All language subtitles for KS-S01E01

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

قسمت اول

مووی باز با افتخار تقديم ميکند آدرس سايت "WwW.MovieBaz.Us"

کمال سويدره، ترم چهار مهندسي معدن

ترجمه -Tadeh- تنظيم -Erfan-

صادرات نسبت به پارسال 5% افزايش يافته

19 ميليون تُن از معدن استخراج کرديم، کمه ؟ ميدوني چقدر ميشه؟

3.865.000.000 دلار ميشه، پول کميه؟

اونطور ميگي که انگار قراره اون پول رو بذارن تو جيب پسرت بابا

حوصله آدمو نگاه کن، واسه دو سه قرون پول ميره زيره زمين، ما اينجا خوشحال ميشيم

يه لحظه

پسر شيرمردم، 90 گرفته

از يه امتحان ديگه قبول شده اينطور پيش بره بزودي تموم ميکنه دانشگاه رو

چشت روشن

مرسي ممنون

از تو هم ممنون

پدر يه مهندس ميشي آره؟ ماشالله

چشمون روشن، اونقدر درس خوند آخرش ميره تو معدن کار ميکنه

ببين، به مامانت زنگ بزن بگو شب يه سفره قشنگي آماده کنه

چيکار کنه بابا؟ گوسفند قرباني کنه؟

بفرمائين، يه نفر

کسي شارژ اضافي داره؟

ببخشيد با پول نميشه؟

من حلش ميکنم

خيلي عذرميخوام، خيلي عذرميخوام

مهم نيست بفرمائين

آها، اينطوريه

خوبين؟

آره آره خوبم

ممنون

خواهش ميکنم

بفرمائين

نه ديگه

نميشه ديگه، بالاخره شما حساب کردين لطفا بگيرين

مگه ميشه؟ مهم نيست

باشه، ممنون

مثل اينکه اونجا جاز باز شد اگه خواستين ميتونين بشينين

راستي واقعا ممنونم

واقعا مهم نيست

هي داداش

درست سر وقت ميريم به کشتي آقا احمد، کار هست

چي شده؟ سرپا خوابيدي؟

خواب هم ديدم

يه اتفاق خيلي جالبي افتاد

خوش اومدين

يجايي نزديک ساري ير پياده شدم از اونجا هم سوار تاکسي شدم و اومدم

آره آره، نه بابا خيلي خوب بود

باشه باشه عزيزم، واسه من مشکلي نيست ماشين پيش تو بمونه، من فردا برميدارم

من الان اومدم خونه بعدا حرف ميزنيم خداحافظ

چطوري عزيزم؟

خوبم تو چطوري؟

منم خوب

من اومدم

خوش اومدي

ماشينت چرا پيش ياسمينه؟

چون امروز سوار اتوبوس شدم

چطور آخه؟

اتوبوس؟

واسه طراحي يکم کار کردم از صورت هاي تکراري خسته شدم

خواستم از صورت هاي جديد و متفاوتي استفاده کنم

خوبه ها

بخدا آدم عجيبي هستي نيهان انشالله اين عجيب بودن واست عادت نميشه

من ميرم يه دوش بگيرم و دراز بکشم

البته رفت و آمد با خط واحد آدمو خسته ميکنه

ببين چطور اعصابمو خورد ميکنه

اوزان؟

خوابت نبره بخوابي، شب برنامه داريم

نيهان؟

افسانه

بفرمائين

لباس هاي نيهان رو مستقيم بفرست به خشک شويي

چشم

خوبين؟

آره آره خوبم

يه شربت آبليمو بيارم برات؟

باشه

از يجايي بوي سوخته مياد

داره نگاه هم ميکنه، مگه تو نسوختي؟

چي داري ميگي پسر؟

مگه ميشه برادر؟ به هرکسي بگي باور نميکنه

بنظرت يبار ديگه ميبينمش؟

قسمته ديگه برادر اگه يبار ديديش پس بار دوم هم ميبيني

ميبيني ولي ديگه نميدونم از اونجا زنده مياي بيرون يا نه

از اينکارا نکن

کمک کنم؟

نيهان؟

اگه تا پنج دقيقه پايين نباشي بخدا به صورتت نگاه نميکنم، همه اومدن

مامان

نيهان جون، امشب واسه پدرت خيلي مهمه واسه هممون خيلي مهمه

اگه اين اتحاد اتفاق نيفته و حصه ها به فروش نره

اون موقع تو فقط براي تفريح سوار خط واحد ها نميشي

تنها راه نجاتمون اينه که عمو گاليپ اين شرکت رو بخره

بجاي اينکه ناز کني، مثل آدم بيا پايين با امير هم خوب رفتار کن

خوش اومدين

تو هم خوش اومدي خوشگلم

نيهان جون ببينم تو هر روز بيشتر خوشگلتر ميشي؟

چطوري؟

از اين لحظه به بعد خوبم

خب بشينيم؟

بفرمائين

امروز تو خط واحد ديدنت

فردا ميخواي چيکار کني؟ نکنه ايندفعه سوار ميني بوس ميشي واسه پيدا کردن صورت هاي جديد؟

مطمئني من و تو دوقولو هستيم؟ چون تو بايد برادر امير ميشدي دقيقا شبيه همين

نيهان جون؟ شما باز شروع کردين

عشق هاي بزرگ با دعوا شروع ميشه

ولي ديگه خيلي وقته از شروع شدنش گذشته نه؟

ما ميريم به سوي عشق سياه

عمو گاليپ؟

واقعا مطمئنين که ميخوايين اين امپراطوري بزرگ خودتون رو به امير واگذار کنين؟

آره خيلي هم راضي هستم ‌ خيلي اعتماد دارم بهش چندين بار هم خودش رو نشون داده

اصلا نگران نيستم مطمئنم که موفقيت هاي زيادي کسب خواهد کرد

راه حل همتون ميشم

انشالله

خب پس براي آينده موفقيت آميز ...

براي آينده

براي امير

ماشالله به پسرم، 90 گرفتي؟ آفرين

مامان جون کاش اون نمرات به درد ميخورد 15 روز از آخرين ملاقات کاريم گذشته

هنوز هيچ خبري ازشون نيست معلومه که از اينا هم هيچ اميدي نيست

خب پسرم، تو خودت گير دادي گفتي ميخوام تو معدن کار کنم

مگه اساتيد بهت نميگن تو دانشگاه بمون؟ آينده روشني داري؟

مامان جون من بايد کار کنم

پسرم تو در حال حاضر هم کار ميکني مگه بيکاري؟

ببين از بس تو اون کشتي ها کار کردي دستات به چه وضعي افتادن؟

آره، قراره اون دستا مارو نجات بدن اجاره و قبوض رو اون دستا قرار پرداخت کنن

قراره هفتگي زينب رو اون دستا پرداخت کنن دستهاي مهندسه ديگه، الکي که نيست

تاريک، چرت و پرت نگو

شوخي ميکنيم ديگه بابا

حق داره بابا، ممنونم واسه فداکاريتون انشالله نوبت منم ميرسه

ايول داداشم تو به حرفهاي برادرت اهميت نده

برادر؟

اينکه مهندسا تو تابستون کمپ تعطيلات اينا دارنا

انشالله تو هم همچين کاري پيدا ميکني

بفرما ديگه (مثل ترکي)

چيه مگه؟ من چيزي بدي گفتم؟ خوبه ديگه همه خانواده باهم ميريم تعطيلات

حالا صبرکن يه کاري پيدا کنم بعدا درباره تعطيلات فکر ميکنيم

اين برادرت تورو ميبره تعطيلات پول ها پس انداز ميشن، تابلو نکن

ايول برادرم

اول يه کار خوب، بعدا يه همسر مناسب

انشالله

البته

بسه ديگه، ذاتا خسته هستم، تو هم گير نده

ميخواي پيشنهاد امير رو قبول نکني که چي؟ تو فکرت چي داري؟

خيلي نزديکيم به ورشکست شدن تو چرا هنوز داري ناز ميکني؟ اين قرارداد رو امضا کن

ببين، من واسه آرامش خودت ميگم شانس ديگه اي نداري

ديگه گاليپ نيست ويلدان به امير تازه کار اعتماد کنم؟

آره، مجبوري که به امير اعتماد کني راه ديگه اي نداريم

اگه نميخواييم که ورشکست بشيم مجبوريم که دستي که امير برامون دراز کرده رو بگيريم

يعني چيزي که قراره جلومون بندازن رو قبول کنيم آره؟

تقريبا 70 درصد شرکت رو ميخواد

ژيلاها پيش منه، سنباده هم پيش منه زنگ ها هم که رديفه

تمومه ديگه، چيزي يادمون نرفته زود بريم ديگه، اينجا دلمو ميگيره

چيکار ميکني پسر؟ ميگم بريم هنوز ايستادي

به زينب خيلي مياد نه؟ از اينطور کفش ها هم خيلي خوشش مياد تخفيف هم خورده

پول نيست که پسر

من دارم داداش، بيا من ميخرم هديست ديگه، بعد اينهمه مدت

نه نميخواد، بعدش زينب منو ميکُشه ميگه عمو صالح بيشتر از داداشم واسه من فکر ميکنه

بيا بريم، اين رنگش، اون رنگش

اون چيه؟

چطور آخه؟

چي شده؟ کجا داري نگاه ميکني؟

اين چقدر آشناست، اين شبيه توئه پسر

نيهان

اون کيه؟

نکنه اون دختره؟ اون دختري که داشتي تعريف ميکردي اينه؟

واقعا دختره هنرمنديه

خب بيا بپرسيم کجاست؟ چطور ميتونيم پيداش کنيم؟

نه بابا نپرس

بيا بپرسيم پسر بيا

نپرس

هديه رو يادت نره

شبيه يه لباس بلنديه قربان

بلنده يا شبيه؟

بلنده قربان

10 دقيقه قبل از سرو شدن کيک جلوي در ورودي قرار داده خواهد شد قربان

بعدش هم به خانم نيهان تقديم خواهد شد روي کارت هم متني که ميخواستين نوشته شده

خوش بگذره قربان

اگه به تو بمونه تا ده سال هم طول بکشه با دختره آشنا نميشي، چرا مانع شدي؟ چرا نذاشتي بپرسم؟

