Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائه شده توسط وبسایت Deutschweb.ir
و دوستان، بذارید چیزی که یاد گرفتم رو بهتون بگم:
نباید اجازه بدید ناتوانیتون جلوی پیشرفتتون رو بگیره
باید مثل یه نشان افتخار اون رو به نمایش بذارید
باید برید توی جامعه و بگید: «مردم، این منم
من اینطور آدمیام، با تمام شکوه و جلالم، و برای پیروزی آمادهام»
[ اتحادیه اعتباری امانی سن دیگو ]
« نـووکـائـیـن »
[ چسب زخم ]
[ نِیتن کِین - معاون مدیرعامل ]
اینجا توی اتحادیه اعتباری امانی سن دیگو،
ارباب رجوع یا مشتری نداریم
عضو داریم
اعضای خانواده
و این... هیجانانگیزه
- آره، خیلی هیجانانگیزه - آره
- آره - آره
و هیچ چیز از روز پاداشدهی کریسمس هیجانانگیزتر نیست
شلوغترین روز کاری ما در هر سال
روزی که اعضای سختکوش اتحادیه میتونن زحمتهایی که کشیدن رو...
فردا، اعتمادمون رو...
توی موسسهی مالی سن دیگو قرار میدیم
- تموم شد - خیلیخب، تموم شد
- آره. خوبه - آره
- خوب و تأثیرگذار بود - آره
- خیلی زیبا بود - آره
- باشه - آره، عالی گفتی
درسته، برگردیم سر کار. برید سر کارتون
صحیح
فروشگاه چطوره؟
اوضاع خوبه؟
مجبور شدم ترنس رو اخراج کنم
اما هر روز فروشگاه رو باز میکنم
حالا که بتی رو دیگه ندارم نمیدونم اصلاً باید چیکار کنم
اِرل، من...
خیلی متاسفم، اما اگه توان مالی نداری...
مجبوریم اموالت رو ضبط کنیم
درک میکنم
باشه
ولی کاری که از دستم برمیاد...
اینه که تا بعد از تعطیلات میتونم این مدارک رو پیش خودم نگه دارم
حالا اینطوری تا موقع توزیع شدنِ
حقوق بازنشستگی و تامین اجتماعی بتی وقت داری
نمیتونم قول بدم که فروشگاهت رو نجات میده، اما...
حداقل خونهت رو نگه میداری
- خیلی ممنونم - خواهش میکنم
بذار تا بیرون همراهت بیام، باشه؟
بازم متاسفم، اِرل
حتی نمیتونم تصور کنم که بعد از ۵۰ سال زندگی با یه نفر، اون رو از دست دادن چه حسی داره
زمان مهم نیست
اگه همون روز اول هم از دستش میدادم، باز همینقدر غصه میخوردم
اون شور و نشاط رو وارد زندگی من کرد
میدونی منظورم چیه؟
آره
کاملاً
سلام، نِیت
- سلام - وای، ببخشید
- سلام، چطوری؟ - وای، خدا، ببخشید
- چی؟ اوه، نه - خدایا، من...
- چیزی نیست - شرمنده
خودم بهش رسیدگی میکنم
نه، واقعاً نیازی نیست
واقعاً خیلی حرفهای لکهها رو پاک میکنم...
واقعاً نیازی نیست
چیزی نیست. درستش میکنم
قول میدم
- همه چیز... نگران نباش - آخه...
من...
من...
درستش میکنم. من...
- دیگه باید برم. ببخشید - اوه
خیلی هوشمندانه بود
احمق
آره، بیا داخل
- سلام - شری، سلام
سلام
سلام. آم...
قراره اخراج بشم؟
گوش کن، میدونم فقط ۴ ماه اینجا کار کردم،
- اما حس میکنم خیلی میتونم کمک بدم - نه، نه، نه
اخراج نمیشی. خیالت راحت باشه که اخراج نمیشی
- مطمئنی؟ - آره
حس میکنم حداقل باید یه پیراهن جدید برات بخرم
اوه، این رو میگی؟ نه
نه، نه
این... این...
بدترین پیراهنمه
باشه. خب شاید برای ناهار مهمون من باشی؟
آه... آره
آه... در واقع نه
ببخشید. امروز غذا آوردم
- پس... همینجا میخورم - مطمئنی؟
باشه
آره. اجباری نیست
باشه
اما اگه نظرت عوض شد، بهم بگو
باشه
[ اِرل جِیمز ] [ بتی جِیمز ]
هی
آه...
میدونی چیه؟
پایهام
باشه
خوبه. ساعت ۱۰ بریم؟
آره
خوبه
مشتاقانه منتظرم
اینقدر بلند نگو
بازم خوش اومدی، عزیزم
این بار دوستت رو هم آوردی
آره. ایشون نِیته
سلام، نِیت
چی برات بیارم؟
اوه، میدونی، فقط... لطفاً فقط یه میلکشیک بیار
- میلکشیک وانیلی - غذا نمیخوای سفارش بدی؟
- ساندویچهای خوبی دارن - ساندویچهاشون خوشمزهان؟
آه... نه
نمیخورم
باشه
آم... پس من... اوه
لطفاً بگو که پای گیلاس تموم نشده
شانس آوردی
- یکی مونده - ایول
آره
خب...
داستان تو چیه؟
آه...
داستان من؟
آره
میدونی، همیشه توی اتاقتی،
هیچوقت با همکارها مشروب نمیخوری
آه... من... واقعاً نمیدونم
میدونی، من...
فکر کنم خیلی آدم اجتماعیای نیستم
باشه
آره
دوستدختر داری؟
نه
نه، ندارم
آم... در حال حاضر ندارم
آره
- توی برنامههای دوستیابی هستی؟ - نه
خدایا، نه
چرا؟
- واقعاً؟ اونجا میترکونی - نه
همینالان میتونم یه عکس برای پروفایلت بگیرم
کراوات گوزندار دل همه رو میبره
اوه، باشه
- خیلیخب - آره
- اوه، خیلی ممنون - مرسی
لذت ببرید
اگه چیزی خواستید صدام کنید
ممنون
- اومم - اوهوم
- اومم - اومم
وای، خدا. خیلی خوشمزهست
خوبه
یهکم میخوای؟
- اوه، نه، ممنون - باید یهکم بخوری
- الان بهت میدم - نمیخورم. نه
- واقعاً خیلی خوبه - آخه... نمیخورم
- همین یه تیکه رو بخور - واقعاً مطمئنم که نمیخورم
- خیلی خوشمزهست - من...
- فقط بخور - نمیتونم
نمیتونم بخورم
ببخشید
فقط نمیتونم اصلاً پای بخورم
منظورت چیه که نمیتونی؟
آه...
باشه. آم...
یه ناهنجاری ژنتیکی دارم
اوه
باشه
ادامه بده
اوه
باشه. آم...
بهش میگن «سیپا»
آم...
عدم حساسیت مادرزادی به درد همراه با عدم ترشح عرق
آم...
روی سیستم عصبیم اثر میذاره
و...
کاری میکنه که درد رو احساس نکنم
آم...
یا سرما و گرما رو حس نکنم
و برای همین نمیتونم پای بخورم
یا هیچ غذای جامد دیگهای رو
واقعاً. چون...
ممکنه ناخواسته زبونم رو قطع کنم
اوه
- قبلتر که قهوه ریخت روی دستت... - آره
- نه. اصلاً چیزی حس نکردم - آه...
پشمام
آره
- تو یه ابرقهرمانی - نه
آره
حتماً. آره
من...
این قدرت رو دارم که پا بذارم روی میخ و...
متوجه نشم تا وقتی که کفشم پر بشه از...
- خون - آره
- آره - بهش...
- ...فکر نکرده بودم - ولی یه داستان واقعی بود
توی آکواریوم بودیم
- مامانم غش کرد - خدایا
آره
پدر و مادرم...
بیشتر دوران کودکی من رو توی بیمارستان بودن
و وقتی متوجه شدن
که میانگین طول عمر برای بیماری من...
۲۵ ساله...
من رو... حبس کردن
متاسفم
نه. هی، من...
