Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
این فیلم دارای تعدادی سکانس مثبت هجده میباشد و به افراد زیر هجده سال توصیه نمیشود
..:: " Hedi " :ترجمه و تنظیم زیرنویس توسط ::.. ..:: " MILAD rainbow " :به سفارش و درخواست ::..
Gmail: Hedayatimh1999@gmail.com instagaram: @MH.metal & @hedayati_mh
" پسر رویایی "
خوش اومدین، امیدوارم دوباره برگردی پیشمون
حتما، ممنونم برادر
از دیدنتون خوشحالم
شماهم همینطور جناب
چیزی شده؟
هیچی
ما قبلا توی لیکچارلز زندگی میکردیم
ولی پدرم شغلی پیدا کرد که خیلی بابتش جابجا میشدیم
ما کنار دریاچه توی خیابون پوک زندگی میکنیم
خب، خوش اومدی ناتان و ممنونم ازت
بنظر نمیاد که بابات واسه شام بیاد خونه
ای پدر مقدس، به نام مقدس عیسی مسیح به حضور تو میآییم و طلب میکنیم
ما برای نیازهای دیگران که ازشون اطلاع داریم دعا میکینم
و ای پدرمقدس، همانطور که خودت هم میدانی
به ما شهامت و توانایی عطا کن تا شاهد و گواهی قوی برای تو باشیم
چرا نمیای اینجا بشینی؟
من کارای زیادی دارم انجام بدم علاوه بر تکالیفم
دیگه دارم دیوونه میشم
تو مجبوری کار کنی؟
یه سری کارای طاقتفرسا که برای بابام انجام میدم
من یه جلسه دعای دسته جمعی توی کلیسا داشتم
و این مقاله رو گرفتم تا به انگلیسی بنویسم
و منم نمیخام
من توی این کارا خوبم
هستی؟
من انگلیسی خوشم میاد
خب یکم دیر تر میام و تو میتونی کمکم کنی
راجب راه آهنه یه مقالس
من میتونم توی چیزای دیگه کمکت کنم، مثل ریاضی
من توی ریاضی خیلی خوبم
باشه
میبینمت
فعلا
آره میخام برم
من برادر ویل رو دوس دارم
من اونو بیشتر از راثفورد واعط دوس دارم (واعظ یا شبان به سخنوران و خادمان کلیسا میگن)
اون تنها کاری که میکنه راجب گناهکاران و رفتن به جهنم صحبت میکنه
خستم
کل روز رو داشتم میرقصیدم
باید اجازه بدی بیام تمرین کردنت رو ببینم یه وقتی
میخای یه سواری بریم؟
آره
احتمالا باید بریم
خیلی خب
مطمئنی همه چی خوبه؟
آره، داشتم تکالیفم رو تموم میکردم
موقعی که تو داشتی سخت کار میکردی
خانم جانسون میگه داری جهشی میخونی
قراره که توی انگلیسی عالی باشی
حتی اگه کوچیکتر از من باشی
من واقعا از چیزی نوشتن متنفرم
من خوشم میاد
کپی کردم World Book Encyclopedia من اینو از کتاب (دایره المعارف انگلیسی)
توی اینجا اطلاعات زیادی وجود داره
تو باید موضوعات مهمش رو گلچین کنی
فقط راجب موتور های بخار چطوره؟
خیلی خب
من فکرکردم شما پسرا ممکنه یچیزی واسه نوشیدن یخاین
ممنونم خانم
گمونم لازمه که خجالت بکشم
بابت گرفتن یه بچه ای مثل تو که توی تکالیف بهم کمک کنه
من انگلیسی رو با دانش آموزای نوجوون میخونم
اون فقط یه کلاس از تو پایین تره من بچه نیستم
چرا، من منظور بدی نداشتم
من فقط منظورم اینه که تو فقط یکم از من از کوچیکتری، فقط همین
