Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
کریسمس مبارک
ببخشید
معذرت میخوام
متاسفم
این دستکشها رو میخواین؟
شما برش دارید - نه، خواهش می کنم -
این دونه آخرشه
اوه، خانم، از این دستکش پشمی ها یه جفت دیگه دارین؟
هرچند تا اونجا گذاشته، ازشون داریم فقط
شما انبار ندارین؟
نه - یا زیرزمین؟ -
نه. نه. حتی اتاق زیرشیروانی هم نداریم
،اوه، گوش کن، شما برشون دارید من بهشون نیاز ندارم
...نه، نه، نه. شما اولش دیدینشون. من
خواهش می کنم. اصرار می کنم
منظورم اینه که، بفرمائین
هوی عمو، وایسا یه دقیقه
ببخشید عمو - بله آقا -
اینا مال مان - نه بابا؟ -
بله - خب، چطوری اومدن اینجا؟ منظورم اینه که -
اینا که برچسب های قیمت که روشون هست
ما داشتیم روشون بحث می کردیم، باشه؟ ...اینا
خب، من یه پیشنهادی براتون دارم
هر چقد که دلتون بخواد وقتی که من پولشون رو پرداخت کردم، میتونید روشون بحث کنید
آروم باشید، باشه؟
آروم باشم؟ الان پنج روز مونده به کریسمسه
.من تو یه مغازه وسط نیویورک هستم
.اون از من میخواد که آروم باشم
خب، به نظر میرسه که این جفت دستکش یه هدیه خیلی خاص برای یکی هست
آره، ما خیلی برنامهریزی براش کردیم
درست نمیگم؟
شما کی هستین؟ اینا برای کی هستن حالا؟
دوستپسرم - دوستدخترم -
دوستپسرش - دوستدخترش -
یه جفت دستکش برای دو نفر؟
توضیح دادنش سخته - سعیتون رو کنین -
باشه. شما اول شروع کنید
اوه. ام، خب، اون درحال حاضر دوستپسر منه
...ولی تو طول 18 ماه
...بعد از عمل
...اون میشه - ...اون میشه -
.دوست دختر من... متوجه شدین؟
جواب نداد
نه، ولی کریسمس مبارک در هر صورت - خیلی ممنونم -
بسیارخب
.خب شما اینو بدست آوردین .بخاطر هوش و ذکاوت شما بود
ممنون. بخاطر کار گروهی بود - بله، همینطوره. همینطوره -
نمیدونم با چه زبونی ازتون تشکر کنم - ...خب -
خب
بفرمائین داخل
ممنون
نمیدونم اون چیزایی که به اون یارو گفتی حقیقت داره یا نه
کاملاً به کارمون اومد. بدجور یارو رو گُرخوندیم
اوه، شما خیلی لگام گسیسته بودین
.این جواب میده .واقعاً عالیه
نه، ولی در مورد صورتحساب جدی گفتم
کمترین کاریه که میتونم انجام بدم
،خب، منمون، ولی، ببین
الان من مجبورم برم یه چیز دیگه برای دوستدخترم پیدا کنم
اوه، اونا برای دوست دخترت بودند؟ - بله، همینطوره -
اوه، پس نمیتونم قبولشون کنم
.خب، مجبوری .در غیر این صورت منو مهمون نمیکردی
واقعاً
.بذار یه چیزی رو بهت بگم .این یه نوشیدنی مخلوط محشره
کجا اینجا رو پیدا کردی؟
بخاطر اسمش اول اومدم اینجا
"سِرِنِدپیتی" [به معنی نیکبختی]
یکی از اسم های مورد علاقمه - واقعاً؟ -
چرا؟
:چون کلمه خیلی خوشآوا با معنی خوببه
"یک اتفاق فرخنده"
البته به جز اینکه من به اتفاق اعتقاد ندارم
به نظر من سرنوشت پشت همه این چیزاست
واقعاً؟
آره - سرنوشت پشتِ همه چیه؟ -
خب، من اینجور فکر میکنم
همه چیز از پیش تعیین شده؟ ما حق انتخابی نداریم؟
نه، من فکر میکنم که ما انتخاب های خودمون رو داریم
فقط به نظر من سرنوشت برای ما ،یه چند تا نشونه کوچیک میفرسته
و بقیش به طرز خوندن این نشونهها ،از طرف ما بستگی داره
که مشخص می کنه که ما خوشحال هستیم یا نه
نشانه های کوچک
آره - آره -
.اتفاق های فرخنده .اکتشافات شانسی
مثل "کریستف کلمب" و کشف آمریکا
...آره، یا کشف پنیسیلین
"توسط "فِلمینگ - پنیسیلین. آره -
فِلمینگ" اسمش بود؟" - بله -
یا "جاناتان و دستکشها"؟
این یکی رو نمیدونم
این داستان رو نشنیدی؟ یه داستان قدیمیه. عالیه
قهرمان داستان ما یعنی "جاناتان" ، میره بیرون تا دنبال دستکش های سیاه رنگ بگرده
و برحسب اتفاق فرخُندهای
،یا غیرفرخُندهای
با یه دختر انگلیسی جذاب و زیبایی برخورد پیدا می کنه
که دوستپسر داره
دوستپسر داری دیگه، درسته؟
آره، دارم - همین فکر رو میکردم -
و تو هم اون خانم صاحب دستکش رو داری
بله، دارم
خیلی خوش گذشت
خب، امیدوارم که از دستکشی که خریدین، لذت ببرین
اوه، مطمئنم که همینطور میشه
معمولاً همینقدر از خود راضی هستم
کریسمس چه کارهای؟
باشگاه گُلف - اوه -
خب میخوای الان بری دیدن دوستپسرت یا نه؟
نه، فکر کنم اونم الان بیرون باشه و کاری که تو الان داری انجام میدی رو انجام میده
لاس زدن با دوست دختر یکی دیگه؟
نه، معذرت میخوام. منظورم این بود که ...واقعاً با شما بهم خوش گذشت و
ام... میدونی، شاید باید ،شماره تلفنتو به من بدی
میدونی، فقط محض اطمینان
محض احتیاطِ چی؟ - میدونی، روزگاره دیگه -
خیلی بهم خوش گذشت و هیچ وقت دیگه .نمیتونم پیدات کنم
خب، اگه قراره که ما دوتا همدیگه ...رو دوباره ببینیم، پس
حتماً می بینیم
فقط الان زمان مناسبش نیست
شاید ما قرار بوده که به ساعت انگلیس همدیگه رو ببینیم
و الان پنج ساعت زودتره
.زودباش .من هنوز اسمتم نمیدونم
اسم من "جاناتان" ــه
این باعث میشه که تو یه چیزی بهم بگی؟
آره، باعث میشه
،کریسمس مبارک، جاناتان .و ممنونم
همین!؟
اوه، خدایا، معذرت میخوام
معذرت میخوام
فکر کنم شالم اینجا جا گذاشتم
.نه. چیزی که اینجا نیست چرا نمیری طبقه بالا رو یه نگاه بندازی؟
شاید هنوز اون بالا باشه - ممنونم -
سلام
!مو علیک
بیا بریم یه کاری کنیم
.بسیارخب میخوای چیکار کنی؟
مهم نیست
.بسیارخب. بریم
حالا فقط بهم بگو که برای یه هفته نیومدی اینجا برای گردش و
یا بهخاطر ازدواج کردن با یکی که ...گرین کارت بگیری یا
.آزادی مشروط
هیچکدوم. تو چی؟
.نه، نه، نه. افتخار میکنم که شهروند آمریکا هستم .هیچ سوءپیشینهای هم ندارم
،پس اسمتو بهم نمیگی ...خب، بهم بگو، ام
الان بیشتر از همه دلتنگ چی هستی تو کشورت؟
بدجور دلتنگ مامانم هستم
،اگه من جای مامانت بودم .منم دلتنگ تو بودم
بسیارخب. فیلم مورد علاقهات؟
."پاسخ صحیح "لوک تسلیبخش [لوک خوشدست" هم میگن"]
ندیدمش
،اوه، بیخیال تا حالا فیلم "لوک تسلیبخش" رو ندیدی؟
پاول نیومن؟ !اوه، خدایا. نگو اینو
،"شکست تو برقراری ارتباط" یه پلیسی سادیستی بینام با عینک آفتابی
منو یاد تو میندازه
امم، بهترین خاطرت تو نیویورک
آشناییم با تو الان تو صدره
تحت تأثیر قرار گرفتم
چیز دیگهای هست که بخوای در مورد من بدونی؟
همم
حالت سکس مورد علاقت؟
!اوه
،آره ، آره .این حالت مورد علاقه منم هست
حالت خوبه؟ - آره -
جاییت درد نگرفت؟ - نه -
چرا، یه کمی - واقعاً؟ -
!اوخ - اوه، بذار یه نگاهی بهش بندازم -
اوه، خدایا
عمیقه، زخم عمیقیه - دهن وا کرده -
چی؟
خب، خوبش میکنیم
اینم از این
چیه؟
داری به کک مکهام نگاه میکنی؟
بخاطر انگلیسی بودنمه، متاسفانه
پوست لطیف و دندونهای نافُرم - نه، دندونهای خوبی داری -
اینا فقط کک مک نیستن
،اگه نزدیکتر نگاشون کنی میتونی "کاسیوپیا" ببینی [(اسطوره هاى يونان همسر سيفيوس و مادر آندروميدا)]
چی؟ - دقیقاً اینجا -
وایسا چند لحظه
باشه
،بسیارخب داستان اینه
،سالها پیش تو کشور اتیوپی
،ملکهای به نام "کاسیپیا" زندگی میکرد [ستارگان ذات الکرسی و اسم اسطورههای یونان]
که فکر میکرد که زیباترین ،ملکهی کل دنیاست
و تو کل قلمرو پادشاهی اونا هیچکسی وجود نداشت که
