All language subtitles for Love.Without.Words.2025.WEB-DL[@AirenTeam]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::

@hernehunter :مترجم

‫میشه بگی اون روز چه اتفاقی افتاد؟

‫دوربین‌های مداربسته فروشگاه

‫به وضوح نشون میدن که داری پول می‌دزدی

‫فکر کنم دیگه حرفی برای گفتن نداره

‫منو ببرین بیرون

‫پدرم منتظرمه

‫باید همه چیز رو واضح توضیح بدی تا بتونیم بذاریم بری

‫هنوز نمیخوای حرف بزنی؟

‫ما یه مترجم زبان اشاره آوردیم

‫ولی اون حاضر نیست ارتباط برقرار کنه

‫برای همین نتونستیم هیچ جوابی بگیریم

‫برای امروز کافیه

‫میشه دستبندهاش رو باز کنین؟

‫اینطوری راحت‌تر میتونه حرف بزنه

‫اگه هنوز هم نخوای حرف بزنی...

‫می‌دونی که دزدی جرم خیلی جدی‌ایه، درسته؟

‫من میرم زندان؟

‫دزدی

‫می‌تونه تا سه سال مجازات داشته باشه

‫اون پول مال من بود

‫من فقط دستمزد خودم رو برداشتم

‫رئیس بهم پول نداد

‫چه مدرکی داری که اون بهت بدهکاره؟

‫دیگه نمی‌خواستم اونجا کار کنم

‫اون دستمزد آخرم رو نداد

‫من چیزی ندزدیدم

‫من هیچوقت همچین کاری نمی‌کنم

‫ما از مدیر رستوران پرسیدیم

‫گفت که اون هیچوقت استعفا نداده

‫بلکه پول رو برداشته و فرار کرده

‫اون آدم خوبی نیست

‫خیلی آدم بدیه

‫واقعاً این روزها نمیشه به کسی خوبی کرد

‫اولش، دلم براش سوخت

‫واسه همین استخدامش کردم سبزی خرد کنه

‫خیلی برام دردسر درست کرد

‫کلی غذا رو هدر می‌داد

‫ولی من هیچوقت از حقوقش کم نکردم

‫حالا اون جرأت میکنه منو متهم کنه؟

‫آروم باش

‫ما حتماً تحقیق می‌کنیم

‫و همه چیز رو می‌فهمیم، باشه؟

‫می‌دونی چیه

‫من کسی رو سرزنش نمی‌کنم

‫که نسبت به ناشنواها پیش‌داوری داشته باشه

‫شما معمولاً چطوری باهاش ارتباط برقرار می‌کنین؟

‫مترجم زبان اشاره

‫معمولاً

‫منم زبان اشاره بلد نیستم، فقط تایپ می‌کنیم

‫چرا هیچ سابقه‌ی چتی

‫با رئیس توی گوشیت نیست؟

‫اون مجبورم کرد پاکشون کنم

‫مجبورت کرد پاکشون کنی؟

‫چرا؟

‫شما دوتا چی فرستادین؟

‫ببین، من پول رو برداشتم

‫و دیگه حقوقم رو نمی‌خوام

‫فقط می‌خوام امضا کنم و برم

‫واقعاً اینطوری فکر می‌کنی؟

‫نه

‫وقتی به یه جرم اعتراف کنی زندگیت نابود میشه

‫من بهت کمک می‌کنم

‫من بهت کمک می‌کنم یه وکیل پیدا کنی

‫منم باهات میام دادگاه

‫باشه؟

‫وکیل‌ها گرونن

‫تو منو نمی‌شناسی، چرا می‌خوای کمکم کنی؟

‫من فکر می‌کنم دختر ناشنوا بی‌گناهه

‫و تو باید بهش کمک کنی

‫همیشه برام سوال بوده

‫تو خیلی جوونی

‫و رشتت زبان اشاره نبوده

‫چطور اینقدر درباره‌ی ناشنواها می‌دونی؟

‫و اینقدر اهمیت میدی

‫این پدر دختره‌ست؟

‫از کجا فهمیدی؟

‫اون هم ناشنواست

‫اون هر روز میاد اینجا و منتظر می‌مونه

‫هرچی میگم، نمیره

‫می‌دونی چطوری میشه یه ناشنوا رو با یه نگاه تشخیص داد؟

‫چطوری؟

‫من از بچگی با آدم‌های ناشنوا زندگی کردم

‫نوع نگاهشون

‫تو کل بچگیم همراهم بوده

‫روش آرومشون برای ابراز عشق

‫تو این دنیای پر هیاهو به راحتی نادیده گرفته میشه

‫ولی تو قلب من

‫ارزشش بیشتر از هزار کلمه‌ست

:::::::::آیــــ (عــــشــــق بــــدون کــــلــــمــــات) ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

‫فقط صدتا

‫اگه می‌خوای انجامش بدی، انجامش بده

‫اگه نه، گورت رو گم کن

‫من گفتم صدتا، پس میشه صدتا

‫اگه می‌خوای انجامش بدی، انجامش بده وگرنه برو پی کارت

‫الان صده

‫یه کم دیگه میشه هشتاد تا

‫من با پنجاه تا انجامش میدم

‫تو انجامش میدی؟

‫بابام انجامش میده

‫بابات کجاست؟

‫این بابامه

‫بابام از پس تعمیر هر چیزی برمیاد

کولر گازی، یخچال ‫هر وسیله‌ی برقی رو تعمیر می‌کنه

‫هر وسیله‌ی برقی

‫با پنجاه‌تا انجامش میدی؟

‫دفعه‌ی بعد، درست سوال کن

‫کولر مرکزی

‫با کولر خونه فرق داره

‫تو گفتی هر کاری که توش پول باشه رو انجام میدیم

‫زود باش

‫مومو برگشت

‫چی شده؟

‫وضعت خوب نیست، نباید سیگار بکشی

‫ببخشید

‫ممنون

‫خواهش می‌کنم

‫خیلی خوشمزه‌ست

‫خیلی شیرینه

‫با این شانس بد چیکار میشه کرد؟

‫برو، برو، برو برو یه کاری واسه خودت پیدا کن

‫برو تو اتاق درس بخون

‫بذار یکم بازی کنه. اشکالی نداره

‫نه

‫شماها بازی کنین، درس اون مهم‌تره

‫نمی‌خوام، نمی‌خوام

‫شیائو ما خیلی سختی میکشه، هم مادره هم پدر

‫بخش زبان: درک اشعار باستانی

‫هی بچه، تو توی این عکس چی میبینی؟

‫لطفاً سعی کن دکمه درستش رو فشار بدی

‫مراقب پوسیدگی دندون‌هات باش

‫علف‌های وحشی تو دشت دور

‫هر سال خشک میشن و دوباره سبز میشن

‫با اینکه آتیش می‌گیرن

‫ولی بازم با یه نسیم بهاری دوباره زنده میشن

‫بازم دارن ماجونگ بازی می‌کنن

‫خونه‌ی خودشونه

‫هر روز ماجونگ بازی می‌کنن خیلی سروصدا می‌کنن

‫داری چیکار میکنی، تقلب؟

ببینین

‫دعوا نکنین، دعوا نکنین

‫پول پیور استریت منو بدین زمانی که سه ردیف پشت سر هم) (از یک خال و 1 تا 9 باشه

‫کدوم پیور استریت؟

‫بابای من یه موتور داره که هیچوقت نمی‌شوره

‫تمومش کنین! تمومش کنین!

