All language subtitles for فیزیولوژی جلسه ۲

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

بسم الله الرحمن الرحیم با سلام حضور دانشگاهان عزیز جلسه دوم فیزیولوژی سلول

ما تو جلسه قبل یه مقدمی راجب فیزیولوژی داشتیم راجب همستاز بحث کردیم راجب

سیستمایی کنسولی بحث کردیم و در نهایت رسیدیم بخش سلول که مجموع

اطلاعاتی که خدمتتون هستش از اطلاعات شماره 26 بحث ما مونده بود

در این جلسه ما راجع به سلول برد می کنیم. مبحث اولیمون بیشتر راجع به این که اصلا

سلول از کجا اومد، چه کدی سلول رو شناسایی کرد و بیشتر مواهد بیولوژیکی و بعدا

وارده در واقع ساختار خود سلولی و بعدا وارده مواهد مواهد پیزیولوژیکی سلول

شد.

ما سلول رو به عنوان واحد حیات می شناسیم.

اما این واحد حیات چجوری شناسایی شد؟

در حدود سال 1665 دانشمندی به نام رابرت هوک یک قطعه از چوپنبه رو در زیر

گذاشت و دید که مجموعه از خانه های همشکل و همسایز وجود دارند اسمشون رو سل یا خانه

گذاشت اما دقت کنید چون این سلول ها سلول های گیاهی بودند

مال چوپنبه بودند خب همه همشکل و همسایز هستند ولی در واقع لزومن در تمام جانوران

مخصوصا در پیشانداران عالی ممکنه سلول ها تنبوه زیادی داشته باشن و همشکل و همسایت

نباشن تا این که در سال حدود

1839 -1840 دانشمند دیگه به نام شوان اومد و تهوری سلول رو ارائه داد

تهوری سلول به ما چی میگه؟ سه تا اصل داره تهوری سلول

اصل اول به ما میگه همه یه ارگانیز ها از یک یا تعداد بیشتری

سلول تشکیل شدن اصل دوم به ما میگه سلول کوچکترین واحد حیات

و اصل ثوم به ما میگه هر سلول با تقسیم سلول قبلی به وجود اومده

با این حال در تعریف سلول ما میگیم سلول

کوچکترین واحدیه که قادر تمام اعمال حیاتی رو

انجام بده در مورد تنواه سلولی سلول ها تنواه زیاده دارن

از لحاظ شکل، اندازه، عمل کرد و دوره زندگی میتونن با همدیگه

متفاوت باشن که راجع بهش بعد خواهیم کرد با عنوان مثال چنان که در اسلاید

شماره 29 هم مشاهده میکنین اصلاح شماره ۲۹ راجب تنوای سلولی بحث کرده حالا اصلاح

شماره ۳۱ رو ببینید چند سلول رو برامون مثال داره میگه ما انواع مختلف سلول های

خونی داریم ما سه نوع مختلف سلول عزولانی داریم ما سلول هایی داریم که مخصوص

زخیره چربی هستن سلول هایی رو داریم که اصلا مخصوص نفل و انتقالات این فارس های

الکتریکی هستن مثل سلول های عصبی هستن سلول هایی داریم که مخصوص

تکثیر و طول دمت هست این سلول ها اطلاعات سایز با همدیگه متفاوت هستن اطلاعات طول

عمر با همدیگه متفاوت هستن اطلاعات شکل با هم متفاوت هستن سلول میتونه یک سایز

کاملا میکروسکوبی داشته باشه که با چشم غیر مسلح اصلا نتونیم ببینیم بعض سلول ها

با چشم غیر مسلح میتونیم ببینیم مثل سلول تخمک البته سلول تخمک به خاطر اینکه یک

لایه سلول گرانالوزا دورش هستش ما میتونی

در با چشم غیر مسلم اگه چشم های خیلی قوی داشته باشیم ببینیم و سایزش حدود 100

میکرون یا یک دهام میلیمتره بعد سلول ها از راه های سایز خط

میکروسکوبیه ما سلول چند سانتیمتری هم داریم شما اصلا سلول عصب تیاتیک رو تصور

بکنین جسم سلولش را نخوا قرار گرفته ولی ممکنه آکسونش میاد تا

کفه پا هم میرسه با توجه به سایز فرد ممکنه 50 سانتیمه 60

سانتیمه 70 سانتیمه طول آکسونش باشه بلاخره این آکسون هم جزی از سلوله سلول

ازولانی ما اکثرا دو کشکرن سلول های خونی ما اکثرا گردن

به اصطناعی هلا گلگل قرمز ما که به صورت دیدکای مقهر و طرف اینه پس سلول ها

با همدیگه متفاوتن اما در هر صورت به صورت عموم چنان که در اطلاعات شما رسیار دارم

میبینین کل سلول های ما یک قشاع سلول که دارن در داخل سلول یک مجموع اندامک های