نکنه منتظره مدرک هستي ها؟ ميخواي بعد اون باهاش آشنا بشي؟

ببين تو اينارو بگير، بگير اينارو من ميرم خونه لباسامو عوض کنم تو هم يکم نفس بکش

باشه باشه

نه ديگه

بيا اينو جاي مناسبي بذار باشه؟

کجا موندين؟ مگه قرار نبود اول شما بيايين؟

بگير اينو داداش، اشتباهي داد به من

اي خدا

راحت باش قهرمان، تو ميتوني اينکارو انجام بدي

چيه امير؟

کل شب نتونستيم باهم تنها باشيم

اين طبيعي نيست؟ امروز تولدمه و فقط تو نيستي، دوستامم هستن

غير از من با همه رقصيدي

با دوروک خيلي بد رفتار کردي

تو با من بد رفتار کردي

مثل اينکه مستي تو، ولم کن

اصلا خبر نداري که براي اومدن به اينجا چه کارهاي مهمي رو گذاشتم کنار

امير ولم ميکني؟

ميبيني که چقدر ارزش ميدم بهت؟

امير لطفا ولم کن، ولم ميکني؟

چي شده نيهان؟

به تو چه آخه؟

چيکار داري ميکني؟

امير داري پر رو بازي درمياري، متوجه هستي؟

گمشو

چي؟ گم شم؟

به تو چه ؟ به تو چه؟

اينطور نميشه ها

تو يه آدم خودخواه ديونه هستي

ولي ديونه تو هستم

برو بابا، من ميرم کنار دريا يکم هوا بخورم

چي شده داداش؟

لاس ميزنيم

نيهان

برو دعا کن که اونجا بهت سيلي نزدم امير از اينجا برو

حسوديم ميشه

حسودي نکن، نميخوام، هم آبروي منو بردي هم پارتي رو خراب کردي، فهميدي؟

تورو آدم حساب کردم و دعوتت کردم، کاش اينکارو نميکردم

-نيهان؟ -ولم کن

عذرميخوام

نخواه، منو تنها بذاز، عذرخواهي نکن

روانيه، رواني

اينجا جاي مسخره اي هست

ببين تو روز تولدم چه اتفاقايي افتاد خراب کرد همه چي رو

اين زيرنويس اختصاصي مووی باز و حاصل تلاش گروه ترجمه مووی باز است آدرس سايت "WwW.MovieBaz.Us"

خوبي؟

خيلي بد بود، پام گير کرد به طناب سرم خورد به کشتي، داشتم ميمردم

تولدت مبارک

امروز واقعا تولد من بود

ميدونم، تولدت مبارک

تو اوني

خب حالا بگيم که يجوري اسممو ميدوني بگيم اينورا بودي و موقع رد شدن منو ديدي

نزديک محل پارتي تولدم بودي و وقتي دوستام اسممو صدا زدن اون موقع شنيدي

کاش به سرت يخ ميذاشتي

حالت بهتره؟

اگه ذات الريه نشم خوبم

خب حالا بگيم اون پسري هم که من چشاشو تو اتوبوس کشيدم هم به تصادف تو بودي

آقا لونت لباس نداره؟ اونارو ميپوشيدي

تو کاپيتان مارو از کجا ميشناسي؟

تو کي هستي؟ چطور يهويي پيدات شد؟

من کمال هستم، يعني همون پسري که تو اتوبوس نقاشي چشاشو کشيدي

جدي هستم، کي هستي؟

باشه تو الان از وجود من ناراحت شدي

تو افتادي تو آب منم طبيعتا دنبالت اومدم

تو يکم استراحت کن منم برم

باشه

زندگيمو نجات دادي، خيلي ممنون، جدي ميگم

ولي تو هم به من حق بده

صاحب چشم هايي که من به مدت 1 ماه براي کشيدنش زحمت کشيدم رو وسط دريا دوباره ميبينم

بعدش جزئيات درباره زندگيم ميگي، ميفهمي؟ چيزي نيست که آدم تعجب نکنه

نه، همينطور که حدس زدي موقع رد شدن ديدمت، جشن تولدت بود اسمت نوشته بود

آقا لونت رو هم ميشناسم چون ما اينجا همه کاپتان هارو ميشناسيم

تو هم اينجا کشتي داري؟

نه ندارم

من تقريبا رو همه اين کشتي ها کار ميکنم يعني رنگ، سمباده کشي اينا

هر روز نه ولي هروقت فرصت پيدا کنم کمک ميکنم

فقط به خاطر کار خير اينکارو نميکني نه؟

نه

تو اصلا تعجب نکردي ميگم که تورو کشيدم و تو اصلا تعجب نميکني

نکنه هر روز يکي نقاشيتو ميکشه؟

نه بابا

يعني يکم ديگه ميخواي اسرار آميز باشي؟

ولي من از الان بگم که هر لحظه ميتونم از اين بازي خسته بشم

نيهان؟

زود باش، زود باش، برو بالا، کشتي رو روشن کن

-چي شده؟ مطمئني؟ -زود باش، زود باش

آره مطمئنم

طناب هارو باز کن

نيهان؟ نيهان؟

نيهان خوبي؟

خوبم، خيلي خوبم خوبه که متولد شدم، دوسِت دارم

کجا داري ميري؟ کي پيشت هست؟

خوبه که حالش اومده سرجاش

مثل اينکه دوروک پيششه من فکر کردم که رفته، پس با اونه

الان نميتونم اونهمه حرف بگم بهشون

دختر متفاوتي هستي

عجيب، مامانم معمولا ميگه عجيب

خب يجايي نگه دار کاپتان بعدش من اسرار تورو حل کنم

چرا رشته مهندسي معدن انتخاب کردي؟

ولي راستشو بگو چون که رتبت براي اون کافي بود واسه همين؟

کمال شايد کار مهندسي معدن رو انجام ندي، ها؟

وارد قلب معدن ميشم، واسه تغيير شرايط کاري و به حداقل رسوندن حادثه هايي که اونجا ميفته

و معدني که قراره اونجا کار کنم رو تبديل ميکنم به معدن نمونه

ايده آليست هستي

مگه نبايد اينطور بود؟ مدرک رو که الکي نميگيرن

حق داري، منم اينطور الکي حرف ميزنم توجه نکن

ليلا ميگه که بدون تفکر حرف زدن جرات زيادي ميخواد

آها، تيکه هم که انداختي، البته

يکم ديگه

ليلا دوست دخترته؟

نه بابا، دوستمه

ولي خانم فوق العاده اي هست اطلاعات عالي داره، اصالت خاصي داره

سنش يخورده از من بالاست ولي جوونتر به نظر مياد

از خيلي از آدما هم جوونتره يعني نسبت به هم سناش

ما واقعا همديگه رو انتخاب کرديم

پس که اينطور؟

من امروز نمُردم، متولد شدم، روي حرف معدن هم جوابمو گرفتم، خوب شد

بخاطر تو احساس ميکنم که زندگي رو از نو شروع کردم

کي ميدوني؟ شايد ما هم همديگه رو انتخاب کرديم، ها؟ نظرت چيه؟

بريم کم کم؟ دير شد، نگران ميشن

باشه

بريم، من کمکت ميکنم

گول خوردي

ديگه قرار نيست هر لحظه قهرمان بشي، مگه نه؟

برو

دوروک؟

چيه؟

خوش گذشت؟

ديگه هرگز

همچي رو به راهه نيهان خانم؟

آره بدجوري

خوبه که متولد شدم

خيلي ممنونم

آره خوبه که متولد شدي نيهان

ماشين منتظر شماست قربان

شب بخير آقا

وقتي گفت نيهان خيلي تعجب کردم پسر پس لونت واسه اينا کار ميکنه آره؟

يعني دختره پولداره؟ بگو ببينم چطور دوباره هميدگه رو ديدين؟

لطفا امشب هيچي نپرس ازم

باشه بابا باشه

تولدت، تولدم

مامانم هم اينو کرده تو چشام

اتفاقاتي که به سر دوروک افتاده چه ربطي به امير داره؟ گفت ديگه مست بودن

دوروک ببين يبار ديگه بهت ميگم، امير نبوده الکي به نيهان همچين چيزي نگو، کار بزرگ ميشه

اون وقت ديگه نميدونم امير چيکار ميکنه باهات

امير رو دشمنت نکن

دوروک هم خيلي مست بوده، نفهميده که چي گفتن شايد تقصير خودش هم بوده، چيزي نميگه

آره امير يکم زود عصباني ميشه ولي ..

