Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
سینما تقدیم میکند www.30nama.com
و شما میدونین چیزی که ...این قضیه رو بگایی میکنه
.اینه که کیلا و من از پنج سالگی همدیگه رو میشناسیم
،یعنی...اینکه یه غریبه اذیتت کنه یه چیزه
اما طرف بهترین دوستت از دوران مهدکودک باشه؟
و اون میدونه، خب؟
...اون مشکلات غذایی من رو میدونه چون
وقتی نزدیک بود بمیرم اومده بود به بخش آیسییو
...پس میدونه که طعنههاش درباره چاق شدنم
.چه تاثیری میتونه داشته باشه
واقعا، کیلا؟
به خاطر یه پسر؟
دلت میخواد باز مریض بشم؟ میخوای بمیرم؟
منم آدمم، باشه؟ .فقط، خواهش میکنم تمومش کن
.دسخوش دختر عجب دروغگوی خوبی هستی
خیلی خوب بود، نه؟
،میدونم داشتی دروغ میگفتی .اما کاری کردی حتی منم باورم شد
.کامنتها رو چک کن زندگی کیلا دیگه تمومه
اوه عجب، راست میگی
میدونی، وقتی گِرگ باهاش بهم بزنه ،و بیاد سراغ من
.شاید حتی خودش رو از بین ببره
دین؟
بهتره توی حموم من نباشی، بدبخت
دین؟ مامان؟
فکر میکردم شما دیگه رفتین
!مامان
کانال رسمی تیم ترجمهی 30نما @CinamaSub
« ترجمه و تنظیم از « امیـن احمـدی
خب، گمونم الان دیگه نیازی به ترک سیگار نیست، درسته؟
هاب
خیله خب
تبریک میگم بابت اینکه اولین سفارش کاریت رو به ثمر رسوندی
.کار بعدیت به زودی پردازش میشه
باهم به دنبال رنگینکمان باشیم
شیاطین. شیاطین واقعی
و پسر من، یک شکارچی سازمانی شیاطین
،من دقیقا خودم رو توی یه کار کارمندی تصور نمیکردم
.ولی خب گمونم شیطان همینه دیگه
من اون یکی یارو رو نمیفهمم
یعنی، شبان ران، آره
ولی نظرت درباره قربانیش چیه؟
همونی که از سقف آویزون بود که به صلیب کشیده بودش؟
نمیدونم، مامان
شاید ران این کارو کرده چون یک شیطان بوده؟
از دستم عصبی شدی چون ضایعت کردم
در مورد غرورت
نه، درک میکنم
بهتر عمل میکنم
فقط اینکه گناههای کبیره خیلی زیاده
،مسخره نکن. شاید این راه خروج توئه
همون راه درروی بزرگی که دنبالش میگردی
اوهوم. چطوری اونوقت؟
شاید بخشی از این کار صرفا کشتن شیاطین نیست
،بلکه، نمیدونم
اینه که تو کمتر عوضی باشی
باشه
یه لطفی در حقم بکن، مامان
حواست به دستگاه فکس باشه، خب؟
هاب، فکس بعدی ممکنه خیلی زود بیاد
کدوم گوری داری میری؟ - بیرون -
کارم خیلی طول نمیکشه
.پسرم، دیگه نمیتونی اینجا هر ساعتی که خواستی کار کنی
شاید
و شاید هم من دست پُرتری دارم نسبت به چیزی که فکر میکردیم
...اگه کسی رو داشتن که کار رو
،بهتر از من انجام میده من الان اینجا نبودم، درسته؟
...هاب
اگه فکسی اومد بهم زنگ بزن
من باید یه حسابی رو صاف کنم
حلش میکنم
سلام، همهچی مرتبه؟
با خودم گفتم بچه رو ببرم مدرسه
آره، فکر میکردم وقتی اون برگه رو امضا کردم
،قرار شد روزامون رو عوض کنیم
چون تو قراره کل سفر نشویل پیشش باشی
