Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
آهای کلا گرمزی کلا گرمزی
چه زندگی درست کرده یک روز تو یک چال میخوام
شاید تو دشویی باشه نخیر اینجا هم
نیست آهای کلا گرمزی کجایی؟
تو امروز باید بری مدرسه
ای تداسی
از اینجا میاد خیلی خوب به خیلی خاله این مهنوان چه خاله
خوشخلاقی تو هنوز نرفتی مدرسه امام بچه ها امروز دستن مدرسه ای خیلی مردم برو دیگه
که روز اول مدرسه از مدرسه جانمونی
خیلی خیلی خیلی
موسیقی
گنگ شارگار بیکنن چه واقع با صفایی سنه این بچه ها مرد های
مرسی میام که یاد بگیرم بکنم و بنویسم
هر چیز پردن ازم جوابشو بگیرم آب با ما نامیخوری آن مرد عبس باران
دارن دونتا پنجتا میشید دونتا پنجتا شونتتا باران آمد
موسیقی درست بخونیم مصد بخونیم فاردی کنیم برزش کنیم توزنگ تفریقش
کنیم مردزه خیلی خوبه بیس خواستان پریم چطوری ارمیزه کنسونی میده
فوتوان معلم های میره بوم به ملف هم بیزنن دوستای خوبه هم زبون
برای مردتی دارن میگن کنه ارمیزه این شیطانه با خوشی با سفاتیه بچه ها نمیدونید
مردزه
باکر حرف نباشه چند بیخوندی به درم سابون زنم که تو مرسه خوش میگذره نه این مرده که
افتاده گوشه این کلاس خون یلنگ پا نه افتاده حساب اونو خورد کردی تو
نه اگه آمده نظم کلاس رو بهم زدی جشن تولد رو انداخته که چی بشه؟ خب جشن تولد
مدرسه هست دیگه آخه جشن تولد که داشت اینجا نیست بچه اینا به کنار تو دین اومدی
دین اومدی تمام دفترتون که برای چیزی موشک درست کردی دو هزار تا سوال میکنی سوال
هایی که نه سهر داره نه جواب داره میخوام جوابتو بدم که تو گوش نمیکنی نه اگه اومدی
نه این شیطی هنوز دلتا سهر میری میخوای بری زنگ تفری من چی کار بکنم از دست تو
چرا از گوش کلاس یعنی که بابایی تا دین خب آقای اون اسخادر آقا میگو هر که شنوخ کنه
با
بچه ها خندی؟ چمپ بزنی؟ دنس بزنی؟
لیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیل
اوه اوه اوه اینم اون وقت تو مهر باش رودر بایسی هم داره الان آبرون میره
حتما میپرسی این فرمانده مرسه چیه زیر بقاله حالا میخوای گوشه کنایه بزنی زفم
که از مرسه بیرونت شده میگم حالا بیخونی فرمانده ننداز فانیان قرم بریم فرمانده
دادن دستن میگم برو آقا ولی رو بیاد تو که میدونی آخه آقا ولی از وقتی ماس بنده شد
حتیل کرده دیگه عصاب کشی کردن وفتن دی از کجا بیانمش حالا؟
این بی خدا فضیل نه بی
خود نشین در مدر کوچه بیا تو اگه نمیخوای بری مدرسه خودش میدونی
آخه تو دیگه بزرگ شدی عقلت میرسه برو دنبالی یه کاری
این گوته ها را تمیز کنیم الان برمیگه
جارون بکشن نفر برد
دکتور
جون نوکره تف این آنپورو یاد خود یوشتر بزن من بچهگی از آنپور میترسیم ما
دوستانهایی که دیروز اینقدر نرس کنیم کار خودمونو ولدتیم خوف دوستان قرمزی اتاق
عمل خیلی خوب الان میام چرا سلام شلوخه
نه ترسین نه ترسین اصلا درد نداره که اون پون آرام باشه
یه یه یه یه
پرمودین چه مادلی بزنه؟ مالترشون دومادیه
دیگه دومادیه؟ اینقدر خوشنگیزم تو از همه نگاه کنه تبالاده
دومادیه مبارک
خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی
خیلی
موسیقی
موسیقی دیگه
چرا ما با زب نبودی؟ با منی؟ بله بله که با شما شما
که بچه باهوشی هستی زده رنگی من زده رنگم ببینم
مگه قرار نشد شما جلوی تلویزیون نشینی برو عقب عقب
عقب عقبتر از این بیشتر رنگه میفتم تو جفن آب خب
میدونی چرا میگم که برو عقب؟ برای این که اون چشمای خسکل خراب نسه
چشمای خوچه؟ شما بچه خوبی بودی امروز
چکار کردی؟ بازی کردی؟ به بزرگتره کمک کردی؟ درسته حالا میدونی
