All language subtitles for A Working Man

af Afrikaans Download
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional) Download
co Corsican
hr Croatian Download
cs Czech
da Danish Download
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian Download
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫امروز روز سختیه. ‫کل روز رو بازرسی داریم.

‫فرم پر کنیم، فرم باطل کنیم، ‫تحویل بار، همه‌شونم میخوان کارمونو راه بندازن

‫اگه امروز خوب کار کنین، ‫یه پاداش توپ براتون دارم.

‫و اینکه با همون تعداد انگشتی که اومدیم، ‫با همونم برمی‌گردیم خونه.

‫عصر بخیر!

‫عصر بخیر!

‫کسی امروز ازت پول نخواسته؟

‫نه. چطور؟

‫چون ظاهراً من تنها آدمِ

‫این خونواده‌ام که می‌تونه ‫حساب کتاب فروشنده‌ها رو انجام بده.

‫اوه، ببخشید!

‫فکر کنم ما پدر و مادر بدی هستیم، عزیزم، نه؟

‫چون مجبورش می‌کنیم چند ساعت کار کنه.

‫نه دیگه امروز.

‫نظرت چیه اون ‫پرداختی‌ها رو انجام بدی، هان؟

‫یه صف کامیون اون بیرون ‫دارم که باید پولشونو بدم.

‫می‌تونی به من پول بدی.

‫بابت چی بهت پول بدم؟

‫بابت 19 سال اجاره و ‫خورد و خوراک مجانی و دبیرستان و دانشگاه و لوازم آرایش؟

‫کلاس‌های کاراته.

‫جدی؟

‫می‌خوای ادامه بدم؟

‫نه، باشه.

‫حله.

‫بابا.

‫چیه؟

‫امروز اوضاع خیلی قاراشمیشه.

‫می‌دونم.

‫می‌تونی سه تا کار رو همزمان هماهنگ کنی؟

‫راست میگه

‫سلام، بله، گارسیا هستم ‫از شرکت ساختمونی فامیلی.

‫بله، کارلا صحبت می‌کنه.

‫یه کم منو پشت خط نگه داشتین.

‫پس امروز بارها رو تحویل می‌گیریم، درسته؟

‫پاپی، بیا اینجا.

‫بله، یه لحظه.

‫این چیزیه که برای امشب لازم دارم.

‫خیلی زیاده

‫چی هست؟

‫واسه عروسیته یا چیزی؟

‫نه، واسه امشبه.

‫آره.

‫ترم رو تموم کردیم، ‫می‌خوایم جشن بگیریم.

‫یعنی، تو فقط یه ترم رو تموم کردی.

‫درسته.

‫یه اتفاق مهمه.

‫هست؟

‫بله.

‫این یه رسمه؟

‫ببین، می‌تونست بدتر باشه. ‫۲۳:۳۸

‫باشه؟

‫ببین، دارم پول جمع می‌کنم.

‫آره.

‫اینجوری یه ون پارتی جور می‌کنیم.

‫یا خدا

‫یه اتاق خصوصی برای شام رزرو می‌کنه.

‫فقط دارم مثل چی پول جمع می‌کنم

‫آره.

‫فقط یه کارت بانکی می‌خوام که ثبت شده باشه.

‫میکا، نمی‌تونم.

‫من... میکا.

‫باشه.

‫قبوله.

‫لازمش ندارم.

‫هر چی می‌خواد بهش بده.

‫نه، حالم خوبه.

‫خودم می‌تونم از پس کارام بربیام.

‫اوه، نه، نه.

‫کسی شک نداره

‫همه به یه ون پارتی نیاز دارن.

‫مگه نه؟

‫بعد از اینکه یه ترم رو تموم می‌کنن.

‫مرسی.

‫ببخشید.

‫اون باید برگرده سر کارش.

‫گمشو از اینجا.

‫به تو ربطی نداره.

‫حالم خوبه، رئیس.

‫خوبم.

‫پنج دقیقه.

‫10 دقیقه.

‫20 دقیقه.

‫هی!

‫اوضاعت چطوره؟

‫صبح بخیر.

‫برو بیرون از اینجا.

‫برو بیرون.

‫برمی‌گردم.

‫بزن بریم.

‫فکر نکنم بتونی این کارو بکنی.

‫باید برگردیم سر کار.

‫یا ابوالفضل!

‫این یه چیز نظامیه؟

‫تو هیچی ندیدی.

‫بابات می‌دونست که سکته می‌کنه

‫فکر می‌کنی این درست نیست؟

‫ببین، پدربزرگ من، چترباز بود.

‫بهم یاد داد چطور انگشت‌ها رو بشکنم.

‫حیوون‌ها رو چک کن.

‫انگشت‌ها رو بشکنی؟ ‫۲۳:۳۹

‫آره.

‫مامان بزرگ برات تینگا درست کرده.

‫مرغ ریش‌ریش شده.

‫خوشمزه‌س.

‫و مامان بزرگ برات چند تا ‫ترتیلای دست‌ساز مامان‌بزرگی هم درست کرده.

‫چرا همیشه همه می‌خوان به من غذا بدن؟

‫اگه ما ندیم، تو فقط ‫کنسرو ماهی تن و کره بادوم زمینی می‌خوری.

‫تو چیزی ندیدی، باشه؟

‫آدم‌فروشا خودشون لو میرن

‫اگه مجبور شدم باهاش روبرو بشم، هوامو داشته باش.

‫باشه، جنی.

‫می‌بینمت.

‫همه ما به روش‌های مختلفی با پول زندگی می‌کنیم،

‫همچنین شرایط اقتصادی ‫و زندگی متفاوتی داریم

‫یه چیز ما رو ‫در زمان بحران هماهنگ می‌کنه.

‫تا زمانی که شونه به شونه هم باشیم

‫مرسی!

‫تغییر کوه خودشو می‌طلبه

‫ما فقط قدرت کافی نداریم.

‫..

‫آره شب به تعهدم!

‫خدا برکت بده

‫ما ممکنه متفاوت باشیم، ‫ولی هنوز یه خانواده‌ایم.

‫دوست دارم بابا.

‫منم دوست دارم عزیزم.

‫تو کامیون.

‫مناسبتش چیه؟

‫مناسبتی نیست. ‫مردیت داره از چند تا دوستاش پذیرایی می‌کنه؟

‫آره.

‫نمی‌دونستم امروز روز ملاقات توئه.

‫می‌تونی بذاری بمونه.

‫آره، خواهش می‌کنم دکتر راث، ‫لازم نیست این کارو بکنیم.

‫وقتی مادرش بهت نیاز داشت اونجا نبودی

‫و وقتی مردیت بهت نیاز داشته باشه هم نیستی

‫اما من خواهم بود.

‫اوه، می‌دونم.

‫می‌خوای بهم مشت بزنی.

‫این تنها جوابی‌ایه که داری.

‫خشونت.

‫تو یه پدر و مادر ناامنی.

