Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
خوشحالم میبینم همه سالم هستید
سالم؟ - نگران نیستی؟ -
ذهنِ سیمنز به هم ریخته - بهش وقت بدید -
به احتمال قوی آسیبِ شدیدی وارد نشده
منظورت چیه «آسیبی وارد نشده»؟
ناوگانِ کرونیکام شیلد رو نابود کردن - این مهم نیست -
هنوز میتونیم به خط زمانیِ اصلیمون برگردیم
و نجاتش بدیم
میتونیم برگردیم؟
آره. منم از همونجا اومدم دیگه
ببین، من میدونم که آسون نبوده
شما کلی فداکاری کردید
قطعاً، ما هم فداکاری کردیم
ولی هیچ راه دیگهای نبود
این دیگه یعنی چی؟ - آسون نیست؟ -
راه دیگهای نبود؟ شوخیت گرفته؟
و تو کدوم گوری بودی؟ - !گوش کنید -
تنها راه برای نجاتِ خط زمانی اصلی
این بود که شما از این خط زمانی جون به در ببرید
تو میدونستی آخرش چی میشه؟
آره من نسخههای متعددی از پایانهای احتمالی دیدم
ولی چارهای نداشتم
فقط انداختیدمون تو اعماق و امیدوار بودید غرق نشیم؟
امیدوار بودیم تا اینجا دوام بیارید
تا کلید نجاتِ دنیامون رو بهمون بدید
کلید؟ چه کلیدی؟
کورا
کورا زنده موند؟
آره
اوه، خدا رو شکر
الان کجاست؟
اون پیشِ دشمنه... ناتانیل ملیک
چی؟ چی شد؟
اون خواهرته. مگه ارتباط برقرار نکردید؟ ...جیایینگ
جیایینگ مُرده
ولی اون نقشِ اساسی داره
...باشه. خیلی خب
باید یه راهی برای حل کردنش پیدا کنیم
بیا اینجا. الان باید این پُل کوانتومی رو سوارِ زفر کنیم
صبر کن - باید وصلش کنیم -
تا همه بتونیم باهم برگردیم خونه - نمیتونیم بریم -
چرا میتونیم
،نمیتونیم... خب، ببینید، متأسفم
میدونم چیزهای زیادی برای توضیح هست
...ابعاد چندگانه
،خب، ببینید، شما تو زمان به عقب سفر کردید بعدش یه خط زمانی جدید ایجاد کردید
ولی ما میتونیم از طریق چیزی به نام قلمروی کوانتومی سفر کنیم
پس، ما میتونیم بین خطوطِ زمانی سفر کنیم
منظورم اینه ما نمیتونیم این آدما رو ول کنیم
نمیتونیم از این خط زمانی بریم، وقتی کرونیکامها قراره یه حملهی تمامعیار انجام بدن
و اگه بریم، باید دشمنم با خودمون برگردونیم
نه، من کاملاً متوجه منظورتون هستم
ولی این احتمالِ موفقیت رو
تقریباً 85 درصد کاهش میده
باهام از احتمالات حرف نزن - این ریاضی نیست -
تو مثلِ یه ربات حرف میزنی
میشه یه لحظه داد نزنید
این یه دنیای انتزاعی یا مجازی ،مثلِ چارچوب نیست
این آدما به اندازهی کافی رنج کشیدن
این کوچیکت میکنه؟
به اندازهی زیر اتمی؟
برای انجامش یه میدانِ انرژی ایجاد میکنه؟
آره، یه حباب... البته چون کلمهی بهتری به ذهنم نمیرسه
نه، نه
نه، «حباب» کلمهی خیلی خوبیه
چون میتونی بزرگترش کنی
،اگه انرژی کافی به کار ببریم
میتونیم همهی سفینههای کرونیکام رو با خودمون برگردونیم
نمیدونم زفر بتونه برقِ ...کافی تولید کنه برای
نه، ولی نیویورکِ سال 1983 میتونه، درسته؟
آه... آره
من... ولی تقریباً 10,000 ،مگاوات برق لازم داریم
...ولی یه نفر باید
اینجا بمونه و نصب و روشنش کنه... آره
باید گروه رو به هم بزنیم
نمیدونم اهمیتی داره یا نه
چون این... این آخرین مأموریتِ ما با همه، مگه نه؟
از کجا این رو میدونید؟
ایناک بهمون گفت
قبل از مرگش
آره، درسته
،در واقع، مهم نیست نتیجه چی بشه
این آخرین باری میشه که ما باهم تو یه اتاق هستیم
تا همیشه
من میمونم
من به اینجا تعلق دارم
قبلاً امتیازِ یه فرصتِ دوباره و آشنا شدن با شما آدمهای خوب بهم داده شده
کارِ درست همینه
اگه ارتش یه چیزی بهم ...یاد داده باشه، اینه که
...اینه که نمیتونی - !زارت -
من میمونم
دی
اولاً، من کسی هستم
که دانشِ علمی کافی برای سیمکشیِ مجدد برق رو دارم
این گُل پسر هنوزم با دیدنِ یه لامپ هیجان زده میشه
اصلاً دقیق یا قشنگ نبود
و دوماً، به نظر میاد تو و دیزی
...یه رابطهی جدی باهم دارید و من
فقط میخوام خوشحال باشید
...دیک
و سوماً، تا وقتی تو دوباره به ننه برسی
...و بعدش، میدونی
...رابطه برقرار کنید
شاید یه روزی دوباره من رو ببینید
...دیک، این - ...و راستش -
به هر حال من اینجا یه جورایی خدای راکم...