میدونی، من...
هنوز زندهام
باشه. همهی حرفهات رو درک میکنم
اما واقعاً به این معنیه که نمیتونی یه تیکه از این پای بخوری؟
نه. نمیتونم. آخه...
همونطور که گفتم، من...
- ممکنه زبونم رو قطع کنم و... - زبونت رو گاز نمیگیری، نِیت
این بهترین پای گیلاسِ ساحل غربیه، باشه؟
به خدا راست میگم
گوش کن
اگه مشکلی پیش بیاد، من اینجام
باشه
باشه؟
امتحان کنیم
- آره - یه تیکه میخورم
دهنت رو باز کن
باشه
یادت باشه، آروم پای رو بجو
آره
آها
بذار جادو اتفاق بیُفته
آها
خدایا، خیلی خوشمزهست
خیلی خوبه
وای، خدا
یا خدا
- بهت گفتم - چی شد...
چی؟
- به این میگن پای؟ - آره
این پایـه؟
پای خیلی خوشمزهست
تبریک میگم
وای!
برنامهت برای امشب چیه؟
ببین، برای امشب دعوتم کرده به یه نمایش هنری
من...
ولی نمیرم
فکر کنم توی خونه میمونم و بازی میکنیم و خوش میگذره
- میدونی؟ - چند ماهه داری درمورد اون دختر حرف میزنی
اساساً عاشقشی
اگه من جای تو بودم، با کله میرفتم
آره، رفیق، اما من مثل تو نیستم
من باحال نیستم. یه موتور هارلی ندارم
من یه مرد هیکلی با موهای دماسبی نیستم
دوباره بگم، یه دماسبی کوتاهه
اما رفیق، رابطهی خوب من با زنها بهخاطر اون ویژگیها نیست
به نفعم هستن؟ معلومه که آره. نمیخوام دروغ بگم
اما بهترین ویژگی، اعتماد به نفسه
احساس میکنم یه جوری گند میزنم
بدترین اتفاقی که میتونه بیُفته چیه؟
در نهایت مجبور میشی توی خونهت تنهایی بازی کنی؟
همینالانش هم زندگیت همونطوره، رفیق
چه چیزی رو ممکنه از دست بدی؟
- نِیت، به زودی میمیری - چی؟
گندش بزنن، شرمنده. آم...
باشه
نه، نه، نه
خیلی تحسینبرانگیز بود
رفیق، ببخشید. الان فکرم جای دیگهایه
میشه بعداً بهت زنگ بزنم؟
حتماً، آره. من میرم درم رو میذارم
باشه، ممنون
♪ Casual - Chappell Roan ♪
- پخ - سلام
سلام. سلام
- سلام، اومدی - آره. نه
نه، البته. میدونی، برنامهام...
- خالی شد و... - خوبه
- آره - خب، خوشحالم که اومدی
آره، البته
نظرت چیه؟
اینا رو تو کشیدی؟
اوهوم
حرف ندارن
اوه، ممنون
کی هستن؟
آدمهای توی گروه درمانیم هستن
بعضیهاشون خودزنی میکنن، بعضیهاشون افکار خودکشی دارن
همه به روش خودشون بهبود پیدا میکنن
خدایا، مربی یه گروه درمانی هم هستی؟
اوه
نه، نه، نه
من شرکت میکنم
اوه
اوه
لعنتی
خیلی متاسفم. شرمنده
- نه، نه، نه، نه - من...
- نه، نمیخواد... - نمیخواستم...
معذرتخواهی نیاز نیست
- من... - اشکالی نداره
- مشکلی نیست - باشه
- خجالت نمیکشم. مشکلی نیست - اوه. صبر کن...
- تو یه... - وای، خدا
یه نقاشی فروختم
آره. چرا تعجب کردی؟
بیا بریم
اوه، آره
آم... خب، بچگیت رو کجا گذروندی؟
خب، من...
توی توسان
و سیدارسیتی
و ساکرامنتو
هوم
خانوادههای مختلفی ازم مراقبت کردن
- باشه. آره - آره
پس تا ۱۲ سالگی سرگردون بودم
و بعدش یه خانواده سرپرستی من رو قبول کردن
و بعدش برای خودم یه اتاق بزرگ، یه برادر بزرگتر و پدر و مادر داشتم
و خیلی هیجانانگیز بود
شگفتانگیزه
هنوز رفتوآمد داری باهاشون؟
خیلی نه
نه
آم...
خیلی خانوادهی بامحبتی نبودن
اوه، باشه
- آره - آره
پس من...
وقتی ۱۸ سالم بود از پیششون رفتم
و تا الان تنهایی زندگی کردم
وای، خیلی سخته
متاسفم
مشکلی نیست
میدونی، اگه آدم مهمی توی زندگیت نباشه،
قلبت هم شکسته نمیشه، نه؟
نووکائین؟ (یه داروی بیحسکنندهی موضعی)
پشمام
خودتی
من... خیلی عجیبه
فکر میکردم دیگه مُردی
آره
خب...
هنوز نمردم
- آره - آره
اوه، خوش به حالت، داداش
مثل قدیما، نه؟
خودِ نووکائینِ لعنتیه!
و هنوز زندهست!
اون دیگه چی بود؟
آه...
یه عوضی بود که دوران راهنمایی باهاش همکلاس بودم
و چی صدات کرد؟ نووکائین؟
آره، این...
یه اسم مستعار مسخرهست که روی من گذاشته بودن
میدونی، وقتی بقیهی بچهها شرایط من رو فهمیدن،
هر روز میزدن دهنم رو سرویس میکردن
چون فکر میکردن حالا که دردی احساس نمیکنم اصلاً مشکلی نداره، پس...
متاسفم
اما...
باید بگم، به عنوان یه اسم مستعار...
نووکائین؟
خیلی خفنه
نه
- واقعاً؟ - آره. آره
باشه، خب...
ممنون. اما اونا اینطور فکر نمیکردن
اون... مشکلی نبود
شرمنده
یه لحظهی دیگه میام
فقط باید...
هی
بله؟
قضیهی این زنگ هشدار چیه؟
آم...
باید یه زنگ هشدار برای ۳ یا ۵ ساعت آینده بذارم، وگرنه مثانهم میترکه؟
بقیهی بچهها این موضوع رو هم خیلی مسخره کردن. باور کن
مگه نه؟
آره
خیلی خندهداری
دوست دارم فکر کنم آدم خندهداریام
هی
شما دو نفر با هم کنار میاید؟
آره. اون خیلی خندهداره!
میدونید چیه؟
به نظرم شما دو نفر باید گذشتهها رو فراموش کنید
نظرتون چیه؟
منظورت چیه؟
مشروب!
معلومه! یالا، به حساب من
آره، حتماً، چرا که نه؟
باشه، عالیه
هی، دیگه احساس ناراحتی نداشته باشیم، باشه؟
آره، حتماً
گفتم احساس، فهمیدی؟
خیلی هوشمندانه بود
احمق
بفرمایید
ممنون
بفرمایید
این دیگه چه کوفتی بود؟
آره، چیه؟
سسِ فلفلِ شبحِ سطح پنجِ لیپ و لری
خوشت میاد؟
آره
نووکائین این رو از همه بیشتر دوست داره
هی، بهتر نیست...
بریم خونهی تو؟
اونا رو بزن به حساب این
باشه
شگفتانگیز بود
خیلی...
خیلی بازیگر خوبی هستی
اوه، ممنون
وای، خدا. اینکه فکر کنه من دارم تو رو میبرم خونهم باعث میشه جونش دربیاد
معلومه که میبریم
صبر کن، چی؟
واقعاً همهی این کتابها رو خوندی؟
زیاد از خونه بیرون نمیرم
واقعاً؟ حتی...
«راهنمای سلامت کلینیک مایو از اول تا آخر» رو هم خوندی؟
وقتی میتونی ناخودآگاه خودت رو توی کتابها گم کنی،
میدونی، دانش کمکهای اولیه خیلی به درد میخوره
نکتهی خوبی بود
واقعاً انسان فرهیختهای هستی، نِیتن کِین
اصلاً فکرش رو هم نمیکردم
- سلام - سلام
دیگه چه چیزهایی رو قایم کردی؟
- اوه، ببخشید - نه
نه، ببخشید
اشکالی نداره
- مطمئنی؟ - آره
بازم خالکوبی داری؟
چندتای دیگه هم هست. آره
وای
نِیت، تو...
