All language subtitles for The Ballad of Wallis Island (2025) [720p] [BluRay] [YTS.MX]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ارائه‌ای از وبسایت دیجی‌موویز .:: DigiMoviez.Com ::.

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی‌موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

‫تـرجمه از «محمدعلی sm و امیرعلی» ‫ :::. illusion & @mmli_Subs .:::

‫♪ دلت می‌خواد یه داستان برات تعریف کنم؟ ♪

‫♪ درمورد مردی که از زندگی خسته شده؟ ♪

‫♪ بیخیال پول و عشق و شهرت شده ♪

‫♪ تا از ناآرومی شهر فرار کنه ♪

‫♪ یه چمنزار بکر و خالی پیدا کرده ♪

‫♪ تا وسط درخت‌ها یه خونه بسازه ♪

‫♪ تا گذشته و سایه‌ش رو پشت سر بذاره ♪

‫♪ با خورشید رو در رو شه و ‫به آرامش برسه ♪

‫♪ اما عصرها... ♪

‫♪ میره بالای کوه ♪

‫♪ تا روشنایی شهر رو ببینه ♪

‫♪ زمزمه‌های موسیقی اطرافش رو می‌شنوه ♪

‫♪ و یاد زندگی گذشته‌ش می‌افته ♪

‫هرب!

‫♪ با این که الان تو تنهایی خودشـه ♪

‫- ♪ اما اصلاً آرامش خاطر نداره... ♪ ‫- خیلی‌خب

‫سلام! سلام!

‫- الان... رسیدیم؟ ‫- هرب!

‫هرب!

‫هرب!

‫اوناهاش! هرب مگوایر!

‫آهنگ تو رو گذاشتم!

‫آهنگ تو داره پخش میشه هرب!

‫پایه‌ای گوش کنیم؟!

‫اولین نشونه‌ی دیوونگیـه

‫ای خدا

‫وای! به سلامت رسیدی؟!

‫صدات نمیاد!

‫به سلامت رسیدی؟!

‫خب آره، مشخصاً

‫البته که به سلامت رسیدی!

‫از اون‌ غذاهای مزخرف هواپیما که نخوردی؟

‫اینجا...

‫- اسکله نداره؟ ‫- اسکله نداره؟

‫نه خب

‫راستش یه‌جور اسکله‌ی طبیعیـه

‫- درواقع... ‫- خیلی‌خب

‫می‌تونم تا خشکی کولت کنم

‫- امکانش هست که... ‫- اسم من چارلزه

‫- چارلز هیث ‫- ...کیفم رو بیاری؟

‫- حتماً ‫- ممنون

‫گرفتمش

‫بنداز روم. ‫بنداز روم گوگولی

‫- این هم از همون تبر قدیمی ‫- زودتر لطفاً. سنگینـه

‫- بی‌نظیره ‫- میشه بگیریش لطفاً؟

‫- البته. حتماً ‫- ممنون

‫ایول. تبر

‫- عاشقشم ‫- خیلی‌خب...

‫از طرفدارای دوآتیشه‌ی کارهاتم‌

‫- الان چی‌کار کنم؟ ‫- ممنون که اومدی، دستت رو بده

‫نه، نه، نه!

‫هرب. خیلی‌خب

‫- درستـه. بیا ‫- ببخشید هرب

‫- میشه کیفم رو برداری؟! ‫- همه‌چی رو برمی‌دارم

‫همه‌چی رو برمی‌‌دارم. ‫نباید خیس شه

‫- خیلی‌خب، چیزی نشد ‫- چیزی نشد؟

‫خب، خواستم بگم «به‌خیر گذشت»، ‫نه که بگم چیزی نشد

‫خب، حالت خوبـه؟

‫- گندش بزنن، خیس شدی ‫- نه، راستش...

‫واسه این بود که...

‫من داشتم به گیتارت ور می‌رفتم

‫واقعاً شرمندم... ‫به جزیره‌ی والیس خوش اومدی

‫شما نوازنده‌ها سبک سفر نمی‌کنید، نه؟

« تصنیف جزیره‌ی والیس »

‫خب، جزیره همینجاست

‫تو راه اطراف رو نشونت میدم

راستش ‫قبلاً‌ همدیگه رو دیدیم هرب

‫شاید متوجه نشده باشی...

‫تو بازار غلات کولچستر

‫- بیخیال ‫- باعث افتخار بود. دم در صحنه، سال ۲۰۰۸

‫من...

‫با مری بودم، یه زنی بود...

‫با این‌قدر قد...

‫و یه مردی حدود...

‫خودم بودم دیگه

‫با اون اومده بودیم

‫اوم...

‫خب، من خیلی‌ها رو دیدم

‫معلومـه. آدم معرفی هستی دیگه

‫آدم معروفی هستی

‫چقدر مونده؟

‫- هان؟ ‫- چقدر مونده؟

‫خیلی چیزی نمونده

‫نمیشد یه ماشین بفرستن؟

‫- بفرستن؟ ‫- اقامتگاه والیس...

‫- هتلم ‫- اقامتگاه والیس، خونه‌ی خودم رو میگی؟

‫همون هتلت. ‫آره، دقیقاً

‫همین هفته رزرو کرده بودی

‫هتلـه اما اسمش هتل نیست

‫به‌همراهِ...

‫به‌همراه تسهیلات

‫- تو... ‫- تو؟

‫باید یه زنگ به دوستام بزنم

‫اوه

‫خیلی خوبـه

‫زنگ می‌زنه به دوستاش

‫این هم از خونه‌ی محقر بنده

‫لازم نیست کفشات رو در بیاری هرب

‫خب خیلی خیسن

‫آره، با آب دریا خیس شد

‫بریم حسابی خشک و ترتمیزت کنیم

‫راستش یه وان دارم در حد لالیگا

‫آره

‫شیر پا گذاشته اونجا

‫البته واقعاً که نه اما همین حدودا

‫اجرائـه اما درحد گلاستو نیست

‫گلاستونبری منظورمـه

‫اشکالی نداره

‫اینطوری بیشتر ترجیح میدم

‫اجراهای خودمونی‌تر رو

‫وای خدا، آره

‫چندنفرن؟

‫- تماشاچی‌ها؟ ‫- آره

‫خب، کمتر از صدنفر

‫- عالیـه ‫- عالیـه

‫آره

‫واقعاً زحمتت شد هرب

‫که بدون گروه موسیقیت ‫این همه راه اومدی

‫خب اجرای آکوستیکـه

‫دقیقاً، چرا پول حروم کنیم؟

‫- خب، منظورم این نبود... ‫- حالا که حرفش شد

‫برسیم به بحث مهم پول

‫لازم نیست الان درموردش صحبت کنیم

‫اصلاً بهش نمیاد،‌ نه؟

‫- پول نقد؟ ‫- آره

‫خب، گفتم فعلاً...

‫۵۰ پوند بهت بدم

‫۴۹۹ هزار و ۹۵۰ پوندش هم

‫بعد از اجرا پرداخت می‌کنم

‫اگه درست حساب کرده باشم

‫خیلی‌خب

‫نیم‌میلیون پوند ناقابل

‫دیگه تا چندسال خیالت از سیم گیتارهات ‫راحتـه مردک پول‌پرست

‫- صبر کن، من... ‫- نه...

‫واسه پول اجرا رو قبول نکردم

‫نه، نه، نه

‫همش شوخی بود

‫شوخی کردم

‫گفتم یه شوخی‌ای بکنم

‫آخه...

‫من به مهمون‌داری عادت ندارم

‫خواستم یکم فضا رو عوض کنم

‫دقیقاً برای همینـه که...

‫فقط واسه خودم چایی ریختم

‫باشه، میشه لطفاً لباس‌هام رو عوض کنم؟

‫- تو این جای دنج ‫- واقعاً

‫مثل دیم جودی

‫دیم جودی دنج

‫نوازنده‌‌های زیادی به این جزیره نمیان هرب

‫بنابه‌دلایل خیلی واضح

‫چون باید قبول کنیم که دور‌افتاده‌ست

‫و نه استادیومی داره، نه ورزشگاهی

‫نه هتل شیکی

‫اصلاً هیچ هتلی نداره

‫میشه گفت یه اردوگاه نصفه‌نیمه داره

‫نمیشه انتظار داشت که میک هاکنال

‫بیاد زیر چادر بخوابه

‫کیت بوش تو این جزیره بوده

‫هرب

‫اما فکر کنم بیشتر داشته فرار می‌کرده

‫تا اینکه بیاد و تور برگزار کنه

‫آرامش و سکوت لازم داشته

‫و این چیزیـه که ما می‌تونیم فراهمش کنیم

‫آره، قشنگی این جزیره به همینشـه

‫به سکوتش

‫و البته قشنگیش

‫واقعاً‌ جزیره‌ی خوشگلیـه

‫رسیدیم

‫- خب، میشه که... ‫- آره

‫اوهوم، راستی...

‫چقدر به موقع اومدی هرب

‫یکشنبه روز دریانوردیـه

‫همیشه روز برجسته‌ایـه

‫خب، تا موقع اجرا خیلی آفتابی نمیشم

‫- ممنون ‫- این شیر آب کار نمی‌کنه

‫- خب داره کار می‌کنه که ‫- آره، کار که می‌کنه

‫کار می‌کنه اما یه‌جورایی...

‫زیادی خوب کار می‌کنه، ‫اگه بگیری چی میگم

‫قبلاً چکه‌چکه می‌کرد

‫و حالا...

‫آبشار شده

‫خب، بازم شرمنده اگه...

‫اگه لباس‌ها برات زیادی گشاد و بی‌کلاسن

‫البته اگه جنبه‌ی مثبتش رو ببینیم

‫اینجا یه کیف وینونا دارم

‫چی؟

‫کیف وینونا رایدر

‫- رایدر داری ‫- خیلی‌خب

‫الان تو رسماً یه وینونا...

‫از رایدرها هستی

‫ببینم چی داریم...

‫سیب‌هایی که دوست داری

‫سیب‌های بربرن

‫اونم سه‌تا

‫ترشی پیاز مانستر مانچ

‫نری خانم‌ها رو بوس کنی‌ها

‫و البته... ویسکی

‫که حتماً هم باید از برندِ جانی واکر ‫با بسته‌بندی آبی باشه

‫چندتا از چیزهایی‌ان که گفتی بهش علاقه داری

‫- توی... ‫- مصاحبه‌هام

‫توی گذشته و البته...

‫گالیارد بلوند

‫راستش...

‫- من دیگه سیگار نمی‌کشم داداش ‫- نه

‫اما هنوز دودلی

‫دودلی، مگه نه؟

‫برنج داری؟

‫معمولاً برنج می‌خوری؟

‫واسه گوشیم می‌خوام

‫گوشیت برنج می‌خوره؟ ‫یعنی چی؟

‫آب دریا رو می‌کشه تو خودش

‫- جداً؟ ‫- خب آره، می‌تونه

‫معلومـه پس فقط بچه‌خوشگل‌ نیستی

‫- چارلز ‫- بله

‫میشه برنج بگیری؟ ‫باید چندتا تماس بگیرم

‫عجب قاقیه‌ای شد، آره

‫دارم میرم فروشگاه

‫- باید گراز بگیرم ‫- باشه

‫- چی؟ ‫- گراز

‫بنده گراز سفارش داده‌ام. ‫خُر خُر

‫- باشه ‫- باشه

‫خب...

‫امر دیگه‌ای نداری مک‌داف؟

‫خب، میشه در رو ببندی؟

‫حتماً

‫نه، منظورم این بود که...

