Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
ترجمه و زیرنویس توسط اپلیکیشن فیلامینگو N3D ، JackDaw :مترجم
این چطوره؟ - خوبه -
سکسیه، خوشم اومد
میرم لباسم رو عوض کنم
دیگه سالاد نخور
بیا داخل
اومدم بهت بگم که کمکم دارن میان
عالی، الکس هم اومده؟
نه، ولی قراره سالاد لوبیاش رو با خودش بیاره
...الکس مثل همیشه دیر میاد
و هیچوقت نمیشه اون سالاد لوبیا رو خورد
ولی میدونی چیه؟ بیاید امروز یکم بهش استراحت بدیم
مامان، همیشه داری براش بهونه جور میکنی خودت متوجه هستی؟
چون بچه موردعلاقمه
خیلیخب، بالاخره حقیقت مشخص شد
من هنوز پسر موردعلاقتم، درسته؟
حتما
"چرا هنوز ازدواج نکردی؟"
"چرا تو مغازه محصولات موسیقی کار میکنی؟"
"چرا دیگه معلمی رو ادامه ندادی؟"
"چرا کالج رو تموم نکردی؟"
واقعا چرا تموم نکردی؟
،من یه مرد زندگیم با زندگی کردن یاد میگیرم
همیشه اینو در موردم دوست داشتی
درسته، درسته
درسته
هی، این چطوره
نظرت چیه بریم داخل، سلام کنیم
و بعدش بهم علامت میدی، و یواشکی میریم تو اتاق خواب بچگیت
و وقتی که دور و برمون عروسک باربی و کن هست عشق بازی میکنیم
امکان نداره نزدیک باربیهام بشی بچه خوشگل
من میبرمش داخل آشپزخونه - باشه -
سلام لوکاس، سلام زوئی - سلام -
مهمونی قدم نو رسیده مبارک
ایناهاش، خیلی خوشگل شده - آره، سالاد لوبیا معروف -
آره
خیلی خوبه
عمه الی
سلام بچهها
این پارتی خیلی حوصلهسربره، و بابا هم نمیذاره فعلا کیک بخوریم
واقعا این مامان باباها چشونه؟
نظرتون چیه مسابقهی جستجو بازی کنیم؟ [یک بازی که معمولاً در یک منطقه وسیع در فضای باز انجام میشود که در آن شرکت کنندگان باید تعدادی اشیاء متفرقه را جمع آوری کنند]
خیلیخب، 6 تا وسیله میخوام که توی اتاق هری یا هرماین پیدا بشه
و برای چیزی که بتونه که آدم بزرگسال که حوصلهاش سر رفته رو ناپدید کنه امتیاز اضافی داریم
فهمیدین؟
یه لحظه
قبل از شروع باید یه چیز درست بخورین
خیلیخب
زوئی، ایشون جولیا هستن - سلام -
سلام - از دیدنتون خیلی خوشحالم -
!الکس، سلام
کلی، واو، خدای من، نگاش کن
نه، چیزی نگو خیلی بزرگ شدم
ولی خیلی خوشگل شدی
خیلی ممنون
شنیدم مجبور شدی تدریس رو بذاری کنار
و حالا داری برای مامانت کار میکنی؟ - آره -
و دوستپسرت توی مغازه محصولات موسیقی کار میکنه؟
نمیدونستم هنوز این مغازهها هستن
هنوز یکی مونده
بقیه اوقات مشغول ساختن یه بازی کامپیوتری هست
که اسمش "زامبی آمریکایی: آخرالزمان خونی" یا "زمین بازی آخرالزمان" هست
و یه روزی مامانت رو مجبور میکنی برات بخرتش
آره، مجبورش میکنی آره، مجبورش میکنی
من یه لحظه میرم دنبال الکس
الیزابت، خیلی دوست دارم با دوستم کیتی آشنات کنم
حسابی طرفدار شرکت لوازم آرایشی رز هست، بیا باهاش آشنا شو یه ثانیه بیشتر نمیشه
خدای من، خدا رو شکر اینجایی
فکر میکردم تنها زن زیر 40 سال که باردار یا شیرده نیست منم
سلام، چطوری؟
جندههای عوضی، از همهشون بدم میاد
آره، حسودیشون میشه که دیگه نمیتونن برن بیرون
آره، ولی تو همین الانم نمیری بیرون
به دوستاتم که زنگ نمیزنی
چت شده؟
کسی آدامس میخواد؟
...آره، میشه من
...پنج میلیگرمی هستن - عالیه -
که ضربدر چهار میشه، مشکلی نداره - عالیه -
پنج ساعت دیگه میبینمت - قرار که نیست بری خونه؟ -
پس مشکلی نیست - الیوت کجاست؟ -
از هم جدا شدیم - ببخشید -
من باید برم - آره، مشکلی نیست -
...همین الان دوتاشو خوردم
تو به بچهها کیک دادی؟
اوه آره
آره
من بودم - قطعا -
...جولیان آروم باش، فقط میگیم
بذار کیک بخورن - کلی کیک بخورن -
چی میخواد بشه مگه؟
بیاید بریم اتاق عمه الکس شاید قلم خودنویس داشته باشه
آروم برین - عجله کن -
فین، خیلی دودولت بزرگه
ممنون
جریمه هستم؟ - تا ابد -
فکر نکنم جولیان دیگه ببخشتت - قول میدی؟ -
سلام - سلام -
جدا ولی، چت شده؟
منظورت چیه؟
نمیدونم، حس میکنم یکم داری دست و پا میزنی
احساس میکنم یکم گم شدی
گم شدم؟
یه دوست پسر جدید دارم و کارمم فوقالعادهست
منظورت اینه برای مامانت کار میکنی؟
به زنایی که سنشون دوبرابر خودته لوازم آرایشی میفروشی؟ عجب شغل رویایی داری
آره، ولی بالاخره یه کاره
که آینده و امنیت داره، و یه کاری که به نظرم توش دارم پیشرفت میکنم
آره، پیشرفت کردی
ولی همچین آدمی نیستی
علاقهات به این کار نیست
علاقه رو زیادی بزرگ کردن - چی؟ -
جدی میگم، هیچوقت ادامه نداره، و خیلی خستهکنندهست
به غیر از این، مگه کل نسل من درگیر همین موضوع نیست؟
پایین آوردن توقعات و بیخیال رویاهای بچگونه شدن؟
الکس، خودتم میدونی به همچین چیزی باور نداری
علاوه بر اون، خیلی دوست دارم برای تو کار کنم مامان
واقعا
...خودت تنهایی این شرکت رو ساختی و
و منم میخوام بخشی ازش باشم
و کاری کنم بهم افتخار کنی
خب، حالا که اینجوری میگی بهتر شد
مامان
یه خبر دارم
اوه؟
فین رسما ازم خواست که برم پیشش زندگی کنم
خب، حداقل تا وقتی که یه جای جدید پیدا کنم اینجوری دیگه نمیخواد کرایه بدیم
چقدر رمانتیک
چرا همهتون از فین بدتون میاد؟
چون کالج رو تموم نکرده؟
چون استیو جابزم تموم نکرده
من از فین بدم نمیاد
به نظرم یه پسر خیلی بامزهست
که عاشق بازیهای کامپیوتریه
...و ظاهرا یه چیز خیلی بزرگ
خدای من مامان، بس کن
باشه، بس میکنم
فعلا
ممنون
خواهش میکنم
منم یه خبر دارم
برگرده
آره
خیلیخب
خیلیخب، پس دوباره برش میدارن
نه
...یه دکتر دیگه پیدا میکنیم و
یه سری مطلب در مورد یه درمان جدید توی آلمان خوندم
که ظاهرا خیلی موثر بودن
...و دیگه نمیرم سر کار
الکس - و میام پیشت -
و تا روزی که بهتر بشی ازت مراقبت میکنم
نه
خبری از درمان جادویی توی آلمان نیست
قرار نیست بریم سراغ درمانی که ده برابر بدتر از خود بیماریه
قرار نیست فرقی داشته باشه
نه این سری
بیا اینجا
با تو چیکار کنم؟
بدون تو چیکار کنم؟
سلام عزیزم
آمادهای بیای؟
چیزیت نمیشه؟
سلام سم - واقعا از دیدنت خوشحال شدم -
به نظرت خیلی خیالی نیست؟ - منظورت چیه؟ -
همه اینجان به جز کسی که قرار بوده اینجا باشه
همهاش منتظرم از آشپزخونه بیاد بیرون و بهم بگه قوز نکنم
نمیدونستم بابا هم قراره بیاد
20 سال با هم بودن، که بیشترش هم خوشحال کنار هم بودن
معلوم بود میومد - هر چی -
خیلی بدم وقتی یه جور صحبت میکنه
انگار این طلاق یه تصمیم دوطرفه بوده
اون به معنای واقعی مامان رو ول کرد
امیدوارم مامانت در مورد تقسیم کردن ارثش همه چیزو مشخص کرده باشه
،اصلا دلت نمیخواد شبیه خانواده نلسون بشی دیگه اصلا با هم صحبت نمیکنن
قبول دارم، تا وقتی که نقاشی تامایو توی سالن گیر من بیاد مشکلی ندارم
مامان یه هفتهست فوت کرده، اون وقت داری در مورد وسایلش صحبت میکنی؟
گفتنش برای تو آسونه، شرکتش قراره گیر تو بیاد
نمیشه مطمئن بود که، یه سالم نیست اونجا کار میکنم
به نظرت کترین چرا اینقدر برای آموزشت وقت گذاشت؟
خدایا، یه جوری میگی انگار حیوون خونگی هستم
جفتتون بس کنین
الکس سر کارش فوقالعادهست
کاملا برای چیزی که در انتظارشه آمادهست
سلام به همه، ببخشید که دیر شد
میخواستم بابت این اتفاق به همهتون تسلیت بگم
شما دقیقا کی هستین؟
من برد آکرمن هستم
با مادرتون روی پیشنویس نهایی وصیتنامهاش همکاری کردم
پس سالیوان کجاست؟ - آقای سالیوان الان توی دفترشون هستن -
اسمتون برد بود، درسته؟
ببخشید، ولی شما شریکشون هستین اصلا؟
من شریک وابستهشون هستم
شاید بهتر باشه مدرک حقوقش رو ببینیم
وت باید الکس باشی
،و بذار حدس بزنم
جولیان، کترین، لوکاس و زوئی
بابت تولد دخترتون اما تبریک میگم
ممنون
مادرتون زن فوقالعادهای بود
حتی وقتی که تو بستر بیماری بود، خیلی قوی و بامزه بود
،و نمیدونم این حرفم اصلا با عقل جور در میاد یا نه
توی تکتک حرفها و رفتارهاش حضور داشت
باعث افتخاره که من رو به عنوان قیم داراییش انتخاب کرده
شروع کنیم؟
من، الیزابت رز"
،ساکن بروکلین، نیویورک، و شهروند ایالات متحده
".اعلام میکنم این وصیتنامه نهایی منه
خیلی عجیبه
"نسخه لوب نوشتههای افلاطون به جولین میرسه"
"صرفا جهتیادآوری میخوام بگم شاید باهوشترین فرد اتاق نباشه"
،نقاشی تومایو، یادآور خاطرهانگیز میراث خانواده ما"
"به زوئی میرسه
"میتونه با لوکاس شریک بشه، تا وقتی که ولش نمیکنه"
هیچوقت همچین کاری نمیکنم
بعدیش میشه خونه مامانتون
