Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu
ترجمه هر روز يک فيلم در کانال تلگرام ما @subforu
....:::: ترجمه : میس میـمـپاک ::::.... telegram : @subforu
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... ( HaDi AliZade & Mahdi AliZade ) تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
باندی
اون احمق ما رو می فرسته جلوی توپ ها
اما... نقشه این نبود
جوسکا
جوسکا کجاست؟
نمی تونیم پیداش کنیم
باید دوباره در حال کار روی شعرهاش باشه
می خوای پسرا رو جمع کنم؟- بذار با سربلونی حرف بزنم-
فوراً جوسکا رو بیارین پیشم
دستور رو شنیدین
زود باشین
جنگ هفت ساله1957
بر اساس داستانی واقعی
ژنرال! شما می خواین سواره نظام منو برای مقابله با توپ ها بفرستین؟
هادیک- این خودکشیه-
هر چیزی که بهتون گفته شده رو انجام بدین و برای حمله آماده شین
مراقب باش
بذار برم، هادیک
جوسکا، منو دوست داری؟- معلومه-
هر جور که فکرشو بکنی
کله مرده ها اینجان (دث هدزها)
دوباره می بینمت؟
البته
بهش فکر کن، می ذارم سواره- ...نظامم حمله کنن هادیک-
عمو آندراس
برات وقت ندارم- سرهنگ! ژنرال-
عمو آندراس
به یه گروه پروسی برخوردم
به خاطر یه گروه تفنگ دار از هم پاشیده بودن و6 تا کله مرده اونجا بود
سواره ها جزو گروه کله مرده- بودن؟ مطمئنی؟ مطمئنم عمو آندراس-
هادیک! این آدم توئه؟
ژنرال، اگه داره توسط کله مرده ها ازشون محافظت میشه
پس باید محموله مهمی باشه
الان داری برای من سخنرانی می کنی؟
"روی جعبه ها نوشته شده بود"فوق سری
چی می تونه داخلشون باشه؟ شلوار شاه فردریک؟
یه گروه جمع کن
بسپرش به سواره نظام من این چیزا برامون مثل آب خوردنه
!طبق دستور عمل کنین پیاده نظام من با اونها برخورد می کنن
علاوه بر این، خودم رهبریشون می کنم
اسمت چیه؟
کاپیتان جوزف گوادانی
تو باهامون میای، راه رو نشونمون بده
بریم
داری چیکار می کنی؟
پیاده شو گوادانی
تو با پیاده نظام میای
پیاده شو جوسکا
جوسکا
زود باش کاپیتان
فرکاس! اونا ساعت ها به همدیگه تیراندازی می کنن
بیاین یه نگاه به محموله بندازیم
حمله کنین
هیچکس نجاتتون نمیده
آتش
پناه بگیرین
پناه بگیرین احمقا
یالا
از اینجا برین بیرون
بجنبین برین پشت انبار کاه
صف رو نگه دارین
فرکاس به جناح چپشون حمله کنین- بلند شو ریون-
فشار رو از روی جوسکا بردارین- افراد همه بعد از من-
ریون
حمله کنین
حمله
حمله کنین
کله مرده ها دارن میان
بالاخره نجات پیدا کردیم
جوسکا
زود باشین پسرا
بجنگین
همینطوری ادامه بدین
توقف نکنین
به جنگیدن ادامه بدین
مراقب باش
یالا پسرا
ریز ریزشون کنین! همینه
کلود! بزنش
اسناد رو تحویل بده
اگه می تونی بگیرش
تو کی هستی؟
آندراس هادیک، سرباز ملکه
یه مجارستانی؟
یه سواره نظام
یه سواره نظام مجارستانی
پیدات می کنم هادیک
پیدات می کنم
عاليجناب سرهنگ هادیک هستم عالیجناب-
از سواره نظام
نقشه های جنگی پروسی ها
سرهنگ سواره نظام ها با محموله ای که کله مرده ها می بردن مواجه شدن
اون رو از پروسی ها گرفتن
دارن ما رو می کشن توی تله- خیلی هم دیر نیست-
هادیک
خیلی خوب توی چنگشون بودی
اما نجات پیدا کردی
درست مثل ما
امیدوارم باهات خوب رفتار کرده باشن
جنگ چی شد؟
ما باختیم اما هنوز نیروهامون رو داریم
همين الان شاهزاده چارلز توی اردوگاه پروس در حال مذاکره برای صلحه
ملکه درخواست صلح کرد؟
ما وقت نداشتیم تا منتظر تاییدش باشیم
متاسفانه سیلسیا گم شده
اما حداقل ملکه می تونه تاج و تخت خودش رو حفظ کنه
می دونم که تو موقعیت من رو می خوای
برای همین هم سعی کردی تحقیرم کنی
من اینکارو برای کشور کردم- مطمئنا همینطوره-
به شاهزاده چارلز توضیح دادم که دقیقا چه اتفاقی افتاد
این من بودم که به قیمت جون سربازهای اتریشی
برای جنگ برنامه ریزی کردم و نقشه کشیدم
اما سرهنگ هادیک ترسو نقشه هام رو دزدید
و آوردشون پیش شاهزاده چارلز
تو لیاقت اینو نداری که افسر ملکه باشی
برای زودتر از موعد بازنشست شدنت درخواست کردم. باید ازم ممنون باشی
