Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تیم ترجمهی سینمای اسپانیا با افتخار تقدیم میکند T.me/Cineespanol
داریم چیکار میکنیم؟
اون دوستمونه
توی این داستان ما باهمیم یا نه؟
MAŦIN008 ترجمه و هماهنگ سازی توسط t.me/starsubtitle IG:@Matin.lmn3
:ارائه شده توسط کانال تلگرامی سینمای اسپانیا _ t.me/Cineespanol آدرس:
:برای دانلود سایر سریال و فیلم های اسپانیایی به کانال تلگرام سینمای اسپانیا بپیوندید _ t.me/Cineespanol آدرس:
t.me/Cineespanol
رائول، آمادهای؟
مامان، از سر راهم برو کنار - رائول، عزیزم صبحونه بخور -
توی اولین روز کلاس دیر نکن
وقت دارم. این آخریشه
عقب وایستا، لطفاً
سر خط رو از دست دادم مامان، ممنون
شمارنده صفر
بیاین بریم ماجراجویی توی مادرید
ابلفضل
این مثل یه پسر خوب به نظر میاد
صدا منو ضبط نکن، خب؟ موبایلو بذار کنار اون
این بار قراره دوستای خوبی رو پیدا کنم
هی، حالت چطوره؟
خب، دوستا هم همینطور
لعنتی. چطوری؟
خراب نشده
من یه هفته پیش صفحه نمایششو عوض کردم
صبح بخیر دخترا، پسرا
یالا. بیاین بریم سر کلاس
بیا شلیک کن. نترس. نترس. یالا
مایکل جوردن
اردن یه دست هم همینطوره
ناخنات نشکنه
میتونم پیشت بشینم؟
ارتباطتو رو قطع کردی؟
یکمی
بسکتبال و فوتبال و اینا به من نمیخوره. میدونی؟
خب، به طور کلی ورزش
دیدی که توپ که به من میرسه بگا میرم
بیخیال. تو شاسکولی - نه -
من کیپاپ میخونم
و طرفدار فیلمای کرهای ام
همیشه اینقدر میخندی؟
تقصیر توئه
تو منو عصبی میکنی
رائول
آره، رئیس بخش تحقیقات مامانمه
فردا میبینمت
خدافظ - خدافظ -
بدو، مامانت صدات میکنه
پسر جدیده از قبل حذف شده؟
من میرم کارابانچل
هستا لوئگو، "نرد"
«سفر بخیر»، پیژوفلاوتا
اون گفت خدافظ
چی؟
با یه چیز جدید سرگرم شدی؟
بهش توجه نکن
آدریان خیلی باحال بهنظر میاد، ولی این فقط یه ماسکه
به هر حال، اگه مدام اذیتت میکنه
به من بگو و من بهش میگم
موسسه ی جدید، شهر جدید
هیشکی منو نمیشناسه
و هیشکی منو قضاوت نمیکنه
پس بذار دکمهی ریست رو بزنم
و این بار درست انجامش بدم
نه اینکه بذارم دوباره منو تحقیر کنن یا زیر پاشون له کنن
هرجور که میتونم، از وجودم دفاع کنم
میخوای ضبطش کنی؟ - حتماً -
اینجا چیکار میکنی؟
نذار خرسه دراز بکشه، چون تا نیم ساعت دیگه کیک میرسه دستت
کیر تو مادرید، درسته؟ اون فکر میکرد بزرگتره
بد شانسی
اما نگران نباش، ما رازت رو واست نگه میداریم
و آیا وقتی همه نگات میکنن، خجالت نمیکشی؟
خجالت؟ چرا؟
من همونیام که هستم و اونجوری که میخوام، دیده میشم
هرکی میخواد ببینه، پس ببینه
و اگه جز نگاه کردن چیز دیگهای میخوای
خب، این چیزیه که لازمه
و با دختری یا..... هستی؟
