All language subtitles for A.Scream.from.Silence.1979.720p.WEB-DL@Quartierlatin

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

t.me/quartierlatin مترجم: کاوه کاویانی

ادامه بده حالا… درسته

وایسا

حالا آروم بچرخ

درسته

بسیار خوب، خودشه یک تست تصویر ازش گرفتم

بله، خودشه اون یک آشرام رو اداره میکنه

(آشرام یک مکان مذهبی و روحانی است)

بله درسته، اون اونجا بوده، منو به مدت شش ماه درمان میکرد

بله همسر من… ما نه ساله که ازدواج کردیم

بله خودشه، من منشی اون بودم وقتی به من تجاوز کرد

«جیغی از سکوت »

تکون بخوری میکشمت

قراره به خاطره بقیه تقاص پس بدی

لعنت خدا بهش

نشونت میدم برای چی اینجایی

لعنت بهش

هرزه لعنتی

تو یک هرزه داغونی

بدن زنونه کثیفت رو له میکنم

فاحشه خوبی هم نیستی

لعنت بهش

فکر میکنی خیلی برای من خوبی؟

ترجیح میدی با دکترای درست حسابی سکس کنی

یا مسیح

تو یک ذره هم نمیتونی منو بترسونی

تو نمیفهمی، من انتخابت نکردم

من فقط اتفاقی یکیو پیدا میکنم

دیوونه نیستم… میدونی

اولین باره همچین فکری به سرم زده

یک دخترو بگیرم و تجاوز کنم

این اطراف بودم و با دخترای زیادی بودم

همشون مثل همن، احمق روانی

هیچکسی به من نرسید

کمک

این کارو نکن وگرنه میکشمت

باکرگیت رو از دست میدی

لباس بدلیت رو در میارم

چهره معصومت رو از دست میدی

قدیس کوچک احمق

الان خیلی احمق به نظر میرسی

هرزه کثیف

تو ترسیدی، بهم بگو که ترسیدی

به من بگو که ترسیدی بگو

خدا لعنتش کنه

فاحشه کثیف

جوون بودم از شما زنها میترسیدم

برای همینه که میبندمت

پس دیگه نمیتونی منو بترسونی

دیگه نمیتونی با دستای کوچکت صورتمو لمس کنی

هرزه آشغال

نمیتونی نه؟

عالیه

وقتی که سیزده سالم بود

سعی کردیم به یک دختر تجاوز کنیم

ولی جراتش رو نداشتیم

کپ کرده بودیم

ولی میدونستم که میتونم

به خودم افتخار میکنم

چیزی که شما لیاقتش رو دارید

زنهای لعنتی

تو شبیه دختر من نیستی، ولی همش همونه

پرستار کوچولوی خوب

میخواستی با یک دکتر کوچولوی باحال ازدواج کنی

پول داشته باشی، با یک خونه عالی و کوچک

کل روز هیچ کاری نکنید

تمیزکاری

بچه های کوچکتون رو بزرگ کنید

من پولی ندارم

با کسی هم سکس نمیکنم

تو خوشتیپی، بزرگ و قوی

مامانم عادت داشت بگه

لازم نیست بری مدرسه، از پسش برمیای

مامان بیشعور

همشون یک مزخرف هستن

یک خراب مثل تو

گوه

نمیدونی چقدر ازتون متنفرم

حالت رو بد میکنه ها؟

یک کم بخور، باهوشت میکنه

یک کم بخور

یک کم ریخت

آبجو بخور

خوب انجام میدی

خیلی خوبه باهوش به نظر میرسی، کامل کامل

گوه

قبلا باید بهش فکر میکردی

حالت رو بهتر میکنه

خیلی هم راحته

یا مسیح

من داشتم

ولی بسه دیگه

من از زنها سیر شدم دیگه

دیگه نمیتونم هرزه های کثافتو تحمل کنم

وقتی تونستی سرپا بشاشی با هم حرف میزنیم

حالا لعنتی رو بازش کن

پاهای کوفتیت رو باز کن

دستای بزرگو دوست داری

بگو که دستای بزرگ دوست داری

بگو دستای کثیف دوست داری

بگو خوشت میاد

یا مسیح، بگو دیگه زود باش

بگو دوستش داری