!خیلی خب، بچهها
واسه بحث کردن وقت نداریم
.من قبلاً تصمیمِ خودم رو گرفتم !پس بیاید بریم تو کارش
« فیلموژن؛ اکسیژن فیلم و سریال شما » .: FilmoGen.Org :.
ترجمه از آریـن و سینا صداقت .: SinCities & Cardinal :.
یالا، بچهها. بجنبید، بجنبید
سریعتر کار کنید. وقتمون داره تموم میشه
چند ثانیه فاصله داریم
این طرف همه چی آمادهست، رئیس
هوای آلفی کوچولو رو داشته باش، خب؟
لعنتی، هوای همهمون رو داشته باش
...میدونی که هواتون رو دارم. من
تو دوستات رو تنها نمیذاری
من بهتر از هر کسی میدونم
بابتِ همه چی ممنون، مأمور شاو
!آماده شید
برو که رفتیم
...یک، دو
،صبر کن، صبر کن. یعنی با شماره سه یا «یک، دو، سه، حرکت»؟
با شماره سه، لعنتی
یک، دو، سه
...خب
الان رئیسِ جدید تویی؟
آره
،خب، من باید... باید به آرومی باهاش کار کنم
وگرنه شاید دچار فروپاشیِ ذهنی شه
فقط کاری کن تو رو یادش بیاد
این مهمترین چیزه
نه، اینطور نیست
،باید یه چیز کوچیک رو بردارم که یادش میاد
و اون رو به بقیهی خاطراتش متصل میکنم
خیلی خب
جما
میخواستم داستانی برای دوستات تعریف کنم و میخواستم بدونم
میتونی کمکم کنی بعضی از جاهای خالی رو پر کنم
چیزی نیست. ما اون رو میشناسیم
آره. و... منم یه چیزایی راجع به تو میدونم
مثلاً، تو نوجوونی «کژپُشتی» داشتی (انحرافِ مُهرههای کمر)
آره؟
...و شبها با پدرت به پشت دراز میکشیدی
به ستارهها نگاه میکردم
آره
و یادت میاد ستارهی مورد علاقت چی بود؟
تتا سرپنتیس
گرچه، از نظر فنی یه منظومهی سه ستاره تو صورتِ فلکیِ مار بود
نه، نه، درسته. درسته
اسمِ قراردادیش چی بود؟
بزرگترین ستارهی اون منظومه
آلیا
آره
خیلی خب
،میخوام روی اون اسم قفل کنی
چون ما رفتیم اونجا
ایناک ما رو نجات داد، در حالی که چهرهی دیگهای پوشیده بود
باید چیکار کنیم؟
مسیرِ طبیعی زندگیتون رو برای همیشه تغییر بدید
و ما رو از اونجا آورد بیرون
سلام
سلام
این کوئینجت رو برگردونید
تو دیگه چه جونوری هستی؟
ایناک، صورتت رو بپوش
داری همه رو زهره ترک میکنی
گوش کن، پایپر
باید برگردیم به جنگل پیشِ زفر 1
چی، تا به کشتنِ آیزل کمک کنیم؟
آه، آیزل... درسته
نه، ما مشکلاتِ بزرگتر از اون داریم
آه، اون اینجا یه چیزِ عادیه؟
آره
از کجا میدونستی جت قراره اینجا باشه؟
چطوری این اتفاقات رو پیشبینی میکنی؟
اسمش جریانِ زمانیه
یه کپی ازش رو دزدیدم
مدتی که با فیتز بودم باعث شد دزدی رو یاد بگیرم
و خیلی هم توش ماهر شدم
فلینت یه تیکه از مونولیتِ زمان رو برامون ساخت
که کمکمون کنه کاری رو که لازم بود انجام بدیم
ممنون
حالا، یه لحظه اینجا منتظر بمونید
ما سریع برمیگردیم
باید از اینجا دور شیم و بریم به فضا
پس یه منظومهی ستارهای انتخاب کنید
دقیقاً میدونم کجا باید بریم
ما صحیح و سالم به اون منظومهی شمسی دوردست رسیدیم
و من شروع به مطالعهی جریانِ زمانی کردم