.از این تکبر و سنگدلی این زن آزرده نشده باشه
بالاخره یه روزی اون واقعاً .گند زد و خدایان را آزردهخاطر کرد
یادم نمیاد که اون چیکار کرده بود یا
کی رو آزرده بود
،ولی خیلی کار بدی بود .اون از خط قرمزها عبور کرده بود
،درهرصورت، پوسایدون، خدای دریاها برای تنبیهش
اونو تو بهشت در حالی که سروته بود
و دامنش دور کتفش پیچیدهشده بود، تا همیشه
،زیر تخت فرمانرواییش تا ابد به بند کشید
و تمام خونش به سمت سرش سرازیر میشدند
،و حالا اون فقط یه صورت فلکی تو آسمونه
یه دسته کک مکهای انگلیسی به شکل تخت فرمانروایی
پس اون یه اشتباه مهلک انجام داد
و تا ابدالدهر تاوانشو کشید
درسته
آره، آره، آره - خوانا، خوانا -
باورم نمیشه دارم این کار رو میکنم
حالا، خواهش میکنم، خواهش میکنم بذار سرونوشت مسیر درست خودش رو پیش بره
اوه، اوه
،این اتفاقی بود .یه بار دیگه بنویسش، خواهش میکنم
نمیتونم این یه نشانه بود
سرنوشت داره بهمون میگه که پس بکشیم
،اگه سرنوشت نمیخواست که ما باهمدیگه باشیم
پس چرا ما امشب همدیگه رو دیدیم، هان؟ !دیدی
،خب، نمیدونم، ولی این یه حقیقت علمی نیست .یه حسه
خب، اگه اشتباه کنی، چه؟
اگه همش دست خودمون باشه و همینجوری از کنارش رد بشیم چی؟
بدون اسم، بدون شماره تلفن، بدون هیچی
فکر میکنی چه اتفاقی میاُفته؟
فکر میکنی عمو سرنوشت خودش میاد و اطلاعات تماس منو میندازه
جلو در خونهات؟
میدونستی این بهترین فکری بود که امشب به ذهنت رسید؟
...کدوم فکر - بیا -
اسم و شماره تلفنت رو بنویس
رو یه اسکناس پنج دلاری؟ - ممم. تو فقط بنویس -
!چه زن عجیب و غریب و بامزهای هستی
حالا چی؟
همینجا وایسا
!هِی
این دیگه چیکاری بود؟
وقتی که این پوله خودش ،راهشو پیدا کنه و دوباره بیاد دست من
بعدش من بهت زنگ میزنم
،و وقتی که تو صدای منو اون ور تلفن بشنوی
،اونوقت به سرنوشت اعتقاد پیدا میکنی مگه نه؟
هِی، من چی پس؟
منظورت چیه؟
خب، ما باید یه چیزی بفرستیم تو ای جهان که
مشخصات تو هم روش باشه، مگه نه؟
،یالا این عادلانه نیست؟
نه، خیلی هم عادلانهاست
وایسا ببینم چی دارم
نه. یه فکر خیلی خوب دارم
چه فکری؟ - بسیارخب -
!چقد شیپور
بسیارخب، این کتاب رو میبینی؟ - آره -
،خب، وقتی که من رفتم خونه امشب
اسم و شماره تلفنمو تو این کتاب مینویسم
و اولین کاری که فردا میکنم اینه که میرم کتابه رو به یه مغازه کتابفروشی دست دومی، میفروشم
کدوم یکی؟ نکنه نمیخوای بهم بگی؟
بهم نمیگی کدوم مغازه؟ چرا؟
خب، اینطوری هر دفعه که از یه ،مغازه دستدومفروشی قدیمی میگذری
مجبوری میشی که بری داخل و یه نگاهی بندازی ببینی اونجاست یا نه
این کار اشتباهیه
تو یه شب بسیار رویایی با یه
غریبه باشخصیت داشتی
بعدش میخوای همه چیز رو به شانس واگذار کنی؟
واقعاً؟
بیا
چی، میخوایم هتل بگیریم؟
.شوخی میکنم .ولی من میخوام بیشتر بشناسمت
بیخیال. کجا داریم میریم؟
بسیارخب. حالا، اینجا بمون - باشه -
نه، همونجا بمون. همونجا بمون
کاری نکن بیام اونجا
باشه؟ - باشه -
خب، اگه ما هردوتامون به صورت اتفاقی ،یه طبقه رو انتخاب کنیم
به این معنیه که ما الان باید باهمدیگه باشیم
!تو خُلی به خدا
زود باش
...باشه، برو داخل
،نفس عمیق بکش
و وقتی که در بسته شد، یه دکمه رو بزن
واقعاً معنی این کارا رو نمیفهمم
.مجبور نیستی بفهمی .فقط باید ایمان داشته باشی
ایمان به چی؟
سرنوشت
اوه. بیا
!هِی
سارا ـم
اسمم "سارا" ــه
.و بفرما .دیدی؟ حق با تو بود
بریم، رفیق
آسانسور داره میره بالا - اوه، مشکلی نداره -
جان" بالا و پایین رو دوست داره"
مگه نه، جان؟
!نکن !دست نزن
هِی، آروم باش اون فقط یه بچهس
مثل اینکه گیر افتادیم
اوه. راه افتاد - ممنون -
اون کجاست؟ اینجاست؟
نه، نه. فکر نکنم
زودباش، بریم رفیق
بسیارخب، گوش به زنگ باشین
اینجاست؟ - نه، اینجا نیست -
برگردید تو آسانسور - اون اینجا نیست؟ -
!زودباشین! زودباشین! عجله کنین !زودباش، رفیق
!هِی ، سارا اوه، معذرت میخوام
هی. معذرت میخوام - چی؟ -
متاسفم
معمولاً من باید خیلی التماس کنم تا یه نقش تو عروسیها داشته باشم
،و اگه موفق بشم یه نقشی تو یه عروسی گیر بیارم
شکی نیست که یا عروسی به یه زمان دیگه ،موکول میشه یا مکانش تغییر مینه
و یا از کشور دیپورتم میکنن و به یه دلیلی ،من نمیتونم تو عروسی شرکت کنم
و این خیلی مسخرس ولی همینه که هست
خب، خیلی ممنونم من اینو خیلی جدی میگیرم
،اینکه نقش ساقدوش رو تو عروسی داشته باشم .یه هدیه برام محسوب میشه
میگن فقط یه بار تو زندگیت
یکی وارد میشه که باید واقعاً قراره باهاش باشی
،همه چی روبهراهه ،ستارههای بخت چشمک میزنن
.جسم و روح در تعادل هستن
،"برای دوست من یعنی "جاناتان تریگِر
...اون شخص
من بودم
ولی از اونجایی که خودتون هم میدونید .من و جانی خیلی دوستداشتنی و خوشبرخورد هستیم
ما بردارانی از مادری متفاوت هستیم
ما از سال اول که تو دانشگاه آزاد بودیم، باهمدیگه دوستیم
،میدیدم که دم به دقیقه خانم بلند میکنه
...و هربار هم دست از پا درازتر برمیگرده
همیشه گریهکنان میومد پیش من
خیلی شرمآور بود
تو خیلی خوشِت میومد
،ولی یه شب اومد خونه .ولی اوضاع مثل گذشته نبود
اون قدیما که نوجوون بود، دوست داشت که
.یه مستندساز بشه
خدا رو شکر
،حتی وقتی که داشت برای امتحانات آخر ترم میخوند
،هیچ واکنشی به شوخیهای من نشون نمیداد
.حتی وقتی که با دست محکم میزدم تو ملاجش
و به این دلیل بود که اون طرفش رو پیدا کردهبود
زنی که قراره بقیه عمرش رو باهاش باشه
و اگه کسی صلاحیت اینو داشته باشه که ،بدونه مخاطب خاصش کیه
.اون من بودم
همسر اولش
.اون باهوشه، بامزهاست و زیباست
خلاصه بگم، اون زنیه که هر مردی آرزوشو داره
و فکر میکنم ما هممون داریم
،و این با یه دلتنگی و عشق همراه ــه
،خاطرات عاشقانه
که من پیکمو بالا میارم
"به سلامتی خانم "جاناتان تریگر
،گوش کنید، گوش کنید
،یه چیزی بهتون بگم
،میخوام یه چیزی بهتون بگم. دوستان من ،اگه مجبور باشم که "جانی" رو بدم دست یکی
هیشکی بهتر از "هالی" گیر نمیارم
"بهسلامتی "هالی
به سلامتی هردوتاتون
از یک تا ده به مستیش نمره بده؟
12
به نظرت ما به اندازه "دین" و "کورنتی" خوشبخت میشیم؟
نمیدونم والا. تا حالا ندیدم باهم دعوا کنن
منم همینطور
باید یه جِنده تو مقوله سکسشون باشه
،ما... ما یه دسر انار داریم که خیلی محشره
که البته با شربت فرق داره
گوش کنید، ما خیلی دوست داریم ،باهاتون باشیم ولی "کورتنی" باید صبح زود بیدارشه
برا همین منم باید شوهر خوبی باشم
هالی، گوش کن، هنوز هم دیر نشده، میتونی پس بکشی
شب خوش، دین
مامان، تو دوست نداری اینو ببینی ولی من به... به یه آغوش نیاز دارم
،میخوابم تا تاثیر مستیایم از بین بره .گوش کن، تو خیلی معرکهای
شب خوش - میدونین چیه؟ به من نیاز داری -
مواظب خودتون باشین.عجله کن، عزیزم
گوش کنید، رفقا، متنفرم از اینکه این حرف رو بزنم ولی منم مجبورم برم خونه
مجبورم - بیا داخل یه نوشیدنی بزنیم -
،فردا باید کله سحر پاشم .کُلی کار دارم فردا
