اول صدتا شرط براش بذار" پاپو.. پاشو-
"اول بگو بهت اداي احترام کنه و بگه نوکرت ميشه"
"و بگه ديوانه توئه"
"يه روز بايد اون و تو ديوانه ميشديد"
"بانو بايد يه روزي بزرگ ميشدي"
تو هم يه روزي شوهر پيدا ميکني؟
!چرا که نه احمق جون
مرد آلاسکهاي، ماساژور اون مرد باغ وحشي، هري و ادي
لني زود بيا بارات داماد پاپو داره مياد
اوه پاپو داره با يه بچه عروسي ميکنه؟
لني بشين
خداي پدر چي براي ما درنظر گرفته و امروز در خانه خدا جمع شديم
پاپو چرا داره با اين عروسي ميکنه؟
اومديم تا اين دو نفر رو با پيوندي پاک بهم برسونيم
ترس آدما رو ديوونه ميکنه لني جان
اگه کسي از بندگان خدا اعتراضي داره
الان بگه در دربار عيسي وگرنه آروم بشينه
هان شانتا خانم
آهاي پسر
بيا اينجا سفارش خانم رو بگير
دوتا نون، يه عدس و يه بشقاب نخودپنير و گرم باشه
و لني چي ميخوره؟
کارامل کاسترد
اينجا ندارن
چي هست؟
پودينگ انگليسي
پودينگ انگليسي؟
شما پارسيها خيال کردين انگليسي هستين؟
ولش کن، خجالت نميکشي خشمت رو سربچه خالي ميکني؟
داداش مذهب غمها کدومه !و اشک چه نژادي داره
همه ستارهها دورن و دست همه کوتاه
واه چي گفتي! بيا غذا بخور
تو شاعر خودموني شاعر دربار مغول
مغولها رو ول کن و از امروز بگو
به نظر من اگه کشور تجزيه بشه لاهور حتما ميره پاکستان
اينجا مسلمانان بيشترن
لاهور تو هندوستان ميمونه
ملک و املاک و تجارت هندوها اينجا بيشتره
ولي جمعيت مسلمانها که بيشتره
که چي؟
داداش همه چي پوله کي به حرف مردم گوش ميده؟
جلوي پول هيچي دوام نمياره
پول رو ول کن
هوا کردن شلوار اين هندوهاي پولدار سخت نيست
برعکس اين هم ممکنه
هي تو اصلا ميدوني من چي ميخوام؟
همين رو ميخواي
همين رو نميخوام دنده بيار برام
ولش کن بابا
تو خيلي دل نازکي يالا به من زل نزن
زود برو بيار وگرنه پاهات رو ميشکنم، يالا
ما سيکها چي ميشيم؟ ما مزارع بيشتري از هندوها و مسلمانها داريم
همش دروغه
تو به من ميگي دروغگو؟
بيخيال سردار، ميخواين زمينهاتون رو نجات بدين با مسلمانها سازش کنيد
فرنگيها به آقاي جنا گفتن از شماها فاصله بگيره
اوناهم شما رو دردسر ميدونن
ما هم نميخوايم همراه شما حرامزادهها بشيم
ببين.. روزي که خط تجزيه کشيده بشه
مسلمانهاي اونطرف رو اخته ميکنن، فهميدي؟
هي ديوونه شدي؟ قرنهاست ما باهم زندگي کرديم
زبانمون و دشمنمون مشترکه
راست ميگم، اين سيکها شمشير هندوها هستن
و اونا آمادهان ازشون استفاده کنن
اينو ببين شمشير خوني سيکهاي قاتل
مسخره بازي در نيار رفيق قتل و غارت کارشونه
تا حالا عکس پيشواهاشون رو ديدي؟
سر قطع شده در يه دست که خون داره ازش ميريزه
مزخرف نگو
بشين، ولش کن
مزخرف نگو
تو امريتسار کنار رهبر اينا قرآن ما گذاشته شده
دين سيکها براي اتحاد مسلمان و هندو اومده