دارن که این اندامک ها تقریبا در تمام سلول ها وجود داره در طرف تمام سلول های

یوکاریوتی وجود داره چون ما هم سلول پروکاریوتی داریم هم سلول یوکاریوتی

داریم پد با این ها دونه سلول وجود داره سلول های پروکاریوتی و سلول های یوکاریوتی

این سلول هایی تفاوت هایی میتونن با همدیگه داشته باشن اطلاعات ماده جنتیکشون

اطلاعات سیتو پلاتمشون اطلاعات قشای پلاتمایشون میتونن با همدیگه متفاوت باشن

چنان که مثلا یک سلول پروکاریوتی هسته نداره ارگانل های مجزا و قشادار

نداره دیواری سلولی اونو از جنس بیشتر پپتیدو گلیکان هستش اکثران

تقسیمشون به صورت تقسیم دوتاییه کروموزومشون به صورت یک کروموزوم

حل قویه در داخل سلول اینا بیشتر خصوصیت یک سلول پروکاریوتی هستش

اما سلول های یوکاریوتی اونا هم یه خصوصیت خاص خودشونو دارن

خصوصیتشون به این صورت هست که هسته یه واضح و مشخصی دارن که همون دینهی که ما

در داخل این هسته قرار گرفته شامل کروموزوم ها هستش کروموزوم ها در ساختار

مجموع پروتون هایی که در اونجا موجود دارن در داخل سایتو اسکلیتون دارن اسکلیت

سلولی معمولا اینا دارن ارگانل های مجزا و قشادار دارن مثل مثلا دستگاه گلجی، شرکه

آندو فلسفی مثل لیزوزوم ها دیواری سلولی اگه هم در

آنها وجود داشته باشه بیشتر از جنس سلولوت یا کیتین هستش تقسیماتشون بیشتر به صورت

تقسیمه می توضیح صورت می گیره و کروموزومش هم اشاره کردیم کروموزوم به صورت خطی

هستش و در ساختار دینه قراریده اما چنانکه در اصلاد شماره

38 هم مشاهده میکنین یه فرضیه وجود داره برامه فرضیه

اندو سیمبیوتیک سیمبیوتیک یعنی همدوستی اندو یعنی درونی

شدن یعنی همدوستی بعد از درونی شدن چه اتفاق افتاده؟ میگه احتمالاً

منشه سلول های جانوری و گیاهی پیشرفته این بوده که یک میتوکندری یا

کلوروپلاس تونسته وارد یک سلول پروکاریوت بشه

و در اونجا با هم به یک زندگی مسالمت آمیز برسه.

احتمالاً ترسیط یک آمیبی این سلول ها در واقع میتوکندری و کلوروپلاس به عنوان پک

میکرو ارگانیسم خیلی ساده. بله ایده شده؟ و این سلول ها تونستم

در نهایت دوتایشون با هم به یک زندگی مسالمت آمید برسن و منشه سلول های

یوکاریوتی بوده که این در اصلاح شماره 39 داره به ما نشون

میده چرا؟ برای اینکه اکثر سلول های جانوری و گیاهی پیش رفته ما میتونیم همه

غیر از ماده جنتیکی که در داخل هستشون وجود داری یه ماده جنتیکی هم در داخل

میتوکوندریت ها موجود داره پس نشون میده که باید این منشش احتمالا از یه جای دیگه

بوده باشه اما با این ها سلول های یوکاریوتی و پروکاریوتی که گفتیم این

که اشاره کردیم مثلا پروکاریوت ها نداشتن هسته نداشتن ارگانل دیواری پپتیدو

گلائکانی تقریم دوتایی یا کروموزوم هلقوی یا در

مورد

یو کاریوتار که گفتیم حصه مشخص، ارگانل مشخص، دیواری مشخص که بیشتر سلولوز کتینه،

تقسیمشون که تقسیم میتوضیح هستش و کراموزومشون که به طور کراموزوم خطی هستش،

تباوتها رو میتونن با همدیگه داشته باشن. اما با این حال بخشای یک سلول.

یک سلول چیزی که سلول رو احاطه کرده و سلول رو از سلول

کنار جدا کرده ما بهش میگیم دشار سلول.

قشای سلول هست در واقع یک قشایی که خواهد در دور تا دور سلول قرار درده و هر کونه

حرکت به داخل و خواهد سلول رو کنترل می کنه دولایت ساختمان یک

چربی فوتپولی پید دولایت راهی برای انتقال یک سری از نواده

اما ما اینجا راجب ساختار قشای سلول زیاد

بحث نمی کنیم چرا؟ برای اینکه اصلا قشاع سلول اینقدر باهمه که یک جلسه کامل

مراجع به صاختار قشاع سلول، نحوه نقل و انتقالات از قشاع سلول، نقش

قشاع سلول در ایجاد اختلاف پوتانسیل بین دو سمت قشاع سلول با همدیگه برخواهیم کرد.

و در مورد سلهای گیاهی هم بیشتر ما دیواری سلولی داریم مثل

سلهای گیاهی و باکتری ها.