اینا چیان؟ تو کی هستی؟
خیلی خوشگلن. کجا زدیشون؟
من...
- خودم زدمشون - نه. واقعاً؟
- آره - چقدر طول کشید؟
آم...
خب، وقتی یه نوجوون بودم شروع کردم،
و هر چقدر حرفهایتر میشدم،
بیشتر بهش علاقهمند میشدم،
و میشه گفت...
خب...
شبیه یه دنیای مخفی بود که...
یه زندگی دیگه بود که... میدونی، یه ماجراجویی بود
یه داستانه، نه؟
آره. آره، میتونی...
میشه گفت یه داستانه، آره
چطور به پایان میرسه؟
نمیدونم. من...
هنوز دارم روش کار میکنم
من یه سوالی دارم
اگه تو نمیتونی هیچ دردی حس کنی،
یعنی نمیتونی...
لذت رو هم حس کنی؟
فکر کنم...
فکر کنم میتونم
این رو حس میکنی؟
یه فشاری رو حس میکنم
باشه
این چطور؟
قطعاً یه چیزی حس میکنم
تو...
خیلی خوشگلی
تو تنها نیستی، نِیت
همهی مردم یه چیزی رو پنهان میکنن
فکر کنم همهمون...
دنبال یکی میگردیم تا واقعیت رو نشونش بدیم
[ شری ]
♪ I Believe in a Thing Called Love - The Darkness ♪
ایول!
اوه!
شرمنده
سلام، شری. دیشب خیلی متحولکننده بود
نه، نه، نه
خیلی زیادهرویه
دیشب خیلی عالی بود
دیشب... شگفتانگیز بود
آه، آقایون! عاشق لباسهاتونم!
چه کمکی ازم برمیاد؟
اومدیم پول برداشت کنیم
همه دراز بکشید روی زمین!
دراز بکش! دراز بکش! دراز بکش!
همه دراز بکشید!
- برو اون پشت - دراز بکش!
دراز بکش!
خیلیخب، همه گوش کنید
اگه هر کاری که میگیم رو انجام بدید، برای باز کردن کادوهاتون زنده میمونید!
گوشیهاتون رو بذارید جلوی خودتون!
دستهاتون رو بذارید پشت سرتون!
- آقای مدیر! - بله؟
نوبت توئه
[ ۲۰۲۴/۱۲/۲۴ ]
چقدر دیگه آژیر به صدا درمیاد؟
۳ دقیقه
گاوصندوق رو باز کن
به موقع نمیتونم بازش کنم
۲ دقیقه و ۴۵ ثانیه
گاوصندوق رو باز کن وگرنه میکشمت
نه
بازش نمیکنم
بازش نمیکنه
و میخواد من حرفم رو ثابت کنم
من...
خیلی...
محترمانه...
درخواست کردم
- کاپیتان کرینگل؟ - بله؟
ریشت
شرمنده، رفیق
صورتم رو دیدی
معاون مدیر عامل
نوبت توئه!
۲ دقیقه
رمز!
رمز کوفتی رو بگو
چه مرگته؟
۱ دقیقه و ۳۰ ثانیه!
هی
هی
به من نگاه کن
رمز لعنتی رو بگو
چی؟ چی؟
نه، نه، نه
نزنش
ها!
باشه. هر جور تو بخوای
صبر کن. هی. صبر کن، صبر کن
صبر کن. صبر کن
- نه، بس کن. بس کن - باشه
قضیه از این قراره،
گاوصندوق رو باز کن وگرنه سرش رو باز میکنم
- باشه. باشه - سه
- باشه. بهت میگم. رمز رو میگم - دو. یک
- بس کن. رمز رو میگم - باشه
صفر یک
سی و دو
بیست و شیش
اینقدر سخت بود؟
- یالا، یالا، بجنب - آره، آره
پشمام!
کریسمس مبارک، مادرجنده
بیاید اینجا!
پلیسها زود اومدن!
بریم!
- بزنید بریم - یکی از کیفها رو بگیر
اون یکی کیف با اونه
بزنید بریم!
یه نفر رو گروگان بگیر!
ببخشید، عزیزدلم
یالا
بریم!
به من نگاه نکن
کریسمس مبارک!
خیلیخب، سه، دو، یک!
بریم!
تفنگهاتون رو بذارید روی زمین!
باشه
باشه
آروم باش
نیاز نیست کسی صدمه ببینه
برو
بجنب، عوضی
بزنید بریم!
حرکت کن
برو، برو، برو
شری
وای، خدا
کمک!
لعنتی
باشه
هی
چیزیت نمیشه. خیلیخب؟
فقط فشارش بده
۳۲ و ۴۵،
۸ دقیقهی دیگه کمک میرسه
۸ دقیقه؟
نکن
ببخشید
شرمنده
تنفگ رو بعداً پس میدم
وای، خدا. دارم چیکار میکنم؟
هی، خوبی؟
عالیام. الان دیگه پولداریم، مادرجندهها
پولش مهم نیست
مهم اینه که بهمون خوش گذشت
اوه، لعنتی، دارم سریع میرونم
بچهها
مهمون داریم
پلیس پشت سرمه
اوه، لعنتی
باشه. خیلیخب. تیر نخوردم
خوبی. چیزیت نشده
لعنتی هنوزم پشت سرمه
تصمیمت چیه، نابغه؟
از هم جدا میشیم
توی گاراژ همدیگه رو میبینیم
برو توی بزرگراه
نه، نه، نه، نه
وارد بزرگراه نمیشم
- برو توی بزرگراه - میخوام همینجا بمونم
- اون به کمکمون نیاز داره. اون... - گفتم برو
باشه، شری توی کدومشونه؟
خدایا درست انتخاب کرده باشم
گندش بزنن
وای، گندش بزنن
تف به این شانس
- حالت خوبه؟ - شرمنده
- نه، ببخشید - کجا میری؟
برو کنار!
گم شو!
هی، هی، هی، ببین
ببین، من دنبال دردسر نیستم. فقط میخوام بدونم شری کجاست
صبر کن...
پلیس نیستی؟
نه، اما...
بیخیال، مرد. فقط بگو شری کجاست. بعدش میذارم بری
باشه؟
قبلاً اصلاً با تفنگ شلیک کردی؟
تو...
اصلاً میدونی چطور باید ضامنش رو بکشی؟
هوم؟
اوهوم
هی، صبر کن
هی، نمیخوام دعوا کنم، باشه؟ اونطور آدمی نیستم
فقط میخوام...
گم شید برید کنار. برید
دخلت اومده، میدونی؟
هی، فقط بهم بگو. لطفاً
اوه، مادرجـ...
باشه، قطعاً سوختگی درجه سهست،
پس بهتره دستهات رو...
فعلاً کارم با تو تموم نشده
- بیا اینجا ببینم - باشه، صبر کن
ببین، به نظرم هنوزم میتونیم به چیزی که میخوایم برسیم
اوه، خیلی زور داری
- خیلی شرمنده - لعنتی
وای، نه
هی، فرصت آخرته. بهم بگو کجاست
گه بخور
ها...
باشه، باشه
آم...
بیا اینجا ببینم
[ آرد ]
به گلوتن که حساسیت نداری؟
هی
هی، مرد، حالت خوبه؟
باشه، باشه
مجبور بودی اون کار رو بکنی. چارهی دیگهای نداشتی
به شری فکر کن
آره
[ آندری: الان برگشتیم سر کار. کجایی؟ ]
سر کار؟
سر کار. آم...