خواسته من این هست که خونه و وسایلش"
"حداقل تا 12 ماه فروخته نشن
تو این مدت خونه به بچههام میرسه"
"ولی نه بیشتر از 90 روز متوالی
واو، ببخشید حرفت رو قطع میکنم
مامانمون توضیح نداده چرا میخواسته خونه رو نگه داریم؟
کاش میشد خونه رو برای همیشه نگه داریم
خونه مال مامانه، تاریخمونه
،آره، خیلی قشنگه الکس ولی میدونی مالیاتش چقدره؟
برد، مطمئنی خبر داشته که نگه داشتنش چقدر گرون در میاد؟
برای هر هزینهای که ممکنه پیش بیاد تدارک چیده
بریم سراغ شرکت لوازم آرایشی رز؟
"سهم بچههام از شرکت رز 20 درصد میمونه
...بقیه سهام و عنوان مدیر عامل میرسه به عروسم
"کترین ویلیامز رز
صبر کن، چی شد؟
سهام باقی مونده مادرتون
...از شرکت لوازم آرایشی رز به عروستون
کترین میرسه
آخرین حکمش این بوده که کترین یه رئیس بازاریابی جدید مشخص کنه
ولی من رئیس بخش بازاریابی هستم
بعد از امروز نیستین
پس اخراج شدم؟
...از توی قبرش من رو اخراج کرده؟ چی
قانونی چیزی نیست جلوش رو بگیره؟
"و در پایان، دختر عزیزم الکساندرا
"در یه تاریخ دیگه ارث بهش میرسه
و یه بخش ستارهدار اینجا هست که باید به صورت خصوصی بهتون توضیح بدم
خیلی مسخرهست
چند وقته تو کار وصیت و اینجور چیزا هستی؟
من الان سه سال هست که وکیل انحصار وراثت هستم
سه سال، واو
پس یه ترگود مارشال معمولی هستی
خیلی حرفتون قشنگ بود، ممنون واقعا متشکرم
لطفا اینجوری با من صحبت نکن - وگرنه چی؟ ارثم رو ازم میگیری؟ -
بهتون یادآوری میکنم که مادرتون یه زن باهوش بوده
که فقط خیر شما رو میخواسته
درسته، مثل اخراج کردنم - بهش اعتماد کن -
و محروم کردنم از ارث - شما رو از ارث محروم نکرده -
تنها دخترش هستم، اون موقع هیچی گیرم نیومده حتی دریغ از یه تیکه مبلمان
...میدونم چی پیش خودت فکر میکنی، پیش خودت میگی اینا همهاش بهخاطر پول
و جواهرات و اینجور چیزاست
...ولی موضوع اینه
دیروز، تنها چیزی که میخواستم تختش بود
همین، فقط همون تخت آهنی قدیمیش رو میخواستم
...که داخلش دراز بکشم و راحت جا خوش کنم
و وانمود کنم که هنوز پیشمه
میدونم چقدر شما و مادرتون به هم نزدیک بودین
بارها بهم گفته
یه چیز دیگه برات در نظر گرفته
این چیه؟
میخواسته وقتی تنها بودی این رو باز کنی
دیویدی پلیر داری؟
آره، توی کشو کنار ویسیآر و کرهگیره
دوست پسرم ایکسباکس داره
آره، اونم جواب میده
برو خونه، ببین داخل نامه چی هست
و امیدوارم بعدش بفهمی دلیل کارش چی بوده
وکیلم باهات در تماس میمونه
من... من وکیلتم
فین؟
سلام؟
سلام بین [لوبیا]
حتما خیلی عصبی هستی
...اصلا خندهدار نیست مامان، و
اصلا خندهدار نیست، میدونم
ولی بهت توضیح میدم، خب؟
هفته پیش، داشتم کارهام رو ردیف میکردم
خدای من، کلی آشغال هست که الکی نگه داشتیم
ولی یه فلشبک فوقالعاده از زندگی بود، میدونی؟
راستش در واقع یه فلشبک از تو بود
تونستم... به همه این وسایلی که پیدا کردم نگاه بندازم
نگاه کن، همه نقاشی انگشتیهات و کارنامههات
ولی وسط همهشون این کاغذ رو پیدا کردم
یه فهرست زندگی
فهرست زندگی تو
عاشق این لیستم
واقعا نشون میده کی هستی
کسی که بودم، وقتی نوشتمش 13 سالم بود
و میدونم، مشخصه که عوض شدی
خدای من، انگار واقعا داره به حرفام گوش میده
،و به نظرم نگرانیم همینه
که نمیدونم اینا رو با چیزی جایگزین کردی یا نه
برام سواله از آرزوها و رویاهات دست کشیدی یا نه؟
و هدفهات؟
و اسم شرکت لوازم آرایشی رز رو نیار
چون حس میکنم یه کار راحت بهت دادم
که اجازه داد از کسی که واقعا هستی فرار کنی
خیلی ممنون - پس بیا یه نگاهی به این لیست بندازیم -
"به مردم کمک کنم و تاثیرگذار باشم"
"یه معلم فوقالعاده باشم"
الکس، تو مادرزادی معلمی
خیلیخب، رانندگی یاد بگیرم و تتو بزنم رو میتونی رد کنی
...مهم درخواستم
"عشق واقعی رو پیدا کنم"
چرا حس میکنم بیخیال اینم شدی؟
اصلا منصفانه نیست
دوست دارم بدونی چقدر فوقالعادهای
میخوام بهترین زندگی رو داشته باشی
باید خودت رو از این چاله بیرون بکشی
من که تو چاله نیستم
ببخشید، ولی در این مورد هیچ بحثی نداریم
،من دیگه قرار نیست اونجا باشم که بیرونت بیارم ولی میتونم مطمئن شم یه بیل برات گذاشتم
میخوام این لیست رو کامل کنی، بین
صبر کن
...مامان، نمیتونی یهو اینو بگی و
خیلیخب، هر بار که یکی از کارهای لیست رو تیک میزنی
برد یکی از این دیویدیها بهت میده
که قراره ضبطشون کنم
و وقتی که لیست کامل بشه، این نامه به دستت میرسه
ولی وقتت داره تموم میشه
باید تا آخر سال تموم بشه، وگرنه خبری از نامه نیست
خدای من، باورم نمیشه
اصلا شوخی نمیکنم بین
جدی دارم میگم
بحث زندگیته
و عاشقتم
توی دیویدی بعدی میبینمت
خیلی عجیبه «فوریه»
"توی ماشپیت بترکونم" [در کنسرتهای هوی متال تماشاچیهای ردیف اول تکانههای شدیدی دارن که شبیه به زد و خورد هست]
"با یه بازیکن نیویورکنیک یک به یک بازی کنم"
"استندآپ کمدی اجرا کنم" این یکی رو توضیح بده
من و لوکاس قسم خوردیم که یه شب توی کمدی سلار اجرای آزاد داشته باشیم
و جوکهایی که نوشتم رو هنوز دارم
باید حتما بخونمشون - "با بابا آشتی کنم" -
"یه معلم فوقالعاده باشم" همهشون رو میتونی انجام بدی
بایدم اینکارا رو انجام بدی
چرا؟ تا یکم پول بهم به ارث برسه؟
آره - نه، خیلی حال به هم زنه -
علاوه بر اون، قسم خوردم دیگه پام رو توی کلاس درس نذارم
چه فرقی میکنه آخه؟ یه چند هفته موقت درس بده
پس یکی از اون تلویزیونهای قدیمی بیار، و برنامه دوره دایناسورها رو پخش کن و خلاص
یا اینکه شاید دوباره از درس دادن لذت بردی
مگه ایده همین نبوده؟
ایده من که نیست
الکس، من خیلی وقته میشناسمت
،مهم نیست چی به خودت میگی ولی هیچوقت از اداره اون شرکت لذت نمیبری
خیلی خوشم میاد وقتی جدی صحبت میکنین
"عشق واقعی رو پیدا کنم"
عاشق فین هستی، مگه نه؟
خیلی بامزه و شیرینه
ظاهرا خیلی دودول بزرگی داره
از وقتی وارد رابطه شدین سه تا آیفون جدید اومده
تا الان باید بدونی که عاشقش هستی یا نه
،آره، ولی زندگی کردنمون با هم قرار بود موقت باشه
و بعدش مامان مریض شد، و انگار دیگه دلم نمیخواست یه جای جدید پیدا کنم
که مامانت هم دقیقا منظورش همین بوده
اصلا با مشکلات دست و پنجه نرم نمیکنی
مثلا به فین در مورد این لیست چیزی نگفتی؟
یادته قبل از اینکه با لوکاس نامزدی کنیم از هم جدا شدیم؟
کل دنیا یادشه اندرسون کوپر یه ویژه برنامه ازش نساخت مگه؟
مسخره
،از مامانت نصیحت خواستم و آزمون عشق واقعیش رو بهم گفت
یادته؟
نه کامل
چهار تا سوال هست که باید از خودت بپرسی؟
یا اون عید فصح بود؟
آره، چهار تا سوال بود
یک، میتونی هر چیزی که توی قلبت هست رو بهش بگی؟
دو، مهربونه؟
سه، بهت کمک میکنه بهترینِ خودت باشی؟
منظورت چیه؟
الکس در حال پرواز با فین
چهار، میتونی تصور کنی که بابای بچههات باشه؟
،الیزابت بهم گفت که سه تا سوال از خودم بپرسم
و اگه لوکاس قبول میشد، میرفتم پیشش
خیلی عجیبه، میدونم
ولی به مامانت اعتماد دارم
علاوه بر اون، چی برای از دست دادن داری؟
فین مهربونه؟
کاملا
بهم کمک میکنه بهترینِ خودم باشم؟
میتونم هر چیزی که توی قلبمه رو بهش بگم؟
به خودمم نمیتونم بگم
میتونم تصور کنم بابای بچههام باشه؟
داری چه غلطی میکنی؟
سلام عزیزم - سلام -
...من فقط
میخواستم از بازیم تست حشیشی بگیرم [تحت تاثیر ماریجوانا بازی رو امتحان میکنن]
چی؟
تست حشیشی؟
،بچهها دوست دارن نشئه بشینن پشت بازی
،پس باید حواست باشه وقتی نشئه هستی هم میشه بازی رو جلو برد
ولی وقتی که مست نیستی چالشبرانگیز باشه
میدونی چی میگم؟
باید در مورد یه چیزی باهات صحبت کنم
همین الان؟
آره
،میدونی، به عنوان محرک زندگی واقعا خفنه
به نظرم باید بری سراغش، بالاخره ارثته
واقعا؟ - آره -
،به این فکر کن که چقدر بهت آزادی میده به جفتمون راستش
،میتونم طراحی زامبی آمریکایی رو تموم کنم
و توام به جای درس دادن شرکت رو اداره میکنی
کدوم شرکت؟
شرکت بازیسازی که در مورد صحبت میکنم
میتونی طراح برند باشی و کل روز با هم باشیم
صبر کن، تو اینجوری من رو میبینی؟
اینکه توی شرکتت که وجود خارجی نداره برات کار کنم؟
نه، شرکت ماعه
بیخیال، باحال میشه دوباره با هم کار کنیم
یادته قبل از اینکه کل فکر و ذکرت بشه کرگ
چقدر با هم خوش میگذروندیم؟
فین، مامانم تازه مرده
میدونم، ولی به نظرم بهتره دوباره خوش ...بگذرونی چون خوشگذرونی خیلی... خیلی
