All language subtitles for China Gate 1998 WebRip 720p Hindi AAC 2.0 x264 ESub . .Qasem_Samangani

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

تبدیل و تنظیم از هاردساب : قاسم سمنگانی @Qasem_Samangani

ترجمه توسط : حدیث واسعی @Translator_Hadis

سفارش ترجمه فیلم و سریال و موزیک ویدیو از زبان هندی @Translator_Hadis

ارائه ای از وبسایت بالیوود مووی BollYMovie.iR

♪ "ما میخوایم پیش هم بمونیم" ♪

♪ "تو هر مشکلی همراه همدیگه هستیم" ♪

♪ "ما میخوایم پیش هم بمونیم" ♪

♪ "تو هر مشکلی همراه همدیگه هستیم" ♪

♪ "یکاری میکنیم که این جهان فراموش نکنه" ♪

♪ "برای وطنمون با خنده جونمون رو هم میدیم" ♪

بعد 17 سال

سرهنگ قبلی کریشنکانت پوری

بعد از دقت به درخواست های زیادشون

دادگاه به این نتیجه رسیده که دروازه چین

ناموفقیت عملیات ستاد ارتش

دادگاه نظامی کریشناکانت پوری و 10 همکارش

تصمیم برای مجازات کاملا درست بود

طی عملیات دروازه چین سرهنگ کریشنکانت پوری

و همراهیاشون پشت کردن و فرار کردن

توی تاریخ ما صفحه سیاهی خواهد بود

مجازات انها سببی میشه برای دیگر سربازان

که موقع عملیات یک چیز باید توی دل سپاهی باشه

اونم مردن برای وطن

برای این موضوع اجازه درخواست دیگه داده نمیشه

این دادگاه عملیات دروازه چین را

به طور کاملا قطع دستور میده همینجا بسته شه

بله؟- سلام جناب سرگرد

کی هستی؟چی میخوای؟

میتونم بیام داخل؟

اسم من ساندیا راجن هست

شما پدر من افسر جنگل سوندر راجن رو میشناختید

دوستتون بودن ببینید

تو عروسی هم بودید

من تاحالا ندیدمتون

ولی از پدرم داستان شجاعت شما رو شنیدم

بعد توی اخبار عکستون رو دیدم

شما چند ساله دارید برای یک پرونده میجنگید

ببینید- چیکار با من داری؟-

جگیرا

روستا من دودورگ و همه روستاهای اطراف

بخاطر شلوغکاری های جگیرا دارن میمیرن

اینجوری بفهمید هر روز صبح ما با صدای جیغ یک نفره

چیشده؟

حال این رو ببین

توی حرف های اقای راجن اومد جگیرا زبونش رو برید

زود ببرش بیمارستان زود

اروم

وایسا گبینات

ما تو رو بخاطر این خان کردیم

که راه درست رو نشونمون بدی

تو حرف این اومدی

و داری ما رو تحریک میکنی

جگیرا خبر فرستاده

اگر هنوزم براش پ.ل و غذا نفرستادیم

سر هممون رو میکنه

ببین گپینات- تو بین حرف خان ما حرف نزن-

اره ما هیچ ربطی به تو نداریم

تاحالا کسی از شما نمرده- ساکت-

چی داری میگی؟ با کی داری حرف میزنی؟

اقای راجن افسر جنگله نه پلیس

کار ایشون نیست جگیرا رو بگیره

بلکه بیچارگی ما رو دیده

وظیفه دستگیری جگیرا رو به دوش گرفته

پدر دختر برای خوبی روستا ما چیکار که نمیکنن

داروخونه باز کردن مدرسه باز کردن کلی کار کردن

تو میگی ربطی به ما نداره؟

خجالت بکش- ساکت شو-

ببین همه در خطرن

ولی اگر میخوایم اینده امون خوب باشه الان باید با این خطر مقابله کنیم

دو ماهه قبول نکردیم پول و غذا به جگیرا بدیم

از این جگیرا ترسیده

اون میدونه الان این روستا مخالفت میکنه بعد دومی بعد سومی

این زنجیره تموم میشه

بخاطر همین داره سعی میکنه بترسونتمون

ما نباید بترسیم

باید همراه بایستیم

من خیلی فکر کردم و نقشه ریختم برای گرفتن جگیرا

خدا بخواد طی 24 ساعت جگیرا گرفته میشه

همه چی درست میشه

خان- بله جناب-

اقای راجن گفت جگیرا میاد اینجا

نه از اقای راجن خبریه نه جگیرا کجاست؟

طبق نقشه اقای راجن

جگیرا باید تا الان اینجا می بود

نمیدونم کمی دیگه منتظر میمونیم

جگیرا حتما میاد اقا

خیلی ارزو دارم خودم به دستش زنجیر بزنم

من دیگه بابام رو ندیدم

معذرت میخوام

ولی

تو از من چی میخوای؟

بعد از مردن بابا اعتماد به نفس مردم دودورگ کاملا خورد شده

توی ناامیدی و سرشکستگی فرو رفتن

اگر ادم شجاع و خیری مثل شما بیاد اونجا

امیدشون زیاد میشه

توشون شجاعت میاد

از ظلم جگیرا ازاد میشن

ببین ساندیا

اگر فکر کردی من بیام دودورگ

میتونم شما رو از جگیرا نجات بدم

اشتباه فکر میکنی

این در توان من نیست

ولی من فقط شما رو میشناسم

من تنهایی چیکار میتونم بکنم؟

جگیرا یه سارق وحشیه

سه ناحیه پلیس نتونسته کاری باهاش بکنه

پس من

ممکن نیست

ممکن نیست

بزرگ ترین انقلاب ها از یک ادم شروع شده

من با کلی امید اومده بودم پیشتون

خداحافط

گوش کن

دودورگ کجاست؟

یک دو

یک دو

الان میفهمید

معنی اینکه سر شیفت بخوابید چیه

یک دو

اقا یه نامه براتون اومده

یک دو

هی!نایست ادامه بده

امروز تنبلی تک تکتون رو درمیارم

ولشون کنید بیچاره رو

با وجود من دزدی بشه

مجازات بی احتیاطیشون رو ببینن

وایسا

الان میله اهنی رو بزارید زمین

و مرغ شید

چی رو میبینید؟مرغ شید

مرغ شید و بپرید

اونها که مشکلی نیست جنبا سرگرد

اینجوری مرغشون کنی فرار میکنن

همینطوریم از وقتی تو اومدی سر وظیفه ده تا نگهبان فرار کردن

این روش ارتشیت اینجا پیش نمیره

چی میخوای بگی؟

میخوام بگم که

این وظیفه رو ول کن با من بیا توی دفتر

میخوای قلم نویس زیر دستت بشم؟

همین عادت بدته دیگه

هرچیز و معنی برعکسش رو درمیاری

بخاطر همین زن و بچه ات رو ول کردی

اقا جوشی وارد مسائل شخصی نشو

من اونا رو ول نکردم اونا من رو ول کردن

الان من کار تو رو ول میکنم میرم

ولی تو این سن کی بهت کار میده؟

پنجاه کار اینجوری ول کردم بعد از ترک ارتش

اهای احمق

حقوق من رو برسون دم خونه

موفق باشی

اقا- کی با این میمونه-

این پیرکی با هیچ کس کنار نمیاد- سخته-

سرگرد پوری عزیز

گردان دروازه چین 26 مارس میان خونه ام به دیدنم

دلیل خاصیه

کریشنکانت پوری تو

به به

"تو اگر با من بخونی"

"اهنگ بخونی"

"زندگی کامیاب"

