Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
– ═════༻ • تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند •༺════ – – ═════༻ • myprmv.ir • ༺════ –
(خواستگار روح روباه: پیمان ماه سرخ)
(قسمت ششم)
(شراب وصلت)
آپلود زیرنویس : قاسم سمنگانی @Qasem_Samangani
پری خانم
میخوای استخوان معنوی خودتُ بیرون بیاری و قلب درخت اندوه رو بازسازی کنی
من مخالفم
به تو مربوط نیست
چرا نیست؟
من مُریدتم
نمیذارم زندگیتُ به خطر بندازی
این بهونه رو
وقتی بچه بودی آوردی تا توی توشان بمونی
حالا که بزرگ شدی
دیگه لازم نیست اینجا بمونی
حالا هرچی، بازم مخالفم
تو رئیس توشانی
نباید خودتُ قربونی کنی
اگه الان
به 16 سال پیش و روستای هولو برگردی
چیکار میکنی؟
تمام تلاشتُ میکنی تا از خانوادت
و روستا محافظت کنی
حتی اگه لازم باشه خودتُ فدا کنی
برای منم همینطوریه
توشان برای من
فقط یه وظیفه نیست
ارواح زیادی اینجا
یه زندگی بی غل و غش دارن
تموم خاطرات این سرزمین
بخش جدانشدنیِ زندگی منه
من حاضرم ازش محافظت کنم
مهم نیست به چه قیمتی
بعدشم، بیرون آوردن استخوان معنویم
برای بازسازیِ قلب درخت اندوه
اونقدرام برام بد نمیشه
در آینده
هرچی عشاق بیشتری زیر درخت اندوه همدیگه رو ببین
درخت اندوه زودتر احیا میشه
و نیروی منم بیشتر میشه
ولی الان
قلب درخت اندوه توسط نیروی تاریک مسموم شده
وصلت یه زوج جدید آسون نیست
هرچیزی ممکنه
من تصمیم خودمو گرفتم
نمیتونی نظرمو عوض کنی
رئیس
برای بیرون آوردن استخوان معنوی
اول باید نیروی معنوی خودتون رو خارج کنین
دردش قابل تحمل نیست
...واقعا نمیتونم
برو
بذار رونگ رونگ انجامش بده
من انجامش میدم
من از پری خانم محافظت میکنم
نه
من موفق میشم
هیچکس نمیتونه جلوی منو بگیره
(وای نه)
(استخوان معنوی خارج شده)
(قدرت باقی موندهی پری خانم)
(برای نگه داشتن استخوان معنوی کافی نیست)
!یوئه چو
با شعله الهی پوششم بده
!بجنب
پاک ترین شعله خورشید؟
دوباره
پری خانم
گرچه استخوان معنوی) (درخت اندوه رو سرپا کرد
(ولی قدرتی که بیرون کشیدم)
(برای احیای کالبد جدیدم کافیه)
(درسته به اندازه قبل قوی نیستم)
(ولی برای اهداف بعدیم کافیه)
(توشان هونگ هونگ)
(جوابتُ میدم)
(وقت تسویه حسابه)
(فقط صبر کن)
(هم ارواح و هم انسان ها)
(تسلیم قدرت من میشن)
(کینه و نفرت)
(دوباره حاکم میشه)
یوئه چو
نگران نباش
سوی یولینگ، بهترین طبیب بین ارواح، اینجاست
خواهر خوب میشه
درسته که ارواح زالو کارشون توی درمان خوبه
اما پری خانم این دفعه استخوان معنوی رو بیرون آورده
چیز کمی نیست
من به سوی یولینگ اعتماد دارم
اون بخاطر مهارت طبابت چشمگیرش
رئیس ارواح زالو شده
به خواهر هم اعتماد دارم
اون خیلی قدرتمنده
حتما خوب میشه
(عمارت هوگوانگ)
(رئیس ارواح زالو، سوی یولینگ)
(بدون استخوان معنوی)
(سطح نیروی معنویش که قبلا شکست ناپذیر بود)
(حالا به یک دهم چیزی که)
(قبلا بود، رسیده)