خیلی باحاله؟ - آره -
خوشگذرونی باحاله، خیلی شعار باحالی برای شرکت میشه
و وقتی که پول توی جیبت باشه خوشگذرونی بیشتر حال میده
،مثلا فرض کن یه روز میخوایم بچهدار بشیم پولش رو قراره از کجا بیاریم؟
شرمنده، الان بچه هم میخوای؟
نه راستش، ولی میدونم تو میخوای
خب، دیگه باید چیکارا کنیم؟
ماش پیت؟ ایول
تتو بزنی؟
نظرت چیه تتو ست بزنیم
عشق واقعی رو پیدا کنی؟
عزیزم، میخوای روی این اسباب کریت اند برل باهات عشقبازی واقعی کنم
الکس بیخیال، داری الکی بزرگش میکنی
بیا بالا تا در موردش صحبت کنیم
لازم نیست تو شرکت بازیسازی کار کنی شوخی میکردم
شوخی بود
یه شوخی بامزه بود
امیدوارم خوشحال باشی
نه ممنون
مامانت خیلی خوشحال میشه
:آره، خب، همون چیزی که زوئی گفت چی برای از دست دادن دارم مگه؟
مجرد و بیکارم، و دوست دارم کارهای لیست رو انجام بدم
به علاوه اینکه فقط اینجوری میتونم دیویدیهای مامان رو ببینم، درسته؟
آره، هر وقت که یکی از کارهای لیست رو انجام بدی یه دیویدی بهت میدم
میشه یه سوالی ازت بپرسم؟ - آره -
دیویدی؟ واقعا؟
مامانت میخواست یه چیز قابل لمس داشته باشی، یه چیزی که بتونی نگهش داری
اون دوستدخترته؟
نینا، توی شیکاگو زندگی میکنه
اجازه هست؟ - آره -
واو
واقعا خیلی خوشگله - یه جوری میگی انگار تعجب کردی -
خب، استخونهای گونهی خیلی قشنگی داره و بدنش بیعیبه
و تو نهارت ریخته روی کراواتت
خیلی بامزه بود
وقتی استندآپ داشتی بهم خبر بده حتما
عکس نینا رو میذارم سر جاش
هر بار که میخوای بیای اینجا قراره همینجوری باشه؟
فقط دارم کاری که مامانت خواسته رو انجام میدم
همین
متاسفم
...و این وسط
خوندن یه کتاب چقدر سخته مگه؟
لعنتی
بتونم آهنگ کلیر د لون رو کامل یاد بگیرم تا مامان انقدر درموردش صحبت نکنه
معلم خوبی بشم
تتو بزنم
!یه بار توی زندگیم استدآپ انجام بدم من بامزهام
همهاش دارم دوستام رو هم از دست میدم
...شدم ماری کاندو دوستیها
اگه ماری کاندو کسی بود که مینداختنش بیرون
اولین بارته؟
...اون روز یکی از دوستام رو دیدم و
چیزی نمیشه
خیلی خوشگل شده بود، باردار بود
حتی اگه خراب کنی، بازم خوشگل به نظر میای
نمیدونستم حاملهای - مثلا تیشرتت خیلی سکسیه -
کاملا حاضرم با تیشرتت جق بزنم
باهاش خوابیدم
من دیگه زمانم تموم شد، خیلی ممنون از همه لطفا مجری رو تشویق کنین، شب بخیر
من جکسون هستم
هی، الکس - هی -
...قربانی بعدیمون
میخوای بعدا با هم وقت بگذرونیم؟ - ...یعنی مهمونمون، اولین بارش هست -
نه راستش - الکس رز، پس به افتخارش دست بزنین -
سلام به همه
سلام
احتمالا وقتی اسم الکس رو شنیدین انتظار داشتین یه پسر بیاد بالا
زیاد پیش میاد برام
بزرگ شدن با اسم پسرونه اصلا آسون نبود
،بعد از اینکه بچهها مسخرهام میکردن با گریه میومدم خونه
و از برادرم جوان التماس میکردم که کتکشون بزنه
!اصلا بامزه نیستی
ولی بازم حاضرم باهات بخوابم
خب، چی داشتم میگفتم؟
خب، وقتی 15 سالم بود، روی دوست داداشم جرمی کراش داشتم
و بعد مدرسه همیشه میومد خونه و منم با ناز و عشوه میومدم پیشش
و میگفتم چه خبر؟ ...و اونم میگفت
!برام ساک بزن
تو چته داداش؟
ایشون جکسون هستن، همگی
پشت صحنه سعی کرد مخم رو بزنه و گفت حاضره با تیشرتم جق بزنه
،یه لحظه بهش فکر کردم
ولی واقعا از این تیشرت خوشم میاد
!و راستش الت ریز خیلی دهه شصتیه
واقعا؟ فقط یه جوک در مورد کیر لازم بود بگم؟
اگه میدونستم کل پوشهام رو میاوردم، اینقدری هست
شب بخیر نیویورک
عالی، و سه دقیقه کمتر از زمان مشخص شده، عالیه
سلام - سلام -
تو اینجا چیکار میکنی؟ - دعوتم کردی -
واقعا؟ امیدوارم از این گندکاری لذت برده باشی
خیلی هم گندکاری نبود، آخرش تونستی مردم رو بخندونی
و یکی از اینا گیرت میاد
یکیش رفت، 11 تا دیگه مونده
میدونستم یه دلیلی داشته تصادفی دعوتت کردم
سلام بین
خیلی دوست داشتم روی صحنه میدیدمت
شرط میبندم حسابی ترسیده بودی
آره
ولی زنده بودی، مگه نه؟
خیلی بچه نترسی بودی
به نظرت چه بلایی سرش اومد؟
نمیدونم چیشد
زندگی اتفاق افتاد
به نظرم چند تا شکست خیلی بد داشتی
و درک میکنم
ولی به چشم دیدم که کمکم به چیزی که بیخطره و دردش کمتره قانع شدی
ولی عزیزم، قانع شدن قرار نیست ترس و درد رو از بین ببره
و از روی تجربه این حرف رو میزنم
پس ازت میخوام یه چیزی رو امتحان کنی
هفته آینده، میخوام هر روز کاری رو انجام بدی که تو رو میترسونه
یه چیزی که باعث میشه حالت تهوع بهت دست بده
بعد از اینکه بابات رفت و کار خودم رو شروع کردم خودم همچین حسی داشتم
ترسیده بودم
ولی زندگیم عوض شد
فهمیدی؟ - فهمیدم -
توی دیویدی بعدی میبینمت
تمام
میدونی چیه، فکر نکنم بتونم جدا از همه مشکلات
هر روز یه کار ترسناک انجام بدم
اگه از منشیم آلپرازولام بگیرم شاید بتونم هفتهای دوبار انجامش بدم
اول از همه چیکار میکردی؟
خیلی راحته، مستقیم میرفتم توی دفتر سالیوان
و ازش میپرسیدم چرا هنوز شریک اصلی نیستم
خیلی عجیبه، هر بار که پیش خودم میگم دیگه انجامش میدم انگار واقعا حالم بد یشه
خیلی مسخرهست، من یه مرد بالغم
که روی کراواتش کچاپ ریخته؟
که یه بار روی کراواتش کچاپ ریخته
و میترسه چیزی که میدونم لیاقتش رو دارم رو بخوام
خیلیخب، پس فردا برو تو دفتر سالیوان و چیزی که لیاقتش رو داری رو بگیر
بی درک که ترسناکترین و چروکترین پیرمرد نیویورکه
آره، آره، درسته
باشه، فردا میرم بهش میگم
یا شایدم پس فردا
تو چی؟
خب، خیلی مشخصه
با بابام آشتی کنم
هیچوقت با هم ارتباط نگرفتیم
،و چون برادرهام خیلی بیعیبن
همیشه یه جوری رفتار میکنه انگار من داغونشونم
ولی تو که داغون نیستی
واقعا؟
پس چرا نمیتونم بدون اینکه خوابم ببره
یه فصل از کتاب موبی دیک رو بخونم؟
و هنوز یدونه مصاحبه شغلی هم ندارم
اوه، یه چیزی یادم افتاد
من توی یه پناهگاه زنان توی محله ایست ساید کار خیریه انجام میدم
...یه کلاس درس دارن
ببخشید، برای پناهگاه زنان کار داوطلبانه انجام میدی؟
آره
خیلی آدم متواضعی هستی بردلی
،این رو میخواستم بگم که برای دخترهای دبیرستانی که اونجا زندگی میکنن یه کلاس دارن
و یه معلم میخوان که بقیه ترم رو تموم کنه
علاقهای داری؟
شاید
آره
چرا اینقدر باهام خوبی؟
اگه ارثم گیرم بیاد چیزی گیرت میاد؟
واو، خیلیخب، واقعا دیگه ناراحتم کردی
نمیدونم چرا
راستش حس میکنم آدم مناسبی هستی
آپریل
میدونم چی پیش خودت فکر میکنی
یه دختری مثل چرا همچین کتابی دستشه
همین الانم از من جلوتری، من فقط تا فصل اولش خوندم
منم همینطور، اولش تو دبیرستان و بعدش توی کالج
،ولی بعدا یه شب که توی تیکتاک بودم
حسابی از خودم متنفر شدم و سعی کردم دوباره تلاش کنم
یهو یه چیزی درونم زنده شد و افتادم روی دور
و حالا از خوندنش سیر نمیشم
یعنی داری میگی باید تیکتاک نصب کنم؟
لطفا از درهای مترو دور بشید
معلم همیشگیمون خانم مانل یه ماه زودتر از موعد زایمان کردن
و واقعا ممنونیم که تونستی به جاش بیای - منم واقعا ممنونم که از من خواستین بیام درس بدم -
هدف اینه همه بچهها تا وقتی که اینجا زندگی میکنن
توی دروس اصلی با یه سرعت و تو یه سطح جلو برن
که ممکنه هفتهها یا حتی ماهها طول بکشه - درسته -
برنامه درسی و پروندههای همه بچهها
بعدا با دکتر تیلور آشنات میکنم، یکی از درمانگرهای مشاور اینجا
چیز دیگهای خواستی به خودم بگو
بعدش بهت میگم چرا نمیتونی داشته باشیش
موفق باشی
صبح بخیر
من خانم رز هستم
بچهها، میشه آروم بشینید سر جاتون تا کلاسو شروع کنیم؟
واو - آرون -
آرون، بیخیال ژاکتم رو بده
میشه لطفا ژاکتش رو بهش بدی - اصلا خندهدار نیست -
آرون، بیخیال صورتی اصلا بهت نمیاد
ممنون، سرورم - ممنون -
بعضیا فکر میکنن هملتیس یه نمایشنامه در مورد بلاتکلیفیه
...میدونی، این احساس که نمیتونی بین ادوارد یا جیکوب
یا هر خونآشام سکسی دیگهای که این روزا هست یکیشون رو انتخاب کنی
خانم رز، واقعا بهتره یکم خودتون رو بروز کنین
پس از همهتون میخوام در مورد بازهای توی زندگیتون بنویسین
که یه کار خیلی مهم داشتین
ولی مثل هملت
نمیتونستین راهی برای اقدام پیدا کنین
نیم ساعت وقت دارین
واو، خیلی قشنگه
ممنون
ولی تکلیفی که بهت دادم نیست، درسته ازرا؟
حالا هر چی
میدونی، وقتی داری به هملت فکر میکنی این کلمهی بدی نیست