‫تو یه قاتلی.

‫نمی‌تونی تظاهر کنی که نیستی.

‫ببخشید، دکتر راث.

‫امروز روز منه.

‫پدربزرگت کجاست ‫که تو روز من مهمونی گرفته؟

‫خیلی گرسنمه. چیزی نخوردم.

‫منتظر تو بودم.

‫بودی؟

‫آره. ‫۲۳:۴۰

‫باشه.

‫بزن بریم.

‫ممنون.

‫ممنون.

‫لذت ببر.

‫ووو!

‫لازم نیست تو چیزی بخری.

‫بیخیال.

‫بازش کن.

‫مامانه.

‫من اون عکس رو با ‫دوربین فیلمی که بابام بهم داد گرفتم.

‫پدربزرگ همه عکس‌های مامان رو برداشته.

‫بعضی وقتا یادم میره چه شکلی بود.

‫شبیه توئه.

‫بابا، می‌تونم یه چیزی بهت بگم؟

‫هرچی.

‫من از مامان عصبانیم.

‫به خاطر مردن یا ترک کردنمون.

‫اشکالی نداره.

‫منم همینطور.

‫اما الان می‌بینیمت.

‫از وقتی به زمان ملاقات من ملحق شدم، مهمونی راه انداختن.

‫بهم زل می‌زنن و می‌خندن.

‫داره اذیتت می‌کنه.

‫امیدواره یه مشت بزنی.

‫نه.

‫اونوقت اون برنده میشه.

‫وکیل طرف مقابل ادعا می‌کنه ‫که تو PTSD درمان نشده داری.

‫و آسیب مغزی ناشی از ‫خدمت سربازیت.

‫که تو رو در معرض خطر خشونت قرار میده.

‫من 22 سال به بریتانیا، کشور محل تولدم، خدمت کردم.

‫به خاطرش آدم بده شدم؟

‫بدتر هم میشه.

‫اونا درخواست ملاقات تحت نظارت دارن.

‫و کاهش ملاقات از ‫دو ساعت در هفته به یک ساعت در هر دو هفته.

‫باید با این بجنگم.

‫من ده هزار تا پس‌انداز کردم.

‫از خوابیدن تو کامیونت؟

‫دادگاه از ‫نداشتن یه محل سکونت ثابت خوشحال نمیشه.

‫آره، یه کاریش می‌کنه.

‫چرا دکتر راث اینقدر ازت متنفره؟

‫فکر می‌کنه من دخترشو کشتم.

‫کشتی؟

‫خودکشی بود.

‫من خارج از کشور در ماموریت بودم.

‫اون تمام عمرش با افسردگی جنگید.

‫تا حالا چیزی در مورد جنگ فرسایشی شنیدی؟

‫دشمن رو آروم آروم از پا در میاری.

‫این یارو یه تیم وکیل داره ‫که ساعتی هزار دلار می‌گیرن. ‫۲۳:۴۱

‫که خونت رو می‌مکن تا وقتی ‫که تبدیل به خاک بشی و با باد بری.

‫بهترین کاری که می‌تونیم بکنیم ‫مذاکره برای یه تسلیم شدنه. ‫۲۳:۴۱

‫تو دختر داری؟

‫هی، اینا رو از کجا آوردی؟

‫یه فامیل دارم.

‫اینجایی؟

‫تو ماشینمم.

‫فقط اومدم یه دوری بزنم.

‫ساعتمو پُز بدم و زنجیرمو به رخ بکشم.

‫اوکی.

‫بهش بگو مغز متفکرش منم.

‫شوخی می‌کنم.

‫همینجوری گفتم.

‫مرسی.

‫جنیه.

‫جانی.

‫الان خیلی ازت بدم میاد.

‫نخند.

‫وای خدای من، قیافه‌م خیلی داغونه. ‫نمی‌تونم اینجوری برم بیرون.

‫جنی گم شده.

‫منظورت چیه، گم شده؟

‫جمعه با دوستاش رفت بیرون.

‫شنبه نگران شدیم ‫واسه همین به پلیس زنگ زدیم و

‫بعدش یکشنبه، یکشنبه شب ‫رسیتال پیانو داشت.

‫نصف فامیلمونو دعوت کردیم.

‫دختر عمومون دنورا ‫یه سروان پلیسه تو فیلی

‫و میگه اونا ‫اینجور پرونده‌ها رو پیگیری نمی‌کنن.

‫یه گزارش می‌گیرن و بی‌خیالش میشن.

‫می‌تونی کمکمون کنی؟

‫من می‌تونم این طرف رو رو به راه نگه دارم.

‫نه، کمکمون کن جن رو پیدا کنیم.

‫بابام عضو نیروهای ویژه بوده.

‫از یه فرسخی می‌تونم شماها رو تشخیص بدم.

‫شما آدم بدا رو شکار می‌کنین.

‫از هواپیما می‌پرین بیرون.

‫اون آدم بدا رو گیر می‌ندازین.

‫من الان یه آدم دیگه‌ام.

‫خیلی خب، باشه...

‫صد تاش می‌کنم.

‫بیا، این پنجاه تا.

‫بگیرش.

‫بیست تای دیگه هم برای خرج و مخارج داریم.

‫زود باش، بگیرش دیگه مرد.

‫متاسفم.

‫دیگه اون آدم سابق نیستم.

‫فهمیدم. خودمم.

‫منو نکش.

‫سیخ کباب دستمه.

‫اگه یه فوت اونورتر شلیک می‌کردی، ‫کارم تموم بود.

‫اگه می‌خواستم مُرده باشی، مُرده بودی.

‫می‌دونی، برای من... ‫۲۳:۴۲

‫...بین روز و شب فرقی نیست.

‫واسه همین مجبور شدم خودم یه فرقی بذارم.

‫یه مرز سفت و سخت برای دنیای خاکستری.

‫نتونستم چشماتو نجات بدم.

‫متاسفم.

‫این خیلی عذابم میده.

‫نه.

‫تو جونمو نجات دادی.

‫جویس داشت تو حیاط پشتی ‫پلاک خاک می‌کرد اگه تو

‫سر و کله‌ت پیدا نمی‌شد و ‫حالمو جا نمی‌آوردی.

‫اسمش چیه؟

‫جنی.

‫جنی. باشه.

‫دختر خوبیه؟

‫خیلی دختر خوبیه.

‫ببین، اگه می‌خوای این کارو بکنی، باید قفل کنی.

‫باید تا تهش بری.

‫نصفه نیمه نه.

‫اما اگه رفتی...

‫خدا به دادشون برسه.

‫به جنی گفتم که یه کوچولو سینه دارم.

‫خب، اوم...

‫...دلم برات تنگ شده.

‫اوم... ...نگرانت میشم.

‫ولی مجبور نبودی بیای اینجا و ‫وانمود کنی... ...که...

‫...به اجازه من احتیاج داری.