(تعجبی نداره که هنوز به هوش نیومده)
سوی یولینگ
پری خانم چطوره؟
...رئیس جونیم
ریش سفید چیکار میکنی؟
هونگ هونگ هنوز زنده اس
فقط یه مقدار از قدرتشُ از دست داده
نمرده؟
پس چرا سر تکون میدی و آه میکشی زالو خانم؟
حتی اگه سر تکون بدم و آه بکشم معنیش این نیست که کسی مرده
هونگ هونگ نه خونریزی داره
...نه قلبش ضعیف شده
وایسا وایسا
سوی یولینگ
میترسم
با حرفهات چشمش بزنی
دیگه نگو
خواهر چطوره؟
استخوان معنویشُ از دست داده
استخوان های باقی مونده در حال ترمیم هستن
خواهر یایا آروم باش
خواهر
بذار استراحت کنه
همتون ازم مخفیش کردین
خواهر یایا
بهت نگفتیم
چون به نفع خودت بود
به نفعم بود؟
اگه اتفاقی برای خواهر بیفته
هیچوقت نمیبخشمتون
یایا
اونا رو سرزنش نکن
خودم
اینجوری خواستم
ببین
بعد از بازسازیِ قلب درخت اندوه
نیروی تاریک ناپدید شده
توشان هم سرپا شده
هنوز از دستم ناراحتی؟
فقط نمیفهمم
چرا همه چی رو
ازم پنهون کردی
اگه بهت میگفتم
جلومو میگرفتی؟
معلومه که میگرفتم
واسه همین بهت نگفتم
ولی خواهر
هرچی نباشه این استخوان معنویئه
هر روحی فقط یه استخوان معنوی داره
یادت باشه
به عنوان رئیس توشان
هیچ چیز برام مهمتر از توشان
و درخت اندوه نیست
حتی جون خودم
...ولی
ولی نداره
هر روحی با استعداد متفاوتی متولد میشه
اونی که قدرتمندتره نباید خودشُ برتر بدونه
بلکه باید محافظت کنه
ما 3 نفر از درخت اندوه متولد شدیم
با استعدادتر از باقیِ ارواحیم
معنیش اینه که
مسئولیت بیشتری روی دوشمون هست
برو
نیروم ضعیف شده
نفهمیدم اومدی
پشیمونی؟
به عنوان رئیس
زیادی بقیه رو نگران میکنم؟
نه تنها نگرانمون میکنی
بلکه نصف جونمون میکنی
بهش فکر کن
بار سنگینی رو دوشته
...اگه واقعا
اگه زبونم لال اتفاقی واست میفتاد
یکی دیگه باید این بار رو به دوش میکشید
بخاطر همین
باید حسابی مراقب خودت باشی
از کی تا حالا نصیحت کردن یاد گرفتی؟
تو میتونی بقیه رو نصیحت کنی
ولی کسی نمیتونه خودتُ نصیحت کنه؟
چطوره که
به جاش ریش سفید رو خبر کنم
و از اون بخوام بهت گوشزد کنه؟
قول میدم
داره باد میاد
بذار برت گردونم تا استراحت کنی
خواهر
یوئه چو
اینجا کارت تمومه
میتونی بری
نگران نباش
رونگ رونگ مراقبمه
باشه
بعدا میبینمت
خواهر رونگ رونگ روت حساب کردم
فکر نمیکنی
یوئه چو رفتارش باهات عوض شده؟
فقط بخاطر اینه که
از بچگی میترسید از توشان بندازنش بیرون
واسه همین خودشو زیردست من معرفی میکرد
تا نزدیک ما بمونه
منظورم این نیست
خیله خب
یوئه چو رو بذاریم کنار
خودت چی تو سرته؟
استخوان معنوی خودتُ
فدا کردی تا نجاتش بدی
بهت گفتم که
یوئه چو گناهی نداره
دلیل دیگه ای داره؟
زمان مراسم وصلت
یوئه چو جون خودشُ به خطر انداخت
تا وارد کابوس بشه و منو نجات بده
من بهش مدیونم
پس
تا وقتی انتخاب دیگه ای باشه
اونُ قربونی نمیکنم
همش همین؟
این دفعه چی؟
چرا خواستی یوئه چو ازت محافظت کنه؟
واسه اینکه ریش سفید خودشُ عقب کشید