جما، تو میترسیدی کار کردن باهاش من رو دیوونه یا دچارِ مسمومیتِ پرتویی کنه
ولی چارهای نداشتیم
ما راه حل لازم داشتیم
و فقط یه راه بود
که فرصتی برای موفقیت بهمون میداد
ما میدونستیم تکمیلِ طراحیهامون مدتی زمان میبره
،خوبه که داریم ماشینِ زمان میسازیم
چون دیگه مهم نیست چقدر طول میکشه
...میتونیم فقط یکم وقت صرفِ
زندگی کردن کنیم
و همین کارو کردیم
آره
باهم زندگی کردیم
سالها
ما زندگی خوش و خرمِ خودمون رو داشتیم
میدونستیم نه تنها بشریت بلکه دوستهامون بهمون نیاز دارن
ولی نمیخواستیم خدافظی کنیم
واسه همین عقب انداختیمش
ولی نمیتونستیم تا ابد بمونیم
...ولی من از درون احساسِ گناه میکنم احساسِ گناه واسه رفتن
!جدا شدنِ زوری بخشی از وجودم
!نه، من نمیخوام فراموش کنم
هی، هی - !نمیخوام فراموش کنم -
واسه همین در زمان سفر کردیم و به لحظهای برگشتیم که رفتیم
خیلی سریع برگشتید
اون سفینه چطوری انقدر سریع به اینجا برگشت؟
اوه، بیخیال. شماها بازم دارید زمان رو دستکاری میکنید؟
پیچیدهست
ولی فیتز باید اینجا منتظر بمونه
تا بتونیم از طریق قلمروی کوانتومی
به یه خطِ زمانی دیگه سفر کنیم
این اصلاً پیچیده به نظر نمیاد
وقتی فیتز تو اون محفظهست باید با جونتون ازش حفاظت کنید
انگار هیچ چیزِ مهمتری تو دنیا نیست
آره، متوجهیم
نه. متوجه نیستید
،اگه از این محافظت کنی
هرچی که در ازاش بخوای بهت میدم
فهمیدی؟
آره
اگه تا طلوع آفتاب برنگشتم، بازش کنید
خودتون میدونید چیکار کنید
خیلی خب، آمادهست
از این لحظه کارمون شروع شده
جما
برای ما همش یه لحظه طول میکشه
قوی بمون
یکیمون باید میموند
،تا اتصالِ بین خطوط زمانی رو حفظ کنه
،و باید من میموندم
چون ذهنِ من نمیتونست تراشه رو تحمل کنه
...جما سیمنز
لئوپولد فیتز کجاست؟
...من
نمیدونم
من باقیش رو ندیدم
ولی حالا میدونیم که جواب داده
تو تمامِ اون مدت کنارم بودی
فیتز
آره
جما
...ولی آخه چرا؟ چرا
چرا ما اون همه وقت موندیم؟
منطقش اصلاً واسم قابل درک نیست
چرا... چرا اون کارها رو باهم کردیم؟
...این... این با عقل جور در نمیاد
...داره یادش میاد فیتز رو میشناسه فقط هنوز نمیدونه عاشقشه
این... اصلاً منطقی نیست
نه، نه، نه
اون چیزِ خیلی مهمتری رو فراموش کرده
خب، باید شماها رو در جریان بذارم
...تا بدونید واسه چی میجنگیم
تا بتونیم باهم یه نقشه بکشیم
،و همه راضی باشن کاری رو که لازمه انجام بدن
به هر قیمتی که شده
عواملِ زیادی تو این قضیه نقش دارن
که یه دلیلِ دیگه برای اینه که کولسن رو ساختی
برای این لحظه، آره
چون همه باید واسه حل کردنش همکاری کنیم
خب، برامون توضیحش بده، فیتز
،چون دشمن داره یه نقشه میکشه و خوشحال هم نیستن
خارج از زمان؟
،اگه شکارچیهات رو در اختیارم میذاشتی
من نیست و نابودشون میکردم
به نظر میاد نمیتونی هیچی رو کنترل کنی
!دیگه هیچکدوم از اینا مهم نیست
ما از واقعیت بیرون کشیده شدیم