من میخوام بگم چیکار کنم میخوام بگم یه کارتونه خیلی قشنگ برات نشون بدم کارتون
خالی که دارین که قبل از این که بگم برای شما و بچه ها کارتون نشون بدن امیدوارم یه
بار دیگه هم نگه رو ببینیم باشه پس خدا
حافظ خدا حافظی میکنه خدا نگه دارم
آقا
بمشه بی زحمت این آقا مهربانو کنه رفته آقا
آقا بی زحمت واو بچه وصله داری ورم کن چنونش اصلا پانی نشون باید
رفتن بینم که درست نمیشه که
حالا چرا نشستیم تونی بره بر به من نگاه میکنین
تمام عقل محل از دوتو چاتیم شما رو نگاه نمیکنم تلویزیون رو نگاه
میکنه تلویزیون که خرابه همه داد میزنه ولی اون داد نمیزنه او کیه؟ همون
که وقتی حرف میزنه تو دلش خنداب میکنن میخنده به من گفت کلا قرمزی جون چه
چشات قنشنگه خراف نشه منم گفتم برام عقب میافتم تو جوف کاف اکشال نداره
اصلا میتهمی چی داری میگی زده به سرت اگه میدیدیش اون وقت
میتهمیدی من چی میگم
پسر جون که میخوای صبح طول آمده اینجا نشستی؟ بردم بر کاره خب آه مهربانه رو
نشون بده دیگه همون که حرف میزنه غمتون دلش آف میشه گفت که شد خشنگه کارتون ببینی
بچه جون مگه تو تو خونتون تلویزیون نداری؟ تلویزیون دارم اما همه اش
دیفاره خب برامتش میخواهم من چه کار کنم؟ این همه تلویزیون داری؟ خب روشن کن
ببینیم نگه خصیفه باشه روشن میکنم اما بعدش باید بریم
اومد
امروز یه دوستی شاخه گل به من داد اون وقت من فکر کردم که این شاخه
گل رو بدم به بهترین دوستم ببینم نکنه شما
بهترین دوست من هستی؟
میخوای من این شاخه گل رو بدم به شما؟ میخوای دوست داری؟ بله
نمیتونی بگیری درسته؟ نمیشه نمیشه که آخه گذاشت پشت ویدروی میبینی؟
با دادن یک شاخه گل میتونیم با هم دوست باشیم اما بعضی از
بچه ها هستن که اسبابازی هاشون و وسائلشونو نمیدن به دوست داشتون آخه من که
ابسازبازی ندارم برم بله بله من میدونم شما جز به اون بچه ها نیستی
واسه همینم میگم شما بهترین دوست من هستی
خانه جان مثلا حالا من همکار آقای مارجی هستم ببین خانه جان بهترین دوستتون کیه؟
میخوای من این گلوب بدم بهترین دوست من بشین اینقدر واسه من گیره نکنی؟ حالا که
با چه تو گریه میکنه؟ این پیازهای بامونده عشقای چشم منه دارو برده خب اکشال نداره
دیده شده بعضی از بچه ها و خاله ها پیازها رو خوب بسنه میکنن خب لطفا بیزمت پیازها
رو خوب بسنه کنی چون که منم دارم اکشام دارم
نمیخواد دیگه با تی من ایراد بگیری تو که همش حرفت شده خواب خوراکت شده آقای مجری
برای ما نامه بنویسید آدرس ما هست تهران خیابان جامعه جهان
تهران جامعه جهانی کندک ببین خودت آرستادیا برخانه
پذیرایی آماده که ما اومدن
آهای رارنده آهای رارنده یالا بزن تو دهنده بارا
به سمت تهرون میخوام برم تلویزیون بارا به سمت تهرون میخوام
برم تلویزیون
من
میشن همکار موجی
هم دم و هم راه مجری میگی ما میخندیم و شادیم و
سرخوش ما سه بچه ها داریم برنامه خوش میگی
ما میخندیم و شادیم و سرخوش دیگه تهنا نیستیم بل
میدیم به دست همها دل خواهی خورد
آباز عقیم می کنم ای محبوب من ششم سیار ای حبیب من
حار مجوان ای رفیق نابا نه امان امان کن کسی باید بلبله می
اومد اینجا شبه مختار
آیه را رنده آیه را رنده یارا بزن تو دهنده برو به
سمت تهرون میخوام برم تلویزیون میرو به سمت تهرون میخوام برم
تلویزیون برو به سمت تهرون تموم چون؟
ای
پهرون پهرون چی میگن؟ اینجا؟
همیشه میگه دلخور نشو. آب میخوری؟ نه دیگه. دلان باد کم از وقتی
آب خوردن.
وقتی اومدی نفهمیدم کی اومده.
حالا که همه جارو بهم ریفتی فهمیدم کی اومده.