باشه. باشه
خیلیخب
ببخشید
پس شری رو دزدیدن، و توی یه آشپزخونه آدم کشتی
راسکو، با دقت گوش بده
وقت زیادی ندارم... وای، خدا، تیر خوردم
چی؟ تیر خوردی؟
گوش کن، خب؟
الان عکس یه خالکوبی رو برات فرستادم
ازت میخوام از همهی سالنهای توی سن دیگو پرسوجو کنی
و بفهمی کار کی بوده
مگه من دستیارتم؟
هیچ کاری نمیکنم
راسکو، اگه چارهی دیگهای داشتم به تو نمیگفتم
آخه ما یه تیمیم، نه؟
آره، توی یه بازی
هیچوقت همدیگه رو حضوری ندیدیم،
و حالا میخوای من رو توی یه قتل واقعی همدست کنی؟
چرا به پلیس خبر نمیدی؟
میدونی، در اصل یه ماشین پلیس دزدیدم،
و بعدش هم این ماجرای قتل
باشه، خدایا، آدرس رو برات پیدا میکنم، اما فقط همین، باشه؟
باشه، ممنون
ممنون، خداحافظ
هنوز در حال جمع کردن جزئیات هستیم، اما گزارشات تایید شده از چند کشته داریم
به شهروندان توصیه میشه که هر فعالیت مشکوک در محلهشون رو گزارش کنن
- اما با مظنونین درگیر نشید... - گندش بزنن
برای ترک مشروب هفتهی بدیه
داری ترک میکنی؟
نه، نه
منظورم اینه که برای بقیه بده
کاراگاه
بله، چی فهمیدی؟
۳ تا پلیس کشته شدن
یکی هم توی آیسییوئه
جسد مدیر بانک هم داخله
۳ تا آدم مسلح، ۲ تا ماشین
یکی رو هم گروگان گرفتن
و یه مظنون دیگه هم فراریه
مظنون دیگه؟
آره، معاون مدیرعامل
یه ماشین پلیس دزدیده و دنبال سارقها رفته
شاهدها میگن همون کسیه که گاوصندوق رو باز کرده
ممکنه خیانت باشه
نیروها دارن تعقیبشون میکنن؟
نه، فقط همینا توی این منطقه بودن
به بخشهای پنجم و شیشم درخواستهای کمک ارسال شد، اما...
به دلیل تعطیلات، پراکنده و کم بودن
باشه
ممنون، افسر
ممنون از شما
باید اطلاعات اون معاون مدیرعامل رو به دست بیاریم
خیلی سریع
امروز قرار بود روز راحتی باشه
دارم میرم
- ممنون - دارم میرم
میخوام رد بشم، اخبار. توی راهید. یالا
برای ناهار فروشگاه بستهست
بعداً بیا
هوم
سلام، منم
- منم نِیت - اینجا چیکار میکنه؟
میشه بذاری بیام داخل؟
سلام
مطمئنی نمیخوای به آمبولانس زنگ بزنم؟
نه، نه، نه. بهت گفتم
وقت ندارم
خیلیخب
یا خدا
اینم از این
اِرل، خوبی؟
من؟
اوه، آره. فقط...
امروز انتظار چنین چیزی رو نداشتم
هی، اگه باعث تسلیخاطر بشه، منم انتظار نداشتم
خیلیخب
خیلیخب
بذار پیداش کنم
ها
اونه؟
هی!
اینم از این
خیلیخب
یهکم از این میزنم
فقط یهکم
باشه
اینم از این
آره. درست شد
میبینی؟
مثل اولش شده
به هر حال
اوه
وای. آم...
اِرل، اونجا...
یه اِپینفرین اون داخل هست، درسته؟
میشه بدیش بهم؟
چی؟
به یه چیزی آلرژی داری؟
ممنون
نه
اِپینفرین یه شکل دیگه از آدرنالینه
باید...
بهم انرژی بده تا از هوش نرم
آره، انرژی داد
باشه
آه...
آره. خیلیخب
هی، اِرل
خیلی ممنون
ببخشید، این...
خیلی شرایط سختی بود
برو اون دختر رو پس بگیر، نِیت
اوه، هی
آم...
وقت بود یادم بره
این پول باید...
تا یه مدتی وام مسکن رو پوشش بده
بتی همیشه میگفت تو پسر خوبی هستی
اوه، شرمنده
خیلیخب. آه...
بعداً میبینمت
میدونی، اگه... اگه نمیرم
راستی، شاید بهتر باشه پولشویی کنی
آه...
[ راسکو: خیابون هیل، شمارهی ۵۲۳، واحد ۳۰۱. زینو ]
[ ظاهراً طرف ترسناکه ]
[ این پیام رو پاک کن. بهخاطر تو زندان نمیرم! ]
یکی از سارقهای بانکه؟
خدایا، امیدوارم
اگه بابانوئل واقعی بوده باشه خیلی حیف میشه
کارکنهای آشپزخونه گفتن یه مرد دیوونه که کراوات داشته این کار رو کرده
فکر میکنم کار معاون مدیرعامل بوده
حالا که حرفش پیش اومد... اوه!
یهکم اطلاعات ازش به دست آوردم
آه... نِیتن کِین
مجرد
مرد
۳۰ ساله
بدون پیشینه
بدون ارتباط با هیچ سازمانی
فاقد جریمهی رانندگی
اسمش توی بازیهای آنلاین «نِیت جادویی پرانرژی»ـه
اوه، خوبه
آه... ۶ ساله که توی موسسهی امانی سن دیگو کار میکنه
اصلاً ویژگیهای یه قاتل خونسرد رو نداره
ولی...
آره
شمارهی گوشیش رو نداری؟
الان از یه بانک سرقت کرده
یه نفر رو کشته
واقعاً فکر میکنی گوشیش رو جواب میده؟
نِیت هستم
سلام، نِیت
من کاراگاه باربا مینسی از پلیس سن دیگو هستم
حالت چطوره؟
من... بهتر از اینم بودم
بقیه رو گرفتید؟
شری... همون گروگان...
در امانه؟
آره، خب، میدونی، داریم روش کار میکنیم
اما تو هر کاری داری میکنی اصلاً به کار ما کمکی نمیکنه
پس اگه میشه همینالان خودت و پولها رو تحویل بده...
صبر کن، صبر کن، ببخشید
آم...
پشمام. فکر میکنید من همکارشونم
نه، نه، نِیت
فقط داریم حقایق رو بررسی میکنیم، باشه؟
ببین، ببین. پول اصلاً برام مهم نیست،
فقط میخوام شری رو نجات بدم
اوهوم
خب، اون شغل ماست، نه تو
آره، خب، شنیدم ۷۵ درصد گروگانها که میمیرن
توی ۳ ساعت اول کشته میشن
پس اگه زنگ نزدی که بگی پیداش کردید، من کارم رو متوقف نمیکنم
خانم شری...
- اون، آه... دوستدخترته؟ - آره
میدونی، ما هنوز اسمی برای رابطهمون انتخاب نکردیم، اما...
بس کن، خیلیخب؟
میدونم سعی داری چیکار کنی
تو اصلاً به ما اهمیتی نمیدی
نه، نِیت. اشتباه میکنی
فقط میخوایم همه سالم برن خونه، باشه؟
- درک میکنم که شری برات مهمه، اما... - واقعاً درک میکنی؟
میدونی چه حسی داره که کل زندگیت منتظر آشنایی با یه نفر باشی؟
کسی که همه چیز رو تغییر میده؟ کسی که...
بالاخره به زندگیت معنی میده؟
آره
آره، میدونم
دخترم
و اگه دخترت رو بدزدن،
منتظر میمونی تا یکی دیگه نجاتش بده؟
یا خودت نجاتش میدی؟
خیلیخب، نِیت
هر جور که دوست داری
گوشیش رو ردیابی کردیم
هی، خوبی؟
آره. بریم
[ تعمیرگاه بندر سن دیگو ]
...۲۹سی-۴۷
اوضاع مزخرفیه
ببین، درمورد برادرت چیزی نمیگن
یعنی احتمالاً فرار کرده
پس چرا الان اینجا نیست؟
نمیدونم، باشه؟
نمیدونم
شرمنده. همه چیز رو نمیدونم
شاید مجبور شده ماشینش رو عوض کنه
شاید پیاده شده بستنی بخره
حرفم اینه که غر زدن تو باعث نمیشه زودتر پیداش بشه
حواست باشه چطور با من حرف میزنی
شاید این سرقت رو هدایت کرده باشی، اما رئیس لعنتی من نیستی
هوم
آندری، ازت میخوام همینالان اخلاقت رو عوض کنی
چون داری حالم رو میگیری
یالا!
