Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
:.: تقدیم به تمامی دوستداران سینما :.:
✄ Classic Cut: #16 Cut-Throats Nine
~Enjoy!
ترجمه و زیرنویس از مرتضی ریواز و محمد ریواز
||نه آدمکش||
سالهای خیلی زیادی از
.روزی که من به «گولدن سند» رسیدم میگذره
.کلی کار که از کار گذشته
هنوز میتونم بهخاطر بیارم چقدر .اون معدن متروکه بهنظر میاومد
.چهار خونه گمشده در گوشهی گمشدهای از دنیا
واقعا نمیتونم بگم خاطرات خوب زیادی از
اقامتم در اونجا دارم اما یک ،چیز حتمیه، در گولدن سند
.بخش مهم بزرگی از من دفن شده جا موند
نمیدونم هر چند وقت خواب ترک کردن معدن رو میدیدم
.دائما در ذهنم بود
،بعد بالاخره دقیقا نیم ساعت پیش
.همهچیز پشت سر من بود
ما همه بخش و قسمتی از یه تله موش بزرگ هستیم
،شاید بتونیم خارج بشیم اگه سعی کنیم
اما من شکهای خودم رو دارم که هرگز از
400مایل بین اینجا و فورت گرین عبور کنه
کارگردان خواکین رومرو مارچنت
."دیک پترسون"
بهقدری مرتکب جنایت شده که توسط قانون
،به دسته زنجیربند تا ابد محکوم شده اما دکترها میگن که تا ابد
.حدود شش ماه در بیرونه
."جو فرل"
."ال کومانچرو"
.بیرحم، تشنه خون، خونسرد
اون با کندن پوستسر برای سرخپوستها شروع کرد و کارش به
کشتن برادران خودش و بقیه همنژادهاش کشید
.تا ابد در دسته زنجیربند
."اسلیم"
.یه مار
.یه خائن از پشت خنجرزن
.تا ابد در دسته زنجیربند برای قتل
."ری بروستر"
.مشعل
.آتش افروز، دزد، قاتل
.تا ابد در دسته زنجیربند
.توماس لاورنس"، تام شیک پوش"
قمارباز، اخاذ، جعل کننده و طبیعتا، قاتل
.اعمال شاقه تا ابد
،جان "راسو" مکفارلند محکوم به دسته زنجیر بند تا ابد
.برای دزدی، تجاوز و قتل
.یک خصیصه خوب داره
.اون احتمالا دیوانهست
."دین مارلو"
،هیچکس نمیدونه اون به چه جرمی زندانی شده
.اما حبس ابد و اعمال شاقه گرفته
هی، کی قراره واگن لعنتی رو نگه داری؟
.من بدجوری باید بشاشم
!تو شلوارت کارت رو بکن
.دستور تکمیل شد، سرباز
مهم نیست چه اتفاقی میوفته، شلیک نکنین
داری درمورد زندگیت فکر میکنی، "پترسون"؟
درست قبل از اینکه بمیری کل زندگیت از جلوت رد میشه
.جرقههای بزرگ و درشت
.خودت گفتی
تو از کجا میدونی؟
.تو قبلا هیچوقت نمردی
.طناب دور گردن من بود
پس من اون جرقهها رو خوبم دیدم، به کثیفی زندگی
."به کثیفی زندگی تو، "پترسون
آخرین دقیقه اونها حکم رو به حبس ابد اینطوری تغییر دادن
.اون بدشانسی بوده
.آره، درسته
.و این بدترینه
!سلام به شما، دوستان، سلام
بادی" پیر زمان" زیادیه اینجا منتظر بوده
.صداتون درنیاد
.یه زمزمه هم نه
واسه چه کوفتی انقدر لفتش دادین؟
کل معدن رو خالی کردین، هان؟
نه، چیزی برای ترسیدن ندارین، سرباز
،باید درک کنین، هر چند
.تنها چیزی که ما بهش علاقه داریم طلاست