اینطوری می تونی از تنزل رتبه و رفتن به دادگاه نظامی جلوگیری کنی
این تویی که لایق افسر ملکه بودن نیستی
یه روز وقت داری تا گورت رو گم کنی
شمشیرهاتون رو بیرون بیارین
پدر
زود باش کلود! زود باش
عزیزای من
اوه... بیا اینجا
ایستوک
یکم بهش آب بده- قربان-
خوش اومدین آقا
خدا رو شکر، اومدی خونه
فرانسی
بالاخره اومدی خونه
پدر
شاسی
شاسی
خیلی بزرگ شدین
بیاین بریم داخل
هر بار که سوار کارمین میشم
انگار می دونه که کجا می خوام برم
کلود هم می دونه که چی می خوای؟- معلومه که می دونه-
اما می دونستی که خدا سواره نظام رو همراه با اسبش آفریده؟
یه روح... توی دو تا بدن
دخترا هم می تونن عضو سواره نظام بشن؟
وضعیت بدن مهمه، تفنگ رو کنار استخون
توقوه ات بذار، وزنت رو بنداز روی پای راستت
چجوری انجامش دادی؟
یه بار دیگه هم نشونم بده
مشکل چیه پدر؟
فرکاس، فرکاس
هیچوقت نتونستم بهت تیراندازی رو یاد بدم
شاید به خاطر همینه که چسبیدم به نقشه هام و شمشیرم
اما چی کشوندتت اینجا؟- ملکه احضارت کرده-
دوباره داره یه دردسر درست میشه
امیدوارم همه مادرایی که پسرشون رو طوری بزرگ می کنن
یه سرباز بشه، ستایش بشن
پروسی ها دوباره تو مسیر جنگن
این پیمان صلح بیهوده بود
من به اندازه کافی براشون خوب نبودم فرکاس
پس بذار یه شوهر باشم
و یه پدر
و زنم رو بغل کنم و به بچه هام درس بدم
یه خونه هم دارم که باید تکمیلش کنم
ما به ملکه سوگند خوردیم
اگه یه سواره نظام احضار بشه باید به جنگ بره
پسرم داره راه رفتن رو یاد می گیره- اونا بهت نیاز دارن-
نترس نظامی مجارستانی خدا ازت مراقبت می کنه
اون هیچوقت اجازه نمیده که دشمن، سرزمینمون رو بگیره
به من نه
به ما نیاز دارن فرکاس، ما
هر جا که منو بفرستن، کنارم می مونی
درست همونطور که من رو به جنگ با ترک ها توی باچسکا بردی
ممنون باندی
هیچکس دیگه ای مثل من توی جنگ با تجربه نیست
دنیا از روی اسب به بهترین شکل دیده میشه
جایی که سواره نظام غم و اندوه و مصیبت خودش رو فراموش می کنه
یکم بخواب، با طلوع آفتاب حرکت می کنیم
بچه ها به خاطر اون زن پدری ندارن
و من شوهری ندارم
ما قول دادیم
سوگند سواره نظام ما رو مقید می کنه
وقتی که احضارمون کنه باید بریم- ...وقتی که احضارمون کنه-
فرانسی، حسودی می کنی؟
بی خیال
پدرم به فرمان عمل کرد پدربزرگم هم همینطور
منم باید برم اما نه به خاطر اون
به خاطر تو
نظامی ها سوار شن
افسارتون رو ببندین تا وین راه زیادی هست
سریع تر برو
سرهنگ هادیک
این دقیقا همون شکل و شمایلیه که یه قهرمان داره
تو ما رو توی اون نبرد سیلزی نجات دادی
و تقریبا جونت رو از دست دادی
من کاری که باید رو انجام دادم اعلی حضرت
من به سوگندی که خوردم پایبندم
من فقط در مورد اینکه دچار سوءتفاهم شدی خیلی دیر فهمیدم
اون زخم قبلا بهبود پیدا کرده اعلیحضرت
این رو نشونه عذرخواهی ما بدون ژنرال هادیک
و نشونه اتحادمون
می خوام از شما کمک بخوام
دستکش های ساخت برلین هیچ مشابهی ندارن، اینو می دونستی؟
این راست کار من نیست اعلیحضرت من مرد جنگم نه مد
یه جفت از اون دستکش های معروف رو برام بیار
فکر نمی کنم اونجا ازمون استقبال کنن
پس راه دیگه ای نداری
جز اینکه برلین رو برام بگیری
برلین اعلیحضرت؟
شاه فردریک تا زمانی که کل اروپا به سازش برقصن آروم نمی گیره
می خوام کاری کنم که از این کارهاش دست برداره
برلین اگه درست بگم
توسط یه پادگان- خیلی قوی محافظت میشه همیشه آره، اما الان نه-
فردریک تمام نیروهاش رو به تورینگن منتقل کرده. باید الان حمله کنیم
ژنرال های من نمی تونن بفهمند که این فرصت چقدر بزرگه
این افتخار می تونه برای تو باشه ژنرال
فرمان شما رو فهمیدم
هرکسی که نیاز داری رو بردار و سه روز دیگه حرکت کن
و فردا نقشه ات رو به شورای جنگ ارائه کن
برای جا به جایی نیروها...- این غیر ممکنه-
...چنین راه حلی
کافیه
عالیجناب این غیر ممکنه
گرفتن برلین غیر ممکنه
تو خیلی از این کلمات استفاده می کنی، جای تعجب نیست که بهشون عادت کردی