تازه بين دوستها دعوا چه معني داره؟
ما که هميشه با هميم مگه نه؟
آره چرا که نه؟ ما همه همراه و ياور هم هستيم
چي ميگي توتارام؟
هان .. البته
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
لني.. بشين نه-
لني از ما دور نشي
اسمت چيه؟
جاني واکر
کجا زندگي ميکني؟
درياچه داونتون
چي دوست داري؟
آبنبات چوبي
چي مي نوشي؟
بلو اينک
چي ميخوري؟
گوشت خام
سلام سردار، بفرماييد بشينيد
چاي ميخورين؟
نه ممنون
مهتا رفت، مالهوترا رفت و گوپتا هم رفت
گوپتاها هم رفتن؟ کِي؟
دوساعت پيش رفت امريتسار
فکر نکنم خانوادهاي از هندوها در قسمت غربي بمونه
نگران نباشيد
خب سرکار.. آزاد سلام
چه خبر؟
گورداس پور به هندوستان ملحق شد آره-
فرنگيهاي لعنتي
!عوضيهاي خونخوار ِ نفهم
شهرهاي ما رو مثل کارت تاش تقسيم کردن
امريتسار به هند و سيالکوت به پاکستان
..پتان کوت به هند و لاهور
لاهور من.. لاهور من به پاکستان؟
سگهاي مادربخطا
کشور من رو دوتکه کردن و دادن دست ما
ميگن روز استقلال مبارک
ما تصميم خودمون رو گرفتيم داريم از لاهور ميريم
چطور ميتونيم کمکتون کنيم؟
گفتيم بعضي از وسايلمون رو پيش شما بذاريم
هان البته
البته هرچي هست بيارين
ما ميذاريم کنار وسايل کاپورها نگران نباشيد
شيريندر، ما امشب ميايم کمک شما
لني عزيزم برو با دايه بازي کن
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: بينگسا و هژير
"چالهاي براي باتلاق شب کنده شده"
"چالهاي براي باتلاق شب کنده شده"
"ماشين قلبم چطور به تپيدن ادامه بده"
"چالهاي براي باتلاق شب کنده شده"
دوازده ساعت شد خبري از قطار گورداس پور نشد؟
به خدا توکل کن داداش
"معلوم نيست چه اتفاقي داره ميافته؟"
هرطرف ترس و نگرانيه" "انگار چيزي داره از دست ميره
نفسها در سينه حبس شده" "نميدونم چه اتفاقي داره ميافته
"مرگ داره سيخونک ميزنه"
"چالهاي براي باتلاق شب کنده شده"
!يا الله
اخباري از قتل و غارت و خشونتهاي گورداس پور رسيده
امروز براي روز سوم تو شهر حکومت نظامي بود
اون طرف مسلمانها کورکورانه کشته ميشن
قتل و غارت واقعي از الان شروع ميشه
هزاران هندو از پاکستان و هزاران مسلمان از هند فرار ميکنن، قيامت شده
شير سينگ، اگه اوضاع خيلي خراب بشه برو امريتسار
من جايي نميرم، خونه من اينجاست
هرکي ميخواد ميره
قطار از گورداس پور اومده
فقط جسد توش بود ..همه مسلمونا ذبح شدن و
چهارکيسه پر از سينه زنها تو قطار بوده
خواهر دلنواز تو قطار بود
حالا بشنويد سخنراني ضبط شده نخست وزير جواهر لعل نهرو رو در پارلمان
سالها پيش ما با تقدير دست و پنجه نرم کرديم
..و حالا وقت اون رسيده که
که هيچ حکومت فرنگي به کشور نظر نکنه .اين هند است که تا ابد مستقل ادامه خواهد داد