چرا با همین شروع نمیکنی؟ - شاید چون برام مهم نیست -
شاید چون بودن یا نبودن سوال خیلی احمقانهایه
شاید
یا شایدم مهمترین سوال زندگیه
اگه موافق نیستی، میتونی درباره همین مخالفتت بنویسی
تو همین حین، من یه نگاه دقیق به هنر زیبات میندازم
هی، پسش بده
وقتی تموم شدی بهت پسش میدم
ازرا، داری چیکار میکنی؟ - اقدام میکنم -
خدای من
تکلیفش رو انجام نمیداد و بعدش انگشت وسطش رو بهم نشون داد
بعد از اینکه دارایی ارزشمندش رو ازش گرفتی
درسته، ولی من که نمیدونستم - توی پوشهای که بهت دادم بخونی بودش -
ده دقیقه قبل کلاس بهم دادیش
الکس، این بچهها الان تو یه موقعیت خیلی آسیبپذیر هستن
قبل از هر چیزی، اگه میخوای کارت جواب بده باید متوجه این موضوع بشی
خانم هاوارد، من میتونم بهشون درس بدم، دوست دارم بهشون درس بدم لطفا اخراجم نکنین
کی قراره اخراج بشه
هیچکس، فعلا البته
ایشون الکس رز هستن، معلمی که برد آکرمن پیشنهاد دادن
و روز اولشون هست، که خیلی هم خوب پیش نرفته
خب، روز اول تو رو هم یادمه کرول، راستش هفته اول رو کامل یادمه
خیلی بامزهای
شاید تو بتونی به الکس کمک کنی اوضاع اینجا چجوریه
آره، باعث افتخاره
همون دختر با کتاب موبی دیک [دیک=آلت تناسلی]
اصلا درست از آب در نیومد
مامان ازرا پارسال مرد، و اون و خالهاش
تا وقتی که یه مشکل خانوادگی پیچیده رو حل کنن اینجا هستن
مادر منم به تازگی فوت کرده
تسلیت میگم
ممنون، ولی داشتم به این فکر میکردم
که شاید با همین بتونم باهاش ارتباط برقرار کنم
...آره، ایده بدی نیست
فقط بهتره یکم قبل از امتحان کردنش صبر کنی
...ولی من - بچههایی مثل ازرا یکم شبیه گربه هستن -
مثل گربه؟ - باید صبر کنی اونا بیان سراغت -
حتی وقتی با کل وجود دلت میخواد
پشت گوششون رو محکم بخارونی
...صبر - یه فضیلته -
درسته - ...آره، همون چیزی که -
کمکم دارم باهاش آشنا میشم
ممنون دکتر تیلور
خواهش میکنم خانم رز
الکس
گرت
بریم سراغ بقیه دانشآموزا؟
حتما
آره، لعنتی، نمیتونم الان
فکر میکردم تا ساعت 6 تموم میشه کارم و یه قرار گذاشتم
با بابام، ساعت 6 با بابام قرار دارم
ولی بعدا شاید بتونیم انجامش بدیم؟
آره، من دوشنبهها و پنجشنبهها اینجام
یا هر وقت خواستی میتونی بهم زنگ بزنی
سلام بابا
سلام
ببخشید، قطار به مشکل خورده بود
...خب، همیشه یکم زودتر بیا، و اون موقع
مشکلی پیش نمیاد، میدونم
ولی زندگی بدون مشکل خیلی حوصلهسربره، نه؟
آره، حتما بهش فکر میکنم
زود باش، حالت چطوره؟
خوبم
پناهگاه زنان بیخانمان، خیلی... متفاوته
ولی خوبه، خوبه خوشحالم که دوباره رفتی سراغ تدریس
ممنون، فقط اگه بتونم اونجا اخراج نشم
خب، دوباره اینجوری نکن الکس، بیخیال - چیکار کردم؟ -
این خودتحقیری هست اصلا خندهدار و جذاب نیست، تو دیگه بزرگ شدی
قبلا فکر میکردی خندهداره؟
نه راستش - آره -
...ولی همونطور که مامانت همیشه میگفت، حس شوخ طبعی من یکم
میدونی، همیشه دلش میخواست رابطهمون با هم بهتر بشه
خیلی از دست هم عصبی نباشیم
،من کاملا موافقم و اصلا از دستت عصبی نیستم
آره، گاهی اوقات یکم از دستت کلافه میشم
بابا، راستش من میخوام یه مسیر جدید برای خودم پیدا کنم
و واقعا دوست دارم حس کنم که حمایت تو رو دارم
لوکاس در مورد وصیتنامه بهم گفت، و هر چیزی که لازم داشته باشی من هستم
نه، منظورم پول نبود
منظورم حمایت احساسی بود بابا، ای خدا
چیه؟
به نظر میرسه تو از دستم عصبی هستی - عصبی نیستم -
باشه، شاید یکم باشم
در مورد چی؟
توی وجودم همیشه حس میکنم ناامیدت میکنم
یادته وقتی بهت گفتم میخوام تدریس رو بذارم کنار؟
آره
بهم گفتی اصلا تعجب نکردی
نه - آره -
نه، گفتم ناامید شدم
ببین، توی مسیر به چندتا مشکل برخوردی
و بیخیال شغلی شدی که خیلی برات مهم بود
مثلا قرار بود چیکار کنم؟ دروغ بگم و بغلت کنم؟
بیخیال، قصد بیاحترامی ندارم ولی این کارو مامانت کامل انجام داده بود
درسته، چون کدوم عاقلی وقتی بچهاش به ناحق اخراج شده
بغلش میکنه
در ضمن، مامان هیچوقت به من دروغ نمیگفت
بیخیال
هر چی، این ایده مامان بوده که مشکل رو حل کنیم
فکر میکنی مامانت یه فرشته بوده - خیلی آدم خوبی بود -
آره، خدا نکنه یکی یه حرفی بزنه
که اون رو از روی تخت باشکوهش پایین بیاره ولی جدی میگم الکس
اونم فرشته نبوده، قدیس نبوده
واقعا؟ چیکار کرده که خیلی بد بوده؟
چیه، گذاشته سگمون دمپایی ادی باورت رو بخوره؟
اصلا بامزه نیست - جریمه کتابخونهاش رو نداده؟ -
،توی مالیاتش تخلف داشته نه صبر کن، به تو خیانت کرده
بابا؟
ببخشید، میشه صورتحساب رو بیارین لطفا؟
بابا
بهت خیانت کرده، منظورت همینه، مگه نه؟
بابا، نمیتونی یهو همچین چیزی رو بگی و بری
وقتی طلاق گرفتین من 15 سالم بود، بهخاطر همین بوده؟
چرا داری از دستم فرار میکنی؟ وایسا
تو ازدواج خیلی چیزا اتفاق میفته الکس
ولی تونستیم ازش رد بشیم، و بعدش کلی سال خوشحال کنار هم زندگی کردیم
پس میشه بذاری همینجوری بمونه؟
نه، نمیشه
لطفا، باید بدونم
قبل از اینکه تو به دنیا بیای این اتفاق افتاد
...فقط یه رابطه ساده نبود، یه چیز دیگه
یه چیز دیگه اتفاق افتاد
نظرت چیه بریم یه قدمی بزنیم عزیزم؟
شوخی میکنی؟
بذار ببینم درست فهمیدم یا نه
...یعنی داری میگی بابا
بابای واقعیم نیست
مامان با یه موزیسین به اسم جانی آلوارز رابطه داشت
ظاهرا توی روستایی که میرفتن داخل کلاب نوازندگی میکرده
...انگار
نمیدونم چی بگم
جانی آلوارز؟
انگار مامان توی مردها یه تایپ داشته
لوکاس
،وقتی که حامله شد رابطهاش رو تموم کرد
و اون و بابا توافق کردن که به من و هیچکس دیگه چیزی نگن
و اینجوری میخواستن ازدواجشون رو نجات بدن
الکس، میدونم کنار اومدن باهاش برات خیلی سخته
یه حسی بین بیحسی کامل و عصبانیت دارم
انگار من کی هستم اصلا؟
و چرا هیچکس، مخصوصا مامان، چیزی بهم نگفت؟
قطعا خیلی چیزا بین من و بابا رو توضیح میده
اینکه مثلا چرا هیچوقت نتونست مثل بقیه شماها دوستم داشته باشه
نه - هی، اصلا درست نیست، خب؟ -
و هنوزم باباته، کسیه که بزرگت کرده
نمیدونم
به نظرم باید پیداش کنم
فکر نکنم ایده خوبی باشه
جولیان، چطور میتونی همچین حرفی بزنی
الکس باید بدونه پدر ژنتیکیش کیه
...میدونم، ولی شرکت الان یه برند خونگی مورد اعتماده
که داره... چیه؟
...یه تغییر بزرگ داره داخلش رخ میده، و اگه این داستان بیرون بیاد
داستان؟ شوخیت گرفته؟
الکس، همهمون هر کمکی لازم باشه بهت میکنیم
خیلیخب، منظورم این نبود
ای خدا، چرا همیشه من آدم بدهام؟ - چون اینکارو خیلی خوب بلدی -
جولیان منظوری نداشت
این اواخر خیلی سختی کشیده
به خاطر چی مثلا؟
بزرگ کردن دو تا بچه فوقالعاده؟
اینکه با بهترین زن دنیا ازدواج کرده
که بهترین کار دنیا رو داره که من نمیتونستم از پسش بربیام
دوران سختیه که مادرش فوت کرده
تنها کسی که دلش برای مامان تنگ شده تو نیستی
اومدم برد آکرمن رو ببینم
من الکس رز هستم
نوبت قبلی داشتین؟
...نه، ولی مطمئنم اگه - الکس -
هی - نوبت داشتیم؟ -
داشتم میرفتم خرید
نینا هفته آینده قراره بیاد، و گفتم وقتشه یه کراوات جدید بخرم
بهخاطر حرفی که من زدم؟ - آره -
میدونی، همیشه امیدوار بودم بتونم زندگی یه نفر رو لاقل تغییر بدم
چرا اومدی اینجا؟
کتاب موبی دیک رو تموم کردم
گفتم بیام یه دیویدی دیگه بردارم
و برای یه چیز دیگه هم کمکت رو لازم داشتم
حتما... فکر کنم البته
چیزی که همهاش روی مخمه اینه که چرا بهم چیزی نگفته
همه چیز رو به هم میگفتیم
میترسید یا شرمنده بود؟
در مورد این موضوع چیزی به تو نگفت؟
نه، نه، هیچی نگفته بود
راستش این داستان خیلی بعید به نظر میرسه
شاید یه بخشی از خود واقعیش بوده
...و یکی از دلایلی بوده که من رو به این سفرِ عجیب الکس توی سرزمین عجایب فرستاده
تا خود واقعیم رو پیدا کنم
نه، خیلی خستهکنندهست - چی؟ -
یکم تلاش کن بردلی
...خب
بهم کمک میکنی جانی آلوارز رو پیدا کنیم؟
آره، حتما، میتونیم با گوگل کردن اسمش شروع کنیم
واو، واقعا فکر همهجاش رو کردی
باشه زبل خان، خودت چه نقشهای داری؟
یه رهبر گروه موسیقی به اسم جانی آلوارز بود، ولی سال 1918 به دنیا اومده
...اسمهای جان، جوان و جاناتان رو امتحان کردم
و هزارتا آدم با این مشخصات هست
عالیه... ولی برای مراسم فارغالتحصیلی دبیرستان
بیخیال، داریم ردر مورد تینا بینقص صحبت میکنیم
اسمش نینا هست