‫- وای خدا، ببخشید هرب ‫- باشه

‫کارم غیرقابل‌بخشش بود، ‫ببخشید هرب

‫واقعاً که

‫خیلی‌خب

‫اصلاً سرحال نیستم

‫خب، بگو هرب. ‫بریز بیرون

‫بین تو و نل مورتیمر چه اتفاقی افتاد؟

‫خب،‌ راستش من آدم توداری‌ام

‫آره، خودم می‌دونم

‫اما خب بگو. ‫چیشد؟

‫چون بعضی از منابع میگن که ‫تو باهاش کات کردی

‫بعضی‌ها هم میگن اون باهات کات کرده

‫خب بگو

‫- کی با کی کات کرده؟ ‫- نه، قضیه...

‫کی کات شده؟

‫یه تصمیم دوطرفه بود

‫بهترین تصمیم‌ها دوطرفه‌ن

‫و حالا هم اوضاع بین‌تون...

‫مرتبـه؟ مشکلی با هم ندارید؟

‫شرمنده، دارم فضولی می‌کنم

...اون دوران‌تون رو

خیلی دوست داشتم

اولین کارهای مشترک‌تون

‫- باید بگم جزو آهنگ‌های موردعلاقم بودن ‫- خیلی‌خب

‫به‌نظرم آهنگ‌های تَکیم متنوع‌ترن

‫تو زمینه‌ی موسیقی

‫اوهوم

‫اما اون ضرب‌آهنگ بین‌تون چی؟

‫به آلبوم جدیدم هم خیلی افتخار می‌کنم...

‫که دل تو دلم نیست شب اجرا گوشش کنم

‫البته نه فقط اون

‫بلکه یه ترکیب متوازنی از آهنگات

‫- فروشگاه کجاست پس؟ ‫- همین پایینـه

آره، یکم مثل غار علاءالدینـه

‫تور ماهی‌گیری

‫- چرا؟ ‫- چون این کار رو نمی‌کنی

‫همه‌چی رو می‌ریزی بیرون و

‫- انتظار داری من جمع‌شون کنم ‫- دست بردار مامان

‫شرمنده بابت سر و صدا

توپ‌های جدید لطفاً

‫باید گرسنت باشه

‫هان؟

‫نه، برای خوردن نمی‌خوام...

‫نه، نه

‫منظورم این بود...

‫اوه

‫ایولا

‫ایناهاش

‫خُر خُر

‫فرقون هم لازمت میشه؟

‫- آره بابا ‫- ببخشید، شما برنج هم دارید؟

‫خب، پاستا داریم

‫نه، حتماً باید برنج باشه

‫ظاهراً باید برنج باشه

‫مگه چی می‌خواید بپزید؟

‫نه، واسه گوشیم می‌خوام

‫خیس شده

‫درسته

‫بله

‫همچنان نمی‌فهمم، شرمنده

‫حالا می‌فهمی من چی می‌کشم

‫خب، بیرون یه تلفن عمومی هست

‫عالیـه

‫نوازنده‌ست

‫اوه، می‌بینم که شیربرنج داری

‫آره

‫پول بیشتری می‌خوام. ‫واسه گوشی

‫پول‌خُرد می‌خوام

‫یکم پول‌خرد می‌گیری؟

‫- داره تموم میشه ‫- این که ۵۰ پوندیـه

‫سلام...

‫میشه لطفاً من رو به زب لومن وصل کنید؟

‫هرب مگوایر

‫بلیط کنسرت هرب مگوایر رو نمی‌خوام

‫خودم هرب مگوایرم

‫گفتن اسم خودم که پز دادن نیست

‫خیلی خب. کِی وقتش آزاد میشه؟

‫میشه بپرسید؟

‫یه لحظه

‫اوم...

همش رو خُرد کردی؟

‫بله

‫خب برید تو جلسه

‫میشه در رو ببندی؟

‫نه، با شما نیستم. ببخشید. ‫میشه در رو ببندی؟

‫ممنون، نه با شما نیستم

‫بسته نشده

‫میشه ببندی... ‫چه‌جور جلسه‌ایـه؟

‫میشه...

‫صبح دوباره زنگ می‌زنم

‫ایول، یه تکونی هم به پاهای پیرمون میدیم

‫البته اگه نتونیم یه جون تازه‌ای ‫به آیفون قدیمیت بدیم

‫خب شیربرنج که مطمئناً جواب نمیده

‫خب، با این لحن عمراً جواب بده

‫اینجا رو باش!

‫صحنه‌ی جرم! ‫محل اجرا!

‫- کجاست؟ ‫- اون پایینـه

‫البته هنوز تموم نشده

‫هنوز...

‫بشکه‌ها رو بیرون نیوردیم

‫اما اینجا...

‫هنوز آماده نیست هرب

‫هنوز... تموم نشده!

‫اجرا که اینجا نیست

‫خب، یه‌کم درست میگی. ‫اجرا همینجاست

‫خب تماشاگرها کجا وایمیسن؟

‫نه، من...

‫تو تمرکزت رو بذار رو کار خودت...

‫آهنگ محشرت رو بزن

‫من هم تمرکزم رو می‌ذارم رو کار خودم...

‫که میشه نشستن رو یه تخته

‫اما خب...

‫خب آخه... چطوری...

‫- خب چطوری می‌خوای بنشونی‌شون؟ ‫- نگران اون نباش

‫گفتی قراره صدنفر باشن

‫نه

‫- نه، نه، نه ‫- چرا خب، خودت گفتی

‫انصاف داشته باش. ‫نگفتم صدنفر

‫- چرا، خودت گفتی ‫- نه، نگفتم

‫گفتم قراره کمتر از صدنفر باشن

‫خب چقدر کمتر از صدنفر؟

‫خب، حدوداً...

‫حدوداً؟

‫فقط خودتی؟

‫آره

‫درسته

‫برمی‌گردیم بالا؟

‫برمی‌گردیم...

‫خب، لیست‌ آهنگ‌ها که صددرصد با خودتـه

‫البته یه چندتا از آهنگ‌های ‫موردعلاقم هست که بدم نمیاد بشنوم

‫بالاخره کسی که پول میده، ‫یه حقی هم داره که

‫- بگه چه آهنگی زده شه ‫- شغلت چیه؟

‫بانک‌داری؟

‫یا تو کار نفتی؟ ‫تو کار نفتی، آره؟

‫ - من بازنشسته‌م ‫- چون من...

‫واسه سرمایه‌دارهای نفتی و این‌جور آدم‌ها، ‫اجرای شخصی برگزار نمی‌کنم

‫- نفت رو از کجات آوردی؟ ‫- راستش من ضدشرکتم، همه می‌دونن

‫منم ضدشرکتم

‫باور کن حالم از...

‫خب حالا چیزی به ذهنم نمیاد اما...

‫- چون راستش... ‫- مثل ایکه‌آ. مثال بدی بود

‫فکر کردم یه گروه از طرفدارها ‫پول روی هم گذاشتن

‫نه، فقط یه طرفدارم و تنها پول گذاشتم

‫درستـه، اما باید بدونم کارت چیه

‫- کاملاً حق داری بدونی چی‌کار می‌کنم ‫- ممنون

‫درستـه

‫من قبلاً... پرستار بودم

‫پرستار

‫خب... اون پول رو از کجا آوردی؟

‫- برنده شدی؟ ‫- البته، بله

‫البته که برنده شدیم، آره

‫- و همه‌چیز عوض شد ‫- آره خب

‫البته، آره

‫دنیا توی مشت‌مون بود

‫دور دنیا رو گشتیم

‫ما حتی آسیا رو هم گشتیم

‫بهش میگن گشتن دیگه؟

‫کی...

‫جهانگردها میگن

‫- راستش... ‫- نه، منظورت از «ما» کیان؟

‫پیلین. الن ویکر

‫چین رو گشتیم. ‫مالزی رو گشتیم

‫«کاتماندو» که بیشتر «کاتمان‌یک» بود

‫ایتالیا، آنتیگوا، توکیو

‫البته اونا کل مسیرمون نیستن. ‫فقط چندتا از جاهاییـه که رفتیم

‫و بعدش یه روز همون‌طور که ‫انتظار می‌رفت، پول‌مون تموم شد

‫همین

‫خمار و آفتاب‌سوخته شدیم

‫دیگه آهی در بساط نداشتیم

‫خیلی‌خب، ببخشید که متوجه نشدم

‫خب الان چطوری هنوز میلیونری؟

‫اوهوم

‫خب...

‫دوباره بازی کردم

‫و دوباره برنده شدم

‫و این دفعه تصمیم گرفتم نگهش دارم

دیگه خیلی علاقه‌ای به سفر کردن نداشتم

‫اون‌ هم تنهایی...

‫بعد از این که مَری...

‫یعنی... دوبار تو بخت‌آزمایی برنده شدی؟

‫البته. ‫اینجا رو هم خریدم

‫فقط خودمم و پولم

‫و موسیقی زیبای شما

‫۷، ۱۱، ۱۸

‫۲۷، ۴۵ و ۴۸

‫اهمیت این‌ عددها واسه اینه که ‫این‌ها عددهای برنده بودن

‫- بله ‫- بله

‫- واضحـه ‫- واضحـه

‫دو پوندی که جای خوبی خرج شد

‫هرب مگوایر بزرگ

‫از سال ۱۹۸۱‌تا...

‫خب، کسی چه می‌دونه؟ ‫بعداً اطلاع‌رسانی میشه

‫یا یه طور دیگه بگم

‫کریس پینر

‫۲۰‌ سال اول عمرت کریس پینر بودی

‫- نه؟ دوستش نداری؟ ‫- نه راستش، نه

‫نه، خیلی‌خب

‫پس نباید اون کلمه‌ی «ک-‌دار» رو بهت بگم

‫منظورم کریسـه، ‫و همچنین این کلمه...

‫بگو سیب

‫- قشنگ شد ‫- ببخشید، میشه...

‫لطفاً اون عکسا رو پاک کنی؟

‫اونا رو می‌ذارم تو...

‫سال‌نگاشتم

‫این عکس‌ها رو... ‫واسه خودم نگه می‌دارم

‫واقعاً میره تو وجود آدم، نه؟

‫دنبال همچین عبارتی بودم

‫آخرین بار که...

‫با نل همکاری کردی کِی بود؟

‫آخرین باری که با هم آهنگ زدید؟

‫نمی‌دونم، شاید ۱۰ سال پیش

‫آهنگ «ساندی بست». ‫رادیو ۶ گزارش‌مون رو پخش کرد

‫- آره، برنامه‌ی گیدیون کو ‫- آره

‫خب، اینجا رو باش هرب. ‫ما یه غذایی هست...

‫به اسمِ «پلامنز لانچ»

‫تعارف نکن

‫- غذای کارگریـه ‫- خب، ‌راستش من...

‫نمی‌تونم درست قبل از خواب ‫چهار مدل پنیر بخورم

‫- پنیر کواترو فورماجی؟ ‫- آره... دیروقتـه رفیق

‫فکر کنم بهتره دیگه برم بخوابم

‫دیگه بطری ۳ لیتری رو باز کردم

‫میل ندارم

‫- اوه ‫- ممنون

‫و درمورد نل... ‫درمورد اون صفحه‌ی گرامافون شکسته...

‫- اشکالی نداره که... ‫- میشه لطفاً این‌قدر...

‫فضولی نکنی؟

می‌دونم، فضولکم

‫باشه، حتماً

‫- فقط واسه اینـه که... ‫- لطفاً...

‫گوش کن، دیگه کاریه که شده

‫خیلی‌خب

‫عالیـه

‫همه‌جا هست

‫سایه به سایم حرکت می‌کنه

‫نه، جشنی در کار نیست

‫نه، عملاً‌ دارم...