هیچ کسی نمیتونه با اون متجاوز یکی شه. خیلی چندش آوره

اونا طوری که توی روزنامه میخونی، می بینن

انگار برای یک آدم خیلی دوری اتفاق افتاده

میدونم

ولی میتونی مثل یک مرجع داشته باشی

بعد دیگه همه می فهمن

مهمه که این تجاوز رو داشته باشی

یک تجاوز حال به هم زن تو یک وانت قدیمی

همه میفهمن، همه احساس طغیان دارن

فکر میکنن خیلی ترسناکه

بعیده مردا نفهمن

آره، منم مطمئن نیستم

پریروز وقتی جیکوب اومد اینجا

سکانس تجاوز رو نشونش دادم تا ببینم چی فکر میکنه

برام جالب بود بدونم، یک کمی از عکس العمل یک مرد

اون میدونست، ما این فیلمو نمی خواستیم

برای برانگیختن هرگونه میل جنسی در مخاطب

و هنوز… وقتی متجاوز لباس زیرشو پاره میکنه

یا وقتی اون رو میبره

انگار یک حس اروتیکی برای مردها داره

میگن که غریزه تجاوز طبیعیه… شاید باشه

شاید سلطه، بخشی از نیروی جنسی مرد باشه

باید امتحان کنیم تا بفهمیم

یاد بگیریم چطور میشه باهاش زندگی کنیم

شاید بشه به یک شکل مثبت ازش استفاده کرد

از موضوع خیلی دور شدم

دقیقا درسته

چیزی که ما میخوایم، حقیقته

یک چیزی که مطمئن باشه

نباید با هم می دیدشون

تجاوز هیچ زوجی رو شکل نمیده

بیشتر برعکس اینه

هویت یک نفر سلب شده

یکی به زور گرفته شده

یکی از درون کشته شده

ما میتونیم ببینمش، وقتی که تجاوز تموم شد

میتونیم با اون باشیم، مجبور نیستیم جاشو بگیریم

فلیپ، بیا

زود باش

زنهای ویتنام، بنگلادش و همه جنگ ها

همه کسایی که بهش تجاوز شده و گرفته شدن

پاداش پیروزی

زنهای روسپی که توسط جنگجوها رها شدن

مثل مواد جنگی مازاد بدون خریدار

من بهت آسیب زدم؟ حساسه؟

من یک نمونه برای آزمایشگاه برای تجزیه و تحلیل VD می گیرم

ده روز دیگه برگرد برای یک آزمایش دیگه

فقط اگه دردی احساس کردی برگرد

متاسفم، اما ما عکسایی میخوایم که بتونه خشونت رو ثابت کنه

ممکنه قبول نکنی اما برای محاکمه لازمه

مطلق ترین، دائمی ترین و نهایی ترین تجاوز

بریدن لذت

تجاوز به عنف، قتل... درون زن

چه ساعتی اتفاق افتاد؟

طرفای شب بود، وقتی از بیمارستان برمیگشتم

چرا صبر کردی تا سه و نیم که زنگ بزنی؟

من زنگ زدم، وقتی به خونش رسیدم زنگ زدم

تو سه و بیست دقیقه رسیدی اونجا؟

قبل از اون، زمان توضیح اونه چه ساعتی؟ اون باهات تماس گرفت؟

نزدیک دو و چهل و پنج دقیقه صبح بین دو و سی تا سه

وقتی اون اتفاق افتاد تو اونجا نبودی؟

نه من شیفت شب داشتم

معمولا اونجایی؟

آره، بیشتر وقتها

با هم زندگی می کنید؟

من کاراموزم توی بیمارستان

وقتی شیفت نداشته باشم پیش اونم

چرا زودتر تماس نگرفتی

وقتی رسیدم اونجا زنگ زدم

یعنی دو و چهل و پنج

نمیدونم

نمیدونم دقیقا چه ساعتی بود

من حتی نمیدونم الان چه زمانیه

اینطوری لباس پوشیده بودی؟

نه

لباس های منو پاره کرد

فقط کتم مونده بود

چقدر طول کشید برسی خونه؟

نمیدونم

معمولا پونزده دقیقه طول میکشه

نزدیک بیمارستانه

پس دو ساعتی پیش اون بودی

آره فکر میکنم

خیلی طولانی به نظر میرسید

نمیدونم، به نظر میرسید یک شب کامل طول کشیده

پس چه اتفاقی افتاد تو اون مدت؟

بهت که گفتم!