يکم؟

خب اون بدجوري عاشقته، ديگه ديوونه شده

بيخيال اوزان، امير يه آدم خشن، رواني خودخواه و بي تربيتي هست ديگه

باشه لطفا آروم باش

من نميتونم آروم باشم اوزان، تو مثل اينکه متوجه نيستي ولي امير از وضعيت پدرم در مقابل ما استفاده ميکنه

طوري رفتار ميکنه که انگار صاحب هممونه ذاتا از اين کارهاش متنفرم

باشه ديگه آروم باش، ديگه سرم داره درد ميکنه

اوزان؟ چته؟ داروهاتو خوردي؟

آره خورده ولي من باعث شدم سرش درد کنه

اونا چين؟ واسه منن؟

آره

اين گلها بخاطر اولين روز سن جديدت بطور اختصاصي پرورش داده شده

دوباره تولدت مبارک، امير

اي خدا، اين پسر منو بيمار ميکنه آخرش

خيلي خوبه

مامان؟ اون گلها رو از اين اتاق ميبري بيرون؟ لطفا، وگرنه کم مونده روشون بالا بيارم جدي ميگم

باشه

گلهاي تو گلهاي منه، تولد تو هم تولد منه

ببين يکم قدرشو بدون، وگرنه آخرش ترکت ميکنه

بگير اينو

ترجمه -Tadeh- تنظيم -Erfan- ترجمه اختصاصي مووی باز

اتفاقي افتاده؟ چرا ناراحتي پسرم؟

ناراحت نيستم مامان، خيلي هم خوبم

جريان دختر ايناست؟

نه بابا

اه کمال، نميخواي به مامانت بگي؟

يعني اگه چيزي بشه بهت ميگم

يعني چي؟ چيزيه که نميشه؟ خلاصه اتفاقي نيفته که مارو ناراحت کنه

آخه مامان چرا همچين چيزايي ميگي؟

من دارم ميرم خانم، چيزي لازم داري؟

آره دارم حسين، يه دقيقه صبر کن

حسين اين پسر يه مشکلي داره

ببين اين اجاره رو دو سه روز دير پرداخت کن و پولشو بده به اين مثل اينکه به پول نياز داره

خودش اينطور گفت؟

نه نگفت، ولي اينطوره، من فهميدم

اجاره در روز خودش پرداخت ميشه مگه ميشه همچين چيزي؟

اگه آقا به پول احتياج داره ما ميديم

يواش

چقدر پول لازم داري؟

هيچي لازم ندارم

تاريک

خوش اومدي

صبح بخير، ممنون، مامانم اينو گذاشته تو باغچه بهم قشنگ توضيح داد که چطور کاشته ميشه

مثلا اينکه حوصله نداري

من برم ببينم واسه کار جواب اومده يا نه بعدش هم يکم کار دارم تو به اينا دست نزن باشه؟

من خودم ميام يکي يکي ميکارمش، باشه؟

نه، بيا بشين اينجا ببينم

بيا

چي شده عزيزم؟

چيزي نشده

من بايد کار پيدا کنم، اينطور احساس ميکنم که واسشون اضافي هستم و وقتي درباره پول حرف ميزنن له ميشم

نه نه يچيز ديگه اي هم هست

آها، شروع کرد به قال نگاه کردن

بخدا هست

ببين امروز مامانم هم همينکارو کرد هي ميگفت يچيزي هست يچيزي هست

ولي هست

دوباره ديدي دختره رو

اوه، حتما ايندفعه حرف هم زدين؟

زندگيشو نجات دادم

چي؟

ميخوام که يه داستان عاشقانه زيبايي رو گوش بدم، تعريف کن، زودباش

تلفني چيزي نداري؟ مواقعي که به دردسر بيفتم زنگ بزنم بگم کمال بيا منو نجات بده؟

بعدش رسيديم به ساحل

نه اينکارو نکنين

آقا لونت و صالح هم اونجا منتظر ما بودن

جواب نده

وقتي که ميخواست بره رو دستم علامت بي نهايت نوشت

عذرميخوام الو؟

کمال؟

خودشه

بله؟ سلام

سلام، نخوابيده بودي که؟ مزاحم شدم؟

نه بابا نخوابيده بودم منم داشتم ميرفتم به دانشگاه يه دوستي داشتم، بهت گفته بودم دربارش

آها ليلا

آره ليلا، پيش اونم

پس من مزاحم شما نشم

نه بابا چه مزاحمتي

باشه، منم هيمنطوري زنگ زده بودم ببينم که شماره درسته يا نه

آره درسته

باشه پس، ميگن که قهرمان هارو زياد پشت تلفن مشغول نميکنن

بگو بياد اينجا

نيهان

بله؟

يکاري بکن

بگو اگه کاري نداره بياد

اگه کاري نداري بيا اينجا، پيش ليلا

نه ندارم، يعني کار زيادي ندارم خونه ليلا کجاست؟

پس من بيام دنبالت، آره من ميام

با چي ميخوام برم دنبالش آخه؟

مياد؟

نه نه، من خودم ماشين دارم تو فقط بگو که کجا بيام

پس اينکارو بکنيم، تو بيا به ساحل يني کوي من اونجا ميبينمت

باشه، من حداکثر تا 1 ساعت ديگه ميام، باشه؟

حتي فکر کنم 1 ساعت هم طول نميکشه

باشه پس ميبينمت

باشه خداحافظ

مياد مياد

نيهان؟

حالت بهتره؟

آره خيلي هم خوبم الان من کار دارم،‌ شب ميبينمتون

نيهان؟

امير، لطفا ديگه ازم عذرخواهي نکن

از اين به بعد نه عذرخواهي کن و نه کاري کن که نياز به عذرخواهي داشته باشه، فهميدي؟

عذرخواهي نميکنم، ميخواستم اينو بدم بهت

عجله دارم

امشب تو لندن يه کنسرت عالي هست

مرسي، واقعا ژست بي نظيريه ولي من کارهاي ديگه اي دارم تو يکي ديگه رو پيدا کن

ببين پشيمون ميشيا، کنسرت فوق العاده اي هست با هواپيماي شخصي ميريم و برميگرديم

مطمئنن همينطوره ذاتا با تو همه چي اختصاصيه ولي من هديمو ديروز گرفتم، اوزان رو ببر

عزيزم

خوش اومدين

سلام، کمال اونقدر ازتون تعريف کرد که اومدم ببينم واقعي هستيد يا يه افسانه

ليلا، نيهان

خوشبختم

منم همينطور

منتظر شما بودم

بفرمائين بشينين

بيا

روز مادر بود که کمال اومد اينجا اومده بود اينطور نگاه ميکرد به من

مادرت حامله بود نه؟

آره

مامانش آلو ميخواسته اينم ميخواست واسه روز مادر هديه ببره واسش

و اينطور شد که اولين دوستم تو اين محله کمال شد

چقدر بامزه

آره خيلي بامزه است

يه دسته گل هم گرفته بود دستش و داد به من

روز مادر منم تبريک گفت

همون روز دري که کمال باز کرد هيچوقت بسته نشد منو به افراد محله عادت داد

محله رو باهات آشنا کردم

نيهان

مثل اينکه من شمارو از يجايي ميشناسم

فاميليتون چي هست؟

سِزين، نيهان سزين

به غير از صالح با يه دوست ديگرت آشنا شدم ديگه دنيا مال منه

منم از آشنايي با شما خيلي خوشحالم

در واقع از اينکه کسي آدم خاصي مثل شمارو با من آشنا کرد خيلي خوشحالم

بعد اينکه تو تلفن حرف زديم بهش تعريف کردم که چطور آشنا شديم

يه تصادف بزرگ

تو دنيا چيزي به عنوان تصادف نيست

هر اتفاقي يه دليلي داره

کيک موزائيک درست کردم، خيلي خوشمزست تو فريزر هست، برم بيارم

خيلي خوشم مياد

به اندازه اي که تعريف کردم هست؟

باورنکردنيه

مثل کتابه

مثل تابلوست

شايد يه پزي بده بهت

خيلي دلم ميخواد

واقعا توئي؟

خودتي؟

من برم به ليلا کمک کنم

منم بيام

مگه ميشه؟ تو مهمون هستي

ليلا؟

جونم؟

چطوره؟

مثل روياست، چقدر دختر خوشگليه

ميفته از دستم، بگير

کجائي؟ چرا به تلفنام جواب نميدي؟ تو دانشگاه هم نيستي

تولدت مبارک

تولدت مبارک نيهان

تولدت مبارک

اونطور نگاه نکن به من، واقعا نميدونم هيچکي تو زندگيش نيست

مگه ميشه همچين چيزي باشه من ندونم اگه ميدونستم حتما ميگفتم بهت

لطفا بگو

خيلي ممنونم از اينکه اومدي

من تشکر ميکنم، روز خيلي خوبي بود

مثل اينکه تلفنم داره زنگ ميزنه، خداحافظ

خداحافظ

واقعا دوباره ميبينيم همديگه رو؟

آره ميبينيم

انشالله که اون دختر اذيتت نميکنه انشالله يه مدت ديگه به خودت نگي چه غلطي کردم

انگار خيلي منو تو اين وضعيت ديدي؟

اصلا نديدم، واسه همين ميگم

بگو داداش بگو، نظرت چيه؟

ميگي که نميشه؟ يعني هيچ راهي نداره؟

ميشه گفت

از قديم چي گفتن؟ (مثل ترکي) اشاره به مناسب نبودن به يکديگر

ذاتا اتفاقي نيفتاده

فقط من خودمو اميدوار ميکنم

دختره که چيزي نگفته فقط ميگه که زندگيمو نجات دادي زندگيمو نجات دادي

دختر مودبي هست سعي ميکنه عوضش رو دربياره وگرنه منم ميدونم که ما مناسب هم نيستيم

ولي هر از گاهي آدم همچين معجزه هايي ميخواد

يعني بايد بشه

انشالله برادر، شايد شد

ولي تو بازم مواظب باش

اگه تو ناراحت بشي منم ناراحت ميشم زياد خودتو درگير نکن، زود بخاطر عشقت نمير

فردا خودم ميبرمت به نمايشگاهم، وقتتو رديف کن

خوني که در جريانه تو رگ نميمونه

چطوره؟ اينطور خوبه؟

آره خوبه

خيلي قشنگ افتادي

آدماي واقعي اينقدر خوشحال نيستن

من که نميتونم به زندگي واقعيشون دخالت کنم منم مجبور ميشم اينطور بکشمشون

ببين

اينم ماهيگيره، قشنگ شده؟

خيلي قشنگه

ميگم بريم بيرون؟ نظرت چيه؟

تو حالت خوبه؟ يکي مزاحمت ميشه؟

خوبم، بريم

باشه

تقريبا قرارداد رو آماده کرديم

آماده شروع هستيم

شرمنده آقاي اوندر ولي من آماده نيستم

متاسفم

مهم نيست

نيهان تو دوست پسر داري؟

نه

يعني يکي هست که اذيتم ميکنه ولي دوست پسرم نيست

يعني چيزي نيست که نتونم حلش کنم نگران نباش

نه نگران نيستم ...