و وارد این پوسترِ «گریتفول دد» شدیم (گروه موسیقیِ راک آمریکایی)
...من فقط چند لحظه با حکومت کردن
نجات دادن دنیا از استبداد... !یا هرچی فاصله داشتم
99 درصد احتمال داره که
الان داریم به خط زمانیِ اصلیشون سفر میکنیم
دنیایی که الان گروهی دیگه از کرونیکامها بهش حمله کردن
باید دست از بازی با احتمالات برداریم
و بریم سرِ کار آدم کشی
زمین هنوز تو چنگِ ماست
دیگه هیچکس از آینده خبر نداره
ببندش به صندلی
وقتشه قدرتش رو ازش بگیرم
!فکر کنم نزدیکیم
همه خوب میدونن چه کاری باید انجام شه
،شما دوتا با فیتز و سیمنز برید فانوس رو پس بگیرید
حله - دریافت شد -
ولی اول، باید اینا رو بپوشید
درست قبل از این که بریم به اونجا میرسیم (اشاره به نسخههای قبلیشون تو معبد)
،پس، باور کنید یا نه
هنوز تو معبد کارِ ناتموم هست
آره، میدونم
منم باورم نمیشه
شکارچیها همه جا رو دنبالمون میگردن
سفت بشینید. باید منتظرِ لحظهی مناسب باشیم
زفر 1 یه جایی اون بیرونه
...ما اثری ازش نمیبینیم
پیداش کنید
نابودش کنید
خوبه. اونا نیروی کمکی فرستادن
ممنون که اومدید
باید سریع و آروم حرکت کنیم
حرف نزنید. درگیر نشید
من که فقط سعی دارم تو کلاهم بالا نیارم
دستگاه تنفسِ یویو رو بهش بدید
دمای محفظه رو روی منفی 68 درجه تنظیم کن
فتیز کجاست؟
نمیدونم
نمیتونم بدونم
منتظرش باش
منتظرش باش
لازم نیست همش این رو بگی
زفر 1 در حال حرکت روی سطح زمین دیده شد
!آتش
!الان
آماده باش
تیمِ کوئینجت، برگردید به فانوس
داریم میریم
عجب پروازِ خفنی داشتی
یه زمانی تنها کارم همین بود
اثری از زفر 1 نیست
به نظر میاد نابود شده
باورم نمیشه
،مهم نیست درصدها چی باشن
این آدما همیشه احتمالات رو شکست میدن
اونا قطعاً این صدا رو شنیدن
،یادتون باشه، اینا رادیواکتیو هستن پس مراقب باشید
برید. اینا با من
!برید
امیدوارم این جواب بده
تو امیدوار باش. من دعا میکنم
وقتشه مأموریتِ جدیدی بهت محول کنم
پس، این همون لحظهست
آره خودشه
،من سابقهی تو رو مطالعه کردم
تمام دشمنهایی که باهاشون روبرو شدی رو میشناسم
باعثِ افتخارمه که آخرین دشمنت هستم
پس، این کاریه که میتونه بکنه
میتونم کاری واسه کمک به تنظیمِ آنتنها
در جهتِ درست انجام بدم؟ - میتونی اتصالاتِ خازنها رو دوباره واسه -
دور زدن ستونِ اصلی شبکه سیمکشی کنی؟
نوچ
ما اینجا بودیم
اون گفت این سختترین کاریه که تو عمرمون انجام دادیم
میدونیم
اونا به زودی در رو میشکنن و میان تو
امیدوارم قبل از این که دوستامون سهمِ خودشون رو انجام بدن نباشه
زیاد نگرانِ مک نباش
زیاد نگرانِ دیزی نباش
اونا همه چیزِ شما هستن
ستارههاتون تو آسمون
فیتز
فکر کنم یادم میاد
چرا همهی این کارها رو کردیم
فکر کنم یادم میاد داریم واسه چی میجنگیم
،اگه نبردهای من رو دیده باشی میدونی این چطوری تموم میشه
میدونی، برای اولین بار تو یه مدت طولانی نمیدونم
مشتاقم ببینم چطوری تموم میشه