هم میتونن از سلول حمایت بکنن و سلول رو در برابر اعمال مختلف محافظت بکنن اما در

داخل سلول چی داریم؟ در داخل سلول اولا مایی سیتو پلاس میداریم

ماده سیتو پلاس در واقع هر چیزیه که

در داخل سلول وجود داره حد فاصل بین قشاع سلول و

قشاع هسته پس شامل چی میتونه باشه؟ سیتو پلاس میتونه

شامل سایتوزور باشه که در واقع این سایتوزور

شامل خسمت به نام سایتوزوره یعنی خسمت مایه که درون

آن پروتوین ها، نمک ها، قند ها و مواد محلول دیگه میتونن وجود داشته باشن

به وسیل قشاع پلاسمایی احاته شده پس خود سیتوپلاس

درش ارگانل ها وجود دارن و سایتوزور وجود داره اما ارگانل هایی که در

داخل سلول وجود دارن ارگانل ها یا قشا دارن یا بدون قشا

ارگانل هایی که قشا دارن مثل میتوکنجی مثل پراکسیزوم لیزوزوم

اندوپلاسمی کرتیکولوم یا شبکه اندوپلاسمی دستگاه گلجی اینا ارگانل ها یا اندامک

هایی هستن که در داخل تیتوپلاسم وجود دارن و اینا قشا دارن اما یه سری اندامک

هایی وجود دارن که این اندامک ها قشا ندارن اما در داخل تیتوپلاسم مثل سایت

اسکلیتان، اسکلیت سلولی مثل سانتریول ها که تو بخش

تخصیم سلول حتما براتون آشناست مثل ریبوزوم ها اندامکاری هستن که

در داخل سلول وجود دارن اما قشار پلازمایی هم نخواهند داشت با این حال

حصه سلول جزء بعدیه که هسته

مرکز تمام فعالیت های سلول و به وسیله یک قشاع دو قسمتی

به نام قشاع حسی آده شده ببینید قشاع

ما میگیم دو لایه هست اما قشاع سلول یک لایه هست یک لایه یعنی

دو لایه فوسفالیفیده ولی قشاع یک لایه هست خود قشاع اما قشای هرده دو لایت یعنی

میشه چهار لایه ی فوتوالیپیدی در داخلش این منافذی وجود داره جنسش از پروتوینه

که پروتوین های سازندهش رو معمولا به هاش ناکلیر پرو کمپلکس یا

کمپلکت پروتوین های کمپلکت منافذ

خطبه گفته میشه ساختار شیش بچهی دارن اینها در واقع مسیری هم برای

عبور مواد به درون یا بیرون حصه هم بعضی وقتا موادی که از داخل سیتو پلاس

میتونن از درقید منافق وارد حصه بشن و موادی که بخوان از حصه خارج بشن به داخل

سیتو پلاس با این حال

حصه میتونه شامل

حسدک باشه که حسدک بیشتر کروماتین داره حسد شامل

جنوم ماست تمام جنوم در اونجا قرار گرفته دینی در اونجا قرار گرفته

کلومزوم های خطی ما در اونجا قرار گرفتن و در واقع

چنان که از اسم دینی برمیاد هر گونه پروتونینی که تو سپلول بخواد خواسته بشه

باید از روی جنوم دیکتر بشه و در نهای از بیاد و در نهای خاله

شبکه اندوپلات میدانه داره ما ترجمه بشه که شکل حصه رو منافذی که وجود داره

کروماتینی که حصه حصه که وجود داره همه اینها رو

میتونین در اصلاح شماره پنجه و دو مشاهده

بکنید پس چنان که از شکل

حصه برمیاد و قشاع حصه به نخره اون نقل و پلاسمی

که وجود داره و جل ماننده در داخل هسته اونو محافظت میکنه که دارای

مواد محلول خیلی ضروری و اصلاتی برای خود هسته هستن

منافض هم که گفتم وجود داره و بیشتر به ملکول های بزرگ میتونه اجازه ورود و خروج

داخل هسته رو بده در نهایت هستک هستش هستک هایی که وجود داره

یه سری

اصنام گرد تقریبا تیر رنگ هستن که در داخل هسته قرار گرفتن

هستک محل ساخته ریبوزون ها

یعنی ریبوزون ها در این محل ساخته میشن

پس هم ریبوزون همین که حاوی مقادری

زیادی از آر این ای برای ساخته پروتوین ها خواهند تا در نهایت کروموزوم ها رو داریم

که راجع بین ها بیشتر تو مباحث جنتیک براتون بعض خواهن کرد اما ارگانیل بعدی که

سلول وجود داره میتوکاندریه میتوکاندری ارگانیلیه که ماده جنتیک دی این ای و آر

ای خاص به خودشو داره اطلاعا دارای ریبوزوم های متفاوت با ریبوزوم های دلیل

بوده و میتونه خودش تقسیم دوتایی انجام بده که برگردیم به همون

فرضی اندوس امبیوتک انگار یک میکرو ارگانیسمیه که مستقلن وارده تلور شده و

کار خودشو انجام میده کروموزور میتوکندری حلقلیه و همین

در واقع خصوصیات خاص میتوکندری باید شد که برخی از دانشمندان

از نداره تکاملی ایجاد میتوکندری رای پروکایوت های حواضی رو

اینجوری فرض کنن که با فرضی اندوس امبیوتک

به وجود اومده و با این خصوصیات تونستن اونو قبول بکنن میتوکندری محل اصلی

سلوله محل اصلی تولید ایتی پیه و انجام چرخه کرپسه یا چرخه پاسفاریلاسیون

به و معادلش در گیاهان ما کروپلاس رو داریم و احتمالا

پروکاریوت هایی بودن که توسط سلول های آمویبی آمویبی که در واقع بل ایده شدن

خودشون یه سری پروکاریوت هایی بودن که دراصل سلوه های عامی به شکل بل ایره شدن و

نهایت یوکاریوت های امروز رو تشکیل دادن

میتوکندری گفتیم اصلا ریبوزوماش

برق میکنه ریبوزوماش 70 اسه که

شکل شماتیک میتوکندری در اسلایل شماره 61 به خوبه مشخصه از لحاظ