منو کتک زد

فحاشی کرد و بعد هم تجاوز

همون قدر طول کشید؟

آره

چند بار بهت تجاوز کرد؟

یکبار

به شکل معمول؟

ببین تو مدارک پزشکی رو داری و همه چی رو میدونی

من مجبورم بپرسم و جواب های تو رو بنویسم

سعی نکرد کار دیگه ای کنه؟

دهان یا باسن؟

دهان

قبل یا بعد از تجاوز

قبلش

و همین دو ساعت طول کشید؟

منو مجبور کرد چیزایی بگم که نمیتونم توضیح بدم… خیلی وحشتناکه

قدش چقدر بود؟

نمیدونم دقیقا

نمیدونم، شاید یک متر و هفتاد و پنج

شاید هم دو

پاشو

از من بلندتر بود یا نه؟

بلندتر به نظرم

حرف هم میزد؟

فحاشی کرد

توام حرف میزدی؟

نه

گفتی که نمیشناختیش؟

نه

قبلا ندیده بودیش؟

نه

پلاک ماشینو دیدی؟

نه

میخوام دست و صورتمو بشورم

حمام میخوام

سردته؟

میخوام خودمو بشورم

میشه بقیه اش رو بعدا ادامه بدیم؟ الان خیلی خسته اس

خیلی طول نمیکشه، من مجبورم همه رو بنویسم

همیشه از یک راه از بیمارستان برمیگردی؟ یک زمان مشابه؟

وقتی شبها کار میکنم

همیشه شبها کار میکنی؟

ما سعی میکنیم زمانها رو با هم هماهنگ کنیم. یا اینکه هیچوقت همدیگرو نمیبینیم

تو نگران نمیشی اون شبها بیرون بره؟

دوازده و نیم برای من شب به حساب نمیاد کلی ادم این اطراف هست

حتی اگه چهار صبح باشه

هر کسی باید هر وقت دلش خواست بره بیرون

شاید مردم بتونن

ولی زنها نه

حتی در روز، حتی به عنوان یک بچه

آدم همیشه میترسه یکی بیاد و بگیردش

کسایی بودن که از کنارتون رد بشن؟

شاید، فکر میکنم

دو تا ماشین بود

چرا جیغ نزدی؟

چون ترسیده بودم

دوستم داشته باش فیلیپ

دوستم داشته باش، خیلی

خب، برای الان کافیه

درد داره؟ نه، خوبه

خوبه که داشته باشیش همش گره گشاییه

میترسم بهت آسیب بزنم

از طرفی، این یک آشفتگی وحشتناکه

مسخرست نمیتونم درشون بیارم

از این طرف چقدر طول میکشه؟

بهتره موهاتو کوتاه کنیم خیلی درد نداره

نه موهامو کوتاه نکن

نمیخوام کوتاهش کنم

موهام نه!