آها واسه يه قهرماني ديگه ميپرسي حتما

نه واسه اونم نيست، هيچي بيخيال

خب؟ الان چيکار کنيم؟

خب؟ الان چيکار کنيم؟

باشه، پس ميبينمت

ميبينمت

همتونو يکي يکي ميندازم جلو پام، يکي يکي

يکي يکي

آقاي امير

چي شده امير؟

چيزي نيست

چي شده بهت پسرم؟ چرا کنترل خودتو از دست دادي؟

بدجوري عاشقم بابا

عاشق اون نيهانم اوني که منو سگ دوروبرش کرده

خب اين خبر خيلي خوبيه بهشون ميگيم که اين جريانو رسميش کنن بعدش مشکلتون هرچي که هست درست ميشه

منو نميخواد، مشکل اينه، نميخواد

طوري بهم نگاه ميکنه که انگار من يه حشره هستم، حتي دنيا رو هم بذارم زير پاش برنميگرده و نگاهم نميکنه

ذاتا دنيا رو گذاشتيم زير پاشون

سالهاست که اينطوريه بجاي اينکه رفته رفته نزديکتر بشيم از هم دور ميشيم

من فقط اونو دوست داشتم بابا لطفا توهم بهم نگو که يکي ديگه پيدا ميشه

من اونو ميخوام، من نيهانو ميخوام

من فقط اونو دوست دارم اون دختريه که ميخوام باهاش ازدواج کنم ولي اون منو نميخواد، نميخواد

ولي تو اونو ميخواي؟

آره، به چيز ديگه اي نميتونم فکر کنم

وقتي به احتمال اينکه شايد اون با کَس ديگه اي باشه فکر ميکنم ديوونه ميشم

وقتي فکر ميکنم که شايد کَسه ديگه اي صاحبش باشه مريض ميشم

من اونو ميخوام بابا

نيهان رو ميخوام

من فقط اونو دوست دارم

هرکي بهش دست بزنه رو ميکشم، خودشم ميکشم

نيهان مال منه

آروم باش، آروم باش

نميدوني که چقدر زجر ميکشم

نه نه

اگه اون حتي يکم هم بهت آسيب برسونه

من دنيا رو به آتيش ميکشم

تو پسر مني

تو امير کوزجواوغلي هستي

خودتو جمع کن زود برو به لندن، يکم استراحت کن

امير گفتم برو

من همه چيز رو حل ميکنم

با نيهان ازدواج ميکني

خودش ميخواد که باهات ازدواج کنه

کاري ميکنم که بيفته به پات کل خانوادش هم همينطور

درست وقت آخراي کار اين سفر لندن از کجا اومد من نفهميدم

کل شرايطش رو هم قبول کرده بوديم

تو همه شرايطو قبول کردي نه؟ چيزي نيست که من ندونم؟

نه نيست ويلدان، همونطور که گفتم اين پسر خودخواه و لوس رواني هست

اوندر

ولي اينطوره

با من داره بازي ميکنه انتظار داره شرکت رو مفتي بدم بهش يعني احتمالا اينطوريه

دليل ديگه اي نبايد باشه

شرکت رو بهش نفروش بابا

اي بابا

يعني يکي ديگه پيدا ميشه که بخره مجبور نيستيم که منتظر اونا بشيم

تو چقدر راحت داري حرف ميزني نيهان

اگه بابام روي اون ميز نشسته يعني اينکه درباره همه چيز فکر کرده و راه ديگه نيست

دقيقا همينطوره

تو هيچي نميدوني، اصلا خبر نداري که ما ماه هاست که چي داريم ميکشيم

البته که ميدونم مامان منم نميخوام بابام ناراحت بشه

نگران نباش دخترم، همه چي تحت کنترله ديگه به آخرش رسيديم

اگه اين امضا هارو بزنيم ديگه هيچ مشکلي نخواهيم داشت

امروز يکم خسته هستم واسه همين يکم عصباني شدم

اگه تو هم سعي کني با امير خوب رفتار کني زندگيمون خيلي بهتر ميشه ولي .. لجبازي

مامان توروخدا

ويلدان؟

آقاي امير هست، ميگه موبايلتون خاموشه

باشه

بازم با اوزان رابطش خوبه

بله داداش؟

هنوز هم داداشيم؟

چرا مگه چي شده؟

نميدونم، تو بايد بگي

هنوز خبري ازت نيست کل روز هم تلفنت خاموش بود

نپرس بابا، بازم مريض شدم

رفتي لندن؟

نيهان امروز کجا بود؟

باهم بوديم، پيش من بود

واسه اينکه مريض بود نشستيم باهم سريال نگاه ميکرديم

الو؟

گوش ميکنم

همينطور ديگه، تو کي برميگردي؟

الو؟

خبر ميدم

چي ميگه؟

اگه خيلي کنجکاوي خودت زنگ بزن بپرس

نخواستيم

اين زيرنويس اختصاصي مووی باز و حاصل تلاش گروه ترجمه مووی باز است آدرس سايت "WwW.MovieBaz.Us"

عمو گاليپ اومده

تو خبر داشتي؟

نه

سلام

چطورين بچه ها؟

منم الان داشتم با امير صحبت ميکردم

خوش اومدي

اگه يکم وقت داري ميخوام باهات درباره موضوعي حرف بزنم

البته

ميگه که نظرش عوض شده، ايواي

نرو

اين زيرنويس اختصاصي مووی باز و حاصل تلاش گروه ترجمه مووی باز است آدرس سايت "WwW.MovieBaz.Us"

چي شده گاليپ؟

اين موضوعي که بهت ميگم خير بودنش کاملا به تو بستگي داره اوندر

چي بيارم واستون؟

من چيزي نميخوام

ويلدان!

بيا بيا ويلدان

اين موضوع به تو هم ربط داره

واسه کل خانواده خيلي مهمه

کار قرارداد به نتيجه ميرسه؟

اين کاملا به شما بستگي داره

وقتي که تموم شدن به من خبر بده باشه؟

بله؟

چطوري؟

خوبم، تو اتاقم هستم

همه چي رو به راهه؟

آره، چي شده؟

هيچي، همينطور خواستم صداتو بشنوم

کار خوبي کردي، کار ميکني؟

آره کار ميکنم

چه خوب

کتابت پيش منه، ميدونستي؟

نه بابا؟

روزي که باهم تو اتوبوس آشنا شديم واسه اينکه نيفتم تورو گرفتم دست تو هم پر بود

آها، منم فکر ميکردم گم شده واسه همين مجبور شدم جديدشو بخرم و تحويل بدم به کتابخانه

دفعه بعدي وقتي ديدمت ميدم بهت

باشه، اگه ندي هم اشکالي نداره يعني اگه علاقه پيدا کردي ميتوني بخوني

باشه

خوبه پس

منم داشتم آهنگ گوش ميدادم صبر کن لينکشو برات بفرستم باهم گوش بديم، ميشه؟

باشه

صبرکن بفرستم

اومد

باشه پس الان وقتي که تلفنو قطع کردي تا سه ميشماري و باهم گوش ميديم باشه؟

باشه ميشمارم

خداحافظ

خداحافظ

سه

من تو عمرم همچين چيزي نشنيدم

اوندر آروم باش

چطور همچين چيزي رو قاطي معاملمون ميکني؟

اوندر لطفا آروم باشه

بسه ديگه، نميفروشم

شرکت رو نميفروشم قرارداد رو هم فسخ ميکنم، تموم شد

قبل اينکه حرف هاي بزرگ بزني يکم ديگه فکر کن

آره اوندر جون، لطفا اينکارو بکن

دختر من فروشي نيست، ميفهمي؟ دخترم فروشي نيست

لطفا برو، بيشتر از اين نميخوام حرف بزنم موقع رفتن هم درباره پيشنهاد شرم آورت فکر کن

نيهان جون همچي دست تو هست اين انتخاب رو تو براي خانوادت ميکني

با زور که نميشه، اگه نيهان ميخواست تابحال اين اتفاق افتاده بود

اوندر هنوز نپرسيديم ازش

ما خودمون خيلي خوب ميدونيم که چي به چيه برو لطفا برو، وگرنه واقعا دلتو ميشکنم

اوندر، تمامي بدهي هاتو من به گردن گرفتم

اگه بيشتر از اين نميخواي همه چيزتو از دست بدي

اوزان

اوزان

اوزان

اوزان

بالش بيار زود باش

سرشو نگه دار، باشه پسرم

اوزان آروم باش پسرم، آروم باش

آروم باش

تو هم مادري ويلدان هرطور که تو درباره پسرت فکر ميکني و نگراني منم براي امير همينطور هستم

اونو خيلي دوست داره، من ضامنش هستم که ميتونه نيهان رو خيلي خوشحال کنه

ميدونم، من خيلي ميخوام، خيلي بهم ميان

پس نيهان رو قانع کن لطفا واسه خوشحالي خانواده هامون

خداحافظ

خداحافظ

استرس خيلي مهمه

از اين به بعد استرس رو از زندگيمون دور ميکنيم

هيچ اتفاق ناراحت کننده واسمون پيش نمياد

يکم قدم بزنيم؟

اوزان؟

رانندگي نميکني، باشه؟

رانندگي نميکنم و مشروب نميخورم ميدونم بابا، منم پيش دکتر بودم

باشه

برادرتو ناراحت نکن

ويلدان، اگه به زور بخواي نيهان رو قانع کني ازدواج کنه

اگه تحت فشار قرارش بدي، طلاق ميگيرم ازت

امير هم تورو اذيت ميکنه نه؟ بخاطر من خيلي خستت ميکنه

عاشقش شدي نه؟

امير؟

اون پسري که نقاشيشو کشيدي

احساس ميکنم که روي ساحل دريا دراز کشيدم وقتي دربارش فکر ميکنم يه موجي از روم ميگذره

وقتي به ياد چشاش ميفتم ماسه هاي ساحل همراه با موج آب از زيرم سرم ميخوره

منتظر اين هستم که دوباره بياد

چه بدونم خودمو خيلي خوشحال احساس ميکنم

از فکر کردن دربارش خوشحالشم واسه ديدنش هيجان زده ميشم

البته هنوز خيلي زوده که اسمي روش بذاريم ولي ...