ساختار از لحاظ دیواره شون که دو تا دیواره داره یه دیواره خارجی داره یا یه

درونی دیواره خارجی معمولا صافه و دیواره داخلیش کاملا یه سری تورفتگی هایی داره

کاملا پیچوخم داره و اکثر آنزیمایی که در استرس اکسیدیتیل در استرس در

پاسپوریلیسیون اکسیدیتیل دخالت دارن در ساختار همین لایه

داخلی شون در واقع کریست ها و دیواره های داخلیشون قرار داشتند و ریبوزوم خاص

خودشون داره دینه خاص خودشون داره ریبوزوم خاص خودشون داره که تمام اینها رو در

افراد شماره ۶۱ داره به ما نشون میده و گفتیم همین هم باید شده که فرضی

اندوسرین بیوزیز تقوییت بشه اما ریبوزوم ها در واقع محل

سنتز پروتوین ها هست

با ممکنه چسبیده به ریتیکولوم آندو پلاتمیک باشن یا آزاد در پلاسما باشن و

ریتیکولوم آندو پلاتمیکی که ریبوزون به چسبیده باشه به شبکه آندو پلاتمیک خشن

یا رافت اندو پلاتمیک اندو پلاتمیک ریتیکولوم یا آر ای آر

گفته میشه ریبوزون های آزاد بیشتر سازنده پروتوین های محلول

در دیدو پلاتمان اما ریبوزوم های چسبیده به شبکی اندوپلاسمی زبریا خشن

پروتوین های رو می سازن که ممکنه از دلول خارج شده یا نهایتا در غشای دلول

گنجانده بشن مثل پروتوین هایی که در ساختار غشای دلول وجود دارد پروتوین هایی

دلول می خواهد خارج بشن مثل مثلا هرمونای ما هرمون روشت پرولاکتین پروتوین هم دیگه

در داخل شبکی اندوپلاسمی زبریا داندار ساخته می شن و در نهایت می خوا

خارج بشن اما شبکه اندو پلاتمیک

شبکه اندو پلاتمیک در سلول های مختلف

ممکنه به اصامه دیگه هم بشناسیم مثلا در سلول های عزلانی ما اونو به نام شبکه

پلاتمیک میشناسیم شامل یک سری لوله های در هم پیچیده و یک سری مخازن

و معمولا شبکه اندوپلاسمی دو قسمت داره دو نوع داره شبکه اندوپلاسمی

زر یا راف اندوپلاسمی کرتیکولوم یا آر ای آر و موز

اندوپلاسمی کرتیکولوم یا ای ای آر شبکه اندوپلاسمی صاف که این رو

در افلاید شماره 67 داره به ما نفرون میده مخبه شبکه اندوپلاسمیه

داندار رو که در ارتباط خیلی نزدیکی با هسته داره داره به ما نشون میده و در

دیوارشون چی وجود داره؟ در دیوارشون ریبوزوم رو داره به ما نشون میده ریبوزوم

زیرواحد بزرگش و هم زیرواحد کچیکش رو داره به ما نشون میده که چجوری چسبیده به این

شبکه در واقع لوله های درهم پیچیدن در بعض از سلول ها

در سنتز هرمون های اترویلی میتونن نخشاشته باشن

شبکه آندوپلاسمی ضعیف که مشخص شد در صاخت پروتوین هستند اما شبکه آندوپلاسمی صاف

خودش اعمال متعددی داره در بعضی از سلول ها ممکنه در سنتز هرمونا های استرویدی

نخشاش شده باشه مثل بیزه ها در بعضی از سلول ها

مثل سلول های اضرات اسکریتی گفته مثلا

حتی اسمش هم

تغییر پیدا میکنه میشه شبکه سارکوپلاتومیک منبع زخیره کلسیوم هستش که این کلسیوم در

نهایت آزاد میشه و در فرایند انقباس میتونه شرکت بکنه

در بعضی از سلول ها مثل مثلا سلول های

روده در جز، سنتز و انتخال چربی میتونه دخالت داشته

باشه و

در کبد میتونه در نتابولیسم کولیترول یا شکست شدن گلیکوجن نقش داشته باشه

در کبد و کلیه میتونه در سمزدائی یا

دتوکسیفیکیشن دخالت داشته باشه یادتون باشه در داخل شبکی

اندوپلاسمی صاف یه سری آنزیمایی وجود دارن به نام آنزیمای اکسیدار این آنزیمای

اکسیدار نقششون سمیت زدائی یا دیتوکسیفیکیشنه

پس ما چون کبد و کلیه رو به عنوان دوتا ارگانی میشناسیم

که نخش برجستهی از فهمیت زدائی دارن در خانسه سازی سموم دارن

انتظار دارید از سلوهای کبدی و سلوهای کلیه وی ما شبکه اندوفلاس میصاف گستردهی

داشته باشه

ارگانه یا اندامه که مهمه بعدی که در داخل سلول موجود داره دستگاه گلجیه که بهش

اصامه گلجیه هم گفته میشه چنان که مثلا در اطلاعاتی هفته دوی مشاهده میکنیم بهش

اصامه گلجیه گفته نقشون چیه؟ پکیج پروتوین بستبندی

پروتوین ها حرکت مواد در داخل سلول حرکت مواد به خارج

سلول

ببینیم برای که دستگاه گلجی برای تون جا بیفته شما یک کارخونه رو در نظر بگیرید که

یک خط تولید داره مثلا انواع شویه، انواع سابونه ها رو تولید میکنه

خط تولید اصلی رو دستگاه شبکه اندوپلاس میصاف و داندار در نظر

بگیرید در نهایت این تنوایی که وجود داره باید یک دستگاهی وجود داشته باشه یه

جایی وجود داشته باشه که در انتهای خط تولید اینا رو چند تا عمل روشون انجام بده

دستگاه گلجی پکیج میکنه، بستبنده میکنه، هر نوع

رو در بسته خواست خودش قرار میده، جدا سازی میکنه و

مادیفیکیشن یا تغییر درشون اعمال میکنه. پس در واقع

دستگاه گلجی ما شامل یک سری کیسه های متصل به همدیگردش که در تغییر،

تغلیز و بستبنده مواد در دلو نقش داره.