حتی اگه اینطوریم باشه
این همه روح قدرتمند توی توشان هست
چرا بدون فکر
زندگیتُ دادی
دست یوئه چو؟
انسان بودنش رو که فاکتور بگیریم
توی هزار سال گذشته
به هیچ مردی
اینطوری اعتماد نکردی
فکر نکنم تنها دلیلش
این باشه که خون معنوی داره
(انجمن توشان)
یایا منتظرم بمون
دنبالم نیا
هنوز عصبانی ای؟
نمیخواستم ازت پنهونش کنم
دستور خواهرت بود
من هیچ انتخابی نداشتم
درسته انتخابی نداشتی
پس از خر شیطون بیا پایین
مگه همه چی رو نفهمیدی؟
پس چرا هنوز عصبانی ای؟
اینکه فهمیدم معنیش این نیست که میبخشم
به هرحال، دیگه دور و برم آفتابی نشو
...من
راه نداره
امروز یه چیز خوب برات آوردم
ببین
این یه پرتره کمیاب از سان شائوئه
(آئولای سان شائو)
آن سوی دریای شرقی، در میان پرده آب کسی که خدایان به او تعظیم می کنند
نمیتونی اینو توی بازار پیدا کنی
تازه
اینم مهر مخصوص سان شائوئه
این فقط یه پرتره اس
نمیخواد خیلی تشکر کنی
چیه؟
دیگه بهم
از این چیز میزا نده
چرا؟
دیگه خوشت نمیاد؟
بخاطر همین که
همیشه سرم توی این چیزاس
از مراقبت از توشان غافل شدم
حتی نفهمیدم درخت اندوه مشکل داره
اگه زودتر فهمیده بودم
لازم نبود خواهر استخوان معنویشُ فدا کنه
خیله خب، دیگه ناراحت نباش
اینو امتحان کن
از پرتره خیلی بهتره
تو خیلی لجبازی
در واقع چیزی که گفتی
تقصیر تو نیست
همه اینا نقشه مغز متفکره
نباید بیشتر به خواهر کمک کنم؟
ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازهاس
واقعا؟
معلومه
حالا درسته سان شائو رو دوست ندارم
ولی تا جایی که میدونم
اون قدیمها
بی فکر و سر به هوا بود
اون سختی ها و امتحان ها رو پشت سر گذاشت
و کم کم به بلوغ رسید
تا تبدیل
به آدم محترمی که الان هست شده
در واقع طبیعیه
که یکی رو داشته باشی که تحسینش کنی
ولی به جای
این وقت و انرژی الکی که
پای جمع کردن اینا میریزی
چرا اخلاق
و رفتار خوبشُ یاد نمیگیری
که از اونم جلو بزنی؟
باشه
ممنون
بخور
باشه
– ═════༻ • تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند •༺════ – – ═════༻ • myprmv.ir • ༺════ –
میوه شکری؟
!لاک پشت کوچولو
انتظار نداشتم لاک پشت های توشان هم روح باشن
حتی میتونن میوه شکری هم بیارن
بفرما
هدیه از طرف لاک پشت کوچولو
طبیعتا برای توئه
هنوزم قبول نمیکنی؟
خیله خب
پس ممنون
لاک پشت کوچولو
بعد از خوردن برگرد و استراحت کن
کل روز داشتی تمرین میکردی
و این وقت شبم اومدی عمارت هوگوانگ منو ببینی
خودم میخوام
بههر حال نمیتونم بخوابم
شاید بیشتر هم اینجا بمونم
متوجهم که نگرانمی
ولی الان حالم خوبه
ببین
حتی میتونم لاکپشت کوچولو رو بفرستم که برات آبنبات و شیرینی بیاره
چیشد؟
هیچی
برگرد و بعد از خوردنت استراحت کن
(تو نمیفهمی)
(خواهر رو کنار بذاریم)
(سانشائو قدرتمندترین مرد جهانه)
(یه جوجه 2 روزه مثل تو)
(نمیتونه)
(متوجه ارزش جایگاهش بشه)
(میخواستم بعد از حل و فصل کردن قضیه درخت اندوه، برگردم)