شاید مثل مبارزه با مادرت بشه؟
تنها دشمنی که هردو باهاش جنگیدیم
،یکی باید تو رو از دستش نجات میداد
،در حالی که من گردنش رو شکستم درست و عادلانه
!آه
طاقت بیار
از پا در آوردنت حسِ خوبی داره
ولی میخوای کارِ بدتری بکنی
من میتونم از راه دور فقط با استفاده از ذهنم به هر شکارچیای دستور بدم
نفرِ بعدی تو هستی
وقتی هرچیزی جز سختافزارِ کرونیکامی رو از بدنت بیرون بکشم
نیازی نیست
جنگ تمومه
تسلیم میشی؟
ما پیروز شدیم
فیتز و سیمنز همین الان دارن فانوس رو پس میگیرن
اوه. یه لبخندِ موذیانه
این تازهست
پس اونا اونجان
تمام شکارچیان حاضر، عازمِ فانوس بشید
جایی که یک پایگاه بنا کردیم
تمام ناوگانِ فضایی آمادهی شلیک
به پایگاههای شیلدی که قبلاً هدف گرفته شدن بشید
حالا نوبتِ منه لبخند بزنم
ما فقط میخواستیم اجازهی خودت رو صادر کنی
اوه؟
و بعدش چی میاد؟
سواره نظام
نوچ
باید مطمئن بشیم که سیگنال
در جهتِ درستی ارسال میشه - اون خیلی ضعیفه -
نمیدونم بتونه سینگال رو به اندازهی کافی واسه رسیدن به زمین تقویت کنه
کورا، به من نگاه کن
به من نگاه کن
ما برای همون چیزی میجنگیم که بهمون قدرت میده
لازمه بهت بگم اون چیه؟
نه
میتونم انجامش بدم
خیلی خب، آنتنهای بشقابی تقریباً جای خودشون قرار گرفتن
امیدوارم بلد باشید به کرونیکامها دستور بدید
ما بهشون دستور نمیدیم
بهشون حسِ همدلی میدیم
سلام
شما دوستید یا دشمن؟
دوستیم
همونطور که همیشه بودیم
دیزی
،باید بذاریم سهمِ خودش رو انجام بده به هر قیمتی که شده
فکر میکنی داری پیروز میشی؟
چون من نمیتونم تشخیص بدم
مبارزهی نزدیکیه، ولی میتونم تمام روز ادامه بدم
خوبه
ما هم امیدوار بودیم همینجوری باشه
واقعاً؟
اون جرقهها؟
این یعنی کورا تمامِ دادههای کرونیکامها رو از زمین پاک کرده
و برتری رو به ما داده
مأموریت با موفقیت انجام شد
رو زمین آره
...ولی این بالا
این سفینهها قراره دوستات رو روی زمین تبخیر کنن
و تو نمیتونی جلوش رو بگیری
،امکان نداره بتونی بدون کشتن خودت من رو بکشی
نقشه هم همینه
ممنون، کورا
این چیزیه که براش میجنگیدیم
خانواده
خیلی خب، حقهی تر و تمیزی بود
...ولی چطوری
یعنی چی، مرد؟! ما زهره ترک شدیم
منظورتون اینه که الکی داشتیم از این محافظت میکردیم؟
نه
شما از همه چیزمون محافظت میکردید
آلیا؟
!مامان
!اوه
مامان، چی شده؟
هیچی، دخترِ نازم
هیچی. معذرت میخوام
معذرت میخوام
،گفتی قراره یه مدتِ طولانی نباشی
ولی این اصلاً طولانی نبود
واسه من که یه عمر گذشت
یه صدای بلند اومد
میدونم
فقط یه ذره ترسیدم
منم همینطور، عزیزم
منم همینطور
« یک سال بعد »
بالأخره اومدی
به نظر خوب میای
تو به نظر خوب میای
من هیچوقت عوض نمیشم
پارسال دوست امسال آشنا
سلام بچهها
سلام
.خب، اینجا جای خیلی قشنگیه این ایدهی کی بود؟
مک کجاست؟
مرد لاکپشتی همیشه دیر میکنه
خودش میدونه. میاد
من آخرین نفرم؟
اوهوم - شرمنده -