خیلی تغییراتی در این ارگانه تغییرات خاصی بر روی مواد ایجاد شده به وجود میاد

مهمترینش اضافه کردن مثلا مواد قندیه

پس ما میگیم که هر وزیکولی که اومده هر چیزی که در

شبکه اندوپلاسمی صاف و داندار ما ساخته شده در قالب یک وزیکول میاد از

شبکه اندوپلاسمی که ما میاد به دستگاه گلش

و در دستگاه گرژی بعد این که این تغییراتی که بهش اشاره کردیم که تغییر در ساختار

اونا به وجود میاره تغلیزی می کنه و بسته بندی می کنه اینا رو در نهایت می خواد از

سلور خارج می کنه که در اطلاع شماره 723 به خوبی داره اینو به بانشون می ده هر

چیزی که در شبکه یا اندو پلاتمی داندار و اطلاف ساخته شده در نهایت در خاله به یک

وزیکول میاد به دستگاه گرژی متصل میشه در دستگاه گرژی بعد این که روی اینا تغییرات

به وجود اومد در خاله به وزیکول جدید دستگاه گرژی رو ترک میکنه

این مثلی رو بهش میگن وزیکولار ترافیکینگ

یا نقل و انتخالاته

پس ارتباط بین این دوتا سیستم هم شبکه آندو پلاتمی ما و هم دستگاه گرژی ما یک

ارتباط خیلی تنگ و تنگ و نزدیکیه و بیشتر هم از طریق وزیکول ها صورت میگیره

که در اسلاید بعدی و اسلاید شماره 74 خیلی دقیق تر داره به ما اینو نشون میده

شما دقیق کنید وقتی دقیق کنید توی تصویر در اسلاید شماره به صورت شماتیک داره به

نشون میده در شبکه آندو پلاتمی ما

موادی که ساخته میشن قاطی هم هست اما وقتی که باری دستگاه گولجی شدن هر مادهی جدا

میشه این مادهی که توی دستگاه قبلن ساخته شده شبکه اندوپلاتمی ما وقتی میاد در

دستگاه گولجی میتونه یک هرمون ترشوی باشه مددیر اول باید ترشو بشه از دلول

هرمون رشد پرولاکتین و تمام هرمون های پروتوینی ما

یا این که

ممکنه اون چیزی که ساخته شده و در دستگاه گولجی پکیج شده یک پروتاین ساختاری

باشه که باید در ساختار قشاع دلون قرار بگیره که مفتید دوم رو میده

و یا این که چیزی که در دستگاه شبکه آندا پلاسمیت ساخته شده بود و

در دستگاه گولجی تغییر روش به وجود اومد پکیج شد وسته بنده شد و تغییر شد

ممکنه یک آنزیم باشه

مثل یک آنزیم هیدرول هست که باید به و به لیزوزام های ما متصل بشه و به

داخل لیزوزام های ما ریخته بشه لیزوزام سلول ریخته بشه پس این سطح مصبیر بیشتر

نداریم یا مصبیر ترشوه وزیگل ترشوهیه یا

حوابی پروتوین ساختاریه که باید در ساختار قشه های سلول قرار بگیر مثلا پروتوین

ساختاری ناقل گلوکوس کمپ سردیوم پوتاسیوم کانال سودیوم، کانال پوتاسیوم، ناقل

اسید آمینه همه اینا پروتوین هایی هستن که در قشاع سلول وجود دارن و به این طریق

میان در قشاع سلول انسرت میشن و قرار میگیرن یا این که مثل ثبوت رو گفتیم که

آنویمندر اما در دستگاه گلجی چند تا تغییر مهم بروی پروتوین ها سرد میگیره این

تغییر ها مهم چه؟ اولا قندی شدن، گلایکوزیلیشن

در واقع قندی شدن یکی اضافه شدن یک سری قند ها

که در ریتکولوم آندو پلاسمیک شروع شده و در اینجا ادامه پیدا می

کنه دستگاه گلجی این کار رو به وسط یک سری از آنزیم ها انجام می ده به نام گلوکوزیل

ترانسفرات و گالاکتوزیل ترانسفرات که می تونه گلوکوز و گالاکتوز یا قند های

دیگر رو اضافه بکنه اضافه کردن قنپو چه مزیدی داره برای پروتوین ها؟

که شما اشاره میکنید در اصرار شماره 726 داره به ما این عمل رو نشون بیده

که چجوری قنپ به ساختار پروتوین در دستگاه گلجی اضافه میشه گفتید

فرایند ممکنه از شبکه اندوپلاس میترو بشه وقتی وقتی میاد در دستگاه

گلجی کاملا اون قطمت از گلجی که متصله به در نزدیکی دستگاه

شرکه اندوپلاسون قرار بیده به یک سیت گلجی گفته میشه در اونجا وزیکول جدا شد وارد

گلجی شد تغییرات بعدی در اونجا اتفاق میاخته تا وزیکول ترشوی در قطمت ترانس

دستگاه گلجی خارجی بشه پس این قندی شدنه قندی شدن چه مزیدی داره؟ معمولا

قندی شدن

پروتوین رو در برابر هزم به وسیل آنزیم ها مقاوم می کنه

یه

سری گلیکو پروتوین های قشای سلول مثلا قشای سلول پوشاننده روده قشای سلول های

روده رو می پوشونند بنابراین این سلول ها رو در برابر آسیب آنزیم های

گوارشی خودمون محافظت می کنند

علاقه بر این یه سری پروتوین های گلایکوزیلهی که ممکنه به آنزیمایی که داخل

وجود داشته باشن برای اینکه پروتوین ها توسط خود آنزیمای داخل سلولی از بین نرم

مقابل می کنن از طرفی یه سری پروتوین ها وقتی که گلایکوزیله می شن

باعث می شن که وقتی در قشای سلول قرار می گیرن چسپیدن این دو تا سلول به همدیگه

راحت تر باشن پس قندی شدن این مرضیت ها رو برای پروتوین ها در نهایت ایجاد میکنه

تغییر دیگه ای که در ساختار قشاع سلول میتونه به وجود بیاد ببخشیم در

دستگاه گلجه میتونه به وجود بیاد سلفیشنه اضافه کردن یه گروه سلفاته

که معمولا گروه سلفات رو معمولا به پروتوگلیکان ها اضافه میکنه

پروتوگلیکان چیه؟ ممکنه اسمش رو شنیده باشید ما پروتوگلیکان داریم، گلیکوپروتوین

داریم فرقشون اینه

پروتوگلیکان یک حصه پروتوینی خیلی کچیدیه که مجموعه بزرگی از قنده بهش

متصل شده.