مخصوصا توی میدون جنگ- اروپا زیر پای فردریکه-
تحریک کردنش عاقلانه نیست
ژنرال هادیک رو احضار کنید
سواره نظام؟- دقیقا همونی که بهش نیاز داشتیم-
پس بیاین کنت سربلونی رو بفرستیم
اعلیحضرت، محاصره ای مثل این به حداقل6 تا گروه بزرگ نیاز داره
و حداقل20 یا30 یا حتی50 توپ
سواره نظام های من می تونن با کمتر از اینا از پسش بر بیان
درسته هادیک؟
اعلیحضرت
عالیجنابان
برای کل فرایند اعزام
من فقط به12 روز نیاز دارم
ما تعدادی گروه کوچیک تر رو اعزام می کنیم
از نظر شما ایرادی نداره؟
بعضی ها پروسی ها رو گیج می کنن
بقیه توی برلین کمین می کنن، ببخشین
من با واحد اصلی از کوه های سنگی رد میشم
اونجا توسط پروسی های کمتری محافظت میشه
با توپ ها از کوه ها رد میشی؟
عالیجناب، ما توپی نمی بریم
ما اونها رو
از اینجا می گیریم
اما این آینزهوفه
بزرگ ترین کارخونه- قالب گیری ارتش پروس درسته-
اینجا جاییه که اونا- استاد تون رو نگه می دارن تون؟-
هیچ توپچی بهتری وجود نداره- هیچکس بهتر از تون نیست-
این خودکشیه- می تونه باشه-
اما با یه حمله سواره نظام هم توپ به دست میاریم هم یه توپچی
عالیه
ادامه بده هادیک
...و بعدش
،بعد از حمله به برلین به یکباره با ادای احترام به جنگ بر می گردیم
مسخره ست. شما بدون شناسایی نمی تونین برسین برلین
شب ها حرکت می کنیم و روزها قایم می شیم
به این میگن بزدل بودن سربازهای واقعی قایم نمیشن
با خودم سربازهای واقعی رو می برم
بابوچای و گوادانی که افسرهای- سواره نظام هستن رو می برم بابوچای که خون ریزی ریوی داره-
و گوادانی، هیچ آدمی که اسب ...داره بهش اعتماد نمی کنه حتی زنش از خودش هم غیر قابل اعتمادتره
بعد از خبر پیروزیتون
همه استان ها میرن زیر پاتون اعلیحضرت
ازش خوشم اومد- خیلی خب هادیک- هر کاری می خوای بکن
اما من هنوزم روی یه چیز پافشاری می کنم
گروه ساکسون رو با خودت ببر
ساکسون ها رو ببر
اعلیحضرت، در حالی که ما توی این وضعیم، اینا چه اهمیتی دارن؟
با اینکار ضربه مهلکی به پروس می زنیم
ایمان متحدینشون می تونه متزلزل شه
فردیرک تنها می مونه و باید صلح کنه
یا می تونه به وین حمله کنه و تاج و تختت رو از دست بدی دخترعموی عزیز
دلیل اینکه من این شورا رو اداره می کنم اینه که شما چیزی از جنگ نمی دونین
من تک تک روزهای عمرم رو توی جنگ بودم پسرعموجان
یا هادیک به برلین میره یا تو که عضو شورایی
اما الان واقعا این بهتره که برلین رو برام بگیری ژنرال
اولین ضربه از گوش سمت راست اسب پایین میاد
دومین ضربه هم توی همون نقطه اما به سمت بالاست
...سومین ضربه- گوش کن-
از کنار گوش سمت چپش به بالا حرکت می کنه و بعد میاد پایین
فورا ژنرال بابوچای رو بیار پیشم- فهمیدم-
ما به تو هم نیاز داریم پدر
و به دعاهات
جوسکا
عمو آندراس! نمی دونم چطوری اینکارو کردی اما از زندان آزاد شدن
دفعه بعد، قبل از تلاش برای از بین بردن یه ساکسون تا ده بشمار
وقتی صحبت از پاهای بدبوی یه ساکسون میشه، یادم میره چجوری باید بشمارم
این چیه؟- ژنرال-
سرهنگ راید! فرمانده گروه ساکسون، وظایفم رو گزارش میدم
کله پوک
جوسکا، تا ده بشمار
تر و تمیز و آماده شو
گروه آماده استقراره- خوبه-
تا حالا با سواره نظام جنگیدی؟- آره. مقابلشون بودم-
حالا کنارمون می جنگی
سرهنگ ما فقط شما رو
به خاطر دستور شاهزاده چارلز می بریم، اینو می فهمید که درسته؟
فقط به خاطر پولش نیست که میایم
پروسی ها هم دارن وارد سرزمین مون میشن
ژنرال بابوچای راهنماییتون می کنه
بعد از اینکه تمرین رو تموم کردین جیره غذایی رو بررسی کن
مرخصی
اما ژنرال
اونا گفتن نصف دستمزد از قبل پرداخت میشه
نگران نباش سرهنگ
به محض ورود نصف حقوق رو می گیری
و نصفه دوم بعد از اینکه کارمون تموم شد
و حالا اگه من رو می بخشین
اونا شهرت بدی دارن مثل وحشی ها هستن
قبلا گوادانی رو گول زده بودن- گوادانی هم در جواب گولشون زد-
حواست بهشون باشه
از اونجایی که داریم به برلین می ریم، سرعت آماده سازی رو بیشتر کن