من قدردان کمکت هستم
خوشت میاد اگه تابستونا اینجا زندگی کنی
خیلی بی سر و صدا و آرومه هیچکسی این اطراف پیداش نمیشه
توی جنگل قدم زدن مشکلی پیش نمیاره؟
آره، من همیشه میرم اونجا چن تا جای عالی اونجا هست
زمین مناسب چادر زدن تپه گورستان هندی ها
حتی خانه جنی ارواح و چیزای دیگه هم هس
بهت نشون میدم
شرط میبندم کارای بیستری هس که انجام بدی چون یه مزرعس
آره، همش توی فضای باز و دشت و دمنه
خوشم میاد
خودت چی ناتان؟
تاحالا قبلا توی مزرعه زندگی کردی؟
نه، ما قبلا بیشتر توی شهر زندگی میکردیم
ولی بابام ایندفه خاست اطراف و حومه شهر زندگی کنیم
پس چرا از اینجا نقل مکان کردین؟
هیچکسی به سنتفرانسیسویل نقل مکان نمیکنه
خب بابام یه کار پیدا کرد
اون توی شنندوا تراکتور معامله میکنه
تو مطمئنی خوشت میاد از اینکه این کارای مدرسه رو انجام میدی؟ نه؟
مشکلی ندارم، گمونم
متوجه نمیشم چطور کسی میتونه از مدرسه خوشش بیاد
شکست همیشه با توی خونه موندنه
پس تو همیشه زیادی توی خونه میمونی هان؟
ما میتونیم حلش کنیم
ناتان تقریبا وقت خابه، عزیزدلم
خوبه
ممنونم ناتان
میخای اینارو واسم نگهداری؟
هی ناتان
سلام
هی، بابام یه اسلحه جدید مارلین مدل 3030 گرفته
خیلی خوش دست و خال زنه
ما باید یه نگاهی به این آخرهفتمون بندازیم که بتونیم بریم شکار گوزن
قبلا شکار کردی ناتان؟
نه
تو باید بیای
حتی اگه هیچی نکشی شکار تفریح باحالیه
باید کل اخرهفته رو بزنیم بیرون و چادر بزنیم
منظورم اینه که ما حرف چادر زدن رو پیش کشیدیم
آره، همش حرفش زده شده
چون هیچکس نمیتونه اخرهفته رو از دست دوس دخترش فرار کنه
و بیاد با رفیقاش وقت بگذرونه
آره، معطل تو هستیم روی نظرت چیه؟
فعلا
میبینمت
بهت گفتم دارم میام یادت رفت؟
نه
جبر سادست، یاد میگیری که که از هردوطرف معادله کار کنی
خب فروشگاه بزرگ آقای ساویر جوراب میفروشه
شش جفت به قیمت 1.97 دلار
چند تا سکه پنج سنتی توی 1.97 دلار میشه
اگه تو چهارتا سکه 25 سنتی شش تا سکه 10 سنتی و یک پنی داشته باشی؟
خب اول تفریق میکنیم
بعد تقسیم میکنی رو پیدا کنی x تا مقدار
یه قبرستون اونطرف تر هست
میتونیم بریم اونجا؟
مطمئنی میخای بریم؟
میخام
خاندان کنیکات ها قبلا مالک کل این زمین بودند
چیزیه که مردم میگن
دو تا مزرعه کنیکات وجود داشت
یکیشون کلن سوخت و یکیشونم توی جنگل گم شد
چرا بهش میگن جاده پوک؟ (پوک در قالب اسم معنی کیسه و گونی هست)
جاده پوک راه دراز طولانی داره
احتمالا باید یه زمانی چن تا پوک وجود داشته اونجا
صبح کتابام رو بیار من میرم خونه
کجا رفتی؟
حومه شهر
یه قبرستونی اونجا هست
با خودت؟
نه با پسر همسایه بغلی، روی
اوه، اون پسر خوبیه
یه فیلم وسترن داره تلویزیون نشون میده
تو باید بیای با بابات بشینی ببینی
نه آقا
خیلی خب، برو بگیر بخاب
:رابرتز واعظ یوحنا فصل 13
آیات 21 تا 26