نه
نه دختر و نه پسر. من به هیشکی وابسته نیستم
من ساندویچ ماهی مرکب اوردم - تو داری عصبی میشی بچه -
آره؟ - آره -
واسه توئه - ممنون -
یکی دیگه واسه تو - ممنون -
و یکی واسه من اگه میخوای، اینجا آبجو هست
بیاین ببینیم چطوره
چه فشاری، لطفا؟
این وحشیانه ئه
نمیدونستی که ساندویچ ماهی مرکب تو مادرید معمولیه؟
اما اگه دریا نداری
اینجا ما کارای معمولی که میخوایم رو انجام میدیم
فقط، ببخشید
یادم رفته بود بچه پایتختی
خب آره. مگه چیه؟
مشکلیه؟ چیکار میکنی؟
یکمی چشاتو وا کنی بد نیست
ببخشید
بچه ها
!چیییی پوشیده
و؟ تو از این شهر خوشت میاد؟
بد نیست
بابت اون چیزایی که انتظارش رو داشتم، بد نیست
لعنتی! تو فیلتر نداری، نه؟
نه. بهت گفتم ندارم
فهمیدین، نه؟ من بلد نیستم دروغ بگم
واقعاً، جون تو. ازم هرچی میخوای بپرس
من نمیدونم چجوری دروغ بگم - هرچی میخوایم؟ -
بجنب. یالا مارکوس. به سینما نمیرسیم
داری میری؟ - آره -
قراره چی ببینین؟
ما واسه یه فیلم دهه شصتی بیلیط گرفتیم
سیاه و سفید و فرانسوی
به فیلم قرن بیستمی؟
ما هم دیوونهایم
من خرخون نیستم
من خرخون نیستم
صدامو ضبط نکن، خب؟ گوشی رو بذار کنار. برو
سلام! چطوری؟
میخوایم اینجا باشگاه فیلم راه بندازیم؟ خیلی آشفتهاس
انتظار نداشتم اینجوری بشه - خیلی تمیزه، نه؟ -
اون کیفو بده به من - ممنون -
این اتاق پروژکتورمون خواهد بود
واسه تبدیل کردنش به سینما باید یکمی اونو بازسازی کنیم
اما این شبیه موردوره یه چیزایی نوشته شده. سلام؟
این جدیده، ها؟ - آره -
چطوری؟ سلام -
میتونی اونا رو آویزون کنی
آویزون کنم؟ نه من تو کاردستی وضعم بگاییه
کیرم دهنت، باربارا خاموشش کن - پسر، ببخشید -
باید بریم - به همین زودی؟ -
آره. امشب میبینمت؟
امروز نمیتونم. با هم قرار داریم
شب جوجه خوریه یا چی؟
باشه، پس تو میتونی منو به دنیا بیاری
راستش اینه که ما هیچوقت درمورد تو حرف نمیزنیم
اوه نه؟
نه. موضوعات جالبتری هست
تا فردا. خدافظ
تا فردا. ممنون دختر
و این؟ - کدوم؟ -
پراید رو نمیشناسی؟
خیلی ازش خوشم میاد
پراید
پراید همون غروره، نه؟
من از قبل میتونم تصور کنم درمورد چیه آره
اما نگران نباش، هیشکی تو رو مجبور به تماشای اون نمیکنه
کیرم توش
امروز چِم شده؟ - بچهها، باید برم -
وقتی داشتین میرفتین، کلیدها رو بذارین پیش منشی
نصف امتیاز واسه کساییه که انتخاب میکنیم، درسته؟
آره، حتماً. تا فردا، خدافظ
کجا میره؟
تنها شاهد
اونو دیدی؟ - نه، درمورد چیه؟ -
درمورد یه یاروئه که پلیسه و میخوان بکشنش
و گرفتار یه دختری میشه که عضو یه فرقه ئه
و اون پنهونش میکنه
یه صحنهای تو این فیلمه که باور نکردنیه
جفتشون توی انباریان