(ولی الان انگار که)
(باید یکم بیشتر بمونم)
استخوان و تاندونهات جا افتادن
آسیب های خارجی هم ظرف چند روز خوب میشن
ممنونم
رئیس
اگه واقعا ازم ممنونی
پس یه درخواستم رو براورده کن
سراپاگوشم
چندین سال قبل، یکنفر به اسم شیائوتان
توی قبیلهمون بود
جین رنفنگ فریبش داد
و اون هم کمکش کرد
که خون معنوی ارباب قدیمیِ عمارت شعله الهی رو استخراج کنن
بعد از اون
برای اینکه همهچی محرمانه باقی بمونه
جینفنگ، شیائوتانگ رو کشت
پس
اونموقع، جین رنفنگ
از جادوی انتقال خون زالوی قبیلهی روح استفاده کرد
تا خون معنوی رو بگیره
درسته
پس اگه خون جدیدی وجود نداشته باشه
خون توی بدنش کم کم تحلیل میره
گرچه که جین رنفنگ شیائوتان رو جادو کرد و اون به شیطان کمک کرد
اما جینرنگ فنگ، حتی حق مجازات کردنش رو هم نداشت
چه برسه به کشتنش
با اینکه قبیلهمون توی درمان خوبه
ولی توی حمله خوب نیستیم
پس
امیدوارم که بتونی
حقشیائوتان رو پس بگیری
نگران نباش
توشان این دفعه جینرن فنگ رو ول نمیکنه
پس من از طرف شیائوتان ازت ممنونم
(عمارت شعله الهی)
(مبارزه توی مراسم وصلت)
(نصف خون معنویم رو برد)
(این یکتیکه از شعلهی الهی چطور میتونه کافی باشه؟)
!گمشو
ارباب جین خیلی بد خلقی
پادشاه ارواح، برای پسگرفتن کالبدتون تبریک میگم
خوش موقع اومدین، پادشاه ارواح
یه درخواست دارم
ممنونم پادشاه ارواح
این فقط یه مدت کوتاه، قدرتتو نگه میداره
اگه میخوای کاملا خوب بشی
به خون واقعی دونگ فانگ نیاز داری
لطفا راهنماییم کنین
برو به قلمروی رئسای ارواح
قلعه حاکم ارواح
دقیقا همونطوره که از اسمش مشخصه
نژاد انسانیای که اونجا زندگی میکنن قابلیت کنترل ارواح رو دارن
(قلعه حاکم ارواح)
اینکارو با طلسم مادر انجام میدن
ارواح باید برای بقا و زنده موندنشون
بی حرف اطاعت کنن
ازت میخوام کمکم کنی
که برده های خشمگین رو کنترل کنم
و این نژاد انسان رو سلاخی کنم
و بین دو نژاد اختلاف بندازم
توشان هم اونموقع
حتما یه کاری میکنه
و تو هم میتونی خون معنوی دونگفانگ رو بگیری
(قلعه حاکم ارواح)
هر کدوممون به چیزی که میخوایم میرسیم
شاهدخت
(روح نگهبانِ قلعه حاکم ارواح، شی کوان)
کوان، با اینکه قلعه حاکم ارواح کلی گل شستی سفید داره
(شاهدخت قلعه حاکم ارواح، بو تای)
اما گل شستی سفید و شش برگ هر صد سال فقط یکبار شکوفا میشه
باید سریع بریم توشان
بله
– ═════༻ • تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند •༺════ – – ═════༻ • myprmv.ir • ༺════ –
توشان
(یه هدیهی بزرگ)
(برات آماده کردم)
تو کی هستی؟
خودت دعوتم کردی اینجا
چرا خودت رو نشون نمیدی؟
کل قدرتت همینه؟
تعجب نداره که چرا هنوز توی قبیلهی ارواح عددی نیستی
(برادر کوچکتر چیلی، چی شان)
رئیس بزرگ
لطفا ادای احترامم رو قبول کنین
چیکار میتونم براتون بکنم؟
اینجام که کمکت کنم مشهور بشی
کمک کنین مشهور شم؟
درسته
برادرت رئیس راهزن های چی شانه