عیسی سخت مضطرب شد و شهادت داد
یک نفر از شما به من خیانت خواهد کرد
شاگردان به همدیگه نگاه کردند، گیج و درمانده و اسفناک شدند که منظور اون چه کسی میتونه باشه
یکی از شاگردان او کسیکه عیسی خیلی دوسش داشت
کنارش لم داده بود
یوحنا (جان) به سینه عیسی تکیه داد و گفت
استاد، اون کیه؟
عیسی پاسخ داد
این همان کیسی هست که لقمه را به او میدهم
بعد از اینکه اون رو در آب فرو بردم
پس لقمه را در آب فرو برد و به یهودا داد
پسر شَمعون اِسخَریوطی
بیایید دعا کنیم
یه لحظه میای؟
آره
بعدش چیکار میکنی؟
تکالیفمو دارم و یه کاری هم هس که باید انجامش بدم
شریک نمیخای؟
نه، من باید واسه مامانم نسخه پزشک بگیرم
اون منتظرشه
حالش خوبه؟
آره خوبه
میخای بیای داخل؟
لمسم کن
تاحالا اینکارو با کسی انجام دادی؟
قول میدی؟
قول میدم، تاحالا اینکارو با هیچکسی انجام ندادم
چون اشکالی نداره اگه فقط من و تو باشیم
سلام روی - سلام مامان -
سلام ناتان - سلام -
روی به من میگه تو از یجای دیگه اومدین اینجا
ولی واسه زندگی من نمیتونم به جایی فکرکنم
لیکچارلز
آره، ما قبلش توی اسلایدل زندگی میکردیم
و رودخانه مروارید
رودخانه مروارید شهر زیباییه
از اینهمه جابجایی خسته نمیشی؟
بعضی وقتا ولی فکرمیکنم اینجوری هم خوبه
خونوادت به کلیسای باپتیست توی کلینتون میرن؟
بله خانم
میدونی، ما میریم کلیسای هولینس توی جکسون
و فقط میخاستم بهت بگم
که بابات و مامانت و خودت
قدمتون روی چشم ماست همیشه
ممنونم خانم
خب، بهتره برم مراقب بابای روی باشم
پسرا اگه چیزی خاستید بهم بگین
ممنونم خانم خیلی از دیدنتون خوشحال شدم
منم خوشحال شدم از آشناییت
میخای امشب بریم یه دوری توی شهر بزنیم؟
باید از مامانم اجازه بگیرم
اگه بدونه قراره تو باهام بیای قطعا جوابش مثبته
هی مامان
خواهش میکنم خانم، من امیدوار بودم که شما به ناتان اجازه میدین
امشب با ما یه دوری بزنیم
خب، میدونی بابات دوس نداره اینور اونور برین
و ما امشب مراسم عشای ربانی کلیسا رو داریم
من مجبور نیستم ایندفعه بیام، نه؟
خب
نه
من و اون توی کلیسا برای یه شب کفایت میکنیم
ممنون مامان
ممنونم خانم، من قول میدم اون رو تا ساعت 11 برگردونم
آماده شو بیا پیش ماشین تا بریم
ناتان؟
بله مامان
پول احتیاج داری؟
پنج دلار گرفتم
میدونی، بابات اخیرا خیلی عصبی بوده
و من هرکاری کردم نتونستم کاری کنم که دیشب بتونه بخابه
اون استراحت نکرد
خب کجا داریم میریم؟
میریم تا رندی و بورک رو ببینیم
آبجو میزنی؟
آره
با خودت فکرمیکنی که میتونی راجبش سکوت کنی؟
دلخور نمیشم که تو آبجو میخوری، اشکالی نداره
سوالمو جواب بده
من میتونم راجبش سکوت کنم من میتونم راجب هرچیزی سکوت کنم
میریم شنا این جاییه که میخایم بریم
ولی من شنا بلد نیستم
میتونی منو تماشا کنی
!آره
سواری رو حال کردی؟ - آره صد البته -