و ضبط ماشین رو روشن میکنن
موزیک شروع میکنه پخش شه
...باهم شروع به رقصیدن میکنن
یه فضای فوق رمانتیک ایجاد میشه
و توی کل زمان این صحنه فکر میکنی که
حالا ببوسش. حالا ببوسش، همین الان باید این کارو بکنی
یا ابلفضل! حالا بوسش کن. ببوسش، ببوسش، ببوسش
و آخرش بوسش میکنه؟
خب نه
آخرش نه
به نظرم یکمی شبیه اولد اسکول ـه
اولد اسکول؟ - آره -
یا نقش این مرد و زن
و اون باید روی هرکاری که زنه میکنه مسلط باشه
این بیش از حده، درسته؟ تو هم فیلمو ندیدی، نه؟
فقط میگم به پای تو نمیرسه
و چرا نمیرسه؟
من هنوز مثل تو مدرن نیستم
عزیزم
باید یه خبر بد درمورد خانوادهی دوستت، مارکوس، بهت بدم
مامانش تصادف کرده و فوت کرده
اونجان
مارکوس
چطوری؟
عالی
اونا بهت میگن که این یه تصادف بوده
اما اینجوری نبوده
بابام اونو کشت
اما چرا اینو میگی؟
اون دیگه طاقت نیاورد و تصمیم گرفت از جاده بزنه بیرون
فکر کنم باید استراحت کنی و یکمی ذهنت رو آروم کنی، مارکوس
اون مادرجنده اومده اینجا
مارکوس، پسر عمو کالزادا و کالاتراوا اومدن
اونا میخوان ببیننت
بیا
خیلی وقته اونجا بوده، نه؟ کم کم دارم عصبی میشم
فقط باید تنها باشی
ببین چطوره
اگه رفتی چی؟
اون از دیدنت خوشحال میشه
مارکوس
خوبی؟
سر کیری منو بگا میده
به من گوش کن. نگام کن. نگام کن
میدونم سخته
اما باید دست از فکر کردن برداری و چند تا نفس عمیق بکشی. خب؟
روانشناس بهم گفت
پارسال بخاطر حملات اضطرابی رفتم پیش روانشناس
منو نگاه کن
من هرگز اینو به کسی نگفتم
هوا رو بکش تو شکمت
آروم
خیلی خوبه. خیلی خوبه
بهتره؟
چطوری مایکل جردن؟
سبدهای تیردندازی به من کمک میکنه که فکر نکنم
اما با این حال بارها این اطراف بوده
خیلی زیاد
!بود
آره؟ - برو جلو -
قبلا بهت گفتم وضعم ریدس باور نکردی؟
برو
من تاحالا هیچ پسری رو نبوسیده بودم
من میکنم
یادمه یه بار شب سال نو
یه اتفاق وحشتناک واسم افتاد
خب ما داشتیم یه آهنگ میخوندیم و بیشتر از این چیزی یادم نیست راستش
ازش خوشم میومد
واسه چی میخواستی بمونی؟
میخواستی ببینمت
اما تو با ساندرا هستی
خوشت اومد یا نه؟
آره
نمیدونم
...مارکوس
من متاسفم. خب؟
...من نمیخواستم
متاسفم داداش
!تو یه دروغگوی جاکشی
خیلی خوب بهت میاد اون اونو به من سپرده
آره؟ - آره -
چقدر قشنگه؟ - اون پر زرق و برقه -
بهش میاد ...من به دیدنت عادت ندارم
کدوم گوری بودی؟
باحاله، درسته؟ - توی خونه حرف میزنیم. اون میکشه -
MAŦIN008 ترجمه و هماهنگ سازی توسط t.me/starsubtitle IG:@Matin.lmn3 ارائه شده توسط رسانه تلگرامی سینمای اسپانیا t.me/Cineespanol
مارکوس
خوبی؟
هی، داداچ
مشکلی با بابات واست ایجاد شده؟
تنهام بذارین، خب؟ - میذاریم -