بن تا ۱۵ دقیقهی دیگه پیداش میشه و همه چیز درست میشه
همهش این رو بگو
همه چیز درست میشه
آره، جون خودت
دیگه سکوت رو کنار گذاشتی، ها؟
هی
ببخشید که زدمت، باشه؟
تو...
میخوای من رو بزنی؟
بیحساب بشیم؟
کون لقت
عجب
از لحنت خوشم نمیاد
خوشم نمیاد
اما یه چیزی دارم که رفتارت رو درست میکنه
[ پاستیل نوشابهای ]
اوه، بیخیال
- عاشق پاستیل نوشابهای هستی - بس کن، سایمون
- بس کن - چه مرگته؟
دلیل این بداخلاقیت چیه؟
دیگه تنهاییم
هر وقت خواستی میتونی فیلمبازی کردن رو کنار بذاری
قول دادی که کسی صدمه نمیبینه، خب؟
بهم قول دادی
وسط نبرد بودیم، شری. هر اتفاقی ممکنه بیُفته
وسط نبرد...
- مجبور نبودی نایجل رو بکشی - نایجل؟
نایجل کیه دیگه؟
- مدیر بانک - ها!
آدم خیلی خوبی بود
یه نایجل هم بود، نه؟ (قهرمان)
نایجل
شری
دوست ندارم این رو بهت بگم...
اما اگه میتونستی اون رمز رو از اون پسرهی عاشق بگیری...
الان همه زنده میبودن
- از جمله نایجل - وای، خدا
هوم
رمز رو که روی دیوار اتاقش ننوشته بود
به نظر میرسه داری بهونه میاری
میدونی چه حسی نسبت به بهونه آوردن دارم
نمیدونی؟
خیلی غیرقابل تحملی
کاری که انجام شده رو نمیشه تغییر داد
باشه؟
بیا فقط روی نقشه تمرکز کنیم
و میتونیم بعداً توی مکزیک موقع خوردن پینا کولادا راجع بهش حرف بزنیم
و اونا هم خیلی بدمزهان
گیر کرد بین دندونهام
خیلیخب
بله؟
سلام، خانم
آم...
زینو اینجاست؟
فقط یه لحظه باید باهاش حرف بزنم
شرمنده، فقط مشتریها رو راه میدیم
میدونی چیه؟
منم برای همین اومدم
آم...
منم میخوام یکی بزنم
به نظر میرسه امروز به اندازهی کافی زدی
ببخشید؟
اوه!
قیافهم رو میگی
آه، خب...
باید طرف مقابل رو ببینی
ممنون
اوه
یه لحظه فکر کردم یه مَرد واقعیه
اینجا منتظر بمون
ممنون
هی
چی خوبه؟
من خوبم
من... همه چیز خوبه
آم...
فقط میخواستم یه خالکوبی بزنم
لعنتی
دستت چی شده؟
اوه
بیماری صدفک دارم
امروز خیلی شدید شده
آره. خیلیخب
کجا قراره خالکوبی رو بزنیم؟
آره. فقط...
آم...
اینجا
لعنتی
از خالکوبیهات خوشم میاد. خیلی خوشگلن
اوه
عجب. خیلی ممنون
من...
منم از خالکوبیهای تو خوشم میاد
آره. خب...
چی میخوای بزنی؟
خب، یه رفیقی دارم
آم...
و یه خالکوبی خفن داره
منم دقیقاً همون رو میخوام
فکر کنم گفت اینجا خالکوبی رو زده
معلومه که اینجا زده
ها!
- بن رو میشناسی - بن
- آره - بن
خب... با هم خدمت کردید؟
آره
با هم...
خدمت کردیم
شرافتمندانه
هوم
دمت گرم، داداش!
هی، آم...
حالا که بحث بن وسط اومد، هنوز همون جای قبلی کار میکنه؟
نمیدونم
بن درمورد کار حرف نمیزنه
همیشه همینطوره. از کار متنفره
متنفره
آم...
یه داستان خندهدار درمورد بن بگم
اسم خانوادگیش رو میدونی، نه؟
آره
باشه
به نظرت چطور تلفظ میشه؟
جدی میگم، تو...
عاشقش میشی
فقط...
فقط اسم خانوادگیش رو بگو
چطوره تو بگی؟
آه
میدونی، بیخیال
اشکال نداره
خیلی هم خندهدار نیست
چون میدونی، وقتی یه جوکِ بیمزه میگی، باید توضیحش بدی
خوب نیست
آره
یه لحظه صبر کن
اوهوم. آره
عجلهای نیست
میدونی، فکر کنم تو بن رو نمیشناسی
هی، این دیگه چیه؟
بهت صدمه نمیزنم، باشه؟
فقط چاقو رو بذار کنار
اگه هر چی درمورد بن میدونی رو بهم بگی از اینجا میرم
وای، نه
میذارم یکی دیگه بزنی
بذار نشونت بدم اصلش چطوره
- اوه - وای
اوه، گندش بزنن
عوضی بیشعور!
این مسخرهبازی دیگه بسه
چه غلطی میکنی؟
دیوونهای؟
لعنتی
چشمهام رو داغون کردی
لعنتی
- چیزی نمیبینم! - باشه
- خیلیخب، ببین - لعنتی
آه...
اسمش چیه؟
کیرم دهن خودت و همه کَست، مرد
باشه. ببین...
ببین
لطفاً
لطفاً مجبورم نکن این کار رو بکنم
برو گه بخور
باشه. باشه
خیلی درد داره، مطمئنی؟
گم شو
باشه
- خودت خواستی - اوه!
لعنتی!
هی، هی، هی!
فقط اسم رو بگو!
فقط اسم رو بگو
وای، خدا!
وای، لعنتی!
کلارک!
- کلارکه - باشه
کلارک. بن
بن کلارک
- آفرین. اینقدر سخت بود؟ - لعنتی
چیزی که خواستی رو بهت گفتم، پس گورت رو گم کن
یه لحظه صبر کن. یه ثانیه
سلام، چد
نِیت از موسسهی امانت سن دیگو هستم
خوشحالم قبل از تعطیلات بهت زنگ زدم
آره. گوش کن
امیدوار بودم بتونی یه مشتری که پروندهش ناقصه رو
خیلی سریع از لحاظ اعتباری بررسی کنی
اسمش بن کلارکه
توی نظام خدمت کرده
اینطوری راحتتر پیدا میشه؟
آره
آره. وامهای کهنهسربازان
خودشه
هیچ اطلاعاتی راجع به شغلش توی پرونده نیست؟
محل سکونت چی؟
آره
آره. یه لحظه صبر کن
آم...
باشه. بگو
باشه
چهار
صفر
دو
کوچهی...
نورث...
تاور
خیلیخب
چد
خیلی ممنون، رفیق. تو بهترینی
اوه
آره. کریسمس تو هم مبارک
تیم پادرِز قهرمان!
[ ضدعفونیکنندهی دست ]
[ متعلق به شهر سن دیگو ]
آره، شنیدم. باشه
[ تعمیرات خودروی کلارک و پسران ]
یه مشکلی هست
باید تا الان میاومد
ببین، زمان زیادی داره
به هر حال تا شب جایی نمیتونیم بریم
میرم سری به خونهش بزنم
خونهای که دو روز مثل اون گرگه توی میگمیگ مشغول تلهگذاری توش بود؟
اون خونه رو میگی؟
واقعاً فکر میکنی برمیگرده اونجا؟
فکر کن، مرد
اون برادرمه!
میدونم
نیم ساعت میمونم
اگه خونه نیومد، برمیگردم و حرکت میکنیم
آندری
آندری
بیشعور نباش!
خیلیخب
[ زنده بمان و شکوفا شو ]
باشه، پس...