‫دارم برای یه نفر اجرا می‌کنم

‫معلومـه که اجرا می‌کنم. ‫پول آلبوم در میاد

‫پول رو می‌گیرم، ‫اجرا رو هم می‌کنم و

‫بعد هم ازش شکایت می‌کنم

‫جدی میگم زب، ‫عین فیلم «میزری» می‌مونه

‫قراره بدون قوزک پا از خواب بیدار شم

‫نه، مرد خوبیـه. ‫راستش خیلی...

‫یه‌جورایی مهربون هم هست

‫البته طرف خیلی ساده‌ست اما...

‫راستش یکم دلم براش می‌سوزه

‫یه لحظه

‫آره، آخرین کاورش رو برام بفرس

‫سعی می‌کنم وصل شم به اینترنت و...

‫وای خدا، باورم نمیشه

‫اومدش. طرف دیوونه‌ست

‫آره، همین الان داره عین اردک از کنارم رد میشه

‫من... باید برم. ‫گوشی

‫چارلز، اون...

‫نل داره میاد؟

‫عه هرب، سلام

‫- تو... ‫- تماس خوبی بود؟ راضی بودی؟

‫نل رو دعوت کردی؟

‫آره خب... اون...

‫اوه

‫گندش بزنن

‫گند خوب یا...

‫- چرا بهم نگفتی؟ ‫- دیشب خواستم بگم

‫- قبلش ‫- چون ما...

‫شلوارت سرتاپا خیس بود

‫- قبل این که بیام اینجا ‫- دیر قطعیش کرد

‫- همه‌چی مرتبـه؟ ‫- چی؟ نه

‫- چی؟ ‫- نه

‫بینِ...

‫نل و... ‫تو و نل و مایکل

‫مایکل دیگه کیه؟

‫شوهرشـه

‫خودت گفتی دیگه کاریه که شده

‫- گفتی ‫- آره، منظورم این بود که

‫«قضیه مال خیلی وقت پیشـه»، ‫نه این که...

‫- آره ‫- «مشکلی نیست»

‫- مال خیلی وقت پیشـه ‫- اتفاقاً مشکل دارم

‫- می‌دونم. مشکل داری؟ ‫- آره

‫آره واقعاً

‫من باید...

‫سلام!

‫- جشن خوش‌آمدگویی گرفتید ‫- سلام، سلام!

‫- سلام هرب ‫- ممنون پیتر

‫چه ممنونی؟

‫تو راه خیلی تکون خوردیم

‫- اوه. وای خدا! ‫- وای

‫- آروم باش عزیزم ‫- مراقب باش

‫به‌پا سر نخوری

‫مگوایر، مورتیمر

‫مورتیمر، مگوایر

‫فامیلی بعد از ازدواجش استراب‌هادره

‫- دیگه مورتیمر نیست ‫- اوه

‫- چه عالی. آره ‫- هرب!

‫خوشحال شدم که بالاخره ‫دیدمت رفیق. بیا ببینم!

‫- بله، تو باید مایکل باشی ‫- آره

‫آخرین باری که شناسنامم رو ‫دیدم، مایکل بودم

‫- خیلی‌خب ‫- خب، جمع‌مون جمع شد

‫- آره ‫- راه بیفتیم

‫- آره ‫- بریم...

‫کبوتردریایی؟ شما...

‫شما اینجا کبوتردریایی دارید؟

‫کبوتردریایی؟

‫میگم که مایک... ‫من خیلی از پرنده‌ها سر در نمیارم

‫می‌دونم که کاکایی داریم

‫- کاکایی ‫- ماهی‌گیرک چی؟

‫اینجا ماهی‌گیرک ندارید؟

‫خب اون‌ها که وجود خارجی ندارن، دارن؟

‫همون غول‌های سبز رو میگی دیگه؟

‫نه، نه، نه

‫خب، گفته که چندتا از آهنگ‌های قدیمی رو بزنیم

‫- چارلز گفته ‫- آره

‫خوشحال میشم که قبول نکنم

‫باشه

‫خب اینطوری یکم...

‫از حد و حدودمون خارج میشیم، نه؟

‫نمی‌دونم تو چطوری...

‫نظر تو چیه؟

‫خب، فهمیده بودم که ‫آثار قدیمی رو می‌خواد

‫آخه جشن خودشـه

‫- مگه مشکلی داری؟ ‫- مشکلی ندارم

‫فقط...

‫آخه اون کارها...

‫مال اون قدیم‌هاست، نه؟

‫آره

‫واسه همین هم مشکلی نداره، خب؟

‫خیلی‌خب...

‫واسه همین هم مشکل داره

‫خبر داشتی من دارم میام دیگه؟

‫آره

‫آره، چطور مگه؟

‫پس فکر می‌کردی چه آهنگی می‌زنیم؟

‫اگه می‌دونستی من میام

‫- لابد آهنگ‌های خودمون بوده دیگه ‫- آره

‫می‌دونم.‌ آره

‫خیلی‌خب

‫نه، مشکلی نداره. ‫فراموشش کن

‫مسئله‌ی خاصی نیست. ‫فقط گفتم که...

‫- من که هیجان دارم ‫- آره، منم

‫که من و تو...

‫- دوباره با هم آهنگ بزنیم ‫- آره

‫خب دیگه، رسیدیم بچه‌ها

‫کفش‌ها رو در بیاریم؟

‫کفش‌ها رو در نیارید. ‫به هیچ‌وجه

‫وای خدا، عجب لعاب‌زنی خوشگلی داری

‫- خب ممنون ‫- واست یه چیزی...

‫- اوه ‫- وای نه

‫- فقط یه... ‫- چرا زحمت کشیدی...

‫- چیه؟ ‫- فقط یه چیز کوچیک

‫واسه تشکر از مهمون‌نوازیتـه

‫- چاشنیـه؟ ‫- آره

هیوستون، چاشنی داریم

و هیچ مشکلی نیست

‫«چاشنی نل»

‫- راستش سرگرمیمـه ‫- سرگرمی؟

‫تو بازار کشاورزهای پورتلند ‫غرفه‌ی خودش رو داره

‫وای، پس از دل پورتلند اومده!

‫شهر بادخیز

‫- نه، نه ‫- نه؟ پس چی...

‫- اون میشه شیکاگو. ما تو رُز سیتی‌ایم ‫- اون شیکاگو بود

محدوده‌ی رُز سیتی

‫- بله قربان ‫- جاده‌ی ۶۶

‫- جاده‌ی میان‌ایالتی ۵ ‫- اوه

‫میشه آی فایو

‫پس بزن قدش. ‫منتظرم نذار

‫خیلی خوشحالم

‫خیلی خوشحالم که اومدید

‫- ما هم خوشحالیم که اینجاییم ‫- عالیه

‫نه

‫راستش کار جالبی بود...

‫البته یکم اذیت شدم...

‫خیلی خوشحالم

‫- فوق‌العاده‌‌ست ‫- آره

‫من هم لذت بردم. ‫که دوباره اومدم سراغ موسیقی

‫قصد جسارت ندارم اما من قدیم‌ها ‫آهنگ‌هاتون رو گوش نمی‌کردم

‫- وای، جداً؟ ‫- اشکالی نداره

‫البته موقع آشنایی‌مون می‌دونستم کیه

‫اما آره، این چندهفته‌ی گذشته

‫کلی آهنگ‌هاتون رو گوش کردم

‫و بعضی‌هاشون واقعاً به دل می‌نشستن

‫دست‌مریزاد بهتون

‫خب، سبک موسیقی من الان دیگه عوض شده

‫- اوهوم ‫- آره

‫نه چون تو...

‫- چندتا از آهنگ‌های... ‫- آره

‫باهمدیگه‌مون رو شنیده

‫آره، همکاری‌هاتون

‫مثلاً اون آهنگه چی بود، ‫«اون بدن رو تکون بده»؟

‫- «بدن رو تکون بده» ‫- آره

‫- آره همین بود ‫- خب...

‫- دیگه چیزیـه که هست ‫- خب...

‫چه ایده‌آل

‫آره خب، اون آهنگ...

‫به‌گمونم بیشتر جنبه‌ی تجاری داشت

‫تجاری یعنی...

‫ژانرش بوده؟

‫آهنگش برای رقص بود

‫بزن و بکوب داشت، ‫مثل آهنگ‌های امروزی

‫یعنی پاپ

‫بیچاره فوت هم کرد

‫«تجاری» یه اصطلاح دم‌دستی

‫برای دسته‌ای از آهنگ‌هاست که...

‫- آهنگ‌های من تجاری نیستن ‫- البته

‫فقط ۳۰۰ هزار پوند پول گرفتی که

‫تو این اجرای خصوصی باشی

‫هیس

‫چی... الان چی‌کار...

‫خب، یکم بهتون تعارف کنم

‫نه، من...

‫الان بهش گفتی دهنش رو ببنده؟

‫نه

‫خب، الان وقتشـه که بگیم ‫«بیاید آماده‌ی شوربا شیم؟»

‫بیشتر از من پول می‌گیره؟

‫- هان؟ ‫- تو...

‫بیشتر از من پول می‌گیری؟

‫نمی‌دونم این یارو چی‌کار داره می‌کنه

‫چقدر بهت میده؟

‫خوشحال میشم پول رو نصف کنیم

‫نه، فقط می‌خوام بدونم که اهمیت تو توی

‫زوج «مگوایر-مورتیمر» چقدر بیشتره؟

‫۵۰۰

‫- آدم‌هاش گفتن ۵۰۰ ‫- دیدی؟ تصمیم من نبود

‫- من مذاکره نکردم ‫- کار آدم‌هاش بود

‫- آدم‌هاش... ‫- وای خدا

‫تو دیگه مدیربرنامه نداری، خب؟

‫واسه تو فرق داره

‫تو الان دیگه هنرمند نیستی

‫هنرمند نیستم؟

‫منظورم این بود... ‫من هنوز آلبوم میدم بیرون

‫تو کنار کشیدی. ‫من آهنگ هم نوشتم

‫نه، ننوشتی. ‫همه‌‌شون رو ننوشتی

‫بیخیال، من حدوداً...

‫خوب‌هاش رو نوشتی؟

‫خواستم بگم اکثرشون رو نوشتم

‫حدود ۹۰ درصدشون

‫من نکشیدم کنار. ‫تو آلبوم تکی دادی

‫خب تو هم ندادی

‫حالا چی میگی؟

‫چه کار مزخرفی

‫من لازمش ندارم. ‫میشه...

‫میشه لطفاً این‌قدر آهنگ‌مون رو نذاری؟

‫اونم تموم مدت

‫موافقم

‫تو هم می‌تونی دهنت رو ببندی

‫- هی داداش ‫- جداً؟!

‫- بیخیال ‫- آره، من میرم بخوابم

‫باشه هرب، وقتی رفتم هم

‫ظرفت رو تمیز می‌کنیم، خب؟

‫نه هرب، لازم نیست

‫- نه، خودم... ‫- لازم نیست

‫- من... ‫- اشکال نداره

‫- هرب ‫- راستش...

‫تو سطل پلاستیکی نه رفیق

‫ای تو روحش!

‫- آخه... ‫- سلام

‫- سلام،‌ سلام؟ ‫- اوه

‫وای خدا، هرب!

‫اینجا چه خبره؟

‫چیزیم نیست

‫- افتادی. دوباره ‫- می‌دونم

‫چی‌کارت کنیم؟

‫- بیا... ‫- خودت...