اين رهبرها هم حرفهاي عجيبي ميزنن
!!!عجب آزادياي نصيبمون شده
نميدونم خون چند نفر رو سرکشيده
شانتا
بله خانم
چندتا از دوستامون دارن ميرن امريتسار
تو فاميلات اونجا هستن ديگه؟
آره خانم
ممکنه اينجا وضع خيلي بد بشه
ما فکر کرديم تو باهاشون بري بهتره
ولي خانم.. پارسيها که بيطرفن
اينو همه ميدونن و تا زماني که با شما هستم در امانم
هرطور ميلته اينجا خونه خودته شانتا
دايه. ميتونم از دلنواز بپرسم خواهرش چطوري تو کيسه اومده؟
نه اصلا
لني عزيزم تو فقط حال خودش رو بپرس
!آلاسکهاي
تو خواهرت رو تو کيسه ديدي؟
ساکت شو لني
اشکالي نداره
چطوري دلنواز؟
خوبي؟
!اون دروازه دهليه.. اونم دروازه لاهوره
و اونم دروازه موچي
حسن تو اونجا زندگي ميکني، نه؟
و اونجا شالميست که هندوها زندگي ميکنن
اين خواهر.. .اينجا چکار ميکنن؟
!چرا نميرن هندوستان
رفتن به خونه انقدرا هم آسون نيست
پاکستان مُرده باد
ولم کنيد
بريم لني
شانتا نبايد مياورديش اينجا
ميخوام برم خونه
نترس لني
به محض آروم شدن خيابون ميبرمت خونه
اونجا رو ببين شالمي داره ميسوزه
بمبهايي که هندوها براي ما جمع کرده بودن سوخت
خداروشکر
اين مادرخرابها از کجا اومدن؟
روي خونهها بنزين پاشيدن حتما مسلمانن
شماها همينجا بمونيد من ميرم کمک اونا
نه لني جان
شانتا
موضوع فقط هندو و مسلمان نيست موضوع درون همه ماست
هندو، سيک، مسلمان همه ما حرامزادهايم
همه جانوريم
شبيه اون شير باغ وحش که لني ازش ميترسه
که منتظر ميمونه که قفس باز بشه ...و وقتي باز بشه
!فقط خدا ميدونه چي ميشه
شانتا با من ازدواج ميکني؟
اگه تو همراهم باشي جانور وجودم کنترل ميشه
تو ميدوني خيلي دوستت دارم
من باهات ازدواج ميکنم دلنواز
بريم داخل
بکشش چرا؟-
بکشش محکمتر بکش
محکمتر بکش خنگ
چرا انقدر بدجنس ميشي !که نميتوني مانعش کني
مامان
چي شده عزيزم؟
داري شياطين رو تنبيه ميکني؟
آره دخترم
ببين اين تبرکه
چشمات رو ببند و ديگه خواب بد نميبيني
خب بگير بخواب
شانتا مراقبش باش
لني خوبه؟
آره خوبه
عزيزم.. عزيزم
هممم
اين وضعيت بيطرف راحت نيست
خب به پشت بخواب
خندهدار نبود، تو ميدوني در مورد چي حرف ميزنم
اين که ميذاريم همسايههامون کشته بشن
هندو.. مسلمان يا سيک کدومشون به ما خيانت نکردن؟
بهترين وضعيت، وضعيت بيطرفيست
اگه کسي ميتونه بيطرف باشه ما پارسيها هستيم
ما بايد بيطرفانه قضاوت کنيم
بابا.. امروز روز تولد منه
خب باشه تو ديگه حالا دختر بزرگي شدي.. بزرگ
عمو امام، امروز تولد منه
مبارکت باشه دخترم
تولدت مبارک
چي؟ جشن نگرفتين؟ ما بايد الان جشن بگيريم
امام الدين.. يه کيک درست کن
ماساژور حسن؛ شانتا رو بهتر بوسيد بيا ببين
يوسف گفت عجب زن بدکارهايه
زن بدکاره
نه. زن تجاوز شده
اين ديگه چيه؟
يه روزي بهت نشون ميدم
هي بيا اينجا