آمادهای
کدوم گوری کاری میکنید؟
چی؟
چی بود؟
اون دیگه چه کوفتیه؟
چرا؟
باشه، آه...
خیلیخب
نه!
پیدات کردم
اوه، بیخیال، واقعاً؟
کمان زنبورکی. زیر سینک
البته
خیلیخب، به جهنم
باشه
خیلیخب
[ بن ]
آره. آره
[ تعمیرگاه خودروی کلارک و پسران ] ایول
باشه. پیداتون کردم. و حالا کاری میکنم...
وای، خدا
چی؟
چه غلطا؟
خدایا
اوه، لعنتی
گندش بزنن!
آه، شانس آوردم!
خیلی شانس آوردم!
باشه
[ راسکو ]
بهتره از بیمارستان یا زندان زنگ زده باشی
نه، اونطور نیست
الان توی یه خونه توی کورتس هیل،
خیابون نورث تاور، پلاک ۴۰۲ برعکس آویزونم
- و باید بیایی کمکم بدی - منظورت چیه که برعکس آویزونی؟
یعنی الان توی یه تله گیر افتادم و آویزونم
و اگه الان نیایی کمکم کنی، شری حتماً میمیره
احتمالاً من هم میمیرم
رفیق، نمیتونی این فشار رو روی من بذاری. من خودم رو قاطی ماجرا نمیکنم
همینالانش هم قاطی شدی، باشه؟
ببین، رفیق، شرمندهام، فقط...
دیگه کسی رو به جز تو ندارم
شاید برای تو من فقط یه آدم عادیام که توی اینترنت باهاش آشنا شدی،
اما برای من تمام اون لحظههایی که با هم گذروندیم ارزش زیادی داشتن
تو...
تو تنها دوست منی، راسکو
و الان...
بهت نیاز دارم
خدا لعنتت کنه
باشه، ببین، نوشته ۱۵ دقیقه راهه،
اما سوار هارلی میشم و ۱۰ دقیقهی دیگه اونجام، باشه؟
آره!
ایول! ممنون، خیلی ممنون!
آره، آره، آره، فقط طاقت بیار (آویزون بمون)
ببخشید، با کلمات بازی نکردم، از ته دلم گفتم
نه، نه، خندهدار بود
بامزه بود، فقط لطفاً عجله کن، باشه؟
آره، باشه، خداحافظ
باشه
خیلیخب
خیلیخب، ۱۰ دقیقه
فقط ۱۰ دقیقه
میتونم ۱۰ دقیقه دووم بیارم، باشه
بن؟
وای، نه
اینجایی، داداش؟
سلام
تو دیگه کدوم خری هستی؟
من یه دزد سادهام
میدونی، فقط اومدم اینجا تا...
دزدی کنم
برادر من کجاست؟
ببخشید، چیِ تو؟
ببین، مرد، من چیزی درمورد برادر هیچکس نمیدونم، من...
میدونی، خیلی تصادفی این خونه رو انتخاب کردم
و خب، ظاهراً اشتباه انتخاب کردم
میدونی، بیشتر مردم فقط زنگ خونهشون دوربین داره،
اما تلهگذاری داخل خونه، آبروی خودم رفت
شبیه دزدها نیستی
آره، خب، بهترین دزدها همینطورن
پس خیلی تصادفی اینجا رو انتخاب کردی، ها؟
آره، آره، شانسی بود
پس دقیقاً به چه دلیل...
آدرسش روی دست کوفتیته؟
سوال خیلی خوبیه
و...
جوابش باعث میشه مغزت سوت بکشه
آره، میتونی جواب بدی، اگه ضروریه
بله؟
ببین...
بن مُرده
الان پلیسها اعلام کردن
کار کی بوده؟ پلیسها؟
آه... نه
ظاهراً کار یه آدم دلسوزِ عادی بوده
یه پسر لاغر با کتوشلوار
ببین...
به نظرم فقط برگرد اینجا، و یه کاریش میکنیم
واقعاً گوشی رو قطع کرد؟
وای، وای، هی، هی، صبر کن، بمون یه لحظه، بیا درموردش حرف بزنیم
تو بردارم رو کشتی
ببین، مرد، من...
درسته...
من کشتمش
و ببین، میدونم یعنی تو هم قراره من رو بکشی، اما لطفاً...
لطفاً یه لطفی بهم بکن، باشه؟ فقط...
سریع کارم رو تموم کن
نیاز نیست قضیه رو کش بدیم
من فکر بهتری دارم
ایول!
میدونی، قبلاً که این کار رو...
توی نیروهای ویژه انجام میدادم...
همیشه میخواستم از طرف اطلاعات بگیرم
اوهوم
اما الان تنها چیزی که مهمه...
درد کشیدن توئه
بهش فکر کن. میدونی درد چیه؟
آره. خیلی ازش متنفرم
وای، اوه، اوه! نه! بس کن!
واقعاً وای!
لعنتی!
خیلی بده! لعنت به این شانس!
وای!
عوضی روانی!
اوه
نه، انبردست نه. لطفاً با انبردست نه
حتی نمیتونم تصور کنم که قراره با اون چیکار کنی
- هیس - خواهش میکنم
اوه
این خوک کوچولو...
رفت به قصابی
وای!
خدایا، خیلی بدم میاد که اینقدر برای این کار وقت میذاری
این خوک کوچولو...
وای، پسر
- این خوک کوچولو... - آها؟
اوه!
موند توی خونه!
اوه، وای، درد داشت!
از همه بیشتر درد داشت!
حالت چطوره؟
افتضاحم!
نه!
لطفاً، نه!
وای، خیلی بده!
لطفاً دیگه اون کار رو نکن!
چیه؟
کدوم گوری هستی؟
۳۰ دقیقهی دیگه میریم. سریع بیا اینجا
آره، باشه
الان تمومش میکنم
اما اول بخش موردعلاقهم رو انجام میدم
میخوام چشمهات رو دربیارم...
و بذارمشون توی یه شیشه... روی طاقچه
اوه، صبر کن، اون کار رو نکن
نه
آه...
واقعاً اون کار رو نکن
هی!
برادرت...
برادرت یه چیزی بهم گفت...
قبل از اینکه بمیره
گفت...
گفت... آم...
به برادرم... بگو...
متاسفم
متاسفم...
بابت...
اون چیزی...
که وقتی بچه بودیم اتفاق افتاد
و...
گفت بهش بگو...
بگو که مامان و بابا...
همیشه اون رو بیشتر دوست داشتن
مزخرفه
ما هیچوقت بابامون رو ندیدیم
باشه
فکر کنم از استعاره استفاده کرده
صبر کن، نه! لطفاً، لطفاً، لطفاً، نکن!
راسکو؟
نه پس، گروه دفت پانکام (اونا هم همچین کلاهی سرشون میذاشتن)
معلومه که منم
اوه...
خداروشکر
من...
ها!
منظورت از «ها» چیه؟
آه... نه، فقط اینکه.... مگه نگفتی...
قدت ۱ متر و ۹۶ سانته... و شبیه جیسون موموآ هستی؟
گفتم یهکم شبیه جیسون موموآ هستم
صحیح
آخه خیلی قیافهی مشخصی داره
میدونی، چطوره برای نجات دادن جونت ازم تشکر کنی؟
کاملاً درست میگی
صد در صد
شرمنده
ممنون
باشه
باشه، کافیه
ببین، برو کاری که نیازه رو انجام بده...
و توروخدا زنده بمون
باید زنده بمونی که همهی اینا رو به پلیس توضیح بدی
باشه
زنده میمونم
قول میدم
باید بهتر از اون ضربه بزنی
اوه!
راسکو، برو یه چیزی بیار!
درسته!
وای، گندش بزنن!
مادرجنده!
مراقب باش!
وای، گندش بزنن. ببخشید
اشکال نداره. فقط برو یه چیز دیگه بیار
عوضی!
اسپری دورکنندهی حیوانات!
آره، بیشتر بزن
آره، بیشتر
- ها. خوشت میاد؟ - آره...
وای، خدا. لعنتی!
میکشمت!
سرتون رو از بدنتون جدا میکنم!
