All language subtitles for The.White.Lotus.S03E08.AMZN.WEB.AliMK_Sub.Ali99.DigiMoviez.Fa

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫« نیـلوفـر سـفیـد »

‫ارائه‌ای از وب‌سایت دیجی موویز ‫:.:.: DigiMoviez.Com :.:.:

:دیجی موویز در شبکه‌های اجتماعی @DigiMoviez

‫« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و علی محمدخانی » :. AliMK_Sub & Ali99 .:

▷ Instagram: @AliAkbar.1999 ▷ Telegram: @AliMK_Sub

‫گاهی با اضطراب از خواب بیدار می‌شیم

‫یه حس‌وحال بی‌قرار

‫امروز چی پیش میاد؟

‫چی در انتظارمه؟

‫کلی سؤال تو ذهنمونه

‫ما دنبال قطعیتیم،

‫دنبال یه جای پا محکم

‫برای همین، افسار زندگی رو به‌دست می‌گیریم

‫دست‌به‌کار میشیم، خب؟

‫راه‌حل‌هامون موقتی‌ان

‫سرهم‌بندی‌ان

‫به رنج و اضطرابمون دامن می‌زنن

‫سؤالات زندگی هیچ جواب قطعی‌ای ندارن

‫وقتی بالاخره بپذیریم که

‫هیچ قطعیتی در کار نیست

‫صبوری راحت‌تر میشه

‫نه، همین‌جاست

‫آره

‫سه دقیقه!

‫مُرد! شاهرگ گردنش!

‫- کُشتمش! تو قفسه سینه‌ش! فرانک -

‫- اسم مامبای سیاه به گوشِتون خورده؟ ‫- فرانک

‫اسم مامبای سیاه رو شنیدید… ‫سلام، دادا!

‫چیکار داری می‌کنی؟

‫ببین… فقط دارم ‫حرکاتم رو به رُخ می‌کشم، دادا

‫- خودت در چه حالی؟ ‫- باید برم

‫تازه نوبت یخ شده بودها

‫باید به هواپیما برسم

‫یه لحظه صبر کن، وایسا

‫- صبر کن ‫- بیخیال

‫دادا، باید بیفتم دنبالت؟

‫وایسا دیگه

‫وایسا، گوش کن

‫بیخیال، دادا، چی شده؟ ‫کجا داری میری؟

‫خودت می‌دونی چی شده، نه؟ باید برم

‫باید برم، دادا

‫بهت که گفتم، باید برم

‫- باید بری؟ ‫- آره

‫ولی… آخه خانم‌ها اینجان، دادا

‫چی شده؟

‫بمون، خب؟ می‌خوام… ‫دیگه از من خوشت نمیاد؟

‫- باید برم دیگه ‫- تو رفیق منی

‫- ببین ‫- تازه، خودت شروعش کردی

‫- بدون تو نمی‌تونم تمومش کنم ‫- خودت تمومش کن

‫- سلام! ‫- قرارمون این نبودها

‫- بیا، رسیدن ‫- سلام!

‫- ببینشون. خانم‌ها. یالا ‫- یالا، یالا!

‫- میگه نه. ریک! ریک! ‫- ریک!

‫-!ریک ‫-!ریک! ریک

‫چطوری، موک؟

‫دیشب چطور بود؟ خوش گذشت؟

‫واسه قرار اول خوب بود

‫همیشه یادمون می‌مونه

‫امروز که پی لک بیاد…

‫می‌خوام راجع‌به سرقته باهاش حرف بزنم

‫می‌خوای چی بگی؟

‫می‌دونم کار کی بوده

‫جدی؟

‫اگه دزدها رو پیدا کنی، ‫حسابی تحت‌تأثیر قرار می‌گیرن

‫خیلی هیجان داره

‫بعداً واسه‌م تعریف کن

‫باشه

‫فعلاً

‫سلام

‫اوه، صبح به‌خیر

‫خوب خوابیدی؟

‫بدک نبود

‫لوری رو ندیدی؟

‫هنوز نه

‫ببینیم می‌خواد بیاد صبحونه بزنیم؟

‫آره، میرم ازش می‌پرسم

‫نه، خودم میرم

‫من و کیت می‌خوایم بریم صبحونه بخوریم

‫تو هم میای؟

‫نه، گمونم باز هم بخوابم، ‫البته اگه اشکالی نداره

‫ببین، درمورد ولنتین متأسفم

‫خداییش فکرش هم نمی‌کردم ‫برات مهم باشه

‫جک، خواهش می‌کنم، من…

‫می‌خوام با هم دوست باشیم

‫می‌تونیم بعداً که بیدار شدی ‫درموردش حرف بزنیم

‫می‌خوای چیزی برات بیاریم؟

‫نه، ممنون

‫باشه

‫به‌نظرم بهتره صبر کنیم تا برگردیم خونه

‫بعد به مامان بگم. شاید…

‫بهتر باشه صبر کنم ‫تا دوباره قرص‌هاش رو بخوره

‫چی رو به مامان بگیم؟

‫اینکه با تو میام

‫چی؟

‫لاکلن، نمی‌خوام زندگیت ‫به‌خاطر من به گا بره، خب؟

‫بذار فقط زندگی خودم رو به‌گا بدم، باشه؟

‫برگشتن!

‫سلام! سلام!

‫چطور بود؟

‫چطوری پیش رفت؟

‫راستش…

‫می‌دونی چیه؟ بعداً درموردش حرف بزنیم؟

‫فقط… می‌خوام دوش بگیرم و…

‫آره، سر صبحونه حرف می‌زنیم

‫باشه

‫لاکلن؟

‫چیه؟

‫بگو ببینم

‫من هیچ کوفتی نمی‌دونم، خب؟

‫بلیندا

‫سلام!