حوصله نداری یا چی؟
چرا با این یکی نمیری و سرتو از کونش نمیکشی بیرون؟
نمیبینی که مشتاقانه منتظرشه؟
تو اینجوری نیستی.نه
من با یه پدر و مادر خوب آدم گوهی نیستم
مدرن و جامع همهی چیزایی که داری
من هرگز مثل تو نمیشم
خاله، گوش کن
به من دست نزن، دهنت سرویس
میخوای منو بزنی؟
چیکار میکنی؟ !ولش کن. بذار بره. مارکوس
خرخونِ کصکش
آلوارو
میشه یه گروه دو نفره داشته باشیم؟
نمیخوام جایی برم که به حرفم گوش نمیکنن
اما حیف که مارکوس نمیتونه کوتاه بیاد
فعلاً. خیلی وقته که اونو ندیدیم
چند هفتهایه که اینجا نیست و من نگرانم
فقط اینکه اون واقعاً با ما رفتار خوبی نداشته
اون مثل کصخلا شده
بعد مادرش، طبیعیه که کصخل بشه
آره، اما ما به کیسه بوکس مشت نمیکوبیم
آره. و حالا وقتیه که بیش از همیشه بهتون نیاز داره
و چرا وارد این موضوع میشین؟
چون من قبلاً شما سه تا رو باهم دیدم و میدونم چقدر همدیگه رو دوست دارین
دوباره ما رو بازی داده
نه
مرسی که زنگ زدین
اوه مواظب باش
نمیای تو؟ اون خیلی داغونه
عالی؟ آره
ولی تقریباً هیپوترمی گرفتم
خب، واسه فیلم کوتاه چیکار کنیم؟
نمیدونم
ببین، ممکنه مثلا یکی باشه که واسه حمام کردن
وارد دریاچه میشه و وقتی میاد بیرون
با درد زندگیش روبرو میشه
یه چیز جالبتر، لطفاً؟
همچنین میتونیم اونو دور بریزیم
و اینکه قهرمان داستان تهش خودکشی میکنه لعنتی. دو تا برو
اگه با عشق تموم شه چطوره؟
موضوع بزرگیه، مگه نه؟ - موضوع بزرگ تخمی -
رائول، تو میتونی کسی باشی که از آب در میاد
و ساندرا رو میبینی
تو هم مجبور نیستی زیاد تفسیر کنی
اگه شخصیتهای اصلی تو و رائول باشین چطوره؟
فعلا موضوع میتونه اعتیاد به مواد باشه
رائول و من؟
جرأت داری یا نه؟
خب اینو از اون بپرس
تو چی میگی؟
چرا که نه؟
واسم اهمیتی نداره، اما نمیدونم ...بچههای کلاس چه فکری میکنن و
از کی تا حالا به نظر مردم اهمیت میدی؟
... قبلاً اما
اما من از قبل خرخون بودم و حالا اگه همجنسگرا هم باشم
خب...چی؟
خب، نیستم
اگه بودم، خب حل بود، اما نیستم
و اگه اونا باور کنند چی؟
فکر کنم توی اعماق وجودت یکمی میخوای
اوه آره؟
آره
و من دوست دارم اونو ببینم
این منو مریض نشون میده
خب، هیچی نمیشه، درسته؟
این فقط یه داستان تخیلیه
چی؟
هیچی
همهچی روبراهه؟
من چیزی گفتم یا چی؟
اگه همهچیزو به من سپردی
ترسهام رو رها میکنم
!برو
!برو
بیاین
نه. ما کیپاپ نمیخونیم. نه
!هی! عجب پیبونازویی
خوشگل شدی - ممنون -
!عجب الههای! چقدر فانتزی
این رائوله
خوبِ خوب
اون پسر نه باهوشه، و نه هیچ چیز دیگهای
تو عمرت همچین کسب رو ندیده بودی، ها بچه؟
لعنتی، ساندرا
خب، میخوای کاری رو شروع کنی؟
دوسالته یا چی؟ - نه، سه -