به برلین؟
اما آروم آروم جلو می ریم طوری که انگار یه دستور معمولیه
باندی، می دونی که گروهمون حتی تا جهنم هم دنبالت میاد
اما بقیه چی می خوان بگن؟
خواهیم دید
میهلی
همونطور که شما خواستین فرماندهان نظامی اینجا هستن استاد جوان
لباس های تمیزم رو از رختشورها بگیر، فردا حرکت می کنیم
پس وقت تمیز کردن چکمه هاست
خوشگل های من
آقایون، من اینجام
شرمنده که منتظرتون گذاشتم
برلین، آره؟
همیشه کارهای ناخوشایند رو می سپرن به ما
من... خودم داوطلب شدم
به این فکر کردی که اینجا چی توی خطره؟
وقتی برگشتیم بهش فکر می کنم
اگه برگردی
برلین شهری نیست که این اجازه رو بده
نمی تونین به راحتی از دروازه هاش رد شین
داری چه پرت و پلایی میگی؟
یادت رفته که وقتی بودا رو از ترک ها پس گرفتیم
یه سواره نظام مجارستانی پرچممون رو روی دیوار نصب کرد؟
یادت رفته که هر امپراطوری و هر پادشاه
سواره نظام رو توی ارتش خودش استخدام می کنه
توی پاریس مردم مثل سواره نظام لباس می پوشن
اونجا این یه جور مده
این خودکشیه
سوار شین
....:::: ترجمه : میس میـمـپاک ::::.... telegram : @subforu
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... ( HaDi AliZade & Mahdi AliZade ) تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu
ژنرال
چه زمانی بهمون می گین که داریم کجا می ریم؟
وقتی زمانش برسه می فهمین
چی باعث میشه انقدر در مورد موفق شدنمون مطمئن باشین ژنرال؟
اگه یه هادیک اینو بهت میگه
بهتره باورش کنی
اونا توی خانواده شون یا کشیش میشن یا سرباز
مهم نیست چی بشه
اونا زندگیشون رو می سپرن دست خدای متعال
هی تو! عجله کن. داری مثل مادربزرگا راه میری
یک دو، یک دو، یک دو، یک و، یک دو، یک دو
باندی
اینجا شیب داره
صفوف توقف کنید
برو! تکون بخور
اسب هامون مسیر رو پیدا می کنن
نمی تونیم با گاری ها بریم بالا
مگر اینکه اینجا ولشون کنیم- همونطوره که گفتی جوسکا-
به پا بوگندوها(ساکسون ها) اطلاع میدم
از این به بعد، در طول روز هم توقف نمی کنیم
یالا! عجله کنید
چرا لیز می خوری سرباز؟ هنوز حتی مست هم نیستی
...آخرین کسی که به بالا برسه- یالا زودباش، تکونش بده-
آخرین کسی که برسه بالا، امشب تمام چکمه ها رو تمیز می کنه
اگه عموی من که نقرس داره تو رو می دید، از تو سریع تر می رفت بالا و بهت می خندید
زودباشین سواره نظام به حرکت ادامه بدین
فقط دو تا قله دیگه به اون سمت مونده
بیاین به این کوه ها نشون بدیم که از چی ساخته شدیم
رو به جلو پسرا! رو به جلو جوسکا! باید جلو بری
یالا جوسکا، زودباش
یالا- ...خب-
عمو آندراس
فارکس؟ حالت خوبه؟- آره-
می تونی ادامه بدی؟ می تونی؟
رو به جلو. می تونیم از پسش بر بیایم
درسته! زود باشيد
سوار شین پسرا
رو به جلو! به حرکت ادامه بدین
مراقب ساکسون ها باشین
یه شیب تند ما رو نمی ترسونه به سواری ادامه بدین
یکم بیشتر بچین. بیشتر. یکی اینجاست
وایسا، به این قارچ ها نگاه کن
آره! فقط به چیدن ادامه بدین! بیشتر بردارین
اسلحه هاتون رو بندازین
من ژنرال هادیک هستم
اگه اسلحه هاتون رو بیارین پایین صدمه نمی بینین
اسلحه هاتون رو بیارین پایین
فکر نمی کنم اونا بتونن مجارستانی حرف بزنن عمو آندراس
...شاید اگه ما
ژنرال، ما خیلی به همدیگه چسبیدیم(انباشته یا تلمبار شدیم)
راید
داره فرار می کنه عمو آندراس
داشتی با خودت چه فکر می کردی؟ می تونستی همه مون رو به کشتن بدی
خدا باید به داد اونا می رسید نه ما
دور شد، لعنت بهش
اونا مردن
وقتی منو آوردی توی سواره نظام تقریبا همسن اونا بودم
همه شون رو به شکل مناسبی دفن کنین
کنار همدیگه
هی! تقریبا فراموشت کرده بودم
پسر خوب
بذار یه چیز خوشمزه برات بیارم
باشه؟ تو کتاب خوری، تو
سرهنگ کجا داریم می ریم؟- چرا برات مهمه؟-
وقتی برسیم نصف دستمزدمون رو می گیریم
زمانی که پولمون رو بگیریم- ولشون می کنیم این اجازه رو نمیدن-
تا حالا کی ازشون اجازه خواستیم؟
لعنتی هاي بزدل
وقتی با پروس ها می جنگیم فرار می کنین؟