فقط بیا بریم داخل یه نوشیدنی بخوریم - اون دلش نمیخواد بیاد -
مجبور نیست بیاد - یه بیست ساعت دیگه میبینمتون -
خداحافظ، عزیزم - شب خوش -
دوسِت دارم، پسرم - شب خوش -
جورج - مواظب خودت باش -
شب خوش - مواظب خودت باش -
روبهراهی؟
بهتره که زودتر بیدار شی - باشه، چطور مگه؟ -
...چون میخوام بیام خونه و
...لباسامو دربیارم
...بپرم رو تخت
.جوری وانمود کنم که ما یه دعوای مشتی رو داشتیم
!تاکسی
بعداً میبینمت
یه کتاب بخر
.مطالعه برات خوبه .دانش
خوندیش؟
.وایسا، وایسا .گوش کن، گوش کن
.من خوندمش .خیلی وقت پیش خوندمش
بهت کتاب نمایشنامه "پلهای مدیسون کانتی" رو هم اشانتیون میدم
فیلمش رو دیدم. خیلی خوب بود - میدونم که ازش خوشِت میاد -
...بسیارخب و
...و هیچی دیگه. منظورم اینه
منظورم اینه من هیچ کاری نکردم من... فقط گذاشتم که از پارتی بره
و هیچ چیز دیگهای بهش نگفتم
و حالا دیگه برای همیشه ترکم کرده
میخوام بگم، اون عشق من بود
کِنی، صادقانه باید بگم که خیلی خطرناکه که از کلمه "عشق" استفاده کنی
این کلمه چندتا موضوعات جادویی رو تداعی ،میکنه که ما هیچ کنترلی روشون نداریم
.مثل قسمت و سرنوشت
،اینکه رو این موضوعات تمرکز کنیم .باعث میشه که کار اصلی رو انجام ندیم
و واقعیت اینه که اگه درمان تو هم ،کاملاً درست پیش بره
به نظرم میتونی کلی آدم پیدا کنی که
.براحتی بتونی باهاشون خوشحال باشی
تو واقعاً به اینا اعتقاد داری، سارا؟
بله، واقعاً اعتقاد دارم
بفرمائین - ممنونم -
باید اول "بله" رو بگی
بله
یه چند لحظه صبر کن
...بذار - دارمش، دارمش، دارمش -
آخ، آخ، آخ - حواسم بهش هست -
حواسم بهش هست - آخ -
آخ
باشه، تو که برداشت بدی از این موضوع نمیکنی، درسته، سارا؟
منظورم اینه که، این فقط یه اتفاق بود، نه چیز دیگهای
نه. خدایا، سایزش رو درست میکنیم
خیلی قشنگه. دوسِش دارم
.تو... تو تغییر کردی ،میخوام به "رایان" تلفن بزنم
بهش بگم تو که بله گفتی
چرا؟ نگران بود؟
نه بخاطر تو
به خاطر تور
اون میخواست که ماهعسل رو تو برنامه زمانبندی جا بده
جزیزه "بورا بورا" چطوره؟
خیلی... سانتیمانتال و سکسی؟
اگه شما یه گلفباز باشین
،تو یه ساعتِ استراحت ناهارتون میتونین از این وقت استفاده کنین و
خودتون رو به نزدیکترین زمین بازی .گلف "منهتن" برسونید
برای گفتنِ این راهحل، خیلی دیر بود
این زمین گلف که قبلاً یه اسکلهیِ ،مخروبه بوده و پنج سال پیش بازسازی شده
این زمین به ساکنین این آسمانخراشهای سیمانی پیشنهاد میکنه که
شانسشون رو برای ،ضربههایی مستقیم و دقیق
کنترل صحیح ضربههای کوتاهشون، امتحان کنن
و از همه مهمتر، شور و نشاطِ گلف رو
.به اهالی شهر برمیگردونه
"نیک رابرتس" اخبار "ایاسپیان"، شهرِ نیویورک
.ایول، نیک حله. ممنون
آرتی، باید برم، باشه؟ - پس برداشت "بیرول" چی؟ - [نوعی تکنیک در فیلمبرداری و تدوین]
وقت ندارم. مراسم عروسی کاملاً وقتم رو پُر کرده
،سارا لاوسن لطفاً به پذیرش خودتون را معرفی کنید
برای برداشت "بیرول" جمعه میای؟
آره. هرچی تو بگی، رئیس - ممنون، قربان -
.من "سارا لاوسن" هستم سلام
حالتون چطوره؟ - ببخشید که دیر کردم -
تو جایگاه شماره 2 به شما نیاز هست
رفیق، زود باش. کارمون تمومه
،خب، سلام شاهدوماد
سلام، اوه، "لورن" کجاست؟ - اوه، "لورن" امروز مرخصی ـه -
اسم من "سارا"ست و امروز من قراره که تو موهات برینم
میدونی چیه؟
من با داشتن قیافهی "یه اصلاح معمولی مو" تو روز عروسیم
...ذوقزده نمیشم، پس - من فقط میخوام یه کم ازش کوتاه کنم -
میخوام بقیه عمرم رو با عکسهای عروسیم بگذرونم
فقط یه کمی - ...خواهش میکنم، میدونی، ام -
!واوو
♪ یه کم برام نمیخندی؟ ♪ - بیخیالِ خیابون "چارلز" شو -
منو ببر به ساختمون "نیویورک تایمز" تو خیابون 21ام، لطفاً
!مممم - ♪ سارا ♪ -
!هِله
دارم بهت میگم مدام بهش برمیخورم
.همش پیداش میکنم هِی اتفاق میافته
اون تو میدون گُلف بود
.یه زنِ بزرگسال با کون گُنده تو میدون گلف باشه؟
بعدش رفتم چون ،باید "سارا" موهامو کوتاه میکرد
،و اون یارو کنار تاکسی .اون داشت با "سارا" آواز میخوند
دارم بهت میگم که سرنوشت داره ،اون رو به سمت من میکشونه و آشکار میکنه
.بدجور رفته رو مخم
تو تا سه روز دیگه ازدواج میکنی - حرف منم همینه -
.این کار کاملاً دغلبازی ـه بهش فکر کن
چرا میخوای رابطهت با "هالی" رو بخاطر
جستجو برای یه خیال واهی، به خطر بیندازی؟
گوش بده چی میگم، رفیق
از اینکه عاشق "هالی" هستم کاملاً مطمئنم، باشه؟
و شاید هر دفعه که ،عاشق کسی بشی
،کاملاً یه تجربهی متفاوت ـه پس مقایسهشون کار اشتباهی ـه
...متوجهام، ولی - بله -
...بسیارخب
مثل این میمونه "هالی" قسمت دوم فیلم "پدرخوانده" است
اون چیه؟
"قسمت دوم فیلم "پدرخوانده اسمِ یه فیلم خارقالعاده است
.شاید بهتر از نسخهی اصلی باشه خب؟
ولی مهم نیست که تو چقدر ،قسمت دوم "پدرخوانده" رو دوست داری
باید حتماً قسمت اول و اصلیش رو ببینی تا
متوجه داستان بشی و قسمت بعدی رو ببینی، درست میگم؟
یالا. این درخواست زیادیه که از قدیمیترین دوستم کمک بخوام؟
خود تو یه ازدواج افسانهای داشتی
من ساقدوشم
تو داخل بزرگترین روزنامه جهان کار میکنی
چرا کمکم نمیکنی که پیداش کنم؟ - :بذار یه چیزی رو بهت بگم -
،برخلاف اذعان عمومی نیویورکیها .روزنامهی "تایمز" همهچیزدان نیست
.نام خانوادگیش رو نیاز دارم کد تأمین اجتماعیش رو نیاز دارم
...اگه ما اون کتاب رو پیدا کنیم - این... بیفایده است. خودتم میدونی -
مگه اینکه ما همهی کتابفروشیهای نیویورک رو بگردیم
اینکار رو کردی. سالها پیش
یادت میاد؟ - شاید یه کتابفروشی رو از قلم انداخته باشم -
شاید یکی کتابه رو خریده باشه و بعد پسش داده باشه
بیا یه کاری کنیم. میدونی چیه؟ من نمیخوام تو این ماجرا باشم
باشه؟
شاید دارم وسواس میشم
دارم بهت میگم که زنهای انگلیسی قیافشون خیلی با سنشون جلو نمیره
میدونی، منظورم اینه که شاید سالها پیش، آره، اون تیکهای بوده واسه خودش
میدونی، اون شاید شبیه "بیبی اسپایس" بوده [منظور "اما بانتون" عضو گروه انگلیسی "اسپایس گرلز" ـه]
...ولی الان میتونه شبیه
اسپایزِ چروکیده" شدهباشه"
عجب اصلاحی - اوه. ممنون -
بهم بگو که دوسَم داری - دوسِت دارم -
یه چیز عاشقونه بهم بگو - مثل چی؟ -
...نمیدونم. مثل
من تنها دختری تو جهان هستم که برای تو ارزش دارم
!اوه، خدای من، غذام سوخت
درهرصورت، من کمدتو خالی کردم
باید برای ماهعسل باروبندیلمون رو ببندیم
خدایا، از این ساختمون متنفرم
!خفه شو
!با اون نکوب بهش
!جان - چیه؟ -
برم یه داد و هواری سرِ تأسیساتیه بزنم
نمیدونم چرا خراب شده
هفتهی پیش گفتی که درست شده
سلام، جان - سلام -
خدایا، این خونه شبیه مخروبه شده
ممنون، جرالد - جرالد، اینجاست -
!من باید برم. اومدم
یالا! میخوام ببینم ...میخوام ببینم! میخوام ببینم
فکر میکردم دنبال الماس با تراش گِرد بودی
چرا؟ کِی این حرف رو زدم؟
دقیق مطمئن نیستم. ولی، منظورم اینه، وقتی جوونتر بودیم، فکر کنم