بیخیال، ما همه شبو میمونیم اگه لازمه

یک کمی قهوه هست

حالت رو بهتر میکنه بعدش ادامه میدیم

میبینی که بهتر میشی

یک گره رو هم نگه نمیداریم

فکر میکنم موها خیلی زیادن

میخواستم بهت بگم نصف حرفای بدی هم نبود که اون زد

ساعتها طول کشید

هفته پیش یکی از دوستام رو دیدم

کاری برای تحقیق با او انجام دادم

اون همش دربارش حرف میزد، ایناهاش

من ساعت سه رفتم آرایشگاه

وقت تموم شدن کار اومدم بیرون، ولی هنوز کار تموم نشده بود

شب، فیلیپ با خواهرش اومد، تا نصفه شب طول کشید

موهام خیلی به هم ریخته بود

من نمیخواستم موهامو کوتاه کنم

خیلی مسخره به نظر میرسه، بعد از اون همه اتفاق

ولی نتونستم طاقت بیارم

خیلی خیلی برام مهم بود

وقتی که تمومش کردن خیلی حال بهتری داشتم

بعدش تونستم بخوابم

دو هفته یقه اسکی و آستین بلند پوشیدم

که زخم هارو مخفی کنم

نه به خاطر بقیه، خودمم نمیخواستم ببینمشون

فکر میکنم میفهمم

ترسیدی که تجاوز تو را تغییر داده باشه

اون چیزی رو درون تو عوض کرده

میدونستم چیزی تغییر کرده

ولی نمیتونستم قبولش کنم. من همه چیو مثل قبل میخواستم

چه چیزی یادت میاد؟ از خود تجاوز

ما میدونیم تجاوز یعنی چی، ولی برای تو دقیقا چه معنی داره؟

ترس…

ترس و شرم…

نه ضربه یا درد، مثل اینکه به یکی دیگه ضربه زده

دیوانه واره، ولی نه فقط خود تجاوز

یا دخول… فقط ترس…

ترسیدم بمیرم

از مرگ توی یک وانت قدیمی تو خیابون پشتی

مردن تو یک روزنامه ارزون

و خجالت زده از اینکه بهت تجاوز شده

میدونم خیلی مسخرست، ولی هنوز خجالت میکشم

نه، اینو نگو

شاید مسخره باشه، ولی تو تنها نیستی

خیلی عجیبه، ولی همه زن هایی که شبیه تو بودن رو دیدم همشون حسی شبیه تو داشتن

مثل یک دنیای وارونه ست

تو نباید احساس گناه کنی

ولی من نمیدونم، شاید چون…

ما همیشه مسئول پاکی بودیم

و حیا… درسته؟

نمیدونم

تجربه تکون دهنده ای داشتم

حدود سه هفته پیش، یک ماه پیش

زنی با من تماس گرفت، میخواست با من حرف بزنه

میدونست دارم درباره تجاوز تحقیق میکنم

ازم میخواست به خونه اش برم

منم رفتم

یک زن خیلی خجالتی بود، حدود پنجاه یا پنجاه و پنج ساله

درباره اتفاق من حرف میزد

همینطور خودش و ایده های یک زن

حس کردم میخواد چیزی بگه اما نمیتونه

وقتی میخواستم برم

وقتی دم در خروجی بودم

ناگهان به من گفت

میخواستم تورو ببینم چون به منم تجاوز شده

وقتی هجده سالم بود. ولی هیچوقت به کسی نگفتم

شوهرم چیزی نمیدونه. بچه هام نمیدونن. هیچ کسی نمیدونه

ولی هنوزم خجالت میکشم

بعدش شروع کرد به گریه

احساس عجیبی داشتم، هیچ وقت به کسی چیزی نگفته بوده

هیچ کسی

چونکه خجالت زده بوده

الان پنجاه سالشه ولی هنوز خجالت میکشه

شاید داستان اون بیشترین تاثیر رو می داشت

تا فیلمم رو بسازم

این باید تموم شه، تو… بقیه…

باید بدونیم چرا شرمنده ایم

ما باید این خجالت رو تموم کنیم. پس باید درباره اش حرف زد

این احساس گناه رو باید تموم کنیم

میدونی، تو به خودت گفتی… ولی چطوری؟

دوست دارم کمکت کنم

سعی میکنم کمکت کنم

صبر کن، چی میخواستم بپرسم…

آها آره… اون آزمایش ها

سوالات درباره تجاوز

بد بودن یا احساس امنیت به تو میدادن؟

چطور پیش رفت؟

وحشتناک

وحشتناکه چون مثل همون اتفاق پیش میره

وقتی اون اتفاق افتاده، دیگه به ضربه دیگه ای احتیاج نداری

این کاریه که اونا بعد تجاوز انجام میدن

دوباره شروع میکنن یا ادامه میدن

ادامه میدن تا به احساس درون تو…

داخل بدن و روح تو

چون تجاوز حمله به روح هم هست

قبلا هیچ وقت بهش اعتقاد نداشتم… اما الان دارم

اون چیزیه که درد داره. نه بدنم

نسبت به متجاوز چه حسی داشتی

ترس

ترس همه چی رو گرفت. همه انرژی من رو

هیچ وقت احساس تنفری نداشتم

یادمه وقتی دیدمش که داشت آبجوشو میخورد

یاد مادرم افتادم که به من و لوییز میگفت

با غریبه ها حرف نزنید… داخل ماشینشون نرید

برام جالب بود که این مردا چطور میتونن باشن

به همشون دید مثبتی داشتم

هیچ وقت فکر نمیکردم مثل کسی باشن

مطمئن بودم میتونم تشخیص بدم

ولی اون مردی رو که دیدم قبلا هرگز نمی شناختم

اگه توی خیابون میدیدمش

تو نمیتونی بگی

برام جالبه اگه همونی باشه که مادرم ازش میترسید

هم اون هم بقیه کسایی که میشناسیم

بدترین کاری که کرد چی بود؟

فحاشی؟ خشونت؟

آره همین بود