با گاو همخونی کردن رو ول کن و زود شیر بیار

باشه عروس

زود باشید

بیا شیر

عروسم تو کتاب ها خوندم

با اهنگ گوش دادن حیوانات بیشتر شیر میدن

سلام اقای باده

بگو داشتی چیکار میکردی؟- هیچی همینجوری-

اقای تیواری خبر تازه چیه؟

خبر چیه اخبار رو باز کن

فقط سیاهیه

نمیدونم چه اتفاقی برای این کشور میوفته

اینده این کشور رو نمیفهمم اقای تیواری

اینده کشور رو بعدا بفهمید

اول برید کیف مونا رو بدوزید بیاید

دلم میخواد به جای غر غر هر روز

به یه جای دور فرار کنم مونا

توی این 17 سال اولین بار یکی برات نامه نوشته

میرم فعلا- فعلا-

معلوم نیست کی فرستاده

قدرت جسمی یه چیزه توانایی بدنی یه چیز دیگه

برای من دوتاییش یه چیزه دکتر

ممنون برای نگرانیتون

ولی توی بیمارستان نفسم میگیره

سرگرد گرو تو نباید فراموش کنی که- چیزی رو فراموش نکردم دکتر-

همه چیز یادمه

خدا هر چقدر توی تقدیرم زنده بودن نوشته میخوام زندگی کنم

برای اون نیاز به چالش دارم نه تخت بیمارستان

شاید این نامه نشونه همون چالشه

جیگر بیا

ای عوضی

این ببین

از دور من رو صدا میکنن که کارشون رو انجام بدم

میدونی داری با کی حرف میزنی؟ و چی داری میگی؟

اقای گوپتا سعی کن بفهمی

صحبت کسب و کاره

اینا که دارن سعی میکنن ملکتون رو تصاحب کنن

ادم های مافیان

و جزییات رو میدونی داداشات دادن

همین باعث گریه است

کل زندگی همه کاری برای اونا انجام دادم

همونا تشنه خونم هستن

اره به این میگن نمکدون شکستن

عاقلانه اینکه این جا رو بدید بهشون

حداقل جونت در امانه

این رو میبینی؟

این چیه؟

این چیزیه که با میلیون ها و میلیاردها نمیشه به دستش اورد

بزار بببینم

این مدال توی ارتش به کسایی میدن

که جونشون رو کف دستشون میزارن فهمیدی؟

شما...منظور من اینکه

برید بهشون بگید

من زمینم رو رایگان به دولت میدم مدرسه بسازن

ولی در برابر اون بدجنس ها سر خم نمیکنم

اقا گوپتا- برید از اینجا-

باشه

اقا این نامه اومده

من اول تو صف ام- اره تویی-

همه شاهد باشید- اره-

من اول تو صف ام

هیچ کس صف رو نمیکشنه جلو نمیزنه

برید عقب. اتوبوس اومد

من اول میرم اول تو صفم

چیکار میکنی؟

من تو صف اولم

دستم داره درد میگیره

چیکار میکنی؟

نامه اومده برام ضروریه باید برم

تو صف اول بودم

یکی اتوبوس رو نگه داره بابا

از صبح تو صف ام

من تو صف هستم یا نه؟

تو کی اومدی؟- الان-

تو کی اومدی؟- الان-

تو؟- الان-

از صبح تو صف ام

سه تا اتوبوس رفته

برو کنار

اول نوبت منه

وقتی اتوبوس بیاد نوبت کی اوله؟- شما-

اول نوبت من اتوبوس

اتوبوس اومد

بیا جلو

دوباره

اون صد روپیه ای برای کیه؟

تا عصر دنبال 100 روپیه ای باشید

سلام سرگرد چطوری؟- سلام-

درتی کومار پانده اقا

رامایا چطوری؟- خوبم اقا-

اقا با جیگر داس گوپتا اشنا شید- اوه جیگر داس گوپتا-

داداشم پسرم همه چیزم

سلام سرهنگ

سگش کجاست؟

سرهنگ ک.ک پوری چطورید؟

چطوری کریشنکانت؟- خوبم-

همه چی مرتب- بله-

سرهنگ کاملا تن درست به نظر میرسی

من حساب کتابم اینجا به هم ریخت

سرگرد گورونگ رو ببین انگار ادم جدیدی اومده

تندرسته- با احترام به بزرگتر ها-

هیچ تاثیری از سن توش دیده نمیشه

با ما باشی تو رو هم تندرست میکنیم

چقدر نرمو لطیفه

بشینید

باید بگم

بعد این همه سال خیلی خوشحال شدم همه رو کنار هم دیدم

ما هم خیلی حس خوبی داریم

رامایا بشین- ممنون اقا-

اقایون

بفرمایید داخل

شما کی هستید؟- دعوتنامه اومده بود اقا-

ببخشید من براتون دعوت نامه ای نفرستادم

ولی اقا- شما چطور اومدی داخل-

بدون اینکه بپرسی چجوری اومدی تو؟

ولی اقا- برو بیرون-

برید بیرون

شما نمیدونید جلسه خصوصی اینجا

برو بیرون- من پسرم سرگرد تندون هستم اقا-

چی؟ پسر سرگرد تندون-

گلشن کومار تندون- بله اقا-

بیا اینجا

بیا اینجا

خدا حفظت کنه

اسمت چیه؟- اودتانشو-

اودیتانشو

اود- اودیتانشو-

اودانشو- نه اقا اود

به خوبه

پدرت به عالیه

شش تا گلوله خورد بازم جنگید

میدون جنگ رو ول نکرد

خودش چرا نیومد

شش ماه پیش توی حموم داشتن دوش میگرفتن

پاش سر خورد و سرش خورد

همونجا فوت شدن

سرش خورد

متاسفم که اینو شنیدم

راحت باش

وای نه پسرم واقعا متاسفم

اقایون

من یک ماموریت گرفتم

میخوام توی این ماموریت من رو همراهی کنید

تو دودورگ جگیرا ظلم به پا کرده

دزدی و قتل انقدر زیاد شده

مردم زندگی براشون سخت شده

برادر زادم که توی دودورگ زندگی میکنه

برای مقابله با جگیرا از من کمک خواسته

من گفتم اره

چون محافظت از مردم بی گناه هم

وظیفه یک ارتشیه

ماموریت اینه که جگیرا رو بگیریم

دودورگ رو از ظلمش ازاد کنیم

بریم

منظورت جگیرا سارق وحشیه؟

اقا اسم اصلی اون جگدیراست سارق خطرناکیه

چهار ناحیه پلیس نتونسته بگیرتش اقا

شما میخواید اون رو بگیرید؟

میخوام همه باهم بگیریمش

کریشنکانت گفتی بیای اینجا مسخرمون کنی؟

سرگرد وریمیخوام از طریق همین ماموریت- این ماموریت نیست سرگرد-

خودکشیه- دقیقا-

منظورتون اینه با این سن بریم با سارق ها بازی کنیم؟

اقا دو سه روز دیگه خوشگونه

هرکاری شروع کنی خوبه

اقا من میخوام بگم که- چی میخوای بگی؟-

من چی میخوام بگم؟

بشین- بشین-

ببینید طبق محاسبات من این عملیات هیچ فایده ای نداره

مردم بهمون میخندن

و ما چرا تو این درگیری بیوفتیم

چی به دستت میاریم؟

همچین نقشه ای رو کسی میریزه که نصفه دیونه باشه

و کسی که بهش عمل کنه کاملا دیونه است

اره واقعا درسته

این رو شماها میگید؟

که چند تا جنگ رفتن؟

که تو چیز های سپاهی ماهرن

نارنجک انداز، توپچی، مواد منفجره متخصص، برنامه ریز، تیرانداز تیزبین!