مثل اينکه من ...

عاشق شدي

عزيز من

راستش ميخوام بدونم که تو چي فکر ميکني اون منو با با ارزش ترين فرد زندگيش آشنا کرد

تو هم نيمه مني منم ميخوام تورو باهاش آشنا کنم

ولي نميخوام که با برنامه ريزي باشه فکر نکنه که خيلي مشتاقم

ولي من اينم حل ميکنم، باشه؟

البته که ميشه، آشنا ميشيم

اين سوخته

نه بابا

آره

نه بابا؟ منم چند روزه همين چيزو ميگم وقتي آقاي مهندس ميگه جريان فرق ميکنه؟

اينو بنداز بره، از عصر حجر مونده اين

اوه، اسمش نيهانه؟

بده اينجا، بده ببينم

سلام برسون بهش

يعني بعضي وقتي اونقدر بي مزه ميشي که

چي گفتم مگه بابا؟

شب وقت نداشتي؟ زنگ نزدي آخه

آره، خونه ما يه مشکلي بود

باشه

چيکار ميکني؟

هيچي تو مغازه بابام هستم يچيزايي خراب شده دارم اونارو تعمير ميکنم

چيکار ميکنه بابات؟

مغازه سلمانمي داره

سلماني؟ چقدر جالب

واسه جالب بودن اينکارو انجام نميده يعني شغلش اينه

فهميدم بابا توهم بازم ميخواي تيکه دختر پولدار بندازي؟

-نه نه، خب امروز چيکار ميکني؟ -خب امروز چيکار ميکني؟

من ميرم پيش کشتي ها

خوشت اومد

مگه نديدي؟ همشو خوردم

دسپختت هم خوبه

اگه بخواي بازم درست ميکنم

واقعا؟

اگه بخواي آره

ميخوام

ولي اينطور بنظر نميرسه، هميشه با من طوري حرف ميزني که انگار ديگه قرار نيست منو ببيني

يه ديوار مخفي داري کمال يعني چطور بگم مثل يه منطقه حفاظت شده

درست ميگم نه؟

چون ميترسم

از چي ميترسي؟ از من؟ من ازت نميترسم تو چطور ازم ميترسي؟

يعني ميگي نميشه؟

از ما هيچ حکايتي در نمياد؟

از ما بدجور حکايتي درمياد و يکم ناجور ميشه

يعني واسه خيال پردازي قشنگه ولي در واقعيت

دختره پولدار و پسر فقير جواب نميده؟

ميده؟

چرا بايد جواب نده؟

وقتي که دو تا انسان باهم يکي ميشن چرا بايد نشه؟

تازه اين کارها که با برنامه ريزي اتفاق نميفته؟ قلب انسان خودش پرواز ميکنه

من چيزي بيشتر از پرواز ميخوام

آره پرواز ميکنه ولي بعد يه مدتي از يجاي ديگه اي باد ميوزه و ايندفعه به اون طرف پرواز ميکني

و يا بجايي که از بچگيت بهش اعتماد داشتي برمگيردي

تو به من اعتماد نميکني

من تورو نميشناسم نيهان

خب پس بيا زود همديگه رو بشناسيم و تو هم به من همونطور که من بهت اعتماد ميکنم اعتماد کن

واقعا به من اعتماد ميکني؟

نميدونم چرا ولي آره

شايد واسه اينه که زندگي منو نجات دادي شايدم واسه اينکه زندگيتو به زندگيم متصل کردي

ترجمه -Tadeh- تنظيم -Erfan- ترجمه اختصاصي مووی باز

هرکاري که از دستم مياد انجام ميدم گاليپ فکر ميکني که من ميخوام اينطور باشه؟

ديگه تير از کمان خارج شد ويلدان فردا واسه پس گرفتن طلب هام عمليات رو آغاز ميکنم

ببين گاليپ لطفا عجله نکن، باشه؟ من هرطور که شده راضيش ميکنم، قول ميدم بهت

پسرم هر روز بيشتر از ديروز داره زجر ميکشه بدهي شما هم روز به روز زيادتر ميشه

هرطور که شده اين بدهي بايد پرداخت بشه تصميمش با شماست

آب هستي يا آتش؟

بعضي وقتا آب هستم و بعضي وقتا آتش ولي مثل اينکه آبم، نميدونم جواب درست کدومه؟

جواب درستي نيست، نمک هستي يا يخ؟

اين ديگه چيه؟

بگو

مثل اينکه نمکم و يا ... خب پس تو بگو

چتر هستي يا خورشيد؟

کمال؟ ما قراره اينطوري هميدگه رو بشناسيم؟

چي رو ميخواي بدونم؟ به غير از حرف هاي که قبلا زديم

دختر بابام هستم نه مامانم، البته از نظر بيولوژيک دختر هردوشون هستم ولي بيشتر دختر بابام هستم

به اوزان خيلي خيلي خيلي اهميت ميدم کليشه اي برام نيست

البته زندگيم پر از کليشه هست ولي من سعي ميکنم اونارو از خودم دور نگه دارم

هيچکي نميتونه منو مجبور به انجام کاري که خودم نميخوام بکنه و وقتي چيزي رو واقعا بخوام تا آخر ميرم دنبالش

فقط کافيه که دوست داشته باشم کافيه که باور داشته باشم، اعتماد کنم

خب

بگو جرات يا حقيقت؟

خيلي آمريکايي شد

بگو جرات يا حقيقت؟

حقيقت

من براي تو چه معني دارم؟ وقت شروع شد

ازت خوشم مياد

از اولين لحظه اي که ديدمت

از وقتي که اخم نقاشي هايي که کشيدي رو به لبخند تبديل کردي

از وقتي که گلي روي بخار شيشه اتوبوس کشيدي

شبي که اين هديه رو روي دستم گذاشتي

باشه

تو بپرس

جرات يا حقيقت؟

جرات

زودباش زودباش

داداش اين خرابه عوضش کن

صبرکن ببينم، کار دارم

سرهاد، ببين اينو ميفرستم به پرينتر يه لحظه رديفش کن

باشه داداش، رديف ميکنم ميارم

باشه

سرو زود باش

ايول

چي شد؟

کار پيدا کردم

چي؟

-تبريک ميگم -مرسي ممنون

-مبارک باشه آقا کمال -مرسي

از هيجان درست حسابي نتونستم بخونم

بزرگترين معدن زونگولداک (از شهر هاي ترکيه)

زونگولداک؟

کسي هم بشنوه فکر ميکنه ميرم به خارج دو سه ساعت راهه، همينجاست ديگه

اينطوره ولي هرطور که باشه بالاخره غربته پسرم تازه اين اولين باره که از خونه پدرت جدا ميشي

اوه، من فکر ميکردم که خوشحال ميشين شما ناراحت شدين

مامان جون تو هنوز داري گريه ميکني؟

1 ساعته کجا هستي؟

...

حسين الان يادم افتاد يچيز کوچکي هم که شده بايد قرباني کنيم و پخش کنيم

چطور کوچيک؟

بيا بريم حل کنيم اينکارو

الو؟ نيهان؟ منم ميخواستم زنگ بزنم بهت

بگو

نه اول تو بگو

امروز ميخوام تورو با برادرم آشنا کنم، ميشه؟

البته که ميشه، خوشحال ميشم

خيلي خوبه، تو چي ميخواستي بگي؟

رو در رو ميگم

باشه، پس ساعت 1 تو باشگاه

جاي ديگه اي نميشه؟ الان اونجا واسم مناسب نيست

چرا آخه؟ اوزان اونجارو خيلي دوست داره واسه همين گفتم

باشه باشه

عاليه خيلي خوشحال شدم، پس اونجا ميبينمت

منم

ممنون

ببين از اول ميگم از خاطرات بچگيمون هيچي نگي باشه؟

به خاطر تو منم هيجان زده شدم، يکم آروم باش

آره آخه اينهمه هيجان بخاطر چي هست؟

اين مگه تو لندن نبود؟

نميدونم کي اومده

خوش اومدي، چه خبر؟

سلامتي از تو؟

ببخشيد

سورپرايز

خوش اومدين

سلام

اسمتون رو ميفرمائين

کمال سويدره

آقا متاسفانه نميتونيد بريد تو خانم نيهال رزرو شمارو لغو کرده

مطمئنين؟ ميشه يبار ديگه نگاه کنين؟

متاسفانه اشتباهي در کار نيست، لغو شده

منتظر کسي هستين؟

نه بابا، ما هم خيلي وقتي نيومده بوديم اينجا گفتيم يه سر بزنيم

خب چي سفارش بديم؟

من هيچي نميخورم، ذاتا اشتهام گرفته شد

شما اگه خواستين ميتونين بخورين

نرو، دلم خيلي تنگ شده برات

ولي دل من اصلا تنگ نشده

عزيزم؟

بله امير؟ بله؟

اينو انداختي

چيکار ميکني امير؟ مسخره بازي درنيار

دوستت دارم

اين زيرنويس اختصاصي مووی باز و حاصل تلاش گروه ترجمه مووی باز است آدرس سايت "WwW.MovieBaz.Us"