اوه، خدایا. وقتی که جوونتر بودم، میخواستم با "بوریس بِکر" ازدواج کنم، مگه نه؟ [تنیسور مشهور آلمانی]
سلام، بچهها - !سلام -
چطور بود؟ - ...خب، باید بگم -
اون آهنگ آخری واقعاً از خواهر من الهام گرفته شده بود؟
هر هنرمندی به منبع الهامی نیاز داره
کی میخواد خبر خوب بشنوه؟ - هِی، من بخاطر خبر خوب بهت پول میدم -
نه. بهم پول میدی تا خبرای بد رو دور کنم
بنال خبر رو
بلیطهای "لارس" تو استکهلم ظرف مدت هشت ساعت فروخته شدند
!واو
این یعنی اینکه باید اجراهای بیشتری اضافه کنیم
...پس پاریس رو میترکونیم و بعدش
ببخشید. ام، من نمیخوام ،جشن کسی رو خراب کنم
ولی "لارس" و من از قبل برای ،ماهعسل و عروسیمون برنامه ریختیم
و به مریضهام تاریخی که .نیستم رو اعلام کردم
خب، عزیزم، مریضهات یه چند هفته بدون تو میتونن سَر کنن
.راست میگه، سارا. منظورم اینه
یه چند هفته بیشتر موندن تو اروپا که .آسمون رو به زمین نمیاره
کارولاین" داره اصرار میکنه که" بیشتر بمونین چون
.میخواد که ما نگهبانی خونه شما باشیم
آره، ممنون. میخواستم وقتی که مست کرده، اینو ازش درخواست کنم
راستش، این فکر خوبیه - واقعاً؟ -
آره! بیخیال، کیپ. بیا قبل از اینکه "سارا" نظر "لارس" رو تغییر بده، از اینجا بریم
حرف اشتباهی زدم؟ - ...نه، فقط -
برنامهی کاری بسیار شلوغی دارم و .بیمارهام هم مهم هستن
دوست ندارم که تو دم آخری تاریخ برنامههامون رو تغییر بدیم
میدونی چی میگم؟
ببخشید. عذر میخوام
به کمکتون برای تأیید طراحی این تی-شرتها برای استرالیا نیاز دارم
اوه، مشکلی نیست - شما که مشکلی ندارین، مگه نه؟ -
میشه بعداً این کار رو انجام بدیم؟ - بله -
مشکلی نداره
.این هم نوشیدنی بابونه برای شما خانمها خوب و گرم و تازه
خیلی خوب - ...اما، ایو -
.سارا، اون فقط پوستر یه فیلم بوده چیزی مهمی نیست
ولی عجیبه، درسته؟ تو اینطور فکر نمیکنی؟
ببین، فکر کنم تو زیاد رفتی تو بهر "این چرندیات "عصر جدید
مثل طالعبینی و فنگشویی و از این چرندیات
ایو، برای کسی که خودش یه فروشگاهِ لوازمِ عصر جدید"ی داره، خیلی زمینی فکر میکنی"
اوه، جدی؟ ،من باب اطلاعات باید بگم که
.تو یه کم خُلی بارها اینو بهت گفتم
.ببخشید شمع "کازانووا" دارین؟
بله. در واقع، داریم
میدونین چیه؟ اونورِ قفسه کنارِ دستگاهِ بوخور "کالیگولا" رو ببینین
،و اونها برای فروش هستن پس امروز روز شانستونه
بسیارعالی. میبینی، این جور میشه
وقتی که ملت رو زندگی به سبک "عصر جدید" چِت میکنن
مینشینن تو خونه و ،شمع برای آقای "رایت" روشن میکنن [رایت=درست، الان]
وقتی که آقای "برای الان کافیه" تو گوشهی بار منتظره
سلام، اوه، آره
خیلی رو مُخه این کُسخل
و من باید پیداش کنم - من سه ساله که اینجام -
...پس این - آره، ملتفتم -
ولی کامپیوترهاتون... سامانهی کامپیوتری شما خیلی وقته که اینجاست
فکر کنم... فکر کنم شما دارین وقت منو میگیرین، آقا
نه، نه. اینو ببینین - کاری از دستم برنمیاد -
موضوع خیلی حیاتی و سرنوشت سازه - شما نمیتونید بیاین اینور -
نمیتونید بیاید اینور پیشخون
لطفاً از این خط عبور نکنین - متوجهم -
ممنونم - داره سوءتفاهم پیش میاد -
تمام چیزی که میخوام، اینه که اگه بتونین فقط
این شماره حساب رو تو کامپیوترتون بزنین
.و اسمشو بهم بگین
اوه، میدونم قضیه چیه ...وقتی که اینجور داری میری جلو
نــه
بسیارخب
20دلار کمکی میکنه؟
اگه بازرس بهداشت بودم، شاید میشد
گوش کن، این خیلی مهمه
.اوه، پسر، دوباره اومدی اینور از خط عبور کردی
باید اون طرفِ پیشخون وایسین
.نمیخوام دوباره تکرار کنم اون پشت بمونید. ممنون
بیا نقد حسابش کنیم، هان؟ چقد آب میخوره؟
من باید اسمش رو بدونم
خب، من یه کم از مقدار فروش هفتهگیم عقبم
جدی؟ - فقط محض اطلاع گفتم -
....باشه. ام، میخوام
ببین پاهام کجاست. درسته؟
انتخاب خوبی کردین، قربان - ممنون -
...شماره حساب 029351
فکر کردم گفتین میخواین تو کمبود فروشم کمکم کنین
.این کراوات 95دلاره هنوز 700 دلار کم داریم
700تا؟
700 - این دیگه رسماً اخاذیه -
این مهارت در فروشندگیه، قربان
من چی کموکسر دارم؟ فاکتورش کن
خب، ما یه کراوات ارغوانی داریم - ممم -
با کراوات ارغوانی چیکار میشه کرد؟
مثل شعبدهبازها شدم
بسیارخب، زِبل خان
.کُل جنسهای بهاره رو خریدم خوشحال شدی؟
حالا دیگه شماره حساب رو بررسی کن
بررسیش کردم قبلاً
.شماره حسابش غیرفعال ـه هیچ اطلاعاتی ازش تو کامپیوترهامون نیست
!اونو بده به من - !بیفت دنبالم -
بیفتم دنبالت؟ چی؟ دیوونه شدی؟ - !از خط رد نشو -
!از خط عبور کردی - !ایقد این حرف رو نزن و گرنه نفلهت میکنم -
حالا، بهتره یه راهی پیدا کنی که !کمکم کنی
میتونم یه راهکار دیگه بهت پیشنهاد بدم - زود پیشنهادش کن -
وقتی که مشتریهای ما ، کارت اعتباری میکشن
یه هارد از کپی اطلاعات به ساختمون انبار تو محلهی "کوئینز" میره
تنها چیزی که لازم داری شماره حسابه که ،خودت داریش
.و میتونی اطلاعاتشو پیدا کنی
با این همه، بازم به یه کارمند نیاز داری تا بتونی بری داخل
...به یه کارمند نیازی داری
.تا ببرتت داخل
کروکودیل [جنسِ کفش]
هال
هالی
طبیعی
واقعاً؟ - آره. واقعاً طبیعیه -
نه، نه،نه. کات، کات، کات - مشکل چیه؟ -
مشکل اینه که نمیشه با یه "شهنا" جلوی یه لشکر از وایکینگهای خونخوار رو گرفت [شهنا نوعی ساز بادی محبوب در هند و پاکستان]
غیرمنطقیه - نه، ببین... نه، نه -
ببین، تو داری با آروم کردن اونا از طریق موسیقی، تسلیمشون میکنی
.نکتهی اصلی آهنگ هم همینه، واقعاً "تسلیمشدن مرموز"
فکر نمیکنی این یارو قیافش نشون میده که از موسیقی متنفره؟
نه سلام
سلام، عزیزم
.حالا، این یارو، این یارو شبیه "الک گینس" ـه خیلی خوبه [بازیگر فقید جنگ ستارگان]
جنگ ستارگان "بازیگر نقش "اوبی-وان
بسیارخب، بسیارخب، دارن چیکار میکنن؟ اون رفتارشون برای چیه؟
به چی فکر میکنن؟ اونا کی هستن؟
بهت میگم، اونا کَف کردن و .زبونشون بند اومده
.و سپاسگزار و گرسنه هستند با حقوق کم
چرا اونا ازم نمیخوان که تو روستا بمونم و جشن بگیریم؟
حتماً. سارا، علیکِ سلام - سلام -
میشه چند ثانیه صحبت کنیم؟ - حتماً -
بسیارخب، پس من کمکم رفع زحمت کنم، دوستان
.لارس، برنامه رو بهت میگم ،من با کارگردان صحبت میکنم
و ازش میخوام که .تو اون بخش تغییراتی اعمال کنه
خوب میشه. خوب میشه - بهش راجع به جشن هم بگو -
چی شده؟ - کلیدهام رو دیروز گفتم کردم -
!اوه، عجب مصیبتی
.و تو فریزر پیداشون کردم
متوجه نمیشم. شوخیه؟
.نه، لارس، شوخی نیست حس میکنم دارم خُل میشم
بخاطر برنامهی عروسی و تور اجرا و بیمارم ـه
یه کم زیادیه
باشه، سارا، ببین. ما فردا صبح ...اینجا رو به قصد تورنتو ترک میکنیم
پس حالا رو من خراب نشو... - میدونم، میدونم، میدونم، میدونم -
و به همین دلیل فکر میکنم به یه کم استراحت نیاز دارم
منظورت از یه کم استراحت چیه؟
نه، منظورم از اون استراحتها نیست
منظورم یه آخر هفتهست تا بتونم انرژیمو دوباره بدست بیارم و ذهنم آزاد بشه
هِی، این مسئله هیچ ربطی به اون شب نداره
.فقط بهش نیاز دارم بخاطر خودم بهش نیاز دارم