آخه مثل یک کفتن راستی
از خاله چه خبر هنوزم رخ میشوره
تو چه خوب یادته ها
خب میگفتی اسمش مرجی بود یعنی مرجی صداش
میکردم گفت بیا تهرون گفتم واضحه چی گفت همکاری
گفتم با هیا این همه سال تلویزیون باسه یه برنامه کودک گفت
قاطیم داره گفتم قاطیش دیگه چیه گفت قاطی کردم آره
اومدنه به کسی بد نگفتم پول از کسی نگرفتم از خانم خدافزی کردم این
گولم آورده که بدم بهش خب پس میخوای همکار ماجیره بشی
خودش گفت بیاد جام جهانی کودک اینقدر خوش اخلاقه
همش میخنده بهش گفتم همدیگر رو نی بی نی
آب میخوری؟ نه دیگه قربونه فقط اونو در شویی کن جا
بسلام آقای مجری مبارک ها باشه ببخشید
نظرت میخواد خوب شیر نیش بسکو آقا نشوند نشوند برای چی
نشوند حرف حسابشون چی آخه آقا کیو میخوند از شما بهتر آخه
بچه ها
خیلی
خوب
این چه؟ سلام هدیه؟ به جای این کارا بهتر دست از لجبوزی
یه دندگیت ورداری کدوم لجبوزی؟ این همه خانم شما داره سخ میگیره ببین ارگت من 36
دارمه بچه که نیستم 10 سال پیس که اومدی خواستگاری من که 36 سالت نبود بخوای این
طوری پیش بری؟ 20 سال دیگه میگه از من پیره مرد گذاشته دیگه بیام خواستگاری بابا
خورده فکر منو بکن تا که اون هم حق دارن میخوان با فامیلت آشنا بش بی ربز که نمیگن
آخه تو که میدونی همه ی فامیل من شهرستانم این هم کتاب هایی که خواسته بودی کلی
گشتم تا پیداشون کردم پدیه هست نه خیلی آره چرا نگاه نمی کنی؟
باسه این که تو کلک میزنی اگه من نگاه کنم یه چونی نگاه میکنی که من خندم بگیره خب
بخند بخندم؟ تک گوش کن خبر نداری آقای مجری اون کارگردانتون
تصمیم گرفته اون حیولا رو بیاره بذاره تو برنامه شما اون کمانی برنامه دیگه هست؟
بله ولی اون برنامه به هم خورد عروسه که به اون گندگیرم که نمیشه انداختو میشه؟
خودمم دل خوشی ازش ندارم
چطوره؟ عالیه پرفیک آخه این یه جوریه بچه داشت
میترسن شما نگران بچه ها نباشید بچه ها با این پدیدران هست من شما بهتر
والدن دوره دوره داناسوره بله بله میگم
نمیشه یکم رنگ و لابشو بهتر کنی یه ذره قیافهش مهربونتر بشه آخه داناسور از این
مهربونتر شو کارش کنم خیلی خیلی
خیلی خیلی
خیلی
آقای مجری تو رو به خدا بیان منو از لسه این نجات داده این منو دیوانه کرده هی
منو میکشه هی آویزون شده به منو اینجوری میکنه هی این واره بیشتر واره منو این
میکشه این بچه میگه شما دوتش کردی بیاد اینجا یه جوری هم صحبت میکنه هرچی من میگه
میگه اکشالی نداره مرحمت عالی اینا جان این بچه ها جان این
چیه؟ آرس جون این عروسک چیز نیست که عروسکه دیگه
آقای نتونی ب
شما خودت به من گفتی بگو بیادا بعدا اومد نگیشه چرا به من نگفتی خان
تشکیل اینجا این عکس رو روایت کنید جالبه میتونیم ازش افتادیم
سنه
باید چی برمون برمون سنه حالت خوفه؟ لحظه دیدار؟ چه صفایی؟
سمیلیت؟ صاف تشیف باشی؟ چه دوست خوفی؟ بس بس بس بس بس بس بس بس
بچه میگن برو عقب باشو بچه میگن برو عقب
باشو بچه
میگن
برو عقب باشو
مزامه چی بی نشده پسر جو؟ بلو ببین
آفرین خوب ببین پس اون گندهه کنو
مرموله گندهه کنو اون عروسکه ساختم شما خوشت بیاد
ببین چپلاست بالا پایین اسم شما چیه آقا فسر؟ اسم آقا
قلمزی حجاب البته همه بمیگن دوست آقای مرجی آخه اومدم دوست آقای مرجی بشه خانون
خانون تو خیافون خوف به من گفتش که قلمزی جون فسر خوف قربه چشم خود
چلت بناه بیان جامعه جهانی بیان ببینین چی میگه چی
میگه؟ چی میگه؟ چی میگه؟ میگه شما بهت گفتین بیاد تو برنامه همکارتون بشه من؟
چه؟ ای خب اون روز که من خلابان شدن افتم هوا برن افتم تو ششی مغازه تلویزیون اون
روز که گفتی قرون چیشای خوکشلیت برن اون روز که علاقه چفت چفت نگام میکرد من که
نفهم چی میگه حالا چی میگی اومدی که توی تلویزیون برنامه ازره کنی؟ اهه اهه
خب کلات چندومی؟ سه بام دبیر
اصلا خیلی خوب ببین مثلا ما الان داریم برنامه صرف میکنیم خب
تو بعد از روی این بخونه بیا بخونه خب
اولش نمیشته سلنه حالا توفه چه خرچه گروه واقعی نمیشته
نه ها اونه هنگتنشو میخونه تو بخون به اون چی کار داری؟
خیلی خب
چه نامی هست؟ چه نامی هست؟
می نیم ایز مهرداد
مهرداد
اینجا چی کار میکنی؟
بچه
ببینین این کتابو از این وقت نمیگیرن این کتابو شما باید اینجوری بگیری
بعدشم باید بتونید بخونید اکشان نداره مای فرین
ای چیشو؟ تانا؟ هنیش خوفوت چه؟ نرگت
خوف یه
نفس
بگی پیانو کنه درد بزنه من ازش بیترسن
موسیقی