باشه
اون اسپری فکر خوبی بود
خدایا. چه مرگ بدی!
زنگ هشدار برای چیه؟
آم... برای......
زمان رسیدن تو بود
ولی در واقع باید برم بشاشم
آره
صبر کن، چی؟
اصلاً این آدمها کیان؟
روحمم خبر نداره
ظاهراً به شدت طرفدار فیلمهای «تنها در خانه» هستن
هی...
بازم ممنون... که اومدی
آره، خب...
رفیق برای همین مواقعست، نه؟
آره، رفیق
ولی با این تفاصیل...
اگه نیاز بشه توی دادگاه علیهت شهادت میدم
آره، نه، نه، مشکلی نیست
خودمم همین فکر رو میکردم
وای، گندش بزنن، پلیس اومد
خب، عالیه
همه چیز رو بهشون بگو
بذار اونا برن نجاتش بدن
نه، نه، نه
حرفم رو باور نمیکنن
فکر میکنن منم همدست اونام
نه، اگه برم بیرون... من رو میبرن به پاسگاه...
و تا من بتونم قانعشون کنم که برن سراغ شری...دیگه مُرده
یه لحظه صبر کن
فکر کنم یه فکری دارم
موتور هارلیت جلوی در پارک شده، نه؟
آره
یه جورایی
منظورت از یه جورایی چیه؟
نِیتن کِین!
دستهات رو بگیر بالا و از خونه خارج شو
ببین، قضیه رو از چیزی که هست سختتر نکن، باشه؟
کل این شهر قراره نابود بشه،
چون چارجرز و کلیپرز بهمون خیانت کردن (تیمهایی که از سن دیگو به لسآنجلس رفتن)
واقعاً؟
حالا؟
جدی میگم، قلبمون رو شکوندن برای چی؟
برای اینکه بازم زیر بقیهی تیمها باشن... بمون سر جات!
تکون نخور!
- هی! - بمون!
- هی، بمون! - بایست!
- بمون! - گندش بزنن
صبر کن، داره چیکار میکنه؟
نمیدونم
دستها بالا!
دستهات رو نشون بده!
تف به این شانس!
این دیگه کدوم خریه؟
ها ها!
شما فریب خوردید، چون من نِیت نیستم...
برامون مهم نیست
آره
اما تو...
کسی هستی...
- که قراره بره زندان - نه، نه. صبر کنید، صبر کنید
میتونم کمکتون کنم!
میدونم نِیت داره میره کجا
آره؟ خب حرف بزن
باشه، اما میشه از الان به بعد دیگه کسی لگد نزنه؟
کجاست؟
[ تعمیرات خودروی کلارک و پسران ]
خیلیخب، بجنب!
وقت رفتنه!
پس چرا لباس مخصوصت رو نپوشیدی؟
این کار رو انجام نمیدم، سایمون
کدوم کار رو انجام نمیدی؟
از قبل انجام شده
نمیتونم
اوه، خفه شو
از کِی تا حالا وجداندار شدی، ها؟
بقیهی کارهایی که کردیم چی؟
- قبلاً هم آدم کشتیم - نه!
نه، تو قبلاً آدم کشتی، سایمون!
تو!
من نکشتم! من مثل تو نیستم!
موضوع اینه که...
توی زندان دووم نمیاری
برای اونجا ساخته نشدی
بهخاطر کارهایی که کردیم زندانی میشی
فکر میکنی این پشیمونیهای الکی روحت رو نجات میدن، هوم؟
مزخرفه
سایمون
خودت هم میدونی
تفنگ رو بنداز!
وای، خدا. سلام
دیگه تکرار نمیکنم!
باشه
حالت خوبه، شری؟
من...
ببخشید
تو کدوم خری هستی؟
من کسیام که دوستهات رو کشته
پس اگه نمیخوای به سرنوشت اونا دچار بشی،
توصیه میکنم اون رو آزاد کنی، و گورت رو گم کنی
وای، خدا
یا خود خدا
سایمون، نگو
تو همونی هستی که توی بانک بودی، نه؟
باشه
واقعاً این خندهدارترین اتفاقیه که تا حالا برام افتاده
این همه دنبال ما بودی تا...
شری رو نجات بدی
درسته؟
آه...
دوست ندارم این رو بهت بگم، رفیق، اما...
اون خواهرمه
تو رو بازی داده، پسر
آره
- فکر کردی نسبت به تو احساساتی داره - بس کن
نِیت، من...
خیلی متاسفم، باشه؟
هیچوقت نمیخواستم تو...
تو...
ببین، تمام اتفاقاتی که بینمون افتاد واقعی بودن، باشه؟
- به خدا واقعی بودن، باشه؟ - اوه، چه مزخرفی
ببین، پسر
تفنگ رو سمت سارقِ اشتباهی گرفتی، رفیق [ شری ]
باید تفنگ رو بگیری سمت شری
حالا گوش کن
چرا از اینجا نمیری، پسر؟
باشه؟
چیکار میکنی؟
برو اورژانس...
- و این ماجرا رو فراموش کن - سایمون، بس کن
فراموشش میکنی
بذار این رو اعتراف کنم، پسرهی کارمند
تحمل یه مشت رو داری
بیا ببینم چطور...
زیر یهکم فشار طاقت میاری
عالیه
سایمون، بس کن
خندهدار نیست. بس کن
بس کن!
- چه غلطی میکنی؟ - خودت چه غلطی میکنی؟
میخوای سرش رو له کنی؟
- خودش شروع کرد - چه مرگته؟
فقط برو
واقعاً برو
پول رو بردار و برو
من میخوام بمونم پیش اون
میخوای...
میخوای بمونی پیش اون یارو؟
آره
شری
بیخیال!
دیگه حتی نمیشناسمت
باشه
هوم؟
نمیزنی
واقعاً؟
مطمئنی؟
اوهوم
میدونی چیه؟
راست میگی
دیگه من رو نمیشناسی
زدمش
بیاید داخل
دستها بالا!
دستهات رو بذار روی سرت!
این مُرده
به اون یکی کمک کنید
اوه
لعنتی، اون وِسپاسوار راست میگفت، بدجور کتک خورده
جدی؟ خب شانس آورده ما اومدیم نجاتش بدیم
شانس آوردی که یه دوست خوب داری
ولی یهکمی زیادی حرف میزنه
۵ دقیقهی دیگه نیروی کمکی میرسه. فعلاً خودمونیم و خودمون
پس من دیگه میتونم برم؟
واندا فیلم «چه زندگی شگفتانگیزی» رو بدون من شروع میکنه
آره، پس میگیم پریها کاغذبازیها رو انجام بدن
شگفتانگیز نمیشه اگه...
هی، هی!
باشه، کجات آسیب دیده؟
خیلیخب، چیزیت نمیشه. فقط باید بری بیمارستان
من ماشینت رو میبرم و میرم دنبالشون، باشه؟
آره جون خودت! سوئیچهام رو بهت نمیدم
شرمنده
نگران نباش. مطمئنم میشم...
واقعاً میخوای بهم شلیک کنی؟
باید شلیک کنم، عوضی
اما نمیکنم. من رو هم باید ببری
اوه، سلام، سلام
میشه لطفاً یکی بگه اینجا چه خبره؟
برو، برو، برو. الان گمشون میکنیم
نگران نباش
میدونم داره کجا میره
کی کجا میره؟ الان قراره یه تعقیبوگریز سرعتی داشته باشیم؟
اوه، لعنتی
گندش بزنن
با این سرعت نمیتونی پشت هیچ چراغ قرمزی بمونی
نمیدونم چطور داری رانندگی میکنی و اصلاً کی هستی
و اون هم سرویس مدرسهست
اون دیگه چی بود؟
بازم تویی!
اوه، خدایا!
خیلیخب
کالسکه!
بدو!
چه مرگته؟
خدایا! کِی یاد گرفتی اینطوری رانندگی کنی؟
قبلاً ماشین میدزدیدم
چیه؟ دیگه نمیدزدم!
اوه، شاید من بمیرم، اما تو رو قبلش میکشم
اوه، لعنتی!