باشه از دست من عصباني هستي حق هم داري

ولي يه اتفاق مسخره اي افتاد کمال

اتفاقي که نخواستم تو ببيني

درباره چي داري حرف ميزني تو؟ مگه بهم نگفتي بيا با برادرم آشنا شو؟

زنگ زدن اونقدر سخته؟ اومدم اينجا اجازه ندادن برم تو

اونطور نيست، من واسه اينکه تو بيخودي ناراحت نشي لغو کردم

ولي من از کجا بايد ميدونستم که تو ناراحت ميشي، بيشتر دلت ميشکنه

خيلي عذرميخوام ازت واسه اينکه بهت آسيبي نرسه اينکارو کردم

من نيازي به محافظت تو ندارم

نميدوني ديگه، بخاطر امير بود

امير کيه؟ امير کيه؟

من ازت پرسيدم، گفتم دوست پسر داري يا نه؟ به من گفتي که ندارم گفتي از پسش بر ميام، نگفتي؟

تو دروغ گفتي بهم

دروغ نگفتم

شمارو ديدم ديدم که اون مرتيکه چطور بهت نگاه ميکرد

چي رو ديدي؟

جلو در ورودي منتظر موندم هردوتونو اونجا ديدم

هيچ رابطه اي بين من و امير نبوده کمال نميتونه باشه

کمال من عاشقت شدم

بدجوري هم عاشق شدم

نيهان؟

چي شده نيهان؟ تو اينجا چيکار ميکني؟ موقع رد شدن ديدم باورم نشد

شما کي هستين؟

کمال، دوست پسرمه

مثل اينکه شوخيت گرفته

نه شوخي نميکنم مامان تازه چيزي هم واسه باورنکردن وجود نداره اومدم اينجا که کمال رو ببينم، شد؟

اصلا نشد نيهان جون با اينکه نتيجشو ميدوني اصلا درست نيست که به آدما اميد بدي

بعدش ناراحت ميشن، مگه نه؟

عذرميخوام خسته نباشي

شب زود بيا خونه قراره عمو گاليپ و امير بيان

کمال تو به حرف هاي مامانم توجه نکن لطفا مشکل اون با منه، من الان ميرم و برميگردم لطفا منتظرم بمون، باشه؟

مامان، مامان

ميخوام که همين الان از کمال عذرخواهي کني

چي؟

تو حالت خوبه نيهان؟ اين ديگه چه مسخره بازي هست؟

مامان

تو خونه درباره اين مسائل حرف ميزنيم

نميتوني از دست من فرار کني

کمال بجاي مامانم من ازت عذرخواهي ميکنم اون بعضي وقتا اينطور خيلي بي رحمه

کمال؟

حق با مامانته درواقع همون چيزي رو ميگه که من ميگفتم

ما مناسب همديگه نيستيم، نميتونيم

به من نگاه کن ببينم هيچکي برام مهم نيست فهميدي؟

اين زندگي منه، تو کري؟ نميشنوي منو؟ ميگم که عاشقتم

لطفا اجازه نديم که هيچکي مارو از هم جدا کنه

لطفا کمال، لطفا عشقم

من ميرم به زونگولداک نيهان

کار پيدا کردم

تو معدن زونگولداک کار ميکنم

منم ميام

نميشه؟

از اينجا فرار ميکنم و با تو ميام

اينکارو ميکنم کمال

نميتوني فرار کني اين اينقدر راحت نيست، اجازه نميدن

اجازه ندن، مگه کسي ميپرسه ازشون؟

ذاتا قراره چيکار کنن؟ منو از فرزندي رد ميکنن؟

تازه تو باباي منو نميشناسي اگه من آدم خوبي هستم پس بابام هم همينطوره

درباره مامانم هم فکر نکن اونم به مرور زمان عادت ميکنه

به من نگاه کن، اگه ميگم ميام يعني ميام

آره مياي ولي نميتوني اونجا بموني

نميدونم از اينجا چطوره بنظر ميرسه ولي زندگي اونجا برات مناسب نيست

کدوم زندگي برام مناسبه؟

خودت ميدوني ديگه نيهان خونه اي که اينجا توش زندگي ميکني اونجا نيست

اگه قرار نيست توش اسب سواري کنيم اصلا لازم نيست، يه اتاق هم برامون کافيه

نظافت،‌شستن لباس و اينا هيچکي هم نيست کمکت کنه

ببخش ولي تو بهم ميگي که هيچي بلد نيستم؟ من همه چي رو رديف ميکنم

شايد هر شب سفره شام نداشته باشيم ضيافت اينا هم اصلا درکار نيست ديگه تو يخچال هرچي باشه اونه

ماکاروني منو پسنديده بودي، يادته؟

هروقت خواستي هم نميتوني بري به خريد نميتوني بري چون پول نيست

به همچين چيزي نياز ندارم چون ذاتا من هزارتا لباس دارم

شهريه که نميشناسي، نه خانوادت هست نه دوستي داري، تنها ميموني و خسته ميشي

چرا؟ مگه تو هم نمياي؟

من غير از تو به هيچکسي نياز ندارم

واقعا مياي با من؟

واقعا ميام

بارون، بارون

بيا بيا

بيا بيا

...

...

بابام گفت که من حل ميکنم

گفت تو نگران نباش من همه چي رو ميفهمم

همتون به من دروغ ميگين

همتون منو معطل ميکنين

نه تو الکي خودتو اذيت ميکني

يعني ميگي هنوز هم شانسي هست؟

پس نيهان کجاست؟ تلفنش چرا خاموشه؟

امير؟

حوصلمون سر رفت، نميايين داخل؟

اوزان هم حوصلش سر رفته برين باهاش حال کنين

مشکلي نيست

ميخواي حال کني؟

بيا

حالشو ببر

منو تنها بذار، برو

کَرن

همه چي رو خراب نکن

يه معجزه اي اتفاق بيفته از اين رويا اصلا بيدار نشيم

اين که رويا نيست ما خوشحالي رو با چشمان باز زندگي ميکنيم

پس خداحافظ

باشه خداحافظ

الو؟

الو؟ اوزان جون عذرميخوام تورو در شرايط بدي قرار دادم ولي قول ميدم که همه چي رو توضيح ميدم بهت

من امير هستم نيهان

آها، عذرميخوام امير

اگه اوزان اونجاست تلفنو ميدي بهش؟

اوزان نميتونه حرف بزنه

امير چي شده به اوزان بازم اتفاقي براش افتاده؟

آروم باش، کجا هستي؟

امير ميگم چي شده به اوزان؟ تلفنو ميدي بهش؟

الان نميتونه حرف بزنه تو تلفن نميشه گفت، بيا به باغ

امير ميخوام صداي اوزان رو بشنوم تلفنو بده بهش، زود باش

الو؟

اوزان؟ خوبي؟

من يکي رو کشتم نيهان

چي؟

من قاتل شدم

نگران نباش نيهان

همه چي تحت کنترله ولي زود بايد بياي اينجا، بايد پيش اوزان باشي

شنيدم شنيدم

اوزان رو نجات ميدم، نگران نباش

اينجا حالت بد ميشه، بيا ببرمت داخل

بيا، بقيش رو من رديف ميکنم

بيا بيا داداش، تو هم بيا خواهر

چي شده پسر؟ برنده قرعه کشي شدي؟ چي شده؟

ميخوام که همتون بشنوين همتون همين الان بشنوين

خدايا تو خودت حفظمون کنه انشالله که چيز خوبيه

بگو ديگه پسرم

نکش ديگه

بزودي بايد بريم خواستگاري

آره

آفرين به تو پسرم

آفرين به تو پسرم

تبريک ميگم برادر

اوزان؟

اوزان؟

اصلا نگران نباش دخترم اين مسئله رو داخل خانواده حل ميکنيم

با همديگه اين مشکل رو حل ميکنيم تو اصلا نترس

اوزان؟ عزيزم ببين من اومدم، باشه؟

همه چي رو حل ميکنيم، تو اصلا نترس، باشه؟

کمکم کن

کمکم کن، کمکم کن

اومد

بيا

بشين، بشين

بيا بشين

بشين ديگه

کمال، من بايد

نيهان، اجازه بده حرف اول صبح رو من بگم بعدش هرچي خواستي بگو،‌ باشه؟

بشين

منم اينجا بشينم يه سفره مفصل نيست ولي چيکار کنيم ديگه

نيهان؟

ميدوني که چقدر دوست دارم نه؟ الان اگه بخوام توضيح بدم شايد موفق نشم واسه همين ...