ولی عمدتا تحقیر اون بود

تنفر وحشتناکی که داره

اون همه تحقیر خیلی زیاد بود بتونم یک نفری تحمل کنم

اون همه خشونتی که داشت برای همه زنها بود

همونطور که میخواست به همشون تجاوز کنه

یک منحرف جنسی به نظر میومد؟

به عنوان یک مرد مریض، که دوست داشت آسیب بزنه تا حالش خوب شه

این چیزی که عادت داشتم فکر کنم، ولی اینطوری نبود

این چیزی نبود که برای من اتفاق افتاد، برای من درباره سکس نبود

هیچ تمایلی وجود نداشت

چیزی که منو خیلی غافلگیر کرد

فکر میکردم هیچ اشتیاقی به من نداره

فکر میکردم میتونه ساعتها منو کتک بزنه، بدون هیچ دلیلی

هیچوقت فکر نمیکردم که بتونه

تو اون حالتی که به من تجاوز میکرد

باور نکردنیه، با تحقیر ارضا شدنش رو کنترل کرد

نه از طریق میل و اشتیاق

این برعکس عشقه

این فقط تنفر درست میکنه، نمیشه توضیح داد

ساخته شدن برای تنفر

تو این چند هفته چه احساسی داشتی؟

خجالت زده بودم

هم خجالت زده هم احساس گناه

ترسیده بودم

الان چه احساسی داری؟

هنوزم میترسم

میترسم برم تو خیابون

حتی تو خونه هم میترسم، همیشه تاکسی میگیرم

ازم آزمایش گرفتن که ببینن مریضی گرفتم یا نه ولی مریضی نگرفتم، فقط ترس گرفتم

و من نمیتونم توضیح بدم

مثل اینه که یکی از داخل تورو بشکنه

انگار فراموش کردم چطور دوست داشته باشم

همونطور که ایمان رو از دست میدی

من نمیتونم توضیح بدم، ولی میدونم این چیزیه که از دست دادم

یک دوستی داشتم توی کالج

که میگفت پدرش بهش تجاوز کرده، وقتی که ده سالش بوده

ازش پرسیدم چرا هیچوقت فریاد نزدی؟ یا عکس العمل نشون ندادی؟

بهم گفت که ترسیده بود، گفت که خجالت زده بوده

نمیفهمیدم

اما الان میفهمم

شبیه یک کابوسه

تو میخوای داد بزنی اما صدایی در نمیاد

قبل از عدالت آدمها

همون شرم، همون ترس به قربانی میچسبه بهت

انگار که اون متهمه

اگه که زنهایی که بهش تجاوز شده میتونستن از این شرم و ترس خلاص شن…

بعد از اون حقیقت، و هیچ چیزی جز حقیقت نمیتونه آشکار شه

آیا متهم رو به عنوان رئیس خودت میشناسی؟

بله اون رییس منه، من منشی اون هستم

شما دو ساله که توسط روانپزشک درمان شده ای

هنوز هم بهش احتیاج داری؟

اون به من میگه هنوز خیلی ضعیفم

تحلیل زمان زیادی میبره

وقتی با متهم آشنا شدی، چه چیزی بودی

دنبال چه چیزی میگردی واقعا؟

من دنبال خدا میگشتم

آقای کارگردان، چطور با ایشون آشنا شدی؟

به عنوان یک بازیگر

شوهرته

اون سردی شما رو سرزنش میکنه

قبل از اینکه شروع به خوردن الکل کنه

رابطه ما کاملا نرمال بود

ولی الان، دیگه نمیتونم

نمیتونم باهاش رابطه ای داشته باشم

این دیگه عشق نیست، پرخاشگریه

دیگه خودش نیست، اون آدم گذشته

مثل اینکه با یک متجاوز بهش خیانت کنی

قانونش اینه که روان پریش ها رو دوست داشته باشه، مثل برادرش

عشق، درمان جهانی عالی

با اون میسازیش

به من گفت خوبه که باهاش بخوابم

به هر حال… کوچک شدن…

میگن این درمان جدید خیلی رایجه

اونها حتی گروه های ویژه ای رو راه انداختن

همیشه بهش وابسته میمونم

و اگه بخواد منو ببره…

هر کار دلش بخواد میکنه، بدون اینکه بپرسه

من هیچ حق انتخابی ندارم. میتونه به کارم آسیب بزنه

توی کار من مجبوری خودتو بفروشی

ما مجبوریم همه چیزو امتحان کنیم

اما چیزی که دوست ندارم این فحشاست

به نظر میاد بخشی از قرارداد باشه

خوشحال بودم منو انتخاب کرده بود

کارگردان خوبیه

میدونم بعضی از مردا همه کار میکنن تا به یک زن مسلط بشن

ولی استفاده از خدا خیلی غیرمنتظره بود

پیشکش به ارباب، نجات از طریق از رابطه جنسی

و البته همه چی پنهانی انجام میشه

تجاوزهای بی شماری از این دست وجود داره، هیچکس اهمیتی نمی ده

درسته من چند تا آبجو خوردم

که چی؟

من نخواستمش، به هیچ وجه

مردا همیشه فکر میکنن، ما اونها رو میخوایم

ولی ما کاری که دوست داریم رو میکنیم

بالاخره ماها بازیگریم

و به نظر نمیاد اونا متوجه بشن

ما برای منفعتمون این کارو میکنیم.، تنها راهیه که داریم

هیچوقت درخواست برگشت نمیکنن

بدن خوشگلمون کافیه

انگار داریم معامله اش میکنیم

میتونی اسمش رو بذاری رضایت

چون اشتیاق باشه یا نه، برای تو فرقی نداره

اینطوری نیست که یک مرد یک زن رو بخواد

ما هم همین احساسو داریم، اما تجاوز نمیکنیم

حیوون ها هم تجاوز نمیکنن

آدمای خیلی زیادی هستن که تجاوز نمیکنن