راجبش چه فکری میکردی؟
خیلی ارتفاعش بالاس
بالاست، خیلی خب شرط میبندم اینکارو نمیکنی
شرط میبندم منم نمیکنم
من با تو ام، ناتان
من از اون قسمت بالا نمیپرم حتی
نیازی نمیبینم گردنمو بشکونم
خب من میکنم
!یوهو
خوشحالم که با ما اومدی اینجا، ناتان
تنهاش بزار، بورک اون شنا بلد نیست
خب شاید یاد بگیره اگه بیارمش ذاخل
اذیتش نکن، بورک منظورمو بگیر
اونقدر مرد هستی که همین الان بپری توی آب
یا اینکه مجبور بشم پرتت کنم تو؟
نمیخام منو پرت کنی تو - پس بهتره خودت بپری -
ازت میخام بزاری برم
تنهاش بزار! ولش کن
من اونو ننداختم توی آب
باید بندازم فک کنم
سواری عالی ای رفتی رفیق
بله همینطوره
چی فکر میکنی؟
بنظر میومد توی کل مسیر یچیزی تورو تحت نظر داشت همش
ایکاش میتونستم شنا کنم
بهت یاد میدم
دفه بعد، فقط خودمونیم
الان جایی کار داری بری؟
میخای بری فیلم ببینی یا هرچی؟ مشکلی نیست
اشکالی نداره؟
چی؟
بیا اینور اینجا
نه مشکلی ندارم
خب ماهم میتونیم یه موقعی بریم سینما
من هیچوقت سعی نمیکنم به کسی صدمه برسونم
تو به کسی صدمه نمیزنی
لمسم کن
از کجا یاد گرفتی اینطوری پیچ و خم کنی خودتو توی سکس هان؟
کی بهت یاد داده اینجوری کنی؟
!جوابمو بده
هیچکس
تو یه دروغگویی
نه نیستم
روی؟
روی، خواهش میکنم
هارلند
بیا پایین
ناتان
دارم با تو حرف میزنم، ناتان
میدونم بیداری چشاتو دیدم باز شدن
امشب خوش گذشت؟
بهتره جوابمو بدی وگرنه میام داخل
بله آقا
مامانت کسی بود که بهت گفت مشکلی نیس بری بیرون
من نبودم
شما پسرا کجا رفتید؟
شنا
تو هم رفتی شنا کنی؟
نه آقا
درسته، تو بلد نیستی
چشماتو باز کن، ناتان
به بابات نگاه کن
خابم میاد
چشاتو باز کن
هارلند
هارلند، اون بالا داری چیکار میکنی؟
دارم با ناتان حرف میزنم
بیا پایین تنهاش بزار، اون خستس
بزار یه لحظه سراغ ناتان رو بگیرم
یه چن لحظه دیگه میام پایین
تو بهم قول دادی اذیتش نمیکنی
بهت گفتم مشکلی نیست
میخام سراغشو بگیرم ببینم بهش خوش گذشته یا نه
تو نباید بزاری اون همینجوری بره بیرون
اون باید با ما بیاد به کلیسا
اون یکشنبه ها هم میتونه با ما بیاد کلیسا
بیا پایین
خواهش میکنم
بیا دیگه
اون بهت دست زد؟ اون بهت دست زد؟
ناتان؟
تو اونجایی؟
یکی دو بار بهت زنگ زدم
همه چی روبراهه؟
آره، همه چی خوبه
من یجورایی امیدوار بودم جمعه ببینمت
یه سری کارا بود که باید انجام میدادم
میدونم که یجای کار ایراد داره
چرا بهم نمیگی چی شده؟
چیزی شده؟
من کاری کردم؟
نه هیچی من باید خودمو برسونم خونه
روی، صبرکن
خواهش میکنم
!ناتان
!ناتان
!روی
برگرد
چن وقته اومدی اینجا؟
از بعد از شام
تو دیشب هم اینجا بودی
آره
من باید زودی برم داخل
پدرمادرم میپرسن کجا بودم
هی، اشکالی نداره، طوریم نمیشه
تو نمیتونی بیرون اینجا بمونی
بله، میتونم
تو باید بیای خونه ما
پدرمادرت منو میفرستن خونمون