،حالا، اون رو به من بدین و افرادت آزادن تا برن
!تا طلای بیشتری برای من بیارن
درست نمیگم، خانواده؟
.دیگه شلیک نکنین، بچهها
!اونها آدمهای خیلی خوبی هستن
!وایسین
نمیخوام دیگه به این حرومزادهها تیراندازی کنین، میشنوین؟
.پیاده بشین
.خلع سلاحشون کن
.پسر من، کوچکترین
!حالا دست از سر اونها بردار، بابا
!خوب من رو شرمزده میکنی که تو رو همراهمون آوردم
.دندونهاش، اول باید دندونهاش رو چک کنی
.گروهبان
آه، اونها کی هستن؟
.دسته زنجیربند، در معدن کار میکنن
.داریم اونها رو به فورت گرین میبریم
و، آه، طلا؟
."ما طلایی نداریم، "بادی
.میدونی، تو اغلب اوقات از ما دزدی کردی
!ای دروغگوی لعنتی
!ترنس"، اون طلا رو پیدا کن"
!پیداش کن، میشنوی؟
،شما سگهای اون تو دارم ازتون میپرسم طلا کجاست
.تو، بیا پایین
کجاست؟
.این تو رو بگرد
.بابا، اینجا هیچی نیست
،ما ماهها اینجا صبر کردیم، در وسط گرسنگی
،سرما و بلایا و چیزها و میخوای بدونی چرا؟
.چون انتظار داشتم طلای شما رو بدزدم
.حالا خیلی خوب گوش کن، پسر من
تو برمیگردی به معدن، و به رئیست میگی اون بهتره
تمام اون طلاها رو بفرسته وگرنه !من کل رفقات رو اینجا میکشم
و بعد من به اردوگاه حمله میکنم
!و با خاک یکسانش میکنم
.راهشون بنداز، پسر
!سفر خوبی داشته باشین، دوستان
!موفق باشین و خدا رحمتتون کنه
!هو
!هو
ما باید بریم بیرون، هیچ انسانی !نمیتونه اون اسبها رو متوقف کنه
زنجیر؟
!هوی
!وایسا
!هو
.وقتی بهت گفتم بپر
!هو
!یالا
."کتی"
تو حالت خوبه؟
.بله
.بجنب
.پامه
.شکسته، بدجوره
.نگاه کنین
اون به چه دردی میخوره، گروهبان؟
.هیچکس از این زنده خارج نمیشه
،"واگن نابود شده و "اسلیم .اون نمیتونه یه اینچ هم راه بره
ما رو آزاد میکنی؟
.همین شکلی میرین
."تو هم قرار نیست فرار کنی، "براون
،انتظار دارم خیلی زود مردنت رو ببینم
.و دخترت قبل از تو میره
من باید ما رو برسونم به فورت گرین، فکر کنم با اونهایی که زنده میمونن
.از دستورات پیروی کنم
آذوقهها رو روی اسبها بار بزنین
.و آمادهی حرکت بشین
.حالا، راه بیوفتین
اسلیم" چی؟"
.نوبتی اون رو به دوش میکشین
.یه فکری در اون مورد دارم، گروهبان
پیش خودت نگهش دار و .کاری که بهت میگن رو بکن
.فرض کن نکردم
.اونوقت یه گلوله در شکمت میکارم
جدا کردن تو و زنجیرت اصلا سخت نخواهد بود
.دقیق فکر من همینه
.اینکار رو با "اسلیم" بکن
.واگن رو خالی کنین
♪ خوکی به اسم براون ♪
♪ اون رو درست پشت سرمون پیدا خواهی کرد ♪
♪ تا فورت گرین یا یه شهر کوچک ♪
♪ ،مایلهای طولانی سخت ♪ ♪ شبهای طولانی سیاه ♪
♪ که اون خیلی سعی میکنه تا تحمل کنه ♪
♪ اما اگه چشمک بزنه یا پلک بزنه ♪
♪ فورت گرین رو فراموش کن، اون فقط کود میشه ♪
♪ اوه عزیز من، اوه عزیز من ♪
♪ اوه خوک عزیز من به اسم براون ♪