‫- بیرونِ در شوربا گذاشته بودی ‫- نه، گداشته بودم بخوری

‫- آره می‌فهمم ‫- نه که شلم‌‌شوربا راه بندازی

‫داری میری؟

‫- نه ‫- آره

‫کار مزخرفیـه

‫بهش نیاز ندارم

‫بیخیال داداش، ‫نمی‌تونی که بری

‫نه، نمی‌تونی. ‫نمی‌تونی بری

‫- جایی نمیری ‫- من عین گروه‌های کاورزن

‫آهنگ‌های قدیمی نمی‌خونم

‫البته آهنگ‌های خودتونـه

‫من همچین آدمی نیستم

‫خب، ممنون که اول با من در میون گذاشتی

‫نمی‌دونستم تو قراره بیای اینجا، خب؟

‫این رو... دروغ گفتم

‫وگرنه اگه می‌دونستم، ‫قبول نمی‌کردم

‫ایول، ممنون

‫صبر کن عزیزم

‫هرب، نمی‌تونی بری

‫ازم شکایت کن، ‫هرکاری خواستی بکن

‫نه، منظورم اینـه که... ‫تا چندساعت دیگه قایق نیست

‫چه ساعتی قایق میاد؟

‫نمی‌تونی راضیم کنی چارلز

‫خب صبر کن. ‫لطفاً نرو

‫یه بار گفتی

‫لطفاً نرو

‫اصلاً نمیشه دست‌خط طرف رو خوند

‫خودش هم نمی‌تونه دست‌خطش رو بخونه

‫این پیتر... مایه‌‌ی آبروریزیـه

‫این جدول زمانی رو نگاه. ‫چه فاجعه‌ای

‫بذار بازش کنم...

‫نگاه، ۱۱:۳۰

‫- آره، ۱۱:۳۰ ‫- اون مگه ۹ نیست؟

‫اون ۵ـه. ‫اما ۱۱:۳۰ـه

‫ساعت ۱۱ نامه‌ها رو می‌گیره، ‫بعدش یه لیوان چایی می‌خوره

‫میره دستشویی و راه می‌افته

‫البته هیچ‌کدومش رو اینجا ننوشته

‫اما کارش اینطوریـه. ‫۱۱:۳۰

‫«بعضی‌وقتا». ‫نوشته «بعضی‌وقتا»

‫«بعضی‌وقتا». ‫بعضی‌وقتا ساعت ۱۱:۳۰ میره

‫برنج رسید به دستم!

‫سفارشم اومد

‫اوه...

‫خب، من که نگفتم این کار رو بکنی

‫نه، می‌دونم. ‫اما نمی‌خوایش؟

‫الان دیگه نه

‫اوه

‫من...

‫مخصوص تو سفارشش دادم

‫- باشه حتماً، می‌خرمش ‫- عالیه

‫فقط... بی‌زحمت خودت...

‫- پولش رو بردار ‫- باشه

‫هرب!

‫- سلام! ‫- سلام مایکل

‫- خیلی‌خب،‌ ممنون ‫- ممنون

‫- همه‌چی مرتبـه؟ ‫ - آره

‫چیزی ندیدی؟

‫خب...

‫- نه خیلی. ممنون که پرسیدی ‫- قربونت

‫چندتا کاکایی دیدم

‫چندتا هم کبوتر جنگلی ‫

‫گوش کن، بابت دیشب معذرت‌ می‌خوام

‫زیادی شلوغش کردم

‫واسه این نیست که...

‫اشکالی نداره. ‫مهم نیست

‫حتماً... همینطوری گفتم

‫گوش کن...

‫قضیه از این قراره

‫شاید یکم...

‫ما به پولش نیاز داریم

‫من و نل

‫پس اگه تو بری، ‫اجرایی هم در کار نیست

‫نل امکان نداره خودش ازت درخواست کنه

‫یکم مغروره، خودت که می‌دونی

‫قضیه اینه

‫ارزش زیادی برامون داره

‫اما هرجور خودت می‌دونی

‫تصمیم خودتـه

‫ایول

‫ایول، ایول، ایول

‫عالیـه

‫خوشحال شدم

‫من الان خوشحال‌ترین آدم دنیام

‫باید هم باشه

‫یکی‌ از خوشحال‌ترین‌هام

‫اگه چیزی لازم داشتید

‫هرچی خواستید...

‫حوله، اتاق سبز

‫- یا... ‫- باشه

‫خب، احتمالاً‌ یه‌جا برای تمرین می‌خوایم

‫- آره، محل تمرین ‫ - آره

‫عالیه

‫برگردیم سراغ اون قدیم‌ها

‫مرد خوشحالی‌ام

‫مرد خوشحالی‌ام هرب

‫بیاید دنبالم

‫خیلی‌خب

‫این هم از گلخونه یا محل تمرین

‫پر از برگ و گیاهـه، ‫نگران این چیزا نباشید

‫وای

‫- قبول دارم ‫- خیلی‌خب

‫سعیم رو کردم که عایق صدا باشه

‫اما بعید بدونم آنچنان شاهکار کرده باشم

‫خب...

‫- خیلی گرمـه، نه؟ ‫- چه‌جورم

‫نه، اصلاً‌ قابل تحمل نیست

‫وقتی هم آفتاب بره، ‫خیلی سرد میشه

‫سرزمین تضادهاست دیگه

‫- این گیتار منـه؟ ‫- نه

‫نه، تو مزایده خریدمش

باهاش آهنگ «آن زمانی که» رو ضبط کردی

‫- منظورم همین بود ‫- وای، عجب طرفداری هستی

‫آره، اوهوم

‫راستش هرب، اگه وقت کردی

‫بدم نمیاد رد پنجه‌ت رو روی اون بذاری

‫چیزی از من هم داری؟

‫ببخشید، چی؟

‫چیزی از من هم داری؟

‫آره

‫چی؟

‫چیز عجیب‌غریبیـه؟

‫موهاتـه، آره

‫- مو؟ ‫- یه تیکه از موهاتـه

‫آره...

‫- وای خدا ‫- آره

‫موی کی رو بهت فروختن؟

‫موی خودت. مگه...

‫- مال تو نیست؟ ‫- نه

‫نه

‫سرت کلاه رفته چارلی

‫من تاحالا موهام رو نذاشتم مزایده

‫موی اشتباهیـه؟

‫آره، البته اگه خواستی

‫می‌تونم قبل رفتن، ‫چندتاش رو برات بِکَنَم

‫وای عالی میشه، ممنون

‫اوم...

‫نه

‫- شوخی کردم ‫- آره

‫اوم...

‫خب، دیگه چی مونده؟

‫من هم یه گوشه بشینم یا

‫- مزاحم‌تونم؟ ‫- نه، نه، نه

‫ظاهراً مزاحم‌تون میشم،‌ خیلی‌خب

‫برای...

‫خب...

‫یه لحظه صبر کن

‫- صدای عجیبی داره ‫- آره

‫به‌خاطر آکوستیک بودن اینجاست، خب؟

‫لازم نیست این یکی رو بخونیم

‫اگه نمی‌تونی بزنیش

‫معلومـه که... می‌تونم بزنمش

‫قبلاً هم زدمش

‫خیلی‌خب

‫- آروم باش بابا ‫- آره

‫فقط یه‌ذره بذار با خودم باشم. ‫خب؟

‫صبر کن

‫ببین، ببخشید که دیشب عوضی‌بازی درآوردم

‫خب؟

‫دست خودت نیست

‫ممنون

‫اوم...

‫اون آلبوم تکیم هم...

‫وای خدا. ‫اصلاً لازم نیست

‫برنامه‌ای نداشتم که تکی بدمش بیرون

‫نه، اصلاً لازم نیست درموردش حرف بزنیم

‫باشه اما مشخصـه که...

‫اصلاً هم نیست. ‫اصلاً برام مهم نیست

‫عمدی نبود، خب؟

‫یعنی تصادفی آلبوم تکی دادی بیرون؟

‫نه، ماجرا این بود که...

‫بهش فکر نکردم. ‫همینطوری اون اتفاق افتاد

‫ربطی به...

‫- رابطه‌ی بین‌مون نداشت... ‫- سلام!

‫- سلام ‫- سلام

‫- حالت خوبه؟ ‫- آره، چیزی نمی‌بینم

‫- ناراحت شدم عزیزم ‫- وای نه

‫آره، فروشنده‌هه گفت یه یارویی هست که

‫تو قسمت شمالی جزیره تور می‌ذاره

‫طوطی‌های دریایی اونجا لونه می‌ذارن

‫پس می‌خوای باهاش بری؟

‫خب هرچی تو بگی اما...

‫می‌تونیم بعداً درموردش حرف بزنیم...

‫شرمنده که مزاحم شدم هرب

‫- نه بابا ‫- نه، نه...

‫کلی کار هست که هرب می‌تونه ‫بدون من انجام‌شون بده

‫مگه نه؟

‫آره

‫خیلی‌خب

‫حالا کِی می‌خوای بری؟

‫♪ توی شب داغ تابستونی ♪

‫♪ سرم آتیش گرفته... ♪

‫جات واسه روز دریانوردی خالی میشه مایکل

‫روز بزرگیـه

‫- البته به‌موقع برمی‌گردم تا به اجرا برسم ‫- آره

‫امیدوارم که بی‌خودی ‫واسه یه طوطی، ندی سوتی

‫منظورم اینه که

‫امیدوارم طوطی دریایی ببینی

‫عاشقشم

‫دوستت دارم عزیزم

‫سه‌شنبه می‌بینمت!

‫تا بعد

‫- خونه از این طرفه نل ‫- می‌دونم

‫یه چیزی می‌خواستم

‫جداً؟ وای

‫ببخشید، گفتی اسمش چیه؟

‫کاپ‌کیک بادوم‌زمینی‌ ریس

‫درسته

‫و یه‌جورایی توی کاپن

‫خب نه، درواقع...

‫شکلات بادوم‌زمینی‌ان توی...

‫- کارتن؟ ‫- نه، نه

‫مثل یه‌جور...

‫نمی‌دونم

‫مارکوس

‫شرمنده

‫سلام

‫میشه لطفاً ببینی

‫کره‌ی بادوم‌زمینی رو فرستادن؟

‫- چه قشنگ ‫- آره

‫- لوازم تحریر خیلی قشنگیـه ‫- ممنون

‫خب، گفتم خیلی‌ها واسه ...نویسندگی میان اینجا

‫گفتم یه کمکی بهشون بکنم

‫زنده‌‌باد نویسندگان

‫خود نل هم نویسنده‌ی قابلیـه

‫بودم. حتی اون‌موقع هم کارم تعریفی نداشت

‫چرا داشت

‫اسم یکی از کتاب‌هات «از دست رفتن» بود

‫- جداً؟ ‫- جداً

‫دوستش داشتی؟

‫آره، واقعاً خفنـه. ‫ممنون

‫ممنون

‫این رو داریم

‫همم

‫اوم...

‫شاید هم بتونی...

‫بریزیش تو این تا بشه کاپ‌کیک؟

‫آره خب

‫آره خب... آره

‫خب، جریان چی بود؟

‫جریان تو و... اون

‫فروشنده‌هه

‫اوه

‫اوم، آماندا رو میگی

‫اون...

‫به گمونم یه‌جایی با پسره و...

مادرش زندگی می‌کنه

خاطرش رو می‌خوای

‫خب شمارش رو بگیر

‫فکر نکنم خیلی اهل شماره رد و بدل کردن باشیم

‫منظورت چیه؟

‫خب ما اهل شماره رد و بدل کردن نیستیم

‫بعدشم، باید این همه راه بیام

‫بیرون مغازش و با باجه تلفن خودش زنگش بزنم

‫- خیلی وجهه‌ی خوبی نداره، نه؟ ‫- راست میگی

‫اوه، واسه اجرا دعوتش کن

‫- نه. امکان نداره ‫- چرا؟ چرا نه؟

‫چون نه

‫اصلاً از همینِ اجراها بدم میاد

‫مردم هل میدن، با خواننده‌ها می‌خونن

‫- فقط یه نفره چارلی ‫- می‌دونم یه نفره

‫قرار نیست جیغ و ویغ راه بندازه که

‫جیغ و ویغ دیگه چیه؟

‫♪ عکسِ تو ♪

‫♪ باعث می‌شه به گذشته‌ات حسودی کنم ♪

‫اه

‫نابغه مشغول کاره

‫کسی سفارش یه...