دارین چه بازی میکنین؟

‫مومو اینجاست

بچه‌ها دیگه دعوا نکنین

‫چون مومو اینجاست، این دفعه می‌بخشمتون

‫بعداً دربارش حرف می‌زنیم، اول یکم برقصیم

‫واقعا باید اینا رو کنترل کنین

‫جناب سروان، شب و روز یکیه

‫نمره‌های پسرم خیلی افت کرده

‫سلام، جناب سروان

‫سلام

‫ما یه شکایت درباره‌ی قمارخونه‌ی غیرقانونی‌تون دریافت کردیم

‫خیلی سروصدا داره

‫به طور جدی داره آرامش رو مختل میکنه

‫جناب سروان، اینجا خونه‌ی منه

‫اینا همه‌ دوستای بابامن

‫اونا ناشنوا هستن و نمی‌شنون

‫اگه چیزی لازم دارین، از من بپرسین

‫پس بابات کجاست؟

‫شما پدرشین؟

‫چرا تا حالا شماها رو ندیده بودم؟

‫عمو چهار چشم گذاشته ما تو این خونه بمونیم

‫فکر نکنین من نمی‌دونم

‫معمولاً مشغول چه کارایی هستین

‫قمار دسته‌جمعی غیرقانونیه

‫قمار دسته‌جمعی غیرقانونیه در جریانین دیگه، درسته؟

‫صداتون رو نمی‌شنوم

‫اون گفت شما دارین قمار می‌کنین

‫نه، ما داشتیم خوشنویسی تمرین می‌کردیم

منو خر فرض نکنین

‫هی بچه‌جون

‫مامانت کجاست؟

‫مامانم رفته یه شهر دیگه کار کنه

‫خب کجا مدرسه میری؟

‫چرا مدرسه نمیری؟

‫چی گفت؟

‫ازم پرسید چرا مدرسه نمیرم

‫ببخشید، متاسفم

‫بالاخره برگشتی

‫برات دردسر درست کردم

‫چه خبر شده؟

‫چند بار اینو گفتی؟

‫این یه فعالیت فرهنگیه

‫با معذرت‌خواهی مشکل حل میشه؟

‫باشه، باشه. این آخرین باره

‫دیگه نگو "این آخرین باره"

این رو قبلا هم گفتی

‫درستش کردم، درستش کردم

‫نگران نباش

‫ببخشید

‫نمی‌خوای بخوابی؟

‫مامان کی برمی‌گرده؟

‫نمی‌دونم

‫مامان بهم زنگ نزده

‫وقتی مدرسه رفتن رو شروع کنی

‫مامان بهت زنگ میزنه

‫هفته‌ی دیگه، سعی می‌کنیم برای یه مدرسه اقدام کنیم

‫مدرسه‌ها که دیگه شروع شدن

‫همیشه ما رو بیرون می‌کنن

‫من نمیرم

‫نمی‌دونستم باید از قبل برای مدرسه ثبت نام کرد

‫چرا باید برم مدرسه؟ من کار دارم

‫بدون من

‫نه میتونی بشنوی نه پول دربیاری

‫ولی درس خوندن مهم‌تره

‫وقتی شروع کنی به کار کردن

‫می‌تونی وکیل، دکتر، معلم بشی

‫میتونی هر کسی بشی. فهمیدی؟

‫دیر یا زود

‫باید با دنیای آدم‌های شنوا یکی بشی

‫چرا؟

‫چون مامان یه آدم شنواست؟

‫چون تو یه آدم شنوایی

‫تقریباً یادم رفته مامان چه شکلیه

‫من شبیه اونم؟

‫نه، نه، نه. تو شبیه منی

‫دروغ میگی

‫بینی تو بزرگه و ابروهات کلفت

‫و قوز داری

‫من قیافه‌ی یه سوپراستار رو دارم!

‫مومو

‫تو این همه سال خیلی زحمت کشیدی که مومو رو تنهایی بزرگ کردی

‫همینطور ممنونم که

‫بهش درباره‌ی طلاقمون چیزی نگفتی

این‌سری برگشتم

‫تا درباره‌ی تحصیلات مومو باهات صحبت کنم

‫تا درباره‌ی تحصیلات مومو باهات صحبت کنم

‫اون هفت سالشه

‫میخوام ببرمش

‫و بهش یه زندگی عادی بدم

‫می‌تونی اینو درک کنی؟

‫مومو رو بدم به تو؟

‫آره، به من، آره

‫من مادر موموام

‫تو دوباره ازدواج کردی، یه بچه‌ی دیگه داری

‫دخترها وقتی بزرگ میشن به مادرشون نیاز دارن

‫مومو یه دختره

‫مومو نباید با تو سختی بکشه

‫آینده‌ش...

‫اون... اون نیاز داره...

‫نظرت چیه؟

‫بنویس

‫بنویسش، بنویس

‫پنج سال پیش، تو رفتی

‫من رفتم

‫من پنج ساله که از مومو مراقبت میکنم

‫چون نمیخواستم مومو

‫مثل ما بشه

‫بدون پول

‫بدون عزت

‫بدون آینده

‫ببخشید

‫از نوشیدنی‌تون لذت ببرین

‫این پولیه که از کار کردن تو خارج به دست آوردم

‫همش اینجاست

‫برای مومو

‫منظورت چیه؟

‫این پول خرج زندگی موموئه

‫میخوای با پول مومو رو بخری؟

‫نه، این پولیه که از کار کردن به دست آوردم

‫داری با پول مومو رو می‌خری؟

‫همه‌ی پولی که به دست آوردم اینجاست

‫میخوام بدمش به مومو

‫داری از این برای خریدن مومو استفاده می‌کنی

دارم برای خرج زندگی به مومو پول میدم

‫اینم پول

‫پس تو می‌خوای با پول مومو رو بخری

‫من می‌تونم به مومو زندگی بهتری بدم

‫تو می‌تونی؟

‫تو گذاشتی بچه تو قمارخونه زندگی کنه

‫این قابل قبول نیست

‫تو دیوونه‌ای؟

‫من می‌خوام اون زندگی بهتری داشته باشه

‫من میخوام اون یه چیز خوب...

‫تو منو تحقیر می‌کنی

‫تو هنوزم همونطوری هستی

‫تو هیچوقت نمی‌خوای درست با من ارتباط برقرار کنی

‫تو با مومو مثل دارایی شخصی خودت رفتار می‌کنی

‫شما دوتا تمام روز با هم اشاره می‌کنین

‫شما روش ارتباطی خودتون رو دارین

‫منم می‌خوام با شما دوتا حرف بزنم

‫چرا منو نمی‌فهمی؟

‫من می‌خوام...