‫...برای کاری که ‫خودت قبلا تصمیمشو گرفتی.

‫کارلا.

‫ممنون که اومدی.

‫کجاست؟

‫طبقه بالا. اولین در سمت چپ.

‫سونات مهتاب.

‫آره. قشنگه.

‫بورسیه موسیقی رو ‫رد کرد تا بره دانشکده بازرگانی.

‫می‌خواست مثل یه ستاره پاپ بشه.

‫فقط...

‫...یه توسعه‌دهنده بزرگ بشه.

‫و میشه.

‫آره.

‫نه.

‫نه، مرسی.

‫خونواده‌ت به امید نیاز دارن.

‫ولی من نمی‌تونم اینجوری باهاشون روبرو بشم.

‫وقتی همسرم فوت کرد...

‫...و من از تفنگداران دریایی ‫جنگ اومدم بیرون... ...خیلی‌ها ‫از من قطع امید می‌کردن.

‫خیلی‌ها از من قطع امید می‌کردن.

‫...و اون مک رو زنده زنده قاطی نکرد...

‫...یه دختر کوچولو.

‫...دختره بزرگ میشه ‫و دوباره مثل قبل میشه. ‫۲۳:۴۲

‫مادر فروتنت.

‫...به مردم خدمت خواهد کرد. ‫۲۳:۴۲

‫...با مهربانی.

‫...من از گم شدن و اینکه مادرم چقدر بی وفاست، به شدت خسته ام...

‫...من معتقدم که یک جامعه این توانایی رو داره که فردا راهی برای خروج پیدا کنه.

‫...در طول روز، فرار شما رو حل خواهد کرد.

‫...وقتی که زندگیش اسم اون رو فریاد بزنه... ...انگار که در شب.

‫اوه یو، خونه رو اشتباه اومدی بچه. گورتو گم کن.

‫سلام جانی. میخوای مسابقه بدیم؟ ببینیم کی میبره؟

‫دست‌ها بالا. این دست‌ها بالاست. انگشت‌هات رو پشت سرت بذار.

‫تو پلیسی؟ کاش پلیس بودم.

‫تو یه بچه ماجراجویی. دختره کجاست؟

‫کدوم دختر؟ دختر گمشده.

‫همونی که دوستت از پشت بار کشید بیرون.

‫به پلیس‌ها گفتم. در رفت. مست بود یا یه همچین چیزی.

‫اون بی‌مصرف لعنتی نمی‌تونه جلوی خودشو بگیره؟ مشکل منه؟

‫آدما دروغ میگن.

‫تو دروغ میگی جانی؟ من به آدما اعتماد ندارم. من به زیست‌شناسی اعتماد دارم.

‫همه‌مون یه جور ساخته شدیم.

‫گورتو گم کن.

‫لعنت بهت!

‫اشکالی نداره؟ آخه تو وان حمومی.

‫این فقط یه حوله خیسه، اما آدرنالین باعث میشه قلبت تند بزنه.

‫لعنت بهت!

‫اینجوری هوای بیشتری مصرف می‌کنی. و سیستم هوا بهت میگه که داری غرق میشی.

‫اتوبوس‌ها میدونن که تو بالای وان مواد میفروشی. از صندوق دزدی می‌کنی.

‫لعنت بهت!

‫یو، اینا یه لِوِل دیگه ان. کل خاندان آدمو نابود می‌کنن.

‫قبول. فقط بدون که داری بهم اسم میدی.

‫انتخاب خودته، هال.

‫جانی! کجایی داداش؟

‫منتظر مهمونی؟

‫آره لعنتی، منتظرم.

‫درو باز کن. می‌کشمت لعنتی.

‫روس‌ها.

‫متاسفم، متاسفم که مجبور شدم خودم رو توی یه عالمه دستاورد غرق کنم.

‫کاش می‌تونستی منو ببینی، کسی که واقعا هستم.

‫مثل تو قوی.

‫من اینجا چیکار می‌کنم؟

‫بهتره خودت ببینی، رئیس. این مشکل بزرگی نیست. عادیه.

‫شما دوتا چه غلطی کردین، هان؟

‫چرا به همدیگه شلیک کردن؟ این خیلی غیرحرفه‌ایه.

‫جانی کنترلی نداره. آدم گنده‌ایه.

‫شاید دیوونه‌بازی درآورده و بعدش وقت بنگ بنگ شده.

‫وقت بنگ بنگ.

‫آره.

‫وقت بنگ بنگ. ‫۲۳:۴۳

‫متوجه چیز متفاوتی نشدی؟

‫موهات.

‫احمق.

‫پول لعنتی من کجاست؟

‫فکر کردی این یه دزدیه؟

‫غیرممکنه. هیچکس از ما دزدی نمی‌کنه. هیچکس اونقدر احمق یا دیوونه نیست.

‫این یه شاتگانه، مرد.

‫شاتگانی می‌بینی؟

‫9 تا بسته کم شده.

‫90,000 دلار از پول لعنتی ما.

‫این پول سیمونه.

‫ولش کن. من به پلیس زنگ می‌زنم.

‫عزیزم.

‫سلام، بابا. چیکار می‌کنی؟

‫هیچی. فقط...فقط یه کم کار.

‫تو مدرسه‌ای؟

‫آره.

‫مگه نباید از مدرسه به من زنگ بزنی؟

‫نه.

‫همه چی خوبه؟

‫آره، فقط خواستم سلام کنم. دوستت دارم، بابا.

‫منم دوستت دارم.

‫خداحافظ.

‫در لعنتی خودش باز میشه.

‫بیا یکم بخواب.

‫فکر می‌کنی پول از آسمون میاد؟

‫امیدوارم ناراحت نشی.

‫گرسنه‌م بود.

‫فکر کردم می‌تونیم یه کم گپ بزنیم.

‫چسب رو باز می‌کنم.

‫و اگه نتونی صداتو کنترل کنی...

‫...میری تو آب.

‫و اون موقع می‌فهمی من کی‌ام.

‫باید بفهمم؟

‫تو اصلا نمی‌دونی داری با کی درمی‌افتی.

‫خودتو خوشحال کن. بهم بگو.

‫واریو زاکونی.

‫اسم ما رو شنیدی؟

‫شنیدم.

‫واقعا؟

‫جنگ.

‫برادرها.

‫انجمن دزدها.

‫این روزا گانگسترهای روسی هرچی دوست دارن خودشونو صدا می‌کنن.

‫تو معلومه یه کاره‌ای هستی.

‫سربازای زیادی رو سلاخی می‌کنی.

‫پول زیادی می‌دزدی.

‫یه سوءتفاهم بود.

‫من برادر هیرانکم.

‫تو.

‫و هرکی با تو مرتبطه... ‫۲۳:۴۴

‫...تا سه نسل شکار خواهد شد.

‫حدس می‌زدم.

‫همه‌مون می‌دونیم این چیزا چجوری پیش میره.

