All language subtitles for Ao The Last Hunter (2010) 720p VXT unicode

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

، سي هزار سال پيش

.انسان‌هاي نئاندرتال منقرض شدند

،تغييرات آب و هوا

،کاهش ميزان زاد و ولد، بيماري

...و پيدايش

انسان هوشمند در بخش عظيمي از قلمرو آنها

.از جمله دلايل انقراض آنها بود

Ao آخرين نئاندرتال

شمال سيبري سي هزار سال پيش

.من “آ او” هسستم

من در جايي زندگي مي‌کنم که کسي اونجا نيومده

روي زمين يخ زده‌اي که مثل سنگ سفته

.جايي که سرما تمومي نداره

، دوست من Boorh

ما همديگه رو از يازدهمين باري که گل‌ها در دشت سبز شدند، مي‌شناسيم

اين يه سفر طولاني بود،

اما يه عالمه گوشت مي‌بريم

تا مردم قبيلمون رو از اين سرماي کشنده نجات بده

زندگي بر مي‌گردد

از وقتي که روياي پيچيدن صداي گريه يه بچه رو توي غارم داشتم

نه بار برف باريده

قبيله من نجات پيدا خواهد کرد

کودک من، در خوابت آينده مردمم را ببين

طبيعت به تو قدرت زندگي بخشي دهد.

حيوان وحشي برگشته است

اون يکي ديگه از ما ها رو هم کشت

من اون حيوون وحشي رو با تمام قدرتم شکار خواهم کرد

به دنيا اومده، Nea بايد ازش محافظت کنم

.گردنبند دوران کودکي من تو را زنده نگه دارد

اون حيوون وحشي رو مي‌شناسه Boorh

اون يه چشمش رو کور کرده

!حيوون وحشي، تو زندگيت رو به من دادي

.مردم من ديگه نمي‌ترسند

.روحت سرزمين حيوانات را پيدا کند

... Boorh

روحت روشني بخش .سرزمين مردگان باشد

،انسان يک شيطانه

حتي وحشتناک‌تر از حيوون وحشي

!تو شيطاني، صورت دراز

کي جلوي منو گرفته؟

قلبم به من اجازه نمي‌ده تا يه جون ديگه رو بگيرم

.زندگي يه انسان رو

... نفس زندگي من Nea

... روحت حالا

.در دشت‌هاي يخ زده پرواز مي‌کند

.قبيله‌ام ديگر وجود ندارد

جنوب اروپا ??سال قبل

برادر من Oa

تو هم خون من هستي Oa

.ما در يک روز و از يک مادر متولد شديم

اون مرد مرده با ما فرق مي‌کنه

اون شبيه اونايي که پيشينيان ما در طول مسافرتشون ديدن

هيچ چيزش شبيه ما نيست: بدنش

.حتي لباساش

شکارچي‌هاي زيادي تو اردوگاه ما بودند

.و زن‌ها تعداد زيادي بچه به دنيا مي‌آوردند

.اما يه مريضي تو غارمون شايع شد

.بسياري از ماها مردند

پدرم رئيس قبيله و مورد احترام همه بود

.ولي قدرتش اونو ترک کرد

گرماي بزرگ چهار بار برگشته بود

... و بسياري از افراد قبيله

.از همون بيماري مرده بودند

... تعداد کمي از اعضاي قبيلمون بچه‌ها رو

با غذا و اسلحه معاوضه مي‌کردند.