♪ اگه اون پشتش رو به هر کدوم از ما کنه ♪
♪ اونوقت گروهبان سرنگون خواهد شد ♪
.من میترسم، بابا
.ما هیچوقت نمیرسیم
♪ تنها خدای بالای سر میدونه چرا ♪
♪ اگه میتونی جوری که با ♪ ♪ ما رفتار میکنی رو ببینی ♪
♪ پس مراقب باش چون براون تو خواهی مرد ♪
♪ اوه عزیز من، اوه عزیز من ♪
♪ اوه خوک عزیز من به اسم براون ♪
♪ همیشه اون رو پشت سر ما پیدا خواهی کرد ♪
♪ مثل یه لاشخور که چرخ میزنه ♪
.وایسین
.شب رو اینجا اتراق میکنیم
.شیکپوش
به من کمک نمیکنی؟
.یک راه هست تو میتونی کمک کنی
.آره، تمام کاری که باید بکنی اینه که بمیری
.این آذوقهها رو تقسیم کنین
.باید 6 روز دووم بیارن
.تو قبل از اون میسوزی
.آمین
کار کی بود؟
.بهتره حقیقت رو بهم بگین
کار کی بود؟
.اون به هر حال میمرد
.قمه رو بده به ما
کی بود؟
.اون یه بار سنگین بود، غیر ضروری
.آره، بود و هست
جنازه هنوز هم باید به دوش کشیده بشه تا اینکه یکی از شما
.تصمیم بگیره تا حرف بزنه
.با یه پتو اون رو بپوشونین و راه بیوفتین
.هو
.هو
.اون یه پای شکسته داره، بابا
شما پسرها تا حالا خرس شکار کردین؟
فقط یکی از تولهها رو میگیرین
و از یه پنجه آویزونشون میکنین تا داد بزنه
،و بابا خرسه گوش میکنه
،صبر میکنین تا اون نزدیک بشه
.و بعد خیلی خوب دخلش رو میارین
دین"، اگه بخوای میتونی یه" ،توله خرس رو به دام بندازی
.اصلا بدون هیچ دردسری
.اون به تو اعتماد میکرد، فکر کنم
.دستهای من یخ زدن
همین حالا نصف زندگیام رو میدم
.برای یه بشکه ویسکی خوب
،اگه نصف زندگیات رو بدی
.وقتی برای نوشیدنش نخواهی داشت
آذوقه هم همین بود و بس، گروهبان
.بهتون گفتم شش روز، پس فردا میشه
دقیقا فکر میکنی چقدر میتونی در هر حال به آدمها فشار بیاری؟
.درست تا فورت گرین
.بر پا
.هی، صبر کن
.تو برو جلو
.هیچوقت با یه مادیان موفق نمیشه
!بجنب
!برو بالا
.بجنب
!بجنب
!یا
!آره
!برو بالا
.دوباره هیچوقت انقدر نزدیک نشو
شنیدی؟
کتی"، هیچوقت من رو میبخشی؟"
برای چی؟
.هیچ راه دیگهای نبود
...ما نمیتونستیم جدا بشیم، پس
.من برای همهی این احساس مسئولیت میکنم
.اشتباهات من همیشه روی سر تو آوار میشن
.تقصیر تو نیست
.منظورم اینه، کل اتفاقاتی که افتاد
من هیچوقت نباید تو رو از
.گولدن سند میبردم
.من خوشحال بودم که کنار تو باشم، بابا
،اون بارها به من التماس کرد
،تا ما بساط رو جمع کنیم و اونجا رو ترک کنیم
.اما من هیچوقت گوش نکردم
،آخرین تولدش رو یادته
اینکه اون انقدر خندید که نمیتونست
همه شمعها رو فوت کنه و ما باید بهش کمک میکردیم؟
.من فقط یادمه اون خیلی جوان مرد
.و اینکه یکی از اون مردها اون رو به قتل رسونده
.اون رو از اونجا بیرون کنین
.یالا، انجامش بده
.اون دچار یه حادثه شده
.آره، فقط یه جرقه کوچک و، بوم