‫من می‌خوام درست باهات حرف بزنم

مجبورم می‌کنی ازت شکایت کنم

‫فهمیدم

‫دادگاه درآمد و وضعیت مالی

هر دو والد رو بررسی می‌کنه

‫تا مطمئن بشه بچه

‫می‌تونه تو یه محیط با ثبات و راحت بزرگ بشه

‫مادر هنوزم بیشتر به بچه توجه می‌کنه

‫نه، نه، اون خیلی خوبه

‫اون پنج ساله که از مومو مراقبت کرده

‫مومو اوضاعش خوب نیست؟

‫ولی وقتی مومو بره مدرسه

‫ما نمی‌تونیم بهش درس بدیم

‫همه اینجا مومو رو دوست دارن همه‌مون می‌تونیم ازش مراقبت کنیم

‫همسر سابقت می‌خواد ازت شکایت کنه

‫چه کاری از دستت برمیاد؟

‫آره، پولش از کجا میاد؟

‫مگه الان دنبال یه راه حل نیستیم؟

‫تو نمی‌خوای مومو با مامانش بره، می‌خوای؟

‫پس مصممی که بری دادگاه، هان؟

‫وکیل سراغ داری؟

‫تو چی؟

‫من دارم

‫آقای ژائو نیومده؟

‫اون واسه چی بیاد؟

‫اون که اصلاً نمی‌تونه ترجمه کنه

‫اینو ببر

‫من که سهم خودم رو انجام دادم

‫بازم انتظار داری رانندگی کنم؟

‫یه دقیقه صبر کن

‫تو رانندگی کن

‫می‌دونم

‫سمعک‌ها برات فایده‌ای ندارن

‫فقط یه نمایش برای پلیس راه بنداز

‫مگه نگفتن

‫خیلی زود گواهینامه گرفتی؟

‫رانندگیت افتضاحه

‫تندتر برو

‫حضانت تو دوران طلاق به آقای ما داده شده

‫در اصل

‫الان نقض کردنش خیلی سخته

‫چون بچه زیر هشت ساله

‫دادگاه زیاد

به ‫نظرش اهمیت نمیده

‫به عبارت دیگه

‫حتی اگه اون ابراز تمایل کنه که با تو زندگی کنه

‫ممکنه دادگاه گوش نده

‫پس واقعاً هیچ راه دیگه‌ای نیست؟

‫زیاد نگران نباش

‫تا وقتی کودک‌آزاری صورت نگرفته باشه

‫دادگاه معمولاً حکمش رو تغییر نمیده

‫فهمیدم

‫پس اوضاع اونقدرها هم بد نیست، درسته؟

‫نه

‫باشه، بهش میگم

‫وکیل گفت برات سخته

‫که تو این پرونده برنده بشی

‫چرا؟

‫من و مومو با هم خیلی خوشحالیم

‫چه فایده‌ای داره؟

‫شما دوتا تو یه قمارخونه می‌خوابین

‫هیچ درآمد ثابتی هم نداری

‫مومو مدرسه نمیره

‫در مقایسه با مادرش... تو قطعاً می‌بازی

‫اگه والدی که با بچه زندگی می‌کنه

‫یه بیماری جدی داشته باشه

‫یا به خاطر معلولیت نتونه به بزرگ کردن بچه ادامه بده

‫یا بچه رو اذیت کنه

‫یا بچه رو اذیت کنه

‫و آسیب جدی به سلامت جسمی

‫یا روانی بچه وارد کنه

‫دادگاه از تغییر حکم حمایت می‌کنه

‫نه

‫من سخت کار می‌کنم

‫من بهترین چیزها رو به مومو میدم

‫من پول درمیارم تا مومو رو بفرستم مدرسه

‫تو چطوری می‌خوای تو این مدت کم پول دربیاری؟

‫تمام تلاشم رو می‌کنم، واقعا می‌تونم

‫چی گفت؟

‫چرا اونطوری به من نگاه می‌کنه؟

‫فقط با من همکاری کن و یه کم سرتو تکون بده

‫وکیل چن قبول کرده بهت کمک کنه

‫اون تو اینجور پرونده‌ها خوبه

‫واقعا؟

‫خیلی ممنونم

‫ولی واقعیت اینه که

‫آقای ما دخترش رو نفرستاده مدرسه

‫و محیط زندگیشون خیلی بده

‫میشه یه کاریش کرد

‫البته

‫اگه این راه رو بریم، دردناک میشه

‫باید برای اون آماده باشی

‫بهش بگو

‫که دیگه به هیچ وجه نباید

‫تو قمارخونه زندگی کنه

‫بهش بگو هر چه زودتر یه کار ثابت پیدا کنه

‫و بعد دخترش رو فورا بفرسته مدرسه

‫ممنون، وکیل چن. ممنون

‫وکیل چن قبول کرده بهت کمک کنه ولی گرونه

‫از پسش برمیای؟

‫چقدر میشه؟

‫(هونگ جیه، میشه (درباره‌ی کار تو هتل بپرسی؟

‫(ارسال به هونگ جیه)

‫(هونگ جیه: موقعیت شغلی موجوده (!مزایاش خوبه. مومو رو هم بیار اینجا

‫شما دو نفر

‫من فقط می‌تونم یکی رو انتخاب کنم؟

‫نمی‌تونم هم مامان داشته باشم هم بابا؟

‫بچه خوبی میشم، اگه برم مدرسه نمی‌تونم هردوتون رو داشته باشم؟

‫مامان...

‫چرا دیگه ما رو نمی‌خواد؟

‫اینطوری نیست، اون همیشه تو رو می‌خواد

‫اون...

‫اون فقط دیگه منو نمی‌خواد

‫می‌خوای من نقش زنت رو بازی کنم؟

چی تو سرته؟

زن من نه، مامان مومو

‫کمکم کن

‫لطفا

‫لطفا، کمکم کن

‫تو تنها مترجمی هستی که می‌شناسم

‫خیلی دردسر داره، من این کارو نمی‌کنم

‫من از بچه ها خوشم نمیاد

‫می‌تونم بهت پول بدم

‫من پولت رو نمی‌خوام، برو بیرون

‫بابای من یه موتور داره که هیچوقت نمی‌شوره

‫من شعرای باستانی رو بهش یاد دادم

‫اون با کلی بادکنک بسته شده به پشتش میره دنبال کار

‫با کلی بادکنک بسته شده به پشتش میره دنبال کار

‫اون فقط این‌ور اون‌ور میدوئه هیچی نمی‌فهمه

‫اون هنوزم باید برای حل مشکلات بزرگ روی هوش من حساب کنه

‫خوبه؟

‫مومو

‫سه به علاوه دو میشه چند؟

‫ما میتونیم جمع و تفریق تا صد رو انجام بدیم

‫مومو

‫از کشیدن نهنگ خوشت میاد؟

‫کی بهت یاد داد نقاشی بکشی؟

‫احتمالا از من یاد گرفته

‫آره، به نظر میرسه استعداد هنری داره

‫مومو

‫می‌تونی به سوال من جواب بدی؟

‫مومو

‫بیا یه شعر برای معلم بخونیم

‫دختر من خیلی باهوشه

‫اون می‌تونه بیشتر از ده تا شعر بخونه

‫فقط همونی که از همه بهتر بلدی رو بخون

‫زود باش

‫اون یکم تو حرف زدن...

‫اون تو حرف زدن مشکلی نداره

تو خونه یه زبون‌درازه

خیلی حرف میزنه

‫احتمالا امروز یکم استرس داره

‫ولی اگه اصلا حرف نزنه

‫ما نمی‌تونیم واقعا تصمیم بگیریم

‫شاید باید یه مدرسه‌ی دیگه رو امتحان کنین

‫متاسفم

‫باید برای کلاس آماده شم

‫چی شد؟

‫حرف نزد

‫خانم معلم

‫همه‌ی این سال‌ها...