همه اینا رو بودیم 17 سال پیش

عمرم مسئله ریشنکانت

امروز

استخوناشون زنگ زده روشنایی چششون کم شده

دو قدم راه میرن نفسشون میگیره

اون حرف رو ندارن

اینو ببین

ببخشید اقا

شاید توی بدنمون اون قدرت نباشه

من امید و تجربه داریم

از ما کمک خواسته

ما فقط باید تصمیم بگیریم باهاش هستیم یا نه

همینه

معذرت میخوام

سرگرد

تو هیچ ایده ای داری

تو عملیات خرج داره؟

اون پول رو از کجا میاریم؟

گفتم بهمون کمک میکنی در این باره

چی؟ من؟

من خیرات خونه راه انداختم؟

من موسسه خیریه باز نکردم

کی اون پول رو برمیگردونه؟

جایزه گرفتن جگیرا 12.6 میلیونه

چی12.6 میلیون

1،2،3،4،5،نه پنج نه

5،6،7،8،9،10،11،12

سگ رو نشمر

سگ نیست- ساکت-

خرج و سود من رو

کم کنید

همه 1 میلیون به بالا میگیرن

یک میلیون

وارد منطقه جگیرا بشید

یک میلیون تیکه میشید

یک میلیون تیکه

به کریشنکانت به

چه ایده خوبی دادی واقعا

این ایده اتو به یه کارگردان بده

روی این فیلم یا سریال خوب حتما میسازه

شاید توی اون شانس بازی کردن داشته باشی

ممنون برای مشورت سرگرد پوری

ماموریت ساعت 7 فردا شروع میشه

ایستگاه مرکزی

ول کن

دیونه شدی؟ نمیفهمی؟

یه ذره هم برای اون ماموریت جدیی

میفهمم کاملا دیونه شدی

بیاید بریم از این دیونه خونه

بیاید

کیرشنکانت داریم میریم یوناتید هتل برای شام

عقلت خوب شد بیا اونجا

ماموریت کنسل نمیشه من همراهتونم

ماموریت کنسل نمیشه سرگرد گوری الان دوتاییم

دوتا نه سه تا اقا

چهار تا اقا

اگر مشکلی ندارید منم میخوام باهاتون بیام ماموریت

شجاعتت رو تحسین میکنم مرد جوان

ولی الان باید پیش مادرت باشی

اقا- وظیفه اون رو دوش توعه-

اون اوکی میشه

من سه سال دوره کمپ ملی دیدم

من بلذم با تفنگ کار کنم- بچه-

ما نمیریم پیک نیک

من مدرک دارم اقا

پس سه ساله دوره کمپ ملی دیدی؟

بله اقا

بلدی دستور بگیری- معلومه اقا-

خبردار

به راست پیچ

تند راه برو

جلوتو ببین

اقا

اقا شما سرفراز رو نگفتید بیاد؟

برای اونم نوشتم نمیدونم

اینجوری نمیشه که شما بگید و اون نیاد

یا نامه به دستش نرسیده یا توی دردسریه

بیا سرفراز بیا

سرفراز نگران عروسی دخترت نباش

من شوهرش میدم

با یه پسری

تو میکنی؟- چرا که نه داداش

باریکلا

مامان

سرفراز

من میخوام با خانوادت توی خونه من بمون

خونه بزرگیه ولی کسی برای زندگی نیست

هیچ وقت برای دوباره شروع کردن دیر نیست

میتونی دوباره زندگیتو شروع کنی

اگر موفق از ماموریت برگشتم

خوب عروسی دخترتو میگیریم

اقا

کی داریم میریم؟

دیر شد

دیر شد

داداش- چی ؟-

خاهره نه خاهر نیست

چیه؟- داداشه-

قطاری که میره دودورگ کدوم سکوعه

هیچ کدوم دودورگ نمیره

ساعت چنده؟

ساعت چنده داداش؟

یک ربع به نه یک ربع به نه-

چیه؟

اقا شما؟

شما اینجا؟

دارم میرم دودورگ- میدونستم اقا-

ولی ماشینی دودورگ نمیره

تا جمال پور میره بعد با اتوبوس باید بریم

بیا- خوب شد پیدات کردم-

از یکی دوتا بهتره

از دو تا بهتر چهارتاست

پیدا شدی من خیلی ترسیده بودم

نفهمیدم چی بگم

گفتم میگم میرم معبد برای همه دعا کنم

شما هم یچیز فکر کنید اقا

معلوم نیست- دی که-

تو اینجا؟- رامایا تو اینجا؟

شما کجا ؟- ما که همونجا-

همونجا- ماهم همونجا

من گفتم از دوتا چهار تا بهتره 4 تا شدیم

به اسم همه رزرو کردی؟

چرا فکر کردی همه میان؟

بیاید اقای گوپتا

سر فراز تو هم- چطوری؟-

خوشحالم دیدمت

کل شب بیدار موندم حساب کتاب کردم

الان همش قاطی شد

دوباره حساب کتاب میکنیم

وقتی رسیدیم همه باید قرارداد

امضا کنن بگم- میکنیم-

من وسایلتون رو میاریم- انقدر هنوز پیر نشدم

هنوز جونه- دیگه چطوری؟-

بیا

چیشد قرار بود نیاید

چجوری قرار نبود بیایم؟قرار بود بیایم

چیکار کنیم صدای سرگرد پوری انقدر محکمه

که اتوماتیک پشتش ادم راه میوفته

اومدید- اومدیم-

خوب شد حرفم رو گوش دادید- گوش دادیم؟

کریشنکانت من با ماموریتت موافق نیستم

اخر وقت به مشاوره من همیشه نیاز داری بخاطر همین اومدم

خوب کردی

ببخشید اقا

بیا مامان

مامانم میخواد یه چیزی بهتون بگه اقا- سلام

سلام

زنداداش

برام دعا کنید

زنداداش قبلا ملاقات نداشتیم باهام ولی پاراتا های دست شما رو

داداش بهمون میداد بخوریم

بگید چه خدمتی میتونیم بهتون بکنیم؟

میخوام اودیت رو همراه خودتون ببرید ماموریت

پیش شما باشه مثل پدرش شجاع میشه

روح اونم به ارامش میرسه

حتما زنداداش پسر خودمونه

کیرشنکانت اودیت همراهمون میاد- ممنون اقا-

کلاوتی تو اینجا چیکار میکنی؟

اونجا پر از بیننده است تو اینجا وایسادی؟

با مامانم اینجوری حرف میزنی

خفه!مامان تو چجوریه این زن منه

ساکت شو پول میده- اونجا هم پول میدن بیا بریم-

اودیت

کی بود اون؟

حروم خور به پای کی انداختی منو؟

بازیگر بود پول دادم اوردمش- ساکت-

اقا میخواستم باهاتون بیام

مشکلی نیست الان میرم

تو چجوری نمیای باید با ما بیای

درس درستی بهت میدم

وسیله همه رو باید بلند کنی

ولی اقا- بردار-

توجه

وسایل ها رو بردار- چشم اقا-

برگرد عقب- بله اقا-

زود برو- چشم اقا-

خیلی شیطونه انداختم به پای زن چرت

کیرشنکانت سرفراز رو هم گفتی بیاد؟

سرفراز خوش اومدی- سلام سرگرد پوری-

خوب شد اومدی

کریشنکانت تو رو هم ول نکرد

هیچ اتفاقی تو ماموریت قرار نیست بیوفته این همه ادم رو جمع کرده

اینم میاد باهامون؟

مخمون رو میخورن بیخیالشون شو

بیخیال شو منم میخواستم بهش بفهمونم ماموریت رو بیخیال شه

هیچ اتفاقی قرار نیست بیوفته

سرفراز تو بهش بفهمون

ساعت خوشه برای ماموریت یه اسم بزارید اقا

اره اقا

دروازه چین

دوباره دروازه چین

اره اقا خوبه- به نظرم فوق العادست-

خیلی خوبه- خوبه اقا-

درسته اقا

چی میخوای بگی؟- دروازه چین-

باشه چی تو اسمه

دروازه چین باشه حداقل شروع بشه

چرا راه نمیوفته راه بیوفت

این واگنه

همینجاست

درست شدیم

بیا اومد

اومدی- عه سرفراز ببخشید-

اون که اشکال نداره

چرا سگ رو اوردی؟

میدونی من از سگ بدم میاد

یا سگ میاد یا من

سگ میاد- کی اینو گفت؟-

کی گفت؟

کی گفت؟

سارقان

اهای خان بیا بیرون

نه

چیکار میکنی؟ولم کن

سر مرگ پلیسه خیلی داشتی حرف بزرگ میزدی

جنگ رو ادامه میدی

بزار برم- منو میکشی-

همون روز بعدش سرت رو میبریدم

اگر سگ دولت اینجا نبود

بیا بیرون خان

گوپینات سارق ها از 4 طرف محاصره کردن

دارن صدات میزنن وگرنه همه مارو

ببینید 50-60 تا بیشتر نیستن

ما صدا بزنیم 150 تا جونامون میان

دعوا کنیم؟

ولی

ولی چجوری؟

ما چیکار کنیم؟

خان میای بیرون یا نه؟

یا زن و بچه هارو شروع کنم به تیکه تیکه کردن

من میرم لاکشمی

لاکشمی این وقت امتحانه باید همت کنم ولم کن

بابا من باهات بیام؟

نه پسرم

تو مراقب مامانت باش

لاکشمی

شیوا رو سرباز کن

صبر کنید میرسه بهتون غذا

با لاشخورها چرا حرف میزنی با من حرف بزن

اینه

اره اینه

یکی یکی بیاید جلو حساب همتون رو میرسم

هیچ کس این رو نمیکشه

به

یه مرد پیدا کردم تو این روستا

به خان به

جیگرمو حال اوردی به

الان حال میده دعوا کنیم

الان مساوی دعوا میکنیم

گفتی تنهایی میجنگی خان

چرا پسرتو با خودت اوردی؟

شیوا

برگشتی عقب جرئت جنگیدن با من رو جمع میکنی

ولی عوضی بودن رو از کجا میارید

سگ کشتم خوردم

شیر روباه خورده بزرگ شده جگیرا

با من در نیوفتید

اروم برون

همینجوری میره

مراقب باش داداش

میگفتید اتوبوسم رو میوردم

با این قراضه میرسیم یا نه؟

برسیمم نمیتونیم بجنگیم اقا

همه بدنم لق شد

تیکه تیکه شدم

من فکر کنم کریشنکانت

به زودی این اتوبوس توی دره ای پیدا میشه

چرا میترسونی اقا

ما تموم ماموریتم تموم

سرگرد کل راه مخمون رو میخوره

الانم وقت هست اتوبوس رو نگه دار کچل رو پیاده کن

اقا پاراتا بردارید از روغن محلیه

مرسی- اقا یکی دیگه بردارید-

چیکار کردی؟

کاری که باید زودتر میکردی

اقا ماشین رو نگهدار این پاراتای من رو انداخت

الان چی بخورم؟

سبزی و سالاد بخور

این چیه؟

مگه من گاوم اینا رو بخورم؟

گاو که هستی

من میرم

کجا میری؟

ساکت شو

با من باشی تندرستی

این چربی ها همه درمیاد

اهای بلند شو

ببین اقا تو خواب دسشویی کرد

شلوارمو خیس کردی

دسشویی نکردم اها

شرابمو انداختی میگی دسشویی کردم

یه کاری کن تا ماموریت شراب رو ول کن

برای بابای تو رو میخورم- به بابام نرو-

رامایا این قرص رو بخور تهوعت بند میره

نه قرص شما رو نمیخورم

گلوله جگیرا رو میخورم من- چرا؟-

قرص سرگیجه دادی

حالت تهوع گرفتم

قرص تهوع بدی معلوم نیست چی شروع شه

من میگم اینکارو نکن

راجب شراب من حرف نزن

کریشنکانت اینم از تیمت

شروع ماموریتت رو ببین و سر انجامش رو فکر کن

وای خدا

حالا میخوای چی بگی؟

اتوبوس رو ول کنیم پیاده بریم دودورگ

جناب سرگرد ما منعیم انقدر بالا بریم

مشکل خون داریم

راه دیگه ای نیست؟

من نمیدونم چرا خدا ارتفاعات رو درست کرده؟

زمین صاف خوب بود

رامایا بیا داداش

من دارم میام اقا نگران نباش

دوستان

جنگ شروع شده

هر لحظه باید مراقب باشیم

تو روستا هیچ کس نمیدونه چرا اومدیم و هدفمون چیه

بزرگ ترین قدرت ما قدرت سوپرایزه

درست میگی اقا

اگر جگیرا دوباره حمله کرد میتونیم حمله مقابل کنیم بگیریمش

اقا- بله-

بجای منتظر جگیرا موندن

ما راجب حرکتش بفهمیم و حمله کنیم؟

درسته اقا

تا جایی که ممکنه این جنگ رو باید بیرون روستا انجام بدیم

تا جون و مال روستایی به خطر نیوفته

برای این کار لازمه از روستایی ها

باید بیشترین اطلاعات رو راجب جگیرا بدست بیاریم

مثلا که چندتا ادم داره

چه صلاح هایی- نه اقا-

روستاییا انقدر ترسیدن هیچی نمگین

چرا زندگی میکنن؟

لعنت به همچین زندگیی

خودشون نمیتونن از جون و مالشون دفاع کنن

کسی بخواد کمکشون کنه همراهی نمیکنن

اینجور ادمایی رو سرقت میکنه جگیرا کار خوبی میکنه

بزدل ها

سرهنگ توی دست تفنگ بگیر و نترسی اسونه

دقیق مثل ناچار رو بزدل بگی

توی دست اینا تفنگ نیست

روی شونه اشون مسئولیته خانوادشونه

و این مسئولیت ادم درست حسابی رو هم خورد میکنه

بزدل نیستن

با ذلت و ناچاری دارن زندگی میکنن

ولی همت میخواد که خانوادت رو بچرخونی

این درد و مجبوری رو کسی میفهمه که

این مسئولیت رو انجام داده

اگر به این مظلومم ها کسی ظلم میکنه

باید تیکه تیکه اش کرد

اینجا شمشیر نمیکشن سرفراز

نقشه گرفتن جگیرا داره کشیده میشه

شماها به غیر از خون و خونریزی به فکر چیز دیگه ای نیستید

سرهنگ پوری- تو خون شماها-

نه بزار بگن اقا

عادت داریم به شنیدن اینا

بگید سرهنگ پوری- چیزی نمیخوام بگم-

بگید- نمیخوام چیزی بگم-

بگید

تو خونمون این عیب هست

از بچگی کتک کاری یادمون میدن

برای نشستن رو تاج تخت پسر پدر میکشه

داداش داداشو میکشه همین رو میخوای بگی

اینو من نمیگم تاریخ میگه

گذشته رو ول کنیم راجب امروز حرف بزنیم سرهنگ پوری؟

اینده اینجور بحثی نشه

اقا طبق نقشه شما

نقشه شماره یک و دو

لالی

تو اینجا چیکار میکنی؟

عمو گفت از شهر ادم اومده

بهشون اسباب بازی بفروش

مامان لالی رو جگیرا کشته

با عموش زندگی میکنه

لالی برو اینجا کسی اسباب بازی نمیخواد

اقا یه اسباب بازی بگیرید خیلی خوشگله