.اون کامل خاکستر شده و بو میده، گروهبان
.فقط یک ضربهی قمه و اون کارش تمومه
انتظار داری افراد یه بار گندیده رو به دوش بکشن؟
.قمه
.تمومش کن
!طلا، این طلاست
!بذار من ببینمش
!نگاه کن
!طلا، این طلاست
این حقیقت داره؟
!طلاست
!دیگه کافیه
.زنجیر از طلاست، گروهبان
.تو درمورد این میدونستی
شرایط شما به همین شکل .باقی میمونه، طلا باشه یا نه
.تو درمورد این میدونستی
!"تو یه مار کثیف هستی، "براون
.تو دستور نداشتی تا ما رو جایی جابهجا کنی
تمام کاری که میخواستی بکنی این بود که اون طلا رو بدون
دزدیده شدن جابهجا کنی، درسته؟
میتونست به قیمت جون ما تموم بشه، گروهبان، میدونی؟
من تو رو ریز ریز و تکه تکه میکنم
.قبل از اینکه این قضیه تموم بشه، گروهبان
.قسم میخورم
.دیگه وقت رفتنه
اگه نخوایم چی؟
.تنها میریم
بدون طلا؟
.اوه نه، من طلا رو میبرم
.تو و دخترت نمیتونین این بار رو حمل کنین
.حتی یک یا دو مایل هم نه
حالا تو به همهی ما نیاز داری، گروهبان، مگهنه؟
.اشتباه میکنین
میتونم تمام طلاها رو با جنازههای گندیدهتون دفن کنم
.و بعدا بیام دنبالش
.تو اینکار رو نمیکنی
کسی میتونه جلوم رو بگیره؟
تو خیلی دوست داری اینکار رو بکنی، مگهنه؟
تو از معادن آوردیمون .بیرون تا ما رو به قتل برسونی
تو هنوز مطمئن هستی یکی از ما زنت رو کشته، مگهنه؟
.بریم
.من یه قدم هم از اینجا برنمیدارم
.درسته
.گفتم راه بیوفتین
اون یک نفر رو از .لیستت کم میکنه، گروهبان
خودم هم بهتر از این .نمیتونستم انجامش بدم
.تو مجبور نبودی اون کار رو بکنی
راه میوفتین؟
."من واقعا مجبور بودم، "کتی
.این تنها راهیه که ما میتونیم به فورت گرین برسیم
،برای اینکه مطمئن بشی انتقام میگیری
.باید چهار مرد بیگناه رو بهقتل برسونی
.هر یک از اون مردها لیاقت چوبهی دار رو دارن
من فقط امیدوارم هیچوقت مجبور نشی .ببینی اونها چه کاری میتونن بکنن
.اگه من رو به دام انداختن
.من دیدم چه کاری از تو برمیاد
یه ماموریت به من سپرده شده
.و من تکمیلش میکنم
.شروع به دروغ گفتن به من نکن
.حالا میدونم چرا اون کار رو کردی
از کی داری دفاع میکنی؟
همهی اونها یا یکی به خصوص؟
...درسته، همه، و
.یکی به خصوص
.دیگه بیشتر از این نمیتونن تحمل کنن، رئیس
.مراقبتر باش
.این فرصت ماست
.حواس لعنتیتون رو جمع کنین
.شنیدی چی گفتم
.حالا مراقب خودت باش
.هی
.اون رو نگاه کنین
.همین کفایت میکنه
دارین کار رو براش .خیلی آسون میکنین تا بمیره
.زیادی آسون
.من میخوام اون خیلی آروم بمیره
.آره
.مثل کاری که بقیهی ما داریم میکنیم
.اون رو تنها بذار
داری پشت اونها درمیای؟
.گفتم اون رو تنها بذار
!اوه، دختر اونه
!نه
!نه
ترجمه و زیرنویس از مرتضی ریواز و محمد ریواز
.زنجیر خدازده
ما هیچوقت از شرش خلاص نمیشیم؟
.غر نزن