‫همه‌ی این سال‌ها اون تنها این بچه رو بزرگ کرده

‫خیلی سخت بوده

‫همونطور که میدونین، اون ناشنواست

‫اون تحصیلات رسمی زیادی نداشته

‫ولی امیدوار بوده دخترش بتونه تحصیل کنه

‫و مثل یه بچه‌ی عادی بزرگ شه

‫اون نمی‌تونه صدای مومو رو بشنوه

‫واسه همین تنها کاری که می‌تونه بکنه

حفظ کردن شعرها و حالت لب‌ها موقع گفتنشه

‫و بعد دونه دونه چک می‌کنه

‫حتی از مومو موقع شعر خوندن فیلم می‌گیره

‫و از بقیه می‌خواد بهشون گوش بدن

‫و بهش بگن درست خونده یا نه

‫قلم ضبط رو بیار

‫علف‌های وحشی تو دشت دور

‫هر سال خشک میشن و دوباره سبز میشن

‫با اینکه آتیش می‌گیرن

‫ولی بازم با یه نسیم بهاری دوباره زنده میشن

‫عطر شیرین به جاده‌ی باستانی نفوذ می‌کنه

‫سبزه‌ی تازه به شهر ویران میرسه

‫یه خداحافظی دیگه با یه جوون نجیب

‫علف با اندوه جدایی ضخیم میشه

‫از شغل جدیدت چقدر می‌تونی دربیاری؟

‫وکیل چن منتظره

‫به‌زودی، یکم دیگه صبر کن

‫زود باش

‫دادگاه منتظرت نمی‌مونه

‫دادخواست چیه؟

‫یه قاضی هست

‫که تصمیم میگیره تو با من زندگی کنی یا مامان

‫من نمی‌خوام بقیه تصمیم بگیرن من با کی باشم

‫منم نمی‌خوام بقیه تصمیم بگیرن

‫از زندگی کردن با من خوشحالی؟

‫ناراحتی؟

‫خوشحالم

‫با اینکه کلی نقص داری

‫تو بابای خوبی هستی

‫اگه مجبور شیم بریم دادگاه

‫به قاضی میگم

‫می‌خوام با تو زندگی کنم

‫واقعا؟

‫اگه زیر قولم بزنم، خوکم

‫خوک، خوک، خوک

‫خوک، خوک، خوک

‫این برای وقتیه که میره مدرسه

‫این برای اینه که سالم بمونه

‫باید سخت درس بخونی

‫به حرف بابات گوش کن، دوستت دارم

‫باید خوب درس بخونی

‫دیگه مومو رو برنگردون

‫خوب زندگی کن و ما رو فراموش نکن

ما رو فراموش نکن

‫سفر بی خطری داشته باشین

‫این ماشین توئه؟

‫باحاله، نه؟

‫خودت خریدیش؟ پولش رو از کجا آوردی؟

‫ماشین دست دومه

‫آقای ژائو بهم دادش

قراره با هم یه تجارت بزرگ راه بندازیم

‫ما شریکیم

‫بیا پایین

‫مومو

‫قدت بلندتر شده، الان خیلی خوشگل‌تری

‫هنوز نمی‌تونی پول کاشت حلزون رو جور کنی؟

‫دارم پیر میشم، دیگه سخت میشه پول درآورد

‫مومو نباید این‌ور اون‌ور بدوئه

نمی‌تونه، یادت باشه

‫یادم می‌مونه

‫دیشب دیر خوابیدی

‫الان دیرت میشه، نه؟

‫تو هم زود بیدار نشدی

‫تو مدرسه اشاره نکن، یادته؟

‫مومو

‫بیا اینجا، بیا اینجا

‫امروز اولین روز مدرسه‌ته

‫استرس داری؟

‫یه هدیه برای شروع مدرسه

‫این برای توئه، دوستش داری؟

‫بیا دیگه

‫بیایین یه خوشامدگویی گرم

‫به همکلاسی جدیدمون بگیم!

‫سلام به همه، اسم من موموئه

‫امروز، میخوام یه همکار جدید رو معرفی کنم، شیائو ما

‫اون یه کم خاصه

‫ایشون کم شنوایی دارن

‫من شیائو ما هستم

‫از دیدن همتون خیلی خوشحالم

‫خب، مومو، دوست داری چیکار کنی؟

‫من دوست دارم...

‫من دوست دارم...

من دوست دارم به بیرون از پنجره نگاه کنم.

‫همینطور دوست دارم به بابام کمک کنم پول بشماره

‫همینطور دوست دارم ماجونگ بازی کنم

‫خوش اومدی

‫خوشحال

‫دوست خوب

‫خوشتیپ

حواست باشه

زیاد در بزنی

‫هر کی اقیانوس رو دیده لطفاً دستش رو ببره بالا

‫خیلی‌هاتون دیدین!

‫خیلی خب

‫دستاتون رو بیارین پایین

‫کبوتر کوچولو داره حرف میزنه

‫من ازت نخواستم اتاق رو تمیز کنی

‫میشه زبون اشاره رو بهم یاد بدی؟

‫این میشه "باشه"

‫"خوشگل"

‫ببخشید

‫دیر کردم

‫از همکلاسیت خداحافظی کن

‫خداحافظ

‫هونگ جیه

‫ما قبلا با هم کار می‌کردیم

‫من مورد آزار و اذیت قرار گرفتم

‫خیلی‌ها داشتن نگاه می‌کردن

‫ولی فقط اون از من حمایت کرد

‫اون با یکی دعوا کرد

‫و یه جای زخم ازش به یادگار موند

‫اون با من خوب بود

‫و همیشه می‌تونست منو بخندونه

‫من فقط می‌خواستم با اون باشم

‫فکر نمی‌کردم

‫که ناشنوا و لال بودن یه مشکل باشه

‫من می‌تونستم زبون اشاره رو یاد بگیرم

‫درسته

‫ولی مومو یه بچه‌ی سالمه

‫بعد از اینکه مومو به دنیا اومد هیچ‌وقت حرف نزد

‫شیائو ما همیشه با زبان اشاره باهاش حرف میزد

‫واسه همین کم‌تر و کم‌تر حرف میزد

‫من واقعا نگران بودم

‫واسه همین بعدا، عمدا با اشاره حرف نمی‌زدم

‫و نمی‌ذاشتم مومو هم با اشاره حرف بزنه

‫فقط بهش اجازه می‌دادم حرف بزنه

‫من و شیائو ما بحث می‌کردیم. من با اونم بحث می‌کردم

‫وقتی می‌رسیدم خونه

‫هیچکس با من حرف نمیزد

‫مهم نیست

‫به هر حال، وقتی داشتیم طلاق می‌گرفتیم توافق کردیم

‫که وقتی مومو مدرسه رو شروع کرد من ازش مراقبت کنم

‫من الان تواناییش رو دارم

‫همینطور می‌خوام

‫بهترین زندگی رو بهش بدم

‫هونگ جیه

‫من نمی‌خوام برم دادگاه

‫واقعا نمی‌خوام

‫کجا بریم؟

‫مومو هنوز منتظر منه

‫اونجا رو نگاه کن

چهار چشم

‫وایسا

‫ماشین رو نگه دار

‫اونجا یه تصادف شده

‫واضح دیدی؟

‫چی رو دیدم؟

‫مگه قبلا بهم قول ندادی؟

‫که هر چی گفتم انجام بدی

‫چیکار کنم؟

‫باعث یه تصادف بشم؟

‫اگه تصادف کنی، مسئولیتی گردن تو نمی‌افته

‫ماشین بیمه داره

‫فقط باید زاویه تصادف رو طوری تنظیم کنی که طبیعی به نظر برسه

‫چهار چشم همیشه این کار ها رو برات می‌کرده؟

‫اگه قبول کنی

‫من کمکت می‌کنم پول وکیل رو بدی

‫خوبی؟

‫بگیرش

‫منظورت از کسب و کار بزرگ این بود؟

‫تو این کارها رو می‌کردی؟

‫اشکالی نداره، اشکالی نداره

‫اون دوست منه

‫زود باش

‫کی بدش میاد خوب زندگی کنه؟

‫می‌فهمی؟

‫من می‌خوام بهتر از یه آدم معمولی زندگی کنم

‫چند بار دیر اومدی یا زود رفتی؟

‫تو اصلاً چند تا شغل پاره وقت داری؟

‫(من تو دردسر افتادم، پول کم آوردم)

‫منم به پول نیاز دارم، میدونی که

‫هر ماه چند تا شکایت دریافت می‌کنی؟

‫و

‫من خیلی ازت مراقبت کردم

‫تو با دخترت تو خوابگاه زندگی می‌کنی

‫می‌دونستم

‫ولی چیزی نگفتم

‫این ماه یه جا برای زندگی پیدا کن و زود این کار رو بکن

‫نذار دخترت جایی برای خوابیدن نداشته باشه

‫فهمیدی؟

‫تو هم پدری

‫لطفاً کمکم کن. پیدا کردن کار برام سخته

‫لطفا

‫نه، اینطوری اشاره نکن

‫نه. نیازی به نوشتن نیست نیازی به نوشتن نیست

‫من نمی‌تونم بفهمم چی میگی

‫و تو هم نمی‌تونی بشنوی من چی میگم

‫منم یه رئیس دارم

‫هیچ راهی نداره. باشه؟

‫تصادف ماشین هنوزم خطرناکه

‫مراقب باش آسیب نبینی

‫چقدر؟

‫دو هزار

‫بابای منو ندیدین؟

‫مگه سر کار نیست؟

‫بابای منو ندیدی؟

‫کجا رفتی؟

‫خواب بد دیدی؟

چه خوابی دیدی؟

‫خواب دیدم دیگه منو نمی‌خوای

‫نه

فسقلی

‫این مال کیه؟ تا حالا ندیده بودم بپوشیش

‫برات همبرگر خریدم

‫برو بالا

‫بیا

‫شیائو ما اینجاست. بشین

‫وکیل چن، می‌شناسیش

‫لائو لیو، دیدیش

‫از شرکت بیمه

‫بیا اینجا بشین

‫منم می‌خوام زبون اشاره رو یاد بگیرم

‫ولی خیلی دست و پا چلفتی‌ام و اشاره‌ها یادم نمی‌مونه

‫ولی این روی ارتباط ما تاثیری نمی‌ذاره

‫وکیل چن

‫من امروز مخصوصا ازش دعوت کردم بیاد اینجا

‫اون گفت می‌خواد یه دادخواست حضانت برات تنظیم کنه

‫ما می‌دونیم تو پدر خوبی هستی

‫ما همه‌مون از داستان تو خیلی متاثر شدیم

‫می‌تونم تو دادگاه برنده شم؟

‫خب...