ديروز يادته به من گفتي من بدون تو نميتونم؟

منم بدون تو نميتونم

ببين من تابحال از هيچي نترسيدم ولي خيلي ميترسم از اينکه تورو از دست بدم

شايد هيچي در دستم نباشه که بتونم بهت بدم اينو خودتم ميدوني

ولي تنها يچيزي ميتونم بدم بهت، اونم زندگيمه

و يکي هم همچين سفره هر روز تو خونه خودمون

نظرت چيه؟

با من ازدواج ميکني؟

الان همينجا بهم بگو آره که بهترين صبحانه عمرمو اينجا بخورم

بخاطر کل صبح هايي که تو رو به روم خواهي بود

براي بيدار شدن کل صبح ها با من آماده اي؟

با من ازدواج ميکني؟

نه

نميتونم باهات ازدواج کنم کمال

لطفا منو ببخش

بعد اينکه بهت گفتم نميتونم ازت جدا بشم و باهات ميام خيلي فکر کردم و من نميتونم اينکارو انجام بدم

چيز هاي زيادي تو زندگيم هست که منو گرفته و بطرف پايين ميکشه

من نميتونم باهات بيام

من نميتونم باهات زندگي کنم

حق با تو بود

زندگي هاي ما مناسب همديگه نيست

من نميتونم وارد دنيا تو بشم

منو فراموش کن کمال

اين زيرنويس اختصاصي مووی باز و حاصل تلاش گروه ترجمه مووی باز است آدرس سايت "WwW.MovieBaz.Us"

زندگي هاي ما مناسب همديگه نيست

من نميتونم وارد دنيا تو بشم

منو فراموش کن کمال

شما چي ميخوايين بگين خانم؟

ببينين از اين به بعد پسرتون دوروبر دخترم من نگرده، فهميدين؟

ببينين دارين اشتباه ميکنين تاريک مزاحم دختر هيچکي نميشه تازه اون هميشه اينجا پيش خودمه

خانم لطفا مواظب حرفاتون باشين

باشه باباجون راحت باش همچين چيزي نميتونه باشه حتما اشتباه گرفتين خانم

اصلا گوش نميدين که اسمش تاريک نيست، اسمش ...

کماله

آره کماله

خانم ويلدان ميتونين مستقيما با خودم حرف بزنين نيازي نيست خانوادمو ناراحت کنين

از اين به بعد پسرتون کمال دوروبر دخترم من نگرده

چون که دخترم با امير کوزجواوغلي نامزده نبايد مزاحمش بشين فهميدين؟

فهميديم خانم ويلدان ديگه مزاحم دخترتون نميشيم

بابا؟ بابا؟

بابا؟

بابا؟ کمال؟

-به آمبولانس خبر بدين -بابا؟

بابا؟

زنگ بزنين به آمبولانس

خوبي بابا؟

آمبولانس

خسته نباشين آقايون

ممنون آقاي مهندس

آقاي مهندس، آقاي مهندس، يچيزي آوردم براتون

چيه اسماعيل؟

خانمم تو خونه درست کرده، ترشي لوبيا هست

خب به ما هم بده ببينيم طعمش چطوره

اين چه حرفيه قربان؟ واسه شما هم ميارم

مرسي مرسي

بفرمائين آقاي هاکي

خسته نباشي

مرسي قربان

مرسي اسماعيل، دست خانمت درد نکنه

ممنون آقاي مهندس

آفرين کمال

براي چي قربان؟

ما قبل از تو چه مهندس هايي ديديم ولي مهندسي که مثل تو کارگرا اينقدر دوسش داشته باشن نديديم

يبار بخاطر يه مهندسي .. اسمش چي بود؟

چنگيز بود قربان

بخاطر اون چنگيز حتي خواستن استعفا بدن ولي آخرش باعث شدن که چنگيز استعفا بده

حتما يه دليلي داشته که نميخواستنش

کار اونا اينه، هر روز ميان به اعماق زمين نبايد تجربه اونا رو زير سئوال برد

بفرمائين قربان

خسته نباشين آقايون

ممنون آقاي مهندس

خب؟ تو کسي رو نداري که برات ترشي درست کنه جوون؟

بخاطر حجم کارها فرصت نشد

زياد معطل نکنا، بعدش پشيمون ميشي

عمرت ميگذره و تو همينطور ميموني

کسي نيست که دوستش داشته باشي؟

نه نيست قربان

کار در اين بخش رو متوقف کردم

دليل؟

موقع ادامه تونل به يک تکه سنگ خورديم اونجا ديناميت منفجر کرديم داريم کنترل ميکنيم که گاز نشت نکرده باشه

کنترل کنين پس

باشه اگه اينجا هم نگاه کنين

گاز هست، فرار کنين

-گاز نشت داره -گاز نشت داره

گاز هست، فرار کنين

قربان ماسکتون رو بذارين

همه ماسکاشون رو بذارن

ترجمه -Tadeh- تنظيم -Erfan- ترجمه اختصاصي مووی باز

...

پسرم

بابا، بابا

...

در اون بخش اتفاقي افتاده حتما اونجا هستن، بريم

...

خدايا شکرت

خدايا شکرت

الان کارگراني که در آخرين لحظه نجات يافتن رو ميبينيم

مهندس معدن کمال سويدره هم بين اوناست

همراه با کارگرا از پله ها داره مياد پايين الان ميخوام برم نزديکتر

خوبين؟

-الان ميخوام برم نزديکتر -آره خوبم

-خوبم خوبم -اميدوارم که خوب هستين آقاي کمال

از يه فاجعه وحشتناکي نجات يافتين ميگن که هيچکسي جان خود رو از دست نداده اين يه اتفاق باورنکردني هست

به نظرتون اين ممکن بود که در ساير فاجعه هايي که در معادن کشورمون اتفاق افتاد هم همچين نتيجه اي بوجود مي اومد؟

بله ممکن بود

چطور ممکنه؟ به نظرتون اين يک معجزه نيست؟

در زيرزمين نيازي به معجزه نيست همينطور که روي زمين هم همينطوره

به چيز هاي ديگه اي نياز هست که اينها تدبير و بازرسي هست

خب ميتونين درباره کارگراني که داخل معدن هستن توضيح بدين؟

عذرميخوام ولي بايد با خانوادم تماس بگيرم الان حتما نگران شدن

زينب، دخترم بدو تلفنو بيار بدو بدو

کجا بدوم مامان؟ صبرکن ببينيم به کي زنگ ميزنه

تاريک رو بلندگو بذار که هممون بشنويم

بابا آروم باش، هنوز چيزي معلوم نيست

اوه پسرم

تلفن تلفن، تلفن خونست

بدو زينب

الو؟ برادر؟ خيلي ترسيديم، خوبي؟

خوبم دختر ديوونه، نگران نباش

ولي يچيزي بگم، بدجوري خوشتيپ ديده ميشدي تو تلويزيون، حسوديم گرفت زودتر از من تو تلويزيون ديده شدي

بده ببينم تلفنو اين دختر آخرش منو ديوونه ميکنه

پسرم؟ خوبي پسرم؟

...

مامان جون؟ نگران من نبودي نه؟

بودم، وقتي تو زيرزميني من هميشه نگرانتم

ببين اينطوري فرو ميريزه، برگرد بيا به خونت ديگه بيشتر از اين نميتونم تحمل کنم من

ببين ليلا خانم هم سلام ميرسونه بهت

بگو پسر عزيزم، بگو

الو؟

خاله نيهان من با کمال حرف زدم، حالش خوبه

خيلي خوبه، نگران نباش، واسه همين زنگ زدم

خداروشکر، منم الان خبر هارو ميخوندم نوشته هيچ کسي جانش رو از دست نداده

ولي بازم بدون باخبر شدن نميشه

نه نه بخدا خيلي خوبه برادرم حتي تو تلويزيون هم افتاده، تماشا کرديم

اه؟ من نديديم

بخدا ميگم

زينب؟

خاله نيهان منو صدا ميزنن تازه کم مونده بود مامانم بفهمه

يه مدت پيش که ديديم همديگه رو واسه همين نميخوام مشکلي پيش بياد، باشه؟

وگرنه ديگه اجازه نميدن بعدا حرف ميزنيم دوباره

باشه عزيزم خداحافظ

باشه خداحافظ

کمال سويدره هم بين نجات يافتگان هست اميدوارم که خوب هستين آقاي کمال

از يه فاجعه وحشتناکي نجات يافتين ميگن که هيچکسي جان خود رو از دست نداده اين يه اتفاق باورنکردني هست

به نظرتون اين ممکن بود که در ساير فاجعه هايي که در معادن کشورمون اتفاق افتاد هم همچين نتيجه اي بوجود مي اومد؟

بله ممکن بود

الو؟ منم الان ديدم، تکرارشو نشون ميدن

چي رو؟

نيهان؟

بگو امير

شب يه جلسه داريم، زوج ها ميرن آيا همسرم با من مياد؟

اگه بگم نه چيزي فرق ميکنه؟

نه فرق نميکنه

خب از هر دفعه پرسيدن خسته نشدي؟

آره حق با توئه، واسه همين ديگه نميخوام بپرسم فقط خبر ميدم

آماده شو نيهان، ميام دنبالت

هيچ حرفي ندارم بهت بگم پسرم

اگه حرف رو با "اگه تو نبودي شروع کنم" نميتونم تمومش کنم

اينطور نگين قربان،‌ خداروشکر ما با همديگه از اين فاجعه نجات يافتيم

آره حق داري، باهم نجات يافتيم

از همونجا معلومه که تو منو نجات دادي

ولي از اونجا خارج شدن زندان افتادن هم داشت اگه هنوز به زندان نيفتاديم اينم به خاطر توئه

به هر حال

من درباره چيز ديگه اي ميخواستم باهات حرف بزنم

چيه قربان؟ اگه چيزي باشه که بتونم حلش کنم ...

اينطور که ميبينم ميتوني حلش کني

بفرمائين، امر کنين

امر نيست کمال، فقط يه خواهشه

ميخوام ازت خواهش کنم که اداره اين معدن رو به دست بگيري و شريک من باشي

اگه بخاطر اتفاق معدن اين پيشنهاد رو ميکنين ...