.تا اینجا شانس با ما بوده
.و تو به اندازه کافی مشروب خوردی
.تنهام بذار
."حالا تو به من نگاه کن، گروهبان "براون
.آره، یکی از ما زنت رو به قتل رسوند
حالا ما مطمئن میشیم که ،حسابی ترتیب تو داده میشه
."از این بابت مطمئن باش، "براون
.چون مردی مثل تو هم لیاقت یه حکم رو داره
دوست داری بدونی کی زنت رو به قتل رسوند؟
تو بدون اینکه هیچوقت .بدونی میمیری و دفن میشی
حتی اگه طلا باشه، من نصف این زنجیر رو برای
.یه تکه نون خوب میدم بره
،آره، خیلی زود میخوای کلش رو بدی بره
.فقط تا مجبور نباشی اون رو به دوش بکشی
.هنوز دختره رو نگه داشته
مشکل اون چیه؟
.انگار که دیوونه شده - بس کن، میشنوی؟ -
چرا اون رو آزاد نمیکنی؟
.آروم بگیر
.حالا بذار ببینم
ما حدودا اینجاییم و اونها کوههای رودخونه سالمون هستن
.درست پشت فورت گرین
.این خیلی ریسک داره
.ما ممکنه به یه گشت سرگردان برخورد کنیم
.بهتره بریم طرف دیگه
.سمت لویستون
.اون راه زیادی طولانیه
نیرویی برامون نمونده
."تا انقدر دور برسیم، "ری
یه مایل فاصله از فورت یه "مزرعه هست، "اسنیک کالدول
.شب وارد میشیم
،اونجا میتونیم از شر این زنجیرها خلاص بشیم
.و چندتا اسب و تفنگ بگیریم
.سپیده دم راهی بشیم
دیوونه شدی؟
همیشه اون اطراف سرباز هست که مشروب میخورن
.برای سربازها خیلی بد شد
شیطونه میگه بکشمت
،ولی مادامی که ما به این زنجیر بسته شدیم
.جون هر کدوم ما به جون بقیه بستگی داره
.بخوابین زمین
تو هیچوقت با یه هفتتیر بیشتر از سه فیت شلیک نکردی
.اندازه یه میز بیلیارد
به یاد دارم یک بار در سن فرانسیسکو
به یه رستوران با رومیزیهای سفید رفتم
کل مکان بوی مرغ سوخاری میداد
من اردک پرتقالی خوردم
.رام خشک
.دهنت رو ببند قبل از اینکه برات ببندمش
.نیروتون رو نگه دارین، آقایون
.کلی راه برای رفتن داریم
.من همیشه رویای خرپول مردن رو داشتم
.و فکر کنم فرصت کنم انجامش بدم
،غمت نباشه، من چشمهات رو میبندم
و تو رو از اون وزنی که به .دوش میکشی خلاص میکنم
.سعی کنین بخوابین، پسرها
.مرده
.من هنوز سه گلوله دارم
.وقت بیشتری با اون نسوزون
.یک بار دیگه اونطوری کن و دخلت رو میارم
.وایسا
.بذار همینجا تموم بشه
خیلیخب اما بار اضافی عقب جا میمونه، میدونی؟
.درسته، تو باید اون رو همینجا ول کنی
.اون دیگه به درد ما نمیخوره
.دستورات رو من میدم
از کِی؟
فقط فکر کنین قدرت تفنگ .به اون برتری میده
!تمومش کنین
سعی دارین همدیگه رو بکشین؟
!دست نگه دار
.میکشمت
شنیدی چی گفتم؟
!تمومش کن
!تو دیوونه شدی
،به خودت مسلط باش، احمق .وگرنه همهمون میمیریم
قصد دارم در اولين فرصتی .که گیرم بیاد اون رو بکشم
اون ترتیب راسو رو داد، مگهنه؟
.ما باید کنار خطوط راهآهن باشیم
اگه از من بپرسی، ما به اندازه .یه مرد کور توی شهر گم هستیم