یا پیغمبر اسلام
من توهم زدم
خیلی زیاد
اینکه ازت دزدی کرده، ها؟
ساندرا، چی؟ - ساندرا رو ببین -
این چه کوفتیه حاجی؟
این گوه رو بس کن - خاله، بشین -
نمیخوام بشینم
قول میدم اینجا چیزی نیست که نتونیم ببینیم
واسه همهی مخاطبین. اگه درمورد عشق حرف میزنی
این یه عشق واسه سه نفره عجب انزجار کیریای
زندگی خودتو صرف دیدن فیلم سوپر میکنی و با دیدن چار تا لب گرفتن تحریک میشی؟
یکی بس نبود؟ - آدریان -
هرکی هرکیو بخواد میگاد - یو یه فیلم کوچولو ساختی -
تا از کمد بیای بیرون و ببینم تو دیگه کی ای
!همینه که هست - نرو اونجا -
بیاین فیلم کوتاه رو بذاریم
خب من یکمی احترام میخوام
مادر جنده. قرار نیست اینو به من تلقین کنی
من با کارگردان حرف میزنم - خب، اون حرف میزنه -
با دو تا تخم
ولش کن بذار بره. من دوستش دارم
کس دیگهای هم میخواد بره؟
اوباش رنگین کمان
این یه انحرافه. عجب نفرت کیریای
خدافظ - خدافظ -
بوس - خب، من عاشقشم -
منظورم اینه که منو دیوونه میکنه
ادامه میدیم
میخوای؟
بیار. یالا، بیار
به عبارت دیگه، تو سیگار نمیکشی ...مشروب نمیخوری، یا کص نمیکنی
پارسال تو بارسلونا چه گوهی میخوردی؟
تمرین رقص کی پاپ میکردم
تو یه کیر تو شلوارت داری دیگه، ها؟
هی، منم میخوام
ببخشید
راستی مامانم واسه فردا بلیط سی تانگا رو بهم داده
...اما تنها چیزی که اونو دوست داری؟
بد نیست. آهنگای معروف زیادی داره
اگه قرار نیست تو رو ناراحت کنه، بریم
ساعت چند؟ من فقط دو تا بلیط دارم
حالا باید هرچیزی رو سه تایی بگیریم
اگه بلیط پاچا بگیریم چی؟
اصلاً راه نداره. اونا حوصله آدمو سر میبرن
واس فروش مجدد هم همینطور
نه؟
خب ما قرار نیست واسه سه نفرمون یه کلیه بفروشیم، درسته؟
تو برو
نمیدونم، به نظر منصفانه نیست
نظرت درمورد قرعه کشی چیه؟ - اوکیه، هرچی تو بخوای -
اما اگه اون دوست نداشت، خودمون میریم و تموم
سگ درصد
مطمئنی؟
آره. درضمن، ما هم مجبور نیستیم بریم
همه جا باهم، انگار سه قلوایم
درسته، من تور همهی گروه های کرهای رو که قراره
توی مادرید اجرا کنن رو چک میکنم - داری میرینی توی -
پاساملو، تو
رائول، این شگفت انگیزه اون متحجر شده
ده دقیقه مونده و مردم دیوونه شدن
دلمون برات تنگ شده رائول
خب، بعداً یه فیلم دیگه واست میفرستیم، خب؟
امروز نمیری بیرون؟
ولی اگه شنبه باشه
حوصله بیرون رفتن ندارم
چیه؟
کارگردان میخواد با والدین مارکوس و ساندرا
درمورد فیلم حرف بزنه - با بابای مارکوس؟ -
نمیتونه این کار رو بکنه. نمیدونه اون چه اخلاقی داره
و اون چه اخلاقی داره؟
مامان، تو رئیس تحقیقات هستی اون نمیتونه با بابای اون حرف بزنه
باید کمکش کنی
بهترین راه واسه کمک به دوستت اینه که هرچی میدونی رو بگی