‫تو تمیز نگهشون نمی‌داری. ‫۲۳:۴۴

‫گُه خوردی!

‫این به خاطر سیلی‌ای که امروز صبح به اون زنه زدی.

‫اون زن، زن من بود.

‫اینم به خاطر سیلی زدن به زنت.

‫بیا، اینم پولت.

‫بیا، اینم پولت.

‫تو که دزد نیستی.

‫من کاری به کار و بارت ندارم.

‫دنبال یه دختر جوونم.

‫باید پول بنزینمم بدی.

‫نمی‌فهمم.

‫همون باری که توش کارای کثیفتو می‌کنی؟

‫یه دختر نوزده ساله رو دزدیدن.

‫دنبال اونم.

‫بگو.

‫بگو.

‫بگو.

‫میندازمت تو دریاچه.

‫تو این تیکه رو دزدیدی.

‫کجاست؟

‫بیا خونه پیش من.

‫بهتره صداتو بیاری پایین.

‫منظورم دختره‌ست.

‫و همه به کار و زندگیشون می‌رسن.

‫یه دختر.

‫همه‌ی اینا واسه یه دختره؟

‫هیچکی سه نفرو نمی‌کشه که یه زن بفروشه.

‫هیچکی.

‫من نمی‌خوام بفروشمش.

‫می‌خوام برش گردونم خونه.

‫تا این کارو نکنم ول نمی‌کنم.

‫تو کی هستی؟

‫تو چی هستی؟

‫گُه خوردی.

‫گُه خوردی.

‫گُه خوردی!

‫باشه، دیگه تمومه.

‫وایسا!

‫صبر کن!

‫تو.

‫تو.

‫میندازمت تو دریاچه.

‫تو این تیکه رو دزدیدی.

‫کجاست؟

‫بیا خونه پیش من.

‫چرا دِمی؟

‫پدر.

‫پول می‌گیره.

‫پول می‌ذاره.

‫بدون ترس می‌کشه.

‫سوال اینه که چرا؟

‫جیمی اهل بیزینس نیست. شیطنت رو به کار سخت ترجیح میده. ‫۲۳:۴۶

‫هر روز به قلب باباش می‌شاشه.

‫هر روز گُه میزنه به هیکل باباش. این مرتیکه رو پیدا کن.

‫اسم من جنی گارسیاست. بابام جوئه. مامانم کارلا.

‫شما دختر اشتباهی رو گرفتین. این یه اشتباهه. اونا واقعی نیستن.

‫تو واقعی نیستی؟ این گُه بازیا واقعیه.

‫غذای کوفتیتو بخور. لباسای کوفتیتو بپوش و خفه شو!

‫گُه خوردی!

‫تا حالا دیدی یکی بمیره؟ هان؟

‫چشماشون... چشماشون یهو کدر میشه.

‫اوه، تو خیلی کوفتی خوشگلی. هان؟ مگه نه پرنسس؟

‫غذای کوفتیتو بخور!

‫...ساوث هوپس 78، لوکیشن کنار رود شیکاگو، درست پایین روزولت.

‫من عاشق این ایده‌ام که تو مذاکرات جدی برای یه استادیوم جدید تو ساوت باشیم...

‫چه خبر، گربه؟ داری پول پارو می‌کنی با پیمانکاری؟

‫اوه آره. بیشتر بتن‌ریزی می‌کنم.

‫من دیگه از بازی اومدم بیرون. بی‌خیال، الان دیگه پول مالیاته.

‫با گانی حرف زدی؟ حالش چطوره؟

‫چند روز پیش دیدمش. خوشحال بود.

‫خب، تو هیچوقت بهم زنگ نمی‌زنی مگه اینکه یه چیزی بخوای، پس... چی می‌خوای؟

‫دنبال یکی می‌گردم به اسم دِمی. احتمالا دیمیتری.

‫آره.

‫رفیق فاب. پر از مَن مَن. کله‌گنده.

‫اون یه کله گنده‌ی رده بالاست، گربه. مام، تو کاپیتانی.

‫رپر درست حسابی، گردن کلفت. آدمی نیست که بخوای باهاش دربیفتی.

‫نه، هیچوقت. این دمی. ممکنه تو قاچاق انسان دست داشته باشه.

‫میشه "ناتوس" رو چک کنی؟ و بعد "سی‌آی‌سی"؟

‫چیزی پیدا نکرد.

‫باید حواسمو جمع کنم. ولی یه بار هست به اسم "هتیز"

‫تو جولیت که واسه روسا مت میفروشن.

‫شاید اونجا یه آبجو خورده باشه.

‫ایول. دمت گرم.

‫اوه، سلام غریبه. کجا بودی؟

‫سعی داشتم یه پولی دربیارم.

‫می‌دونی. شایعه شده که تو...

‫شایعه شده که تو اونقدر نشئه بودی که تصادفی

‫مایک گنده رو تو یه خونه‌ی مواد کشتی و انداختی گردن یه گروه دزد.

‫خفه شو لعنتی.

‫داچ بفهمه کسی داره با روسا حرف می‌زنه،

‫ولی خودش نه، رسما دیوونه میشه.

‫این یارو رو می‌شناسی؟

‫نه، تاحالا ندیدمش.

‫ازش خوشم نمیاد. شبیه پلیساست.

‫یه تفنگ تو جیبش داره. یه چیزی شبیه 38. می‌بینیش؟ ‫۲۳:۴۷

‫آره بابا.

‫نوبت توئه، بچه.

‫...

‫...

‫... ‫۲۳:۴۷

‫نمی‌دونم چرا از من بدت میاد، ولی عاشق زنمی.

‫دنبال چیزی می‌گردی؟

‫من فقط دنبال جنس دارویی‌ام، داداش.

‫دلیلی داره که اسلحه داری، رفیق؟

‫پول همراهمه. ‫دوس ندارم به یه چاقوکش ببازمش.

‫این پلیسه.

‫تو پلیسی؟

‫نه.

‫تو چی؟

‫جیب‌هاتو خالی کن، رئیس.

‫ببینیم اون نشان کوفتی رو داری یا نه.

‫شنیدی چی گفت.

‫بذارش رو میز.

‫همین حالا، لعنتی.

‫من نیومدم اینجا که بهم بی‌احترامی بشه.

‫خیلی خب، بزن بریم.

‫بسه دیگه!

‫پدربزرگم بهم می‌گفت ‫هیچوقت نشسته دست نده.

‫این آجرهارو ببین.

‫تو پلیس نیستی.

‫تو یه مرد کاری هستی.

‫من کل زندگیم تو ساخت و ساز بودم.

‫سرباز بودی؟

‫چون مثل یه سرباز می‌جنگی.

‫من سهم خودمو ادا کردم.

‫من مسئولشون بودم.

‫به ما یاد دادن که از هواپیما بپریم بیرون ‫و آخرش با اتوبوس رفتیم به جنگ.

‫آره، همینه.