ما حداقل برای چند ساعته که
.داریم دور خودمون میچرخیم
.تنها راه این یکیه
و اگه همهمون از تشنگی نمیریم، فردا .میرسیم اونجا
دقیقا هر چند وقت قطارها از اینجا رد میشن؟
،نگران نباش، پسر .باید بیشتر از یکی در کار باشه
.من دوام نمیارم
.ریل
.اونجا
باید قبل از اینکه یه قطار رد بشه .به تونل برسیم
من سوار اون قطار میشدم
وقتی میتونستم مثل یه مرد آزاد .پاهام رو دراز کنم
.عجب فکر خوبی داری
.همهمون بهزودی آزاد میشیم
وقتی اون ترمزبان ما رو ببینه .قطار رو نگه میداره
.غمت نباشه
،در اون تونل تاریک .هیچکس نمیتونه ما رو ببینه
،ما فقط جدا میشیم .همین، آزاد، نه
.ما هیچوقت کاملا آزاد نمیشیم
.همین برنامه رو دارم
ما میرسیم به .مزرعه و تموم
طلا آخر سر ما رو تا .سر حد مرگ خفه میکنه
.همیشه احساس بردگی بهش میکنی
.یه برده پولدار، ولی
برای مردهایی محکوم به جهنم مثل ما .زنجیر در کار خواهد بود
.اینجا منتظر ما بمون
.امیدوارم چرخها از روی زنجیرها سُر نخورن
.ممکنه ما رو با خودش بکشونه
.ما آزادیم
به عاشق رمانتیک ما و زنش نگاه میکنین؟
.یه شرطبندی بده
.هیچوقت اون رو دست به سر نمیکنه
خب من کمک میکنم وقتی .گلوی اون رو میبرم
کتی"، تو فکر میکنی" ما همه مثل همیم؟
چرا این سوال رو میپرسی؟
ری" داشت میپرسید تو" .چرا دنبال ما اومدی
خب من فکر کردم .تو اینکار رو برای من کردی
.نمیدونم چرا اینکار رو میکنم
میتونه برای تو باشه، یا .چون از بقیه متنفرم
زمانهایی هست که فکر میکنم .اگه میمردم بهتر بود
.کلا گیج شدم
.و خسته
.بهزودی عوض میشه
.تقریبا تموم شدهست
کجا برای تو تموم میشه؟
.مطمئن نیستم
اون طلا بدجوری نزدیک بود .به قیمت جونمون تموم بشه
امیدوارم از حالا به بعد .ما رو تامین کنه
."فکر میکردم تو فرق میکنی، "دین
.میکردم
برای دزدی که نکردم .رفتم زندان
.و فکر کنم این طلا رو طلبکارم
،بهاش رو پرداخت کردم .با آزادیام
این مزرعه، بهنظرت حالا چقدر فاصله داره؟
سه روز، اگه اون تصمیم نگیره .برعلیه ما بشه
من هنوز فکر میکنم ما بهتره .نزدیک فورت گرین نشیم
خب من نشنیدم کسی .نظر تو رو بخواد
."درست نیست از ما جدا بشی، "ری
.ممکنه در تلاش برای رسیدن کشته بشی
مطمئنا حیف میشه اون طلا .رو از دست بدی
.موش کثیف
!هی
اون مارزنگی یهراست از اینجا در رفته
.با کل اذوقههامون
.بهتره بگیریمش
.هیچوقت نمیتونیم بگیریمش
.اون وقتی ما خواب بودیم فرار کرده
.بهتره به راهمون ادامه بدیم
بدون هیچ غذایی؟
.نه، هیچوقت دوام نمیاریم
.وایسا
.زندانی لعنتی رو حتما یه حشره نیش زده
.مردیکه دیوونهست
.طلاست، بابا
.حق با گروهبان بود .اونها واقعا ما رو فریب دادن
!بدهش اینجا
.هیچکس "بادی" پیرمرد رو فریب نمیده
!پا شو
پسرم، وقتی من شما پسرها رو ،زنجیر کشیده در واگن دیدم
.دلم براتون سوخت