باید درس بخونی حساب یاد بگیری پرتغال فروشی؟ سه کلو پرتغال
فروخ از قرار هر کلو سیریان سیریان اینا همین کلیه
هشتاد تومنه آقا میگی پرتغال فروخ چه فروخه کنی سیریان منویس حسابه دیگه حساب
پرتغال فروخ منویسی یا بزنم ای خوف میرمیسم اینک شوال نداره آه این درست خوف
بده با عدب بشم درست دروب ببنم میرمیسم پارتال کلو سینیا میرمیسم یا بجنم خوف
خانم مرغی به تا بودم اما اینک فعلا میرمیسم ای پارتال خونشی میخواهستی مرجی
بشه من از درانه کلوهی رسیدون در خونه اتون صحبت میکنم آره میدونم کجا میاد
سر ساعت میاد خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خداحافظ
خب که گفتی یاد گرفتی بخون مبینه
چند؟ الان میخونه خب پرتغال فروشی سه کیلو پرتغال خرید کیلوی
سیریان اون وقت به فروخ به زفدر ودمن هایی
گفت کیلوی چنده؟ حالا پیدا کنی؟ خب اون وقت این پرتغال فروش اینجا
یاد گرفتی؟
نه نه نه یاد نگرفتی بیرون بیرون آقای
قرمز پولا دیوانش کردی خودش کم گرفتاری داری چون ون نمی کنی تمازی ارزون هم
که الان صحبت نفرما یه بار دیگه ببینم ات من میدونم اتو بیرون من
نداره کنه نخوشحق نقم میخندم از هبانی به شمت که خودت میدونی
گفت برو بیرون تم ترسیدی
نه ترس نه ترس نه ترس بچه جون
برو برو بازم به میدون امید نذار
بمیره چی گفتن؟ قم جای اونو بگیره سمیری
بخن بخن برو دوباره هر کار یه
راه یه راهی داره یه موچه اگه ست دفعه دونش بیاخته ست
دفعه برش میداره واسه چی؟ واسه اینکه امید داره وای چیه؟ نه ترس نه ترس
نه ترس بچه جون برو برو بازم به میدون
نوم بگیرم
خیلی خیلی خیلی
خیلی
من به خودشم گفتم به شما میگم این باید بره مدرسه درس بخونه تا بتونم ببرنش تو
برنامه فهمیدی؟ حالا بیاین ورد میخوام برم خواهر دارم خواهر خواهر
چه گفتی؟ چی؟ میگم بفهمید اینو خواهر خواهر چیه؟ بفهمید
یه باش دارم باش دارم میترسیم شما چطوری اومدین تو؟ همیشه بدون اجازه سوار میشین؟
خب با اجازه میگه باشه چی باشه؟ مدرسه دیگه
میگه میرم دست میخونم مگه نه؟ بله
خب ببرش دیگه گفتم که هر وقت رفت مدرسه چشم
حالا بریم پایین که دیرم شده بریم این فرلاده دارم میرم دیگه
بله دیگه
قول دادی ها؟ آره قول دادم ببنشین آنی تانسکین چرایی ما
چه نشوگی زهمن؟ برو بسه خداحافظ
شما که موافقه
با ما هم که موافقه کسی دیگه هم حرفی نداره فقط میمونه یه امه خانم یه فامیل و
امه خانم هنوزی که هنوزه بابا رو حرف شرف نمیزنه شما که دیگه جای بود
کنیم بله احترامشون واجبه شما مثل بچه ها لجبازی میکنیم بابا دوستی
آشنایی؟ یه کسی رو خب بیار خاصگاری قال خضیه رو بیکن دیگه جارو جنجال نداره
آخه موضوع سر این حرفا نیست که پس چیه؟ ببینه میخوام دیگه
آخه من من کشیو بردارم بیارم خب اینجا فکر کردن
نداره که پس دوستی به درده کهی میکنه آخه آرسان، یه دونه شمسی کنهای زنب بده و آقا
به حساب خود تشنه کم سلاخ کن بره به من آرسان، شما این داناسو خوشت نیمده
دل به کار نمیدی آقا نه رو مد کار میکنی نه با داناسو تمرین میکنی
این برنامه زنده است آقا متوجه نیستی مثل اینکه سلام علیکن آقای
موجی امریت بفرمید ببخشیم بخ بخ بخ بخ
آقای رسولیه عزیز اتفاقی افتده آقای مجرم خوبه من رد کردن؟
خوبه شده؟ مادر من تلفون زد
بله
آقا من
نه آقا آبروریزی میشه من نمیتونم
شما آقای مجری خیلی در حقه
مخبوبی کردی اما این یه کار دیگه من نمیتونم مخبوبی شما چی دارین به همیکی؟
مطلب خانوادهیه خوبه
شاید مدرسه نت بترسه
به چی قر بکنم دیگه؟ فرمودید ایشون کی هستن؟
دایی بنده هستند ولی
عرض کنم که... میگه...
اگر دیدی جوانی بر درختی تکه کرده بدان آشق شده است و
گرگه کرده
شاعر گفته دیگه بله مریم جون بله شما
در شیرنی میبه تعارف بکن منم برم بگم چایی بیارم
قدیمی ها خواستکاری رو سفت و سخت میگرفتم
اما حالا زمونه عوض شده درست هم هست عرض اینه که
جوون اهل زن و زندگی باشه بله
اما باید ببینیم که احل زندگی هست یا نه بله مادر
اینقدر دستبخت نکن به این چایی رو بریز بردار بیار سید یه بر تاله ریختم یه بر
یه بر هم چایی ریخته تو سینی برایش دلم شور میزنه بازی چی دلت شور میزنه به
دلت بد نه فقط زودتر بیا
این دیگه چیه؟
ببنیم توی چرا؟ خواهش بگو هم بپرم بشینی نه نمیتونم بفرمایم آخی
دلم بود غارگون کن من نمیتونم بهش پام درم میگونه میافتم زمین شما ماشاله ازار
ماشاله فهمی زیاد داری نه اگر فضولی نباشه میتونم بپرسم ایشون کی