یه نفر هست که توی پروندههای طلاق ازش کمک میگیرم، ولی قیمتش بالاعه
...اگه پولش مشکله، میتونم باهاش صحبت - نه، مشکل پولش نیست -
انگار وارد یه سوراخ موش شدم [استعارهای برای مسیرهای پیچیده و عمیقی که فرد در آن فرو میرود و کنترل آن را از دست میدهد]
رازهای خانوادگی قدیمی، کارآگاههای خصوصی
دوست شدن با یه وکیل
دیگه هیچی منطقی نیست
پس الان با هم رفیقیم؟
خوشگله
آره؟ - آره -
حالا فقط یه کت شلوار جدید لازم داری
...راستش فقط میخواستم
ساکت
یه کتشلوار جدید بگیر - باشه -
سلام بین
از این پایه جدید چسبون دوربینم خوشت اومد؟
بد نیست، فقط یکم میلرزه
صندلیمون
یکم محبت لازم داره
...خب، باید بهش رسیدگی کنم قبل از اینکه
قبل از اینکه... چرا اینقدر گفتن بمیرم خسته
قراره بمیرم
چی بود جملهاش؟
...رویاهایی که پس از رها کردن این تن فانی به سراغمان میآیند
...بیگمان ما را به تامل وامیدارند ...به تامل وامیدارند
"به تامل وامیدارند" خیلی قشنگه
...انگار میتونم همینجا باشم، تو یه حالت رویایی خفن
بدون هیچ درد و رنجی
حالا که صحبت از درد شد، این کتاب چرا اینقدر طولانیه؟
داشتم دنبال یه ارتباط الهامبخش
بین کتاب و لیست میگشتم
ولی بهترین چیزی که به ذهنم رسید این بود
من ایهب هستم، و تو نهنگ منی
و تو رو به این ماموریت یأس آور فرستادم
خیلی جرات دارم
...نه، مامان، تو - نه؟ -
دارم چیکار میکنم اینجا؟ نقش خدا رو بازی میکنم؟
...انگار مثلا خودم یه الگو
برای دانش و فضیلتم، که مطمئن باش نیستم
...آره، خب
بابا بهم گفت
...واقعیت اینه که من
...من
واقعیت اینه، امروز صبح بیدار شدم، و متقاعد شدم
که بهتره بیخیال این ماموریت مسخره بشی
،ولی دوباره به لیست نگاه کردم
...و بازم میگم، میدونم وقتی نوشتیش 13 سالت بوده
ولی یه نقشه
برای رسیدن به بهترینِ خودت هست، میدونی چی میگم؟
،فقط میخوام بگم اگه به مشکل خوردی اگه احساس شکست میکنی
اشکالی نداره
هیچ از کمک خواستن خجالت نکش
این روزا اینو دارم بیشتر و بیشتر یاد میگیرم
اسماعیل صدام کن
یکی از بهترین شروعهای یه کتاب بوده
آره
یادته قبلا بهت میگفتم مامان صدام بزن
ولی حتما صدام بزن
خیلیخب لوبیا کوچولو
تا دفعه بعد
عاشقتم، تمام
یادمه دانشآموز خیلی بااستعدادی بودی
جرات زیادی داشتی، ولی خیلی انضباط نداشتی
میخواستم آهنگهای گرین دی و فیونا اپل رو تمرین کنم
ولی مجبورم کردی آهنگهای باخ رو تمرین کنم
پس چرا رفتی سراغ آهنگ کلیر د لون؟
آهنگ موردعلاقه مامانم بود
مامانت زن خاصی بود
و از شنیدن خبر فوتش خیلی ناراحت شدم
میدونم خیلی دانشآموز قبول نمیکنین خانم وایمن
ولی میدونم مامانم اگه میدونست با شما دارم اینکارو میکنم خیلی خوشحال میشد
خیلیخب، سه تا شرط داره
...به موقع میای
هر روز تمرین میکنی، که شامل گامها هم میشه
و توی رسیتال ژوئن اجرا میکنی
بابا: داشتم بهت فکر میکردم، امیدوارم خوب باشی هر وقت تونستی بهم زنگ بزن، با عشق فراوان
رفته بودم کتابخونه، و چندتا کتاب دیدم و گفتم شاید خوشت بیاد
میخوای با پول احترامم رو بخری؟
بیشتر میخوام قرضش بگیرم
دو هفته دیگه باید پسشون بدی
میدونم به هنر علاقه داری، پس چند تا کتاب برات پیدا کردم
که یکیشون یه بیوگرافی فوقالعاده از اگون شیله هست
...اون یه - میدونم کی بوده -
و این دیویدی
داستانش توی دنیای امروزی نیویورک اتفاق افتاده
تقریبا 90 دقیقه هست، و بازیگردی که نقش هملت رو بازی کرده خیلی خوشگله
پس یه امتحانیش بکن
هی خانم رز
آره
...خیلیخب، به حرفت گوش ندادم که ازرا مثل گربهست و کاملا نتیجه برعکس داد
آره، واقعا
خیلی خوشگل شدی
نه، نه، نه، مشکلی نیست، فقط سلام من رو به تئو برسون باشه، خدافظ
سلام - ببخشید -
چی میگفتی؟ - گوش ندادم که ازرا مثل گربهست -
نه، نه، بعدش
فکر کنم گفتم خوشگل شدی
...خودش بود، ممنون، توام
خیس، عصبی و ناامید، به کمکت نیاز دارم
بهم زنگ نزدی
میدونم، میخواستم زنگ بزنم
...ولی کلی مسائل خونوادگی پیش اومد
چه تصادفی
مسائل خونوادگی ناجور حوزه تخصص منه و خیلی خوشحال میشم بتونم کمک کنم
...ولی الان برای یه جلسه دیرم شده و بعدش هم یه کار دیگه دارم، پس بهخاطر همین
لباس رسمی پوشیدم
هی، نظرت چیه باهام بیای؟
قرارم کنسل شد
و میتونیم در مورد ازرا یا هر چیزی که میخوای صحبت کنیم
نمیدونم
من واقعا آدمی نیستم که بخوای باهاش بری دورهمی لوکس
کی گفته؟
واقعا محشره - خیلی خوبه، نه؟ -
لعنتی، اون پاتریک اوینگه؟
چی شد... به بسکتبال علاقه داری؟
تو تیم مدرسه دیتماس پارک گارد حمله بودم
عاشق نیکس بودم، و باید باهاش صحبت کنم
خیلی داستانش درازه
که اگه پسر خوبی باشی حتما برات تعریف میکنم
خب، اگه دختر خوبی باشی، شاید معرفیت کردم
میشناسیش؟
برم کتم رو یه نگاه بندازم سریع برمیگردم
پاتریک اوینگ
آره، ممنون - خواهش میکنم -
مگه قرار نبود کت شلوار بپوشی؟
مگه قرار نبود خودتم یه لباس رسمی شیک بپوشی؟
اینقدر خودتو درگیر هنجارهای جنسیتی نکن
،حداقل یه کراوات خوشگل خریدی خوشتیپ شدی جناب وکیل
خوشگل شده، مگه نه؟
الکس، ایشون نینا کلر هستن
نینا، ایشون موکلم الکس رز هستن
خیلی از دیدنت خوشحال شدم نینا خیلی چیزا در موردت شنیدم
آره، همینطور، فکر کنم موکل مورد علاقه برد باشی
به تازگی به نینا پیشنهاد دادن
سرپرست بخش خلاقیت شهرداری منهتن بشه
انگار دوباره قراره برگرده نیویورک
درست وقتی که فکر میکردم خلاص شدم، دوباره مجبورم کردن برگردم
خب، تبریک میگم
تو اینجا چیکار میکنی؟ اصلا فکر نمیکردم اینجا ببینمت
با من اومده
هی
گرت
نینا - دکتر تیلور -
همدیگه رو میشناسید - میشناسیم -
خیلی منطقیه، گرت همه رو میشناسه
فکر میکردم من خاصم
خاصم هستی، من و نینا خیلی وقت پیش یه قرار خیلی بد با هم داشتیم
امکان نداره داخل رابطه دو تا آلفا باشن
یه نفر همیشه باید بتا باشه
فکر کنم من اینجا وارد داستان میشم
منظورم این نبود همه آلفا بودنی که یه دختر لازم داره رو توی خودت داری
...شنیدین؟ من آلفا بودن
به سلامتی آلفا بودنت
به سلامتی آلفا بودن برد - به سلامتی -
واو...این خیلی...به سلامتی- خیلی دوستش دارم-
اسکاچ 16 ساله میخوام ممنونم
عجب دورهمیای شد
هی، آره، خوب بود، نه؟
بیشتر بهخاطر این بود که شرکت رو راضی کردی تا سه تا میز بگیرن؟
آره، ارزونتر از این بود که منو شریک شرکت کنن ...بهخاطر همین
پس تو با نینایی؟
آره، تو با الکسی
بهم لطف کرد و دقیقه آخر همراهیم کرد
آره، منطقیه از اون مدل دخترای همیشگیت نیست
مدل همیشگیم چیه؟
...نمیدونم یکم کمتر- !نکاتی برای برد در بازی-
و مردم یهو فریاد میزنن
هر چیزی که اون هست
و افسانهای بود
دقیقا، همون چیزی که نمیدونستم کم دارم
!بهترین بازی دنیا بود
باورم نمیشه ایمیل پتریک ایوینگز رو ازش گرفتی
فکر کنم فقط میخواست از شر من خلاص بشه
نه
کاملا مجذوبش کردی
همونطور که کاملا منو مجذوب کردی
میدونی، واقعا از همصحبتی باهات خوشم میاد
و از گوش دادن به حرفات هم خوشم میاد
منم از همصحبتی باهات خوشم میاد
و گوش دادن
و بعضی وقتا
دوست دارم زل بزنم به عمق چشمهات
مسابقه زل زدنه؟
نذار حواستو پرت کنم، چون میخوام منصفانه ببرم ولی
نظرت درمورد یه قرار درست و حسابی چیه؟
...اینکه با هم کار میکنیم
چی میشه؟
درواقع من یه مشاور سادهام
هیچ چیز تو ساده نیست
از وقتی توی قطار دیدمت میخواستم اینکارو بکنم
خب، نظرت درمورد قرار چیه؟
به نظرت کل شب چیکار میکردیم؟
خیلیخب
«جون»
لوکاس رفیق منه، همیشه بوده
زویی همسرشه و از وقتی با هم قرار گذاشتن بهترین دوستای همدیگه شدیم
و جولین پسر اوله و توی دانشگاه کلمبیا وکالت تدریس میکنه
واو، معرکهست
آره، اونم همینطور
لعنتی، واقعا نمیخواستم امروز دیر برسم
ببین، دیر نرسیدیم
لازم نیست چیزی رو به برادرات یا پدرت یا هر کسی ثابت کنی
ممنونم
...ببخشید من- اگه اسم سخنرانی رو آورد-
گرت خوبه - نه عالیه-
آره
میشه یه چیزی بگم؟
متفاوت به نظر میرسی متفاوت خوب
حس متفاوتی دارم
...گرت هم توش نقش داشته ولی
بهخاطر لیست زندگی هم هست- واقعا؟-
آره، کی میدونه میتونم تمومش کنم یا نه ولی
نمیدونم فکر نمیکنم این مهم باشه
آشتی کردن با بابا چی؟
فکر کنم فقط میخواد با هم خوب باشین
میدونم، میدونم
اول باید جانی رو پیدا کنم و هنوز نتونستم پیداش کنم
سلام بچهها میزتون آمادهست- الان میایم-