حالا یه امشبو میتونی توی انبار بخابی یجایی نشونت میدم
با خونوادت دعوات شده؟
آره تو همین مایه ها
تو اینجا جات امنه، باشه؟
مرسی
صبح بخیر... خوابت برد؟
آره
فکرکنم مامانت بیداره چراغ آشپزخونه تون روشنه
من اینارو پنهون میکنم برو واسه مدرسه آماده شو، باشه؟
!از من فرار نکن
!ازش فاصله بگیر
راستی با بورک و رندی حرف زدم
اخر همین هفته میریم گردش
خیلی خب
چه عجب شما کونیای گون گشاد تنبل رسیدید اینجا
میبینم که مامان جونت اجازه داده که با ما بیای، خوبه
ناتان که بچه نیست
خب، کجا میخایم بریم؟
اینجا یه جاییه که هیچکس ازش خبر نداره عموم بهم نشون داد
یه پیادهروی طولانی و خوب توی جنگل خیلی دور از همه چیز
اینجا دیگه کدوم قبرستونیه؟ - میبینی -
میبینیم؟
ساکت شو بورک، از پیادهروی لذت ببر
!اینم مسافرتمون با این هوای عالی
هیچی نمیخای از خودت پذیرایی کنی؟
نه
موضوع چیه؟
یکم دیگه میخای؟
نه خوبه
خیلی خب وقتی خاستی بهم بگو، هم سفره
خیلیا تو این جنگل ها کشته شدن
الان شروع نکن، روی
نه، بی شوخی
دو تا مرد تابستون پارسال اینجا کشته شدن، مگه نه؟
درسته، دوتاشون
بدبختا اهل پریشباتنروژ شرقی بودن
یکیشونو پیدا کردن که وارونه آویزون بود و تخماشو بریده بودن
شما دوتا تخم حروما نمیتونین منو بترسونین
تو داستانای زیادی میدونی، روی مگه نه؟
نظرت چیه رندی؟ میخای داستانای ارواح رو بشنوی؟
هرجور راحتی
خیلی خب
خب یه مردی بود اهل مدسنویل که با یه دختری میرفت بیرون
اون نباید باهاش میرفت بیرون
چون زن داشت
اون نمیخاست شوهرشو ترک کنه چون اون یه مرد پولدار بود
و توی این عمارت بزرگ باهمدیگه زندگی میکردن
خب این یارو، جیمیهیکس تصمیم میگیره اون مرده رو بکشه
چون اون دختره رو میخاسته
خلاصه میرونه میاد سمت این عمارت بزرگ
با دروازه هایی مثل تقریبا دوبرابر اندازه خودش
و سه بار در میزنه
شوهر زنه میاد بیرون
و یه تبر کوچیک از پشتش میاره میارون
اون یارو سعی میکنه عجز و التماسش کنه ولی انگار نه انگار و چیزی عوض نمیشه
پس میچرخه و پا به فرار میزاره
و جیمی هم همینجور با اون تبر میزنه پشتش
و به همینم بسنده نمیکنه
همینجور تاب میخوره و میچرخه
و اون یارو رو تیکه تیکه میکنه و به قطعات کوچیک خردش میکنه
با آخرین حرکتش خیلی سریع دست رو میبره
حالا تصمیم میگیره که توی حیاط پشتی خونش دفنش کنه
پس میبرتش بیرون یه قبر میکنه
بدن تیکه تیکه رو پرت میکنه توش
بعد که کارش تموم شد یادش میوفته
دستای خونی و تموم انگشتاش
!تف تو روت بورک ول کن دیگه
ولی وقتی برمیگرده میبینه اون دست اونجا نیست
با خودش فکرمیکنه باید اونو دفنش کرده باشه
میره خونه، یه دوشی مگیره هرچی خون بهش پاشیده بوده رو میشوره
وقتی میاد بیرون سکوت مطلق میشه
یهو صدای در میشنوه
میره سمت چشمی در
هیچکسی نیس
یه لحظه فکرمیکنه ذهنش داره توهم میزنه