به مادرت تجاوز شده بود؟
وقتي هندوها به روستاي ما حمله کردن همه رو کشتن
من زير جسدها قايم شدم نجات پيدا کردم
مادرت رو کشتن؟
هان.. تو هندو هستي؟
نه.. پارسي هستم
تيله بازي ميکني؟
وقتي هندوها رفتن من دنبال مادرم گشتم
تو مسجد بود
با موهاش به پنکه سقفي آويزونش کرده بودن
کاملا لخت بود
امروز تولد منه؛ کيک ميخوري؟
کيک چيه؟
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
کرپارام رو يادتونه؟
همون خسيس که ازش قرض ميگرفتيم
فرستاديمش هندوستان
ميدوني پشت آجرهاي خونهاش چي پيدا کرديم؟
نهصد سکه طلا
دستت رو بيار
بگير
!برشدار، مال خودت
نه
ولي من براي تو آوردم برشدار ديگه
نميخوام
شيرسينگ کجاست؟
غيبش زده
کي نگهبان شيره الان؟
هيچکس. البته خوب شد بعد از ظلمهاي سيکها شيرسينگ رفت
پناهندهها ميخوان انتقام بگيرن
و تو چي؟ توهم ميخواي انتقام بگيري؟
تو چرا نگراني؟ تو چجور مسلماني هستي؟
ميخواي بدوني؟ گوش کن
آره من تو خونه خيلي از هندوهايي که يک عمر ميشناختم نارنجک پرت کردم
من بخاطر سينههاي بريده خواهرام ميخوام همهشون رو بکشم
تو درست ميگي برادر
با ديدن بعضي چيزها آدم ديوونه ميشه
پس خدا فقط نگهدار ما باشه
من خانواده خودم رو فرستادم دهلي
چند روز ديگه خودم هم ميرم
تو چي هريا؟ چکار ميکني؟ کجا ميري؟
کجا بريم؟ ما مسلمان ميشيم
آره خيلي از هندوها دارن مسلمان ميشن
بهتره اسم خودت رو هم عوض کني
خوبه، وقتي دوستامون هم ميخوان ما رو بکشن ديگه چه چارهاي داريم؟
من فکر کنم بايد از لاهور برم
خانم ميگه من رو ميفرسته امريتسار
شايد همين برام بهتر باشه
تو لازم نيست جايي بري
چرا نگراني؟ !من که هستم
لني تو برو اتاقت
شانتا گريه نکن من با تو ام
"ما آروم آروم به فضاي مه گرفته عشق وارد شدي"
"سايهها در خوابهاي آبي عميق هستن"
من و تو در همديگر گم ميشيم" "و در خواب و بيداري رويا ميبينيم
"راه ما پر از غمه"
اين زندگي مثل قصه است" "نميدونيم کي چي ميشه
اين زندگي مثل يه کاروانه" "و نميدونيم به کجا ميره
اين زندگي مثل قصه است" "نميدونيم کي چي ميشه
اين زندگي مثل يه کاروانه" "و نميدونيم به کجا ميره
افسانههايي که قلبم شروع به گفتن کرده" " رو کسي دوباره نميشنوه
"ما آروم آروم به فضاي مه گرفته عشق وارد شدي"
"سايهها در خوابهاي آبي عميق هستن"
من و تو در همديگر گم ميشيم" "و در خواب و بيداري رويا ميبينيم
"راه ما پر از غمه"
اين زندگي مثل قصه است" "نميدونيم کي چي ميشه
اي کاش چشمهام کور بشه" "تا خوابي که ديده بودم هرگز يادم نياد
اي کاش چشمهام کور بشه" "تا خوابي که ديده بودم هرگز يادم نياد
"جوري تيشه غم بباره که همه شيشههاي قلبم بشکنه"
"قلبم ويران شده"
اين زندگي مثل قصه است" "نميدونيم کي چي ميشه