چه جور سربازی یواشکی به حرف های همرزماش گوش میده؟
!من گوش واینستاده بودم، کله پوک این جزو خصوصیت هام نیست
گفتن حقیقت هم جزوشون نیست
چه زری زدی خوک بدبو؟
من؟
من بچه های لوس زیادی دارم اما هیچوقت اجازه نمیدم هیچکدومشون
به گروه سواره نظامی مثل گروه تو پا بذارن
پسرا، بیاین نزدیک تر به چیزی که میگم گوش کنین
اینا دارن جشن می گیرن از اینکه بالاخره یه سواره نظام باهاشون حرف می زنه
مطمئنا، چون تو نمی تونی حتی از پشت اسبت، به پای ما توی نوشیدن برسی
مطمئن میشم تا زمانی که می ترکی آبجوی اسب رو بخوری
به خاطر خدا بسه
سرهنگ! جوسکا، جریان چیه؟- دستمزدشون-
بعد از گرفتن پولشون از جنگ فرار می کنن
این درسته؟
خائن- جوسکا-
بهم گفتن که نصف حقوق رو از قبل می گیریم
ما فقط دستمزدمون رو می خوایم- دستمزدمون-
چه ایرادی داره؟- بهم گوش کن سرهنگ-
من اینو از قبل به همه تون قول میدم- شما حقوقتون رو دریافت می کنین-
حالا یکم بخوابین
فردا به آیزنهوف می رسیم
اونجا توپ و یه توپچی به دست میاریم
یه توپچی؟ از بین زندانی ها؟
استاد تون- استاد تون؟-
...عمو آندراس اون یکم- اون کلید موفقیت ما توی این ماموریته-
آگه نتونیم آزادش کنیم
خدا رحمتمون کنه
آهنگری آیزنهوف
می خوای از اونجا توپ بگیری؟
هفته ای یکبار توی شب، از اینجا برای ارتش فردریک توپ می فرستن
امشب یکی از اون شب هاست عمو آندراس؟
فرکاس حالت خوبه؟
خوب میشم، خوب میشم
شما ادامه بدین
به زودی غروب میشه
گوش به زنگ ساکسون ها باشین و از دو طرف به پروس ها حمله کنین
اون توپ ها مال ما هستن هیچ اشتباهی نکنین
پسرا، بیاین توپ ها رو بگیریم
هیچ حرفی با ساکسون ها نزنین
صدای چیه؟
فقط یه حروم زاده
فصل جفتگیریه
زود باشین پسرا
یالا زودباشین، یالا
برید برید برید برو برو
یالا پسرا
به جنگیدن ادامه بدین
برو دنبالشون
بزنینشون
مراقب باشین
برو کلود
استاد تون؟
تا حالا رفتی برلین؟
با من بیا، اینجوری حتی می تونی منفجرش کنی
افراد ما بردیم
آره! آره! همینه
کارتون خوب بود پسرا
چه خبر شده؟
کجا بودین، پا بوگندوها؟
مهمونی رو از دست دادین مگه نه؟
اوه، اما ما به جاتون رقصیدیم
افراد می خوان بدونن که چرا به توپ ها نیاز داریم
بهشون بگو، این دیگه یه راز نیست
میریم سمت برلین! به صف شین
به صف شین، بیاین توی صف
سربازها! افسارتون رو ببندین! به سمت برلین می ریم
عمو آندراس!- جوسکا-
اخبار حمله مون به سرعت پخش میشه. زمانی برای از دست دادن نداریم
،سرهنگ راید! برای حرکت سریع تر یه سرباز پیاده رو پشت هر سواره قرار بدین
ژنرال، این افراد برای راه رفتن متولد شدن نه سوار اسب شدن
دستور رو شنیدی
جوسکا ما در این مورد بحث کردیم
یادت هست؟
همونطور که می خواید عمو آندراس
سواره ها روی اسب ها سوار شین
بیاین حرکت کنیم افراد
همگی روی یه اسب بشینین
درست شنیدین آره، سوار شین
دست از غر زدن بردارین، سوار شین
تو چی؟
از کی عینک می زنی؟
می تونم ببینم که نگرانی. اگه تا اینجا تونستی بیای در مورد بقیه اش نگران نباش
هی
داری چیکار می کنی؟ همین حالا بلند شو
چیز خنده داری هست؟ ها؟- آره-
عمه کوتوله ات خنده داره- بشین پشتم مردک پا بوگندو-
صد سال سیاه(عمرا)
نمی خوام ترس رو توی چشمات ببینم
پس برلین، ازم می خوای به کدوم دروازه حمله کنم؟
از دروازه سیلسیایی کمترین محافظت میشه
آره، دروازه سیلسیایی، اون از بلوط ساخته شده. نه کاج کاج
کاج؟ چطوری ممکنه از کاج باشه؟
کاجه احمق! نه نه نمی شه. از بلوطه
یه معجون و یه پیراشکی
سریع میارمش قربان
عالیجناب کاری که خواسته بودید رو انجام دادم
صفحه دو
ما در مورد صفحه اول توافق کردیم
ستون شایعات توی صفحه دومه
اما با فونت های بزرگ تری تنظیمش می کنم
بدزبون ها ادعا می کنن که آندراس هادیک، ژنرال ...شکست خورده
بد زبون ها؟
معذرت می خوام اعلیحضرت تصحیحش می کنم
قصد نداشتم بهتون توهین کنم- قربان-
حالا دیگه مجارستانی هایی که به سواره نظام خودشون افتخار می کنن