دوستهات حالا کجا هستن؟
!بهتره جواب بدی
.این راهش نیست، پسر من
.تو با یه مرد اینطور رفتار نمیکنی
!خیلیخب، حرف بزن
.اونها در مزرعه هستن
.اونی که نزدیک فورت گرینه
!داری دروغ میگی
.اونجا پر از سربازه
واسه چه کوفتی باید برن اونجا؟
اونها به یه واگن نیاز دارن .و اینکه پابندهاشون رو دربیارن
تو شانس خیلی خوبی آوردی، من مطمئن میشم تو از مال خودت
بدون نیاز به اینکه اون .همه راه بری آزاد بشی
بابا، من میتونم نسخهاش رو بپیچم؟
.اوهوم
.نه
نه تا زمانی که کامل مطمئن بشیم .اون حقیقت رو میگه
موندم چه اتفاقی در مزرعه میوفته
خب، "دین" میتونه سعی کنه ما رو به قتل برسونه
.همونطوری که با راسو تا کرد
.ممکنه بکنم - .یا من میتونم اول دخلش رو بیارم -
یا ما میتونیم همدیگه رو .برای طلا بکشیم
یا میتونیم شروع به رفتار کردن مثل انسانهای باهوش بکنیم و
سعی کنیم به همدیگه کمک کنیم .تا زنده بمونیم
.آره
مگه اینکه چیزی رو پیدا کنیم .که هیچکس دنبالش نمیگرده
.زندگی پر از شگفتیه
چرا نمیای نزدیک آتش؟
همهی ما چیزهای وحشتناکی .رو پشت سر گذاشتیم
،اما چه دوست داشته باشی چه نه
.زندگی تنها چیزیه که داریم
چیز زیادی نیست، مگهنه؟
امروز صبح میتونستم ببینم .کم مونده بود چیکار کنی
.تو اشتباه میکنی
من فقط منتظرم تا .مردن همهتون رو ببینم
.این حرف رو نزن
.تو میدونی من چه حسی دارم
،"تو کارهای زیادی کردی،"دین
.اما به خودت دروغ نگو
در من تو فقط احتمال .یه راه خروج رو دیدی
.بله
.اولش، بله
.و حالا دیگه برای همهمون خیلی دیر شده
فرز باشین، پسرهای من، ما یه !سفر سخت به فورت گرین داریم، پسرها
با این پا اون پا کردن هیچوقت .اونجا نمیرسیم
!راه بیوفت، تو
.بهتره دست بجنبونی، بابا
باید قبل از اینکه به .اون مزرعه برسن اونها رو بگیریم
،اگه بیش از حد از اسبها کار بکشیم .پسرم، هیچوقت به اونجا نمیرسیم
.خب، اونهاشش
بهگمونم بهتره صبر کنیم .تا اینکه تاریک بشه
فکر میکنی "کالدول" ما رو به جا میاره؟
مادرت هم نمیتونه .تو رو به جا بیاره
.شب بخیر
.یه بطری ویسکی
.دو دلار برات هزینه داره
.هیچکس ازت هزینه رو نپرسید
ورق بازی میکنین یا نه؟
."آروم بگیر، "کالدول
.پول همهاش رو میدیم
من تو رو از کجا میشناسم؟
.من و تو یه گپ دوستانهی طولانی زدیم
.خیلی وقت پیش
به یاد نمیاری؟
چیزی برای خوردن داری؟
.هیچی، خیلی دیروقته
مطمئنی؟
.برو یه نگاه بنداز
شما پولی دارین؟
.کالدول" میخواد شما رو ببینه"
این کافیه؟
.شاید تو باید دقیقتر نگاه کنی
.طلا هستن
.طلاست، درسته، گروهبان
.طلای خالص
فکر میکنی کفاف هزینه همهچیز رو کنه؟
.یه بطری دیگه برامون بیار
اون رو از کجا آوردین؟
.به تو ربطی نداره
کالدول"، ما به یه واگن و" .شش اسب بزرگ قوی نیاز داریم
و ما یه تکه دراز خوشگل از این زنجیر اینجا