گفتیم نمیخوایم برو- سرهنگ

وایسا دخترم

نشونم بده اسباب بازی ها رو

اینا که خیلی خوبن- من درستشون کردم-

واقعا؟

خیلی خوبن

چند؟- فقط 5 روپیه-

همه رو بگیرم یا یکی؟- یکی؟-

بیا بگیر

کدوم رو بگیرم؟

فیل بگیرید از همه قوی تره

واقعا؟باشه

این سه راهه جگیرا میاد روستا

راه یک و دو و سه

اگر راه یک و سه رو ببنیدیم

فقط این راه شماره دو میمونه

حواسمون به یه راه باشه اسون تره

بزار ببینم

سرهنگ پوری

رامایا

بیجون- اقا-

دی که- اقا-

شما اطراف رو گشت میزنید- بله اقا-

اقا من

گنشام - اقا-

و ام دی- بله سرهنگ-

شما نقشه بکشید راه یک و سه رو ببندید

درسته اقا- اقا من-

سرگرد گورونگ- بله اقا-

تو پشت دشت رو میبینی - بله-

سرگرد گوپتا و سرفراز

با من میاید- اقا-

و اقا من؟

تو اشپرخونه رو مراقب باش برو- اشپزخونه-

من سه سال دوره کمپ ملی دیدم- برو غذا اماده کن-

داره اماده میشه الان میارم

تو غذا من ادویه کم بریز

منع ادویه ام

نه دخترم به حرف این گوش نده

خوب ترش و ادویه دار درست کن

تو غذا من روغن کم کره بیشتر بریز- چی؟-

رامایا برای من فلفل سبز و ترشی سبز حتما باشه

ما توی هتل نیومدیم

هرچی درست شده همون میخوریم

و هیچ کس به اون یکی دستور نمیده

همه کارشون رو خودشون میکنن- چی؟-

همه برابریم توی این ماموریت

منظورت اینکه من و رامایا برابریم؟

اره سرهنگ پوری

ما توی این ماموریت برابریم

ممنون اقا

تو این ماموریت همه برابریم

بلند شید اینجا همه برابرن

تو صف غذا وایسید

یه لیدر داشته باشیم بهتره

کی گفت اینو؟

سیرک اومده تو روستا

سیرک اومده تو روستا

سیرک اومده تو روستا

اومدن

جوکر اومده- جوکر؟-

خرس اومده- خرس؟

الان اومدیم تازه که

بعدا نشونتون میدیم

برید از اینجا

بیرجون گفتم این سگ رو با خودت نیار

جیگره این- این چه کلاهیه سر کردی تو-

مثل میمون شدی- واقعا-

بچه بودن داشتن باهامون شوخی میکردن

چی میخوای بگی؟

سرهنگ ساندیا به روستاییا گفته ما سیرکی هستیم

ساندیا هم جالبه چیز دیگه میگفت

سیرکی کردمون- اقا شما-

شما مثل رینگ ماستر شدید صلاحم توی دستتون دارید

بریم اینجا- نه-

میریم اینور- اینم خوبه-

اینم خوبه؟همین خوبه

بیاید بریم- چشم اقا-

چطوری لالی؟- خوبم-

نرفتی بازی کنی؟

نمیتونم بازی کنم سر مغازم

عمو گفته هر روز 20 روپیهه بیار- عه؟-

عموت کار نمیکنه؟- عمو کار میکنه-

شما بچه خیلی دوست دارید نه؟

دیروز اسباب بازی گرفتی امروزم اومدی بگیری

فیلم که داری

این اسب رو بگیر خیلی تند میدوعه- عه؟-

چقدر وسیله دیگه میخوای بگیری- هنوز خیلی مونده-

هنوز باید بریم رایدورگ -رایدورگ؟

کجاست؟- از اینجا 25 کیلو متر جلوتر

بیست و پنج کیلومتر؟

من اومدم سارق بگیرم

من اومدم سارق بگیرم اینجا- نمیای پس؟-

برریم

حتما بریم شما که بار بر پیدا کردی مفت

ولی من تو رو باربر نمیدونم

ولی ارتشی هم منُ حساب نکردی نه؟

ندیدی به من چه کاری دادن اشپزخونه

بگم جیگر بیاد

زود با من بیاید

دستم خوب بود

دی کی- اقا-

چیکار میکنی؟

داشتم ماساژم میگرفتم

گلوله بزن به ماساژ

بیا اینجا رامایا

زود بیا پایین

از اونجا نه احمق

سرهنگ پوری- چیشده گورونگ-

چرا داد میزنی چی شده؟

تو تپه پشت روستا سارقها رو دیدم

سارق ها

موقعیت خوبیه میتونیم زنده بگیرمشون

ما صلاح نداریم- هرچقدر هست بسه-

زود باش- چه چرندیاتی-

چی گفتی؟

گفتم تازه غذا خوردیم حالا میریم

وقت نداریم زود باشید

من داشتم میگفتم- چی داشتی میگفتی؟-

هیچی- ساکت باش-

بریم- جیگر-

سگ نیاز نداریم اونجا

سارقی نیست

بریم؟- اره-

پشت اون کوهه- اون کوه-

مثل سایه دنبالم بیاید

صدا نکنید

یوهویی حمله میکنیم

من اولین شلیک رو میکنم

بعد گلوله بارونشون کنید و منو پوشش بدید- بله اقا-

حداقل یک سارق تکرار میکنم

حداقل یه سارق رو باید زنده بگیریم

تا اولین شلیک نشه صدا نکنید

چیشد- مورچه داره گازم میگیره

که چی؟- مورچه قرمزن-

ساکت شو- دارن گازم میگیرن-

شکی هست؟

سوالی؟

برو انجامش میدیم

برو

اروم

هدف خوبی بود سرگرد- هدف بدی بود-

هدفم اسب بود سارق رو میخواستم زنده بگیرم

گورونگ جایی که برای حمله نقشه ریخته بود

غلط بود

ما داشتیم شلیک میکردیم ولی از محوطه دور بودن

اگر من نقشه ریخته بودم سه چهار تا اینجا بسته بودن

و برای ازادی اون سه چهار تا جگیرا به اینجا میومد

جگیرا رو میگرفتیم

ماموریت تموم مگه نه اقا؟

دقیقا

عصریه زمان خوش یمن نبود

وگرنه میتونستن فرار کن شانسم نداشتن

خوش شانس بودن اقا

تا شلیک شروع شد عوضیا فرار کردن

جیگر بود میگرفتشون

خوش شانس بودن

دارن دروغ میگن- کی اینو گفت؟-

بالا یه سنگ کوچیکم نمیتونن برن اینا

من زن پیر نفس نفس میزنن

بخاطر شل گرفتن اینا نزدیک بود جونم بره

باید برای اینا یه کاری کنیم اقا

به نظرت باید چیکار کنیم گرونگ؟

همه رو ساعت 6:30 میخوام

چی 6:30؟- نه 5:30-

چی 5:30؟- من همه رو صبح میخوام-

چشم اقا

بپرید رو یسنگ یکی یکی

بپر

بعدی

بعدی

بعدی

یالا دی کی تند تر

ویجی هولش بده

تند تر- برو بالا-

یالا دی کی برو بالا

چی میخوای بگی؟

برو

زود باشید

وای نه

1،2،1

1،2،1

1،2،1

ایست

اروم

مشکل چیه دی کی؟

بهم بگید

این قدر دور برای ماموریت اومدیم

ما به جگیرا گلوله میزنیم یا همینجا میمیریم

اب میخام اب

هیچ کس اب نمیخوره

همه بدویید

.چپ راست چپ

.چپ راست چپ

.چپ راست چپ

1،2

1،2

1،2

یه بار دیگه یالا

بلندتر کاپتان

پایین تر یالا

بالا پایین

بالا پایین

مردم

سرگرد

سرگرد یه چیز بگو

بلدیم شلیک کنیم

بلدیم دیگه نه؟

پس این بالا پایین رفتن

این بالا پایین پریدن و تمرین رو قبلا داشتیم

با این کارا

این تمرین ها برای کشتن جگیرا نیست نجات خودتونه

چی؟ بررو

برو یالا

پاهامو محکم بگیر

رامایا درست برو

خیلی خوب

برو بالا یالا

از اینجا نه اونجا رامایا

زودتر

28

29

30

31

سی و

وقتش شده زود بریم

فهمیدم توی بیمگر سارق ها

جنبش دارن

سر وقت بریم جگیرا رو میگیریم اقا

بیا پایین- چشم اقا-

شما جلو بشینید من عقب میشینم

عقب نه

لباس کثیفا رو بده خشکشویی

رفتی بازار وسیله بگیری

چغندر و شلغمم بیار

دلم شلغم و گوشت میخواد

سرهنگ پوری بیا بیرون

بیا بیرون

جرئت داری بیا بیرون سرهنگ پوری

کریشنکانت تو رو صدا میزنه

با من این بی ادبی رو نمیتونه بکنه

سرهگ پوری کچل بیا بیرون جرئت داری بیا بیرون

سرهنگ پوری بیا بیرون

جرئت داری بیا بیرون سرهنگ پوری

سرهنگ پوری بیا بیر

اومدی

غذای بچه هضمت نمیشه شلغم گوشت میخوری؟

چی فکر کردی؟

برو اشپز خونه برو خرید سبزی بیار

سبزی اوردن برای سن شماست

نه من

من اینجا اومدم بجنگم

چیشد هووش از سرت پرید؟

سندیا کیا رو اوردی جگیرا رو بگیرن؟

هیچ کاری نمیتونن بکنن اینا

اینا غذا کم دارو بیشتر میخورن

جگیرا رو میگیرن

این ارتشیا بازنشسته

برا انعام اینجا اومدن

ولی من جونیمو رو به خطر انداختم اومدم

برای گرفتن جگیرا

از وقتی هوش بدست اوردم شنیدم

داره پسره پدر ترسو میره

پسره فراری داره میره

تو مدرسه دوستامم مسخره میکردن

مامانم یه گوشه گریه میکرد

از خونه بیرون نمیرفت

خونه و شهر و عوض کردیم

اسم بابام رو دیگه نبردم حتی

گفتم یه کاری انجام میدم

اشک مامانمو پاک میکنم

شما نمیزارید کاری کنم

همیشه از تیم میندازنم بیرون

نمیخوام تیمتون رو

با تیمتونم برید به جهنم

من تنهایی جگیرا رو میگیرم

تنهایی

ماموریت دروازه چین شما شکست میخوره

الان دارم میرم جگیرا رو بگیرم

صبح بخیر

صبح بخیر

دنبال چی میگردی؟

دنبال وسایلم میکردم

بعد کار دیشبم

از خونه انداختنم بیرون اینا

داشتم میدیدم وسایل رو کجا انداختن

ببینید منو از روستا نندازید بیرون لطفا

تا وقتی جگیرا رو نگیرم همینجا میمونم

ببینید تو تویله ای میمونم

با گاو و گوسفند ها کنار میام

بزارید اینجا بمونم

فکر کنم بعد کار دیشب اینا شما رو

خوب درک کردن

واقعا؟

و شما چی فهمیدی؟

دیشب یه دوست پیدا کردم

دوست

اودیت- بله اقا-

هنوز مستی؟- بله اقا-

نه یعنی نه اقا نه یعنی ببخشید اقا

زود اماده شو ماموریتت امروز با منه

کچل چه انتقامی گرفت

منو تو بارون وایسوند

خودش زیر نشسته موز میخوره

چهار طرف رو خوب ببین

کجا رفت

اقا 4 طرف رو دیدیم نیست

همه چی پیدا شد مدال کجا رفت؟

درست ببین اودیت

تو اون اتاق ببین- بله اقا-

فکر کنم یه جا گذاشتی یادت رفته

یه کمی یاد کن از اینجا کجا میره اقا

اقا نگران نباشید پیدا میشه

دی کی

تنها نتیجه زندگیم همون مداله

اقا مدال پیدا شد

کجا مدال رو پیدا کردی؟- اونجا-

پیش شیواست

پسرم مدال رو بده

اقا مدال رو من نگه دارم چندتا ازش دارم؟

پسرم این مدال ها تو بازار گیر نمیاد

بخاطر این سپاهیا از جونشون مایه میزارن

مدال رو بده به اقا شیوا

اقا میخوام مثل شما سرباز شه

تا همچین مدالی گیرش بیاد

بخاطر این باید چیکار کنه؟

هیچی ببرش مدرسه ارتش

اقا اقای دوگرا مدیر مدرسه ارتشه

دوست رییسمونه

بهش بگیم انجام میده

بیاید اقا

چیه این؟- فاکتوره 65.25 روپیه شد

عوضی از من پول میخوای؟

پس از سگه بگیرم؟

باهوش بازی با من درنیار

مردم خیلی بهم احترام میزارن

از دور برای کار میگن بیام

التماس میکنن به پام میوفتن

دیروز پشت کوه 7 تا سارق رو کی کشن

من نکردم نمیدونم

من کشتم

من و همراهیام اومدیم شما رو از جگیرا نجات بدیم

برای گرفتنش اومدیم اینجا

اینه؟

سر پلیسه رو جدا کردیم

دخترش به دشمنهامون پناه میده

ارجونا برو ارتشیا رو تیکه تیکه کن

به لاشخورا بده

سارقها

تفنگ ها کجاست؟

شلیک داره میشه

جای خودتون رو بگیرید

اسلحه کجاست؟

زود باشید

برو اونجا- سارق ها اومدن-

بیا داخل

جای خودتون رو بگیرید

رامایا تفنگ بده بهم

یکی دیگه بگیر

بررو اونجا

بیجون خوابه

سگشم خوابه

سگش مثل مالکشه

باجرنگ بالی راهی نشون بده

بگیرید زود

سارق ها کجان

اینجا

اودیت

از 4 طرف محاصره کنید

هرکی پیدا کردید بکشید

زود بده

زود باش دارن شلیک میکنن

پاشو شرابی پاشو

حمله شده

چیشده؟

من داشتم خواب میدیدم اینکه حقیقته

ببخشید اقا

احمق نمیتونی وایسی برو بخاب- باشه اقا-

بیجون برو پله ها جاتو بگیر

دی کی برو رو پله ها

سرهنگ پوری سرفراز داره میاد پوشش بده

مراقب باش سرگرد گوپتا

دی کی اسلحه بنداز

تنفگ رو بنداز احمق

ارجونا بهش شلیک شد

ارجونا بهش شلیک شد

بریم

گوش کنید

قبل از پر شدن زخم ارجونا

قلب اون ارتشیا رو تیکه تیکه میکنم

موندوا

خیلی خطریه سردار

پلیس وددورگ و رایدورگ از 4 طرف محاصره کرده

فکر کنم نقشه پلیسه مارو بگیرن

اینه

نقشه گرفتن جگیرا رو کشیدن

الان منم میبینم ماجرا رو

شب پورنماسی قیامته

من از روز اول اگاهتون کردم

هرلحظه باید مراقب باشیم هروقتی میتونه حمله شه

چهار طرف گلوله بارونه

یکی شراب خورده خوابیده

یکی با لونگی داره میچرخه

صلاح ها کجاست نمیدونید

هیچ هماهنگی نیست

مثل خواهرا داشتیم دعوا میکردیم

باید خجالت بکشیم به خودمون بگیم سپاهی

شانس خوبمون بود لیدرشون تیر خورد

و فرار کردن

اگر کمی میموندن پر جسد بود اینجا

منو ببخشید اقا

اومدم پایین دست و پام شل شد.