‫بشین، برادر.

‫شنیدم که تو مود خریدی.

‫دنبال شیشه آبی‌ام.

‫از اون خوباش.

‫جنس سنگین می‌خوام.

‫منظم.

‫مثلا ماهی چهار پوند.

‫همین؟

‫به کی می‌فروشیش؟

‫می‌ره جایی که لازمه.

‫مشتریای من به تو ربطی نداره.

‫چرا اینجا؟

‫چرا ما؟

‫رابط شیکاگوم غیبش زده.

‫من دارم کارگرارو 24 ساعته شیفتی می‌چرخونم.

‫بگو که پول توشه.

‫هفت هزارتا واسه نیم پوند.

‫این قیمت شیکاگوعه.

‫پنج‌تا.

‫یه پنکیک‌فروشی سر تقاطع بزرگراه، شمال اینجا هست.

‫ساعت 7 صبح اونجا باش، صبحونه بخور.

‫بعدش؟ ‫۲۳:۴۸

‫می‌تونی پنج تا دسته بیاری.

‫بحث خوبی بود.

‫حالا گمشو بیرون.

‫بشین.

‫این مثل یه قرار تیندر ناجوره.

‫فقط پول رو بهش بده.

‫اوه، اینم ببین.

‫مردم حرف می‌زنن.

‫پول حرف می‌زنه.

‫چیزی برام داری؟

‫ما نمی‌دونیم تو کی هستی، داداش.

‫یکی بهم زنگ زد گفت ‫جنس‌تون کجاست.

‫همین؟

‫نمی‌دونم کجا پیدات کنم.

‫آره.

‫فکر کنم می‌دونی.

‫مرسی که بهم شلیک نکردی.

‫می‌خوام بهت بگم "اسکنتی" کجاست، گنده بک.

‫منتظرم.

‫جاتو می‌گیرم.

‫فردا می‌زنم بهت، بعدش می‌تونی

‫بهم بگی چطور شماها ‫داشتین از جنس من روزگار می‌گذروندین.

‫بعدش می‌تونیم در مورد صبر کردن حرف بزنیم.

‫فکر کنم قراره پرنسس بشه، درسته رفیق؟

‫هی! شماها معجزه‌گرای تیمی هستین.

‫و این، این واسه معجزه تیمیه.

‫چرا اون؟

‫منو یاد یه نقاشی تو یکی از خونه‌های بابام انداخت.

‫ببرش عقب.

‫ببین اینا چقدر نازن.

‫شبیه کوسه‌های کوچولو می‌مونن.

‫درست مثل تو، خوشگله.

‫منو گاز گرفت!

‫قرار بود خواب باشه!

‫خیلی متاسفم، قربان.

‫می‌خوام بره بیرون!

‫از جنس من خوششون نیومد؟

‫باید بگم که راضی بودن.

‫از اینا بازم هست.

‫ولی اگه می‌خوای معامله کنی باید با یه نفر هماهنگ کنی.

‫یعنی چی؟

‫مراقب باش، رفیق.

‫با توجه به اینکه پلیس فدرال واسه یه پوند حبس ابد می‌ده.

‫آره، این به اندازه کافی برای همه اومد.

‫می‌فهمم، گنده بک.

‫یه دعوتنامه برات می‌فرستم واسه یه نشست.

‫پولتم بیار.

‫و کت و شلوار بپوش.

‫من کت و شلوار ندارم. ‫۲۳:۴۸

‫لعنتی، فردا خواهی داشت. ‫۲۳:۴۹

‫چون این مادر به خطاها ‫از هرچی بگی خفن‌ترن.

‫اول، باید گوشیتو خاموش کنی.

‫حالا چی؟

‫تو که پول منو گرفتی.

‫یه بیعانه دادی که نشون بدی اهل معامله‌ای.

‫اسم من دمیه.

‫تو چی؟

‫بیل.

‫یا کوتس.

‫گواهینامه داری؟

‫بیل کوتس؟

‫ببخشید؟

‫اون طوریش نیست.

‫بذار چکش کنه.

‫ماشین اجاره‌ای می‌رونی.

‫ما پلاک‌ها رو چک می‌کنیم.

‫واسه کم کردن مالیاته.

‫مشکلیه؟

‫این مرد شریک تجاری منه.

‫اون سیب‌زمینی کوچولوئه.

‫من سیب‌زمینی گنده‌ام.

‫بهم بگو.

‫می‌خوای دردسر درست کنی؟

‫اینجوری معامله می‌کنین؟

‫منو دعوت می‌کنین اینجا که تهدید بشم.

‫بابت این معذرت می‌خوام، ویلیام.

‫تو معلومه که آدم... ‫...آدم جدّی‌ای هستی.

‫اگه خواستی دوباره جنس بگیری، از این گوشی یه بار مصرفه استفاده کن.

‫شکلک خرگوش رو پیامک کن.

‫شکلک خرگوش.

‫...شاید خبر داشته باشی که من ‫ماهی چهار پوند لازم دارم.

‫اوه، پس شکلک بادمجون رو پیامک کن.

‫ما خبر داریم.

‫اگه از چیزی که توی ‫کیفه خوشت اومد، بیشتر معامله می‌کنیم.

‫حالا برو و پشت سرتم نگاه نکن.

‫خدافظ من.

‫ای حرومزاده‌ی موذی.

‫سلام عوضی.

‫اون اینجاست.

‫بزن بریم.

‫با دوچرخه در رفت، لعنتی.

‫دستاتو نشون بده.

‫تو ما رو اینجا ندیدی.

‫هیچ کوفتی اتفاق نیفتاد.

‫ما ازت می‌گیریمش.

‫تو هم تو لیستی.

‫دیمی رو از کجا می‌شناسی؟

‫با دیمی چه کار داری؟

‫شما دوتا آشغال چی کاره‌این؟

‫اون مردی که غرقش کردین؟ ‫۲۳:۵۰

‫توی استخر خودش، وقتی زنش پیلاتس بود؟

‫اون مرد عموی زنه بود.

‫نمی‌خوای خفه شی.

‫بهش اخطار دادم.

‫می‌دونی ما کی هستیم؟

‫اونا آدمایین که لباس بار پوشیدنشون ‫خنده‌دار نیست.

‫این لباس کوتوره، پیرمرد.

‫این برند لعنتی ماست.

‫پاهاشو ببند.

‫می‌خوای من بترسم؟

‫باید بیشتر زور بزنی.

‫دیگه بسه.

‫من پای دستوراتت وایمیستم.

‫بزن بریم.

‫همه‌تون به فاک برین!

‫می‌کشمت.

‫همه‌تونو می‌کشم!

‫می‌کشمت.

‫خدا لعنتتون کنه.

‫خدا همه‌تونو لعنت کنه.

‫یه مکث کوچولو... و ما برگشتیم.

‫اون سونکو ئه، و اون دانیا.