پس برمیگرده، میره تو تخت خاب
حالا، طرفای نصف شب
از خاب بلند میشه
نمیتونه نفس بکشه
دستشو دراز میکنه ولی هیچکسی اونجا نیست
روی گلوش سنگینی افتاده
سعی میکنه بلند شه
و میره سمت آینه کنار تختش
و یه دست میبینه که دور گلوشو گرفته
حالا، هر از گاهی، پلیس توی مدسنویل دو تا عاشق مرده رو پیدا میکنه
اونا حتی به خودشون زحمت نمیدن از کسی پرس و جو کنن
چون اونا خودشونم میدونن که این بخاطر نفرینیه که جیمیهیکس کرده
اینم از این تموم شد
هنوزم ترسیدی، ناتان؟
نه
میشنوی تو هم؟
توفان در راهه
بهتره یکم چوب بیشتری واسه آتیش جکع کنیم
زودباش
کمک لازم دارید؟ - نه، مشکلی نیس -
ناتان
داری به چی نگاه میکنی؟
هیچی به صدای باد گوش میدم
گوش میکنی، وحشیه
شبیه صدای یه آدم بود
بارون گرفت، زود باش
ممنون که منو اوردی بیرون اینجا
وقتی کوچیک بودم میومدم گردش
همیشه با بابام
دیگه فکرنکنم ازین برنامه ها بمیچینیم
من هیچوقت با بابام گردش نرفتم
من زیاد از بابات خوشم نمیاد
یه روز دیگه اومد توی انبار تا باهام حرف بزنه
یکم راجب تو حرف زد
اون گفت که پی برده که ما داریم دوستای خوبی میشیم واسه هم
اون خوشحال بود ازینکه تو میری بیرون
اون گفت که تو خیلی کم حرفی
توی رویاهات زندگی میکنی
خیلی توی خونه موندی
اون گفت که تو چیزایی میسازی که قبلا هیچوقت اتفاق نیوفتاده
فکرکنم پی برده که من میدونم کجا میری میخابی
برات مهم نیس که من همین کارو واسه تو انجام نمیدم؟
نه مهم نیست برام
مراقب باش، لیزه
حالا میریم اینور
بیا یکم استراحت کنیم
ما هنوزم اضافه بر این خیلی راه داریم واسه پیادهروی
خیلی گرمه اینجا
اره دقیقا
خب اینجا یکمی ترسناکه
مردم زیاد اینورا نمیان
وقتی کوچیک بودم عمو هبون منو میورد اینجا
!کجا؟ ریدن اینجا؟
تهش میخوره به یه مزرعه با یه خونه بزرگ
هیچکسی دیگه اونجاها زندگی نمیکنه
نه ممنون، هنوز نه
روی - نمیخام -
خوبه، بیشترش واسه خودم
بیاین بریم
این چیزیه که میخاستم بهتون نشون بدم
این یه خونه زراعتیه بابام راجب اینجا بهم گفته بود
یبار وقتی داشت شکار میکرد اینجارو دید
من هیچوقت نمیدونستم که اینجا هیچ مزرعه ای وجود داشته باشه
خاندان کنیکات ها مالک اینجا بودن
اونا با بعضیاشون که صاحب اینجا بودن قوم و خویش بودن
جاییکه تو زندگی میکنی، ناتان
اینجا باید خالی از سکنه و متروکه باشه
عموم "هبن" میگه که اون توی اونجا یه کتاب راجب ارواح اوئیزیانا دیده
اخرین نژاد خونی و تنی کنیکات از یه پدرو مادر که اینجا زندگی میکردن
توسط یکی از غلاماشون کشته شد
و اونا سرشو بریدن
افسانه ها میگن که اون هنوزم راه میره و دور تا دور اینجا دنبالش میگرده
عموم هبن بهم گفت که تموم خونواده هایی که اون زمان اینجا زندگی میکردن
یه اتفاق ناگوار و وحشتناک براشون پیش میومده
هنوزم بعد 30 سال داره اتفاق میوفته