من با تفنگ به جایگاه رفتم اقا

وی نتونستم شلیک کنم

برداشت اشتباه راجبم نکنید اقا

من تمام سعی امو کردم

یوهو یا صدای این همه گلوله نفهمیدم چم شد

منو نندازید بیرون اقا

من هرکاری میکنم

یه کار دیگه بهم بدید اقا

یه کار برات مونده دی کی

وسایلتو بردار برو

بعدم برای اینجور ماموریت ها نیاز به بزدل هایی مثل شما نیست

بسه گونرونگ زیادی شد

همه تلاش کردیم

جنگیدیمم

بیچاره نتونست کاری کنی میکشیش؟

شلیک میکنی بهش- من فقط گفتم بره-

یوهویی حمله شده بود

همه ترسیده بودن

بازم شلیک کردیم

فرار نکردیم

این عمر قفل شدن مغز میاد

تو دست و پا اونقدر قدرت نیست

بازم موندیم

سرگرد گوپتا شما همه بزدل شدید

اینجا کسی شجاع نیست گورونگ

ما همه بزدلیم حتی تو

دقیقا 17 سال پیش رو پیشونیمون نوشتن بزدلیم

گفتم به گذشته برنگرد

تو روزنامه اسممون چاپ شد

شده باشه نیازی نیست یاداوریش کنی

نیازه

همه دنیا میدونه میدون رو ترک کردیم و در رفتیم

فراریم ما

بعد باخت ماموریت دروازه چین شکسته شدیم

نه فقط جسمی

مغزیم ناتوان شدیم- نه هممون-

تو نه ما شدیم ما نمیتونیم دوباره سپاهی شیم

بیزنسم خوب داشت پیش میرفت

نباید میومدم اینجا

دیونه شدیم اومدیم اینجا

کریشنکانت

تو اومدی به برادر زادت کمک کنی

برای ما چی مهم بود

بازم گفتیم بهت کمک میکنیم و اومدیم اینجا

تو حمله امروز تقصیر از تو بود

نقشه ای نبود

هیچ کس نمیفهمید باید چیکار کنه

چی نمیفهمیدن سرهنگ؟

گفته بود سرفراز رو پوشش بدی داده بود نه؟

من حس کردم گوپتا رو پوشش بدم جونش توی خطر بود

سرگرد پوری کارت عمل به دستوراته

اینجا مسئولیت جون هرکس دست منه

مسئولیت ماموریت دروازه چینم به عهده تو بود کریشنکانت

اون موقع هم دستور دادی و ما گوش کردیم

ولی چیشد؟

با اردنگی از ارتش پرت شدیم بیرون

ذلت عالم و کشیدیم نتونستیم با کسی چشم تو چشم شیم

بخاطر تو بود

بسه سرهنگ پوری زیادی شد ساکت شو

چرا ساکت شم ؟امروز میگم

دارم خفه میشم 17 ساله از درون

این ادم مارو نابود کرد

سرهنگ پوری شاید یادت رفته

اون شب اولین نفر تو پریدی تو رود

چه چرندیاتی میگی؟ این دروغه

شما داد زدی گفتی همه بپرن

بدویید جونتون رو نجات بدید 4 طرف محاصره شدیم

اگر پنیک نمیکردی همونجا میموندیم

میجنگیدیم میمردیم

ولی ایتت ذلت رو تحمل نمیکردیم

ولی من- ببخشید سرهنگ-

اون شب اول تو فرار کردی

مراقب زبونت باش سرفراز

میخوای بگی ماموریت دروازه چین بخاطر من شکست خورد؟

من بزدل بودم و فرار کردم؟

فرار کردن و خنجر از پشت زدن کار شماهاست

شما بارها من رو

سرفراز- بر عقب-

ماموریت تمومه

شاید دیگه همدیگه رو نبینیم

بخاطر همین یه سری چیزا رو میخوام واضح کنم

ما خیلی جنگ ها رو باهم جنگیدیم

مدال هم بردیم

ولی از بد قسمتی

توی ماموریت دروازه چین باختیم

اگر مدتی حس انسانیم رو کنار میذاشتم

اون ماموریتم برنده میشدیم

به ما دستور دادن توی دره چیوالیکا توی خونه ای

تروریست خارجی قائم شده خونه رو بترکونیم

ما خونه رو محاصره کردیم

باروت چیدیم

با دوربین داشتم خونه رو میدیدم برای اخرین بار

که یوهو در خونه باز شد

دیدم یه پیر زن برای کبوتر ها دونه میریزه

چندتا بچه بازی میکنن یه مادر به بچه اش شیر میده

سرهنگ پوری بعد دیدن اینا

چجوری دستور انفجار میدادم؟

حس کرم اطلاعات غلط بهمون داده شده

شاید خونه اشتباهی رو محاصره کردیم

بخاطر همین قبل فشار دادن دکمه توسط شما

سیم رو قطع کردم

سرهنگ پوری اگر اون صحنه رو میدیدی

شما هم کارو کردی که من کردم

شما دستور انفجار نمیدادی

هیچ کدوم ما نمیداد چون ما سپاهیم نه قاتل

بخاطر همین دستور رو لغو کردم

همونجا گول خوردم

و توی حقه دشمن افتادم

چون تروریست ها از زیر زمین همون خونه

به ما حمله کردن

بعد اون چیشد همه میدونیم

طبق دادگاه ارتش من اشتباه کردم و قبول کردم اشتباهمو

من به دادگاه گفتم تصمیم من بود عقب نشینی کنیم

بخاطر همین فقط من باید مجازات شم نه شما

ولی اونا فکر کردن دارم نجاتتون میدم

و همه رو مجازات کردن

بعد بیرون انداختن توسط ارتش

شما دوباره زندگیتون رو شروع کردید

ولی من همونجا وایسادم

تا 17 سال این پرونده جنگیدم

تا شما ها به انصاف برسید

روزی که باختم نمیخواستم زندگی کنم

میخواستم به خودم شلیک کنم که این دختر درمو زد

و ازم کمک خواست

سرهنگ پوری ساندیا دختر داداش من نیست

من تاحالا پدرشو ندیدم

شاید توی عروسی دوستم رفته بودم

عکس گرفتم که اون اومد پیشم

من ماموریت رو قبول کردم چون هدف زندگیم شد

شما هم برای من نیومدید برای کمک به روستایی ها هم نیومدید

شما برای کمک به خودتون اومدید

ابرویی که توی دروازه چین ازتون رفت

برای به دست اوردنش اومدید

شاید لباسمون ازمون گرفته شد

گفتم هنوز روح سپاهیم درونمون هست

بدون لباس هم میتونیم از کشور محافظت کنیم

دعوا کنیم بمیریم

ولی امروز به هدف گیری به هم فهمیدم اون سپاهی مرده

فقط نفرت نسبت به هم دارید تو دلاتون

بخاطر همین نمیتونیم باهم کار کنیم

اشتباه کردم گفتم بایدی توی این ماموریت

میتونید همه برید

برای شما این ماموریت تموم شد

اون رو فراموش کنید اقا لطفا

لطفا نگهشون دارید اقا

اینجا برای هدف و مامورتی اومدیم

ماموریت انجام میشه نگران ماموریت نباش

ولی اقا- دیگه با این ماموریت-

هیچ ربطی نداریم سندیا

قرار نیست اینجا وایسیم

داریم میریم

الان چرا داری میگردی بیجون؟

زود باش- چیکار کنم اقا؟-

از وقتی جیگر فهمیده میخوایم بریم نمیدونم کجا قائم شده

شاید نمیخواد ماموریت رو ول کنه اقا

وفاداره- میخوای چی بگی؟-

گفتم باید بگردیم - ساکت شو-

اگر تا 5 دقیقه اماده نشدید همه ول میکنم میرم

چجوری ول میکنید برید؟

اگر شما برید

کریشنکانت دلش میکشنه

اگر دل داشت الان رو تست کرده نمیزد بخوره

اون که همینجوری اقا

واقعا خیلی بهت احترام میزاره

صبح بخیر سرفراز- صبح بخیر-

اقا شما بفهمونید بهشون لطفا

یه بار بگید بمونن میمونن اقا

میگه بزدل و به درد نخوریم

ما هیجانی نداریم

مراعات کوچیک تر بزرگ تر نداره

من سن باباشو دارم

تو وایسادی اینجا چیکار میکنی؟

چچرا میشینی؟- ببخشید اقا-

بریم- بریم-

بیا

دارن میان اقا

کسی رفته گاری بگیره یا

تا ترمینال باید پیاده بریم؟

اودیت برو گاری بیار

ولی اقا - گفتم برو گاری بیار-

زود باش قطارمون میره

تست بخور

صبح همگی بخیر- صبح بخیر سرهنگ

ساندیا داشت میگفت که

ناراحت میشی بریم

باشه

وقتی نیازی بهمون ندارید چه معنی داره بمونیم؟

کیرشنکانت بعد رفتن ما هر کاری کردی

فکر کن و بکن بفهمیدی

تست بخور

باشه

تو میگی میخورم

حالا که داره میگه یکی یه تست بردارید

داره میگه بردارید- اقا داره میگه بردارید دیگه-

ممنون اقا- خواهش-

اقا گاریتون اومد

اومد که چی نگهش دار عجله ای نیست

بگو کریشنکانت بمونیم یا بریم؟

ببخشید اقا- سرهنگ میوه-

به سرباز ها بگو روستا رو ترک کنن فورا برن

اره داره درست میگه

درست میگه

چیشده سندیا؟

مشکل چیه؟

اقا اینا میگن که

ببینید اقا شما ارتشی هستید