‫- درود ‫- سلام

‫این پسرمه، زایون

‫- درود، زایون ‫- درود

‫آره، قبل‌تر با هم آشنا شدیم، مامان

‫راست میگی. درسته

‫- آره، آره، آره ‫- آره، آره

‫- درسته ‫- آره

‫می‌خوای پیشمون بشینی؟

‫نه. فقط دیدمتون ‫و خواستم بیام… یه سلامی بکنم

‫سلام

‫سلام

‫- خداحافظ ‫- خداحافظ

‫- خفه‌شو ‫- وای! از این یارو خوشت میادها

‫نمی‌دونم

‫خب، اون که ازت خوشش میاد

‫می‌دونی، می‌خواد با هم ‫یه کسب‌وکار راه بندازیم

‫جدی؟

‫چی؟ همون اسپا که همیشه می‌گفتی؟

‫کجا می‌خوایم راهش بندازیم آخه؟

‫هرجا دلت بخواد. هاوایی؟ اینجا؟

‫اون که پولی تو دست‌وبالش نیست، ‫خودم هم همین‌طور

‫حتی نمی‌دونم از کجا جور کنم

‫از این‌جور سرمایه‌گذارها سراغ ندارم

‫واقعاً لازمه بگم؟

‫- زای ‫- چی؟

‫بهت که گفتم

‫عمراً خون‌بها بگیرم، خب؟

‫مامان…

‫بعدش هم، ۱۰۰ هزار دلار که کافی نیست

‫بیشتر از اینها لازمه؛ پس بیخیالش

‫اگه یه میلیون دلار باشه چی؟

‫ولی نیست ‫- آخه تو بهش گفتی

‫که خبرش می‌کنی. ‫خب یه سر برو ببین

‫- چقدر می‌تونی بگیری؟ ‫- زای

‫مجبور نیستی قبول کنی. فقط ببین

‫ببین چقدر می‌تونی بگیری

‫وگرنه علامت سؤالش تاابد تو ذهنت می‌مونه

‫اگه برم و باهاش چونه بزنم

‫بعد قبول نکنم چی؟

‫کُفری میشه و پدرم رو درمیاره

‫نه، نه، کاریت نداره

‫سابقه‌ش رو داشته

‫چون من هم باهات میام

‫تازه‌ش هم، یه آدم حرفه‌ای

‫واسه مذاکره لازم داری، پس…

‫خب، از مرکزه خوشت اومد؟

‫آره، جای باحالیه

‫عالیه

‫آره. فرقه هم نیست

‫خب، به‌نظرم عالیه که به خودت ثابت کردی

‫می‌تونی همچین زندگی ساده‌ای داشته باشی

‫بدون ناز و نعمت هم ‫می‌تونیم سر کنیم، مگه نه؟

‫آره

‫آره

‫چیه؟

‫مثلاً غذاش

‫خب، گیاهی بود، ولی…

‫می‌دونی، معلوم بود که ارگانیک نیست و…

‫یه‌جورایی بی‌مزه بود…

‫نمی‌دونم، از خودم می‌پرسیدم که ‫«واقعاً می‌تونم یه سال آزگار

‫اینو بخورم؟»

‫بعدش… خدایا

‫بعدش برگشتم اتاقم و دیدم…

‫یه جعبۀ کوچیکه با یه تشک ‫که روش چند تا لکه بود

‫کولر هم نداشت و…

‫می‌دونم… می‌دونم…

‫خودم می‌دونم که قرار نیست به این‌جور چیزها

‫وابسته باشم و نمی‌خوام فکر کنم که…

‫بهشون وابسته‌ام، منتها…

‫نمی‌دونم، فکر کنم هستم

‫مطمئنم که بهشون وابسته‌ام

‫مثلاً، حس می‌کنم که…

‫مثل پرنسس‌هام و ‫آب نباید ورِ دلم تکون بخوره

‫خیلی رقت‌انگیزه

‫رقت‌انگیز نیست

‫نه، مامان، هست، رقت‌انگیزه

‫انگار…

‫نمی‌دونم، انگار لوس بار اومدم، چون…

‫چون، انگار نمی‌تونم اون‌جوری زندگی کنم

‫اوه، عزیزم

‫مجبور نیستی چیزی رو ثابت کنی

‫دنیا سراسر رنجه و عذابه،

‫ولی ما تو نازونعمت زندگی می‌کنیم…

‫و بقیه کمرشون زیر بار سختی‌ها خم شده

‫من… حس می‌کنم واقعاً نامردیه

‫حس خیلی بدی بهم دست میده

‫ما خوش‌شانسیم، حقیقت داره

‫هیچ‌کس در طول تاریخ

‫بهتر از ما زندگی نکرده

‫حتی پادشاه‌ها و ملکه‌های قدیم

‫اقل‌کم می‌تونیم از زندگیمون لذت ببریم

‫اگه نبریم، توهین‌آمیزه

‫توهین به میلیاردها آدمی که

‫فقط تو خوابشون می‌تونن

‫یه روز مثل ما زندگی کنن

‫- آره ‫عزیزم، بیا بغلم

‫واقعاً متأسفم که

‫شماها رو آوردم اینجا ‫- عزیزم. عزیزم

‫خیلی دوستت دارم

‫- سلام ‫- سلام

‫اگه یکی از اون شیک‌هات رو ‫درست کنی، می‌خورمش

‫نه، من قبلاً یکی خوردم

‫منتها اگه می‌خوای درست کن ‫چیزمیزهاش رو میزه.