‫آلبوم تک‌نفره نِل مورتیمر رو داده بود؟

‫فکر نکنم

‫باور کن، نفر اول صف خرید آلبومت ‫توی فروشگاه اِچ‌اِم‌وی خواهم بود

‫با بقیه سرِ خرید درگیر می‌شدم

‫گیاهخوار

‫چرا اینقدر خوشحالی؟

‫نگاش کن

‫- وای ‫- آره

‫- کلی ازشون هست ‫- وای. خدای...

‫اوه!

‫اوه...

‫انگار دوازده سالـمونه

‫آخه موها رو باش

‫- آره، عالی نیست ‫- افتضاحه

‫- موهات خوب نیست ‫- نمی‌دونم چه فکری می‌کردم

‫- باشه. اون روز رو یادته؟ ‫- از این‌ها خوشم میاد

‫- آره ‫- فقط یادمه سردم بود

‫- استخره ‫- کل روز هم اعصابم خرد بود

‫آره، یادمه

‫خدای من

‫ها؟

‫بلیت‌های اجرامون توی راندهاوس در سال ۲۰۰۹

‫آره بابا. ما اونجا بودیم

‫خب آره، بلیت‌هاش رو داری

‫آره، می‌دونم. ‫اونجوری گرفتیمـشون

‫حرف نداشت. اون اجرا

‫دنیا به کام‌مون بود، چارلز

‫حالا، اگه کسی اعتراض نداره،

‫پیش خودم گفتم بد نیست کاری درست کنم

‫یه دکتر کارولد شیپمن خوشمزه، در خدمت شما

‫البته، با کاندولیزا برنج

‫باشه

‫چیه؟

‫فکر کنم برگشتیم به خانه اول، هرب

‫خب، درش بیار

‫- درش بیار ‫- درسته. باشه

‫سریع

‫داری گوشیم رو می‌پزی

‫- باشه، مورنینگ هِیز... ‫- نه

‫...آلبومش... گوش کن. ‫لطفاً گوش کن

‫حرفم اینه

‫اولین باری بود که تونستی

‫- مسیرمون رو ببینی ‫- نه. نه، فکر نکنم...

‫اولین... دیگه بیخیال

‫مثلاً راک شدیم و...

‫- راک؟ الان گفتی راک؟ ‫- آره. آره، راک

‫ما کِی می‌خواستیم راک کار کنیم؟

‫- منظورت چیه؟ ‫- تو، یادمه...

‫به ریچ هَمِر گفتی می‌خوای آهنگ ‫«عشقت رو به من بده»

‫مثل لیبرتینز بشه

‫من... بیخیال

‫- واقعیت داره؟ ‫- آره

‫- باشه ‫- صد... صد در صد

‫باحال بود. کارِ ما نبود

‫ربطی به موزیکی که درست می‌کردیم نداشت

‫باید بگم، این حرف نداره. عاشقشم

‫واقعاً عاشقشم

‫مگوایر مورتیمر دارن قصه تعریف می‌کنن

‫چرا نه؟ ‫حس می‌کنم دیوید لترمن شدم

‫واقعاً میگم. با ژاکوتیِ مرغ

‫هرب؟

‫اه... هرب؟

‫هرب

‫آدم عجیبیه

‫رفت گیتارش رو بیاره

‫- جدی؟ جدی؟ ‫- هوم

‫اه

‫آواره برگشت

‫هرب

‫خوبی؟

‫- آره ‫- آره؟

‫حالا می‌خوای منظورت رو ثابت کنی؟

‫- آماده‌ی راک هستی؟ ‫- وای. باشه

‫♪ اگه یکم عاطفه نیاز داری ♪

‫♪ و حس می‌کنی تنهای تنهایی ♪

‫♪ از دل تصویرت رد شو ♪

‫♪ گوشی رو بردار ♪

‫♪ و اگه می‌خوای بمونی ♪ ‫♪ می‌تونی بمونی ♪

‫♪ لازم نیست بدونم ♪

‫♪ فقط می‌ذاریم آهنگ پخش باشه ♪

‫♪ و شب بگذره تا وقتی بدونیم ♪

‫♪ تا نشون بده کجا می‌خواد بره ♪

‫♪ عشقت رو بهم بده، عشقت رو بهم بده ♪

‫♪ عشقت رو بهم بده، عشقت رو بهم بده ♪

‫چارلز؟

‫♪ عزیزم، عشقت رو بهم بده ♪

‫♪ عشقت رو بهم بده ♪

‫♪ عشقی که نیاز دارم ♪

‫♪ آره، درسته ♪

‫راک نیست

‫نه

‫نه وقتی اونجوری اجراش می‌کنی

‫برگام. برگام بریزد. ‫اون...

‫خدای مهربون من

‫یه چیز دیگه بود. اون...

‫یه چیزی...

‫همه‌چیز اونجاست و اون یکی یه جای دیگه است

‫باور کنید. حرفی... ندارم

‫- البته داری ‫- خب، ندارم

‫یعنی تا حالا، می‌دونید... اون... آره

‫و باور کنید یه تجربیاتی دارم

‫آبشار نیاگارا مال خودتون. ‫دیوار هادریان مال خودتون

‫همه‌اش مال خودتون. برج‌های آلتون مال خودتون

‫قشنگ بود. جریانش اینه

‫شما دوتا

‫واقعاً خفن بود

‫حرف نداشت

‫احتمالاً دیگه برم بخوابم

‫- بخوابی؟ ‫- آره

‫حتماً. صد در صد

‫- تشنه بذارشون ‫- آره

‫- شب بخیر. اوهوم ‫- به سلامت. بله، فردا روز بزرگیه

‫روز دریانوردی

‫- یادمون نره ‫- آره

‫بیخیال

‫با همه‌چیز

‫شگفت‌انگیز بود

‫سلام

‫- بگیر ‫- ممنون

‫در مورد لیست اجرا،

‫به نظرم نباید «عشقِ ما» رو اجرا کنیم. ‫جدی میگم

‫- باشه ‫- آخه یه جورایی

‫- باشه ‫- انگار زنده‌اش جواب نمیده

‫به نظرم

‫شاید «درون یک نهنگ» یا همچین چیزی رو بریم

‫اوهوم

‫تو که...

‫- به اینترنت وصلی؟ ‫- آره، یه جورایی

‫فورجیـش عالی نیست، ولی آره. چرا؟

‫می‌شه یه لحظه گوشیت رو قرض بگیرم؟

‫آره

‫- این کاور آلبومه؟ ‫- فقط موکاپـشه

‫- کارش، می‌دونی... ‫- درسته

‫فیت؟

‫آره، یعنی... با حضورِ

‫می‌دونی؟

‫آره

‫نظرت چیه؟

‫آخه...

‫من الان چاتنی درست می‌کنم، پس می‌دونی،

‫- کی به نظر من اهمیت میده؟ ‫- خب، من اهمیت میدم

‫بگو لطفاً

‫می‌خوای بگی دوستش دارم

‫یا رُک باشم؟

‫باشه

‫صبر کن

‫دندون‌هات رو سفید کردن؟

‫- آره. می‌بینی؟ ‫- خدای من

‫وای

‫صبر کن

‫بذار ببینم واقعیش چه شکلیه

‫- نه نه، من نیستم ‫- تق تق

‫- تق تق ‫- اوه

‫ببخشید مزاحم شدم

‫نِل، فقط خواستم بگم که یه ساعت

‫- تا جزر فاصله داریم ‫- اوه

‫- و هِرب... ‫- هوم؟

‫یکی دیگه پیدا کردم

‫اه

‫باشه

‫پونزده هیچ

‫فقط به خاطر ارتباط خالصی

‫که بین شما دوتا هست

‫شگفت‌انگیزه، هرب

‫سی هیچ

‫نمی‌شه اداش رو در آورد، هرب

‫نمی‌شه

‫چهل هیچ

‫مسخره است

‫و فقط منظورم به طور موزیکی نیست، هرب

‫منظورم...

‫از نظر شیمیاییـه

‫شما دو نفر، کلاً خیلی بهم میاین

‫فقط دو نفر که در هارمونی کامل هستن

‫واقعاً

‫و البته می‌دونم که، تو الان

‫هرب مگوایر بزرگی، هنرمند سولو،

‫و این حرف‌ها، دمت هم گرم،

‫ولی باید بگم، ‫از یه دیدگاه خنثی،

‫همین با دیدنِ شما دو نفر، ‫آدم با خودش میگه،

‫«چرا هنوز باهم نیستن؟»

‫- من آماده نبودم ‫- شد یک هیچ

‫بازی تمومه، چارلز

‫زمین رو عوض می‌کنیم. ادامه میدیم

‫- عالیه ‫- خیلی خوب

‫- سرویس می‌زنی ‫- خب،

‫کسی رو ندارم باهاش تمرین کنم

‫پس عملاً، تنها چیزی که تمرین می‌کنم

‫سرویس زدنه

‫سرویس وحشتناک

‫وای! عجب سلاحیه

‫آره، خودت عجب سلاحی هستی

‫- ببخشید؟ ‫- باشه

‫- ها؟ ‫- آماده‌ای؟

‫آره، آماده‌ام

‫آماده به دنیا اومدم

‫اه!

‫ببین، مشکل همینه

‫شش ساله که سرویس رو برنگردوندم

‫- توپ جدید می‌خوام، لطفاً ‫- بسیارخب

‫و در ضمن، البته، یادمون نره،

‫روز دریانوردیِ شما مبارک

‫- روز دریانوردی‌تون مبارک ‫- ممنون

‫- فکر کردم می‌خوای بری ‫- نه

‫چرا، می‌خواستم، ولی نرفتم

‫کجا بازی می‌کنید؟

‫- ببخشید؟ ‫- تنیس رو میگم

‫آها، نه والا. همون توی خونه

‫چیز خاصی نیست

‫زمین داره

‫جدی؟

‫آره، مگه شما...

‫شما دوتا باید باهم بازی کنید

‫من...

‫باید با اینجور لباسی بیام؟

‫دقیقاً

‫از دهه هفتاد زنگ زدن. ‫بیورن بورگ رو پس می‌خوان

‫نمی‌دونم چرا می‌خندی، رفیق

‫- لباس خودته ‫- لباس منه

‫آره، درسته

‫- کالیپو دارین؟ ‫- نه

‫- ببخشید، چی؟ ‫- گفتم که

‫- بعیده ‫- کالیپو

‫آبنبات گردن

‫خب، گرد نیستن. استوانه‌ای هستن

‫یه جورایی...

‫اینقدر عرضـشونه و اینقدر طولـشون

‫بستنی شکلاتی دارم

‫- حرف نداره، آره ‫- فرق دارن. باشه

‫- از این طرف ‫- البته

‫همون یخچال صندوقی قدیمی

‫- اینجاست ‫- اینجاست

‫یه مسئله دیگه، آماندا،

‫- تو موسیقی دوست داری؟ ‫- جانم؟

‫تو... ببخشید

‫موسیقی دوست داری؟ ‫مثلاً آواز خوندن

‫- و رقصیدن؟ ‫- خب، رقصیدن که نه

‫نه، نه، ولی آواز خوندن

‫و موسیقی نواختن. موسیقی دیگه

‫گمونم بستگی داره که چی باشه

‫- خب، درسته، قاعدتاً ‫- خب، معلومه

‫دقیق بگم، مگوایر مورتیمر

‫من... من...