گلیکوپروتوین یک پروتوین خیلی بزرگیه که یک قنده کچیدی بهش متصل شده. پس اون

قسمتی که آخر میاد اصل اونه. در گلیکوپروتوین افلکاری پروتوینه

در پروتوگلیکان اصل آرده مقدار اصل کاری گلیکانه و قلده

پروتو گلیکانه در مترکش خارج سلولی میتونن وجود داشته باشن مثل هیلورونیک اصل مثل

هپارالسلفات مثل کاندرواتینسلفات و همچنین موکوپولیساکاریت ها

موکوپولیساکاریت ها موکوسی که در دستگاه گوارش وجود داره در دستگاه تنفسی وجود

ترش رو میشن تقریبا مثل جلر وقتی که در محیط آبی قرار میگیرن آب رو

به خودشون میگیرن و تبدیل به یک حالت لغزنده کننده یا لبریکنت میشن که برای

سازی دستگاه گوارش برای دستیستم تنفسیم و برای بدام انداختن زرات گرد و

غبار میتونن استفاده دارید باشن اینو جنسشون از پروتو گلیکانه که اضافه کردن

زلفاته معمولا

پروتوگلیکان ها یا مکوپولیتاکاریت ها رو تشکیل میدن علاوه بر این در درگاه گلجه

آنزیم خاصی وجود داره به نام لیزوزوم

لیزوزوم یک آنزیم خاص لیزوزومه و باید بگیرد لیزوزوم ها

قرار بگیری این آنزیم هیدرولازه

آنزیم هیدرولازی که در هیدرولیز مواد قضایی و در گوارش مواد قضایی قرار مورد

استفاده قرار بگیره چجوری میتونه لیزوزوم رو شناسایی بکنه یا

باید در داخل لیزوزوم اولی قرار بگیره که منشه لیزوزوم های ما

شبکه یا اندوپلاس منشه لیزوزوم های ما در پایگورجی هستن

آنزیم هایی که در اینجا قرار گرفتن یه مارکری بهش اضافه میشه به نام مانوز شیش

فوسفید این گروه که اضافه شد آنزیم آنزیم هیدرولازه علامت خاص پروتوین هایی

که آنزیم هایی لیزوزومی رو تشکیل میدن و در داخل لیزوزوم ها بست بندی میشن

لیزوزوم در دستگاه گلجی آکروزوم

هم ساخته میشه که در

ساختار افتر موجود داره در افترادی سماره هسته داریم میبینید که وقتی قند وارد میشه

وقتی آنزیم وارد شبکه وارد از شبکه آندوم پلاتمی ما که ساخته شده وارد در

دردگاه گرژی شده در دردگاه گرژی مانوتیش فاسپی داره بهش اضافه میشه پس آنزیم

مارکدار میشه شناسایی میشه میره و وارد لیزوزوم میشه چون آنزیم

یک آنزیم گوارشی

در ساختار آکروزوم دستگاه گلجی نخش به تزایی میتونه داشته باشه

در واقع خود آکروزوم لیزوزوم های بزرگی هستن قسمت سر اسم رو تشکیل میدن

در بعض سلوه ها مثل سلوه های ترش روی گابل سلوه ها که گفته موکوس ترش رو میکنه که

در دستگاه تنفسی ما وجود دارن و ترکیب اصلی موکوس همون موکوپولیتاکاریده

دستگاه گلجی در این سلوه خیلی وسیعه همچنین در یه

سلسله های پانکراسی که آنزیم های گبارسی رو ترس رو میکنن

دستگاه گلجی گستردگی زیادی میتونه داشته باشه

و دوباره به دلیل اهمیتشون دستگاه گلجی هم در اصلادی شمال 824 و اصلادی

825 دوباره دارید به ممثلی ها رو نشون میده که به چه طریق این آنزیم ها این

ها هم پروتوین های ساختاری و هم پروتوین های ترس روی در این دستگاه در این ارگانل

اندامک ساخته میشه اندامک بعدی که در تلول وجود داره لیزوزوم ها هستن ببین

لیزوزوم ها ما که داشتیم راجب دستگاه گرژیم میگیم تقریبا راجب عمل کردشم بس شد

حابی آنزیمی به نام هیدرولاس هستن در هیدرولیز مواد قضایی میتونن دخالت داشته

حابی یک آنزیمی به نام لیزوزیم هستن که در

مقابله با باکتری ها میتونن

تأثیر داشته باشن، عملکرد داشته باشن مثلا اختلال در لیزوزوم به وجود بیاد که یه

سری بیماری های هستن به نام بیماری های زخیری لیزوزومی لیزوزوم دوچار مشکل میشه

بخش بیشترین بخشی هم که دوچار آسیب میشه در این بیماری ها نورونا های ما یا سلول

های عصبی ما هستن برای این که اگر اختلال در لیزوزوم به وجود بیاد خیلی از پولیتا

کاریت ها لیپیت ها و کلن ماکرو مولوگول ها مولوگول های بزرگ تجمع پیدا می کنن و

حضمشون دوچار مشکل می شه و نمی تونن در داخل سلول حضم بشن معمولا

این اختلال ناشی از این نقش جنتیکیه مثلا آنزیم خاصی به دلیل نقش جنتیکی

ساخته نمی شه و لیزوزوم نمی تونه عمل کرده خودش رو به درسته انجام بده باعث تجمع

های ماکرو ملوکول ها در بعضی از سلول ها میشه و از اینم ساختارشون منشهشون

از دستگاه گرژی هستش منشه لیزوزم ها از دستگاه

گرژی هستش و نقششون به خوبی در استرالی شماره 88

شون بده هر ذره قضایی وقتی وارد سلول تود به صورت فاگو سی تود یعنی زره بزرگ

لیزوزوم ها معمولا بهش می چستن یک اندوزوم رو تشکیل می دن این اندوزوم ها هرچی

آنزیم گبارشی روی این زره می ریزن و تبدیل به یک عواق

بیزیکول داییتیف یا گبارشی می شه مواد رو حضر می کنن این مکرومولیکول هایی که اشاره

شد نفه پولیتا کاریتان و تلیپیتا حضر می کنن مواد لازم رو جزم و مواد ده باقی

مانده رو یا دفعی رو از اون فمت سلول میتونن دفع کنن مثل لیزوزوم ها یه اندامه

هم وجود داره که خیلی شبیه لیزوزوم ها هستش در داخل سلول بهش پراکسیزوم گفته

پراکسیزوم هم در سلول های جانوری دیده میشن هم در سلول های گیاهی نقششون

چیه؟ به پراکسیزوم ها هاوی آنزیمی به نام کاتالات هستن که یک نوع اکتیدازه

این از آشنا بود. برای این که گفتیم شبکه اندو پلاتمی صافه ما هم ها به انزیم اکسید

هستیم. پس پراکیزوم هم نقششون سمیت زدائی و در

مواردی که بدن دوچار استرس اکسیدیتیز بکه فعالیتشون

بیشتر خواهد شد.

در مورد منشه پراکیزوم ها نقش دوگانه وجود داره.