آه، یه مشکلی تو مسکو پیش اومده بود
که نیاز به توجه من داشت
داستانش ارزشِ تعریف کردن داره؟
خب... محرمانهست
البته
از کارهای جدید لذت میبرید؟
...اوه، آره، آره. قشنگه. میدونی
،آره، ولی بعد از اون همه سال تو راهروها
دیگه به داشتنِ منظره عادت ندارم
تو هم هنوز اونجا مشغول به خدمتی؟
...راستش الان تو یه مأموریتم
از قضا دارم یه شیء مرموز رو دنبال میکنم
آره، اون پرافتخارترین مأمورِ ماست
خب، خب. من تیمِ خوبی دارم
باهم خوب کار میکنیم
گرچه فکر کنم پایپر در مورد انتخابش تردید داره
چی، قبول کردنِ مأموریت؟
نه، انتخابی که وقتی تو و سیمنز ازش پرسیدید به عنوانِ پاداش چی میخواد کرد
و تو، ملیندا؟
نظرت در مورد شغلِ جدیدت چیه؟
ازش متنفرم
نه، نیستی
من با فضاییها، شیاطین و ،رباتهای هوشمند جنگیدم
و این اولین بار تو عمرمه
که انقدر خسته شدم
الحق که راست میگی
تو از خسته بودن چی میدونی؟
تو بازنشست شدی
فقط کسی که بچه نداره این حرف رو میزنه
آره. اون خیلی شیطونه
اون بهترینه
الان داره شنا یاد میگیره
الهی - تو رو خدا فیلمش رو بفرست -
میخواد ماهیِ خودش رو طراحی کنه
باید بهش بگیم ممکن نیست
خب، ممکنه. فقط قانونی نیست
خب... هدیهی عمو مک به دستش رسید؟
آره. ممنون
آره، ممنون بابتِ تمام هدایایی که میفرستید
یه هدیه در سال خیلیه
اوه، بیخیال، فیتز. پس کریسمس چی؟
زیادی در موردش مبالغه شده
یه نامهی خیلی قشنگ از مأمور سوسا به دستمون رسید
خیلی بامزهست که نامه مینویسه
میدونم، آره؟ تازه یه ماشین تایپ واسش گرفتم
حالا که حرف از بچهها تو کریسمس شد
زندگی خوب پیش میره؟
میگذره دیگه، آره
فقط داریم باهم از سفر لذت میبریم
فیلم «ای.تی» رو نشونش دادم تا براش آماده شه
فیلم خیلی نابیه - عالیه -
مثلِ یه بچه گریه کرد
ولی اون... اون... واسه این کار ساخته شده
معرکهست
،«ولی همش به خودمون میگه «سفیرانِ ستارگان
واسه همین... آره
خیلی پخمهست
ولی سلام میرسونه
...حالا که حرف از پخمهها شد
وای
تو میخوای چیکار کنی، مأمور کولسن؟
آره
آره، منم میخواستم بپرسم
گفتی از این سال واسه فکر کردنِ دوباره بهش استفاده میکنی
...خب
گمونم همیشه میتونم، خاموش بشم
پس از اون نظر عجلهای نیست
یه مدت دیگه وقت میذارم و به فکر کردنم ادامه میدم
دنیا رو میبینم
احسنت
از شنیدنش خوشحالم
،میدونی، بعد از تعطیلاتت کمکت به کارم میاد
آره، منم همینطور
.یه تخت خواب تو زفر 3 خالیه .تختِ قشنگیه
همهی اینا رو یادم میمونه
بچهها، من یه دقیقه دیگه باید برم
داریم به مقصد نزدیک میشیم
...خیلی خب، فقط یادت باشه .نیروی حداقلی، عزیز دلم
ورود و خروج، بدونِ درگیری... میدونم
...آه، آره، یه گروهم منتظر منه، پس
شاید بهتره فقط، تمومش کنیم
.آره، به هر حال سیگنالِ منم داره قطع میشه .داریم وارد یه سحابی میشیم
من که میگم این رو تبدیل به یه سنت کنیم
آره. منم موافقم
نمیتونیم ارتباطمون رو قطع کنیم