روی، بنظرمیاد دوباره داری داستان ارواح تعریف میکنی
آره درسته
من میگم بریم از نزدیک ببینیم
!طبق معمول
بیا اول بریم بالا
!ناتان
!بیدار شدی ناتان
اون چیه؟
اون پایین چیه؟
این خونـه، مگه نه؟
بنظر میرسه
این چه بوییه؟
گوگرد
از کجا میدونی؟
میگن شیطان و اجنه بوی گوگرد میدن
اوه خیلی بامزه بود
!گوه خوردم
اون چیه؟
دیدیش؟
آره
من هیچی نمیبینم
خفه شو
اون اونجاست کجا؟ دیدیش؟
ناتان گوه زیاد میخوره داداش هیچی اونجا نیست
ساکت باش
نه مرد! اون میخاد مارو بترسونه حرومزاده بده من اون چراغ قوه رو
نه دست من باشه
زودباش رندی بیا بریم ببینیم چی خبره اونجا
زودباش
این واقعا داره منو مثل سگ میترسونه
واقعا چیزی دیدی؟
عموم بهم گفت یبار اینجا روح دیده
فکرمیکنی اون چی بود ما دیدیم؟
نمیدونم
ولی اگه روح باشه شرط میبندم همون پیرمردس
اگه کسی سرمو برید میخام برش گردونم
بیشتر از اینا ارواح وجود دارن
از کجا میدونی؟
...نمیدونم... من فقط
فقط انگار حس میکنم همه جور روحی وجود داره
داری سعی میکنی منو بترسونی؟
نه
ولی این مکان یه حسی میده که انگار آدم توش هست
تو اینطور فکر نمیکنی؟
نمیدونم
تاحا لا به یه جایی رفتی
جاییکه احساس کنی قبلا اونجا بودی؟
نه
تو حس میکنی قبلا اینجا بودی؟
نه لزوما
یجورایی نمیخام هیچوقت ترکش کنم
ناتان
چی شده؟
هیچی فکرکردم یچیزی شنیدم
احتمالا بچه هان
یادت میاد وقتی بچه بودی چیکار میکردیم؟
چی شده؟
مشکلی پیش اومده؟ داری چی میبینی؟
فکرکنم یکیو دیدم
نگاه نکن
نمیدونم چی داری میبینی ولی دیگه نگاه نکن
داری چیکار میکنی؟
پس این کاریه که شماها میکنین؟
گورتو از اینجا گم کن
میبینی رندی؟ - آره -
بنظرمیاد روی خیلی خوب کیر ساک میزنه
!یا خود مسیح روی، تو اینکارو باهاش میکنی؟
!برو گمشو
ناتان
من دیدمت، روی کیرتو گزاشت توی دهنش
وقتیکه جلو روت زانو زده بود
تو هم کیرشو ساک میزنی؟
اون چنین کاری نکرد اینطوری نبود
بله، اتفاقا بود
دوس داری انجامش بدیم؟
تو هیچ جایی نمیری
!یا عیسی مسیح
یا مسیح! اون مرده، مگه نه؟
اگه دستم بهت برسه بورک
فکرمیکنی همونطوری که بورک گفت اتفاق افتاد؟
من به هرچیزی که بورک گفته اعتماد ندارم
ادامه بده، همین الان
اون اینجاست، آقای دیویس
با آنان زندگی کن
و آنان قوم او خواهند بود
و او خدای آنان خواهد بود
و خداوند همه اشک همه شان را از چشمشان پاک خواهد کرد
و دیگر مرگی نخواهد بود نه غم و اندوه و نه جرم و جنایت
دیگر هیچ درد و مشکلی وجود نخواهد داشت
چون چیزهای قدیمی از بین رفته است
و آن کسیکه بر تخت پادشاهی نشسته بود گفت
اینک، من همه چیز را از نو میسازم
!ناتان
☹ امیدوارم از تماشای فیلم لذت برده باشید ☺
Hedi ترجمه و تنظیم زیرنویس توسط Gmail: Hedayatimh1999@gmail.com instagaram: @MH.metal & @hedayati_mh
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.