‫اینا پسرای منن، خونه‌ی من ‫و دودمان من، و این میزهای سرد فولادی.

‫می‌تونی صدای جنگ رو که داره میاد بشنوی؟

‫تو که هنوز نَمُردی.

‫چی میگی، لعنتی؟

‫اون لعنتی نصف صورتشو گاز گرفت.

‫دقیقا نصف صورتش چیه؟

‫اوه، 36 تا بخیه خورده.

‫چی هست؟

‫برای اینکه لپشو دوباره بچسبونن.

‫من تو کار لذت بردنم، نه جراحی.

‫بهم بگو، اصلا می‌دونی تجارت یعنی چی؟

‫من؟ نه، یعنی، آره، فاک.

‫تجارت یعنی سر حرفت بمونی، به وعده‌هات عمل کنی، مشتری رو خوشحال کنی.

‫نه!

‫دعوا!

‫لعنتی!

‫گاز گرفتن صورت، لعنتی!

‫فهمیدم.

‫نه.

‫تو همین الان 200 هزارتا منو تیغ زدی.

‫اگه تو یکی بسازی، من دوتا می‌سازم.

‫مشتری می‌خواد اون بمیره.

‫من می‌خوام اون بمیره.

‫اگه بکشیش، می‌دونی باید به چی فکر کنی.

‫من می‌رسونمت اونجا، دکتر.

‫حالا گورتو گم کن!

‫گورمو گم می‌کنم، قربان. ‫۲۳:۵۰

‫ای بابا، چه کفری بود. ‫۲۳:۵۰

‫ک... خـ...ش.

‫یه تیکه گُه گنده‌س رو کمربندش.

‫باید اون دختره رو بکشیم.

‫من پایه‌م، ولی اون توله سگو خودم می‌کشم.

‫ما با یه شیطان طرفیم.

‫این شیطون دو تا سرباز رو می‌کشه.

‫ولودیمیر، یه کاپیتان محترم رو غرق می‌کنه.

‫حالا پسرای منو می‌کشه.

‫نگرانی منو درک می‌کنی؟

‫دیمی کجاست؟

‫اون نمی‌دونه این شیطون کیه؟

‫دیمی قایم شده.

‫این کمکت می‌کنه دیمی رو پیدا کنی.

‫ممنون که اینو به اطلاعم رسوندی.

‫حالا برو.

‫شامپاین؟

‫پدرت مرده.

‫به یه صندلی بسته شده و توی یه استخر غرق شده.

‫اینم خبر خوب.

‫مردی که چیری رو کشت، پسرای منو هم کشت.

‫تانیا و وانکو.

‫تو اینو نمی‌دونستی.

‫از ک... خـ...م باید می‌دونستم؟ ‫کسی به من چیزی نمی‌گه.

‫انجمن برادری باهام طوری رفتار می‌کنه ‫انگار رادیواکتیوم.

‫این مرده کیه؟

‫با مهربونی می‌پرسم.

‫یه باند موتورسوار پولدار با رابط مت.

‫اونا منو به یه خریداری که پول نقد ‫واقعی داشت معرفی کردن. پنج دقیقه همو دیدیم.

‫همین.

‫صبر کن، صبر کن، صبر کن. من اینا رو دارم...

‫اون داره شکارت می‌کنه.

‫الو؟ الان میام.

‫روز خوبی بود؟

‫آره.

‫بزن بریم.

‫اون جوابمو نمیده.

‫چیزی حدود 20 تا پیام براش فرستادم.

‫مطمئنم حالش خوبه.

‫تو که نکشتیش، مگه نه؟

‫خدایا، شوخی کردم.

‫به من اعتماد داشتی؟

‫آره.

‫پس اگه یه چیزی بهت بگم، ‫می‌دونی که می‌تونی باور کنی، درسته؟

‫باشه، بیلدر فیش داره گند میزنه به اعصابم.

‫من یه اشتباه بزرگ کردم.

‫اوه خدای من، تو پدربزرگو کشتی.

‫مری، جدی‌ام. ‫۲۳:۵۱

‫یه سری آدمای خیلی بد دنبالم هستن ‫و نمی‌خوام هیچ‌کدوم از کسایی که دوسشون دارم آسیب ببینن.

‫داری لوکیشنت رو با پدربزرگ به اشتراک می‌ذاری؟

‫آره.

‫می‌تونی لوکیشن اونو ببینی؟

‫شاید، نمی‌دونم.

‫بابایی، اون خونه‌س.

‫مری، همین‌جا بمون، باشه؟

‫مری، همون‌جا بمون!

‫بابایی، مواظب باش!

‫... ... ...

‫... ... ...

‫... ... ... ... ... ...

‫... ...

‫تو. این اتفاقا به خاطر تو افتاد. ‫خشونت مثل یه ابر دنبالت میاد.

‫می‌تونست تو رو همون‌جا ول کنه، پدربزرگ. ‫اون جونتو نجات داد.

‫می‌تونم اینو قبول کنم.

‫همین‌طور که میری بیمارستان، اونجا جات امنه. ‫من مراقب مری هستم.

‫وقتشه که بذاریم پلیس به این قضیه رسیدگی کنه.

‫پلیس نمی‌تونه جلوشونو بگیره.

‫خیلی خب. بعدا یه فکری براش می‌کنیم.

‫خیلی حال کردم. ممنون.

‫گانی رو یادته؟

‫دوست کورت که نمی‌دونه کوره؟

‫خودشه. اون یه خونه‌ی روستایی داره. ‫اونجا جامون امنه تا وقتی که اوضاع آروم شه.

‫گرسنه‌ته؟

‫همیشه.

‫تو گرسنه‌ته؟

‫آره.

‫چی شده، مرد؟ ‫با آدمای اشتباهی درافتادی، ها؟

‫هی، می‌تونستی جلوی منو بگیری.

‫کدوم نیرویی روی زمین می‌تونه جلوی تو رو بگیره؟

‫اوضاع داره بیخ پیدا می‌کنه.

‫می‌تونی این دختره رو پیدا کنی؟ ‫واقعا می‌تونی این دختره رو پیدا کنی؟

‫می‌تونم پیداش کنم.

‫می‌خوام بیارمش خونه.

‫قبولت دارم. برنامه‌ای داری؟

‫می‌خوام از این یارو تلویزیونیه بپرسم کجاست.

‫چه راه‌هایی به اون ختم میشه؟

‫خب، تو با کشتن راهتو به اینجا باز کردی. ‫باید با کشتن هم راهتو از اینجا باز کنی.

‫من اینقدرشو حس می‌کنم.

‫می‌تونم تو این مورد کمکت کنم.

‫اوه، آره.

‫یه چیزی بهت نشون میدم.

‫می‌بینمت، قربان.

‫خیلی خب. من امشب برای تو ‫راهنمای انتخاب اسلحه‌ت خواهم بود.