هستن؟ بنده بنده داییم میگه دایی کسی آشنایی فامیلی که گفتون بودین تشکر بیاری
قربان عالی
شما دایی هستین؟ ایشون هم دایی هستین؟ بله چقدر تو فامید دایی پراهونه؟ سانسوی
سانسوی نفرمیدم چی گفتی؟ من نوکره همه تونم با اجازه مرخص میشم دایی چون؟
خواهش کنم اما خونم بفرمایی خواهش کنم بفرمایی بفرمایی بفرمایی بفرمایی لاما
برد میگذاری که میخواد تشریف ببری شام تشریف داشته باشی امیر جون کی بود زنگ
سنه حالتون خوبه؟ گفتم من د
این گل هم پسرخانه آورده این گل هم
پسرخانه
آورده
بله میگفتن پیریه با هزار جون پا بگی من پا ندارم که یه پا هم این بر میره یه پا
اون بر میره یه پا هم واریز نداره یه پا هم که لب گوره یه پا هم لب جوفه خب دست
خودم که نیست بله میگفتن این جوان ما خیلی خوفه شما توری از آقازاده تحریش
میکنید گنگار ما دخترمون از تری را برداشتیم
سوس که از دیوار بالا میره مادرش میگه قربون دسته پای بلوریت برم سوسی بلوریت
چه خانم و محترم امه یعنی آقای ماردین سوسه؟ کیه همچی حرفی زن؟ فنس بنده
هم فرمودن با اجازه شما من دیگه مرخص میشم ای بابا کجا؟ این چه حرفی؟
بی خود اصرار نکنی چی های کار داره دشته خواهش میکنم بفرمایی در اجازه شوخی میکنم
در اجازه شوخی هست میترسم دیگه
پا که خسته میشه منو میدازه بالا پا جان به چرخم یه صحبتی کنی
رو به دیفا بمخشی نا با اجازه بمخشی پا پا چرا
چیه آخه اینقدر تنگون تنگون میخوانی آخه شروع
خسته زود بگو الان خودت گفتی تای خون پیرستی
خیلی خوب چوب چوب نه دایی جان نه ترس ما واضح هستم آقایی من تام
درد میکنه خوب البته گل پنجترون نداری دایی جان شما واقعا شوخه بله خیلی
البته بهتره دیگه به جای شوخی بریم تره اطلم اطلم قرار دادیم سلام
گفتین اصل مطلب چاییم اومده بخبه چه خانوم محترم مهربون با سلیغه
میبه نخوری چایی آورده چه فامیل محترمی من که تا الان ندیده بودم اینقدر اخشاص های
با شخصیت ما تو فامیل داریم مذاره خود بنده شوخی شوخی هرچی دلتون خواست گفتینا
چایی میمخورم بده دونشم شوخی چیه با شخصیتی شوخیه با همقدر خودت شوخی کن خانوم
همه خانوم شما بفرمه شما بفرمایید شاش
با اجازه خواهش بگانم قابل شما رو نداره
آقا مجید این تلفون تموم نشد
خیلی ببخشید
نه چیزی نداره پای من زخمه چیزی نداره بفرمایید بفرمایید چه چای خوش
رنگی
اگر دیدید جوانی برده برده چوب رختی را بل بکنید
اگر دیدی جوانی بر درختی تکیه کرده بدان آشق شدست و
گریه کرده
صلاحای رسولی چقدر سر من شلوقه امروز؟ نه از قابط مادره که
دیشبت باخته داره آقای یوتپی این تلفون چرا درست نمیشه؟
این دفترهای منو منقدر شما دست نزن
الان ببخشیم
چنان؟
برای از فوندش مذارت برم شای مرجی برو بیرون تا سدای من دوباره بلند نشده ها
بچه ها از امروز منی همکارو
کردید بفرمایی خودشونم تشریف دارن چه قرکره نداره ما اینجا خیلی راحت حرفامون
میزنیم چی شده؟ ببینید آقای ایشون کنی از دست شما دل خورن میگن از دایناسول خوشتون
نمیان دل به کار نمیبندین خب البته ایشون نگرانه برنامه هست که خوده نکرده بعد اجرا
نشه ایشون بی جهت نگرانه همه چی رو برای برنامه هم به موقع اجرا میشه خانم معتمدی
چون نیمدن؟ احساس مسئولتشون کچه رفته؟ خانم معتمدی به من مربوطی نیستش خب حتما
گرفتاری داشتن این بحثا رو بذارید کنار مسئولیت این برنامه با منه اگر در برنامه
اشکالی به وجود بیاد من باید جواب بدم چرا؟ آخه عخم کردی امو جان عشق به این
خوشگیلی گرفتی این عخم داره که اون
باید
خواهد
نداره
ای خب رفتم بکنید این بخنده
خیلی خیلی خنده دار بود
حالا نمیشه یه کاری کرد این گریشم رو
ببینیم پسته دیگه
گریم گرفت
خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی
خیلی ای چی روشن
شد ای چی کار داری آقا چی خیلی خیلی
خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی
خیلی
بالا و پایین بالا و پایین چپورت نمیخوام
چیه
درست کردی؟
بخور پیشی پسر جا ببین آقا من که با شما دشمنی ندارم که خوربانه تو
خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی
خیلی
توجه فرمودی اونو میخوان ببرن تو برنامه شاعر میگه اگر دیدی جوانی بردرختی تکه
کرده بدان آشق شده است و گریه کرده یعنی چه؟ منظور چیه؟ منظور اینه که وقتی دایا
ناشور هست نمیخوان شما بری همکار مجری بشی توجه فرمودی دوست دارم همکار مردی بشی
خدا پید
بازم ببخشید برای شما گل
آوردم
این آقای قرمز کلا