‫هیچ‌کس قرار نیست تو رو مَرد کنه

‫خب؟ خودت باید دست‌به‌کار بشی

‫باشه، من دیگه میرم

‫کجا میری؟

‫همین پایین، لب ساحل

‫می‌خوای من هم بیام؟

‫می‌خوام برم یه‌کم مطالعه کنم

‫خیلی‌خب، فعلاً

‫عصبانی‌ای یا چیزی شدی؟

‫خب، ببین، لاک

‫ایرادی نداره که منو ستایش کنی

‫ولی دیگه…

‫ازم بُت نساز

‫می‌گیری که؟

‫ببین، تو فقط ارضاشدنت برات مهمه…

‫دیدم اونجا دراز کشیدی

‫و به‌نظرم اومد که تک افتادی

‫اخلاق منو هم که می‌دونی، ‫نمی‌خوام کسی دلخور باشه

‫می‌خوام آدم‌ها رو به مراد دلشون برسونم

‫اعضای خانواده‌م هم یه مشت خودشیفته‌ان…

‫باشه، پسر. بس کن

‫خواهشاً بیا همین‌الان پروندۀ این بحث رو ‫برای همیشه ببندیم

‫باشه؟

‫بلد نیستم

‫یالا، بریم تو کارش

‫- باشه ‫- آماده‌ای؟

‫سلام، پی لک

‫گیتوکم

‫می‌دونم امروز تعطیلی…

‫می‌شه هروقت تونستی بهم زنگ بزنی؟

‫می‌خوام یه چیزی بهت بگم

‫چطوری، رفیق؟

‫از مسابقه‌ها خوشت اومد؟ ‫بعدش دنبالت گشتم

‫سر قرار بودم

‫تو هم با دوتا مرد مشغول بودی؟

‫دوست‌هات بودن؟

‫شاید چندتا از بچه‌های باشگاه بودن

‫اسمشون چی بود؟

‫اسمشون رو می‌خوای چیکار؟

‫فکر کنم قبلاً دیدمشون

‫نمی‌دونم، ولی مبارزه‌های خوبی بود، نه؟

‫فعلاً

‫سلام

‫سلام

‫کتابم رو آوردی

‫آره

‫بخونش، زندگیت رو عوض می‌کنه

‫چیزیش نمونده

‫به همین زودی همه‌ش رو خوندی؟

‫من تو دانشگاه دوک درس خوندم

‫باشه، نابغه. نظرت چیه؟

‫خب، به‌نظرم ‫اون بخش‌های سکسیش

‫واقعاً جالب بود

‫باید بقیه کتاب‌هایی که بهت دادم ‫رو هم بخونی

‫نویسنده‌ش فوق‌العاده‌ست. ‫اونها درمورد سکس نیستن

‫راجع‌به قوانین هستی‌ان؛ ‫اینکه چطور همه‌مون به هم وصلیم

‫یه نظریه داره که میگه ‫گروه‌های مختلفی وجود دارن

‫ما هم با تمام آدم‌هایی که

‫می‌شناسیم و نمی‌شناسیم تو این گروه‌هاییم

‫این گروه‌ها با هم درتعاملن ‫تا نقشۀ الهی رو به سرانجام برسونن

‫گاهی آدم حتی خبر نداره که

‫با یه نفر دیگه توی یه گروهه

‫پس، من و تو ممکنه بدون اینکه خودمون بدونیم

‫تو یه گروه باشیم

‫- سلام ‫- سلام

‫سلام، سلام

‫چطوری پیش رفت؟

‫خب، کسی رو نکُشتم

‫- خوبه پس ‫- آره

‫آره، ولی حرف‌های دلم رو زدم

‫بار سنگین از رو دوشم برداشته شد

‫دلم برات تنگ شده بود

‫متوجهم

‫من هم

‫آره

‫میگم

‫شرمنده که دیشب نتونستم کمکت کنم

‫مهم نیست. یکی دیگه رو پیدا می‌کنم

‫سخت نیست

‫خب، اگه خوشحالت می‌کنه، بگیرشون

‫می‌دونی باید چیکار کنی؟

‫هایلایت کن، درست همین‌جا…

‫- سلام، بابا ‫- عه، سلام

‫میگم، لاکی

‫بله؟

‫به‌نظرت بتونی بدون پول زندگی کنی؟

‫منظورم اینه که، بدون پول، ‫بدون خونه، هیچی

‫آره، آره، گمونم بتونم

‫آره، به‌نظر خودم هم می‌تونی

‫راستی، روز آخره‌ها

‫اینجا نشین

‫برو یه کاری بکن

‫باشه؟ برو شنا کن یا…

‫برو

‫باشه

‫- فعلاً، بابا ‫- فعلاً

‫می‌دونم که خبر داری

‫تو رو خدا چیزی نگو. ‫اگه بگی، فاتحه‌م خونده‌ست

‫دیپورتم می‌کنن. ‫برگردم کشورم، دخلم میاد

‫دوست‌هام، همه‌مون، می‌میریم

‫نمی‌تونن کار کنن. ‫اینجا هیچ‌جوره نمی‌تونن پول دربیارن

‫اگه حرفی بزنی، حکم مرگ منو امضا می‌کنی

‫- حکم مرگم رو… ‫- ولنتین

‫نمی‌دونم شنیدی یا نه، ‫ولی خانواده هالینجر

‫فردا صبح برمی‌گردن

‫می‌خوان یه سلامی به خانم لمون بکنن

‫و قبل از رفتنش ‫باهاش عکس بگیرن

‫بهشون خبر میدم

‫می‌تونی بپرسی که ‫با عکس‌گرفتن مشکلی داره یا نه؟

‫شاید تو وب‌سایت هتل منتشرش کنیم

‫برای خانم سریتالا خیلی مهمه

‫درود ‫- گوه توش

‫- صبح‌به‌خیر ‫- سلام

‫می‌خواستم اینها رو بذارم رو میز

‫گوشی‌ها و وسایلتون هستن

‫سکسن سراغ گوشیش رو گرفته بود ‫- نه، نذار

‫- نذارشون، خب؟ ‫- نذارمشون؟

‫آره، نمی‌خوایمشون

‫- لازمشون نداریم ‫- باشه

‫حس خوبی داشت که از گوشیتون دور بودید؟

‫آره

‫می‌دونید چیکار می‌تونم بکنم؟ ‫می‌تونم اینها رو بذارم