کشت و کشتار دیدید

توی دعوا شما و جگیرا

ما روستاییا نمیخوایم بمیریم

اره نمیخوایم بمیریم

ببینید این دعوای ما نیست

ما برای شما میجنگیم

ما نیاز به جنگ نداریم

ما ارامش میخوایم تو روستا

برای ارامشم گاهی باید جنگید

نمیخوایم باهاتون بحث کنیم اقا

بگو اقای گرودان

ما روستاییا تصمیم گرفتیم شما از اینجا برید

کی تصمیم گرفته گوردان ماهم تو این روستا زندگی میکنیم؟

ما تصمیم گرفتیم اینا همینجا بمونن

همینجا میمونن

هر بچه این روستا میخواد سارق بشه

امروز وقتی دیددن شما دارید میجنگید بچه ها بهمون گفتن

ما هم میخوایم ارتشی بشیم

اولین بار حس کردم

سربلند میتونیم زندگی کنیم

اگر جگیرا سری بزاره اون موقع

اقا لالا کاملا درست میگه

باید از جگیرا معذرت خواهی کنن

اره معذرت خواهی کنن- یک دقیقه-

میخواید از جگیرا معذرت خواهی کنید؟

هر روز میاد دزدی میکنه از روستا

خانوادتون رو به پاش میکشونه

میخواید به پای همون زندگی کنید

راجب چه اینده ای حرف میزنید؟

اگر واقعا نگران اینده بچه هاتونید

با اعتماد به نفس زندگی کردن رو بهشون یاد بدید

این وقتی میشه که امروز

در برابر این ظلم و بی انصافی بایستید

ما ماموریت گرفتن جگیرا رو بدست گرفتیم

شما بهمون کمک کنید

من قول میدم قبل از ریخته شدن خون شما جون ما میره

و جون ما به این راحتی نمیره

تا اون روستا که رفتیم- بله-

این راه رو هم بستیم

اقا بازرس باروت اومده

گفته بودم

ام دی جا رو خالی کن- چشم-

1،2،3،4،5

6،7،8،9،10

یه پیرمرد و سگ

جوونم هست

تیم درست کردید اومدید نه؟

سندیا دخترم اینا بودن سیرکی های تو

چه ماجرایی درست کردن تو روستا؟

تو سیرک اجرا نشون میدن نه رقص

دوتا انجام بدم ببینی؟

از نشون میدم همچین چوبی به خوردتون میدم

که میمون هم خجالت بکشه

میمون

اسمم بازرس باروته و این ناحیه مال منه

شنیده بودیم ناحیه برای جگیراست- اره-

کی اینو گفت؟- فقط ناحیه نگفت-

جگیرا از اینا میپرسه میاد و میره

کرم میریزی نه؟

بکن

خونه رو بگرد- چشم اقا-

خونه رو بگردید

موضوع چیه بازرس؟

تو رینگ ماستر این سیرکی

موضوع اینکه اومدم همتون رو بگیرم

خون و خونریزی که توی روستا شد

هجده تا جسد افتاده

بعد شناسایی میفهمیم

چندتا سارق بودن چند روستایی

یک صلاح پیدا شد یادتون باشه

هرچقدر زندگیتون مونده که کمی مونده تو زندان میگذرونید

چی پیدا کردید؟- هیچی اقا-

اسلحه پیدا نکردیم اقا

پیدا نکردیم

چی میگی؟- میگن چیزی پیدا نشده-

اونا میگن من نگفتم

دندون نشون ندید بدشانس ها

من میبردم فقط گندم ارد میکردید

جگیرا ببره خودتون رو خورد میکنه

چیشد؟

چیشد

دارید میترسونید منو؟

همه باهم پلیس میترسونید؟

ساندیا اینا رو کنترل کن

چیکار میکنی؟

میگه بری

میرم

میرم

بشینید داخل

ماشین روشن کن

میرم ولی دوباره میام

دوباره اومدم میبرمتون

برای پلیس شوی سیرک راه میندازید

برو

♪ "ما با دین و ایمان خودم رو ارتشی میدونیم" ♪

♪ "کشورمون رو بالاتر از جونمون دونستیم" ♪

♪ "به در مرز نخوریم به درد کشور میخوریم" ♪

♪ "ننگی که بهمون رو با خونمون پاک میکنیم" ♪

♪ "تو سینمون هدف های اهنی میزاریم" ♪

♪ "ما که باید باهم باشیم" ♪

♪ "تو هر مشکلی به هم کمک میکنیم" ♪

♪ "ما که باید باهم باشیم" ♪

♪ "تو هر مشکلی به هم کمک میکنیم" ♪

♪ "کاری میکنیم که این جهان فراموش نکنه" ♪

♪ "برای وطنمون با خوشی میمیریم ♪

لالی

چیشده چرا گریه میکنی؟

چهار روزه یه اسباب بازیم فروش نرفته

امروز عمو از شهر اومده

گفت امروز ده روپیه نیوردم تو شهر میفروشتم

ترجمه شنیداری : حدیث واسعی تبدیل و تنظیم : قاسم سمنگانی

عمو

پاشو عمو

کار دزد دوباره برگشتی

الان فکر کنم تو شهر باید بفروشمت

نه عمو من همه اسباب بازی ها رو فروختم

جناب همه اسباب بازی ها رو گرفت

اون خیلی خوبه

پول ازشون بگیر

برم بازی کنم؟

اره لالی برو

منم اومدم بازی کنم

یالا

با بچه ها رو خوب میشی اره؟

بچگی دختر خودم رو ندیدم

اول ارتش

بعد برای زندگی امن تلاش کردم

نفهمیدم کی موقع ازدواجش شد

اهای چی میبینی؟

وسیله خریدی پولشو رد کن

به پول بچه زندگی میکنی خوابت میبره؟

کار نکنه چیکار کنه

درس میخونه مدرسه میره

با دوستاش بازی میکنه

از فردا تو کار میکنی

اگر دیدم اینجا افتادی پوستتو میکنم

من رو میترسونی

منو نمیشناسی

اسم من سادو رامه

سه بار رفتم اداره پلیس

چاقو رو دیدی؟پول رو رد کن بیاد

چرا اونور رو میبنی؟

این چیه؟

بیجون حواست به اونجا باشه

من اینو باز میکنم- چیو باز میکنی؟-

معذرت خواهی کن- ببخشید-

به پاش بیوفت

ول کنه میگیرم

ببخشید

نمیکنم

گوش کن

دوباره لالی رو مجبور کردی کار کنه

از بالا تا پایینتو باز میکنم فهمیدی؟

درود بر خدای گانس

بچه ها توی روستاتون قراره مدرسه درست شه

در کنار بازی درس هم لازمه

برای درس خوندن میاید؟- میان-

اماده اقا- اماده شدید-

سلام

رسیدی مدرسه این نامه رو بده سرهنگ دوگرا

همه چی رو بهت توضیح میده- جشم-

کجا زندگی میکنه غذا خوب بهش میدن؟

بهتر از اینجا بهش میدن

منظورم اون نبود اقا

اولین بار ازم دور میشه

این همه چیز منه

نگران نباش دی کی باهاش میره

شیوا یه سپاهی شجاع میشه میاد مگه نه؟

اون مدالم گیرت میاد

درسته؟- اره چرا که نه؟-

نترسیا- باشه مامان-

توی این شیرینی هم هست

خوب بخور به کسیم نده

کسی دید چی؟- کی میخواد ببینه؟-

بهشون بده این شیرینی رو منم دوست دارم

بده بهم

مامان

کمک

مامان

مامان- تند برو-

کسی هست

کمک

یکی کمک کنه

کمک

کمک

مامان

نترس مامانت همراهته

نترس

یکاری کن برو اونجا

به ارتشیا بگو برو پسرم

برو لطفا- منو ول نکن -

ولت نمیکنم- نه-

شجاعی مگه نه؟

سپاهی میشی نه؟

گریه نکن برو زود

زود برو از اونجا

برو

عوضی ها همینجا قائم شدن

نه

نرو جلو

نرو جلو

میکشمت خونتو میخورم

اینه

باریکلا ملکه جاسی من به

دیدی این مادره

میخواد پسر رو سپاهی کنه

"توی راه وطن نوجوان وطن میره"

ماه نشده شوهرت مرده

و دنبال جسد پسرتی

نمیزارم دستت بهش برسه سگ

نه

این رو تو نمیگی

سپاهی ها میگن

که بهشون پناه دادید

اشتباه کردید

خیلی اشتباه کردید

الان هیچی نمیشه

الان فقط گریه است

الان فقط ظلم میشه

مامان

شیوا نه فرار کن- جگیرا-

فرار کن

نه

نه

مامان ولم کن

ولش نمیکنم مامان

به چه جرئتی دست به مامانم زدی سرتو میکشنم

نه شیوا

شیوا

شیوا

شیوا

یه چیز بگو شیوا

یه چیز بگو شیوا

شیوا

شیوا من

ساکت بی حیا

مادر داره برای تک پسرش گریه میکنه

کمی شرم کن

مادرجون

کفن کن سپاهیتو

وگرنه این حروم زاده هم حرومزاده تر از ما هستن

تیکه تیکه میخورنش

تو رو تیکه تیکه میخورن حروم زاده

تو پسر من رو کشتی خدا کنه دست تیکه شه

تیکه

نفرین یک مادره

بازم جیغ بزن

بزارترس جگیرا توی سنگ ها بپیچه

که هر مادر با لالایی به بچش بفهمونه

جلو جگیرا نپر

"توی راه وطن نوجوان وطن میره"

اونجا رو ببین

اقا

پسرم مثل سپاهی شجاع جنگید

برای نجات ابروی مادرش

شیوا

با مرگ سپاهی شجاع گریه نمیکنن

نه

شیوا

شیوا!