اين زندگي مثل يه کاروانه" "و نميدونيم به کجا ميره
اين زندگي مثل قصه است" "نميدونيم کي چي ميشه
اين زندگي مثل يه کاروانه" "و نميدونيم به کجا ميره
اين زندگي مثل قصه است" "نميدونيم کي چي ميشه
شانتا
ما چرا عروسي نميکنيم؟
من مسلمانم، اشکالش چيه؟
من مال توام و هميشه خواهم بود
بيا دوتامون ميريم امريتسار من هندو ميشم، با من ازدواج ميکني؟
بله
اين زندگي مثل قصه است" "نميدونيم کي چي ميشه
اين زندگي مثل يه کاروانه" "و نميدونيم به کجا ميره
.منم حسن
اين روزا نميشه به کسي اعتماد کرد
سلام، نميخواستم شما رو بترسونم
نه پسرم اين روزا وسط آشناهامون هم ميترسيم
من همه مقدمات عبورمون از مرز و رفتن به امريتسار رو آماده کردم
خطري که نيست؟
نه احمد علي داره خوب کار فراري دادن هندوها رو انجام ميده
بيعانه ميخواد
شما استراحت کنيد راه درازي در پيش داريم
پسرم ما تا زندهايم نميتونيم اين احسان تو رو جبران کنيم
شير سينگ برادر منه
زنده باشي؛ خدا نگهدارت باشه
دعاي ده پيشواي ما پشت سرته برو پسرم
خانم جان
چيه شانتا؟
خانم جان من دارم ازدواج ميکنم
واقعا؟
آره خانم
با کي؟ دلنواز؟
نه. با حسن
خانم جان اون داره هندو ميشه
ما ميريم امريتسار همونجا عروسي ميکنيم
شما که از من ناراحت نيستين؟
ناراحت؟ نه، نه اصلا
خيلي خوب کردي لني خبر داره؟
نه
کي دارين ميرين؟
حسن ميگه زود
به لني خبرنده وگرنه بعنوان جهاز همراهت مياد
..ولي به لني
نگران نباش من حلش ميکنم
خب خانم جان من ميرم
شانتا
وايستا
!خانم اين که طلاست
بگيرش و همينطور اينو
خانم جان.. ممنون
ببين به حسن بگو قبل رفتن با ارباب صحبت کنه
..چشم. خب
هاري تو چرا موهات رو کوتاه کردي؟
لني جان ديگه به جاي هري من رو همت علي صدا کن
دايه شانتا کجاست هري؟ ببخشيد همت علي
خونه
چي شده دوست من؟
نه
لني بريم
نه
بريم، اينجا موندن صلاح نيست بريم
ماساژور
اون مُرده بريم
شانتا.. حسن يالا زود برو داخل -
برو تو اتاق خواب قايم شو به ارباب زنگ بزن
نعره تکبير الله اکبر-
پليس داره مياد
خانم پليس ماييم
حرومزادهها اينجا چکار دارين؟
هندوها کجان؟ بياريدشون بيرون
اينجا هندو نداريم اين خونه پارسيهاست
هري باغبان کجاست؟
ايناهاش مسلمان شده اسمش همت علي هست
بهش بگو کلمه شهادت بخونه
اگه مسلمانه بگو کلمه بخونه
لا اله الا الله محمد رسول الله
همت علي بذار ماهم ببينيم !مسلمان واقعي شدي يانه
شلوارتو بکش پايين
گمشو
من قسم ميخورم
ميخواي برو از سلماني بپرس که ختنهاش کرده
اينجا سلماني نداريم
واه سلماني خوب کارش رو انجام داده
خجالت نميکشين به نام دين چنين کارهاي کثيفي ميکنيد؟
موتي کجاست؟
بياريدش بيرون
ايناهاش ببين مسيحي شده
آقاي ديويد مسيح
اوه پدر دخترش رو به عقد يه کوتوله درآورده بود
حالا يه جنتلمن شده