‫تو قایق هتل که فردا ‫شما رو می‌بره فرودگاه

‫این‌جوری می‌تونید تا آخرین لحظه ‫ازشون دور باشید و سم‌زدایی کنید

‫- آره، چرا که نه، همین کارو بکنیم ‫- باشه

‫راستی، پم، وقتی رسیدیم اینجا

‫یه چیزی درمورد این میوه گفتی

‫دوباره بگو چی گفتی

‫بله، تخم‌های این میوه سمی‌ان

‫- آه، درسته، آره ‫آره، محلی‌ها

‫اسمش رو گذاشتن درخت خودکشی

‫چون ملت وقتی قصد خودکشی دارن

‫تخم‌هاش رو پودر می‌کنن و می‌خورن، خلاصه…

‫نخوریدش

‫بعید می‌دونم اصلاً بخواید بخوریدش؛ ‫مزه‌ش چنگی به دل نمی‌زنه

‫روز آخر محشری داشته باشید

‫ممنون

‫بدرود

‫براتون نوشیدنی بیارم؟

‫نه، نیازی نیست ‫- دوتا ویسکی

‫- با یخ، لطفاً ‫- چشم، آقا

‫تشکر

‫باور کن. لازممون میشه

‫مامان، خودت همیشه میگی که

‫آدم باید همیشه آماده باشه

‫چون هیچ‌وقت نمی‌دونه ‫شانس کِی در خونه‌ش رو می‌زنه

‫شاید همین‌الان باشه، مامان

‫فرصتت رو از دست نده

‫- طرف اون جنده رو کُشت ‫- می‌دونم

‫ببین، شاید این تنها اتفاق خوبی باشه

‫که قرار بوده از دل این ماجرا بیرون بیاد

‫آخه، بهش فکر کن

‫اینجا معرکه‌ست، رفیق. ‫زندگیت توپِ توپه‌ها

‫ممنون

‫خیال می‌کردم قراره خصوصی حرف بزنیم

‫ببخشید. من زایون‌ام

‫صحیح

‫من تنها پسرشم

‫ما باهمیم. ‫همیشه همین‌طور بوده

‫ولی نگران نباش. ‫می‌دونی، دهنمون قُرصه

‫رشته‌م مدیریت بازرگانیه، دانشگاه هیوستون

‫برام مهم نیست چیکار کردی ‫یا قراره چیکار کنی

‫تنها چیزی که برام مهمه ‫کسب‌وکار و سود نهاییه

‫ناسلامتی فوق لیسانس مدیریت بازرگانی‌ام

‫مامانم منو در جریان ‫پیشنهاد اولیه‌ت گذاشت

‫متأسفانه، باید ردش کنیم

‫جداً؟

‫اون فقط درگیر مسائل اخلاقیشه

‫به‌نظرش ارزش اون حس گناه

‫و استرس عاطفیش رو نداره، پس…

‫درضمن، می‌خواد روی راه‌انداختن ‫کسب‌وکار خودش تمرکز کنه

‫چون این آرزوشه

‫هدف اون پول همین بود

‫آره، منتها… اون مقدار کفایت نمی‌کنه

‫متوجهی؟

‫برای اینکه مامانم بخواد ‫همچین ریسکی با شما بکنه،

‫می‌دونی، باید حس کنه که

‫آرزوش داره لباس واقعیت می‌پوشه

‫آخه، تو که اینجا به آرزوهات رسیدی

‫اون هم باید به آرزوش برسه، درسته؟

‫آخر و عاقبت آرزوهای خاک‌خورده چیه؟

‫زیر ذره‌بینِ زمان دود میشن و میرن هوا؟

‫آرزوی مامانم خیلی وقته ‫داره یه گوشه خاک می‌خوره

‫ممکنه دود بشه بره هوا

‫لب کلام این که… آیا این‌قدر پول هست

‫تا همه طعم خوش‌بختی رو بچشن؟

‫به‌نظرم هست

‫خب، چقدر لازمه تا مامانت ‫طعم خوش‌بختی رو بچشه؟

‫خب، ما حساب‌کتاب کردیم، گِرِگ

‫اگه بخوایم واقع‌بین باشیم، ‫…صفر تا صدش

‫پنج میلیون

‫از این خبرها نیست

‫،ببین، می‌دونم درخواست بزرگیه. ‫ولی یه‌کم تحقیق کردم

‫و طبق اطلاعات توی اینترنت… ‫زنِت…

‫زنِ مرحومت… زنِ سابقت…

‫زنِ قبلیت،

‫خدا بیامرزدش، ‫حداقل نیم میلیارد دلار دارایی داشته

‫هرچی می‌خونی رو باور نکن

‫اتفاقاً می‌دونم. ‫چندتا سند خیلی عمومی پیدا کردم

‫که صحت و سقم اون عدد رو ‫تقریباً تأیید می‌کرد

‫چیزی که ما می‌خوایم فقط یک درصد

‫از کل چیزیه که به جیب زدید

‫اگه اون رو بگیریم، ‫تا تَهِ تهش باهاتیم،

‫تا روزی که بمیریم. ‫میشیم تیم گری

‫آرامش خیال ارزش یک درصد رو داره دیگه

‫بد میگم؟

‫اصلاً براتون رقمی نیست

‫چی؟ نکنه قراره…

‫کل ۵۰۰ میلیون رو اینجا خرج کنید؟

‫بیخیال بابا، مگه چند سال دیگه ‫زنده‌اید؟ ها؟

‫من همچین کاری نمی‌کنم. ‫اون یک قرون هم بهمون نمیده

‫داریم وقتمون رو تلف می‌کنیم. ‫خب؟ بیا بریم

‫- زایون ‫- ببین، مامان

‫چطوره یه دقیقه ما کاسب‌ها رو تنها بذاری؟

‫نه، جدی میگم

‫آهای، آهای! داری…

‫چیکار می‌کنی؟ ‫داشتم پیشنهادم رو می‌گفتم

‫برمی‌گردی سراغش

‫و بهش میگی مامانت خیلی زود بهش برمی‌خوره

‫میگی بهش اعتماد نداره، خب؟

‫و اگه معامله جوش نخوره ‫و پول رو نگیریم

‫فقط خدا می‌دونه چیکار می‌کنم

‫کوتاه‌بیا هم نیستی‌ها. ‫ایول، مامان!