شیوا

شیوا

بیا دکتر

ساندیا تو اینجا چیکار میکنی؟

برو

نگران نباش دی کی همه چی درست میشه

جونس تو خطره نیاز به خون داریم

گروه خونیش چیشد؟

بی منفی اقا

گروه خونی خاصیه

سخته پیدا کردنس

بی منفی برای یکی هست

سرهنگ پوری- مال یکی از ماها-

اینجا بپرسید من بیرون میبینم

بیا اودیت - چشم اقا-

گورونگ مال گورونگه

فورا بگو گورونگ بیاد

کجاست؟ گورونگ زود صداش کن

بله

دی کی چطوره- خوب شد اومدی-

دی کی به خونت نیاز داره بی منفی

زود باش جونش در خطره

چی فکر میکنی گورونگ دکتر زود باش

من نمیتونم خون بدم- چی؟-

چی میگی؟

ضروریه گورونگ

اصول منه خونم رو به کسی نمیدم

چی میگی گورونگ؟

گورونگ گوش کن

خون نرسه بهش دی کی میمیره

یالا گورونگ

چیشد؟ گورونگ گفت خون نمیده

مشکلی نیست خون پیدا شد بیا

ادم عجیبیه

فرار کرد

خوب شد خون پیدا شد وگرنه معلوم نبود چی بشه- ساندیا-

اره اقا- اهای سندیا-

نگران نباش خون پیدا شد

دی کی خوب میشه

اقا

این ماموریت رو ببندید

برگردید

ببین چیزی که بهم گفتی

به کس دیگه ای نگو

ولی اقا- سندیا-

الان نمیتونیم پا عقب بزاریم

اعتمادمون به گورونگ برداشته شد

نمیتونیم باهم کار کنیم

یا اون میمونه یا ما

خودخواهه اون

همچین ادم خودخواه و بی رحم

گورونگ خودخواه نیست

پس چرا خون نداد؟

چون نمیخواست دی کی بمیره

گورونگ سرطان خون داره

نمیخواد کسی بفهمه

شب بخیر سرهنگ

شب همگی بخیر

عمو

بله

اینو به قاضی منطقه برسون

یه بار فکر کن دخترم

من فکرامو کردم

سپاهی خوب گورونگه

همه با دشمنایی میجنگن

که به چشم میان

ولی گورونگ

دشمن اون توی بدنش وارد شده

و تو رگهاش جاریه

داره باهاش میجنگه

مریضی مثل سرطان رو داره شکست میده

به گورونگ

دمت گرم گورونگ

میرم به شیفتم

تنها نری بهتره من باهات میام

یه چیز رو بفهم

کول کیشن پوری

به هیچ سرفراز خانی

نیاز داشته نه خواهد داشت

من کاملا خوبم

شب بخیر

به من میخواد کمک کنه

سرفراز

سرفراز خوبی؟

سرفراز تو- اشکال نداره سرهنگ-

سرفراز بهم گوش کن

نمیخام گوش کنم- گوش کن سرفراز-

سرفراز گوش کن- نمیخوام گوش کنم بهت-

باید گوش کنی

فکر کردی من دیونه ام؟

که همیجوری به کسی

هشت سالم بود

توی سال 1947

محله اون 4 طرف محاصره شده بود

صدای الله و اکبر میومد

و عبدل رحمان

که خون رو بابام ساخته بود

سر وقت پشت کرد و فرار کرد

برای کمک گرفتن از اون

درشو زدی زدیم ولی نه

از ترس

رفتم پشت گونی زغال قائم شدم

و جلو چشم دیدم

اون جلاد ها مامان بابامو تیکه تیکه کردن

خونه ما رو عبدل رحمان نشون داده بود

هنوز اون زخم پر نشده سرفراز

اینجا مونده درد میکنه

درد داشته باش این زخم رو من که بهت ندادم

ولی مال قوم تو بود

قوم من

قوم من

چیه قوم من؟

چه حقی داره هعی انگشت بلند کنی سمت قوم من؟

باعث افتخارمه مثل شما با این خاک بزرگ شدم

باعث افتخارمه پدرم تو این خاک دفن شده

افتخار میکنم به قومم

پس چرا بار ها باید بشنویم

ببین سرفراز اتفاقی که برام افتاده بود

داداش منم توی جنگ میروت کشته شد

زندع اتیشش زدن

فرق این بود که اون موقع شعار

درود به ماهادو بود

جسد هم اینجا افتاده هم اونجا

هم اینور شمشیر کشیده شده هم اونور

شما هم زخم خوردی ما هم خوردیم

راست اینه زخم به تاریخمون خورده

که نمیتونیم از بینش ببریم

ولی بخاطر گذشته حال و ایندمون رو تباه کنیم؟

از گورونگ تعریف میکنی

با سرطان داره میجنگه

ولی راستش اینه ترسناک تر از سرطان تو خون شما درجریانه

بیماری نفرت و شک

با اون شما باید بجنگید

باید شکستش بدید

اون موقع زخمتون خوب میشه

اون موقع زخم همه خوب میشه

گورونگ حرفمو- نه سرفراز-

من زندگی رو به شکل دشت دیدم

که تنها بدون همراه طی میکنم

ولی الان

ناخواسته میخواید بهم پناه بدید

همدردی کنید

اینجوری نمیخوام زندگی کنم

درد سرطان رو میتونم تحمل کنم

ولی زندگی لاچاری رو نه

باعث افسوسمه ماموریت رو وسط کار دارم ول میکنم میره

ببخشید دوستان دلم براتون تنگ میشه

جناب سرگرد

تو که خیلی خودخواه از اب دراومدی

خون ندادی نه

دی کی

بدشانسی من- نه اقا-

بدشانسی از من بود

که خون شجاعی مثل شما نصیبش نشد

با گگرفتن خون شما

اگر دو روزم زنده میموندم

حس میکردم کل عمرم رو زندگی کردم

اقا مارو ول نکنید برید

نرید

نه دی کی

من دوستامو ول نمیکنم برم

مرسی

یالا فیلم برداران ارتشیمون تموم شد

کیفاتون رو جمع کنید با من بیاید

چه چرندیاتی میگی؟

عوضی اومد

گفتم میام میبرمتون

ون اوردم نسبت به رتبه اتون بشینید

به چه جرمی؟- بشمار-

یک شلوغکاری توی منطقه

جرم دوم به خطر انداختن جون روستاییا

جرم شماره سه

وارد خونه یه دختر شریف شدن

چرت و پرت نگو چه مدرکی داری؟

مدرک نشون میدم اول از خودش بپرس

کسی که شکایتتون رو کرده

سندیا دخترم

راستشو بگو بهشون

بگو بهشون

چه شوخییه ساندیا؟

گفتی بیایم و اینجوری فریبمون بدی؟

اون روز حرف زدی فهموندم بهت بازم

من ندیدم بابام بمیره

ولی تو بیمارستان وقتی اقای پانده رو دیدم

اولین بار احساس کردم که

مرگ چقدر ترسناکه

بابام چقدر اذیت شده موقع مرگ

من توی همتون بابامو دیدم

من نمیتونم ببینم بمیرید

نمیتونم ببینم مرگ کسی

بخاطر همین به قاضی نامه نوشتم

که شما رو ببره شهر

منو ببخشید اقا

ببخشید

بریم تایم ملاقات تموم شد

کجا باید بریم؟- پیش اقای قاضی-

جیپ خراب شد اقا

جیپ خراب شده

اول دولت ماشین اشغال میده

بعد میگه جگیرا رو بگیر

ببرشون خونه قاضی- بله اقا-

ساندیا دخترم از خونه قاضی

یکی اومده به دیدنت

از دفتر قاضی اومدم برای بردن ارتشیا

کجان ارتشیا؟

اینه

به دربار جگیرا خیلی خوش اومدید

خیلی چشم به راهم گذاشتید

امروز بعد مدتها تونستم ببینمتون

سردارتون کیه؟

کسی اینجا سردار(سردارجی) نیست

دوتا پنجابی داریم اقای پوری و اقای پوری

درباره لیدر داره میپرسه

راجب لیدر

اینه

بگو چی میخوای بگی؟

هیچی اقا اگر اجازه هستم میخواستم یچی بپرسم

این سن ادما میره دعاخونه

تو چرا اومدی بین این سنگ ها بمیری؟

برای مردن نه برای کشتن اومدیم جگیرت

ادمای دودورگ رو از ظلمت نجات بدیم برای این اومدیم

شنیدید؟ برای نجات دادن اومده

قار قار کنون میمیرید از گشنگی

اومده نجات بده

موش و قورباغه رو نجات بدی مار چی میخوره؟

اهو و بز رو نجات بدی شیر چی میخوره؟

اینو نمیتونی عوض کنی ارتشی از قانونه

و قانون دنیا اینه وقتی حیون ادم خور بشه

پوستشو میکنن میزنن به دیوار

چی میخوای بگی ارتشی؟

تسلیم

جونت رو میتونی نجات بدی

اینه؟

میخوای پس تسلیم شم

سرم گیج رفت

ارتشی یا تو دیونه شدی یا منو دیونه فرض کردی

من فکر کردم این عوضیا بابت زندگیشون ازم التماس میکنن

ولی اینجا که برعکس شد

ولی اینا میخوان جلوشون صلاح رو بندازم و خم شم

و روی زانو بیام

سرم رو به پاشون بزارم خودم رو تقدیم کنم

نه نیازی نیست انقدر وارد جزییات بشی

دستتو بگیری بالا ما میفهمیم

این عوضیم گفت

چطور جرئت کردی تو هم بگی

هرکاری میخوای بکن

بکششون

نه اقا لطفا

منو نکشید من مثل اینا ارتشی نیستم اقا

من توی کالج درس میخونم اقا

یه روز برام نامه اومد و اون اقا هست

بهم گفت باهامون بیا ارتشیت میکنیم

اودیت- میبنی اقا هنوزم دعوام میکنه-

نمیخوام باهاتون باشم شنیدید

لطفا

بزارید برم

میخوام برگردم خونه ولم کنید اقا

ولم کنید

ولم کنید

پناه بگیرید

برو

از پشت محاصره اشون کنید

گلوله هامون داره تموم میشه

سرفراز

جگیرا

ولم کن

به سختی به دستم اومدی امروز بازت میکنم

نه سرفراز

تیکه تیکه اش کن عوضیو- نه نکشش-

قانون جگیرا رو میخواد زنده یا مرده من میگم تیکه تیکه اش کن

نه

ما اینو تحویل پلیس میدیم

احساساتی نشو کریشنکانت

اینو همینجا تمومش میکنیم

مقصد ماموریت ما مرگ جگیرا بود

مقصد ماموریت ما

از بین بردن ترس جگیرا بود

این وقتی میشه که مثل ادم معمولی قونون مجازاتش کنه

هیچ کس از جاش تکون نمیخوره

از چهار طرف پلیس محاصرتون کرده

صلاح هاتون رو بندازید و دستاتون بالا

مراقب روستاییا هستید مراقب قانون نه

مراقب قانون ماییم

جگیرا را هم مثل شما ادم همین کشوره

مجازات اون حق قانونه نه تو

برو کنار

به سختی این عوضی رو گرفتیم

بیا

بیا

اقای باروت یه عکس- برو کنار-

وایسا

ایمجا باش

با من بیا

با گرفتن جگیرا چه حسی دارید؟

حس خوبیه

بیشتر حس بهتری داشتم

اگر 2-4 سال پیش میگرفتمش

چیه که جون چندتا معصوم نجات پیدا میکرد

حس خوبی داره

شنیدیم چند تا ارتشی برای دستگیری جگیرا بهتون کمک کردن

کی اینو گفته؟

من تنها بودم

پلیس بود عقب

من جلو تنها بودم

ارتشیا کمکتون نکردن؟- نه پیرن-

بازنشسته ان توی روستا افتادن

من تنها بودم

میزان انعامم شما میگیرید فقط پس؟- اره

نه یعنی که

توی اداره پلیسمون که هستن

همراهیامون فداکاری که کردن بین اونا تقسیم میکنم

برای مرمت اداره پلیس

دو سه تا پنکه باید بزنم

اگر بعد اون چیزی موند

من نگه میدارم

چه مشکلی داره؟

ممنون

درود به هند

"پرواز کن پرنده"

"این کشور بیگانه شد"

"پرواز کن پرنده"