‫بیا دور این دیوار بگردیم. ‫تو نتیجه‌شو می‌بینی ‫۲۳:۵۲

‫کشتار آمریکایی‌ها توسط کلاشینکف ‫از سال 1947 تا حالا.

‫خیلی خب. من امشب برای تو ‫راهنمای انتخاب اسلحه‌ت خواهم بود.

‫یه مدل لوکس و پر زرق و برقش هم هست.

‫مستقیماً از کاخ صدام کش رفتیم.

‫اینجا M4 کاربین داری. ‫شورلت ایمپالای جنگ با ترور.

‫یه MP5S3 خوشگل هم ‫اینجا داریم اگه می‌خوای یکی رو بکشی

‫ولی نمی‌خوای بیدارشون کنی. ‫۲۳:۵۲

‫ولی اصل کاری اینجاست.

‫یکی از سلاح‌های اصلی ‫چهار سوار آخرالزمان.

‫ام ۱۴.

‫شاید این سلاح یادت باشه.

‫نمی‌خوام یادم باشه، ولی هست.

‫بفرما

‫باید شماره سریال‌هاشو دریل کنیم.

‫اوه، نه. اون کار قبلا انجام شده.

‫اینا هیچ‌وقت اینجا نبودن.

‫هیچ‌جا نبودن.

‫یه جورایی مثل ما.

‫یه زمانی.

‫یه کارای خفنی کردیم، داداش.

‫آره، کردیم.

‫اون تو چیه؟

‫به تو ربطی نداره.

‫می‌تونم بیام؟

‫اصلا و ابدا.

‫مدرسه چی؟

‫چند روزه نرفتی.

‫اکثر روزا رو.

‫فقط تو رو می‌بینم.

‫می‌فهمم کی داری به دردسر میفتی

‫و هیچوقت نمیبینمت

‫قرار نیست این اتفاق بیفته.

‫اینو می‌بینی؟

‫این تویی.

‫نصف نصف.

‫باید اینو نگه داریم.

‫برمی‌گردم سراغش.

‫باشه.

‫دوستت دارم.

‫دوستت دارم، بابا.

‫بابایی، نمی‌خوام آسیبی ببینی.

‫زود برمی‌گردم.

‫باشه.

‫عزیزم، خوب مراقبش باش.

‫معلومه، حتما.

‫ممنون، جویس.

‫خدایا به ما رحم کن، خواست تو عملی بشه

‫خدا اینجا نیست، عزیزم.

‫میشه یه چرت خوب تو فضا بزنیم؟

‫بهتره بزنی کنار و بذاری این ‫دختر یه کم بخوابه

‫لعنتی، اسلحه‌ی کوفتیم کجاست؟

‫مارمولک عوضی!

‫چه کوفتیه؟ عجب سرعتی داره

‫داریم برمی‌گردیم زندان لعنتی!

‫می‌گیریش؟

‫نه، نمی‌تونم.

‫لعنت!

‫خب، نابغه. حالا چی؟ ‫۲۳:۵۳

‫خوبی؟

‫اسم من جنی گارسیاست. منو دزدیدن.

‫اشکالی نداره. می‌دونی کی هستی. ‫بیا ببریمت خونه.

‫باشه.

‫خیلی متاسفم، لعنتی.

‫دلت برام تنگ شده بود؟

‫لعنتی!

‫بزن بترکونش، لعنتی!

‫شوخی می‌کنی دیگه.

‫خودشه؟ این چه کوفتیه؟

‫لعنت، تماس تصویریه.

‫بیا، این گوشی لعنتی رو بگیر! بده به من... لعنت!

‫لعنتی.

‫لعنتی.

‫سلام، قربان.

‫تیمی میگه هنوز دختره پیش شماست.

‫اوه، آره. آره، هنوز پیش ماست.

‫نشونم بده که هنوز زنده‌ست.

‫ببین؟ هنوز زنده‌ست.

‫یه قرار دوم می‌خوام ‫امشب توی خونه‌ی روستایی.

‫یک میلیون دلار.

‫اوه، آره. هر چی شما بخواین، قربان.

‫تمیزش می‌کنم و یه بوی ‫خوشگلی هم بهش می‌زنم براتون.

‫نه، نه، نه، نه، نه. ‫کثیف می‌خوامش. نه خوابالو.

‫کثیف و زنده.

‫فعلا.

‫اوه، آره!

‫پاسپورت‌هاتون رو بدین به من، باشه؟

‫تو این همه پاسپورت به من دادی.

‫نمی‌تونم تشخیص بدم. قرمز، آبی، سبز.

‫کجا داریم می‌ریم؟

‫چی؟

‫باشه.

‫همه‌شون رو برمی‌دارم، باشه؟

‫هیس!

‫چی می‌خوای؟ پول می‌خوای؟

‫نه، من پول لعنتی تو رو نمی‌خوام!

‫من پول لعنتی تو رو نمی‌خوام!

‫همه‌ی پول رو بردار، باشه؟

‫تو هیچی نیستی.

‫نه، نه، من کمک نمی‌خوام.

‫بیا.

‫گمشو!

‫وایسا.

‫فردا حمله می‌کنیم.

‫سه.

‫چرا داری میری؟

‫بخواب.

‫با من نخواب. ‫۲۳:۵۳

‫نه.

‫تو قرار بود تکیه‌گاهم باشی.

‫بیخیال.

‫لعنتی!

‫نه، نه، نه، نه.

‫نه، نه، نه، نه.

‫نه، نه، نه، نه.

‫نه، نه، نه، نه.

‫نه، نه، نه، نه.

‫نه، نه، نه، نه.

‫می‌دونی چیه؟

‫تو فقط یه همدستی.

‫خودشه!

‫لعنت بهش!

‫لعنت بهش!

‫لعنت بهش!

‫لعنت بهش!

‫لعنت بهش!

‫لعنت بهش!

‫لعنت بهش!

‫لعنت بهش!

‫باشه، باشه، منظورت رو رسوندی.

‫حالا یه معامله می‌کنیم و تو یه ‫زندگی جدید رو به عنوان یه مرد پولدار شروع می‌کنی، ها؟

‫من خودم می‌تونم قبض‌هامو پرداخت کنم.

‫تبریک میگم.

‫نزدیک‌تر بیا و می‌میره.

‫حدس می‌زدم.

‫تو باید غیب بشی.

‫پول رو بردار.

‫یه زندگی خوب داشته باش.

‫اون کجاست؟

‫تو این زن رو نمی‌شناسی.

‫دروغگوی بدی هستی.

‫چرا به خاطرش همه چیز رو به خطر می‌ندازی؟

‫چرا به خاطر اون همه رو می‌کشی؟

‫چون بهش گفتم که هواشو دارم.

‫اگه این زن رو بهت بدم، ‫می‌ذاری برم.

‫و تو میری؟

‫چون اگه فقط آدرس رو بهت بدم،

‫اونوقت بهم شلیک می‌کنی، ها؟

‫اگه یه آدرس الکی بهم بدی و من بهت شلیک کنم چی؟

‫اون برای هر دومون بده.