خیله خب
چیه؟
خب، فقط اینکه قبلا حتی ...یه بارم مدرسه نبردیش، پس
مشکلی داره که دلم بخواد با پسرم وقت بگذرونم؟
ما فقط نمیدونیم که تو در جریانی ...کدوم مدرسه میره یا کلاس چندمه یا
میدونی چیه؟ باشه
این خیلی به ما کمک میکنه
ما کلی کار برای آماده شدن داریم
عالیه
یالا پسر
وسایلت رو بگیر، بزن بریم
مطمئنی؟
از میدان خبر داره؟ - عزیزم -
فقط میگم که ممکنه روش حساس باشن
بهتون خوش بگذره
آره باشه
این لاشی تکون میخوره یا چی؟
فقط از کنارش رد شو
باید به لاکی بگو آبروهاش رو بده تمیز کنن
آره، پر از آشغاله
فکر میکنی کجا داری میری؟
چیه؟
تو پشت فرمونی
جدی؟
،اگه بتونی "کوبوتا" برونی .پس این هیولا رو هم میتونی
.یالا بزن بریم ببینم چی بلدی
گروه موسیقی چطوره؟
از هم جدا شدیم
توف توش
متاسفم از این بابت
خودت هنوز تکی ساز میزنی دیگه؟
خیلی نه
خب، بیخیالش نشو
مثل خودت؟
منصفانهست
گواهینامه موقتت رو گرفتی دیگه؟
نه
لاکی میگه توی ماساچوست ،تا 16 سالگی نمیدنش
.واسه همین بهتره صبر کنم
آها
بزنم کنار؟
چی؟ نه
نه، نه، نه
...فقط
حواست به ترمز باشه
.این جیگر یه روزی قراره برای تو باشه
باید گاهی پشت فرمون بشینی دیگه
خدایی؟
آره
بهتم میاد
پسرم داره بزرگ میشه
چقد خفنه آخه؟
...ببین، بچه جون
...من نمیگم آدم بینقصی هستم
...یا اینکه به نوبهی خودم
،اشتباه نکردم .و این اصلا ربطی به این چیزا نداره
،اما الان دیگه بزرگتر شدی
...و یه چیزایی هست که
.به نظرم حقته بدونی
لاکی آدمی که فکر میکنی نیست
،قتل غیرعمد، ورود غیرقانونی
...کلاهبرداری. هیچکدوم ثابت نشده، ولی
.هی، مراقب باش حواست باشه
بابا
اون عضو مافیا بوده
داره مادرت رو گول میزنه
،و سعی کردم به خودش اینا رو نشون بدم
...اما اون نخواست گوش کنه چون
...نمیدونم، واسه همین الان
اومدم سراغ تو
...بابا - ببین، به من گوش بده -
آدما بعد از همچین چیزایی .یهویی عوض نمیشن
نمیتونی با چند تا تمرین تنفسی همه چیز رو پنهان کنی
همه این چیزا رو میدونم
خب، همهش رو که نه؟
جزئیات رو نمیدونم
،یا کلاهبرداری یا هرچیزی
اما آره
مامان دوست داره آدمای داغون رو درست کنه
،و این یارو
نمیدونم، به نظر که خوبه
خوشحالش میکنه
،ببین، اونا نه ماهه باهم هستن
.و تا الان برامون خونه خریده
...پس
اگه کل این قضیه رانندگی
...و مزخرفات گروه موسیقی
فقط واسه این بود ،که من میونهی مامان و لاکی رو بهم بزنم
،پس، خودت بشین پشت فرمون
چون من این کارو نمیکنم - خیله خب -
وایسا، وایسا، صبر کن
گوش کن، باید بهم اعتماد کنی
لطفا
،این مسائل
...همچین گناهانی
.معمولا بهت برمیگردن
نمیتونی همینطوری بذاری بری ...و خوشحال و خرم
بتونی زندگی کنی، و میدونم ،که فکر میکنی خیلی سرسختی
اما نمیخوام تو یا مامانت مجبور باشید این رو ثابت کنید