همراه با سربازهاشون ناپدید شدن
به نظر می رسه تحسینشون می کنید- من؟ سواره نظام رو؟-
من نمی تونم اسب ها رو تحمل کنم از جلو گاز می گیرن و از پشت لگد می زنن
حالا ما این نوشته ها- رو اصلاح می کنیم بله بله! فقط یه لحظه-
بله؟- طبق یه منبع موثق-
هادیک که قبلا به خاطر رفتار ناهنجار تنزل رتبه داده شده بود به همراه سواره نظامش
یک بار دیگه ارتش رو بدنام کرد
وقتی که بوهمیا رو به نام ملکه غارت کردن
عالیجناب، ما به مشکل بر نمی خوریم؟
هونیاک، دست از نگرانی بردار- بسیار خب-
اما چیز دیگه ای وجود داره
آروم یورتمه برید
زمان به هیچکس رحم نمی کنه
نمی تونیم مثل قبل عمل کنیم
من می خواستم تو ...حمله فردا رو رهبری کنی اما
اما فکر نمی کنی که بتونم از پسش بر بیام
نمی خوام آسیبی ببینی
یه سواره نمی تونه آسیبی ببینه
خدا ازش مراقبت می کنه
اگه اونجا بهش نیاز داشته باشه احضارش می کنه
جوسکا رو می فرستم داخل- خیلی خب، اگه اینطور صلاح می دونی-
فقط مطمئن شو که به پسرها میگی نباید این رو از جوسکا بشنون
عمو آندراس
به خاطر دعوایی که کردم معذرت می خوام
می خوام تغییر کنم اما هربار یه روز می ندازمش عقب
وقتی دروازه رو شکستیم، اول راید با افرادش حمله می کنه
ما بیرون شهر منتظر می مونیم
مشکل چیه جوسکا؟
حرفت رو بگو
بیاین پول رو بهشون بدیم، اونا که رفتن ما حمله می کنیم و شهر رو می گیریم
ما اعضای سواره نظامیم مثلا، مگه نه؟
درسته اما این وظیفه پیاده نظامه که مقاومت دشمن رو کم کنه
وقتی که پسرهای راید به زور رفتن داخل
شما وارد می شین و بال های پروسی ها رو قطع می کنین
...من و فارکس تصمیم گرفتیم که
تو فردا حمله رو هدایت کنی
ممنون عمو فرکاس. خدا حفظت کنه
سخت نگیر پسرم
باعث افتخارت میشم
اوه! فون باک
خب نظرت چیه؟- من از موسیقی سر در نمیارم اعلیحضرت-
منظورم ارتش بود
تا فردا همه این سربازها گردن اتریشی ها رو می زنن
تو ممکنه به موسیقی اهمیتی ندی، اما به این گوش بده
به زودی، این ملودی توی تمام کشورهای آلمانی زبان پخش میشه
یه گروه کماندویی اتریشی، مدتی قبل از کوه های اور عبور کرده
اونا به یه گروه گشت زنی حمله کردن
یکیشون زنده موند تا این خبر رو بیاره
سه توپ از آیزنهوف دزدیده شده
که برای تولد شما ساخته شده بودن اعلیحضرت
زبانشون مجارستانی بوده
مجارستانی؟- اونا سواره نظام بودن-
هادیک
هادیک؟- ژنرال ملکه-
برای گرفتن توپ ها اومده
...و گرفتن یکی از توپچی ها اون استاد تون نیمه هوشیار
همونی که جناح چپ ما رو توی- نبرد کولین نابود کرد کافیه-
چرا یه سواره نظام به توپچی نیاز داره؟
اونا برلین رو می خوان
اون فاحشه اتریشی
فقط چندتا اسب سوارن- هیچ شانسی ندارن هادیک مثل روباه حیله گره-
این مجارستانی ها تا نیان داخل آروم نمی گیرن
تا اون موقع چند گروه رو به برلین می فرستم. خیلی دیر میشه
مضحکه اروپا میشم
عالیجناب
به من یه تیم از کله مرده ها بدین
و من سوگند می خورم که سر هادیک رو براتون بیارم
فورا برید
می تونم براتون موسیقی بزنم...؟
چه مرده، چه زنده کار هادیک رو تموم می کنم
فون باک
بهتره بکشیش
اونا واقعا دارن میرن
هشدار! هشدار
چطوری رسیدن اینجا؟
چطوری به اینجا رسیدن؟
مسیر دیگه ای دارن شاید؟- ...راهشون اصلا مشخص نیست-
نمی خوام بهونه بشنوم
اسبم رو بیار
اوم، می تونم شروع به آماده سازی وسایلم کنم ژنرال؟
بیا یکم براش صبر کنیم
اول راه صلح آمیز رو امتحان می کنیم
جوسکا
من به استعداد دیپلماتیک معروفت نیاز دارم
برای چی؟
هی
خب؟
هوم؟
احمق ها
من برای صلح اومدم
نمی تونین ببینین؟
برای صلح اومدم
این آخرین باری بود که دیپلمات بودم
لاس- من برای صلح اومدم-
به هیچکس آسیبی نمی زنم
طبق یه منبع موثق
هادیک که قبلا به دلیل رفتار نابهنجار تنزل مقام داشته به همراه نظامی های سواره اش
بوهمیا رو به نام ملکه غارت کردن
هر کسی که دستور این رو داده دشمن ماست
قبلا خوندمش- منم همینطور-
اما من نخوندم
عالیجناب متاسفانه درسته
باور نمی کنم- افراد هادیک به چند زن تجاوز کردن-