حالا که بحث لیست شد
عمرا باورت بشه فردا قراره چیکار کنم
این یه نوازندگی اصیل و عالی بود
«نفر بعدی الکساندر رز با آهنگ «کلیر د لون (مهتاب)
ببخشید، عذر میخوام
بتونم آهنگ کلیر د لون رو کامل یاد بگیرم تا مامان انقدر درموردش صحبت نکنه
تابستونی که تو و برادرات
ایستگاه ترکیبی کارواش و لیموناد زده بودین
و برادرهات فکر میکردن همه پولها میره توی حساب بازیهای ویدیویی
تا وقتی اینجا زندگی میکنن آموزش بخش خیلی مهمی از نحوه حمایت ما از خانوادههاست
ولی شما اینو همه جا نصب کردین
تا اینکه بالاخره تسلیم شدن
و همه پول رسید به انجمن بشری
کمک کردن به مردم و موثر بودن
تویی؟
آره- تو؟-
من و تو با هم- خدای من- «بازی تک به تک با بازیکن تیم نیکس نیویورک»
آمادهای؟- من آمادهام دختر-
میخوای چیکار کنی خوشگله؟ (متمایل شو به سمت چپ) (برو سمت راست)
!آره «توی ماشپیت بترکونم»
خدای من! خوبی؟
فکر میکردم قرار نیست بری ماشپیت
آره- آره-
فقط به مغازه تتو و وسیله نقلیه نزدیک نشو
یاد بگیرم رانندگی کنم
دارم تلاشمو میکنم
...میدونم ولی- رد شدی؟-
ازتون میخوام یه نامه برای خودتون بنویسین
رسیدم به اینجا معلم خوبی باش
فیلمی که بهم دادی رو دیدم
همیشه میدونستم
...و اگه واقعا داری اینو نگاه میکنی
الکس، واقعا بهت افتخار میکنم
سلام- هی-
الکس؟
!الکس
!هی- بابا-
این قسمت از شهر چیکار میکنی؟
اومدم با همکارم قهوه بخورم
تو چی؟
این نزدیکیها جلسه داشتم منتظر اسنپم
ببخشید که باهات تماس نگرفتم
نه، درک میکنم
فکر کنم درک کنم
فقط یکم دیگه زمان لازم دارم
میدونم
خوشحال شدم دیدمت
هی، ببخشید دیر کردم
«دیر نکردی، من زود اومدم «کلیر د لون
نه تا خط خورد سه تا مونده
اول
میخوام دوباره از کارآگاه کمک بگیرم
میدونم، میدونم میخوای بگی نتیجهای نداره و هزینهش زیاده
قبلا بهش گفتم
میدونم، میتونی بعدا پولشو بهم پس بدی یا نه
میتونی استایلیست من باشی
نکته اینه که، باید جانی رو پیدا کنیم، درسته؟
ممنونم
خواهش میکنم
ساندویچ
اوضاع با گرت چطوره؟
خوب، خیلی خوب
خب
چرا اینجوری نگام میکنی؟
...احتمالا چیز مهمی نیست فقط
به نظرت عجیب نیست که هیچوقت نمیخواد توی خونه من بمونه؟
همیشه سینما یا رستوران رو انتخاب میکنه
نمیدونم انگار کاملا توی دنیای اون زندگی میکنیم
و گاهی اوقات به دنیای من سر میزنه
آره
چیه؟
مثل اینکه چیز مهمیه
تا وقتی که قفسه کتابهای یکی رو ندیدی چطور میخوای بشناسیش
یا چیزهای مسخرهای که توی یخچالشون نگه میدارن؟
چرا هر دفعه که درمورد گرت صحبت میکنیم رفتارت عجیب میشه؟
فکر میکردم دوستین
دوستیم، دوستهای خاص
اونایی که از هم خوششون نمیاد؟
چیزی که مهمه اینه که باید قبل از اینکه بدتر بشه باهاش صحبت کنی
باشه
سکینه اینجا بزرگ شده ولی توی بمبهای تامین مالی خرد انجام میده «ارائه وام های خرد به کارآفرینان در مقیاس کوچک و مشاغل کوچک»
و راسل رئيس موسسه روانشناسیه
هی، میشه یه لطف بهم بکنی؟
میشه امشب درمورد لیست صحبت نکنیم؟
چرا؟ همه عاشق این داستانن
داستان نیست زندگی منه
و دارم حس میکنم موضوع مورد علاقه همهست
باشه حتما، درموردش صحبت نمیکنیم
خوبی؟
آره
الکس؟
...چیزی نیست فقط
چرا هیچوقت توی خونه من نمیمونیم؟
مثلا خونه من شام بخوریم
چون خودت عاشق آپارتمان منی
...آره، محشره، ولی
آپارتمان توعه
...زندگی تو و دوستهای تو و
نمیدونم، فکر میکردم شاید دوست داشته باشی بیشتر توی زندگی من حضور داشته باشی
...آره، آره، با خانواده تو وقت گذروندیم و
یه بار با هم میانوعده خوردیم
...همیشه میگی باید احساساتم رو بیشتر نشون بدم، پس
احساساتم اینه
ممنون، و متاسفم
...متاسفم، حق با توعه، من فقط
من خیلی مهمون بدیم چون خیلی کنترلگرم
خیلی خیلی کنترلگرم
شاید بهتر باشه بری پیش روانشناس
خب، شایدم بهتر باشه بیام خونه تو
واقعا؟
.واقعا
یه لحظه صبر کن
سلام بردلی
آره، چه خبر؟
خدای من
عزیزم؟ - بابام رو پیدا کردن -
جانی رو پیدا کردن
داخل ورمانته، و هنوزم موزیسینه، ولی با یه اسم دیگه زندگی میکنه
که بهخاطر همین نمیتونستیم پیداش کنیم - عالیه -
بابات گمشده بوده؟
نه، آره
داستانش درازه، که فکر کنم الان باید بهتون بگم
و مشکلی نداره، چون فرصت نشد مقالهتون توی روزنامه نیویورکر رو بخونم
و گرت گفته نمیتونیم در مورد مگان مارکل صحبت کنیم
سلام، من الکسم
سلام - سلام -
سلام
خب، چه تصمیمی گرفتی؟ «اکتبر»
خب، من و گرت قراره فردا بریم برلینگتون
میرم داخل کلابی که جانی داخلش کار نوازندگی میکنه و ببینم بعدش چی میشه
مطمئنی زیادهروی نیست؟
...شاید، ولی اگه یهو بهش زنگ بزنم و من رو بپیچونه
فکر نکنم بتونم باهاش کنار بیام، میدونی؟
باید برم، اولین مهمونم رسیده
بهت خبر میدم - موفق باشی -
ممنون، دارم میام
چطوری؟ - بیا داخل -
...با این وسایل جدید خیلی خوشگل شده، انگار
کوچیک شده؟
خیلی حس خودتو میده، خیلی دوستداشتنیه
خیلی مهربونی
خیلیخب، بذار اینا رو ببرم تو آشپزخونه و بعدش میرم لباسم رو عوض کنم
اصلا تعارف نکن، باشه؟
ممنون، باشه
روی صندلی راحتی نشین، باید فنرهاش رو بدم درست کنن
باشه
میشه جواب بدی لطفا؟
سلام
واو، از چیزی که الکس میگفت هم سکسیتری
من مگان هستم - ...من -
گرت، ایشون دوستدخترم نل هستن الکس، ما رسیدیم
الان میام
هی، چه خبر؟
سلام - واو، اینجا خیلی کوچولوعه -
دوست دارم بدونم کرایهاش چقدره
خدای من
الکس، تتو زدی؟
اون... آره - همین لیسته -
باورم نمیشه چقدرش رو انجام داده
ولی یکیش هنوز خط نخورده
بیشتر دقت کن گرت تا سال نو بیشتر وقت نداره
خودم میرم
عاشقشم، داره میره در خونه یکی دیگه رو برای مهمونش باز کنه
سلام
سلام، من زوئی هستم - هی -
نل، از دیدنت خیلی خوشحال دشم - اوه، خیلی چیزا در موردت شنیدم -
لوکاس، خیلی از آشناییتون خوشبختم
،باشه، صبر کنین، من یه سوال خوب دارم یه سوال خوب دارم
ترجیح میدی صد سال به گذشته سفر کنی یا به آینده؟
مشخصه، به آینده
شاید اون موقع جتپک و درمان سرطان باشه و بتونیم تا ابد زندگی کنیم
...خیلی خوبه، ولی آخرش
کی دوست داره تا ابد زنده باشه؟ من بیشتر هفتهها به زور تا جمعه دووم میارم
یا چهارشنبهها - آره، دقیقا -
جدی میگم - من دوست دارم توی حال زندگی کنم -
کتاب قدرتِ حال رو خوندین؟ - خدای من -
البته
...خیلی بدم بیاد به یکی بگم آنلاین پول بزنه، اصلا
خدای من، خیلی بده - اینکارو نکن -
داری الکی سختش میکنی، از چی بدت میاد؟
زیاد... گشنیز استفاده میکنی
چی؟ اینجوری باید بفهمم از گشنیز خوشت نمیاد؟
دمپایی صندل با جوراب، شرمنده بابابزرگ
خیلی مشکلسازه - هدف این بازی چیه؟ -
چی؟ در مورد چیزی که... بعدا بهت توضیح میدم ...بچهها، نمیتونم
نه، باید بدونم مال اون چیه، چون خیلی داره
من یه سوال برای گرت دارم
و خبری از قضاوت هم نباشه
تا حالا با مریضهات رابطه داشتی؟
جدا؟
چرا مگان؟ تو تا حالا با دکترهات خوابیدی؟
متخصص پوست حسابه؟
مرحبا
مرحبا - مرحبا -
♪ تا حالا با دکترت خوابیدی؟ ♪
♪ تا حالا با دکترت خوابیدی؟ ♪
واقعا همچین آدمی به نظر میام؟ ...یه آدم چندش
که با مریض خودش میخوابه؟
نه، فقط یه بازی بود داشتیم با هم خوش میگذروندیم
قبول کن شب خوبی بود
آره، ولی شاید نه برای همه
میشه یه چیزی بپرسم، وقتی این شام رو ترتیب دیدی
اصلا به این فکر کردی
که کسایی که قراره دعوع کنی چیز مشترکی با هم دارن اصلا؟
منظورت به جز خودمه؟ چون امیدوار بودم همین کافی باشه
هی
ببخشید اگه احساس تنهایی میکردی... و من خیلی حساب کتاب نکرده بودم
فقط خیلی هیجان داشتم که قراره با دوستام وقت بگذرونی
یه گفتگو احمقانه در مورد مطلقا هیچی
میدونی دوستت مگان چی بهم گفت؟
بهم گفت بهتره خودم رو جمع و جور کنم تا بتونی عشق واقعی رو از لیست زندگیت خط بزنی
همچین چیزی نگفته - آره، نمیدونم کدومش توهینآمیزتر بود -
این واقعیت که هنوز خطش نزدی، یا اینکه به صورت ناخودآگاه
فقط برای گرفتن ارثت با منی
یکم بهت وقت میدم دوباره به حرفت فکر کنی
،من اصلا پول برام مهم نیست گرت واقعا اینجوری به من فکر میکنی؟
...راستش اصلا نمیدونم در مورد امشب
یا اینکه الان رابطهمون کجاست چه فکری کنم
از وقتی که اومدم داخل این آپارتمان اولین باری هست که میای اینجا
که با دوستای مسخرم چرت و پرت بگی
خب، شاید بهتر باشه برم
نقشه خوبیه
بعدا میبینمت