من دستو چکایت میکنم
مادر شما که انقدر خوب هستید انقدر دلتون میخواد مشکل ما حل بشه خودتون گفتی یه
نفر رو برداریم بیاریم خیلی هم دخترتونو دوست دارین رگه خوابه بابام هم دستتونه
بی خودی هندونه زیر بقل من ندار مادر
خوبه خوبه چرا اینجوری نگاه میکنی؟
خدا در و تختر خوب جور میکنه
بله بچه ها میدونید که یه بچه خوب نباید دوستشو ناراحت کنه مذکرم
باید بگم معذره؟ معذره که یه چی معذره؟ یا اگر
کدورت و دلخوری داره باید بگذاره کنار باید دست دوستش رو بگیره
دست دوستش رو؟ گفتیم بیشتر نفرگیرم
نفرگیرم جارو کنم نفرگیرم اینجا چی کنی؟ معذره؟ چطوری اومدی
تو؟ خب در باز بود دست نگه دست دست
چی میخوایین اینجا؟ چی کار دارین؟ اومدیم مزارت چی نیاد شما؟
چی نیه؟ من برماری برسیو بردی؟ چی کرده نم روش؟
چی گفتی؟ نفرمیدم چی گفتی؟ چی؟ چی؟
چی؟ پس در حالت کن خب مریضه گل
پرد کردی مریضه آره حالا دیگه مریض شد حالا تو گفتی و منم یعنی من دروخ
میکنم؟ چیه؟ چی شد؟ نه باشو شوخی میکنم تب دارم
سیانا تلفون بخشیم
تب ندارم الو؟ سلام
نرگه؟ حالا خوبه؟
خب صد چند؟ صد ده سو؟ میدونم پارک گلستان میگه
خیلی خوب میگم حالو بابا چطوره؟
نرگست
من خودو بسیار میکنم بعدن هم دیگر میبینیم بسیار خاله چه هست؟ میگم بالا اگه
حالش بدتر شد منو خبر نمیخوا
گرمه؟ پسر خانه گرمه؟ چرا گناپت میشن رو سرم؟
هزیان میگی تب داری
بخشیدت ماجیگه خاصگاری ازا شد
آخه دایناسور رقیبه دایناسور ازا زود باش دامادا بباش زود
باش
بچه ها دیده شده؟ اگر دیده جوانی بردرختی تکیه کردی پتن خاله گل من
داد گل گل گل گل گل گل از جناه چند؟ حالا فرصت برای همه کار؟ آها رفت جلو
دایناسور دایناسور
چباب پردی را انداخته ای اومدم دا چلونه با تفعی حساب
بزنیم ای اتونه من کن ما ایمان آمدن دفع کنیم اومدم ببینم تو چرا میخوایی همکنه
آقای مرجی بگی؟ ای خیلی جالب دیگه چی؟ چرا تی تندی به دیفارو خیلی هم
نمیزنی با من؟ دیگه چرب دیگه چی میگی؟
موسیقی
موسیقی دیگه
گردش گردش چه گردشی بیا کلار
سری بزار خانم عزیز من رو خرکش کردی آبوردی اینجا که چی بشه دو بگو دو بگو
خواه خوری برات خوبه به جایی که اینقدر گر بزنی یکم بخند بخندم
زوزورکی چشم میخندم گر
گر گر گر گر گر گر گر گر گر گر گر
بیا بیا یه لغمه نون پنیر بخور تو پانه که نخوردی؟
برم یه استکان چایی بردارم برای تو حالت جا بگیر برای چایی بیاری
اینجا خیلی جالبه مثل که
اداره شام اومده تو پارک اینم جالبه
اتفاقا یه برنامه زنده کده که قرار فخش بشه موضوع صحبت هم عوضه کن تو آبروی منو
توی فامیل بردی با دوتو بچه فسقری و یه دایه قلابی فکر کنی ها
عدر که اومد تو فامیل هم دایه قلابیه سنه اول باید سلام میکردی
برو برو برم تو برو
پس اینو آوردی که آب روی منو ببری؟ نه نه این خودش من گفتم که دایناسانه فیش
فیش میکرد خوف پنسر خانه گفت برو بگو خطرناکی برنامه کودک خطرن بله
بله برنامه کودکه صدا کنیم تماسا کنن بندن میشم تیمور لنگ آخه چی میخوای
مجون من خانم این چای چی چا
حالا مرسو آب بیاره یک جایی نشونه بده
چیشا؟ سنفه زیادهش هم خوف نیست ندن بیره تو رودد
شان نداری من خودم یه روز ناشتان بودم خاف؟ حالا
میزنم تو خوف بشی حالا خوف میشه
باید باید باید
بریم کناری که چی کار میکنی؟
ههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
من میدونم و شما حالا به این خانم معتمدی خبر دادی؟ خانم معتمدی که امروز هنوز
نایمده اداره که...
ماره
میشه
آهاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
بفرماین شما سومتون چرا؟ خودش نیست خب من چه بگم آخه؟ خودش نیست بگم آلو
بنده رسولی کدوم رسولی؟ رسولی تلویزیون؟ چی؟ نه
من کارکارگرگردان اگه همون دایی غلبی هست که بگو وای به روزگاره اون
رسولی نیست خب چی کار داشتی؟
نرگز؟ درست میشه خانم؟ این همه سیمکاکیک به هم ریخته کلی کار میبره تا درست شد
حواستت کجاست؟ یه ساعت دیگه بعد این بردار پخش بشه من این حساب کردم ببینید آخا این
قضیه هیچ ربطی به من نداره این همین الانش هم کلی کار داره تا درست شد اصلا این
درست بشه نیست بهتر شما یه فکر دیگه ای بابا حالا وقت این حرفا نیسته
میدونم وقت کمه خانم اما من از شما خواهش میکنم سعی خودتونو بکنیم
آقا جون من
درست به شروع نیست که برو و حرامت شروع کن بیایی خودم رو محتل نکنیم آقا برو شروع
کن آقا بری برو آقا
آبه روی همه ما دستتون. یه خودت میرون.