اون نمیخواد درموردش حرف بزنه و این زندگی اونه
هوی، داریم حرف میزنیم که میری - چرت و پرته -
تو میتونی بدون درنظر گرفتن جنسیت، عاشق هرکی که میخوای باشی
و حتی همزمان عاشق چند نفر درکش اینقدر سخته؟
من عاشق ساندرام و همچنین عاشق مارکوسم
عزیزم، این خیلی خوبه، ولی همیشه توی زندگی واقعی کار نمیکنه
من نمیخوام اونا تو رو اذیت کنن - کسی به من آسیب نمیزنه -
خب، من نمیبینم خوب باشی چی شده؟
اونا رفتن بیرون و تو رو تنها گذاشتن؟
میخوای واسشون جی.پی.اس بذارم؟
من کسایی که دوستشون دارم رو کنترل نمیکنم اونا آزادن
منم کسی رو کنترل نمیکنم، رائول
و واسه همین بابا ولت کرد؟
راستش اون بهم گفت دیگه عاشق من نیست
تو دیووننهوار عاشقش بودی، درسته؟
شجاع بود، چون باید خیلی تخم داشته باشی
تا زندگی به هیچ وجه نتونه شکستت بده
پاساملو، تو
واست یچی اوردم
ببینشون اونا سنگهای رز کوارتزن
توی یه داستان، قهرمانش، منهوا، اونا رو به دوستش داد
تا هیچوقت از هم جدا نشن
واسهی تو
و واسهی تو
چی گفتی؟ چی؟
منهوا
یه کمیک کرهای
خب، مهم نیست اونا مال شمان
تو یه خرخونِ احساساتی هستی
چرا؟
!نه
هی، خیلی ممنون! ممنون
خواهش میکنم. ازشون خوشت میاد؟
برش ندار. یه لحظه
چی شده؟
باید برم
کی بود؟ - فردا میبینمت -
فردا؟ فردا بابام اینجاست و امشب خونه در اختیار خودمونه
میتونی بگی که مریض شدی افتادی تو تخت
داستان تخت درسته
موبایلو بده بذار من بهش بگم،... ساندرا
قراره آزاد باشیم، درسته؟ پس اذیتم نکن، عن آقا
من خشکم، ها؟
نیستی؟
!کبص بابات
چجوری از پنیر
و آبجوی خود مراقبت کنیم.... ممنون
اون بازی یکشنبه رو از دست میده یا اینکه مال منه؟
این از اتلنتیکوئه، یکی از اوناییه که میدونن چجوری ببازن
هی، من.... اوکی
...فقط آبجو اینطور نیست
فنجونها؟ اون بالان
ناموساً؟
اینو بهش دادی؟ - آره، مالت درست میکنه -
ولی دور نمیریزه - طبیعیه، منم نمیریزم -
اینو واسم باز کن
حتماً
اینکه، اگه بدونی
ممنون
حوصله ندارم رائول
بیا
اگه بابات تا فردا نیاد
من واقعاً حوصلشو ندارم
میدونم که تو فقط بخاطر من با اونی
ولی خب به هرحال کم کم عاشقم میشی
منو ببخش، رائول
....من خیلی دوستت دارم، ولی
لازم نیست بدونم بعد اما چیه
متاسفم. ببخشید، میشه چند تا از بیانیه ها رو به ما بدین؟
ببخشید، چی شده؟
از فامیل هستن؟ میشه یه اعلامیه بدین؟
ببخشید
!کیرم دهنت
نمیتونیم بذاریم مارکوس رو ببرن مرکز نوجوانان
تو بهتر میشناسیش نه؟ - من اونو نگاییدم -
الان این چه ربطی داره؟
اون یه قاتل نیست
هیشکی تا وقتی که مینه از بین بره قاتل نیست
به علاوه، چیکار میتونیم بکنیم؟ - خب، نمیدونم -
...بنر بزنیم، تحصن کنیم، سر و صدا کنیم