میگن پراکیزوم ها بعضی هم میگن پراکیزوم ها خود تکثیر هم یعنی خود به خود تبدیل به

دو تا پراکسیزوم میشن بعد اینکه سایزشون بزرگ شد بعضی هم میگن نه در واقع منشه

پراکسیزوم ها شبکه ی آندو پلاتمی صافه خیلی از اسیدهای چرب

برند زنجیره که زنجیرشون از دوازده اتم کربون بیشتر باشه در داخل پراکسیزوم

ها اکتیده میدن در اکتیداتیون یا شکستان اسیدهای چرب میتونه

تأثیر داشته باشه نقش داشته باشه و در مورد نقششون هم که نقش سمیت زدائیشون هم

مشخصه مثل موادی مثل متانول اتانول

فرمیت فرمالدهیت

مواد سمومی که وارد بدن بشن تاکتیزوم ها میتونن در نهایت اونا رو

دتوکتیفهی بکنن و سمیت زدائی بکنن

و همچنین در سنتز اسیت های سفراوی، در سنتز میلین، در سنتز

کولسترول میتونن دخالت داشته باشن

اما

یه موردی دیگه که گفتیم در سلول وجود داره اسکلیت سلولیه

ببینید اسکلیت سلول در واقع شبکه ای از میله ها و لوله ها که در داخل سلول وجود

داره اسکلیت سلولی نقشش چیه؟ در حفظ شکل سلول،

حرکت و تقسیم سلول و همچنین در نگه داشتن پروتوین های داخل

سلول نقش داره در واقع اینجوری میتونیم بگیم که 80 % پروتوین های در داخل سلول

دارن به این اسکلیت سلولی چطبیدن مثل مثلا کانال های یونی، مثل ناقلی، ترانسپورتر،

مثل پروتوین هایی که در اتصالات سلولی میتونن نخش داشته باشن به

اسکلیت سلولی که هست بیدن اسکلیت سلولی معمولا

شبکه یکی شامل سه تا قسمت میتروتوول ها، میکروفیلمان

ها و فیلمان های انترمیدیک یا دینابینی

میکروفیلمن ها که این ست ها رو در اطلاع شماره 93 داره بمانشون بیده هم میکروفیلمن

ها و هم میکروتیوبول ها و هم فیلمن های رشده های بیرون بینید

میکروتوبول ها اصولا دوله های تو خالی هستن که قطرشون از دو گروه دیگر تشکیل

دهنده اطلاع سلولی بیشتره حدود 20 تا 25 نانومتر قطرشونه

میکروتوبول ها از افضای تشکیل شدن به نام توبولین

که در اسرائیل شمالی 93 اگه دقیق بکنید اون توپی شکل هایی که به صورت زرد رنگ

توپی شکل ها توبالین هست این توبالین ها وقتی پشت سرمت دونه های تصدیق قرار

میگیرن تقریب رشته میشن رشته دور خودش حلقه میشه و یک لوله رو تشکیل میده

توبالین که در این میکرو توبالا در تاجک، در مجک، در دوم

استرب، در دوک های میتوزی

میتونن موجود داشته باشن بسیار انتاف پذیرن در حرکت سلول میتونن نقش داشته

باشن همچنین ما بعدا خواهیم دید که این وزیکول هایی که ما میگفتیم بین

شبکه اندوپلاسمی داندار و دستگاه گلجی و بین دستگاه گلجی و قشه های سلول دارن جا

جا میشن بهش میگن وزیکول ها ترافیکی یا نقل انتقالات وزیکولی به خاطر بند

آمل در واقع با عنوان یک ریل عمل می کنن که این وزیکول ها از روی این میکروتو بل

عبور می کنن و همچنین در نگهداشان

از دای سلول حفظ شکل سلول و در نگهداشان بقیه از دای

اسکلیت سلولی می تونن نخش داشته باشن ببین میکروتو بل ها قابلیت بزرگ شدن و کچک شدن

داشته باشن یک انتها دارن بهش می گن انتهای

مصبت یا انت پلاس یکی هم بهش میگن

انت های منفی از انت های مصبت دائمان بهشون منومر

ها یا آجر ها آجر های توبولین بهش اضافه میشه و طولش

بیشتر میشه و از انت های منفیشون دائمان کنده میشه حالا تعادل بین این دوتا

مهمه زمانی که از انتهای مصبت به واحدهای توبادین اضافه بشه میزان اضافه شدن

از میزان کمده شدن بیشتر باشه بکروتیو برد طولش بیشتر بشه مثل زمان مثلا دوکهای

میتوزی این اتفاق نفته اما در زمانی که نیاز نواشه از انتهای منفی

بیشتر ازشون کم نمیشه انتهای مصبت کمتر بهشون اضافه میشه بدن که کتاه و کتاه تر

میشه اما میکروفیلامنت ها کدوم هستن؟ میکروفیلمت ها به فیلمان هایی گفته میشن

قطر خیلی کم میتونن و حدوداً 7 نانومت قطرشونه 5 تا 7 نانومت رشته های درم

ایم و از نظر خود گفتیم از بقیه از

ازای اسکلیت سلولی کچکترم یه مثال خیلی مهمی که میتونیم براشون بزنیم اکتیل و

مایوزین اکتیل و مایوزین که در انتباه سلول نقش به سزایی میتونن داشته باشن و

مهمترین نقششون اینه

همچنین اکتین با قشاع سلول هم ارتباط داره.

بنابراین در حفظ و حرکت سلول نقش داره.

به طور که ما یک اکتوپلاسم داریم که شبکه ی از فیلمان های اکتین هستش که از سطح

سیتوپلاسمی قشاع سلول به قشاع سلول چسبیدن.