فقط بهش بگو که

مادرت زن درست‌کاریه، خب؟

ولی به نفعشه سر حرفش بمونه

،می‌خواد ما رو بترسونه

ولی ما باید اونو بترسونیم. خب؟

حالا برو معامله رو جوش بده

باشه

چه خبر؟

تازه کارم تموم شد

چی شده؟

فکر کنم باید استعفا بدم

من واسه نگهبان بودن ساخته نشدم

چرا همچین حرفی می‌زنی؟

…به این فکر می‌کنم

،اگه بودا بودم

چیکار می‌کردم؟

نمی‌خوام به کسی صدمه بزنم

چندین سال عمرت رو پای اینجا ریختی

نمی‌تونی بریزی دور و یه جای دیگه از صفر شروع کنی

منطقی باش

اینقدر بیش از حد بهش فکر نکن

بودا؟

می‌تونم یه کار دیگه پیدا کنم

من آدم سخت‌کوشی‌ام

خیال می‌کردم اعتماد به نفست بالاست

آدمی که موفقیت تو خونشه

وقتی اعتماد به نفسم بالاست که

حس خوبی به خودم داشته باشم

…خب

امشب شام کجا بریم؟

باشه یه وقت دیگه

کمر مامانم درد می‌کنه

باید تو خونه بمونم و کمکش کنم

خیلی‌خب، فردا چی؟

بهش فکر می‌کنم

باید برم

فعلاً

!پسرها

!وقت شامه! بریم

.سلام، خانم، ببخشید امشب شب آخرمونه و

با خودم گفتم حال میده اگه

بعداً توی اتاقمون کوکتل درست کنیم

پینیا کولادا؟

اگه بتونید یکم رام و ،مخلفات بیارید ویلامون

بفرستید برامون

مخلوط‌کُن داریم - چشم، بهشون میگم -

عالیه-

پینیا کولادا؟

…آره. آخرین شب‌مونه، پس

تا حالا پینیا کولادا نخوردم. خوبه؟

امشبم نمی‌خوری. مگه ۲۱ سالته؟

چقدر مزخرف

!سلام

سلام - اومدی -

آره - چه خوشگل شدی -

فکر کردم شام آخر رو نمیای

دیشب تا دیروقت بیدار بودم

چطور بود؟ خوش گذشت؟ چیکارها کردی؟

،رفتم مبارزهه رو دیدم بدک نبود

بعدش با الکسی رفتم خونه‌اش

خیلی‌خب، الکسی

خانم‌ها

روز آخرتون چطور بود؟

بدک نبود - آره -

آرامش‌بخش بود - آره -

می‌خواستم برای ماساژ فرداتون یادآوری کنم و

بهتون بگم که

،صاحب‌های هتل فردا میان

،خانم سریتالا و شوهرشون

درضمن، امیدوارن باهاشون یه عکس بگیرید

مشکلی ندارید؟ - نه، البته -

خیلی‌خب، خانم‌ها، نوش جان

خیلی‌خب

از استرس زیاد اشتهام کور شده

قرار بود معامله رو جوش بدی

خب، گفت بهش فکر می‌کنه

ولی شماره حساب و

…شماره شبات رو بهش دادم

ببین، همین امشب می‌تونه پول رو واریز کنه

یه خط باریک بین امیدوار بودن و

الکی خوش بودن هست

از اون خط رد شدی، عزیزم

باید دل رو بزنی به دریا، نه؟

تو همون دریا غرق میشیم

خیلی‌خب، کافیه

آهای، چیکار می‌کنی؟ - خیال کردی دارم چیکار می‌کنم؟ -

دارم حسابم رو نگاه می‌کنم دیگه

اونجا نشستی هی امید الکی میدی - خیلی‌خب -

آزاد شدی

امروز یه شروع تازه‌ست

گفتم لازم نیست نگران چیزی باشه

معلومه نگرانت بودم. دوستت دارم‌ها

ولی می‌دونی، خیلی هم نگران نبودم

به‌خاطر عشق به سرنوشت

می‌دونی یعنی چی؟

نه، نمی‌دونم

یعنی باید سرنوشتت رو بپذیری، چه خوب چه بد

هر چه بادا باد

،آره. دیگه تا الان به هم متصل شدیم

،پس اگه بلایی سر تو بیاد سر من هم اومده

گمونم قراره تا ابد با هم بمونیم، نه؟

نقشه همینه

واقعاً؟

آره

خیلی خوشحالم این سفر رو اومدیم

من هم همین‌طور

جک، ممنون که ترتیبش رو دادی و پول ویلا رو پرداخت کردی

مطمئنی نمی‌ذاری ما هم یه بخشی از پول رو بدیم؟

نه، نه. حرفشم نزنید

خب، کشیشِ کلیسامون

همیشه میگه یه زمانی توی زندگی هست که

بعد از سال‌ها آبیاری و علفِ هرز چیدن و

،رسیدگی به خاک

…یه روز اطرافت رو نگاه می‌کنی و

می‌بینی که باغت شکوفه داده

.الان همچین حسی دارم .همه‌چیز شکوفه داده

همۀ گل‌ها شکوفه دادن

کل هفته رو خیلی سرحال و قبراق بودم. واقعاً

منظورم اینه، می‌تونم یوگا و مدیتیشن و

،هر کاری بکنم، ولی هیچکدوم

برای من، احساس آرامش بیشتری نسبت‌به

بودن کنار دوست‌هام نمیده، دوست‌های واقعی

دنیا پُر از تنهاییه

بعضی‌وقت‌ها اینجویه، نه؟

مردم تو رو با نقص‌های ظاهری قضاوت می‌کنن

شما من رو با نقص‌های باطنی قضاوت می‌کنید

!نه - می‌دونید منظورم چیه -

آره - ،درضمن -

کل هفته رو روی ابرها بودم و

واقعاً بهش نیاز داشتم، پس ممنونم

«دیجــــی موویـــــز»