‫آقای چن دوست قدیمی ماست

‫من خیلی خوب می‌دونم از پس چه کارهایی برمیاد

‫اون قطعاً تو این دادگاه برات پیروز میشه

‫عجله نکن، عجله نکن

‫وکیل چن گفت

‫دادگاه ازت می‌خواد یه مدرک از دارایی‌هات ارائه بدی

‫مدرک دارایی چیه؟

‫برای اینه که ثابت کنی

‫تو پول داری که از دخترت حمایت کنی

‫چقدر پول؟

‫احتمالا حدود پونصد هزار تا

‫پونصد هزار تا خوبه

‫پونصد هزار تا

‫من مراقب پولش هستم

‫می‌تونم یه ماشین بهت انتقال بدم

‫تا ثابت بشه این دارایی توئه

‫چرا داری بهم کمک می‌کنی؟

‫ما تو یه قایق نشستیم

‫تجارت تو تجارت منه

‫تا وقتی با هم پول درمیاریم

‫و با هم کار می‌کنیم، همین کافیه

‫به همین راحتیه

‫بیا دیگه

‫می‌تونم بهت بگم

‫فقط از آخرین تصادف ماشینت چقدر می‌تونم دربیارم

‫شش رقمی میشه

‫برای یه ماشین لوکس کلاسیک مثل اون

‫قطعاتش خیلی سخت پیدا میشه

‫شرکت بیمه روش قیمت بالایی می‌ذاره

‫بفرستش کارخونه‌ی ما

‫و یه سری از قطعاتش رو با ارزون‌ترها عوض کن

‫از این تفاوت قیمت سود می‌کنیم

‫فهمیدی؟

‫این روزها کسب و کار سخته

‫من باید خرج یه عالمه برادر رو بدم

‫واسه همین مجبورم یه کاری بکنم

‫وقتی پول درآوردیم، تقسیمش می‌کنیم

‫قول میدم

‫زیاد طول نمی‌کشه

‫تا قبل از اینکه سند داراییت واقعی بشه

‫باید به این کار ادامه بدیم؟

‫آره

‫راننده‌هایی که استخدام می‌کنی همه ناشنوا هستن؟

‫لزومی نداره

‫ولی ناشنواها یه جورایی یه مزیتی دارن

‫هیچکس اهمیت نمیده چطوری ماشین رو می‌رونی

‫نیازی به ترجمه جمله آخر نیست

با این کار قانون رو زیر پا نمی‌ذاریم؟

‫به خاطر من، تا حالا همه چی خوب پیش رفته، درسته؟

‫مراقب باش

‫گفتن این دفعه زیاد محکم تصادف نکردی

‫بیمه کردنش آسون نیست

‫من باید پول دربیارم

‫یه ماشین دیگه بهم بده

‫بابا این اواخر خیلی می‌خوابه

‫اون شب‌ها کار می‌کنه؟

‫نه

‫اون همین الانش هم تو روز خیلی خسته‌ست

‫دوباره خوابت برد

‫شب‌ها چی‌کار می‌کنی؟

‫این صدای خوابیدن توئه

‫بد صدا میده؟

‫خوب صدا میده

‫خوب

‫صدا میده

‫خوب صدا میده

‫خوب

‫صدا میده

‫چه جور صدایی خوب صدا میده؟

‫به شیرینی بستنی

‫مثل یه نسیم تابستونی

‫نسیم

‫این چیه؟

‫این یه هدیه از طرف لین‌لینه

‫می‌تونه صدای نهنگ دربیاره

‫تو تلویزیون دیدم که نهنگ‌ها صدا تولید نمی‌کنن

‫دوست‌های خوبش می‌تونن صداشو بشنون

‫تو فوت می‌کنی، بعد من می‌تونم صداتو بشنوم

‫من باهاتم

‫بزرگترین حسرت من

‫اینه که نمیتونم صدای مومو رو بشنوم

‫صدای مومو باید قشنگ‌ترین صدای دنیا باشه

‫خوب

‫صدا میده

‫خوب صدا میده

‫شیائو ما

‫پول من کجاست؟ بده به من

‫چی شده؟

‫پول من کجاست؟ بده به من

‫گواهی سپرده خیلی مهمه

‫مگه هنوز سه روز دیگه نمونده؟

‫بیا اول کار رو تموم کنیم

‫چه عجله‌ای داری؟

‫یکم دیگه صبر کن

‫فقط سه روز دیگه تا دادگاه مونده

‫نگران نباش

‫دخترم برام خیلی مهمه

‫بهش بگو

‫این دفعه دیگه معطل نکنه

‫ماشین رو یه جوری بزنه که دیگه نشه جمعش کرد

‫اینطوری جلب توجه نمی‌کنیم

‫کمک کن ترجمه کنم، چی میگه؟

‫اون میخواد گواهی سپرده رو بگیره

‫من باید این رو بهت یاد بدم؟

‫تو بهش بگو

‫تا وقتی این ماشین رو بزنه

‫ما قطعا گواهی سپرده رو بهش میدیم

‫نرم شدی

‫اگه گواهی سپرده رو می‌خوای

‫تا تهش با این تصادف برو

‫شیائو ما!

‫برو کنار، شیائو ما!

‫درمانش کردین؟

‫آروم باش، آروم باش

‫مترجم هست؟

‫یه نفر از خانواده که بتونه حرف بزنه

‫یه نفر از خانواده که بتونه حرف بزنه

‫یه نفر از خانواده که بتونه حرف بزنه

‫آقای دکتر، من مادر بچه‌ام

‫حال مومو الان چطوره؟

‫همه‌ی آزمایش‌های لازم انجام شده

‫بچه هیچ آسیب ظاهری ندیده

‫فقط حرف نمی‌زنه

‫حرف نمی‌زنه

‫اون باید بتونه حرف بزنه

‫اون همیشه می‌تونست حرف بزنه

‫ممکنه به خاطر شوک عصبی موقتا زبونش بند اومده باشه

‫ولی هنوز نمی‌تونیم مطمئن باشیم

برین خونه و زیر نظر داشته باشینش

‫مومو

‫اشکالی نداره. نگران نباش

‫مومو، بیا اینجا

جاییت درد می‌کنه؟

‫آقای دکتر

آزمایش دیگه‌ای هست که الان باید انجام بشه؟

‫اگه هیچ ناراحتی‌ای حس نمی‌کنه

‫می‌تونین برین خونه

‫اگه تغییری ایجاد شد هر وقت خواستین برگردین

‫باشه، ممنون

‫حالش خوبه؟

‫به من دست نزن!

‫من می‌برمش خونه

‫تو...