برنامه زدگی.
نیزه سب چار آمده این ریزت.
در ریزت آمده است.
خب، همه چیز مرتبه.
خانم، نوارد 3615 کارتون تو همه چیز آمده هست؟ بله.
آقا، اینا از عبدش رو مشخصت بود. نمیخوان داینستاتو برنامه باشه. خیلی خوب. شما
خودتو ناراحت نکن. گفتم که مسئولیتش با منه.
خب مردمه همون بیرون باش صحبت هم نکن خواه تو بذاری این برم من میدونم اتو آخه
بچه که اینقدر شیطون نمیشه پدر رو که انداختی تو آف سرما خورد افتده گوشه خونه
که امروز اومدم میگم تو خراب کردی آخه کار من رو زیاد کردی آخه این هم فیضا من رو
همس بزنه خب بگو اومدم گل بدم برم به من گل بدی؟ باسه
خونه نه بندش بدی به آقای مرجی دیگه خب منم تشکیف میبرن دیگه یه سوال
عذب میکنم هوا تو جمع کن جواب بده
جمع شو
چرا دوست داری همکار آقای مجروی بشی؟ آقای خوبه حرفای خوب میزنه من میخوام حرفای
خوب بزنه نه ترس بیا تو
از این میترسی؟ این دیگه خرابه نه دیگه مهمون داری مزاهم بمیشم دیگه
مهمون تشریف دارم دیگه دوست داری بیایی توی برنامه شرکت کنی؟
به شرط اینکه حرفایی خوب خوب بدنی ها بلاخره شروع شد ما امروز گفتیم در
باره بچه ها صحبت بکنیم به بزرگترها بگیم که شما چقدر مهربون هستید چقدر خوب هستید
و به شما بچه ها هم بگیم که چه کاری رو باید انجام بدین که یه وقتی خوب باشین ایا
چه کاری رو نباید انجام بده که بچه یه
هدات که خیلی آشناد ای
خواهی کیه بس ببینه بس چه ببینه
موسیقی
کی گفته شما اجازه داده که شما بیای توی اکتوڈیو آقایی گفت نه همون خانوم محترم
مهربونه آقایی بینی شما که میشنستینش خیلی خوب خیلی خوب خیلی خوب حالا بس چی اومده
ای گانا وردم براتون همکاری دوستی خب من نخواهم شما همکاری
همیشه باید به که بگم خیلی خیلی خیلی آقایی همکاری خوبه گان خوبه دوستی محبت
سفا، سمینیان، امسانیان چرا به دنیا جزمون همیشه میرن نهمونی؟ این
نهمونی چه نبود بود
خیلی نداره نداره خانم نداره این راهی خاله گربونه داره اینو نیه اینو نیه منم
اون دایناسونی ندارم فینشتشونه هدود برم که آخ آخ آخ آخ دایناسونو چرا خراب کردی؟
شما قسمت بعدی برنامه نگاه کنید آقا حماده باشین تصویر رو بگیریم حماده این خانم تو
خلی بر حماده تو خلی بر بعدی سه دو یه
موسیقی
شو خودتون جرفته
بریم ها بریم همه چیزون ها بریم خانم تو بیایی اینجا محبت کنه این که بسان
بچه هست سرفان چی کار داری میکنی؟ رسید بدم من رسید بدم من
چی داشتی میگفتی؟ گفتن دوستی محبت سرفان آه سلامه دوباره
باید به بچه ها محبت کرد و بچه ها رو دوست داریم این بچه های خوفه
خواف که شما منو خیلی دوست دارید دست محبت نبازش من بچه ها میگن چقدر ایران دستایی
خوفیه چقدر همدیگر رو دوست داره قرباده
قرباده آخه بیا همدیگر بغل کنیم آچلی کنیم البته چیزی که ایشون میگن درسته
ما بزرگترها بعضی وقتا با بچه ها بدرفتاری میکنیم اما بعضی بچه ها مثلا که عذیب
میکنن بزرگترها رو نه دیگه وقتا برنامه تمامه مرحمت عالی به برنامه آقای فلنگ سنت
توجه فرام خب
به پایان برنامه رستیم کامیرای دو زونبک بکن پایان خدافصی
خدافصی فید سه خدا نگهد دو
کجا رفتی قایم شدی؟ اگه تقایی منو نیست ببین خب گوش بده
ببین من دوست نمیخوام میخواد همکارم نشته
موسیقی
هم دم و هم راه مصریم
میگیم و میخندیم و
شادیم و سرخوش
دیگه تنها نیستیم
گل میدیم به رست هم با دل پایین
خوشیم
مذکرم از تای دل چرا نمیری خونه؟
آخه دلم تنگ میشه تنهایی؟
منم تنها
همه فکر میکنن فامیل من شهرستانه یعنی خودم بهشون اینجوری رفته
ولی من همیشگیر ندارم و اینی تو
کچی من دایناسورت بودم
چند خوردی؟
باشو باشو
خورد روی شلکت میخوشم
از مزنت بسکیوار پوزهش نه نه نه کتابای نرگست رو جا گذاشتن
میدونی افراد کادو بود ایه ایه ایشون نداره ایه نه اونکه دیگه بر
نمیگرد نمیکرد همینجا باشه الان من میکنم
با... دست کنید
چی میخوان؟ چی میخوان؟
چی
میخوان؟
بزرگ خالی بزرگ خالی بچه کی را بردی؟
باید یه پازو.