گرت صبر کن، چطوری قراره برم ورمانت
چیپس؟ - آره -
ممنون
تو خوبی؟
آره
نه
نه جواب تلفنم رو میده، نه جواب پیامهام، که عالیه
واقعا خیلی ممنون که باهام اومدین، واقعا ممنونم
یه ماجراجوییه
اگه من قرار بود اولین بار بابام رو ببینم، قطعا دوست داشتم چند نفر باهام بیان
چیه؟
میخوام یکم وزن بگیرم
زیادی دارم خوشگل میشم
مردم کمکم دارن فکر میکنن آدم سطحینگری هستم
دیدی؟ هیچوقت به جوکام نمیخنده
بهش گفتی؟ - چون نمیخندی -
شاید داشتم از درون میخندیدم، نمیدونم
خب بلندتر از درون بخند
خدای من
امکان نداره - واقعا خندید -
خودشه - چی؟ -
هی، میشه به یه آهنگ دیگه گوش بدیم؟
آره، حتما
♪بهم میگن استیسی، بهم میگن جهنم ♪
♪ بهم میگن جین ♪
♪ اسمم این نیست ♪
♪ اسمم این نیست ♪
♪ اسمم این نیست ♪
♪ اسمم این نیست ♪
♪ بهم میگن ساکتی ♪
♪ ولی من یه شورشیم ♪
♪ مری جو لیزا ♪
♪ همیشه همینجوریم ♪
♪ اسمم این نیست ♪
♪ اسمم این نیست ♪
♪ اسمم این نیست ♪
اگه بابام از من خوشش نیاد چی؟
اگه تو از اون خوشت نیاد چی؟
الان مثلا داری بهم قوت قلب میدی؟
اگه نه من از اون خوشم بیاد، نه اون از من چی؟ همین الانم یه بابای اینجوری دارم
خدایا، نینا خیلی خوشگله
گردنش مثل آدری هپبورنه
گوشش رو ندیدی پس
واقعا؟ - جدی میگم، آره -
واو
مثل یه گوی طلایی هست که خدای خورشید درستش کرده
و پوستش
آره
سکستون خیلی خوبه؟
حتی اگه خوبم نباشه، خیلی با خودم حال میکردم
و حس خیلی خوبی بهم میداد
محض اطلاعت، میشنوم چی میگی
تنها چیز بدش اینه که توی خواب حرف میزنه
یه اتاق به اسم الکساندرا رز گرفتیم
و بردلی آکرمن - بردلی آکرمن -
آکرمن؟
...یه ستاره سینمایی - نه -
زود باش
ممنون، مشکلی نیست - خیلیخب -
بردلی آکرمن توی لیست هست؟
نه، بابام همیشه از این اسم استفاده میکرد
میخوایم اتاقمون رو ارتقا بدیم - البته -
هی، قراره یه سوئیت بهمون بدن
عالی
آره، عاله - باشه، ممنون -
عالی
سلام
هی، آمادهای؟
آره
نینا کجاست؟
یه کار ضروری براش پیش اومد
خوشبختانه یه بلیط به نیویورک گیرش اومد
تو خوبی؟
...چطورم؟ این
عالی شدی
آره؟
ممنون
و ممنون که اینجایی
بریم سراغش
عالی میشه
آره
عالی میشه
بیا بریم... خیلی ایده بدی بود
...هی صبر کن، فقط
منو ببین
یه نفس بکش
حالا برو اونجا و باهاش حرف بزن و یادت باشه من همینجام
باشه
لعنتی
لعنتی
هی
گوشی دارین؟
آره
آره؟ بده بیاد
چی؟
میخوام یه سلفی بگیرم
اینجوری بهتره تا اینکه هی به من زل بزنین
...ببخشید، ما
از طرف دولت اومدین؟
ما از طرف اداره مالیات نیومدیم
راستش، من برد هستم، ایشون هم الکس
السکاندرا در واقع
رز
سلام
الکساندرا
سوپرایز
الکساندرا کارولینا رز
اسم کاملم رو میدونی
البته، وقتی به دنیا اومدی یه آهنگ برات نوشتم
اسمش "گلی با نامی دیگر" بود
یه آهنگ عاشقانه غنگین
در مورد تو و الیزابت بود
ضبطش کردی؟
نه، نه، فقط میخواستم تو اون لحظه اینجوری با زندگی کنار بیام
خب، برام سواله از چه نوع موسیقی خوشت میاد؟
همه جورش
این اواخر به یه خواننده مکزیکی گوش میدم و خیلی ازش خوشم اومده
ناتالیا لافورکاد
و یه مدتی هم هست که دارم میرم کلاس پیانو
خیلی سخته توی یه ساز ماهر بشی
یا هر چیز دیگهای
آره، زندگی مثلا
به یاد مادر زیبات
به سلامتی
میشه یه سوالی ازت بپرسم؟
تا حالا شده در مورد من کنجکاو بشی؟
البته
خیلی وقت پیش توی نیویورک یه اجرا داشتم
...و وقتی که توی شهر بودیم، من
اومدم بروکلین و جلوی خونهتون پارک کردم
دیدم که برادرهات از مدرسه برگشتن
و وقتی سم داشت پارک میکرد براشون بوق زد
...و بعد در خونه باز شد و
یه دختر کوچولو اومد بیرون تا به پدرش خوشامد بگه
نه، فکر نکنم هیچوقت همچین کاری کرده باشم
تو رو چرخوند و چرخوند و هردوتون برگشتین توی خونه
...نه این
سموئل هیچوقت همچین کاری با من نمیکنه
شاید به خاطر این حقیقت که پدر واقعیم نیست
تو هستی
حقیقت یه چیز و واقعیت یه چیز دیگه
و آدم باید برای هر دوشون جا داشته باشه
اسم اون چیه؟
برد - برد -
برد آدم خوبی به نظر میاد، اون... دوست پسرته؟
نه - نه؟ -
...نه، اون
یه دوست خیلی خوبه
هی جانی - بله؟ -
آمادهای؟
آره، باید برگردم سر کارم
درسته، آره، حما
میشه بعد از اجرا یکم با هم صحبت کنیم؟
این سخته ولی اگه بخوای میتونیم فردا صبح همدیگه رو ببینیم
کجا میمونی؟- هتل مریهات توی چری-
آره، استیکهای خیلی خوبی میپزن
ساعت 10 صبح
این عالیه
صبح میبینمت
خدافظ الکساندرا
هی، چطور بود؟
عجیب بود ولی همزمان خیلی واقعی بود
آره- صمیمی-
نمیدونم
و یه جور باحال صحبت میکنه
حقیقت با واقعیت متفاوته
وقتی پرسید از طرف دولت اومدیم چی؟
آره- خیلی خفنه-
!میدونم
راستی پرسید دوست پسرمی یا نه
عمرا- آره-
فکر کنم ازت خوشش اومده بود
پس یعنی میخوای بیای ورمانت
چرا نه؟ خوشگله
خب- و گاو دارن و من عاشق گاوم-
و بستنی دارن و پدرم اینجا زندگی میکنه
نه، تو دختر شهری هستی
میخوای شیر گاو بدوشی؟ شوخیت گرفته؟
خودم که شیر نمیدوشم، دیوونه شدی؟
حقیقت یه چیزه و واقعیت یه چیز دیگه
نه، نه، گفتی حقیقت با واقعیت متفاوته
واقعیت چیه؟
خب، حقیقت این لیوانه
واقعیت
یه پیک دیگه لازم داریم
تا الان سه تا از آهنگای «شنید» رو گذاشتیم- باید آهنگ «شنید» باشه-
باید یه تغییر ایجاد کنیم- نه، نه-
همه دکمه ها رو زدی
...حالا دیگه
هی! همینجوری الکی زدی
♪بهم میگن استیسی، بهم میگن جهنم ♪
♪ بهم میگن اون، بهم میگن جین ♪
♪ اسمم این نیست ♪ ♪ اسمم این نیست ♪
♪ اسمم این نیست ♪
♪ اسمم این نیست ♪
باورم نمیشه آهنگ ما رو گذاشت
صداش هیس گفتنت بلندتر از حرف زدنمون بود
زود باش
این اتاق منه
ببخشید
شب بخیر
شب بخیر- شب بخیر-
آره
اول
این مسخرهست- تمومش کنیم؟-
نه
واقعا بوسنده خوبی هستی
ممنونم تو هم همینطور
یکم کمتر از زبونت استفاده کن قلقلکم میشه
باشه
ببخشید که زبون بزرگی دارم و واقعا مسته
اشکال نداره
میدونی که درمورد زبون بزرگ چی میگن- چی؟-
بردلی اکرمن
جونم؟
بیا اینجا
هی
بخشی از وجودم میدونست که نمیاد
آره
ولی گریه نمیکنم
اگه بخوای میتونی
حقیقت اینه که من اسکلم
انتظار داشتم یه غریبه به تمام معنا زندگیم رو درست کنه
ممنونم که اومدی
همیشه جوری صحبت میکنی انگار یه مشکلی داری
کسشره
خیلی باهوش و قشنگ و پر از حس زندگیای
هر دفعه که میبینمت شیفتهت میشم
و اگه گرت و پدرت برای دیدنش کورن اونا بازندهان
ولی لازم نیست باخت ما هم باشه
ولی هست
دیشب محشر بود
ولی اشتباه بود
تو یه دوستدختر معرکه داری- نینا به خاطر کارش برنگشت-
با هم دعوا کردیم و جدا شدیم
سر چی دعواتون شد؟
تو
خب، چرا قبل از اینکه باهام بخوابی اینو نگفتی؟
میدونم باید میگفتم
آره- ...همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد و-
آره
ببخشید
نرو، خواهش میکنم الکس
ببین، گرت پسر خوبیه
...درک میکنم اون
...پیچیده و موفقه و اون...من
فکر نمیکنم عاشقش باشی
حتی به نظرم ازش خوشت نمیاد
فقط حسی که وقتی باهاش هستی- لطفا تمومش کن-
نسبت به خودت داری رو دوست داری
باید درمورد همه کارهایی که بعد از مرگ مادرت انجام دادی
خیلی چرت میگی- دوباره فکر کنی-
بهم میگی چی میخوام و چجوری زندگی کنم
درسته، چون این کار گرته
اشکال نداره
اون شب بحث لیست نبود
به خاطر مبل خرابت ترسیده بودم ...و دوستات
و کتابی که بهت دادم و نخوندی
...ولی بعدش
کل آخر هفته دلم برات تنگ شده بود
کل آخر هفته دلم برای لبخند و کارهای مسخرهت
تنگ شده بود
و متوجه شدم که میتونیم انجامش بدیم من میتونم انجامش بدم
ازم نپرسیدی جانی چی شد
ببخشید...چطور بود؟
خوب نبود
موضوع اینه که
خونه شلخته من، دوستام و کتابایی که میخونم
هویت من هستن گرت
همشون هویت من هستن
زامبی آمریکایی: آخرالزمان خونین
هی
هی
بریم؟
آره
نمیدونم چرا لوکاس ازمون میخواد با املاکی ملاقات کنیم
تا سال جدید نمیتونیم خونه رو بفروشیم
اگه اشکال نداره بپرسم حالت چطوره؟
خوبم، تو چطوری؟ بچهها چطورن؟
دلشون برای تو تنگ شده
آره، منم همینطور
لوکاس کی میاد؟ کلی کار دارم
!من اینجام! هی
سلام، چه خبرا؟
املاکی کجاست؟- نمیاد-
چی؟
میخوام یه چیزی بهتون نشون بدم
...همه چیز درست میشه فقط
چی؟ متوجه نمیشم
کمپ کردن زیر نور ماه کامل
شماره 7 لیست من
خودشه
...خیلی لطف کردی- ...نه کلویی-
بچهها فقط خفه بشین
هردوتون خفه بشین، باشه؟