‫تو دادگاه می‌بینمت

‫این

‫محیط زندگی قبلی مومو تو خونه‌ی پدرش بود

‫می‌تونیم ببینیم که خیلی وحشتناکه

‫نباید یه همچین پدر بی‌مسئولیتی ازش نگهداری کنه

‫بهتره که مادرش ازش مراقبت کنه

‫متهم چه حرفی برای گفتن داره؟

‫اون می‌خواد مومو رو ببینه

‫من موافق نیستم

‫اون در حال حاضر نمی‌تونه از دخترم محافظت کنه

به نظرم اگه الان مومو رو ببینه

‫فقط باعث آسیب بیشتر به بچه میشه

‫متهم، هدفت از دیدن مومو چیه؟

‫اون میخواد ببینه مومو چی میگه

‫مومو الان حرف نمی‌زنه

‫مومو الان نمی‌تونه حرف بزنه

‫نمیدونی کی باعث این شده؟

‫خواهان محترم، لطفا خودتون رو کنترل کنین

‫من معتقدم که

‫متهم عمدا

‫به مومو آسیب نمی‌زنه

‫با توجه به شرایط خاص متهم

‫دادگاه می‌تونه ترتیبی بده که

‫هر دو طرف حضور داشته باشن

‫تا مومو رو ببینن

‫با این حال، متهم باید درک کنه که

‫از اونجایی که مومو در حال حاضر زیر هشت سالشه

‫خواسته‌های شخصیش

‫به طور کلی روی حکم حضانت تاثیری نمی‌ذاره

‫بچه‌جون، می‌خوای با مادرت زندگی کنی؟

‫یا می‌خوای با پدرت زندگی کنی؟

‫مطمئنی؟

‫چرا اینقدر بارون شدیده؟

‫وقتی رسیدیم اینجا هوا خوب بود

‫کی قراره برین نیوزلند؟

‫هفته‌ی دیگه داریم میریم

‫بیاین قبل رفتنتون یه مهمونی شام بگیریم

‫باشه، آخر هفته می‌بینمتون

‫بریم، مومو، بریم

‫داره بارون میاد، سریع سوار ماشین شو

‫بریم

‫زو جیه، بذار من آقای وانگ رو ببرم یه دوری بزنه

‫راحت باشید و یه نگاهی بندازید

‫اون فقط چند سال پیش این وسایل رو خریده

‫اساسا، اونا چند سال گذشته رو خارج از کشور بودن

‫واسه همین زیاد استفاده نشدن

‫در واقع، می‌تونی همه‌شون رو نگه داری

‫اون خیلی دست و دلبازه

‫وقتی برن، همه چیز رو برای تو می‌ذاره

‫چطوره؟ نیوزلند قشنگه؟

‫مادر، مادرش

‫مومو

‫ما به زودی قراره بریم خارج از کشور

‫برادر کوچولوت رفته از پدربزرگ خداحافظی کنه

فعلا تو اتاق برادر کوچولوت می‌مونی

‫برادر کوچولوت بچه‌ی عموته

‫از این به بعد ما یه خانواده‌ایم

‫ولی مومو

‫تو تنها بچه‌ی منی

‫(فرستنده شیائو ما: حال مومو خوبه؟ حرف زده؟)

‫مومو

‫می‌تونی یه چیزی بگی؟

‫من خیلی نگرانم

‫من هنوز یکم نگرانم

‫مومو هنوز حرف نمی‌زنه

‫اون چطوری می‌خواد اونجا بره مدرسه؟

در حال حاضر ‫اولویت اصلی ما

‫اینه که یه محیط خوب بهش بدیم

‫اون باید با بچه‌های هم سن و سال خودش تعامل داشته باشه

‫وقتی بزرگ شم، ازت محافظت می‌کنم

‫داری چی فوت می‌کنی؟

‫من می‌تونم بشنوم

‫من واقعا می‌تونم بشنوم

‫من صدای مومو رو می‌شنوم

‫خوب صدا میده

‫راسته، باور کن

‫جن زده شدی؟

آره؟

‫من اشتباه کردم

‫بعد از اینکه فردا مومو رو دیدم

‫خودم رو تسلیم می‌کنم

‫تو دیوونه‌ای

‫اگه می‌خوای بمیری، منو با خودت نکش

عوضی نمک‌نشناس

‫مومو دیگه از مدرسه رفته

‫نمی‌دونی؟

‫پرواز بعد از ظهره

‫مومو، مومو

‫مومو

‫بیا اینجا

‫باشه، داد نزن، خواهرت اینجاست

‫هان‌هان، آروم تر

‫شیائو ما

‫مومو

‫بابا، متاسفم

‫من تو رو ترک نمی‌کنم

‫از دستم عصبانی نشو

‫نه، من اشتباه کردم

‫من ناامیدت کردم

‫من نمی‌خوام برم خارج

‫من می‌خوام برای همیشه با تو باشم

‫نه، تو باید بری خارج، این برای آینده‌ته

‫خوشحالم که این اتفاق داره میفته

‫به حرف مادرت گوش کن، مراقب باش

‫وقتی من نبودم دیگه از این راه‌ها پول در نیار

‫دیگه رانندگی نکن

‫نگران من نباش، خنگول

می‌خوام ببینمت

‫اون دره، اون‌جا می‌بینمت

‫خوشحال باش

‫شیائوجینگ، نذار اون بره اون‌ور

‫دیگه تقریبا وقت سوار شدنه

‫اونجا هوا سرده، لباس گرم داری؟

‫اون خودشه

‫وایسا، وایسا!

‫مومو

‫مومو

‫مومو

‫مومو

‫مومو

‫بابای منو ول کنین

‫بابای منو ول کنین

‫بابای منو ول کنین

‫ولش کنین

‫بابای منو ول کنین

‫بابای منو ول کنین

‫ولش کنین

‫بابای منو ول کنین

‫بابای من آدم خوبیه

‫بابای من بهترین بابای دنیاست

‫بابای منو ول کنین

‫بابای منو ول کنین

‫شهر ما یه

‫باند جنایتکار درگیر کلاهبرداری بیمه رو دستگیر کرده

‫طبق اعترافات

‫برای سود بردن از حق بیمه بالا

‫راننده‌ها لباس محافظ می‌پوشیدن

‫یا خودشون رو تو پتو می‌پیچیدن

‫و یه ماشین از قبل آماده شده رو می‌روندن

‫اونا عمدا باعث تصادف‌های تک

‫یا دو ماشینی می‌شدن

‫و بعد از شرکت بیمه خسارت می‌گرفتن

‫و از این راه سود می‌کردن

‫سودشون هر بار می‌تونست به صدها هزار یوان برسه

‫این باند کلاهبرداری

‫حتی یه زنجیره صنعتی کامل تشکیل داده بودن

‫تو این پرونده کلاهبرداری بیمه

‫افراد ناشنوا هم درگیر بودن

‫در حین دستگیری پلیس

‫یه افسر پلیس زخمی شد

‫رفتارشون شنیع بود

‫اگه من باهاش بمونم

‫اون می‌میره

‫اون به خاطر من تو این دردسر افتاد

‫بهتر میشد اگه من اینجا نبودم

‫اینطوری نیست

‫عزیزم

‫عزیزم

‫اینطوری نیست

‫شیائو ما

‫شیائو ما

‫شیائو ما

‫این پرونده توسط

اداره پلیس منطقه وانپینگ شهر یوجیانگ تکمیل شد

‫متهمان ما دا

‫ژائو لیانگ

‫لی می

‫چن ژیچنگ

‫ژو زیشی

‫لیو شنگهان

‫و شیائو تونگرون

‫به کلاهبرداری بیمه مظنون هستن

‫آیا به این اتهامات اعتراضی دارین؟

‫متهم حرفی برای گفتن داره

‫اون گفت که اعتراف می‌کنه

‫اون موقع

‫مامانم یه وکیل خیلی خوب برای بابام پیدا کرد

‫من جوون بودم

‫اونا می‌ترسیدن دیگه هیچوقت بابام رو نبینم

‫واسه همین دادگاه مخصوصا به من اجازه داد تو جلسه دادرسی شرکت کنم

فکر می‌کردم حال بابام خوب میشه

‫ولی جرم‌های زیادی وجود داشت اون انجامشون نداده بود

‫ولی اعتراف کرد

‫چرا؟

‫من می‌خوام یه وکیل ببینم

‫تکون نخور

‫من هیچ جرمی مرتکب نشدم

می‌خوام یه وکیل ببینم

‫تکون نخور

می‌خوام یه وکیل ببینم

‫تکون نخور

‫به همه‌ی جرم‌ها اعتراف کن

‫وگرنه دیگه هیچوقت دخترت رو نمی‌بینی

‫داری چیکار می‌کنی؟ تکون نخور

‫برادرهای من بیرون از زندان دخترت رو می‌شناسن

‫اون گفت همه‌ی این کارها رو خودش به تنهایی انجام داده

‫نه، نه

‫نظم رو در دادگاه رعایت کنید!