تو تنها برادر کوچکترشی
خیلی هم بی مصرف نیستی
(رئیس راهزنهای چی شان، چی لی)
واقعا میتونین اندازهی برادرم مشهورم کنین؟
اگه به دنبال ثابت کردن خودتی
برو توشان و شاهدخت قلعه حاکم ارواح رو بکش
بعد از اون
شهرتت
حتی بیشتر از راهزن های چی شان، سر به فلک میکشه
(فرمان الهی)
!دومین سطح پاکترین شعلهی خورشید
تونستم
توی افسانه ها اومده که فرمان الهی
یه ماموریت عاشقانه از درخت اندوه برای
رئیس توشان داره
اما هیچکدوم از رئیسهای قبلی این فرمان رو نگرفتن
چرا تو انقدر ناگهانی فرمان الهی گرفتی؟
این برنامه حتما
دلایل خودش رو داره
یه زمزمه هایی هست که ماموریت فرمان الهی ارتباط نزدیکی با درخت اندوه داره
وقتی که ماموریت تموم شد
عشقی که انتخاب شده میتونه درخت اندوه رو رشد بده
اگه نتونی انجامش بدی یه فاجعه نصیبت میشه
... و الان که قدرتت کم شده، من نگرانم
نگران نباش
ارواح روباهِ توشان
هزاران ساله که زندگی میکنن
هیچ نسلی به این آسونی نگذرونده
علاوهبر اون، فرمان الهی رسیده
فقط میتونیم باهاش روبهرو شیم
شاید این روش درخت اندوه برای نجات خودشه
خواهر
کنجکاو شدم که فرمان الهی
راجع به چیه
خالیه
جزیرهی زندگی؟
آره
اگه کسی که پشتشه واقعا شی جی باشه
حتما مطلبی از جمع آوری روح توی جزیرهی زندگی وجود داره
... میخواین بگین
میخوام برم جزیرهی زندگی
که ببینم شیجی روحش رو جمع کرده یا نه
نگرانی که
سفر خطرناکی بشه؟
نه
وقتی شما میتونین استخوان معنویتون رو فدای توشان کنین
من نمیتونم ترسو باشم
نگران نباشین رئیس
این مربوط به بقای ارواح روباه توشانه
اگه اون شیطان
واقعا برگشته تا دردسر درست کنه
برای حفاظت از توشان
جونم رو هم فدا میکنم
ممنونم ریش سفید
سفر طولانی ای در پیشه
برگرد و وسایلتو جمع کن
چند روز دیگه میریم
بله
چیز دیگه ای هست؟
رئیس
من نگران شما هستم
از شاهدخت قلعه حاکم ارواح
گل شستی شش برگ و سفید خواستین
طی چندصد سال گذشته
دیدم که هر سال سالگرد مرگش
میرفتین سر مزارش
هرسال دنبال گل میگشتین
اینجوری چسبیدن به گذشته
خیلی سنگین و دردناکه
خودم میدونم چیکار کنم
تو برو
بله
(وقتی همو دیدیم، جوون بودیم)
(حتی با گل شستی سفید هم)
(بدنت کم کم داره پیر میشه)
(زمان مثل باد میگذره)
(خواب خوبی داری؟)
(دونگفانگ لو)
(وارد یه صد سال دیگه شدیم)
(عطاری هویچون)
همونطور که انتظار میرفت، بعد از بهبودی درخت اندوه
کار همه رونق گرفته
برای دادن اجاره خودشون مشتاق ترن
بعدی غذاخوری توشان
هیچوقت جایی رو ندیدم
که فقط ارواح توش زندگی کنن
حرفت کاملا درست نیست
بغیر از ارواح
انسان هم اینجا هست
تو انسانی؟
بله
اسمم یوئه چو ئه
انگار تازه واردی
حتما برای موضوع مهمی
به توشان اومدی
پس تو یوئه چو ای
متوجه شدی من هم انسانم؟
بله
حتی میتونم بگم که چیزی راجع به جادو هم نمیدونی
فقط یه انسان که جیزی از حادو نمیدونه همچین خطر بزرگی رو به جون میخره و میاد اینجا