ولی تا موقعی که تو نگفتی، نمیرم
مشکلی نیست - ممنونم -
بسارخب. کجا میری؟ کجا میری؟
اوه، نمیدونم نیویورک، شاید
تولدت مبارک - اوه، خدای من -
جدی میگی؟ مسافرت برون شهری
آره، همین نظر رو دارم
ممنون. به زودی باهات حرف میزنم - باشه -
!باورنکردنیه. اوه، خدای من
سارا، جدی میگم، این واقعاً نظر لطفته
اوه، بیخیال. یعنی یه دختر نمیتونه یه کار خوب تو تولد دوستش انجام بده؟
و مطمئن باشم که سلام گرگ بی طمع نیست؟
خب، یه جورایی با طمع هست
من هفته دیگه ازدواج میکنم و
دوست دارم که آخرین خوشگذرونیم رو با بهترین دوستم انجام بدم قبل از اینکه
.تو کلیسا بله رو بگم
خیلی خوبه. ولی، میدونی، ازت خوشم نمیاد
اوه، ممنونم
میریم نیویورک؟ - !آره. ایولا -
!هِی! ببخشید
چرا ایقد نگران و عصبی هستی؟ - چون داری میترسونیم، باشه؟ -
جای دیگهای نیست که بری؟ - اوه. ببقشید -
و تو داری چیکار میکنی؟
،خب، دوستِ متصدی فروشِ من من برای یه نشریه، مقاله مینویسم
.شاید اسم نشریه رو شنیده باشی "بهش میگن "نیویورک تایمز
اوه - آره -
سلام. کی؟
دین؟ و شما کی باشین؟
.آم... گوشی دستتون سردبیر مجلتون
سلام. نه
وقتِ... وقت نکردم اونو بنویسم
اینم... اینم همینطور
،اوه، با کمال احترام، قربان همهی اونا تا فردا هم مُرده باقی میمونن
باشه. ممنونم خداحافظ
تو برای مراسم ترحیم و تدفین مینویسی - دقیقاً. بله -
باید خیلی به خودت افتخار کنی - اوهوم. من کسی که آخرین کلمات رو مینویسم -
امشب نه - چرا، همین امشب -
فکر نمیکنم - دقیقاً -
احتمالش کمه - زر نزن -
آخرین خط
.نمیدونم. نمیدونم چشمام دارن از حدقه میزنن بیرون
.چشمام داره از حدقه میاد بیرون بهم بگو که این شمارهها مطابقت دارن
بده، بهت میگم
بذار ببینمش - نکن -
شماره 0293 ـه؟
0293تبریک میگم - گیرش آوردی؟ -
فکر کنم پیداش کردی - امکان نداره -
ولی حیف که نام خانوادگیش ناخواناست
خب،این تقصیر خودشه جای انگشت خود "جاناتان" ـه
وقتی که برگه رو قاپید، انگشت شستش ...صاف رفته رو
.اسم طرف
.کاملاً. شوخی کردم شستِ دست من خرابش کرد
میشه بس کنین؟ - شوخی کردم -
اون کاغذ کاربن ـه
به نظر من بهمین دلیل که آمریکا ردش کرده
آدرسش چیه؟ این آدرسشه؟
قضیه مال 7 سال پیشه، رفیق
برو تو ادارهی املاک ساختمانی که
بهت بگن که 7 سال پیش کی اونجا زندگی میکرده
آپولو که نمیخوای هوا کنی
ممنونم
منطقهی سفید فقط برای بارگیری سریع و #
.تخلیه مسافران ـه # پارک ممنوع
سلام - سلام -
کجا بریم؟ آره، کجا داریم میریم؟ -
...اوه، باشه، ما رو ببر به
هرجایی تو نیویورک... - ببخشید؟ -
.هرجا هرکجا که عشقت کشید
این که نشد مقصد، خانم - وایسا ببینم. تو جایی رزرو نکردی؟ -
اوه، بسیارخب، ایو، لطفاً از دستم عصبانی نشو - چی؟ -
اوه، نه. باورم نمیشه
یه قسمت از ایالت رو بهم بگین، خانمها
ببین، میخواستم تو هواپیما بهت بگم
میدونی چیه؟ خیلی نابکاری، سارا
من که پیشگو نیستم - !ایو، صبر کن! وایسا -
یه لحظه صبر کن
!ایو. ایو - تو به من کلک زدی -
میدونستم اگه بهت حقیقت رو بگم باهام نمیای
و نیاز داشتم که بهترین دوستم پیشم باشه
داری چیکار میکنی، سارا؟
صادقانه بگم، سارا، دیگه نمیتونم درکت کنم، متوجهی؟
.خواهش میکنم، یه چیزی بهم بگو یه چیزی بگو که
.یه کم منطقی باشه
تو طول پرواز کلاً درحالی که به آسمان زُل زده بودم، داشتم فکر میکردم
نه راجع به نامزدم، بلکه راجع به شخصی مرموزی که
.یه میلیون و نیم ساعت پیش ملاقات کردم
...شخصی که حتی یادم هم نمیادش، به جز
.یه تصویر مبهم که تو ذهنم ازش دارم
.فقط چند ثانیه بود یه لحظه، دراصل
...و اون لحظه مثل این بود که
تو اون لحظه، کُل کائنات دستبهدست هم .داده بودند تا ما رو بهم برسونن
برای اینه که اینجام
بخاطر اینه که میخوام سرنوشت من رو هرکجا که میخواد ببره
،چون وقتی که این داستان تموم بشه
.دیگه هیچوقت بهش فکر نمیکنم
بیا دعا کنیم که اون یه فاشیست کچله که
.عَن دماغشو زیر صندلی ماشین پاک میکنه
سلام - سلام -
میشه منتظر بمونی؟
کجا میرین؟
بهتره که برام یه کیک تولد بزرگ بگیری، این تموم چیزیه که میخوام
مقصدتون رو میگین، خواهشاً؟
محله والدورف، فکر کنم - بالأخره آدرس رو داد -
بسیارخب، ما از این طرف... میریم
و منم دنبالت میام
.یالا، خودت میتونی از پسش بر بیای کامپیوتر رو روشن کن و یه نگاهی توش بنداز
من حتی مطمئن نیستم که بتونم این اطلاعات رو به تو بدم
چرا، میتونی. چرا نمیتونی؟
چون من تازهکار هستم، باشه؟ قوانین رو نمیدونم
یه چند ماهه از دانشگاه اومدی بیرون و داری مثل این رفتار میکنی که انگار جزئی از دَمودستگاهشون هستی
...نه، نه، نه، نه، نه پس قانون حریم خصوصی چی میشه؟
.قانون حریم خصوصی رو وِل کن میدونی قانون حریم خصوصی چیکار میکنه؟
نه - این قوانین از میلیونرها مواظبت میکنن -
میدونی اون میلیونرها کی هستن؟
کی هستن؟ - بهش بگو که کی هستن -
بهش بگو - بچههای همسنوسال تو -
یه مشت دانشجویِ ترکتحصیلکردهیِ صورت جوشجوشی
با ایجاد شرکتهای اینترنتی که ،فرآوردههای غیربُتنی تولید میکنن
و "خدمات غیرقابل حیات" ارائه میدهند، به پولهای هنگفت ناسالمی به جیب زدند و هنوز
در حال مدیریت سودهای سهامدارانِ تنبلِ .سفتهبازِ مادرجنده هستند
در این اثنا، به عنوان یه عضو عذاب دیدهیِ ،از طبقهی کارگری محروم
تو حرف از حفاظت از کشتزار دیجیتالی این مالکها میکنی؟
پشمام ریخت! یالا
یالا
شماها میخواین که اجارهنشین تو سال 1994 رو بدونین؟ - دسامبر، اگه دقیقتر بگیم -
مستأجر شما اینه - سباستین مینیون"؟" -
نه. "مینغون" فرانسویه
نه، ما دنبال شخصی به نام "سارا" تو اون آپارتمان هستیم
مطمئنی که اشتباه نمیکنی؟
شاید اون دوستپسرش بوده
.ممنونم. هِی، تو کار درست رو انجام دادی جدی میگم
کارت خوب بود، رفیق
فهمیدی م-ی-ن-ی-و-ن
فهمیدی؟ ایولا
خیلی ممنون، سالی باید خیلی دوسِش داشته باشی
آدرسش کجاست؟ - بروکلین -
...بسیارخب، بذار
بیا با مترو بریم - یه لحظه وایسا. وایسا -
یه چیزی رو فراموش نکردی؟
اوه، چی؟ - تمرین عروسی. جشن مجردی -
وقت زیاده. وقت زیاده. زود باش - مطمئنی؟ -
آره. باید بریم "بروکلین". زودباش
...بسیارخب !پرادا [برند تخصصی مُد ایتالیایی]
!اوه، خدای من
!اوه! پرادا
اوه، من عاشق این وسایل هستم
این 20 تا آب میخوره - 20دلار؟ -
ایو، این کاملاً تقلبیه
."حداقلش مال من نوشته "پرادا "مال تو نوشته "پرادو
جدی؟ خب، میتونم با یه دلار یه مارک تغلبی بچسبونم روش و درستش کنم
میخرمش. 20 دلار گفتی؟
.همین پشته بفرمایین
دو سطل توپ گلف به قیمت یه سطل توپ امروز در مجموعه ورزشی "چلسی پیرز"
پس الان کجا داریم میریم؟ - نمیدونم -
خانم، خانم، شما گلفباز هستین؟ - یه احساسی... یه چیزی رو احساس میکنم -
میخواین گلف بازی کنین؟ با 50 درصد تخفیف - درست همینجایی که وایسادم -
هی! تو کی هستی؟
باورتون میشه؟ !تو سطل توپ...واوو
میشه کمکم کنین، خانم؟ آره، آره، کمکم کنین بلند بشم
اوه، خدای من. حالتون خوبه؟ - توپ سالمه؟ -