‫به بقیه هیچ ربطی نداره

‫ساکت

‫ساکت، بشینید

‫هیئت قضایی از هر متهم جداگانه سوال خواهد کرد

‫متهم ما دا

‫همه‌ی ماشین‌هایی که برای صحنه‌سازی تصادف

‫و کلاهبرداری بیمه استفاده می‌کردی

‫از فروشگاه خودرو Xitian اومده بودن

‫اعتراضی داری؟

‫نه اعتراضی ندارم

‫آیا صاحب فروشگاه خودرو، ژائو لیانگ

‫بهت دستور می‌داد؟

‫نه

‫مطمئنی؟

‫وقتی اون ماشین‌ها رو می‌بردی

‫آیا کارکنان فروشگاه خودرو ازش خبر داشتن؟

‫آره

‫مگه خلی؟ به جرمی که مرتکب نشدی اعتراف نکن

‫رابطه‌ت با متهم ژائو لیانگ چیه؟

‫رابطه‌ی کارفرما و کارمند

‫شغلت تو فروشگاه خودرو چی بود؟

‫فروش

‫همه‌ی ماشینای فروشگاه من برای فروش بودن

‫یه روز، شیائو ما اومد یه ماشین قرض بگیره

‫گفت می‌خواد ببرتش بیرون یه دوری بزنه

‫منم یکیش رو بهش قرض دادم

‫پس متهم ما دا رو می‌شناسی؟

‫آره

می‌دونستی که اون داره تصادف می‌کنه

‫تا کلاهبرداری بیمه انجام بده؟

‫من قبول دارم که روش سرپوش گذاشتم

‫چون باهاش همدردی می‌کردم

‫اون یه آدم معلوله

‫ولی انتظار نداشتم بعدا انقدر جسور بشه

‫من نمی‌دونستم

‫بعدی

‫دادستان

‫مدارک مربوط به حقایق جنایی ادعا شده در کیفرخواست

‫را به دادگاه ارائه خواهد کرد

‫مدارک ثابت می‌کنه

‫متهم ما دا در برابر دستگیری مقاومت کرده

‫و به طور جدی امنیت جانی رو تهدید می‌کنه

‫در حین نظارت بر

متهم ما دا، پلیس متوجه شد که

‫اون داره نزدیک مدرسه و

محل زندگی دخترش پرسه می‌زنه

‫بعضی وقت‌ها، حتی اون رو تا مدرسه و خونه تعقیب می‌کرده

‫نیاتش مشخص نبود

‫اون اخیرا

‫حضانت دخترش رو از دست داده

‫پلیس نگران بود که ممکنه بهش آسیب بزنه

‫یا حتی از روی عصبانیت یه بلایی سرش بیاره

‫پلیس سریعا وارد عمل شد

‫متهم ما دا، در حین دستگیری

‫به وضوح در برابر دستگیری مقاومت کرد و به پلیس حمله کرد

‫حمله به پلیس یعنی چی؟

‫مقاومت در برابر دستگیری یعنی چی؟

‫یعنی بابات نمی‌خواست دستگیر بشه

‫و پلیس رو زد

‫نه، اون فقط می‌خواست منو ببینه

‫می‌دونم

‫متهم ما دا

‫آیا به مدارک

‫ادعا شده در کیفرخواست

‫اعتراضی دارید؟

‫نه

‫از طریق تحقیقات بیشتر

‫ما مشخص کردیم که

‫متهم در حالی که با دخترش زندگی می‌کرده

‫شروع به ارتکاب جرم کرده

‫اون حتی در حالی که دخترش تو ماشین بوده

‫باعث یه تصادف کلاهبرداری بیمه شده

‫چه پدری

‫زندگی دخترش رو به خطر می‌ندازه؟

‫یه همچین پدر بی‌مسئولیتی

‫ناشنوایی‌اش ارزش دلسوزی نداره

‫ما از دادگاه تقاضا داریم طبق قانون قضاوت کنه

‫شما دروغ میگین

‫بابای من اینطوری نیست

‫حاضرین نباید حرف بزنن

‫بابای من هیچوقت بهم آسیب نزده

‫اون بهترین بابای دنیاست

‫اون هیچوقت بهم آسیب نزده

‫اون بهترین بابای دنیاست

‫مامور دادگاه باید نظم رو حفظ کنه

‫حضار باید سر جاشون بشینن

‫و از قوانین دادگاه پیروی کنن

‫مومو

‫بابا

‫بابا حالش خوبه، زود باش برگرد

‫بابا، بهشون بگو تو اینطوری نیستی

‫اون دختر منه، ولم کنین

تنفس اعلام می‌کنم

‫بابای منو ول کنین

‫ساکت

‫بابا، بهشون بگو تو اینطوری نیستی

‫خواهش میکنم، جناب قاضی

‫مامور دادگاه باید متهم رو برای محاکمه همراهی کنه

‫ساکت

‫خواهش می‌کنم، جناب قاضی

‫من اعتراف می‌کنم، فقط منو مجازات کنین

‫خاله، لطفا به بابای من کمک کن

‫بابای منو ول کنین

‫مومو

‫بابای منو ول کنین

‫این درست نیست

‫خاله، بهش کمک کن

‫من دروغ گفتم

‫من دروغ گفتم

‫من از کلاهبرداری بیمه و تصادف‌های ماشین خبر داشتم

‫شیائو ما راننده‌ایه که من پیداش کردم

‫من زبون اشاره بلدم

‫من مخصوصا یادش گرفتم

‫چون ناشنواها مطیعن و راحت میشه گولشون زد

می‌تونی هر کاری دلت می‌خواد بهشون بگی انجام بدن

‫ما ترتیب همه‌چیز رو دادیم

‫شیائو ما هیچی از این ماجرا نمی‌دونه

‫آیا گواهی‌های جعلی و انتقال ماشین برای ما دا

‫همه توسط تو انجام شده؟

‫معامله‌تون دقیقا چی بود؟

‫ما بهش دروغ گفتیم

‫پس چرا اون اعتراف کرد؟

‫چون اون فقط می‌خواست از دخترش محافظت کنه

‫جناب قاضی

‫من دیدم

‫ژائو لیانگ قبل از جلسه با زبون اشاره شیائو ما رو تهدید کرد

‫داری دروغ میگی

‫من این کار رو نکردم

‫وایسا، تکون نخور

‫من می‌خوام گزارش بدم

‫دو نفر دیگه از آدم‌های ژائو لیانگ

‫تو ردیف پنجم نشستن

‫مومو در امانه

‫دیگه اینقدر خل نباش

‫روند دادگاه الان دوباره شروع میشه

‫آیا به اظهارات

‫متهم لی می اعتراضی دارید؟

‫نه

‫آیا ژائو لیانگ تا حالا تهدیدت کرده؟

بله

‫میدونی کاری که کردی جرمه؟

بله

‫اظهارات دیگه‌ای هم دارید؟

‫من مرتکب جرم شدم

‫متاسفم، من اشتباه کردم

‫من ناشنوا هستم

‫من یه دختر مهربون دارم

‫من سخت کار می‌کنم

‫تا بهترین زندگی رو به مومو بدم

‫ولی واقعا سخته

‫من فقط می‌تونم به بقیه لبخند بزنم

‫ولی بقیه منو نمی‌فهمن

‫خوشبختانه، مومو می‌تونه برای من ترجمه کنه

‫من فکر می‌کردم

‫که تا وقتی تو دنیای خودمون قایم شدیم، کافیه

‫ولی مامانش می‌خواست مومو رو ببره خارج

‫من ترسیدم

‫می‌ترسیدم دیگه هیچوقت مومو رو نبینم

‫ولی نباید اون رو کنار خودم نگه می‌داشتم

‫تا گوش من باشه

‫من خیلی خودخواه بودم

‫مومو، تو باید خودت باشی و خوب بزرگ شی

‫من لیاقت این رو ندارم که پدرت باشم

این روزها هی با خودم فکر می‌کنم