اون روز قلبي که ما رو متحد مي‌کرد دو تکه شد و از تپش باز ايستاد

... Nea

دختر کوچکي که طبيعت به من داده بود

تو در جسم من هستي رو به من برگردوندي Oa تو

بخاطر تو، ... من مي‌خوام به زادگاهم برگردم تا

... برادرم گمشده‌ام و

.نيمه ديگرم رو پيدا کنم

،منقار قلابي

.تو هنوز اينجايي، من تو رو مي‌شناسم

من بعد از يه راه پيمايي طولاني .به اينجا رسيدم

شمال اروپا

... حيووناي شاخ دراز

ما موقع شکار .مدت‌ها شما رو تعقيب مي‌کرديم

.گوشت شما به بدن و ذهن ما قدرت مي‌ده

مرداني با صورت رنگ شده .از من مي‌ترسند

.من اونا رو نمي‌شناسم

،وقتي که يک رئيس جوان بودم تصوير سايه روشن اين آدم‌هاي لاغر و دراز را بر بالاي تپه‌ها ديده بودم،

.اما نه اينقدر نزديک

يه مرد و زن که شبيه اونها هستند،

.ولي زنداني مثل من

.زنه يه بچه داره

آيا من يه هيولام؟

مثل اون حيووناي وحشي که فقط شبا ميان بيرون؟

چرا اونا منو قبول نمي‌کنند؟

من فقط باهاشون فرق دارم

...تو فکر مي‌کني کي هستي، صورت رنگي

که آدما بکشي؟

تو فکر مي‌کني از طبيعت قوي‌تري؟

!اما تو از يه حيوون وحشي هم پست‌تري

من از اين بي‌رحمي چيزي نمي‌دونم

!Oa

، برادرم Oa

!من با استفراغ خوني تو صورتشون تف مي‌کنم

من با طبيعت با هم يکي هستم

درختان به من نور مي‌دهند،

حيوانات مرا راهنمايي مي‌کنند و .زمين با من سخن مي‌گويد

.من هيچوقت صورتي مثل صورت اون نديدم

.اون زشته، اون منو مي‌ترسونه

.کلماتش براي من بيگانه‌اند

Wama اون از بچم، از چي مي‌خواد؟

... Nea

... دخترم

.طبيعت اون چيزي رو که ازم گرفته بود رو دوباره بهم برگردونده

ميوه رحم من Wama

اين موجود عجيب الخلقه رو که به ما نگاه مي کنه رو فراموش کن

!تو يه هيولايي !تو زندگيم رو ازم گرفتي

!تو رو پيدا خواهم کرد

رنگ قرمز (خون) داره مياد بيرون همون طور که براي مردمم اتفاق افتاد

مثل پدرم،

.بيماري اينجاست

... کوچولو

،Nea

تو مال من هستي.