،جالبه، چون راستش رو بخواید

من کل هفته رو ناراحت و غمگین بودم

چی؟

صرفاً حس می‌کنم انتظاراتم

…زیادی بالا بودن، یا

،حس می‌کنم، وقتی آدم پیرتر میشه

باید واسه هر کاری دلیل و هدف داشته باشه، می‌دونید؟

…همین‌طور تصمیماتش. همین‌طور

…وقتی با شمام انگار که

تصمیماتم و اشتباهاتم

خیلی واضح میشن

…من به دین خاصی اعتقاد ندارم. درضمن من

…خب، دین‌های زیادی رو تجربه کردم ولی

یه زمانی کار دینم بود ولی

صد درصد اعتقادم رو بهش از دست دادم

بعدش… عشق رو امتحان کردم و

،دین خیلی دردناکی بود

فقط همه‌چی رو بدتر کرد

بعدش، حتی برای من، مادر بودن هم

نتونست زندگیم رو نجات بده

ولی… امروز یهو به یه نتیجه‌ای رسیدم

نیازی به دینی یا خدایی ندارم تا …به زندگیم معنا بده

چون زمانه که به زندگیم معنا میده

ما… این زندگی رو با هم شروع کردیم

درسته زندگی‌هامون از هم جداست ولی

…هنوز هم با همیم و

وقتی بهتون نگاه می‌کنم، حس می‌کنم زندگیم معنا پیدا می‌کنه

درضمن… نمی‌تونم توضیحش بدم ولی

همین کنار استخر نشستن و

،پرت و پلا گفتن

هنوزم به‌نظرم خیلی عمیق و از تهِ دله

خوشحالم که اینقدر خوشگلی

همچنین خوشحالم که اینقدر زندگی قشنگی داری

درضمن خوشحالم که صرفاً سر این میز نشستم

دوستت دارم

دوستت دارم

دوستت دارم

دوستت دارم

،نمی‌تونم

یه لیوان بخورم؟

…تو

برو یه نوشابه بردار

بیخیال

خیلی‌خب. لاکی، بجنب

باشه، اومدم - یالا -

من خانوادۀ فوق‌العاده‌ای دارم

زندگی بی‌کم‌وکسری داشتیم، نه؟

،بدون کمبود، بدون رنج

بدون آسیب روانی

وظیفۀ من هم اینه که شما رو از این چیزها ،دور نگه دارم

ازتون محافظت کنم

چون دوستتون دارم

خیلی دوستتون دارم - ما هم دوستت داریم -

جدی میگم - آره -

دوستت دارم، بابا - دوستت دارم، بابا -

…خب - من هم دوستت دارم -

می‌خوام بزنیم به سلامتی تایلند

درضمن… دل تو دلم نیست برگردم خونه

ولی به سلامتی تایلند، ممنون

آره

ممنون

خیلی‌خب

پینیا کولادا؟

بوی عجیبی میده - نه… نه -

قویه. خوبه. چیزی نیست

.بخورش، بخور .خوبه، بخورید

نه! نه

!بابا - !داداش! داداش -

…نه، چیزه

نه، شیر نارگیلش خرابه - چی؟ -

!تیم! چته تو - !شیر نارگیلش خرابه -

!شیر نارگیلش خرابه - آروم! خیلی‌خب -

!شیر نارگیلش خرابه - خوب نیست. نه، نه، نه، نه -

نخورش. بده - چیزی نیست -

!بیخیال - بیخیال -

خیلی‌خب

فردا صبح می‌بینمتون

همش همین، تیم؟ تابحال اسم شراب به گوشت نخورده؟

چی؟ - کلی بطری شراب -

تو کابینت پشت سرت هست

آره. آره - می‌دونی؟ -

لاکلن، برو یه دربازکن و

چندتا لیوان بیار - حوله هم بیار -

چند لیوان شراب

کی می‌خواد یکم شاردونی بزنه؟

پایپر، میشه لیوان بیاری؟ - باشه -

خب

اینا چه خبره؟

هولینگرها برگشتن

سوپرمنه

سرت چطوره؟

خوبه

…سرسختی

ایول داری

پیغامت رو گرفتم

چی می‌خواستی بهم بگی؟

در مورد دزدی بود؟

فکر نکنم واسه این کار مناسب باشم، پی لک

…نااُمیدت کردم

…درضمن

تو نگهبان خوبی هستی، گیتوک

به کاری که داری می‌کنی خوب فکر کن

بعداً صحبت می‌کنیم

بعد از ناهار می‌بینمت

پشمام، مامان

زنگ زدم بانک. واقعیه - شوخیت گرفته؟ -

…گرگ هم زنگ زد - !آهای، وای -

چی گفت؟

گفت به من داده، یعنی داده به تانیا