کیر توش!
یه بیعرضهی احمقی!
اون حرومزاده داره میره کجا؟
داره میره به سمت اسکلهی ۷
چرا؟
یه قایق اونجا هست. قرار بود ما رو ببره به سمت جنوب
مراقب تاکسی باش!
خودم چشم دارم. ممنون!
- سرعتت رو کم کن - بمون
- هی. هی - هی
میخوای یه چیز خندهدار بهت بگم؟
اگه توی بانک میموندی...
شری الان کنارم نشسته بود
حالش خوب میبود
اما الان...
الان...
باید جونش رو بگیرم
بهت قول میدم
آره، خب...
هوم؟
اگه شری رو پیدا کردی...
ازت میخوام از طرف من یه چیزی بهش بگی، باشه؟
وای، خدا
واقعاً حرومزادهی بدبختی هستی
میدونی؟
آره، میدونم، همینطور نیست؟
میشه گفت کاریه که توش تخصص دارم
گوش کن... میخوام بهش بگی...
با اینکه زمان زیادی کنار همدیگه نبودیم...
من از اول...
حس میکردم که ما...
میتونستیم...
چی؟
حس میکردی چی؟
چی گفتی؟
صدات رو نمیشنوم. داری زمزمه میکنی. بلندتر حرف بزن!
اون، ببخشید. سعی میکنم یهکم...
واضحتر حرف بزنم!
وای، خدا
خوشم میاد که اینطوری سختش کردی، پسرهی کارمند
ولی باید تمومش کنیم
بیا شروع کنیم!
بریم!
چیه؟
لعنتی. من... نمیتونم...
شرمنده، باید برم
صبر کن، صبر کن
خدایا، امیدوارم اونقدر زنده بمونم که از این کارم پشیمون بشم
بگیرش
اون مادرجنده به همکارم شلیک کرد
تیرت خطا نره!
- تو. بیا بیرون - باشه. باشه
ببرش بیمارستان
- حتماً. باشه - برو
خدایا، خون زیادی ازت رفته
حداقل ماشین دنده اتوماته، نه؟
شرمنده. داری از خونریزی میمیری. درسته
اینجا آخر خطه، پسرهی کارمند
اوه، گندش بزنن
همیشه ناجوانمردانه میجنگیدی
شری!
مثل اینکه بالاخره راهی پیدا کردم که یه چیزی رو حس کنی، ها؟
آه!
آه!
[ اِپینفرین ]
نگران نباش
خودم پیشتم
هی، عوضی
این رو احساس کن
نِیت، نِیت!
هی، نِیت!
نِیت!
نِیت!
هی
- شری - بله؟
دوستت دارم
واقعاً آدم باحالی هستی
نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه
هی، هی، لطفاً، خواهش میکنم
کمک! کمکمون کنید، لطفاً!
خیلی متاسفم، نِیت. خیلی متاسفم
اینجا کنارتم. هیچجا نمیرم. قول میدم
نِیت، من رو ببخش. من رو ببخش
متاسفم
خیلی متاسفم
سلام، سلام. سلام
به هوش اومدی. حالت چطوره، رفیق؟
چی شد؟
- خب، خون زیادی از دست دادی - اوه
و سکتهی قلبی کردی
و خونریزی درونمغزی داشتی
و سوختگی درجهی ۳
و خیلی از استخونهات شکستن
اما الان خوبی. معجزهی کریسمسه
کریسمسه؟
در واقع امروز ۱۱ ژانویهست
توی کمای القاشدهی پزشکی بودی
ولی هنوز زندهای!
صبر کن، شری...
- حالش خوبه؟ - نگران نباش. شری خوبه
حالش خوبه
- اوه، باز هم همدیگه رو دیدیم - سلام
سلام، ببینید کی به هوش اومده
آره
خیلی...
شجاع به نظر میرسی
خوشحالم به هوش اومدی، چون تازه از دادگاه برگشتم
میدونی، با اتهامات خیلی جدیای روبهرو هستی
قتل غیر عمد، ورود غیرقانونی، اتومبیلدزدی بزرگ
آره، اونا...
خیلی بد به نظر میرسن
آره، بد هستن
اونقدر زیاد هستن که تا وقتی سنت ۲ برابر من بشه توی زندان باشی
آها
اما جون یه پلیس رو نجات دادی
و همچنین چندتا شاهدِ شخصیت خیلی متقاعدکننده داشتی
تازه، یه مرد سفیدپوستی که توی یه بانک کار میکنی، پس...
قاضی خیلی بهت سخت نگرفت
۶ ماه حبس خانگی، ۵ سال عفو مشروط
یه وکیل بگیر تا بررسیش کنه، اما معاملهی خیلی خوبیه
اوه
وقت بود بهترین بخشش رو یادم بره
[ زودی خوب شو ]
این رو گریس برات کشیده
دخترم
مراقب خودت باش، نِیت
ممنون، کاراگاه
خداحافظ، کاراگاه
داری... به دستم نگاه میکنی؟
اوه، دستت؟
اوه، اون دستِ برنزهشدهی سوخته و سرخشده رو میگی؟
آره، من... آره
آره، خیلی آزاردهندهست
این بدترین عضو بدنمه؟
فقط به نظرم نباید خیلی جذاب یه توری بِکِشن دورش
برای پیوند پوسته
ببین، من بودم یه دستکش میپوشیدم
- باشه - به نظرم اونطور بهتره. آره
برای درد کشیدن آماده شو
[ یک سال بعد ] این یارو حتماً نمیدونه با کی طرفه
باشه، ابر سمی رو فعال کن. من زرهی بلکاستون رو میپوشم. میرم داخل
اوه، هی، شنبه میایی، درسته؟ برای من جشن تولد مهمیه
آره، رفیق
صبر کن، اون... توی بار مخصوص موتورسوارها که نیست؟
کون لقت
آره، رفیق، معلومه که میام
اوه
وای، گندش بزنن
رفیق، چند دقیقهی دیگه تحمل کن. دیگه داریم میکشیمش
نه، رفیق، برای دستشویی رفتن نیست. باید برای شام آماده بشم
عجب. داری من رو میپیچونی که بری سر قرار
میدونم، میدونم. خیلی بانمک و بامزهست،
- و بعداً برات جبران میکنم. خداحافظ - صبر کن، صبر کن، صبر کن
سلام...
باورم نمیشه از اولین قرارمون یک سال گذشته
من... خیلی خوشحالم که از پای خوردم
منم همینطور
هی، و همون کراوات رو بستی
آره، متوجه شدی. آره
یهکم طول کشید تا خشکشویی لکههای خون رو پاک کنه،
اما... میدونی، موفق شدن
عالی تمیزش کردن
اوه، صبر کن... ببخشید، نزدیک بود یادم بره
وای، خدا
هی، بالاخره فهمیدی پایانش باید چی باشه
حس عجیبی داشت که شوالیه دوشیزه رو نجات بده،
پس جوری طراحیش کردم که انگار دارن همدیگه رو نجات میدن
عالیه
هی!
دکمههات رو ببند!
ملاقات زناشویی که نیست، پسر
اوه، ببخشید. نه، این یه حرکت جنسی نیست. در واقع...
- آها - باشه. آره. فهمیدم
و میدونم اون چیزی که دارم میبینم یه شعلهی بدون محافظ نیست
نه، نیست
ببخشید
سربهسر من نذار
منم قصد ندارم سربهسرتون بذارم، جناب
- فقط ساکت باش - جدیده؟
- نه - جدیه
- آره - خیلی جدیه
آره، خیلی سخت میگیرن. زندانه
زندانی ۲۴۱، وقتت تمومه
۱۵ دقیقه سریع گذشت، ها؟
آره
حداقل ۸ ماه بیشتر نمونده
۷ ماه و ۱۹ روز، اما من که روزشماری نمیکنم؟
پسر، مجبورم نکن پاشم بیام اونجا
- توی دردسر میندازیم - خیلی شرمنده
- خیلی جدیه - میدونم، باید برم
باشه
من... به زودی میبینمت،
نووکائین
کانال تلگرام Deutschwebvip
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.