.باهات تاخت میزنیم
میتونی اینکار رو بکنی؟ - .اوه، نه -
شما آقایون من رو تا فورت گرین .همراهی میکنین
شما چندتا جواب برای .چندتا سوال پیدا میکنین
برای چی، گروهبان؟
.ما قبلا اونجا بودیم
.یه چاه مستراح گندیدهست
.بیخیال، گروهبان
اوضاع رو پیچیده نکن، هان؟
.یه سیگار بزن
مگه دوستهای من یه بطری سفارش ندادن؟
میتونی یه واگن به ما بدی، "کالدول"؟
.ندارم چیزی - .داری دروغ میگی -
.قسم میخورم
چرا مکان رو نمیگردین؟
شما پسرها این رو شنیدین؟
.ما باید شب رو اینجا صبح کنیم
اما حدودا هشت صبح واگن
.از فورت گرین میاد تا آذوقه بگیره
درسته، "کالدول"؟
،بجنبین، پسرها .یه نوشیدنی با ما بخورین
.گروهبان
،آره .خوشحال میشم
♪ اوه عزیز من، اوه عزیز من کلمنتاین ♪
.یه جرعه از اون به من بده
.حقیقت داشت
.آغل مسلما خالی بود
.ما فقط همچنان منتظر میمونیم
فقط دو ساعت قبل از .سپیدهدم مونده
!کافیه
سربازها چی؟
.از شرشون خلاص میشیم
دیگه چیکار میتونیم باهاشون بکنیم؟
ما حتی هنوز در حال رد ،شدن از مرز هم نیستیم
.باید از شر ارتش خلاص بشیم
.بیاین ببندیمشون و بذاریمشون توی آغل
،تا زمانی که اونها پیدا بشن .همهمون اون طرف خواهیم بود
.خیلیخب، پسرهای سرباز
.وقتشه یهخرده بخوابیم
.اوه، هنوز زمان هست
اوه، مهمونی تازه .داره شروع میشه
!شنیدین چی گفتم
!برین بیرون
.بیرون
.خیلیخب، دارم میرم
♪ اوه عزیز من ♪
♪ اوه عزیز من ♪ - !تکون بخور -
♪ اوه عزیز من کلمنتاین ♪
یه پیک چطوره، به سلامتی جدایی پیشرومون؟
برنامه داری چیکار کنی؟
.راستش رو بگم، نمیدونم
اون با تو میاد؟
.بله
.فکر کنم تو اشتباه میکنی
.به تو ربطی نداره
."بهگمونم فراموش کردی، "کالدول
اما من و تو باید یه حساب .قدیمی رو تسویه کنیم
سه سال پیش من از اینجا رد شدم و .یه بطری جین خواستم
.پنج دلار روی پیشخوان گذاشتم
.بیخیالش شو
!من حوصلهام سر رفته
و حرف زدن با یه دوست قدیمی چه عیبی داره؟
و من و تو دوست هستیم، اه؟
درسته، "کالدول"؟
.نمیدونم درمورد چی حرف میزنی
.تو من رو بردی به فورت گرین
داری کمکم به یاد میاری؟
تو پنج دلار رو برداشتی و حتی .به من جین رو هم ندادی، رفیق
و بعد گفتی، از اونجایی که داری ،میری زندان
.بهش نیاز پیدا نمیکنی
خب حالا من قراره اون !پنج دلار رو وصول کنم
.گروهبان
!گروهبان
!بیدار شو
.بیدار شو
تو باید به فورت گرین اطلاع بدی .تا عمل کنن و سریع
.خواهش میکنم عجله کن
.وقتی نیست
.خواهش میکنم عجله کن
اون رو در حال تلاش .برای آزاد کردن سربازها گرفتم
!نه
!نه
.اونها اون بیرون هستن، آماده شو
مواد منفجره کلاس ۶
ترجمه و زیرنویس از مرتضی ریواز و محمد ریواز
:فیلم پیشنهادی ما برای تماشا Mad at the Moon 1992
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.