باور کردنی نیست که خیلیا از سلطه خودشون استفاده میکنن

تا به بدن ما برسن

انگار بدن زن مال اونهاست، یا روحشون

انگار مقاومت در برابر اونها توهینه

چون ما برای اینه که وجود داریم، برای این ساخته شدیم

فقط برای این

به محض اینکه از نظر روحی به هم نزدیک شدیم

همه چی از بین میره

انگار فقط تو تخت میتونیم برتر باشیم

نه آلت تناسلی، نه نجابتی

فروید اولین نفری بود که گفت

زنها مازوخیست هستن و دوست دارن مورد تجاوز قرار بگیرن

وزن فروید خیلی بیشتر از منه البته

ایده هاش صد ساله که دووم اوردن

من فقط سی سالمه، متاسفم

ولی دوست ندارم بهم تجاوز شه

من هیچ زنی رو نمیشناسم که دوست داشته بهش تجاوز شه

طبق قانون مجازات

تجاوز فقط با زنی ممکنه که همسرش نباشه

حقوقی که ممکنه به من داده شه فقط مادیه

درباره وظایف زناشویی، من فقط یک فاحشه هستم. همین

این باعث ارتقای ازدواج نمیشه

من و بچه ها بهش وابسته ایم، اون درآمد داره

همین بهش حق همه چی رو میده

حتی حق تجاوز به من رو

خانم ها شما دارید منحرف می شید

به نظر می رسه که شما از واقعیت های مربوطه اطلاعی ندارید

قانون، قانونه

این قضیه جدیه

نمیشه اون رو برای خواسته‌های کوچک خودپسندانه استفاده کرد

بذار متن دقیق رو یادآوری کنم

قانون کانادایی درباره تجاوز

جرم تجاوز جنسی انجام شده

اگه با زنی رابطه داشته باشه، نه با همسرش

با رضایت یا بدون رضایت

اگه با تهدید یا خشونت یا ترس بوده باشه

یا اگه جعل شوهرش بوده باشه

یا ماهیت اون عمل رو نادرست معرفی کرده

اگه زن زیر چهارده سال باشه

و در بیشتر موارد زیر شونزده سال

سوال رضایت غیر قابل اجراست

چون آدمی با اون سن خیلی جوونه

که بتونه همچین تصمیمی رو بگیره

حالا قسم بخور حقیقت رو بگی، تمام حقیقت رو

همراه تجاوز دو تا حقیقت وجود داره

حرفهای مرد و حرفهای زن، که اونها متضاد هستن

کدوم ما داریم دروغ میگیم؟

من مقصرم چون شما میگید حتما رضایت دادم

دلیل شما اینه که به من تجاوز شده

من دارم حقیقت رو میگم

پس من بیگناهم، چون من قربانی هستم

دلیل هم همینه، به من تجاوز شده

پس در حقیقت من حق دارم دو بار قسم بخورم

بنابراین، این دروغه که داره محکمه میشه

نه واقعا خود عمل تجاوز

و من قربانی باقی خواهم موند

یکی از هزارن زن مورد تجاوز قرار گرفته

ده تجاوز در روز، سه هزارو ششصد و پنجاه تا در سال توی همچین شهری

این تعداد تجاوزهای گزارش شده است

چون به نظر میرسه از هر بیست تا فقط یکی گزارش میشه

پس نوزده تای دیگه توی آمارها نمیاد

بعدشم، این مرد خیلی بد به من تجاوز کرده

در شان من به عنوان یک زن، هیچ اصطلاح پزشکی وجود نداره

اون به اخلاق من لطمه نزده

چون ژستش عشقش ورزی بوده

نه، اون در تمام طول زندگی من تجاوز کرد

اون به چیزی که من عشق مقدس میدونم تجاوز کرد

و این رو نمیشه با هیچ اشعه ایکسی نشون داد

یک بار دیگه، فقط عمل تجاوز جنسی در حال محاکمه است

پس این محاکمه یک دروغه

به من تجاوز شده و به نظر میرسه دادگاهی برای اون وجود نداره

این مرد طوری جریمه میشه انگار غیرقانونی پارک کرده

یا حکم تعلیقی میگیره انگار که کاری نکرده

اون متمهمه و من شدم مجرم

اون به دلیل عدم وجود مدارک تبرئه میشه و من باید هزینشو بدم

همیشه من قربانی هستم

آیا توسط آسیب شناس معاینه شدید؟

شاید اون نه… اما من شدم

اینه گزارش، باورنکردنیه

زنها میخوان مورد تجاوز قرار بگیرن، ولی نه برای لذت

به دلیل اینکه آرزوی مرگ دارن

همونطور که بعضی از قربانی ها قاتل خودشون رو برای حل مشکل گناه پیدا میکنن

پس من دیگه به محاکمه احتیاج ندارم

همه چی بر علیه منه

این راهیه برای قانون

به عنوان یک قرانی تجاوز من دیگه توی قانون وجود ندارم

من دیگه برای متجاوز وجود ندارم

اون به بقیه هم تجاوز میکنه

اون فقط یک بی ادب و بی رحمه

من وجود ندارم، همش همینه

من یک کیسه استخون بدون روح و اعتبارم

پس من فقط کت و شلوارم رو پس میگیرم

ولی همیشه درون من باقی میمونه، تا آخر عمر

هنوز متوجه نیستی، برات میخونم

تعریف قانونی جرمی که متحمل شدی

یک اتهام اخلاقی

که میتونه پنج سال حبس داشته باشه

با استفاده از خشونت به کوچکترین شکل

چه در حرکات، چه در گفتار… با نیتی پلید

گناه باید ثابت شه

با صدمات، ویژگی ها و اعمال ناپسند