کما از بستگانشون هستی؟ آهان.
ناله نکن.
ناله میکنی، من گاسه میخونم.
چشماتو باکن بخند مثل همیشه که میخندی
بخندی حالت خوب میشه خون میدم از اینجا
برم دیگه هم بر نیمیگردم ببین من اصلا بچه بعدیم
تو رو ازیاد کردم من که اصلا دوست ندارم بیام تلویزیون مراجع
بشم
اون روز که همه دعوا می کردن تو خندیدی یادتی گفتی
بیا خب منم اومدم دیگه خانم خانت خود نشید میرم
نمی نداره میرم دوباره تقنام می شم ویدیو خود
تکیه تصور مدادی
این دیگه چی آوردی؟ نفته خب شاید سردت شد بچه جان چهل تا
بربری آوردی دست درد نکنه پنجه تا سنگک آوردی دست به شما درد نکنه این سوسه تند و
من چه کارش بکنم آخه؟ مایی زبشوری به چه درد من میخوره؟ این همه قند و شکر میخوام
چه کار بکنم؟ تخمه افتب گردون برای مریض خوب نیست آقا هفتاد تا کاغذ دستمالی عبادی
تو هر کدومش دیویست دا دستمال به چقدر فین بکنم آقا زنبور و مگست پدر منو در افراد
زندگی منو نوچ کردی اینجا دست درد نکنه نفتو میخوام چی کار کنم آقا نفت به چی درد
من میخوام چی گفته؟ خب شاید دلت خواست مریضی چه همیدونی چی میخوای؟ باید چی را؟
بله؟ ببخشید خانم فرستان آقای مارژین که این حالش خوف
میشه؟ آقای حالا خوش می اصلا نگران نباشین حالشون خوبه؟ جان آمیر جان
مرتب زنگ میزنن از ما میخوان که برنامه رو پخش کنیم هیچ
کس باور نمیکنه اینقدر برنامه گرفته اینقدر گرفته که حد نداره یادته؟ تو خودتن
باور نمیکردی همش ناراحت بودی گفتم نگران برنامه نباشی سلام
مامان بابا اومدن
بلادونه بیا، این هم از بابا که میگفتی سخت میگیره
حالش خوب شو دوستانش هم اومدن یه وقت جریه نکنی
بره بره چیه تو فکری؟ بچه که بودم
همیشه دلم خواست یه دوست داشته باشه یه دوستی که به آشق درد دل کنه یه دوستی که
اگه یه کار رو بدی کرده منو ببخشه اما هیچ کس رو نداشتم
میدونی خانواده ما ببین، چه میخواد چیزی بگی؟ چه فرقی میکنه آدم هزار
جور دوست و فامیل داشته باشه یا تنها باشه؟ مهم اینه که خودش خود باشه
بزرگ که میشیم، همه چی یادمون میره اول از همه بچه
که اون اون اولا وقتی یه بچه ای میدیدم میگفتم من
بهش محبت میکنم من رو در همه تنهایی بچه که هم بهش محبت میکنم
برای بچه از یه راه دو بلند شده اومده منو ببینه مخ من بعدشو گفتم ببین میدونی برای
چی؟ بعدش کردم نه میدونم میخواد دیگه خودمو گم کردن سلام اینشو شیطان کرده بسه
اینکه امروز حالتون خیلی به سره این گولم افتاده و بیرونه در خیمکن همون بچه براتون
آورده بود کدوم بچه؟ همون که تو برنامتون بود چقدر بامزد شما رو که آوردن اینجا
انقدر نگرام بود که نگو بیشتر از من خواب خورا
از اینجا هست؟
بگیر میدونی خود این بچه کده؟ من چه میدونم دوی گوشه است دیگه میری با همه دب
میزنیم دیگه مولایشو بیا مولایشو
بیا
باید براش میگم چرا اینکار میکنه این؟ باید صد رحمه دون یکی؟ بهتر خاله جا کجا
رفت؟ ترمینات، اوتوبوس، مصطفیت، منم میان
حالا بی خود و بی جد نفستیم اینجا که تو تو بکه میگن میخوای من برم بچه تو صحبتی
بکنم نه بذاریم یه خود تنها بکنم همش تقصیر من بود چقدر بی خودی به
این بچه تخمد چه گفتی؟ نه چیزی ما گفتیم دیگه حالا چی میگی تو این وسط؟
راستشو بخواییم میدینی؟ تقبیل همه من
منو به بشکولا بگو هر کجا که هستی امیدوارم خوش بخوش
هفت که ندیدم اید اومده بودم مذره مذره مذره
اگه روزی روزگاری
دوباره اومده اینجا آدرس ما یادت نره خیابان
جامعه جهانی خونه نرگستینان هم که بلدیم
دیگه ام خانم و بابا درواد نمی کنیم
خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی
خیلی خیلی
تو نرفتی؟ واقعا میخوایید دوا کنی؟ نه میخوام سرتو ماش
کنم خیلی خوب انکشان نداره
من میدونستم نمیره خب از اول ما چیز میکردی؟ بچه خوبی هست پس از خانم هست
آقای رارنده
آقای رارنده یالا بزن تو دننده بارا به سمت تهرون
میخوام برم تلویزیون بارا به سمت تهرون میخوام برم تلویزیون
من میشم هم خواه مجری هم دم و هم راه مجری
میگیم و میخندیم و شادیم و سرخوش ما سه بچه
ها داریم برنامه خوش میگیم و میخندیم و شادیم و
سرخوش دیگه تقنا نیستیم و میدیم به دست هم با دلهای
خوش
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.