.اگه یکی از گذشته لاکی بیاد دم در خونهتون
جواب میدی؟
سلام مامان. چه خبر؟
.باشه. لعنت بهش رسیدگی میکنم
.بپیچ چپ و گاز رو تخته کن
مدرسه رو میپیچونیم
چی؟ چرا؟
.چون من پدرتم و من این رو گفتم
.سرعتو کم کن. فکر کنم همینجاست
سلام مامان، خب من دنبال چی باید بگردم؟
هی، رسیدیم بلوک بعدی - هیس -
.نه، نه، صدای رادیو بود بگو ببینم
بهش میگن مارفوس
،معمولا فکر میشود منشا آن در مصر است"
...و نمونههایی از آن
در فرهنگهای دریانوردی نوردیک و موجودات آبی
".با قدرت فوقالعاده وجود دارد
چیز مفیدی گفته که به دردم بخوره؟
.نباید بذاری نزدیک آب بشه
باشه پس
خیلی بد به نظر میاد، هاب
فقط بدون که دوست دارم
خب، ممنون بابت صحبتهای دلگرمکنندهت
رسیدم. باید برم
به لاکی بگم بیاد دنبالم؟ - چی؟ -
نه. لازمت دارم
حالا هر چی
.میشینم به تکالیف زبان اسپانیاییم میرسم
تکلیف بیتکلیف
تو نگهبان منی
شیوه کارو که بلدی دیگه؟
آره، البته
.همونطوری که قاضیای که حضانت رو به مامان داده بلد بود
خدایا، اگه مامان بفهمه دیوونه میشه
خب، پس بهش نگو
سیگنال یادت نره
و درس هم نخونی
بعضی بچهها از خداشونه پدرشون همچین حرفی بزنه
ردیفیم؟
آره، ردیفیم
هی، دو کوتاه، یکی بلند، درسته؟
کسی خونهست؟ آهای؟
.اوه، کیر توش
هاب کجاست؟ تصویرش رو داری؟
.آره، بعد از سوزوندن اجساد و نمادهای بتپرستی و اینجور چیزا
،اما اینجا رو باش ،اون با یه نفری بود
،یه پیرزن .و کل قضیه خیلی عجیب بود
اما منو به فکر فرو برد
...اگه
اون زنه یه جادوگر بوده باشه چی؟
یا اینکه هر دو جادوگر بودن؟
لعنتی، لاکی، اگه یه جریان جادوگری باشه چی؟
این؟ - آره -
این مادرشه، ابله
بازم خب میتونه یه جادوگر باشه
...چیه؟ اتفاقای بدی برای کسایی که
.جادوگرا رو دور میزنن میافته - اگه دفعه بعد سراغ ما بیان چی؟ آروم باش -
نه. نه. فکر میکنی اون کوپن رستوران سیزلر برای همین بود؟
یعنی، با قضیه سوختن و اینا؟
خدای من، برای دو نفر بود، مگه نه؟
!اونا جادوگر نیستن
...خفه خون بگیر، احمق
میدونی چیه؟
،این خیلی کمککننده بود
...و من به نظرت و دیدگاه منحصر به فردت احترام میذارم اما
مشکلی نداره از اینجا به بعد رو به من بسپاری؟
.آره حتما، خوب به نظر میاد، مرد مال خودت
پس تو فکر میکنی اونا قاتلهای سریالی معمولی هستن یا چی؟
باشه، متاسفم
یه دختر 16 ساله؟
.آره گوشی و ماشینش رو گذاشته رفته
،و در عقبی قفل بود ...پس حدسم اینه
پای پیادهست
میتونی درخواست سگ پلیس بدی
و چی بهشون بگم؟
خب، بخش شیطانی رو نگی
یا اینکه وقتی دختره رو پیداش کردی چیکار میکنی - ...میشه لطفا -
میشه شخص خطابش نکنی؟
بیا از این به بعد یه موجود در نظرش بگیریم ...چون حس خوبی ندارم
.که با یه خانم در بیافتم
،شیاطین آبی دنبال آبن
اما اینجا صدها برکه و جوی آب داریم
بدون سگ، چطوری میخوای پیداش کنی؟