.آره، پشت سرم سالمه؟
!اوه، خدای من
.حالم خوبه. ممنون میشه برگههای آگهی رو بهم بدین؟
بفرما - بسیارخب -
این یه نشونه است - دو سبد توپ گلف -
!تاکسی - !سارا -
!قرصهاشو نخورده
!اون باید اینجا باشه
باید اینجا باشه. میتونم حسش کنم
ببخشید. خانم؟ - بله؟ -
جلو دوربین رو گرفتین - !اوه -
اوه. عذر میخوام
حسینی بای، واحد مرکزی خبر، تهران
!اوه - میدونی کیا گلف بازی میکنه؟ -
کسایی که برای تنیس بازی کردن، خیلی چاق هستن
مثل اون یارو
خب، این یه موقعیتِ خاص ـه
بعدشم، مگه چند بار تو عمرت پسرت ازدواج میکنه؟
گُل گفتی
میدونی چرا این بازی رو دوست دارم؟
نه. چرا؟ - بهت میگم -
اگه سالها هم این بازی رو انجام ندی، وقتی که دوباره میای سراغش، هنوز توش قوی هستی
خب، من خودم، الان پنج ساله که بازی نکردم
شوخی میکنی
!اوخ - !اوه -
حالت خوبه؟ - خوبم -
معذرت میخوام
!ایو، مواظب باش - بزن -
!اوه - اوه، خدای من، خیلی معذرت میخوام -
...من، خیلی معذر حالتون خوبه؟
.لطفاً یه چیزی بگو یه چیزی بگو
فکر کنم مادهی پُرکنندهی دندونم رو قورت دادم
ممنون که ما رو راه دادین داخل
خب، آقای "میمون"، ما یه سوال عجیب و یه جورایی شخصی از شما داریم
"مهمون"
"آقای "میمون
مهمون". مثلِ میمون"
آقای "میمون"، چند سال پیش، شما با دختری به اسم "سارا" زندگی میکردین؟
،یه دختر جذاب، مو مشکلی، یه جورایی مرموز
.میدونین، واقعاً یه دختر شگفتانگیز
بله [به فرانسوی]
اطلاع دارین کجا میتونیم این شخص رو پیدا کنیم؟
نه، اطلاع ندارم
نام خانوادگیش رو به خاطر دارین؟ - نه -
اوه، جان من؟ یعنی حتی نام خانوادگی دوستدختر سابقت رو به یاد نمیاری؟
منظورم اینه که باور این موضوع خیلی سخته
شما متوجه نیستین
.اون دوستدختر من نبود فقط یه همخونهای بود
فقط برای یه مدت بسیار کوتاهی پیش من موند
...اون از طریق - بنگاه املاک؟ -
آره، آره، آره ...اون با دوستپسرش یه چند ماهی اینجا موند
دوستپسرش به تخمم هم نیست - و بعدش دوستپسرش خیلی زود از اینجا رفت -
و تا آخر سال هم دختره از اینجا رفت. همین
،بله، ولی چیزی جا نذاشته
یه چیزی که نام خانوادگیش روش باشه مثل یه رسید بانکی، قبضی چیزی؟
مثل یه تیکه چمدون؟ - نه. نه، نه -
.هر چی که بتونه کمک کنه.، واقعاً هر چیزی
یادمه اون رو من نشست
اون... اون رو تو نشست؟
آره. برای مدتی روم نشست
...اون خیلی
.الهامبخش بود
فکر کنم برای همین بود شروع به نقاشی کردن اون کردم
.اوه. اون به عنوان سوژه نقاشی برات نشست معذرت میخوام
منم همین رو گفتم دیگه
همین رو گفت دیگه - درسته -
همین رو گفتم - دقیقاً -
اون نقاشی رو داری؟
هِی، الان ببین این همه داستان برای کی بوده
میدونی، الان چهرهشو میبینی
بسیارخب. آره
خودشه، درسته؟
.آره، دقیقاً مخصوصاً دور چشماش
،البته من منظورم یه چیزی بریتانیایی بود
.میدونی، با تاج و کوپال
اسم اون بنگاه املاکی رو داری؟
اونا ممکنه که اطلاعاتش رو داشته باشن - دقیقاً -
آره. اسم اون بنگاه املاکی رو داری؟ - نه، ندارم -
ولی اگه کمکی میکنه، آدرس بنگاه املاکی رو یادم هست
!کاملاً کمک میکنه - بله! آدرسش کجاست؟ کجاست؟ -
"محلهی "منهتن - کجای منهتن، آقای "مینیون"؟ -
تو خیابون 60اُم
شرقی یا غربی؟ - ...نزدیک اون -
سمت چپِ اون مغازهیِ ...شیرینیفروشیِ باشکوهِ کوچولوی به نامِ
«سرندیپیتی» [!جالبه بدونید این کلمه کاملاً ریشه پارسی دارد]
همین بود
آماده... آماده شو
.تولدتون مبارک مجانیه
ممنون
ممنون
اوه، من خیلی دوستِ بدی هستم
نه، اگه آواز بخونی دوست بدی میشی
ایو، خیلی ممنون که باهام اومدی
خواهش میکنم
،سارا، میدونی این واقعاً یه تفکر خارقالعادهست
،این تفکر که زندگانی
که همهی تکتکِ وقایع، قسمتی از یه برنامهی بزرگتر هستد که
که طراحی شدهاند تا ما رو به سمت .عشق زندگیمون راهنمایی کنن
ولی اگه این واقعاً درست باشه، پس هدف از زندگی چیه؟
یا تصمیمگیریها؟
اصلاً چرا باید کلهی سحر از رختخواب بیام بیرون؟
برای کیک؟
نه. برای کیک نه
برای اینکه تو مرتکب اشتباه بشی
اشتباهاتی مثل این سفر
،و اگه به اندازهی کافی باهوش باشی میتونی از این اشتباهات درس بگیری
.خودت بهش پِی میبری تو... قدرت تفکر داری
تو... تو میفهمی که زندگی یه صحنهیِ پیچیده بازیگری
.با علائم راهنمای برای بازیگرا نیست زندگی خیلی بالا و پایین داره، سارا
زندگی... زندگی خیلی ناآرامی و آشوب داره
الان باید تسلیم بشم، مگه نه؟
سارا، تو یه نامزد داری که ،به جز موسیقی عجیب شرقیش
که امیدواریم گذرا باشه، بیا ،امیدوار باشیم
.تو رو خیلی خیلی خیلی دوست داره
این تسلیم شدن نیست. این بزرگ شدن ـه
بیا از اینجا بریم
باشه
خودشه - اوه، بگیرش -
یه مغازهی لوازم عروس ــه - اوه، خدای من. دستمون انداخته -
همینجا وایسا. الان برمیگردم
چرا؟ - همینجا بمون -
ساعت چند چنده؟ - اوه، حدودای هفت و نیم -
درسته. درسته
مغازهشون به مرکز شهر منتقل شده. اگه به ترافیک نخوریم، میتونیم به موقع برسیم
تمرین مراسم عروسی کِی ـه؟ - نمیتونم -
!تاکسی - دیگه تمومه، رفیق -
چی؟
چی میگی؟ - چطور میتونم اون رو نادیده بگیرم؟ -
"عروس لعنتی رو خوشحال کنید"
چی؟ - دیگه واضعتر از این نمیشه -
.من نباید این کار رو انجام بدم تو طالع من ننوشته
این... این یکی دیگه از سرنخهاته، رفیق
بیا راجع بهش تو تاکسی حرف بزنیم. بریم
این سرنخ نیست. یه نشونه است
خب، تفاوتش چیه؟
سرنخ چیزیه که کارآگاهها ازش استفاده میکنن تا متهم رو پیدا کنن
...رسیدهای دریافت، فروشگاه، اون یارو فرانسویه
اینا سرنخ هستند. این یکی نشونه است
من هیچ وقت اون کتاب رو پیدا نمیکنم، این یه نشونه است
سارا هیچ وقت اون اسکناس 5دلاری رو پیدا نمیکنه. این یه نشونه است
چطور ممکنه یه چیزی اتفاق نیفته و یه نشونه باشه؟
شاید وجود نداشتن خود اون نشونه، یه نشونه باشه
مگه نه؟
منطقیه
.ببین، من نمیدونم، رفیق شاید سرنوشت وجود نداشته باشه
و اگه وجود داشته باشه، برای من یکی کار نمیکنه
میدونی، نباید اینجوری تموم بشه، درهرصورت
میدونی ما باید پرده رو پس بزنیم و جادوگر رو ببینم، باشه؟
خودتو به پایان رودخونه برسون - این جا دیگه پایان رودخونه است -
تمرین مراسم عروسی من یه کمتر از یه ساعت دیگه شروع میشه [تمرین مراسم: یکی از سنتهای آمریکاییها]
عروس منتظر منه
اجازه بده... اجازه بده یه چیزی ازت بپرسم. باشه؟
اگه "سارا" همین الان اینجا بود، پووف
ازت میخواست که چیکار کنی؟
بهم میگفت که برم، نه اینکه ،تا "والدورف" بیام
چون تمام نشونهها دارن ازدواج کردن .رو به من نشون میدن
.ببین. لباسهای عروسی کلی لباس سفید
بسیارخب، متنفرم که چیزهای ...بدیهی رو بیان کنم
بیانش کن - باشه -
اگه این کار رو انجام ندی، شاید هیچ وقت نفهمی که "سارا" کی بوده
شاید هیچ وقت قرار نبوده که بفهمم
شاید تمام این ماجرا یه هزارتو ـه که
طراحی شدهبوده تا من رو .مستقیم به جایی که بودم، برگردونه
که "ازدواج کردن" ـه
!قرصهاشو نخورده
هالی؟ - !اوه، خدای من، ایو -
!چه اتفاقی چطوری؟
خوبم - اوه، خدای من -