اگه تانیا بود همین رو می‌خواست

بعدش هم گفت که

می‌خواد مطمئن بشه که

سر حرفم می‌مونم

خب تو چی گفتی؟

!گفتم باشه - !ایول، مامان! ایول -

!آره - وایسا. من استرس دارم -

ولی امروز وسایل رو جمع می‌کنم و

فردا از اینجا میریم

از کجا؟ - !تایلند -

نمی‌خوام اگه نظرش عوض شد

!خیلی نزدیکش باشم

!نه، پول توی حسابه دیگه، داداش

!ولی بازم می‌خوام گم و گور بشم

می‌گیری چی میگم؟

خیلی‌خب. باشه

دوست‌پسرت چی؟

نمی‌خواستید با هم کاروکاسبی راه بندازید؟

نمی‌خوای اسپای خودت رو راه بندازی؟

میشه بذاری فقط پنج دقیقه پولدار باشم؟

چرا. باشه

میشه؟ - آره، میشه -

جدی؟ - !آره، جفتمون می‌تونیم! آره -

خدایا. آره - خیلی‌خب، گوش کن -

برو حاضر شو، باشه؟

خیلی‌خب - ،یه جلسۀ درمانی برات گرفتم -

،کنترل اضطراب تو هم بدجوری لازمت میشه

چی؟ نه! می‌خوام چیکار، مامان؟

!اونقدر پول داریم که استرس نکِشیم

ببین، دیگه دیره و نمیشه لغوش کرد و

…اگه قراره پولش رو بدم، پس میری

خیلی‌خب - برو حاضر شو -

مامان؟

،دختره خیلی احساسیه، واسه همین خیلی پرشوره

،پسره هم از این آدمای منطقیه

اصلاً آبشون با هم تو یه جوب نمیره

صحیح. نه - پسره عمراً نیازهای دختره رو برطرف کنه -

تا ابد خودداری می‌کنه - نه. میگم -

میشه ادامۀ داستان رو

بعداً تعریف کنی؟ هنوز گشنمه

یه دونات هم برام میاری؟ - حله. دونات -

خب، ببین کی اینجاست

اومدی خونه‌م و به زنم دروغ گفتی

از اینجا بزن به چاک

با قایق اول میریم

نمی‌خوام دخلی با تو داشته باشم

مادرت رو یادمه

آره

می‌دونستم یه جندۀ الکلیـه

ولی نمی‌دونستم دروغگو هم بوده

می‌خواسته فکر کنی بابات عن خاصی بوده

قصۀ جن‌وپری برات تعریف کرده، بچه‌جون

بابات فرشته نبود

چیز دندون‌گیری رو از دست ندادی

حرفم عینهو حقیقته

چیه؟

الان می‌خوای بزنی بکُشیم؟

گمون نکنم

چی شده؟ - اینجاست -

کی؟

مرتیکه الان به مامانم توهین کرد

فراموشش کن. باشه؟

تو آزادی. یادته؟

ازش گذشتی - …چطوری -

چطوری می‌تونم از همۀ چیزهایی که ازم گرفته بگذرم؟

کل زندگیِ وامونده‌م رو ازم گرفته

عشقی که ازت دریغ شده رو بیخیال شو

به عشقی که الان داری فکر کن

من دوستت دارم

من همین‌جام

یه صبحونه نیاوردید اون بالا

همه‌تون کوری چیزی هستید؟

لطفاً کار احمقانه‌ای نکن

من خوبم. باید برم

واقعاً داری می‌ترسونیم - میرم دیدن خانمم -

کدوم خانم؟ - همون هندیه -

…چیزی

کاری نمی‌کنم

لعنتی

سلام

سلام

چی می‌خونی؟ - چی می‌خونم؟ -

همونی که دستته

…نمی‌دونم. ببین، انگار

صبح به‌خیر - کتابه دیگه -

خیلی‌خب

باباتون رو بیدار نکردم

بخوابه بهتره. خیلی‌خب، بریم

!لاکلن، عزیزم، صبحونه

لاکی، یالا

!خیلی‌خب، بیا سر میز

…مرکز درمانی اتاقش اونجا

…کنار بودای بزرگه - خیلی‌خب، مامان. نفس بکش -

باشه؟ انجامش دادیم

آره - !انجامش دادیم -

آره، انجامش دادیم

تو هم خیلی زحمت کشیدی، مامان

اتفاقات خوب واسه آدمای خوب میفته

حق با توئه. دوستت دارم

من هم دوستت دارم

خب، برو دیگه، اون مرکز درمانیه رو پیدا کن

!سلام

زایون؟

بله، خانم

امروز باهات جلسه دارم

سلام - سلام -

از این طرف

چطوری؟ - خیلی خوبم، متشکرم -

خودت چطوری؟

سلام. سلام

سلام

الان میام خدمتت