این مرد به من تجاوز کرده

و با اتهام اخلاقی به دلیل کمبود شواهد فرار میکنه

بنابراین من معنی حیا رو میپرسم

دیکشنری میگه

احتیاط، احساس خویشتنداری

نجابت، صداقت، احساسات ظریف

کلماتی که حیا را آزار می دهد

وقتی در مورد رابطه جنسی در قانون صحبت می کنید، فوق العاده جدی هستید

اتهام اخلاقی

اون به نجابت، صداقت، احساسات ظریف من توهین کرد

اما هیچ هیئت منصفه ای وجود نداره که به اون ده سال حبس بده

به هر حال خجالت میکشم

اصلا اینطور نیست

این مرد به من تجاوز کرد

میفهمی؟

حیای من پابرجاست

صداقت و احساسات ظریف من هم همینطوره

اونا رو تغییر نداده

تجاوز به اونا آسیب نمیزنه

این حیثیت زنه که له شده

زیر پا گذاشته شده، جنگ در زندگی ما به راه افتاده

ارگانهای جنسی ما

وحشیانه استفاده نمیشن

مردها همیشه در مورد نقاط نجیب خودشون صحبت می کنن

که از نظر تشریحی به معنای اندام تناسلی اونهاست

اندام های ما، اندام های ما زنها

راز به خوبی حفظ شده تداوم جهان؟

ما به زبون مشترکی حرف نمیزنیم

نه، هیچ مردی نمی دونه که تجاوز جنسی به چه معناست

امکان نداره

اگر می خواهید متهم را کتک بزنید

بندازیدش زندان

چون این راه شما برای له کردن یک موجود به دام افتاده است

یک بار دیگه به یکی دیگه تسلط داشته باش

چون قانون اینه

یا اون رو تحت نظر روانپزشکی قرار بدید، عالی است

ولی راهی برای جلوگیری از تجاوز وجود نداره

چنین مردی به سیگنال قوی پاسخ می ده

تا به ضعیف تر

تجاوز جنسی یک جرم سیاسی سلطه است

به شکل جرایم جنسی

زنها هم قربانی او هستن. داخل بدنهاشون

بیشتر از هر قربانی جنگی

این چیزی که شما متوجه نمیشی

کی میخوای از سوء استفاده بزرگ از بدن ما صحبت کنی؟

تجاوز جنسی در مورد اینه جناب

زمان انواع تجاوزها فرا رسیده

برای بیرون اومدن از گمنامی

و برای اینکه ما از اینکه مورد تجاوز قرار گرفته ایم خجالت نکشیم

دستور بدید لطفا

کودکان در این دادگاه پذیرفته نمی شن

دادگاه رو تخلیه کنید

اینجا برای کودکان نیست

معذرت میخوام جناب رییس

همه این کودکان مورد تجاوز قرار گرفتن

اونا انقدر بزرگ هستن که بشنون چه چیزی قراره بگیم

من اونها رو اینجا اوردم

کسایی رو که تونستم متقاعد کنم آوردم

که بیشتر از این نترسن

بیشتر از اینها پیدا کردم

توی موسسه مشکلات کودکان

و خونه هایی که اونها رو فرستادید

به اصطلاح برای حفاظت شون

درحالیکه دلیل واقعی رو باید در ملا عام فریاد زد

اونها باید حذف بشن

از زندگی های خطرناک خانوادگی

جایی که پدر یا عمو یا دوست خانوادگی هستن

از اونها سواستفاده میشه

این یعنی اینکه به اونها تجاوز میشه

بچه ها رو حبس کنیم

در حالی که پدرها، عموها یا اقوام دیگه

هنوز برای استفاده از آلت تناسلی خودشون آزاد هستن

این اتفاقات پشت درهای بسته رخ میده

این کودکان برای این اتهامها خیلی کوچک هستن

پدر مادر ها اینجا هستن؟

فکر میکنم که نیستن

چون این رسوایی ها داخل خانواده نگه داشته میشن

و شما هم میدونی

من برای دفاع از اونها اینجا هستم

جناب رییس من بیست و چهار ساله هستم

وقتی ده سالم بود پدرم به من تجاوز میکرد

همه متخصصان شما ممکنه تکرار کنن

در جوامع بین المللی خود برای حقوق خانواده

محارم اونها

عمدتاً با فرهنگ و تمدن در حال تکامل مرتبطه

فرهنگ و تمدن!!!

شما مردها در سطح بین المللی از همدیگه محافظت می کنید

خیلی میترسید ما حرفی بزنیم

پس اول اقدام میکنید

و سعی کنید محارم را به حداقل برسونید

کجا تموم میشه؟

جناب رییس

تا حالا از زنها سوال کردید؟

منظورم زنهای هم سن من

اولین تجربه جنسی آنها مورد تجاوز جنسی توسط پدرشان بوده

میدونید معنی این برای یک دختر کوچک چیه

من باید کامل بیان کنم؟

برای من پدرم قهرمان من بود… به عنوان یک دختر کوچک…

برای همه دخترهای کوچک، پدرها قهرمان هستن

خدایا، چقدر پدرمو دوست داشتم

اون زندگی ما رو تامین میکرد

او کسی بود که گهواره ما رو تکون میداد

همیشه با کلی قصه عالی از بیرون خونه میومد

اون کسی بود که بخشنده بود و مخارج رو میداد

اون قوی بود و به حرفاش گوش میکردیم

بوش رو می شناختم

وقتی به پدرم نگاه میکردم انگار به خورشید نگاه میکردم

ولی یک روز خورشید چشمای منو سوزوند

اون میخواست به من عشق پدرانه خودش رو نشون بده

اما آن نوع عشق پدرانه!!!