‫- هرب مگوایر؟ ‫- نه، من...

‫- کی هست؟ ‫- کیه؟

‫پرفروش‌ترین هنرمند فولک راک انگلستان در سال ۲۰۱۴

‫و در ضمن مردی که درست جلوی ما ایستاده

‫اونه‌هاش... خودِ افسانه

‫- خیلی متأسفم ‫- مشکلی نیست

‫گفتی اسمت چیه؟

‫- مهم نیست. مهم... ‫- هرب مگوایر

‫- فکر کنم... ‫- جشنواره تمشک؟

‫نشنیدی؟

‫درونِ نهنگ؟ نشنیدی؟

‫- عشقِ ما؟ ‫- خب، فقط

‫کارهای قدیمی رو نگو که. آهنگ...

‫اون بدن رو تکون بده کار جدیدتریه،

‫به همراه، لیتل پیز

‫یا گاز بده به همراه بیبی گَل

‫♪ جشنواره تمشک... ♪

‫♪ نتونستم سلام کنم ♪

‫♪ چون مشغول بازی نارگیل بودم ♪

‫من بیشتر «آبا» گوش میدم

‫«سه‌شنبه شب چی کاره‌ای؟»

‫باید همین رو می‌گفتی

‫- بیخیال ‫- نه «موسیقی دوست داری؟»

‫خدای من. همه‌مون که خانم‌باز نیستیم

‫- چی؟ ‫- نمی‌شه همه‌مون خانم‌باز باشیم

‫- من خانم‌باز نیستم، رفیق ‫- نمیگم

‫- هستی ‫- انگار میگی

‫میگم من خانم‌باز نیستم

‫- آره، ظاهراً ‫- خیلی وقته که تو کارش نبودم

‫- پنج سال گذشته، اگه می‌خوای بدونی ‫- اها

‫خب، خانم مشخصاً تنیس دوست داره

‫- اوهوم ‫- واسه بازی کردن دعوتش کن

‫واسه بازی کردن دعوتش کنم؟ شوخی می‌کنی

‫نُه سالم که نیست

‫نیست دیگه، درسته؟

‫«واسه بازی دعوتش کن»

‫خدای من. فکر نکنم خیلی سکسی باشه

‫- پشمام. ببخشید ‫- هی

‫- نه، نه، اینکه... ‫- شرمنده

‫چیزی نیست که قبلاً ندیده باشی

‫چرا، هست

‫تتو زدی؟

‫چهارتا زدم

‫حله

‫خب، برو بیرون، منحرف

‫- ببخشید ‫- برو

‫چی کار می‌کنی؟

‫کار خاصی نیست. فقط...

‫فقط یه دعوت برای اجراست واسه آماندا

‫به دستش می‌رسونمش. آره

‫باشه. خوبه

‫باشه. بگو ببینم

‫- نقشه چیه؟ ‫- آره

‫یه ترکیب ساده از سیب‌زمینی تنوری، لوبیای پخته،

‫دوتا آب‌جو خونگی

‫و بلعیدن مقداری پنیر رد لیستر

‫باشه، ولی منظورم واسه روز دریانوردی بود

‫یعنی... منظورت چیه؟

‫مگه...

‫چند بار گفتی

‫روز دریانوردی؟

‫فقط... روز دریانوردیه دیگه

‫آخه، می‌دونید...

‫ولی... فعالیتی هست،

‫که بهش مربوط بشه؟

‫مربوط؟

‫خب، کاری هست که...

‫به خاطر روز دریانوردی بکنی یا...

‫خب، والا راحت‌ترین توضیحش اینه که روز دریانوردیـه

‫- باشه ‫- پس فقط، می‌دونید،

‫روز دریانوردیـه... فقط روز دریانوردیـه

‫کسی واقعاً کار خاصی براش نمی‌کنه

‫اوه

‫- باشه ‫- باشه

‫خب...

‫خب، ما می‌کنیم

‫می‌تونیم؟

‫این چیزی که اینجاست

‫سرو گوهیه و اینم که... مراقب باشید

‫فکر کنم منظورش سرو کوهی باشه

‫نمی‌خوام بگم سرو کوهی

‫- باشه ‫- برو بریم، نل

‫- بزن ‫- نشد

‫بهترش رو می‌تونم بزنم

‫چه دریافت افتضاحی

‫- می‌تونم و می‌کنم ‫- هورا!

‫الانه. الانه، ببین!

‫زود باش!

‫- هوم ران بود ‫- اون یه ورزش دیگه است، رفیق

‫- اون گوجه مال منه. آره ‫- نه!

‫- نه هرب. ول کن. نه ‫- نه، مال منه. می‌خوامش

‫- پنجه کثیفت رو... ‫- لهش می‌کنی

‫- هی، هی، هی! ‫- آره!

‫بچه‌ها، بچه‌ها

‫- مگوایر مورتیمر ‫- هوم

‫- آره ‫- ردیفه، آره

‫تلپ

‫رفتش

‫به قول بیتلز، خورشید رفت

‫- طرفدار بیتلزی، هرب؟ ‫- می‌شه فقط...

‫- مطمئنم هستی ‫- ...غروب رو در سکو...

‫- شرط می‌بندم هستی ‫- آره، بیتلز رو دوست دارم

‫بیا غروب رو ببینیم، باشه؟

‫یه زمانی این شانس رو داشتیم

‫که بوتلگ بیتلز رو ببینیم

‫عالیه

‫کارشون رو دیدی، هرب؟

‫یه چیز دیگه‌ان. ناب

‫- باشه، فقط... ‫- هیت پشتِ هیت

‫می‌شه فقط... غروب رو ببینیم؟

‫می‌شه فقط از این غروب لامصب لذت ببریم؟

‫- می‌خواید... ‫- باشه، آره

‫- بیاید وسایل رو جمع کنیم و برگردیم ‫- نه، وایسید، وایسید

‫- یه چیزی دارم ‫- اوه

‫بشینید حالا

‫به پاها استراحت بدیم

‫خب، این‌ها رو آوردم

‫که با مایکل انجام بدیم، ولی اون رفته

‫مرغ‌های دریایی رو دید بزنه

‫- بگیر ‫- ممنون

‫واسه تو. و خودکار

‫- بگیر ‫- که روی فانوس بنویسیم

‫که روی فانوس بنویسیم

‫چی... بنویسیم؟

‫باید...

‫- فقط... ‫- آرزو بنویسیم

‫مردم، اسامی، افکار، دعاها

‫- بیشتر آرزوها ‫- باشه

‫- بیشتر آرزوها ‫- بیشتر آرزوها

‫و خصوصی باشه

‫باشه

‫تمام آرزوهای من اینجان

‫با مگوایر مورتیمر روی ساحل سنگی نشستم

‫دیگه سؤالی ندارم، غول

‫گمشو

‫- چیه؟ ‫- دچار ناتوانی نویسندگی شدی؟

‫- آره ‫- می‌خوای ده درصد آخرش رو من بنویسم؟

‫- اون... ‫- نه، می‌نویسم

‫- می‌تونم کمکت کنم؟ ‫- من...

‫- ممنون. خودم می‌نویسم. خیلی بانمکی ‫- باشه

‫- فکر کنم بدونم اسم کی رو می‌نویسی ‫- ها؟

‫آماندا؟

‫سه، دو، یک

‫ولی فکر کنم بدونیم که قراره کجا بره

‫- سه، دو، یک ‫- دو، یک

‫- برو بالا ‫- برو!

‫- برو! ‫- هورا!

‫- هورا! ‫- آره لطفاً، لوئیز!

‫مال من رو ببینید

‫مال من رو ببینید

‫خدای من

‫خدای مهربون

‫- صبر کن، صبر کن ‫- می‌شه سریع بریم؟

‫- این... ‫- نمی‌شه سریع بریم

‫- در واقع بهتره سرعت رو کم کنیم ‫- من دارم می‌دوئم

‫- چی کار می‌کنی؟ ‫- نه، نه، نه

‫- هرب! ‫- هرب، پسر!

‫- حواست نیست ‫- اون هیچ...

‫باشه، رسیدیم

‫- باشه، بیاید ‫- خدای من

‫- باشه، اومدیم داخل ‫- باشه

‫- داخل، داخل، داخل ‫- دسترسی به همه‌جا

‫- حرف نداره ‫- وای. ببخشید

‫- خدای من ‫- باشه، مشکلی نیست

‫- من خوبم ‫- اومدیم داخل. عالیه

‫باشه

‫- فکر کنم من میرم بخوابم ‫- باشه. آره

‫- خدای من ‫- یکم آب بخورم

‫آره

‫یه دستشویی برم و بعدش...

‫...از تپه چوبی بالا برم ‫و برسم به تخت‌فوردشیر عزیزم

‫- خب، حالا چی؟ ‫- عجب روز دریانوردی‌ای!

‫- خسته‌ای؟ ‫- موفق شدیم!

‫نه

‫- داری می‌شماری؟ ‫- سعی داشتم

‫صبر کن. ولی ۶۴تا... ‫نمی‌تونم. تسلیم می‌شم

‫- خیلی املت می‌شه ‫- خیلی تخم‌مرغ داره

‫یه مرغ نبوده

‫که اون همه تخم گذاشته

‫صبر کن. فکر کردم نمی‌خوای اون یکی رو بخونی

‫دیگه...

‫اون درخواست داد

‫♪ گاهی وقتی خوابی ♪

‫♪ انگار ♪

‫♪ ته دریایی ♪

‫♪ گاهی وقتی لبخند می‌زنی ♪

‫♪ می‌تونم ببینم ♪

‫♪ که بچگی‌هات چطوری بودی ♪

‫♪ وقتی چشم‌هات طلاست ♪

‫♪ غیرممکن به نظر میاد که فکر کنی ♪

‫♪ می‌تونستیم باهم پیر بشیم ♪

‫♪ وقتی چشم‌هات روشنه ♪

‫♪ غیرممکن به نظر میاد که فکر کنی ♪

‫♪ خودت نورش رو درست نمی‌کنی ♪

‫♪ عشق ما ♪

‫♪ صدای من رو می‌شنوی؟ ♪

‫♪ آیا قلبم رو می‌شکنی ♪

‫♪ یا مانع سقوطم می‌شی؟ ♪

‫چیه؟

‫باید تور برگزار کنیم

‫آره

‫من و تو، باید تور برگزار کنیم

‫باید مثل گذشته‌ها بشیم، سالن‌های کوچیک

‫این... این...

‫هنوزم... این...

‫آخه، حسش می‌کنی، درسته؟

‫راست میگی

‫- در مورد چی؟ ‫- کسشعره

‫کارهای الانم کسشعره

‫من...

‫فرق داره. من و تو فرق داشت

‫اون... اصل کار بود

‫می‌دونی روی فانوسم چی نوشتم، درسته؟

‫منم می‌دونم روی فانوس خودت چی نوشتی

‫- چی؟ ‫- بهم بگو

‫به تو مربوط نیست

‫صادق باش. فقط بهم بگو

‫- در مورد تو نبود ‫- بیخیال. بود

‫می‌شناسمت

‫می‌دونم خوشبخت نیستی

‫چی؟ نه، نمی‌دونی

‫با اون شوهر بی‌مزه‌ات چاتنی درست کنی

‫اونجوری در موردش حرف نزن. ‫نمی‌شناسیش

‫می‌دونم دلت واسه این تنگ شده، واسه ما

‫باهات در این مورد صحبت نمی‌کنم، هرب

‫وگرنه نمی‌تونستی اون آهنگ‌ها رو بخونی

‫اونجوری نه

‫فقط آهنگن، هرب

‫آهنگ‌های ماست

‫پس بگو اشتباه میگم

‫دلم واسه موسیقی‌مون تنگ شده بود

‫نه واسه ما

‫فرقی نداره

‫باید اینجوری باشه

‫فقط همینه

‫من هنوز عاشقتم، نِل

‫نباید می‌اومدم. من...