‫چرا نمی‌تونم بشنوم

‫و چرا نمی‌تونم حرف بزنم

‫من واقعا می‌خوام صداتو بشنوم

‫صدای تو

‫باید بهترین صدای دنیا باشه

‫خوب

‫صدا میده

‫خوب

‫صدا میده

‫شهادت لی می

‫خیلی به کم شدن حکم ما کمک کرد

‫ولی این پرونده پول زیادی توش بود

‫در نهایت، اون به شش سال زندان محکوم شد

‫می‌دونم برای ناشنواها سخته که صداشون شنیده بشه

‫ولی ناشنواها باید یه محاکمه‌ی عادلانه داشته باشن

‫باور کن

‫من کمک میکنم صداتون شنیده بشه

‫باشه؟

ویدیوهای ضبط شده‌ی مخفیانه هم می‌تونن به عنوان مدرک استفاده بشن؟

‫سابقه چت‌های ویچت اون می‌تونه مدرک باشه

‫ولی مجبورش کردی پاکشون کنه

‫مزخرف نگو

‫چه مدرک چتی؟

میشه اطلاعات رو بازیابی کرد؟

‫نباید مشکلی باشه

‫تکنسین‌ها دارن روش کار می‌کنن

‫جناب افسر

‫من دلم براش سوخت واسه همین این کار رو بهش دادم

‫منم باهاش همدردی می‌کنم

‫به خاطر همینه که بهش اهمیت میدم

شما سه ماه از حقوقش رو ندادین

‫این یه واقعیته، درسته؟

‫اون یهو می‌خواد بره

‫اون داشت کارش رو خوب انجام می‌داد

‫چرا باید بره؟

‫به نظر من این کر و لال‌ها

‫حتماً یه چیزی تو مغزشون کم دارن

‫مراقب حرف زدنت باش

‫اون‌ها کر و لال نیستن

‫اون‌ها فقط نمی‌شنون

‫لال نیستن

‫لطفا بهشون بگین

‫ناشنوا یا کم شنوا

‫و شما واقعا ناشنواها رو می‌فهمین؟

‫می‌دونین اون‌ها چقدر از دنیای ما می‌ترسن

‫چون نمی‌تونن بشنون؟

‫رفتار تو دقیقا همون چیزیه که اون ازش می‌ترسه

‫بیا این رو روشن کنیم

‫من مجرم نیستم

‫اون مجرمه

‫ما هر روز بیدار می‌شیم، می‌ریم بیرون غذا می‌خوریم، می‌ریم سر کار

‫از رئیسمون حقوقمون رو می‌خوایم

‫از خودمون در برابر آسیب محافظت می‌کنیم

‫و مورد توهین قرار می‌گیریم

‫این‌ها ابتدایی‌ترین چیزها برای یه آدم معمولیه

‫ولی می‌دونستی که برای یه آدم ناشنوا

‫اون‌ها باید صد

‫یا هزار برابر بیشتر تلاش کنن

‫و ممکنه باز هم کم بیارن

‫فقط برای اینکه هر روز بلند شن و با دنیا روبرو بشن

‫باید یه عالمه شجاعت جمع کنن

‫وقتی با مشکل روبرو میشن

‫ممکنه حتی احساس کنن که طرد شدن

‫و از جامعه کنار گذاشته شدن

‫پس ناشنواها خیلی صبورن

‫تو همون کسی هستی که یه دختر اینقدر صبور رو

‫به اداره پلیس کشوندی

حتی سعی کردی اون رو بندازی زندان

‫می‌تونی با خودت کنار بیای؟

الان می‌خوایم ازت درباره‌ی

آزار و اذیت سوال کنیم

‫لطفا همکاری کن

‫به محض اینکه خبری شد بهت اطلاع میدم

‫لطفا این کار رو بکن

هنوز بهم نگفتی

چطوری می‌تونم یه ناشنوا رو با یه نگاه تشخیص بدم؟

‫وقتی وارد یه جایی میشی

‫ناشنواها همون لحظه که تو رو می‌بینن

‫بهت لبخند می‌زنن

‫هیچوان: اینفلوئنسر شبکه‌های اجتماعی عاشق به اشتراک گذاشتن زندگیشه رویای خرید یه خونه برای همسرش رو داره

‫فو یان: لقبش "اسب آبی"، مادرزادی ناشنواست کارهای برقی انجام میده، دستفروشی هم کرده و شخصیت شوخ طبعی داره

‫لیائو تیانشین: از بازی کردن و خوردن هات‌پات با دوست‌هاش لذت می‌بره

‫دو یینلینگ: مربی ارشد زبون اشاره مجری برنامه، بلاگر فرهنگ ناشنوایان وقف ترویج آموزش زبون اشاره شده

‫لئونا: به خاطر تب تو بچگی ناشنوا شده رویای بازیگر شدن رو داره

‫گو جیرونگ: کارگر بازنشسته از کارخونه کلید و پریز فشار قوی چونگ‌کینگ، عاشق عکاسی و سفره

یوان یینگ: در حال حاضر رقاص تو گروه هنری معلولین سیچوانه، برنده جایزه طلایی جشنواره هنری معلولین کشوری شده

‫فنگ ون: پیک موتوری، باریستای پاره وقت

‫لی بو: اگه ناشنوا نبود، بیشتر از همه دلش می‌خواست سرباز باشه

‫وانگ شیانه: رقاص سابق تو گروه هنری معلولین چینه

‫شیائو یونگلیائو: حروفچین سابق تو یه کارخونه چاپ

‫زنگ یینگ: رویای ارتباط برقرار کردن راحت با آدم‌هایی که زبون اشاره بلد نیستن رو داره

‫هوانگ جییو: عاشق کارهای خیریه‌ست داوطلب تو تیم چاقو تیز کنی ناشنوایانه

‫تانگ شینهوا: اغلب به ناشنواهای نیازمند کمک می‌کنه

‫نیو دانگینگ: صدایی که بیشتر از همه دلش "می‌خواد بشنوه اینه که پسرش بهش بگه "مامان

‫شو هولان: اگه می‌تونست بشنوه دلش می‌خواست خواننده بشه

‫لی جیان: انباردار سابق تو یه شرکت داروسازی، یه نوه دختر خیلی ناز داره

‫وانگ شومِی: یه پسر و یه دختر داره هر دوشون شنوا هستن

‫هائو لیانگ و وانگ دان: پنج ساله که ازدواج کردن با هم تو شانگهای کافه دارن، رویای این رو دارن که یه روز بتونن دور دنیا رانندگی کنن

‫شیائو ما بعد از اینکه از زندان آزاد شد یه شرکت خدماتی با دوست‌های ناشنواش راه انداخت و یه زندگی آروم و باثبات رو شروع کرد

مومو بعد از اینکه از دانشگاه فارغ‌التحصیل شد، تصمیم گرفت به چین برگرده و تو زمینه ترجمه زبون اشاره برای کارهای عام‌المنفعه فعالیت کنه و تمام تلاشش رو بکنه تا صدای ناشنواهای بیشتری رو به گوش بقیه برسونه

اون دختر کوچولویی که یه روزی می‌خواست از پدرش محافظت کنه حالا می‌تونه از آدم‌های بیشتری محافظت کنه

‫دنیا ممکنه ساکت باشه، اما اون‌ها همیشه عشق رو دارن

آيرني هاي عزيز، ممنون که تا آخر همراه ما بوديد (。♡‿♡。) ::::@AirenTeam::::

::::::::: برای دیدن فیلم های بیشتر به کانال تلگرام ما مراجعه کنید ::::::::: ::::@AirenTeam :آدرس کانال::::

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.