یک لحظه صبر کنید

شما نمی تونید به سادگی واقعیت های جامعه شناختی را نادیده بگیرید

رابطه زنها با محارم یک اتفاق روزمره است که در آن ازدحام بیش از حد وجود دارد

لزوماً به این معنی نیست

هر گونه اختلال جدی در یک دختر جوان

وقتی که به بزرگسالی میرسه

متخصصان هم اینو میگن

و شما هم باور دارید

این واقعا دلگرم کنندست

بعد می گن که محارم برای شما خوبه

متخصصان برجسته شما

میتونید داشته باشیدشون. به شما بستگی داره

من توسط پدرم مورد تجاوز قرار گرفتم وقتی ده ساله بودم

الان بیست و چهار ساله هستم

کمی بعد سی ساله و بعد از اون پنجاه ساله

و عشق…

همه چی تموم شده

من دیگه نمیتونم عشق بورزم

من احتیاج به عشق ورزی دارم، نیاز دارم

اما چیزی از بین رفته

چه بلایی سر اونها میاد؟

چه بلایی سر زنی میاد که دیگه نمیتونه عاشق باشه

بفرمایید

چرا تلفن رو جواب ندادید

میدونم هنوز میترسید، اما تلفن…

تا حالا به کسی آسیب نزده

باید خودتو جمع و جور کنی

بیشتر از دو ماهه که گذشته

نه بیرون میری نه کسی رو میبینی

ادامه بده دوباره

تو باید به خودت کمک کنی، من نمیتونم برات این کارو بکنم

دیشب ژان پیر پرسید چرا با ما نیومدی؟

اونها نمیفهمن، فکر میکنن که تو ازشون خوشت نمیاید

نمیخوام بیشتر از این انجام بدم

گوه

ازت خواستم چیزی بخوری، چیزی نیست

اگه نمیخوای بری تماس بگیر

چه چیزی خوردی؟

کل روز هیچی نخوردی؟

این درست نیست

میدونم خیلی برات سخته

ولی شما نمیتونید درک کنید

هیچ کسی درک نمیکنه

اگه کسی رو میدید

از ژان پیر میتونستی بپرسی

اون زنهان درمانگر رو می شناسه، شاید این کار راحت تر باشه

نه؟

چطوره بری سر کار؟ کاری برای انجام دادن بگیری

تو ادمها رو دیدی، به چیزهای دیگه فکر کن

با اینجا موندن به جایی نمیرسی

سعی کردی بری سر کار؟

سعی کردم فیلیپ

آره اما نمیتونم

آروم آروم

دوست دارم سوزان

نمیتونم فیلیپ

سعی کن یک کمی استراحت کنی

نمیتونم

سوزان، من دوست دارم

نمیتونم فیلیپ نمیتونم

دست از سرم بردار

پایانش رو پیدا میکنم

فکر میکنم وحشتناک باشه

تجاوز خیلی ترسناکه

میدونم ولی ناراحتم میکنه

درسته، به همین دلیله

برای ایجاد ناراحتی…

اون خودش رو نکشت، تجاوز اون رو کشت

اون میتونست همون روز مرده باشه

در واقع، اون از همون روز مرده

میدونم، موافقم ولی…

نمیدونم اما شاید عشق بتونه این رو درمان کنه

خیلی آسون خواهد بود

این راهی برای انجام هر چیزی خواهد بود

برای آسیب زدن به مردم، عمیقا به روحشون. بیخیال عشق درستش میکنه

اگه به عشق باور نداشته باشه، اگه گمش کرده باشه…

به همین خوبی خواهد مرد

البته، اما همه دخترهایی که مورد تجاوز قرار می گیرن خودکشی نمیکنن

نه… میدونم

خیلی بهش فکر کردم، منم دوست ندارم

نه اصلا

اما باید میشد

میشه امیدوار بود که فیلیپ به موقع برگرده

با این حال، اون رو درست بعد از تجاوز جنسی پیدا می کنه

همه چی دوباره…

این یک دور باطله

برای من انگار یک بخش اساسیه

درون سوزان شکسته بود

تمام زندگیش تکون خورده

جنسیت، عشق، نمی توانی اون رو از بقیه جدا کنی

انسان مجموعه ای از اجزای بی ربط نیست

میبینی، وقتی مردم درباره جنسیت حرف میزنن

انگار که یک چیز جداست… فکر میکنم خیلی دیوونگیه

متجاوز فقط به جنسیتش آسیب نزده

اون به همه چی آسیب زده

به توانایی عشق ورزیدنش

به کلی نابود شده

این هر بار اتفاق نمیفته

اما ممکنه بره

به دوری مرگ

این چیزی بود که میخواستم بگم

این ژست مرگه

اون خودش رو نکشت

اون همین الان هم مرده

متوجه میشی؟

آره این یک احتماله

ولی من فکر میکنم زنها قوی تر از این هستن

موضوع این نیست، سعی کن به قتل برسی تا ببینی

ولی من زنهایی رو میشناسم که از پس اتفاقای اینطوری بر اومدن و ازش گذشتن

واقعا تونستن؟

به اون زن بستگی داره

نه نداره

به شرایط بستگی داره

بسیار خوب، به شرایط بستگی داره

و افراد نزدیک اون زن

حالا سوزان رو در نظر بگیر، اگه فیلیپ عکس العمل دیگه ای نشان می داد…

اگه به اون شک میداد…

شاید دوباره خودش رو جمع و جور کرد

مطمئن نیستم

چی می شد اگه او با افرادی ملاقات می کرد که می تونستن بهش کمک کنن

برخی از زنها با تجربه مشابه ...

اگه می دونستید چقدر سخته، هنوز یک تابو هست

خودت رو مسخره نکن

بیشتر اوقات یک زن مورد تجاوز قرار گرفته باید به تنهایی این کار رو انجام بده

اگه موفق نشه، می گن ضعیفه

نمیبینی؟

اینطور نیست که نمی بینم، فقط فکر می کنم

شرایط سوزان ممکنه کمتر سخت باشه

حتی بدون معجزه

زنی که از تجاوز آسیبی نبینه معجزه است

سوزانی که در تحقیق خود استفاده کردید

من معتقدم واقعاً فرانسین نام داشت

بله

واقعا مرده؟

واقعا خودش رو کشت؟

بله

اون مرده

اون واقعا خودش رو کشت

بله خودشه، کسی که دارم دربارش حرف میزنم

میبینی، نتونستم بهش کمک کنم

قرنها دانش

به دیواری از سکوت متحرک ختم میشه

وقتی به تجاوز و عواقبش میرسه

بهترین کاری که به تازگی تونستن انجام بدن

به عنوان یک اقدام متقابل عملی

یک هشدار رقت انگیزه

هر انسانی با یک واژن

باید یک سوت دور گردنش داشته باشه

یعنی اینکه این اولین چیزیه که مادرها باید به دخترانشون یاد بدن

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.