سارا، باورت میشه که من ارشدِ خوابگاهِ "هالی" تو دانشگاه بودم؟
خندهدار نیست؟ اوه، من معذرت میخوام. این "سارا" ست
سلام. از ملاقاتتون خوشحال شدم - منم از ملاقاتتون خوشحال شدم -
...اوه، خدای بزرگ. چند سال گذشت یه هشت یا نه سالی میشه حدوداً
...ایو من با "ایو" به دانشگاه بوستون رفتم
خب، معرکه نبود؟ - آره. چطور بود؟ -
خب اینجا چیکار میکنی؟
من فردا ازدواج میکنم - جدی؟ -
آره - تبریک میگم -
تبریک میگم - !واوو -
ممنون - تو این هتل؟ -
.آره، ساعت 12 ظهر راستش الان داریم میریم مراسم تمرین عروسی
چرا نمیای که تماشا کنی؟ - چرا نمیری؟ -
باشه، حتماً. خیلی دوست دارم بیام و تماشا کنم
و میتونی رفیقت رو... هم اگه میخوای بیاری
!اوه - اوه! نه، نه -
...من باید برم طبقه بالا و به نامزدم زنگ زنم
که یه مَرده... - اوه! باید خیلی افتخار کنین -
بسیارخب، خوش بگذره - باشه -
بعداً برات تعریف میکنم - باشه، خوبه. خوبه، خدحافظ -
خدحافظ، لزبینِ خانمبازِ عزیزم
.شوخی کردم یه شوخی پشتوانتیِ که بین خودمونه
لارس؟
چیکار میکنی؟
از کجا فهمیدی من کجام؟
حس ششم - واقعاً؟ -
نه. از راهنمای هتل نیویورک کمک گرفتم
برعکس حروف الفبا، من از حرف "ز" شروع کردم
سارا، خیلی دلم برات تنگ شده بود
معذرت میخوام. تو رو برای اینکه یهو رفتی سرزنش نمیکنم
من خیلی... رو آلبوم و موزیک ویدئو تمرکز کرده بودم
من، جاناتان، تو یعنی "هالی" رو ،به عنوان همسرم برمیگزینم
و قول میدهم که دوسِت داشته باشم و
.از این روز به بعد تو رو همسر خود بدانم
و طبیعتاً، جاناتان، تو باید به "هالی" نگاه کنی
و اون وقتیه که مراسم واقعی تموم میشه
ببخشید - چیه؟ -
خب، ببینین، من یه کم کمک اونور لازم دارم
و بعدش.. بعدش دیگه تو ازدواج کردی
هال، اون دختره کیه؟ - هان؟ -
اوه، اون دوست قدیمیم "ایو" ـه - اوه -
بسیارخب، دوستان، تموم شد
و مراسم عروسی رو فردا صبح یادتون نره
و ساعت 9 آمادهی عکس گرفتن باشین
آره، آره. متنفرم از اینکه یه چیز خوب رو بهم بزنم ولی
یه شش تا رقاص برهنه منتظرمون .هستن. دیرمون شده
منظورت همون "رقاص شكم" ـه - نه، نه. منظورم دقیقاً "رقاصهای برهنه" است -
زنهایی که همه لباسهاشونو درمیارن - گوش کن، ساعت 9 میبینمت -
ولی یادت باشه که به "جودی" قول دادم که ساعت 10 خونه باشم
عالیه، آقای "مک کینلی"، یه ساعت وقت دارین که عیاشی کنین
بسیارخب، بریم تو کارش - سلام، عزیزم -
دین، قبل از اینکه "جاناتان" و بابا ،رو ببری تو مراسم مردونهات
.باید با شاهدوماد حرف بزنم
.باشه. عروس خوشگله من تو تاکسیام
سلام. میخوام با "جاناتان" آشنا بشی - سلام. از ملاقاتتون خیلی خوشحال شدم -
دوست دارم فردا تو مراسم عروسی شرکت کنی
اگه نیای ناراحت میشیم - واقعاً؟ -
آره - خیلی خوبه -
و مراسم فردا ظهر ـه؟
آره، و اگه بخوای میتونی دوستت رو هم با خودت بیاری
باشه - حتماً بیا -
واوو. حتماً میام
ممنون. خیلی خوبه
فردا میبینمت - فردا میبینمت. از ملاقاتتون خوشحال شدم -
بسیارخب، خداحافظ. خداحافظ. میبینمتون
هالی، چیه؟ چی شده؟ - مسئله تویی -
منظورت چیه، مسئله منم؟ چیکار کردم؟
راستش، هیچی ...مسئله احساسیه که من دارم، مثلِ
مثل اینکه تو چند روز گذشته .رو یه جای دیگه بودی
این درست نیست - به من دروغ نگو، جاناتن -
تموم عمرم رو برای این لحظه ...خیالپردازی کردم و...و
لباس عروسی و گلها و
حتی موسیقی که گروه نوازندگان .میخوان بنوازن رو تو ذهنم تصور کردم
،و همه چیز دقیقاً همونطوریه که میخوام
،به جز نامزدم
.که اصلاً تو باغ نیست
ببین، شاید یه کم تو هفتهی گذشته ،حواسم سرجاش نبوده
ولی این کاملاً طبیعیه، میدونی، چیزهای مردونهس
.فقط یه کم دلسرد و وسواس شدم به این معنی نیست که دوسِت ندارم
خب، بهم بگو دیوونه ولی ،دوست دارم نامزدم دلگرم باشه
مخصوصاً وقتی که تا مراسم عروسی .چند ساعتی بیشتر نمونده
متأسفم، هال. واقعاً متأسفم
هرچیزی که ذهنتو مشغول کرده، رو رها کن
خواهش میکنم
فکر کنم دیگه رهاش کردم، باشه؟
وایسا. یه لحظه وایسا
این چیه؟ - خودت چی فکر میکنی؟ -
این سنت هدیه دادن به دوماد ـه
منم برای تو گرفتم ولی یادم رفت بیارمش
میدونم. مشکلی نیست
بازش کن
چاپ اول ـه
موقعی که برای اولین رفتیم کتابفروشی، تو
.همش چشمت به این کتاب بود
و این هفته یه نگاه کردم تا .تو حتی یه نسخه هم ازش هم نداری
چی شده؟ ازش خوشِت نمیاد؟
عالیه
انتخاب معرکهایه
چی شده؟ حالت خوبه؟
اسمش "سارا توماس" ـه - چی؟ -
...چطورفهمیدی
هالی به عنوان هدیه عروسی بهم دادش
♪ به هیچ عنوان اجازه نده که بره ♪
سالی؟
"دین" هستم از "اوبیتس" سلام [اوبیتس: قسمت آگهی ترحیم]
میخوام آدرس "سارا توماس" رو برام پیدا کنی
س-ا-را ت-و-م-ا-س
یه شماره تلفن قدیمی ازش دارم
بله، منتظر میمونیم
وایسا آقا، میشه بزنین کنار؟
نمیتونم چیزی بشنوم
عزیزم، یه چند لحظه باشه، حالا بگو. چی؟
چی؟
باید اجرای شهر "دوسلدورف" رو لغو کنیم چرا؟
باید اجرای استکهلم رو هم لغو کنیم؟
اوه، نگاه اون ستارهها کن
همهشون اسم دارن، میدونی
نمیدونم اون چیه
اون صورت فلکی "ذاتالکرسی" ـه
ستا...ستارههای توی آسمون
اون... اون صورت فلکی "ذاتالکرسی" ـه
میدونی اگه تأخیر زمانیِ
،پرواز برگشتمون بیشتر از ده دقیقه باشه
من مراسم ازدواج خودم رو از دست میدم، باشه؟ کلاً این موضوع مهم هست برات؟
خیلی کلهخری
خب، ممنونم - ...هستی خب. تو -
تو قهرمان من هستی، میدونی؟
تو منبع الهام منی، میدونی؟
تو خواستی و انجامش دادی، رفیق
با "کورتنی" تموم کردم
چی؟ - آره...اون... ببین، رفیق -
خیلی وقت بود که باهمدیگه دعوا داشتیم
چرا بهم نگفته بودی؟ - نمیخواستیم عروسیت رو خراب کنیم، رفیق -
فقط... فقط نمیخواستیم که برنامهتون رو خراب کنیم
...چی چی شد بینتون؟
...ما ما گذاشتیم که از بین بره، میدونی؟
...نکتهش همینه
میدونی، رابطمون مُرد
خودمون مُردیم - علت مرگ [رابطه] چی بود؟ -
به اندازه کافی از اینا نداتشم، از اینا، از اینا
...و میدونی، به اندازه کافی از
فیلسوف "اپيكتيتوس" رو یادت هست؟
یادت میاد چی گفته بود؟ - نه، البته که یادم نمیاد -
،اون گفته: " اگه میخواین پیشرفت کنین
".احمقانه و مضحک فکر کنید
دقیقاً کاری که تو کردی
من خیلی براش تلاش کردم - حالا منم میخوام یه کلهخر باشم -
میدونی؟
!خیلی گُهی
گُه رو با من بود
آره. اون گُه ـه. باشه
میدونی چیه، یار قدیمی؟
الان که فکرشو میکنم، شاید باید اول تلفن بزنی
چی میگی؟ - بهش یه زنگ بزن. اینجوری ادبم رعایت کردی -
اگه بهش زنگ بزنی باعث میشه که یه تمیزکاری هم انجام بده، میدونی
!تمیزی خونهش برام اهمیتی نداره
اون شاید براش اهمیت داشته - چی داری میگی؟ -
!خودت بهم گفتی که برم! گفتی که من قهرمانتم - چشمات رو درویش کن -
اجازه نمیدم ببینی. نمیتونی ببینی
حالا دیگه "فن گاندی" شدی؟ [مربی والیبال]
!نمیخوام آسیب ببینی. آسیب نبین - آسیب نمیبینم -
!گوش کن، آسیب نبین - !تو داری بهم آسیب میرسونی -
فکر کنم خیلی خوب پیش رفت
اون نگفته بود که هر چیزی برای یه دلیل خاصی اتفاق میاُفته؟