انگار یک شبکه در زیر قشاعه سلول وجود داره چه اهمیتی داره؟ ببین خیلی از سلول

های ما در طول اون رسوند و چاره استرس میشن تغییر شکل های متفاوت میشن این تغییر

شکل نباید انتگریتی و جامعیت قشاعه سلول رو به هم بریده برای اینکه این جامعیت

قشاعه سلول حفظ بشه باید یک شبکه پروتونی در زیرش وجود داشته باشه که اون شکلش رو

حفظ بکنه و مورد استرموم فیلمان های بینابینی که

حدوداً 10 نانومتر قطرشونه 10 تا 12 نانومتر قطرشونه ممکنه در همه سلول ها

داشته باشن اما نوع و جنسشون در سلول های مختلف میتونه متفاوت باشه فیلمان های

بینابینی بیشتر در قشاع سلول نیست حضور دارن نخششون نخش ثابت کردن قشاع

سلوله داربستی رو در واقع در زیر قشاع سلول میتونن به وجود بیارن به کمک همین

فیبرای اکتینیک هستش در سرنهای مختلف به بابتهای مختلف میتونه استحکام بباشن

مثل ناخون که کراتین وجود داره کراتین یک انترمیدیت فیلامینی و فیلامون بینابینیه

دفتمینی که در ازوله وجود داره در قشای حسد پروتوینی به نام لمینین وجود داره

در عبرتی چشم باز پروتوینی به نام فایلنتین وجود داره

که در واقع

مجموعه این ها بهشون گفته میشه فیلمان های بینابینی یا

انترمیدیت فیلمان پرس به طور کلی

میکروتوبول میکروفیلمان و فیلمان های بینابینی

مجموعه این ها بهشون اسکلیت سلولی گفته میشه که برای حرکت شکل و ارگانزه کردن

از ازای مختلف سیتوپلاس کاملا در سلول

اما آخرین برثمون راجع به موتارهای مولوکولیه

موتار مولوکولی چیه؟ و منظور از موتارهای مولوکولی

در فیزیولوژی و بیولوژی چیه؟ ببینیم مجموعه های

پروتوینی هستن که نقششون نقل و انتقال ها در داخل سلوله

میتونم انرژی دار بشن توسط ای تی پی

جایگاهی برای اتصال به

وزیکول ها رو دارن و همچنین جایگاهی برای اتصال به میکروتوبول ها رو دارن

که اگر استراده سماری 103 رو دقیق بکنیم به خوبی داره یک موتور مولوکولی رو

به ما نشون میده که یک جایگاهی برای اتصال به

یک ارگانلی داره یک اندامکی داره و یک جایگاهی هم برای اتفاق به

میکروتیوبول داره معمولاً میکروتیوبول

ها کمپلکت های پروتونی هستن که گفتیم از ای تی پی میتونن استفاده بکنن ارگانل ها

یا وزیکول ها رو در سیتوپلات برای میکروتیوبول ها حرکت میدن مثل

حرکت میانجی های عصبی درون یک وزیکول در طول آکسون میانجی عصبی ممکنه در

جسم سلور ساخته شده باشه یه نوروپیبتاید باشه برای این که بیاد و در انتهای آکسون

قرار بگیره و این ناقل عصبی از انتهای آکسون آزاد بشه این مسیر رو از طریق مسیر

نخل و انتخال وزیکولی باید بره از طریق مطور مورکول ها این پروتوین ها گفتیم

بر روی سطح خودشون گیرنده هایی برای کشفیدن به ارگانلیا وزیکول خاص د

محل هایی برای چسبیدن به میکروتوبول ها موتور های مولوکولی میتونن باعث

حرکت میکروتوبول هم بشن یا قطعیت میکروتوبول هم بشن که در اطلاع شماره

104 داره به مالش رو میده یه میتونن چند تا موتور مولوکولی با همه یه قطعیت

میکروتوبول رو خودشون جا به جا بکنن برای یک میکروتوبول دیگه

معمولا شناخته شده ترین

میکروتیوبول هایی که وجود دارن

دو

تا موتر مولوکول خیلی مهمی که هستن موتر مولوکول های

کنیزین و داینه اینه

موتر مولوکول کنیزین

سبب حرکت ارگانل یا وزیکول از جسم سلول

به انتهای آکسون میشه اینو بهش میگن حرکت آنتروگریت حرکت رو به جلو

داین این برقص سبب حرکت ارگانل یا وزیکول از انتهای

آکسون به جسم سلول میشه این حرکت میشه حرکت اقبگر یا رتروگریت

حرکت آنتروگیریت یا رو به جلو رو گفتیم ناقلین عصبی نوروپیپتیدی که در جسم سلول

ساخته میشن و قراره بره و در انتهای آکسانی زخیلی بشن اما حرکت برگشت

یا درجه هده اغل مثل مثلا ویروس پراجر فار

با استفاده از پروتوین داین این میتونن از انتهای عصب به سمت جسم سلول بیان

یا یه سری فاکتورهای رشد

به همین طریق از نزدیکی های اکسون میتونن با همین متر

ملوکول داین این و در حرکت رو به اقب بیان و در جسم سلول

قرار بگیرن و اثارات خودشون رو اعمال بکنن پس این راجب

نخش میکرو تیوبول ها بود همچنین گفتیم میکرو تیوبول ها در ساختمان سانتریور

دخالت داشته باشن که در تخصیم سلولی خیلی مهم هستن مثلا در تقسیم میتوزی

محجیل های روبه دارن به وجود میارن در حالت ارگانول های بشکه

شکل هستن میتونن در دو سمتشون رشکه های

ایجاد بشن میکرو تیوبول های ایجاد بشن که در نهایت به جداسازی کروموزوم ها

ختم بشه دست آختار

تاجرک و مجرک میتونن وجود داشته باشن که تاجرک و مجرک رو اشاره کردیم بیشتر تاجرک

در ساختار اثر میتونن وجود داشته باشه و مجرک هم در دستگاه تنفاسی با

زنش خودشون میتونن باید حرکت مکوز در دستگاه گوارشی بشن وقتی

زنش به وجود میاد چنانکه در اصلاح 109 هم ببینین یک لای مکوز هم با خودشون حرکت

بیدن و اصلاحی که در داخل این مکوز به دام اختادن میتونن به سمت بالا و حلق بی و در

واقع خلط سینهی که بوجود داره به خاطر همین حرکت مکس از سمت پایین به سمت بالا و

دفع موادی که در اونجا به دام افتاده در اینجا به پایان مبحث جلسه دوممون

میرسیم دانشان عزیز هر سآلی داشته باشن میتونن سآلات خودشون و هر اشکالی داشته

سآلات خودتون رو میتونین بپرسین چه از طریقه

سیستم نوید بیشتر چون در اونجا دانشگاه

بیشتر است ریست ناموزیت و مجازی دانشگاه بیشتر است بهش دست دارن و سوالی اگه

دارین مشکلی دارین یا نیاز به توضیحات بیشتری در اونجا اطلاع بدین تا توضیحات

بیشتری برای کمان اطلاع بدین موفق و معید باشین

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.