تو از کجا می دونی؟
ژنرال بهتون چیزی رو نشون میده
این چیه؟
آویز شمشیر گوادانی
یکی از اون زن های بیچاره پاره اش کرده
بیاید، بیاید
عجله کنید
نگران نباشید اعلیحضرت
سربازهای ما تا آخرین قطره خونشون از شهر دفاع می کنن
شوهرم از این موضوع خبر داره؟- هنوز نتونستیم به ایشون اطلاع بدیم-
دشمن سریع تر بود. خودتون ببینید
این کیه؟- سفیر اتریش-
یه مجارستانی؟
اما این وحشی ها حتی بچه ها رو هم می خورن
باید بگم آقایون، حتی اگه بچه خوب پخته باشه هم
نمی تونم حتی یک ذره اش رو هم قورت بدم
کاپیتان جوزف گوادانی، کاپیتان سواره ها
ژنرال هانس فردریش فوون روچو هستم
یه نامه از طرف ژنرال آندراس هادیک آوردم
لطفا وقتی ما این نامه رو می خونیم توی اتاق دیگه ای منتظر بمونید
...من پاره اش کردم، وقتی که
سواره نظام ها وارد خونه ام شدن
مطمئنی که ملکه اینو باور می کنه؟
اون یه بازیگر شکست خورده ست که پیشخدمت شده
اونا اذیتم کردن- به خاطرش5 سکه برنز می گیره-
و دستمزد یک ماه رو
عالیجناب اگه اموال هادیک ...به ملکه داده بشه
اونوقت از درخواستت برای ادعای این مسئله حمایت می کنم
اعلیحضرت
عمو آندراس
اونا گفتن پرداخت می کنن اما به زمان نیاز دارن
چند روزی طول می کشه
باورت می شه؟
فقط دارن زمان می خرن
من میگم بیاین شهرو بگیریم- حالا داری حرف حساب می زنی- عمو آندراس
استاد تون! توپ ها رو بیار
امیدوارم که خدا پیشتون باشه تا شما رو به راه راست هدایت کنه
خداوند همراهتون باشه
برای نگهداری و محافظت ازتون
آماده شین
زنجیرها ها رو نشونه می گیرم و دروازه رو منفجر می کنم
دوتا شلیک، پشت سر هم
امیدوارم خدا همراهتون باشه تا اگه مشکلی پیش اومد کمکتون کنه
و شما رو از مخمصه بیرون بکشه
امیدوارم خدا بالای سرتون باشه تا بهتون برکت بده
پس باید مورد برکت خدای متعال قرار بگیرید
پل متحرک سقوط می کنه؟ شایدم نمی کنه؟ خب... گفتنش سخته
دروازه داخلی معمولا ضعیف تره اما خب باهامون فاصله داره
برای هدف گیری به عینک نیاز نداری؟
اوه، این مال من نیست. پیداش کردم
هدف گیری درسته
کارت تموم شد؟- خدا تمومش می کنه-
خب، این مسخره ست
داری چه غلطی می کنی؟
فقط دارم در می زنم ممکنه بذارن بریم داخل
فورا تمومش کن
متوجه میشی که الان همه چیز به تو بستگی داره؟
آره- همینه-
هورا
هورا
می بینی فرکاس؟
برین جلو
حمله
حمله کنین
رو به جلو
خدا با ماست اسب سوارها، حمله کنین
آرایش نظامی بگیرید
آتش
منو ببخشید اعلیحضرت
اما یه کالسکه به تازگی رسیده
فرمانده گارد
شخصا فرد مهمی رو تا اینجا آورده
اعليحضرت
من فرانسیسکا فون هستم- لیچنوفسکی-
می شناسمت
هیچ خبری از آندراس نداریم
همونطور که به همدیگه قول داده بودیم هر روز براش نامه نوشتم
اما اون بهم نگفت که کجا فرستاده شده
پس من بهت میگم
من ژنرال هادیک رو به برلین فرستادم
یه سرباز واقعی حتی اگه لازم باشه برای امپراطوری می میره
به برلین
فکر می کردم که شوهرت یه سرباز عالی باشه
و یه مرد
اما افسوس که اشتباه می کردم
وقتی اعلیحضرت اونو فراخوند
بلافاصله همه چیز رو پشت سرش رها کرد و به وین اومد
ما، بچه هاش و خانواده اش رو ول کرد
بعد از گرفتن خبر ازشون مطمئنا بهت اطلاع میدیم
ممنونم اعلیحضرت
اون آویز از طرف گروه ناداسیه؟
نه
این از طرف گروه شوهرته- نمی تونه باشه. خیلی قدیمی تره-
اونا دیگه از این مدل بافت استفاده نمی کنن
سربلونی
حمله کنین
برو جوسکا، از سمت راست بهشون ضربه بزنین
بعدش بیاین کمک جناح چپ
یالا پسرا- بعد از من-
افراد زود باشین
بیا ریون
نمی خوام هیچ بازمانده ای باقی بمونه
این چیه؟- یه تله ست-
باندی- ژنرال بابوچای-
حمله کنید- افراد همه بعد از من-
عمو آندراس
مراقب باش
از طرف یه پا بوگندو اونقدرا هم بد نیست مگه نه؟
فرکاس
نه
نه
ریون
فرکاس
فرکاس
فرکاس
فرکاس! فرکاس
باندی
پيروز شدیم؟
چطوری شد؟
تو الگوی ما بودی
بهت گفته بودم
خدا
سواره نظام رو احضار می کنه
اگه اونجا بهمون نیاز داشته باشه، آره
دنیا از روی زین به بهترین شکل ممکن دیده میشه