‫تو... می‌دونستی چی می‌شه

‫- نمی‌دونستم. فقط... ‫- معلومه که می‌دونستی

‫- نه، نمی‌دونستم. فقط... ‫- واسه همین اومدی. تو...

‫الان ذهنم پخش و پلاست و...

‫حامله‌ام

‫پس... دیگه درگیر کسشعرهات نمی‌شم، هرب

‫نمیشم کلاً

‫و تو عاشقم نیستی، باشه؟

‫عاشق گذشته‌ای

‫و عالی بود... جداً... ولی دیگه تموم شده

‫وقتشه بزرگ بشی، کریس

‫نل؟

‫آهای؟

‫چارلز؟

‫بابت موها ممنون

‫حداقل کاریه که ازم بر می‌اومد

‫- خیلی متأسفم ‫- نه. نه، نه. جدی میگم

‫بس کن. من متأسفم

‫آم...

‫فقط نتونستیم برش گردونیم

‫فکر کردم می‌تونیم

‫فکر کردم می‌تونم موسیقی رو زنده کنم

‫بدون مسائل دیگه، ولی نتونستم دیگه

‫فکر نکنم به وضعیت کمکی کرده باشم

‫توی برنامه‌ریزی

‫از نظر ارتباطی، فقط...

‫خب، واسه دفعه بعد دیگه می‌دونی، ‫وقتی فلیت‌وود مک رو دعوت کنی

‫فلیت‌وود مک

‫نه والا، نه

‫نه، همیشه مگوایر مورتیمر بوده

‫موردعلاقه ماری بودین

‫اون...

‫دوستـتون داشت قبل از اینکه...

‫کِی فوت کرد؟

‫فردا می‌شه پنج سال پیش

‫اجرا واسه همین بود

‫بگذریم، بهتره

‫بجنبیم، که از قایق جا نمونیم

‫- کسی که می‌خوای اونه ‫- خدای من، آره. آره

‫نه، آخه... خب، منظورم اینه...

‫نه، نه، نه. دوتاتون رو... می‌خوام

‫- نه، می‌دونم ‫- درسته

‫واسه هارمونی‌ها قاعدتاً

‫- آره ‫- معلومه دیگه

‫می‌دونی باید چی کار کنی

‫آلبوم سولوی نل مورتیمر

‫آره

‫نه، زمانش مناسب نیست

‫شاید اونجاست که من وارد ماجرا می‌شم

‫کراکن بیدار می‌شود

‫- اون... اونجاست؟ ‫- نِل

‫اون...

‫عذرخواهی کرد که یواشکی رفت

‫فقط حس نمی‌کرد که از نظر موسیقیایی بتونه برسونه

‫یعنی، من مخالفم... البته که هستم...

‫ولی گمونم شما هنرمندها

‫یکم با من تفاوت دارید

‫اون...

‫کاملاً

‫نه، کاملاً قبول دارم، هرب

‫به نظرت در مورد اجرا کجا هستیم، هرب؟

‫چون از دیدگاه من، ‫اجرا قطعاً می‌تونه ادامه پیدا کنه

‫یعنی، اگه بخوای تنهایی اجرا کنی، به قولی

‫هرب

‫من رو دست انداختی؟

‫زندگیم رو خراب کردی

‫- جدی؟ ‫- آخه...

‫این...

‫چی کار کردی؟

‫نمی‌دونم. چی...

‫نُه سال بود که ندیده بودمش

‫قبل از اینکه این برنامه رو بریزی،

‫پول پرت کنی سمت ما،

‫ما رو واسه سرگرمی خودت بندازی به جون هم

‫نه، به خاطر موسیقی بوده ولی، درسته؟

‫با کسشعر سرم شیره مالیدی

‫من کِی این کار رو کردم؟ بیخیال

‫اینکه چقدر باهم خوبیم

‫- هستید ‫- باید باهم باشیم

‫ولی باید باشید. در مورد موسیقی، باید باشید

‫- بیخیال هرب ‫- حسابی بازی‌مون دادی

‫- نه ‫- چرا

‫- هرب، نه ‫- چرا

‫نقشه از اول همین بود، نه؟

‫- نه آقا ‫- کاری کنی به سازت برقصم

‫دستت رو تا ته کردی تو کونم

‫قطعاً نمی‌خوام اونجا فروش کنم،

‫- خیلی ممنون ‫- تو مثل

‫- یه پدر ژپتوی دوزاری هستی، رفیق ‫- نخیر

‫فقط همینی

‫- خب، من... ‫- اوهوم

‫من پینوکیو نیستم

‫می‌دونم

‫تو یه پسر واقعی هستی

‫زندگیم رو نابود کردی

‫کاش دیگه این رو نگی

‫- زندگیم رو نابود کردی ‫- هرب

‫کاش دیگه این رو نگی. هرب!

‫ساعت پنج یه قایق هست، ولی

‫فکر نکنم پیتر...

‫وقتی توفان باشه معمولاً ریسک نمی‌کنه

‫آم...

‫می‌تونم جلوتر تماس بگیرم،

‫ولی...

‫قاعدتاً وقتی به باجه تلفن برسی،

‫دیگه کم و بیش به مقصد رسیدی، پس...

‫زخمه

‫اون گیتار منه‌ها

‫که قاعدتاً می‌تونی...

‫انگار درسته که...

‫کمک می‌خوای، هرب؟

‫خوبی، هرب؟

‫♪ هشتم سپتامبر ♪

‫♪ تابستون داره تموم می‌شه ♪

‫♪ توی تخت دراز کشیدم و تماشات می‌کنم ♪ ‫♪ که وسایلت رو جمع می‌کنی ♪

‫♪ نمی‌خوای صبر کنی ♪

‫♪ و به تظاهر ادامه میدی ♪

‫♪ مبالات دنیا هیچوقت دیگه بر نمی‌گرد ♪

‫♪ ولی عشقم، بهم... ♪

‫باشه، ولی می‌شه یه چارتر پیدا کرد؟

‫چارتر

‫همون استخدام

‫می‌شه یه قایق استخدام کرد ‫که بتونه تو شرایط جوّی بد بیاد؟

‫نه، اجرا لغوه، مرد. انجامش نمیدم

‫باشه، می‌دونم پولش رو نیاز داریم، زب

‫فقط...

‫خب، پس شاید آلبوم رو کار نکنم

‫نمی‌دونم

‫آره، جدی هستم

‫آره

‫آره، دیدمش. ازش متنفرم

‫دندون‌هام رو سفید کردن؟

‫توی عکس

‫نه

‫نه، درست نیست، نه

‫چون...

‫چون هنرمندها دندون‌هاشون رو سفید نمی‌کنن، زب

‫مفهوم هنرمند بودن اینه

‫نمی‌دونم

‫چون قایق نیست، زب!

‫وقتی قایق بود، می‌دونم کِی بر می‌گردم!

‫♪ اوه عشقم، لطفاً بمون ♪

‫بارون تندیه، نه؟

‫آره

‫شما حوله می‌فروشید؟

‫حوله آشپزخونه‌ای دارم

‫باشه

‫می‌دونی چقدره؟

‫دوتا از اون‌ها

‫- ممنون ‫- ممنون

‫بازم داری میری؟

‫در تلاشم

‫راستش، می‌شه وسایلم رو اینجا بذارم؟

‫با قایق صبح میرم،

‫و نمی‌خوام همه رو با خودم بکشونم و ببرم به...

‫محل اقامتم

‫آره، حتماً

‫ممنون

‫اوضاع خوبه؟

‫آم...

‫پسرم، شما رو می‌شناسه

‫جشنواره تمشک رو برام پخش کرد

‫خوشم اومد

‫حله. ممنون

‫هرب، منم چارلز

‫قاعدتاً

‫خواستم بگم یه کاسه سوپ گذاشتم بیرون در اتاقت

‫اگه خواستیش

‫- نه ممنون ‫- خب، اونجاست دیگه

‫یعنی...

‫فقط گفتم که پات نره توش

‫نمی‌خوام

‫و هرب، اگه حرفم برات تغییری ایجاد می‌کنه، ‫متأسفم

‫واقعاً نمی‌خواستم هر کاری که کردم رو بکنم

‫گمونم یکی از اون چیزهاست، هرب

‫یه چیزهایی...

‫یه چیزهایی رو آدم نمی‌تونه برگردونه

‫[مگوایر مورتیمر] ‫[اجرای جزیره‌ی والیس - ساعت هفت شب]

‫[آماندای عزیز، لطفاً اگه دلت خواست بیا] ‫[ساعت ۶:۳۰ بیا خونه من (خونه خاکستری)]

‫[با آرزوی موفقیت، چارلز]

‫نوش جان

‫قهوه درست کردم

‫ممنون. باشه، نمی‌دونستم که تو...

‫تازه امروز صبح برگشتم

‫مرغ دریاییت رو دیدی؟

‫یه سیرک کامل ازشون دیدم

‫اصطلاحش اینه... یه سیرک از مرغ‌های دریایی

‫عالیه

‫شنیدم اجرا خوب پیش رفته

‫چارلی میگه دو روز جلو انداختیش

‫متأسفم که از دست دادمش

‫ولی گمونم می‌خواسته خصوصی باشه

‫یعنی، واسه همین پول داده، پس...

‫آره. گمونم

‫فقط خوشحالم همه‌چیز به خیر و خوشی تموم شد

‫آره. منم همینطور

‫یعنی، می‌دونم چی شده

‫می‌بینمت، هرب مگوایر

‫کامل دستت رو خوندم

‫و می‌فهمم

‫تمام اتفاقاتی که بعد از نل افتاده...

‫همکاری‌ها...

‫خجالت‌آوره

‫آخه، خودت رو ببین

‫تو یه شوخی هستی

‫گمونم بهتره به این قایق برسیم، ها؟

‫ممنون بابت همه‌چیز، چارلی جون

‫خدا نگهدار شما

‫- واقعاً خدا نگهدار شما ‫- خدا نگهدار شما

‫و البته سلامم رو به نل برسون

‫نه، نه، نه

‫نه

‫هرب!

‫هرب!

‫هرب!

‫نه، هرب!

‫خدای من، هرب. هرب!

‫هرب!

‫یالا

‫هرب! هرب! هرب!

‫خدای من

‫چقدر سرده. هرب!

‫چی کار می‌کنی؟

‫هرب، نکن!

‫هرب!

‫هرب! نجاتت میدم!

‫نه!

‫انجامش نده، هرب!

‫هرب!

‫کمک!

‫هرب!

‫کمک، هرب!

‫چارلز!

‫خدای من

‫خدایا شکرت که خوبی!

‫چی کار می‌کردی؟

‫خدا رو شکر که خوبی، هرب!

‫تو داشتی واسه کمک فریاد می‌زدی، چارلز

‫لباسه داشت پُر از آب می‌شد

‫مثل شنا کردن با سندانه، هرب

‫نه، نه، یعنی چرا... چرا اینجایی؟

‫می‌تونی وایسی

‫تو چرا اینجا بودی؟!

‫فقط اومده بودم شنا

‫فکر کردم مثل...

‫نگران بودم یه وضعیتی باشه

‫چی؟ چه وضعیتی؟

‫- وضعیت! ‫- منظورت چیه؟

‫یه وضعیت بد دیگه!