.سوال خوبیه بهت زنگ میزنم
الان دیردر داناوان رو موجود خطاب کردی؟
کی؟ - دیردر داناوان -
خب این خونشه، اونم ماشینش
توئم الان یه موجود خطابش کردی
بابت این حرکت واقعا کنسل میشی - وایسا -
همون دیردر داناوان؟
همونی که رباتهای تشویقکننده داره ...و دوست پسرش که
کاری کرد کل تیم کشتی منو بندازن توی سطل آشغال، آره
...خب، الان
...خب، اون توی دردسر افتاده یا
نه. یه مورد دیگهس
خب فراری کیه؟ - مهم نیست -
همهشون شبیه به همن
...هی، ببین
من بابت...جریان قبل متاسفم
داستان پروندهی سابقهی لاکی
،و میدونم که ممکنه خیلی بد برات به نظر بیاد
...اما امیدوارم بدونی که من
...که
من فقط سعی دارم تو در امان باشی
آره میدونم، بابا. مشکلی نیست
.خیلهخب. لعنتی
یه چیزی رو باید بهت بگم
،و مطمئنا مسخره به نظر میاد
...اما میدونی، حقیقت اینه که
،امروز خیلی باهات بهم خوش گذشت
.و میخوام که باهم صادق باشیم
ما همیشه باید صادق باشیم
حتی اگه سخت و بد باشه ...و دنیا جوری که میخوای نباشه
.من توی نشویل با مامان قراره بخونم گیتار هم میزنم
چی؟ - برای رندال میکس -
...ما نمیخواستیم بهت بگیم چون - ما؟ -
منو مامان
و مامانبزرگ
لازم نیست این قضیه مهم باشه
.البته که این قضیه مهمه ...ما توافق کرده بودیم
که تا 18 سالت نشده ،و قبلتر از این سن
.وارد این چیزا نشی
آره اما من آمادهم
نیستی - بابا -
.بیخیالش. دقیقا واسه همین نمیخواستیم بهت بگیم
ماشین رو نگه دار
باشه، متاسفم
...نمیخوام فکر کنی - ماشین رو نگه دار -
نقشه رو از زیر صندلیم به من بده
یالا، یالا
جریان چیه؟
خونه دیردر اینجا بود - آره -
و حالا، ما اینجائیم
میریم به استخر شهرستان
از سمت پشت برو
مامور اجرای وثیقه. کسی اینجاست؟
چه وضعشه؟
!لاورنس
کجایی؟
هی، مردم دارن تماس میگیرن. تو خوبی؟
هی، هی - هی -
.هی، آره کلانتر روبی اینجاست
میخوای چیکار کنی؟
نمیدونم - ...چی -
اومده کمکت کنه یا...؟
خیلهخب، ببین، تو برو پیش مامانبزرگ
،روبی اینجا تو رو ببینه .دادگاه خانواده کون منو پاره میکنه
آره
.باشه، دریافت شد
تمام و خداحافظ
.لعنتی
.پلیس موردتون چیه؟
بله، یه بچه پشت فرمون یک ماشین تاهوی آبی رنگه
از جاده هندرسون داره میره سمت شهر
.بدجوری داره رانندگی میکنه فکر کنم مست باشه
اسم شما چیه جناب؟
از کجا تماس گرفتید؟
واحد یک، توجه داشته باشید ...که احتمالا یک مورد رانندگی در مستی
.در خیابان هندرسون وجود داره
مظنون سوار یک ماشین تاهوی آبی رنگه
.دریافت شد .واحد یک در حال پاسخدهی
چی میخوای؟
فقط سعی دارم از خانوادهم محافظت کنم
خانوادهت؟ چه جالب
باهات حال میکنم، کیتی
کید و مرین دوست دارن
،اما پسرت برای هر دوی اونا مضره و خودت اینو میدونی
.میدونم تو پسر منو کشتی
اینطوریه؟
به نظر من که داره صحیح و سالم راه میره