دنیا از پشت یه اسب به بهترین شکل دیده میشه
...جایی که سواره نظام فراموش می کنه- ...فراموش می کنه-
غم و اندوه و دردسرهاش رو
افراد من
این روز رو تا آخرین لحظه زندگیتون توی ذهنتون نگه دارین
روزی رو که سواره نظام، این شهر شگفت انگیز رو تصرف کردن
و حالا؟
قصد دارین شهر رو غارت کنین؟
غارتش نمی کنیم
اما می خوایم غرامت ببریم
600هزار سکه نقره
خون یه سواره نظام گرونه آقایون
غیر ممکنه این خیلی زیاده- در اصل650 هزار تا بود-
اما ما دروازه رو خراب کردیم
می ذارم از50 هزارتاش بابت- تعمیرش استفاده کنین اعلیحضرت، ما انقدر سکه نداریم-
نمی تونم قبول کنم ژنرال
هر کاری می خواین باهامون بکنین
اگه توی سه ساعت400 سکه جمع آوری کنین
قسم می خورم که فوراً از شهر می ریم
صد هزارتا
350هزار- گفتم100 هزارتا-
شما در موقعیتی نیستین که چیزی بگین
سیصد
داری زمان رو از دست میدی
دویست
قبوله
شنیدین آقایون
200هزار سکه
و فوریه
ممکنه شما رو به یه فنجون چای دعوت کنیم؟
باید پیشنهادتون رو رد کنم اعلیحضرت، می خوام یه نامه بنویسم
می تونی همینجا بنویسیش
پس، ماریا کوچولو از بین همه آدما، شما رو فرستاد اینجا
دارم به این فکر می کنم که چرا؟
بقیه فکر می کردن که این غیر ممکنه
اما تو اینجا با دشمنت نشستی و نامه ات رو می نویسی
در مورد نامه درست میگین
اما در مورد دشمن... نه
فردریک از وین متنفره
وین پر از ریاکاری و ظاهرسازیه
اون میگه وین مثل یه بیماری اتریشیه
یه مجارستانی مطمئنا درک می کنه
شوهرت باید یه روز بدون ارتشش بهمون سر بزنه
اینطوری شگفت زده میشه
داری برای کی نامه می نویسی؟
برای همسرم اعلیحضرت
اینجا رو ببین
داره برف می باره
بالاخره
می تونم یه چیزی بپرسم؟
من یه جفت مثل این رو به عنوان هدیه می خوام
بهت داده میشه
شمشیرهاتون رو بیارین پایین ژنرال هادیک مهمون منه
بهتره شما دور بمونین اعلیحضرت
6نفر در برابر یک؟- انقدر خودتو دست بالا نگیر-
این جنگ بین من و توئه
به خاطر اون زخم متاسفم سرهنگ
ولش کن
برگرديد تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
اونا رو بیرون از دیوار شهر دفن کنین
پدر، برای زنده ها هم دعا کنید
کنت سربلونی
فکر کنم می تونیم به افتخارش بنوشیم
دوره سواره نظام به پایان رسیده
عالیجناب
من باید این رو به شما تحویل بدم
و این رو هم به شما، سرورم
سربلونی، دستوری از اعلیحضرت دارید
شما به شمال، به جبهه سیلسیا فرستاده می شین
سیلسیا؟
دوباره
گفته شده که فردا حرکت می کنید
و تو؟
من؟
من از دستور حمایت می کنم
مشکل چیه جوسکا؟ انتظار داشتی یه هیئت بیاد پیشوازت؟
با کلی دختر و گل بارون، هوم؟
ناراحت نباش، هیچکس نمی دونه که کجا بودیم و چیکار کردیم
میهالی
چیه میهالی؟
یه زن اینجاست
چه نوع زنی؟
خب اون
از اون مدلای تاج داره
آفرین
مرحبا
آفرین! آفرین
آقایون، من اومدم اینجا تا از همه تون تشکر کنم
شما امپراطوری رو نجات دادین
اونا کاری که باهاشون کردیم رو فراموش نمی کنن
ژنرال هادیک
مستقیم از برلینه
و چیزی که خواسته بودین رو آوردم
اینا دستکش های معروف برلینن؟
چرا همه شون برای دست چپن؟
پروسی ها نمی تونن چپ و راست رو تشخیص بدن
این صلیب بزرگ انجمن نظامی ماریا ترزاست
تو اولین کسی هستی که این جایزه رو بهش میدم
چیزی بالاتر از این نیست
آفرین به عمو آندراس
همه نظامی هایی که اسب سوارن مثل اونن؟
اون عالی ترین سواره نظامه
بالاخره صلح خواهد شد
بله
به من بگین اعلیحضرت
چه حسی داره که فقط دست چپتون رو با دستکش بپوشونین؟
اگه دست راستم سردش بشه
دوباره هادیک رو به برلین می فرستم
درسته هادیک؟
....:::: ترجمه : میس میـمـپاک ::::.... telegram : @subforu
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... ( HaDi AliZade & Mahdi AliZade ) تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu
ترجمه هر روز يک فيلم در کانال تلگرام ما @subforu
تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.