،تو مال من هستي Wama

.تو مثل اون نيستي

Aguk خشونت افراد

در برابر قدرت موجود عجيب درهم شکست

اما او با من چه کار خواهد کرد؟

رو پيدا کردم Nea من

را پيدا خواهم کرد Oa

ما تا زماني که نور خورشيد جلوي پامون رو روشن مي‌کنه .راه خواهيم رفت

من نمي‌دونم به کجا مي‌رويم و يا چرا مي‌رويم؟

او فقط به مايع زندگي بخش درون سينه‌هاي من علاقه داره

براي چندين روز، .اون بيماري عجيب منو عذاب داد

.من بايد ادامه بدم

منتظر منه Oa

... درخت با انگشتان پيچيده به هم

.من قبلاً اينجا بودم

.اين اولين باريه که اون اسم منو صدا زد

!اردوگاه من

هر فصل شکار، من ميومدم اينجا

Aguk تا زماني که .و گروهش به ما حمله کردند

.اونا خيلي از مردم ما رو کشتند

.تعداد کمي تونستند فرار کنند

براي چندين شب روح شيطان .بدنش رو شکنجه داد

... در طي مدتي که

ما با هم زندگي مي‌کنيم،

آنچه که به طور غير قابل تحملي برايم غريبه بود، .روز به روز برايم آشناتر شد

را مي‌لرزاند Ao بيماري همچنان روح

ولي با گذشت روزها، .بدنش بر آن غلبه مي‌کند

.از همه مهمتر، اون مي‌خواد که زنده بمونه

تو کي هستي، زن؟

.نيروهايت بسيار عجيب هستند

گياهان جادويي که بيني مرا مي‌گزيد، .مرا درمان کرد

من بايد قبيله بچگيم را پيدا کنم،

و بهشون اين قدرت رو بدم

آتش روح نيروهاي را طلسم کند Aguk

حالا آماده است تا Ao با يه دنياي ديگه آشنا بشه

آکي شبيه طبيعته

اون هر چي بلده رو به من ياد ميده

من چيزي رو که آاو ميبينه نميبينم

چي ميگه؟ Ao من نمي‌فهمم

.اما حالا مي‌تونم صداي قلبش رو بشنوم

.با تو خواهند آمد Aki و Wama

در اين سفر طولاني که هدايت مي‌کنه Oa ما رو به سمت

.ما ياد گرفتيم که با هم ارتباط برقرار کنيم

شروع کرد به ياد گرفتم زبان من، Aki

.و من هم زبان اونو ياد گرفتم

ماهي يه مدت ما سير کرد، .اما بعد گوشت کمياب شد

مرکز اروپا

.پس ما ميوه و ريشه‌ها رو مي‌خورديم

... پرنده‌هاي مرگ

اونا هميشه اونجايي هستند که .گوشت هست

... يه غار با دو سوراخ بزرگ

حيووناي دندون دراز .ميان اينجا تا بميرند

باقيمانده‌هايي از يه اردوگاه به جا مونده

اين کپرها رو مي‌شناسه Ao

اونا توسط مرداني با .صورت‌هاي ترسناک ساخته شده‌اند

چه کسي مزاحم مردگان در هنگام سفرشان شده است؟

چه کسي مي‌خواهد روحشان را در بازگشت به طبيعت متوقف کند؟

غذا نخورده است، Ao

.نخوابيده است Ao

.من اين بخش از وجود او را نمي‌شناسم

.مي‌خواست بدنش را با من يکي کند Ao

اما اون خيلي با من فرق مي‌کنه

است Ao اون پيرمرده شبيه ما نيست، اون شبيه

در وجود من مي‌تپه Nea قلب

نيستي Wama تو Nea

تو در جاي ديگري زندگي مي‌کني،

.جايي که انسان‌ها از ناشناخته‌ها نمي‌ترسند

حق با اون پيرمرد احمقه

ما از کجا اومديم؟

ما کي هستيم؟

.تنها تو ممکنه که جواب رو بدوني Oa

روي اونها تاثير گذاشته Ao

اون کجاست؟

!دلم براش تنگ شده

موجود خوش قلبيه Ao

اون با طبيعت حرف مي‌زنه

مي‌تونه دخترش باشه‌ Wama

جنگل توسط زبانه‌هاي آتش بلعيده شده،

.اما روح درختان با من صحبت مي‌کنه

را پيدا خواهم کرد Oa به زودي من

،حيوان خندان

قدرتت پاينده باد تا بتواني، .در دشت‌ها و جنگل‌ها بتازي

جنوب اروپا

.سفر به پايان رسيد

.زنده است Ao برادر Oa

.حالا آخرين بازمانده از مردمش است Ao

چهار سال بعد

ما هرگز نخواستيم که ... با ديگر انسان‌ها

.در يه قبيله ديگه زندگي کنيم

... ما از اينکه اينجا با هم هستيم و

رو Nea بزرگ شدن

.نگاه مي‌کنيم، خوشحاليم Ao در دستان

.زندگي اينجاست Nea

.خون من در رگ‌هايش جريان دارد

انقراض انسان نئاندرتال

.يک معماست

انسان‌هاي هوشمند،

آخرين گونه شناخته شده انسان مي‌باشند،

.که هنوز بر روي سياره ما زندگي مي‌کنند

براي چه مدت؟

:زير نويس از جاهل لوتي منش

اميدوارم که لذت برده باشيد

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.