ما باهم چیزهای زیادی رو از سر گذروندیم
معجزهست که زنده موندیم
خب... به جز کولسن
و فیتز
و دیزی
و مِی
خدایا، من یه زمانی زامبی بودم
راستش مک هم بود
واقعاً؟ - آره -
منم اونجا بودم؟
،ببینید، اگه این یه مسابقهست من تقریباً هفت بار مُردم
فقط همین؟
ولی من اصلاً تو خط زمانیِ دیک وجود ندارم
وای، دیک
دیک
دلم برای اون خُل و چل تنگ شده
آره
شاید یه روزی دوباره ببینیمش
ببینید، من مطمئنم که دی اوضاع و احوالش روبراهه
یعنی، احتمالاً الان داره تو سالن مدیسن اسکوئر گاردن» اجرا میکنه»
...خیلی خب
گمونم دیگه کافیه
سالِ آینده همین وقت؟
خیلی خب
تا دیداری دوباره
فقط یه بلوک با مقصد فاصله داریم؟
،آره، ولی باید زودتر میرسیدیم اونجا
و تو باید بتونی بهتر رانندگی کنی
ناسلامتی کامپیوتری لعنتی
میدونم، ولی یا اونا علائم رو تغییر دادن
،یا من رو یکم احمقتر برنامهنویسی کردی
تا یه بارم که شده احساسِ برتری کنی
به تمام مقدسات قسم میخورم که همیشه انقدر احمق بودی
سرعتت رو کم نکن، دیویس
اون طرفِ مجتمع میبینمتون
مک، چندتا اسم برات میفرستم
خوبه
و فیل
میدونی، حداقل باید تو سفرهات ،یه سر بیای دانشکده
چندتا داستان واسه تازهواردها تعریف کنی
خیلی خوشحال میشن
شاید من رو ببینی
بالأخره کارت تموم شد؟
پنج دقیقه دیر به کلاس میرسیم
تو دیر میرسی
من سخنرانی میکنم
این دیر نیست
این پرشوره
« آکادمیِ کولسن »
این میمون کوچولو داره با تمام زورش به پام مشت میزنه
باید بریم - اوه -
آره
واسه پیکنیک اومدیم باغ
خیلی صبور بوده
...خب
خدافظ، بچهها
بعد از خوابیدنِ فیتز نتیجهی آنالیزِ آناتومی رو واست ایمیل میکنم
نتایج جالبی داره
توی مقر فرماندهی هستی؟
خب، پس... بسته به دستت رسیده
الان جلومه. فقط رمزش رو لازم دارم
1-3-6
اون توئه
به همراه یه هدیهی بدرقهی کوچولو
همون چیزیه که فکر میکنم؟
هی، من هنوز ته دلم مکانیکم
خیلی خب
اون بیرون مراقب باشید
هردوتون
تمام جایگاهها آمادهی حرکت بشید
خیلی خب، همه در مواضعشون مستقر شن
عملیات رو ادامه میدیم
بدونِ اونا دیگه مثلِ قبل نیست
نه، نیست
تو واقعاً میخوای دنیا رو ببینی؟
جاهایی هست که همیشه میخواستم برم
خیلی خب
ولی ببین اینجا چیکار کردی
،آدمایی اون بیرون هستن که راهشون رو گم کردن
آدمایی که آیندهی خوبی دارن
اگه تو پیداشون نکنی، کی پیداشون میکنه؟
مأمورِ جدیدت در چه حاله؟
اوضاع و احوالش خوبه
...خیلی رنج کشیده، ولی
اتفاقی که میتونه با اطمینانِ یه نفر بهت برات بیوفته خیلی جالبه
وقتی برگشتی بهم زنگ بزن
بله، قربان
حالشون خوبه؟
حالشون خوبه
هی
باید این رو ببینید
شگفت انگیزه، مگه نه؟
خیلی قشنگه
!محشره
ترجمه از آریـن و سینا صداقت .: SinCities & Cardinal :.
« فیلموژن؛ اکسیژن فیلم و سریال شما » .: FilmoGen.Org :.
!امیدواریم از تماشای این سریال لذت برده باشید
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.