آقاي ديويد مسيح
حالا ميره انگليس و با يه فرنگي ازدواج ميکنه، هان؟
اون دايه چي؟ کجاست؟
بياريدش بيرون
اون رفته
هيچ جا نرفته
بياريدش بيرون
گفتم که از لاهور رفته
دروغ ميگه
هي امام الدين چرا دروغ ميگي؟
دروغ ميگي و به خودت ميگي مسلمان؟
بخدا قسم بخور
قسم بخور
اسم الله رو با زبان کثيفت نبر
پس حاضر نيستي قسم بخوري !دروغ ميگه
چطور قسم بخوره؟
اگه ايمان واقعي داشت قسم ميخورد
قسم بخور
بخدا قسم اون رفته
..بريد کنار
اينجا چه خبره؟
هان اين نمايش براي چيه؟
يالا بريد از اينجا
چيزي نيست خانم نترس لني جان، من اومدم
من ميدونم چي لبخند بر لب لني مياره.. آلاسکا
لني جان بگو شانتا کجاست؟
من اومدم دنبالش اون اينجاست ديگه، نه؟
تو ميدوني من هرکاري براش ميکنم کجاست؟
تو اتاق خواب مادرم
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
اون داخله
من دروغ گفتم
اون رفته امريتسار من دروغ گفتم
دايه
خانم جان.. خانم جان
شانتا
دايه
:ارائه شده توسط مرجع باليوود سينما Www.Bollycine.org
دايه
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: بينگسا و هژير
250سال حکومت امپراطوري بريتانيا در سال 1947به پايان رسيد
!و بعدش ما چکار کرديم
در ازاي اون کشور تجزيه شده
قتل و غارت و اسارت و جنايتهاي بيشمار
پنجاه سال از خيانت من به دايهام ميگذره
يکي ميگه که با دلنواز آلاسکهاي ازدواج کرده
يکي ميگه تو فاحشه خانهاي در لاهوره
ديگري ميگه اون تو امريتساره
ولي من ديگه هرگز نديدمش
اون روز در سال1947 وقتي دايه رو از دست دادم
قسمتي عظيم از وجودم رو هم از دست دادم
اي خدا، تو جهان تو چرا تنفر هست" "و چرا بهشت هست؟
قلب تو که انقدر بزرگه" "دل انسانها چرا انقدر تنگ و کوچيکه؟
:کاملترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org
اي خدا، تو جهان تو چرا تنفر هست" "و چرا بهشت هست؟
قلب تو که انقدر بزرگه" "دل انسانها چرا انقدر تنگ و کوچيکه؟
چرا وقتي همه زمين مال توئه" "هر قدم قدمش يک مرزه؟
"آفتاب تو داره ميتابه"
"پس چرا هنوز انقدر تاريکي و ظلمت زياده؟"
"روي دامن اين دنيا چرا لکههاي خون انسانه؟"
اي خدا، تو جهان تو چرا تنفر هست" "و چرا بهشت هست؟
قلب تو که انقدر بزرگه" "دل انسانها چرا انقدر تنگ و کوچيکه؟
وقتي صداي اين همه جيغ مي پيچه" "کي ميتونه سخن عشق رو بشنوه؟
وقتي روياهاي بيشماري دارن نابود ميشن" "کي مياد تکههاش رو جمع کنه
"چرا قفلهاي دروازههاي دل زنگ زدن؟"
اي خدا، تو جهان تو چرا تنفر هست" "و چرا بهشت هست؟
قلب تو که انقدر بزرگه" "دل انسانها چرا انقدر تنگ و کوچيکه؟
First Edited - Farsi Version 06.04.2018 - By BeingSa Copyright© Bollycine.Org
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.