سلام - سلام -

واقعاً… باید باهات حرف بزنم

جلسه دارم

ضروریه. خب، لطفاً؟

فقط چند دقیقه وقتت رو می‌گیرم

…من - بعدش میام دیدنت -

نه، نه - ببین، رو نیمکت بشین -

…میگم یه کلید برات بیارن و

باید الان باهات صحبت کنم

خواهش می‌کنم

ببین. چیزیت نمیشه. خب؟

میام دنبالت

قول میدم. یه ساعت صبر کن

یه ساعت. شرمنده. میام دنبالت

لاکی؟

!لاکی

!پسرم! بیدار شو! آهای

!بیدار شو! پسرم! پسرم

!یالا، بجنب !تو رو خدا! بیدار شو

!بیدار شو! کمک

زود باش، عزیزم

!یالا. یکی کمک کنه !کمک! یکی کمک کنه

ماساژها چطور بودن؟

فوق‌العاده

باید قبل رفتن یه ماساژ دیگه می‌گرفتیم

ممنون قبول کردید عکس بگیرید

خانم سریتالا

سلام

سلام. سلام

ایشون همسرم هستن، آقای جیم

عاشق سریال‌تونیم

!خب، ما هم عاشق هتل شماییم

امیدواریم از اقامت در اینجا لذت برده باشید

خدایا. خیلی بهمون خوش گذشت

بلیندا

سلام - سلام -

امروز حالت چطوره؟

خوبم، اره. تو چطوری؟

خوبم، مثل همیشه

…پرنچای

واقعاً از آشنا شدن باهات خوشحال شدم

…ولی

شرایطم تغییر کرده و

فردا از تایلند میرم

فردا میری؟

…پس

راه انداختن کاروکاسبی چی شد؟

دوتایی

…شاید. ولی

شرایطم فرق کرده و

الان نمی‌تونم خودم رو درگیر چیزی بکنم

خیلی ببخشید

اجازه میدید

یه عکس بگیریم؟ - !صاحب اختیارید -

عالیه - !خیلی‌خب -

!خیلی‌خب - !جیم، تو اینجا وایسا -

من میرم اینجا - خیلی‌خب -

خیلی‌خب - آره. بیا، بیا. بیا -

!یک… چه خوشگل شد

واو. چه خانم‌های قشنگی

خیلی‌خب، یکی دیگه. یکی دیگه

خیلی‌خب - خیلی‌خب -

…یکی دیگه، این بار

آره - آره؟ -

چه خوشگل

آقای جیم، دوربین رو نگاه کنید، لطفاً

آره. خیلی ممنون

!سورپرایز - !سیب -

!آره. خوبه

خوبه، آقای جیم. آره

ریک؟

از اینجا برو

چرا؟ چیکار می‌کنی؟

از اینجا بزن به چاک

!لبخند

!خدایا

کیرم دهنت

!جیم

!پرنچای - !خوبی؟ خوبی؟ برو! برو -

چرا؟

اون بابام رو کُشت

اون باباته

اون باباته! خودش گفت

!اون باباته

ریک، چه غلطی کردی؟

!وایسا - !برو، برو، برو، برو -

نه

!نه، نه، نه !نه، نه

آهای، آهای. نه

چیزیت نیست، خب؟

حالت خوب میشه

می‌شنوی؟ می‌شنوی؟

نباید رو دستم بمیری، خب؟

چلسی؟

نه

!نه. نه

!آهای! آهای

!کمک، خواهش می‌کنم

ببخشید. شرمنده

تا ابد با هم می‌مونیم، باشه؟

همون‌طور که گفتی

چی شد؟

چرا اونجا وایسادی؟ !اون‌وری رفت

!شلیک کن، شلیک کن

!برو

!آهای! وایسا

!بکُشش

!بکُشش، بکُشش

!شلیک کن

!شلیک کن

سلام

فکر کنم خدا رو دیدم

بیا بغلم

خدایا

!بچه‌ها! ببینید چی آوردم

میگم، بچه‌ها. صبر کنید

شرایط قراره تغییر کنه

با هم مثل یه خانواده پُشت سر می‌ذاریمش

…چون ما

مثل کوه پُشت هم هستیم و

،هیچ‌چیز مهم‌تر از خانواده نیست

درسته؟

♪ The Cathedral Singers - Lo, How a Rose E'er Blooming ♪

‫« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و علی محمدخانی » :. AliMK_Sub & Ali99 .:

▷ Instagram: @AliAkbar.1999 ▷ Telegram: @AliMK_Sub

‫ارائه‌ای از وب‌سایت دیجی موویز ‫:.:.: DigiMoviez.Com :.:.:

:دیجی موویز در شبکه‌های اجتماعی @DigiMoviez

« پایان فصل سوم »

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.