حتما سوال بزرگی داری
بهم بگو، چیه؟
... من
میخوام با یه روح ازدواج کنم
از ارواح خوشت میاد؟
... منظورم اینه
یعنی واقعا انسانها میتونن عاشق ارواح بشن؟
جالبه، نه؟
قلبم بهم میگه
انسان یا روح بودنش مهم نیست
هنوزم دوستش دارم
!خودشه
همگی، ببینین
اونه
اون؟
اونه
میدونم که تو از قلعه حاکم ارواح هستی
ارواح اونجا
مایل هستن که به نژاد انسانها خدمت کنن
توشان بهت خوش امد نمیگه
!گمشو
دقیقا. اینجا جای تو نیست
این کیه؟
اسمش شیکوان ئه
روح محافظ شخصی منه
!گورتو گم کن
!گمشو بیرون
آره، برو! این خجالت آوره
روح محافظ؟
تو از قلعه حاکم ارواح هستی؟
من بو تای، شاهدخت قلعه حاکم ارواح هستم
بهعنوان یه روح
نه تنها به انسانها خدمت میکنی و اونها رو حمایت میکنی
بلکه سخت هم براشون کار میکنی
تو مایهی ننگ قبیلهی ارواحی
آره، خودشه
!مایهی ننگ قبیلهی ارواح
چطور میتونی طرف انسانها رو بگیری؟
گمشو بیرون. دیگه جای تو اینجا نیست
نائب رئیس اینجاست
نائب رئیس
نائب رئیس
نائب رئیس
نائب رئیس
چرا بهجای اینکه به کار خودتون بچسبین
اینجا جمع شدین؟
نائب رییس، زمان درستی اومدین
شیطان و اربابِ قلعه حاکم ارواح
به توشان نفوذ کردن
بی ادب نشو
اونا مهمون هامونن
مهمون؟
امکان نداره، نائب رئیس
خیلی کم پیش میاد که قلعه حاکم ارواح با دنیای بیرون ارتباط بگیره
چرا توشان باید بهعنوان مهمون دعوتشون کنه؟
درسته
منطقیه
برنامهت چیه؟
باید گیرشون بندازیم
و از توشان بیرونشون کنیم
درسته! از توشان پرتشون کنین بیرون
باشه
شنیدم که
این روح محافظ، بهترین جنگجوی کوه بی ئه
اسمش شی کوان هست
دستهای اون
میتونه همهچیز رو خورد کنه
خودت چرا نمیندازیش بیرون؟
... اخه
دست بجنبون دیگه. مننتظر چی ای؟
بیاین باهم بریم
یادم اومد که
کسی مراقب غرفهی من نیست
من رفتم
منم همینطور
محافظ شی، لطفا ببخششون
چیزی نیست
نائب رییس، لطفا بفرمایین
جمع کردن اجاره ها رو تموم کردی؟
فقط بلدی بخوری
خواهر یایا
بهنظرت الان جمع کردن اجاره مهمترین چیزه؟
میدونم که مهمون مهمی توی توشان داریم
بجات ازش استقبال کردم
شاهدخت
این بچه پررو همیشه انقدر سرکشه
لطفا به بزرگیتون ببخشینش
نائب رئیس، خیالتون راحت
یوئه چو جالبه و آسون میگیره
صحبت خوبی داشتیم
خوبه
راستی
خواهر به هوگوانگ دعوتتون کرده
لطفا باهام بیاین
ربطی به تو نداره
خودتو دعوت نکن
خواهر ازم خواست من اینکارو بکنم
خیلی مهمه
چیزیکه رئیس درخواستش رو کرده بودن آوردم
چیزی که پری خانم درخواست کرده؟
یعنی چیه؟
چیزیه که درخواست کردین
شب و روز سفر کردم
تا قبل از موعد تحویلش بدم
ممنونم
خوب بهنظر نمیاین
خوبم
درخواستتون رو
انجام دادم
راجع به درخواست من
چی فکر میکنین؟
شاهدخت، واقعا میخواین با یه روح ازدواج کنین؟
– ═════༻ • تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند •༺════ – – ═════༻ • myprmv.ir • ༺════ –
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.