‫خب، یه لحظه عمیق شد

‫فقط داشتم شنا می‌کردم، چارلز

‫آره، با شرت

‫خیلی اعتمادبخش نیست، نه؟

‫- خوبی؟ ‫- نه

‫قایقت رو از دست دادی

‫بعداً یکی می‌گیرم. ‫ساعت پنج یه قایق هست

‫گاهی. گاهی

‫چطوره بمونی؟ ‫فقط بمون... یه شب،

‫باهم شام می‌خوریم

‫یه هالیبوت درست می‌کنم

‫یه ماهی هالیبوت خفن

‫- تو... ‫- می‌خوریمش، باهم غذا می‌خوریم

‫به هر حال پول نل رو دادی؟

‫به تو هم میدم، هرب. من... ‫لازم نیست اجرا رو انجام بدی

‫به تو هم پول میدم. ‫به تو هم میدم

‫بعدش فردا راه بیفت،

‫با پول برو

‫پول رو بردار و برو

‫خب، پیشنهاد نانجیبم اینه

‫واقعاً پیشنهاد نجیبیه

‫پیشنهاد بدی نیست

‫فقط یهو نرو شنا، مرد،

‫اونم با شرت

‫[ماری، پیش مگوایر مورتیمرم.] ‫[حرف نداره. همیشه عاشقتم، چارلز]

‫زب

‫سلام. من...

‫الان می‌خواستم بهت زنگ بزنم

‫آره، می‌دونم. گمونم به خاطر برنجه

‫از مرگ برگشت

‫خب، یعنی...

‫بالأخره

‫باشه، دوست قدیمی

‫بیا کارت رو تموم کنیم

‫اوه...

‫- سلام ‫- سلام

‫- ببخشید اینقدر دیر اومدم ‫- مشکلی نیست

‫ببخشید. دیر از چه نظر؟

‫برای...

‫برای این

‫اه...

‫اون... رسوندش

‫دوستت. اسمش رو یادم نیست

‫- هرب ‫- هرب

‫اجرای کوفتی رو انجام میده

‫هرب رو میگم

‫خدای من. هرب، رفیق، چی کار می‌کنی؟

‫داره انجامش میده

‫لعنتی

‫الان یه هالیبوت کامل پختم

‫بعدش می‌خوریمش

‫باید همینطور باشه، نه؟

‫اجرا، بعدش ماهی

‫- خوشمزه می‌شه ‫- خوشمزه می‌شه

‫فلاسک

‫ببخشید. فقط باید واسه اجرا ‫یه فلاسک بیارم

‫اوه

‫♪ فقط یه طعم رو می‌چشم ♪

‫- باشه. خدای من ‫- ♪ فقط یه جا رو... ♪

‫شروع شده

‫له‌شون نکن

‫♪ واسه عشقت ♪

‫- باشه ‫- سلام

‫فکر کردم نمیاید

‫- اونجا بشینیم ‫- ♪ و فقط یه ♪

‫♪ نور هست که می‌تابه ♪

‫♪ فقط یه منظره رفیع ♪

‫♪ فقط یه جا در دنیا که واسه خودم می‌خوام ♪

‫♪ عشق تو بودنه ♪

‫خدای من

‫- آره، لطفاً. بله، لطفاً ‫- ممنون

‫خیلی ممنون

‫باشه، جزیره‌ی والیس، حال‌تون چطوره؟

‫خب، خب، خب، حرف نداره، هرب

‫با دوتا کلاسیک قدیمی شروع می‌کنیم

‫- بله ‫- این یکی

‫ترک پنجم اولین آلبوم ما، غبار صبح‌گاهیه

‫- باشه، چارل... ‫- جشنواره تمشک!

‫- ممنون، چارلز ‫- ردیفه

‫حداقل این یکی رو می‌شناسی، آماندا

‫♪ با کسی صحبت نمی‌کردی ♪

‫♪ به هیچی نگاه نمی‌کردی ♪

‫♪ نگاهت به جای خواستی نبود ♪

‫♪ چشم‌هات روشن و بزرگه ♪

‫♪ گل همیشه بهار توی موهاته ♪

‫همه بخونن!

‫♪ جشنواره تمشک ♪

‫♪ حس می‌کنم یکی از پشت شونه‌ام رو لمس کرد ♪

‫♪ جشنواره تمشک... ♪

‫♪ آزادی یعنی اکتشاف فشارهات ♪

‫♪ انگار داخل یه نهنگ زندگی می‌کنی ♪

‫♪ حالا تابستون رسیده ♪

‫- داغه ‫♪ - روزها طولانی شدن ♪

‫- ممنون ‫♪ آسمون آبیه ♪

‫مراقب باش

‫♪ و تابستون رسیده ♪

‫♪ و من پیش تو هستم ♪

‫- ببخشید ‫- خیلی روشنه

‫آره لطفاً، هرب!

‫♪ و اگه نمی‌شه بریم خونه ♪

‫♪ گمونم بیرون می‌مونیم ♪

‫♪ و اگه مجبوریم بگردیم ♪

‫♪ بیا یه چیزی پیدا کنیم ♪ ‫♪ که براش بخونیم ♪

‫اوه!

‫- باید تموم می‌شد ‫- اینم از این

‫همه‌شون خوب بود، هرب. ‫یکی دیگه

‫یکی دیگه، هرب!

‫این آهنگ در مورد عشق از دست رفته است،

‫و آخرین باریه که قراره این رو اجرا کنم

‫پس امیدوارم در حال گوش کردن باشی، ماری

‫♪ گاهی وقتی خوابی ♪

‫♪ انگار ♪

‫♪ تهِ دریایی ♪

‫♪ گاهی وقتی لبخند می‌زنی ♪

‫♪ می‌تونم ببینم ♪

‫♪ تو بچگی‌هات چطوری بودی ♪

‫♪ وقتی چشم‌هات طلاست ♪

‫♪ گاهی غیرممکنه که فکر کنی ♪

‫♪ می‌تونستیم پیر بشیم ♪

‫♪ وقتی چشم‌هات روشنه ♪

‫♪ غیرممکن به نظر میاد که فکر کنی ♪

‫♪ نور رو تو تولید نمی‌کنی ♪

‫♪ بیا به داخل خورشید قدم بزنیم ♪

‫♪ بذاریم کف دست‌هامون برای همدیگه بگه ♪

‫♪ چی قراره پیش بیاد ♪

‫♪ بیا زیر بارون قدم بزنیم ♪

‫♪ و بذاریم باد ♪

‫♪ دوباره ما رو به خونه ببره ♪

‫♪ وقتی آسمون پُر از ستاره است ♪

‫♪ غیرممکن به نظر بیاد که فکر کنی ♪

‫♪ نمی‌دونن ما کی هستیم ♪

‫♪ وقتی درخت‌ها شکوفه زدن ♪

‫♪ غیرممکن به نظر میاد که فکر کنی ♪

‫♪ واسه تو انجامش نمیدن ♪

‫♪ عشق ما... ♪

‫قشنگه، نه؟

‫فقط...

‫شکوهش، قدرتش

‫واقعاً رقیبه، نه؟

‫هیس

‫این...

‫آره، هیس

‫صدای امواج

‫نه، هیس...

‫- خفه شم؟ ‫- چیزی نگو

‫آره. درِ گاله رو ببند

‫- فقط گوش کن، چارلز ‫- گوش کن. بخورش

‫قلپ قلپ

‫آب، همه‌جا آبه

‫اگه آب رو بخوری واقعاً دیوونه‌ای

‫خب، هستی دیگه

‫پُر از نمکه

‫- آره ‫- باشه خب، پولت

‫- رو... یادت نره ‫- آره

‫- برداشتیش؟ پول رو ‫- آره

‫پول فوق‌العاده

‫عاشقشم

‫هرب مگوایر با اقیانوس

‫کاش الان می‌تونستی خودت رو ببینی

‫خب، اونجا نبودی دیگه. تو...

‫خفه شو

‫خفه شو و برو پی کارت، چارلز

‫- ممنون، چارلز ‫- خدای من، درسته

‫قراره بغل کنیم، نه؟

‫ممنون، چارلز

‫ممنون از خودت، هرب، جدی میگم

‫واقعاً میگم

‫باشه

‫- باشه ‫- باشه

‫رفتش

‫هرب مگوایر

‫افسانه

‫دست تکون میده

‫بهش دست تکون بده

‫دو دستی

‫درسته

‫نظرم یکم ناهار خوردنه

‫اول صبحونه

‫مسئله حساس صبحونه

‫تـرجمه از «محمدعلی sm و امیرعلی» ‫ :::. illusion & @mmli_Subs .:::

‫ارائه‌ای از وبسایت دیجی‌موویز ‫.:: DigiMoviez.Com ::.

‫دیجی موویز در شبکه‌های اجتماعی ‫@DigiMoviez

‫♪ من فرزند آسمانم ♪

‫♪ من فرزند باهوشم ♪

‫♪ من فرزند آسمانم ♪

‫♪ بچه‌ایم که می‌تونه پرواز کنه ♪

‫♪ آسمان بالای سرم ♪

‫♪ میگه نمی‌فهمم ♪

‫♪ چرا عاشقم نیستی ♪

‫♪ وقتی می‌دونم می‌تونی ♪

‫♪ چون ♪

‫♪ من فرزند آسمانم ♪

‫♪ بچه‌ایم که در نور زندگی می‌کنه ♪

‫[ممنون چارلز. بزرگترین طرفدارت، کریس پینر]

‫♪ من فرزند آسمانم ♪

‫♪ آسمان بالای سرم ♪

‫♪ میگه درک نمی‌کنم ♪

‫♪ چرا عاشقم نیستی ♪

‫♪ وقتی می‌دونم که می‌تونی ♪

‫♪ چون ♪

‫♪ به آسمون نگاه کن ♪

‫♪ نپرس چرا ♪

‫♪ آره، می‌تونیم پرواز کنیم ♪

‫♪ و پرواز کن، عشقم ♪

‫♪ قلبت رو بذار توی دستم ♪

‫♪ و سعی کن عاشقم باشی ♪

‫♪ جوری که می‌دونم می‌تونی ♪

‫باشه، اسم این کار

‫تصنیف جزیره‌ی والیس از کریس پینره

‫برداشت اول

‫♪ تو چشم‌هام رو باز کردی ♪

‫♪ کمکم کردی یادم بیاد ♪

‫♪ بیرون ماه جولایـه ♪

‫♪ حواسم توی ماه دسامبره ♪

‫♪ واسه سلامتیم مضرّه ♪

‫♪ خسته شدم از بس به خودم دروغ گفتم ♪

‫♪ یه دوست نیاز داشتم ♪

‫♪ که یه طناب نجات برام بندازه ♪

‫♪ یادم بیاد قرض بدم ♪

‫♪ نه همیشه قرض بگیرم ♪

‫♪ باید فراموش کنم ♪

‫♪ اینقدر دنبال چیزی نباشم که نمی‌خوام ♪

‫♪ دارم از جزیره میرم ♪

‫♪ جزیره رو پشت سر می‌ذارم ♪

‫♪ به خشکی بر می‌گردم ♪

‫♪ به خانواده‌ام بر می‌گردم ♪

‫♪ و افرادی که دوستم دارن ♪

‫♪ امواج بلند می‌شن ♪

‫♪ بارون می‌باره ♪

‫♪ نگاه من ♪

‫♪ فقط روی ساحله ♪

‫♪ از جزیره میرم ♪

‫♪ جزیره رو پشت سر می‌ذارم ♪

‫♪ به خشکی بر می‌گردم ♪

‫♪ به خانواده‌ام بر می‌گردم ♪

‫♪ و افرادی که دوستم دارن ♪

‫باشه، عالیه. اون یکی خوب بود

‫بیاید...

‫یه حرکت دیگه بزنیم

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.