ازادی

با نیرنگ زدن به لباسم قلبم به درد اومد ولی چیکار کنم؟

نمک تو رو هم خوردم

برای 4 -5 ماه غیب شو

اینه

راست گفتی بازرس ولی موقع اشتباهی

اگر تو منو همراهی نمیکردی

با سر قطع شده ات لاشخورا بازی میکردن

حق داری عصبانی باشی داداش جگیرا

ولی ما خانواده ایم سر ارتشیا دربیار

ارتشیا رو که انقدر تیکه میکنم که باید جمعشون کن

برای سوزوندنشون اذیت بشن

که کیه بدن کیه

بریم

کی با اینا درگیر میشه

اعتمادی نیست کی سیاستمدار بشن

بیجون گفت داری اینجا زمین میبینی

میخوای اینجا بمونی

قضیه اش چیه؟

اون مست حرف تو دهنش نمیمونه

ولی اینجا چیکار میکنی؟

تو قصرم چیکار میکنم اقا

حداقل اینجا ارامش هست

یه مسئولیت جدید هست لالی

شاید بشه بچگی بابلی رو توش ببینم

زراعت میکنم هرکاری میکنم ولی همینجا میمونم

زراعت؟

یعنی نیاز نیست دیگه گندم و برنج بخریم

بعد مدت ها نمایش میبینیم

حال میده

از کجا میاید؟

برید روستا رو ببینید چه خبره اقا

جگیرا گرفته شد روستاییا دیوالیشون شده

روستا دیونه شده- از برگپورم یه رقاص اومده-

چی میخوای بگی؟

رقاص اومده رقصم هست اقا

حتما میخونیم میرقصیم

اقا این دوتا بلیط پونا براتون

دوتا ؟کی با من بیاد؟- سرهنگ پوری گفتن-

پسفردا عیده منم بهات میاد جشن بگیریم

به حتما

کیرشنکانت میگه عروس سعیده شیرقرما خوب درست میکنه

شیرقرما نه سرهنگ شییر خرما

همون

گفتم منم بچشم- چرا که نه-

♪ "دیدمت دلم بهت وصل شد" ♪

♪ "مهاجر دلمو برداشت فرار کرد" ♪

♪ "دیدمت دلم بهت وصل شد" ♪

♪ "مهاجر دلمو برداشت فرار کرد" ♪

♪ "پا بندم چین چین صدا میکنه" ♪

♪ "پا بندم چین چین صدا میکنه" ♪

♪ "بیام پیشت توی نفست حبس شم شاه من" ♪

♪ "بیام پیشت توی نفست حبس شم شاه من" ♪

♪ "خوابتو بدزدم" ♪

♪ "پا بندت چین چین صدا میکنه" ♪

♪ "بیام پیشت توی نفست حبس شم شاه من" ♪

♪ "بیام پیشت توی نفست حبس شم شاه من" ♪

♪ "خوابتو بدزدم" ♪

♪ "دیدمت دلم بهت وصل شد" ♪

♪ "مهاجر دلمو برداشت فرار کرد" ♪

♪ "لباسم خیلی گرونه" ♪

♪ "بهش دست نزن" ♪

♪ "ماشین و خونه بهت بدم" ♪

♪ "عزیزم تو بیا باهام" ♪

♪ "ماشین و خونه بهت بدم" ♪

♪ "عزیزم تو بیا باهام" ♪

♪ "من جونم خیلی میترسم" ♪

♪ "من رو دیونه نکن" ♪

♪ "پا بندت چین چین صدا میکنه" ♪

♪ "دیدمت دلم بهت وصل شد" ♪

♪ "مهاجر دلمو برداشت فرار کرد" ♪

♪ "مردم رو دیونه کنم" ♪

♪ "وقتی قر میدم" ♪

♪ "با قر تو بیام بمبئی پتنا" ♪

♪ "کلکتا رو ببازم" ♪

♪ "با قر تو بیام بمبئی پتنا" ♪

♪ "کلکتا رو ببازم" ♪

♪ "کمر باریکم نگاه تیزم" ♪

♪ "جونی زیاد من" ♪

♪ "بیام پیشت توی نفست حبس شم شاه من" ♪

♪ "خوابتو بدزدم" ♪

♪ "پا بندت چین چین صدا میکنه" ♪

♪ "دیدمت دلم بهت وصل شد" ♪

♪ "مهاجر دلمو برداشت فرار کرد" ♪

♪ "خوابمو بدزد" ♪

♪ "دیدمت دلم بهت وصل شد" ♪

لالی

لالی- کیه؟-

لالی که رفت- کجا رفت؟-

شهر- شهر؟-

اونجا خوشحال میمونه کلیم پول درمیاره

ببین منم پول

حروم خور

بگو کجاست؟- پیش دایی-

پیش دایی فروختیش؟

نه

خریدن بردنش

کجا؟- شهر-

کجا؟- ایستگاه اتوبوس-

کدوم ایستگاه اتوبوس؟- توکور-

سرفراز کجاست؟- رفته لالی رو ببینه-

اقاجون الان تو رادیو خبر دادم جگیرا از زندان فرار کرده

چی؟

من گفته بودم

گوش کنید

دوستتون عموی لالی رو میکشه- چی؟-

بیاید با من

بیاید

چیشده؟- چیشده؟-

چیشده؟سرفراز کجاست؟

نزن خیلی زدم

سرفراز کجاست؟- رفته ایستگاه اتوبوس دنبال لالی

لالی

لالی دخترم

چرا لالی رفته ایستگاه اتوبوس؟

لالی اینجاست اقا

عمو صبح تاحالا منو بسته

حرومزاده

این نقشه است- بدویید-

چیشده اقا؟

چیپ رو روشن کن زود

زود

لالی

لالی

لالی

اروم اروم

اروم پاتو بزار روی زمین ارتشی

سعی نکن باهوش بازی دربیاری

وگرنه سرتو تیکه تیکه میکنم

اینه

ببین چطوری مثل سگ بهم گوش میده

اون همین عوضی روی کردم خنجر

گذاشت گفت بازت میکنم

روی گردنم این زخم رو ایجاد کرده

چیکار میکردم؟

اونا 11 تا بودن من یک نفر تنها

نه

اون روز تنهایی گردنتو

گرفتم دماغتو به خاک مالیدم

یادته؟

دست چپم کافیه خام به خوردت بدم سگ

هنوزم میتونم بازت کنم بیا

جرئت داری بیا پایین

ساکت حروم زاده ها

صدای گلوله نشنیده قار قارتون شروعه

گیرتون میاد گیرتون میاد

گوشت پلیس رو چند بار چشیدید

امروز مال ارتشی بهتون میدم

گوشت مخصوص

افریننده خیلی بهت قدرت داده

ولی چیکار کنیم یه اشتباه کرد

مغزتو خالی ول کرد

اگر تو مغزت چیزی بود نمیومدی با من جگیرا درگیر شی

منم ببینم چجوری خام به خوردم میدی

نه

جاگاهتون رو بگیرید

"من به این خاک قرض داشتم"

"من دینم رو ادا کردم"

"به کسی لطف نکردم"

"من وظیفه امو انجام دادم"

"من شان اش رو حفظ کردم و زندگیمو به پاش ریختم"

"کسایی که دستتونه مراقبش باشید کشور مال شماست"

"الان خورشید صبح رو ببینید"

"الان خورشید صبح رو ببینید"

"برای من شب شد"

"برای من شب شد"

سلام

اینجا چه خبره؟

چی دفنش کردید؟

کی گفت دفنش کنید؟

چرا قبل اینکه پلیس بیاد دفنش کردید؟

نباید دفنش کنید باید تحقیقات میشد

باید ببینیم جگیرا کشته

یا عوضی از ترس جگیرا خودکشی کرد مرد

کلنگ رو بیار درش بیار عوضی رو

تو- چیکار میکنی اقا؟-

ولم کن

چی گفتی؟

ولم کن- سرهنگ پوری-

کمک

پلیس- اروم-

ولش نمیکنم

برو عقب

میکشمش

مراقبش باش- رو پلیس دست بلند کردی-

حسابتو میرسم- الان ما نشونت میدم-

به تو و رییست جگیرا

سرتون رو قطع نکردیم اسمم گورونگ نیست

به جگیرات بگو

قبرشو اماده کنه داریم میایم

خفه

چهار روز شده دستگیر شدن

وقتی باید تحویل من میدادیشون

بهونه میاری

نه مسئله این نیست

ماجرا از دست من خارجه

نوکر سرکارم

گاهی انجام وظیفه کنم یا نه؟

انقدر زدمشون که نصف کارتون رو کردم

به ما ربطی نداره تو باهاشون چیکار کردی

اونا شکار منن

تا فردا دم ورودی دوودورگ باید بببینمشون

ارجونا- بله داداش-

با این عوضی برو هوشیار کرد سرشو بزن

بقیه اشو لاشخوره میبینن

برید تو

زود

برید

یالا

وایسید

کجا مردید همه؟

سودا و یخ کی میاره باباتون؟

جگیرا

من نمیدونم من اینا رو گرفته بودم- ساکت-

جگیرا رو هم میگیریم بعدا

خوب کردی به عنوان داداش بزرگ تر خوب کردی

خودتو بهتر شدید گناه منم پاک شد

مرسی

اقا

جگیرا اومده تو روستا

بچه هامون رو توی انبار زندانی کرده

و گفت شما رو توی ورودی روستا اتیش میزنه

و انبارم منفجر میکنه

هرچی بشه ما دعوا میکنیم

حتما میجنگیم

اومدیم اینجا ازادتون کنیم

ما همه با شماییم

حتما میجنگیم

لالا راست میگه

میجنگیم

چشای منم باز شده

پلیس ارتشی داداش داداش

با هم میجنگیم

جگیرا نجات پیدا نمیکنه عوضی

اولین شلیک رو من میکنم بس

نیازی به اون نیست

اولین شلیک رو گورونگ میکنه

باشه داداش باشه

من از در اصلی تنهایی وارد میشم

حواس جگیرا رو ادماش سمت منه

سرهنگ پوری تو با ادمات از هنومان تکری میای پایین

اره- و-

چیشده گورونگ؟

گورونگ

دیشبم از دهنش خون اومد

گفت نگم

من خوبم اقا

سرگرد گوپتا

گورونگ رو ببر فورا بیمارستان

اقا

من تو بیمارستان نه

توی جنگ میخوام بمیرم

هدف از اومدن اینجام همین بود

میخوام با بوت هام بمیرم

لطفا اقا

لطفا

سرگرد گورونگ اودیت

شما از راه پشتی کلیسا میاید

کاپیتان بیجون و دیسوزا از پشت قصر میاید بیرون

در هر حالی انبار رو باید نجات بدیم

هیچ روستایی نباید بمیره

سرهنگ پوری اولین شلیک رو میکنه

بعد از شلیک شما وارد روستا میشید چشم-

شکی هست؟- نه اقا-

موفق باشید- بریم-

سردار یه ارتشی داره میاد

چهار طرف حواستون باشه

چیشد؟

همراهیت ترسیدن رفتن یا ارجونا کشتشون؟

داداشم خیلی سخت جونه

داداشت خیلی دوست داشت جگیرا- ارتشی

نمیخواست بمیره

چی میگی ارتشی؟

خیلی بهش فهمونیم

تو برو پشتت جگیرا هم میفرستیم

با جیغ جونش دراومد

جیغ الان تو میشنوی ارتشی

روستاییا که داری کمکشون میکنی

منفجرشون کن عوضیا رو

گورونگ

اقا

اقا

خدا- اقا-

ضربه پوری رو دیدی سه تاییشون رو زدم

دی کی

سرگرد- بله دی کی-

به نوه ام بگو

پدربزرگت گلوله به سینه اش خورد

نه پشتش

جیگر اسلحه میخوام

بیا

پسر خوب

گنشام- چیه؟

اینا سارقن یا سر راون

یکیو میزنی دومی درمیاد

نگران نباش امروز برای ماموریتمون خیلی خوبه

تو بکش اون موند

رامایا یکاری کن برو اونجا

برو اونجا زود- باشه-

برو دیگه

گنشام

گنشام

این چی شد؟

میگفتی تاریخ ماموریت خوبه

زمان ماموریت الانم خوبه

زمان من خراب بود

بخاطر همین تو رو دور

تو منو دور کردی نجات پیدا کنم

گنشام تو منو نجات دادی با فدای خودت

تو سرباز واقعیی

من سهم تو رو هم میکشم گنشام

اینو من زدم گنشام

و اینو تو زدی گنشام

کجا قائم شدی ارتشی؟

گلوله تموم شد

گلوله تموم شد

گلوله کجاست؟- پیش بلو-

بیارشون

از اونجا شلیک میشه روستاییا اونجان

اهای حرومزاده ها

جیگر

اقا مراقب جیگر من باشید

بزنیدش

زود بیاید

شناختی این همونجاست جگیرا

که دوست ما رو با فریب کشتی

درست ببین

یادت اومد؟

امروز

با صلاحش تو رو تیکه تیکه میکنم

ساکت نمک حروم ها

همون دستیه که بهتون غذا داده

بسه گیرتون میاد

گوشت باباتونم گیرتون میاد

همنیجوری تیکه تیکه میکنم بهتون میدم

صبر کنید

هنوز چند مرگ باید بمیره

منو ول کن ارتشی

تو ادم باهوشی هستی ارتشی

منو تحویل قانون بده

حساب رو قانون برابر میکنه

این برای با حقه کشتن سرفراز من

اقای محترم گورنیه

خیلی بهتون محتاجیم که وارد روستا کوچیک ما شدید

ما درخواست داریم دو کلمه برامون صحبت کنن

دوستان 17 سال پیش من توی ارتش سرتیپ بودم

من کریشنکات پوری رو همراهاش رو

به دادگاه برده بودمشون

امروز ثابت کردن

شاید اون موقع کوتاهی در وظیفه اشون داشتن

ولی بزدل نیستن شجاعن

اینا فقط با ظلم جگیرا مقابله نکردن

بلکه کل روستا رو بیدار کردن

اینها با این سن مثالی شدن برای شجاعت و فداکاری

ثابت کردن بدون لباس مخصوص هم میشه از کشور دفاع کرد

فقط باید عشق دفاع از کشور باشه

و من به این عشق افتخار میکنم

اقای کریشنکانت بیاید

به شما و دوستات از طرف دولت

جایزه میدم

باریکلا- ممنون اقا-

اقای ارون کومار و دوستان عزیز

حقدار این اسم و ابرو فقط ما نیستیم

همه روستایی ها هم هستن

که باهامون جنگیدن

من و دوستان ارزو داریم جایزه یعنی این پول

برای رفاه روستا خرج بشع

افتخار میکنیم بهتون

بهت افتخار میکنم گورونگ

سپاهی مثل گورونگ رو هیچ کس نمیتونه بکشه

ممنون

ممنون اقا

امروز بابات بهت افتخار میکنه- ممنون اقا-

کریشنکانت اخر این جنگ رو برنده شدیم

هر جنگی باشه هر نتیجه ای که داشته باشه

سپاهی یک چیزیشو از دست میده

راست میگی اقا

♪ "ما که میخوایم باهم دیگه بمونیم" ♪

♪ "در هر مشکلی به هم کمک میکنیم" ♪

♪ "ما که میخوایم باهم دیگه بمونیم" ♪

♪ "در هر مشکلی به هم کمک میکنیم" ♪

♪ "کاری میکنیم که این جهان فراموش نکنه" ♪

♪ "بخاطر وطنمون با خنده میمیریم" ♪

ترجمه توسط : حدیث واسعی @Translator_Hadis

سفارش ترجمه فیلم و سریال و موزیک ویدیو از زبان هندی @Translator_Hadis

تبدیل و تنظیم از هاردساب : قاسم سمنگانی @Qasem_Samangani

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.