با همچين چيزي نميشه اونو جبران کرد پسرم من اين پيشنهاد رو بخاطر اينکه مهندس خوبي هستي ميکنم

اون روز اونجا هرچي که مارو نجات داد همشون بخاطر فعاليت هاي تو بود

من فقط هرچي که لازم بود رو انجام دادم

منم همينو ميگم

من ميخوام معدنمو به همچين کساني واگذار کنم

نظرت چيه؟ شريکم ميشي؟

اين زيرنويس اختصاصي مووی باز و حاصل تلاش گروه ترجمه مووی باز است آدرس سايت "WwW.MovieBaz.Us"

اگه باور دارين که ميتونم

باور دارم پسرم، باور دارم

من به مهندس هايي که تو دستشون زغال سنگ نگه ميدارن باور دارم

بگير ببينم

اين چيه آقاي هاکي؟

واسه يه منطقه انرژي قراره مزايده بذارن بعدش هم قرارداد ميبندن هفته آينده رو استانبول

شريک هاي جديدمون رو ميشناسي هرطور که شده ميخوان من باشم کارهاي جديده ديگه

آقاي هاکي من با اين کارها زياد آشنا نيستم

هستي هستي، تو جووني زود همه چي رو ياد ميگيري

من نميخوام بعد اين سن و سال وارد استرس بشم گفتم که پسرم کمال بجاي من اين کارو حل ميکنه

آقاي هاکي ميدونين که من آماده ام هرکاري که از دستم بياد رو براتون انجام بدم هروقت که شده

زنده باشي، من سرنخ هارو ميگم بهت

شرکت هايي که قراره شرکت کنن در پشت نوشته شده، يبار هم تو خودت تو اينترنت جستجو کن

ولي شرکتي که بايد بهش توجه کني، اينه

آقاي هاکي

عذرميخوام ولي من نميتونم اين کار رو قبول کنم

منو ببخشين

ببر

اوزان جون ميشه قرص هاتو با آب بيشتري بخوري؟

اين دکتر ديگه نمياد نه؟ هر روز بهش دروغ ميگم

چرا اينطور نگاه ميکني؟ همه افراد اين خونه ميدونن که من درمان نميشم

هممون تو خونه به همديگه دروغ ميگيم کي رو ميخواييم گول بزنيم؟

اوزان جون ببين

5 ساله هرچيزي که با دکتر هايي که اينجا اومدن تجربه کردي رو ماهم تجربه کرديم

هر دفعه درباره همين چيز تکراري بحث نکن ديگه از ناراحت کردن خودت و ما دست بکش باشه؟

باشه باشه

ويلدان؟ کدومش؟

اگه قراره منو ببري بيرون اين ولي اگه واسه جلسه کاري هست، قطعا اين

جلسه ساعت چنده؟

طوفان گفت ساعت 8:30، امير مياد باهم ميريم

اين است گرمي خونه

خوش اومدي

امير من آماده ام هروقت خواستي ميتونيم بريم

براي چي؟

مگه قرار نبود با آقاي صابري جلسه داشته باشيم

آها اون، شما لازم نيست خودتونو خسته کنين من همراه بابام شرکت خواهم کرد

با اجازتون زود لباسامو عوض کنم و برم

ميدوني بيشتر از همه از چي خسته شدم؟ اين رفتار هات که ميخواي بگي همتونو روي يه انگشتم ميچرخونم

خيلي پشيموني؟

منم همين فکر رو ميکردم

همش يادت ميره اين خونه مال منه، سندش مال منه

درست مثل تو

اوندر و ويلدان در اين قرارداد نيستن و البته اون برادر بي مصرفت

من فقط بخاطر تو قبول کردم تو اين خونه با اونا زندگي کنم

بخاطر تو اينجا زندگي کردنشون اينجا درست همينجامو اذيت ميکنه

مهمون امشبمون ستاره در حال درخشش دنياي کار امير کوزجواوغلي

خوش اومدين آقاي امير

در اين رشته کارکنان جوون زيادي هست ولي شما از همه آنها متمايز هستيد چه چيزي باعث شده که شما متفاوت باشين

بگو ببينيم امير کوزجواوغلي چي باعث شده که تو متفاوت باشي؟

فرق امير کوزجواوغلي اينه که در همين دنيا متولد شده

به خودم فشار نياوردم در جايي نبودم که متعلقش نباشم

اين به موفقيت نيست امير کوزجواوغلي جايي هست که بايد باشه

پارچه ها کي آماده ميشن؟

تا چهارشنبه همشون آماده ميشن عزيزم

چون که ديوارهاي هتل رو بايد با پارچه بپوشونم

ميخواي تو هتل کار کني؟

البته، با کيمياي رنگ هاي کيميايي پارچه هاي تورو خراب ميکنم ولي ميدوني چيه؟ عالي ميشه

بازکن بازکن

بيا بشين، يچيزي ميخوام بگم بهت

چي ميتونه باشه که من ندونم؟

ستاره دنياي کار امير کوزجواوغلي و بانو آکمريچ باهم رابطه دارن؟

بگو نيهان

فقط يه چيز ازت خواستم امير هرکاري که بکني واسم مهم نيست ولي نذار که آدما در اين باره حرف بزنن

آدما درباره چي حرف ميزنن خانم عزيزم؟

هر سايت خبري رو بازکني ميبيني

ما براي هر دليلي که باهم ازدواج کرده باشيم تو مجبوري که به پدر و مادرم اهميت بدي فهميدي؟

بايد به اعتبار خانواده اهميت بدي

ميدونم اينکارو واسه حسادت نميکني

واسه همين مجبورم که بجاي اعتبار تو به راحتي خودم اهميت بدم

خداحافظ عزيزم

واسه مراسم امشب بانو آکمريچ رو هم به ليست اضافه کنين

چون که تو با ارزش ترين چيز من هستي

آقاي امير شايد امروز دير بياد به شرکت بانو خانم

به آقاي امير بگين که تشکر ميکنم

به استانبول رسيدم آقاي هاکي

به جلسه هاي اوليه شرکت ميکنم

طوفان، منو خسته نکن خودمونو برنده اين مزايده ميدونم

چشم قربان، شما نگران ...

ببخشيد

راستي شما آقاي کمال رو ميشناسين؟

ميگن که اولين تجربه شرکت در مزايده هست

من براي اولين باره که اسمشو ميشنوم

فکر ميکردم که فاميل آقاي هاکي هست ولي ظاهرا نيست

به هر حال، آشنا ميشيم و ميفهميم

آشنا بشيم

کمال سويدره

خوش اومدين طوفان کانر به نمايندگي امير کوزجواوغلي

ميدونم

بفرمائين

آقاي احمد، آقاي سدات

بفرمائين بشينين

از اونجايي که من دير نکردم مثل اينکه شما قبل از من اينجا بودين

ما هم تقريبا الان اومديم

...

تعدادمون همينه؟ من فکر ميکردم تعدادي بيشتري شرکت کننده هست

اين جلسه خاصي هست آقاي کمال به شرکت هاي کوچک توجه نميکنيم

يعني ميگين که به عنوان شرکت هاي بزرگ استراتژي متفاوتي رو داشته باشيم؟

دقيقا همينطوره، آقاي امير هميشه چي ميگه؟

به کسي که به عنوان رقيب قبولش نميکني توجه نکن به نظر شما هم خيلي منطقي نيست؟

به نظر من نيست

چون که به هيچ وجه نميدونين که کي ميتونه رقيب شما باشه

خب اگه آماده اين شروع کنيم

عذرميخوام آقايون

من فکر نميکنم که همچين جلسه خصوصي واسه اين مزايده مناسب باشه

با اجازتون

آقاي سدات، آقاي احمد

اين جلسه براتون يه شانس بود آقاي کمال

ميخوام اينو از طرف آقاي امير به شما يادآوري کنم

اگه درنظر بگيريم که من به شانس احتياج دارم

در اين صورت آقاي امير هم قطعا به يادگرفتن اصول اخلاقي نياز داره

اين پيغامو به آقاي امير که اين جلسه رو برگزار کرده برسونين

از اينجا بچرخم آقاي کمال؟

نه

من همينجا پياده ميشم

-آقاي امير -بگو

قربان دوباره سعي کردم ولي نميشه آقاي کمال پيشنهادمونو قبول نميکنه

زحمت داديم بهتون آقاي طوفان ما خودمون حل ميکنيم، لطفا شما زحمت نکشين

نيهان

بهت هشدار دادم امير

امروز خبرنگارا بيشتر تمرکز ميکنن روي ما

خب؟

خب اينکه من امروز همراه با تو از کشتي نميام بيرون، خواستم خبر بدم

چيکار ميخواي بکني؟ ميخواي شنا کني؟

الو؟

کمال سويدره؟

بله؟

امير کوزجواوغلي داره حرف ميزنه

گوش ميکنم آقاي امير

مثل اينکه امروز نتونستيم شما رو راضي کنيم

فکر کردم که چيکار ميتونيم بکنيم واستون پيشنهادم اينه

آقاي امير

شما هم مرتکب همون اشتباهي ميشين که آقاي طوفان شد

از روي عادت طوري حرف ميزنين که انگار هميشه اين کارها توسط شما اداره ميشه

اگه جاي شما بودم

ولي جاي من نيستين آقاي کمال و نميتونين هم باشين

من بهتون روشن تر توضيح ميدم که چرا بايد قبل از مزايده به توافق برسيم

البته اگه همديگه رو ببينيم

من ترجيح ميدم که در روز مزايده با شرايط يکساني همديگه رو ببينيم

اسمشو آشنا شدن بذاريم آقاي کمال

نميدونم چرا ميخوام باهاتون آشنا بشم

اين چطوره؟ با من آشنا ميشين؟

ميتونه باشه

فردا، واسه زمان و مکان باهاتون تماس ميگيرن شب بخير آقاي کمال

ميدوني؟

من يبار اينطوري افتاده بود، روز تولدم

مواظب باشين نيهان خانم

ترجمه -Tadeh- تنظيم -Erfan-

اين زيرنويس اختصاصي مووی باز و حاصل تلاش گروه ترجمه مووی باز است آدرس سايت "WwW.MovieBaz.Us"

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.