آره، گفته بود - ...خب، شاید ما اینجا دراز کشدیم چون -
چون چرا؟
چون تو نمیخوای یه جای دیگه ایستاده باشی
میدونم. آره. داریم میخزیم
داریم میخزیم
،خانمها و آقایان کاپیتان داره صحبت میکنه
متأسفانه باید خدمتتون عرض کنم که ما بخاطر بدی آب و هوا
.یه کم بیشتر تو هوا میمونیم
اتاق کنترل ترافیک پرواز ما رو فعلاً ،در انتظار نگه داشته
پس در این اثنا، من از خدمه خواستم که .یه فیلم براتون پخش کنن
هِی، داری آماده میشی؟ - آره -
.تو که من رو میشناسی عاشق یه عروسی خوب هستم
خب، با "لارس" حرف زدی؟ - آره -
قبل از اینکه امروز صبح بره، حرف زدیم
.فکر کنم روبهراهه حداقلش امیدوارم که اینطور باشه
میدونی، البته که روبهراهه و
.باید بگم که تو هم روبهراه میشی
جدی؟
اوه، میدونی چیه؟ یه زنه هست که داره چپچپ نگام میکنه
فکر نمیکنم که مجاز باشه با تلفن حرف بزنم
میشه وقتی که رسیدم خونه بهت زنگ بزنم؟
سفر امنی داشته باشی
عاشقتم. خداحافظ - هدفون میخواین؟ -
بله، حتماً - سه دلار، لطفاً -
این دیگه مال کیه؟
چیزی شده؟
بله. فکر کنم کیف پولیم با مال دوستم عوضی شده
"بله، شده. میبینین؟ مارکِ "پاردو
اوه
خب، پولُپله هم توش هست؟
یه نگاهی میندازم
آره، هست. ممنون
دو تا یه دلاری... یه پنج تایی
خیلی ممنونم، قربان - ممنون -
اوه، معذرت میخوام. ببخشید - این پول خورد این آقاست -
جاناتان - ...ببخشید -
جاناتان
...ببخشید. میدونین چیه؟ من
ممنون. ببخشید !معذرت میخوام. واوو! معذرت میخوام
سلام. آره. توی نیویورک ـه
من آدرس "جاناتان تریگر" رو میخوام
بله. ت-ر-ی-گ-ر
خیابان چارلز 34؟ ممنونم
خیابان چارلز 34
بسیارخب سلام
کمکی از دستم برمیاد، خانم؟ - من دنبال "جاناتان تریگر" میگردم -
خونهش اینه؟
دیر کردین
برای چی دیر کردم؟
.برای مراسم عروسی "تو تالارِ هتل "والدورف-آستوریا
داره ازدواج میکنه؟ - آره. شاید تا الان ازدواج کرده باشه دیگه -
!صبر کن! هِی، صبر کن! وایسا
!ببخشید
ببخشید. میشه من رو تخت گاز
به هتل "والدورف-آستوریا" ببرین؟
میشه ببینید چی شده؟
!اوه! معذرت میخوام! معذرت میخوام
اوه. اوه، خواهش میکنم. خدایا
!دست نگه دارین
!دست نگه دارین
تموم شد؟
عروسی؟ - آره -
آره تموم شد، بیدردِ سر
ولی نگران نباش
هدیهتو میتونی پس بگیری
ببخشید؟ - اونا همیشه هدیهها رو پس میدن -
شما پرسیدین که تموم شده یا نه
واقعیت اینه که هیچ وقت اصلاً شروع نشد
چی؟
بله، امروز صبح داماد همه چی رو لغو کرد
داماد لغوش کرد؟
وحشتناکه
...شما از دوستانِ عروس بودین یا
دوماد؟
این هوا چِش شده؟ - آره، چه بلایی به سر بهار اومده؟ -
خب، بسیارخب، بزن بریم تو کارش
چه سخنرانی انگیزهافرایی میخوای؟
چی داری؟
،خب، من یه الهامبخشیش رو دارم
"شما میتونید به چیزی که رویاش رو دارین، برسین"
خیلی جملهی محبوبیه ولی خب برای این موقعیت مناسب نیست
البته، یکی دیگه هست که میگه:"نگران ".نباش، این نشد یکی دیگه. خدا داده دختر
نه
،همیشه میتونیم به جملات کلاسیک رجوع کنیم
خداوند گر ز حکمت ببند دری" "ز رحمت گشاید در دیگری
نظرت چیه بهم بگی که کار درست رو انجام دادم؟
نیازی نیست بهت بگم
نوشتمش
این چیه؟ - سخنرانیِ فوتت -
عالی شد
معلوم میشه که من هیچ ایدهای برای ،سخنرانی ساقدوش بودن نداشتم
.و این چیزی بوده که سرانجام دادم بیرون
بذارش پای شغلِ تُخمیم
20دلار، درسته؟ - ممنون -
میری که "کورتنی" رو ببینی؟
دقیقاً
بهش احتیاج داشتم
میدونی، یونانیها سخنرانی ترحیم نمینویسن [همون جملاتی که تو خاکسپاری میخونن]
وقتی که یه مَرد میمیره :فقط یه سوال ازش میپرسن
"شور و عشق در وجودش بود؟"
تیپم چطوره؟
مثل یه کلهخر
موفق باشی، رفیق - ممنون -
،جاناتان تریگر
تهیهکنندهی مشهور شبکهی ،"تلویزیونی "ایاسپیان
به خاطر عوارض ناشی از .از دست دادنِ یارِ جونی و نامزدش، از دنیا رفت
وِی 35 ساله و
خوشبیان و
.وسواس بود
تریگر فکرش رو نمیکرد که یه روز تبدیل به یه عاشق ناامید بشه
،ولی در آخرین روزهای عمرش
.او رویِ دیگری از روح و روانش را آزاد ساخت
این شخصیتِ مخفیِ نیمه-تحلیلی
،در خلالِ جستجوی "آگاتا کریستی" مانندش [نویسنده شهیر و نامدارِ انگلیسی]
،برای یافتنِ معشوقهی پرآوازهاش، نمایان شد
زنی که فقط چند ساعتِ بهیادماندنی .رو با اون گذرونده بود
متأسفانه، این جستجوی طولانیمدت شنبهشبِ گذشته با
.شکست کامل و قاطع، اتمام یافت
،با وجودِ این شکست قطعی
تریگر"ِ دلاور ما، به این واقعیت پِی برد که"
زندگی فقط یه سری
.اتفاقِ و داستانِ بیمعنی و مفهوم نیست
بلکه پردههای نگارینی از وقایع است که
در یک برنامهی ظریف .و حسابشده، به کمال میرسند
،دوستِ صمیمی او
،"یعنی "دین کنسکی
نویسندهی برندهی جایزه "پولیترز" و [معتبرترین جایزهی روزنامهنگاری در آمریکا]
،"و ویراستار روزنامهی "نیویورک تایمز
جاناتان" را به عنوان یه" مرد دگرگون شده در
.واپسین روزهای عمرش، توصیف میکند
کنسکی" خاطرنشان کرد که" ".با دیدِ بهترین به قضایا نگاه میکرد"
سرانجام، "جاناتان" به این نتیجه رسید که اگر ما باید با جهان
،به صورت مشترک و هماهنگ زندگی کنیم
همگیِ ما باید صاحبِ یک ایمانِ قوی که
.گذشتگان آن را "قسمت" نامیدهاند، داشته باشیم
...چیزی که امروزه ما
.آن را "سرنوشت" مینامیم... سرنوشت -
خب برنامهت چیه؟
نمیدونم. فکر کنم میخوام تلاشمو کنم که پیداش کنم و از اینا
اوه، میدونی چیه؟ فکر نکنم لازم باشه این کار رو انجام بدی
جدی میگم
خب، به نظرت باید چیکار کنم؟ - به نظر من فقط همینجا باشی کافیه -
احساسش میکنم. از بویِ هوا استشمامش میکنم
ایو، سرت ضربه خورده؟
تبدیل به چیزی شدی که بدترین کابوسِت بوده
خداحافظ
.ولی خواهشاً لباس گرم بپوش بدجور سرده این بیرون
من "جان" هستم
من "سارا" هستم
سالروز آشناییمون مبارک
از کِی تا حالا اینقدر رمانتیک شدی؟
به نظر من اینکه هر سال به صحنهی جرم برگردیم، برامون خوششانسی میاره
به سلامتی - به سلامتی -
!اوه، فکر نکنم !داخل فروشگاه مشروب ممنوع
باید ازتون درخواست کنم که از اینجا برین - هِی، چطوری؟ -
من رو یادت نمیاد؟ - بله، به یاد دارمتون -
این همون دختره است - - خانم کپی کاربن"؟" -
بله - که اینطور -
...این همونیه که بهم کمک کرد تا - اگه نمیخواین چیزی خرید کنید -
."باید بدونین که "توقف بیجا مانع کسب است
میخوایم خرید کنیم. چند تا دستکش میخوایم
دستکشهای سیاهِ پشمی
.اوه، معذرت میخوام صدای زنگ تعطیلی فروشگاه بود
ایشالا فردا - !اوه، شوخی میکنی -
بیخیال جان من - ساعات کاری فروشگاه از ساعت 10 تا 19 است
...به جز یکشنبهها و تعطیلات - تازه موتورش گرم شده -
یا با اختیار مدیریت فروشگاه...
یا موارد استثنای احتمالیِ خریدِ .اشخاص مشهور و والارتبه از فروشگاه
اوه، نه، نه، نه! نیاین... خواهشاً !اون طرف پیشخوان وایسین
.شما نمیتونید بیاین اینطرف پیشخوان اینطرف فقط مختص کارکنانِ صلاحیتدار ـه
خواهشاً اون طرفِ پیشخوان بمونید
خیلی ممنونم
!آره، یه کریسمس باحال
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.