‫۸۰۵۷.

‫بعدش آدرس اون رو بهت می‌دم.

‫بزن بریم.

‫این یارو رو می‌شناسی؟

‫معلومه که می‌شناسمش.

‫وایپر.

‫اون رئیس بخش منابع انسانیه ‫و برای پروژه‌های خاص نیرو استخدام می‌کنه.

‫چرا این همه کار رو برای یه فاحشه می‌کنی؟ ‫۲۳:۵۴

‫یه بار دیگه بگو.

‫خواهش می‌کنم.

‫دوباره اینو بگو.

‫فکر می‌کردم.

‫باشه، دمی.

‫بهم بگو کجا داریم می‌ریم.

‫اون کجاست؟

‫اونجا.

‫بهم بگو کجا داریم می‌ریم.

‫اون توئه.

‫اون اونجاست.

‫قول می‌دم.

‫قول می‌دم.

‫اون اونجاست.

‫چرا اون؟

‫کی تصمیم می‌گیره؟

‫وایپر میره کلاب.

‫از دخترای خوشگل عکس می‌گیره.

‫من برای مشتري‌ها می‌فرستمشون.

‫اونا انتخاب می‌کنن.

‫قرار ملاقات تنظیم می‌شه.

‫این خدمات ویژه‌ی منه.

‫مثل خریدن یه دست لاستیک زمستونی.

‫اینا آدم هستن.

‫به ما گفتن به این کوفتی شلیک نکنیم.

‫فکر می‌کنی پول براش مهمه ‫که از کجا میاد؟

‫اگه من این کار رو نمی‌کردم، ‫یکی دیگه می‌کرد.

‫هنوز بهم نگفتی چرا.

‫چرا ما رو شکار می‌کنین؟

‫تو دختر داری؟

‫نه.

‫پس نمی‌فهمی.

‫اوضاع روبه‌راهه، داداش؟

‫داداش، اوضاع اصلا روبه‌راه نیست.

‫اون حرومزاده‌ای که با دمی هماهنگ کردیم

‫امشب نصف یه دوجین روسی رو لت و پار کرد.

‫شایعه شده که همین الان داره ‫میره سمت خونه‌ی دمی.

‫همگی!

‫دهنتونو ببندین!

‫دهنتونو ببندین!

‫لعنتی.

‫قشنگ به نظر می‌رسید، پرنسس.

‫من این رفتار رو تایید نکردم. ‫حساب بانکیم تایید می‌کنه.

‫هی، وقتشه. دیگه اینجا چه غلطی ‫می‌کنیم؟ زود باش.

‫آره، من "برای همیشه" رو می‌گیرم.

‫همه‌مون فقط یه مشت عددیم، بچه. ‫چیزی شخصی نیست.

‫به نظر من که خیلی هم شخصیه.

‫الان بریم، قربان. چرا؟

‫الان یا هیچ‌وقت.

‫پس الان. ‫۲۳:۵۵

‫من باهات چیکار کردم؟

‫هیچی. این بهترین قسمتشه.

‫برام سواله که... اندرونت چه شکلیه.

‫...

‫این دیگه چه کوفتی بود؟

‫می‌خوام بهش شلیک کنم!

‫حالا کی قراره به فاک بره، ها؟

‫بگیرینش!

‫بزن بریم این حرومزاده رو بگیریم!

‫آره.

‫شما دو تا، من دارم میرم. ‫سر راهین. بیاین!

‫جمع و جور باشین! خوب باشین!

‫دیمن!

‫بذار این آخری رو انجام بدیم!

‫خفه شو!

‫همه چی درست میشه.

‫ها؟ آره؟

‫تو... تو فقط... آره.

‫دارم به این فکر می‌کنم که تو ‫نمی‌دونی داری چه غلطی می‌کنی!

‫نگران نباشید، قربان. ‫همه چی تحت کنترله. بهتون قول می‌دم.

‫دیگه بهشون کمک نکن، سزار.

‫... ... ... ... لعنتی.

‫اسم واقعیت چیه؟

‫لوین.

‫از آشناییت خوشبختم، لوین.

‫آماده‌ای پسر؟

‫من همیشه آماده‌ام.

‫آتیش من با تو نبود.

‫می‌دونم، داداش.

‫کارشو تموم کن.

‫چطور جرئت می‌کنی بیای اینجا.

‫بیا.

‫فکر کنم کشتمش.

‫اون دیگه چه کوفتی بود.

‫تو... چیکار کردی؟

‫می‌دونم کجا لوین رو کشتم.

‫باشه، می‌تونی به این خونه زنگ بزنی.

‫۳۰... کم کن تا ۶... یعنی چی؟ ‫دنبالم بیا... یه تیرانداز اون توئه...

‫اون چیه؟ بلوتوث... ‫اون یه نارنجکه؟ مراقب گوش‌هات باش.

‫آماده‌ای؟ نه. وقت رفتنه.

‫اون دنیا می‌بینمت.

‫اون چی بود؟

‫احترام به یه دوست قدیمی.

‫آماده‌ای بریم خونه؟

‫منو از این خراب‌شده ببر بیرون.

‫بله، برادرم.

‫فرار کرد. دختره کجاست؟

‫هیچ کدوم از اینا کاری نبود. ‫۲۳:۵۶

‫شیطان چیزی رو که براش اومده بود، به دست آورد. بذار بره.

‫می‌فهمم که باید سریع اقدام کنیم.

‫اون بی‌سروصدا توی دنیاست.

‫اما من اون طرف صورتم رو به مردی که ‫بچه‌هام رو کشت، برنمی‌گردونم.

‫پس ما تو رو می‌کشیم.

‫انجمن برادری مقدم بر ‫انتقام شخصیه توئه.

‫متوجه‌ای؟

‫متوجهم.

‫هی.

‫خبرچینا گیر خبرچینا میفتن.

‫خبرچینا گیر خبرچینا میفتن.

‫اون یکی دختره کجاست؟

‫اون داره با یه دختر دیگه حال می‌کنه.

‫چی؟

‫دوست داری؟

‫آره.

‫اوه نه، بهتره حواست به اون ‫تک‌چشمیه باشه.

‫اوه، نه.

‫اون خبیثه، خبیثه.

‫اوه، نه. اون مال منه.

‫هی، بابا، خودتی! برگشتی!

‫بهت گفتم که برمی‌گردم.

‫خوبی، بابا؟

‫من به تراشیدن روحم احتیاج ندارم.

‫هی، جویس.

‫تو یه تیکه ای.

‫تقریبا.

‫خب، فکر کنم نکشتمت، ها؟

‫اونا واقعا تمام تلاششون رو کردن، ها؟

‫اون دختره رو پیدا کردی؟

‫پیداش کردم.

‫خب چی رو از دست دادم؟

‫تو از دستش دادی.

‫خوش اومدی، برادر.

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.