...باید انجامش بدیم پس
بیاین یه شراب باز کنیم و شروع کنیم
باشه؟
آره
ساعت 10 رفتم اونجا
و نیم ساعت گذشت و بعد یک ساعت
و جانی نیومد و منتظرش نشسته بودی
حتما خیلی سخت بوده الکس
متاسفم
کاملا تعجب نکردم
ازش خوشم میومد
ولی با اینکه باهام صحبت کرد حس میکردم
باهام صادق نیست، میدونین؟
به بابا زنگ زدی؟ از وقتی برگشتی؟
...درک می کنم تو...آماده نیستی ولی
همش از تو خبر میگیره
یادته گفتی فهمیدن ماجرای جانی
رابطه تو و بابا رو توجیه میکنه؟
منم همین حس رو داشتم
ولی برای من تو و مامان بودین
رابطهتون
رازهاتون و شوخیهای خصوصیتون
مثل کلابی که بقیهمون اجازه ورود نداشتیم
یه لحظه به این فکر کن که بابا چه حسی داشته
من و لوکاس چه حسی داشتیم
همچین حسی داشتین؟
...من
اصلا نمیدونستم
فکر کنم یه پیک دیگه لازم دارم
یه چیزی یادم اومد
جولیان، این بالا چیکار میکنیم؟
آره
اینجاست
آخرین باری که هممون این بالا بودیم کیه؟
خیلی وقت پیش
محشره
هنوز اینجاست
خدای من رفیق، چی؟
جولین، شرور خان این همه مدت هیچی نگفتی؟
ببین، حتی آدمای سخت گیر هم باید بعضی وقتها خوش بگذرونن
به نظرتون خراب نشده
حدودا 15 ساله اینجاست
فقط یه راه برای فهمیدنش هست
خب، جولین میومد این بالا دنبال جاسازش
تو چی لوکاس؟ تو این بالا چیکار میکردی؟
باکرگیم رو از دست دادم
اونجا روی اون تشک
با ولری هافمن
ولری هافمن؟
آره
رفیق خیلی از سرت زیاد بود
رفیق میدونم
نمیدونم فقط یه بار بود- قطعا-
تنها چیزی که یادمه
اینه که تمام مدت صدای اپرا از تلویزیون پایین میومد
تو چی خواهر کوچیکه؟
رازی هست که باید بدونیم؟
قبلا با دوستام شبنشینیهای باحالی داشتیم
و یه شب هممون همه چیزهایی که میخوایم
توی زندگی بدست بیاریم رو نوشتیم
مثل لیست؟
آره
و الان اینجاییم
الکس؟
بله؟
چه شکلین؟
دیویدیهایی که مامان برات گذاشته
آمادهای؟- آره-
تابستونی که تو و برادرات
ایستگاه ترکیبی کارواش و لیموناد زده بودین
و برادرهات فکر میکردن همه پولها میره توی حساب بازیهای ویدیویی
ولی اینها رو همه جا آویزون کردین
تا بالاخره همه فهمیدن
و پولش رسید به انجمن بشریت
چی؟ فکر میکردم قرار نیست بری ماشپیت
باشه
فقط به مغازه تتو و وسیله نقلیه نزدیک نشو
دوست دارم زندگی خوبی داشته باشی
باید خودت رو از این گودالی که توش افتادی نجات بدی
من اونجا نیستم که نجاتت بدم ولی یه چیزی میذارم که بهت کمک کنه
کلبهای که اجاره کردیم رو یادته؟
و شبها همگی رو ایوون مینشستیم
و به ماه و ستارهها نگاه میکردیم
و انگار تنها وقتی که صحبت نمیکردیم و دعوا و بحث نمیکردیم همون بود
و بعضی وقتها روی پای بابات میخوابیدی
و همه چیز آروم بود
فقط لحظهای برای تجربه شگفتی
و بازتاب خود، تا قدر چیزهایی که داریم رو بدونیم
و بیشتر از همه قدر همدیگه رو بدونیم
سلام
هی بابا
خیلی خوشحالم میبینمت
...توی راه برگشت به خونه بوق زدم
از خونه دوییدی بیرون و منم بلندت کردم و چرخوندمت
دسامبر
آقای سالیوان
الکساندرا، خوشحالم میبینمت
حتی با اینکه از دیدن من خوشحال نیستی
ببخشید، آخه فکر میکردم آقای اکرمن بیان
بردلی سلام رسوند
حالا که شریک کامل شده برنامهش خیلی شلوغتر شده
ببخشید، گفتین شریک شده؟
اومد توی دفترم و بهم التیماتوم داد
نمیتونستم تصمیم بگیرم که پرتش کنم بیرون
یا بپرسم چرا انقدر لفتش داده
فکر کنم این برای اونه
چیزی نیست، کراواته
و پیشبند، یه شوخی بین خودمونه
حتما میرسونم به دستش
خب، وقتی الیزابت ایده این موضوع رو بهم گفت
بهش گفتم دیوونه شده
اونموقع بود که فهمیدیم کسی مثل بردلی
باید ترتیب کارها رو بده
در هر صورت امیدوارم این سال اخیر خیلی اذیت نشده باشی
...لحظات سختی داشتم ولی
فکر کنم همین مهم بوده
آقای سالیوان، موضوع اینه که
نتونستم اون لیست رو تکمیل کنم
مثل اینکه عشق واقعی همچنان از من فرار میکنه
عشق واقعی سخته
از همه زنهای سابقم بپرس
جایزه دلداری نداریم؟
مثلا کوپن کلاب مد؟
نه متاسفانه- آره-
فقط این
مادرت فکر میکرد منصفانه نیست
که انتظار داشته باشه در وقت محدود عشق واقعی رو پیدا کنی
و نقل قول میکنم: امیدوارم کوتاه نیاد
اینم ارثیهت عزیزم
خونه؟
از همون اول آرزوش این بود
...چرا باید انقدر هندی بازی درمیاورد
یه حساب کوچک هم هست
اگه برای اسبابکشی آماده نباشی پول مالیات و تعمیر خونه رو میپردازه
میتونی تا اونموقع اجاره بدی
کاملا به خودت بستگی داره
وای، داری گریه میکنی
من بلد نیستم آرومت کنم
بذار دستیارم رو صدا بزنم
خیلیخب
الکس، عزیزم
مامان
رسیدیم به اینجا موفق شدی
تقریبا
هیچوقت بهت شک نداشتم
میخوام بهت بگم اینکه مادرتم
شادی زندگی من بوده
و حالا یه آغاز دوباره داشتی
و دیگه نمیخوام اذیتت کنم دیگه لیست و اولتیماتومی در کار نیست
تو میتونی
فقط یه چیز دیگه مونده
زندگی قشنگ و پیچیده و بهمریختهست
و بعضی وقتا اونجوری که فکر میکنی باید باشه به نظر نمیرسه
و اشکال نداره
ادامه بده و همیشه شجاع باش
باشه
و برای عشق حقیقی
اعتراف میکنم که هیچوقت درکش نکردم
ولی اینو میدونم
عشق ارزش جنگیدن رو داره
فهمیدی؟
هی مامان- سلام-
برات چای درست کردم
عزیزم، ممنونم
خواهش
داری با اون چیکار میکنی؟- دارم روی یه پروژه کوچیک کار می کنم-
میبینیش
خیلی دوستت دارم بچهجون همیشه و تاابد
اینو فراموش نکن
منم دوستت دارم مامان
خدافظ
!لعنتی
♪
زویی، 4 سوال درمورد عشق حقیقی چی بود؟
♪
گوه توش
♪
داری چیکار میکنی؟
به نظرت دارم چیکار میکنم؟
چرا جواب زنگهام رو ندادی؟ میخواستم ازت عذرخواهی کنم
خب، عذرخواهیت رو پذیرفتم
و منم عذر میخوام ولی لازم نبود بزنی به ماشینم
میشه بریم داخل؟ لطفا، باید باهات صحبت کنم- فکر نمیکنم ایده خوبی باشه-
...ولی- واقعا فکر نمیکنم ایده خوبی باشه-
با همه اتفاقاتی که بینمون افتاده متاسفم ولی
آشتی کنیم و دوباره دوست بشیم؟
عمرا بتونم
ولی نگفتم میخوام دوست باشیم
خب، این مشخص شد
شب خوش
میخوام چیز بیشتری باشیم
خیلی بیشتر
آخرین باری که دیدمت نمیخواستی
شاید میخواستم ولی برای فهمیدنش زیادی گیج بودم
و شاید باید چندتا سوال مهم رو از خودم میپرسیدم
درواقع 4تا
اونا رو نوشتی؟
یک: مهربونه؟ منظورم تویی
پرسیدن نداره، مثل سگ مهربونی
مثل یه لابرادور رتریور میمونی
وقتی بچه بودم داشتم
دو: میتونم هر چیزی توی دلمه بهش بگم؟
معلومه
از روزی که همدیگه رو دیدیم بدون سانسور همه چیز رو بهت گفتم
سه: بهم کمک میکنه بهترین ورژن از خودم باشم؟
اینکه مشخصه
فکر میکنی امکانش بود که بدون تو
میتونستم سال پیش رو بگذرونم؟
...این کارها رو
بدون تو انجام بدم؟
و چهارمی؟
مهم نیست چهار: میتونی اون رو به عنوان پدر بچههات تصور کنی؟
تنها چیزی که مهمه اینه که جوابم مثبته
چهار از چهار
خب حالا چی میشه؟
چیزایی که میگن حقیقت داره
شرکای ارشد بهتر میبوسن
همه چیز رو بهتر انجام میدیم- همه چیز؟-
5-4
3-2-1 !سال نو مبارک
سال نو مبارک بردلی اکرمن
کی فکرشو میکرد؟
سال نو مبارک
سال نو مبارک
به سلامتی، عشق زندگیته؟
آبروم رو نبر
سال نو مبارک زویی
سال نو مبارک عشقم
عاشقتم
ازرا
خانم رز- سال نو مبارک-
سال نو مبارک
قراره بره دانشگاه پرسنز
!امکان نداره- باورت میشه؟-
آره- اینو بهم نگفته بودی-
آره- فوقالعادهست-
سلام کلی، سال نو مبارک بچه چطوره؟
بزرگه
سلام بابا
سال نو مبارک- سال نو مبارک عزیزم-
واقعا خوشحالم که اینجایی- خوبه که اینجام-
خدای من، آقای هاورد و بابا
حواسم بهت هست- بر علیهم توطئه نچینین-
میچینیم، دیگه کارت تمومه
همچین چیزی نداریم- دیگه تمومه-
دارن اذیتت میکنن؟- ...دارن اینو میسازن-
بهم نگفته بودی که دوست پسر سابقت بازی زامبی آمریکایی آخرالزمان خونین رو ساخته
اون بازی خیلی غیراصل و خسته کنندهست- خوب جمعش کردی-
بعد از 36 ساعت بازی کردن همچین حسی داشتم
خب، هی همگی
جمع بشین خوشگذرونای خوشگل بیاین اینجا
میخوام به سلامتی بنوشم
خیلی محشره که توی این خونهام
خونهای که من و لوکاس و الکس توش بزرگ شدیم
همونطور که همتون میدونین سال راحتی نداشتیم
ما رو آزمود
بنابراین از دوستای قدیمی
دوستای جدید و از مادر عزیز و دوستداشتنیمون ممنونم
!سال نو مبارک
!سال نو مبارک
به سلامتی
فیلامینگو را در اینستاگرام دنبال کنید filamingo.official N3D ، JackDaw :مترجم
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.