نمیدونم، تو هم به همین فکر میکنی، نه؟
ساندرا، رائول، با من بیاین مبخوام باهاتون حرف بزنم
میدونم خیلی عذاب میکشی همهی ما رنج زیادی تحمل میکنیم
مارک دوست ماست - و پدرش دوست من بود -
این طبیعیه که ما احساس همدردی کنیم اما داستان درست کردن دردی رو دوا نمیکنه
ما نمیتونیم دست رو دست بذاریم. آره
تا مرکز اقدام کنه
ما میذاریم پلیس کار خودشو بکنه
مارکوس واقعاً روزای بدی رو سپری میکرد
از وقتی مامانش تصادف کرد، دیگه مثل قبل نبود
و تو اینو میدونی
باید به ما کمک کنی
قراره اونو به مرکز نوجوانان منتقل کنند
و میخوای چیکار کنم؟
برو ببینش اونا ما رو بخاطر بچهسال بودن قبول نمیکنن
برو و راستش رو بگو
واقعیت چیه؟
مطمئنی مارکوس این کارو نکرده؟
نه
شک داری؟
نه، من اینو نگفتم
پس چرا ازش دفاع نمیکنی؟
نمیدونم
میدونی چی اعصابمو خورد میکنه؟
شاید همهچیز همیشه بر مبنای مارکوس بچرخه
و میخوای درمورد چی حرف بزنیم؟
خودمون؟
تو و من چی هستیم؟
به جز اینکه دوستای مارکوس هستیم، چیایم؟
یه زوج، ولی نه به لحاظ جنسی؟
دوستایی که بعضی وقتا باهم درگیر میشن؟
میدونم که به اندازهی اون مرموز نیستم
همچنین جذاب
و میدونم که اون نوسانات اخلاقی رو ندارم
واسه بیخیال شدن بازی نمیکنم
من خسته شدم
آره، خسته شدم
اما من همیشه برای تو هستم
من و تو از اول حقیقت رو میدونیم
چیزی که لازمه، اینه که یه بار واسه همیشه اونو بپذیربم
حس میکنم دارم به مارکوس و ساندرا خیانت میکنم
و در عین حال میخوام کار درست رو بکنم
اما نمیدونم چی درسته
یا اینکه نمیخوام بدونم
نمیخوام اونا رو از دست بدم
میخوام باحال ترین مرد زمین باشم
...بهترین همکار
اما پشت این داستان فقط تنهاییه
و اینکه با خودم بجنگم
مارکوس از باباش متنفر بود
اون هیچوقت اونو از ما پنهان نکرد
چرا باید بخاطر دو دلی احساس بدی داشته باشم؟
رائول، خوبی؟
رائول؟
عشقم، بیا اینجا دراز بکش عزیزم
نفس بکش، زندگی من
خیلی وقت بود که اضطراب نداشتم
اروم باش. من اینجام. روی تنفست تمرکز کن
عشقم نفس بکش. نفستو بده توی شکمت
رودههات رو مثل بادکنک پر کن
آروم
توی خونه کاری کردی؟
اون موبایلمو برداشت
...کامپیوترم رو
باید دوباره کارای کلاسیم رو
با یه ماشین تایپ تخمی بکنم
اون مجبورت کرده تلویزیون سیاه و سفید ببینی؟
اون مامانم رو کشته، ولی منو نمیتونه بکشه
قبل از اینکه من اونو بکشم
به ناموسم قسم میکشمش
MAŦIN008 ترجمه و هماهنگ سازی توسط t.me/starsubtitle IG:@Matin.lmn3
:برای دانلود سایر سریال و فیلم های اسپانیایی به کانال تلگرام سینمای اسپانیا بپیوندید _ t.me/Cineespanol آدرس:
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.