واقعا؟
تو توی جهنم میسوزی
تا ابد
اوه واقعا؟
چطوری اونوقت؟
خودت میبینی
،و وقتی اینطوری شد
.به یاد کاری که با پسرم کردی بیافت
.یا سعی کردی که بکنی
،از خانواده من دور باشید، با هردوتون هستم
وگرنه مجبور میشم اقدام کنم
خب، ریدم توش
پدرت یه عوضیه - اما حقیقت داره؟ -
تمام اون چیزا درباره لاکی؟
و بابا همه اینا رو بهت نشون داده بود؟
و تو باهاش مشکلی نداری؟
پس منم مشکلی باهاش ندارم
من لیاقت تو رو ندارم
.سوار ماشین شو عزیزم من الان میام
سابقه لاکی رو بهش نشون دادی؟
.آدما عوض نمیشن، مرین
.مهم نیست چقدر تو جلسات بازیابی مسخره شرکت کنن
کون لقت - عزیزم، بیا یکمی تنهاشون بذاریم -
و اگه به اندازهای بالغ نشدی ،که این رو متوجه بشی
،شاید کید متوجهست ...یا بهتره خیلی زود چشماش رو باز کنه
.اگه قراره نمایش مخفیانه کوچیک نشویل تو رو بازی کنه
خدای من، هاب
اونم برای رندال میکسِ عوضی - میدونی چیه؟ البته که قضیه رو درباره خودت میکنی -
قضیه درباره پسرمونه
چرت میگی - ...ما توافق کردیم -
که تا وقتی آماده نشده وارد این چیزا نشه
اون آمادهست - اون پونزده سالشه -
دقیقا! از چی اینقدر میترسی، هاب؟
که مثلا چی؟ کارش خوب باشه؟ بهتر از تو باشه؟
من میترسم که اون بچه توسط دنیایی که
براش اهمیتی قائل نیستن تیکه پاره باشه
تو حسودی میکنی
،به پسر خودت حسودی میکنی ...دقیقا همونطور که به من حسادت میکردی وقتی من
اوه، بیخیال بابا
...فکر میکنی اگه یه احتمال کوچیکی هم باشه
من دلم نمیخواد اون مهندس یا حسابدار بشه؟
.اما خودش این رو میخواد ،خودش اومد سراغ من
و کارش هم خوبه
.میدونم چقد کارش درسته واسه همینم نمیخوام داغونش کنم
من دارم تمام تلاشم رو میکنم، باشه؟
،میخوام یکمی شناخته بشه
...تا مثل تو دفعه اول که با کسی روبهرو میشه که
میخواد از موسیقی پول در بیاره، سرش گیج نره
موندم چرا اینجوری شده، ها؟ - ...اما الان داستان شده -
چون ما همه مجبور بودیم .در مواجه احساسات بزرگ تو محتاطانه عمل کنیم
...آره، موندم چرا سرم گیج رفت
بعد اینکه بهم خیانت کردی .و قلب لعنتیم رو شکوندی
...فقط امیدوارم که
.همین حرکت تخمی رو روی پسرمون نزنی
چطور جرئت میکنی همچین حرفی بزنی؟
و دربارهش بهم دروغ گفتی
.همهتون کل این مدت
یالا. بیا بریم
.من از مامان خواستم که از تو قایم کنیم
از مامانبزرگ هم من خواستم
چون صحبت کردن درباره این چیزا .با تو غیرممکنه
،فقط چون از زندگی خودت دلخوری
.دلیل نمیشه که به زندگی من هم گند بزنی
« یک ماه قبل »
« ترجمه و تنظیم از « امیـن احمـدی
ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید @officialcinama
بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال www.30nama.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.